1
00:00:01,761 --> 00:00:03,071
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,100 --> 00:00:05,119
بچه ها و توله سگ رو
برداشت و رفت

3
00:00:05,146 --> 00:00:08,124
ـ   برداشت و رفت؟ چرا؟
ـ   اون تو رو تا آتلانتيک سيتي تعقيب کرد

4
00:00:08,214 --> 00:00:10,509
ـ   درمورد اون يکي زنت ميدونه
<font color=#FF8000>چيزهايي از مقطع بد</font>

5
00:00:10,540 --> 00:00:14,612
ـ   دستاتو جايي بزار که بتونم ببينم
<font color=#FF8000>... به بدتر منتهي شد</font>

6
00:00:14,700 --> 00:00:16,703
پسر، کارش حرف نداره

7
00:00:16,736 --> 00:00:18,617
تلقيح موفقيت آميز بوده

8
00:00:18,706 --> 00:00:21,483
ـ   اوه، خداي من
<font color=#FF8000>و حتي خبرهاي خوب</font>

9
00:00:21,510 --> 00:00:23,615
اون ارجحيت داره
اون مادر بچهء منه

10
00:00:23,645 --> 00:00:26,527
<font color=#FF8000>...با يه شعار اومدند
</font>ـ   براي موندن پيش من فکراتو کردي؟

11
00:00:26,616 --> 00:00:28,393
فکر کنم مجبورم ردش کنم

12
00:00:28,485 --> 00:00:29,627
من قويتر از اوني هستم
که مردم فکر ميکنن

13
00:00:29,721 --> 00:00:32,565
<font color=#FF8000>ولي گاهي اوقات به محض اينکه
حقيقت رو قبول کردين</font>

14
00:00:32,592 --> 00:00:35,440
<font color=#FF8000>...کشف ميکنين که قادر</font>

15
00:00:35,529 --> 00:00:37,702
ـ   بيا از اينجا بريم
<font color=#FF8000>... به انجام</font>

16
00:00:37,731 --> 00:00:40,713
مايلم از لحاظ روانپزشکي معاينه بشم

17
00:00:40,735 --> 00:00:43,445
در معرض فروپاشي رواني هستم

18
00:00:43,538 --> 00:00:46,520
<font color=#FF8000>...هرکاري هستين</font>

19
00:00:47,511 --> 00:00:50,493
<font color=#FF8000>توي هر محله، اين يک حقيقته</font>

20
00:00:50,515 --> 00:00:53,655
مردم ميان، و مردم ميرن

21
00:00:53,684 --> 00:01:00,604
<font color=#FF8000>اگرچه تعداد قليلي از اونا ساعت
دو صبح جمع ميکنن و ميرن</font>

22
00:01:00,627 --> 00:01:05,671
<font color=#FF8000>ولي اين اولين باري نبود که بتي اپل
وايت سعي داشت در نيمه شب راه بيافته</font>

23
00:01:05,766 --> 00:01:08,748
<font color=#FF8000>يکبار ديگه هم اين اتفاق افتاده بود</font>

24
00:01:08,770 --> 00:01:11,515
<font color=#FF8000>در شيکاگو</font>

25
00:01:11,607 --> 00:01:15,579
<font color=#FF8000>همون شبي که يکي از پسراش سعي
کرد با دوست دخترش بهم بزنه</font>

26
00:01:17,615 --> 00:01:21,659
<font color=#FF8000>يک زن جوان به اسم ملاني فاستر</font>

27
00:01:21,755 --> 00:01:25,601
شوخي ميکني؟ تو نميتوني منو قال
بزاري. من نميتونم قال گذاشته بشم

28
00:01:25,625 --> 00:01:27,698
اگه قراره کسي قال
گذاشته بشه. تويي

29
00:01:27,729 --> 00:01:29,575
هرچقدر ميخواي
زور بزن، باشه؟

30
00:01:29,665 --> 00:01:31,702
من ديگه نميخوام

31
00:01:31,733 --> 00:01:36,480
باشه. متيو، شايد گاهي اوقات
من يه آدم عوضي هستم

32
00:01:36,507 --> 00:01:39,616
ولي قرار گذاشتن با شخصي
مثل من مزايايي هم داره

33
00:01:39,710 --> 00:01:42,521
و ميدونم که ميدوني دارم
درمورد چي حرف ميزنم

34
00:01:42,547 --> 00:01:46,792
ملاني، مادرم توي اون
اتاقه، زده به سرت؟

35
00:01:47,654 --> 00:01:51,627
واضحه که، نميتونيم اينجا
يک بحث جدي داشته باشيم

36
00:01:51,725 --> 00:01:53,707
ساعت 9 توي
انبار الوار منتظرتم

37
00:01:53,729 --> 00:01:56,540
ـ   ملاني، ديگه تمومه
ـ   ها؟

38
00:01:56,566 --> 00:01:59,448
خب، حتي دلايل زيادي
براي اومدن داري

39
00:01:59,537 --> 00:02:03,576
هيچکس نميتونه بهتر
از من خداحافظي کنه

40
00:02:03,600 --> 00:02:23,600
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

41
00:02:26,771 --> 00:02:30,778
خب، درست به موقع

42
00:02:31,543 --> 00:02:34,718
کالب؟ تو اينجا چيکار ميکني؟
متيو کجاست؟

43
00:02:34,748 --> 00:02:38,562
من زودتر رسيدم
من يه راه ميانبر بلدم

44
00:02:38,587 --> 00:02:40,558
متيو ميدونه که تو اينجايي؟

45
00:02:40,656 --> 00:02:42,728
نه

46
00:02:43,593 --> 00:02:45,665
اون نميخواد که من با تو باشم

47
00:02:45,696 --> 00:02:48,576
اين چه ربطي به تو داره؟

48
00:02:48,600 --> 00:02:51,573
ببين، من فکر کردم

49
00:02:51,671 --> 00:02:54,675
...شايد حالا من بتونم
دوست پسر تو باشم

50
00:02:54,707 --> 00:02:56,780
چي؟

51
00:02:57,778 --> 00:02:59,555
دوستت دارم

52
00:02:59,581 --> 00:03:03,552
اوه، خدا. خواهش ميکنم بگو
يکي تو رو فرستاده. نه؟

53
00:03:03,585 --> 00:03:09,799
چون اگه جدي ميگي
خيلي رقت انگيزه

54
00:03:09,827 --> 00:03:13,674
نه! داري چه غلطي ميکني؟

55
00:03:14,700 --> 00:03:18,581
ولم کن، عوضي

56
00:03:30,554 --> 00:03:33,593
ملاني؟

57
00:04:03,696 --> 00:04:07,444
<font color=#FF8000>بله، يک سال ميگذره</font>

58
00:04:07,535 --> 00:04:10,517
<font color=#FF8000>از وقتي که اونا
شيکاگو رو ترک کردند</font>

59
00:04:10,539 --> 00:04:14,582
<font color=#FF8000>و بتي فکر ميکرد که ميتونه يک
بار ديگه هم نيمه شب فرار کنه</font>

60
00:04:14,677 --> 00:04:19,650
وقتي بريم، متيو چطوري
پيدامون ميکنه؟

61
00:04:19,683 --> 00:04:23,656
کالب، فکر ميکنم، از
حالا، فقط منم و تو

62
00:04:27,593 --> 00:04:30,575
ايست، دستا بالا

63
00:04:30,598 --> 00:04:37,540
<font color=#FF8000>ولي خيلي زود فهميد، که فرار کردن از
حومهء شهر به اين راحتيها هم نيست</font>

64
00:04:37,574 --> 00:04:42,652
<font color=#FF8000>چون، در حومهء شهر، به محض
اينکه همسايه اي بشنوه دارين ميرين</font>

65
00:04:42,747 --> 00:04:46,720
<font color=#FF8000>همه شون اصرار دارن بيان</font>

66
00:04:46,752 --> 00:04:50,565
<font color=#FF8000>تا خداحافظي کنن</font>

67
00:05:37,751 --> 00:05:42,599
<font color=#FF8000>همه توي زندگيشون بايد
جاده اي رو در پيش بگيرند</font>

68
00:05:42,624 --> 00:05:47,702
<font color=#FF8000>و براي معدودي خاص، اون
جاده به ويستيريالن ختم ميشه</font>

69
00:05:47,796 --> 00:05:52,646
<font color=#FF8000>همه شون دقيقا از يه جاده اومدند</font>

70
00:05:52,804 --> 00:05:57,484
<font color=#FF8000>با کاميونهاي پرشون</font>

71
00:05:57,577 --> 00:06:03,551
<font color=#FF8000>با لوازم گرون قيمت و
روياهاي معموليشون</font>

72
00:06:04,853 --> 00:06:09,704
<font color=#FF8000>اولين روزي که هرکدومشونو
ديدم رو يادمه</font>

73
00:06:09,793 --> 00:06:14,541
<font color=#FF8000>با سوزان ماير همون روزي
که به ويستيريالن اومد آشنا شدم</font>

74
00:06:14,632 --> 00:06:17,614
خيلي خب، استراحت کافيه

75
00:06:17,636 --> 00:06:22,677
<font color=#FF8000>اون بنظر بسيار دلگرم بود
دست خودم نبود ولي ميترسيدم</font>

76
00:06:24,811 --> 00:06:26,850
اوه، نه! اوه! اوه

77
00:06:26,882 --> 00:06:30,491
<font color=#FF8000>اون حس خيلي زود برطرف شد</font>

78
00:06:30,585 --> 00:06:32,725
اوه، کمک

79
00:06:32,755 --> 00:06:34,736
کسي صدامو ميشنوه؟

80
00:06:34,758 --> 00:06:37,764
جولي، ميخوام سعي
کني درب رو باز کني

81
00:06:37,861 --> 00:06:39,842
اوه، دارم چي ميگم؟
اون 2 سالشه

82
00:06:39,865 --> 00:06:46,579
خيلي خب، ميخوام اول خودتو باز
کني و سعي کني يه همسايه پيدا کني

83
00:06:46,606 --> 00:06:47,747
ولي از خيابون رد نشو

84
00:06:47,842 --> 00:06:52,623
فقط به همسايه بگو که ماماني
توي يه ماشين گنده گير کرده

85
00:06:52,649 --> 00:06:56,691
اوه، بله! اوه، خداي من
من يه بچهء نابغه دارم

86
00:06:56,786 --> 00:06:59,563
ـ   اوه، سلام
ـ   سلام

87
00:06:59,590 --> 00:07:01,698
من يه بچهء معمولي دارم

88
00:07:01,793 --> 00:07:04,604
من مري آليس هستم
اونسمت خيابون زندگي ميکنم

89
00:07:04,630 --> 00:07:06,701
سوزان ماير. خيلي ممنون

90
00:07:06,733 --> 00:07:11,774
اگه شوهرم منو بيرون مياورد، حالا
حالا ها بايد غرغراشو گوش ميکردم

91
00:07:11,805 --> 00:07:13,581
اون فکر ميکنه من
دست و پا چلفتي ام

92
00:07:13,608 --> 00:07:17,719
اوه، خواهش ميکنم. همسايه براي همين
چيزاست. خب، به ويستيريالن خوش اومدي

93
00:07:17,813 --> 00:07:21,854
وقتي کارتو تموم کردي، چرا براي
يه فنجون قهوه نمياي پيش من؟

94
00:07:23,855 --> 00:07:29,739
من يه همسايه دارم که ازم
ميخواد باهم قهوه بخوريم

95
00:07:29,864 --> 00:07:32,605
عذرميخوام. حتما
فکر ميکني من خلم

96
00:07:32,632 --> 00:07:35,708
نه! نه، فکر ميکنم جذابي

97
00:07:35,804 --> 00:07:38,580
و بنظرم بچه ت نابغه ست

98
00:07:38,607 --> 00:07:42,819
اوه، همينطوره، و قراره
اينجا خيلي خوشحال باشيم

99
00:07:42,846 --> 00:07:46,886
خونهء جديدت رو نگاه کن

100
00:07:49,722 --> 00:07:52,604
نميخواي منو بکوبي
توي ديوار، مگه نه؟

101
00:07:52,692 --> 00:07:57,836
معلومه که نه، ولي وقتي براي اولين
بار ببينيش، ميخوام کاملا متأثر بشي

102
00:08:00,903 --> 00:08:03,785
باشه، ميدوني
يخورده زيادي تنگه

103
00:08:03,873 --> 00:08:07,788
ولي نميتونيم که تا ابد توي خونهء بيري
بمونيم. بالاخره که از اون چشمه برميگرده

104
00:08:07,812 --> 00:08:09,692
تازه، خيلي هم خوشه

105
00:08:09,780 --> 00:08:12,662
آخه چرا با من اينکارو ميکني؟
نمره هاي خوب ميگيرم، معتاد نميشم

106
00:08:12,751 --> 00:08:14,731
هيچوقت هم حامله نميام خونه

107
00:08:14,753 --> 00:08:19,537
عزيزم، من دارم به سختي سعي
ميکنم روي پاي خودم وايسم

108
00:08:19,627 --> 00:08:24,840
دارم روي 6 تا کتاب کار ميکنم، دارم سعي
ميکنم هرچه زودتر اين خونه ساخته بشه

109
00:08:24,868 --> 00:08:27,712
ولي ميدوني که بدون حمايت
تو نميتونم اينکارو بکنم

110
00:08:27,737 --> 00:08:30,685
و ميخوام تو به
من افتخار کني

111
00:08:33,645 --> 00:08:36,855
باشه. بريم توشو نگاه کنيم

112
00:08:36,883 --> 00:08:39,763
اوه! دختر خودمي

113
00:08:39,787 --> 00:08:42,759
پس چيزي هست که
بايد براي من آماده بشه؟

114
00:08:42,857 --> 00:08:44,804
نه، نه. همه چيز خوبه

115
00:08:44,826 --> 00:08:52,645
ولي بايد بدوني که تخت ميز
ناهارخوريه و توالت توي حمومه

116
00:08:53,638 --> 00:08:54,607
عزيزم، ببين

117
00:08:54,705 --> 00:08:57,587
براي درس گلف فردامون
لباسهاي شبيه هم خريدم

118
00:08:57,675 --> 00:08:58,680
آره، در اونمورد، نميتونم برم

119
00:08:58,777 --> 00:09:00,757
بايد آشغالهارو از توي
بزرگراه جمع کنم

120
00:09:00,779 --> 00:09:02,660
ـ   بخشيد؟ . .. ـ   بايد
خدمات شهريمو انجام بدم

121
00:09:02,749 --> 00:09:05,697
قسمتي از عفو مشروط مه، يادته؟

122
00:09:05,720 --> 00:09:09,863
اوه، باشه. خب، زنگ ميزنم
باشگاه، درسمونو کنسل ميکنم

123
00:09:09,892 --> 00:09:12,840
نه، اونا پولشونو گرفتن
بهتره بدون من بري

124
00:09:12,862 --> 00:09:15,744
نميخوام تنهايي برم
اصلا اين نظر خودت بود

125
00:09:15,833 --> 00:09:19,783
منم دوست دارم اونجا باشم، اگه مجبور
نبودم از توي جوب لجن و کثافت جمع کنم

126
00:09:19,805 --> 00:09:22,616
حالا مگه چيه؟ .. خودت برو

127
00:09:22,643 --> 00:09:24,784
باشه. اگه تو همچين حسي داري

128
00:09:24,878 --> 00:09:28,725
هي، عذر ميخوام، باشه؟
فقط امروز يکم تحت فشارم

129
00:09:28,750 --> 00:09:33,791
اوه، تو هم اون عوضي رو ديدي
تمام روز داره همينطور زاغ ميزنه

130
00:09:38,728 --> 00:09:40,675
رالف کم مشکل داره. خب؟

131
00:09:40,698 --> 00:09:43,770
نميتونم يه باغبوني بگيريم که سعي نداشته
باشه توي خونهء من با کسي بخوابه؟

132
00:09:43,801 --> 00:09:49,617
ساعتي 6 دلار بهش ميدي
موضوع سر قيمته، عزيزم

133
00:09:53,883 --> 00:09:56,730
سوزان، تو با لينت
صحبت نکردي؟

134
00:09:56,819 --> 00:10:00,666
آم، نه. شمارشو نگرفتي؟

135
00:10:00,691 --> 00:10:02,572
برنميداره. نميدوني کجاست؟

136
00:10:02,660 --> 00:10:04,765
آه ... نه. متأسفم

137
00:10:04,796 --> 00:10:07,610
سوزان، فکر ميکنم ميدوني

138
00:10:07,700 --> 00:10:10,582
واقعا نميدونم، تام

139
00:10:10,670 --> 00:10:11,775
همه چيز روبه راهه؟

140
00:10:11,806 --> 00:10:14,720
آره. آره، فقط يه دعوا داشتيم

141
00:10:14,743 --> 00:10:18,714
گوش کن، اگه باهاش حرف زدي
ميشه بگي به من زنگ بزنه؟

142
00:10:18,847 --> 00:10:21,795
ممنون

143
00:10:29,828 --> 00:10:31,800
بله؟

144
00:10:31,897 --> 00:10:34,708
اون اينجا بود

145
00:10:34,735 --> 00:10:37,674
فکر ميکنم بايد
باهاش تماس بگيري

146
00:10:37,772 --> 00:10:38,810
نميتونم

147
00:10:38,906 --> 00:10:40,887
نميتونم. متأسفم. نميتونم

148
00:10:40,909 --> 00:10:43,686
ـ   مامان
ـ   بله، صبرکن

149
00:10:43,712 --> 00:10:46,659
بعدا باهات تماس ميگيرم
باشه. خداحافظ

150
00:10:46,683 --> 00:10:48,758
ـ   بله. . ـ   بابايي کي مياد؟

151
00:10:48,854 --> 00:10:50,700
ميخوام شيرجمو نشونش بدم

152
00:10:50,789 --> 00:10:54,761
اون نمياد، عزيزم

153
00:10:55,728 --> 00:10:58,801
ولي ميتوني به من نشون بدي

154
00:11:07,710 --> 00:11:09,782
بايد با نوح صحبت کني

155
00:11:09,813 --> 00:11:11,660
ـ   ولي من ازش ميترسم
ـ   که چي؟

156
00:11:11,749 --> 00:11:14,924
پاي زندگي من در ميونه
من يه وکيل تمام وقت نياز دارم

157
00:11:14,953 --> 00:11:17,630
ديگه از کجا ميتونيم
همچين پولي گير بياريم؟

158
00:11:17,724 --> 00:11:19,695
نوح اگه بدونه براي شماست
يه قرون هم نميده

159
00:11:19,793 --> 00:11:22,675
ـ   اون از شما متنفره
ـ   بهش بگو براي توئه

160
00:11:22,763 --> 00:11:23,902
بهش بگو يه ماشين ميخواي

161
00:11:23,932 --> 00:11:25,879
بگو حاضري عشقتو بخره

162
00:11:25,902 --> 00:11:29,716
به من اعتماد کن. آدماي توي
بستر مرگ خيلي احساساتي اند

163
00:11:29,806 --> 00:11:31,912
اصلا، چرا اينقدر
به پول نياز داري؟

164
00:11:31,942 --> 00:11:34,924
فکر ميکردم فقط آدماي گناهکار
وکيلهاي گرون قيمت نياز دارن

165
00:11:34,946 --> 00:11:37,691
ظاهرا فيليسيا ماهاست
اينو برنامه ريزي کرده

166
00:11:37,783 --> 00:11:40,665
کسي چه ميدونه ديگه قصد داره
چه مدرک ديگه اي درست کنه؟

167
00:11:40,754 --> 00:11:43,759
با شانسي که من دارم، اونا
دوباره مارتا هوبر رو باز ميکنن

168
00:11:43,791 --> 00:11:46,773
سعي ميکنن منو با
دي ان آ دستگير کنن

169
00:11:46,928 --> 00:11:49,810
شما که قسم خوردين توي
اون جريان هيچ دخالتي نداشتي

170
00:11:49,898 --> 00:11:54,713
نداشتم. ببين، چرا
داريم بحث ميکنيم؟

171
00:11:54,739 --> 00:11:58,812
من پدر تو هستم
کاريو که بهت ميگم بکن

172
00:11:58,876 --> 00:12:02,825
تو پدر واقعي من نيستي

173
00:12:03,683 --> 00:12:04,957
تو يه نمک به حروم

174
00:12:04,984 --> 00:12:09,665
من تو رو از يه معتاد بدبخت نجات دادم
يه جاي زندگي دادم، يه زندگي ارزشمند

175
00:12:09,758 --> 00:12:14,803
و حالا داري مجبورم ميکني بخاطر
يه لطف کوچيک التماس کنم؟

176
00:12:14,898 --> 00:12:17,742
من پول نياز دارم، زک

177
00:12:17,769 --> 00:12:22,719
اگه بخاطر من اينکارو نميکني
حداقل بخاطر مادرت اينکارو بکن

178
00:12:23,842 --> 00:12:27,814
گذشته از همه چيز، اون خودشو
بخاطر محافظت از تو کشت

179
00:12:42,162 --> 00:12:45,043
(دوازده سال قبل)

180
00:12:45,132 --> 00:12:49,275
<font color=#FF8000>با بيري ونديکمپ همون روزي
که به ويستيريالن اومد آشنا شدم</font>

181
00:12:49,304 --> 00:12:52,149
<font color=#FF8000>مردماني هستند که وقتي
باهاشون آشنا ميشين</font>

182
00:12:52,174 --> 00:12:56,146
<font color=#FF8000>دست خودتون نيست، ولي
يه برداشت نخستين ميکنين</font>

183
00:12:56,179 --> 00:12:58,353
سلام، من بيري ونديکمپ
هستم، همسايهء جديدتون

184
00:12:58,383 --> 00:13:00,091
اين قورباغهء شماست؟

185
00:13:00,184 --> 00:13:02,291
<font color=#FF8000>بيري از اون نوع آدما نبود</font>

186
00:13:02,322 --> 00:13:04,030
بله. چرا؟

187
00:13:04,122 --> 00:13:08,197
خب، مثل اينکه پسرم از
توي حياط شما دزديده تش

188
00:13:08,229 --> 00:13:10,210
اوه، خب، مهم نيست

189
00:13:10,232 --> 00:13:12,237
اگه خيلي ازش خوشش
مياد، ميتونه نگهش داره

190
00:13:12,334 --> 00:13:14,044
خب، اين حرفو بهش نزنين

191
00:13:14,136 --> 00:13:17,117
اگه احساس گناه نکنه، هرگز
شرمساري رو ياد نميگره

192
00:13:17,139 --> 00:13:21,351
ـ   هي. چي شده؟
ـ   اوه، آم، اين همسايهء جديدمونه

193
00:13:21,379 --> 00:13:24,360
مثل اينکه پسرش تصادفا قورباغهء
باغچهء منو برداشته

194
00:13:25,475 --> 00:13:29,057
لطفا براش بهونه درست نکنين
پدرش هم دقيقا همينکارو ميکنه

195
00:13:29,147 --> 00:13:31,887
رکس

196
00:13:33,918 --> 00:13:36,657
ـ   اين شوهرم، رکس
ـ   سلام

197
00:13:36,679 --> 00:13:39,468
ما عجيب غريب نيستيم
فقط بنظر ميرسه هستيم

198
00:13:39,566 --> 00:13:42,315
و اينم پسرمه

199
00:13:42,343 --> 00:13:44,419
تبهکار

200
00:13:44,517 --> 00:13:46,593
بالا

201
00:13:46,624 --> 00:13:49,479
عذر ميخوام که از شما دزدي کردم

202
00:13:49,568 --> 00:13:53,256
فقط ميخوام بدونين که مادرم از
اشتباهات اصلاحات رو به من ياد داده

203
00:13:53,350 --> 00:13:59,545
پس اعمال من نبايد به هيچ عنوان، نظرتون رو
بر عدم شايستگي اون بعنوان مادر ترغيب کنه

204
00:14:02,484 --> 00:14:07,412
چيزي هست که دوست دارين به پسر
من بگين؟ ميتونين برخورد هم بکنين

205
00:14:07,602 --> 00:14:11,584
آم، نه. من ... راحتم

206
00:14:11,584 --> 00:14:15,566
خب، حالا که اين ناخوش
آينديهارو به اتمام رسونديم

207
00:14:15,599 --> 00:14:18,450
ميخوام بهتون اطمينان بدم
که همسايه هاي خوبي ميشيم

208
00:14:18,476 --> 00:14:21,365
و در گذشت زمان اميدوارم
دوستهاي عالي اي بشيم

209
00:14:21,454 --> 00:14:24,637
خيلي خوبه

210
00:14:26,640 --> 00:14:28,525
اوه، صبرکن، عذرميخوام

211
00:14:28,613 --> 00:14:32,504
اين رکس بود، اندرو، و
اسم شما چي بود؟

212
00:14:32,528 --> 00:14:35,473
بيري؟

213
00:14:35,571 --> 00:14:36,679
چيه؟

214
00:14:36,710 --> 00:14:38,458
تو بيري ونديکمپ
هستي، درسته؟

215
00:14:38,549 --> 00:14:39,623
من شمارو ميشناسم؟

216
00:14:39,654 --> 00:14:43,637
اورسون هادج
آه، دوست دندونپزشک سوزان

217
00:14:43,735 --> 00:14:46,590
بعد از اينکه خونهء اون
آتيش گرفت با هم آشنا شديم

218
00:14:46,679 --> 00:14:48,757
خيلي عذر ميخوام
شمارو بجا نياوردم

219
00:14:49,490 --> 00:14:50,632
دنياي کوچيکه، ها؟

220
00:14:50,662 --> 00:14:53,651
بله، آه، بطور باور نکردني

221
00:14:54,743 --> 00:14:57,428
شما اينجا چيکار ميکنين؟

222
00:14:57,521 --> 00:15:00,738
خب، هفته اي سه چهار
بار ميام ملاقات دوستم

223
00:15:02,539 --> 00:15:04,686
تو چطور؟

224
00:15:04,781 --> 00:15:09,700
اوه، فقط فکر کردم براي يه استراحت
طولاني جاي دوست داشتني ايه

225
00:15:09,799 --> 00:15:14,629
گوش کن. من به دوستام گفتم
که توي چشمه آب معدني هستم

226
00:15:14,718 --> 00:15:15,789
پس اگه يه وقت به سوزان
برخوردي، من

227
00:15:15,821 --> 00:15:17,636
راز تو در امانه

228
00:15:17,662 --> 00:15:21,520
و واقعاً، من مثل اين آدما نيستم

229
00:15:21,609 --> 00:15:23,756
اوه، ميدونم

230
00:15:23,851 --> 00:15:25,737
هميشه يک خانم واقعي
خودش پيش قدم ميشه

231
00:15:25,825 --> 00:15:29,647
خب، خيلي ... لطف داري

232
00:15:29,672 --> 00:15:34,635
از استراحتت لذت ببر
بيري ونديکمپ

233
00:15:39,777 --> 00:15:42,757
براي تو هم همين حس رو دارم

234
00:15:42,855 --> 00:15:45,573
سعي ميکني دوستات رو متقاعد
کني که هنوز طبيعي هستي

235
00:15:45,666 --> 00:15:47,810
و توسط يه مشت آدم
فرومايه محاصره شدي

236
00:15:47,839 --> 00:15:51,561
ـ   تو هم همينطور؟
ـ   اوه، خواهش ميکنم

237
00:15:51,653 --> 00:15:54,802
دکتر داره زورشو ميزنه تا منو
مثل يه بيمار کاملا رواني بکنه

238
00:15:54,832 --> 00:15:58,950
درواقع، من فکر ميکنم اون
خودش رواني تر از بيماراشه

239
00:16:00,954 --> 00:16:03,944
تو اون زني که روي صندلي
چرخدار نشسته رو ميشناسي؟

240
00:16:03,966 --> 00:16:06,878
ـ   جريانش چيه؟
ـ   آره، اون ديوانه ست

241
00:16:06,977 --> 00:16:08,963
از وقتي اومده اينجا يک
کلمه هم حرف نزده

242
00:16:08,985 --> 00:16:12,740
فقط تمام روز همونجا ميشينه و منتظر
دوست تو ميمونه تا به ملاقاتش بياد

243
00:16:12,831 --> 00:16:17,794
اون ساعتها باهاش حرف ميزنه، ولي
فکر کنم حتي اون صداشو هم نميشنوه

244
00:16:27,822 --> 00:16:29,672
اوه، سلام

245
00:16:29,761 --> 00:16:32,708
گفتي بعضي وقتها
با هم قهوه بخوريم

246
00:16:32,806 --> 00:16:34,757
من قهوه گرفتم

247
00:16:34,780 --> 00:16:37,770
باورم نميشه منو درحال
مورچه کشتن گرفتي

248
00:16:37,792 --> 00:16:41,841
ـ   احتمالا شبيه آشغال جمع کنها شدم
ـ   راستش، يجورايي هم سکسي شدي

249
00:16:41,873 --> 00:16:42,915
حتما شوخيت گرفته

250
00:16:43,011 --> 00:16:46,968
نه. اونطوري که تو مديريت
ميکني. متأثر کننده ست

251
00:16:46,991 --> 00:16:48,970
اونا فقط مورچه اند
اونا خيلي کوچيکن

252
00:16:49,067 --> 00:16:51,051
البته، منو از پا در ميارن

253
00:16:51,073 --> 00:16:54,932
نه، تو گفتي خودت ميخواي کاراتو
انجام بدي، و اين کارو عملي کردي

254
00:16:55,022 --> 00:16:59,038
ـ   اين خودش خيلي خوبه
ـ   مرسي

255
00:16:59,070 --> 00:17:03,796
حتي اگه به معني اين باشه که توي
حال و هواي برقراري ارتباط نباشي

256
00:17:03,888 --> 00:17:06,067
اوه. من گفتم؟

257
00:17:06,096 --> 00:17:08,983
تاکيد هم کردي

258
00:17:09,007 --> 00:17:13,090
خب، بعضي وقتا يه چيزايي
ميگم که منظوري ندارم

259
00:17:13,121 --> 00:17:17,917
ميندازمش گردن سم مورچه

260
00:17:18,008 --> 00:17:22,025
ـ   اين ديگه چيه؟
ـ   کارل، چي ميخواي؟

261
00:17:22,122 --> 00:17:24,874
خب، باورم نميشه دخترمون
رو مجبور ميکني

262
00:17:24,966 --> 00:17:28,115
تو يه خونهء سيار زندگي کنه. فکر
ميکنم لازمه در اينمورد صحبت کنيم

263
00:17:28,145 --> 00:17:31,935
خيلي خب، اين موقتيه، و اگه
اجازه بدي، دارم قهوه ميخورم

264
00:17:32,025 --> 00:17:34,001
اوه، اشکالي نداره، سوزان

265
00:17:34,099 --> 00:17:36,954
هي، رفيق، عذرميخوام
قصد نداشتم فراريت بدم

266
00:17:37,043 --> 00:17:39,864
ولي، اين يه چيز خونوادگي

267
00:17:39,954 --> 00:17:42,030
نه، نه، درک ميکنم

268
00:17:42,061 --> 00:17:44,070
خوبه

269
00:17:51,196 --> 00:17:54,185
بعدا بهت زنگ ميزنم

270
00:18:00,229 --> 00:18:02,077
چرخش عالي اي داري

271
00:18:02,103 --> 00:18:04,149
فقط يکم کمک نياز داري

272
00:18:04,245 --> 00:18:07,096
ميدوني اونا چي ميگن، براي خود
نمايي برو، شرطي بنداز توي سوراخ

273
00:18:07,122 --> 00:18:10,112
ـ   درست ميگم؟
ـ   کاملا

274
00:18:10,134 --> 00:18:13,182
ـ   خيلي خب. اون بيرون ميبينمت
ـ   باشه

275
00:18:13,278 --> 00:18:17,293
برام يه چيز قوي درست کن
با اون يارو 9 تا بازي ديگه دارم

276
00:18:17,326 --> 00:18:22,086
جيم، حدود يک ساعت پيش بود که
کارکنان پاکسازي جوب در اينجا

277
00:18:22,177 --> 00:18:25,166
ديدند که يکي از اعضاشون
توسط ماشين کشته شد

278
00:18:25,188 --> 00:18:28,269
قرباني يک مرد اسپانيايي
حدود 40 ساله بود

279
00:18:28,300 --> 00:18:31,084
که سالها از تاجرهاي
مهم اين منطقه بوده

280
00:18:31,111 --> 00:18:34,259
پليس تا زماني که نزديک ترين خويشاوند
بتونه مستحضر بشه، نام رو اعلام نميکنه

281
00:18:34,289 --> 00:18:38,271
البته ما شما رو ازآخرين
اطلاعات مطلع خواهيم کرد

282
00:18:40,144 --> 00:18:46,203
کرايگ سيومنا ، بصورت
زنده براي شما گزارش ميکنه

283
00:18:59,664 --> 00:19:04,717
خانم سوليس! چرا خونه هستين؟

284
00:19:06,047 --> 00:19:08,384
ژائومي، کارلوس مرده

285
00:19:08,409 --> 00:19:09,552
نه، خواهش ميکنم، اونو نکشين

286
00:19:10,271 --> 00:19:13,259
نه، تو متوجه نيستي
اون مرده

287
00:19:13,281 --> 00:19:18,267
يه تصادف بود
اون توي بزرگراه بود

288
00:19:18,300 --> 00:19:24,028
نه ... اون توي آشپزخونه

289
00:19:31,316 --> 00:19:35,069
ـ   سلام، عزيزم. چرا زود اومدي؟
ـ   اوه، عزيزم

290
00:19:35,096 --> 00:19:37,172
اوه، تو نمردي

291
00:19:37,204 --> 00:19:41,255
ـ   کي گفته من مردم؟
ـ   پليس! اونا به من زنگ زدند

292
00:19:41,286 --> 00:19:44,173
ـ   داري درمورد چي حرف ميزني؟
ـ   اونا تمام جزئيات رو نميدونستند

293
00:19:44,197 --> 00:19:49,182
ولي يه شاهد گفته تو رو ديده که رفتي
توي گذرگاه تا يه صندلي برداري

294
00:19:49,215 --> 00:19:52,205
و بعد يه اتوبوس جلوي
چشم همه تو رو زير کرده

295
00:19:52,227 --> 00:19:56,379
ـ   چرا الان پيش کارکنان جاده نيستي؟
ـ   به رالف پول دادم جاي من بره

296
00:19:58,181 --> 00:19:59,288
چي؟

297
00:19:59,319 --> 00:20:02,300
خب، کارلوس، اونا اسم تو رو داشتند

298
00:20:02,398 --> 00:20:05,219
اوه، نه، رالف بيچاره

299
00:20:05,309 --> 00:20:09,131
ـ   اوه ... چرا کمرت عرقيه؟

300
00:20:09,156 --> 00:20:13,274
ـ   داشتم روي تردميل کار ميکردم
ـ   پا برهنه؟

301
00:20:13,304 --> 00:20:18,267
محض رضاي خدا، گبرييل
رالف مرده، و تو نگران پاهاي مني؟

302
00:20:18,290 --> 00:20:22,205
منظورم اينه، هيچ معلومه تو چته؟

303
00:20:22,304 --> 00:20:25,293
ـ   ببخشيد. ... ـ   خواهش ميکنم

304
00:20:38,364 --> 00:20:40,349
اونکار بايد برات خيلي
آرامش بخش باشه

305
00:20:40,371 --> 00:20:42,381
چرا همچين فکري ميکنين؟

306
00:20:42,478 --> 00:20:47,441
چون سه جلسه ست اين تنها کاريه که
ميکني. هنوز درمورد تو هيچي نميدونم

307
00:20:47,464 --> 00:20:50,454
بجزء اينکه خوب ميتوني
خطهاي صاف بکشي

308
00:20:50,476 --> 00:20:54,366
بخاطر همين در مورد دوران
کودکيم سوالات مسخره ميپرسين

309
00:20:54,389 --> 00:20:57,438
سعي دارين منو بشناسين؟ خب
يه راهنمايي: من ديوانه نيستم

310
00:20:57,535 --> 00:20:59,382
من فقط چندتا مورد کوچيک دارم

311
00:20:59,407 --> 00:21:02,456
و روان درماني کاريه که براي فائق
اومدن شما با اون مشکلات انجام ميديم

312
00:21:02,553 --> 00:21:05,408
فکر ميکني چه نوع
تدبيري برات خوبه؟

313
00:21:05,497 --> 00:21:08,486
راستش، اميدوار بودم
با دارو منو مداوا کنين

314
00:21:08,508 --> 00:21:11,454
تو به داروهايي قويتر از چيزايي
که برات نسخه کردم نياز نداري

315
00:21:11,553 --> 00:21:14,237
من خودم توي خونه آسپرين دارم

316
00:21:14,330 --> 00:21:19,486
اينجا نوشته که شوهر شما مرده
دوست پسري داشتي که خودشو کشته

317
00:21:19,515 --> 00:21:25,414
و از اعتياد به الکل زجر ميکشين
براي يک سال، آسيب رواني زياديه

318
00:21:26,543 --> 00:21:29,622
بچه هات چي؟

319
00:21:29,653 --> 00:21:31,639
اوه، اونا خوبن

320
00:21:31,661 --> 00:21:37,650
اندرو توي اروپا سياحت ميکنه
و دنييل رفته به يه اردوي گروهي

321
00:21:37,683 --> 00:21:41,437
رابطهء تو با اونا چطوريه؟

322
00:21:42,500 --> 00:21:45,447
ـ   منظورتون چيه؟
ـ   بهشون نزديکي؟

323
00:21:45,545 --> 00:21:51,638
چيزارو با تو در ميون ميزارن؟
درمورد اونا چه حسي داري؟

324
00:21:53,408 --> 00:21:55,553
ميدونين، من براي اين
مزخرفات واقعا وقت ندارم

325
00:21:55,582 --> 00:21:59,542
ميخواين به من چندتا
داروي اساسي بدين يا نه؟

326
00:21:59,565 --> 00:22:00,638
ـ   نه. ـ   باشه

327
00:22:00,669 --> 00:22:02,483
پس منم برميگردم به اتاقم

328
00:22:02,509 --> 00:22:04,656
ميدوني، بيري، نميتونم
مجبورت کنم با من راه بياي

329
00:22:04,751 --> 00:22:08,675
ولي ميتونم تمرکز روي
مشکلاتت رو برات آسونتر کنم

330
00:22:08,697 --> 00:22:10,550
و چطور ميخواين
اونکارو بکنين؟

331
00:22:10,639 --> 00:22:13,528
به نگهبان کشيک بيمارستان ميگم
تمام چيزهاي شخصيت رو مصادره کنه

332
00:22:13,617 --> 00:22:16,731
من داوطلبانه به اينجا اومدم

333
00:22:16,761 --> 00:22:21,419
وقتي اون برگه هارو امضاء کردي
مسئوليت بهتر زيستن تو بعهدهء من ميشه

334
00:22:21,512 --> 00:22:23,519
و من از هر راهي که شده
به تو کمک خواهم کرد

335
00:22:23,553 --> 00:22:26,636
من به اونقدر کمک احتياج ندارم
چون من مثل بقيهء بيمارات نيستم

336
00:22:26,731 --> 00:22:30,747
اوه، حتما هستي
فقط هنوز نميدوني

337
00:22:41,787 --> 00:22:45,677
پسرتون به قتل اعتراف کرده
ما صداشو ضبط کرديم

338
00:22:45,701 --> 00:22:48,556
کاراگاه، عقل پسر من به
اندازهء يک بچه ست

339
00:22:48,646 --> 00:22:51,726
غرق کردن تايتانيک رو
هم اعتراف ميکنه

340
00:22:52,862 --> 00:22:57,584
اين نامه چندماه پيش به پليس شيکاگو ارسال
شده بود، مبتني بر اينکه شخصي که اونا

341
00:22:57,612 --> 00:23:00,795
...براي قتل ملاني فاستر
دستگير کردند بيگناه بوده

342
00:23:00,824 --> 00:23:03,645
ـ   ما حس ميکنيم که شما اينو نوشتين
ـ   واقعا؟

343
00:23:03,735 --> 00:23:06,815
نميدونستم در محضر دادگاه
حس هم بعنوان مدرک معتبره

344
00:23:06,846 --> 00:23:09,858
نيست

345
00:23:12,701 --> 00:23:14,686
ولي اين هست

346
00:23:14,708 --> 00:23:18,896
ما روي اين ژاکت دي ان آ شخصي
که اينو به تن داشته رو پيدا کرديم

347
00:23:18,924 --> 00:23:22,906
حالا تنها چيزي که احتياج
داريم يک نمونهء تطبيقي

348
00:23:22,906 --> 00:23:27,663
امکانش هست که شما
اين ژاکت رو بشناسين؟

349
00:23:28,694 --> 00:23:30,941
اين مال کالب نيست

350
00:23:31,840 --> 00:23:34,919
شما ميتونين انکار کنين، ولي

351
00:23:34,950 --> 00:23:37,634
نه

352
00:23:37,727 --> 00:23:41,685
شما متوجه نيستين

353
00:23:41,909 --> 00:23:46,735
اون ژاکت متعلق
به اون يکي پسرمه

354
00:24:10,850 --> 00:24:13,739
و يهو به من حمله کرد

355
00:24:13,828 --> 00:24:18,082
بردارم هيچوقت وحشي نبوده
مطمئنم که قصد نداشته به توآسيبي بزنه

356
00:24:18,110 --> 00:24:21,031
خب، حالا که زده

357
00:24:22,928 --> 00:24:26,009
بزار تا خونه برسونمت

358
00:24:30,021 --> 00:24:32,910
اين براي من ضربهء خيلي سختيه

359
00:24:32,998 --> 00:24:35,885
بايد چند روز ديگه بياي
تا بتونيم باهم حرف بزنيم

360
00:24:35,909 --> 00:24:40,131
ملاني، ما باهم بهم زديم. وظيفهء
من نيست که دستتو بگيرم

361
00:24:42,969 --> 00:24:46,048
خب، شايد الان نبايد برم خونه

362
00:24:47,050 --> 00:24:50,941
ـ   شايد بايد اول برم پيش پليس
ـ   پليس؟

363
00:24:50,965 --> 00:24:53,076
به من حمله شده

364
00:24:53,107 --> 00:24:55,858
فکر نميکني، وظيفهء شهروندي
من اينه که گزارش بدم؟

365
00:24:55,950 --> 00:24:58,840
ملاني، منکه به تو گفتم
کالب از قصد اونکارو نکرده

366
00:24:58,928 --> 00:25:02,010
ـ   باشه؟ ملاني، خواهش ميکنم
ـ   بيچاره ت ميکنم

367
00:25:02,106 --> 00:25:04,091
نه. نميتوني دراينمورد
به کسي حرفي بزني

368
00:25:04,113 --> 00:25:06,065
به هرکي بخوام ميگم
دستتو بکش

369
00:25:06,088 --> 00:25:08,095
پاي برادر من در ميونه

370
00:25:08,128 --> 00:25:14,061
برادرت براي چندسال آينده ميره
زندان، پس من ميگم، بزار بره

371
00:25:16,995 --> 00:25:19,984
ـ   هي، ملاني. ـ   چيه؟

372
00:25:20,173 --> 00:25:24,999
دست از سر خونوادهء من بردار

373
00:26:02,751 --> 00:26:05,796
(هشت سال قبل)

374
00:26:05,828 --> 00:26:09,586
<font color=#FF8000>با لينت اسکاوو همون روزي
که به ويستيريالن اومد آشنا شديم</font>

375
00:26:09,676 --> 00:26:12,859
<font color=#FF8000>سريع تصميم گرفتيم که اونو
بعنوان يه دوست داشته باشيم</font>

376
00:26:12,890 --> 00:26:18,584
<font color=#FF8000>بيشتر بخاطر اينکه ميترسيديم
اونو بعنوان يه دشمن داشته باشيم</font>

377
00:26:18,676 --> 00:26:21,894
...با رحِم من قمار ميکني

378
00:26:23,729 --> 00:26:24,904
ـ   سلام
ـ   سلام

379
00:26:24,934 --> 00:26:28,790
سلام. آه، ما فقط ميخواستيم
بيايم و بهتون خوش آمد بگيم

380
00:26:28,814 --> 00:26:32,739
ـ   آم، ولي ميتونيم بعدا بيايم
ـ   آره

381
00:26:32,762 --> 00:26:35,742
راستش، صبرکنين، عاليه. ميدونين
چرا؟ ما يه قضاوت منصفانه نياز داريم

382
00:26:35,840 --> 00:26:37,588
لينت

383
00:26:37,680 --> 00:26:41,902
فرض کنين شوهرتون بهتون التماس کنه که
حامله بشين و باوجود اينکه نميخواين، ميپذيرين

384
00:26:41,930 --> 00:26:45,720
حتي باوجود اينکه از کار بيکار ميشين
قبول ميکنين يک بچه داشته باشين

385
00:26:45,810 --> 00:26:47,955
ـ   يک بچه. يکي يه دونه
ـ   لينت، ما تازه با اينا آشنا شديم

386
00:26:47,985 --> 00:26:51,844
بعدش ميرين سونوگرافي و
صداي دوتا قلب ميشنوين

387
00:26:51,933 --> 00:26:56,918
و اونموقع شوهرتون بهتون بگه
که توي خونوادش دوقلو رايجه

388
00:26:56,951 --> 00:26:59,735
فکر نميکردم مورد خاصي باشه

389
00:26:59,762 --> 00:27:01,909
توي سه نسل، خونوادهء تو
هشت جفت دوقلو داشتند

390
00:27:02,004 --> 00:27:05,862
گذشته از اين يکي اقوامت توي
کنتاکي سه قلو داره! سه قلو

391
00:27:05,951 --> 00:27:11,747
پس از شما ميپرسم، حق ندارم
اين مرد رو شديدا تنبيه کنم؟

392
00:27:11,773 --> 00:27:15,961
خب، راستش، بنظر من از لحاظ
ژنتيکي دوقلوها به مادر مرتبط هستند

393
00:27:15,989 --> 00:27:21,818
ـ   تو چي هستي، يه دانشمند؟
ـ   نه. نه، من کتاب قصه مينويسم

394
00:27:21,843 --> 00:27:24,824
آم، ما، آم، فقط اومديم
خودمون رو معرفي کنيم

395
00:27:24,922 --> 00:27:26,966
ولي ميتونيم، آم، يه
وقت ديگه اينکارو بکنيم

396
00:27:27,062 --> 00:27:29,949
نه، صبرکنين! لطفا بمونين
اشکالي نداره. ما خوبيم

397
00:27:29,973 --> 00:27:31,756
ما خوبيم، درسته؟

398
00:27:31,848 --> 00:27:35,099
عزيزم، ما که نميخوايم همسايه هاي
جديدمونو فراري بديم، باشه؟

399
00:27:35,126 --> 00:27:40,011
عذر ميخواي که اون روي
منو ديدين. ديگه تکرار نميشه

400
00:27:40,110 --> 00:27:42,862
مخصوصا از اونجايي که اين
آخرين باره که حامله ميشم

401
00:27:42,955 --> 00:27:46,914
درسته. تو رئيسي
من فقط غلام عشقتم

402
00:27:48,877 --> 00:27:50,019
خب، تشويقش نکنين

403
00:27:50,048 --> 00:27:54,030
عزيزم، واضحه، که همسايه ها
مون هم حس کردند که خدا به تو

404
00:27:54,063 --> 00:27:57,052
يه شوهر فوق العاده داده

405
00:28:00,153 --> 00:28:06,084
بچه ها، ميشه يه لحظه بياين اينجا؟
لازمه يه صحبت جدي داشته باشيم

406
00:28:10,056 --> 00:28:17,996
خب. ما يه تعطيلات ... عالي
داشتيم ولي فردا، ميريم خونه

407
00:28:18,018 --> 00:28:25,152
بجزء اينکه، نميريم خونهء خودمون
قراره بريم پيش مامانبزرگ بمونيم

408
00:28:25,245 --> 00:28:28,166
بابا هم اونجا ميمونه؟

409
00:28:28,189 --> 00:28:35,150
نه. بابا اونجا نميمونه، ولي
هميشه مياد و به شما سر ميزنه

410
00:28:35,248 --> 00:28:39,071
هنوز يک خونواده هستيم

411
00:28:39,096 --> 00:28:42,086
فقط

412
00:28:42,108 --> 00:28:47,230
...ديگه باهم يه جا زندگي نميکنيم

413
00:28:47,259 --> 00:28:50,043
پس

414
00:28:50,305 --> 00:28:55,062
...سوالي هست که
بخواين ازم بپرسين؟

415
00:28:56,292 --> 00:28:59,213
حالا ميتونيم بريم شنا کنيم؟

416
00:29:01,244 --> 00:29:04,234
ـ   آره
ـ   آره

417
00:29:28,211 --> 00:29:30,389
مايک، عجب اتفاقي

418
00:29:30,419 --> 00:29:32,404
آره. چطوري؟

419
00:29:32,426 --> 00:29:39,226
خوبم. آره، فقط اومدم يه باتري
جديد براي ساعتم بگيرم

420
00:29:39,252 --> 00:29:42,163
پس، تو چيکار ميکني؟

421
00:29:42,184 --> 00:29:44,106
اوه، براي مادربزرگم
يه چيزي ميخرم

422
00:29:44,204 --> 00:29:47,115
ـ   تولد 90 سالگيشه
ـ   بفرماييد

423
00:29:47,137 --> 00:29:48,971
همون اندازه اي که گفتين

424
00:29:49,059 --> 00:29:53,848
بسيار برازنده، و ميتونه براي
مراسمها هم ازش استفاده کنه

425
00:29:53,947 --> 00:29:55,827
خوش بحال مامان بزرگت

426
00:29:55,916 --> 00:30:00,954
آي کلک. ميخواي از سوزان
خواستگاري کني، مگه نه؟

427
00:30:02,097 --> 00:30:08,177
از اونجايي که قبلا از سوزان شنيدم
فکر نميکنم اميدي باشه که تو دهنتو

428
00:30:08,211 --> 00:30:12,291
بسته نگه داري، درسته؟
ميخواستم غافلگيرش کنم

429
00:30:12,388 --> 00:30:14,303
به من اعتماد کن، داداش
اون غافلگير ميشه

430
00:30:14,391 --> 00:30:19,255
و نه فقط بخاطر
کوچيکي اون الماس

431
00:30:24,444 --> 00:30:28,521
ببين، ميدونم يه ماشين گرون
قيمتيه، ولي من لازم دارم

432
00:30:28,553 --> 00:30:31,518
پس ميتونم پول بگيرم؟

433
00:30:32,561 --> 00:30:36,602
بچه، تو دروغگوي بدي هستي
من روزنامه ميخونم

434
00:30:36,636 --> 00:30:39,732
ميدونم براي پدرت
چه اتفاقي افتاده

435
00:30:39,829 --> 00:30:46,736
بگمونم توو خيال يه وکيل حسابي
که اونو از اونجا بيرون بياره

436
00:30:46,825 --> 00:30:47,882
خواهش ميکنم

437
00:30:47,979 --> 00:30:51,964
پائول يانگ ديادرا رو
توي يه جعبه گذاشت

438
00:30:51,987 --> 00:30:55,105
دختر من. مادر تو

439
00:30:56,106 --> 00:31:01,873
آب پاکي رو ميريزم روي دستت
من براي هيولالاها چک نمي نويسم

440
00:31:01,901 --> 00:31:04,014
چرا به من پول نميدي؟

441
00:31:04,045 --> 00:31:07,003
تو داري ميميري. بهش
نيازي نداري. من دارم

442
00:31:07,026 --> 00:31:10,009
زک، گريه نکن
حالم بهم ميخوره

443
00:31:10,107 --> 00:31:14,092
خودت گفتي همه شون مال من
ميشه. پس کي ميتونم بگيرمش؟

444
00:31:15,097 --> 00:31:19,964
فرمانروايي کلمهء باشکوهيه
ولي اون چيزيه که من ساختم

445
00:31:20,053 --> 00:31:22,911
متأسفانه

446
00:31:23,000 --> 00:31:31,006
اين امپراطوري فقط ميتونه با
سنگدلي و نيرومندي حکومت بشه

447
00:31:31,139 --> 00:31:38,174
زک، ميخواستم بهت بدمش
ولي درمورد تو به ترديد افتادم

448
00:31:39,042 --> 00:31:44,136
پس، چيه؟
ميخواي منو طرد کني؟

449
00:31:44,269 --> 00:31:48,060
ديگه چيزي برام نمونده

450
00:31:49,225 --> 00:31:52,183
برو بيرون

451
00:32:34,372 --> 00:32:37,386
چيه؟ ميخواي منو بکشي؟

452
00:32:38,223 --> 00:32:40,439
که ثابت کني مرد خشني هستي؟

453
00:32:44,252 --> 00:32:49,310
ميبيني؟ بخاطر همينه که نميتونم
کليد قلمروو رو به تو بدم، بچه

454
00:32:50,415 --> 00:32:54,502
چون خايه نداري

455
00:33:29,991 --> 00:33:33,851
(سه سال قبل)

456
00:33:33,976 --> 00:33:38,841
<font color=#FF8000>با گبرييل سوليس همون روزي
که به ويستيريالن اومد آشنا شديم</font>

457
00:33:38,866 --> 00:33:45,171
<font color=#FF8000>همه مون از اينکه قرار بود يه مانکن
موفق نيويورکي رو ببينيم هيجان زده بوديم</font>

458
00:33:45,699 --> 00:33:46,680
سلام؟

459
00:33:46,704 --> 00:33:48,784
<font color=#FF8000>از نزديک که نگاه کرديم</font>

460
00:33:48,881 --> 00:33:49,855
سلام

461
00:33:49,952 --> 00:33:53,846
<font color=#FF8000>...ديدم بيشتر از انتظارمونه</font>

462
00:33:54,742 --> 00:33:59,804
من مري آليس هستم. اينم
سوزان، آه، لينت و بيري

463
00:33:59,899 --> 00:34:01,787
به همسايگي ما خوش اومدي

464
00:34:01,876 --> 00:34:03,863
خب، من گبرييل سوليس هستم

465
00:34:03,885 --> 00:34:06,935
بهتر نيست يه وقت ديگه بيايم؟

466
00:34:07,000 --> 00:34:07,982
اوه، نه، نه

467
00:34:08,005 --> 00:34:12,668
فقط درحال عوض
کردن لباسهاي عرقيم بودم

468
00:34:12,760 --> 00:34:15,844
نميفهميدم اسباب کشي
اينقدر تحرک داره

469
00:34:15,876 --> 00:34:21,905
هي، عزيزم، هنوز توي
آشپزخونه همديگه رو نکرديم

470
00:34:22,071 --> 00:34:25,897
عزيزم، آه، فکر ميکنم وقتشه
جعبهء لباسا رو باز کنيم

471
00:34:25,922 --> 00:34:28,880
باشه

472
00:34:28,903 --> 00:34:31,861
ازآشناييتون خوشبختم، خانوما

473
00:34:33,123 --> 00:34:35,011
بزار حدس بزنم
تازه عروسي کردين؟

474
00:34:35,100 --> 00:34:36,915
چهار ماهه

475
00:34:36,942 --> 00:34:41,030
و دو ماهشو اينطوري
لباس پوشيدم

476
00:34:41,094 --> 00:34:45,183
اون سير نشدنيه

477
00:34:54,123 --> 00:34:58,109
ـ   هي، داري چيکار ميکني؟
ـ   دارم سعي ميکنم با تو سکس داشته باشم

478
00:34:58,142 --> 00:35:01,173
حالا؟ عزيزم، دير وقته

479
00:35:02,038 --> 00:35:06,998
نميخواي با من سکس داشته باشي؟ تو
هميشه ميخواي با من سکس داشته باشي

480
00:35:07,032 --> 00:35:09,997
يک ساعت بعد از جراحي فتقم
ميخواستي با من سکس داشته باشي

481
00:35:10,095 --> 00:35:12,161
يخورده پريشونم

482
00:35:12,192 --> 00:35:15,099
امروز يه مرد خوب مرده

483
00:35:15,921 --> 00:35:18,158
ناراحت نشو

484
00:35:26,908 --> 00:35:31,006
ژائومي چيزاي عجيبي به من گفت

485
00:35:32,034 --> 00:35:36,133
وقتي بهش گفتم تو مردي، اون
گفت: خواهش ميکنم اونو نکش

486
00:35:38,028 --> 00:35:40,009
بچهء بيچاره

487
00:35:40,031 --> 00:35:45,141
حتما بايد بفرستيمش کلاس زبان

488
00:35:55,950 --> 00:35:57,931
جولي، داري چيکار ميکني؟

489
00:35:57,953 --> 00:36:01,902
ـ   دارم سعي ميکنم بخوابم
ـ   صبح بخير خانوما

490
00:36:01,925 --> 00:36:04,864
کارل! داري چيکار ميکني؟

491
00:36:04,962 --> 00:36:07,876
براي دخترام يه
سوپرايز کوچولو دارم

492
00:36:07,899 --> 00:36:12,110
پس فقط همونجا آروم بشينين
زود ميرسيم

493
00:36:15,074 --> 00:36:16,784
نه! نه، نه، نه

494
00:36:16,877 --> 00:36:18,917
خونهء منو برگردون سر جاش

495
00:36:19,014 --> 00:36:23,637
قهوه؟

496
00:36:26,684 --> 00:36:29,495
سمت راست، خانوما

497
00:36:33,209 --> 00:36:34,900
هديهء من به شما

498
00:36:35,662 --> 00:36:37,409
ـ   تو برامون يه خونه خريدي؟
ـ   بياين بريم يه نگاهي بندازيم، ها؟

499
00:36:37,433 --> 00:36:40,657
3تا اتاق خواب داره. آشپزخونهء
دل باز براي روز مبادا

500
00:36:40,758 --> 00:36:43,211
پشتش يه اتاق مهمون داره که ميتونين
ازش بعنوان اتاق مطالعه استفاده کنين

501
00:36:43,238 --> 00:36:47,095
ـ   يه استخر هم داره
ـ   استخر؟ واقعا؟

502
00:36:47,189 --> 00:36:50,487
ـ   جريان چيه؟
ـ   جرياني نيست. مال توئه، سوزي

503
00:36:50,513 --> 00:36:53,304
مال تو و جولي. بي چون و چرا

504
00:36:53,402 --> 00:36:56,129
نميتونم اينو قبول کنم

505
00:36:56,147 --> 00:36:58,852
فقط ... من بايد خودم از
اين خرابي خلاص بشم

506
00:36:58,892 --> 00:37:00,819
اين صدقه نيست، باشه؟
من به تو بدهکارم

507
00:37:00,914 --> 00:37:02,375
براي کارايي که
توي اين سالها کردم

508
00:37:02,388 --> 00:37:03,982
تمام غصه هايي که
به تو تحميل کردم

509
00:37:03,998 --> 00:37:06,858
فکر کن اين بازپرداخت

510
00:37:06,947 --> 00:37:11,882
مامان! يه استخر
و يه جکوزي داره

511
00:37:11,882 --> 00:37:16,883
حداقل وقتي خوابيدين کسي
نميتونه بدزدتتون، ها؟

512
00:37:19,893 --> 00:37:23,657
سلام، سوزان هستم. اجازه
دادم برق کار بياد توي خونه ت

513
00:37:23,688 --> 00:37:27,450
اميدوارم توي چشمه آب
معدني بهت خوش بگذره

514
00:37:28,390 --> 00:37:32,297
بيري، سلام، بتي هستم. عذر ميخوام
که اينو روي پيغامگيرت ميزارم

515
00:37:32,389 --> 00:37:38,416
ولي پليس شواهدي داره که متيو در قتل ملاني
فاستر دست داشته بيري، بايد پيداشون کنيم

516
00:37:38,886 --> 00:37:42,864
بايد پيداشون کنيم و
دنييل رو برگردونيم

517
00:37:47,883 --> 00:37:50,287
ـ   يالا ولم کن
ـ   هي، هي

518
00:37:50,382 --> 00:37:53,967
ـ   اينجا چه خبره؟
ـ   من ميخوام برم و اين احمقها نميزارن

519
00:37:54,181 --> 00:37:57,503
ميدونين که ميتونين براي نگه
داشتن اجباري دستگير بشين؟

520
00:37:57,543 --> 00:37:59,484
چرا ميخواي بري؟

521
00:37:59,579 --> 00:38:02,388
ـ   چون دخترم در خطره؟
ـ   توي اردو اتفاقي افتاده؟

522
00:38:02,478 --> 00:38:04,386
اردويي درکار نيست
اون يه دروغ جزئي بود

523
00:38:04,477 --> 00:38:09,382
فهميدم که با يه پسر فرار
کرده، پسري که يک قاتله

524
00:38:09,476 --> 00:38:12,252
ـ   يک قاتل؟
ـ   از لحنت ميتونم بگم حرفو باور نداري

525
00:38:12,275 --> 00:38:15,245
بيري، بيا توي دفترم در
اينمورد صحبت کنيم

526
00:38:15,274 --> 00:38:17,073
من براي روان درماني
وقت ندارم، شارلاتان

527
00:38:17,073 --> 00:38:19,552
بزارين از اينجا برم بيرون

528
00:38:19,572 --> 00:38:21,571
احمقها! ولم کنين

529
00:38:21,571 --> 00:38:23,579
تو ميدوني که من
داوطلبانه اومدم اينجا

530
00:38:23,608 --> 00:38:28,701
ـ   نميتونين با من اينکارو بکنين! نه
ـ   بيري، خواهش ميکنم. تقلا نکن

531
00:38:31,668 --> 00:38:36,175
خدا بدادت برسه، اگه
براي دخترم اتفاقي بيافته

532
00:38:36,866 --> 00:38:39,257
ما فقط سعي داريم کمک کنيم

533
00:39:02,638 --> 00:39:04,726
ـ   ديگه چيه؟
ـ   ميخوام شنا کنم

534
00:39:05,046 --> 00:39:07,629
خب، همين الان شنا کرديم
حالا وقت جمع کردنه

535
00:39:07,725 --> 00:39:11,033
هي، هي، هي
چه خبره؟

536
00:39:11,056 --> 00:39:13,135
بابا ميزاشت من شنا کنم

537
00:39:13,155 --> 00:39:16,129
خب، بابا اينجا نيست

538
00:39:16,153 --> 00:39:20,266
پس من تصميم
ميگيرم، و من گفتم نه

539
00:39:22,420 --> 00:39:25,222
اوه، پورتر، داري
چيکار ميکني؟

540
00:39:25,249 --> 00:39:28,390
هي! هي، يالا از اونجا
بيا پايين، جدي ميگم

541
00:39:28,484 --> 00:39:30,309
باشه! باشه، باشه، پورتر

542
00:39:30,336 --> 00:39:31,416
فقط وايسا، باشه؟

543
00:39:31,449 --> 00:39:34,480
فقط بيا تو، و اين جريانو
فراموش ميکنيم

544
00:39:34,513 --> 00:39:37,617
نه

545
00:39:45,430 --> 00:39:47,429
بابايي! بابايي

546
00:39:47,452 --> 00:39:49,646
سلام، بچه ها! خدا

547
00:39:49,675 --> 00:39:53,661
خدا، دلم خيلي
براتون تنگ شده بود

548
00:39:53,684 --> 00:39:56,717
تو هم همينطور، کوچولو

549
00:40:00,758 --> 00:40:02,623
پورتر کجاست؟
حالش خوبه؟

550
00:40:02,714 --> 00:40:05,521
دستشو شکونده
بردنش براي راديولوژي

551
00:40:05,611 --> 00:40:08,884
هي، بچه ها، چرا نميرين
مراقب خواهرتون باشين، ها؟

552
00:40:08,913 --> 00:40:11,922
ماماني و بابايي ميخوان
باهم حرف بزنن

553
00:40:12,785 --> 00:40:16,795
من با تو حرفي ندارم. الانم بخاطر
اين زنگ زدم چون مجبور بودم

554
00:40:16,795 --> 00:40:19,967
عزيزم، هرچيزي که ديدي
ميتونم توضيح بدم

555
00:40:19,997 --> 00:40:22,768
اصلا حوصله ندارم، و اگه
ميخواي اون انگشتارو نگهداري

556
00:40:22,860 --> 00:40:26,846
خودم از بدنم دورشون
ميکنم. ممنون

557
00:40:27,982 --> 00:40:32,027
لينت، من به تو خيانت نميکنم
هيچوقت نکردم، هيچوقت نخواهم کرد

558
00:40:32,126 --> 00:40:35,135
ـ   من تو رو با اون زن ديدم
ـ   اسمش نورا ست

559
00:40:35,191 --> 00:40:38,098
من 12 سال پيش باهاش آشنا شدم
قبل از اينکه با تو آشنا بشم

560
00:40:38,188 --> 00:40:39,961
اون توي يه کشتي يه رقاص بود
يک شب رابطهء جنسي داشتيم

561
00:40:40,083 --> 00:40:41,266
من سالهاست که
بهش فکر نميکردم

562
00:40:41,661 --> 00:40:46,225
پس چرا آخر هر هفته ميرفتي
آتلانتيک سيتي که اونو ببيني؟

563
00:40:50,158 --> 00:40:52,759
لينت، من يه بچهء
ديگه هم دارم

564
00:40:53,600 --> 00:40:55,555
چي؟

565
00:40:55,588 --> 00:40:58,646
از اون يک شب که باهم
بوديم اون حامله شد

566
00:40:59,607 --> 00:41:03,025
نورا بدون اينکه به من بگه بچه رو
بزرگ کرده. من تازه ازش باخبر شدم

567
00:41:03,058 --> 00:41:05,113
اون سفرها بخاطر اين بود

568
00:41:05,200 --> 00:41:09,081
من رابطهء نامشروع ندارم

569
00:41:22,580 --> 00:41:27,235
اسم دختر کوچيکه کايلا ست
اون يازده سالشه

570
00:41:27,323 --> 00:41:29,214
ميدونم که بايد در اينمورد
زودتر بهت ميگفتم

571
00:41:29,312 --> 00:41:32,907
فقط ميخواستم براي
اطمينان آزمايش ژنتيک بدم

572
00:41:33,000 --> 00:41:35,752
و من قطعا پدرشم

573
00:41:38,290 --> 00:41:40,198
چرا براي تماس با
تو اينقدر صبر کرده؟

574
00:41:40,293 --> 00:41:43,678
گفت ميخواسته تنهايي
بچه رو بزرگ کنه

575
00:41:43,700 --> 00:41:47,833
و من ... حدس ميزنم نظرشو
عوض کرده، عزيزم

576
00:41:48,000 --> 00:41:51,914
عزيزم، خيلي عذر ميخوام

577
00:41:52,000 --> 00:41:53,979
هنوز براي اون آماده نيستم

578
00:41:54,000 --> 00:41:56,911
باشه. باشه

579
00:41:57,000 --> 00:42:01,056
هيچ ميدوني چقدر
منو ترسوندي

580
00:42:01,944 --> 00:42:07,025
ـ   خيلي عذر ميخوام. -همين
الانشم داشتم فراموشت ميکردم

581
00:42:11,800 --> 00:42:14,507
بابا! من يه گچ آبي دارم

582
00:42:14,600 --> 00:42:18,473
سلام، رفيق. خيلي باحاله

583
00:42:23,200 --> 00:42:26,012
سلام

584
00:42:26,100 --> 00:42:30,075
داره خارش ميده. حالا
ميتونيم بريم خونه؟

585
00:42:36,900 --> 00:42:39,956
آره، ميريم خونه

586
00:42:40,900 --> 00:43:30,956
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
