1
00:00:01,195 --> 00:00:02,839
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,868 --> 00:00:05,681
تا زمانيکه حضانت
قانونا به پايان نرسيده

3
00:00:05,771 --> 00:00:08,775
مادر شرعي هنوز ميتونه
نظرشو تغيير بده. و داده

4
00:00:08,808 --> 00:00:10,881
<font color=#FF8000>اسنادي مطالبه شد</font>
ـ   ميخوام تام رو اخراج کنم

5
00:00:10,976 --> 00:00:14,756
اگه اخراجش کني، اون ازت شکايت ميکنه
و منم پشتشو ميگيرم. تو يه دليل نياز داري

6
00:00:14,847 --> 00:00:17,660
ـ   بگمونم مجبورم يه دليل پيدا کنم
<font color=#FF8000>تصميماتي گرفته شد</font>

7
00:00:17,750 --> 00:00:21,960
ميخوام يه کار خيلي وحشتناک بکنم
کاري که دنياشو زير و رو کنه

8
00:00:21,987 --> 00:00:23,762
<font color=#FF8000>تهديدهايي گفته شد</font>

9
00:00:23,789 --> 00:00:25,860
حالا چه غلطي بکنيم؟

10
00:00:25,891 --> 00:00:27,896
<font color=#FF8000>و نقشه هايي</font>

11
00:00:27,993 --> 00:00:29,836
داروي مُسَکِن؟

12
00:00:29,862 --> 00:00:32,641
وقتشه به برادرت آرامشي
که لياقتشو داره رو بديم

13
00:00:32,732 --> 00:00:35,906
<font color=#FF8000>...در معرض اجرا گذاشته شد</font>

14
00:00:36,769 --> 00:00:40,740
<font color=#FF8000>موفق ترين کاراگاه خصوصي
در فير ويو</font>

15
00:00:40,740 --> 00:00:43,721
<font color=#FF8000>مردي به اسم اوليور وستون بود</font>

16
00:00:43,743 --> 00:00:46,883
<font color=#FF8000>اگرچه سعي ميکرد، ولي
اوليور نميتونست دقيقا</font>

17
00:00:46,912 --> 00:00:49,893
<font color=#FF8000>...لحظه اي که دست از باور
عشق برداره رو بياد بياره</font>

18
00:00:49,915 --> 00:00:54,887
<font color=#FF8000>شبي بود که مچ مديرعامل رو
درحال خيانت با منشيش گرفت؟</font>

19
00:00:54,920 --> 00:01:00,862
<font color=#FF8000>يا روزي بود که زن خونه داري رو
ديد که با نامه رسونش خيانت ميکرد؟</font>

20
00:01:00,960 --> 00:01:04,740
<font color=#FF8000>يا وقتي که مُچ
دختر همسايه رو</font>

21
00:01:04,830 --> 00:01:09,745
<font color=#FF8000>...زماني که با زوج اونسمت
خيابون خيانت ميکرد گرفت</font>

22
00:01:09,769 --> 00:01:11,715
<font color=#FF8000>از اونموقع</font>

23
00:01:11,737 --> 00:01:17,883
<font color=#FF8000>اوليور وستون يه بدبين بود که به
خيانت و سوءظن اعتقاد داشت</font>

24
00:01:17,977 --> 00:01:22,622
<font color=#FF8000>از شانس خوب اوليور
از همين راه خرجشو در مياورد</font>

25
00:01:22,715 --> 00:01:24,695
(سوزان: خيلي خب، فراموش کردي ...)

26
00:01:24,717 --> 00:01:25,821
داري چيکار ميکني؟

27
00:01:28,721 --> 00:01:29,995
اوه، عذر ميخوام
اينا بوته هاي شما هستن؟

28
00:01:30,022 --> 00:01:33,836
کارم که تموم شد همه رو تميز ميکنم
طوري که انگار اصلا اينجا نبودم

29
00:01:33,926 --> 00:01:36,702
ـ   الان کارت تمومه
ـ   اوه، آروم باش، رفيق

30
00:01:36,729 --> 00:01:38,800
من فقط يه مامورم که دارم يه
تجسس خونگي انجام ميدم

31
00:01:38,831 --> 00:01:39,869
براي کي؟

32
00:01:39,965 --> 00:01:41,945
خانم بلوندي که
آخر همين خيابونه

33
00:01:41,967 --> 00:01:43,778
ـ   ايدي بريت؟
ـ   آره

34
00:01:43,869 --> 00:01:47,817
اون نامزدشه. ظاهرا اونو
بخاطر يه زن ديگه ول کرده

35
00:01:47,840 --> 00:01:50,846
ـ   و فهميدم طرف کي بوده
ـ   سوزان؟

36
00:01:50,943 --> 00:01:54,620
اونجا هيچ خبري نيست
اونا قبلا زن و شوهر بودند

37
00:01:54,713 --> 00:01:56,715
بخاطر اين باهم حرف ميزنن
چون اونا يه بچه دارند

38
00:01:56,749 --> 00:01:57,955
شنيدم که توي راه بچهء
دومشون هم هستند

39
00:01:57,983 --> 00:01:59,726
خودتم نميدوني داري در
مورد چي حرف ميزني

40
00:01:59,819 --> 00:02:01,799
تو اين زناي
متأهل رو نميشناسي

41
00:02:01,821 --> 00:02:07,897
روزها، کلوچه ميپزن. ولي هوا که
تاريک ميشه اونا به خوک تبديل ميشن

42
00:02:07,927 --> 00:02:11,807
ـ   سوزان اونطوري نيست
ـ   اوه، دست بردار بابا. نگاش کن

43
00:02:11,831 --> 00:02:15,938
معلومه اون زن خوب ميدونه
چطوري روي تشک بخوابه

44
00:02:18,771 --> 00:02:21,980
<font color=#FF8000>بله، اوليور وستون به
يه بدبين تبديل شده بود</font>

45
00:02:22,007 --> 00:02:24,854
<font color=#FF8000>...به همين خاطر
بود که نميتونست</font>

46
00:02:24,944 --> 00:02:29,689
<font color=#FF8000>...مردي که هنوز
عاشقه رو تشخيص بده</font>

47
00:02:35,888 --> 00:02:39,734
<font color=#FF8000>هر خونواده يه راه براي
پنهان کردن داره</font>

48
00:02:39,758 --> 00:02:43,729
<font color=#FF8000>از چيزي که نميخوان ديده بشه
اگه به همراه يک عکس باشه</font>

49
00:02:43,729 --> 00:02:46,710
<font color=#FF8000>که يک لک روي
ديوار و ميپوشونه</font>

50
00:02:46,899 --> 00:02:52,850
<font color=#FF8000>يا يک درب کمد که آشفتگي
رو درونش پنهان کرده</font>

51
00:02:52,905 --> 00:02:58,878
<font color=#FF8000>يا با خنده هاي ساختگي که
نقابي براي سالهاي رنج و اندوهه</font>

52
00:02:58,911 --> 00:03:03,658
<font color=#FF8000>هر خونواده اي براي مخفي کردن حقايق
زشت مسافتهاي زيادي رو طي ميکنند</font>

53
00:03:03,749 --> 00:03:08,721
<font color=#FF8000>البته بعضيها، بيشتر
از ديگران پيش ميرن</font>

54
00:03:15,728 --> 00:03:16,968
ميخواي امشب اينکارو بکني؟

55
00:03:16,996 --> 00:03:20,844
نه. بستني براي فرداست

56
00:03:20,933 --> 00:03:24,904
کالب رو براي پيک نيک
ميبرم کنار برکهء راک واتر

57
00:03:24,904 --> 00:03:27,714
دارم تمام غذاهاي مورد
علاقه شوآماده ميکنم

58
00:03:27,740 --> 00:03:30,883
پس وقتي کارت
تموم شد، ميخواي

59
00:03:30,976 --> 00:03:33,752
...همونجا توي خواب ولش کني؟

60
00:03:34,914 --> 00:03:37,895
نه

61
00:03:38,951 --> 00:03:41,898
بصورت ناشناس
زنگ ميزنم 911

62
00:03:41,921 --> 00:03:46,702
ولي از دور نگاه
ميکنم تا مطمئن بشم

63
00:03:46,792 --> 00:03:50,865
که ... که اونا جسدشو برميدارن

64
00:03:51,997 --> 00:03:53,877
ميدوني، مجبور
نيستي اينکارو بکني

65
00:03:53,966 --> 00:03:56,776
اجازه نميدم دختر
ديگه اي رو نابود کنه

66
00:03:56,802 --> 00:04:00,844
و اونو دست مردمي نميدم که اونو
مسخره کنن وازش سوء استفاده کنن

67
00:04:00,940 --> 00:04:03,716
نميخوام

68
00:04:07,713 --> 00:04:10,753
آخرين روز زندگيش
روي اين کرهء خاکي

69
00:04:10,849 --> 00:04:13,830
...بهترين روز زندگيش ميشه

70
00:04:18,757 --> 00:04:20,794
اوه، نه، مرسي، ژائومي

71
00:04:20,960 --> 00:04:23,770
بيچاره. خيلي به
ليلي وابسته شده بود

72
00:04:23,796 --> 00:04:25,707
اين غذاها از کجا اومدند؟

73
00:04:25,731 --> 00:04:27,904
آدماي کليساي کارلوس

74
00:04:27,933 --> 00:04:30,780
فکر ميکني تو و کارلوس براي
يه حضانت ديگه تلاش کنين؟

75
00:04:30,869 --> 00:04:33,850
فکر نميکنم دوباره طاقت
همچين دردي رو داشته باشم

76
00:04:33,872 --> 00:04:37,845
چندتا از تخمک هامو فريز کردم
ممکنه يه کاشت نطفه بکنيم. نميدونم

77
00:04:37,943 --> 00:04:40,924
ـ   بايد يه چيزي بخوري
ـ   اصلا اشتها ندارم

78
00:04:40,946 --> 00:04:44,623
همهء اينا حروم ميشه
بايد يه چيزي بردارين

79
00:04:44,717 --> 00:04:47,823
ـ   نه، نه، بايد نگهشون داري
ـ   من اينو برميدارم

80
00:04:50,789 --> 00:04:53,770
چيه؟ کارل منو ول
کرده، پس منم تنهائم

81
00:04:53,792 --> 00:04:56,864
غذا جاي خاليشو پر ميکنه

82
00:04:57,963 --> 00:05:00,944
از ناراحتيت سپاسگزارم، ولي
داري اشک همه رو درمياري

83
00:05:00,966 --> 00:05:03,742
ميشه ديگه تمومش کني؟

84
00:05:03,769 --> 00:05:05,715
خانم سوليس

85
00:05:08,707 --> 00:05:11,916
متوجه نميشم
اين از طرف فرمانداري

86
00:05:13,712 --> 00:05:14,886
گبي، اون داره اخراج ميشه

87
00:05:14,980 --> 00:05:19,827
اين اولين نامه ايه
که دريافت کردي؟

88
00:05:25,724 --> 00:05:27,863
اوه، خدا ... آخه چرا

89
00:05:27,893 --> 00:05:31,807
من نميتونم برم خونه
عموي من دوباره منو ميفروشه

90
00:05:31,830 --> 00:05:33,835
اوه، نه، نه، ژائومي
تو هيچ جا نميري

91
00:05:33,932 --> 00:05:38,779
تو براي من و کارلوس خيلي مهمي
ما ميجنگيم، و برنده ميشيم

92
00:05:38,804 --> 00:05:40,875
گبي، نميتوني بهش
همچين قولي بدي

93
00:05:40,906 --> 00:05:42,752
بيري، شنيدي که اون چي گفت

94
00:05:42,841 --> 00:05:46,812
نميتونم اجازه بدم اين بچهء بيچاره
برگرده چين و بردهء يه شخصي بشه

95
00:05:46,845 --> 00:05:48,916
ممنونم

96
00:05:49,982 --> 00:05:52,761
خيلي خب. ببين، دوستام
ميخوان بعضي از اينا رو ببرن

97
00:05:52,851 --> 00:05:57,857
پس جمعشون کن و
ما يکم قهوه ميخوريم

98
00:06:02,728 --> 00:06:04,767
واقعا ميخواي اجازه
بدي من اينو بخورم؟

99
00:06:04,863 --> 00:06:08,709
خب، تو خيلي سخت کار کردي
هميشه توي سفرهاي تجاري هستي

100
00:06:08,734 --> 00:06:12,844
امشب، احتياط و کلسترول
رو ميزاريم کنار

101
00:06:12,938 --> 00:06:15,942
تو لياقت يه کوچولو
غذاي تسلي بخش رو داري

102
00:06:15,974 --> 00:06:17,820
اوه، نه. تو حامله اي

103
00:06:17,910 --> 00:06:20,848
خدا، مغز تو کجاها که نميره

104
00:06:20,946 --> 00:06:24,894
عزيزم، تو يه بشقاب پنير
پرچرب جلوم گذاشتي

105
00:06:24,917 --> 00:06:26,660
چه خبره؟

106
00:06:26,752 --> 00:06:29,826
باشه. خب
.

107
00:06:29,922 --> 00:06:33,734
اون جريان کمک کردن
من به اد رو يادته؟

108
00:06:33,759 --> 00:06:35,830
آره، تو به زنش اون پيامهاي
سکسي رو فرستادي. چرا؟

109
00:06:35,861 --> 00:06:40,833
خب، فران فهميده که اد اونارو
نفرستاده و از کوره در رفته

110
00:06:40,833 --> 00:06:47,773
اون ميخواد متصدي اينکار اخراج
بشه، و اد بهش دروغ گفته که

111
00:06:47,840 --> 00:06:48,878
...که اونارو تو فرستادي

112
00:06:48,974 --> 00:06:51,750
ولي من نبودم، تو بودي

113
00:06:51,777 --> 00:06:52,949
ميدونم

114
00:06:52,978 --> 00:06:55,859
اوه، اوه، ولي مطمئنا اد
نميتونه تو رو از دست بده

115
00:06:55,948 --> 00:06:57,691
نه، نه، نه. اين منم که دک ميشم

116
00:06:57,783 --> 00:07:01,959
ببين، ميدونم مسخره ست
ولي اد آدم منطقي اي نيست

117
00:07:01,987 --> 00:07:07,869
فران اونو در تنگنا گذاشته، و همچين
شوهري رو بايد خيلي جدي بگيريم

118
00:07:08,961 --> 00:07:11,771
باشه

119
00:07:12,764 --> 00:07:14,937
ـ   چطوري از پسش بر بيايم؟
ـ   تو قرارداد داري

120
00:07:14,967 --> 00:07:17,848
اد نميتونه تو رو اخراج کنه
مگر اينکه دليلي داشته باشه

121
00:07:17,936 --> 00:07:21,816
پس تا وقتي اين جريان فراموش بشه
تو مجبوري يه کارمند نمونه باشي

122
00:07:21,840 --> 00:07:24,821
به موقع بياي، با نهار بيشتر
از سه ليوان مشروب نخواري

123
00:07:24,843 --> 00:07:27,747
و مهمتر از همه، هميشه تمام
کارات رو حاضر داشته باشي

124
00:07:27,846 --> 00:07:30,725
باورم نميشه دارم
اينطوري قرباني ميشم

125
00:07:30,749 --> 00:07:36,700
خب، عزيزم، خدائيش
به هرحال اينا چيزاييه که بايد بکني

126
00:07:36,722 --> 00:07:38,793
باشه

127
00:07:47,766 --> 00:07:50,840
اندرو، براي فردا شب دارم
پيتر رو واسه شام دعوت ميکنم

128
00:07:50,936 --> 00:07:53,817
و ميخواستم بدونم اگه دوست
داري جاستين رو دعوت کني

129
00:07:53,906 --> 00:07:57,945
آره، آه، مرسي. من
امشب باهاش تماس ميگيرم

130
00:07:57,976 --> 00:08:01,719
از اونجايي که دوست پسراي شما دوتا
دارن ميان، منم ميتونم متيو رو دعوت کنم؟

131
00:08:01,747 --> 00:08:03,820
ـ   مطلقا نه
ـ   پس اجازه بده واضحتر بگم

132
00:08:03,916 --> 00:08:07,696
شما ميتوني با يه دائم الخمر قرار بزاري، و
اندرو ميتونه معشوقهء همجنس بازشو بياره

133
00:08:07,786 --> 00:08:10,767
ـ   ولي خدا نکنه من با يه سياه پوست قرار
بزارم؟ ـ   تا وقتي کالب رو زنداني کردند

134
00:08:10,789 --> 00:08:14,637
ـ   نميخوام به اون خونواده نزديک بشي
ـ   برادرش سعي داشته به تو تجاوز کنه

135
00:08:14,726 --> 00:08:16,865
و مادرش يارو رو توي
زيرمين زنداني کرده

136
00:08:16,895 --> 00:08:19,876
منظورم اينه که، خودت ببين
حتي تو هم ميتوني بهتر عمل کني

137
00:08:19,898 --> 00:08:22,642
از کي تا حالا بجاي من
پشت مامانو ميگيري؟

138
00:08:22,734 --> 00:08:25,911
من و برادرت باهم حرف زديم
و يه جورايي با هم آشتي کرديم

139
00:08:26,004 --> 00:08:29,647
واقعا حتي بعد از اونکه
پس اندازتو به باد داد؟

140
00:08:29,741 --> 00:08:32,747
خب، اونم اشتباها منو متهم
به سوء استفاده جنسي کرد

141
00:08:32,844 --> 00:08:34,881
منکه ميگم باهم
بي حسابيم، مگه نه؟

142
00:08:34,913 --> 00:08:37,917
حتما، مامان. بي حسابيم

143
00:08:42,821 --> 00:08:44,792
ميتوني حالا نيشتو ببندي
ميدونم صورتت خسته شده

144
00:08:44,890 --> 00:08:47,669
ـ   چي؟
ـ   من احمق نيستم

145
00:08:47,759 --> 00:08:49,639
ميدونم که بيشتر از
هميشه از مامان متنفري

146
00:08:49,728 --> 00:08:51,708
الان من و مامان در
موقعيت خوبي هستيم

147
00:08:51,730 --> 00:08:54,006
چرا نميتوني اينو باور کني؟

148
00:08:55,934 --> 00:08:58,744
سلام. پيغامتو گرفتم. چه خبره؟

149
00:08:58,770 --> 00:09:00,807
بيا توو

150
00:09:01,740 --> 00:09:05,782
اين اوليور وستون. اون يه کاراگاه
خصوصيه که ايدي استخدام کرده

151
00:09:05,877 --> 00:09:08,687
ايدي يه کاراگاه استخدام کرده؟

152
00:09:08,714 --> 00:09:09,954
اون داشت جاسوسي تو
و کارل رو ميکرد

153
00:09:09,982 --> 00:09:11,828
حالتون چطوره؟

154
00:09:11,917 --> 00:09:13,763
اون فکر ميکنه تو
رابطه نامشروع داري

155
00:09:13,852 --> 00:09:15,889
من و کارل؟

156
00:09:15,988 --> 00:09:18,867
چرا همچين فکري ميکنه؟

157
00:09:18,890 --> 00:09:22,963
بيخيال سوزي، خودتم ميدوني
که ما براي همديگه ساخته شديم

158
00:09:22,995 --> 00:09:24,704
کارل، تمومش کن

159
00:09:24,796 --> 00:09:31,941
خب، اونجا کارل
دلش تنگ شده بود

160
00:09:31,970 --> 00:09:35,682
خودت گفتي، سکسي که هفتهء پيش
داشتيم بهترين سکس عمرت بود

161
00:09:35,774 --> 00:09:41,918
خيلي خب، ا م، اولا
بهترين سکس عمرم نبود

162
00:09:41,947 --> 00:09:43,927
فقط اينو گفتم تا حالش بهتر بشه

163
00:09:43,949 --> 00:09:45,929
معلومه که بهترين
سکس عمرم با تو بوده

164
00:09:45,951 --> 00:09:47,931
اينم از توضيح مشت
توي صورت من

165
00:09:47,953 --> 00:09:49,833
اگه خفه نشي، يه بار
ديگه ميزنمت

166
00:09:49,921 --> 00:09:51,858
ميدونم بد بنظر ميرسه

167
00:09:51,957 --> 00:09:54,938
درواقع تو پشت سر ايدي
با کارل ميريختي روهم؟

168
00:09:54,960 --> 00:09:56,771
نه، نه، نه، نه
کارل به من دروغ گفت

169
00:09:56,862 --> 00:09:58,808
اون به من گفت اون و
ايدي از هم جدا شدند

170
00:09:58,830 --> 00:10:00,767
ـ   ميدوني چيه؟ برام مهم نيست
ـ   مايک

171
00:10:00,866 --> 00:10:03,972
ـ   من مرخصم؟ ـ   بله.

172
00:10:04,836 --> 00:10:06,907
شب خوش، سوزان

173
00:10:08,840 --> 00:10:10,979
هي! هي، تو
صبرکن! صبرکن! صبرکن

174
00:10:11,009 --> 00:10:16,860
آه، تو نميتوني به ايدي چيزي بگي
هرچي اون داده، من دو برابرشو ميدم

175
00:10:16,948 --> 00:10:19,761
اون دوهزار دلار به علاوه
هزينهء مخارج رو داده

176
00:10:19,851 --> 00:10:21,797
دو هزار دلار؟

177
00:10:21,820 --> 00:10:24,701
خداي من، من بايد برم
توو کار مشاور املاک

178
00:10:24,790 --> 00:10:27,703
خيلي خب، من ... من
همچين پولي ندارم

179
00:10:27,726 --> 00:10:30,798
خب، بگمونم نوار رو
ميبرم پيش خانم بريت

180
00:10:32,998 --> 00:10:35,979
يه نسخه ديگه دارم

181
00:10:43,008 --> 00:10:45,787
خيلي خب، بيا يه راه
ديگه رو امتحانن کنيم

182
00:10:45,877 --> 00:10:49,848
تو داري يه بمب هسته اي رو
منفجر ميکني

183
00:10:49,881 --> 00:10:52,828
زندگيهايي ويران ميشن

184
00:10:53,885 --> 00:10:56,629
تا دوشنبه براي گزارش
به خانم بريت صبر ميکنم

185
00:10:56,722 --> 00:10:59,703
ـ   باشه! . ـ   اونطوري وقت
ميکني پول جمع کني

186
00:10:59,725 --> 00:11:04,765
اگه نتونم چي؟

187
00:11:18,240 --> 00:11:21,380
متأسفم، ولي ژائومي تا همين
الانش هم زيادي مونده

188
00:11:21,409 --> 00:11:25,255
پس شما ميخواين
اونو بفرستين چين؟

189
00:11:25,280 --> 00:11:29,251
از دست من کاري برنمياد. اگه خدمتکارتون
با يه شهروند آمريکايي ازدواج کرده بود

190
00:11:29,251 --> 00:11:33,122
با يه بچه داشت که يه ...
.. شهروند آمريکايي بود

191
00:11:33,221 --> 00:11:35,223
يا اگه خودش يه ميزبان
شناخته شده بود

192
00:11:35,223 --> 00:11:40,468
آه ... اگه اون از يه شهروند
آمريکايي حامله بود چي؟

193
00:11:44,466 --> 00:11:46,468
آه، ژائومي؟

194
00:11:46,501 --> 00:11:51,416
ما با سازمان اتباع خارجه صحبت
کرديم، و خبراي خوب داريم

195
00:11:51,439 --> 00:11:53,441
ـ   ميتونم بمونم؟

196
00:11:53,441 --> 00:11:58,322
ـ   اوه، ممنون، ممنون
ـ   اوه! باشه، آه

197
00:11:58,346 --> 00:12:01,318
خب، يه چيز کوچولو هم هست

198
00:12:01,416 --> 00:12:04,420
آم، قوانين مهاجرتي توي
اين کشور واقعا سخته

199
00:12:04,452 --> 00:12:07,196
و تا الانش هم زيادي
تو رو نگه داشتيم

200
00:12:07,289 --> 00:12:10,398
ولي ما پروندهء تو رو به دادگاه
ارائه ميديم، و براش ميجنگيم

201
00:12:10,492 --> 00:12:14,463
و قانون ميگه تو ميتوني بموني
ولي اگه بچهء مارو داشته باشي

202
00:12:14,496 --> 00:12:17,443
چي؟

203
00:12:17,465 --> 00:12:23,211
مسئول سازمان گفت اگه تو از يه
شهروند آمريکايي حامله بشي

204
00:12:23,238 --> 00:12:24,378
اونوقت نميتونن تو رو اخراج کنند

205
00:12:24,472 --> 00:12:28,218
پس ما فکر کرديم، تو توي
شکمت يه بچه لازم داري

206
00:12:28,310 --> 00:12:32,281
ما يه کاشت نطفه نياز داريم
برنده، برنده، برنده

207
00:12:32,314 --> 00:12:35,318
ـ   کاشت نطفه؟

208
00:12:35,350 --> 00:12:37,389
اوه، خب، اين بچهء ماست

209
00:12:37,485 --> 00:12:42,264
که فقط داخل تو بزرگ ميشه

210
00:12:42,290 --> 00:12:43,260
من ... اوه

211
00:12:43,358 --> 00:12:47,365
خيلي خب، آه، خب ... اوه
اينجوريه

212
00:12:47,462 --> 00:12:52,309
سه تايي مون ميخوايم اون غذاي
فوق العادهء تو رو درست کنيم

213
00:12:52,334 --> 00:12:53,472
من خمير هستم

214
00:12:53,501 --> 00:12:56,382
و کارلوس گوشت خوک

215
00:12:56,471 --> 00:13:00,419
و تو فر اجاق گاز هستي

216
00:13:03,311 --> 00:13:04,281
من، بچه؟

217
00:13:04,379 --> 00:13:06,450
همه چيز با خودمونه. ميدوني، آه

218
00:13:06,481 --> 00:13:10,429
خرج بيمارستان و پول لباسهاي
زايشگاه و کلاس ورزش مادر

219
00:13:10,452 --> 00:13:13,262
و، البته، تو ديگه مجبور
نيستي هيچ کاري بکني

220
00:13:13,288 --> 00:13:18,237
خب، شايد فقط يه گرد گيري
ملايم، کار سنگيني نيست

221
00:13:18,393 --> 00:13:20,136
نه

222
00:13:20,228 --> 00:13:23,334
تو راه ديگه اي نداري
يا اين يا برگشتن به چين

223
00:13:23,365 --> 00:13:28,212
بچه نه! نه

224
00:13:32,407 --> 00:13:36,219
مجبوري خودت
گردگيري کني، مگه نه؟

225
00:13:36,511 --> 00:13:39,392
پيتر، همچين غيرمنطقي هم نميگم

226
00:13:39,481 --> 00:13:45,229
منکه نميخوام تاريخچهء اعتيادم رو بگم
ولي اگه بچه هات يه سوال مرتبط کردند

227
00:13:45,320 --> 00:13:46,458
بهشون دروغ نميگم

228
00:13:46,488 --> 00:13:51,301
درسته. آها. نکتهء خوبيه

229
00:13:52,460 --> 00:13:56,306
ببين، منظورم اين نيست که در
مورد اعتيادت به الکل دروغ بگي

230
00:13:56,331 --> 00:13:58,311
اونا ميدونن چطوري
باهم آشنا شديم. فقط

231
00:13:58,366 --> 00:14:00,371
ـ   ميدوني، اون يکي چيز
ـ   اوه

232
00:14:00,468 --> 00:14:02,277
اون يکي چيز

233
00:14:02,303 --> 00:14:06,251
اونا دارن تو رو ميشناسن، و ميخوام
روي قابليتهاي خوب تو متمرکز بشن

234
00:14:06,274 --> 00:14:11,348
فقط نميدونم اگه بفهمن تو يه معتاد به
سکس هستي چه عکس العملي نشون بدند

235
00:14:13,348 --> 00:14:16,229
براي چي اينقدر خوشحالي؟

236
00:14:16,317 --> 00:14:19,457
ميدونم بخاطر اينکه مامان اجازه نداد متيو
رو واسه شام بياري چقدر عصباني هستي

237
00:14:19,487 --> 00:14:21,467
خب

238
00:14:21,489 --> 00:14:26,302
بامزه ترين راه براي انتقام
از اونو برات پيدا کردم

239
00:14:26,494 --> 00:14:28,496
خيلي خب، براي
امروز چي داريم؟

240
00:14:28,496 --> 00:14:31,443
تبليغ اسباب بازي
بوستون روآماده کردم

241
00:14:31,466 --> 00:14:34,176
راستش، من براي يه
تبليغ کامل وقت ندارم

242
00:14:34,269 --> 00:14:36,306
پس فقط لب کلام رو به من بده

243
00:14:37,372 --> 00:14:40,378
ـ   ببخشيد؟ ...
ـ   ميدوني خلاصه ش کن

244
00:14:40,475 --> 00:14:42,386
توي يه جمله بگو

245
00:14:44,245 --> 00:14:47,126
خب، اساسا اسباب
بازيها سرگرم کننده هستند

246
00:14:47,215 --> 00:14:48,455
ـ   ازش متنفرم
ـ   چطور ميتوني ازش متنفر باشي؟

247
00:14:48,483 --> 00:14:51,364
ـ   من فقط سه کلمه به تو گفتم
ـ   از همون سه تا کلمه متنفرم

248
00:14:51,453 --> 00:14:55,265
خيلي خب، حساب کارخونهء اسباب
بازي بوستون رو خودم تحويل ميگيرم

249
00:14:55,290 --> 00:14:57,270
ـ   تو نميتوني
ـ   ضمنا

250
00:14:57,292 --> 00:15:01,399
همه تون بايد بدونين، من از طرز ارائهء
گزارش برآورد هزينه هاتون خوشم نمياد

251
00:15:01,429 --> 00:15:03,309
اين اواخر کلي دَله دزدي شده

252
00:15:03,398 --> 00:15:07,244
در ضمن، اين شرکت
داره در آمدشو از دست ميده

253
00:15:07,302 --> 00:15:08,406
ميخوام جلوي اين
واقعه رو بگيرم

254
00:15:08,436 --> 00:15:11,283
واسهء همين يه حسابدار
قانوني استخدام کردم

255
00:15:11,372 --> 00:15:13,409
اون قراره تمام هزينه هارو
بررسي کنه

256
00:15:13,441 --> 00:15:17,153
يه فاکتور پيدا کردم
که مهرش مشکوکه

257
00:15:17,245 --> 00:15:20,317
شخص مرتکب
شونده اخراج ميشه

258
00:15:21,483 --> 00:15:25,363
اوه اسکاوو، اون ميخواد
بررسي رو با تو شروع کنه

259
00:15:26,387 --> 00:15:30,358
باورم نميشه اون حرومزاده يه
حسابدار قانوني استخدام کرده

260
00:15:30,358 --> 00:15:32,338
عوضي تر از اونيه
که فکرشو ميکردم

261
00:15:32,360 --> 00:15:36,331
خب، مارو دست کم گرفته
هنوز نميدونه چي به چيه

262
00:15:36,364 --> 00:15:38,107
ميدوني، شايد بهتره
من استعفاء بدم

263
00:15:38,199 --> 00:15:41,339
چي؟ ديروزآمادهء جنگ بودي
حالا ... حاضري فرار کني؟

264
00:15:41,369 --> 00:15:44,273
اگه اد بخواد کارشو بکنه
قطعا کارشو ميکنه

265
00:15:44,372 --> 00:15:46,283
ـ   دير يا زود اتفاق ميافته
ـ   نه. نه

266
00:15:46,307 --> 00:15:47,345
ما عقب نشيني نميکنيم

267
00:15:47,442 --> 00:15:53,222
همين الان ميرم توي اتاق اد و بهش ميگم
که اگه تو از در بري بيرون منم پشت سرتم

268
00:15:53,248 --> 00:15:55,455
ـ   هردومون که نميتونيم بيکار بشيم
ـ   اوه، هرگز همچين اتفاقي نميافته

269
00:15:55,483 --> 00:15:59,160
اون ميدونه که بدون من اينجا مثل
يه خونهء کاغذي فرو ميريزه

270
00:15:59,254 --> 00:16:02,463
ـ   عزيزم، صبرکن. صبرکن
ـ   چيه؟ چيه؟

271
00:16:03,324 --> 00:16:05,395
من پشت دامن زنم قايم نميشم

272
00:16:05,426 --> 00:16:07,363
ما يه گروهيم. من
فقط دارم حمايت ميکنم

273
00:16:07,462 --> 00:16:10,238
بقيه که اينطوري نميبينن

274
00:16:10,265 --> 00:16:14,307
ببين ... بزار خودم باهاش
صحبت کنم، مرد و مردونه

275
00:16:14,402 --> 00:16:17,474
اگه راه من کارساز نشد
بعدش از راه تو عمل ميکنيم

276
00:16:18,473 --> 00:16:21,249
باشه. برو

277
00:16:21,273 --> 00:16:28,273
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

278
00:16:31,319 --> 00:16:34,391
بايد باهات صحبت کنم

279
00:16:37,358 --> 00:16:41,329
اين منصفانه نيست
اينکار درست نيست

280
00:16:50,305 --> 00:16:53,118
اوه، خداي من! اوه، خداي من

281
00:16:53,208 --> 00:16:55,213
تام، چه اتفاقي افتاد؟

282
00:16:55,310 --> 00:17:00,419
فکر کنم واسه اخراج
بهش يه دليل دادم

283
00:17:10,955 --> 00:17:12,994
<font color=#FF8000>سوزان ميدونست که
نميتونه از پس هزينه</font>

284
00:17:13,090 --> 00:17:16,936
<font color=#FF8000>جلوگيري کردن از کاراگاه براي فاش
نکردن رابطهء اون با کارل بر بياد</font>

285
00:17:16,961 --> 00:17:20,001
<font color=#FF8000>و از اونجايي که به هرحال ايدي
يه روز حقيقت رو ميفهميد</font>

286
00:17:20,097 --> 00:17:24,878
<font color=#FF8000>سوزان حس کرد که بهتره فاش
شدنش از طرف خودش باشه</font>

287
00:17:24,969 --> 00:17:29,941
<font color=#FF8000>بخاطر همين يک نامه نوشت که توش
از ايدي التماس کرده بود ببخشتش</font>

288
00:17:29,974 --> 00:17:35,048
<font color=#FF8000>کلمات توي نامه بسيار بي ريا و صميمانه
بودند، به محض اينکه نامه رو پست کرد</font>

289
00:17:35,079 --> 00:17:37,960
<font color=#FF8000>سوزان ميدونست</font>

290
00:17:38,049 --> 00:17:41,155
<font color=#FF8000>...که رسما کارش ساخته بود</font>

291
00:17:44,956 --> 00:17:48,028
ميدوني، کالب

292
00:17:48,159 --> 00:17:51,003
...از روزي که متولد شدي

293
00:17:51,028 --> 00:17:54,976
هميشه به چشم يه
برکت به تو نگاه کردم

294
00:17:54,999 --> 00:17:58,071
تو که اينو ميدوني، درسته؟

295
00:17:58,903 --> 00:18:01,008
بگمونم

296
00:18:03,140 --> 00:18:04,883
چطور متيو نيومد؟

297
00:18:04,976 --> 00:18:07,957
چون اين، روز ويژهء ماست

298
00:18:07,979 --> 00:18:11,927
فقط من و تو

299
00:18:12,049 --> 00:18:15,053
متيو از دستم عصبانيه؟
بخاطر دنييل؟

300
00:18:15,086 --> 00:18:19,125
نه. اون ميدونه که تو قصد
نداشتي اونو بترسوني

301
00:18:19,156 --> 00:18:22,899
چون اون گفت اشکالي
نداره من دنييل رو ببوسم

302
00:18:23,160 --> 00:18:27,131
ـ   تو چي گفتي؟
ـ   اون گفت دنييل از من خوشش مياد

303
00:18:27,164 --> 00:18:31,044
و اگه ببوسمش با
من دعوا نميکنه

304
00:18:31,135 --> 00:18:33,046
برادرت اينو به تو گفت؟

305
00:18:33,070 --> 00:18:39,112
متيو گفت که دنييل منتظر منه
و اون يه بوس واقعاگنده ميخواد

306
00:18:43,080 --> 00:18:47,028
برادرت ديگه بهت چي گفت؟

307
00:18:49,020 --> 00:18:51,125
ژائومي؟

308
00:18:53,157 --> 00:18:55,967
برات يکم کاکائو داغ درست کردم

309
00:18:57,962 --> 00:19:01,068
بگمونم اين جريان بچه
واقعا خواست تو نباشه، ها؟

310
00:19:02,099 --> 00:19:06,072
ميدونم درخواست زيادي ايه، من و
کارلوس تو رو به چشم خونواده ميبينيم

311
00:19:06,170 --> 00:19:08,116
تو مارو به چشم خونواده نميبيني؟

312
00:19:08,139 --> 00:19:10,986
اوه، بله

313
00:19:11,075 --> 00:19:15,023
شما براي من مثل مادر هستي

314
00:19:17,048 --> 00:19:20,953
خب، اگه ما اينقدر نزديکيم
پس ديگه مشکل چيه؟

315
00:19:21,052 --> 00:19:22,932
فقط 9 ماه از زندگيته

316
00:19:23,020 --> 00:19:25,933
من ويران خواهم شد

317
00:19:25,990 --> 00:19:28,971
ويران؟

318
00:19:29,994 --> 00:19:32,975
از پايين

319
00:19:33,998 --> 00:19:37,946
صبر کن. تو هنوز دختري؟

320
00:19:39,937 --> 00:19:43,976
اگه بچه دار بشم
شرمنده خواهم شد

321
00:19:44,008 --> 00:19:46,079
شوخي ميکني؟

322
00:19:46,110 --> 00:19:48,090
توي اين کشور هيچکس
به دختر بودن اهميت نميده

323
00:19:48,112 --> 00:19:53,860
سال 50 از مد افتاد، باور کن، عزيزم
اصلا هم دوباره مد نميشه

324
00:19:53,951 --> 00:19:56,989
جدي ميگم، هيچکس اهميتي نميده

325
00:19:57,021 --> 00:20:00,960
شوهر اهميت ميده. اگه من ويران
بشم هيچ مردي منو نميخواد

326
00:20:01,058 --> 00:20:06,064
من شوهر ميخوام. خيلي زياد

327
00:20:07,064 --> 00:20:11,171
خب، چه جور شوهري ميخواي؟
يه شوهر پولدار ميخواي؟

328
00:20:11,202 --> 00:20:14,911
خب، مردهاي پولدار با
دخترا عروسي نميکنن

329
00:20:14,939 --> 00:20:17,979
بخاطر همون دلايلي که راننده اي که
رانندگي بلد نيست رو استخدام نميکنن

330
00:20:18,075 --> 00:20:22,082
ـ   اونا قدر تجربيات رو ميدونن
ـ   واقعا؟

331
00:20:22,179 --> 00:20:26,025
مگه من به خونواده دروغ ميگم؟

332
00:20:29,186 --> 00:20:33,157
ـ   ايناهاش، شماره هايي که ميخواستي
ـ   لينت، صبرکن

333
00:20:34,091 --> 00:20:37,129
از تام خبري نداري؟
موبايلشو جواب نميده

334
00:20:37,161 --> 00:20:39,905
لازم نکرده نگران باشي
چيزي که ميخواستي رو گرفتي

335
00:20:39,997 --> 00:20:43,845
ـ   ديگه توي دست و پات نيست
ـ   بيا توو و درب رو ببند

336
00:20:43,934 --> 00:20:48,041
ـ   مطمئني؟ ممکنه منم مشتت بزنم
ـ   ريسک ميکنم

337
00:20:49,073 --> 00:20:54,921
اگه ميخواي بخاطر شوهرم ازت
عذرخواهي کنم، اينکارو نميکنم

338
00:20:54,945 --> 00:20:56,950
احتمالا نبايد تو رو ميزد
ولي تو تحريکش کردي

339
00:20:57,047 --> 00:20:59,084
ـ   حالا يه دقيقه صبر کن
ـ   نه، عذر ميخوام

340
00:20:59,116 --> 00:21:03,087
بخاطر اينکه تو نميتوني با زندگي
درهم برهمت کنار بياي، تام تنبيه شد

341
00:21:03,087 --> 00:21:04,930
رقت انگيزه، اد

342
00:21:04,955 --> 00:21:06,926
اگه همون اول جلوي
زنت مي ايستادي

343
00:21:07,024 --> 00:21:09,004
ـ   هيچکدوم از اينا ... چيه؟
ـ   خوشم مياد

344
00:21:09,026 --> 00:21:14,877
داري درمورد زندگي من به خودم
چرند ميگي. ميدوني چيه؟ بگير

345
00:21:14,965 --> 00:21:18,870
حسابدار قانوني توي گزارش برآورد
هزينه هاي تام يه چيزايي پيدا کرده

346
00:21:18,969 --> 00:21:21,006
آره، انگار توي اون
سه تا سفرآخرش

347
00:21:21,038 --> 00:21:24,886
يه بليط ديگه گرفته و به
آتلانتيک سيتي تغيير مسير داده

348
00:21:24,975 --> 00:21:27,182
ـ   چي؟ نميتونه درست باشه
ـ   همه شون اينجاست

349
00:21:27,211 --> 00:21:29,887
هتلها. هزينهء بارها

350
00:21:29,980 --> 00:21:34,929
اوه، و توي اين صفحه
دوتا بليط براي يه نمايش

351
00:21:36,921 --> 00:21:39,902
و گل

352
00:21:41,959 --> 00:21:43,097
خب حالا مگه چيه

353
00:21:43,127 --> 00:21:45,940
بايد براي اين يه توضيحاتي
وجود داشته باشه

354
00:21:46,030 --> 00:21:49,978
قبل از اينکه درمورد زندگي
شخص ديگه اي قضاوت کني

355
00:21:50,000 --> 00:21:53,106
اول زندگي خودتو به پا

356
00:22:02,042 --> 00:22:05,046
نميدونم دنييل چرا واسه
لباس اينقدر معطل شده

357
00:22:05,070 --> 00:22:09,018
بهش مهلت بده، مامان. مطمئنم ميخواد
يه چيز خوبه واسه مجلسمون پيدا کنه

358
00:22:09,049 --> 00:22:12,920
خب، اميدوارم لباس جلف نپوشه
دوست دارم مردم راحت باشند

359
00:22:13,019 --> 00:22:16,000
اوه، من راحتم

360
00:22:17,090 --> 00:22:18,936
عزيزم. اين چيه پوشيدي؟

361
00:22:19,025 --> 00:22:20,871
اينو براي کريسمس به
من دادين، يادتون نيست؟

362
00:22:20,961 --> 00:22:23,965
آره، فقط نگرانم يه
وقت سرما بخوري

363
00:22:23,997 --> 00:22:28,946
اوه، فکر ميکنم اينجا حسابي گرمه
نظر شما چيه، آقاي مک ميلان؟

364
00:22:28,969 --> 00:22:32,917
ا ه ... حتما

365
00:22:35,008 --> 00:22:38,947
خب، آه، احتمالا بايد شروع کنيم
ما که نميخوايم غذاهامون سرد بشه

366
00:22:39,045 --> 00:22:43,926
درسته، خوبه، آم، عذرميخوام
همه مشغول بشين

367
00:22:45,185 --> 00:22:49,930
واي! کسي فکر نميکنه اين
سس يخورده زيادي تنده؟

368
00:22:50,924 --> 00:22:54,997
من هميشه ميگم، هرچي تندتر، بهتر

369
00:22:58,064 --> 00:23:01,002
پس، آقاي مک ميلان، شنيدم
به دانشگاه پرکينز رفتين

370
00:23:01,101 --> 00:23:04,082
دارم فکر ميکنم بعد از
فارغ التحصيليم برم اونجا

371
00:23:04,104 --> 00:23:05,984
آه، پرکينز ، ها؟

372
00:23:06,072 --> 00:23:12,956
من اونجا بودم. هميشه مهموني ميرفتم
اوقات فراغتم ميرفتم سر کلاس

373
00:23:12,979 --> 00:23:14,151
نه، راستش، دانشگاه عالي ايه

374
00:23:14,180 --> 00:23:17,059
من ... فکر ميکنم
ازش خوشت بياد

375
00:23:17,083 --> 00:23:21,830
فوق العاده نيست؟
غذاي خوب. گفتگوي خوش آيند

376
00:23:21,921 --> 00:23:25,095
امشب واقعا يه شب خيلي خاصه

377
00:23:25,992 --> 00:23:28,063
منم همين حس رو دارم

378
00:23:33,166 --> 00:23:36,978
پس، پيتر، داره بزرگ ميشه؟

379
00:23:37,971 --> 00:23:40,144
ـ   چي؟ -آه، محيط دانشگاه.

380
00:23:40,173 --> 00:23:43,120
از وقتي اونجا بودي
بزرگ تر هم شده؟

381
00:23:43,143 --> 00:23:45,089
آم

382
00:23:46,179 --> 00:23:50,958
ا ره، اين، ا ه، ... نسبتاً
زياد بزرگ شده

383
00:23:50,984 --> 00:23:54,158
صبر ندارم بتونم کاتالوگشو
با دستام لمس کنم

384
00:23:55,188 --> 00:23:58,865
يکي از بچه هاي فارغ التحصيل
هميشه برام يه چيزايي ميفرسته

385
00:23:58,958 --> 00:24:01,131
من به تو
يه چيزي

386
00:24:01,161 --> 00:24:04,904
اوه، خداي من، حالت خوبه؟

387
00:24:06,166 --> 00:24:11,072
يادم اومد يکي از اونايي که من سرپرستش
هستم احتياج داره امشب منو ببينه. بايد برم

388
00:24:11,171 --> 00:24:13,981
بگمونم مهمه، پس

389
00:24:14,007 --> 00:24:17,955
آره. پس بايد برم
خودم راه خروج رو بلدم

390
00:24:22,115 --> 00:24:24,061
چقدر بد شد

391
00:24:24,084 --> 00:24:27,065
واقعا ميخواستم شانس اينو داشته
باشه که با شما آشنا بشه.

392
00:24:27,087 --> 00:24:31,968
نگران نباش. بگمونم
تحت تاثير گذاشتيمش

393
00:24:37,931 --> 00:24:40,912
هي، هي

394
00:24:40,934 --> 00:24:43,073
نميدونستم برميگردي

395
00:24:43,103 --> 00:24:46,175
صبر کردم تا همه برن

396
00:24:46,206 --> 00:24:49,883
پس، آم

397
00:24:49,976 --> 00:24:52,957
چه اتفاقي افتاد؟ تو که گفتي فقط
ميخواي بري و باهاش صحبت کني

398
00:24:52,979 --> 00:24:55,860
ميدونم، ميدونم. ميدونم
نبايد اونو ميزدم

399
00:24:55,949 --> 00:24:59,092
ولي کاريه که شده

400
00:24:59,185 --> 00:25:02,066
خبر مبر ديگه اي هم هست؟

401
00:25:02,155 --> 00:25:06,035
ـ   مثل چي؟
ـ   نميدونم

402
00:25:06,059 --> 00:25:08,039
چيزي هست که بخواي
درموردش صحبت کني؟

403
00:25:08,061 --> 00:25:10,905
چون چيزي نيست
که نتوني به من بگي

404
00:25:10,930 --> 00:25:11,934
من درک ميکنم

405
00:25:12,031 --> 00:25:13,169
نه. حس خوبي دارم

406
00:25:13,199 --> 00:25:15,875
اشکالي نداره، چون خودم
هم نميخواستم اينجا باشم

407
00:25:15,969 --> 00:25:19,178
يه شغل ديگه ميگيرم
همه چيز روبه راهه

408
00:25:19,205 --> 00:25:21,984
و تو رو هم دوست دارم

409
00:25:22,075 --> 00:25:25,022
منم دوستت دارم

410
00:25:27,213 --> 00:25:31,184
ـ   ميدوني چي عجيبه؟
ـ   نه، چي؟

411
00:25:31,184 --> 00:25:34,930
توي تمام اين سالها که
باهم زندگي کرديم

412
00:25:35,021 --> 00:25:40,061
هيچوقت نديدم خشمتو
با مشتت خالي کني

413
00:25:40,093 --> 00:25:42,095
خب

414
00:25:42,128 --> 00:25:47,100
شايد هنوز در درونم چيزاي
غافلگير کننده اي دارم

415
00:25:47,133 --> 00:25:49,943
شابد

416
00:25:55,008 --> 00:25:57,010
انجام شد؟

417
00:25:59,045 --> 00:26:03,016
بعدا ميتونم براي
برادرت ماتم بگيريم

418
00:26:03,049 --> 00:26:06,123
درحال حاضر هنوز يه چيزايي
هست که بايد انجام بشه

419
00:26:06,219 --> 00:26:09,100
بايد همه چيزو سر به نيست کنيم

420
00:26:09,189 --> 00:26:13,968
تشک، لباسها، همه شون

421
00:26:24,137 --> 00:26:25,880
مامان، درب قفل شده

422
00:26:25,972 --> 00:26:28,179
ميدونم

423
00:26:29,108 --> 00:26:33,955
مامان! يالا درو باز کن

424
00:26:36,049 --> 00:26:38,154
مامان

425
00:27:01,437 --> 00:27:03,314
عزيزم، چرا هنوز
لباس نپوشيدي؟

426
00:27:03,339 --> 00:27:06,186
بايد تا 40 دقيقه ديگه توي
کلينيک باروَري باشيم

427
00:27:06,276 --> 00:27:08,381
اوه، واي. امرزوه؟

428
00:27:08,411 --> 00:27:13,485
آه، ژائومي رو دعوا کن
از صبح تا حالا نديدمش

429
00:27:15,351 --> 00:27:17,331
سلام

430
00:27:17,353 --> 00:27:20,334
امروز، آه، روز بزرگيه

431
00:27:20,356 --> 00:27:24,361
واسه بچه درست
کردن آماده اي؟

432
00:27:25,495 --> 00:27:28,271
آماده

433
00:27:39,242 --> 00:27:44,191
لطفا آروم و نجيب باشين

434
00:27:50,220 --> 00:27:53,429
عزيزم، يالا، داره ديرمون ميشه

435
00:27:58,394 --> 00:28:04,142
فکر کنم درمورد اينکه چطور ميخوايم
اين بچه رو درست کنيم، گيج شده

436
00:28:04,234 --> 00:28:09,183
و تو قصد داشتي
مستقيما اينکارو بکني؟

437
00:28:09,239 --> 00:28:12,345
حرفي براي گفتن ندارم

438
00:28:14,344 --> 00:28:16,346
يالا! ياروآمادهء انفجاره

439
00:28:16,379 --> 00:28:19,292
به من چه! من با دوست پسر
مامان نميخوابم

440
00:28:19,315 --> 00:28:23,220
نميتوني عقب بکشي. تو عالي بودي
تو پيتر رو به چنگ گرفتي. اون خرابته

441
00:28:23,319 --> 00:28:25,392
من براي انتقام از
مامان اينکارو کردم

442
00:28:25,488 --> 00:28:28,435
ولي چرا الان متوقف بشي؟
اون نميزاره با متيو باشي

443
00:28:28,458 --> 00:28:30,201
يالا ديگه، اون حقشه

444
00:28:30,293 --> 00:28:33,299
من احمق نيستم. کچل اگه دوا
داشت به سر خودش ميزد

445
00:28:33,396 --> 00:28:35,239
خودشه. من وقت ندارم

446
00:28:35,265 --> 00:28:40,408
ـ   با سوتين و شورت برو پايين
ـ   از اتاق من برو بيرون، بيشعور

447
00:28:43,273 --> 00:28:46,379
مامانم فعلا برنميگرده
احتمالا نميخواي منتظر بموني

448
00:28:46,409 --> 00:28:49,390
اشکالي نداره. فقط ميخواستم
اين کاتالوگ رو بدم دستت

449
00:28:49,412 --> 00:28:52,293
آه، مامانت گفت فردا قراره
بري اونجا يه گشتي بزني

450
00:28:52,382 --> 00:28:54,453
ـ   آره
ـ   حتما خوشت مياد

451
00:28:54,484 --> 00:28:57,388
محيطش زيباست
اساتيد فوق العاده هستند

452
00:28:57,487 --> 00:29:02,459
و همه نوع دانش آموز داره
ميدوني، تنوعشون بالاست

453
00:29:02,492 --> 00:29:06,306
به هرحال. خيلي خب
به مامانم ميگم که اومدي

454
00:29:06,396 --> 00:29:09,275
باشه

455
00:29:11,434 --> 00:29:13,277
اندرو

456
00:29:13,303 --> 00:29:16,309
من همچنين ميخواستم بخاطر اونشب
با اون باعجله رفتنم، عذرخواهي کنم

457
00:29:16,406 --> 00:29:18,408
من

458
00:29:18,441 --> 00:29:21,185
حس کردم که خواهرت ميخواست
خودشو به من بندازه

459
00:29:21,277 --> 00:29:26,226
ـ   که ناراحت کننده ست چون
ـ   چون تو يه معتاد به سکس هستي؟

460
00:29:26,249 --> 00:29:29,287
ـ   مامانت در اونمورد بهت گفته؟
ـ   بهتره بگيم از يه جايي شنيدم

461
00:29:29,319 --> 00:29:32,393
ولي، آم، کنجکاو شدم

462
00:29:32,488 --> 00:29:36,436
اون قديما، توي ... توي چه
جوري چيزايي درگير بودي؟

463
00:29:36,459 --> 00:29:40,202
نميدونم که بخوام در
موردش صحبت کنم

464
00:29:40,229 --> 00:29:42,336
ميخوام مطمئن بشم که توي
کاراي عجيب غريب نيستي

465
00:29:42,432 --> 00:29:46,178
منظورم اينه که، تو با مامانم قرار ميزاري
و منم يجورايي ازش حمايت ميکنم

466
00:29:46,269 --> 00:29:49,150
خب، ميتوني راحت باشي
منظورم اينه که منحرف نبودم

467
00:29:49,238 --> 00:29:52,378
ميدوني، تنها چيزي که ميتونم بگم
اينه که من در دورهء تاريکي بودم

468
00:29:52,408 --> 00:29:55,480
و با کلي آدما خوابيدم

469
00:29:57,480 --> 00:29:58,458
آدما ؟

470
00:29:58,481 --> 00:30:01,223
چي شده؟

471
00:30:01,250 --> 00:30:05,223
نه، ... اغلب وقتي مردها درمورد
پيروزي هاشون بحث ميکنن

472
00:30:05,321 --> 00:30:07,392
نميگن، آدما

473
00:30:07,423 --> 00:30:11,200
اوه. خب

474
00:30:11,227 --> 00:30:13,232
نه، اشکالي نداره

475
00:30:13,329 --> 00:30:19,439
سپاسگزارم از اينکه براي
تنوع ارزش قايل هستي

476
00:30:25,408 --> 00:30:28,355
ـ   کيه؟ .. ـ   مايک.

477
00:30:31,414 --> 00:30:34,261
ـ   سوازن؟
ـ   سلام. ببخشيد

478
00:30:34,350 --> 00:30:36,296
فقط مراقبم ايدي نياد

479
00:30:36,319 --> 00:30:39,357
اوه، خب، ميتوني آروم باشي
ايدي سراغت نمياد

480
00:30:39,389 --> 00:30:44,136
ـ   چرا؟ ـ   من با کاراگاه صحبت
کردم و اون بهش چيزي نميگه

481
00:30:44,227 --> 00:30:46,266
ـ   بهش چي گفتي؟
ـ   بهش پول دادم

482
00:30:46,362 --> 00:30:50,210
پس تمومه. فقط
گفتم بهتره بدوني

483
00:30:50,299 --> 00:30:52,336
خب، صبرکن

484
00:30:52,368 --> 00:30:54,214
چرا اينکارو کردي؟

485
00:30:54,303 --> 00:30:57,150
اگه کسي بفهمه
خيلي ها آسيب ميبينن

486
00:30:57,240 --> 00:31:00,346
لزومي نداره

487
00:31:33,309 --> 00:31:36,281
سلام! بنظر تشنه مياين

488
00:31:36,379 --> 00:31:39,226
خيلي لطف دارين، خانم ماير

489
00:31:39,315 --> 00:31:41,354
راستشو بخواين، من حتي مطمئن
نبودم که شما از من خوشتون بياد

490
00:31:41,451 --> 00:31:45,399
ميدوني چرا؟ چون همه سرمون
شلوغه و باهم رابطه اي نداريم

491
00:31:45,421 --> 00:31:50,302
شما هميشه مياي جلوي خونهء من
و دست تکون ميديم، سلام ميکنيم

492
00:31:50,326 --> 00:31:53,207
ولي حتي همديگه رو نميشناسيم

493
00:31:53,296 --> 00:31:55,469
محض رضاي خدا، اصلا چند
وقته که شما نامه هاي منو ميارين؟

494
00:31:55,498 --> 00:31:58,411
سه هفته و نيم

495
00:31:58,434 --> 00:32:02,280
واقعا؟
انگار خيلي

496
00:32:02,305 --> 00:32:04,276
ـ   اجازه بده برات پرش کنم
ـ   اوه، نه، نميتونم

497
00:32:04,373 --> 00:32:07,445
اين سومين ليوانمه
شکمم پر ازآب شد

498
00:32:09,378 --> 00:32:12,222
احتمالا ميخواي قبل از رفتن
از دستشوئي استفاده کني؟

499
00:32:12,248 --> 00:32:14,185
ـ   نه، راحتم
ـ   مطمئني؟

500
00:32:14,283 --> 00:32:16,163
آه، منظورم اينه که، راه
درازي در پيش دارين

501
00:32:16,252 --> 00:32:18,323
اون چاي سرد ممکنه اذيتتون کنه

502
00:32:18,354 --> 00:32:22,293
اينجا بهتر از پاي
گلهاي خانم مکلاسکيه

503
00:32:22,391 --> 00:32:26,305
ميدوني، آه، شايد از
دستشوييتون استفاده کنم

504
00:32:26,329 --> 00:32:27,433
عاليه! مال پايين خرابه

505
00:32:27,463 --> 00:32:32,412
چرا از اوني که بالاست استفاده نميکني
درست کنار اتاق خواب منه

506
00:32:33,236 --> 00:32:37,207
باشه

507
00:32:37,240 --> 00:32:39,311
گرفتم

508
00:32:47,250 --> 00:32:50,322
(ايدي بريت)

509
00:33:02,231 --> 00:33:05,303
(کلينيک باروَري فير ويو )

510
00:33:06,402 --> 00:33:08,382
هنوز نميتونم باور کنم

511
00:33:08,404 --> 00:33:12,116
منظورم اينه که، چرا ژائومي بايد
بخواد خودشو اونطوري پيشنهاد کنه؟

512
00:33:12,208 --> 00:33:15,417
خب، عزيزم، اون يه دختره. کسي
چه ميدونه دخترا چه کارايي ميکنن؟

513
00:33:15,444 --> 00:33:20,157
اون يه دختره؟ جدي ميگي؟

514
00:33:20,249 --> 00:33:24,322
آره. منکه الکي سرزنشش نکردم

515
00:33:26,289 --> 00:33:29,136
آقاي سوليس؟ وقتشه
دي ان آ شمارو بگيريم

516
00:33:29,225 --> 00:33:32,468
اوه! عزيزم، فقط
شناگرهاي خوب رو بده

517
00:33:35,431 --> 00:33:41,404
اگه دوست دارين ما مجله هاي
مختلف و فيلم هم داريم

518
00:33:42,305 --> 00:33:46,378
آم، نه، راحتم

519
00:33:53,416 --> 00:33:57,387
گاس؟ اون بالا حالت خوبه؟

520
00:34:01,290 --> 00:34:04,171
گاس

521
00:34:04,260 --> 00:34:07,207
آه، ميخواي کلاه رو
روي سرم نگه دارم؟

522
00:34:07,363 --> 00:34:10,469
ميدونم براي بعضي
از زنا شهوت آوره

523
00:34:16,339 --> 00:34:18,285
مامان؟

524
00:34:20,476 --> 00:34:24,288
نامه رسون اينجاست؟

525
00:34:25,448 --> 00:34:28,227
دخترمه! لباس بپوش

526
00:34:28,317 --> 00:34:30,163
مامان؟

527
00:34:30,253 --> 00:34:33,427
بله، عزيزم! نامه رسون اينجاست

528
00:34:33,456 --> 00:34:37,168
اون رفته دستشوئي
يه دقيقه ديگه مياد پايين

529
00:34:37,260 --> 00:34:38,400
بالا ديگه

530
00:34:38,494 --> 00:34:42,103
بگمونم بزاريمش براي
يه وقت ديگه، ها؟

531
00:34:42,198 --> 00:34:43,404
ميتونم سه شنبه برگردم

532
00:34:43,432 --> 00:34:46,176
سه شنبه؟

533
00:34:46,269 --> 00:34:47,407
نه، نه، سه شنبه خوب نيست

534
00:34:47,436 --> 00:34:54,251
چون سه شنبه ها من
همجنس باز ميشم

535
00:34:56,445 --> 00:34:58,254
(ايدي بريت)

536
00:35:09,425 --> 00:35:12,204
اندرو؟ عزيزم، کجايي؟

537
00:35:12,295 --> 00:35:16,243
پيغامتو گرفتم
موضوع اضطراري چيه؟

538
00:35:16,465 --> 00:35:19,275
اندرو

539
00:35:19,302 --> 00:35:22,149
اندرو؟

540
00:35:22,238 --> 00:35:24,240
اندرو؟

541
00:35:24,240 --> 00:35:27,312
عزيزم، تو توي تخت
من چيکار ميکني؟

542
00:35:27,343 --> 00:35:30,415
شلوار منو نديدي؟ نميتونم

543
00:35:35,351 --> 00:35:39,299
حالا بي حساب شديم

544
00:35:48,060 --> 00:35:53,000
فراموش کردي که امروز قراره
توي دانشگاه پرکينز گشت بزنيم؟

545
00:35:53,098 --> 00:35:55,078
حدا؟

546
00:35:55,100 --> 00:36:00,072
بعد از جريان ديشب، فکر نميکردم حاضر
باشي سه ساعت توي ماشين کنار من بشيني

547
00:36:00,105 --> 00:36:03,953
فرض کن داوطلبي هستم
که براي هرچه سريعتر

548
00:36:04,043 --> 00:36:07,982
بيرون کردن تو از زير
سقفم هرکاري ميکنم

549
00:36:08,080 --> 00:36:10,993
خوشحالم که باهم
به توافق رسيديم

550
00:36:30,102 --> 00:36:34,073
چرا اينجا ايستاديم؟
هنوز نصف باک بنزين داريم

551
00:36:34,106 --> 00:36:38,853
اندرو، خيلي چيزا هست
که ميخوام بهت بگم

552
00:36:38,944 --> 00:36:43,017
ولي بيشتر از همه ميخوام
بدوني که چقدر متأسفم

553
00:36:43,048 --> 00:36:49,158
براي چي متأسفي؟

554
00:36:49,188 --> 00:36:54,001
فکر ميکردم نسبت
به تو عشقي دارم

555
00:36:55,027 --> 00:36:58,033
شايد اگه داشتم
همه چيز فرق ميکرد

556
00:36:58,130 --> 00:37:05,048
چرا يهو حس کردم که امروز قرار
نيست به دانشگاه پرکينز برسيم؟

557
00:37:12,978 --> 00:37:15,916
ـ   داري چيکار ميکني؟
ـ   بعضي از چيزاتو جمع کردم

558
00:37:16,014 --> 00:37:18,952
يه پاکت پول هم توش هست

559
00:37:19,051 --> 00:37:22,032
و بايد تا وقتي يه شغل
گير مياري کفايت کنه

560
00:37:22,054 --> 00:37:23,900
چي، ميخواي ... ؟

561
00:37:23,989 --> 00:37:27,198
ميخواي منو اينجا ول کني؟
وسط خيابون؟

562
00:37:28,026 --> 00:37:31,940
يک کيلومتر عقب تر
يه ايستگاه اتوبوس ديدم

563
00:37:32,197 --> 00:37:34,839
ميتوني هرجايي که ميخواي بري

564
00:37:34,933 --> 00:37:38,039
ماما ... مامان، خواهش
ميکنم اينکارو نکن

565
00:37:38,971 --> 00:37:41,042
مجبورم

566
00:37:42,174 --> 00:37:47,021
ديگه نميتونم در نزديکي تو باشم
به اندازهء کافي توان و طاقت ندارم

567
00:37:51,049 --> 00:37:57,000
ميدوني خبر خوب چيه؟
من برنده شدم

568
00:37:57,022 --> 00:37:59,093
تو برنده شدي؟

569
00:38:00,125 --> 00:38:04,096
اون طرز نگاهت، وقتي که بهت گفتم
من همجنس باز هستم رو يادمه

570
00:38:04,129 --> 00:38:09,101
و ميدونستم که يه روز از
دوست داشتنم دست برميداري

571
00:38:11,937 --> 00:38:15,976
بفرما. حق با من بود

572
00:38:16,008 --> 00:38:19,979
پس من ... من برنده شدم

573
00:38:21,914 --> 00:38:24,190
خب، تبريک ميگم

574
00:39:00,919 --> 00:39:03,095
(ايدي بريت)

575
00:39:03,188 --> 00:39:13,166
(ايدي عزيز، نميدونم چطور اين نامه رو شروع کنم،ولي با طلب بخش براي
اون چيزيکه ميخوام بگم شروع ميکنم،همچنين قبول دارم که کارل...)

576
00:39:15,067 --> 00:39:17,846
سلام. برات يه شيريني
تشکر درست کردم

577
00:39:17,936 --> 00:39:21,975
و منظورم از درست کردم
اينه که خريدم

578
00:40:00,045 --> 00:40:03,051
پس، دقيقا داري براي
چي ازم تشکر ميکني؟

579
00:40:03,148 --> 00:40:07,096
براي حفظ کردن صورتم
از داغون شدن توسط ايدي

580
00:40:08,086 --> 00:40:10,091
تا حالا هيچکس در حقم
کاري به اين خوبي نکرده

581
00:40:10,188 --> 00:40:13,169
من فقط سعي دارم آرامش
محله رو حفظ کنم

582
00:40:13,191 --> 00:40:16,172
خب، اينو به خودت بگو

583
00:40:16,194 --> 00:40:20,074
ميدونم واقعا چرا به
اون يارو پول دادي

584
00:40:20,999 --> 00:40:23,036
هنوز به من اهميت ميدي

585
00:40:23,068 --> 00:40:25,912
چي؟

586
00:40:26,171 --> 00:40:31,951
تو هميشه نگران من و جولي بودي
و دوست پسر جديدم رو هم زدي

587
00:40:33,078 --> 00:40:35,982
و حالا هم داري منو از
ايدي حفاظت ميکني

588
00:40:36,081 --> 00:40:39,028
ميدوني معني تمام اينا چيه؟

589
00:40:39,051 --> 00:40:42,032
يعني تو خيلي حفاظت شده اي؟

590
00:40:44,990 --> 00:40:48,961
خيلي خب، تو فقط بگو
و خجالت بکش. باشه

591
00:40:48,994 --> 00:40:51,941
اول خودم اقرار ميکنم

592
00:40:52,197 --> 00:40:56,043
يک لحظه هم از
فکرت غافل نشدم

593
00:40:57,069 --> 00:40:59,913
بخاطر همين با کارل
پريدي توي تخت؟

594
00:40:59,938 --> 00:41:05,081
اگه فکر ميکردم شانسي هست که بازم
با هم باشيم، هيچوقت اينکارو نميکردم

595
00:41:05,110 --> 00:41:09,058
تو راه رو کاملا به
روي من بستي، من

596
00:41:10,015 --> 00:41:13,929
ميتونيم در مورد
کارل صحبت نکنيم؟

597
00:41:13,985 --> 00:41:16,024
بازم شيريني بخور

598
00:41:16,121 --> 00:41:19,034
ميدونم که دوست داري

599
00:41:20,992 --> 00:41:23,905
ميدونم که منو دوست داري

600
00:41:25,197 --> 00:41:31,910
گوش کن، ازت نميخوام
که دوباره با هم باشيم

601
00:41:31,937 --> 00:41:34,943
فقط ميخوام باهم دوست باشيم

602
00:41:35,040 --> 00:41:39,113
ـ   سوزان ...
ـ   بله؟

603
00:41:39,978 --> 00:41:42,015
ـ   خونه ت داره ميسوزه

604
00:41:47,018 --> 00:41:49,999
تمام خونه م آتيش گرفته! اوه

605
00:41:50,021 --> 00:41:53,869
<font color=#FF8000>وقتي حقيقت زشته، مردم
سعي ميکنن پنهانش کنند</font>

606
00:41:53,959 --> 00:41:59,170
<font color=#FF8000>چون ميدونن که اگه فاش
بشه، خساراتي به بار مياد</font>

607
00:41:59,197 --> 00:42:04,010
<font color=#FF8000>واسهء همين پشت ديوارهاي
محکم پنهانش ميکنن</font>

608
00:42:04,202 --> 00:42:09,174
<font color=#FF8000>پا پشت دربهاي بسته جاش ميدن</font>

609
00:42:09,207 --> 00:42:14,179
<font color=#FF8000>يا در پشت چهره ها
پنهانش ميکنن</font>

610
00:42:14,179 --> 00:42:19,151
<font color=#FF8000>ولي حقيقت اينه که هرچقدر هم که
زشت باشه، هميشه پديدار ميشه</font>

611
00:42:24,990 --> 00:42:31,202
<font color=#FF8000>و هميشه شخصي که بهش اهميت
ميديم در پايان آسيب ميبينه</font>

612
00:42:36,168 --> 00:42:41,040
<font color=#FF8000>و شخصي ديگه از
رنج اونها لذت ميبره</font>

613
00:42:41,139 --> 00:42:47,954
<font color=#FF8000>و اين زشت ترين حقيقته</font>

614
00:42:47,979 --> 00:43:29,794
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
