WEBVTT

00:01.040 --> 00:02.839
آنچه گذشت

00:02.868 --> 00:05.781
مثل اينکه بعضيها
خشمشون رو بيخيال شدن

00:05.805 --> 00:07.776
ـ   شايد
ـ   خب، من نشدم

00:07.873 --> 00:10.877
فيلسيسا موضع رو در دست گرفت

00:10.910 --> 00:13.620
ميخواي عروسي رو کنسل کنم؟
هرچي تو ميخواي ميکنم

00:13.713 --> 00:15.752
کارل در بارگاه عشق سوزان رقصيد

00:15.848 --> 00:18.852
با توجه به مشکل شما
با الکل، ميتونه بد بشه

00:18.884 --> 00:20.855
زماني که اندرو سعي ميکرد
بيري رو به دادگاه بکشونه

00:20.953 --> 00:22.696
ـ   يه پدري در کاره
ـ   داداشم يه بچه ست

00:22.788 --> 00:24.790
گبرييل و کارلوس
بچه رو برداشتند

00:24.790 --> 00:25.894
کاغذها ديگه اعتبار ندارند

00:25.925 --> 00:28.735
ميخواي اين دختر بچهء زيبا رو پيش

00:28.761 --> 00:32.937
ـ   ...اون ديوونهء بيکلاس بزاري و بري؟
... و باهاش فرار کردند

00:33.966 --> 00:37.712
لوئيسا پات به قدرت
شرمنده کردن اعتقاد داشت

00:37.803 --> 00:41.842
به عنوان يک معلم، بنظر اون بهترين راه
براي کنترل دانش آموزهاي سرکش

00:41.874 --> 00:47.622
ريختن حس قوي شرمندگي
جلوي والدينشون بود

00:47.713 --> 00:51.957
فقط براي 5 دقيقه تيريشارو با موش
آزمايشگاهي مدرسه تنها گذاشتم

00:52.852 --> 00:57.767
تمام تيکه هاش
توي اين جعبه ست

00:57.857 --> 01:00.895
تيمي تصميم داشته
با آوردن يه چيزي

01:00.926 --> 01:05.875
از کلکسيون خاطرات شوهرتون
از جنگ خونين آلمان پُز بده

01:06.866 --> 01:10.771
بيلي بچه هاي ديگه رو براي گرفتن
پول شيرشون تهديد به کتک ميکنه

01:10.870 --> 01:13.783
در آمدش رو توي
ميزش پيدا کرديم

01:15.775 --> 01:19.746
البته، خانم پات همچين ميدونست
وقتي پاي بچه هاي سرکش مياد وسط

01:19.779 --> 01:24.751
بعضي از والدين نسبت به ديگران
دلايل بيشتري براي شرمنده شدن دارن

01:24.784 --> 01:31.693
پس، آم، توي پيغامتون گفتين که پارکر
توي يه حادثه تقريباً مهمي درگير شده؟

01:31.791 --> 01:33.862
چه ... چه جور حادثه ايه؟

01:33.893 --> 01:37.864
ديروز عصر پارکر به سيندي
پيپلس پيشنهاد يه کلوچه داده

01:37.897 --> 01:41.970
به ازاي اينکه مهبلش رو
نشون پارکر بده

01:42.001 --> 01:43.810
ـ   چه جور کلوچه اي؟
ـ   مگه اهميتي داره؟

01:43.836 --> 01:44.874
اوه، نه

01:44.970 --> 01:48.918
فقط کپ کردم چون
واقعا شرمنده ام

01:48.941 --> 01:50.752
بچه ها توي کمد
لوازم نظافت بودند

01:50.843 --> 01:53.824
سرايدارمون موقعي که سيندي داشته
دامنش رو بالا ميزده سر رسيده

01:53.846 --> 01:55.623
اوه، خداي من

01:55.714 --> 01:57.887
مطمئنم متوجه شديد که پارکر چقدر
ميتونه عقده روحي پيدا کرده باشه

01:57.917 --> 02:01.865
يه موضوع نظرشو به خودش جلب کرده
و هفته ها درموردش صحبت خواهد کرد

02:01.887 --> 02:03.698
اون اتفاقي که با دايناسورش افتاد

02:03.789 --> 02:06.636
اوه، بله. همه مون منظر
دايناسورش رو يادمونه

02:06.725 --> 02:08.830
حالا بيشتر از هميشه علاقه منده

02:08.861 --> 02:12.934
پس شما فکر ميکنين
حالا عقدهء روحيش با

02:12.965 --> 02:15.641
چيزي که زير دامنه. بله

02:15.734 --> 02:20.774
ببين، بنظرم اون فقط يه حس رشد يافته
کنجکاوي طبيعي درمورد بدن انسان داره

02:20.806 --> 02:21.876
شما لازمه که باهاش صحبت کنين

02:21.907 --> 02:25.855
بهش يادآوري کنين که
چي مناسبه و چي نيست

02:25.878 --> 02:27.721
البته. باهاش صحبت ميکنم

02:27.746 --> 02:29.726
تا وقتي عصباني هستم
باهاش صحبت ميکنم

02:29.748 --> 02:30.888
قول ميدم. خداحافظ

02:30.983 --> 02:35.662
بله، لوئيسا پات به قدرت
شرمنده کردن اعتقاد داشت

02:35.754 --> 02:39.702
اون همچين اعتقاد داره وقتي
کسي همچين قدرتي داره

02:39.725 --> 02:44.902
خانم پيپلس، عمرا حدس بتونين بزنين دختر
تون براي يه کلوچه راضي شده چيکار کنه

02:44.930 --> 02:48.969
...باعث شرمندگيه که
ازش استفاده نکنه

02:48.993 --> 03:18.993
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:32.277 --> 03:38.992
شش هفته از وقتي که اندرو ونديکمپ
با مادرش اعلان جنگ کرده ميگذره

03:39.084 --> 03:43.226
جنگ نهايي قرار بود در دادگاه
بخش فير وي يو بر پا بشه

03:43.255 --> 03:47.101
بيري ميدونست که
جنگ خونيني در راه بود

03:47.125 --> 03:50.038
چيزي که نميدونست اين بود که

03:50.062 --> 03:52.943
...سواره نظام در راه بود

03:53.031 --> 03:54.035
بيري؟

03:54.132 --> 03:56.078
اگرچه، چه اونا رو ميخواست
يا چه نميخواست

03:56.101 --> 03:57.981
الينور؟

03:58.070 --> 04:01.042
اوه، خدارو شکر پيدات کردم
اينجا چقدر مارپيچه

04:01.139 --> 04:03.016
تو اينجا چيکار ميکني؟

04:03.041 --> 04:08.015
ديشب من و پدرت از دنييل يه تماس داشتيم و
اون گفت اندرو داره تو رو ميکشونه دادگاه

04:08.113 --> 04:11.287
منظورم اينه که، اگه بگم شوک زده
شديم ميتونه کتمان حقيقت باشه

04:11.316 --> 04:15.062
سلام، من الينور ماسون هستم
نامادري بيري

04:15.153 --> 04:17.292
شما وکيلش هستين؟
بايد صحبت کنيم

04:17.322 --> 04:21.967
ـ   آه، نه. من وکيلش نيستم
ـ   خوب. اون موها نگرانم کرد

04:22.060 --> 04:24.233
پيتر سرپرست مامان
از انجمن الکلي هاست

04:24.263 --> 04:26.200
اوه، عزيزم

04:26.298 --> 04:29.040
از کي توي اون انجمني؟

04:29.067 --> 04:31.038
خيلي وقت نيست. بابا کجاست؟

04:31.136 --> 04:35.107
ـ   توي دفتر قاضي
ـ   چي؟ چرا؟

04:35.140 --> 04:39.088
همه چيز خوبه. قاضي با
تأخير زماني موافقت کرد

04:39.111 --> 04:40.181
اوه، خدارو شکر

04:40.212 --> 04:43.025
خوشبختانه، منو يادش بود. توي
مدرسه قانونش يه بار صحبت کردم

04:43.115 --> 04:45.962
ببخشيد، قربان. من
وکيل دخترتون هستم

04:46.051 --> 04:49.191
فقط ميخوام بدونين، ما هفته
هاست منتظر اين محاکمه بوديم

04:49.221 --> 04:52.065
پسرم، من 45 سال وکالت کردم

04:52.090 --> 04:55.938
تو و من هردومون ميدونيم که اين
پرونده ها ميتونن به چه نمايشي تبديل بشن

04:56.028 --> 05:01.000
خونوادهء ما کاملا توانائي حل
اين مسئله رو توي خونه داره

05:01.033 --> 05:04.014
بابا، متوجه نيستين
اين جريان واقعا داره زشت ميشه

05:04.036 --> 05:08.942
بخاطر همينه که ما اينجاييم
ميخوايم اين خونواده رو يکجا کنيم

05:09.041 --> 05:13.012
تحت هر شرايطي

05:15.247 --> 05:19.186
و اون لحظه بود که آقا و
خانم سوليس براي کمک

05:19.284 --> 05:22.265
...به اين بچهء درمانده از
بيمارستان فرار کردند

05:22.287 --> 05:25.200
منظورتون اينه که دزدينش

05:25.223 --> 05:27.169
خب، از نظر فني، درسته

05:27.192 --> 05:30.039
ولي با توجه به شرايطي
که ختم به نجات

05:30.128 --> 05:33.007
ـ   بچه دزدي

05:33.031 --> 05:37.002
سرورم، بله، با توجه به گذشته
نقشه يخورده عجولانه بوده

05:37.035 --> 05:38.915
از نظر کلي کاملا

05:39.004 --> 05:40.074
احمقانه بوده

05:40.105 --> 05:41.951
ـ   ميتونيم به اون اعتراض کنيم؟

05:42.040 --> 05:44.145
سرورم، ولي بچه در امانه

05:44.176 --> 05:49.148
و تنها چيزي که از محضر دادگاه
ميخوايم اينه که اجازه بده بچهء ليبي

05:49.181 --> 05:55.063
در زير سايهء عشق و مراقبت
خانوادهء سوليس بزرگ بشه

05:56.221 --> 05:59.031
با اينکه داستان شما
قلبم رو تيکه پاره ميکنه

05:59.057 --> 06:01.198
شرايطي هم از حق
والدين وجود داره

06:01.293 --> 06:03.273
چه چيزي براي گفتين دارين؟

06:03.295 --> 06:08.074
ما محل استقرارآقاي ديل
هلم، رو داريم پدر شرعي

06:08.100 --> 06:12.014
متأسفانه، آه، بنا به شرايطي
ايشون بايستي خارج از شهر باشن

06:12.037 --> 06:14.178
ـ   امروز در فلوريدلا هستند
ـ   براي کار؟

06:14.272 --> 06:19.017
راستش، تعطيلات بهاره. آقاي هلم
يک دانش آموز دبيرستاني هستند

06:19.044 --> 06:21.024
حاليه

06:21.046 --> 06:25.119
پدر بچه ادعائي از حق
و حقوق پدري کرده؟

06:25.150 --> 06:28.122
روي پيغامگيرشون براشون يه شماره
گذاشتم ولي تنها چيزي که گرفتم

06:28.220 --> 06:33.192
يه پيام کوتاهه، که ميگه
اين جريان مُخشو ترکونده

06:33.225 --> 06:37.173
و به شدت ترسيده

06:41.032 --> 06:46.983
خيلي خب. آقا و خانم سوليس،از اونجايي
که شما واقعا ليلي رو ميخواين

06:47.005 --> 06:49.144
بنظر ميرسه شباهتي
به شيطان ندارين

06:49.174 --> 06:55.116
تا دريافت يه جواب سرراست از پدرشرعي
موقتاً مسئوليت نگهداري رو به شما ميسپارم

06:55.213 --> 06:57.159
متشکرم، سرورم

06:57.182 --> 07:00.254
ضمنا، سعي نکنين
ديگه بچه بدزدين

07:00.285 --> 07:03.198
اوه، فقط يکي لازم داشتيم

07:09.194 --> 07:11.938
عزيزم

07:12.030 --> 07:15.273
آم، ميتوني يه ثانيه مداد شمعي هاتو
بزاري زمين؟ بايد باهم صحبت کنيم

07:15.300 --> 07:18.110
امروز با معلمتون صحبت کردم

07:18.136 --> 07:21.208
و اون درمورد جريان

07:22.073 --> 07:24.954
...معامله کلوچه با
سيندي لو به من گفت

07:25.043 --> 07:27.014
اوه. عصباني هستي؟

07:27.112 --> 07:30.218
نه، دقيقا نه. فقط

07:30.248 --> 07:34.927
دارم سعي ميکنم بفهمم
چرا اونکارو کردي

07:35.020 --> 07:38.092
تامي کينان به من گفت از
اون زير بچه مياد بيرون

07:38.123 --> 07:39.161
برام قابل قبول نيست

07:39.257 --> 07:42.138
خب، راستش
يجورايي راست ميگه

07:42.227 --> 07:44.207
اون نظر خودشو گفته

07:44.229 --> 07:49.008
عجيبه. بچه چطوري ميره اونجا؟

07:54.239 --> 07:57.985
چند روز ديگه بابايي
از سفر برميگرده

07:58.076 --> 08:00.181
ـ   چرا منتظرش نميموني؟ ـ   باشه

08:00.212 --> 08:03.093
باشه

08:03.181 --> 08:09.223
يا ميتونم از داداش تامي بپرسم
اون 14 سالشه. همه چيزو ميدونه

08:12.123 --> 08:14.125
و بعدش ماماني و بابايي

08:14.125 --> 08:19.199
چون همديگه رو خيلي دوست
دارن، همديگه رومحکم بغل ميکنن

08:19.231 --> 08:27.141
و يک دونهء سحرآميزي کاشته ميشه
و 9 ماه بعد، يه بچه به دنيا مياد.بفرما

08:27.239 --> 08:32.279
ـ   چه جور دونه اي؟
ـ   اوه، مهم نيست

08:32.310 --> 08:34.053
من حرفتو باور نميکنم

08:34.145 --> 08:40.096
پارکر، من مادرتم. مادرها
هيچوقت به پسراشون دروغ نميگن

08:41.019 --> 08:47.061
حالا برو دستاتو بشور، وگرنه بابانويل
براي کريسمس برات هيچي نمياره

08:50.228 --> 08:53.175
ديدم ايدي با ماشين رفت
کي برميگرده؟

08:53.198 --> 08:55.044
نميدونم. رفت يه
خونه رو نشون بده

08:55.133 --> 08:57.079
تکون بخور

08:58.103 --> 08:59.207
موضوع چيه؟

08:59.237 --> 09:04.052
ديشب توي تخت ايدي منو ناکار کردي
فکر ميکنم سزاوار يه گفتگو باشه

09:04.142 --> 09:07.080
چه حرفي واسه گفتن هست؟
من فقط عاشق شدم

09:07.178 --> 09:10.182
نه، منظورت يه چيز ديگه بود

09:10.215 --> 09:13.961
آره، ميدونم. ببين
ميدونم يکم بدموقع

09:14.052 --> 09:15.122
يکم؟

09:15.153 --> 09:20.002
حتي گاز بادبادکهاي
مهموني نامزديت خالي نشده

09:20.091 --> 09:23.097
خيلي حب، کي
ميخواي به ايدي بگي؟

09:23.194 --> 09:25.040
ـ   چي رو؟
ـ   اينکه عروسي کنسله

09:25.130 --> 09:26.131
ـ   مگه هست؟ ـ   مگه نيست؟

09:26.164 --> 09:28.044
بستگي به تو داره

09:28.133 --> 09:32.104
تو ... ؟ داري ميگي يعني
باهاش ازدواج ميکني

09:32.137 --> 09:34.208
مگر اينکه من بگم نکني؟

09:34.239 --> 09:37.086
فقط به من يه قول بده، سوزي
و من گلوله رو به ايدي ميزنم

09:37.175 --> 09:41.080
ـ   اين حماقته
ـ   بيخيال

09:41.179 --> 09:44.183
همهء اينا ميتونه
دوباره مال تو بشه

09:44.215 --> 09:48.061
فقط کلمه رو بگو
و من اينو ول ميکنم

09:48.086 --> 09:50.125
او، نه، تو ... جرأتشو نداري

09:50.221 --> 09:54.067
ميدوني که منو ميخواي
فقط لب تر کن

09:54.092 --> 09:56.129
تو

09:56.161 --> 09:58.232
...مريضي

10:01.132 --> 10:05.239
زک، من ميرم داروخونه
بيست دقيقه ديگه برميگردم

10:22.253 --> 10:24.997
پائول؟

10:25.090 --> 10:29.197
داشتم کلوچه درست ميکردم
و يه صداي بد شنيدم

10:29.227 --> 10:31.207
حالت خوبه؟

10:31.229 --> 10:35.041
روي پله جلوي در
روغن شيريني ريخته

10:35.066 --> 10:36.070
روغن شيريني؟

10:36.167 --> 10:39.239
نبايد براي جلا دادن
از اونا استفاده کني

10:39.270 --> 10:43.150
فقط براي پخت و پزه

10:56.518 --> 11:00.557
خيلي نازه. از اسم ليلي خوشم مياد

11:00.588 --> 11:01.726
اسم مادربزرگم بوده

11:01.756 --> 11:04.500
با شب بيداري چيکار ميکني؟
بايد خسته شده باشي

11:04.592 --> 11:07.439
ميدوني، يکم خسته هستم
ولي زياد بد نيست

11:07.529 --> 11:09.636
يه چندماه ديگه صبرکن
شبا خودش ميخوابه

11:09.731 --> 11:11.540
عزيزم، من شبيه آدماي خودآزارم؟

11:11.566 --> 11:13.605
فردا يه پرستاربچه و يه
پرستار خواب استخدام ميکنم

11:13.701 --> 11:14.771
نه، نميکنيم

11:14.802 --> 11:18.579
شوهرم، توو کار
نمايشهاي خنده داره

11:18.606 --> 11:22.577
جدي ميگم. نميخوام چندتا
غريبه بچه مون رو بزرگ کنن

11:22.710 --> 11:25.454
خب، شما کار
دارين. ما بايد بريم

11:25.547 --> 11:27.527
نه، اشکالي نداره. بعدا اين
دعوا رو برنده ميشم

11:27.549 --> 11:30.621
ما از اين زوجهاي
خوشگذروني نيستيم

11:30.652 --> 11:34.498
که بچه مون رو پيش آدماي
ديگه گرو بزاريم. ختم کلام

11:34.522 --> 11:35.523
آره، بايد برين

11:35.557 --> 11:38.663
ـ   باشه، خداحافظ. . ـ   موفق باشي

11:41.696 --> 11:45.644
ساندويچ رو بزار زمين

11:46.534 --> 11:48.605
اين چرنديات درمورد اينکه
من کمک دست نگيريم چيه؟

11:48.636 --> 11:51.483
ببين، يه بچهء تازه متولد شده
نياز داره با مادر مرتبط باشه

11:51.573 --> 11:54.454
کليسا اينو ميدونه، علم ميدونه
طبيعت هم ميدونه

11:54.542 --> 11:56.647
ما پول داريم. چه عيبي داره
يه کمک کوچيک بگيريم؟

11:56.678 --> 12:00.626
منم گاهي ميتونم آروم باشم
و قادر ميشم يه مادر بهتر باشم

12:00.648 --> 12:02.525
ميخواي يه مادر بهتر باشي؟

12:02.550 --> 12:04.521
کاري که مامان من کرد بکن
فداکاري کن

12:04.619 --> 12:06.724
مامانم بخاطر من از
جون مايه ميذاشت

12:06.754 --> 12:10.702
بخاطر همين اينقدر زود
تشريف بردن توي قبر

12:11.726 --> 12:16.698
خب، هم بخاطر اون
و هم بخاطر تصادف

12:21.669 --> 12:25.515
ببين، من نميدونم تو چرا
ميخواي مستقل بشي

12:25.540 --> 12:28.521
و نميدونم تو داري چيکار
ميکني که اون ديوونه شده

12:28.543 --> 12:30.523
نتيجهء نهايي، بسه

12:30.545 --> 12:34.618
الان وقتشه که با همديگه آشتي کنين

12:36.517 --> 12:39.623
و چطوري قراره
اينکارو بکنيم؟

12:39.654 --> 12:41.431
يه راهي هست

12:41.522 --> 12:45.766
فقط توي چشم همديگه نگاه
کنين و بگين، مي بخشمت

12:47.762 --> 12:50.506
اين راه حل شماست؟

12:50.598 --> 12:53.738
درواقع اين يک روش اختراع
شده توسط يه روانشناس هلندي

12:53.768 --> 12:55.511
توي تلويزيون ديدمش

12:55.603 --> 13:01.579
ميگه اگه بخشش رو شفاهي بيان کنين
مغز ميتونه به قلب فرمان عفو نفرت بده

13:01.676 --> 13:05.490
واقعا کارسازه. با مستخدم
خونه مون اينکارو کردم

13:05.580 --> 13:09.494
آم، عذر ميخوام، بابا، ولي
فکر ميکنم روابط من با اندرو

13:09.517 --> 13:13.456
ـ   يکم پيچيده تر از اوني باشه که
ـ   ميميري اگه حداقل امتحانن کني؟

13:13.554 --> 13:20.665
من اينکارو ميکنم
بخاطر شما، بابابزرگ

13:22.730 --> 13:24.507
باشه

13:24.599 --> 13:27.671
بله، آم، پس
آم، اول کي بگه؟

13:27.702 --> 13:30.774
فرقي نميکنه. مهم نيست

13:32.540 --> 13:36.488
مامان، مي بخشمت

13:36.511 --> 13:40.550
اندرو، مي بخشمت

13:40.715 --> 13:42.695
سخت نبود، مگه نه؟

13:42.717 --> 13:46.529
انتظار نداشته باشين الساعه
حس ديگه اي داشته باشين

13:46.554 --> 13:47.524
يکم طول ميکشه

13:47.622 --> 13:50.501
براي من يه هفته طول کشيد
تا اسپرانزا رو ببخشم

13:50.525 --> 13:53.599
ـ   حالا اون دوباره مثل خونواده ست
ـ   خونواده اي که از ما دزدي ميکنه

13:53.695 --> 13:56.439
بياين به همون روالي
که بوديم برگرديم

13:56.531 --> 14:00.604
و کل اين مزخرفات درمورد
مستقل شدن رو فراموش کنيم

14:01.502 --> 14:03.504
آم

14:04.539 --> 14:08.544
خب، بابابزرگ، من هنوز
به پس اندازم احتياج دارم

14:08.576 --> 14:13.548
ببين، نميتونم جايي که احساس
امنيت نداشته باشم زندگي کنم

14:13.781 --> 14:15.524
داري درمورد
چي حرف ميزني؟

14:15.616 --> 14:19.564
خب، شما ميتوني با زني که
شمارو بزنه زندگي کني؟

14:20.588 --> 14:23.560
ـ   بيري
ـ   يه بار زدم توي گوشش، و حقش بود

14:23.658 --> 14:25.629
خب، من فقط ازش
خواستم مشروب نخواره

14:25.727 --> 14:26.697
تو مشروب خواري ميکني؟

14:26.794 --> 14:29.675
اون توي انجمن ترک
موهاي سرپرستش هم بلنده

14:29.764 --> 14:31.644
اندرو، ميبينم خيلي نگراني

14:31.733 --> 14:33.576
با وجود اينکه مست بودي

14:33.601 --> 14:36.505
...وقتي با ماشينت مادر
همسايه مون رو زير کردي

14:36.604 --> 14:39.608
ـ   حالش خوبه؟
ـ   اون زن مرده

14:39.640 --> 14:43.613
خب، مامان نشسته خودکشي
دوست پسرشو تماشا کرده

14:43.711 --> 14:46.555
و اون همون کسي
بود که بابا رو کشت

14:46.581 --> 14:50.620
اندرو خائنانه منو متهم به
سوءاستفاده جنسي کرد

14:50.651 --> 14:52.790
توي يه فروشگاه

14:56.591 --> 15:03.509
ميدونين، اگه الان با هم حرف
نزنين اون روش بهتر عمل ميکنه

15:03.664 --> 15:06.668
خيلي خب، بيا بريم
نميخوام دير به فيلم برسم

15:06.701 --> 15:10.615
اوه، چه گلهاي خوشکلي
کي اونا رو فرستاده؟

15:10.805 --> 15:12.716
چيه؟

15:12.740 --> 15:16.486
يه کلمه بگو، و من ميشم
مال تو. با عشق، کارل

15:16.577 --> 15:20.525
ازوقتي شروع کردين دوروبر هم چرخيدن
ميدونستم اين اتفاق ميافته. طلوع احساسات

15:20.548 --> 15:23.657
نه. احساسات اون! اون
که احساس داره. نه من

15:23.751 --> 15:26.461
ـ   آها
ـ   خيلي خب، به من نگو آها

15:26.554 --> 15:27.692
هنوز جوجه اي

15:27.722 --> 15:29.659
اوه، آره؟
خب، اين يکي چطوره؟

15:29.757 --> 15:31.737
با شما نميام سينما

15:31.759 --> 15:34.435
ـ   مجبورم ميکني خودم برم؟
ـ   تو که ميتوني از بابا بخواي

15:34.529 --> 15:37.510
درواقع، اگه خيلي دوستش داري
چرا باهاش ازدواج نميکني؟

15:37.532 --> 15:41.639
اوه، صبرکن. همين
الانشم کردي. دوبار

16:08.729 --> 16:11.610
ميدوني چيه؟ فکر ميکنم
چندتا دستمال لازممون ميشه

16:11.699 --> 16:14.680
ـ   اوه، باشه. الان برميگردم
ـ   مرسي

16:14.702 --> 16:16.673
دوست پسر سابقم اينجاست
اگه منو تنها ببينه، من ميميرم

16:16.771 --> 16:19.550
التماست ميکنم
وانمود کن منو ميشناسي

16:19.640 --> 16:20.744
سوزان؟
سلام

16:20.775 --> 16:24.521
مايک! سلام
چه غافلگير کننده

16:24.612 --> 16:27.593
ـ   حالت چطوره؟
ـ   خوبم

16:28.716 --> 16:31.529
اوه، خدا، دارم بي ادبي ميکنم

16:31.619 --> 16:34.759
مايک ميخوام آشنا بشي با

16:35.790 --> 16:40.637
اورسون هادج
ازآشناييت خوشبختم، مايک

16:40.661 --> 16:45.610
واي. نميتونم باور کنم
بالاخره شخصا ديدمت

16:46.534 --> 16:49.540
پس ... چطوري
باهم آشنا شدين؟

16:49.637 --> 16:52.643
اوه، من چند سال
که دندونپزشکشم

16:52.740 --> 16:58.554
ولي هفتهء پيش داشتم توي دهنشو نگاه
ميکردم و تصميم گرفتم زبونمو بکنم توش

17:02.550 --> 17:04.791
بعدا مي بينمت، سوزان

17:06.787 --> 17:09.531
خيلي ممنون که
به من کمک کردي

17:09.624 --> 17:11.604
هي، من توي بحرنها کارم درسته

17:11.626 --> 17:15.574
خب، قطعا شخص مناسبي رو
براي نشستن در کنارش انتخاب کردم

17:16.631 --> 17:19.612
راستي، اين صندلي مال کسيه؟

17:19.634 --> 17:23.776
ـ   نه
ـ   خب، ميتوني شريکي ذرت منو بخوري

17:24.772 --> 17:31.690
آه، سوزان، اين بکي . احتمالا
بايد ذرت اونو شريکي بخورم

17:33.681 --> 17:38.653
فقط تا وقتي چراغهارو خاموش
کنن منتظر ميمونم، و بعدش من

17:44.592 --> 17:47.698
تا من اينو راه ميندازم
ميتوني نونارو بياري بيرون؟

17:52.533 --> 17:54.774
ـ   چه خبره؟
ـ   حالتون خوبه؟

17:59.640 --> 18:01.645
اين الکل زغال نيست
اين بنزين

18:01.742 --> 18:04.623
چي؟
چطوري رفته اين توو؟

18:04.712 --> 18:08.660
تو چي فکر ميکني؟

18:11.652 --> 18:14.758
از اونجا داره بوي خوب مياد

18:16.591 --> 18:19.663
متوجه نميشم
سعي داره شما رو بکشه؟

18:19.694 --> 18:22.504
نه، سعي داره منو فراري بده

18:22.530 --> 18:25.570
ـ   چرا؟
ـ   هنوز مطمئن نيستم

18:25.666 --> 18:28.647
ولي ميدونم که نميخوام
باهاش همبازي بشم

18:28.669 --> 18:31.573
ما کلي همبرگر داريم
اگه ميخواي، بيا اينجا

18:31.672 --> 18:34.653
و اشتهات روهم بيار

18:47.220 --> 18:49.325
گبي، بچه

18:51.422 --> 18:54.403
نه، من دوبار بيدار شدم
نوبت توئه

18:54.425 --> 18:57.304
گبي، من فردا چندتا
مصاحبهء کار دارم

18:57.328 --> 18:58.306
به خوابم نياز دارم

18:58.329 --> 19:02.277
پس خواب من چي؟

19:05.302 --> 19:07.248
تو وقتي ميخوابي که بچه خوابيد

19:07.271 --> 19:10.480
هر 40 دقيقه؟ پس
کي قراره زندگي کنم؟

19:11.308 --> 19:12.378
چي داري غرغر ميکني؟

19:12.409 --> 19:15.219
تمام کاراي خونه رو
ژائومي انجام ميده

19:15.245 --> 19:20.285
ـ   تنها کار تو مراقبت از بچه ست
ـ   باشه، باشه، باشه

19:23.287 --> 19:26.268
پيس. ژائومي. پيس

19:26.290 --> 19:28.170
ـ   بيدار شو

19:28.258 --> 19:30.238
خانم سوليس

19:30.260 --> 19:33.264
ـ   چيزي شده؟ ـ   بچه ساکت نميشه

19:33.297 --> 19:34.275
من 2 روزه نخواابيدم

19:34.298 --> 19:36.269
ميشه لطفا جند لحظه
ليلي رو بگيري؟

19:36.367 --> 19:38.178
ـ   آه
ـ   اوه، يالا ديگه

19:38.268 --> 19:41.374
فردا نميخواد
پنجره هارو تميز کني

19:41.405 --> 19:44.286
باشه. چيکار کنم؟

19:44.375 --> 19:47.356
خب، اون يه
بچه ست. بغلش کن

19:47.378 --> 19:52.384
و بندازش هوا، چه ميدونم
يه چيزي براش بخون

19:54.251 --> 19:58.156
اوه، ژائومي، احتياجي نيست آقاي
سوليس دراينمورد چيزي بفهمه، باشه؟

19:58.255 --> 20:00.394
ـ   باشه. . ـ   باشه

20:05.396 --> 20:11.244
آره، عزيزم، ميتوني
بري پايين؟ ممنون

20:17.374 --> 20:20.118
الينور، فکر کردم
رفتي بخوابي

20:20.210 --> 20:21.348
اوه، نه، هنوز نه

20:21.378 --> 20:22.356
مجبورم موهامو الان آماده کنم

20:22.379 --> 20:25.158
صبح وقت نميشه

20:25.249 --> 20:29.222
بشين. چيزي هست
که بايد بهت بگم

20:29.319 --> 20:31.358
پدرت و من تصميم
گرفتيم اندرو رو ببريم

20:31.455 --> 20:34.436
پيش خودمون

20:34.491 --> 20:37.472
واقعا؟. و اون نظر کي بود؟

20:37.494 --> 20:39.474
اندرو

20:39.496 --> 20:43.444
ولي من و هنري حس
ميکنيم اين کار درسته

20:44.468 --> 20:47.381
قطعا نه

20:50.374 --> 20:54.120
اگه اونو اينجا ول کنيم
شما دوتا سر و کارتون

20:54.211 --> 20:56.213
...ميافته به دادگاه، و من
اجازه نميدم اينطور بشه

20:56.213 --> 21:00.423
واقعا فکر ميکني من از خشک کردن
لباس چرکهام در عموم لذت ميبرم؟

21:00.451 --> 21:06.265
کل اين وضعيت خفت آوره، ولي من
نميتونم عقب بکشم، چون اون پسر منه

21:06.290 --> 21:09.171
و براي غلبه کردن به اون
به زمان بيشتري نياز دارم

21:09.259 --> 21:12.365
تو هيچوقت تسليم نميشي

21:12.429 --> 21:15.410
هميشه بخاطر همين
تو رو تحسين ميکردم

21:15.432 --> 21:21.180
وقتي بچه بودي و از اين کلوچه هاي بادام
زميني که افتضاح بودند درست ميکردي

21:21.271 --> 21:23.251
ولي دست بردار نبودي

21:23.273 --> 21:27.415
و همه رو مجبور
ميکردي بخورنشون

21:28.212 --> 21:31.284
بسيار قاطع بودي که اونا خوبند

21:31.315 --> 21:33.320
مادرم فکر نميکرد
اونا افتضاح بودند

21:33.417 --> 21:37.490
وقتي همين کلوچه ها رو براش
درست ميکردم، اون دوستشون داشت

21:37.521 --> 21:40.197
خب، بعضي از مردم
بچه هارو تحسين ميکنن

21:40.290 --> 21:42.270
حتي وقتي لياقتش رو ندارند

21:42.292 --> 21:44.238
اوه، ولي تو نميکردي

21:44.261 --> 21:47.470
با تو، مجبور بودم قبل از حرفم
روي تک تک کلماتم فکر کنم

21:47.498 --> 21:50.277
خب، بخاطر استانداردهاي بالاي من
تو هميشه از من رنجيده خاطر ميشدي

21:50.367 --> 21:52.278
نه

21:52.302 --> 21:57.376
ازت رنجيده خاطر ميشدم چون اون
کلوچه هاي بادام زميني معرکه بودند

21:59.243 --> 22:01.214
ما اندرو رو ميبريم

22:01.311 --> 22:03.484
الينور، خواهش ميکنم

22:03.514 --> 22:08.429
بيري، پسرت از تو متنفره

22:09.319 --> 22:15.363
قسمتي از بالغ شدن پذيرفتن
شکست و راه اومدن باهاشه

22:15.459 --> 22:19.271
با افتخار

22:20.364 --> 22:24.406
واقعا فکر ميکني من بعنوان
مادر، يک شکست خورده هستم؟

22:24.501 --> 22:28.415
دوست دارم دروغ بگم
و يه چيز حمايتي بگم

22:28.438 --> 22:33.387
ولي همونطور که خودت اشاره کردي
اين بيشتر، از خصلتهاي مادرت بود

22:43.420 --> 22:46.230
ژائومي؟

22:46.256 --> 22:49.237
خيلي عذر ميخوام
فقط يه استراحت کردم

22:49.259 --> 22:51.239
اوه، نه، ژائومي، اشکالي نداره

22:51.261 --> 22:54.265
ميدونم تمام شب با بچه بيدار
بودي، و واقعا سپاسگذارم

22:54.298 --> 22:58.169
ميدوني، از تمام کارايي که براي
ليلي انجام ميدي خيلي متشکرم

22:58.268 --> 23:01.274
پس براي تشکر، برات يه بليط
ورود به چشمه آب معدني ميخرم

23:01.371 --> 23:04.352
و ميتوني يک روز کامل استراحت
کني و واقعا خستگي در کني

23:04.374 --> 23:09.121
واقعا؟ ممنون. اون، ممنونم

23:09.212 --> 23:10.350
اوه، خواهش ميکنم

23:10.380 --> 23:12.260
خيلي خب، ليلي بايد
حموم کنه و بخوابه

23:12.349 --> 23:14.295
نميخوام کلاس يوگامو از دست بدم

23:14.318 --> 23:17.256
سلام. سلام، دختر خوشکل

23:17.354 --> 23:19.393
اوه، آره، ماماني بايد بره

23:19.489 --> 23:23.335
ماماني بايد بره تا بتونه
لاغر و خوشکل بمونه

23:23.360 --> 23:24.464
و تو بتوني بهش افتخار کني

23:27.264 --> 23:29.369
مادري نعمت بزرگيه

23:29.399 --> 23:32.471
اميدوارم يه روزي تجربه کني

23:37.374 --> 23:38.478
مشکل بزرگي نيست

23:38.508 --> 23:40.488
مشکل بزرگي نيست؟ درسته

23:40.510 --> 23:43.118
ـ   اونقدرا هم که دور نيست
ـ   دور نيست؟

23:43.213 --> 23:48.253
ـ   به هرحال. باشه؟ خداحافظ
برات مهم نبود قبلش به من بگي

23:51.421 --> 23:53.401
جاستين، چه اتفاقي افتاده؟

23:53.423 --> 23:57.394
اندرو گفت که ميخواد
با بابابزرگش بره

23:57.427 --> 24:00.408
اونا خيلي دور زندگي ميکنن
من ديگه هيچوقت اونو نميبينم

24:00.430 --> 24:04.207
خيلي متاسفم. ميدونم که
شماها دوستاي خوبي هستين

24:05.235 --> 24:08.512
ما بيشتر از دوستيم، خانم ونديکمپ

24:09.373 --> 24:11.444
من عاشق اونم

24:15.312 --> 24:18.193
ـ   چرا؟
ـ   چرا؟

24:18.281 --> 24:23.230
آره. من کنجکاوم بدونم
تو در اون چي ميبيني

24:24.321 --> 24:27.361
وقتي براي اولين بار والدينم شنيدند که
من همجنس بازم، منو انداختن بيرون

24:27.457 --> 24:30.438
اونا گفتند از کل خونواده طرد شدم

24:30.460 --> 24:35.273
و اينکه تا وقتي عوض نشدم
نميتونند منو دوست داشته باشند

24:35.298 --> 24:39.246
ولي اندرو، اون گفت من بايد
از داشتن اونا شرمنده باشم

24:39.269 --> 24:43.240
چون اونا اونقدر احمق بودند
که خوبيهاي منو نديدند

24:43.240 --> 24:46.483
اندرو اينطوريه. اون به
چرنديات هيچکس اهميت نميده

24:46.510 --> 24:50.253
چطور ميشه عاشق
همچين شخصي نبود؟

24:51.415 --> 24:56.162
هميشه برام جاي سواله، مردم چطور ميتونن
به خونواده هاشون پشت کنن، منظورم اينه

24:56.253 --> 24:59.200
ولي هميشه اين اتفاق
ميافته، مگه نه؟

24:59.222 --> 25:01.293
بگمونم

25:01.425 --> 25:06.172
ميدوني، جاستين، اگه تو راضي باشي
کمک کني، مطمئنم ميتونم براي نگه داشتن

25:06.263 --> 25:11.212
اندرو از رفتن يه راهي پيدا کنم
نظرت چيه؟

25:15.338 --> 25:17.318
ـ   من اومدم
ـ   اوه، سلام

25:17.340 --> 25:18.478
سلام، خانم مکلاسکي

25:18.508 --> 25:22.479
ـ   اوضاع چطور پيش رفت؟
ـ   خوب

25:22.479 --> 25:24.459
پني يکم بالا آورد

25:24.481 --> 25:27.362
ـ   فکر کنم دندوناش دارن بيرون ميان
ـ   اوه

25:27.451 --> 25:31.128
دوقلوها سر کنترل تلويزيون دعوا
کردند. اونوَرا خبر مبري نبود؟

25:31.221 --> 25:32.291
ـ   نه
ـ   خبر بزرگ اينه

25:32.322 --> 25:38.432
پارکر به من پيشنهاد داد اگه اونجامو
نشونش بدم به من يه بستني ميده

25:40.363 --> 25:42.468
اوه، خداي من، لينت
بيخيال. اينکارو نکردم

25:42.499 --> 25:45.309
پيش پاي تو اينو از
توي فريزر برداشتم

25:45.335 --> 25:46.373
آره، البته ... نه. عذرميخوام

25:46.470 --> 25:49.417
ظاهرا پارکر ميخواست يه تخم گل
آفتابگردون بزاره توي من و ببينه

25:49.439 --> 25:52.320
ازش يه بچه بزرگ ميشه يا نه
بچه ها اين چيزارو از کجا ياد ميگيرن؟

25:52.409 --> 25:55.253
اوه، کار من بود

25:55.278 --> 26:01.354
اون درمورد حقايق سکس پرسيد
و منم يکم با جزئيات بهش گفتم

26:02.219 --> 26:04.426
خب، اون فقط هفت سالشه

26:04.454 --> 26:07.401
فکر نميکنم لازم باشه
الان همه چيزو بدونه

26:07.424 --> 26:10.134
نميخوام تو معصوميتش غارت کنم

26:10.227 --> 26:11.467
خب، همونجاست
که اشتباه ميکني

26:11.495 --> 26:13.441
تا وقتي بچه ان
بايد بهشون بگي

26:13.463 --> 26:16.273
تمام جزئيات
خوني رو بهش بگي

26:16.299 --> 26:19.339
چون وقتي بزرگ و تهوع آور
شدند، ازشون خجالت ميکشي

26:19.436 --> 26:21.438
ببخشيد؟

26:21.471 --> 26:24.452
بهشون بگو سکس کار کثيف و اشتباهيه
و اون نبايد درموردش چيزي بپرسه

26:24.474 --> 26:27.250
اگه بپرسه، مستقيم ميره جهنم

26:27.277 --> 26:30.349
اين حرف مزخرفيه

26:30.380 --> 26:33.227
ـ   مثل يه آزاديخواه احمق حرف بزن
ـ   نه

26:33.316 --> 26:37.287
ـ   من پسرمو شرمنده نميکنم
ـ   دارم بهت ميگم، کارسازه

26:37.320 --> 26:42.169
مردم رو سر جاي خودشون مينشونه
والدين رو از تحقير شدن حفظ ميکنه

26:42.259 --> 26:47.208
و منم مجبور نميشم بعدازظهرم رو با
حرف زدن در مورد اونجام بگذرونم

26:59.838 --> 27:02.978
با اون عجله اي که قبل از
تيتراژآخر رفتي، تو

27:03.008 --> 27:06.856
اوه، خداي من! اوه، خيلي ممنون

27:06.945 --> 27:09.755
يه کارت توش گذاشتم
فقط اگه يه وقت خواستي

27:09.782 --> 27:11.887
عمدا توي يه سينما
کنار من بشيني، پس

27:11.917 --> 27:16.630
اورسون، سپاسگذارم، آه، واقعا

27:16.722 --> 27:18.702
بهتره ... بهتره با من قرار نزاري

27:18.724 --> 27:21.764
منظورم اينه که، درحال حاضر
زندگي عشقيم خيلي پيچيده ست

27:21.860 --> 27:25.831
خب، نميخوام با جرئياتش
حوصله تو سر ببرم

27:25.864 --> 27:29.835
پس دوست پسر سابقت نميدونه که تو
مخفيانه با شوهر سابقت که دوستت هم داره

27:29.835 --> 27:34.909
ازدواج کردي، که اگه بهش هيچي نگي
اونم با همسايهء جنده ازدواج ميکنه

27:34.940 --> 27:36.977
ـ   من گفتم ايدي جنده ست؟

27:37.009 --> 27:38.855
گزافه گويي کردم
ايدي جنده نيست

27:38.944 --> 27:42.721
اون فقط با مردهاي لاقيد ميپره

27:42.748 --> 27:44.787
به هرحال، بله
اونا هم ربط دارن

27:44.883 --> 27:46.954
ـ   خب. . ـ   خيلي
ميترسم که ميخوام بگم

27:46.985 --> 27:48.692
از چيزي که ميخوام بگم

27:48.721 --> 27:50.701
ولي شخص ديگه اي
نيست که بتونم بهش بگم

27:50.723 --> 27:52.762
از اونجايي که تو يه غريبه اي
و احتمالا ديگه هرگز نميبينمت

27:52.858 --> 27:54.929
مگراينکه اتفاقي توي خيابون ببينمت

27:54.960 --> 27:56.735
که در اونصورت هم، تو
خودتو ميزني به اون راه

27:56.762 --> 27:59.700
چون ميدوني که چقدر ديوونه ام

27:59.798 --> 28:01.869
پس ميگم

28:02.768 --> 28:05.808
دوباره نسبت به
کارل حس دارم

28:05.904 --> 28:10.853
اين ازم يه آدم وحشتناک نميسازه؟

28:10.909 --> 28:13.688
نظر صاف و سادهء منو ميخواي؟

28:13.779 --> 28:14.817
بگو

28:14.913 --> 28:16.893
ازت يه آدم وحشتناک نميسازه

28:16.915 --> 28:18.917
ولي ازت يه

28:18.917 --> 28:21.727
خب، يه احمق ميسازه

28:21.754 --> 28:23.634
اين يارو کارل يه ترسوئه

28:23.722 --> 28:25.898
اون ميخواد تو بيافتي جلو و
تمام مسئوليتهارو گردن بگيري

28:25.991 --> 28:30.736
اگه نسبت به همچين آدمي حس داري، من
ميگم تا اونجايي که ميتوني ازش فرار کن

28:30.763 --> 28:31.903
سه تا خونه پايين تر
زندگي ميکنه

28:31.997 --> 28:34.807
خب، پس موفق باشي

28:37.970 --> 28:41.816
ولي همونطور که گفتم، اگه
خواستي دندونتو سفيد کني

28:41.840 --> 28:44.878
کارتم هنوز توي کيفته

28:50.015 --> 28:52.996
ژائومي؟

28:53.018 --> 28:57.765
ژائومي، براي قرار با
خانم ونديکمپ ديرم شده

28:57.856 --> 29:00.837
زود برميگردم

29:06.965 --> 29:10.711
ـ   بيري، خيلي عذر ميخوام که دير کردم
ـ   اوه، عزيزم، اشکالي نداره

29:10.803 --> 29:13.909
منظورم اينه که، با يه بچه جديد توي
خونه، غافلگير شدم تونستي بياي

29:13.939 --> 29:17.944
اوه. من يه نوشيدني ميخوام
هرچي باشه با يه چتر توش

29:19.778 --> 29:21.849
بگو ببينم. چطوري؟

29:21.880 --> 29:24.852
منظورم اينه که، تمام دنيات
بايد زير و رو شده باشه

29:24.950 --> 29:26.759
بايد خيلي خسته باشي

29:26.785 --> 29:30.756
ميدوني، رقابت برانگيز هست
ولي منم ثابت قدم هستم

29:30.756 --> 29:32.736
پس، تو چطور؟
انگار خستگي توو تنت نيست

29:32.758 --> 29:34.931
همين الان دارم از ماساژ ميام

29:34.960 --> 29:36.940
جريانات توي خونه يکم بد شده

29:36.962 --> 29:38.705
و به يک ساعت استراحت نياز داشتم

29:38.797 --> 29:40.936
ـ   من عاشق اون چشمهء آب معدني ام

29:40.966 --> 29:45.813
آم، اوه، راستي، موقعي که
اونجا بودم. خدمتکارت رو ديدم

29:45.838 --> 29:49.811
ژائومي؟
اوه، نه. حتما اشتباه کردي

29:49.908 --> 29:51.979
همين الان از پيشش اومدم
توي خونه داره کار ميکنه

29:52.010 --> 29:56.720
مطمئني؟ من حدود02دقيقه پيش
توي اتاق سونا باهاش حرف زدم

29:56.748 --> 29:57.718
ـ   چي؟
ـ   ا ره، ظاهرا

29:57.816 --> 30:00.729
تو بهش يه بليط ورود دادي

30:07.926 --> 30:12.773
ليلي! ليلي! ماماني داره مياد

30:13.765 --> 30:14.803
اوه، خدارو شکر

30:14.900 --> 30:17.881
ـ   اوه، عزيزم، خيلي عذرميخوام

30:17.903 --> 30:20.884
ديگه هيچوقت ترکت نميکنم

30:22.908 --> 30:25.855
آره. آره

30:25.878 --> 30:28.657
من اومدم

30:28.747 --> 30:30.627
قرار مصاحبه ام کنسل شد

30:30.716 --> 30:32.892
اوه، دختر کوچولوي من

30:32.985 --> 30:35.832
به ماماني توي ورزش
کمک ميکني؟

30:35.921 --> 30:37.958
اوه

30:37.990 --> 30:39.867
دخترم

30:40.993 --> 30:43.769
بزار از روي سينه ت برش
دارم تا بتوني يوگاتو کار کني

30:43.795 --> 30:46.835
نه! نه، نه، نه. ما راحتيم

30:46.932 --> 30:50.744
مگه نه، ليلي؟

31:00.946 --> 31:03.790
عروس آينده ام
درگير کاراي خودشه

31:03.815 --> 31:06.696
و نميدونم طبع ايدي
توي موسيقي چطوره

31:06.785 --> 31:07.923
نظرت راجب اينا چيه؟

31:07.953 --> 31:09.933
بخاطر اين منو کشوندي اينجا؟

31:09.955 --> 31:12.802
کارل، تو يه طوري گفتي که
انگار کار اضطراري داشتي

31:12.891 --> 31:14.737
اضطراريه. يکي احتياج
دارم تا باهاش برقصم

31:14.826 --> 31:18.833
تا بتونم ببينم اينا ميتونن کمک کنن
نيروي داماد شدنم راه بيافته يا نه

31:18.931 --> 31:21.707
ـ   کارل
ـ   آه

31:21.900 --> 31:22.878
اوه، درسته

31:22.901 --> 31:25.745
توآروم و رومانتيک
دوست داري، مگه نه؟

31:25.771 --> 31:26.809
بچه ها، ميتونيم يه
چيز ملايم بزنيم؟

31:26.905 --> 31:30.751
ـ   نه، زحمت نکشين، چون دارم ميرم
ـ   يک، دو

31:34.947 --> 31:38.861
نگفتم باهات ميرقصم

31:40.953 --> 31:43.663
اولين شبي که همديگه رو
بوسيديم با اين آهنگ بود

31:43.755 --> 31:44.893
اين آهنگ ماست

31:44.923 --> 31:47.733
ـ   بادته؟ .. ـ   بادمه

31:47.759 --> 31:50.640
همچنين يادمه که ميخواي
با يکي ديگه ازدواج کني

31:50.729 --> 31:52.970
نه اگه تو ازم نخوااي

31:53.832 --> 31:57.712
يالا، سوزي کيو. ميتونم ببينم
که هنوز نسبت به من حس داري

31:57.736 --> 32:00.742
و ميدونم که هيچوقت
از عشق تو سير نميشم

32:00.839 --> 32:01.943
حقيقت رو ميخواي؟

32:01.974 --> 32:04.955
نميدونم چطور درمورد تو حس
دارم، ولي نگات که ميکنم

32:04.977 --> 32:07.958
سعي ميکنم ببينم تغيير کردي
يا نه، رشد کردي يا نه

32:07.980 --> 32:10.724
ميدوني چي ميبينم؟

32:10.816 --> 32:13.922
همون آدم ترسوي ضعيفي رو ميبينم
که سه سال پيش منو ول کرد و رفت

32:13.952 --> 32:19.834
ـ   خب، البته من تغيير کردم
ـ   فکر نميکنم

32:19.925 --> 32:24.965
واسهء همين فکر ميکنم احتمالا
همون بهتره که با ايدي بموني

32:27.799 --> 32:32.771
و اين گروه هم خوبه
بايد واسه عروسي بگيريشون

33:03.869 --> 33:05.815
اين ديگه چيه؟

33:11.473 --> 33:14.477
ـ   محض رضاي خدا
ـ   شما اونجا چيکار ميکنين؟

33:14.502 --> 33:17.210
اين خونهء منه
شما دارين چيکار ميکنين؟

33:17.245 --> 33:19.216
براي موريانه چادرکشي ميکنيم
ما يه درخواست داريم

33:19.314 --> 33:20.292
امضاش از کيه؟

33:20.315 --> 33:25.289
پائول، هيچوقت توي
زندگيم اينقدر شرمنده نشدم

33:25.387 --> 33:28.368
اونا قرار بود خونهء
منو چادر بکشن

33:33.261 --> 33:36.233
ايندفعه ديگه پاتو زيادي
از گليمت دراز کردي

33:36.331 --> 33:40.245
اين بازيهاي رواني بايد
تموم بشه. همين حالا

33:40.368 --> 33:43.249
و اگه نشه؟
ميخواي چيکار کني؟

33:43.338 --> 33:46.410
مثل زنت مغز خودتو منجر کني؟

33:49.311 --> 33:52.383
ـ   حالتون خوبه؟
ـ   شنيدين؟

33:52.414 --> 33:56.294
بخاطر يه اشتباه به من حمله کرد
خدا ميدونه ممکن بود چه اتفاقي بيافته

33:56.318 --> 33:58.320
ـ   اگه شما اينجا نبودين
ـ   ولم کن

33:58.320 --> 34:00.300
بابا، بابا. بابا، بيا

34:00.322 --> 34:04.270
بيا. بيا. باشه؟

34:08.363 --> 34:11.244
من با خانم مکلاسکي صحبت کردم

34:11.333 --> 34:15.238
محض رضاي خدا، پارکر، تو
نميتوني اين چيزا رو از مردم بپرسي

34:15.337 --> 34:19.444
ـ   چرا؟
ـ   چون ... زشته

34:19.474 --> 34:23.117
ـ   من گفتم لطفاً
ـ   مهم نيست

34:23.211 --> 34:26.283
تو حق نداري با مردم
درمورد بدنشون

34:26.314 --> 34:29.420
...و درمورد اينکه بچه ها
از کجا ميان حرف بزني

34:29.451 --> 34:34.198
ـ   چرا؟
ـ   اين موضوع مناسبي نيست

34:34.289 --> 34:35.267
چرا؟

34:35.290 --> 34:38.262
ـ   چون نيست
ـ   چرا؟

34:38.360 --> 34:44.311
آه! اين کثيف و اشتباهه، و اگه يه بار ديگه
بپرسي دهنتو با صابون ميشورم! بخاطر اين

34:44.332 --> 34:50.342
در اون لحظه، لينت در چهرهء
پسرش نگاهي ديد که قبلا نديده بود

34:50.438 --> 34:55.410
و به نگاهي که وقتي اولين بار با
دايناسورش توي صورتش ديد فکر ميکرد

34:55.443 --> 35:00.415
نگاهي که از خوشحالي بيسبال داشت
و نگاهي که از خوشحالي قطار داشت

35:00.448 --> 35:05.363
و به ذهن لينت رسيد که احتياجي
نيست پسرشو شرمنده کنه

35:05.387 --> 35:08.493
تنها چيزي که پسرش لازم داشت
يه مشغوليت ذهني جديد بود

35:10.358 --> 35:12.338
فکر کردم شما گفتين ما
نميتونيم توله سگ داشته باشيم

35:12.360 --> 35:16.402
خب ... معلوم شد واقعا
به يکي احتياج داريم

35:16.498 --> 35:18.341
ميتونين برين و بازي کنين

35:18.366 --> 35:21.347
و اگرچه در اين لحظه
اون نميدونست

35:21.369 --> 35:30.289
فقط سه سال ديگه مونده تا پارکر اسکاوو
درمورد سکس هيچ سوالي براش باقي نمونه

35:31.379 --> 35:33.359
کارل، چي شده؟

35:33.381 --> 35:35.383
آه، دارم ميرم متل

35:35.417 --> 35:38.264
فقط ميخواستم بدوني
که عروسي کنسل شده

35:38.353 --> 35:40.299
شده؟

35:40.322 --> 35:42.133
به ايدي گفتم که عاشقش نبودم

35:42.223 --> 35:45.466
حداقل، طوري که اون لياقت داره

35:48.496 --> 35:50.271
چرا نظرتو عوض کردي؟

35:50.298 --> 35:52.278
اميدوارم بخاطر من
نبوده باشه. من گفتم

35:52.300 --> 35:55.272
ـ   بخاطر تو نبود
ـ   نه؟

35:55.370 --> 36:00.285
حق با تو بود. من يه ترسو بودم

36:00.308 --> 36:05.257
3سال پيش وقتي دوتا از مهمترين آدماي
زندگيم رو گذاشتم و رفتم يه ترسو بود

36:05.280 --> 36:08.193
و با ايدي هم يک ترسو بودم

36:08.216 --> 36:12.258
منظورم اينه که، حتي به
ازدواج باهاش فکر کردم وقتي

36:12.354 --> 36:17.303
...ميدونم شهوت واقعي و
عشق واقعي چه حسي داره

36:19.327 --> 36:23.298
به هرحال، من ... من فقط
فکر کردم به تو هم خبر بدم

36:23.431 --> 36:26.378
کارل؟

36:28.470 --> 36:31.383
قيافه ت شبيه ... کتک خورده هاست

36:32.407 --> 36:34.150
چرا ... چرا تو

36:34.242 --> 36:37.223
چرا نمياي توو با هم يه
بطري شراب بتکرونيم

36:37.245 --> 36:40.226
بيا

36:44.219 --> 36:47.200
خيلي خب، بفرما
اينم ازآخرين چيزاي اندرو

36:47.222 --> 36:50.203
بمحض اينکه دراشونو چسب زديم
ميتونيم بزاريمشون توي ماشين

36:50.225 --> 36:53.365
من به تو افتخار ميکنم، بيري
در اينمورد خيلي بزرگي بخرج داري

36:53.395 --> 36:57.175
خب، بايد قبول کنم که
اولش يکم ناراحت بودم

36:57.265 --> 37:00.212
ولي يهو به خودم گفتم، شما
پدربزرگ و مادربزرگش هستين

37:00.235 --> 37:04.174
شما هم بايد رابطه داشته باشين
اندروي واقعي رو بشناسين

37:04.272 --> 37:05.342
اوه، بابا. من ... فراموش
کردم بهتون بگم

37:05.373 --> 37:07.353
اينا بعضي از فيلمهاي اندروئه

37:07.375 --> 37:11.482
منکه موافق نيستم، ولي
پسرهارو چه ميشه کرد

37:13.415 --> 37:16.296
اوه، هنري، اينقدر به
اون هرزه نگاه نکن

37:16.384 --> 37:20.332
نميفهمم. زنها کجائن؟

37:20.355 --> 37:22.335
درمورد چي حرف ميزني؟

37:22.357 --> 37:26.328
همهء اينا فقط يه
مشت مردهاي لختن

37:26.361 --> 37:29.401
يا مريم مقدس
دارن چيکار ميکنن؟

37:29.497 --> 37:32.478
نميدونم. نميدونم دارم
به چي نگاه ميکنم

37:32.500 --> 37:36.277
هنري، اين تصاوير تحريک
جنسي براي همجنس بازهاست

37:36.304 --> 37:39.185
اوه، کاشکي اون توو
رو نگاه نميکردين

37:39.274 --> 37:43.281
حالا مجبوريم يه گفتگوي ناخوش آيند
داشته باشيم و واقعا اوقات خوشي داشتيم

37:43.378 --> 37:47.349
بيري؟ اندرو ... ؟
اندرو ... همجنس بازه؟

37:47.382 --> 37:51.262
اوه، بابا، اندرو از القاب متنفره
مطمئنم اين فقط يه مقطع زمانيه

37:51.286 --> 37:55.396
ببخشيد، ولي اون يه مجله با اسم
باباهاي عاشق تسمهء چرمي داره

37:55.490 --> 37:57.470
براي من زياد شبيه
مقطع زماني نيست

37:57.492 --> 38:03.238
شايد نه. ولي الان ديگه به من ربطي
نداره، الان ديگه با شما زندگي ميکنه

38:05.200 --> 38:10.140
ـ   مجبوريم يه گفتگوي جدي داشته باشيم
ـ   بهتره در اينمورد وحشت نکنيم

38:10.238 --> 38:14.380
ـ   روانشناس هلندي ميگه
ـ   روانشناس هلندي رو فراموش کن

38:14.409 --> 38:18.255
بيا توي آشپزخونه! حالا

38:29.921 --> 38:33.835
بابابزرگ و مامانبزرگ کجائن؟ ميخوام
شروع کنم به گذاشتن لوازمم توي ماشين

38:33.858 --> 38:35.860
اوه، اونا، آه ... اونا رفتند

38:35.893 --> 38:38.865
صبرکن. اونا رفتند؟
بدون من؟

38:38.963 --> 38:41.910
آه، آره، اونا برات يه نامه نوشتند

38:46.938 --> 38:50.980
مثل اينکه چندتا از چيزاي شخصيتو
ديدن که، آم، ناراحتشون کرده

38:51.075 --> 38:53.021
اونا پس اندازمو برداشتند؟

38:53.044 --> 38:56.756
ـ   اونا نميتونن اينکارو بکنن
ـ   خب، راستش، ميتونن

38:56.848 --> 39:00.921
منظورم اينه که، تا زماني که
از مالکيتش صرف نظر کنن

39:01.085 --> 39:02.896
ميدونم منصفانه
بنظر نمياد، ولي

39:02.987 --> 39:04.057
نه، اين واقعا غيرمنصفانه ست

39:04.088 --> 39:06.068
درواقع، مزخرفه

39:06.090 --> 39:08.834
حالا من چيکار کنم؟

39:08.926 --> 39:14.035
حالا که استطاعت مستقل شدنو نداري
بگمونم مجبوري اينجا با من بموني

39:15.099 --> 39:21.880
عزيزم، ميتونيم از مسئله رو حل کنيم
فقط بايد عصبانيتمون رو کنار بزاريم

39:22.039 --> 39:24.849
نه

39:27.011 --> 39:30.982
اوه، من، آم، اونروز شانس اينو داشتم
که با جاستين يه گپ دوستانه بزنم

39:31.015 --> 39:32.995
بنظر واقعا دوست داشتنيه

39:33.017 --> 39:36.965
براي شام دعوتش کردم. اميدوارم
از نظرت اشکالي نداشته باشه

39:45.897 --> 39:50.869
کاشکي عکسهاي عروسيمونو
آتيش نزده بودم

39:50.902 --> 39:56.045
کي فکر ميکرد بعد از تمام اون چيزايي که
اتفاق افتاد،کارمون دوباره به اينجا ختم بشه

39:56.073 --> 40:00.886
ـ   عجب دورامي بود، ها؟
ـ   آره

40:01.913 --> 40:06.862
ـ   حالا چه حسي داري؟
ـ   درمورد خودمون؟

40:06.918 --> 40:09.899
حس خوبي دارم

40:09.921 --> 40:10.899
حس خوشحالي

40:10.922 --> 40:13.962
نميخواي دوباره فکر کني؟

40:14.058 --> 40:17.039
باورم نميشه تو ميخواي در
مورد احساسات حرف بزني

40:17.061 --> 40:18.904
تو واقعا تغيير کردي

40:18.930 --> 40:20.810
هي، اين کارل جديده، عزيزم

40:20.898 --> 40:24.869
اين کارل از گريه کردن نميترسه

40:27.071 --> 40:29.051
ـ   بله؟

40:29.073 --> 40:31.053
اوه، سلام، ايدي

40:31.075 --> 40:34.056
آه، آره، اينجاست

40:34.078 --> 40:37.958
صبرکن. اون از کجا
ميدونه تو اينجايي؟

40:40.851 --> 40:42.990
سلام

40:43.020 --> 40:47.025
آره، فقط اومدم تا توي تکليف
مدني جولي بهش کمک کنم

40:48.859 --> 40:52.798
باشه، ميگيرم
چه جورآب ميوه اي ميخواي؟

40:52.897 --> 40:54.777
باشه. خداحافظ

40:54.865 --> 40:57.939
ـ   تو براش آب ميوه ميگيري؟
ـ   آره، فقط يه کارتن

40:58.035 --> 41:01.016
خيلي خب، تو قلب اون
زن رو تيکه پاره کردي

41:01.038 --> 41:02.849
چرا از توآب ميوه ميخواد؟

41:02.940 --> 41:08.856
خيلي خب، وحشت زده نشو، ولي اين
جريان جدايي يجورايي در دست اقدامه

41:08.879 --> 41:09.914
اون نميدونه؟

41:09.947 --> 41:11.884
ميشه آروم بشي؟ ميتونم توضيح بدم

41:11.983 --> 41:16.864
پس اگه ايدي نميدونه، يعني
تو بهش خيانت کردي! با من

41:16.887 --> 41:18.958
ـ   تو با من آميزش جنسي کردي
ـ   خواهش ميکنم عصباني نشو

41:18.990 --> 41:21.994
سعي کردم باهاش بهم بزنم، ولي چون
مطمئن نبودم تو ميخواي من برگردم

41:22.026 --> 41:24.907
اون کلمات از دهنم بيرون نيومد

41:24.996 --> 41:28.842
حالا که ميدونم تو منو ميخواي و
دوباره عاشقم هستي، ديگه تمومه

41:28.866 --> 41:31.906
از خونهء من برو بيرون
حرومزادهء بدبخت

41:32.003 --> 41:35.715
ـ   نميتونيم دراينمورد حرف بزنيم؟
ـ   نه! فقط گمشو! گمشو

41:35.806 --> 41:38.082
ـ   سوزي! سوزي
ـ   ازدواج ما آشغال بود

41:38.109 --> 41:40.919
ـ   يه توده آشغال نفرت انگيز
ـ   اون حرفو نزن

41:40.945 --> 41:42.984
ـ   از همه چيزش پشيمونم
ـ   اينکارو نکن

41:43.080 --> 41:46.857
بجزء تو عزيزم. تو عزيز دلمي

41:46.917 --> 41:48.828
گمشو

41:48.853 --> 41:52.801
بهت قول ميدم که با ايدي بهم
ميزنم و اين جريانو حل ميکنم

41:52.823 --> 41:56.930
ـ   وقتي تموم شد باهات تماس ميگيرم
ـ   زحمت نکش. گوشي رو برنميدارم

42:03.968 --> 42:08.917
همه مون در زندگي چيزي
انجام داديم که ازش شرمنده ايم

42:09.040 --> 42:13.989
بعضيهامون عاشق مردي
شديم که نبايد ميشديم

42:14.045 --> 42:17.857
بعضيهامون زني رو که نبايد
از دست ميداديم از دست داديم

42:17.882 --> 42:23.789
هستند اونايي که
والدينشون رو تحقير کردند

42:23.888 --> 42:29.861
و اونايي که در مراقبت از
بچه هاشون قصور ورزيدند

42:29.894 --> 42:32.775
بله، همه مون اشتباهاتي ميکنيم
که باعث کوچيک شدن

42:32.863 --> 42:37.039
...خودمون و اونايي که
دوستشون داريم ميشه

42:37.068 --> 42:41.815
ولي اگه سعي کنيم از اون
اشتباهات عبرت بگيريم

42:41.906 --> 42:46.048
به رستگاري و عظمت ميريسم

42:46.906 --> 43:29.048
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
