1
00:00:08,041 --> 00:00:09,083
‫ما از جنگ متنفریم!

2
00:00:09,166 --> 00:00:12,000
‫- دیوانگی رو تمومش کنید!
‫- ما از این حمایت نمی‌کنیم!

3
00:00:33,750 --> 00:00:35,291
‫ممنون از همه.

4
00:00:35,375 --> 00:00:37,666
‫بریم عشق و حال کنیم!

5
00:00:45,250 --> 00:00:48,541
‫از جاسوس شیطانی خبر دیگه‌ای نشد؟

6
00:00:49,541 --> 00:00:53,083
‫ورجیل هنوز ارتباط بیشتری برقرار نکرده،
‫ولی می‌کنه.

7
00:00:53,166 --> 00:00:57,958
‫سوالاتش از بازمانده‌های تیم خوش‌آمدگویی‌مون
‫همگی درباره‌ی اوروبروس بودن.

8
00:00:58,958 --> 00:00:59,875
‫و من.

9
00:01:07,000 --> 00:01:09,000
‫« زندان اوروبروس »

10
00:01:29,291 --> 00:01:32,791
‫هی رفیق، قرار بود این یه بارِ پُر باشه.

11
00:01:32,875 --> 00:01:34,541
‫باشه، هل‌اسپاون کجاست؟

12
00:01:34,625 --> 00:01:35,625
‫ها؟

13
00:01:38,125 --> 00:01:39,166
‫اینجاست.

14
00:01:43,541 --> 00:01:46,333
‫وقتی پیداش شد چی؟

15
00:01:47,125 --> 00:01:50,083
‫همینجوریش سلاحی که برای متوقف کردنش ساختی رو شکست داده.

16
00:01:50,666 --> 00:01:54,750
‫هنوز هم‌ترازِ ژنتیکی دقیق ورجیل رو در اختیار خودمون داریم.

17
00:01:54,833 --> 00:01:56,500
‫فقط منتظریم یخش آب بشه.

18
00:01:56,583 --> 00:01:59,250
‫من سعی کردم از دانته یه عامل بسازم.

19
00:01:59,333 --> 00:02:03,791
‫اون یه بچه‌تخسِ ناشیـه که دیدگاه بچگانه‌ای نسبت به اختیار داره.

20
00:02:03,875 --> 00:02:07,250
‫همچنین تنها فردیه که می‌تونه جلوی برادرش بایسته.

21
00:02:07,333 --> 00:02:09,500
‫قراره اعزامش کنیم.

22
00:02:10,125 --> 00:02:12,583
‫مطمئنم فرمانده جدیدمون

23
00:02:12,666 --> 00:02:15,291
‫انگیزه‌ای که دانته نیاز داره رو بهش میده.

24
00:02:15,375 --> 00:02:17,416
‫به همین خاطر بهش ترفیع دادم.

25
00:02:18,666 --> 00:02:23,041
‫نگو که متوجه رابطه‌ی منحصربه‌فردشون نشدی.

26
00:02:24,000 --> 00:02:27,250
‫مگه اینکه واسه همین می‌خواستی فریزشده بمونه.

27
00:02:30,000 --> 00:02:32,000
‫« واشینگتن دی‌سی »
‫« مقر فرماندهی دارک‌کام »

28
00:02:49,125 --> 00:02:50,291
‫فرمانده آرکهام!

29
00:02:51,708 --> 00:02:53,333
‫یه گزارشی دارم.

30
00:02:55,625 --> 00:02:57,291
‫دارن بیدارش می‌کنن.

31
00:03:01,083 --> 00:03:02,708
‫ازم متنفر می‌شه.

32
00:03:05,125 --> 00:03:07,375
‫آزمایش دی‌ان‌ای‌مون نشون داده...

33
00:03:08,333 --> 00:03:09,666
‫شوهر شما...

34
00:03:10,750 --> 00:03:12,166
‫یه شیطانه!

35
00:03:13,333 --> 00:03:14,333
‫ها؟

36
00:03:16,333 --> 00:03:19,666
‫عامل انجمادزدا رو برای تزریق آماده کن.

37
00:03:19,750 --> 00:03:22,541
‫صبرکنید، انجمادزدا؟

38
00:03:22,625 --> 00:03:24,500
‫- یعنی...
‫- بله.

39
00:03:24,583 --> 00:03:27,125
‫آریوس می‌خواد بیدارش کنیم.

40
00:03:30,125 --> 00:03:31,500
‫آریوس!

41
00:03:31,583 --> 00:03:33,750
‫سلام! اینجایی.

42
00:03:33,833 --> 00:03:36,875
‫حالت چطوره لامصب؟
‫امیدوارم غذا خوشمزه بوده باشه.

43
00:03:37,583 --> 00:03:43,291
‫- آقای رئیس‌جمهور، الان داشتم...
‫- یه لحظه صبرکن ببینم.

44
00:03:43,375 --> 00:03:46,500
‫می‌خواستم به دوتاتون تبریک بگم.

45
00:03:46,583 --> 00:03:50,583
‫شنیدم یه عتیقه شیطانی قدرتمند واسه خودتون کِش رفتید.

46
00:03:50,666 --> 00:03:54,375
‫یکی از آرکاناها، درسته؟

47
00:03:55,791 --> 00:03:58,375
‫فقط شما نیستید
‫که منابع خودتون رو دارید.

48
00:03:58,458 --> 00:04:02,833
‫بهم اطلاعات کاذب دادین
‫که نیروهامون رو بفرستم به چخ برن،

49
00:04:02,916 --> 00:04:05,125
‫در حالی که مزدورهاتون از در پشتی یواشکی وارد شدن.

50
00:04:05,208 --> 00:04:09,500
‫منـو به خاطر دارک‌کام به گا دادین، مثل همیشه.

51
00:04:10,166 --> 00:04:11,458
‫نتیجه گرفتم که بهتره

52
00:04:11,541 --> 00:04:15,083
‫قابلیت انکار کردنش رو داشته باشید،
‫با توجه به طبیعت حساس...

53
00:04:15,166 --> 00:04:17,750
‫فکر کردی این یه شوخی وامونده‌ست؟

54
00:04:17,833 --> 00:04:22,541
‫حرکت‌های انجیلی شما قرار بود توی جنوب
‫برامون دوتا امتیاز اضافی بگیره.

55
00:04:22,625 --> 00:04:25,458
‫و من با جهنم وارد جنگ شدم!

56
00:04:25,541 --> 00:04:30,416
‫- بذارید خدا جنگ‌های خودش رو بکنه.
‫- کمک‌های خدا باعث نشد رئیس‌جمهور بشی.

57
00:04:30,500 --> 00:04:31,458
‫کمک‌های من باعث شد.

58
00:04:32,041 --> 00:04:37,041
‫و نهضت کسخلانه‌ی تو هم قراره استیضاحم کنه!

59
00:04:37,125 --> 00:04:41,458
‫وقتشه براتون یادآوری کنم که اینجا رئیس کیه.

60
00:04:41,541 --> 00:04:42,833
‫آها.

61
00:04:42,916 --> 00:04:48,208
‫شاید کلاً قراردادهای معدنی قلمروی شیطانی‌تون رو باطل کردم.

62
00:04:49,916 --> 00:04:55,583
‫من سهام قابل توجه توی تک‌تک شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ دارم.

63
00:04:55,666 --> 00:05:01,083
‫با یه تماس تلفنی، هر خبری که بخوام
‫به صورت ۲۴ ساعته پخش می‌شه.

64
00:05:01,166 --> 00:05:02,583
‫اعتیادت به قرص،

65
00:05:02,666 --> 00:05:05,125
‫امورات خارجیت با رازهای کشوری،

66
00:05:05,208 --> 00:05:08,166
‫یا سرنوشت ناگوار آخرین معشوقه‌ات.

67
00:05:08,250 --> 00:05:10,125
‫من...

68
00:05:20,208 --> 00:05:23,541
‫آقای رئیس‌جمهور، لطفاً ما رو ببخشید.

69
00:05:23,625 --> 00:05:27,291
‫به توجه آریوس برای مسائلی که ارزش بیشتری دارن...

70
00:05:28,000 --> 00:05:29,208
‫نیاز داریم.

71
00:05:36,291 --> 00:05:38,458
‫خدا لعنتت کنه، بینز!

72
00:05:38,541 --> 00:05:42,500
‫تو اون حرومزاده‌ی روانی رو آوردی که فقط در نابود کردن من کمک کنه؟

73
00:05:42,583 --> 00:05:43,708
‫بیخیال!

74
00:05:43,791 --> 00:05:48,833
‫من هرکاری لازم باشه می‌کنم
‫که قلمروی خدا رو روی زمین ببینم.

75
00:05:49,416 --> 00:05:54,375
‫چه به معنای این باشه که موقتاً به یک مرتدِ خودبزرگ‌بین تمکین کنیم،

76
00:05:54,958 --> 00:05:56,458
‫یا یکی رو قربانی کنیم.

77
00:06:16,666 --> 00:06:20,166
‫متاسفم. متاسفم. متاسفم!

78
00:06:24,166 --> 00:06:26,708
‫نه. نه، دوباره این کار رو نکن.

79
00:06:26,791 --> 00:06:28,708
‫خواهش می‌کنم، دوباره این نه!

80
00:06:39,833 --> 00:06:43,541
‫لرد ماندس بود که خانواده‌ی ما رو کشت.

81
00:06:44,500 --> 00:06:46,750
‫ولی تو داداشت رو رها کردی.

82
00:06:49,083 --> 00:06:50,083
‫نه!

83
00:06:52,500 --> 00:06:56,000
‫به مامان قول دادی همیشه از ورجیل محافظت کنی.

84
00:06:56,833 --> 00:06:58,583
‫ولی به خودت اولویت دادی.

85
00:07:02,333 --> 00:07:04,666
‫ورجیل، متاسفم!

86
00:07:04,750 --> 00:07:05,750
‫ترسیده بودم!

87
00:07:06,500 --> 00:07:10,666
‫متاسفم! متاسفم! متاسفم!

88
00:07:11,250 --> 00:07:14,416
‫نه. نه، دیگه این کار رو نکن.

89
00:07:14,500 --> 00:07:15,916
‫خواهش می‌کنم، دیگه این نه.

90
00:07:16,000 --> 00:07:18,708
‫ضربان قلبش داره میاد بالا.

91
00:07:19,291 --> 00:07:20,833
‫داری خیلی تند پیش میری.

92
00:07:20,916 --> 00:07:23,625
‫هنوز باید ناتوان نگهش داریم.

93
00:07:23,708 --> 00:07:25,333
‫همیشه انتقاد می‌کنی.

94
00:07:25,416 --> 00:07:27,333
‫فریز کردنـشون آسونه.

95
00:07:27,416 --> 00:07:29,458
‫آب کردن یخ‌شون یکم طول می‌کشه.

96
00:07:29,541 --> 00:07:33,208
‫چند ساعت طول می‌کشه تا این یارو
‫به هوشیاری نزدیک بشه.

97
00:07:40,458 --> 00:07:42,041
‫اون چیه؟ داره چی می‌شه؟

98
00:07:42,125 --> 00:07:43,458
‫فقط... فقط آروم باش.

99
00:07:43,541 --> 00:07:45,833
‫باید یه... چیزی...

100
00:08:03,416 --> 00:08:05,166
‫متوقفش کن! خاموشش کن!

101
00:08:05,250 --> 00:08:06,875
‫دارم تلاش می‌کنم!

102
00:08:11,833 --> 00:08:14,916
‫پادشاه ماندسِ ما آزادی‌تون رو براتون به ارمغان آورده.

103
00:08:15,000 --> 00:08:16,458
‫ازش قدردانی کنید.

104
00:08:17,333 --> 00:08:20,625
‫ماندس بود که منـو از زندان خودم رها کرد.

105
00:08:24,875 --> 00:08:27,041
‫انسان‌ها ارتش‌هاشون رو می‌فرستن،

106
00:08:29,250 --> 00:08:32,250
‫از توفانی که دارن واردش می‌شن خبر ندارن.

107
00:08:33,541 --> 00:08:35,625
‫اون توفان من هستم.

108
00:08:35,649 --> 00:08:50,649
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

109
00:09:05,000 --> 00:09:08,000
‫« شیطان هم می‌گرید »

110
00:09:16,041 --> 00:09:18,666
‫اسمت رو جهت ثبت شدن در اسناد بگو.

111
00:09:18,750 --> 00:09:19,750
‫دانته.

112
00:09:19,833 --> 00:09:22,291
‫باشه دانته. نام خانوادگیت چی؟

113
00:09:22,375 --> 00:09:23,958
‫اسپاردا، به گمونم.

114
00:09:24,041 --> 00:09:25,375
‫اسم بابامه.

115
00:09:25,458 --> 00:09:27,375
‫ولی نمی‌دونم اسم کوچیکشه یا خانوادگیش.

116
00:09:27,458 --> 00:09:30,041
‫خیلی نمی‌دونم داستان اسم شیطان‌ها چطوریه.

117
00:09:30,125 --> 00:09:33,416
‫باشه. می‌دونی چرا اینجاییم، دانته؟

118
00:09:33,500 --> 00:09:35,750
‫قراره یه مدتی برای دارک‌کام کار کنم،

119
00:09:35,833 --> 00:09:37,583
‫اونـا هم گفتن باید ارزیابی روانی بشم.

120
00:09:37,666 --> 00:09:38,750
‫نمی‌دونم چرا.

121
00:09:38,833 --> 00:09:42,875
‫یه سری مشکلات... توی حوزه داشتیم.

122
00:09:42,958 --> 00:09:45,708
‫کنگره اجباریش کرده که تمام پیمانکارهای دولتی

123
00:09:45,791 --> 00:09:50,708
‫حالا باید توسط یه متخصص روانپزشکی خارجی
‫برای عملیات تست بشن.

124
00:09:50,791 --> 00:09:51,625
‫متخصص هم منم.

125
00:09:51,708 --> 00:09:53,458
‫ببین، این قضیه زود جمع می‌شه، درسته؟

126
00:09:53,541 --> 00:09:55,916
‫باید آماده بشم که با برادرم رو در رو بشم.

127
00:09:56,000 --> 00:09:57,083
‫برادرت؟

128
00:09:57,166 --> 00:09:58,500
‫راستش برادر دوقلوم.

129
00:09:58,583 --> 00:09:59,666
‫فکر کردم تو بچگی مُرده

130
00:09:59,750 --> 00:10:02,333
‫وقتی یه مشت شیطان بهمون حمله کردن
‫و مامان‌مون رو کشتن.

131
00:10:02,416 --> 00:10:04,083
‫ظاهراً کل این مدت زنده بوده

132
00:10:04,166 --> 00:10:06,416
‫و شستشوی مغزیش دادن
‫که به پادشاه شیاطین خدمت کنه،

133
00:10:06,500 --> 00:10:07,833
‫کسی که با بابامون دشمن بود.

134
00:10:07,916 --> 00:10:09,708
‫همونی که دستور حمله رو داد.

135
00:10:09,791 --> 00:10:10,791
‫که اینطور.

136
00:10:11,291 --> 00:10:13,083
‫اگه دیگه تمومه، من میرم.

137
00:10:13,958 --> 00:10:16,958
‫دِرِک، برنامه‌ی بعدازظهر من رو خالی کن، لطفاً.

138
00:10:18,982 --> 00:10:20,982
‫« سه تجدید دیدار »

139
00:10:21,391 --> 00:10:23,391
‫« پنج ساعت قبل »

140
00:10:23,416 --> 00:10:26,250
‫لیدی... ببخشید. فرمانده.

141
00:10:26,333 --> 00:10:28,000
‫راستی تبریک میگم.

142
00:10:30,750 --> 00:10:32,500
‫اون داخل چی کار می‌کرده؟

143
00:10:32,583 --> 00:10:33,666
‫اون...

144
00:10:33,750 --> 00:10:35,958
‫درخواست خوراکی بیشتر کرده.

145
00:10:40,833 --> 00:10:43,666
‫لیدی! چه عجب! کجا بودی؟

146
00:10:44,500 --> 00:10:46,166
‫هی، چیزی می‌خوری برات بیارم؟

147
00:10:48,916 --> 00:10:50,750
‫خب، بعد از اینکه لیدی اومد دیدنم،

148
00:10:50,833 --> 00:10:53,333
‫رفتیم دیدن پیرزن دیوونه‌ای که سلاح درست می‌کنه.

149
00:10:53,416 --> 00:10:54,375
‫صبرکن، برگرد عقب.

150
00:10:54,458 --> 00:10:55,833
‫- ها؟
‫- هوم؟

151
00:10:56,416 --> 00:10:57,541
‫مشکل چیه؟

152
00:10:57,625 --> 00:11:01,291
‫مگه فرمانده آرکهام همونی نیست که گفتی،
‫این حرف خودته،

153
00:11:01,375 --> 00:11:04,875
‫«گولت زد و چیزخورت کرد
‫که اینجا زندانیت کنن؟»

154
00:11:04,958 --> 00:11:08,458
‫داستان بین من و لیدی همینه.
‫باهمدیگه بازی می‌کنیم.

155
00:11:08,541 --> 00:11:11,875
‫واسه همدیگه تله می‌ذاریم، همدیگه رو می‌کشیم،
‫همدیگه رو منفجر می‌کنیم.

156
00:11:11,958 --> 00:11:15,750
‫یعنی، بیشتر اون سر من بلا میاره،
‫ولی من یه دورگه‌ی شیطانم که ابرقدرت داره.

157
00:11:15,833 --> 00:11:17,416
‫باید زمین بازی رو براش منصفانه کنم.

158
00:11:17,500 --> 00:11:20,500
‫دانته، می‌خوام یه لحظه فکر کنی.

159
00:11:20,583 --> 00:11:24,541
‫بگو دقیقاً توی اون آزمایشگاه
‫چه اتفاقی بین تو و آرکهام افتاد.

160
00:11:24,625 --> 00:11:28,041
‫هر چیز کوچیکی که از دیدگاه خودت یادت میاد.

161
00:11:29,875 --> 00:11:32,541
‫دانته!

162
00:11:32,625 --> 00:11:34,291
‫آره، من برگشتم لیدی.

163
00:11:34,791 --> 00:11:37,250
‫بابت کاری که کردم خیلی متاسفم.

164
00:11:37,333 --> 00:11:39,958
‫راستش می‌خواستیم بیدارت کنیم، چون...

165
00:11:40,041 --> 00:11:41,750
‫داداشت ورجیل برگشته.

166
00:11:41,833 --> 00:11:43,125
‫ورجیل؟

167
00:11:43,208 --> 00:11:45,791
‫آره، ولی باید بهت بگم،

168
00:11:45,875 --> 00:11:48,541
‫داداشت داره برای پادشاه شیاطین ماندس کار می‌کنه.

169
00:11:49,541 --> 00:11:53,625
‫نه، ورجیل هیچوقت چنین کاری نمی‌کنه، مگر اینکه...

170
00:11:54,416 --> 00:11:56,333
‫شستشوی مغزیش دادن!

171
00:11:57,166 --> 00:11:58,583
‫باید نجاتش بدیم!

172
00:11:58,666 --> 00:12:00,916
‫وقتشه که ابر تیمِ...

173
00:12:01,000 --> 00:12:02,416
‫شکارچی شیطان رو...

174
00:12:02,500 --> 00:12:04,125
‫- تشکیل بدیم!
‫- تشکیل بدیم!

175
00:12:07,375 --> 00:12:09,250
‫اینـو بهت گفته؟

176
00:12:09,333 --> 00:12:12,000
‫به نظرم یخِ مغزش هنوز کامل باز نشده،

177
00:12:12,083 --> 00:12:13,750
‫ولی همیشه همینجوریه.

178
00:12:13,833 --> 00:12:18,500
‫داریم از یه مرد جوان آسیب‌روحی‌خورده حرف می‌زنیم
‫که به صورت غیرقانونی توسط شما زندانی شده بوده.

179
00:12:18,583 --> 00:12:23,125
‫می‌دونی که کل این شوخیِ نظارت دولتی فقط یه بازی تبلیغاتیه، درسته؟

180
00:12:23,208 --> 00:12:25,416
‫فکر کردی کسی واسه کشتن شیاطین میاد جلو

181
00:12:25,500 --> 00:12:28,208
‫که مشکلات روانی شدید نداشته باشه؟

182
00:12:28,291 --> 00:12:32,625
‫باشه، ارزیابی رسمیت از زیردست‌هات اینه؟

183
00:12:33,541 --> 00:12:34,625
‫باشه.

184
00:12:34,708 --> 00:12:37,625
‫می‌خوای بدونی توی اون آزمایشگاه
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

185
00:12:43,000 --> 00:12:45,541
‫خوراکی‌های دوتا دستگاه فروش رو کامل خوردی.

186
00:12:45,625 --> 00:12:46,541
‫دمت گرم.

187
00:12:46,625 --> 00:12:50,041
‫زندانی بودنِ غیرقانونی
‫اشتهای آدم رو باز می‌کنه.

188
00:12:50,125 --> 00:12:51,958
‫اومدم کمکت کنم.

189
00:12:52,958 --> 00:12:54,833
‫آخرین چیزی که یادمه،

190
00:12:54,916 --> 00:12:57,416
‫گفتی من زیادی واسه دنیا خطرناکم.

191
00:12:57,500 --> 00:12:59,291
‫چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست؟

192
00:12:59,375 --> 00:13:02,666
‫کاسه‌ای در کار نیست.
‫حالا من توی این سازمان تصمیمات رو می‌گیرم.

193
00:13:02,750 --> 00:13:06,208
‫آخرین تصمیمت باعث شد من فریز بشم.

194
00:13:06,291 --> 00:13:07,583
‫تازه دیده بودم که کل تیمم

195
00:13:07,666 --> 00:13:11,750
‫توسط خرگوش سفید جلوی صورتم سلاخی شدن،

196
00:13:11,833 --> 00:13:13,708
‫و من به اون تله کشوندمـشون.

197
00:13:13,791 --> 00:13:17,458
‫فکر کردی این بهت اجازه میده
‫که با سرنوشت من بازی کنی؟

198
00:13:18,041 --> 00:13:21,500
‫درگیر جو شدم و یه تصمیم نادرست گرفتم.

199
00:13:21,583 --> 00:13:26,125
‫ولی این دست صلحی که دراز شده
‫درباره‌ی برادر دوقلوته که مدت‌ها ندیدیش.

200
00:13:26,208 --> 00:13:27,250
‫پیداش کردیم.

201
00:13:27,333 --> 00:13:29,166
‫ورجیل...

202
00:13:29,666 --> 00:13:31,833
‫الان توی تیم ماندس‌ـه.

203
00:13:33,291 --> 00:13:34,333
‫نه...

204
00:13:35,166 --> 00:13:36,541
‫اون بچه حساسیه.

205
00:13:39,041 --> 00:13:40,625
‫چند نفر از نیروهامون رو کشت.

206
00:13:42,125 --> 00:13:43,500
‫تنهایی.

207
00:13:51,750 --> 00:13:54,791
‫من تو رو به برادرت می‌رسونم، دانته.

208
00:13:54,875 --> 00:13:59,458
‫ورجیل رو بیار توی تیم ما تا باهمدیگه نجاتش بدیم.

209
00:13:59,541 --> 00:14:01,500
‫حتماً لیدی.

210
00:14:01,583 --> 00:14:03,416
‫اما شروطش چیه؟

211
00:14:03,500 --> 00:14:05,791
‫بعد از اینکه دنیا رو نجات دادی،

212
00:14:05,875 --> 00:14:07,375
‫فریزت کردم.

213
00:14:09,958 --> 00:14:11,708
‫اینجوری دارم عذرخواهی می‌کنم.

214
00:14:12,333 --> 00:14:14,583
‫حالا نقشه‌ی واقعی چیه؟

215
00:14:14,666 --> 00:14:17,208
‫اونی که حس می‌کنی دروغ گفتن بهش رو توجیه می‌کنه؟

216
00:14:17,291 --> 00:14:20,250
‫نقشه از صلاحیت امنیتی تو بالاتره.

217
00:14:20,333 --> 00:14:23,125
‫اینجا قانون رازداری بین دکتر و بیمار وجود داره.

218
00:14:24,250 --> 00:14:26,666
‫باشه، نقشه رو بهت میگم.

219
00:14:26,750 --> 00:14:28,416
‫ورجیل رو می‌گیریم، خونش رو می‌گیریم،

220
00:14:28,500 --> 00:14:31,666
‫و باهاش شکاف بین دنیای ما و قلمروی شیطانی رو باز می‌کنیم.

221
00:14:32,625 --> 00:14:35,333
‫مگه تو و دانته در حال جنگ نبودین

222
00:14:35,416 --> 00:14:37,166
‫که دقیقاً جلوی همین رو بگیرید؟

223
00:14:37,250 --> 00:14:39,791
‫این بار فقط موقتیه.

224
00:14:40,458 --> 00:14:42,083
‫باید اونقدری باز بمونه

225
00:14:42,166 --> 00:14:45,791
‫که یه سلاح شیطانی نهایی به نام آرکانا رو
‫توش شلیک کنیم.

226
00:14:46,916 --> 00:14:49,375
‫که با یه شلیک ماندس رو بکشیم.

227
00:14:50,750 --> 00:14:53,125
‫و با توجه به اینکه همین الان دیدم
‫خیلی راحت چند صدتا از

228
00:14:53,208 --> 00:14:56,500
‫بهترین نیروهامون رو مثل استند مقوایی نابود کرد، آره،

229
00:14:56,583 --> 00:14:58,791
‫به نظرم خیلی هم موجهـه.

230
00:14:58,875 --> 00:15:00,750
‫باشه. فهمیدم.

231
00:15:01,958 --> 00:15:04,458
‫نمی‌تونم با دانته روراست باشم،

232
00:15:04,541 --> 00:15:05,708
‫به خاطر خودش.

233
00:15:07,916 --> 00:15:11,000
‫فکر نکنم باهام روراست باشی، دانته.

234
00:15:11,500 --> 00:15:13,666
‫تو هیچوقت پدرت رو ندیدی، درسته؟

235
00:15:15,250 --> 00:15:18,416
‫مادرت و برادر دوقلوت رو
‫توی بچگی از دست دادی.

236
00:15:20,083 --> 00:15:22,125
‫تنها دوستت اِنزو هم

237
00:15:22,208 --> 00:15:24,416
‫که کلی نگرانی دیگه ایجاد می‌کنه،

238
00:15:25,000 --> 00:15:26,625
‫توی آغوشت مُرد.

239
00:15:27,833 --> 00:15:31,166
‫به نظر نمیاد کسی دیگه رو داشته باشی
‫که واقعاً توی زندگیت باشه.

240
00:15:31,791 --> 00:15:34,208
‫حالا هم داداشت یهو برگشته،

241
00:15:34,291 --> 00:15:37,416
‫ظاهراً داره واسه قاتل مادرت کار می‌کنه.

242
00:15:37,500 --> 00:15:39,083
‫واکنشت به شنیدن اون قضیه چی بود؟

243
00:15:41,500 --> 00:15:42,500
‫برادرته.

244
00:15:43,541 --> 00:15:45,291
‫ورجیل زنده‌ست.

245
00:15:48,208 --> 00:15:50,250
‫کجاست؟ باید ببینمش.

246
00:15:50,333 --> 00:15:51,250
‫دانته،

247
00:15:52,333 --> 00:15:53,416
‫ورجیل...

248
00:15:53,500 --> 00:15:55,375
‫داره برای ماندس کار می‌کنه.

249
00:15:57,500 --> 00:15:58,500
♪ ‫الهه‌ها نوشتن ♪

250
00:15:59,583 --> 00:16:01,916
♪ دیگه دوستم نداشته باش‫ ♪

251
00:16:07,166 --> 00:16:09,166
♪ بگو واسه چیه‫ ♪

252
00:16:12,541 --> 00:16:15,750
♪ اگه هر بار درد می‌کنه‫ ♪

253
00:16:20,166 --> 00:16:21,166
‫نکن!

254
00:16:21,250 --> 00:16:23,708
♪ همیشه یه چیز دیگه هست‫ ♪

255
00:16:27,416 --> 00:16:30,541
♪ چطوری ادامه بدم؟‫ ♪

256
00:16:34,333 --> 00:16:38,833
♪ وقتی تمام خودم رو بهش دادم‫ ♪

257
00:16:40,791 --> 00:16:43,375
♪ همیشه از دسترسم خارجه‫ ♪

258
00:16:48,208 --> 00:16:50,416
♪ همیشه از دسترسم خارجه‫ ♪

259
00:16:54,250 --> 00:16:55,958
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

260
00:16:56,625 --> 00:16:57,833
‫این بار.

261
00:17:19,308 --> 00:17:21,308
‫« مامور تونی رِدگریو »

262
00:17:21,333 --> 00:17:25,333
‫آریوس خیلی هیجان‌زده‌ست که بالاخره می‌بینتت.

263
00:17:34,791 --> 00:17:36,375
‫پس رئیست این یاروئه؟

264
00:17:36,458 --> 00:17:37,500
‫از نظر فنی.

265
00:17:37,583 --> 00:17:40,500
‫قبلاً فقط با پولش باهامون حرف می‌زد،

266
00:17:40,583 --> 00:17:42,791
‫ولی از وقتی جنگ شروع شده...

267
00:17:47,083 --> 00:17:48,958
‫پسرِ اسپاردا.

268
00:17:50,333 --> 00:17:52,875
‫بالاخره افتخار ملاقاتت رو داریم.

269
00:17:53,541 --> 00:17:56,500
‫باور کن، تو هم باید مفتخر باشی.

270
00:17:56,583 --> 00:18:00,000
‫دوست داشتم به خاطر غیبتت
‫در محفظه‌ی خواب سرمایی‌مون عذرخواهی کنم،

271
00:18:00,083 --> 00:18:02,375
‫ولی راستش یکم حسودیم شده.

272
00:18:02,458 --> 00:18:05,041
‫خودم تو فکر امتحان کردنش بودم.

273
00:18:05,125 --> 00:18:06,125
‫ها؟

274
00:18:09,000 --> 00:18:12,000
‫بینز در امور سربازگیری کمک می‌کنه،

275
00:18:12,083 --> 00:18:15,791
‫و تیم عملیات‌های نخبه آرکهام رو
‫در برخی ماموریت‌ها

276
00:18:15,875 --> 00:18:17,291
‫که به امنیت ملی مربوط بودن، رهبری کرده.

277
00:18:17,375 --> 00:18:20,333
‫ولی دارک‌کام شرکت منه،

278
00:18:20,416 --> 00:18:22,416
‫همینطور شرکتی که مالکشـه.

279
00:18:22,500 --> 00:18:25,750
‫من شخصاً به ماموریتت نظارت خواهم داشت.

280
00:18:26,333 --> 00:18:27,750
‫بذار اطراف رو نشونت بدم.

281
00:18:35,416 --> 00:18:37,125
‫تاسیسات آموزشی‌مون،

282
00:18:37,208 --> 00:18:41,166
‫فوق‌پیشرفته، از جمله تکنولوژی واقعیت مجازی اوروبروس،

283
00:18:41,250 --> 00:18:43,125
‫که در دسترس عموم نیست.

284
00:18:43,625 --> 00:18:46,833
‫اوروبروس! از اونجا می‌شناسمت!

285
00:18:49,541 --> 00:18:51,875
‫تو همون مخترع میلیاردر دیوانه‌ای.

286
00:18:51,958 --> 00:18:54,166
‫مگه تو یه سری آزمایشات کلون‌سازی انجام نداده بودی

287
00:18:54,250 --> 00:18:57,458
‫که بتونی خون جنین بخوری
‫که جوون بمونی و از این حرفـا؟

288
00:18:59,916 --> 00:19:04,583
‫واقعاً عاشق تخیلات مسخره‌ی روزنامه‌های آمریکایی‌تون هستم.

289
00:19:06,208 --> 00:19:08,333
‫آریوس یک آزادکننده‌ست.

290
00:19:08,416 --> 00:19:10,833
‫تمام تلاش‌هاش مثل ضربه‌ی چکشی می‌مونه

291
00:19:10,916 --> 00:19:14,208
‫که زنجیرهای سرکوب‌کننده‌ای که ما رو مهار می‌کنن رو می‌شکنه.

292
00:19:16,041 --> 00:19:20,125
‫این همه چاپلوسی می‌کنی، نچایی یه‌وقت!

293
00:19:31,541 --> 00:19:33,500
‫پس اونـا قراره ورجیل رو پیدا کنن؟

294
00:19:33,583 --> 00:19:34,583
‫بله.

295
00:19:38,250 --> 00:19:41,333
‫وقتی هم پیداش کنن،
‫تو رو می‌فرستیم ببینیش.

296
00:19:41,416 --> 00:19:43,333
‫ما خودمون تلاش کردیم.

297
00:19:44,333 --> 00:19:45,875
‫این نتیجه‌اش بود.

298
00:20:03,958 --> 00:20:06,500
‫حتماً یه حسی بهش داشتی.

299
00:20:06,583 --> 00:20:08,458
‫دیدن دوباره‌ی چهره‌ی برادرت.

300
00:20:08,541 --> 00:20:11,083
‫دیدن بلایی که سر اون همه سرباز آورده بود.

301
00:20:11,166 --> 00:20:12,166
‫حس کردم...

302
00:20:13,000 --> 00:20:17,375
‫حس کردم انگار به برادرم نگاه نمی‌کنم،
‫نه برادری که یادم می‌اومد.

303
00:20:18,625 --> 00:20:20,791
‫نمی‌خوام باهاش بجنگم.

304
00:20:20,875 --> 00:20:25,500
‫ولی ماندس هرکاری کرده که ورجیل اینجوری شده،
‫برش می‌گردونم.

305
00:20:27,083 --> 00:20:28,416
‫هرجوری که مجبور باشم.

306
00:20:29,666 --> 00:20:31,458
‫ما پشت سرت هستیم.

307
00:20:37,791 --> 00:20:39,791
‫تو بچگی رقابت سالمی داشتیم.

308
00:20:40,458 --> 00:20:42,041
‫کارهای برادرانه‌ی نرمال.

309
00:20:42,125 --> 00:20:44,000
‫بحث سر دسته بازی،

310
00:20:44,083 --> 00:20:45,416
‫دعوا با چاقوی آشپزخونه،

311
00:20:45,500 --> 00:20:49,250
‫اینکه کدوم یکی می‌تونه طرف مقابل رو
‫با یه ضربه از دیوارهای بیشتری عبور بده.

312
00:20:49,333 --> 00:20:51,750
‫بگذریم، چندتا سلاح نیاز داشتم.

313
00:20:52,333 --> 00:20:54,583
‫و چون دارک‌کام تمام سلاح‌هام رو گرفته بود،

314
00:20:54,666 --> 00:20:57,458
‫رفتیم دیدن پیرزن دیوانه‌ای که سلاح درست می‌کنه.

315
00:21:08,333 --> 00:21:09,250
‫اه.

316
00:21:09,333 --> 00:21:11,916
‫هنوز یه چیزی می‌خواد که بهش نیروی بیشتر بده.

317
00:21:12,708 --> 00:21:14,333
‫شاید نارنجک؟

318
00:21:16,041 --> 00:21:17,791
‫دقیقاً داشتم بهش فکر می‌کردم.

319
00:21:18,375 --> 00:21:19,625
‫نل گلدستاین.

320
00:21:20,125 --> 00:21:21,666
‫مهندس ارشد سلاح‌سازی.

321
00:21:23,791 --> 00:21:26,208
‫دلم می‌خواست مامان‌بزرگم اونجوری باشه.

322
00:21:35,333 --> 00:21:37,250
‫اون خیلی خوشگله،

323
00:21:37,333 --> 00:21:39,625
‫شمشیره هم خیلی بد نیست.

324
00:21:39,708 --> 00:21:43,083
‫نمی‌خواستم توی یه قفسه‌ی مدارک بذارنش،

325
00:21:43,166 --> 00:21:44,958
‫پس گفتم نل نگهش داره.

326
00:21:45,041 --> 00:21:47,083
‫یه چیز دیگه داریم که ازش خوشت میاد.

327
00:21:57,583 --> 00:21:59,625
‫اصل کاری اینـاست.

328
00:22:01,583 --> 00:22:03,541
‫گفتم نل برات درست‌شون کنه.

329
00:22:03,625 --> 00:22:04,958
‫محض نیاز.

330
00:22:05,041 --> 00:22:08,458
‫فولاد ماکاییـه، که مثل همیشه خراب‌شون نکنی.

331
00:22:08,541 --> 00:22:13,041
‫کالیبر ۴۵، نیمه خودکار، ماشه روکش طلا،

332
00:22:13,125 --> 00:22:15,958
‫متعادل‌کننده‌ی دهانه‌ی کوتاه‌شده
‫برای کاهش لگد،

333
00:22:16,041 --> 00:22:18,416
‫و سیستم‌های تنظیم دید سفارشی.

334
00:22:19,000 --> 00:22:23,041
‫- خانمـا کی هستن؟
‫- دوتا خانم خوشگل رو دستت گرفتی.

335
00:22:23,125 --> 00:22:24,500
‫اِبونی و آیوری.

336
00:22:24,583 --> 00:22:27,708
‫پرتره‌هاشون رو از روی خودم ساختم، معلوم نیست مگه؟

337
00:23:04,208 --> 00:23:06,791
‫آره، فکر کنم بتونم باهاشون کار کنم.

338
00:23:07,100 --> 00:23:09,100
‫« برای تونی ردگریو »
‫« کاری از آثار هنری کالیبر ۴۵ »

339
00:23:09,125 --> 00:23:11,000
‫اسم مستعار مزدوری قدیمیت رو پیدا کردیم.

340
00:23:11,500 --> 00:23:14,791
‫باملاحظه‌ترین کادوییه که تا حالا کسی بهم داده.

341
00:23:16,041 --> 00:23:16,916
‫دارک‌کام.

342
00:23:20,458 --> 00:23:24,166
‫هر چیز دیگه‌ای که خواستین رو بردارین،
‫فقط بی‌سروصدا.

343
00:23:24,250 --> 00:23:25,875
‫برنامه‌ام داره شروع می‌شه.

344
00:23:25,958 --> 00:23:29,166
‫از پسش برمیای، دانته. بهت باور دارم.

345
00:23:30,166 --> 00:23:32,750
‫به برنامه خوش اومدین.
‫من استن سالیوان هستم.

346
00:23:33,458 --> 00:23:37,833
‫امروز یه مهمون ویژه و غیرمنتظره داریم.

347
00:23:37,916 --> 00:23:40,875
‫سفیر رسمی از قلمروی شیطانی،

348
00:23:40,958 --> 00:23:44,500
‫که اسمش ورجیلِ شیطانه.

349
00:23:44,583 --> 00:23:45,541
‫جان؟

350
00:23:45,625 --> 00:23:47,416
‫عمراً.

351
00:23:47,500 --> 00:23:49,791
‫- خدای من.
‫- واقعاً؟

352
00:23:57,500 --> 00:24:00,041
‫ممنون که دعوتم کردی، استن.

353
00:24:00,065 --> 00:24:02,065
‫« سفیر »

354
00:24:04,041 --> 00:24:05,541
‫خب، برای شروع، ورجیل،

355
00:24:05,625 --> 00:24:06,750
‫اگه می‌شه اینجوری صدات کنم،

356
00:24:06,833 --> 00:24:09,750
‫یه سوالی که فکر کنم خیلی از تماشاگران‌مون دارن...

357
00:24:09,833 --> 00:24:13,375
‫تو دقیقاً شبیه یه شیطان نیستی.

358
00:24:14,083 --> 00:24:18,458
‫اونوقت یه شیطان چه شکلیه، استن؟

359
00:24:26,375 --> 00:24:27,583
‫شوخی می‌کنم.

360
00:24:28,166 --> 00:24:29,583
‫قاعدتاً می‌دونم منظورت چیه.

361
00:24:36,541 --> 00:24:37,583
‫هوم.

362
00:24:39,583 --> 00:24:41,708
‫توضیحش ساده‌ست.

363
00:24:41,791 --> 00:24:44,916
‫پدرم یه شیطان بود،
‫ولی مادرم انسان بود.

364
00:24:47,250 --> 00:24:50,125
‫وای. من... حتی نمی‌دونستم که...

365
00:24:50,208 --> 00:24:52,791
‫باید تعطیلش کنیم. الان.

366
00:24:52,875 --> 00:24:56,625
‫تعطیلش کنیم؟ این برنامه‌ایه که هیچ‌جوره نمی‌شه از دست دادش.

367
00:24:56,708 --> 00:24:59,583
‫حرکتی نبود که از یه جنگجوی جدی انتظارش رو داشتم.

368
00:24:59,666 --> 00:25:01,916
‫کل زمین بازی رو بهم ریخته.

369
00:25:02,000 --> 00:25:03,375
‫واقعاً کارش درسته.

370
00:25:03,458 --> 00:25:06,041
‫افراد زیادی مثل تو هستن؟

371
00:25:06,125 --> 00:25:08,083
‫افراد دیگه‌ای که مثل من باشن؟

372
00:25:08,666 --> 00:25:09,958
‫فقط یکی هست.

373
00:25:10,041 --> 00:25:12,166
‫من روی زمین به دنیا اومدم.

374
00:25:12,250 --> 00:25:15,333
‫ولی من از بچگی در ماکای زندگی کردم.

375
00:25:15,416 --> 00:25:19,291
‫حالا از طرف ماندس، پادشاهم برگشتم.

376
00:25:19,375 --> 00:25:22,625
‫به همه‌ی شما گفتن که دنیای ما جهنمه،

377
00:25:22,708 --> 00:25:24,416
‫و حاکم ما شیطان.

378
00:25:24,500 --> 00:25:27,125
‫ولی اینـا فقط قصه‌ست.

379
00:25:27,208 --> 00:25:30,125
‫ربطی به طبیعت واقعی ما ندارن.

380
00:25:31,000 --> 00:25:35,333
‫ماندس فقط می‌خواد نظم مناسب قلمروش رو حفظ کنه.

381
00:25:35,416 --> 00:25:37,625
‫چطور می‌تونه از اون هیولا دفاع کنه؟

382
00:25:37,708 --> 00:25:38,708
‫وقتی اون...

383
00:25:39,208 --> 00:25:43,125
‫رهبران شما، با کمک جارچی‌های جیب‌پُرِشون،

384
00:25:43,208 --> 00:25:46,625
‫این تلاش برای هجوم رو به عنوان یک جنگ اخلاقی بهتون فروختن.

385
00:25:46,708 --> 00:25:48,166
‫خیر در برابر شر.

386
00:25:48,250 --> 00:25:50,083
‫بشر در برابر جهنم.

387
00:25:50,166 --> 00:25:54,958
‫برخلاف اونـا، من باور دارم شما هوش کافی
‫برای مواجه شدن با واقعیت رو دارید.

388
00:25:56,958 --> 00:25:59,791
‫این عکس‌های دوربین امنیتی

389
00:25:59,875 --> 00:26:03,500
‫یکی از زندان‌های مخفی مخصوص شیطان‌های کشور شماست.

390
00:26:03,583 --> 00:26:07,666
‫نشون میده سربازهاتون دارن ماکایی‌ها رو بدون محاکمه شکنجه می‌کنن،

391
00:26:07,750 --> 00:26:10,958
‫به خاطر هیچ جرمی جز خواستگاه‌شون.

392
00:26:13,625 --> 00:26:15,250
‫خدا لعنتش کنه!

393
00:26:16,416 --> 00:26:18,291
‫بفهمید چطوری اونـا رو گیر آورده!

394
00:26:18,375 --> 00:26:21,000
‫اون شیطان‌ها از نیروهای ماندس نیستن.

395
00:26:21,083 --> 00:26:23,291
‫غیرنظامی‌ان، پناهنده‌ان.

396
00:26:23,375 --> 00:26:26,416
‫هیچ پناهنده‌ای از جهنم وجود نداره.

397
00:26:26,916 --> 00:26:30,416
‫فکر کردم تا حالا متوجه خطایی که تو این زمینه داری شده باشی.

398
00:26:31,958 --> 00:26:37,375
‫اگه نقشه‌ی بزرگش اینه که امیدوار باشه
‫مردم برای شیاطین دلسوزی کنن...

399
00:26:37,958 --> 00:26:42,458
‫این زندانی که دارن غیرنظامی‌های بیگناه رو شکنجه می‌کنه یه موسسه خصوصیه،

400
00:26:42,541 --> 00:26:47,916
‫که مالکیتش به یک شرکت والد به نام اوروبروس برمی‌گرده.

401
00:26:48,666 --> 00:26:53,416
‫حمله به ماکای و جون افرادی که از هر دو قلمروی ما گرفته

402
00:26:53,500 --> 00:26:58,583
‫همگی توسط یه نام طراحی شدن، آریوس فون ارنبرگ.

403
00:26:58,666 --> 00:27:03,958
‫تمام هدف کشور شما برای وارد جنگ شدن با ماکای
‫بر اساس یک دروغ ساخته شده.

404
00:27:04,041 --> 00:27:05,750
‫دروغی که توسط آریوس ساخته شده.

405
00:27:06,708 --> 00:27:10,750
‫اون به اصطلاح شیطانی که به نیویورک سیتی حمله کرد،
‫خرگوش سفید،

406
00:27:10,833 --> 00:27:12,583
‫- در واقع...
‫- تصویر رو قطع کنید!

407
00:27:18,500 --> 00:27:19,375
‫عجب.

408
00:27:19,875 --> 00:27:22,458
‫خوب شد.

409
00:27:32,000 --> 00:27:38,625
‫اون بزرگترین پخش در تاریخ تلویزیون بود.

410
00:27:38,708 --> 00:27:41,375
‫منـم توش نقش داشتم!

411
00:27:41,458 --> 00:27:44,000
‫ورجیل! ورجیل!

412
00:27:44,083 --> 00:27:46,083
‫ورجیل! ورجیل!

413
00:27:56,750 --> 00:28:00,125
‫قربان. آقای ورجیل.

414
00:28:00,625 --> 00:28:03,125
‫رئیس‌جمهور هستن.

415
00:28:03,791 --> 00:28:05,875
‫ورجیل. رفیق.

416
00:28:05,958 --> 00:28:08,750
‫با توجه به اینکه تو سفیر ماکای هستی و این حرفـا،

417
00:28:09,541 --> 00:28:13,000
‫گمونم بهتره باهم یه مذاکره‌ای بکنیم.

418
00:28:16,000 --> 00:28:19,000
‫« مخزن دیوار آتش فانتوم »

419
00:28:40,500 --> 00:28:43,583
‫مطمئن می‌شم تحت محافظت باشید.
‫شما و دیگر...

420
00:28:46,000 --> 00:28:47,000
‫خانواده‌ها.

421
00:28:52,708 --> 00:28:53,708
‫بینز!

422
00:28:55,166 --> 00:28:57,500
‫می‌دونی ورجیل می‌خواست چی بگه.

423
00:28:57,583 --> 00:28:59,666
‫دروغی که آریوس داره لاپوشونیش می‌کنه.

424
00:29:00,166 --> 00:29:03,375
‫ماندس باید شکست بخوره.

425
00:29:04,833 --> 00:29:07,000
‫واقعاً توی تیم ماندس‌ـه.

426
00:29:09,083 --> 00:29:12,416
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد.

427
00:29:12,500 --> 00:29:16,750
‫وایسا دانته. باور ندارم از نظر روانی آماده باشی...

428
00:29:16,833 --> 00:29:19,583
‫بهت اجازه‌ی ورود به میدان نمیدم.

429
00:29:19,666 --> 00:29:25,125
‫قراره در این باره یه جلسه کمیته کنگره‌ای برگزار بشه. آهای؟

430
00:29:27,250 --> 00:29:31,250
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد.

431
00:29:31,333 --> 00:29:34,166
‫ورود تا کمتر از ده دقیقه.

432
00:30:07,916 --> 00:30:09,333
‫نگران نباش، مامان.

433
00:30:12,500 --> 00:30:14,041
‫برش می‌گردونم.

434
00:30:14,065 --> 00:30:24,065
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
