WEBVTT

00:08.041 --> 00:09.083
‫ما از جنگ متنفریم!

00:09.166 --> 00:12.000
‫- دیوانگی رو تمومش کنید!
‫- ما از این حمایت نمی‌کنیم!

00:33.750 --> 00:35.291
‫ممنون از همه.

00:35.375 --> 00:37.666
‫بریم عشق و حال کنیم!

00:45.250 --> 00:48.541
‫از جاسوس شیطانی خبر دیگه‌ای نشد؟

00:49.541 --> 00:53.083
‫ورجیل هنوز ارتباط بیشتری برقرار نکرده،
‫ولی می‌کنه.

00:53.166 --> 00:57.958
‫سوالاتش از بازمانده‌های تیم خوش‌آمدگویی‌مون
‫همگی درباره‌ی اوروبروس بودن.

00:58.958 --> 00:59.875
‫و من.

01:07.000 --> 01:09.000
‫« زندان اوروبروس »

01:29.291 --> 01:32.791
‫هی رفیق، قرار بود این یه بارِ پُر باشه.

01:32.875 --> 01:34.541
‫باشه، هل‌اسپاون کجاست؟

01:34.625 --> 01:35.625
‫ها؟

01:38.125 --> 01:39.166
‫اینجاست.

01:43.541 --> 01:46.333
‫وقتی پیداش شد چی؟

01:47.125 --> 01:50.083
‫همینجوریش سلاحی که برای متوقف کردنش ساختی رو شکست داده.

01:50.666 --> 01:54.750
‫هنوز هم‌ترازِ ژنتیکی دقیق ورجیل رو در اختیار خودمون داریم.

01:54.833 --> 01:56.500
‫فقط منتظریم یخش آب بشه.

01:56.583 --> 01:59.250
‫من سعی کردم از دانته یه عامل بسازم.

01:59.333 --> 02:03.791
‫اون یه بچه‌تخسِ ناشیـه که دیدگاه بچگانه‌ای نسبت به اختیار داره.

02:03.875 --> 02:07.250
‫همچنین تنها فردیه که می‌تونه جلوی برادرش بایسته.

02:07.333 --> 02:09.500
‫قراره اعزامش کنیم.

02:10.125 --> 02:12.583
‫مطمئنم فرمانده جدیدمون

02:12.666 --> 02:15.291
‫انگیزه‌ای که دانته نیاز داره رو بهش میده.

02:15.375 --> 02:17.416
‫به همین خاطر بهش ترفیع دادم.

02:18.666 --> 02:23.041
‫نگو که متوجه رابطه‌ی منحصربه‌فردشون نشدی.

02:24.000 --> 02:27.250
‫مگه اینکه واسه همین می‌خواستی فریزشده بمونه.

02:30.000 --> 02:32.000
‫« واشینگتن دی‌سی »
‫« مقر فرماندهی دارک‌کام »

02:49.125 --> 02:50.291
‫فرمانده آرکهام!

02:51.708 --> 02:53.333
‫یه گزارشی دارم.

02:55.625 --> 02:57.291
‫دارن بیدارش می‌کنن.

03:01.083 --> 03:02.708
‫ازم متنفر می‌شه.

03:05.125 --> 03:07.375
‫آزمایش دی‌ان‌ای‌مون نشون داده...

03:08.333 --> 03:09.666
‫شوهر شما...

03:10.750 --> 03:12.166
‫یه شیطانه!

03:13.333 --> 03:14.333
‫ها؟

03:16.333 --> 03:19.666
‫عامل انجمادزدا رو برای تزریق آماده کن.

03:19.750 --> 03:22.541
‫صبرکنید، انجمادزدا؟

03:22.625 --> 03:24.500
‫- یعنی...
‫- بله.

03:24.583 --> 03:27.125
‫آریوس می‌خواد بیدارش کنیم.

03:30.125 --> 03:31.500
‫آریوس!

03:31.583 --> 03:33.750
‫سلام! اینجایی.

03:33.833 --> 03:36.875
‫حالت چطوره لامصب؟
‫امیدوارم غذا خوشمزه بوده باشه.

03:37.583 --> 03:43.291
‫- آقای رئیس‌جمهور، الان داشتم...
‫- یه لحظه صبرکن ببینم.

03:43.375 --> 03:46.500
‫می‌خواستم به دوتاتون تبریک بگم.

03:46.583 --> 03:50.583
‫شنیدم یه عتیقه شیطانی قدرتمند واسه خودتون کِش رفتید.

03:50.666 --> 03:54.375
‫یکی از آرکاناها، درسته؟

03:55.791 --> 03:58.375
‫فقط شما نیستید
‫که منابع خودتون رو دارید.

03:58.458 --> 04:02.833
‫بهم اطلاعات کاذب دادین
‫که نیروهامون رو بفرستم به چخ برن،

04:02.916 --> 04:05.125
‫در حالی که مزدورهاتون از در پشتی یواشکی وارد شدن.

04:05.208 --> 04:09.500
‫منـو به خاطر دارک‌کام به گا دادین، مثل همیشه.

04:10.166 --> 04:11.458
‫نتیجه گرفتم که بهتره

04:11.541 --> 04:15.083
‫قابلیت انکار کردنش رو داشته باشید،
‫با توجه به طبیعت حساس...

04:15.166 --> 04:17.750
‫فکر کردی این یه شوخی وامونده‌ست؟

04:17.833 --> 04:22.541
‫حرکت‌های انجیلی شما قرار بود توی جنوب
‫برامون دوتا امتیاز اضافی بگیره.

04:22.625 --> 04:25.458
‫و من با جهنم وارد جنگ شدم!

04:25.541 --> 04:30.416
‫- بذارید خدا جنگ‌های خودش رو بکنه.
‫- کمک‌های خدا باعث نشد رئیس‌جمهور بشی.

04:30.500 --> 04:31.458
‫کمک‌های من باعث شد.

04:32.041 --> 04:37.041
‫و نهضت کسخلانه‌ی تو هم قراره استیضاحم کنه!

04:37.125 --> 04:41.458
‫وقتشه براتون یادآوری کنم که اینجا رئیس کیه.

04:41.541 --> 04:42.833
‫آها.

04:42.916 --> 04:48.208
‫شاید کلاً قراردادهای معدنی قلمروی شیطانی‌تون رو باطل کردم.

04:49.916 --> 04:55.583
‫من سهام قابل توجه توی تک‌تک شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ دارم.

04:55.666 --> 05:01.083
‫با یه تماس تلفنی، هر خبری که بخوام
‫به صورت ۲۴ ساعته پخش می‌شه.

05:01.166 --> 05:02.583
‫اعتیادت به قرص،

05:02.666 --> 05:05.125
‫امورات خارجیت با رازهای کشوری،

05:05.208 --> 05:08.166
‫یا سرنوشت ناگوار آخرین معشوقه‌ات.

05:08.250 --> 05:10.125
‫من...

05:20.208 --> 05:23.541
‫آقای رئیس‌جمهور، لطفاً ما رو ببخشید.

05:23.625 --> 05:27.291
‫به توجه آریوس برای مسائلی که ارزش بیشتری دارن...

05:28.000 --> 05:29.208
‫نیاز داریم.

05:36.291 --> 05:38.458
‫خدا لعنتت کنه، بینز!

05:38.541 --> 05:42.500
‫تو اون حرومزاده‌ی روانی رو آوردی که فقط در نابود کردن من کمک کنه؟

05:42.583 --> 05:43.708
‫بیخیال!

05:43.791 --> 05:48.833
‫من هرکاری لازم باشه می‌کنم
‫که قلمروی خدا رو روی زمین ببینم.

05:49.416 --> 05:54.375
‫چه به معنای این باشه که موقتاً به یک مرتدِ خودبزرگ‌بین تمکین کنیم،

05:54.958 --> 05:56.458
‫یا یکی رو قربانی کنیم.

06:16.666 --> 06:20.166
‫متاسفم. متاسفم. متاسفم!

06:24.166 --> 06:26.708
‫نه. نه، دوباره این کار رو نکن.

06:26.791 --> 06:28.708
‫خواهش می‌کنم، دوباره این نه!

06:39.833 --> 06:43.541
‫لرد ماندس بود که خانواده‌ی ما رو کشت.

06:44.500 --> 06:46.750
‫ولی تو داداشت رو رها کردی.

06:49.083 --> 06:50.083
‫نه!

06:52.500 --> 06:56.000
‫به مامان قول دادی همیشه از ورجیل محافظت کنی.

06:56.833 --> 06:58.583
‫ولی به خودت اولویت دادی.

07:02.333 --> 07:04.666
‫ورجیل، متاسفم!

07:04.750 --> 07:05.750
‫ترسیده بودم!

07:06.500 --> 07:10.666
‫متاسفم! متاسفم! متاسفم!

07:11.250 --> 07:14.416
‫نه. نه، دیگه این کار رو نکن.

07:14.500 --> 07:15.916
‫خواهش می‌کنم، دیگه این نه.

07:16.000 --> 07:18.708
‫ضربان قلبش داره میاد بالا.

07:19.291 --> 07:20.833
‫داری خیلی تند پیش میری.

07:20.916 --> 07:23.625
‫هنوز باید ناتوان نگهش داریم.

07:23.708 --> 07:25.333
‫همیشه انتقاد می‌کنی.

07:25.416 --> 07:27.333
‫فریز کردنـشون آسونه.

07:27.416 --> 07:29.458
‫آب کردن یخ‌شون یکم طول می‌کشه.

07:29.541 --> 07:33.208
‫چند ساعت طول می‌کشه تا این یارو
‫به هوشیاری نزدیک بشه.

07:40.458 --> 07:42.041
‫اون چیه؟ داره چی می‌شه؟

07:42.125 --> 07:43.458
‫فقط... فقط آروم باش.

07:43.541 --> 07:45.833
‫باید یه... چیزی...

08:03.416 --> 08:05.166
‫متوقفش کن! خاموشش کن!

08:05.250 --> 08:06.875
‫دارم تلاش می‌کنم!

08:11.833 --> 08:14.916
‫پادشاه ماندسِ ما آزادی‌تون رو براتون به ارمغان آورده.

08:15.000 --> 08:16.458
‫ازش قدردانی کنید.

08:17.333 --> 08:20.625
‫ماندس بود که منـو از زندان خودم رها کرد.

08:24.875 --> 08:27.041
‫انسان‌ها ارتش‌هاشون رو می‌فرستن،

08:29.250 --> 08:32.250
‫از توفانی که دارن واردش می‌شن خبر ندارن.

08:33.541 --> 08:35.625
‫اون توفان من هستم.

08:35.649 --> 08:50.649
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

09:05.000 --> 09:08.000
‫« شیطان هم می‌گرید »

09:16.041 --> 09:18.666
‫اسمت رو جهت ثبت شدن در اسناد بگو.

09:18.750 --> 09:19.750
‫دانته.

09:19.833 --> 09:22.291
‫باشه دانته. نام خانوادگیت چی؟

09:22.375 --> 09:23.958
‫اسپاردا، به گمونم.

09:24.041 --> 09:25.375
‫اسم بابامه.

09:25.458 --> 09:27.375
‫ولی نمی‌دونم اسم کوچیکشه یا خانوادگیش.

09:27.458 --> 09:30.041
‫خیلی نمی‌دونم داستان اسم شیطان‌ها چطوریه.

09:30.125 --> 09:33.416
‫باشه. می‌دونی چرا اینجاییم، دانته؟

09:33.500 --> 09:35.750
‫قراره یه مدتی برای دارک‌کام کار کنم،

09:35.833 --> 09:37.583
‫اونـا هم گفتن باید ارزیابی روانی بشم.

09:37.666 --> 09:38.750
‫نمی‌دونم چرا.

09:38.833 --> 09:42.875
‫یه سری مشکلات... توی حوزه داشتیم.

09:42.958 --> 09:45.708
‫کنگره اجباریش کرده که تمام پیمانکارهای دولتی

09:45.791 --> 09:50.708
‫حالا باید توسط یه متخصص روانپزشکی خارجی
‫برای عملیات تست بشن.

09:50.791 --> 09:51.625
‫متخصص هم منم.

09:51.708 --> 09:53.458
‫ببین، این قضیه زود جمع می‌شه، درسته؟

09:53.541 --> 09:55.916
‫باید آماده بشم که با برادرم رو در رو بشم.

09:56.000 --> 09:57.083
‫برادرت؟

09:57.166 --> 09:58.500
‫راستش برادر دوقلوم.

09:58.583 --> 09:59.666
‫فکر کردم تو بچگی مُرده

09:59.750 --> 10:02.333
‫وقتی یه مشت شیطان بهمون حمله کردن
‫و مامان‌مون رو کشتن.

10:02.416 --> 10:04.083
‫ظاهراً کل این مدت زنده بوده

10:04.166 --> 10:06.416
‫و شستشوی مغزیش دادن
‫که به پادشاه شیاطین خدمت کنه،

10:06.500 --> 10:07.833
‫کسی که با بابامون دشمن بود.

10:07.916 --> 10:09.708
‫همونی که دستور حمله رو داد.

10:09.791 --> 10:10.791
‫که اینطور.

10:11.291 --> 10:13.083
‫اگه دیگه تمومه، من میرم.

10:13.958 --> 10:16.958
‫دِرِک، برنامه‌ی بعدازظهر من رو خالی کن، لطفاً.

10:18.982 --> 10:20.982
‫« سه تجدید دیدار »

10:21.391 --> 10:23.391
‫« پنج ساعت قبل »

10:23.416 --> 10:26.250
‫لیدی... ببخشید. فرمانده.

10:26.333 --> 10:28.000
‫راستی تبریک میگم.

10:30.750 --> 10:32.500
‫اون داخل چی کار می‌کرده؟

10:32.583 --> 10:33.666
‫اون...

10:33.750 --> 10:35.958
‫درخواست خوراکی بیشتر کرده.

10:40.833 --> 10:43.666
‫لیدی! چه عجب! کجا بودی؟

10:44.500 --> 10:46.166
‫هی، چیزی می‌خوری برات بیارم؟

10:48.916 --> 10:50.750
‫خب، بعد از اینکه لیدی اومد دیدنم،

10:50.833 --> 10:53.333
‫رفتیم دیدن پیرزن دیوونه‌ای که سلاح درست می‌کنه.

10:53.416 --> 10:54.375
‫صبرکن، برگرد عقب.

10:54.458 --> 10:55.833
‫- ها؟
‫- هوم؟

10:56.416 --> 10:57.541
‫مشکل چیه؟

10:57.625 --> 11:01.291
‫مگه فرمانده آرکهام همونی نیست که گفتی،
‫این حرف خودته،

11:01.375 --> 11:04.875
‫«گولت زد و چیزخورت کرد
‫که اینجا زندانیت کنن؟»

11:04.958 --> 11:08.458
‫داستان بین من و لیدی همینه.
‫باهمدیگه بازی می‌کنیم.

11:08.541 --> 11:11.875
‫واسه همدیگه تله می‌ذاریم، همدیگه رو می‌کشیم،
‫همدیگه رو منفجر می‌کنیم.

11:11.958 --> 11:15.750
‫یعنی، بیشتر اون سر من بلا میاره،
‫ولی من یه دورگه‌ی شیطانم که ابرقدرت داره.

11:15.833 --> 11:17.416
‫باید زمین بازی رو براش منصفانه کنم.

11:17.500 --> 11:20.500
‫دانته، می‌خوام یه لحظه فکر کنی.

11:20.583 --> 11:24.541
‫بگو دقیقاً توی اون آزمایشگاه
‫چه اتفاقی بین تو و آرکهام افتاد.

11:24.625 --> 11:28.041
‫هر چیز کوچیکی که از دیدگاه خودت یادت میاد.

11:29.875 --> 11:32.541
‫دانته!

11:32.625 --> 11:34.291
‫آره، من برگشتم لیدی.

11:34.791 --> 11:37.250
‫بابت کاری که کردم خیلی متاسفم.

11:37.333 --> 11:39.958
‫راستش می‌خواستیم بیدارت کنیم، چون...

11:40.041 --> 11:41.750
‫داداشت ورجیل برگشته.

11:41.833 --> 11:43.125
‫ورجیل؟

11:43.208 --> 11:45.791
‫آره، ولی باید بهت بگم،

11:45.875 --> 11:48.541
‫داداشت داره برای پادشاه شیاطین ماندس کار می‌کنه.

11:49.541 --> 11:53.625
‫نه، ورجیل هیچوقت چنین کاری نمی‌کنه، مگر اینکه...

11:54.416 --> 11:56.333
‫شستشوی مغزیش دادن!

11:57.166 --> 11:58.583
‫باید نجاتش بدیم!

11:58.666 --> 12:00.916
‫وقتشه که ابر تیمِ...

12:01.000 --> 12:02.416
‫شکارچی شیطان رو...

12:02.500 --> 12:04.125
‫- تشکیل بدیم!
‫- تشکیل بدیم!

12:07.375 --> 12:09.250
‫اینـو بهت گفته؟

12:09.333 --> 12:12.000
‫به نظرم یخِ مغزش هنوز کامل باز نشده،

12:12.083 --> 12:13.750
‫ولی همیشه همینجوریه.

12:13.833 --> 12:18.500
‫داریم از یه مرد جوان آسیب‌روحی‌خورده حرف می‌زنیم
‫که به صورت غیرقانونی توسط شما زندانی شده بوده.

12:18.583 --> 12:23.125
‫می‌دونی که کل این شوخیِ نظارت دولتی فقط یه بازی تبلیغاتیه، درسته؟

12:23.208 --> 12:25.416
‫فکر کردی کسی واسه کشتن شیاطین میاد جلو

12:25.500 --> 12:28.208
‫که مشکلات روانی شدید نداشته باشه؟

12:28.291 --> 12:32.625
‫باشه، ارزیابی رسمیت از زیردست‌هات اینه؟

12:33.541 --> 12:34.625
‫باشه.

12:34.708 --> 12:37.625
‫می‌خوای بدونی توی اون آزمایشگاه
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

12:43.000 --> 12:45.541
‫خوراکی‌های دوتا دستگاه فروش رو کامل خوردی.

12:45.625 --> 12:46.541
‫دمت گرم.

12:46.625 --> 12:50.041
‫زندانی بودنِ غیرقانونی
‫اشتهای آدم رو باز می‌کنه.

12:50.125 --> 12:51.958
‫اومدم کمکت کنم.

12:52.958 --> 12:54.833
‫آخرین چیزی که یادمه،

12:54.916 --> 12:57.416
‫گفتی من زیادی واسه دنیا خطرناکم.

12:57.500 --> 12:59.291
‫چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست؟

12:59.375 --> 13:02.666
‫کاسه‌ای در کار نیست.
‫حالا من توی این سازمان تصمیمات رو می‌گیرم.

13:02.750 --> 13:06.208
‫آخرین تصمیمت باعث شد من فریز بشم.

13:06.291 --> 13:07.583
‫تازه دیده بودم که کل تیمم

13:07.666 --> 13:11.750
‫توسط خرگوش سفید جلوی صورتم سلاخی شدن،

13:11.833 --> 13:13.708
‫و من به اون تله کشوندمـشون.

13:13.791 --> 13:17.458
‫فکر کردی این بهت اجازه میده
‫که با سرنوشت من بازی کنی؟

13:18.041 --> 13:21.500
‫درگیر جو شدم و یه تصمیم نادرست گرفتم.

13:21.583 --> 13:26.125
‫ولی این دست صلحی که دراز شده
‫درباره‌ی برادر دوقلوته که مدت‌ها ندیدیش.

13:26.208 --> 13:27.250
‫پیداش کردیم.

13:27.333 --> 13:29.166
‫ورجیل...

13:29.666 --> 13:31.833
‫الان توی تیم ماندس‌ـه.

13:33.291 --> 13:34.333
‫نه...

13:35.166 --> 13:36.541
‫اون بچه حساسیه.

13:39.041 --> 13:40.625
‫چند نفر از نیروهامون رو کشت.

13:42.125 --> 13:43.500
‫تنهایی.

13:51.750 --> 13:54.791
‫من تو رو به برادرت می‌رسونم، دانته.

13:54.875 --> 13:59.458
‫ورجیل رو بیار توی تیم ما تا باهمدیگه نجاتش بدیم.

13:59.541 --> 14:01.500
‫حتماً لیدی.

14:01.583 --> 14:03.416
‫اما شروطش چیه؟

14:03.500 --> 14:05.791
‫بعد از اینکه دنیا رو نجات دادی،

14:05.875 --> 14:07.375
‫فریزت کردم.

14:09.958 --> 14:11.708
‫اینجوری دارم عذرخواهی می‌کنم.

14:12.333 --> 14:14.583
‫حالا نقشه‌ی واقعی چیه؟

14:14.666 --> 14:17.208
‫اونی که حس می‌کنی دروغ گفتن بهش رو توجیه می‌کنه؟

14:17.291 --> 14:20.250
‫نقشه از صلاحیت امنیتی تو بالاتره.

14:20.333 --> 14:23.125
‫اینجا قانون رازداری بین دکتر و بیمار وجود داره.

14:24.250 --> 14:26.666
‫باشه، نقشه رو بهت میگم.

14:26.750 --> 14:28.416
‫ورجیل رو می‌گیریم، خونش رو می‌گیریم،

14:28.500 --> 14:31.666
‫و باهاش شکاف بین دنیای ما و قلمروی شیطانی رو باز می‌کنیم.

14:32.625 --> 14:35.333
‫مگه تو و دانته در حال جنگ نبودین

14:35.416 --> 14:37.166
‫که دقیقاً جلوی همین رو بگیرید؟

14:37.250 --> 14:39.791
‫این بار فقط موقتیه.

14:40.458 --> 14:42.083
‫باید اونقدری باز بمونه

14:42.166 --> 14:45.791
‫که یه سلاح شیطانی نهایی به نام آرکانا رو
‫توش شلیک کنیم.

14:46.916 --> 14:49.375
‫که با یه شلیک ماندس رو بکشیم.

14:50.750 --> 14:53.125
‫و با توجه به اینکه همین الان دیدم
‫خیلی راحت چند صدتا از

14:53.208 --> 14:56.500
‫بهترین نیروهامون رو مثل استند مقوایی نابود کرد، آره،

14:56.583 --> 14:58.791
‫به نظرم خیلی هم موجهـه.

14:58.875 --> 15:00.750
‫باشه. فهمیدم.

15:01.958 --> 15:04.458
‫نمی‌تونم با دانته روراست باشم،

15:04.541 --> 15:05.708
‫به خاطر خودش.

15:07.916 --> 15:11.000
‫فکر نکنم باهام روراست باشی، دانته.

15:11.500 --> 15:13.666
‫تو هیچوقت پدرت رو ندیدی، درسته؟

15:15.250 --> 15:18.416
‫مادرت و برادر دوقلوت رو
‫توی بچگی از دست دادی.

15:20.083 --> 15:22.125
‫تنها دوستت اِنزو هم

15:22.208 --> 15:24.416
‫که کلی نگرانی دیگه ایجاد می‌کنه،

15:25.000 --> 15:26.625
‫توی آغوشت مُرد.

15:27.833 --> 15:31.166
‫به نظر نمیاد کسی دیگه رو داشته باشی
‫که واقعاً توی زندگیت باشه.

15:31.791 --> 15:34.208
‫حالا هم داداشت یهو برگشته،

15:34.291 --> 15:37.416
‫ظاهراً داره واسه قاتل مادرت کار می‌کنه.

15:37.500 --> 15:39.083
‫واکنشت به شنیدن اون قضیه چی بود؟

15:41.500 --> 15:42.500
‫برادرته.

15:43.541 --> 15:45.291
‫ورجیل زنده‌ست.

15:48.208 --> 15:50.250
‫کجاست؟ باید ببینمش.

15:50.333 --> 15:51.250
‫دانته،

15:52.333 --> 15:53.416
‫ورجیل...

15:53.500 --> 15:55.375
‫داره برای ماندس کار می‌کنه.

15:57.500 --> 15:58.500
♪ ‫الهه‌ها نوشتن ♪

15:59.583 --> 16:01.916
♪ دیگه دوستم نداشته باش‫ ♪

16:07.166 --> 16:09.166
♪ بگو واسه چیه‫ ♪

16:12.541 --> 16:15.750
♪ اگه هر بار درد می‌کنه‫ ♪

16:20.166 --> 16:21.166
‫نکن!

16:21.250 --> 16:23.708
♪ همیشه یه چیز دیگه هست‫ ♪

16:27.416 --> 16:30.541
♪ چطوری ادامه بدم؟‫ ♪

16:34.333 --> 16:38.833
♪ وقتی تمام خودم رو بهش دادم‫ ♪

16:40.791 --> 16:43.375
♪ همیشه از دسترسم خارجه‫ ♪

16:48.208 --> 16:50.416
♪ همیشه از دسترسم خارجه‫ ♪

16:54.250 --> 16:55.958
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

16:56.625 --> 16:57.833
‫این بار.

17:19.308 --> 17:21.308
‫« مامور تونی رِدگریو »

17:21.333 --> 17:25.333
‫آریوس خیلی هیجان‌زده‌ست که بالاخره می‌بینتت.

17:34.791 --> 17:36.375
‫پس رئیست این یاروئه؟

17:36.458 --> 17:37.500
‫از نظر فنی.

17:37.583 --> 17:40.500
‫قبلاً فقط با پولش باهامون حرف می‌زد،

17:40.583 --> 17:42.791
‫ولی از وقتی جنگ شروع شده...

17:47.083 --> 17:48.958
‫پسرِ اسپاردا.

17:50.333 --> 17:52.875
‫بالاخره افتخار ملاقاتت رو داریم.

17:53.541 --> 17:56.500
‫باور کن، تو هم باید مفتخر باشی.

17:56.583 --> 18:00.000
‫دوست داشتم به خاطر غیبتت
‫در محفظه‌ی خواب سرمایی‌مون عذرخواهی کنم،

18:00.083 --> 18:02.375
‫ولی راستش یکم حسودیم شده.

18:02.458 --> 18:05.041
‫خودم تو فکر امتحان کردنش بودم.

18:05.125 --> 18:06.125
‫ها؟

18:09.000 --> 18:12.000
‫بینز در امور سربازگیری کمک می‌کنه،

18:12.083 --> 18:15.791
‫و تیم عملیات‌های نخبه آرکهام رو
‫در برخی ماموریت‌ها

18:15.875 --> 18:17.291
‫که به امنیت ملی مربوط بودن، رهبری کرده.

18:17.375 --> 18:20.333
‫ولی دارک‌کام شرکت منه،

18:20.416 --> 18:22.416
‫همینطور شرکتی که مالکشـه.

18:22.500 --> 18:25.750
‫من شخصاً به ماموریتت نظارت خواهم داشت.

18:26.333 --> 18:27.750
‫بذار اطراف رو نشونت بدم.

18:35.416 --> 18:37.125
‫تاسیسات آموزشی‌مون،

18:37.208 --> 18:41.166
‫فوق‌پیشرفته، از جمله تکنولوژی واقعیت مجازی اوروبروس،

18:41.250 --> 18:43.125
‫که در دسترس عموم نیست.

18:43.625 --> 18:46.833
‫اوروبروس! از اونجا می‌شناسمت!

18:49.541 --> 18:51.875
‫تو همون مخترع میلیاردر دیوانه‌ای.

18:51.958 --> 18:54.166
‫مگه تو یه سری آزمایشات کلون‌سازی انجام نداده بودی

18:54.250 --> 18:57.458
‫که بتونی خون جنین بخوری
‫که جوون بمونی و از این حرفـا؟

18:59.916 --> 19:04.583
‫واقعاً عاشق تخیلات مسخره‌ی روزنامه‌های آمریکایی‌تون هستم.

19:06.208 --> 19:08.333
‫آریوس یک آزادکننده‌ست.

19:08.416 --> 19:10.833
‫تمام تلاش‌هاش مثل ضربه‌ی چکشی می‌مونه

19:10.916 --> 19:14.208
‫که زنجیرهای سرکوب‌کننده‌ای که ما رو مهار می‌کنن رو می‌شکنه.

19:16.041 --> 19:20.125
‫این همه چاپلوسی می‌کنی، نچایی یه‌وقت!

19:31.541 --> 19:33.500
‫پس اونـا قراره ورجیل رو پیدا کنن؟

19:33.583 --> 19:34.583
‫بله.

19:38.250 --> 19:41.333
‫وقتی هم پیداش کنن،
‫تو رو می‌فرستیم ببینیش.

19:41.416 --> 19:43.333
‫ما خودمون تلاش کردیم.

19:44.333 --> 19:45.875
‫این نتیجه‌اش بود.

20:03.958 --> 20:06.500
‫حتماً یه حسی بهش داشتی.

20:06.583 --> 20:08.458
‫دیدن دوباره‌ی چهره‌ی برادرت.

20:08.541 --> 20:11.083
‫دیدن بلایی که سر اون همه سرباز آورده بود.

20:11.166 --> 20:12.166
‫حس کردم...

20:13.000 --> 20:17.375
‫حس کردم انگار به برادرم نگاه نمی‌کنم،
‫نه برادری که یادم می‌اومد.

20:18.625 --> 20:20.791
‫نمی‌خوام باهاش بجنگم.

20:20.875 --> 20:25.500
‫ولی ماندس هرکاری کرده که ورجیل اینجوری شده،
‫برش می‌گردونم.

20:27.083 --> 20:28.416
‫هرجوری که مجبور باشم.

20:29.666 --> 20:31.458
‫ما پشت سرت هستیم.

20:37.791 --> 20:39.791
‫تو بچگی رقابت سالمی داشتیم.

20:40.458 --> 20:42.041
‫کارهای برادرانه‌ی نرمال.

20:42.125 --> 20:44.000
‫بحث سر دسته بازی،

20:44.083 --> 20:45.416
‫دعوا با چاقوی آشپزخونه،

20:45.500 --> 20:49.250
‫اینکه کدوم یکی می‌تونه طرف مقابل رو
‫با یه ضربه از دیوارهای بیشتری عبور بده.

20:49.333 --> 20:51.750
‫بگذریم، چندتا سلاح نیاز داشتم.

20:52.333 --> 20:54.583
‫و چون دارک‌کام تمام سلاح‌هام رو گرفته بود،

20:54.666 --> 20:57.458
‫رفتیم دیدن پیرزن دیوانه‌ای که سلاح درست می‌کنه.

21:08.333 --> 21:09.250
‫اه.

21:09.333 --> 21:11.916
‫هنوز یه چیزی می‌خواد که بهش نیروی بیشتر بده.

21:12.708 --> 21:14.333
‫شاید نارنجک؟

21:16.041 --> 21:17.791
‫دقیقاً داشتم بهش فکر می‌کردم.

21:18.375 --> 21:19.625
‫نل گلدستاین.

21:20.125 --> 21:21.666
‫مهندس ارشد سلاح‌سازی.

21:23.791 --> 21:26.208
‫دلم می‌خواست مامان‌بزرگم اونجوری باشه.

21:35.333 --> 21:37.250
‫اون خیلی خوشگله،

21:37.333 --> 21:39.625
‫شمشیره هم خیلی بد نیست.

21:39.708 --> 21:43.083
‫نمی‌خواستم توی یه قفسه‌ی مدارک بذارنش،

21:43.166 --> 21:44.958
‫پس گفتم نل نگهش داره.

21:45.041 --> 21:47.083
‫یه چیز دیگه داریم که ازش خوشت میاد.

21:57.583 --> 21:59.625
‫اصل کاری اینـاست.

22:01.583 --> 22:03.541
‫گفتم نل برات درست‌شون کنه.

22:03.625 --> 22:04.958
‫محض نیاز.

22:05.041 --> 22:08.458
‫فولاد ماکاییـه، که مثل همیشه خراب‌شون نکنی.

22:08.541 --> 22:13.041
‫کالیبر ۴۵، نیمه خودکار، ماشه روکش طلا،

22:13.125 --> 22:15.958
‫متعادل‌کننده‌ی دهانه‌ی کوتاه‌شده
‫برای کاهش لگد،

22:16.041 --> 22:18.416
‫و سیستم‌های تنظیم دید سفارشی.

22:19.000 --> 22:23.041
‫- خانمـا کی هستن؟
‫- دوتا خانم خوشگل رو دستت گرفتی.

22:23.125 --> 22:24.500
‫اِبونی و آیوری.

22:24.583 --> 22:27.708
‫پرتره‌هاشون رو از روی خودم ساختم، معلوم نیست مگه؟

23:04.208 --> 23:06.791
‫آره، فکر کنم بتونم باهاشون کار کنم.

23:07.100 --> 23:09.100
‫« برای تونی ردگریو »
‫« کاری از آثار هنری کالیبر ۴۵ »

23:09.125 --> 23:11.000
‫اسم مستعار مزدوری قدیمیت رو پیدا کردیم.

23:11.500 --> 23:14.791
‫باملاحظه‌ترین کادوییه که تا حالا کسی بهم داده.

23:16.041 --> 23:16.916
‫دارک‌کام.

23:20.458 --> 23:24.166
‫هر چیز دیگه‌ای که خواستین رو بردارین،
‫فقط بی‌سروصدا.

23:24.250 --> 23:25.875
‫برنامه‌ام داره شروع می‌شه.

23:25.958 --> 23:29.166
‫از پسش برمیای، دانته. بهت باور دارم.

23:30.166 --> 23:32.750
‫به برنامه خوش اومدین.
‫من استن سالیوان هستم.

23:33.458 --> 23:37.833
‫امروز یه مهمون ویژه و غیرمنتظره داریم.

23:37.916 --> 23:40.875
‫سفیر رسمی از قلمروی شیطانی،

23:40.958 --> 23:44.500
‫که اسمش ورجیلِ شیطانه.

23:44.583 --> 23:45.541
‫جان؟

23:45.625 --> 23:47.416
‫عمراً.

23:47.500 --> 23:49.791
‫- خدای من.
‫- واقعاً؟

23:57.500 --> 24:00.041
‫ممنون که دعوتم کردی، استن.

24:00.065 --> 24:02.065
‫« سفیر »

24:04.041 --> 24:05.541
‫خب، برای شروع، ورجیل،

24:05.625 --> 24:06.750
‫اگه می‌شه اینجوری صدات کنم،

24:06.833 --> 24:09.750
‫یه سوالی که فکر کنم خیلی از تماشاگران‌مون دارن...

24:09.833 --> 24:13.375
‫تو دقیقاً شبیه یه شیطان نیستی.

24:14.083 --> 24:18.458
‫اونوقت یه شیطان چه شکلیه، استن؟

24:26.375 --> 24:27.583
‫شوخی می‌کنم.

24:28.166 --> 24:29.583
‫قاعدتاً می‌دونم منظورت چیه.

24:36.541 --> 24:37.583
‫هوم.

24:39.583 --> 24:41.708
‫توضیحش ساده‌ست.

24:41.791 --> 24:44.916
‫پدرم یه شیطان بود،
‫ولی مادرم انسان بود.

24:47.250 --> 24:50.125
‫وای. من... حتی نمی‌دونستم که...

24:50.208 --> 24:52.791
‫باید تعطیلش کنیم. الان.

24:52.875 --> 24:56.625
‫تعطیلش کنیم؟ این برنامه‌ایه که هیچ‌جوره نمی‌شه از دست دادش.

24:56.708 --> 24:59.583
‫حرکتی نبود که از یه جنگجوی جدی انتظارش رو داشتم.

24:59.666 --> 25:01.916
‫کل زمین بازی رو بهم ریخته.

25:02.000 --> 25:03.375
‫واقعاً کارش درسته.

25:03.458 --> 25:06.041
‫افراد زیادی مثل تو هستن؟

25:06.125 --> 25:08.083
‫افراد دیگه‌ای که مثل من باشن؟

25:08.666 --> 25:09.958
‫فقط یکی هست.

25:10.041 --> 25:12.166
‫من روی زمین به دنیا اومدم.

25:12.250 --> 25:15.333
‫ولی من از بچگی در ماکای زندگی کردم.

25:15.416 --> 25:19.291
‫حالا از طرف ماندس، پادشاهم برگشتم.

25:19.375 --> 25:22.625
‫به همه‌ی شما گفتن که دنیای ما جهنمه،

25:22.708 --> 25:24.416
‫و حاکم ما شیطان.

25:24.500 --> 25:27.125
‫ولی اینـا فقط قصه‌ست.

25:27.208 --> 25:30.125
‫ربطی به طبیعت واقعی ما ندارن.

25:31.000 --> 25:35.333
‫ماندس فقط می‌خواد نظم مناسب قلمروش رو حفظ کنه.

25:35.416 --> 25:37.625
‫چطور می‌تونه از اون هیولا دفاع کنه؟

25:37.708 --> 25:38.708
‫وقتی اون...

25:39.208 --> 25:43.125
‫رهبران شما، با کمک جارچی‌های جیب‌پُرِشون،

25:43.208 --> 25:46.625
‫این تلاش برای هجوم رو به عنوان یک جنگ اخلاقی بهتون فروختن.

25:46.708 --> 25:48.166
‫خیر در برابر شر.

25:48.250 --> 25:50.083
‫بشر در برابر جهنم.

25:50.166 --> 25:54.958
‫برخلاف اونـا، من باور دارم شما هوش کافی
‫برای مواجه شدن با واقعیت رو دارید.

25:56.958 --> 25:59.791
‫این عکس‌های دوربین امنیتی

25:59.875 --> 26:03.500
‫یکی از زندان‌های مخفی مخصوص شیطان‌های کشور شماست.

26:03.583 --> 26:07.666
‫نشون میده سربازهاتون دارن ماکایی‌ها رو بدون محاکمه شکنجه می‌کنن،

26:07.750 --> 26:10.958
‫به خاطر هیچ جرمی جز خواستگاه‌شون.

26:13.625 --> 26:15.250
‫خدا لعنتش کنه!

26:16.416 --> 26:18.291
‫بفهمید چطوری اونـا رو گیر آورده!

26:18.375 --> 26:21.000
‫اون شیطان‌ها از نیروهای ماندس نیستن.

26:21.083 --> 26:23.291
‫غیرنظامی‌ان، پناهنده‌ان.

26:23.375 --> 26:26.416
‫هیچ پناهنده‌ای از جهنم وجود نداره.

26:26.916 --> 26:30.416
‫فکر کردم تا حالا متوجه خطایی که تو این زمینه داری شده باشی.

26:31.958 --> 26:37.375
‫اگه نقشه‌ی بزرگش اینه که امیدوار باشه
‫مردم برای شیاطین دلسوزی کنن...

26:37.958 --> 26:42.458
‫این زندانی که دارن غیرنظامی‌های بیگناه رو شکنجه می‌کنه یه موسسه خصوصیه،

26:42.541 --> 26:47.916
‫که مالکیتش به یک شرکت والد به نام اوروبروس برمی‌گرده.

26:48.666 --> 26:53.416
‫حمله به ماکای و جون افرادی که از هر دو قلمروی ما گرفته

26:53.500 --> 26:58.583
‫همگی توسط یه نام طراحی شدن، آریوس فون ارنبرگ.

26:58.666 --> 27:03.958
‫تمام هدف کشور شما برای وارد جنگ شدن با ماکای
‫بر اساس یک دروغ ساخته شده.

27:04.041 --> 27:05.750
‫دروغی که توسط آریوس ساخته شده.

27:06.708 --> 27:10.750
‫اون به اصطلاح شیطانی که به نیویورک سیتی حمله کرد،
‫خرگوش سفید،

27:10.833 --> 27:12.583
‫- در واقع...
‫- تصویر رو قطع کنید!

27:18.500 --> 27:19.375
‫عجب.

27:19.875 --> 27:22.458
‫خوب شد.

27:32.000 --> 27:38.625
‫اون بزرگترین پخش در تاریخ تلویزیون بود.

27:38.708 --> 27:41.375
‫منـم توش نقش داشتم!

27:41.458 --> 27:44.000
‫ورجیل! ورجیل!

27:44.083 --> 27:46.083
‫ورجیل! ورجیل!

27:56.750 --> 28:00.125
‫قربان. آقای ورجیل.

28:00.625 --> 28:03.125
‫رئیس‌جمهور هستن.

28:03.791 --> 28:05.875
‫ورجیل. رفیق.

28:05.958 --> 28:08.750
‫با توجه به اینکه تو سفیر ماکای هستی و این حرفـا،

28:09.541 --> 28:13.000
‫گمونم بهتره باهم یه مذاکره‌ای بکنیم.

28:16.000 --> 28:19.000
‫« مخزن دیوار آتش فانتوم »

28:40.500 --> 28:43.583
‫مطمئن می‌شم تحت محافظت باشید.
‫شما و دیگر...

28:46.000 --> 28:47.000
‫خانواده‌ها.

28:52.708 --> 28:53.708
‫بینز!

28:55.166 --> 28:57.500
‫می‌دونی ورجیل می‌خواست چی بگه.

28:57.583 --> 28:59.666
‫دروغی که آریوس داره لاپوشونیش می‌کنه.

29:00.166 --> 29:03.375
‫ماندس باید شکست بخوره.

29:04.833 --> 29:07.000
‫واقعاً توی تیم ماندس‌ـه.

29:09.083 --> 29:12.416
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد.

29:12.500 --> 29:16.750
‫وایسا دانته. باور ندارم از نظر روانی آماده باشی...

29:16.833 --> 29:19.583
‫بهت اجازه‌ی ورود به میدان نمیدم.

29:19.666 --> 29:25.125
‫قراره در این باره یه جلسه کمیته کنگره‌ای برگزار بشه. آهای؟

29:27.250 --> 29:31.250
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد.

29:31.333 --> 29:34.166
‫ورود تا کمتر از ده دقیقه.

30:07.916 --> 30:09.333
‫نگران نباش، مامان.

30:12.500 --> 30:14.041
‫برش می‌گردونم.

30:14.065 --> 30:24.065
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
