WEBVTT

00:00.300 --> 00:02.177
آنچه گذشت

00:02.202 --> 00:04.173
تو بچه هاي منو به خطر
انداختي و بعدش دروغ گفتي

00:04.270 --> 00:08.016
ـ   تو با الکل مشکلي داري؟
لينت يه سوال پرمحتوا پرسيد

00:08.108 --> 00:10.987
اوني که با پسر تو
ميخوابيده من بودم

00:11.011 --> 00:13.218
ـ   ولي الان ديگه تموم شده
ـ   نه، اشتباه ميکني

00:13.246 --> 00:15.126
حتي به آخرش
نزديک هم نشدي

00:15.215 --> 00:18.028
...گبرييل اعتراف کرد
ـ   اينم از نامه هاتون

00:18.118 --> 00:20.064
...موقعي که نوح دنبال زک ميگشت

00:20.086 --> 00:24.057
نگران اون پسرم. چه جور
آدمايي از يه معتاد يه بچه ميخرن؟

00:24.057 --> 00:26.162
...توي نقشهء فيليسا براي

00:26.192 --> 00:31.005
ببين پائول يانگ بازم از
اين صندوقچه ها داره يا نه

00:31.031 --> 00:33.238
...انتقام ايفاي نقش ميکرد

00:34.067 --> 00:37.005
چيزي که از شوهرم، پائول يانگ رو
يه سرمايه گذار خوب ساخته بود

00:37.103 --> 00:41.074
توانايي غيرطبيعي اون
در پيش بيني آينده بود

00:41.107 --> 00:43.954
زک، چطوري اينکارو کردي؟

00:44.044 --> 00:47.153
عاقبت داشتن کفش بنددار
رو پيش بيني ميکرد

00:47.247 --> 00:52.128
ظهور سه تا فنجون قهوه سه
دلاري رو پيش بيني ميکرد

00:52.152 --> 00:57.192
حتي شکستن حيرت آور بطري
آب رو هم پيش بيني ميکرد

00:58.024 --> 01:00.026
بله، پائول يانگ هستم

01:00.060 --> 01:03.041
داشتم نتيجهء انتخابات
توي برزيل رو ميخوندم

01:03.063 --> 01:05.134
وقتشه به قولت عمل کني

01:06.232 --> 01:10.203
ولي اون گوي جادوئي که
پائول از توش آينده رو ميخوند

01:10.236 --> 01:12.216
...و در بورس سهام
هم خوب کار ميکرد

01:12.238 --> 01:16.209
گاهي اوقات اونو
به مقصد نميرسوند

01:16.242 --> 01:17.985
ـ   پائول يانگ؟
ـ   بله

01:18.078 --> 01:19.056
کاراگاه ساليوان

01:19.079 --> 01:21.059
براي چندتا سوال بايد
به مرکز شهر بياين

01:21.081 --> 01:24.155
ـ   درمورد چي؟
ـ   گزارشاتي از کلاهبرداري با کارت اعتباري داريم

01:24.250 --> 01:27.197
...و اسم شما با چندين مظنون مرتبطه

01:27.220 --> 01:29.100
خب، بابد اشتباه شده باشه

01:29.189 --> 01:30.193
ممکنه

01:30.290 --> 01:33.237
و هنوزم لازمه که بريم مرکز
شهر و موضوع رو حل کنيم

01:33.259 --> 01:36.001
باشه

01:37.030 --> 01:41.172
ـ   چقدر طول ميکشه؟
ـ   نگران نباش. فقط يه اشتباهه

01:41.196 --> 01:49.096
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:49.175 --> 01:52.156
بريم

01:58.084 --> 02:00.965
چي شده؟ فکر کردم
ميخواستي سوال بپرسي

02:01.054 --> 02:03.992
ـ   بعد از اينکه توقيف شدي
ـ   توقيف؟ توقيف براي چي؟

02:04.090 --> 02:06.229
به هرحال، اينجا نميتونين
توقيفشون کنين، کاراگاه

02:06.259 --> 02:09.163
اينجا جا نداريم

02:09.262 --> 02:11.242
بايد ببرينش توي شهرک

02:11.264 --> 02:13.244
جريان چيه؟
اين ديوانگي

02:13.266 --> 02:15.009
ميخوام به وکيلم زنگ بزنم

02:15.101 --> 02:18.173
اصلا فکر ميکنين دارين
چه غلطي ميکنين، ها؟

02:18.204 --> 02:22.152
اين مسخره ست

02:25.044 --> 02:27.149
من بايد يه زنگ بزنم

02:28.214 --> 02:31.061
بله، در دنياي سرمايه گذاري

02:31.151 --> 02:35.190
شوهرم توانايي چشمگيري
در ديدن آينده داشت

02:35.221 --> 02:38.225
پائول يانگ، برات يه پيغام داريم

02:39.225 --> 02:43.037
پدر ديادرا گفت
سلامشو بهت برسونيم

02:45.231 --> 02:51.113
ولي متأسفانه، پائول اين
يکي رو پيش بيني نميکرد

02:57.243 --> 02:59.987
بيري ونديکمپ يه
روتين هفتگي داشت

03:00.079 --> 03:03.060
که سالها بود دنبالش ميکرد

03:05.151 --> 03:08.155
سه شنبه ها نظافت ميکرد

03:08.188 --> 03:12.059
چهارشنبه ها قبوض رو
پرداخت ميکرد

03:12.158 --> 03:16.163
پنج شنبه ها لباسشوئي رو
روشن ميکرد

03:16.196 --> 03:18.201
و بعد از اينکه اين کارهاي
طاقت فرسا به اتمام ميرسيد

03:18.298 --> 03:22.144
با يه مشروب کوچيک
رفع خستگي ميکرد

03:22.168 --> 03:25.208
چيزي که بيري نميدونست اين
بود که آخرين ضميمهء روتينش

03:25.305 --> 03:29.051
مورد توجه دوستانش
واقع شده بود

03:29.142 --> 03:34.114
و حالا تبديل به قسمتي از روتين اونا
براي بحث درموردش شده بود

03:34.147 --> 03:37.995
ظاهرا بيري زيادي
خورده و پس افتاده

03:38.084 --> 03:40.257
چيز بعدي اي که فهميدم
توي اداره يکي بهم زنگ زد

03:40.286 --> 03:43.165
يه نفر بچه هامو درحال پرسه
زدن توي خيابون پيدا کرده بود

03:43.189 --> 03:46.002
ـ   اوه، خداي من
ـ   از اونموقع بيري رو ديدي؟

03:46.092 --> 03:47.196
نه، نگرانشم

03:47.227 --> 03:51.198
ولي نميدونم بعدي اون حرفي
که زد چطوري برم پيشش

03:58.271 --> 04:01.948
سلام، بيري، حالت چطوره؟

04:02.041 --> 04:04.046
واقعا خوبم

04:04.143 --> 04:07.215
آم، ديدم قبل از اينکه لينت بره
سر کار داشتين باهم حرف ميزدين

04:07.247 --> 04:09.184
داشتين درمورد
چي حرف ميزدين؟

04:09.282 --> 04:11.091
اوه، هيچي

04:11.117 --> 04:14.098
من و کارلوس ميخوايم امروز
بريم پيش يه وکيل فرزندخوندگي

04:14.120 --> 04:15.158
منم ميخوام برم بيمارستان

04:15.255 --> 04:17.101
بالاخره ميخوام جراحي کنم

04:17.190 --> 04:19.170
اوه، که اينطور

04:19.192 --> 04:23.038
لينت درمورد اون کدورت
کوچولومون چيزي نگفت؟

04:23.062 --> 04:26.068
ـ   فقط سَرسَري
ـ   زياد حرف نزد

04:26.165 --> 04:31.114
چون اتفاقي که افتاده بود، بخاطر اين
بود که تصادفاً داروي آنتي هيستامينم

04:31.137 --> 04:33.117
...با يه ليوان کوچيک شرابي
که خورده بود م قاطي شده بود

04:33.139 --> 04:38.111
و خواب رفتم، ميدونين
موقعي که مراقب بچه هاش بودم

04:38.111 --> 04:40.182
منظورم اينه که، دوست دارم با
شام يه کوچولو شراب بخورم

04:40.213 --> 04:43.185
منظورم اينه که، هر ازچندگاهي
ميدونين، کي دوست نداره؟

04:43.283 --> 04:48.028
ولي منظورم اينه که، ميدونين
خدشه دار کردن کل اعتبار من

04:48.054 --> 04:50.261
اوه، بيري، اون تو رو
بي اعتبار نکرد، جدي ميگم

04:52.191 --> 04:54.071
خب، خوبه. منظورم
اينه که، من فقط

04:54.160 --> 04:56.231
نميخوام شما اشتباه برداشت کنين

04:56.262 --> 04:58.037
خب، من دارم ميرم فروشگاه

04:58.064 --> 04:59.136
امروز حراج لوازم پارچه اي دارن

04:59.232 --> 05:02.076
فکر کردم برم يه جلو دري
واسه حموم بخرم

05:02.101 --> 05:04.172
اوه، شما نميخواين؟

05:04.203 --> 05:07.275
ـ   نه ممنون
ـ   باشه. هر جور راحتين

05:10.076 --> 05:14.149
واي. بوي الکل رو از
توي نفسش حس کردي؟

05:14.180 --> 05:15.923
آره

05:16.015 --> 05:17.289
اوه

05:17.317 --> 05:20.164
بعدش اسکيموي ما روشو
ميکنه سمت دوربين و ميگه

05:20.253 --> 05:26.067
اين محصول بهتون نفسي به
خنکي قطب شمال ميده

05:27.260 --> 05:30.173
پس، نظرتون چيه؟

05:30.196 --> 05:33.268
يجورايي يکم آشناست

05:35.034 --> 05:39.076
توي تبليغ دئودورانت ماه پيش
بادته؟

05:39.172 --> 05:43.018
اين کاملا فرق ميکنه. اونا دوتا اسکيمو
بودند که داشتن روي يخ مسابقه ميدادن

05:43.042 --> 05:45.183
اسکيموي ما داره سعي
ميکنه زنشو راضي کنه

05:45.278 --> 05:49.158
آره، نه، تفاوتشون رو زياد نميبينم

05:49.282 --> 05:52.263
فکر ميکنم از اين بهترم
ميتونيم درست کنيم. باشه؟

05:52.285 --> 05:56.233
خب، سالي نوبت توئه
چي داري؟

06:01.227 --> 06:03.073
ـ   سلام
ـ   سلام

06:03.162 --> 06:06.200
تفاوتشون رو زياد نميبينم ؟
اون يعني چي؟

06:06.232 --> 06:09.079
اگه ميخواي در اينمورد
حرف بزني، درو ببند

06:09.168 --> 06:14.117
ميدونم يکم بد بودم. ولي ميدوني چرا؟
اون کارت مثل کارآدماي بي تجربه بود

06:14.140 --> 06:16.919
ممکنه از ايده هاي من خوشت نياد
ولي نميتوني بگي من سخت کار نکردم

06:17.009 --> 06:19.182
اوه، خواهش ميکنم
من با تو زندگي ميکنم

06:19.212 --> 06:22.193
ديشب، وقتي بايد اون
طرح رو درست ميکردي

06:22.215 --> 06:24.991
ـ   داشتي بازي نگاه ميکردي
ـ   من بازي نگاه نميکردم

06:25.017 --> 06:28.089
ـ   من تو رو ديدم
ـ   باشه، حالا نميتونم نتيجه بازي رو ببينم؟

06:28.121 --> 06:31.125
يعني داري ميگي با دل و جون
روي اون طرح کار کردي؟

06:31.157 --> 06:34.004
من براي اون طرح
واقعا سخت کار کردم

06:34.093 --> 06:37.074
يعني ميگي 100 درصد
بهش وقت دادي؟

06:37.096 --> 06:41.067
خب، دقيقا. پس چي
برو ايده هاي جديدتر پياده کن

06:41.100 --> 06:45.276
و موقع نهار مرورش
ميکنيم، باشه؟

06:47.140 --> 06:49.245
رئيس تويي

06:50.243 --> 06:52.223
بله، هستم

06:54.213 --> 06:56.957
ـ   سلام
ـ   سوزان

06:57.049 --> 06:58.119
خوشحالم بازم ميبينمت

06:58.151 --> 07:02.224
ـ   واقعا انتظار جراحيتو ميکشم
ـ   و منم واقعا اوميدوارم چپ دست باشي

07:02.255 --> 07:03.998
نه. حتي نميتونم اسممو بنويسم

07:04.090 --> 07:07.094
اين نتيجهء اسکي
ياد دادن به بچه مه

07:08.227 --> 07:11.003
جالبه. پس، جراحي من چي؟

07:11.030 --> 07:12.170
اوه، هنوزم انجامش ميدم

07:12.265 --> 07:15.041
البته، با کمک دکتر ران

07:15.067 --> 07:17.047
دکتر کانينگام کنار من مي ايستن

07:17.069 --> 07:19.208
دستاي من و مغز اون
گلچين مارو داري

07:19.238 --> 07:21.084
پس من آماده ام

07:21.174 --> 07:23.120
تو رو تحت مراقبت ميزاريم

07:23.142 --> 07:25.181
پس خوشبختانه
فردا جراحيت ميکنيم

07:25.278 --> 07:29.124
اگه اشکالي نداره، دوست دارم
يه دقيقه با بيمارم مشورت کنم

07:29.148 --> 07:33.187
اوه، درسته، اون جريان

07:35.021 --> 07:36.161
کدوم جريان؟

07:36.255 --> 07:40.203
آم، خب، غافلگير کننده ست، ولي

07:43.196 --> 07:47.235
اوه، خداي من. اونا خيلي قشنگن

07:48.201 --> 07:52.274
ببين، اين اواخر درمورد
خودمون زياد فکر کردم

07:52.305 --> 08:00.247
اين جراحي رو پشت سر ميزاريم و از
اونجا به بعد باهم به سمت آينده مون ميريم

08:00.279 --> 08:03.023
و من واقعا توي ابراز
احساساتم کم ميارم

08:03.115 --> 08:05.186
بخاطر همين همه شو نوشتم

08:06.052 --> 08:07.122
يه کارت اونجاست

08:08.221 --> 08:11.998
ولي تا وقتي من اينجائم
نميتوني بخونيش

08:12.024 --> 08:13.995
اينطوري خيلي استرسزاست

08:14.093 --> 08:17.233
الان ميخوام برم

08:25.004 --> 08:27.075
واي

08:28.074 --> 08:29.178
واي

08:32.111 --> 08:35.183
آه، اون خيلي رومانتيک

08:35.214 --> 08:37.285
اجازه هست؟

08:38.117 --> 08:40.188
اوه، اين يجورايي شخصي

08:40.219 --> 08:42.963
خب، من توي انتخاب
گلها کمکش کردم

08:43.055 --> 08:46.127
اوه، آم

08:47.026 --> 08:49.302
باشه

08:52.131 --> 08:56.079
پشتش هم هست

09:02.208 --> 09:05.089
پس چطوري بايد عمل کنيم؟ بايد
توي يه کاتالوگ يا چيزي نگاه کنيم؟

09:05.177 --> 09:07.023
کاشکي به همين راحتي بود

09:07.113 --> 09:11.061
بايد بفهمين، که براي هر بچه
ده خونواده هست که ميخوانش

09:11.083 --> 09:14.257
شما بچه تون رو انتخاب نميکنين
مادرش شما رو انتخاب ميکنه

09:14.287 --> 09:16.064
واقعا؟

09:16.155 --> 09:18.135
پس، فکر ميکنين
شانسمون چقدره؟

09:18.157 --> 09:20.196
هرکاري که لازم
باشه انجام ميديم

09:20.293 --> 09:23.274
خب، معمولا مادر
بچه يه دختر جوان

09:23.296 --> 09:25.276
اون ميخواد مطمئن بشه که
شما آدماي باقابليتي هستين

09:25.298 --> 09:29.044
حالا، براي اينکه نشونش بدين
باهم يه جلسه خونوادگي ميزارين

09:29.135 --> 09:31.174
ـ   چي هست؟
ـ   عکسهاي خونوادگي

09:31.270 --> 09:33.216
تاييديه دادگاه، از اونجور چيزا

09:33.239 --> 09:37.212
پس، آه ... براي والدين
شدن، امتحانن ميديم؟

09:37.310 --> 09:39.121
ميشه اونطوري هم گفت

09:39.211 --> 09:45.062
پس فقط براي روشن شدن، يه کاپيتان جنده
توي رخت کن با مربي تيم ريخته روهم

09:45.151 --> 09:51.067
وميخواد مطمئن بشه ما
آدماي با قابليتي هستيم؟

09:51.157 --> 09:55.264
احتياجي نيست به
اون سوال جواب بدين

10:01.067 --> 10:04.048
مجبور نيستي از من قايمش کني

10:05.004 --> 10:07.041
مشروب خوردنت ، ناراحتم نميکنه

10:07.073 --> 10:09.212
اوه، من چيزي رو قايم نکردم

10:09.241 --> 10:12.987
من داشتم از روز ... لذت ميبردم

10:13.079 --> 10:16.188
ـ   چي ميخواي؟
ـ   خب، هميشه با ماشين ماسون ميرفتم مدرسه

10:16.282 --> 10:19.263
و باباش اونا رو برده
توکسان ، واسه همين

10:19.285 --> 10:22.166
خب، اگه ميخواي با ماشين بري
مدرسه، خوشحال ميشم برسونمت

10:22.254 --> 10:26.031
نه، من اينو نميخوام
من يه ماشين ميخوام

10:26.058 --> 10:27.995
خب، پس پيشنهاد
ميکنم يه کار پيدا کني

10:28.094 --> 10:34.170
چرا وقتي استطاعت چيزيکه ميخوام رو
دارم بايد توي يه ساندويچ فروشي کار کنم؟

10:34.233 --> 10:36.113
ما به پس اندازت دست نميزنيم

10:36.202 --> 10:38.207
ـ   پول خودمه
ـ   نه تا وقتي 21 سال نشدي

10:38.304 --> 10:41.185
اگه دست من بود، تا 50
سالگيت بهت نميدادمشون

10:41.273 --> 10:44.985
منظورم اينه که، هردومون ميدونيم
که تا آخرين قرونش رو حروم ميکني

10:45.077 --> 10:48.058
چرا اينجوري شدي؟

10:49.081 --> 10:53.157
عزيزم، چون اين وظيفهء منه که
مسئوليت پذيري رو به تو ياد بدم

10:53.252 --> 10:56.233
رسيدن به اهداف
به تعويق انداختن لذايذ

10:56.255 --> 10:59.236
شما در مورد به تعويق
انداختن لذايذ چي ميدونين؟

10:59.258 --> 11:03.001
هنوز حتي ظهر نشده، شما
سه ليوان شراب خوردين

11:03.029 --> 11:06.101
حالا که دوباره فکر کردم
من تو رو مدرسه نميرسونم

11:06.132 --> 11:08.945
ـ   پياده روي برات خوبه
ـ   مامان، شوخي نميکنم

11:09.035 --> 11:12.983
ـ   من پولم رو ميخوام
ـ   جوابت منفيه

11:13.005 --> 11:15.246
خب، الان يه پير مست
بدجنس نيستي

11:18.177 --> 11:25.220
هرچيزي که قرار بود اين کشيده
يادم بده، بگمونم ياد گرفتم

11:37.525 --> 11:38.663
تو اينجا چيکار ميکني؟

11:38.693 --> 11:41.437
دارم از روان ابريشمين و
صاف دکتر ران لذت ميبرم

11:41.529 --> 11:44.535
ـ   يا بايد بگم، دکتر عشق؟
ـ   اونو بده من

11:44.632 --> 11:45.610
از اينجاش خوشم مياد

11:45.633 --> 11:50.480
صبر ندارم تا توي اتاق عمل با تو
باشم تا بتونم قلبت رو لمس کنم

11:50.505 --> 11:53.486
...چون تو اعماق قلب
منو لمس کردي

11:53.508 --> 11:55.579
وقتي بلند نخوانيش قشنگتره

11:55.610 --> 11:59.456
چرا داري اينو ميخوني؟
اونا افکار محرمانهء دکتر ران

11:59.481 --> 12:02.590
آره، فهميدم. ميدوني، حس ميکنم
که اون واقعا تو رو دوست داره

12:02.684 --> 12:05.531
ـ   خب؟ . ـ   تو هم
واقعا دوستش داري؟

12:05.620 --> 12:10.433
معلومه که دارم
اون باهوش و بامزه و مهربونه

12:10.458 --> 12:11.564
باهوش و بامزه و مهربون

12:11.659 --> 12:13.605
کلمهء عشق رو توشون نشنيدم

12:13.628 --> 12:16.600
خب، اون يه کلمهء بزرگه
ما تازه داريم باهم قرار ميزاريم

12:16.698 --> 12:20.407
و يه پيوندي داريم، و
ميخوام از پيوند وارد بشم

12:20.435 --> 12:22.315
ـ   و ببينم به کجا ختم ميشه
ـ   اوه، گرفتم

12:22.403 --> 12:24.644
تا وقتي چيزي رو حس نکردي
اونو با خودت ميکشوني

12:24.672 --> 12:27.416
...و پنج سال بعدي
زندگيت رو تلف ميکني

12:27.509 --> 12:30.422
مثل همون 12 سالي
که با تو تلف کردم؟

12:30.445 --> 12:33.622
چرا داريم دراينمورد حرف ميزنيم؟
يادم نمياد نظر تو رو پرسيده باشم

12:33.715 --> 12:36.491
چون ما زن و شوهريم
و من حق دارم

12:36.518 --> 12:38.489
و يکي از همونا حق
داره اذيتت کنه

12:38.586 --> 12:40.363
باشه، ميدوني، حالا ميتوني بري

12:40.455 --> 12:44.326
کاشکي ميتونستم روح
تو رو ام آرآي کنم

12:44.425 --> 12:45.460
برو

12:45.493 --> 12:47.666
هيچم خنده دار نيست

12:48.530 --> 12:54.506
مراقب همسر من باش
داره گريه ميکنه

12:54.602 --> 12:57.640
اوه، اين يکي از اونايي
که توي تعطيلات گرفتيم

12:59.641 --> 13:02.417
گبي، اين عکسها بلااستفاده اند

13:02.443 --> 13:03.583
اونا ميخوان بگن

13:03.678 --> 13:06.659
اين آدما شايستگي بزرگ
کردن يه بچه رو دارند

13:06.681 --> 13:09.585
ـ   خب؟ . ـ   تو بالات بيرونه

13:09.684 --> 13:12.494
ولي، اين توي خيابون بارت

13:12.520 --> 13:14.525
و دستات اونجاهامو پوشونده

13:14.622 --> 13:19.596
منظورت اون دستي که شراب توشه و
اون يکي دستي که سيگار کوبايي توشه؟

13:19.694 --> 13:23.471
ـ   آره، چقدر خوش بود
ـ   گبي

13:23.498 --> 13:26.672
ـ   باشه، از اين استفاده نميکنيم
ـ   از هيچکدومشون نميتونيم استفاده کنيم

13:26.701 --> 13:30.549
توي همهء عکسامون يا داريم مشروب
ميخوريم، يا داريم سيگار ميکشيم، يا لختيم

13:30.638 --> 13:33.348
خب ما دوست داريم
خوش بگذونيم. چه کسي

13:33.441 --> 13:36.513
...ميتونه اينو بهتر از يه
نوجوان مجرد گيج بفهمه؟

13:36.544 --> 13:42.654
اين قضيه جديه. اگه نتونيم
خودمونوآدماي خوب جلوه بديم

13:42.684 --> 13:48.364
خب، پس بايد يکي رو پيدا کنيم
که بتونه برامون اينکارو بکنه

13:48.456 --> 13:51.596
پس، ازم ميخواين، بعنوان
والدين از شما تبليغ کنم؟

13:51.626 --> 13:54.402
تو توي اداره آگهي هستي
ميتوني اينکارو بکني

13:54.429 --> 13:58.502
فقط برامون يه گواهي بنويس که
بگه ما با بچه ها خوب هستيم

13:58.566 --> 14:00.546
اوه، و اينم مال توئه

14:00.568 --> 14:02.707
اوه، مجبور نيستين به من رشوه بدين
ما با هم دوستيم

14:04.472 --> 14:06.543
اونو توي يادت نگه دار
همچنين اگه اشکالي نداره

14:06.574 --> 14:08.485
ما والدين تعميدي
بچه هاي تو باشيم؟

14:08.509 --> 14:10.580
اوه، آه ... باشه

14:10.612 --> 14:13.559
عاليه، و ميتونيم براي استنادش
چندتا عکس جعلي هم بگيريم؟

14:14.415 --> 14:18.422
فکر نميکنم با خودتون
دربازکن هم آورده باشين؟

14:18.519 --> 14:23.425
اون حکم قانوني نداشت، و شما
بازداشتش کردين، پس بايد بگين

14:23.524 --> 14:24.594
سلام، مايک

14:24.626 --> 14:26.606
فيليسيا، تو اينجا چيکار ميکني؟

14:26.628 --> 14:28.405
اوه، خيلي باعجله رفتم

14:28.496 --> 14:31.477
کلي کار ناتموم بود که
فراموش کردم تموم کنم

14:31.499 --> 14:33.470
بايد کار خيلي مهمي باشه

14:33.568 --> 14:36.549
...که تو رو پيش مردي که فکر
ميکني خواهرتو کشته برگردونده

14:36.571 --> 14:38.508
خوب شد از پائول گفتي

14:38.606 --> 14:41.487
ميدوني، ديشب پليس
اومد و اونوبرد

14:41.576 --> 14:42.546
پليس؟

14:42.644 --> 14:45.591
و اونجوري که اونا بردنش

14:45.613 --> 14:48.357
اوه، فکر نميکنم به
اين زوديها برگرده

14:48.449 --> 14:51.487
(زک): فقط ميخوام باهاش
صحبت کنم، همين

14:56.691 --> 14:58.637
هيچ معلومه چه خبره؟

14:58.660 --> 15:00.506
به تو ربطي نداره، مايک

15:00.595 --> 15:03.374
گوش کن چي ميگم. اگه براي
پائول يانگ اتفاقي بيافته

15:03.464 --> 15:07.674
افتاده. يک ساعت پيش

15:08.636 --> 15:10.379
مرده؟

15:10.471 --> 15:14.442
همونطور که گفتم
به تو ربطي نداره

15:14.442 --> 15:17.389
نوح، شايد حاليت نيست
بدکاري کردي

15:17.412 --> 15:19.588
تو مهمترين شخص در
زندگي نوه ت رو کشتي

15:19.681 --> 15:22.662
فکر ميکني وقتي خبردار بشه
بازم کاري به کارت داشته باشه؟

15:22.684 --> 15:26.598
و باور کن، کاري
ميکنم خبردار بشه

15:36.564 --> 15:40.412
عزيزم، اين گوشت سرخ شده
يکم ... يخورده سوخته

15:40.501 --> 15:42.572
اوه، آره. داشتم پشت تلفن
با سوزان صحبت ميکردم

15:42.603 --> 15:45.484
و يخورده بيشتر از اوني که بايد
سرخ ميشد، سرخ شد. متأسفم

15:45.573 --> 15:48.554
اشکالي نداره

15:49.510 --> 15:53.583
ـ   اينقدر بده؟ ـ   نه
نه، اصلا بد نيست

15:53.614 --> 15:58.361
اوه، خوبه. پارکر
آرنجت رو روي ميز نذار. يالا

15:58.453 --> 15:59.659
قبول داري که بهترين
تلاشت نبوده

15:59.687 --> 16:01.396
ها؟

16:01.489 --> 16:04.370
غذا. قبول داري که توي
وظيفه ت کوتاهي کردي

16:04.459 --> 16:07.499
قبول داري که 001درصد
بهش وقت ندادي، درسته؟

16:07.595 --> 16:11.634
تام، اگه ميخواي چيزي بگي، چرا قبل از
اينکه بشقاب رو طرفت پرت نکردم نميگي

16:11.666 --> 16:15.512
هيچکس هميشه 100 تلاشش رو
روي چيزي نميزاره چون غيرممکنه

16:15.536 --> 16:18.415
تو ميتوني با وقت و انرژي اي
که داري بهترين تلاشتو بکني

16:18.439 --> 16:20.580
همونجا نگهش دار
اين يه غذاست. ها، ها، ها

16:20.675 --> 16:23.385
ارائهء تو، جزء کار بود

16:23.478 --> 16:29.429
داري ميگي کارمندات بيشتر از
خونواده ت لياقت رسيدگي دارن؟

16:34.522 --> 16:38.493
باشه. اگه بخاطر ناراحت کردن
تو توي اداره عذرخواهي کنم

16:38.493 --> 16:40.598
ميتونيم فراموشش کنيم و
از شاممون لذت ببريم؟

16:40.628 --> 16:43.609
صد در صد

16:43.664 --> 16:47.410
متأسفم. متأسفم. متأسفم

16:47.502 --> 16:49.539
مرسي

16:52.640 --> 16:55.416
خب، پسرا از غذاتون
لذت ميبرين؟

16:55.443 --> 16:57.448
ـ   يخورده شوره
ـ   آره

16:57.545 --> 17:00.458
بخورين

17:04.519 --> 17:07.625
بفرما. عاليه

17:10.491 --> 17:12.596
خيلي خب

17:26.541 --> 17:28.452
خيلي خب، يه بار ديگه

17:28.476 --> 17:30.413
ـ   چي؟
ـ   آره

17:30.511 --> 17:31.549
نميخوام صورتتو داغون کنم

17:31.646 --> 17:34.422
منو دوست داري؟

17:34.649 --> 17:37.630
پس هرکاري بهت ميگن بکن

17:50.616 --> 17:53.597
ـ   روز سختي بود
ـ   آره

17:53.964 --> 17:58.071
در تعجبم اگه هنوز راهي
باشه که بتونيم عوضش کنيم

18:01.071 --> 18:03.051
سوال خوبيه

18:03.073 --> 18:07.920
ـ   ولي چيکار کنيم؟ چيکار کنيم؟
ـ   آره

18:23.704 --> 18:25.550
سلام. چيه؟

18:25.796 --> 18:27.867
ـ   چرا همش داري اونکارو ميکني؟
ـ   چي؟

18:27.898 --> 18:30.642
ـ   سعي ميکني بياي بالا
ـ   بالاي تو؟ نه، نميکنم

18:30.734 --> 18:32.714
داشتي منو هل ميدادي
سعي ميکني منو بزاري پايين

18:32.736 --> 18:34.775
جدي ميگي؟

18:34.871 --> 18:38.717
تام، من هيچکاري نميکردم
فقط داشتم کارمو ميکردم

18:38.742 --> 18:41.816
يهو شد
اوه، بيخيال

18:41.912 --> 18:44.916
بيخيال. اين احمقانه ست
نميخوام بحث کنم

18:44.948 --> 18:48.728
منظورم اينه، مگر اينکه
هواييت کرده باشه. ها؟

18:48.819 --> 18:51.698
چون ميخوام همينکارو
بکنم، عزيزم

18:51.721 --> 18:53.928
بيا ببينم

18:57.828 --> 18:59.833
اون چي بود؟ اون چي ... ؟

18:59.930 --> 19:01.841
ـ   چي چي بود؟
ـ   داشتي منو ميگرفتي

19:01.865 --> 19:03.708
داشتي با پاهات منو ميگرفتي

19:03.733 --> 19:06.773
من داشتم سعي ميکردم روي تو باشم
و تو بر خلاف تشک زور ميزدي

19:06.870 --> 19:08.816
...تا مجبور نشي کمرت رو بلند کني

19:08.839 --> 19:10.716
حاشا کن. نميتوني

19:10.740 --> 19:11.741
باشه، باشه

19:11.741 --> 19:13.780
ميتونم بگم که داري مثل
يه آدم ديوونه حرف ميزني؟

19:13.877 --> 19:15.823
يه ثانيه هم نميتوني دست از
سعي کردن برداري، ميتوني؟

19:15.846 --> 19:17.951
هميشه بايد حرف
خودت باشه. هميشه

19:17.981 --> 19:23.829
دوباره بخاطر اينه که من رئيستم؟
بايد تمومش کني

19:25.789 --> 19:28.670
دقيقا منظورم همينه. دقيقا

19:28.758 --> 19:32.706
فقط توي اداره رئيس من نيستي
همه جا رئيس مني

19:32.729 --> 19:35.735
ـ   اوه، اين مسخره ست
ـ   اختيار داري

19:35.832 --> 19:37.971
تو مديريت ميکني، و
منم پشت سرت راه ميام

19:38.001 --> 19:41.644
من يه گاري کوچيک ميرونم
زنم رانندگي ميکنه

19:41.738 --> 19:44.881
ـ   تام
ـ   من يه شوهر بارکشم

19:44.975 --> 19:48.752
گرز و چماقهاي تو رو حمل ميکنم

19:48.812 --> 19:53.855
خيلي متأسفم که تو اينطوري حس ميکني
ولي نميتوني اينو بزاري به حساب من

19:53.950 --> 19:55.930
اين زندگي توئه

19:55.952 --> 19:58.933
ميخواي بچرخونيش
پس بلند تر گام بردار

19:58.955 --> 20:02.732
ميخواي برونيش
فرمون رو بگير

20:02.759 --> 20:07.868
منظورم اينه که، ديگه چي بگم؟

20:08.765 --> 20:11.712
ميرم يه نگاه به بچه ها بندازم

20:19.743 --> 20:24.692
ـ   وقتش فشار خونت رو چک کنم
ـ   اوه، حتما

20:26.016 --> 20:29.728
اوه، يخورده محکمه
بايد همينقدر محکم باشه؟

20:29.819 --> 20:32.993
ـ   بله. . ـ   اوه

20:37.994 --> 20:41.737
خيلي خب. ديگه واقعا
داره دردناک ميشه

20:41.765 --> 20:43.645
واقعا؟
غافلگير شدم

20:43.733 --> 20:46.739
فکر ميکردم تو از داخل مردي

20:46.836 --> 20:47.874
داري چه غلطي ميکني؟

20:47.971 --> 20:50.815
به خودم گفتم دخالت نکنم
ولي نميتونم

20:50.840 --> 20:53.619
ـ   من ميدونم تو متأهلي
ـ   نيستم

20:53.710 --> 20:54.848
واقعا؟

20:54.878 --> 20:57.859
چون اون مردي که ديروز
براي ملاقاتت اومده بود

20:57.881 --> 21:00.725
ـ   گفت تو همسرشي
ـ   اوه، نه، نه

21:00.750 --> 21:02.630
اينو گفته چون قبلا بوديم

21:02.719 --> 21:04.892
ـ   از روي عادت گفته
ـ   اين همه چيزو توضيح ميده

21:04.921 --> 21:07.800
بجزء اينکه من ورقهء بيمه رو
نگاه کردم، و تو متأهلي

21:07.824 --> 21:10.737
پس همون تو رو يه
فاحشهء دروغگو ميکنه

21:10.760 --> 21:12.865
نه، نه، نه، پرستار هايسل
نه، پرستار

21:15.732 --> 21:16.972
پرستار هايسل

21:17.867 --> 21:19.747
پرستار

21:19.836 --> 21:21.875
اوه، خدا. يالا ديگه

21:21.972 --> 21:24.782
پرستار

21:24.808 --> 21:27.848
ـ   پرستار هايسل، ميتونم توضيح بدم
ـ   ميتوني، هرزه؟

21:27.944 --> 21:31.690
بله! باشه، من متأهلم

21:31.781 --> 21:33.920
ولي فقط بخاطر اينکه قرارداد
بيمه م تموم شده بود

21:33.950 --> 21:36.760
شوهر سابقم يه قرارداد
خوب داشت

21:36.786 --> 21:39.826
واسه همين گفت دوباره ازدواج ميکنيم
تا بتونم عمل جراحيمو انجام بدم

21:39.923 --> 21:44.895
نميخواستم به دکتر ران بگم، چون
نميخواستم اونم شريک جرم بشه

21:44.928 --> 21:48.742
پس تو، چي، طرفدار اوني؟

21:48.832 --> 21:52.871
آره. بله، هستم

21:53.970 --> 21:57.918
باشه، تا وقتي بهش
خيانت نميکني

21:58.742 --> 21:59.880
اون درمورد تو
حس قوي اي داره

21:59.909 --> 22:01.789
ميدونم، کارت رو خوندم

22:01.878 --> 22:03.758
ولي بين خطوط رو هم خوندي؟

22:03.847 --> 22:05.849
منظورت چيه؟

22:05.882 --> 22:10.731
باشه، نبايد اينو بهت بگم، ولي وقتي
داشتيم برات گل انتخاب ميکرديم

22:10.820 --> 22:13.960
گفت داره روي شهامت اين کار
ميکنه که بهت بگه عاشق توئه

22:13.990 --> 22:17.736
ـ   واقعا؟
ـ   آره

22:17.827 --> 22:19.673
ولي بايد سوپرايز بشي، باشه؟

22:19.763 --> 22:21.936
اوه، آره، سوپرايز ميشم

22:21.965 --> 22:25.711
پس بگمونم اين جريان
بيمه رو حل کرديم ديگه؟

22:25.802 --> 22:27.773
اوه، نگران اون نباش

22:27.871 --> 22:30.818
خواهش ميکنم. من کي ام
که بخوام جدايي بندازم؟

22:30.840 --> 22:35.789
منظورم اينه که، اي بابا، منم
امتحانن پرستاريمو قبول نشدم

22:35.845 --> 22:37.791
اونا حتي ازم نپرسيدند

22:47.791 --> 22:50.897
اندرو، صداي زنگ در بود؟

22:50.927 --> 22:52.670
ـ   اوه، سلام
ـ   من سامويل بورمانيس هستم

22:52.762 --> 22:54.833
ـ   براي ديدن اندرو اومدم
ـ   اوه، باشه

22:54.864 --> 22:57.777
ـ   شما از دوستهاي اندرو هستين؟
ـ   من وکليش هستم

22:57.801 --> 23:00.841
وکيلش؟ براي چي اندرو بايد
يه وکيل لازم داشته باشه؟

23:00.937 --> 23:02.974
بفرما، سام

23:04.941 --> 23:08.821
عزيزم، چه اتفاقي
براي صورتت افتاده؟

23:08.845 --> 23:10.691
من

23:10.780 --> 23:14.819
شما منو زدي. يادت نيست؟

23:16.886 --> 23:18.629
محض اطلاعتون
من پسرمو مشت نزدم

23:18.721 --> 23:21.725
با کف دستم زدم تو صورتش

23:21.758 --> 23:25.834
آره، ولي، مامان، جريان اينه که، وقتي
مشروب ميخوري، کنترل قدرت نداري

23:25.929 --> 23:29.706
اين مسخره ست
نميتونين ببينين اين ساختگي؟

23:29.732 --> 23:31.734
خانم ونديکمپ، به
اندازه کافي شنيدم

23:31.734 --> 23:33.875
اين يک عمل بسيار غيرعادي

23:33.970 --> 23:38.976
اندرو بخاطر زندگي در يک شرايط
بهتر خواستار خدمات من شده

23:39.008 --> 23:41.821
ـ   و اون شرايط چيه؟
ـ   من، آم

23:41.911 --> 23:43.788
ميخوام از تکفل شما بيام بيرون

23:43.813 --> 23:44.883
مستقل بشي؟

23:44.914 --> 23:48.828
بعنوان يک صغير خارج از تکفل
اندرو روي پاي خودش زندگي ميکنه

23:48.852 --> 23:49.830
اون هنوز مدرسه ميره

23:49.853 --> 23:52.734
ولي از تمام قيود سرپرستي
مستثني ميشه

23:52.822 --> 23:56.929
اين احمقانه ترين چيزيه
که تا بحال شنيدم

23:56.960 --> 23:58.703
چطور ميخواد رو
پاي خودش وايسه؟

23:58.795 --> 24:02.834
خب، با دارايي خودش کاملا
از نظارت خودش بر مياد

24:05.001 --> 24:08.747
پس بخاطر اين اينکارو کردي؟
بخاطر پول پس اندازت؟

24:08.838 --> 24:12.845
واضح، که همه مون ترجيح
ميديم به دادگاه خونواده نريم

24:12.942 --> 24:16.913
با توجه به اين خشونت شما

24:16.913 --> 24:19.917
ميتونه خيلي بد بشه

24:19.949 --> 24:23.761
آه، آقاي بورمانيس، نياز
دارم در اينمورد يکم فکر کنم

24:23.786 --> 24:26.892
شما 24 ساعت وقت دارين

24:34.964 --> 24:37.968
پسر، انگار اوقات
خيلي خوشي داريم

24:38.001 --> 24:39.847
واقعا اميدوارم اين جواب بده

24:39.936 --> 24:45.682
تا وقتي مجبورم نکنن گيتار بزنم
فکر ميکنم جاي نگراني نيست

24:45.742 --> 24:48.882
آقا و خانوم سوليس
رودا الان ميتونه شمارو ببينه

24:51.981 --> 24:55.793
باشه، ممنون

25:01.758 --> 25:04.764
مثل اينکه با اين بچه ها
زياد وقت ميگذرونين

25:04.861 --> 25:07.742
خب، وظيفه مونو بعنوان والدين تعميدي
خيلي جدي ميگيريم. مگه نه، عزيزم؟

25:07.830 --> 25:09.901
ـ   بله. . ـ   اوه

25:09.933 --> 25:12.880
خيلي دوست داشتني اند
اسماشون چيه؟

25:14.771 --> 25:18.878
پارکر و، آه ... پورتر

25:18.908 --> 25:23.948
...آه، و، آه

25:23.980 --> 25:26.861
خب اسم همه شون با پ شروع
ميشه. خيلي بامزه ست

25:26.950 --> 25:29.854
يه لحظه. با من کاري داشتي، هلن؟

25:29.953 --> 25:34.766
سلام، گبرييل. کارلوس

25:35.959 --> 25:39.702
نميدونستم شما هم
دنبال بچه هستين

25:40.930 --> 25:44.901
پرستون. اسم اون يکي پرستون

25:44.934 --> 25:46.780
هلن، تو اينجا کار ميکني؟

25:46.869 --> 25:50.749
شما همديگه رو ميشناسين؟
چه دنياي کوچيکي

25:50.773 --> 25:54.678
مطمئنا همينطوره. خانم سوليس پسر منو
براي کاراي حياطيشون استخدام کردند

25:54.777 --> 25:58.750
و همينطور، به اون
تجاوز جنسي هم کردند

25:58.848 --> 26:00.885
خيلي خب، اولا
اونکار قانوني بود

26:00.917 --> 26:02.919
و خيلي وقت پيش اتفاق افتاد

26:02.919 --> 26:04.956
جدي؟ فقط ميکنم حدود
يک سال پيش بود

26:04.988 --> 26:08.959
نه، يک سال پيش بود، چون
درست بعد از اينکه شوهرت

26:08.992 --> 26:12.738
...بخاطر تجارت بَرده
رفته بود زندان اتفاق افتاد

26:12.829 --> 26:16.777
رودا، اگه اشکالي نداره، فکر
ميکنم خودم کاراشون رو انجام بدم

26:16.799 --> 26:18.872
ميخوام بزارمش توي
ليست اوليوت هام

26:18.968 --> 26:21.744
ـ   باشه. . ـ   اوه، و گبرييل

26:21.771 --> 26:24.914
خودتو توي زحمت ننداز که با
ديگر دفاتر اين ناحيه تماس بگيري

26:25.008 --> 26:28.922
به همه شون درمورد
شما اطلاع ميدم

26:40.953 --> 26:42.955
فکر ميکنم بايد با
دکتر ران بهم بزنم

26:42.955 --> 26:44.866
چي؟ چرا؟

26:44.890 --> 26:48.738
چون اون يه جواهره
و ظاهرا منو هم ميخواد

26:48.827 --> 26:50.932
عذرميخوام، نميفهمم

26:50.963 --> 26:54.877
لينت، اون هرچيزي که من ميتونم
بعنوان يه دوست پسر بخوام داره

26:54.900 --> 26:59.872
و فقط نميدونم که حس
اون ... جرقه رو دارم يا نه

26:59.872 --> 27:02.045
ـ   و واقعا ميخوام که داشته باشم
ـ   آه، عزيزم

27:02.074 --> 27:05.851
اون همه ش به من ميگه که چقدر من
خاص هستم و چقدر براش معني دارم

27:05.878 --> 27:10.020
و اينکه چقدر ميخواد
قلبمو توي دستش بگيره

27:11.049 --> 27:15.796
شايد بخاطر اينه که هنوز
اون آذرخش رو حس نکردم

27:15.888 --> 27:18.835
ميدوني، با مايک، آذرخش منو زد
با کارل، آذرخش منو زد

27:18.857 --> 27:22.796
لزومي نداشت نگران باشم چه حسي
دارم، چون آذرخش به من ميگفت

27:22.895 --> 27:25.876
آره، آره، بايد عاشق آذرخش باشي

27:25.898 --> 27:29.837
هستم؟ منظورم اينه که، هستم
ولي ديگه به آذرخش اعتماد ندارم

27:29.935 --> 27:31.915
اون روابط فاجعه ازآب در اومد

27:31.937 --> 27:34.818
شايد بايد با دکتر ران
يکم صبور باشم

27:34.907 --> 27:39.847
و بايد سعي کنم جاده رو بگيرم و برم
و خيلي يواش يواش، به يه عشقي برسم

27:39.945 --> 27:43.051
که تا 50 سالگي خودشو
نشون ميده. درسته؟

27:43.081 --> 27:44.992
مقاوم، آسوده، با دوام

27:45.017 --> 27:46.863
لياقت من ايناست

27:46.952 --> 27:50.900
اوه، آره، البته که همينطوره

27:52.925 --> 27:53.963
هنوزم، بايد عاشق آذرخش باشي

27:54.059 --> 27:55.834
مفيد نبود

27:55.861 --> 27:58.742
ببخشيد

27:58.831 --> 28:01.903
ـ   آه، اين يه نشونه ست
ـ   ميشه خفه شي؟

28:01.934 --> 28:03.780
يه بچه رو از دست داديم
فهميديم نميتونيم حامله بشيم

28:03.869 --> 28:07.078
و توي دفتر فرزندخوندگي
به هلن رولند برخورديم

28:07.105 --> 28:09.847
تابلوئه که خدا داره سعي
ميکنه به ما يه چيزي بگه

28:09.875 --> 28:13.985
کارلوس، ما کاتوليک هستيم، باشه، خدا
يه درو ميبنده صدتا ديگه رو باز ميکنه

28:14.079 --> 28:16.960
و ميشه اين رفتار
نااميدانه رو تمومش کني؟

28:17.049 --> 28:18.858
باشه، تو بچه ميخواي يا نه؟

28:18.884 --> 28:19.988
فکر ميکنم وقتشه که با
حقيقت روبه رو بشيم

28:20.018 --> 28:23.730
ما آدماي بدي هستيم که احتمالا
لياقت والدين شدن رو نداريم

28:23.822 --> 28:25.961
ـ   خب، پس کي داره؟

28:25.991 --> 28:30.965
منظورم اينه که، يه نگاه به اين احمقاي بچه پرون
بنداز. خب، اونا لياقتشون بيشتر از ما نيست

28:31.063 --> 28:34.877
ـ   نميدونم
ـ   ببين، کارلوس

28:34.967 --> 28:37.038
مهم نيست در گذشته چيکار کرديم

28:37.069 --> 28:39.845
والدين شدن يعني شروع دوباره

28:39.872 --> 28:43.979
و اين دقيقا همون کاريه که وقتي
بچه مون رو بياريم خونه ميکنيم

28:44.810 --> 28:48.917
اين اولين باريه که واقعا حس ميکنم
تو ميخواي يه بچه داشته باشي

28:50.048 --> 28:54.861
خب، اين اولين باريه که يکي
به من گفت نميتونم داشته باشم

28:58.824 --> 29:01.862
خب، پس، بايد چيکار کنيم؟

29:01.894 --> 29:04.741
حالا ديگه هيچ دفتر
فرزندخوندگي اي مارو نميپذيره

29:04.830 --> 29:11.805
کارلوس، براي بچه گرفتن راههاي زيادي
هست. فقط ممکنه برامون خرج داشته باشه

29:14.039 --> 29:16.041
توي اداره پليس چندتا آشنا دارم

29:16.041 --> 29:18.945
زنگ زدم، ولي انگار
نميتونم جواب بگيرم

29:19.044 --> 29:21.888
نميفهمم. چطور نميتونن
يکيو پيدا کنن؟

29:21.914 --> 29:24.087
نه اگه تصادفي نباشه

29:24.950 --> 29:27.055
فکر نميکنم اتفاقي که
افتاد يه تصادف بود

29:27.085 --> 29:30.797
يعني چي؟

29:30.889 --> 29:32.926
زک

29:33.825 --> 29:38.731
ـ   خانم تيلمن
ـ   سلام، زکوري. بنظرآشفته اي

29:38.830 --> 29:41.868
اوه، آقاي دلفينو

29:41.900 --> 29:42.904
چه منظرهء قشنگي

29:43.001 --> 29:46.713
ـ   فيليسيا، تو اينجا چيکار ميکني؟
ـ   من و زکوري جوان

29:46.805 --> 29:49.945
دقيقا در شرايط خوبي نبوديم

29:50.976 --> 29:55.723
درواقع، وقتي هوا شرجي ميشه، هنوز
آخرين خداحافظي مونو به ياد ميارم

29:55.814 --> 30:02.789
ولي ببخش و فراموش کن
اين شعار منه. نون شيرين؟

30:37.956 --> 30:40.027
بابا

30:40.058 --> 30:42.038
حالت خوبه؟

30:53.105 --> 30:57.952
از کجا ميدونستي من
از اينا دوست دارم؟

31:10.885 --> 31:13.629
ميدوني که قضيه اينجا تموم نميشه
نوح تايلور تسليم نميشه

31:13.721 --> 31:15.826
نگران ما نباش
فردا صبح ميريم

31:15.862 --> 31:18.968
نه، الان ديگه خيلي ديره
آدماي اون مراقبتونن

31:18.993 --> 31:21.737
اصلا تو چته؟
اول ميخواي فرار کنم

31:21.829 --> 31:24.742
حالا ميخواي مثل شکار
به انتظار بشينيم

31:24.766 --> 31:27.738
بفرما، فرار کن. نوح پليسهارو
توي جيبش داره

31:27.835 --> 31:30.907
فکر ميکني وقتي بخواي با
کارتت بنزين بزني چي ميشه؟

31:30.939 --> 31:33.852
يا يه حساب جديد باز کني؟

31:35.910 --> 31:38.891
پس من عملا مرده ام؟

31:39.747 --> 31:40.885
شابد نه

31:40.915 --> 31:44.988
ـ   نه اگه از وسيله نفوذيمون استفاده کنيم
ـ   عمرا

31:45.019 --> 31:48.765
اون پير مرد تا چند ماه
ديگه ميميره، شايدم کمتر

31:48.856 --> 31:51.737
اجازه بده زک رو ببينه، يکم
پدربزرگ بازي در بياره

31:51.826 --> 31:54.807
ـ   گفتم فراموشش کن
ـ   اينکارو ميکنم

31:56.864 --> 32:02.007
اگه اينجوري اون دست از سرمون
برميداره، من حاضرم عامل نفوذي بشم

32:07.775 --> 32:13.748
نيکلسون تا 15 دقيقه ديگه براي تبليغ
مياد، بهتره همه رو جم و جور کنيم

32:17.785 --> 32:19.890
يه ثانيه صبرکن

32:22.924 --> 32:24.733
چي شده؟

32:24.759 --> 32:26.798
ـ   بايد اينو بگم
ـ   اوه، باشه

32:26.894 --> 32:31.741
ببين، اين اواخر بخاطر رئيس
بودن تو رو زياد اذيت کردم

32:31.766 --> 32:35.671
ولي براي يه مرد سخته که حس
کنه توي هيچ قسمت از زندگيش

32:35.770 --> 32:38.774
ـ   فرماندهي نميکنه
ـ   عزيزم، اين چيزا ميگذره

32:38.806 --> 32:41.687
ميدونم. ولي اين اواخر يکم
حس ميکنم بدون پشتيبانم

32:41.776 --> 32:45.715
و گاهي اوقات، نياز
دارم قطار رو برونم

32:45.813 --> 32:48.885
ولي ببين، ميدونم که اين مشکل
خودمه. اين مشکل خودمه

32:48.916 --> 32:52.864
و بلند ميشم و باهاش کنارميام

33:01.763 --> 33:05.634
اوه. سلام. چه خبره؟ ها؟

33:05.733 --> 33:06.871
ادامهء اون قسمتي که ديشب

33:06.901 --> 33:07.905
...جا گذاشتيم

33:08.002 --> 33:10.883
اوه، فهميدم. فهميدم

33:10.972 --> 33:13.953
واي! منظورت از
روندن قطار اينه

33:13.975 --> 33:14.853
آره

33:14.942 --> 33:18.822
و خيلي جوانمردانه و موثره

33:18.846 --> 33:22.794
...ولي واقعا، بد موقع

33:24.819 --> 33:26.890
شوخي ميکني

33:27.922 --> 33:30.701
ـ   ديرمون ميشه
ـ   آره

33:30.792 --> 33:34.740
قراره ديرمون بشه

33:38.766 --> 33:39.972
باشه

33:40.001 --> 33:42.882
هيچ چيز مهمتر از خونواده نيست

33:42.970 --> 33:46.782
فکر ميکنم منصفانه نيست بعضيها حق
خدادادي والدين شدن رو انکار کنن

33:46.808 --> 33:50.679
...فقط بخاطر چندتا
واقعه ناگوار در گذشته

33:50.778 --> 33:55.750
حالا، براي پيدا کردن بچه تون ممکنه مجبور
باشم راههاي خلاف عُرفي رو بررسي کنم

33:55.783 --> 33:59.754
حتي ممکنه مجبور بشم از راههايي
وارد عمل بشم که ناخوش آيند جلوه کنه

33:59.754 --> 34:02.758
ولي قبل از اينکه اينکارو بکنم

34:02.790 --> 34:09.002
مدرکي لازم دارم که اثبات کنه شما آمادگي
روبه رو شدن با رقابتهاي آينده رو دارين

34:15.803 --> 34:17.783
بيست هزار دلار

34:17.805 --> 34:20.877
اين براي اثبات کافيه؟

34:21.909 --> 34:23.980
بله، کافيه

34:38.860 --> 34:41.707
از ملاقاتت خوشحالم، مرد جوان

34:41.796 --> 34:44.777
من تو رو بغل نميکنم
برام مهم نيست که پدربزرگم هستي

34:44.799 --> 34:49.805
آه، اشکالي نداره
من زياد توکار بغل کردن نيستم

34:49.837 --> 34:50.909
مايک، ميتوني بيرون منتظر بشي؟

34:51.005 --> 34:53.986
دوست دارم با زکوري تنها باشم

34:54.008 --> 34:55.988
عمرا

34:56.010 --> 35:00.757
فقط کنجکاوم، چرا اينقدر
برات مهم بود که منو ببيني؟

35:00.848 --> 35:02.828
تو نوهء من هستي

35:02.850 --> 35:05.831
از خون من هستي

35:05.853 --> 35:08.834
طبيعي نيست که بخوام
با تو رابطه داشته اشم؟

35:08.856 --> 35:13.899
وقتي ميدونم تو سعي داشتي بابامو بکشي
چه جور رابطه اي ميتونيم داشته باشيم؟

35:13.995 --> 35:17.966
مطمئنا، ميتوني خشمي که نسبت
به پدرت دارم رو درک کني

35:17.999 --> 35:20.743
بفرما، هرچقدر ميخواي
خشم داشته باش

35:20.835 --> 35:25.784
ولي اگه اتفاقي براش بيافته
قسم ميخورم ديگه منو نميبيني

35:25.807 --> 35:32.886
فقط 2 دقيقه از ملاقاتمون گذشته
و بفرما، داري منو تهديد ميکني

35:32.980 --> 35:35.824
ـ   نميتونم بيشتر از اين به خودم ببالم
ـ   جدي ميگم

35:35.850 --> 35:38.797
ميخوام قسم بخوري که با
باباي من هيچکاري نميکني

35:38.820 --> 35:43.735
کدوم بابا؟
تو دوتا بابا داري

35:49.764 --> 35:51.903
ميدوني دارم درمورد کي
حرف ميزنم. باباي خودم

35:51.933 --> 35:55.938
مردي که منو بزرگ کرده
تنها مردي که بهش اهميت ميدم

35:56.871 --> 35:58.942
پس قسم بخور

35:59.774 --> 36:03.884
قسم ميخورم. خب، حالا
که آبا ازآسياب افتاد

36:03.978 --> 36:08.723
کي حاضره يه گپ
کوچيک بزنه؟

36:26.747 --> 36:29.887
خب، اگه اين لوله کش نباشه
اومدي سوزي رو ببيني؟

36:30.300 --> 36:33.281
آره. فقط ميخواستم قبل از
جراحيش باهاش صحبت کنم

36:33.303 --> 36:37.274
به موقع رسيدي. الان قراره
بره توي اتاق عمل

36:37.307 --> 36:42.256
ـ   با جراحش قرار ميزاره
ـ   آره، به منم گفت

36:43.280 --> 36:47.094
ـ   جراحشو ديدي؟
ـ   آره. شبيه شيش ساله هاست

36:47.183 --> 36:50.164
اونا براي سوزان؟

36:50.186 --> 36:54.157
آره. گلفروش ياس بنفش رو
حراج کرده بود

36:54.190 --> 36:59.164
دکتر ران بزرگترين دستهء گل رزي که
تاحالا ديدي رو براش خريده.حال بهم زني

36:59.262 --> 37:02.334
يه نامه هم توش بود که دندونمو
درد آورد، زيادي بلوري بود

37:02.365 --> 37:06.336
کلماتي مثل دلبر و جاودانگي
توش استفاده کرده بود

37:06.369 --> 37:12.183
ـ   نزديک بود روي گلدونش بالا بيارم
ـ   نظر سوزان چيه؟

37:13.310 --> 37:16.382
بنظر واقعا ميخوادش

37:21.117 --> 37:24.155
مايک. اوه، صبرکن، وايسا. برگرد

37:24.187 --> 37:27.296
وايسا، يه ثانيه وايسا. سلام

37:27.390 --> 37:29.370
تو اينجا چيکار ميکني؟

37:29.392 --> 37:33.135
فقط ميخواستم قبل از جراحي
براي آرزوي موفقيت کنم

37:33.163 --> 37:36.169
اوه، خيلي لطف داري

37:36.266 --> 37:39.213
اينهمه راه فقط
بخاطر من اومدي؟

37:39.235 --> 37:42.082
آره. بخاطر همين اومدم

37:42.172 --> 37:46.245
اوه، همينکه اومدي
برام خيلي معني داره

37:46.409 --> 37:50.221
ـ   خب، مراقب خودت باش، سوزان
ـ   باشه

37:51.214 --> 37:54.195
خداحافظ

37:55.385 --> 37:58.264
فراموش کردي گلهاتو بهش بدي

37:58.288 --> 38:01.235
آره، اشکالي نداره

38:07.263 --> 38:08.241
سلام، سوزان

38:08.264 --> 38:11.108
اون داروها داره کار ميکنه؟
حس خوبي داري؟

38:11.134 --> 38:14.106
فوق العاده
حال تو چطوره؟

38:14.204 --> 38:18.177
خب، ميخوام بدوني
اون حرفي که اونروز زدم

38:18.274 --> 38:21.221
اون چيز چرند که قلبت
رو توي دستم بگيرم

38:22.312 --> 38:27.284
خب، چيزي که ميخواستم بگم اين بود
احساساتم براي تو، دارن بيشتر ميشن

38:27.317 --> 38:30.161
و، آه، فکر ميکنم

38:30.186 --> 38:32.132
اميدوارم تو هم نسبت به من
همين حس رو داشته باشي

38:33.189 --> 38:38.138
سوزان. من عاشقتم

38:38.294 --> 38:41.107
آو، ممنون

38:41.197 --> 38:44.371
من عاشق مايکم

38:46.136 --> 38:49.176
مايک؟ .. سوزان، مايک کيه؟

38:49.272 --> 38:52.344
مايک عشقه

38:55.345 --> 38:57.347
مايک کدوم خريه؟

38:58.181 --> 39:00.286
نميدونم، ولي با مردي به
اسم کارل عروسي کرده

39:00.316 --> 39:04.062
دکتر ران، خيلي خيلي متأسفم
بايد بهتون ميگفتم

39:04.154 --> 39:06.295
مايکي، مايکي، مايکي

39:06.389 --> 39:10.132
اوه! چرا شما هميشه
عاشق هرزه ها ميشين؟

39:10.160 --> 39:15.109
شما يه مرد خيلي خيلي قشنگين

39:20.236 --> 39:23.342
خيلي خب، آماده ايم؟

39:24.240 --> 39:27.221
ا ره. حتما

39:28.244 --> 39:31.225
بيا اين جنده رو جر بديم

39:38.221 --> 39:39.359
داري چکار ميکني؟

39:39.389 --> 39:42.065
وکيلت روي تلفن برام
يه پيغام گذاشته بود

39:42.158 --> 39:44.297
مثل اينکه 4 هفته
ديگه دادگاه داريم

39:44.327 --> 39:46.307
و ميخوام آماده بشم

39:46.329 --> 39:48.106
اوه، فهميدم

39:48.198 --> 39:51.102
پس، ميخواي براي قاضي
وانمود کني که هوشياري

39:51.201 --> 39:53.181
اوه، وانمود کردني درکار نيست

39:53.203 --> 39:57.310
فردا دارم در اولين جلسهء
ترک الکل حاضر ميشم

39:57.340 --> 40:03.088
اوني که توي بدترين قسمت شهر هستش رو
انتخاب کردم، پس هيچ آشنايي رو نميبينم

40:03.179 --> 40:06.251
خيلي خب، ميخواي
چي رو ثابت کني؟

40:06.282 --> 40:09.286
ادراک جزء واقعياته

40:09.319 --> 40:13.065
و اگه مردم حس ميکنن که من
با الکل مشکل دارم، پس دارم

40:13.156 --> 40:16.137
و مطمئنا نميخوام چندتا قاضي
احمق از اين سرگرمي من

40:16.159 --> 40:19.140
...بعنوان بهونه اي براي
پولدار شدن تو استفاده کنند

40:19.162 --> 40:26.376
واسه همين منم خيلي راحت شراب رو
ترک ميکنم و يه شخص رها از الکل ميشم

40:27.170 --> 40:29.175
نقشهء خوبي. ولي کارساز نيست

40:29.272 --> 40:34.244
ببين، باهات شرط ميبندم که
آخرش پات به دادگاه کشيده ميشه

40:34.277 --> 40:39.226
اوه، اندرو. فکر نميکني اونقدري دوستت
دارم که بخاطرت الکل رو ترک کنم؟

40:40.116 --> 40:42.155
ببين، من 17 سالمه، خب؟

40:42.252 --> 40:45.233
تو فقط ميتوني تا يه سال
ديگه منو اينجا نگه داري

40:45.255 --> 40:47.260
چرا نميزاري من برم؟

40:47.357 --> 40:50.101
چون هنوز کارم
باهات تموم نشده

40:50.193 --> 40:54.164
وظيفهء منه که يادت بدم، و ميدونم
نصف اون مردي که ميتوني بشي نيستي

40:54.197 --> 40:58.170
خب، برات خبراي خوب دارم
از اين بهتر ديگه نميشم

40:58.268 --> 41:01.340
اگه واقعا همچين فکري ميکردم، همين الان
يه تفنگ برميداشتم و هردومون رو ميکشتم

41:01.371 --> 41:03.251
مامان، هردومون ناراحتيم

41:03.339 --> 41:08.086
چرا فقط نميزاري پس اندازمو بردارم
و من براي هميشه از سرت وا ميشم

41:08.177 --> 41:10.248
خواهش ميکنم

41:13.283 --> 41:17.356
تو يه جندهء سنگدلي
ميدونستي؟

41:26.162 --> 41:30.235
ببخشيد. دستم خطا رفت

41:32.368 --> 41:34.143
ازت متنفرم

41:34.170 --> 41:38.118
ميدوني، نفرت نقطه
متقابل عشق نيست

41:38.141 --> 41:40.021
اين بي علاقگي

41:40.109 --> 41:43.318
و اگه از من متنفري، يعني
هنوزم به من اهميت ميدي

41:43.346 --> 41:45.348
و هنوز با هم مرتبطيم

41:45.348 --> 41:50.297
و هنوز شانس اينو
دارم که درستت کنم

41:56.292 --> 42:02.368
اينطوري بود که بيري ونديکمپ
بالاخره روتين هفتگيش عوض شد

42:03.199 --> 42:06.180
اون هنوز سه شنبه ها نظافت ميکنه

42:06.202 --> 42:09.106
چهارشنبه ها قبوضش رو
پرداخت ميکنه

42:09.205 --> 42:13.176
و پنج شنبه ها لباسشوئي رو
روشن ميکنه

42:13.209 --> 42:18.158
و حالا جمعه هاش براي
يه جلسه رزرو شده بودند

42:19.215 --> 42:24.121
يه جلسهء خاص که در مقابل
مردمي که نميشناخت مي ايستاد

42:24.220 --> 42:29.192
اسم من بيريه. من يه
معتاد به الکل هستم

42:29.225 --> 42:32.331
و چيزهايي رو ميگفت
که باور نداشت

42:35.198 --> 42:40.113
و بعدش، بيري به خونه
ميومد و خستگي

42:41.137 --> 42:47.281
...اتمام يک هفتهء موفقيت آميز
ديگه رو رفع ميکرد

42:47.306 --> 43:30.450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
