WEBVTT

00:00.082 --> 00:02.403
آنچه گذشت

00:02.451 --> 00:04.931
اسکاو ها خودشون رو برای افتتاحیه آماده می کردند

00:05.053 --> 00:08.171
تا حالا توی خانواده ی ما رخ داده

00:08.256 --> 00:11.271
وقتی که گابریل زیاد خورده بود

00:11.360 --> 00:14.113
من یه چرت کوچولو میزنم

00:14.162 --> 00:17.450
و فریاد کمک، خونسردی اورسن رو بهم زد

00:17.532 --> 00:20.251
خود کشی بدترین اتفاقیه که
میتونه تو یک خانواده رخ بده

00:20.369 --> 00:22.724
مایک دستگیر شد-
اوه خدا رو شکر-

00:22.804 --> 00:25.193
و دوستی شکراب شد

00:25.273 --> 00:28.527
بخاطر دوستیمون-
دوستی ما تمام شد-

00:28.610 --> 00:30.590
مادر اورسن تصمیم گرفت

00:30.646 --> 00:33.900
در محضر خدا
تو اون زن دیگه هستی

00:34.016 --> 00:37.964
اورسن و آلما رو به هم نزدیک کنه

00:38.020 --> 00:40.307
او بهت تجاوز کرد و مادرت کمکش کرد

00:40.389 --> 00:43.575
فکر کم وقتشه که قضیه ی شبی که
مونیک مرد رو برای تو تعریف کنم

00:43.659 --> 00:45.946
آلما زندانی شد

00:46.028 --> 00:47.883
گلوریا

00:47.996 --> 00:51.318
ترتیبی داده شد که بری سقط کنه-
مامان؟-

00:52.200 --> 00:56.785
و مایک بالاخره توانست گذشته اش رو
بیاد بیاره

01:03.245 --> 01:07.432
اورسن هاج همیشه میپنداشت
که لحظه ای قبل از مرگش

01:07.516 --> 01:10.599
همه‌ی زندگی اش جلوی چشماش مرور میشه

01:10.686 --> 01:15.135
اما وقتی داشت از سقف بیمارستان مموریال
سقوط میکرد

01:15.223 --> 01:18.079
این زندگی اش نبود که میدید

01:18.160 --> 01:21.016
شبی خاص
رو بخاطر آورد

01:21.129 --> 01:23.416
مونیک

01:23.498 --> 01:27.514
من یه خبر فوق العاده دارم

01:27.602 --> 01:29.081
مونیک

01:32.908 --> 01:35.388
تصادفی بود

01:39.047 --> 01:41.027
اوه خدای من

01:43.185 --> 01:45.506
چکار کردی-
از خودم دفاع کردم-

01:45.620 --> 01:49.102
آمدم بهش یگم که دست از سر تو برداره

01:49.191 --> 01:52.206
مادر... . مرده

01:52.260 --> 01:54.240
میدونم

01:54.362 --> 01:57.445
و متاسفم
اما اتفاقیه که افتاده

01:58.533 --> 02:01.651
داری چکار میکنی؟-
به پلیس خبر میدم-

02:01.737 --> 02:03.785
من میرم زندان-
تو یه نفر رو کشتی-

02:03.905 --> 02:05.987
نه. تو باید به من کمک کنی
من مادرتم

02:06.074 --> 02:07.621
اما من دوست داشتم

02:07.676 --> 02:11.397
من یکبار یکی رو که دوست داشتم از دست دادم
از لطف شما

02:14.916 --> 02:16.896
تو به من بدهکاری

02:30.499 --> 02:31.978
آقای پولیر؟

02:34.336 --> 02:36.816
من قطعه ی ظرفشویی رو گرفتم

02:37.939 --> 02:39.418
سلام؟

02:42.944 --> 02:45.527
خانم پولیر

02:45.580 --> 02:48.698
متاسفم. من دوست پسر مونیک هستم

02:48.784 --> 02:54.075
او طبقه ی بالا خوابه
حالش خوب نبود

02:54.156 --> 02:56.705
من ظرفشویی رو تعمیر میکنم
و زحمت رو کم میکنم

02:56.792 --> 03:01.844
چرا اجازه نمی‌دهی من ردیفش کنم؟
من خیلی خسته هستم. الان هم دیر وقته.

03:01.963 --> 03:05.945
از نظر من اشکالی نداره-
من ترتیبش رو میدم.-

03:06.001 --> 03:09.426
بفرمایید. اجازه بدید بهتون پول بدم.

03:10.172 --> 03:12.595
باید کافی باشه.

03:17.913 --> 03:19.836
ممنونم

03:19.915 --> 03:23.965
اوه هی آچارت یادت رفت.

03:38.466 --> 03:42.118
خیلی خوب از پسش برآمدی، پسرم.

03:42.204 --> 03:44.218
حالا کمک کن برزنت پیدا کنیم.

03:55.684 --> 03:57.072
داری چکار می‌کنی؟

03:57.752 --> 04:01.802
نمی‌خواهی از طریق دندان‌هاش
شناسایی بشه؟

04:04.760 --> 04:10.119
باید بگم، فکر نمی‌کردم کارت انقدر سخت باشه.

04:10.198 --> 04:14.089
تنها کشتنش کافی نبود؟
باید بی حرمتی هم بهش بکنی؟

04:14.202 --> 04:17.593
ازش فاصله بگیر

04:20.308 --> 04:23.391
ببین چکار کردی

04:24.413 --> 04:27.303
فکر کنم کتفم شکسته

04:30.852 --> 04:31.967
کمک کن

04:36.391 --> 04:41.511
بله اورسان هاج

04:41.596 --> 04:45.783
در لحظات آخر قبل از مرگش
همه‌ی زندگی‌اش جلوی چشماش مرور میشه

04:49.404 --> 04:52.021
از بخت خوب اورسن

04:52.074 --> 04:53.291
آن لحظه

04:53.408 --> 04:56.924
من نبضش رو گرفتم بیریمش داخل

04:56.978 --> 04:59.458
هنوز نوبتش نرسیده بود

05:02.654 --> 05:46.471
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:46.495 --> 05:48.975
اولین تابش آفتاب صبحگاهی

05:50.866 --> 05:54.518
صدای خرخر گربه

05:56.238 --> 05:59.390
بوی قهوه‌ی تازه‌دم

06:01.576 --> 06:06.594
بله، چیزهای زیادی هست که زن خانه‌دار
دوست داره باهاش بیدار بشه

06:06.681 --> 06:11.938
اما مهمان ناخوانده در رختخوابش
جزو آنها نیست

06:11.987 --> 06:13.842
زاک

06:13.955 --> 06:16.378
تو با لباس زیر نشستی

06:16.424 --> 06:20.440
خب، خب من مجبور بودم چیزی تنم کنم
تا برم روزنامه رو بردارم

06:21.329 --> 06:22.979
تو همه‌ی شب اینجا بودی؟

06:23.064 --> 06:26.955
البته، من از اون مردهایی نیستم که
درست بعدش بلند می‌شن می‌رن

06:28.236 --> 06:31.058
بعد از چی؟-
دوست داری بهت بگم؟-

06:31.139 --> 06:35.827
خوب، تو خیلی معرکه‌ای

06:40.182 --> 06:43.197
باشه خوب گوش کن ببین چی دارم می‌گم

06:43.285 --> 06:47.472
الان وقتش نیست مبهم حرف بزنی
من تو چه کاری دقیقا معرکه‌ام؟

06:53.028 --> 06:55.281
لطفا به من بگو یه زمانی توش
قرص نعنا بوده

06:55.363 --> 06:59.049
بعد از یک مشروب خوری به من گفتی که

06:59.167 --> 07:02.888
و من مهربان‌ترین مردی هستم که تو
تو این چند سال دیدی و

07:02.938 --> 07:06.363
بعدش من رو بوسیدی
... و بعد لباست رو

07:06.475 --> 07:08.933
خب خب، بسه حرف نزن
حالت تهوع بهم دست داد

07:11.479 --> 07:15.131
این خیلی خوبه
من کلی نقشه برای خودمون دارم

07:16.184 --> 07:20.109
ما، آه مرد، گفتن این چه حس خوبی داره

07:21.790 --> 07:25.044
اوه داره میاد-
میخوای من بیا جلوی موهات رو بگیرم؟-

07:25.126 --> 07:26.139
نه

07:43.345 --> 07:45.666
هی، داری چکار می‌کنی؟

07:45.780 --> 07:50.570
من تو تخت دراز کشیدم، دارم به شب افتتاحیه فکر می‌کنم

07:50.619 --> 07:53.600
ممکنه نون کم بیاریم-
اوه عزیزم-

07:53.688 --> 07:57.841
ببین تو سه روز گذشته بیشتر از 4 ساعت خوابیدی؟
استراحت احتیاج داری

07:57.959 --> 08:00.109
اگه نون کم بیاریم کی اهمیت می‌ده؟

08:00.761 --> 08:01.876
من می‌دم

08:01.963 --> 08:06.184
امشب مهمترین شب زندگی‌مه
همه چی باید به نحو احسن باشه

08:06.300 --> 08:07.483
بیا امتحان کن

08:10.238 --> 08:12.593
خوبه

08:12.618 --> 08:16.907
اگه شور باشن ما آبجوی بیشتری می‌فروشیم
می‌بینی؟ تو نابغه‌ای

08:16.932 --> 08:21.381
هندونه زیر بغلم نذار، اوه خدای من

08:21.416 --> 08:25.671
هی، آروم باش، مثل زمانی که من شش ماهه حامله
بودم رفتار می‌کنی

08:26.587 --> 08:28.567
ببخشید، داشتی مردم رو می‌زدی

08:28.690 --> 08:32.672
فقط دو نفر رو، و نامه‌رسان شعورش رو داشت
که دیگه موضوع رو به رخ نکشه

08:32.760 --> 08:35.411
بیا بریم یکم بخواب-
خمیر ساز باید تعمیر بشه-

08:35.496 --> 08:38.852
و صندلی‌ها هم تا بعد از ظهر منتقل بشه-
می‌دونم، من مرتب می‌کنم-

08:38.900 --> 08:42.086
من همه‌ی کارها رو روبراه می‌کنم

08:42.170 --> 08:45.094
و تو این‌ها رو بگیر و برو یکم بخواب.

08:45.173 --> 08:47.153
ما تو رو تو بهترین شرایطت امشب می‌خوایم.

08:51.546 --> 08:54.004
حق با توئه. متاسفم.
من دیوانه‌ام.

08:55.817 --> 09:00.141
عزیزم لعاب خامه‌ای شوری رو کم می‌کنه.

09:00.922 --> 09:06.372
تام من حتما نباید حامله بشم تا
با لگد بزنم در کونت. حالا برو. برو.

09:19.107 --> 09:21.155
اندرو، تو اینجایی؟

09:24.545 --> 09:29.597
چه اتفاقی برای من افتاد؟-
یه حادثه برای تو رخ داد.-

09:29.650 --> 09:35.601
از نردبان افتادی.-
اوه درسته. اورسن اینجاست؟-

09:39.360 --> 09:44.685
تو بیمارستانه اما نمی‌شه رفت ملاقاتش.

09:45.600 --> 09:50.356
خودکشی؟ نه.
اورسن هیچ وقت خودش رو نمی‌کشه.

09:50.471 --> 09:52.690
این باید یه اتفاق بوده باشه.

09:52.774 --> 09:55.254
آن‌ها جای پاش رو روی ماشینش پیدا کردند.

09:55.309 --> 09:57.425
تنها دلیلی که باید می‌رفته اون بالا به خاطر ...

09:57.512 --> 10:01.870
اما چرا؟-
شاید احساس گناه می‌کرده.-

10:02.850 --> 10:04.102
برای چی؟

10:05.787 --> 10:09.178
مامان، من به نردبان نگاه کردم.
یه نفر پله‌هاش رو اره کرده بود.

10:10.691 --> 10:14.082
و تو فکر می‌کنی ...-
من شنیدم که چند روز پیش چی به هم می‌گفتین.-

10:14.162 --> 10:16.585
تو بهش گفتی یا خودش رو معرفی کنه یا ...

10:16.697 --> 10:20.349
تو روز بعد افتادی و نزدیک بود بمیری.
فکر می‌کنی تصادف بوده؟

10:22.336 --> 10:25.385
تو گفتی انتهای سالنه؟-
آره، اما نگران نباش.-

10:25.506 --> 10:27.554
بهشون گفتم که بهت اجازه ندن بهت نزدیک بشه.

10:27.608 --> 10:30.066
و ما تو رو هر چه زودتر می‌بریمت خونه.

10:37.618 --> 10:39.404
می‌تونم کمکت کنم؟

10:39.520 --> 10:42.569
من اومدم که وسایل همسرم رو تحویل بگیرم.
جین هینزورت.

10:42.623 --> 10:47.572
اوه بله، من یادت میاد. خیلی متاسفم.

10:50.465 --> 10:54.789
خوبی؟-
نه واقعاً، اما وجود تو اینجا کمکم می‌کنه.-

10:57.004 --> 10:59.894
تو اینجا چیکار میکنی؟

11:01.336 --> 11:04.818
نشنیدی؟

11:05.784 --> 11:07.604
چی؟

11:08.115 --> 11:09.435
هی.

11:10.852 --> 11:12.240
سوزان

11:13.354 --> 11:17.609
همین الان از اندرو شنیدم چه اتفاقی افتاد.
باید می‌دیدمت.

11:17.659 --> 11:20.674
... اگه می‌خوای برم، من ...-
نه نه بیا تو.-

11:22.497 --> 11:25.751
دیوید، می‌دونم با هم دعوا داشتیم، اما جدی ...

11:25.867 --> 11:27.915
همه‌چی رو درک می‌کنه.

11:27.969 --> 11:33.396
من خیلی متاسفم. من اگه انقدر خودم رو درگیر محافظت از مایک نمی‌کردم ...

11:33.508 --> 11:37.092
سوزان، بس کن. مایک بی‌گناهیه.

11:37.144 --> 11:40.500
دخالتی در قتل مونیک پولیر نداشته.

11:41.682 --> 11:44.936
چیزی می‌دونی؟

11:44.986 --> 11:47.273
و قصد دارم برم پیش پلیس.

11:48.623 --> 11:53.709
اوه خدای من. این به اتفاقی که برای اورسن افتاد
مربوط می‌شه؟

11:53.794 --> 11:58.584
الان نمی‌تونم بهت بگم.
تو فقط باید به من اعتماد کنی.

11:58.699 --> 12:00.087
می‌تونی این کار رو بکنی؟

12:03.871 --> 12:05.794
البته.

12:09.544 --> 12:11.524
باید برم تا استراحت کنی.

12:17.451 --> 12:19.499
پس دوباره با هم دوستیم؟

12:22.089 --> 12:24.308
هیچ وقت واقعا قطع نکردیم.

12:26.894 --> 12:30.876
اوه، ببخشید.
این چیزها مال جین نیست.

12:30.932 --> 12:32.013
مطمئنی؟

12:32.099 --> 12:36.047
هر زن و شوهری یه رازهایی دارن.
اما من مطمئنم که او چاقو تیز کن نداشته.

12:41.275 --> 12:44.427
این‌ها برای مایکه؟

12:44.478 --> 12:46.765
بله. یه نفر مرتکب اشتباه بزرگی شده.

12:46.847 --> 12:49.805
هلن، تو دوباره برچسب‌ها رو اشتباه چسبوندی.

12:53.587 --> 12:57.979
اوه! یه قفسه‌ی نامزدی.
و یه حلقه‌ی نامزدی همراهش بوده.

13:00.494 --> 13:02.474
می‌دونی، مایک و من با هم دوستیم.

13:02.530 --> 13:05.044
من می‌تونم این‌ها رو ببرم براش.

13:05.132 --> 13:09.490
متاسفم. خودش باید بیاد تحویل بگیره.
این سیاست بیمارستانه.

13:09.603 --> 13:14.188
برچسب به جعبه‌ها چسبوندن هم
جز سیاست‌های بیمارستانه.

13:14.241 --> 13:19.327
بری گفت میتونه ثابت کنه مایک بیگناهه

13:19.413 --> 13:22.235
چی؟-
راسته. او دیگه آزاد می‌شه.-

13:22.350 --> 13:26.537
عالی نیست؟-
بله، خیلی فوق‌العاده‌ست.-

13:28.789 --> 13:33.579
بیا. من می‌رم برای بری گل بخرم.

13:45.268 --> 13:48.954
نه، نه خوبیه دکتر.
بله، دکتر. ممنون.

13:49.071 --> 13:51.256
اورسن حالش خوب می‌شه؟

13:51.340 --> 13:54.458
ترجیح می‌دادی نشه؟

13:54.544 --> 13:58.993
نه. فقط نمی‌دونم وقتی به‌هوش آمد
چی می‌خواد به پلیس بگه.

13:59.081 --> 14:02.767
تقصیر تو نیست. افتادن اورسن از پشت بام
تصادف بود، نه؟

14:02.819 --> 14:05.368
خب. به نوعی.-
به نوعی؟-

14:06.722 --> 14:09.180
بستگی داره اورسن چی بهشون بگه.

14:09.258 --> 14:11.579
من می‌تونم به تلاش برای قتل متهم بشم.

14:20.203 --> 14:22.820
من خیلی خوشحالم که او
تو رو داره که ازش مراقبت کنی.

14:22.905 --> 14:25.624
و می‌دونم مامانت واجب‌تر، اندرو.

14:25.675 --> 14:28.929
و اگه امشب افتتاحیه نبود اصلاً از تو نمی‌خواستم.

14:29.011 --> 14:32.231
صندلی‌ها اومد.

14:32.315 --> 14:34.738
اوه خدای من! جدا؟
خیلی خوبه. ممنون.

14:34.851 --> 14:38.173
فقط دو ساعت و بعد برمی‌گردی پیش مامانت.

14:38.221 --> 14:40.906
ممنون، اندرو.

14:41.023 --> 14:44.971
کار بسته‌بندی غذاهای آماده رو تمام کردی؟

14:45.027 --> 14:46.847
به من نگفتی.

14:46.963 --> 14:50.820
من نباید همه‌چی رو بهت بگم.
یک کم از خودت ابتکار نشون بده.

14:50.867 --> 14:53.620
من این‌ها رو سفارش ندادم.

14:53.703 --> 14:55.683
لینت اسکاو؟

14:55.771 --> 14:57.421
سفارش دادین

14:57.507 --> 15:01.023
چرا من باید ۵۰ تا صندلی بچه برای افتتاحیه سفارش بدم؟

15:01.143 --> 15:03.828
من فکر کردم از این پیتزا فروشی‌های بچگانه‌ست.

15:03.880 --> 15:06.099
با بازی و خرگوش‌های رباتیک.

15:06.215 --> 15:08.604
خرگوش‌های رباتیک؟

15:08.684 --> 15:12.166
شما رو از کجا پیدا کردند؟
بفرمایید اینجاست.

15:12.255 --> 15:15.907
من شماره‌ی ۱۷ رو دارم.

15:15.992 --> 15:16.970
اوه.

15:17.059 --> 15:20.950
اشتباه که نشده بود؟
جای یک و هفت عوض شده.

15:20.997 --> 15:24.888
پس هر دوی ما اشتباه کردیم.

15:25.001 --> 15:28.551
تا پنج ساعت دیگه اینجا افتتاح می‌شه.
چقدر طول می‌کشه که این رو درست کنی؟

15:31.807 --> 15:35.664
سلام من می‌خوام برای امشب ده تا ...

15:35.745 --> 15:38.828
چی؟
چرا نه؟

15:38.915 --> 15:42.397
منظورتون چیه جشن میتزوا شروع شده؟

15:42.518 --> 15:45.442
هنوز پنج تا دارین؟
من می‌خوام‌شون.

15:45.521 --> 15:48.274
باشه. ۲۲ تا آب می‌خوره.

15:48.357 --> 15:52.806
جویی، ریکو. صندلی گیر آوردیم.

15:57.266 --> 16:02.193
انگار دیشب خزیدی تو بطری مرلوت.

16:02.271 --> 16:05.024
برای خودم تولد گرفته بودم.

16:05.107 --> 16:08.122
پس اگه اشکالی نداره برگردم به
رختخوابم

16:08.211 --> 16:09.997
یه سوال فوری

16:10.022 --> 16:14.346
این یارو که دیدم صبح از خونه ی تو زد بیرون
زاک یانگ نبود؟

16:14.371 --> 16:18.797
اوه. آره. آمد که

16:18.955 --> 16:20.741
کارت تولد بده

16:21.958 --> 16:25.144
خیلی ناز بود. به پیشی با بادکنک

16:25.227 --> 16:27.878
بسیار خوب. خداحافظ

16:30.066 --> 16:34.355
امروز هفت صبح زاک با لباس زیر
تو ورودی خونه ی تو چکار میکرد؟

16:35.591 --> 16:42.487
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

16:42.511 --> 16:45.060
دیشب با هم سکس داشتیم-
چی؟-

16:45.147 --> 16:48.299
یعنی فکر کنم داشتیم
این چیزیه که او میگه

16:48.351 --> 16:51.002
تو اونجا نبودی؟-
من چیزی یادم نمیاد-

16:51.087 --> 16:53.340
فقط بیدار شدم و او لخت بغل من خوابیده بود

16:53.422 --> 16:56.608
گبی باز هم ممنون

16:59.962 --> 17:04.251
اگه یادت نمیاد پس از کجا مطمئنی که
با هم سکس داشتین؟

17:04.333 --> 17:08.383
ما هر دو نیمه لخت بودیم
و یه پوست کاندوم هم بود

17:08.437 --> 17:11.225
و او گفت که من معرکه بودم

17:12.475 --> 17:14.898
او فکر میکنه که الان دیگه ما با هم
زن و شوهر هستیم. کمکم کن

17:15.011 --> 17:17.560
من کاری ندارم

17:18.280 --> 17:21.398
خدای من باورم نمیشه بچه
همسایه ی دیگه رو تور زده باشی

17:21.450 --> 17:25.603
کجا داری میری؟-
به پسر های اسکاو هشدار بدم-

17:35.297 --> 17:38.619
من میخوام با همسرم حرف بزنم-
داره استراحت میکنه-

17:38.734 --> 17:40.816
اگه ما نتونیم برگردیم سر سوالمون

17:41.637 --> 17:45.756
من از پشت بام افتادم.
من به پزشک نیاز دارم، نه روانکاو.

17:45.841 --> 17:49.323
این سیاست بیمارستانه وقتی با مورد مشکوک به خودکشی برخورد می کنن.

17:49.412 --> 17:54.669
من نمی خواستم خودم رو بکشم-
اما تو یه گذشته ی خاص داری-

17:56.052 --> 17:59.602
تو بیشتر سال 1976 رو تو بیمارستان روانپزشکی
گذروندی

18:01.157 --> 18:02.841
من علاقه‌ای ندارم راجع به این حرف بزنیم

18:04.226 --> 18:06.342
تا وقتی که ما با هم حرف نزنیم
از اینجا نمیری

18:12.802 --> 18:16.557
والدین من خیلی مذهبی بودن

18:16.605 --> 18:18.994
وقتی ۱۶ سالم بود، پدرم رابطه داشت

18:19.075 --> 18:21.123
که باعث شایعات بدی تو کلیسای ما شد

18:22.278 --> 18:26.033
او افسرده شد
شروع کرد به الکل خوردن

18:26.148 --> 18:29.869
مادرم نگرانیش بیشتر شد
نمی‌خواست که تنهاش بذاره

18:29.919 --> 18:33.605
یک شب باید می‌رفت به دوست مریضش سر بزنه و
از من خواست که مراقبش باشم

18:33.723 --> 18:37.444
اما من با دوستام قرار داشتم
فکر کردم می‌تونم برای مدت کوتاه برم بیرون

18:37.526 --> 18:40.848
وقتی برگشتم خونه، توی حمام پیداش کردم

18:45.901 --> 18:47.619
تو خودت رو سرزنش کردی؟

18:47.670 --> 18:50.924
نیازی نبود

18:51.006 --> 18:54.021
مادرم به اندازه‌ی کافی هر دومون رو سرزنش می‌کرد

18:54.110 --> 18:57.125
پس باید رابطه‌ی شما رو تیره کرده باشه

18:57.213 --> 18:59.671
بله

18:59.749 --> 19:05.472
اما الان کم و بیش یه راهی نشون میده که
از دلش در بیارم

19:05.554 --> 19:09.172
اِ... من می‌خوام حال یه بیمار رو بپرسم

19:09.291 --> 19:12.079
هاچ

19:12.128 --> 19:15.246
منظورتون چیه؟ کدوم هاچ؟

19:19.235 --> 19:22.819
گلوریا. خدا رو شکر
فکر کردم من رو فراموش کردی

19:22.938 --> 19:26.329
کی منو میاری بیرون؟-
دیگه زیاد طول نمیکشه-

19:26.409 --> 19:31.563
در واقع، یه اتفاق جالب دیشب افتاد
اورسن خودکشی کرد

19:31.614 --> 19:34.697
اوه خدای من. حالش خوبه

19:34.784 --> 19:40.177
نکته اینجاست که., خودکشی نشون میده
که انقدر هم شوهر خوشبختی نبوده

19:40.256 --> 19:44.443
گلوریا، محض رضای خدا دیگه ادامه نده

19:44.527 --> 19:48.077
منو دوست نداره-
خواهد داشت، عزیزم-

19:48.164 --> 19:50.087
بری خیلی زود میره

19:50.166 --> 19:54.182
و من به زن خوب می‌خوام که دلداریش بده

19:55.638 --> 19:59.222
می‌خوای چیکار کنی؟

19:59.341 --> 20:02.163
گلوریا؟

20:27.318 --> 20:29.468
اوه، خوابیدی؟

20:29.493 --> 20:33.782
بله، اما هنوز بخاطر قرص‌ها یه کم گیجم

20:38.109 --> 20:42.159
اما الان بیدارم-
راستش، یکم با صندلی‌های دیگه ترکیب شده-

20:42.280 --> 20:46.672
که مسئولش تو بودی-
باشه باشه، ننداز تقصیر من-

20:46.751 --> 20:49.675
اما اگه فراموش کنیم که چی انتظار داشتیم

20:49.754 --> 20:53.941
و به این توجه کنیم که چی داریم، زیاد هم بد نیست

20:54.025 --> 20:56.949
یعنی تنوع در صندلی‌ها

20:57.028 --> 21:00.612
یه حالت درویشی به اینجا میده

21:00.665 --> 21:03.783
آمادگیش رو دارم
بعلاوه اگه بچه هم زیاد بود، ما آمادگیش رو داریم

21:05.469 --> 21:09.554
تام متاسفم

21:09.674 --> 21:13.690
فقط... می‌دونم کامل نیست

21:15.846 --> 21:19.771
اما... یه چیزی بگو

21:22.853 --> 21:25.868
چی می‌تونم بگم، لینت؟

21:25.957 --> 21:28.278
چیزی که هست

21:33.497 --> 21:37.547
من چرا باید از مامان پرستاری کنم؟
همه‌ی دوستام برای افتتاحیه میان

21:37.635 --> 21:40.684
آستین می‌خواد یواشکی به ما آبجو بده-
لعنت به این من باید کار کنم-

21:40.805 --> 21:44.321
مادر ما تنها اون بالا خوابیده
شوهرش سعی کرد اونو بکشه

21:44.408 --> 21:47.059
نمیتونی فقط برای یکشب مسئولیت پذیر باشی؟

21:51.182 --> 21:54.664
وقتی روانی بودی بیشتر ازت خوشم میومد

22:15.373 --> 22:18.593
بفرمایید

22:18.642 --> 22:21.156
تو اینجایی؟-
نباید از دست می‌دادم-

22:21.278 --> 22:23.360
می‌دونی که چه حسی نسبت به لینت و تام دارم

22:23.447 --> 22:28.066
اوه زاک خوشحالم که اینجایی
من منتظر بودم که راجع به خودمون حرف بزنیم

22:28.119 --> 22:33.979
من هم همینطور. تو الان تو زندگی من
هستی، با ارتباطی که ما با هم داشتیم

22:34.058 --> 22:38.416
این واقعا اولین باره که بعد از مرگ مادر،
خوشحالم

22:41.399 --> 22:45.381
میشه چند لحظه منو ببخشی؟-
البته، عزیزم. زود برگرد-

22:48.572 --> 22:51.121
من گیر افتادم
الان می‌خواستم با زاک قطع رابطه کنم

22:51.242 --> 22:53.529
مرتیکه کارت مادر مرده‌ها رو رو کرد

22:54.145 --> 22:57.035
نباید اجازه بدی کاری کنه که احساس گناه کنی-
اما من گناهکارم-

22:57.148 --> 23:01.164
من یادم نمیاد تو رختخواب به ما چی گذشت
شاید من مجبورش کردم

23:01.252 --> 23:03.539
من باید اینجا حساس باشم

23:04.221 --> 23:06.508
میشه بخاطر من تهدیدش کنی؟-
چی؟-

23:06.590 --> 23:10.743
بهش نهیب بزن، از این تعصب‌های
مردهای آمریکای لاتین

23:10.795 --> 23:12.479
اگه من برای تو نباشم نباید
برای هیچکس دیگه هم باشم

23:12.596 --> 23:14.883
فراموش کن
من این کار رو با زاک بیچاره نمی‌کنم

23:14.965 --> 23:17.081
من هم همینطور

23:17.168 --> 23:19.626
اگه من باهاش بهم بزنم
احساساتش جریحه دار میشه

23:19.703 --> 23:21.785
بهتره که بترسه

23:23.908 --> 23:25.888
لطفا

23:27.866 --> 23:29.789
باشه-
ممنون-

23:29.868 --> 23:34.954
ببین داره میره اونجا
برو حسابی حالش رو بگیر

23:49.033 --> 23:52.151
هی، آقای سالیس

23:55.539 --> 24:00.522
ببین، من باید راجع به مطلبی باهات حرف بزنم
یکم عجیبه ولی

24:06.050 --> 24:08.769
آقای سالیس؟

24:08.853 --> 24:12.073
میخواستی چیزی به من بگی

24:13.390 --> 24:17.611
بیخیال. فراموش کن

24:21.232 --> 24:25.157
هی چی شد؟-
شما با هم سکس نداشتین-

24:26.036 --> 24:28.186
واقعا؟
خودش گفت؟

24:28.239 --> 24:30.890
لازم نبود بگه

24:30.975 --> 24:33.797
من داشتم میشاشیدم کنارش ایستاده بودم

24:33.878 --> 24:38.202
مهم نیست چقدر مست بوده باشی
اگه سکس داشتین حتما میفهیدی

24:39.517 --> 24:41.030
زاک یانگ کوچولو؟

24:43.420 --> 24:46.139
چقدر باید یادم میموند؟

25:02.640 --> 25:07.658
هی، اینجا چیکار می‌کنی؟-
فکر کردم برای بری یکم سوپ بیارم-

25:07.745 --> 25:10.498
این دست‌پخت سره
مخصوص منه

25:12.383 --> 25:14.932
تعجب کردم که خونه‌ای

25:15.019 --> 25:18.842
فکر کردم کل خیابون رفتن افتتاحیه

25:19.020 --> 25:21.000
خب، من هم قرار بود برم

25:21.025 --> 25:24.074
اما اندرو گفت که باید بمونم خونه

25:24.128 --> 25:26.984
خب، این احمقانه‌ست

25:27.097 --> 25:32.615
یه دختر جوان مثل تو می‌تونه
توجه پسرها رو جلب کنه

25:33.470 --> 25:36.952
تو برو، من از مادرت مراقبت می‌کنم

25:37.041 --> 25:41.399
راست می‌گی؟-
اول شامش رو ببر بالا-

25:41.478 --> 25:44.960
من با عصا نمی‌تونم

25:45.049 --> 25:47.063
ممنون مادربزرگ

25:48.686 --> 25:51.007
این سوپ خیلی بوی خوبی میده

25:51.055 --> 25:55.037
تو باید امتیاز جمع کنی
نگو من آوردم

25:55.125 --> 25:57.105
بگو خودت درستش کردی

26:30.995 --> 26:33.248
هی هی

26:37.001 --> 26:40.551
من اینجام

27:02.020 --> 27:05.843
پشت در صف کشیدن
امشب ما کشته می‌دیم

27:05.924 --> 27:07.244
برای تو خوشحالم

27:08.060 --> 27:10.313
برای ما-
الان ما شدیم؟-

27:10.395 --> 27:13.183
فکر کنم این من بودم که داشتم
همه چی رو خراب می‌کردم

27:13.966 --> 27:16.355
می‌دونم رفتارم بد بود

27:16.435 --> 27:19.621
بله، بود... من مشتری دارم

27:26.245 --> 27:29.397
اینجا خیلی خوب شده نه؟-
آره-

27:30.616 --> 27:32.698
به نظر میاد همه‌ی محل اینجان

27:32.784 --> 27:34.764
آره

27:35.787 --> 27:40.611
بجز اورسن که از پشت بام افتاد
تو چیزی درباره‌اش می‌دونی؟

27:41.627 --> 27:43.174
چرا فکر می‌کنی؟

27:44.162 --> 27:46.881
من شنیدم که داشتی با کارلوس حرف می‌زدی

27:48.367 --> 27:53.155
نمیتونم درباره‌اش حرف بزنم
اینجا پیچیده‌ست

27:54.327 --> 27:56.884
همیشه همینطوری بودی

27:56.909 --> 27:59.697
هی، من الان یه تکه پیتزا خوردم
خیلی خوب بود

27:59.811 --> 28:04.237
بمب بود یا فقط وانمود می‌کنی که خوب بود؟

28:05.651 --> 28:08.905
نه، ما با هم سکس نداشتیم، قبول کن-
معلومه که داشتیم-

28:09.021 --> 28:13.037
زاک، چطور می‌تونی تو روی من دروغ بگی
و بعد ادعا کنی که به من علاقه داری؟

28:16.228 --> 28:20.051
فقط سعی داشتم که دوستت داشته باشم

28:20.132 --> 28:24.023
من فکر کردم اگه این کار رو بکنم دیگه
به چشم بچه به من نگاه نمی‌کنی

28:24.102 --> 28:26.389
زاک، یه مرد واقعی دروغ نمی‌گه

28:26.471 --> 28:30.294
تو تنها کاری که تا حالا کردی فقط
رشوه دادن به من بوده و حقه بازی

28:30.409 --> 28:32.992
بازی در آوردن

28:33.045 --> 28:35.298
فقط بایست و مثل مردی باش

28:35.414 --> 28:37.894
که یه زن افتخار کنه که با تو زندگی می‌کنه

28:42.587 --> 28:44.009
سلام

28:45.524 --> 28:49.506
الان وقتشه که به سلامتی بنوشیم-
حتماً-

28:49.595 --> 28:52.075
تام کجایی؟

28:52.164 --> 28:54.451
تام، تو انجامش دادی

28:54.566 --> 28:58.457
اینجا خیلی‌ها هستند که فکر می‌کردند تو از
عهده‌ش بر نمی‌آیی

28:59.605 --> 29:02.688
باشه، شاید فقط من

29:02.808 --> 29:05.493
به هرحال، تبریک

29:05.544 --> 29:10.527
پیتزا عالیه و سرویس‌دهی بی‌همتا

29:10.616 --> 29:13.096
به سلامتی

29:15.353 --> 29:17.674
ممنون، ممنون که آمدین

29:17.723 --> 29:20.408
این یک دنیا برای من ارزش داره

29:20.525 --> 29:24.712
وقتی من بعد از ظهر آمدم و این صندلی‌های
عجیب رو دیدم

29:24.737 --> 29:27.881
فکر کردم که امشب یه فاجعه خواهد بود

29:27.906 --> 29:31.627
اما الان، وقتی نگاه می‌کنم
صندلی‌ها رو حتی نمیتونم ببینم

29:34.173 --> 29:38.155
فقط مردمی رو می‌بینم که در حال خوردن هستند و
ساعت خوشی رو می‌گذرونند

29:39.545 --> 29:42.503
این واقعاً
حرف نداره

29:43.348 --> 29:47.205
و هیچ‌کدوم از این‌ها بدون شریک محشر من، لینت
امکان‌پذیر نبود

30:00.733 --> 30:03.316
- ببخشید، من یه لحظه

30:05.838 --> 30:08.193
فکر کنم همسرم می‌خواد بگه که...

30:08.273 --> 30:11.425
اگه می‌خواید طعم ازدواج رو بچشید
با هم رستوران باز کنید

30:11.477 --> 30:15.994
به هر حال، ممنون که آمدید
خیلی بخورید و برگردید

30:16.115 --> 30:20.370
چون بچه‌های ما تو خونه تنها هستند

30:22.020 --> 30:25.308
در واقع، الان که همه گیلاس‌هاشون رو بالا گرفتن

30:25.390 --> 30:27.643
یه چیزی هست که می‌خوام بگم

30:27.693 --> 30:31.948
من منتظر یه لحظه‌ی رمانتیک عالی بودم

30:32.030 --> 30:33.486
تا یه سوال بپرسم

30:33.599 --> 30:36.785
اما امشب اینجا مملو از گرما و عشقه

30:36.869 --> 30:41.591
این همون لحظه‌ی رمانتیکه

30:44.443 --> 30:47.299
سوزان مایر،
پیتزا رو بنداز

30:49.414 --> 30:53.999
امکان داره من رو خوشحال‌ترین مرد روی زمین
کنی و با من ازدواج کنی؟

30:57.222 --> 30:59.179
کاملاً، بله

31:10.102 --> 31:15.085
خانم‌ها و آقایان، لطفا، من هم باید چیزی بگم

31:17.542 --> 31:21.160
گابریل سالیس، با من ازدواج می‌کنی؟

31:24.383 --> 31:26.841
نه، کسی دست نزنه

31:26.918 --> 31:29.569
وقت قرص‌تونه آقای هاج

31:38.030 --> 31:43.269
از شش گذشته،
من باید با همسرم حرف بزنم

31:44.128 --> 31:48.031
کدوم اتاقه؟-
اوه، همسرتون مرخص شد-

31:49.308 --> 31:52.198
الان؟-
خیلی عجله داشت بره خونه-

31:52.244 --> 31:55.362
نگران نباش، حالش خوبه-
من باید باهاش حرف بزنم-

31:55.480 --> 31:59.667
اوه، یادم اومد، مادرش تماس گرفت
گفت نمی‌خواد که شما بیدار بشین

31:59.751 --> 32:02.641
خواست مطمئن بشه که شما شب
می‌خوابین و اینجا می‌مونید

32:02.688 --> 32:05.976
مادرها اینطوری هستند

32:13.031 --> 32:17.116
بری، منم
اونجایی؟ لطفا تلفن رو بردار

32:18.337 --> 32:20.624
بری

32:20.706 --> 32:24.153
لطفا یه نفر گوشی رو برداره

32:31.878 --> 32:34.233
تو عصبی شدی-
دیگه تموم شد-

32:34.281 --> 32:37.239
تو گفتی صادق باشم
من نگفتم که جلوی جمع تحقیرم کنی

32:37.350 --> 32:40.138
متاسفم. بسیار خوب
من فقط سعی داشتم

32:40.187 --> 32:43.043
از من چی می‌خوای؟-
من می‌خوام دست از سرم برداری-

32:43.123 --> 32:46.479
دوستی ما پیش نمی‌ره
تو همیشه بیشتر می‌خوای

32:46.560 --> 32:49.678
و من هیچ‌وقت دوستت نخواهم داشت. هیچ‌وقت

32:49.763 --> 32:52.915
بیست سال دیگه، وقتی میانسال شدی و تنها

32:53.033 --> 32:55.889
از این کارت پشیمون می‌شی-
اوه، شانسم رو از دست نمی‌دم-

33:06.379 --> 33:09.394
ممنون

33:14.209 --> 33:16.885
خب چطور پیش رفت؟

33:16.910 --> 33:19.286
داغون شده-
البته-

33:19.311 --> 33:21.474
تقصیر من بود

33:21.499 --> 33:25.857
من باید می‌دونستم که نمی‌تونه از پس دوست بودن تنها
بر بیاد

33:29.319 --> 33:31.742
روزگار سختی دارم

33:31.767 --> 33:35.158
با دیگران ببینمت، رازدار تو باشم

33:36.318 --> 33:39.790
واقعا؟ این خیلی
قشنگ بوده

33:40.849 --> 33:44.070
برای تو شاید

33:44.095 --> 33:46.848
جدی می‌گم، نمی‌دونم تا چه مدت دیگه بتونم این وضع
رو تحمل کنم

33:54.728 --> 33:58.881
خب، تا جایی که می‌تونی این کار رو بکن
چون من هنوز به تو نیاز دارم

34:00.800 --> 34:02.620
سعی خودم رو می‌کنم

34:14.181 --> 34:15.467
اینجا چیکار می‌کنی؟

34:15.549 --> 34:20.100
من کارهای بهتری از پرستاری کردن دارم
مامان خوبه، گلوریا داره ازش مراقبت می‌کنه

34:20.186 --> 34:23.406
چی؟ من بهت گفتم مامان می‌خواد
علیه اورسن به پلیس شکایت کنه

34:23.456 --> 34:26.414
چطور تونستی با مادر دیوانه‌اش
تو خونه تنهاش بذاری؟

34:26.493 --> 34:28.973
او سوپ آورد

34:40.507 --> 34:44.228
گلوریا، اینجا چکار می‌کنی؟

34:44.310 --> 34:46.665
اومدم از تو مراقبت کنم

34:47.847 --> 34:49.736
من خیلی خوابم میاد

34:49.783 --> 34:52.571
خوبه، قرص‌ها دارن اثر می‌کنن

34:57.223 --> 34:59.772
نیل، اندرو و دانیا

34:59.859 --> 35:02.749
رفتند

35:02.796 --> 35:04.184
فقط ما موندیم

35:05.865 --> 35:09.312
حالا استراحت کن

35:10.904 --> 35:16.161
من می‌خوام تو رو یه حمام گرم قشنگ کنم

35:54.748 --> 35:57.501
اوه، بری

35:57.584 --> 36:02.943
من می‌خوام درک کنی که من چقدر از اینکه مجبور به
این کار شدم متاسفم

36:03.023 --> 36:07.950
مونیک آسون بود، او یه هرزه بود

36:08.028 --> 36:13.011
تو زن خوبی هستی، تو نمی‌دونستی
که اورسن قبلا زن داشته

36:13.133 --> 36:15.647
اما داشته

36:15.735 --> 36:19.217
و او پیش خدا برای او سوگند خورده

36:21.841 --> 36:26.290
چطور مادری خواهم بود اگه من اجازه بدم
سوگندش رو بشکنه

36:30.884 --> 36:32.864
اما نمی‌ذارم پسر پدرش بشه

36:34.421 --> 36:38.904
اما نمی‌گذارم پسر پدرش بشه

37:02.282 --> 37:05.263
بیدار شید آقای هاج، من شام آوردم

37:17.096 --> 37:20.316
آب که زیاد داغ نیست؟

37:20.367 --> 37:23.416
نه، خوبه

37:34.948 --> 37:36.928
مامان، حالت خوبه؟

38:50.061 --> 38:52.519
اندرو

39:12.341 --> 39:14.526
تو این کار رو قبلاً کردی، نکردی؟

39:53.548 --> 39:56.472
حالش خوبه؟-
خوب میشه-

39:56.551 --> 39:59.407
براش لباس خشک و پتو بیار

39:59.488 --> 40:00.967
اورسن

40:03.559 --> 40:05.038
اورسن

40:11.533 --> 40:14.082
اتفاقی افتاده

40:14.168 --> 40:17.718
فکر کنم که من سکته کردم

40:17.805 --> 40:21.628
تو به آمبولانس نیاز داری، مادر

40:21.743 --> 40:25.725
اما فکر نمی‌کنم اینجا کسی بخواد یکی رو بیاره

40:36.758 --> 40:40.706
داری چکار می‌کنی؟-
من نمی‌خوام تو خونه‌ی ما بمیره-

41:04.686 --> 41:07.974
هی، حالت خوبه؟

41:08.856 --> 41:12.474
مادرت سعی کرد من رو بکشه

41:12.527 --> 41:18.045
نگران نباش
دیگه نمی‌تونه بهت آسیب بزنه

41:18.166 --> 41:21.784
آلما هم همینطور-
آلما؟-

41:21.869 --> 41:24.258
مرده

41:24.339 --> 41:27.127
نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده، اما مرده

41:27.175 --> 41:31.499
و دردسرهای ما رو هم با خودش برد

41:31.613 --> 41:37.336
فردا صبح یکی از همسایه‌های ما
شگفت زده خواهد شد

41:46.552 --> 41:49.806
پلیس نتیجه‌گیری خواهد کرد که
آلما از سقف افتاده

41:49.831 --> 41:53.813
و وقتی مادرم پیداش می‌کنه دچار حمله‌ی قلبی می‌شه

41:57.305 --> 41:59.285
وقتی خونه رو بگردن

41:59.374 --> 42:02.821
آنها نامه‌ی خودکشی آلما رو پیدا می‌کنن

42:02.910 --> 42:06.892
و کیسه‌ای که دندان‌های مونیک توش بوده

42:10.752 --> 42:13.870
با این مدارک چاره‌ای ندارن

42:13.921 --> 42:17.607
جز اینکه مایک رو تبرئه کنن

42:27.802 --> 42:31.955
و بعد من و تو به ماه عسلی می‌ریم که هیچ‌وقت نرفتیم

42:34.976 --> 42:36.296
من دوست دارم

42:41.382 --> 42:46.365
مادرت چی؟
منظورم اینه بعد از همه‌ی این کارهایی که کرده

42:46.421 --> 42:48.640
نباید تاوانی بپردازه؟

42:53.795 --> 42:57.277
ممنون دکتر
می‌دونم که همه‌ی تلاشتون رو کردید

43:00.635 --> 43:03.593
خیلی خوب، مادر

43:03.704 --> 43:07.857
دکتر می‌گه سکته کاملاً فلجت کرده

43:07.909 --> 43:12.563
حتی نمی‌تونی حرف بزنی، یعنی همه‌ی رازهای ما
برای همیشه مخفی می‌مونه

43:14.649 --> 43:17.107
او قسمت خوش اینجاست

43:17.185 --> 43:20.303
عملکرد مغزت طبیعیه

43:20.354 --> 43:23.437
پس دیگه نیازی نیست بندازمت زندان
الان تو زندان هستی

43:23.558 --> 43:24.707
تو زندان هستی

43:27.095 --> 43:32.818
حالا می‌خوام سرت رو برگردونم که
بتونی رفتن من رو تماشا کنی

43:33.801 --> 43:38.784
نمیخواد دلت تنگ بشه.چون
آخرین باریه که من رو میبینی

43:49.851 --> 43:53.674
یه چیز شگفت آور برای اورسن اتفاف
افتاد

43:53.754 --> 43:58.510
وقتی که داشت بیمارستان فیرویو رو ترک میکرد

43:58.593 --> 44:03.144
زندگی اش جلوی چشمش مجسم شد

44:04.699 --> 44:07.919
اما گذشته اش نبود

44:07.969 --> 44:09.949
آینده اش بود

44:12.540 --> 44:15.623
روز های معمولی تو حومه شهر

44:15.710 --> 44:18.600
پر از لحظه های حومه ی شهری

44:18.713 --> 44:23.401
که هر کدوم به خاطر زن خانه داری که در کنارش
داشت زیبا میشد

44:25.786 --> 44:31.441
بله اورسن در آخر تونست که یک زندگی بدون راز ودرد
رو تصور کنه

44:33.961 --> 44:36.783
و نمیتونست منتظر شروعش بمونه

44:36.831 --> 44:39.311
عزیزم من خونه ام

44:42.309 --> 45:02.309
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
