1
00:00:01,111 --> 00:00:21,729
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:40,374 --> 00:00:42,376
‫نفر بعدی که محصول پربرکتش
رو برای متبرک شدن

3
00:00:42,459 --> 00:00:45,587
‫و توقیف بی‏درنگ
‫توسط اعلی حضرت پیشکش میکنه،

4
00:00:45,671 --> 00:00:49,508
‫یک کشاورزـه با شش دندان.
‫و همسرش بدونِ دندان.

5
00:00:49,591 --> 00:00:52,511
‫"اولی" و "آلیس"!

6
00:00:53,178 --> 00:00:57,182
‫- اون گندم‏ـه، سرورم. گندم.
‫- چی؟

7
00:00:57,266 --> 00:00:58,141
‫- گندم.
‫- کجا؟

8
00:00:58,225 --> 00:00:59,309
‫- گندم.
‫- کِی؟

9
00:00:59,393 --> 00:01:00,310
‫- گندم.
‫- با چی؟

10
00:01:00,394 --> 00:01:01,520
‫- گندم.
‫- چرا؟

11
00:01:01,603 --> 00:01:02,604
‫- گندم.
‫- ها؟

12
00:01:02,688 --> 00:01:05,482
‫دارم سر به سرت میذارم،
‫خواستم یکم جو رو عوض کنم.

13
00:01:05,566 --> 00:01:06,775
‫میشه اون ماسماسک رو بهم بدی؟

14
00:01:06,858 --> 00:01:11,822
‫از موهای چرب تا کفش‏های پاره‏پوره
‫و کثیف‏ـتون، دعای خیر من همراه شماست.

15
00:01:11,905 --> 00:01:14,700
‫- اونها کفش نیستن، پاهای خودش هستن سرورم.
‫- اونا پا هستن؟

16
00:01:14,783 --> 00:01:17,494
‫خب، قابل‏درکه.
‫پاهام پوست کلفت شدن.

17
00:01:17,578 --> 00:01:19,788
‫به علاوه، چندتا تور کشیدم
‫روشون که پوست رو نگه دارن.

18
00:01:19,871 --> 00:01:21,331
‫بعدی!

19
00:01:21,415 --> 00:01:26,503
‫تدریکِ چوپان و دیزی،
‫تنها گوسفندی که هنوز نخوردینش.

20
00:01:26,587 --> 00:01:29,881
‫من بزرگ‏ترین، و خارش‏آور
‫پلیوری که میتونستم رو براتون بافتم،

21
00:01:29,965 --> 00:01:32,676
‫ولی اگر خیلی گرم‏ونرم بود، میتونین
‫بدینش به پسر چاق و بی‏جربزه‏تون.

22
00:01:32,759 --> 00:01:35,596
‫ولش، می‏دیمیش به "بین".

23
00:01:35,679 --> 00:01:38,265
‫اون اصلا به ظاهرش اهمیتی نمیده.

24
00:01:38,348 --> 00:01:41,393
‫بین، از این نکبتِ خوش‏قلب
‫تشکر کن، که شرّش رو کم کنه.

25
00:01:41,476 --> 00:01:42,561
‫کجا رفت؟

26
00:01:42,644 --> 00:01:45,480
‫گفت اگر بهتون بگم،
‫آقا خرسه رو خراب میکنه.

27
00:01:45,564 --> 00:01:46,857
‫چی؟

28
00:01:48,191 --> 00:01:52,946
‫هر دفعه میگم همینجا بشین و مست نکن.

29
00:01:53,030 --> 00:01:56,241
‫و اونم هیچکدومش رو انجام نمیده.
‫اون عصای لامصبِ من رو بده.

30
00:02:05,250 --> 00:02:06,752
‫پرتابِ خوبی بود بابا.

31
00:02:06,835 --> 00:02:10,005
‫دور بعدی به حسابِ زاگِ پادشاه.

32
00:02:10,589 --> 00:02:14,426
‫- و به این بنده خدا دوتا بدین.
‫- اه، آخی، چرا اینقدر مهربونی؟

33
00:02:20,724 --> 00:02:23,685
‫خیلی خب، خب خب، من یکی بگم.
‫این کیه؟

34
00:02:23,769 --> 00:02:26,605
‫"من توسطِ یه صندلی کُشته شدم."

35
00:02:26,688 --> 00:02:29,816
‫یکی از نامزدات؟
‫اون یارو که خودت کُشتی؟

36
00:02:29,900 --> 00:02:32,527
‫اسمش چی بود،
‫گایزبرتِ...فراموش‏شدنی.

37
00:02:32,611 --> 00:02:34,529
‫دینگ، دینگ، دینگ! ایول!

38
00:02:34,613 --> 00:02:37,783
‫خیلی خب، بعدی منم بچه‏ها.

39
00:02:38,283 --> 00:02:42,120
‫"من یه شاهِ گنده و خپل هستم،
‫و با یه مارمولک ازدواج کردم،

40
00:02:42,204 --> 00:02:46,041
‫و دخترمم شدیدا توی مصرف الکل مشکل داره."

41
00:02:46,124 --> 00:02:47,417
‫زاگ! برو بالا!

42
00:02:48,085 --> 00:02:51,588
‫بعدی من. بعدی من. حدس بزنین این کیه.

43
00:02:52,172 --> 00:02:53,757
‫"سلام، من اِلفو هستم."

44
00:02:53,840 --> 00:02:54,758
‫اوه، اوه، من میدونم.

45
00:02:54,841 --> 00:02:58,428
‫همون یارو با کفشای ضایع،
‫که دهنش بوی گند لجن و شیرین‏بیان میده...

46
00:02:58,512 --> 00:03:01,848
‫خیلی هم آزاردهنده‏ست.
‫اسمش چی بود؟ بذار ببینم، کُئلفو؟

47
00:03:01,932 --> 00:03:06,436
‫این کجا اون کجا.
‫خودمم. الفو.

48
00:03:06,520 --> 00:03:10,232
‫تلاش خوبی بود؟ به هر حال پیک رو بریم بالا،
‫مگه نه؟

49
00:03:12,484 --> 00:03:13,819
‫- مجسمه کاهی.
‫- چی؟

50
00:03:13,902 --> 00:03:15,821
‫نه، تقریبا مجسمه کاهی رو تمام کردن.

51
00:03:15,904 --> 00:03:17,739
‫- چی؟ مجسمه کاهی؟
‫- چرا همش چی چی میکنی، پسر؟

52
00:03:17,823 --> 00:03:20,492
‫من دارم مجسمه کاهی برای آتیش‏بازیِ
‫فصل برداشت رو میگم.

53
00:03:20,575 --> 00:03:25,497
‫بهترین شبِ سال‏ـه،
‫ولی زاگ هیچوقت نمیذاره من برم.

54
00:03:25,580 --> 00:03:28,041
‫به من اعتماد نداره چون فکر میکنه
‫من فقط یه بچه‏ی خنگ هستم.

55
00:03:28,125 --> 00:03:30,252
‫خیلی غم‏انگیزه که تو هیچوقت نمیتونی بری.

56
00:03:30,335 --> 00:03:33,338
‫نه، نه، من هرسال میرم.
‫فقط اون هیچوقت بهم اجازه نمیده.

57
00:03:33,422 --> 00:03:36,508
‫من که اصلا درک نمیکنم چرا بهت
‫اعتماد نداره.

58
00:03:36,591 --> 00:03:40,595
‫خیلی خب، فردا روز بزرگی در پیش داریم.
‫بیاین آخرین پیک مشروبم برای توی راه برداریم.

59
00:03:45,851 --> 00:03:49,187
‫مسئله اینه که من مستم و دیر هم اومدم.
‫بهتره یواشکی بریم داخل.

60
00:03:59,448 --> 00:04:03,744
‫کفِ اتاق، تو همیشه توی مشکلات همراهمی.
‫خیلی حمایت‏کننده هستی.

61
00:04:03,827 --> 00:04:07,998
‫مثل دیوارها و راه پله‏ها
‫همش سد راهم نمیشی.

62
00:04:08,081 --> 00:04:11,376
‫آه، "بینی"، تو یه آبروریزیِ دائم‏الخمر
‫و بی‏خاصیتی.

63
00:04:11,460 --> 00:04:13,754
‫و توی مملکت،
‫تو رو دستِ بقیه زدی.

64
00:04:13,837 --> 00:04:16,381
‫یعنی داری میگی دُمِ تو
‫خودش مغز جداگانه داره؟

65
00:04:16,465 --> 00:04:19,634
‫چون قبلا میگفتی، قوه ادراک داره.
‫فقط محض اطلاع.

66
00:04:19,718 --> 00:04:20,886
‫هیش، هیش. ببند دهنتو.

67
00:04:20,969 --> 00:04:23,138
‫- بابای "بین" داره سرش داد می‏کشه.
‫- آخ!

68
00:04:23,221 --> 00:04:26,391
‫تو از وظایفِ سلطنتی‏ـت طفره رفتی
‫تا مست کنی.

69
00:04:26,475 --> 00:04:30,979
‫پس متوجه رفتنم شدی؟
‫مشغولِ خانواده جدیدت نبودی؟

70
00:04:31,062 --> 00:04:33,482
‫جدید؟ من چندین ساله که ازدواج کردم.

71
00:04:33,565 --> 00:04:36,985
‫و از اون زمان تا حالا، اهمیت من
‫برای تو کمتر و کمتر شده.

72
00:04:37,068 --> 00:04:40,614
‫اون سالی که با یه گدا جام رو عوض کردم
‫به زور فهمیدی.

73
00:04:40,697 --> 00:04:43,116
‫میخوای من چیکار کنم؟

74
00:04:43,200 --> 00:04:46,912
‫میخوام یه نقشی توی زندگیت داشته باشم،
‫یه نقشی توی این مملکت.

75
00:04:46,995 --> 00:04:48,580
‫از اینکه همش احساسِ بی‏مصرفی دارم
‫خسته شدم.

76
00:04:49,706 --> 00:04:53,919
‫آه، بینی، خیلی سخته که
‫بدونِ داد زدن بفهمی باید چیکار کنی.

77
00:05:03,345 --> 00:05:08,225
‫من متوجه نمیشم مشکل چیه.
‫خب دخترت احساس بی‏مصرفی داره چون بی‏مصرف‏ـه.

78
00:05:08,308 --> 00:05:09,351
‫ولی اون ناراحته.

79
00:05:09,434 --> 00:05:13,355
‫سرنوشت اون اینه که برای متحد کردنِ
‫پادشاهی‏ها ازدواج کنه، مثل ما.

80
00:05:13,438 --> 00:05:15,232
‫و بچه‏هایی مثل درک به دنیا بیاره.

81
00:05:15,315 --> 00:05:17,776
‫من وقتی آقا خرسه این شکلیه
‫خوابم نمیبره.

82
00:05:17,859 --> 00:05:21,196
‫ویپ، وَپ، درک رو تا
‫اتاقش همراهی کنین.

83
00:05:21,863 --> 00:05:25,826
‫نمیدونم. من نمیخوام بین ناراحت باشه.
‫نمیشه براش یه استخوان پرت کنیم؟

84
00:05:25,909 --> 00:05:29,037
‫خب، قربان، ما یه سفر به
‫"دَنکمایر" پیش رو داریم،

85
00:05:29,120 --> 00:05:31,581
‫ولی این سفر یه ماموریت
‫دیپلماتیکِ حساس‏ـه.

86
00:05:31,665 --> 00:05:36,211
‫عالیه. بهش یه شغلِ جعلی و نخودسیاهی
‫با یه سِمَت شیک و حمایل بدین.

87
00:05:38,088 --> 00:05:40,966
‫مگه سِمَت سفیری رو معمولا
‫به آدمای پولدار نمیدن

88
00:05:41,049 --> 00:05:42,425
‫تا احساس مهم بودن بهشون دست بده؟

89
00:05:42,509 --> 00:05:46,137
‫چرا، و همین احساس هم میکنی.
‫قایقِ سریع‏السیر به دنکمایر.

90
00:06:02,863 --> 00:06:05,156
‫ایش. گردشگرا.

91
00:06:10,704 --> 00:06:12,247
‫تقریبا رسیدیم.

92
00:06:12,330 --> 00:06:16,001
‫من خیلی هیجان‏زده‏م،
‫بخاطر همین پوستم همش داره باد میکنه.

93
00:06:16,084 --> 00:06:19,337
‫- اونا نیشِ پشه هستن.
‫- پس دارم با هیجان می‏خارونمشون.

94
00:06:19,421 --> 00:06:22,674
‫هی، هی، کوتوله، خونریزی راه ننداز.
‫خونِ تو متعلق به منه.

95
00:06:23,258 --> 00:06:25,427
‫خیلی جالبه.

96
00:06:25,510 --> 00:06:28,471
‫میدونستی دریملند، دنکمایر رو مجبور کرده
‫این آبراه رو بسازه؟

97
00:06:28,555 --> 00:06:31,308
‫بعد، اونها 100 سال سر اینکه آبراه
‫متعلق به کیه، جنگیدن،

98
00:06:31,391 --> 00:06:35,854
‫و جنگ تنها با ازدواجِ
‫شاه زاگ از دریملند، یعنی پدر تو،

99
00:06:35,937 --> 00:06:40,400
‫با پرنسس "اونا" از دنکمایر تمام شده.
‫همون مادرخوانده‏ی عجیب‏غریبت.

100
00:06:40,483 --> 00:06:41,985
‫آره، عروسی رو یادمه.

101
00:06:42,068 --> 00:06:44,195
‫من حسودیم شد و یه جغدِ مرده
‫انداختم توی کیک.

102
00:06:44,279 --> 00:06:48,283
‫- ملت همه‏ی کیک رو خوردن.
‫- هی! اینم اینجا نوشته.

103
00:07:04,883 --> 00:07:08,929
‫- وای! چه قشنگ‏ـه.
‫- اونا"، تو اینجا بزرگ شدی".

104
00:07:09,012 --> 00:07:10,931
‫میشه یه توضیحی درباره اینجا بهم بدی،

105
00:07:11,014 --> 00:07:13,266
‫و منم سعی کنم با اون لهجه حرفات رو
‫رمزگشایی کنم؟

106
00:07:13,350 --> 00:07:18,355
‫نگران نباش. از تمامِ مهمانانِ
‫دنکمایر به گرمی پذیراییِ میشه.

107
00:07:22,817 --> 00:07:25,487
‫شما دو دقیقه دیر کردید.

108
00:07:25,570 --> 00:07:28,782
‫منظور از گرم
‫گرمای افتضاح هواـست،

109
00:07:28,865 --> 00:07:31,660
‫نه گرمی مردم گند اخلاق و اخمو.

110
00:07:31,743 --> 00:07:34,037
‫پس "اونا" شوخ‏طبعیش رو از اینجا
‫به ارث برده.

111
00:07:34,120 --> 00:07:37,165
‫درسته. من دلقکِ کلاسم بودم.

112
00:07:37,248 --> 00:07:38,792
‫شوخی بود.

113
00:07:38,875 --> 00:07:40,126
‫یا شایدم نبود؟

114
00:07:44,005 --> 00:07:46,549
‫دنکمایری‏ها عاشقِ تشریفات هستند.

115
00:07:46,633 --> 00:07:50,095
‫اونها تعظیم کردن
‫بدونِ پیش تعظیم کردن رو گستاخانه می‏دونن.

116
00:07:50,178 --> 00:07:52,889
‫- میتونم از الان بگم که اینجا بدجور مزخ...
‫- ...فوق‏العاده‏ست...

117
00:07:52,973 --> 00:07:55,684
‫- ترکونده...
‫- انتظاراتِ ما رو.

118
00:07:55,767 --> 00:07:59,312
‫سرورم،
‫از طرفِ تمامِ مردم دریملند،

119
00:07:59,396 --> 00:08:04,150
‫باید بگم بخاطر این خوش‏آمدگوییِ
‫دلپذیر از شما ممنونم.

120
00:08:04,234 --> 00:08:07,153
‫و ما هم بخاطر تشکر شما ازتون ممنونیم.

121
00:08:13,034 --> 00:08:17,539
‫هی، هی، این شد سیاست.
‫نشون بده ببینیم دیگه چی توی چنته داری.

122
00:08:17,622 --> 00:08:21,084
‫آقای "چنسلر"، ما در خدمت شما هستیم

123
00:08:21,167 --> 00:08:25,588
‫و مشتاقیم که بیشتر فرهنگِ بومی شما
‫رو تجربه کنیم. برنامه بعدی چیه؟

124
00:08:25,672 --> 00:08:29,175
‫یک نمایش، در 16 پرده.

125
00:08:29,259 --> 00:08:30,719
‫ایفا شده توسطِ کودکان.

126
00:08:33,263 --> 00:08:35,348
‫اویل!

127
00:08:39,436 --> 00:08:43,273
‫هی، ماهی، اون کره بادوم زمینی که روی دُم‏ـم
‫بود برای خودم گذاشته بودم.

128
00:08:43,356 --> 00:08:46,776
‫ماهیِ مسخره، همیشه کره‏های باارزش روی بدنم
‫رو میخورن.

129
00:08:57,078 --> 00:09:01,458
‫قرن‏ها زمان برده، اما تمدنِ ما
‫به معنای واقعی از میانِ لجن سر برافروخت

130
00:09:01,541 --> 00:09:04,961
‫تا یکی از بهترین تئاترهای عمومی
‫رو در اختیار داشته باشه.

131
00:09:06,379 --> 00:09:10,800
‫ما اینطوری می‏گیم "هوممم".

132
00:09:11,384 --> 00:09:13,011
‫هوممم.

133
00:09:13,511 --> 00:09:16,389
‫شما عاشق این نمایش درباره‏ی
‫آبراه با شکوهِ ما میشین.

134
00:09:16,473 --> 00:09:19,017
‫خدا کنه موزیکال نباشه.

135
00:09:19,100 --> 00:09:21,019
‫نه، ولی یکی از اون نمایش‏هاییه

136
00:09:21,102 --> 00:09:23,730
‫که بازیگرها میان بین تماشاچیا
‫و بهشون آسیب میزنن.

137
00:09:23,813 --> 00:09:28,401
‫ما فقط از همین نمایش‏ها توی جهنم
‫اجرا میکنیم.

138
00:09:31,821 --> 00:09:35,575
‫شما نمیتونید جلوی پیشرفتِ دنکمایری‏ها
‫رو بگیرید، اهالیِ مرداب.

139
00:09:35,658 --> 00:09:40,455
‫حالا دست از شِکوه بردارید،
‫و برای ما پاک‏ترین آبراه دنیا رو بسازید.

140
00:09:41,164 --> 00:09:42,791
‫این به معنای جنگ‏ـه.

141
00:09:47,962 --> 00:09:48,838
‫ببند.

142
00:09:50,163 --> 00:09:52,763
‫(سه ساعت و نیمِ بعد)

143
00:09:53,259 --> 00:09:56,805
‫و بدینگونه، جنگِ 500 ساله به اتمام رسید،

144
00:09:56,888 --> 00:10:01,184
‫و دنکمایر و دریملند
‫آبراهِ زیبا و ازدواجی صلح‏آمیز رو

145
00:10:01,267 --> 00:10:03,770
‫با همدیگر شریک شدند.

146
00:10:03,853 --> 00:10:06,523
‫اون بچه‏ی خپل با تاج مثلا کیه؟

147
00:10:06,606 --> 00:10:09,526
‫زنده‏باد دنکمایر.

148
00:10:10,068 --> 00:10:12,362
‫ممنون که تشریف آوردین.

149
00:10:15,323 --> 00:10:16,658
‫این چه چرت‏وپرتی بود؟

150
00:10:16,741 --> 00:10:19,202
‫دارن یه جوری تظاهر میکنن انگار که
‫ما هیچ سهمی توی اون آبراه نداریم.

151
00:10:19,285 --> 00:10:22,205
‫به عنوان سفیر، باید بهت یادآوری کنم

152
00:10:22,288 --> 00:10:25,041
‫که مثل غارنشین‏ها رفتار نکنی.

153
00:10:25,125 --> 00:10:27,669
‫- یه تعریفی بکن.
‫- نه.

154
00:10:27,752 --> 00:10:33,508
‫از طرف دریملند، میخواستم
‫بگم که این نمایش واقعا با کیفیت بود.

155
00:10:33,591 --> 00:10:36,761
‫اون بچه‏ی درشت هیکل واقعا شاهکار بود.

156
00:10:38,763 --> 00:10:40,348
‫خیلی خب، کارت خوب بود.

157
00:10:40,431 --> 00:10:44,686
‫ماست‏مالی کردنِ آبروریزی‏های
‫مقامات بخش مهمی از شغل توئه.

158
00:10:44,769 --> 00:10:47,605
‫چطوره سخنرانیِ ضیافت امشب
‫رو خودت انجام بدی؟

159
00:10:47,689 --> 00:10:49,649
‫چی؟ من؟ سخنرانی؟

160
00:10:49,732 --> 00:10:53,736
‫من تا حالا سخنرانی ننوشتم.
‫گمونم میتونم یه امتحانی بکنم.

161
00:10:53,820 --> 00:10:55,947
‫عالی از پس‏ـش برمیای، تا زمانی که یادت باشه

162
00:10:56,030 --> 00:10:59,909
‫تمامِ اتحادِ شل‏وول ما
‫بستگی به خوب پیش رفتن سخنرانی داره.

163
00:10:59,993 --> 00:11:02,162
‫خیلی خب، خوش بگذره.

164
00:11:02,245 --> 00:11:05,373
‫تو نویسنده‏ی فوق‏العاده‏ای هستی.
‫من خاطراتت رو خوندم.

165
00:11:05,456 --> 00:11:08,168
‫من بهش نشون دادم کجا
‫قایمش کردی.

166
00:11:15,675 --> 00:11:20,096
‫همه چی به این سخنرانی بستگی داره.
‫خوشبختانه، بابام یادداشت‏هاش رو بهم داد.

167
00:11:21,222 --> 00:11:22,390
‫"سر هم کن"؟

168
00:11:27,812 --> 00:11:31,566
‫هی، به میخانه‏ی "مادراکرز" خوش اومدین.
‫من "چز" هستم. میخواید نوشیدنی سفارش بدین؟

169
00:11:31,649 --> 00:11:34,360
‫یا میخواین با همون قطعه‏ی دکوری ادامه بدین؟

170
00:11:36,446 --> 00:11:39,574
‫منوی مخصوص‏تون چیه؟

171
00:11:39,657 --> 00:11:42,994
‫طعنه‏های زخم‏دار.
‫شوخی کردم.

172
00:11:43,077 --> 00:11:46,331
‫چُسکل (اشاره به اسم خودش) شدین.
‫چیزی که لیاقتش رو دارین براتون میارم.

173
00:11:47,081 --> 00:11:48,374
‫من فقط نوشابه می‏خورم.

174
00:11:48,458 --> 00:11:49,792
‫ضرب‏الاجلم داره فرا میرسه.

175
00:11:50,376 --> 00:11:56,341
‫زمانی که در خط سیر بشریت...
‫نه، اینکه مسخره‏ست، مسخره.

176
00:11:56,966 --> 00:11:59,594
‫عشق...وای خدایا، من نمیتونم.

177
00:11:59,677 --> 00:12:01,596
‫من هیچوقت نمیتونم اینکارو
‫انجام بدم.

178
00:12:01,679 --> 00:12:04,098
‫من نویسنده‏های زیادی می‏شناسم.
‫اکثرشون میرن جهنم.

179
00:12:04,182 --> 00:12:08,728
‫و یکی از راه‏های رها کردنِ
‫خلاقیتت استفاده از معجونِ خلاقیت‏ـه (الکل).

180
00:12:08,811 --> 00:12:10,271
‫نه. الکل نمیخوام.

181
00:12:10,355 --> 00:12:13,691
‫لوسیل، بس کن.
‫داری اغفال‏گری میکنی.

182
00:12:13,775 --> 00:12:16,569
‫هی، من فقط تحریک‏کننده هستم.
‫خیلی فرق داره.

183
00:12:16,653 --> 00:12:20,823
‫بفرمایین.
‫الکل، الکل و ضدحال.

184
00:12:20,907 --> 00:12:22,492
‫این چیه؟

185
00:12:22,575 --> 00:12:25,119
‫مشروبِ فوق اثرگذارِ دنکمایری.

186
00:12:25,203 --> 00:12:28,581
‫یه پیک ازش براتون کافیه.
‫بخاطر همین دو پیک آوردم.

187
00:12:33,044 --> 00:12:35,255
‫دیدی؟ حتی هوس الکل هم نکردم.

188
00:12:48,559 --> 00:12:51,813
‫"بین" کدوم گوریه؟
‫من خیلی رو اون دختر حساب باز کردم.

189
00:12:51,896 --> 00:12:56,025
‫اون...نه...اون...گفتین کی؟

190
00:12:56,109 --> 00:12:57,902
‫اومد.
‫برو تو کارش، بین.

191
00:13:02,407 --> 00:13:04,826
‫ردایِ مجلسیش. برعکس‏ـه.

192
00:13:06,202 --> 00:13:10,248
‫اوخ روم سیاه.
‫بذار یه دور بچرخونمش.

193
00:13:10,748 --> 00:13:13,042
‫حالا چطوره؟

194
00:13:13,126 --> 00:13:14,794
‫وای خدایا. چیکار داری میکنی؟

195
00:13:17,005 --> 00:13:20,383
‫- چه بلایی سرت اومده؟
‫- تقصیرِ اون نیست.

196
00:13:20,466 --> 00:13:21,968
‫درسته. تقصیرِ توئه.

197
00:13:22,051 --> 00:13:23,386
‫جلوی من رو نگرفتی.

198
00:13:23,469 --> 00:13:28,349
‫باید به من افتخار کنی، بابا.
‫من هم سخنرانیم رو تمام کردم هم چیپس‏ها رو.

199
00:13:28,433 --> 00:13:31,019
‫تو الان توی وضعیتی نیستی که بخوای
‫سخنرانی کنی.

200
00:13:31,102 --> 00:13:33,604
‫بگیر بشین و صداتم در نیاد.

201
00:13:33,688 --> 00:13:35,857
‫درک رو می‏ذارم سخنرانی کنه.

202
00:13:35,940 --> 00:13:38,985
‫اون نصف دنکمایری‏ـه.
‫حداقل چند نفر راضی میشن.

203
00:13:39,068 --> 00:13:43,323
‫چی؟ میخوای آینده‏ی مملکت‏مون
‫رو بسپاری دست اون اسکل؟

204
00:13:43,406 --> 00:13:46,159
‫با در نظر گرفتن اینکه
‫همین اسکل احتمالا وارث تاج‏وتخت‏ـه

205
00:13:46,242 --> 00:13:49,996
‫میشه همون شخصی که آینده‏ی
‫مملکت‏مون بهش وابسته‏ست، پس آره.

206
00:13:51,331 --> 00:13:52,665
‫ضیافت رو شروع کنیم.

207
00:13:52,749 --> 00:13:57,253
‫با غذای سنتیِ دنکمایر شروع می‏کنیم،
‫لمپری ویوانت.

208
00:13:57,337 --> 00:13:58,338
‫واویلا!

209
00:13:58,421 --> 00:14:01,132
‫جوونن دیگه...

210
00:14:01,215 --> 00:14:04,260
‫تا وقتی گلابی پخته نذاری جلوشون،
‫لب نمی‏زنن.

211
00:14:05,094 --> 00:14:07,847
‫زودباشین. شروع کنین دیگه.

212
00:14:09,640 --> 00:14:11,517
‫من میتونم. من میتونم.

213
00:14:13,895 --> 00:14:16,606
‫ببین کی داره از غذاش لذت میبره.

214
00:14:19,859 --> 00:14:22,737
‫گوش کن پسر، خواهرت حالش
‫زیر خط فقرـه.

215
00:14:22,820 --> 00:14:24,197
‫و یه ذره هم زیر میز.

216
00:14:24,280 --> 00:14:27,533
‫پس چطوره بلند بشی و چند کلمه
‫برامون سخنرانی کنی؟

217
00:14:27,617 --> 00:14:30,161
‫کی، من؟ ولی من نمیدونم چطوری...

218
00:14:30,244 --> 00:14:32,705
‫فقط یکم چرب‏ونرم‏ـشون کن.
‫(چاپلوسی)

219
00:14:32,789 --> 00:14:34,457
‫باشه، سعیم رو می‏کنم.

220
00:14:36,417 --> 00:14:40,963
‫سلام همگی. اسم من "بانی پرنس درک‏"
‫از دریملندـه.

221
00:14:41,047 --> 00:14:45,259
‫من امشب اینجا هستم که شما رو چرب‏ونرم
‫کنم. درسته، بابا؟

222
00:14:45,343 --> 00:14:47,970
‫غیر از اینکه نمیدونم چطوری.

223
00:14:48,054 --> 00:14:50,306
‫همیشه خدمتکارم اینکارو برام میکنه.

224
00:14:50,390 --> 00:14:52,683
‫بعضی وقتا با مربا هم دوست دارم.

225
00:14:53,184 --> 00:14:57,063
‫تا حالا کره‏ی سیب رو امتحان کردین؟
‫من شاید اونم امتحان کنم.

226
00:14:57,146 --> 00:14:59,690
‫من کمکت میکنم، داداش.

227
00:15:01,401 --> 00:15:05,613
‫خانم‏ها و آقایان،
‫من سفیرِ شریف

228
00:15:05,696 --> 00:15:09,909
‫"تیابینی ماریابینی دِلا روشمبو درانکوویتز"
‫هستم.

229
00:15:09,992 --> 00:15:13,162
‫اسمم رو بخاطر بسپارین.
‫چهره‏م رو به خاطر بسپارین.

230
00:15:13,246 --> 00:15:17,250
‫اون نمایشی که پدر من اون پسر چاق‏ـه بود رو
‫یادتون میاد؟

231
00:15:17,333 --> 00:15:19,252
‫اون نمایش عالی بود.

232
00:15:19,335 --> 00:15:22,922
‫متاسفم که ما اون جنگِ طولانی
‫رو با هم داشتیم.

233
00:15:23,005 --> 00:15:24,465
‫آخه، خیلی چیز افتضاحی بود.

234
00:15:24,549 --> 00:15:28,636
‫ولی گمونم همه‏ی ما سر یک چیز توافق داریم:

235
00:15:28,719 --> 00:15:30,471
‫ما دهنتون رو سرویس کردیم.

236
00:15:31,889 --> 00:15:35,643
‫هی، اینجا رو.
‫آستین‏های من شبیهِ بال خفاشن.

237
00:15:38,938 --> 00:15:40,815
‫هی، بت‏بین، پرواز کن بیا اینجا.

238
00:15:44,819 --> 00:15:48,406
‫مراقب باشین. مراقب باشین، وگرنه من...

239
00:15:50,199 --> 00:15:51,617
‫برعکس آویزون شو.

240
00:15:51,701 --> 00:15:57,248
‫خب، در کل، دریملند هرگز
‫دوستی بهتر از دنکمایر نداشته،

241
00:15:57,331 --> 00:15:59,375
‫و من امیدوارم این مسئله هرگز تغییر نکنه.

242
00:16:04,839 --> 00:16:07,008
‫ردا پوشیدن خیلی دردسر داره.

243
00:16:07,091 --> 00:16:11,846
‫به سفیر لختِ آویزون از لوستر توجهی نکنین.

244
00:16:11,929 --> 00:16:14,265
‫ایش!

245
00:16:14,348 --> 00:16:15,433
‫وای پسر.

246
00:16:17,560 --> 00:16:20,521
‫بذار...
‫بذار کمکت کنم تمیزش کنی.

247
00:16:22,190 --> 00:16:24,984
‫- بذار الان...
‫- بس کن. داری بدتر پخشش می‏کنی.

248
00:16:25,067 --> 00:16:26,277
‫این هتک حرمت‏ـه.

249
00:16:26,360 --> 00:16:28,529
‫با منصوب کردنِ سفیر تیابینی،

250
00:16:28,613 --> 00:16:31,616
‫شما تمام چیزهایی که باید
‫در مورد اتحاد بین‏ـمون بدونیم رو رسوندین.

251
00:16:31,699 --> 00:16:35,661
‫دیگه تمامه. این یعنی جنگ! دوباره.

252
00:16:35,745 --> 00:16:38,372
‫نگهبان‏ها! پیشخدمت‏ها! دستگیرشون کنید!

253
00:16:38,456 --> 00:16:40,958
‫نه! نه، نه، نه، نه.

254
00:16:45,421 --> 00:16:47,131
‫بجنبین. از این طرف.

255
00:16:48,341 --> 00:16:50,676
‫از کجا فهمیدی این در اینجاست؟

256
00:16:50,760 --> 00:16:53,179
‫برعکسِ بعضیا،
‫من کتاب راهنما رو میخونم.

257
00:17:00,269 --> 00:17:03,856
‫یه بار شد ما بریم تعطیلاتِ خانوادگی
‫و مجبور نشیم فریادزنان فرار کنیم؟

258
00:17:07,610 --> 00:17:09,612
‫تا من گره قایق رو باز می‏کنم، معطلشون کنین.

259
00:17:09,695 --> 00:17:11,614
‫من پدر این عوضیا رو در میارم.

260
00:17:13,032 --> 00:17:15,284
‫مگه از رو جسد من رد بشین.

261
00:17:35,346 --> 00:17:37,390
‫خیلی خب، بریم. بریم. یالا!

262
00:17:43,187 --> 00:17:44,689
‫سریع باشین، دروازه.

263
00:18:02,248 --> 00:18:04,250
‫توی خونه می‏بینمتون!

264
00:18:04,333 --> 00:18:06,669
‫مامان، من می‏ترسم!

265
00:18:06,752 --> 00:18:11,007
‫- فقط نزدیکِ پدرت بمون!
‫- بخاطر همین می‏ترسم.

266
00:18:18,264 --> 00:18:23,185
‫گل کاشتی، "بین" و امیدوارم بتونی
‫توی حالِ نئشگی‏ـت طعنه‏ی من رو حس کنی.

267
00:18:23,269 --> 00:18:25,646
‫آره، آره، من افتضاحم.
‫درک، بپر رو کولِ بابا.

268
00:18:31,902 --> 00:18:33,112
‫من می‏گیرمتون.

269
00:18:33,696 --> 00:18:34,697
‫مگر اینکه برید.

270
00:18:34,780 --> 00:18:38,117
‫- دنبالشون بریم؟
‫- لطفا بگو نه. لطفا بگو نه.

271
00:18:38,200 --> 00:18:41,621
‫نیازی نیست. اونا دارن
‫میرن وسطِ قلمروی موش‏های آبی.

272
00:18:41,704 --> 00:18:44,290
‫هیولای مرداب ازشون پذیرایی می‏کنه.

273
00:18:44,373 --> 00:18:48,127
‫آخی چه ناز.
‫آها، اونجور "پذیرایی" رو میگین.

274
00:18:50,838 --> 00:18:52,715
‫و همانطور که آهسته در مرداب
‫پیش می‏رفتیم،

275
00:18:52,798 --> 00:18:56,552
‫من متوجه شدم که لباس‏هایم
‫گِلی شده‏اند.

276
00:18:56,636 --> 00:19:01,015
‫هی! بهت گفتم شرح حال روایت نکنی.

277
00:19:01,098 --> 00:19:05,436
‫پسر، من بدجور گند زدم.
‫دیوانه بودم که فکر میکردم میتونم سفیر باشم.

278
00:19:05,519 --> 00:19:08,356
‫بخاطر همین همیشه بهت میگم چیزی
‫رو امتحان نکنی.

279
00:19:08,439 --> 00:19:12,068
‫- بس کن. توی خیلی دلسردش میکنی.
‫- تویی که خیلی ترغیب‏ـش میکنی.

280
00:19:12,151 --> 00:19:14,570
‫عه، جدی؟
‫چرا یه کاری درباره‏ش نمی‏کنی؟

281
00:19:14,654 --> 00:19:16,781
‫یالا دیگه. من دارم ترغیب‏ـت میکنم.

282
00:19:16,864 --> 00:19:18,449
‫آخ!

283
00:19:20,493 --> 00:19:22,953
‫بس کن!

284
00:19:24,372 --> 00:19:26,040
‫تو حتی یه ذره محبت هم نداری.

285
00:19:26,123 --> 00:19:29,210
‫میدونی تو چی هستی؟
‫تو تمامِ وجودت بدی‏ـه،

286
00:19:29,293 --> 00:19:32,755
‫از سر دُمِ تیزت تا
‫سر گوش‏های تیزـت.

287
00:19:32,838 --> 00:19:36,217
‫وای، وای! تو به من گوش‏های سر تیزِ
‫من گیر میدی؟

288
00:19:36,300 --> 00:19:37,843
‫تا حالا خودتو توی آیینه دیدی؟

289
00:19:38,928 --> 00:19:39,887
‫وای خدای من.

290
00:19:40,471 --> 00:19:41,889
‫من عجیب‏الخلقه‏ـم.

291
00:19:46,894 --> 00:19:51,065
‫بس کنین. کافیه.
‫هردوتاتون گوش‏های عجیب‏غریب دارین.

292
00:19:51,565 --> 00:19:54,819
‫وای، این تنه درخت خیلی سفته.
‫دلم برای تُشک‏ـم تنگ شده.

293
00:19:54,902 --> 00:19:58,280
‫- دلت برای تُشک‏ـت تنگ شده، آره؟
‫- وای، خیلی زیاد.

294
00:19:58,364 --> 00:20:02,785
‫و همینطور قوـهای عروسکیت؟
‫و اون سورتمه‏ی کوچولو برای خرس اسباب‏بازیت؟

295
00:20:02,868 --> 00:20:04,120
‫برای اونا هم دلتنگی؟

296
00:20:04,203 --> 00:20:06,205
‫- نه.
‫- بمیرم برات.

297
00:20:06,288 --> 00:20:08,666
‫گمشو پایین و یه چاله بِکن
‫تا توش بخوابیم.

298
00:20:08,749 --> 00:20:10,084
‫باشـــه.

299
00:20:10,167 --> 00:20:13,254
‫به نفع‏ـتونه دهن باز نکونین.
‫(لهجه لاتی)

300
00:20:13,337 --> 00:20:17,675
‫شما آقایون کلاهتون توی بد مردابی اوفتاده.
‫شوما دیگه واس مایین. یعنی کل‏ـتون واس ماس.

301
00:20:17,758 --> 00:20:23,347
‫مال شما؟ کسی صاحب من نیست.
‫منم که صاحبِ بقیه‏م. من شاه زاگ هستم!

302
00:20:23,848 --> 00:20:24,765
‫زاگ؟

303
00:20:24,849 --> 00:20:27,852
‫- شوما شاهِ دریملند نیستی؟
‫- خودِ خودمم.

304
00:20:30,146 --> 00:20:34,066
‫ما قراره یکم تفریحِ شاهانه
‫با شوما داشته باشیم پسر.

305
00:20:38,738 --> 00:20:39,739
‫دیگه خسته شدم.

306
00:20:39,822 --> 00:20:44,243
‫نفر بعدی که دست روی اون یکی بلند کنه
‫ولش میکنم میرم، خب؟

307
00:20:45,494 --> 00:20:46,912
‫تبریک میگم، دوستان.

308
00:20:46,996 --> 00:20:50,791
‫شما اولین کسایی هستین که مجبورم کردین بگم،
‫"کاش پیش بابام بودم".

309
00:20:52,918 --> 00:20:53,878
‫بابا؟

310
00:20:59,633 --> 00:21:02,636
‫چی میخواین؟ طلا؟ جواهرات؟

311
00:21:02,720 --> 00:21:04,388
‫بیا، بگیر، تاج‏ـم رو بگیرین.

312
00:21:04,472 --> 00:21:09,894
‫خب، به خیال من که ما به هیچکدومِ اینا
‫نیاز نداریم. ما فقط میخوایم حساب صاف کنیم.

313
00:21:09,977 --> 00:21:11,854
‫حساب صاف کنین؟ مگه من چیکار کردم؟

314
00:21:11,937 --> 00:21:16,358
‫میدونم ساختن این آبراه کار شوماها بوده.
‫باعث شد من و آبا اجدادم از
‫سرزمین‏هامون رونده بشیم.

315
00:21:16,442 --> 00:21:19,820
‫بیخیال. اون که تقصیر من نبود.
‫من فقط دستورش رو دادم.

316
00:21:19,904 --> 00:21:24,200
‫دستور؟ بر حسب اتفاق ما هم قراره از
‫دستورالعمل آشپزیِ

317
00:21:25,284 --> 00:21:30,289
‫شاهِ شاهان و میگوی کبابی
‫براتون استفاده کنیم. نه شوخی میکنم.

318
00:21:30,372 --> 00:21:32,583
‫ما فقط توی یکم کره سرخ‏ـتون میکنیم.

319
00:21:34,960 --> 00:21:38,339
‫- نگران نباشین. ما نمی‏خوریمتون.
‫- معلوم بود.

320
00:21:38,422 --> 00:21:42,051
‫ما شوما رو برای
‫هیولای مرداب سرخ می‏کنیم.

321
00:22:00,945 --> 00:22:03,572
‫بابا، اندازه‏ی این ماهیتابه رو نگاه کن.

322
00:22:03,656 --> 00:22:05,407
‫هیچکس پدر من رو سرخ نمی‏کنه.

323
00:22:05,491 --> 00:22:11,080
‫جدی؟ کدومتون میخواد جلوی ما رو بگیره؟
‫دختر لاغرمردنی؟ پیشی کوچولو؟ یا جوجه اردک زشت؟

324
00:22:11,163 --> 00:22:14,208
‫بهت گفت جوجه اردک زشت.

325
00:22:14,291 --> 00:22:18,087
‫الفو، لوسی، بیاین به این
‫دهاتی‏ها نشون بدیم شهری‏ها چند مرده حلاجن.

326
00:22:18,671 --> 00:22:19,797
‫اوخ!

327
00:22:21,507 --> 00:22:22,633
‫وقتی که ست قابلمه رو گرفتیم،

328
00:22:22,716 --> 00:22:25,636
‫اصلا فکر نمی‏کردم این کوچیک‏هاش
‫به کار بیان.

329
00:22:28,806 --> 00:22:34,270
‫از اونجایی همتون سر سرخ کردن عین بچه‏ها
‫جیغ می‏کشیدین، رفتیم سراغ نقشه دوم:

330
00:22:34,353 --> 00:22:36,730
‫خام می‏دیمتون به هیولا.

331
00:22:38,649 --> 00:22:41,443
‫خیلی خب، نقشه‏ی سوم: با خرده نون پُرشون کن.

332
00:22:41,527 --> 00:22:42,611
‫نه! نه!

333
00:22:44,488 --> 00:22:50,077
‫بی‏نزاکت نباش، بابا. بذار به رسم‏ورسومِ
‫میزبان‏های مهربونمون احترام بذاریم.

334
00:22:50,160 --> 00:22:53,430
‫میتونم پیشنهاد بدم یه سر
‫سلامتی بزنیم؟

335
00:22:53,456 --> 00:22:56,525
‫من یه‏ذره مشروبِ بُنجل توی فلاسک،
‫داخل جیب شلوارم دارم.

336
00:22:56,584 --> 00:23:00,629
‫لطفا به عنوان هدیه از طرف سرزمین من
‫به...اینجا قبولش کنین.

337
00:23:00,713 --> 00:23:02,590
‫خب، چاکر شوما، آبجی...

338
00:23:02,673 --> 00:23:05,551
‫ایشون سفیرِ شریف،
‫تیابینی...

339
00:23:05,634 --> 00:23:08,971
‫هیش. من بین هستم، خب؟
‫از خودتون پذیرایی کنین.

340
00:23:09,054 --> 00:23:11,682
‫مرام‏ـتون رو می‏رسونه.

341
00:23:11,765 --> 00:23:13,309
‫گمونم شاید یه دنیای دیگه باشه

342
00:23:13,392 --> 00:23:16,687
‫که ما میتونیم بذاریم شوما برید،
‫و بتونیم با هم دوست باشیم.

343
00:23:17,354 --> 00:23:20,065
‫آره. هی، شما دهاتی‏ها، هر دوتاتون بخورین.

344
00:23:20,149 --> 00:23:21,567
‫الان ما رو چی صدا کرد؟

345
00:23:21,650 --> 00:23:24,862
‫گمونم به ما گفت دهاتی، "اسلیم".

346
00:23:24,945 --> 00:23:26,947
‫اوه، اصلا نباید اینکارو می‏کرد.

347
00:23:27,031 --> 00:23:30,618
‫باید می‏دونستم.
‫همه‏ی شما سلطنتی‏ها سر و ته یه کرباسین.

348
00:23:30,701 --> 00:23:33,787
‫فکر می‏کنین ما همگی یه مشت دهاتیِ
‫ساده‏لوح، پشت‏کوهی،

349
00:23:33,871 --> 00:23:36,123
‫و جاهلِ از همه‏جا بی‏خبر هستیم!

350
00:23:36,206 --> 00:23:39,960
‫- خب، من بهتون میگم ما چی می‏دونیم.
‫- ما چی می‏دونیم؟

351
00:23:40,044 --> 00:23:43,047
‫میدونیم قراره به خوردِ
‫هیولای مرداب بدیم‏ـشون.

352
00:23:43,130 --> 00:23:46,425
‫چون میدونین هیولای مرداب
‫جوابِ نه از کسی قبول نمی‏کنه.

353
00:23:46,508 --> 00:23:49,470
‫وقتی که اصلا انتظارش رو ندارین میاد سراغ...

354
00:23:53,682 --> 00:23:55,476
‫- وای، نه!
‫- ژون.

355
00:24:15,871 --> 00:24:20,709
‫میدونی، من متوجه شدم که تو
‫بین رو به خیلی چیزها ترغیب هم میکنی؛

356
00:24:20,793 --> 00:24:24,088
‫مشروب خوردن، دزدکی بیرون رفتن،
‫دروغ گفتن.

357
00:24:24,171 --> 00:24:27,049
‫آره، درست فهمیدی پسر.
‫دزدی، خیانت، بازی با احساسات.

358
00:24:27,132 --> 00:24:29,426
‫آره دقیقا.

359
00:24:29,510 --> 00:24:32,763
‫- بیا ببینم رفیق.
‫- عجب. باید بگم تحت تاثیر قرار گرفتم.

360
00:24:35,474 --> 00:24:37,351
‫شدیدا تحت تاثیر قرار گرفتم.

361
00:24:37,476 --> 00:24:39,269
‫خیلی خب. هی بس کن.

362
00:24:39,353 --> 00:24:41,313
‫الفو. الفو، بس کن.
‫دُمم رو بهم پس بده.

363
00:24:41,397 --> 00:24:43,816
‫پس‏ـش بده. بهم پس‏ـش بده.

364
00:24:43,899 --> 00:24:46,527
‫عجب سیاستی به خرج دادی.

365
00:24:46,610 --> 00:24:50,030
‫با اون وحشی‏ها یه جوری حرف زدی
‫انگار همسایه‏شون بودی.

366
00:24:50,114 --> 00:24:53,325
‫بدونِ رو در وایسی، اصلا هیچی.

367
00:24:53,409 --> 00:24:56,370
‫همونطور که همیشه میگم بین،
‫من بهت افتخار میکنم.

368
00:24:57,287 --> 00:24:59,498
‫تا حالا هرگز نگفتی من بهت افتخار میکنم.

369
00:24:59,581 --> 00:25:03,002
‫خب، امروز خیلی نزدیک بود بگم.

370
00:25:10,926 --> 00:25:13,137
‫هی، بابا، اشکال نداره برم؟

371
00:25:13,220 --> 00:25:16,974
‫بعضی وقتا، قسم میخورم
‫انگار دارم به مادرـت نگاه میکنم.

372
00:25:17,057 --> 00:25:21,270
‫- برو، ولی تا صبح بیای خونه، وگرنه...
‫- همه‏ی انگشت‏هام رو می‏چینی.

373
00:25:21,353 --> 00:25:23,313
‫یکیش رو برای خوش‏شانسی نمی‏چینم.

374
00:25:24,106 --> 00:25:25,190
‫ممنون.

375
00:25:30,487 --> 00:25:32,614
‫راستش، اون مجسمه شبیه توئه، بابا.

376
00:25:32,698 --> 00:25:36,160
‫آره، میدونم. بریم خونه. بدو.

377
00:25:36,869 --> 00:25:38,912
‫میدونی وقتی برسیم خونه چیکار می‏کنیم؟

378
00:25:38,996 --> 00:25:41,290
‫- اون خرس رو خاک می‏کنیم.
‫- باشه.

379
00:25:41,373 --> 00:25:45,044
‫راستش، میتونیم یه
‫قبرستونِ کامل برای اسباب‏بازیا درست کنیم.

380
00:25:45,127 --> 00:25:48,881
‫میتونیم با هم انجامش بدیم. یا بهتر از
‫اون، میتونیم به خدمتکارا بگیم درستش کنن.

381
00:25:48,964 --> 00:25:53,343
‫آره، به اندازه کافی امروز سختی کشیدیم.
‫شایدم راحت بگیریم بخوابیم؟

382
00:25:53,427 --> 00:25:57,431
‫وای، من کابوسِ اون ماهیتابه رو می‏بینم.

383
00:25:57,514 --> 00:26:01,685
‫وای پسر، چقدر بزرگ بود.

384
00:26:02,010 --> 00:26:22,510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
