WEBVTT

00:01.195 --> 00:02.839
آنچه گذشت

00:02.868 --> 00:05.681
تا زمانيکه حضانت
قانونا به پايان نرسيده

00:05.771 --> 00:08.775
مادر شرعي هنوز ميتونه
نظرشو تغيير بده. و داده

00:08.808 --> 00:10.881
اسنادي مطالبه شد
ـ   ميخوام تام رو اخراج کنم

00:10.976 --> 00:14.756
اگه اخراجش کني، اون ازت شکايت ميکنه
و منم پشتشو ميگيرم. تو يه دليل نياز داري

00:14.847 --> 00:17.660
ـ   بگمونم مجبورم يه دليل پيدا کنم
تصميماتي گرفته شد

00:17.750 --> 00:21.960
ميخوام يه کار خيلي وحشتناک بکنم
کاري که دنياشو زير و رو کنه

00:21.987 --> 00:23.762
تهديدهايي گفته شد

00:23.789 --> 00:25.860
حالا چه غلطي بکنيم؟

00:25.891 --> 00:27.896
و نقشه هايي

00:27.993 --> 00:29.836
داروي مُسَکِن؟

00:29.862 --> 00:32.641
وقتشه به برادرت آرامشي
که لياقتشو داره رو بديم

00:32.732 --> 00:35.906
...در معرض اجرا گذاشته شد

00:36.769 --> 00:40.740
موفق ترين کاراگاه خصوصي
در فير ويو

00:40.740 --> 00:43.721
مردي به اسم اوليور وستون بود

00:43.743 --> 00:46.883
اگرچه سعي ميکرد، ولي
اوليور نميتونست دقيقا

00:46.912 --> 00:49.893
...لحظه اي که دست از باور
عشق برداره رو بياد بياره

00:49.915 --> 00:54.887
شبي بود که مچ مديرعامل رو
درحال خيانت با منشيش گرفت؟

00:54.920 --> 01:00.862
يا روزي بود که زن خونه داري رو
ديد که با نامه رسونش خيانت ميکرد؟

01:00.960 --> 01:04.740
يا وقتي که مُچ
دختر همسايه رو

01:04.830 --> 01:09.745
...زماني که با زوج اونسمت
خيابون خيانت ميکرد گرفت

01:09.769 --> 01:11.715
از اونموقع

01:11.737 --> 01:17.883
اوليور وستون يه بدبين بود که به
خيانت و سوءظن اعتقاد داشت

01:17.977 --> 01:22.622
از شانس خوب اوليور
از همين راه خرجشو در مياورد

01:22.715 --> 01:24.695
(سوزان: خيلي خب، فراموش کردي ...)

01:24.717 --> 01:25.821
داري چيکار ميکني؟

01:28.721 --> 01:29.995
اوه، عذر ميخوام
اينا بوته هاي شما هستن؟

01:30.022 --> 01:33.836
کارم که تموم شد همه رو تميز ميکنم
طوري که انگار اصلا اينجا نبودم

01:33.926 --> 01:36.702
ـ   الان کارت تمومه
ـ   اوه، آروم باش، رفيق

01:36.729 --> 01:38.800
من فقط يه مامورم که دارم يه
تجسس خونگي انجام ميدم

01:38.831 --> 01:39.869
براي کي؟

01:39.965 --> 01:41.945
خانم بلوندي که
آخر همين خيابونه

01:41.967 --> 01:43.778
ـ   ايدي بريت؟
ـ   آره

01:43.869 --> 01:47.817
اون نامزدشه. ظاهرا اونو
بخاطر يه زن ديگه ول کرده

01:47.840 --> 01:50.846
ـ   و فهميدم طرف کي بوده
ـ   سوزان؟

01:50.943 --> 01:54.620
اونجا هيچ خبري نيست
اونا قبلا زن و شوهر بودند

01:54.713 --> 01:56.715
بخاطر اين باهم حرف ميزنن
چون اونا يه بچه دارند

01:56.749 --> 01:57.955
شنيدم که توي راه بچهء
دومشون هم هستند

01:57.983 --> 01:59.726
خودتم نميدوني داري در
مورد چي حرف ميزني

01:59.819 --> 02:01.799
تو اين زناي
متأهل رو نميشناسي

02:01.821 --> 02:07.897
روزها، کلوچه ميپزن. ولي هوا که
تاريک ميشه اونا به خوک تبديل ميشن

02:07.927 --> 02:11.807
ـ   سوزان اونطوري نيست
ـ   اوه، دست بردار بابا. نگاش کن

02:11.831 --> 02:15.938
معلومه اون زن خوب ميدونه
چطوري روي تشک بخوابه

02:18.771 --> 02:21.980
بله، اوليور وستون به
يه بدبين تبديل شده بود

02:22.007 --> 02:24.854
...به همين خاطر
بود که نميتونست

02:24.944 --> 02:29.689
...مردي که هنوز
عاشقه رو تشخيص بده

02:35.888 --> 02:39.734
هر خونواده يه راه براي
پنهان کردن داره

02:39.758 --> 02:43.729
از چيزي که نميخوان ديده بشه
اگه به همراه يک عکس باشه

02:43.729 --> 02:46.710
که يک لک روي
ديوار و ميپوشونه

02:46.899 --> 02:52.850
يا يک درب کمد که آشفتگي
رو درونش پنهان کرده

02:52.905 --> 02:58.878
يا با خنده هاي ساختگي که
نقابي براي سالهاي رنج و اندوهه

02:58.911 --> 03:03.658
هر خونواده اي براي مخفي کردن حقايق
زشت مسافتهاي زيادي رو طي ميکنند

03:03.749 --> 03:08.721
البته بعضيها، بيشتر
از ديگران پيش ميرن

03:15.728 --> 03:16.968
ميخواي امشب اينکارو بکني؟

03:16.996 --> 03:20.844
نه. بستني براي فرداست

03:20.933 --> 03:24.904
کالب رو براي پيک نيک
ميبرم کنار برکهء راک واتر

03:24.904 --> 03:27.714
دارم تمام غذاهاي مورد
علاقه شوآماده ميکنم

03:27.740 --> 03:30.883
پس وقتي کارت
تموم شد، ميخواي

03:30.976 --> 03:33.752
...همونجا توي خواب ولش کني؟

03:34.914 --> 03:37.895
نه

03:38.951 --> 03:41.898
بصورت ناشناس
زنگ ميزنم 911

03:41.921 --> 03:46.702
ولي از دور نگاه
ميکنم تا مطمئن بشم

03:46.792 --> 03:50.865
که ... که اونا جسدشو برميدارن

03:51.997 --> 03:53.877
ميدوني، مجبور
نيستي اينکارو بکني

03:53.966 --> 03:56.776
اجازه نميدم دختر
ديگه اي رو نابود کنه

03:56.802 --> 04:00.844
و اونو دست مردمي نميدم که اونو
مسخره کنن وازش سوء استفاده کنن

04:00.940 --> 04:03.716
نميخوام

04:07.713 --> 04:10.753
آخرين روز زندگيش
روي اين کرهء خاکي

04:10.849 --> 04:13.830
...بهترين روز زندگيش ميشه

04:18.757 --> 04:20.794
اوه، نه، مرسي، ژائومي

04:20.960 --> 04:23.770
بيچاره. خيلي به
ليلي وابسته شده بود

04:23.796 --> 04:25.707
اين غذاها از کجا اومدند؟

04:25.731 --> 04:27.904
آدماي کليساي کارلوس

04:27.933 --> 04:30.780
فکر ميکني تو و کارلوس براي
يه حضانت ديگه تلاش کنين؟

04:30.869 --> 04:33.850
فکر نميکنم دوباره طاقت
همچين دردي رو داشته باشم

04:33.872 --> 04:37.845
چندتا از تخمک هامو فريز کردم
ممکنه يه کاشت نطفه بکنيم. نميدونم

04:37.943 --> 04:40.924
ـ   بايد يه چيزي بخوري
ـ   اصلا اشتها ندارم

04:40.946 --> 04:44.623
همهء اينا حروم ميشه
بايد يه چيزي بردارين

04:44.717 --> 04:47.823
ـ   نه، نه، بايد نگهشون داري
ـ   من اينو برميدارم

04:50.789 --> 04:53.770
چيه؟ کارل منو ول
کرده، پس منم تنهائم

04:53.792 --> 04:56.864
غذا جاي خاليشو پر ميکنه

04:57.963 --> 05:00.944
از ناراحتيت سپاسگزارم، ولي
داري اشک همه رو درمياري

05:00.966 --> 05:03.742
ميشه ديگه تمومش کني؟

05:03.769 --> 05:05.715
خانم سوليس

05:08.707 --> 05:11.916
متوجه نميشم
اين از طرف فرمانداري

05:13.712 --> 05:14.886
گبي، اون داره اخراج ميشه

05:14.980 --> 05:19.827
اين اولين نامه ايه
که دريافت کردي؟

05:25.724 --> 05:27.863
اوه، خدا ... آخه چرا

05:27.893 --> 05:31.807
من نميتونم برم خونه
عموي من دوباره منو ميفروشه

05:31.830 --> 05:33.835
اوه، نه، نه، ژائومي
تو هيچ جا نميري

05:33.932 --> 05:38.779
تو براي من و کارلوس خيلي مهمي
ما ميجنگيم، و برنده ميشيم

05:38.804 --> 05:40.875
گبي، نميتوني بهش
همچين قولي بدي

05:40.906 --> 05:42.752
بيري، شنيدي که اون چي گفت

05:42.841 --> 05:46.812
نميتونم اجازه بدم اين بچهء بيچاره
برگرده چين و بردهء يه شخصي بشه

05:46.845 --> 05:48.916
ممنونم

05:49.982 --> 05:52.761
خيلي خب. ببين، دوستام
ميخوان بعضي از اينا رو ببرن

05:52.851 --> 05:57.857
پس جمعشون کن و
ما يکم قهوه ميخوريم

06:02.728 --> 06:04.767
واقعا ميخواي اجازه
بدي من اينو بخورم؟

06:04.863 --> 06:08.709
خب، تو خيلي سخت کار کردي
هميشه توي سفرهاي تجاري هستي

06:08.734 --> 06:12.844
امشب، احتياط و کلسترول
رو ميزاريم کنار

06:12.938 --> 06:15.942
تو لياقت يه کوچولو
غذاي تسلي بخش رو داري

06:15.974 --> 06:17.820
اوه، نه. تو حامله اي

06:17.910 --> 06:20.848
خدا، مغز تو کجاها که نميره

06:20.946 --> 06:24.894
عزيزم، تو يه بشقاب پنير
پرچرب جلوم گذاشتي

06:24.917 --> 06:26.660
چه خبره؟

06:26.752 --> 06:29.826
باشه. خب
.

06:29.922 --> 06:33.734
اون جريان کمک کردن
من به اد رو يادته؟

06:33.759 --> 06:35.830
آره، تو به زنش اون پيامهاي
سکسي رو فرستادي. چرا؟

06:35.861 --> 06:40.833
خب، فران فهميده که اد اونارو
نفرستاده و از کوره در رفته

06:40.833 --> 06:47.773
اون ميخواد متصدي اينکار اخراج
بشه، و اد بهش دروغ گفته که

06:47.840 --> 06:48.878
...که اونارو تو فرستادي

06:48.974 --> 06:51.750
ولي من نبودم، تو بودي

06:51.777 --> 06:52.949
ميدونم

06:52.978 --> 06:55.859
اوه، اوه، ولي مطمئنا اد
نميتونه تو رو از دست بده

06:55.948 --> 06:57.691
نه، نه، نه. اين منم که دک ميشم

06:57.783 --> 07:01.959
ببين، ميدونم مسخره ست
ولي اد آدم منطقي اي نيست

07:01.987 --> 07:07.869
فران اونو در تنگنا گذاشته، و همچين
شوهري رو بايد خيلي جدي بگيريم

07:08.961 --> 07:11.771
باشه

07:12.764 --> 07:14.937
ـ   چطوري از پسش بر بيايم؟
ـ   تو قرارداد داري

07:14.967 --> 07:17.848
اد نميتونه تو رو اخراج کنه
مگر اينکه دليلي داشته باشه

07:17.936 --> 07:21.816
پس تا وقتي اين جريان فراموش بشه
تو مجبوري يه کارمند نمونه باشي

07:21.840 --> 07:24.821
به موقع بياي، با نهار بيشتر
از سه ليوان مشروب نخواري

07:24.843 --> 07:27.747
و مهمتر از همه، هميشه تمام
کارات رو حاضر داشته باشي

07:27.846 --> 07:30.725
باورم نميشه دارم
اينطوري قرباني ميشم

07:30.749 --> 07:36.700
خب، عزيزم، خدائيش
به هرحال اينا چيزاييه که بايد بکني

07:36.722 --> 07:38.793
باشه

07:47.766 --> 07:50.840
اندرو، براي فردا شب دارم
پيتر رو واسه شام دعوت ميکنم

07:50.936 --> 07:53.817
و ميخواستم بدونم اگه دوست
داري جاستين رو دعوت کني

07:53.906 --> 07:57.945
آره، آه، مرسي. من
امشب باهاش تماس ميگيرم

07:57.976 --> 08:01.719
از اونجايي که دوست پسراي شما دوتا
دارن ميان، منم ميتونم متيو رو دعوت کنم؟

08:01.747 --> 08:03.820
ـ   مطلقا نه
ـ   پس اجازه بده واضحتر بگم

08:03.916 --> 08:07.696
شما ميتوني با يه دائم الخمر قرار بزاري، و
اندرو ميتونه معشوقهء همجنس بازشو بياره

08:07.786 --> 08:10.767
ـ   ولي خدا نکنه من با يه سياه پوست قرار
بزارم؟ ـ   تا وقتي کالب رو زنداني کردند

08:10.789 --> 08:14.637
ـ   نميخوام به اون خونواده نزديک بشي
ـ   برادرش سعي داشته به تو تجاوز کنه

08:14.726 --> 08:16.865
و مادرش يارو رو توي
زيرمين زنداني کرده

08:16.895 --> 08:19.876
منظورم اينه که، خودت ببين
حتي تو هم ميتوني بهتر عمل کني

08:19.898 --> 08:22.642
از کي تا حالا بجاي من
پشت مامانو ميگيري؟

08:22.734 --> 08:25.911
من و برادرت باهم حرف زديم
و يه جورايي با هم آشتي کرديم

08:26.004 --> 08:29.647
واقعا حتي بعد از اونکه
پس اندازتو به باد داد؟

08:29.741 --> 08:32.747
خب، اونم اشتباها منو متهم
به سوء استفاده جنسي کرد

08:32.844 --> 08:34.881
منکه ميگم باهم
بي حسابيم، مگه نه؟

08:34.913 --> 08:37.917
حتما، مامان. بي حسابيم

08:42.821 --> 08:44.792
ميتوني حالا نيشتو ببندي
ميدونم صورتت خسته شده

08:44.890 --> 08:47.669
ـ   چي؟
ـ   من احمق نيستم

08:47.759 --> 08:49.639
ميدونم که بيشتر از
هميشه از مامان متنفري

08:49.728 --> 08:51.708
الان من و مامان در
موقعيت خوبي هستيم

08:51.730 --> 08:54.006
چرا نميتوني اينو باور کني؟

08:55.934 --> 08:58.744
سلام. پيغامتو گرفتم. چه خبره؟

08:58.770 --> 09:00.807
بيا توو

09:01.740 --> 09:05.782
اين اوليور وستون. اون يه کاراگاه
خصوصيه که ايدي استخدام کرده

09:05.877 --> 09:08.687
ايدي يه کاراگاه استخدام کرده؟

09:08.714 --> 09:09.954
اون داشت جاسوسي تو
و کارل رو ميکرد

09:09.982 --> 09:11.828
حالتون چطوره؟

09:11.917 --> 09:13.763
اون فکر ميکنه تو
رابطه نامشروع داري

09:13.852 --> 09:15.889
من و کارل؟

09:15.988 --> 09:18.867
چرا همچين فکري ميکنه؟

09:18.890 --> 09:22.963
بيخيال سوزي، خودتم ميدوني
که ما براي همديگه ساخته شديم

09:22.995 --> 09:24.704
کارل، تمومش کن

09:24.796 --> 09:31.941
خب، اونجا کارل
دلش تنگ شده بود

09:31.970 --> 09:35.682
خودت گفتي، سکسي که هفتهء پيش
داشتيم بهترين سکس عمرت بود

09:35.774 --> 09:41.918
خيلي خب، ا م، اولا
بهترين سکس عمرم نبود

09:41.947 --> 09:43.927
فقط اينو گفتم تا حالش بهتر بشه

09:43.949 --> 09:45.929
معلومه که بهترين
سکس عمرم با تو بوده

09:45.951 --> 09:47.931
اينم از توضيح مشت
توي صورت من

09:47.953 --> 09:49.833
اگه خفه نشي، يه بار
ديگه ميزنمت

09:49.921 --> 09:51.858
ميدونم بد بنظر ميرسه

09:51.957 --> 09:54.938
درواقع تو پشت سر ايدي
با کارل ميريختي روهم؟

09:54.960 --> 09:56.771
نه، نه، نه، نه
کارل به من دروغ گفت

09:56.862 --> 09:58.808
اون به من گفت اون و
ايدي از هم جدا شدند

09:58.830 --> 10:00.767
ـ   ميدوني چيه؟ برام مهم نيست
ـ   مايک

10:00.866 --> 10:03.972
ـ   من مرخصم؟ ـ   بله.

10:04.836 --> 10:06.907
شب خوش، سوزان

10:08.840 --> 10:10.979
هي! هي، تو
صبرکن! صبرکن! صبرکن

10:11.009 --> 10:16.860
آه، تو نميتوني به ايدي چيزي بگي
هرچي اون داده، من دو برابرشو ميدم

10:16.948 --> 10:19.761
اون دوهزار دلار به علاوه
هزينهء مخارج رو داده

10:19.851 --> 10:21.797
دو هزار دلار؟

10:21.820 --> 10:24.701
خداي من، من بايد برم
توو کار مشاور املاک

10:24.790 --> 10:27.703
خيلي خب، من ... من
همچين پولي ندارم

10:27.726 --> 10:30.798
خب، بگمونم نوار رو
ميبرم پيش خانم بريت

10:32.998 --> 10:35.979
يه نسخه ديگه دارم

10:43.008 --> 10:45.787
خيلي خب، بيا يه راه
ديگه رو امتحانن کنيم

10:45.877 --> 10:49.848
تو داري يه بمب هسته اي رو
منفجر ميکني

10:49.881 --> 10:52.828
زندگيهايي ويران ميشن

10:53.885 --> 10:56.629
تا دوشنبه براي گزارش
به خانم بريت صبر ميکنم

10:56.722 --> 10:59.703
ـ   باشه! . ـ   اونطوري وقت
ميکني پول جمع کني

10:59.725 --> 11:04.765
اگه نتونم چي؟

11:18.240 --> 11:21.380
متأسفم، ولي ژائومي تا همين
الانش هم زيادي مونده

11:21.409 --> 11:25.255
پس شما ميخواين
اونو بفرستين چين؟

11:25.280 --> 11:29.251
از دست من کاري برنمياد. اگه خدمتکارتون
با يه شهروند آمريکايي ازدواج کرده بود

11:29.251 --> 11:33.122
با يه بچه داشت که يه ...
.. شهروند آمريکايي بود

11:33.221 --> 11:35.223
يا اگه خودش يه ميزبان
شناخته شده بود

11:35.223 --> 11:40.468
آه ... اگه اون از يه شهروند
آمريکايي حامله بود چي؟

11:44.466 --> 11:46.468
آه، ژائومي؟

11:46.501 --> 11:51.416
ما با سازمان اتباع خارجه صحبت
کرديم، و خبراي خوب داريم

11:51.439 --> 11:53.441
ـ   ميتونم بمونم؟

11:53.441 --> 11:58.322
ـ   اوه، ممنون، ممنون
ـ   اوه! باشه، آه

11:58.346 --> 12:01.318
خب، يه چيز کوچولو هم هست

12:01.416 --> 12:04.420
آم، قوانين مهاجرتي توي
اين کشور واقعا سخته

12:04.452 --> 12:07.196
و تا الانش هم زيادي
تو رو نگه داشتيم

12:07.289 --> 12:10.398
ولي ما پروندهء تو رو به دادگاه
ارائه ميديم، و براش ميجنگيم

12:10.492 --> 12:14.463
و قانون ميگه تو ميتوني بموني
ولي اگه بچهء مارو داشته باشي

12:14.496 --> 12:17.443
چي؟

12:17.465 --> 12:23.211
مسئول سازمان گفت اگه تو از يه
شهروند آمريکايي حامله بشي

12:23.238 --> 12:24.378
اونوقت نميتونن تو رو اخراج کنند

12:24.472 --> 12:28.218
پس ما فکر کرديم، تو توي
شکمت يه بچه لازم داري

12:28.310 --> 12:32.281
ما يه کاشت نطفه نياز داريم
برنده، برنده، برنده

12:32.314 --> 12:35.318
ـ   کاشت نطفه؟

12:35.350 --> 12:37.389
اوه، خب، اين بچهء ماست

12:37.485 --> 12:42.264
که فقط داخل تو بزرگ ميشه

12:42.290 --> 12:43.260
من ... اوه

12:43.358 --> 12:47.365
خيلي خب، آه، خب ... اوه
اينجوريه

12:47.462 --> 12:52.309
سه تايي مون ميخوايم اون غذاي
فوق العادهء تو رو درست کنيم

12:52.334 --> 12:53.472
من خمير هستم

12:53.501 --> 12:56.382
و کارلوس گوشت خوک

12:56.471 --> 13:00.419
و تو فر اجاق گاز هستي

13:03.311 --> 13:04.281
من، بچه؟

13:04.379 --> 13:06.450
همه چيز با خودمونه. ميدوني، آه

13:06.481 --> 13:10.429
خرج بيمارستان و پول لباسهاي
زايشگاه و کلاس ورزش مادر

13:10.452 --> 13:13.262
و، البته، تو ديگه مجبور
نيستي هيچ کاري بکني

13:13.288 --> 13:18.237
خب، شايد فقط يه گرد گيري
ملايم، کار سنگيني نيست

13:18.393 --> 13:20.136
نه

13:20.228 --> 13:23.334
تو راه ديگه اي نداري
يا اين يا برگشتن به چين

13:23.365 --> 13:28.212
بچه نه! نه

13:32.407 --> 13:36.219
مجبوري خودت
گردگيري کني، مگه نه؟

13:36.511 --> 13:39.392
پيتر، همچين غيرمنطقي هم نميگم

13:39.481 --> 13:45.229
منکه نميخوام تاريخچهء اعتيادم رو بگم
ولي اگه بچه هات يه سوال مرتبط کردند

13:45.320 --> 13:46.458
بهشون دروغ نميگم

13:46.488 --> 13:51.301
درسته. آها. نکتهء خوبيه

13:52.460 --> 13:56.306
ببين، منظورم اين نيست که در
مورد اعتيادت به الکل دروغ بگي

13:56.331 --> 13:58.311
اونا ميدونن چطوري
باهم آشنا شديم. فقط

13:58.366 --> 14:00.371
ـ   ميدوني، اون يکي چيز
ـ   اوه

14:00.468 --> 14:02.277
اون يکي چيز

14:02.303 --> 14:06.251
اونا دارن تو رو ميشناسن، و ميخوام
روي قابليتهاي خوب تو متمرکز بشن

14:06.274 --> 14:11.348
فقط نميدونم اگه بفهمن تو يه معتاد به
سکس هستي چه عکس العملي نشون بدند

14:13.348 --> 14:16.229
براي چي اينقدر خوشحالي؟

14:16.317 --> 14:19.457
ميدونم بخاطر اينکه مامان اجازه نداد متيو
رو واسه شام بياري چقدر عصباني هستي

14:19.487 --> 14:21.467
خب

14:21.489 --> 14:26.302
بامزه ترين راه براي انتقام
از اونو برات پيدا کردم

14:26.494 --> 14:28.496
خيلي خب، براي
امروز چي داريم؟

14:28.496 --> 14:31.443
تبليغ اسباب بازي
بوستون روآماده کردم

14:31.466 --> 14:34.176
راستش، من براي يه
تبليغ کامل وقت ندارم

14:34.269 --> 14:36.306
پس فقط لب کلام رو به من بده

14:37.372 --> 14:40.378
ـ   ببخشيد؟ ...
ـ   ميدوني خلاصه ش کن

14:40.475 --> 14:42.386
توي يه جمله بگو

14:44.245 --> 14:47.126
خب، اساسا اسباب
بازيها سرگرم کننده هستند

14:47.215 --> 14:48.455
ـ   ازش متنفرم
ـ   چطور ميتوني ازش متنفر باشي؟

14:48.483 --> 14:51.364
ـ   من فقط سه کلمه به تو گفتم
ـ   از همون سه تا کلمه متنفرم

14:51.453 --> 14:55.265
خيلي خب، حساب کارخونهء اسباب
بازي بوستون رو خودم تحويل ميگيرم

14:55.290 --> 14:57.270
ـ   تو نميتوني
ـ   ضمنا

14:57.292 --> 15:01.399
همه تون بايد بدونين، من از طرز ارائهء
گزارش برآورد هزينه هاتون خوشم نمياد

15:01.429 --> 15:03.309
اين اواخر کلي دَله دزدي شده

15:03.398 --> 15:07.244
در ضمن، اين شرکت
داره در آمدشو از دست ميده

15:07.302 --> 15:08.406
ميخوام جلوي اين
واقعه رو بگيرم

15:08.436 --> 15:11.283
واسهء همين يه حسابدار
قانوني استخدام کردم

15:11.372 --> 15:13.409
اون قراره تمام هزينه هارو
بررسي کنه

15:13.441 --> 15:17.153
يه فاکتور پيدا کردم
که مهرش مشکوکه

15:17.245 --> 15:20.317
شخص مرتکب
شونده اخراج ميشه

15:21.483 --> 15:25.363
اوه اسکاوو، اون ميخواد
بررسي رو با تو شروع کنه

15:26.387 --> 15:30.358
باورم نميشه اون حرومزاده يه
حسابدار قانوني استخدام کرده

15:30.358 --> 15:32.338
عوضي تر از اونيه
که فکرشو ميکردم

15:32.360 --> 15:36.331
خب، مارو دست کم گرفته
هنوز نميدونه چي به چيه

15:36.364 --> 15:38.107
ميدوني، شايد بهتره
من استعفاء بدم

15:38.199 --> 15:41.339
چي؟ ديروزآمادهء جنگ بودي
حالا ... حاضري فرار کني؟

15:41.369 --> 15:44.273
اگه اد بخواد کارشو بکنه
قطعا کارشو ميکنه

15:44.372 --> 15:46.283
ـ   دير يا زود اتفاق ميافته
ـ   نه. نه

15:46.307 --> 15:47.345
ما عقب نشيني نميکنيم

15:47.442 --> 15:53.222
همين الان ميرم توي اتاق اد و بهش ميگم
که اگه تو از در بري بيرون منم پشت سرتم

15:53.248 --> 15:55.455
ـ   هردومون که نميتونيم بيکار بشيم
ـ   اوه، هرگز همچين اتفاقي نميافته

15:55.483 --> 15:59.160
اون ميدونه که بدون من اينجا مثل
يه خونهء کاغذي فرو ميريزه

15:59.254 --> 16:02.463
ـ   عزيزم، صبرکن. صبرکن
ـ   چيه؟ چيه؟

16:03.324 --> 16:05.395
من پشت دامن زنم قايم نميشم

16:05.426 --> 16:07.363
ما يه گروهيم. من
فقط دارم حمايت ميکنم

16:07.462 --> 16:10.238
بقيه که اينطوري نميبينن

16:10.265 --> 16:14.307
ببين ... بزار خودم باهاش
صحبت کنم، مرد و مردونه

16:14.402 --> 16:17.474
اگه راه من کارساز نشد
بعدش از راه تو عمل ميکنيم

16:18.473 --> 16:21.249
باشه. برو

16:21.273 --> 16:28.273
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:31.319 --> 16:34.391
بايد باهات صحبت کنم

16:37.358 --> 16:41.329
اين منصفانه نيست
اينکار درست نيست

16:50.305 --> 16:53.118
اوه، خداي من! اوه، خداي من

16:53.208 --> 16:55.213
تام، چه اتفاقي افتاد؟

16:55.310 --> 17:00.419
فکر کنم واسه اخراج
بهش يه دليل دادم

17:10.955 --> 17:12.994
سوزان ميدونست که
نميتونه از پس هزينه

17:13.090 --> 17:16.936
جلوگيري کردن از کاراگاه براي فاش
نکردن رابطهء اون با کارل بر بياد

17:16.961 --> 17:20.001
و از اونجايي که به هرحال ايدي
يه روز حقيقت رو ميفهميد

17:20.097 --> 17:24.878
سوزان حس کرد که بهتره فاش
شدنش از طرف خودش باشه

17:24.969 --> 17:29.941
بخاطر همين يک نامه نوشت که توش
از ايدي التماس کرده بود ببخشتش

17:29.974 --> 17:35.048
کلمات توي نامه بسيار بي ريا و صميمانه
بودند، به محض اينکه نامه رو پست کرد

17:35.079 --> 17:37.960
سوزان ميدونست

17:38.049 --> 17:41.155
...که رسما کارش ساخته بود

17:44.956 --> 17:48.028
ميدوني، کالب

17:48.159 --> 17:51.003
...از روزي که متولد شدي

17:51.028 --> 17:54.976
هميشه به چشم يه
برکت به تو نگاه کردم

17:54.999 --> 17:58.071
تو که اينو ميدوني، درسته؟

17:58.903 --> 18:01.008
بگمونم

18:03.140 --> 18:04.883
چطور متيو نيومد؟

18:04.976 --> 18:07.957
چون اين، روز ويژهء ماست

18:07.979 --> 18:11.927
فقط من و تو

18:12.049 --> 18:15.053
متيو از دستم عصبانيه؟
بخاطر دنييل؟

18:15.086 --> 18:19.125
نه. اون ميدونه که تو قصد
نداشتي اونو بترسوني

18:19.156 --> 18:22.899
چون اون گفت اشکالي
نداره من دنييل رو ببوسم

18:23.160 --> 18:27.131
ـ   تو چي گفتي؟
ـ   اون گفت دنييل از من خوشش مياد

18:27.164 --> 18:31.044
و اگه ببوسمش با
من دعوا نميکنه

18:31.135 --> 18:33.046
برادرت اينو به تو گفت؟

18:33.070 --> 18:39.112
متيو گفت که دنييل منتظر منه
و اون يه بوس واقعاگنده ميخواد

18:43.080 --> 18:47.028
برادرت ديگه بهت چي گفت؟

18:49.020 --> 18:51.125
ژائومي؟

18:53.157 --> 18:55.967
برات يکم کاکائو داغ درست کردم

18:57.962 --> 19:01.068
بگمونم اين جريان بچه
واقعا خواست تو نباشه، ها؟

19:02.099 --> 19:06.072
ميدونم درخواست زيادي ايه، من و
کارلوس تو رو به چشم خونواده ميبينيم

19:06.170 --> 19:08.116
تو مارو به چشم خونواده نميبيني؟

19:08.139 --> 19:10.986
اوه، بله

19:11.075 --> 19:15.023
شما براي من مثل مادر هستي

19:17.048 --> 19:20.953
خب، اگه ما اينقدر نزديکيم
پس ديگه مشکل چيه؟

19:21.052 --> 19:22.932
فقط 9 ماه از زندگيته

19:23.020 --> 19:25.933
من ويران خواهم شد

19:25.990 --> 19:28.971
ويران؟

19:29.994 --> 19:32.975
از پايين

19:33.998 --> 19:37.946
صبر کن. تو هنوز دختري؟

19:39.937 --> 19:43.976
اگه بچه دار بشم
شرمنده خواهم شد

19:44.008 --> 19:46.079
شوخي ميکني؟

19:46.110 --> 19:48.090
توي اين کشور هيچکس
به دختر بودن اهميت نميده

19:48.112 --> 19:53.860
سال 50 از مد افتاد، باور کن، عزيزم
اصلا هم دوباره مد نميشه

19:53.951 --> 19:56.989
جدي ميگم، هيچکس اهميتي نميده

19:57.021 --> 20:00.960
شوهر اهميت ميده. اگه من ويران
بشم هيچ مردي منو نميخواد

20:01.058 --> 20:06.064
من شوهر ميخوام. خيلي زياد

20:07.064 --> 20:11.171
خب، چه جور شوهري ميخواي؟
يه شوهر پولدار ميخواي؟

20:11.202 --> 20:14.911
خب، مردهاي پولدار با
دخترا عروسي نميکنن

20:14.939 --> 20:17.979
بخاطر همون دلايلي که راننده اي که
رانندگي بلد نيست رو استخدام نميکنن

20:18.075 --> 20:22.082
ـ   اونا قدر تجربيات رو ميدونن
ـ   واقعا؟

20:22.179 --> 20:26.025
مگه من به خونواده دروغ ميگم؟

20:29.186 --> 20:33.157
ـ   ايناهاش، شماره هايي که ميخواستي
ـ   لينت، صبرکن

20:34.091 --> 20:37.129
از تام خبري نداري؟
موبايلشو جواب نميده

20:37.161 --> 20:39.905
لازم نکرده نگران باشي
چيزي که ميخواستي رو گرفتي

20:39.997 --> 20:43.845
ـ   ديگه توي دست و پات نيست
ـ   بيا توو و درب رو ببند

20:43.934 --> 20:48.041
ـ   مطمئني؟ ممکنه منم مشتت بزنم
ـ   ريسک ميکنم

20:49.073 --> 20:54.921
اگه ميخواي بخاطر شوهرم ازت
عذرخواهي کنم، اينکارو نميکنم

20:54.945 --> 20:56.950
احتمالا نبايد تو رو ميزد
ولي تو تحريکش کردي

20:57.047 --> 20:59.084
ـ   حالا يه دقيقه صبر کن
ـ   نه، عذر ميخوام

20:59.116 --> 21:03.087
بخاطر اينکه تو نميتوني با زندگي
درهم برهمت کنار بياي، تام تنبيه شد

21:03.087 --> 21:04.930
رقت انگيزه، اد

21:04.955 --> 21:06.926
اگه همون اول جلوي
زنت مي ايستادي

21:07.024 --> 21:09.004
ـ   هيچکدوم از اينا ... چيه؟
ـ   خوشم مياد

21:09.026 --> 21:14.877
داري درمورد زندگي من به خودم
چرند ميگي. ميدوني چيه؟ بگير

21:14.965 --> 21:18.870
حسابدار قانوني توي گزارش برآورد
هزينه هاي تام يه چيزايي پيدا کرده

21:18.969 --> 21:21.006
آره، انگار توي اون
سه تا سفرآخرش

21:21.038 --> 21:24.886
يه بليط ديگه گرفته و به
آتلانتيک سيتي تغيير مسير داده

21:24.975 --> 21:27.182
ـ   چي؟ نميتونه درست باشه
ـ   همه شون اينجاست

21:27.211 --> 21:29.887
هتلها. هزينهء بارها

21:29.980 --> 21:34.929
اوه، و توي اين صفحه
دوتا بليط براي يه نمايش

21:36.921 --> 21:39.902
و گل

21:41.959 --> 21:43.097
خب حالا مگه چيه

21:43.127 --> 21:45.940
بايد براي اين يه توضيحاتي
وجود داشته باشه

21:46.030 --> 21:49.978
قبل از اينکه درمورد زندگي
شخص ديگه اي قضاوت کني

21:50.000 --> 21:53.106
اول زندگي خودتو به پا

22:02.042 --> 22:05.046
نميدونم دنييل چرا واسه
لباس اينقدر معطل شده

22:05.070 --> 22:09.018
بهش مهلت بده، مامان. مطمئنم ميخواد
يه چيز خوبه واسه مجلسمون پيدا کنه

22:09.049 --> 22:12.920
خب، اميدوارم لباس جلف نپوشه
دوست دارم مردم راحت باشند

22:13.019 --> 22:16.000
اوه، من راحتم

22:17.090 --> 22:18.936
عزيزم. اين چيه پوشيدي؟

22:19.025 --> 22:20.871
اينو براي کريسمس به
من دادين، يادتون نيست؟

22:20.961 --> 22:23.965
آره، فقط نگرانم يه
وقت سرما بخوري

22:23.997 --> 22:28.946
اوه، فکر ميکنم اينجا حسابي گرمه
نظر شما چيه، آقاي مک ميلان؟

22:28.969 --> 22:32.917
ا ه ... حتما

22:35.008 --> 22:38.947
خب، آه، احتمالا بايد شروع کنيم
ما که نميخوايم غذاهامون سرد بشه

22:39.045 --> 22:43.926
درسته، خوبه، آم، عذرميخوام
همه مشغول بشين

22:45.185 --> 22:49.930
واي! کسي فکر نميکنه اين
سس يخورده زيادي تنده؟

22:50.924 --> 22:54.997
من هميشه ميگم، هرچي تندتر، بهتر

22:58.064 --> 23:01.002
پس، آقاي مک ميلان، شنيدم
به دانشگاه پرکينز رفتين

23:01.101 --> 23:04.082
دارم فکر ميکنم بعد از
فارغ التحصيليم برم اونجا

23:04.104 --> 23:05.984
آه، پرکينز ، ها؟

23:06.072 --> 23:12.956
من اونجا بودم. هميشه مهموني ميرفتم
اوقات فراغتم ميرفتم سر کلاس

23:12.979 --> 23:14.151
نه، راستش، دانشگاه عالي ايه

23:14.180 --> 23:17.059
من ... فکر ميکنم
ازش خوشت بياد

23:17.083 --> 23:21.830
فوق العاده نيست؟
غذاي خوب. گفتگوي خوش آيند

23:21.921 --> 23:25.095
امشب واقعا يه شب خيلي خاصه

23:25.992 --> 23:28.063
منم همين حس رو دارم

23:33.166 --> 23:36.978
پس، پيتر، داره بزرگ ميشه؟

23:37.971 --> 23:40.144
ـ   چي؟ -آه، محيط دانشگاه.

23:40.173 --> 23:43.120
از وقتي اونجا بودي
بزرگ تر هم شده؟

23:43.143 --> 23:45.089
آم

23:46.179 --> 23:50.958
ا ره، اين، ا ه، ... نسبتاً
زياد بزرگ شده

23:50.984 --> 23:54.158
صبر ندارم بتونم کاتالوگشو
با دستام لمس کنم

23:55.188 --> 23:58.865
يکي از بچه هاي فارغ التحصيل
هميشه برام يه چيزايي ميفرسته

23:58.958 --> 24:01.131
من به تو
يه چيزي

24:01.161 --> 24:04.904
اوه، خداي من، حالت خوبه؟

24:06.166 --> 24:11.072
يادم اومد يکي از اونايي که من سرپرستش
هستم احتياج داره امشب منو ببينه. بايد برم

24:11.171 --> 24:13.981
بگمونم مهمه، پس

24:14.007 --> 24:17.955
آره. پس بايد برم
خودم راه خروج رو بلدم

24:22.115 --> 24:24.061
چقدر بد شد

24:24.084 --> 24:27.065
واقعا ميخواستم شانس اينو داشته
باشه که با شما آشنا بشه.

24:27.087 --> 24:31.968
نگران نباش. بگمونم
تحت تاثير گذاشتيمش

24:37.931 --> 24:40.912
هي، هي

24:40.934 --> 24:43.073
نميدونستم برميگردي

24:43.103 --> 24:46.175
صبر کردم تا همه برن

24:46.206 --> 24:49.883
پس، آم

24:49.976 --> 24:52.957
چه اتفاقي افتاد؟ تو که گفتي فقط
ميخواي بري و باهاش صحبت کني

24:52.979 --> 24:55.860
ميدونم، ميدونم. ميدونم
نبايد اونو ميزدم

24:55.949 --> 24:59.092
ولي کاريه که شده

24:59.185 --> 25:02.066
خبر مبر ديگه اي هم هست؟

25:02.155 --> 25:06.035
ـ   مثل چي؟
ـ   نميدونم

25:06.059 --> 25:08.039
چيزي هست که بخواي
درموردش صحبت کني؟

25:08.061 --> 25:10.905
چون چيزي نيست
که نتوني به من بگي

25:10.930 --> 25:11.934
من درک ميکنم

25:12.031 --> 25:13.169
نه. حس خوبي دارم

25:13.199 --> 25:15.875
اشکالي نداره، چون خودم
هم نميخواستم اينجا باشم

25:15.969 --> 25:19.178
يه شغل ديگه ميگيرم
همه چيز روبه راهه

25:19.205 --> 25:21.984
و تو رو هم دوست دارم

25:22.075 --> 25:25.022
منم دوستت دارم

25:27.213 --> 25:31.184
ـ   ميدوني چي عجيبه؟
ـ   نه، چي؟

25:31.184 --> 25:34.930
توي تمام اين سالها که
باهم زندگي کرديم

25:35.021 --> 25:40.061
هيچوقت نديدم خشمتو
با مشتت خالي کني

25:40.093 --> 25:42.095
خب

25:42.128 --> 25:47.100
شايد هنوز در درونم چيزاي
غافلگير کننده اي دارم

25:47.133 --> 25:49.943
شابد

25:55.008 --> 25:57.010
انجام شد؟

25:59.045 --> 26:03.016
بعدا ميتونم براي
برادرت ماتم بگيريم

26:03.049 --> 26:06.123
درحال حاضر هنوز يه چيزايي
هست که بايد انجام بشه

26:06.219 --> 26:09.100
بايد همه چيزو سر به نيست کنيم

26:09.189 --> 26:13.968
تشک، لباسها، همه شون

26:24.137 --> 26:25.880
مامان، درب قفل شده

26:25.972 --> 26:28.179
ميدونم

26:29.108 --> 26:33.955
مامان! يالا درو باز کن

26:36.049 --> 26:38.154
مامان

27:01.437 --> 27:03.314
عزيزم، چرا هنوز
لباس نپوشيدي؟

27:03.339 --> 27:06.186
بايد تا 40 دقيقه ديگه توي
کلينيک باروَري باشيم

27:06.276 --> 27:08.381
اوه، واي. امرزوه؟

27:08.411 --> 27:13.485
آه، ژائومي رو دعوا کن
از صبح تا حالا نديدمش

27:15.351 --> 27:17.331
سلام

27:17.353 --> 27:20.334
امروز، آه، روز بزرگيه

27:20.356 --> 27:24.361
واسه بچه درست
کردن آماده اي؟

27:25.495 --> 27:28.271
آماده

27:39.242 --> 27:44.191
لطفا آروم و نجيب باشين

27:50.220 --> 27:53.429
عزيزم، يالا، داره ديرمون ميشه

27:58.394 --> 28:04.142
فکر کنم درمورد اينکه چطور ميخوايم
اين بچه رو درست کنيم، گيج شده

28:04.234 --> 28:09.183
و تو قصد داشتي
مستقيما اينکارو بکني؟

28:09.239 --> 28:12.345
حرفي براي گفتن ندارم

28:14.344 --> 28:16.346
يالا! ياروآمادهء انفجاره

28:16.379 --> 28:19.292
به من چه! من با دوست پسر
مامان نميخوابم

28:19.315 --> 28:23.220
نميتوني عقب بکشي. تو عالي بودي
تو پيتر رو به چنگ گرفتي. اون خرابته

28:23.319 --> 28:25.392
من براي انتقام از
مامان اينکارو کردم

28:25.488 --> 28:28.435
ولي چرا الان متوقف بشي؟
اون نميزاره با متيو باشي

28:28.458 --> 28:30.201
يالا ديگه، اون حقشه

28:30.293 --> 28:33.299
من احمق نيستم. کچل اگه دوا
داشت به سر خودش ميزد

28:33.396 --> 28:35.239
خودشه. من وقت ندارم

28:35.265 --> 28:40.408
ـ   با سوتين و شورت برو پايين
ـ   از اتاق من برو بيرون، بيشعور

28:43.273 --> 28:46.379
مامانم فعلا برنميگرده
احتمالا نميخواي منتظر بموني

28:46.409 --> 28:49.390
اشکالي نداره. فقط ميخواستم
اين کاتالوگ رو بدم دستت

28:49.412 --> 28:52.293
آه، مامانت گفت فردا قراره
بري اونجا يه گشتي بزني

28:52.382 --> 28:54.453
ـ   آره
ـ   حتما خوشت مياد

28:54.484 --> 28:57.388
محيطش زيباست
اساتيد فوق العاده هستند

28:57.487 --> 29:02.459
و همه نوع دانش آموز داره
ميدوني، تنوعشون بالاست

29:02.492 --> 29:06.306
به هرحال. خيلي خب
به مامانم ميگم که اومدي

29:06.396 --> 29:09.275
باشه

29:11.434 --> 29:13.277
اندرو

29:13.303 --> 29:16.309
من همچنين ميخواستم بخاطر اونشب
با اون باعجله رفتنم، عذرخواهي کنم

29:16.406 --> 29:18.408
من

29:18.441 --> 29:21.185
حس کردم که خواهرت ميخواست
خودشو به من بندازه

29:21.277 --> 29:26.226
ـ   که ناراحت کننده ست چون
ـ   چون تو يه معتاد به سکس هستي؟

29:26.249 --> 29:29.287
ـ   مامانت در اونمورد بهت گفته؟
ـ   بهتره بگيم از يه جايي شنيدم

29:29.319 --> 29:32.393
ولي، آم، کنجکاو شدم

29:32.488 --> 29:36.436
اون قديما، توي ... توي چه
جوري چيزايي درگير بودي؟

29:36.459 --> 29:40.202
نميدونم که بخوام در
موردش صحبت کنم

29:40.229 --> 29:42.336
ميخوام مطمئن بشم که توي
کاراي عجيب غريب نيستي

29:42.432 --> 29:46.178
منظورم اينه که، تو با مامانم قرار ميزاري
و منم يجورايي ازش حمايت ميکنم

29:46.269 --> 29:49.150
خب، ميتوني راحت باشي
منظورم اينه که منحرف نبودم

29:49.238 --> 29:52.378
ميدوني، تنها چيزي که ميتونم بگم
اينه که من در دورهء تاريکي بودم

29:52.408 --> 29:55.480
و با کلي آدما خوابيدم

29:57.480 --> 29:58.458
آدما ؟

29:58.481 --> 30:01.223
چي شده؟

30:01.250 --> 30:05.223
نه، ... اغلب وقتي مردها درمورد
پيروزي هاشون بحث ميکنن

30:05.321 --> 30:07.392
نميگن، آدما

30:07.423 --> 30:11.200
اوه. خب

30:11.227 --> 30:13.232
نه، اشکالي نداره

30:13.329 --> 30:19.439
سپاسگزارم از اينکه براي
تنوع ارزش قايل هستي

30:25.408 --> 30:28.355
ـ   کيه؟ .. ـ   مايک.

30:31.414 --> 30:34.261
ـ   سوازن؟
ـ   سلام. ببخشيد

30:34.350 --> 30:36.296
فقط مراقبم ايدي نياد

30:36.319 --> 30:39.357
اوه، خب، ميتوني آروم باشي
ايدي سراغت نمياد

30:39.389 --> 30:44.136
ـ   چرا؟ ـ   من با کاراگاه صحبت
کردم و اون بهش چيزي نميگه

30:44.227 --> 30:46.266
ـ   بهش چي گفتي؟
ـ   بهش پول دادم

30:46.362 --> 30:50.210
پس تمومه. فقط
گفتم بهتره بدوني

30:50.299 --> 30:52.336
خب، صبرکن

30:52.368 --> 30:54.214
چرا اينکارو کردي؟

30:54.303 --> 30:57.150
اگه کسي بفهمه
خيلي ها آسيب ميبينن

30:57.240 --> 31:00.346
لزومي نداره

31:33.309 --> 31:36.281
سلام! بنظر تشنه مياين

31:36.379 --> 31:39.226
خيلي لطف دارين، خانم ماير

31:39.315 --> 31:41.354
راستشو بخواين، من حتي مطمئن
نبودم که شما از من خوشتون بياد

31:41.451 --> 31:45.399
ميدوني چرا؟ چون همه سرمون
شلوغه و باهم رابطه اي نداريم

31:45.421 --> 31:50.302
شما هميشه مياي جلوي خونهء من
و دست تکون ميديم، سلام ميکنيم

31:50.326 --> 31:53.207
ولي حتي همديگه رو نميشناسيم

31:53.296 --> 31:55.469
محض رضاي خدا، اصلا چند
وقته که شما نامه هاي منو ميارين؟

31:55.498 --> 31:58.411
سه هفته و نيم

31:58.434 --> 32:02.280
واقعا؟
انگار خيلي

32:02.305 --> 32:04.276
ـ   اجازه بده برات پرش کنم
ـ   اوه، نه، نميتونم

32:04.373 --> 32:07.445
اين سومين ليوانمه
شکمم پر ازآب شد

32:09.378 --> 32:12.222
احتمالا ميخواي قبل از رفتن
از دستشوئي استفاده کني؟

32:12.248 --> 32:14.185
ـ   نه، راحتم
ـ   مطمئني؟

32:14.283 --> 32:16.163
آه، منظورم اينه که، راه
درازي در پيش دارين

32:16.252 --> 32:18.323
اون چاي سرد ممکنه اذيتتون کنه

32:18.354 --> 32:22.293
اينجا بهتر از پاي
گلهاي خانم مکلاسکيه

32:22.391 --> 32:26.305
ميدوني، آه، شايد از
دستشوييتون استفاده کنم

32:26.329 --> 32:27.433
عاليه! مال پايين خرابه

32:27.463 --> 32:32.412
چرا از اوني که بالاست استفاده نميکني
درست کنار اتاق خواب منه

32:33.236 --> 32:37.207
باشه

32:37.240 --> 32:39.311
گرفتم

32:47.250 --> 32:50.322
(ايدي بريت)

33:02.231 --> 33:05.303
(کلينيک باروَري فير ويو )

33:06.402 --> 33:08.382
هنوز نميتونم باور کنم

33:08.404 --> 33:12.116
منظورم اينه که، چرا ژائومي بايد
بخواد خودشو اونطوري پيشنهاد کنه؟

33:12.208 --> 33:15.417
خب، عزيزم، اون يه دختره. کسي
چه ميدونه دخترا چه کارايي ميکنن؟

33:15.444 --> 33:20.157
اون يه دختره؟ جدي ميگي؟

33:20.249 --> 33:24.322
آره. منکه الکي سرزنشش نکردم

33:26.289 --> 33:29.136
آقاي سوليس؟ وقتشه
دي ان آ شمارو بگيريم

33:29.225 --> 33:32.468
اوه! عزيزم، فقط
شناگرهاي خوب رو بده

33:35.431 --> 33:41.404
اگه دوست دارين ما مجله هاي
مختلف و فيلم هم داريم

33:42.305 --> 33:46.378
آم، نه، راحتم

33:53.416 --> 33:57.387
گاس؟ اون بالا حالت خوبه؟

34:01.290 --> 34:04.171
گاس

34:04.260 --> 34:07.207
آه، ميخواي کلاه رو
روي سرم نگه دارم؟

34:07.363 --> 34:10.469
ميدونم براي بعضي
از زنا شهوت آوره

34:16.339 --> 34:18.285
مامان؟

34:20.476 --> 34:24.288
نامه رسون اينجاست؟

34:25.448 --> 34:28.227
دخترمه! لباس بپوش

34:28.317 --> 34:30.163
مامان؟

34:30.253 --> 34:33.427
بله، عزيزم! نامه رسون اينجاست

34:33.456 --> 34:37.168
اون رفته دستشوئي
يه دقيقه ديگه مياد پايين

34:37.260 --> 34:38.400
بالا ديگه

34:38.494 --> 34:42.103
بگمونم بزاريمش براي
يه وقت ديگه، ها؟

34:42.198 --> 34:43.404
ميتونم سه شنبه برگردم

34:43.432 --> 34:46.176
سه شنبه؟

34:46.269 --> 34:47.407
نه، نه، سه شنبه خوب نيست

34:47.436 --> 34:54.251
چون سه شنبه ها من
همجنس باز ميشم

34:56.445 --> 34:58.254
(ايدي بريت)

35:09.425 --> 35:12.204
اندرو؟ عزيزم، کجايي؟

35:12.295 --> 35:16.243
پيغامتو گرفتم
موضوع اضطراري چيه؟

35:16.465 --> 35:19.275
اندرو

35:19.302 --> 35:22.149
اندرو؟

35:22.238 --> 35:24.240
اندرو؟

35:24.240 --> 35:27.312
عزيزم، تو توي تخت
من چيکار ميکني؟

35:27.343 --> 35:30.415
شلوار منو نديدي؟ نميتونم

35:35.351 --> 35:39.299
حالا بي حساب شديم

35:48.060 --> 35:53.000
فراموش کردي که امروز قراره
توي دانشگاه پرکينز گشت بزنيم؟

35:53.098 --> 35:55.078
حدا؟

35:55.100 --> 36:00.072
بعد از جريان ديشب، فکر نميکردم حاضر
باشي سه ساعت توي ماشين کنار من بشيني

36:00.105 --> 36:03.953
فرض کن داوطلبي هستم
که براي هرچه سريعتر

36:04.043 --> 36:07.982
بيرون کردن تو از زير
سقفم هرکاري ميکنم

36:08.080 --> 36:10.993
خوشحالم که باهم
به توافق رسيديم

36:30.102 --> 36:34.073
چرا اينجا ايستاديم؟
هنوز نصف باک بنزين داريم

36:34.106 --> 36:38.853
اندرو، خيلي چيزا هست
که ميخوام بهت بگم

36:38.944 --> 36:43.017
ولي بيشتر از همه ميخوام
بدوني که چقدر متأسفم

36:43.048 --> 36:49.158
براي چي متأسفي؟

36:49.188 --> 36:54.001
فکر ميکردم نسبت
به تو عشقي دارم

36:55.027 --> 36:58.033
شايد اگه داشتم
همه چيز فرق ميکرد

36:58.130 --> 37:05.048
چرا يهو حس کردم که امروز قرار
نيست به دانشگاه پرکينز برسيم؟

37:12.978 --> 37:15.916
ـ   داري چيکار ميکني؟
ـ   بعضي از چيزاتو جمع کردم

37:16.014 --> 37:18.952
يه پاکت پول هم توش هست

37:19.051 --> 37:22.032
و بايد تا وقتي يه شغل
گير مياري کفايت کنه

37:22.054 --> 37:23.900
چي، ميخواي ... ؟

37:23.989 --> 37:27.198
ميخواي منو اينجا ول کني؟
وسط خيابون؟

37:28.026 --> 37:31.940
يک کيلومتر عقب تر
يه ايستگاه اتوبوس ديدم

37:32.197 --> 37:34.839
ميتوني هرجايي که ميخواي بري

37:34.933 --> 37:38.039
ماما ... مامان، خواهش
ميکنم اينکارو نکن

37:38.971 --> 37:41.042
مجبورم

37:42.174 --> 37:47.021
ديگه نميتونم در نزديکي تو باشم
به اندازهء کافي توان و طاقت ندارم

37:51.049 --> 37:57.000
ميدوني خبر خوب چيه؟
من برنده شدم

37:57.022 --> 37:59.093
تو برنده شدي؟

38:00.125 --> 38:04.096
اون طرز نگاهت، وقتي که بهت گفتم
من همجنس باز هستم رو يادمه

38:04.129 --> 38:09.101
و ميدونستم که يه روز از
دوست داشتنم دست برميداري

38:11.937 --> 38:15.976
بفرما. حق با من بود

38:16.008 --> 38:19.979
پس من ... من برنده شدم

38:21.914 --> 38:24.190
خب، تبريک ميگم

39:00.919 --> 39:03.095
(ايدي بريت)

39:03.188 --> 39:13.166
(ايدي عزيز، نميدونم چطور اين نامه رو شروع کنم،ولي با طلب بخش براي
اون چيزيکه ميخوام بگم شروع ميکنم،همچنين قبول دارم که کارل...)

39:15.067 --> 39:17.846
سلام. برات يه شيريني
تشکر درست کردم

39:17.936 --> 39:21.975
و منظورم از درست کردم
اينه که خريدم

40:00.045 --> 40:03.051
پس، دقيقا داري براي
چي ازم تشکر ميکني؟

40:03.148 --> 40:07.096
براي حفظ کردن صورتم
از داغون شدن توسط ايدي

40:08.086 --> 40:10.091
تا حالا هيچکس در حقم
کاري به اين خوبي نکرده

40:10.188 --> 40:13.169
من فقط سعي دارم آرامش
محله رو حفظ کنم

40:13.191 --> 40:16.172
خب، اينو به خودت بگو

40:16.194 --> 40:20.074
ميدونم واقعا چرا به
اون يارو پول دادي

40:20.999 --> 40:23.036
هنوز به من اهميت ميدي

40:23.068 --> 40:25.912
چي؟

40:26.171 --> 40:31.951
تو هميشه نگران من و جولي بودي
و دوست پسر جديدم رو هم زدي

40:33.078 --> 40:35.982
و حالا هم داري منو از
ايدي حفاظت ميکني

40:36.081 --> 40:39.028
ميدوني معني تمام اينا چيه؟

40:39.051 --> 40:42.032
يعني تو خيلي حفاظت شده اي؟

40:44.990 --> 40:48.961
خيلي خب، تو فقط بگو
و خجالت بکش. باشه

40:48.994 --> 40:51.941
اول خودم اقرار ميکنم

40:52.197 --> 40:56.043
يک لحظه هم از
فکرت غافل نشدم

40:57.069 --> 40:59.913
بخاطر همين با کارل
پريدي توي تخت؟

40:59.938 --> 41:05.081
اگه فکر ميکردم شانسي هست که بازم
با هم باشيم، هيچوقت اينکارو نميکردم

41:05.110 --> 41:09.058
تو راه رو کاملا به
روي من بستي، من

41:10.015 --> 41:13.929
ميتونيم در مورد
کارل صحبت نکنيم؟

41:13.985 --> 41:16.024
بازم شيريني بخور

41:16.121 --> 41:19.034
ميدونم که دوست داري

41:20.992 --> 41:23.905
ميدونم که منو دوست داري

41:25.197 --> 41:31.910
گوش کن، ازت نميخوام
که دوباره با هم باشيم

41:31.937 --> 41:34.943
فقط ميخوام باهم دوست باشيم

41:35.040 --> 41:39.113
ـ   سوزان ...
ـ   بله؟

41:39.978 --> 41:42.015
ـ   خونه ت داره ميسوزه

41:47.018 --> 41:49.999
تمام خونه م آتيش گرفته! اوه

41:50.021 --> 41:53.869
وقتي حقيقت زشته، مردم
سعي ميکنن پنهانش کنند

41:53.959 --> 41:59.170
چون ميدونن که اگه فاش
بشه، خساراتي به بار مياد

41:59.197 --> 42:04.010
واسهء همين پشت ديوارهاي
محکم پنهانش ميکنن

42:04.202 --> 42:09.174
پا پشت دربهاي بسته جاش ميدن

42:09.207 --> 42:14.179
يا در پشت چهره ها
پنهانش ميکنن

42:14.179 --> 42:19.151
ولي حقيقت اينه که هرچقدر هم که
زشت باشه، هميشه پديدار ميشه

42:24.990 --> 42:31.202
و هميشه شخصي که بهش اهميت
ميديم در پايان آسيب ميبينه

42:36.168 --> 42:41.040
و شخصي ديگه از
رنج اونها لذت ميبره

42:41.139 --> 42:47.954
و اين زشت ترين حقيقته

42:47.979 --> 43:29.794
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
