1
00:00:00,998 --> 00:00:02,921
آنچه گذشت

2
00:00:02,968 --> 00:00:08,816
توي 3 تا سفر آخرش يه بليط ديگه گرفته
و به آتلانتيک سيتي تغيير مسير داده

3
00:00:08,841 --> 00:00:10,982
<font color=#FF8000>لينت خبرهاي نگران
کننده دريافت کرد</font>

4
00:00:11,076 --> 00:00:14,853
ـ   اون گفت اشکال نداره ببوسمش
ـ   برادرت ديگه بهت چي گفت؟

5
00:00:14,880 --> 00:00:17,886
<font color=#FF8000>کالب يه راز رو آشکار کرد</font>

6
00:00:17,983 --> 00:00:21,931
<font color=#FF8000>سوزان يه اعتراف
درجه يک کرد</font>

7
00:00:21,954 --> 00:00:23,800
ميخواي منو اينجا ول کني؟

8
00:00:23,889 --> 00:00:26,895
ديگه نميتونم در نزديکي تو باشم
به اندازهء کافي توان و طاقت ندارم

9
00:00:26,992 --> 00:00:33,841
<font color=#FF8000>و بيري سخت ترين تصميم
زندگيش رو گرفت</font>

10
00:00:36,101 --> 00:00:41,007
<font color=#FF8000>سوزان ماير هميشه اعتقاد داشت که
يه چيز خوب در مورد اوقات سخت</font>

11
00:00:41,106 --> 00:00:45,955
<font color=#FF8000>...اينه که دوستاي
واقعيت رو ميشناسي</font>

12
00:00:46,045 --> 00:00:51,051
<font color=#FF8000>وقتي مادربزرگش مرد، بيري
بود که براش کلوچه خونگي آورد</font>

13
00:00:51,083 --> 00:00:53,759
<font color=#FF8000>وقتي منتقدين سومين کتابشو
به بار انتقاد بستند</font>

14
00:00:53,853 --> 00:00:57,792
<font color=#FF8000>گبرييل بود که يه ماساژور
خوش قيافه استخدام کرد</font>

15
00:00:57,890 --> 00:00:59,995
<font color=#FF8000>وقتي بالاخره طلاقش رسمي شد</font>

16
00:01:00,025 --> 00:01:04,838
<font color=#FF8000>لينت بود که براش
مشروب ريخت</font>

17
00:01:04,897 --> 00:01:08,868
<font color=#FF8000>متأسفانه، يک بار ديگه زندگي
سوزان داغون شده بود</font>

18
00:01:08,901 --> 00:01:10,781
<font color=#FF8000>ولي، مثل هميشه، دوستاش</font>

19
00:01:10,870 --> 00:01:15,776
<font color=#FF8000>براي جمع کردن باقي
مونده ها اومدند کمک</font>

20
00:01:15,875 --> 00:01:20,915
سوزان، ما صحبت کرديم و تصميم گرفتيم
تو و جولي بايد پيش بيري بمونين

21
00:01:20,946 --> 00:01:23,725
اوه، مرسي. نه، اشکالي
نداره. ما تو متل ميمونيم

22
00:01:23,816 --> 00:01:26,890
معلومه که نه. فقط يه ساعت به من
وقت بدين تا اتاق اندرو رو مرتب کنم

23
00:01:26,986 --> 00:01:31,833
و بعدش ميتونين
خودتون ... رو بيارين

24
00:01:31,857 --> 00:01:36,966
ـ   من لياقت دوستايي مثل شمارو ندارم
ـ   خودمون ميدونيم

25
00:01:37,096 --> 00:01:40,077
سوزان، کيسه زباله
هامون داره تموم ميشه

26
00:01:40,099 --> 00:01:43,845
ـ   من ميرم مغازه
ـ   مرسي، اورسون، مرسي که اومدي

27
00:01:43,936 --> 00:01:49,010
ـ   ميدوني، مجبور نيستي اينکارو بکني
ـ   هي، باعث افتخاره

28
00:01:51,977 --> 00:01:55,950
خانم ماير؟

29
00:01:56,048 --> 00:01:59,962
سلام. باد پنرود هستم
مامور بيمه

30
00:01:59,985 --> 00:02:02,866
ـ   بيمهء خدمات اجتماعي
ـ   اوه، ازآشناييتون خوشبختم

31
00:02:02,955 --> 00:02:05,836
آره. اونو نگاه

32
00:02:05,925 --> 00:02:07,905
خب، اصلا بامزه نيست. مگه نه؟

33
00:02:07,927 --> 00:02:09,966
نه، نيست

34
00:02:10,062 --> 00:02:11,839
پس کي چکمو ميگيرم؟

35
00:02:11,931 --> 00:02:14,812
کلي بازسازي دارم
بايد شروع کنم

36
00:02:14,900 --> 00:02:16,880
متأسفانه يه مدت طول ميکشه

37
00:02:16,902 --> 00:02:21,808
آتش نشاني اعلام کرده که اين
يه آتش سوزي عمدي بوده

38
00:02:21,907 --> 00:02:23,753
ـ   عمدي؟
ـ   آره

39
00:02:23,842 --> 00:02:26,823
تا وقتي تجسس و بررسيمون تموم
نشده نميتونيم به شما پولي بديم

40
00:02:26,845 --> 00:02:29,851
ـ   کي ميخواد خونهء منو بسوزونه؟
ـ   نميدونم

41
00:02:29,949 --> 00:02:30,953
دشمن دارين؟

42
00:02:31,050 --> 00:02:32,859
نه

43
00:02:32,885 --> 00:02:36,824
نه، ببينين، تمام همسايه ها
براي کمک اومدند

44
00:02:36,922 --> 00:02:37,926
همه منو دوست دارن

45
00:02:38,023 --> 00:02:41,937
و بين اونا کسي نيست که آرزوي
ناخوشي شما رو داشته باشه؟

46
00:02:41,961 --> 00:02:45,067
اوه، نه. نه، همه
دارن کمک ميدن

47
00:02:45,097 --> 00:02:50,843
منظورم اينه که، همه از
من خوششون مياد. قطعا

48
00:02:51,837 --> 00:02:52,875
...همه

49
00:02:52,972 --> 00:02:56,877
<font color=#FF8000>بله، اوقات سخت
زمانهايي بودند که</font>

50
00:02:56,976 --> 00:03:02,824
<font color=#FF8000>...سوزان بايد دوست و
دشمنش رو تشخيص ميداد</font>

51
00:03:08,954 --> 00:03:12,925
<font color=#FF8000>همه از عضو يک انجمن
بزرگ بودن لذت نميبرن</font>

52
00:03:12,958 --> 00:03:16,929
<font color=#FF8000>در واقع، بعضيها استرس و
شلوغي رو دوست دارند</font>

53
00:03:16,962 --> 00:03:19,843
<font color=#FF8000>...بجاي اينکه، هميشه اون
همبستگي رو داشته باشن</font>

54
00:03:19,932 --> 00:03:22,071
<font color=#FF8000>واسهء همين، تنها
ميزنن بيرون</font>

55
00:03:22,101 --> 00:03:26,711
<font color=#FF8000>به اميد اينکه اون يکم آرامشي
که ميخوان رو بدست بيارن</font>

56
00:03:26,805 --> 00:03:31,879
<font color=#FF8000>اونموقع ست که
ميفهمن تنها بودن</font>

57
00:03:31,910 --> 00:03:36,825
<font color=#FF8000>...در دنيا ميتونه
چقدر خطرناک باشه</font>

58
00:03:36,849 --> 00:04:06,049
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

59
00:04:06,078 --> 00:04:10,026
زک؟
آشغالهارو بردي بيرون؟

60
00:04:10,816 --> 00:04:11,990
ـ   چطوري اومدي اينجا؟
ـ   سلام، پائول

61
00:04:12,084 --> 00:04:16,032
پشت درب حياط پشتي داد زدم
صدامو نشنيدي. توي اتاق بودي؟

62
00:04:16,055 --> 00:04:18,934
ـ   من زنگ ميزنم به پليس
ـ   يکم آرد لازم داشتم

63
00:04:18,957 --> 00:04:22,964
من يه خورده آينده نگر هستم، و با خودم
گفتم بعدا براتون کلوچهء تازه درست کنم

64
00:04:23,062 --> 00:04:25,042
سلام، زکوري

65
00:04:25,064 --> 00:04:28,068
ـ   اون چي ميخواست؟
ـ   جلوي کابينت بود

66
00:04:28,100 --> 00:04:30,979
يه کيسه زباله بيار
همه چيزو ميريزيم دور

67
00:04:31,003 --> 00:04:33,008
فکر ميکنين سعي داشته
ما رو مسموم کنه؟

68
00:04:33,105 --> 00:04:38,851
تنها چيزي که ميدونم، اينه که
امشب بيرون شام ميخوريم

69
00:04:43,082 --> 00:04:44,823
چي ميخواي؟

70
00:04:44,850 --> 00:04:46,923
آه ... اين يخورده زشته

71
00:04:47,019 --> 00:04:50,000
و از قبل براي اينکه ممکنه چطور
بنظر برسه ازت عذرخواهي ميکنم

72
00:04:50,022 --> 00:04:57,966
ولي، آم ... امکانش هست
خونهء منو تو سوزونده باشي؟

73
00:04:58,063 --> 00:05:00,839
ـ   بله
ـ   چي؟

74
00:05:00,866 --> 00:05:03,870
بله، من خونهء تو رو سوزوندم
فاحشهء شل و ول

75
00:05:03,902 --> 00:05:06,840
ايدي! چرا اونکارو کردي؟

76
00:05:06,939 --> 00:05:11,754
بعد از اون نامهء اسيدي اي که برام
فرستادي، ميتوني منو مقصر بدوني؟

77
00:05:11,844 --> 00:05:13,881
نامه؟
کدوم نامه؟

78
00:05:13,912 --> 00:05:18,019
هموني که توش قبول کردي با خوابيدن
با کارل از پشت به من خنجر زدي

79
00:05:18,050 --> 00:05:21,955
تو قرار نبود اون نامه رو بگيري
من اونو از نامه رسون دزديدم

80
00:05:22,054 --> 00:05:24,730
پس سعي داشتي حقيقت
رو از من پنهان کني؟

81
00:05:24,823 --> 00:05:26,828
چيزي که الان بايد روش
تمرکز کنيم اين نيست

82
00:05:26,925 --> 00:05:30,773
نکته اينه که، تو از روي
کينه خونهء منو آتيش زدي

83
00:05:30,863 --> 00:05:33,969
ببين، قبول ميکنم که يه
کوچولو زياده روي کردم

84
00:05:33,999 --> 00:05:36,880
يه کوچولو؟
ايدي، من بي خونه شدم

85
00:05:36,969 --> 00:05:39,950
نميتوني همينطور راه بيافتي و
خونه هاي مردم رو به آتيش بکشي

86
00:05:39,972 --> 00:05:42,953
چرا نميتونم؟ تو خونهء منو
سوزوندي. مايک رو از من دزديدي

87
00:05:42,975 --> 00:05:45,822
با نامزد من خوابيدي!؟
ديگه چي ميخواي

88
00:05:45,911 --> 00:05:47,891
تازه، شانس آوردي
که ماشينتو آتيش نزدم

89
00:05:47,913 --> 00:05:52,055
باشه. ميرم پيش پليس، و
بهشون ميگم که چيکار کردي

90
00:05:52,084 --> 00:05:54,726
چيکار کردم؟
من که کاري نکردم

91
00:05:54,820 --> 00:05:57,027
چي ... ؟
تو الان اعتراف کردي

92
00:05:57,055 --> 00:06:01,904
نه، نکردم. مگه کسي
شنيده من اعتراف کردم؟

93
00:06:01,994 --> 00:06:05,842
آهاي؟
سلام؟

94
00:06:05,931 --> 00:06:08,810
شاهدي نيست

95
00:06:08,834 --> 00:06:10,836
...مدرکي نيست
اعترافي هم نيست

96
00:06:10,869 --> 00:06:13,716
بگمونم ديگه با هم کاري نداريم
حالا ديگه ميتوني بري

97
00:06:13,805 --> 00:06:15,944
اوه، صبرکن. درسته

98
00:06:15,974 --> 00:06:18,921
تو جايي نداري

99
00:06:27,953 --> 00:06:30,092
نه، نه، ژائومي، من
يه ميليون بار بهت گفتم

100
00:06:30,122 --> 00:06:31,968
به آقاي سوليس
گوشت قرمز نده

101
00:06:32,057 --> 00:06:34,904
چربي خونم اومده پايين

102
00:06:34,993 --> 00:06:39,840
عزيزم، من يکم خامه ميخوام

103
00:06:43,902 --> 00:06:47,941
ژائومي، چي شده؟

104
00:06:48,040 --> 00:06:50,978
ـ   اون بو ميده
ـ   کي بو ميده؟ گبي؟

105
00:06:51,076 --> 00:06:54,023
ببخشيد؟ چي؟

106
00:06:54,046 --> 00:06:58,861
ـ   عطرش حالمو بد ميکنه
ـ   عزيزم، اين يه عطر 100 دلاري

107
00:06:58,951 --> 00:07:01,898
همه از قيمتش
حالت تهوع ميگيرين

108
00:07:01,920 --> 00:07:05,768
ژائومي، سينه هات
اونا بزرگتر شدند؟

109
00:07:05,857 --> 00:07:07,737
کارلوس

110
00:07:07,826 --> 00:07:09,865
سينه هاي اون به
تو ربطي نداره

111
00:07:09,962 --> 00:07:10,932
گبي، فکر کن

112
00:07:11,029 --> 00:07:16,911
اون به بو حساسه. حالت تهوع
داره و سينه هاش ورم کرده

113
00:07:27,012 --> 00:07:31,984
خب، سيستم گردش خونش رو بررسي
کردم.مثل اينکه تلقيح موفقيت آميز بوده

114
00:07:31,984 --> 00:07:33,964
ـ   اوه
ـ   اوه، خداي من

115
00:07:33,986 --> 00:07:35,729
ما بچه دار ميشيم

116
00:07:35,821 --> 00:07:40,964
بايد بدونين،از اونجايي که اون وييار زود رَس
گرفته، بايد براش دوران بارداري سختي باشه

117
00:07:40,993 --> 00:07:45,774
هيچ مشکلي نيست. ما مثل
يه ملکه باهاش رفتار ميکنيم

118
00:07:45,864 --> 00:07:49,073
صد در صد. هيچ جاي
نگراني اي نيست. اوه

119
00:07:49,101 --> 00:07:56,041
ـ   اوه، خانم سوليس، شما بو ميدي
ـ   اوه، آره. باشه، عذر ميخوام

120
00:08:01,046 --> 00:08:03,927
خيلي خوشه که جولي و سوزان
قراره با خودمون بمونن

121
00:08:04,016 --> 00:08:08,865
مثل زندگي توي خوابگاه دخترانه ميمونه
تا ديروقت بيدار ميمونيم، غيبت ميکنيم

122
00:08:08,954 --> 00:08:11,801
ـ   ساندويچ درست ميکنيم
ـ   خوش نميگذره؟

123
00:08:11,890 --> 00:08:14,996
چرا وانمود ميکني
که خوشحالي؟

124
00:08:15,027 --> 00:08:17,874
تمام شب مي شنيدم که
توي اتاقت قدم ميزدي

125
00:08:17,963 --> 00:08:20,876
گريه ميکردي

126
00:08:20,899 --> 00:08:22,779
نميخوام درموردش
صحبت کنم

127
00:08:22,868 --> 00:08:26,875
ببين، ميدونم چرا نگران هستين، ولي
اندرو ميتونه از خودش مراقبت کنه

128
00:08:26,972 --> 00:08:29,853
و اگر هم نميتونه
نبايد فرار ميکرد

129
00:08:29,941 --> 00:08:32,854
ميدوني چيه؟ شايد رفتن
اندرو برامون خوب باشه

130
00:08:32,878 --> 00:08:37,955
داروندارم تويي، و ميخوام با
تمام وجود بهترين مادر باشم

131
00:08:38,050 --> 00:08:42,863
قطعا يجورايي هم ثابت شده

132
00:08:42,888 --> 00:08:48,932
فقط ... شما يجورايي
تولد منو فراموش کردي

133
00:08:49,027 --> 00:08:52,008
ـ   چي؟
ـ   آره

134
00:08:52,030 --> 00:08:54,943
شش هفته پيش بود

135
00:08:54,966 --> 00:08:57,870
اوه، خداي من، دنييل
خيلي متأسفم

136
00:08:57,969 --> 00:08:59,849
اشکالي نداره
شما گرفتار بودين

137
00:08:59,938 --> 00:09:04,981
منظورم اينه، اندرو ازت شکايت کرده بود
و شما توي اون ماه کاملا ريخته بودي به هم

138
00:09:05,077 --> 00:09:07,990
عزيزم، بايد اجازه
بدي جبرانش کنم

139
00:09:08,013 --> 00:09:12,760
برات يه مهموني تولد با تمام
دوستات راه ميندازم، باشه؟

140
00:09:12,851 --> 00:09:15,923
فکر بدي نيست

141
00:09:15,954 --> 00:09:19,026
ـ   ميدوني ديگه چي دوست دارم؟
ـ   هرچي ميخواي بگو

142
00:09:19,057 --> 00:09:22,962
اتاق اندرو رو ميخوام

143
00:09:23,061 --> 00:09:27,740
شما گفتي احتمالا ديگه برنگرده. و من
ميتونم از يه کمُد اضافي استفاده کنم

144
00:09:27,833 --> 00:09:31,875
ولي، عزيزم
اين اتاق مال اونه

145
00:09:31,970 --> 00:09:36,043
مامان، تو تولد منو فراموش کردي
واقعا در موقعيتي نيستي که مذاکره کني

146
00:09:36,074 --> 00:09:42,855
عزيزم، پس چيزاي اونو کجا بزارم؟
و، ميدوني، ممکنه بخواد برگرده

147
00:09:42,881 --> 00:09:43,919
بر نميگرده

148
00:09:44,015 --> 00:09:49,089
همونطور که گفتي، الان
ديگه داروندارت من هستم

149
00:09:51,056 --> 00:09:53,800
ـ   آتلانتيک سيتي ؟
ـ   آره، توي آخرين دقايق

150
00:09:53,892 --> 00:09:56,839
ولي جري ميخواست
بره به يکي از کازينوها

151
00:09:56,862 --> 00:09:58,933
و يه گروه از برو بچ هم
داشتند از نيويورک ميومدن

152
00:09:58,964 --> 00:10:01,003
و، خدا، آخرين
بارمو يادم نمياد

153
00:10:01,099 --> 00:10:06,071
ـ   پس چطور ميتونستم ردش کنم؟
ـ   آره. خدائيش چطور ميتونستي؟

154
00:10:06,104 --> 00:10:07,950
ـ   چي؟
ـ   چيزي نگفتم

155
00:10:08,039 --> 00:10:12,078
نه، ولي اون قيافه رو
به خودت گرفتي

156
00:10:12,110 --> 00:10:17,059
ـ   چيزي شده؟
ـ   نه

157
00:10:17,949 --> 00:10:21,089
بجزء اينکه ميدونم ماه گذشته سه
بار توي آتلانتيک سيتي بودي

158
00:10:21,119 --> 00:10:25,729
بدون اينکه به من بگي. اد موقع
حسابرسي فاکتورهارو پيدا کرده

159
00:10:25,824 --> 00:10:28,862
به غير از اون، نه، چيزي نشده

160
00:10:29,961 --> 00:10:34,776
تام، به نفعته که در
اين لحظه نخندي

161
00:10:34,866 --> 00:10:38,805
مجبورم سوپرايز رو خراب کنم؟
چون اين واقعا يه سوپرايز خوبه

162
00:10:38,904 --> 00:10:40,906
آره، خرابش کن

163
00:10:40,939 --> 00:10:43,786
من براي کار توي
آتلانتيک سيتي بودم

164
00:10:43,875 --> 00:10:47,846
براي يه يه شغل فوق العاده
توي شرکت جري

165
00:10:47,879 --> 00:10:55,798
و اگه حرفمو باور نميکني
ميتوني به رئيس شرکت زنگ بزني

166
00:10:55,821 --> 00:11:03,831
خيلي خوشحالم ... و
خيلي راحت شدم

167
00:11:03,862 --> 00:11:06,069
ـ   فکر ميکردي من خيانت ميکردم؟
ـ   نه! معلومه که نه

168
00:11:06,097 --> 00:11:07,874
ـ   لينت ... .. ـ   نه

169
00:11:07,966 --> 00:11:10,913
باشه، آره، يه خورده
عذر ميخوام. عذر ميخوام

170
00:11:10,936 --> 00:11:14,010
اد فاکتورهاي گل و بليط
تئاتر رو هم پيدا کرد

171
00:11:14,105 --> 00:11:16,085
منظورم اينه که
راستي، تو ... ؟

172
00:11:16,107 --> 00:11:19,987
من و جري رفتيم يه نمايش
و گلها هم براي زن ميلتز بود

173
00:11:20,011 --> 00:11:21,982
ميدونستم. لزومي اونو
به من نداشت بگي

174
00:11:22,080 --> 00:11:24,790
ـ   چرا براي زن ميلتر
گل خريدي؟ ـ   لينت.

175
00:11:24,883 --> 00:11:26,988
عذرميخوام
ديگه حرف نميزنم

176
00:11:27,018 --> 00:11:28,998
فوق العاده ست

177
00:11:29,020 --> 00:11:32,832
ـ   دوستت دارم
ـ   دوستت دارم

178
00:11:53,274 --> 00:11:56,221
کارلوس

179
00:11:57,211 --> 00:11:59,191
چي شده؟

180
00:11:59,213 --> 00:12:03,186
ژائومي حس ميکرد بهش فشار مياد
واسهء همين خودم دارم جارو ميکشم

181
00:12:03,284 --> 00:12:05,230
اوه، چقدر بد

182
00:12:05,252 --> 00:12:10,258
پس، آه، لوازم آرايشمو تو جابجا
کردي؟ اونا توي حموم نيستند

183
00:12:12,293 --> 00:12:14,136
چرا اينا ... ؟

184
00:12:14,161 --> 00:12:15,199
فراموش کردم بهت بگم

185
00:12:15,296 --> 00:12:18,006
آو ... ديگه نميتوني
از اونا استفاده کني

186
00:12:18,099 --> 00:12:20,204
باعث ميشه ژائومي
صبحها حالش بد بشه

187
00:12:20,234 --> 00:12:24,114
همهء اينا؟
حتي روغن موهام؟

188
00:12:24,138 --> 00:12:27,178
ـ   به من دل درد ميده
ـ   خب، به من قدرت ميده

189
00:12:27,274 --> 00:12:29,916
پس بگمونم هردمون
يه مشکل داريم

190
00:12:30,010 --> 00:12:32,186
ـ   مجبوري اينقدر مدعي باشي؟
ـ   تو با يه مانکن ازدواج کردي

191
00:12:32,279 --> 00:12:36,989
ـ   مدعي بودن تنها مهارت منه
ـ   خواهش ميکنم. دعوا نه

192
00:12:37,017 --> 00:12:43,161
اگه خانم سوليس بوي
بد بده، اشکالي نداره

193
00:12:43,257 --> 00:12:48,104
باشه. ياد ميگيرم بدون
لوازم آرايش زندگي کنم

194
00:12:48,129 --> 00:12:54,205
ولي وقتي موهام شروع کرد به بوي
مو دادن، نميخوام يه کلمه بشنوم

195
00:12:56,270 --> 00:12:58,116
سوپرايز

196
00:12:58,205 --> 00:13:01,143
ـ   اين ديگه چيه؟ ـ   قشنگ نيست؟

197
00:13:01,242 --> 00:13:02,985
براي مهموني
تو درستش کردم

198
00:13:03,077 --> 00:13:07,025
اين يه 1 بزرگه و اينم
يه 7 بزرگ، براي 17

199
00:13:07,047 --> 00:13:10,085
ـ   شما تمام شب براي درست کردن اينا
بيدار بودين؟ -آره، خسته نبودم

200
00:13:10,117 --> 00:13:13,931
ميخوام يه چيز ديگه
هم بهت نشونت بدم

201
00:13:14,021 --> 00:13:16,126
فکر ميکنم خوشت بياد

202
00:13:16,157 --> 00:13:18,228
يه گروه ارکست گرفتين؟

203
00:13:18,259 --> 00:13:22,173
ـ   آروم باش. گروه محبوبيه
ـ   فقط آهنگهاي بيتلس ميزنه

204
00:13:22,196 --> 00:13:24,076
موزيک ويدئوشون رو
ديدم، خيلي قشنگه

205
00:13:24,165 --> 00:13:26,008
مامان، من هيچکدوم از
اين چيزارو نميخوام

206
00:13:26,033 --> 00:13:28,138
ـ   اينکه تولد واقعي من نيست
ـ   دنييل

207
00:13:28,169 --> 00:13:33,050
فقط ميخوام بهترين مهموني
عمرت رو داشته باشي

208
00:13:33,073 --> 00:13:35,146
فقط ميخوام يه چندتا از
دوستام بيان و شب نشيني کنيم

209
00:13:35,242 --> 00:13:39,122
ميتوني کيک درست کني
ولي اعداد بزرگ بادبادکي؟

210
00:13:39,146 --> 00:13:44,061
منظورم اينه که، بيخيال
ممکنه منو مسخره کنن

211
00:13:44,084 --> 00:13:47,156
اوه

212
00:13:48,088 --> 00:13:51,160
باشه

213
00:13:56,230 --> 00:13:58,076
واقعا ضروري؟

214
00:13:58,165 --> 00:14:03,205
عزيزم، اينطوري که نميتونم
توي گاراژ جاشون بدم

215
00:14:06,240 --> 00:14:09,187
اين فقط يک صبح ديگه
با بيري ونديکمپ

216
00:14:09,210 --> 00:14:11,147
اوه، سوزان، بيدارت کردم؟

217
00:14:11,245 --> 00:14:13,987
آه، نه. نه، بيدار بودم

218
00:14:14,014 --> 00:14:15,120
خب، بخاطر
صدا عذر ميخوام

219
00:14:15,216 --> 00:14:22,065
جريان اينه که دنييل بادبادک
نميخواد، و منم يجورايي وقتم تنگه

220
00:14:22,089 --> 00:14:26,131
بيري، حالت خوبه؟

221
00:14:26,227 --> 00:14:29,071
اون گفت بادبادک نميخواد

222
00:14:29,096 --> 00:14:32,168
من حوبم

223
00:14:42,009 --> 00:14:43,980
مامان

224
00:14:44,078 --> 00:14:47,992
ببين، ميدونم که اون بيروني
خواهش ميکنم فقط با من حرف بزن

225
00:14:48,015 --> 00:14:49,289
مامان، من به يه
نوشيدني احتياج دارم

226
00:14:49,316 --> 00:14:53,926
فقط يکم آب، آب ميوه
هرچي، يه چيزي، خواهش ميکنم

227
00:14:54,021 --> 00:14:57,230
مامان

228
00:15:01,095 --> 00:15:04,235
ميخواي بگم من
کالب رو انداختم جلو؟

229
00:15:04,265 --> 00:15:08,179
آره، من اينکارو کردم

230
00:15:08,235 --> 00:15:10,979
به اون سالها فکر کردم

231
00:15:11,071 --> 00:15:14,018
سالهايي که مجبور
بوديم ازش مراقبت کنيم

232
00:15:14,041 --> 00:15:20,117
و فقط فکر کردم، شايد، اگه اون بره
بتونيم يه زندگي معمولي داشته باشيم

233
00:15:20,147 --> 00:15:22,152
و متأسفم

234
00:15:22,249 --> 00:15:27,289
ولي، مامان، بايد بزاري
از اينجا بيام بيرون

235
00:15:28,022 --> 00:15:35,065
متيو! تو راضي بودي وايسي و اجازه بدي
بدون هيچ دليلي برادرت رو به قتل برسونم

236
00:15:35,095 --> 00:15:37,942
اين يک خيانت
غير قابل بخششه

237
00:15:38,032 --> 00:15:43,072
من فوق العاده عصباني هستم، بهتره که
اونجا بموني، چون اگه بزارم بياي بيرون

238
00:15:43,103 --> 00:15:48,109
نميدونم ممکنه چه
بلايي سرت بيارم

239
00:15:57,051 --> 00:16:00,032
ـ   بله؟ ـ   ميخوام حرفاي
ايدي رو ضبط کنم

240
00:16:00,054 --> 00:16:03,160
تو از اين دستگاهها
سر در مياري؟

241
00:16:05,125 --> 00:16:07,105
چراغ قرمز رو ميبيني؟
براي فعال شدن صداست

242
00:16:07,127 --> 00:16:09,107
پس اگه چراغ روشنه
داري ضبط ميکني

243
00:16:09,129 --> 00:16:13,171
ـ   آم، اجازه بده طرز کارشو نشونت بدم
ـ   اوه، باشه

244
00:16:13,267 --> 00:16:15,247
ببخشيد اگه دستام سرده

245
00:16:15,269 --> 00:16:21,015
اوه، نه. اشکالي
نداره، خوبن

246
00:16:23,210 --> 00:16:26,020
مطمئني ميخواي
اينکارو بکني؟

247
00:16:26,046 --> 00:16:27,186
آره. يجورايي
توي هَچَل موندم

248
00:16:27,281 --> 00:16:31,127
شرکت بيمه مدرک لازم داره

249
00:16:31,151 --> 00:16:34,257
شرايط خونهء بيري يجورايي عجيبه
نميخوام يه وقت سربارشون بشم

250
00:16:34,288 --> 00:16:39,934
خب، اگه شرايط بد شد
هميشه ميتوني اينجا بموني

251
00:16:40,027 --> 00:16:42,007
آزمايش، آزمايش

252
00:16:42,029 --> 00:16:45,069
عذرميخوام، تو ازم دعوت
کردي بيام پيش تو؟

253
00:16:45,165 --> 00:16:48,911
خب، تو و جولي
توي اون يکي اتاق خواب

254
00:16:49,003 --> 00:16:51,142
ـ   اوه
ـ   تو

255
00:16:51,171 --> 00:16:55,213
تو گفتي که تا چه حد ميخواستي که
دوباره با هم دوست باشيم، و حق با توئه

256
00:16:55,309 --> 00:16:59,021
دليلي وجود نداره که نتونيم
باهم دوست باشيم

257
00:16:59,113 --> 00:17:03,061
مطمئني که اين مانع
زندگي قراريت نميشه؟

258
00:17:03,083 --> 00:17:05,256
ميدوني، اون دختري که
توي سينما باهاش بودي؟

259
00:17:05,285 --> 00:17:08,098
نه، اون فقط همون يه بار بود

260
00:17:08,188 --> 00:17:11,260
پس اون يارو
چي، آه، اورسون؟

261
00:17:11,291 --> 00:17:15,205
آره، اون درمورد آتش سوزي شنيد
و براي کمک اومد. ما باهم دوستيم

262
00:17:17,031 --> 00:17:21,173
پس ... هيچکدوممون با
کسي قرار نميزاشتيم؟

263
00:17:21,201 --> 00:17:24,148
بگمونم

264
00:17:27,174 --> 00:17:29,918
ـ   بليطمو گرفتم
ـ   کاري که ميخواي رو بکن

265
00:17:30,010 --> 00:17:32,286
نگران بچه ها هم نباش
من ازشون نگهداري ميکنم

266
00:17:32,312 --> 00:17:37,161
اين ديوانگي نيست؟ تعقيب کردن تام
اون سر کشور فقط براي جاسوسي؟

267
00:17:37,251 --> 00:17:39,927
اگه ميدونست که دارم
اينکارو ميکنم

268
00:17:40,020 --> 00:17:42,227
خدا، فکر نميکنم بتونم
از پس اينکار بر بيام

269
00:17:42,256 --> 00:17:47,035
نه، ببين، احتمالا هيچ خبري نيست
ولي تو نياز داري حقيقت رو بدوني

270
00:17:47,061 --> 00:17:47,200
واقعا؟

271
00:17:47,294 --> 00:17:49,137
من خوشحالم
منظورم اينه که، بودم

272
00:17:49,163 --> 00:17:52,167
چرا خودمو به اون راه نزنم و
وانمود نکنم که هيچ اتفاقي نيفتاده؟

273
00:17:52,199 --> 00:17:55,205
ـ   خيلي از زنها همينکارو ميکنن
ـ   هردومون ميدونيم تو از اون زنا نيستي

274
00:17:55,302 --> 00:17:59,912
و اگه با يه زن
ديگه ديدمش چي؟

275
00:18:00,007 --> 00:18:03,113
اونوقت چي؟

276
00:18:03,143 --> 00:18:07,148
من يه تفنگ دارم

277
00:18:28,364 --> 00:18:32,107
ـ   مشکلي ندارين؟
ـ   نه. چرا؟

278
00:18:32,135 --> 00:18:36,245
فقط همه هي دارن ميگن کيک کجاست و
شما يک ساعته دارين روشو خامه ميزنين

279
00:18:36,339 --> 00:18:40,082
هي داره خراب ميشه
نميدونم چم شده

280
00:18:40,109 --> 00:18:42,214
احتمالا فقط خسته هستين

281
00:18:42,245 --> 00:18:45,126
من و مامانم تمام شب
صداتون رو ميشنيديم

282
00:18:45,215 --> 00:18:50,164
همش داره کلفت مياد بيرون

283
00:18:52,222 --> 00:18:55,294
ميدونين، مردم براشون مهم نيست
اگه سطح روش عالي و صاف نباشه

284
00:18:55,325 --> 00:19:00,104
مردم به جزئيات
اهميت ميدن

285
00:19:00,129 --> 00:19:02,200
يه روز، وقتي دنييل به
گذشته نگاه ميکنه

286
00:19:02,232 --> 00:19:04,271
ميخوام يادش بياد که قيافه
کيکش چقدر عالي بوده

287
00:19:04,367 --> 00:19:08,247
و اينکه مادرش براي خوشحال
کردنش چقدر سخت کار کرده

288
00:19:08,271 --> 00:19:13,277
اين کيک نشاني از عشق منه

289
00:19:14,344 --> 00:19:18,292
خب، بنظر خوشمزه مياد

290
00:19:20,283 --> 00:19:23,355
تولدت مبارک

291
00:19:23,386 --> 00:19:28,133
تولدت مبارک

292
00:19:28,224 --> 00:19:33,105
دنييل عزيز تولدت مبارک

293
00:19:33,129 --> 00:19:36,272
وايسين! يکي از
شمعها خاموش شد

294
00:19:36,366 --> 00:19:40,337
آم، بايد يه بار ديگه اينکارو بکنيم
عذرميخوام، الان بر ميگردم

295
00:19:40,370 --> 00:19:43,351
ـ   مامان، اشکالي نداره
ـ   عزيزم، اين روز خاص توئه

296
00:19:43,373 --> 00:19:47,221
تمام شمعهات بايد روشن باشن
فقط دو ثانيه صبر کنين

297
00:19:47,310 --> 00:19:50,120
جدي جدي حرف ميزنه؟

298
00:19:50,146 --> 00:19:54,219
به جهنم خصوصي
من خوش اومدي

299
00:19:56,252 --> 00:19:58,323
خدائيش عجب خامه ايه

300
00:19:58,354 --> 00:20:01,392
خيلي خب

301
00:20:18,141 --> 00:20:20,143
ـ   کي به اين دست زد؟
ـ   مامان، مگه چي شده؟

302
00:20:20,143 --> 00:20:22,284
ـ   اين فقط خامه ست
ـ   يه نفر کيک تو رو خراب کرده

303
00:20:22,378 --> 00:20:26,190
و ميخوام بدونم چه کسي
تونسته اينقدر بي ملاحظه باشه

304
00:20:26,215 --> 00:20:27,253
تو بودي؟

305
00:20:27,350 --> 00:20:29,330
يا تو؟ کار کي بود؟

306
00:20:29,352 --> 00:20:31,195
مامان، خواهش ميکنم
داري منو شرمنده ميکني

307
00:20:31,220 --> 00:20:34,292
تو! تو مثل دختري ميموني
که از خامه لذت ميبره

308
00:20:34,324 --> 00:20:37,296
نه! نه، من بهش دست نزدم

309
00:20:37,393 --> 00:20:41,170
محض رضاي خدا، اين فقط يه
کيکه! ميشه فقط تيکه ش کنين؟

310
00:20:41,197 --> 00:20:43,236
ـ   خانم ونديکمپ
ـ   ميخوام دهنتو بو کنم

311
00:20:43,333 --> 00:20:49,113
ـ   کار من نبود. کار باربي بود
ـ   باربي

312
00:20:51,174 --> 00:20:52,212
تو چه مرگته؟

313
00:20:52,308 --> 00:20:58,088
حالا خراب شده
همه چيز خراب شد

314
00:21:07,290 --> 00:21:10,034
ميتوني ... همونجا ولش کني

315
00:21:10,126 --> 00:21:15,200
و من، آم ... بعدا تميزش ميکنم

316
00:21:20,269 --> 00:21:23,173
ژائومي
تو توي تخت ما چيکار ميکني؟

317
00:21:23,272 --> 00:21:26,016
من گفتم از اين به بعد
ميتونه اينجا بخوابه

318
00:21:26,109 --> 00:21:30,148
اينجا دستشوئي داره. براي مواقعي
که نصف شب حالش بد ميشه

319
00:21:30,179 --> 00:21:32,125
مگه اتاق مهمون چشه؟

320
00:21:32,148 --> 00:21:35,186
ـ   خيلي دوره
ـ   پايين راه پله ست

321
00:21:35,218 --> 00:21:39,291
اون به استراحت نياز داره. اين تخت خيلي
راحت تر از تختيه که توي اتاق مهمونه

322
00:21:39,355 --> 00:21:40,199
ميدونم

323
00:21:40,289 --> 00:21:46,103
بخاطر همين اينجا گذاشتمش
جايي که خودمون ميخوابيم

324
00:21:46,295 --> 00:21:49,005
من ميرم توي تخت خودم

325
00:21:49,098 --> 00:21:53,171
بله، ژائومي
کار خوبي ميکني

326
00:21:59,242 --> 00:22:03,384
باشه، ميتوني از
دستشوئي ما استفاده کني

327
00:22:07,283 --> 00:22:11,029
ـ   اينقدر لگد نزن
ـ   دارم سعي ميکنم راحت باشم

328
00:22:11,120 --> 00:22:15,193
توي يه تخت يک نفره؟
موفق باشي

329
00:22:15,258 --> 00:22:16,296
من تختمو ميخوام

330
00:22:16,392 --> 00:22:20,138
فردا ميريم يه تخت بزرگ خوب
ميخريم ميزاريم اينجا. باشه؟

331
00:22:20,229 --> 00:22:23,210
منظورم اين نيست. تازه يک
هفته ست که حامله شده

332
00:22:23,232 --> 00:22:25,337
و تو نيازهاي ژائومي رو به
نيازهاي من ارجحيت ميدي

333
00:22:25,368 --> 00:22:30,113
اون ارجحيت داره
اون مادر بچهء منه

334
00:22:30,306 --> 00:22:33,185
با تخمک من

335
00:22:33,209 --> 00:22:37,319
ـ   ميدوني منظورم چيه. اون
ـ   فر، کارلوس فر اجاق گاز

336
00:22:37,413 --> 00:22:39,293
يه فر با تمام مزايا

337
00:22:39,382 --> 00:22:46,129
بد بيان کردم.عذر ميخوام، باشه؟
حالا ميتونيم يکم بخوابيم؟

338
00:22:49,192 --> 00:22:54,141
ببخشيد. به خدا از قصد نزدم
ماهيچهء پام يهو منقبض شد

339
00:22:54,197 --> 00:22:58,111
داري کجا ميري؟
اون بالشت منه

340
00:22:58,134 --> 00:23:01,308
شب بخير

341
00:23:04,207 --> 00:23:07,279
متيو

342
00:23:24,160 --> 00:23:26,140
مامان، بيخيال

343
00:23:26,162 --> 00:23:29,234
ـ   تو اونجا چيکار ميکني؟
ـ   دنييل، تويي؟

344
00:23:29,265 --> 00:23:32,203
مامانم فهميده با کالب چيکار
کرديم. منو اينجا زنداني کرده

345
00:23:32,301 --> 00:23:35,273
ـ   نگران نباش، من ميارمت بيرون
ـ   خواهش ميکنم واقعا مراقب باش

346
00:23:35,371 --> 00:23:39,114
تا حالا اينطور نديده بودمش
ايندفعه بيش از حد عصبانيه

347
00:23:39,141 --> 00:23:41,180
من درمورد مادرهاي
ديوونه يه چيزايي ميدونم

348
00:23:41,277 --> 00:23:45,350
به من اعتماد کن
طوريم نميشه

349
00:23:51,354 --> 00:23:53,200
سلام

350
00:23:53,289 --> 00:23:59,240
ـ   بشور بساب، بعد از يه
مهموني بزرگ؟ -آره

351
00:24:01,397 --> 00:24:04,378
ميدوني، دير وقته
چرا نميري بخوابي

352
00:24:04,400 --> 00:24:07,144
و اجازه بدي صبح من
و جولي کمکت کنيم

353
00:24:07,236 --> 00:24:12,151
اوه، اشکالي نداره
به هرحال من خوابم نمياد

354
00:24:12,341 --> 00:24:15,151
حالت خوب؟

355
00:24:15,177 --> 00:24:17,384
فکر ميکنم شنيدي
چه اتفاقي افتاد

356
00:24:17,413 --> 00:24:21,190
آره، وقتي جلوي بروبچ
از کوره در رفتي

357
00:24:21,217 --> 00:24:24,098
حرفها زود پخش ميشن

358
00:24:24,186 --> 00:24:29,035
اين عجيبترين موقعيت بود. من خوب بودم
منظورم اينه که، همه چيز خوب بود

359
00:24:29,125 --> 00:24:33,030
بعدش، يهو، من خارج
از جسم خودم بودم

360
00:24:33,129 --> 00:24:39,375
زني رو تماشا ميکردم که شبيه من
بود و يه ديوونهء عصباني شده بود

361
00:24:39,402 --> 00:24:42,246
بيري، من نگرانت
هستم. تو ... ؟

362
00:24:42,271 --> 00:24:44,151
فکر نميکني بايد
يکي رو ببيني؟

363
00:24:44,240 --> 00:24:47,119
اوه، نه، من خوبم
من فقط خستمه، همين

364
00:24:47,143 --> 00:24:49,282
يه استراحت لازم دارم، و
بعدش مثل روز اول خوب ميشم

365
00:24:49,312 --> 00:24:54,286
باشه، خب، پس چرا اينو
متوقف نميکني و نميري بخوابي؟

366
00:24:54,383 --> 00:24:58,231
چون، آم، هنوز
نميتونم بخوابم

367
00:24:58,321 --> 00:25:03,168
ـ   چرا؟ ـ   چون وقتي ميخوابم
خواب ميبينم. و وقتي خواب ميبينم

368
00:25:03,192 --> 00:25:05,297
همش از توي آيينهء ماشين
چهرهء اندرو رو مي بينم

369
00:25:05,328 --> 00:25:08,175
خيلي خب، داري درمورد
چي حرف ميزني؟

370
00:25:08,264 --> 00:25:11,370
اندرو، آم

371
00:25:11,400 --> 00:25:15,280
...فرار نکرده

372
00:25:16,138 --> 00:25:22,384
من، آم ... اونو وسط
جاده پياده کردم

373
00:25:22,411 --> 00:25:27,383
...بهش گفتم که نميتونم در
نزديکي اون باشم، و بعدش

374
00:25:27,416 --> 00:25:31,125
...با ماشين رفتم

375
00:25:34,390 --> 00:25:37,271
پس فقط يکم وقت لازم دارم تا
کاري که کردم رو فراموش کنم

376
00:25:37,360 --> 00:25:42,139
و بعدش دوباره ميتونم بخوابم

377
00:25:43,299 --> 00:25:46,337
هي

378
00:25:48,304 --> 00:25:52,050
ميدوني، منم خسته نيستم

379
00:25:52,141 --> 00:25:58,319
پس چرا بيدار نمونم
و به تو کمک نکنم؟

380
00:25:59,148 --> 00:26:02,357
لطف ميکني

381
00:26:16,495 --> 00:26:19,533
(آتلانتيک سيتي)

382
00:26:37,450 --> 00:26:40,659
ـ   بله؟ . ـ   سلام، حالت چطوره؟

383
00:26:40,686 --> 00:26:45,465
سلام، خوبم، عالي
آتلانتيک سيتي چطوره؟

384
00:26:45,491 --> 00:26:47,462
داري پول برنده ميشي؟

385
00:26:47,560 --> 00:26:49,540
اوه، تازه دارم مساوي ميشم

386
00:26:49,562 --> 00:26:52,543
دارم برميگردم توي کازينو
تا شانسمو دوباره امتحانن کنم

387
00:26:52,565 --> 00:26:56,536
آره؟ شدي يه پا قمارباز

388
00:26:56,635 --> 00:27:00,515
جري کجاست؟

389
00:27:00,539 --> 00:27:04,646
آه، جري ؟ اونم همينجاست
هي، عزيزم، بچه ها چطورن؟

390
00:27:04,677 --> 00:27:06,557
.
حوبن. حوبن

391
00:27:06,645 --> 00:27:10,593
توي اتاق شيرخوارگاه هستند
همين الان بهشون سر زدم

392
00:27:10,616 --> 00:27:15,463
چرا نميري گوشي رو بدي دستشون
تا منم باهاشون صحبت کنم؟

393
00:27:15,488 --> 00:27:17,527
باشه، حتما

394
00:27:17,623 --> 00:27:19,503
اول، من ميتونم با
جري صحبت کنم؟

395
00:27:19,592 --> 00:27:21,663
چرا ميخواي با
جري صحبت کني؟

396
00:27:21,694 --> 00:27:25,437
اوه، فقط سلام کنم
خيلي وقته باهاش حرف نزدم

397
00:27:30,703 --> 00:27:33,447
واي، چقدر عجيبه

398
00:27:33,539 --> 00:27:36,443
ميتوني ...؟ تو هم صداي
آژير ماشين رو ميشنوي؟

399
00:27:36,542 --> 00:27:38,522
آه، نه

400
00:27:39,645 --> 00:27:43,593
عجيبه چون ميتونم از اينجا
و از توي تلفن بشنوم

401
00:27:43,616 --> 00:27:47,564
عجب. ميدوني، اين عجيب
ترين نوع برگشت صداست

402
00:27:48,421 --> 00:27:52,563
اونطوري علم فيزيک هم زير
سوال ميره. گوش کن، من بايد برم

403
00:27:52,591 --> 00:27:56,403
ادا داره صدام ميزنه
بعدا باهات تماس ميگيرم

404
00:27:56,429 --> 00:27:56,466
باشه

405
00:27:56,562 --> 00:28:00,601
ـ   خداحافظ
ـ   خداحافظ، عزيزم

406
00:28:12,411 --> 00:28:14,652
911
کار اضطراريه؟

407
00:28:14,680 --> 00:28:18,651
فکر ميکنم. همسايهء من، پائول
يانگ، داره منو تهديد ميکنه

408
00:28:18,651 --> 00:28:21,461
ـ   الان اونجاست؟
ـ   نه

409
00:28:21,487 --> 00:28:24,425
تا زمانيکه مرتکب کاري نشه
از دست ما کاري بر نمياد

410
00:28:24,523 --> 00:28:26,662
خب، من ديگه نميخوام
با وحشت زندگي کنم

411
00:28:26,692 --> 00:28:34,543
اگه شماها از مقابله کردن با اون خودداري
ميکنين، بگمونم مجبورم خودم اينکارو بکنم

412
00:28:52,418 --> 00:28:55,422
نه، ايدي، صبرکن، صبرکن. آم
نميخوام دعوا کنم

413
00:28:55,454 --> 00:28:59,359
ميدونم که ما تفاوتهاي خاص خودمون رو
داريم، ولي ما يک رابطهء دوستانه داشتيم

414
00:28:59,458 --> 00:29:03,431
و فکر ميکنم به خودمون مديون هستيم
در مورد اتفاقي که افتاده صحبت کنيم

415
00:29:03,529 --> 00:29:07,636
صحبت کنيم که چي بشه؟
حالا که شده

416
00:29:07,666 --> 00:29:10,410
من اومدم خونهء تو
يه آب پاش دستم بود

417
00:29:10,503 --> 00:29:13,484
ـ   چي؟
ـ   که توش پر از بنزين بود

418
00:29:13,506 --> 00:29:16,410
و بوم، دلم خنک شد

419
00:29:16,509 --> 00:29:18,580
ميتوني غذاتو قورت بدي؟
چون واقعا نميتونم

420
00:29:18,611 --> 00:29:23,551
خب، اساسا اين بود. يکي
از بهترين روزهاي زندگيم

421
00:29:23,649 --> 00:29:27,461
خب، ببين، لقمه توي دهنته
واسهء همين واقعا نشنيدم چي گفتي

422
00:29:27,486 --> 00:29:29,466
ميتوني يه بار ديگه بگي؟

423
00:29:29,488 --> 00:29:30,492
من خونهء تو روآتيش زدم

424
00:29:30,589 --> 00:29:35,402
ـ   خيلي هم عالي بود. چي ميخواي؟
ـ   پس ... تو قبول ميکني

425
00:29:35,427 --> 00:29:41,469
که خونهء منو
سوزوندي ... از قصد

426
00:29:46,539 --> 00:29:50,612
ـ   دستگاه ضبط صدا پوشيدي
مگه نه؟ ـ   ها؟

427
00:29:50,643 --> 00:29:52,554
ـ   لباستو باز کن
ـ   چي؟ نه

428
00:29:52,578 --> 00:29:54,489
لباستو باز کن

429
00:29:57,516 --> 00:30:01,464
ماير، نميتوني از من جلو بزني! من توي
بهترين وضعيت جسمي زندگيم هستم

430
00:30:01,487 --> 00:30:04,596
پس، خوبه! چون وقتي افتادي
زندان قاضي مياد بلندت ميکنه

431
00:30:04,690 --> 00:30:09,400
ـ   بدش به من
ـ   اگه ميتوني بگيرش

432
00:30:11,564 --> 00:30:14,408
نه! بدش به من! نه

433
00:30:19,505 --> 00:30:22,577
اين ديگه چيه؟

434
00:32:07,234 --> 00:32:15,016
9 ماه خوابيدن روي مُبل
در پيش روي گبرييل بود

435
00:32:15,183 --> 00:32:20,064
و اون تصميم گرفت که دست
از تواضع و فروتني برداره

436
00:32:20,088 --> 00:32:25,199
واسهء همين رفت سراغ
جعبهء عطرهاي ممنوعه

437
00:32:25,294 --> 00:32:30,073
...مصمم از اينکه در اين جنگ

438
00:32:30,098 --> 00:32:36,049
...اونه که با بوي گل رز از
صحنهء نبرد خارج ميشه

439
00:32:36,204 --> 00:32:38,050
من ميرم دراز بکشم

440
00:32:38,140 --> 00:32:42,247
باشه، حتما، راحت باش

441
00:32:58,327 --> 00:33:02,571
عزيزم؟

442
00:33:05,301 --> 00:33:09,374
پسرا؟

443
00:33:11,440 --> 00:33:15,411
کسي خونه نيست؟

444
00:33:15,444 --> 00:33:17,483
سلام، خانم مکلاسکي، ببخشيد

445
00:33:17,580 --> 00:33:20,359
شما لينت رو نديدين؟

446
00:33:20,449 --> 00:33:22,395
اون توي خونه نيست
موبايلشو هم جواب نميده

447
00:33:22,418 --> 00:33:25,490
بچه ها و توله سگ رو
برداشت و رفت

448
00:33:25,521 --> 00:33:29,401
ـ   برداشت و رفت؟ چرا؟ ـ   اون
تو رو تا آتلانتيک سيتي تعقيب کرد

449
00:33:29,425 --> 00:33:32,238
درمورد اون يکي زنت ميدونه

450
00:33:32,328 --> 00:33:37,334
پسر، شانس آوردي
که شوهر من نيستي

451
00:33:44,407 --> 00:33:47,513
سلام

452
00:33:54,450 --> 00:34:00,526
خيلي خب، اول، بزار بگم که در مورد
اتفاقي که با زنبورها افتاد واقعا متأسفم

453
00:34:00,589 --> 00:34:04,560
و همچنين، مهم نيست بخاطر کاري که
کردي چقدر از دستت عصباني هستم

454
00:34:04,560 --> 00:34:06,540
نميخوام زندان رفتنت رو ببينم

455
00:34:06,562 --> 00:34:10,374
واسهء همين با
يه راه حل اومدم

456
00:34:10,399 --> 00:34:16,306
چرا نمياي جلو و به پليس نميگي
که چندتا ولگرد رو ديدي

457
00:34:16,405 --> 00:34:19,252
که با يه قوطي بنزين کنار
گاراژ من کمين کرده بودند

458
00:34:19,342 --> 00:34:23,415
و، اگه اينکارو بکني، اونوقت
من نوار رو نابود ميکنم

459
00:34:23,446 --> 00:34:27,360
بعدش شرکت بيمه هم پول درخواستي
رو ميده، و هيچکس آسيبي نمي بينه

460
00:34:27,383 --> 00:34:31,593
بنظرت خوب نيست؟

461
00:34:32,321 --> 00:34:33,425
بيا نزديکتر

462
00:34:42,331 --> 00:34:46,475
ـ   پيشنهاد مسخره تو بردار و گمشو
ـ   ايدي

463
00:34:46,569 --> 00:34:50,517
هروقت که براي من چيز بدي اتفاق
ميافته، تو هم کنارش حضور داري

464
00:34:50,539 --> 00:34:55,218
خب، من اينو ميگم
تظاهر به دوستي ديگه بسه

465
00:34:55,311 --> 00:34:58,283
وقتي از اينجا بيام بيرون
داغونت ميکنم

466
00:34:58,381 --> 00:35:02,454
باشه، من فکر ميکنم
اينا صحبت داروهاست

467
00:35:02,485 --> 00:35:07,332
ـ   و فردا برميگردم
ـ   زحمت نکش

468
00:35:07,356 --> 00:35:09,395
خيلي خب، ايدي
من الان گرفتارم

469
00:35:09,492 --> 00:35:14,441
مطمئنم که همين روزا فواره تو روشن
ميکني و همهء همسايه ها ميان پيشت

470
00:35:14,463 --> 00:35:17,207
ـ   هميشه اينکارو ميکنن
ـ   اين حقيقت نداره

471
00:35:17,299 --> 00:35:21,372
داره. تو هيچ فرصتي رو براي
بازي در نقش قرباني از دست نميدي

472
00:35:21,404 --> 00:35:25,580
هميشه همه به نجاتت ميان
بخاطر همين فکر ميکني

473
00:35:25,608 --> 00:35:29,285
که يعني تو مورد علاقه هستي

474
00:35:29,378 --> 00:35:33,485
نه، نيستي، اين يعني تو
بيچاره و درمونده هستي

475
00:35:33,516 --> 00:35:36,260
حالا گمشو

476
00:35:36,352 --> 00:35:40,391
فقط گمشو بيرون

477
00:35:47,530 --> 00:35:51,376
ـ   سلام
ـ   سلام

478
00:35:51,400 --> 00:35:55,248
براي موندن توي خونهء
من فکراتو کردي؟

479
00:35:55,337 --> 00:35:58,318
اوه، اون، آره. آم

480
00:35:58,340 --> 00:36:02,311
ببين، واقعا از پيشنهادت سپاسگزارم
ولي فکر ميکنم مجبورم ردش کنم

481
00:36:02,344 --> 00:36:05,382
ـ   واقعا؟
ـ   آره، فکر ميکنم بهتره

482
00:36:05,414 --> 00:36:08,395
نميخوام اين اطراف
صندوق صدقهء مردم بشم

483
00:36:08,417 --> 00:36:09,489
خب، من منظورم
اينطوري نبود

484
00:36:09,585 --> 00:36:12,566
فقط يه دوست که به
دوستش کمک ميکنه

485
00:36:12,588 --> 00:36:14,434
ميدونم

486
00:36:14,523 --> 00:36:17,504
ولي خودم ميتونم از
پس اين يکي بر بيام

487
00:36:17,526 --> 00:36:20,473
حداقل ميخوام سعيمو بکنم

488
00:36:20,496 --> 00:36:25,436
ميدوني، من قويتر از اوني هستم
که مردم فکر ميکنن. واقعا هستم

489
00:36:25,534 --> 00:36:30,574
خب، اگه کاري هست
که از دستم بر مياد

490
00:36:30,606 --> 00:36:32,349
ميدوني چي ميتونه خوب باشه؟

491
00:36:32,441 --> 00:36:36,412
چرا گاهي اوقات
براي قهوه نياي

492
00:36:36,412 --> 00:36:38,323
باشه

493
00:36:38,347 --> 00:36:42,420
منظورم اينه که، بعد از اينکه
دوباره آب و برقم راه افتاد

494
00:36:42,451 --> 00:36:47,366
و يه قهوه ساز گرفتم

495
00:36:51,327 --> 00:36:56,401
اميدوارم خوشحال باشي.بخاطر تو اون دختر
بيچاره حتي به سختي ميتونه بياد طبقهء بالا

496
00:36:56,432 --> 00:37:01,381
کارلوس، بگير بشين
بو توي کاغذ ديواريه

497
00:37:03,339 --> 00:37:07,344
ـ   اوه، اين عطره، گاز سمي که نيست
ـ   چرا همچين کاري کردي؟

498
00:37:07,376 --> 00:37:11,315
چون من زنگ خطر رو
ميبينم، و اين منو ميترسونه

499
00:37:11,413 --> 00:37:12,483
يعني چي؟

500
00:37:12,515 --> 00:37:18,457
از وقتي ژائومي حامله شده به طريقي به
من ميگي که اون بچه برات از من مهمتره

501
00:37:18,554 --> 00:37:21,467
ـ   اوه، بيخيال، گبي
ـ   نه، مردها دست خودشون نيست

502
00:37:21,490 --> 00:37:25,302
وقتي پدر ميشن
شوهرهاي کثافتي ميشن

503
00:37:25,327 --> 00:37:28,399
و بعضي از زنها اهميت نميدن، ولي
تو با يکي از اون زنها ازدواج نکردي

504
00:37:28,430 --> 00:37:30,503
فکر نميکنم امشب
بتونم اينجا بخوابم

505
00:37:30,599 --> 00:37:35,344
هواي اينجا خيلي
مسموم وآلوده ست

506
00:37:42,411 --> 00:37:45,551
اون شما رو هم
بيرون انداخت؟

507
00:37:45,581 --> 00:37:49,429
ژائومي، زندگي زناشوئي پيچيده ست
يه روز خودت ميفهمي

508
00:37:49,518 --> 00:37:55,491
حال داري چندتا برنامهء
مزخرف آمريکايي تماشا کني؟

509
00:37:56,492 --> 00:37:59,530
من براتون ساندويچ درست
کردم. گوشت کباب شده

510
00:37:59,562 --> 00:38:03,476
اوه، خدا. گبي روي اين
جريان سلامتي به من گير داده

511
00:38:03,499 --> 00:38:06,571
اگه گوشت قرمز
بخورم منو ميکشه

512
00:38:06,602 --> 00:38:10,482
من نميگم

513
00:38:17,479 --> 00:38:20,517
خوشمزه ست؟

514
00:38:21,417 --> 00:38:24,421
واقعا خوبه

515
00:38:24,620 --> 00:38:29,230
متيو، بيدار شو
برات صبحانه آوردم

516
00:38:29,325 --> 00:38:34,536
ممکنه از دستت عصباني باشم، ولي
هيچوقت نميزارم بگي ظالم هستم

517
00:38:34,563 --> 00:38:37,273
بهت توصيه ميکنم که
درب رو هل ندي

518
00:38:37,366 --> 00:38:42,215
چون اصلا حوصلهء هيچ
ناخوش آيندي اي رو ندارم

519
00:38:42,304 --> 00:38:44,306
متيو؟

520
00:38:44,340 --> 00:38:46,479
متيو

521
00:38:53,382 --> 00:38:57,230
خداي من، دنييل، فکر کردم
ميخواي کليد رو بدزدي

522
00:38:57,319 --> 00:39:01,324
فقط بيا از اينجا بريم

523
00:39:17,394 --> 00:39:22,366
مادر، من و متيو باهم فرار کرديم
و ديگه هيچوقت برنميگرديم

524
00:39:22,407 --> 00:39:26,255
اگه ميخواي من خوشحال باشم
سعي نميکني که مارو پيدا کني

525
00:39:26,344 --> 00:39:28,485
با تو زندگي کردن توي اون
خونه مثل توي زندان بودن بود

526
00:39:28,580 --> 00:39:32,551
تو منو به اينکار وا داشتي، پس
اميدوارم خودتو مقصر بدوني

527
00:39:32,584 --> 00:39:36,432
زندگي خوبي داشته باشي. دنييل

528
00:39:36,521 --> 00:39:38,501
(آسايشگاه رواني فير ويو )

529
00:39:41,359 --> 00:39:48,234
سلام، اسم من بيري ونديکمپ، و
مايلم از لحاظ روانپزشکي معاينه بشم

530
00:39:48,333 --> 00:39:50,270
خيلي خب، مشکلتون چيه؟

531
00:39:50,368 --> 00:39:56,444
فکر ميکنم در معرض
فروپاشي رواني هستم

532
00:40:02,414 --> 00:40:04,553
لعنتي

533
00:40:09,421 --> 00:40:13,369
اين ديگه چيه؟

534
00:40:18,396 --> 00:40:22,572
هرزهء رواني

535
00:40:53,531 --> 00:40:57,502
هيچ درگيري اي در کار نبوده. اوني
که زنگ زده فيليسيا تيلمن بوده

536
00:40:57,535 --> 00:41:01,312
اونه که بدون اسم تماس گرفته
بياين همين الان بريم اونجا

537
00:41:01,339 --> 00:41:04,345
قول ميدم که زنيکه نشسته مشروب
خورده، مَشنگ بازي درآورده

538
00:41:04,442 --> 00:41:06,547
هنوز هيچ جا نميريم، آقا

539
00:41:09,581 --> 00:41:12,425
بله، ميدونم همه جا خوني شده

540
00:41:12,450 --> 00:41:17,524
احتمالا از يه خوک گرفته تا بتونه
تمام مال و اموالم رو خراب کنه

541
00:41:19,324 --> 00:41:22,396
گروهبان

542
00:41:22,594 --> 00:41:28,340
ـ   اين چيه؟
ـ   دستاتو جايي بزار که بتونم ببينم

543
00:41:32,570 --> 00:41:37,349
پسر، کارش حرف نداره

544
00:41:38,543 --> 00:41:41,424
<font color=#FF8000>براي هر کدوم از ما يک
لحظهء تکان دهنده وجود داره</font>

545
00:41:41,513 --> 00:41:47,420
<font color=#FF8000>لحظه اي که بفهميم توي
اين دنيا تنها هستيم</font>

546
00:41:47,519 --> 00:41:54,437
<font color=#FF8000>خونواده اي که قدرشون رو
ندونستيم، يه روز ترکمون ميکنن</font>

547
00:41:55,393 --> 00:42:02,470
<font color=#FF8000>شوهري که از هر نظر بهش اعتماد
داريم، توانايي خيانت بهمون رو داره</font>

548
00:42:02,534 --> 00:42:08,507
<font color=#FF8000>دختري که از اعماق قلب دوستش
داريم ممکنه ديگه پيشمون برنگرده</font>

549
00:42:08,540 --> 00:42:15,321
<font color=#FF8000>و اونوقته که ميتونيم
به خودمون اتکا کنيم</font>

550
00:42:15,380 --> 00:42:20,352
<font color=#FF8000>البته، بعضيها در تنهايي
ارزش عظيمي ميبينن</font>

551
00:42:20,385 --> 00:42:22,365
<font color=#FF8000>براي مثال</font>

552
00:42:22,387 --> 00:42:28,360
بخاطر گرد و خاک عذر ميخوام، خانم هوبر
اين نقاط از کوه گردشگرهاي زيادي نداريم

553
00:42:28,393 --> 00:42:31,374
با اولين بارش برف، اينجا
کاملا از ديد محو ميشه

554
00:42:31,396 --> 00:42:33,376
<font color=#FF8000>اين قسمت زمين
از نظرها پنهانه</font>

555
00:42:33,398 --> 00:42:37,437
به اين ميگم استراحت و آسودگي

556
00:42:37,468 --> 00:42:41,416
عذر ميخوام

557
00:42:43,408 --> 00:42:47,481
<font color=#FF8000>گاهي اوقات خيلي
حواسم پرت ميشه</font>

558
00:42:49,408 --> 00:43:32,481
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
