1
00:00:00,300 --> 00:00:02,177
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,173
تو بچه هاي منو به خطر
انداختي و بعدش دروغ گفتي

3
00:00:04,270 --> 00:00:08,016
ـ   تو با الکل مشکلي داري؟
<font color=#FF8000>لينت يه سوال پرمحتوا پرسيد</font>

4
00:00:08,108 --> 00:00:10,987
اوني که با پسر تو
ميخوابيده من بودم

5
00:00:11,011 --> 00:00:13,218
ـ   ولي الان ديگه تموم شده
ـ   نه، اشتباه ميکني

6
00:00:13,246 --> 00:00:15,126
حتي به آخرش
نزديک هم نشدي

7
00:00:15,215 --> 00:00:18,028
<font color=#FF8000>...گبرييل اعتراف کرد
</font>ـ   اينم از نامه هاتون

8
00:00:18,118 --> 00:00:20,064
<font color=#FF8000>...موقعي که نوح دنبال زک ميگشت</font>

9
00:00:20,086 --> 00:00:24,057
نگران اون پسرم. چه جور
آدمايي از يه معتاد يه بچه ميخرن؟

10
00:00:24,057 --> 00:00:26,162
<font color=#FF8000>...توي نقشهء فيليسا براي</font>

11
00:00:26,192 --> 00:00:31,005
ببين پائول يانگ بازم از
اين صندوقچه ها داره يا نه

12
00:00:31,031 --> 00:00:33,238
<font color=#FF8000>...انتقام ايفاي نقش ميکرد</font>

13
00:00:34,067 --> 00:00:37,005
<font color=#FF8000>چيزي که از شوهرم، پائول يانگ رو
يه سرمايه گذار خوب ساخته بود</font>

14
00:00:37,103 --> 00:00:41,074
<font color=#FF8000>توانايي غيرطبيعي اون
در پيش بيني آينده بود</font>

15
00:00:41,107 --> 00:00:43,954
زک، چطوري اينکارو کردي؟

16
00:00:44,044 --> 00:00:47,153
<font color=#FF8000>عاقبت داشتن کفش بنددار
رو پيش بيني ميکرد</font>

17
00:00:47,247 --> 00:00:52,128
<font color=#FF8000>ظهور سه تا فنجون قهوه سه
دلاري رو پيش بيني ميکرد</font>

18
00:00:52,152 --> 00:00:57,192
<font color=#FF8000>حتي شکستن حيرت آور بطري
آب رو هم پيش بيني ميکرد</font>

19
00:00:58,024 --> 00:01:00,026
بله، پائول يانگ هستم

20
00:01:00,060 --> 00:01:03,041
داشتم نتيجهء انتخابات
توي برزيل رو ميخوندم

21
00:01:03,063 --> 00:01:05,134
وقتشه به قولت عمل کني

22
00:01:06,232 --> 00:01:10,203
<font color=#FF8000>ولي اون گوي جادوئي که
پائول از توش آينده رو ميخوند</font>

23
00:01:10,236 --> 00:01:12,216
<font color=#FF8000>...و در بورس سهام
هم خوب کار ميکرد</font>

24
00:01:12,238 --> 00:01:16,209
<font color=#FF8000>گاهي اوقات اونو
به مقصد نميرسوند</font>

25
00:01:16,242 --> 00:01:17,985
ـ   پائول يانگ؟
ـ   بله

26
00:01:18,078 --> 00:01:19,056
کاراگاه ساليوان

27
00:01:19,079 --> 00:01:21,059
براي چندتا سوال بايد
به مرکز شهر بياين

28
00:01:21,081 --> 00:01:24,155
ـ   درمورد چي؟
ـ   گزارشاتي از کلاهبرداري با کارت اعتباري داريم

29
00:01:24,250 --> 00:01:27,197
...و اسم شما با چندين مظنون مرتبطه

30
00:01:27,220 --> 00:01:29,100
خب، بابد اشتباه شده باشه

31
00:01:29,189 --> 00:01:30,193
ممکنه

32
00:01:30,290 --> 00:01:33,237
و هنوزم لازمه که بريم مرکز
شهر و موضوع رو حل کنيم

33
00:01:33,259 --> 00:01:36,001
باشه

34
00:01:37,030 --> 00:01:41,172
ـ   چقدر طول ميکشه؟
ـ   نگران نباش. فقط يه اشتباهه

35
00:01:41,196 --> 00:01:49,096
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

36
00:01:49,175 --> 00:01:52,156
بريم

37
00:01:58,084 --> 00:02:00,965
چي شده؟ فکر کردم
ميخواستي سوال بپرسي

38
00:02:01,054 --> 00:02:03,992
ـ   بعد از اينکه توقيف شدي
ـ   توقيف؟ توقيف براي چي؟

39
00:02:04,090 --> 00:02:06,229
به هرحال، اينجا نميتونين
توقيفشون کنين، کاراگاه

40
00:02:06,259 --> 00:02:09,163
اينجا جا نداريم

41
00:02:09,262 --> 00:02:11,242
بايد ببرينش توي شهرک

42
00:02:11,264 --> 00:02:13,244
جريان چيه؟
اين ديوانگي

43
00:02:13,266 --> 00:02:15,009
ميخوام به وکيلم زنگ بزنم

44
00:02:15,101 --> 00:02:18,173
اصلا فکر ميکنين دارين
چه غلطي ميکنين، ها؟

45
00:02:18,204 --> 00:02:22,152
اين مسخره ست

46
00:02:25,044 --> 00:02:27,149
من بايد يه زنگ بزنم

47
00:02:28,214 --> 00:02:31,061
<font color=#FF8000>بله، در دنياي سرمايه گذاري</font>

48
00:02:31,151 --> 00:02:35,190
<font color=#FF8000>شوهرم توانايي چشمگيري
در ديدن آينده داشت</font>

49
00:02:35,221 --> 00:02:38,225
پائول يانگ، برات يه پيغام داريم

50
00:02:39,225 --> 00:02:43,037
پدر ديادرا گفت
سلامشو بهت برسونيم

51
00:02:45,231 --> 00:02:51,113
<font color=#FF8000>ولي متأسفانه، پائول اين
يکي رو پيش بيني نميکرد</font>

52
00:02:57,243 --> 00:02:59,987
<font color=#FF8000>بيري ونديکمپ يه
روتين هفتگي داشت</font>

53
00:03:00,079 --> 00:03:03,060
<font color=#FF8000>که سالها بود دنبالش ميکرد</font>

54
00:03:05,151 --> 00:03:08,155
<font color=#FF8000>سه شنبه ها نظافت ميکرد</font>

55
00:03:08,188 --> 00:03:12,059
<font color=#FF8000>چهارشنبه ها قبوض رو
پرداخت ميکرد</font>

56
00:03:12,158 --> 00:03:16,163
<font color=#FF8000>پنج شنبه ها لباسشوئي رو
روشن ميکرد</font>

57
00:03:16,196 --> 00:03:18,201
<font color=#FF8000>و بعد از اينکه اين کارهاي
طاقت فرسا به اتمام ميرسيد</font>

58
00:03:18,298 --> 00:03:22,144
<font color=#FF8000>با يه مشروب کوچيک
رفع خستگي ميکرد</font>

59
00:03:22,168 --> 00:03:25,208
<font color=#FF8000>چيزي که بيري نميدونست اين
بود که آخرين ضميمهء روتينش</font>

60
00:03:25,305 --> 00:03:29,051
<font color=#FF8000>مورد توجه دوستانش
واقع شده بود</font>

61
00:03:29,142 --> 00:03:34,114
<font color=#FF8000>و حالا تبديل به قسمتي از روتين اونا
براي بحث درموردش شده بود</font>

62
00:03:34,147 --> 00:03:37,995
ظاهرا بيري زيادي
خورده و پس افتاده

63
00:03:38,084 --> 00:03:40,257
چيز بعدي اي که فهميدم
توي اداره يکي بهم زنگ زد

64
00:03:40,286 --> 00:03:43,165
يه نفر بچه هامو درحال پرسه
زدن توي خيابون پيدا کرده بود

65
00:03:43,189 --> 00:03:46,002
ـ   اوه، خداي من
ـ   از اونموقع بيري رو ديدي؟

66
00:03:46,092 --> 00:03:47,196
نه، نگرانشم

67
00:03:47,227 --> 00:03:51,198
ولي نميدونم بعدي اون حرفي
که زد چطوري برم پيشش

68
00:03:58,271 --> 00:04:01,948
سلام، بيري، حالت چطوره؟

69
00:04:02,041 --> 00:04:04,046
واقعا خوبم

70
00:04:04,143 --> 00:04:07,215
آم، ديدم قبل از اينکه لينت بره
سر کار داشتين باهم حرف ميزدين

71
00:04:07,247 --> 00:04:09,184
داشتين درمورد
چي حرف ميزدين؟

72
00:04:09,282 --> 00:04:11,091
اوه، هيچي

73
00:04:11,117 --> 00:04:14,098
من و کارلوس ميخوايم امروز
بريم پيش يه وکيل فرزندخوندگي

74
00:04:14,120 --> 00:04:15,158
منم ميخوام برم بيمارستان

75
00:04:15,255 --> 00:04:17,101
بالاخره ميخوام جراحي کنم

76
00:04:17,190 --> 00:04:19,170
اوه، که اينطور

77
00:04:19,192 --> 00:04:23,038
لينت درمورد اون کدورت
کوچولومون چيزي نگفت؟

78
00:04:23,062 --> 00:04:26,068
ـ   فقط سَرسَري
ـ   زياد حرف نزد

79
00:04:26,165 --> 00:04:31,114
چون اتفاقي که افتاده بود، بخاطر اين
بود که تصادفاً داروي آنتي هيستامينم

80
00:04:31,137 --> 00:04:33,117
...با يه ليوان کوچيک شرابي
که خورده بود م قاطي شده بود

81
00:04:33,139 --> 00:04:38,111
و خواب رفتم، ميدونين
موقعي که مراقب بچه هاش بودم

82
00:04:38,111 --> 00:04:40,182
منظورم اينه که، دوست دارم با
شام يه کوچولو شراب بخورم

83
00:04:40,213 --> 00:04:43,185
منظورم اينه که، هر ازچندگاهي
ميدونين، کي دوست نداره؟

84
00:04:43,283 --> 00:04:48,028
ولي منظورم اينه که، ميدونين
خدشه دار کردن کل اعتبار من

85
00:04:48,054 --> 00:04:50,261
اوه، بيري، اون تو رو
بي اعتبار نکرد، جدي ميگم

86
00:04:52,191 --> 00:04:54,071
خب، خوبه. منظورم
اينه که، من فقط

87
00:04:54,160 --> 00:04:56,231
نميخوام شما اشتباه برداشت کنين

88
00:04:56,262 --> 00:04:58,037
خب، من دارم ميرم فروشگاه

89
00:04:58,064 --> 00:04:59,136
امروز حراج لوازم پارچه اي دارن

90
00:04:59,232 --> 00:05:02,076
فکر کردم برم يه جلو دري
واسه حموم بخرم

91
00:05:02,101 --> 00:05:04,172
اوه، شما نميخواين؟

92
00:05:04,203 --> 00:05:07,275
ـ   نه ممنون
ـ   باشه. هر جور راحتين

93
00:05:10,076 --> 00:05:14,149
واي. بوي الکل رو از
توي نفسش حس کردي؟

94
00:05:14,180 --> 00:05:15,923
آره

95
00:05:16,015 --> 00:05:17,289
اوه

96
00:05:17,317 --> 00:05:20,164
بعدش اسکيموي ما روشو
ميکنه سمت دوربين و ميگه

97
00:05:20,253 --> 00:05:26,067
اين محصول بهتون نفسي به
خنکي قطب شمال ميده

98
00:05:27,260 --> 00:05:30,173
پس، نظرتون چيه؟

99
00:05:30,196 --> 00:05:33,268
يجورايي يکم آشناست

100
00:05:35,034 --> 00:05:39,076
توي تبليغ دئودورانت ماه پيش
بادته؟

101
00:05:39,172 --> 00:05:43,018
اين کاملا فرق ميکنه. اونا دوتا اسکيمو
بودند که داشتن روي يخ مسابقه ميدادن

102
00:05:43,042 --> 00:05:45,183
اسکيموي ما داره سعي
ميکنه زنشو راضي کنه

103
00:05:45,278 --> 00:05:49,158
آره، نه، تفاوتشون رو زياد نميبينم

104
00:05:49,282 --> 00:05:52,263
فکر ميکنم از اين بهترم
ميتونيم درست کنيم. باشه؟

105
00:05:52,285 --> 00:05:56,233
خب، سالي نوبت توئه
چي داري؟

106
00:06:01,227 --> 00:06:03,073
ـ   سلام
ـ   سلام

107
00:06:03,162 --> 00:06:06,200
تفاوتشون رو زياد نميبينم ؟
اون يعني چي؟

108
00:06:06,232 --> 00:06:09,079
اگه ميخواي در اينمورد
حرف بزني، درو ببند

109
00:06:09,168 --> 00:06:14,117
ميدونم يکم بد بودم. ولي ميدوني چرا؟
اون کارت مثل کارآدماي بي تجربه بود

110
00:06:14,140 --> 00:06:16,919
ممکنه از ايده هاي من خوشت نياد
ولي نميتوني بگي من سخت کار نکردم

111
00:06:17,009 --> 00:06:19,182
اوه، خواهش ميکنم
من با تو زندگي ميکنم

112
00:06:19,212 --> 00:06:22,193
ديشب، وقتي بايد اون
طرح رو درست ميکردي

113
00:06:22,215 --> 00:06:24,991
ـ   داشتي بازي نگاه ميکردي
ـ   من بازي نگاه نميکردم

114
00:06:25,017 --> 00:06:28,089
ـ   من تو رو ديدم
ـ   باشه، حالا نميتونم نتيجه بازي رو ببينم؟

115
00:06:28,121 --> 00:06:31,125
يعني داري ميگي با دل و جون
روي اون طرح کار کردي؟

116
00:06:31,157 --> 00:06:34,004
من براي اون طرح
واقعا سخت کار کردم

117
00:06:34,093 --> 00:06:37,074
يعني ميگي 100 درصد
بهش وقت دادي؟

118
00:06:37,096 --> 00:06:41,067
خب، دقيقا. پس چي
برو ايده هاي جديدتر پياده کن

119
00:06:41,100 --> 00:06:45,276
و موقع نهار مرورش
ميکنيم، باشه؟

120
00:06:47,140 --> 00:06:49,245
رئيس تويي

121
00:06:50,243 --> 00:06:52,223
بله، هستم

122
00:06:54,213 --> 00:06:56,957
ـ   سلام
ـ   سوزان

123
00:06:57,049 --> 00:06:58,119
خوشحالم بازم ميبينمت

124
00:06:58,151 --> 00:07:02,224
ـ   واقعا انتظار جراحيتو ميکشم
ـ   و منم واقعا اوميدوارم چپ دست باشي

125
00:07:02,255 --> 00:07:03,998
نه. حتي نميتونم اسممو بنويسم

126
00:07:04,090 --> 00:07:07,094
اين نتيجهء اسکي
ياد دادن به بچه مه

127
00:07:08,227 --> 00:07:11,003
جالبه. پس، جراحي من چي؟

128
00:07:11,030 --> 00:07:12,170
اوه، هنوزم انجامش ميدم

129
00:07:12,265 --> 00:07:15,041
البته، با کمک دکتر ران

130
00:07:15,067 --> 00:07:17,047
دکتر کانينگام کنار من مي ايستن

131
00:07:17,069 --> 00:07:19,208
دستاي من و مغز اون
گلچين مارو داري

132
00:07:19,238 --> 00:07:21,084
پس من آماده ام

133
00:07:21,174 --> 00:07:23,120
تو رو تحت مراقبت ميزاريم

134
00:07:23,142 --> 00:07:25,181
پس خوشبختانه
فردا جراحيت ميکنيم

135
00:07:25,278 --> 00:07:29,124
اگه اشکالي نداره، دوست دارم
يه دقيقه با بيمارم مشورت کنم

136
00:07:29,148 --> 00:07:33,187
اوه، درسته، اون جريان

137
00:07:35,021 --> 00:07:36,161
کدوم جريان؟

138
00:07:36,255 --> 00:07:40,203
آم، خب، غافلگير کننده ست، ولي

139
00:07:43,196 --> 00:07:47,235
اوه، خداي من. اونا خيلي قشنگن

140
00:07:48,201 --> 00:07:52,274
ببين، اين اواخر درمورد
خودمون زياد فکر کردم

141
00:07:52,305 --> 00:08:00,247
اين جراحي رو پشت سر ميزاريم و از
اونجا به بعد باهم به سمت آينده مون ميريم

142
00:08:00,279 --> 00:08:03,023
و من واقعا توي ابراز
احساساتم کم ميارم

143
00:08:03,115 --> 00:08:05,186
بخاطر همين همه شو نوشتم

144
00:08:06,052 --> 00:08:07,122
يه کارت اونجاست

145
00:08:08,221 --> 00:08:11,998
ولي تا وقتي من اينجائم
نميتوني بخونيش

146
00:08:12,024 --> 00:08:13,995
اينطوري خيلي استرسزاست

147
00:08:14,093 --> 00:08:17,233
الان ميخوام برم

148
00:08:25,004 --> 00:08:27,075
واي

149
00:08:28,074 --> 00:08:29,178
واي

150
00:08:32,111 --> 00:08:35,183
آه، اون خيلي رومانتيک

151
00:08:35,214 --> 00:08:37,285
اجازه هست؟

152
00:08:38,117 --> 00:08:40,188
اوه، اين يجورايي شخصي

153
00:08:40,219 --> 00:08:42,963
خب، من توي انتخاب
گلها کمکش کردم

154
00:08:43,055 --> 00:08:46,127
اوه، آم

155
00:08:47,026 --> 00:08:49,302
باشه

156
00:08:52,131 --> 00:08:56,079
پشتش هم هست

157
00:09:02,208 --> 00:09:05,089
پس چطوري بايد عمل کنيم؟ بايد
توي يه کاتالوگ يا چيزي نگاه کنيم؟

158
00:09:05,177 --> 00:09:07,023
کاشکي به همين راحتي بود

159
00:09:07,113 --> 00:09:11,061
بايد بفهمين، که براي هر بچه
ده خونواده هست که ميخوانش

160
00:09:11,083 --> 00:09:14,257
شما بچه تون رو انتخاب نميکنين
مادرش شما رو انتخاب ميکنه

161
00:09:14,287 --> 00:09:16,064
واقعا؟

162
00:09:16,155 --> 00:09:18,135
پس، فکر ميکنين
شانسمون چقدره؟

163
00:09:18,157 --> 00:09:20,196
هرکاري که لازم
باشه انجام ميديم

164
00:09:20,293 --> 00:09:23,274
خب، معمولا مادر
بچه يه دختر جوان

165
00:09:23,296 --> 00:09:25,276
اون ميخواد مطمئن بشه که
شما آدماي باقابليتي هستين

166
00:09:25,298 --> 00:09:29,044
حالا، براي اينکه نشونش بدين
باهم يه جلسه خونوادگي ميزارين

167
00:09:29,135 --> 00:09:31,174
ـ   چي هست؟
ـ   عکسهاي خونوادگي

168
00:09:31,270 --> 00:09:33,216
تاييديه دادگاه، از اونجور چيزا

169
00:09:33,239 --> 00:09:37,212
پس، آه ... براي والدين
شدن، امتحانن ميديم؟

170
00:09:37,310 --> 00:09:39,121
ميشه اونطوري هم گفت

171
00:09:39,211 --> 00:09:45,062
پس فقط براي روشن شدن، يه کاپيتان جنده
توي رخت کن با مربي تيم ريخته روهم

172
00:09:45,151 --> 00:09:51,067
وميخواد مطمئن بشه ما
آدماي با قابليتي هستيم؟

173
00:09:51,157 --> 00:09:55,264
احتياجي نيست به
اون سوال جواب بدين

174
00:10:01,067 --> 00:10:04,048
مجبور نيستي از من قايمش کني

175
00:10:05,004 --> 00:10:07,041
مشروب خوردنت ، ناراحتم نميکنه

176
00:10:07,073 --> 00:10:09,212
اوه، من چيزي رو قايم نکردم

177
00:10:09,241 --> 00:10:12,987
من داشتم از روز ... لذت ميبردم

178
00:10:13,079 --> 00:10:16,188
ـ   چي ميخواي؟
ـ   خب، هميشه با ماشين ماسون ميرفتم مدرسه

179
00:10:16,282 --> 00:10:19,263
و باباش اونا رو برده
توکسان ، واسه همين

180
00:10:19,285 --> 00:10:22,166
خب، اگه ميخواي با ماشين بري
مدرسه، خوشحال ميشم برسونمت

181
00:10:22,254 --> 00:10:26,031
نه، من اينو نميخوام
من يه ماشين ميخوام

182
00:10:26,058 --> 00:10:27,995
خب، پس پيشنهاد
ميکنم يه کار پيدا کني

183
00:10:28,094 --> 00:10:34,170
چرا وقتي استطاعت چيزيکه ميخوام رو
دارم بايد توي يه ساندويچ فروشي کار کنم؟

184
00:10:34,233 --> 00:10:36,113
ما به پس اندازت دست نميزنيم

185
00:10:36,202 --> 00:10:38,207
ـ   پول خودمه
ـ   نه تا وقتي 21 سال نشدي

186
00:10:38,304 --> 00:10:41,185
اگه دست من بود، تا 50
سالگيت بهت نميدادمشون

187
00:10:41,273 --> 00:10:44,985
منظورم اينه که، هردومون ميدونيم
که تا آخرين قرونش رو حروم ميکني

188
00:10:45,077 --> 00:10:48,058
چرا اينجوري شدي؟

189
00:10:49,081 --> 00:10:53,157
عزيزم، چون اين وظيفهء منه که
مسئوليت پذيري رو به تو ياد بدم

190
00:10:53,252 --> 00:10:56,233
رسيدن به اهداف
به تعويق انداختن لذايذ

191
00:10:56,255 --> 00:10:59,236
شما در مورد به تعويق
انداختن لذايذ چي ميدونين؟

192
00:10:59,258 --> 00:11:03,001
هنوز حتي ظهر نشده، شما
سه ليوان شراب خوردين

193
00:11:03,029 --> 00:11:06,101
حالا که دوباره فکر کردم
من تو رو مدرسه نميرسونم

194
00:11:06,132 --> 00:11:08,945
ـ   پياده روي برات خوبه
ـ   مامان، شوخي نميکنم

195
00:11:09,035 --> 00:11:12,983
ـ   من پولم رو ميخوام
ـ   جوابت منفيه

196
00:11:13,005 --> 00:11:15,246
خب، الان يه پير مست
بدجنس نيستي

197
00:11:18,177 --> 00:11:25,220
هرچيزي که قرار بود اين کشيده
يادم بده، بگمونم ياد گرفتم

198
00:11:37,525 --> 00:11:38,663
تو اينجا چيکار ميکني؟

199
00:11:38,693 --> 00:11:41,437
دارم از روان ابريشمين و
صاف دکتر ران لذت ميبرم

200
00:11:41,529 --> 00:11:44,535
ـ   يا بايد بگم، دکتر عشق؟
ـ   اونو بده من

201
00:11:44,632 --> 00:11:45,610
از اينجاش خوشم مياد

202
00:11:45,633 --> 00:11:50,480
صبر ندارم تا توي اتاق عمل با تو
باشم تا بتونم قلبت رو لمس کنم

203
00:11:50,505 --> 00:11:53,486
...چون تو اعماق قلب
منو لمس کردي

204
00:11:53,508 --> 00:11:55,579
وقتي بلند نخوانيش قشنگتره

205
00:11:55,610 --> 00:11:59,456
چرا داري اينو ميخوني؟
اونا افکار محرمانهء دکتر ران

206
00:11:59,481 --> 00:12:02,590
آره، فهميدم. ميدوني، حس ميکنم
که اون واقعا تو رو دوست داره

207
00:12:02,684 --> 00:12:05,531
ـ   خب؟ . ـ   تو هم
واقعا دوستش داري؟

208
00:12:05,620 --> 00:12:10,433
معلومه که دارم
اون باهوش و بامزه و مهربونه

209
00:12:10,458 --> 00:12:11,564
باهوش و بامزه و مهربون

210
00:12:11,659 --> 00:12:13,605
کلمهء عشق رو توشون نشنيدم

211
00:12:13,628 --> 00:12:16,600
خب، اون يه کلمهء بزرگه
ما تازه داريم باهم قرار ميزاريم

212
00:12:16,698 --> 00:12:20,407
و يه پيوندي داريم، و
ميخوام از پيوند وارد بشم

213
00:12:20,435 --> 00:12:22,315
ـ   و ببينم به کجا ختم ميشه
ـ   اوه، گرفتم

214
00:12:22,403 --> 00:12:24,644
تا وقتي چيزي رو حس نکردي
اونو با خودت ميکشوني

215
00:12:24,672 --> 00:12:27,416
...و پنج سال بعدي
زندگيت رو تلف ميکني

216
00:12:27,509 --> 00:12:30,422
مثل همون 12 سالي
که با تو تلف کردم؟

217
00:12:30,445 --> 00:12:33,622
چرا داريم دراينمورد حرف ميزنيم؟
يادم نمياد نظر تو رو پرسيده باشم

218
00:12:33,715 --> 00:12:36,491
چون ما زن و شوهريم
و من حق دارم

219
00:12:36,518 --> 00:12:38,489
و يکي از همونا حق
داره اذيتت کنه

220
00:12:38,586 --> 00:12:40,363
باشه، ميدوني، حالا ميتوني بري

221
00:12:40,455 --> 00:12:44,326
کاشکي ميتونستم روح
تو رو ام آرآي کنم

222
00:12:44,425 --> 00:12:45,460
برو

223
00:12:45,493 --> 00:12:47,666
هيچم خنده دار نيست

224
00:12:48,530 --> 00:12:54,506
مراقب همسر من باش
داره گريه ميکنه

225
00:12:54,602 --> 00:12:57,640
اوه، اين يکي از اونايي
که توي تعطيلات گرفتيم

226
00:12:59,641 --> 00:13:02,417
گبي، اين عکسها بلااستفاده اند

227
00:13:02,443 --> 00:13:03,583
اونا ميخوان بگن

228
00:13:03,678 --> 00:13:06,659
اين آدما شايستگي بزرگ
کردن يه بچه رو دارند

229
00:13:06,681 --> 00:13:09,585
ـ   خب؟ . ـ   تو بالات بيرونه

230
00:13:09,684 --> 00:13:12,494
ولي، اين توي خيابون بارت

231
00:13:12,520 --> 00:13:14,525
و دستات اونجاهامو پوشونده

232
00:13:14,622 --> 00:13:19,596
منظورت اون دستي که شراب توشه و
اون يکي دستي که سيگار کوبايي توشه؟

233
00:13:19,694 --> 00:13:23,471
ـ   آره، چقدر خوش بود
ـ   گبي

234
00:13:23,498 --> 00:13:26,672
ـ   باشه، از اين استفاده نميکنيم
ـ   از هيچکدومشون نميتونيم استفاده کنيم

235
00:13:26,701 --> 00:13:30,549
توي همهء عکسامون يا داريم مشروب
ميخوريم، يا داريم سيگار ميکشيم، يا لختيم

236
00:13:30,638 --> 00:13:33,348
خب ما دوست داريم
خوش بگذونيم. چه کسي

237
00:13:33,441 --> 00:13:36,513
...ميتونه اينو بهتر از يه
نوجوان مجرد گيج بفهمه؟

238
00:13:36,544 --> 00:13:42,654
اين قضيه جديه. اگه نتونيم
خودمونوآدماي خوب جلوه بديم

239
00:13:42,684 --> 00:13:48,364
خب، پس بايد يکي رو پيدا کنيم
که بتونه برامون اينکارو بکنه

240
00:13:48,456 --> 00:13:51,596
پس، ازم ميخواين، بعنوان
والدين از شما تبليغ کنم؟

241
00:13:51,626 --> 00:13:54,402
تو توي اداره آگهي هستي
ميتوني اينکارو بکني

242
00:13:54,429 --> 00:13:58,502
فقط برامون يه گواهي بنويس که
بگه ما با بچه ها خوب هستيم

243
00:13:58,566 --> 00:14:00,546
اوه، و اينم مال توئه

244
00:14:00,568 --> 00:14:02,707
اوه، مجبور نيستين به من رشوه بدين
ما با هم دوستيم

245
00:14:04,472 --> 00:14:06,543
اونو توي يادت نگه دار
همچنين اگه اشکالي نداره

246
00:14:06,574 --> 00:14:08,485
ما والدين تعميدي
بچه هاي تو باشيم؟

247
00:14:08,509 --> 00:14:10,580
اوه، آه ... باشه

248
00:14:10,612 --> 00:14:13,559
عاليه، و ميتونيم براي استنادش
چندتا عکس جعلي هم بگيريم؟

249
00:14:14,415 --> 00:14:18,422
فکر نميکنم با خودتون
دربازکن هم آورده باشين؟

250
00:14:18,519 --> 00:14:23,425
اون حکم قانوني نداشت، و شما
بازداشتش کردين، پس بايد بگين

251
00:14:23,524 --> 00:14:24,594
سلام، مايک

252
00:14:24,626 --> 00:14:26,606
فيليسيا، تو اينجا چيکار ميکني؟

253
00:14:26,628 --> 00:14:28,405
اوه، خيلي باعجله رفتم

254
00:14:28,496 --> 00:14:31,477
کلي کار ناتموم بود که
فراموش کردم تموم کنم

255
00:14:31,499 --> 00:14:33,470
بايد کار خيلي مهمي باشه

256
00:14:33,568 --> 00:14:36,549
...که تو رو پيش مردي که فکر
ميکني خواهرتو کشته برگردونده

257
00:14:36,571 --> 00:14:38,508
خوب شد از پائول گفتي

258
00:14:38,606 --> 00:14:41,487
ميدوني، ديشب پليس
اومد و اونوبرد

259
00:14:41,576 --> 00:14:42,546
پليس؟

260
00:14:42,644 --> 00:14:45,591
و اونجوري که اونا بردنش

261
00:14:45,613 --> 00:14:48,357
اوه، فکر نميکنم به
اين زوديها برگرده

262
00:14:48,449 --> 00:14:51,487
(زک): فقط ميخوام باهاش
صحبت کنم، همين

263
00:14:56,691 --> 00:14:58,637
هيچ معلومه چه خبره؟

264
00:14:58,660 --> 00:15:00,506
به تو ربطي نداره، مايک

265
00:15:00,595 --> 00:15:03,374
گوش کن چي ميگم. اگه براي
پائول يانگ اتفاقي بيافته

266
00:15:03,464 --> 00:15:07,674
افتاده. يک ساعت پيش

267
00:15:08,636 --> 00:15:10,379
مرده؟

268
00:15:10,471 --> 00:15:14,442
همونطور که گفتم
به تو ربطي نداره

269
00:15:14,442 --> 00:15:17,389
نوح، شايد حاليت نيست
بدکاري کردي

270
00:15:17,412 --> 00:15:19,588
تو مهمترين شخص در
زندگي نوه ت رو کشتي

271
00:15:19,681 --> 00:15:22,662
فکر ميکني وقتي خبردار بشه
بازم کاري به کارت داشته باشه؟

272
00:15:22,684 --> 00:15:26,598
و باور کن، کاري
ميکنم خبردار بشه

273
00:15:36,564 --> 00:15:40,412
عزيزم، اين گوشت سرخ شده
يکم ... يخورده سوخته

274
00:15:40,501 --> 00:15:42,572
اوه، آره. داشتم پشت تلفن
با سوزان صحبت ميکردم

275
00:15:42,603 --> 00:15:45,484
و يخورده بيشتر از اوني که بايد
سرخ ميشد، سرخ شد. متأسفم

276
00:15:45,573 --> 00:15:48,554
اشکالي نداره

277
00:15:49,510 --> 00:15:53,583
ـ   اينقدر بده؟ ـ   نه
نه، اصلا بد نيست

278
00:15:53,614 --> 00:15:58,361
اوه، خوبه. پارکر
آرنجت رو روي ميز نذار. يالا

279
00:15:58,453 --> 00:15:59,659
قبول داري که بهترين
تلاشت نبوده

280
00:15:59,687 --> 00:16:01,396
ها؟

281
00:16:01,489 --> 00:16:04,370
غذا. قبول داري که توي
وظيفه ت کوتاهي کردي

282
00:16:04,459 --> 00:16:07,499
قبول داري که 001درصد
بهش وقت ندادي، درسته؟

283
00:16:07,595 --> 00:16:11,634
تام، اگه ميخواي چيزي بگي، چرا قبل از
اينکه بشقاب رو طرفت پرت نکردم نميگي

284
00:16:11,666 --> 00:16:15,512
هيچکس هميشه 100 تلاشش رو
روي چيزي نميزاره چون غيرممکنه

285
00:16:15,536 --> 00:16:18,415
تو ميتوني با وقت و انرژي اي
که داري بهترين تلاشتو بکني

286
00:16:18,439 --> 00:16:20,580
همونجا نگهش دار
اين يه غذاست. ها، ها، ها

287
00:16:20,675 --> 00:16:23,385
ارائهء تو، جزء کار بود

288
00:16:23,478 --> 00:16:29,429
داري ميگي کارمندات بيشتر از
خونواده ت لياقت رسيدگي دارن؟

289
00:16:34,522 --> 00:16:38,493
باشه. اگه بخاطر ناراحت کردن
تو توي اداره عذرخواهي کنم

290
00:16:38,493 --> 00:16:40,598
ميتونيم فراموشش کنيم و
از شاممون لذت ببريم؟

291
00:16:40,628 --> 00:16:43,609
صد در صد

292
00:16:43,664 --> 00:16:47,410
متأسفم. متأسفم. متأسفم

293
00:16:47,502 --> 00:16:49,539
مرسي

294
00:16:52,640 --> 00:16:55,416
خب، پسرا از غذاتون
لذت ميبرين؟

295
00:16:55,443 --> 00:16:57,448
ـ   يخورده شوره
ـ   آره

296
00:16:57,545 --> 00:17:00,458
بخورين

297
00:17:04,519 --> 00:17:07,625
بفرما. عاليه

298
00:17:10,491 --> 00:17:12,596
خيلي خب

299
00:17:26,541 --> 00:17:28,452
خيلي خب، يه بار ديگه

300
00:17:28,476 --> 00:17:30,413
ـ   چي؟
ـ   آره

301
00:17:30,511 --> 00:17:31,549
نميخوام صورتتو داغون کنم

302
00:17:31,646 --> 00:17:34,422
منو دوست داري؟

303
00:17:34,649 --> 00:17:37,630
پس هرکاري بهت ميگن بکن

304
00:17:50,616 --> 00:17:53,597
ـ   روز سختي بود
ـ   آره

305
00:17:53,964 --> 00:17:58,071
در تعجبم اگه هنوز راهي
باشه که بتونيم عوضش کنيم

306
00:18:01,071 --> 00:18:03,051
سوال خوبيه

307
00:18:03,073 --> 00:18:07,920
ـ   ولي چيکار کنيم؟ چيکار کنيم؟
ـ   آره

308
00:18:23,704 --> 00:18:25,550
سلام. چيه؟

309
00:18:25,796 --> 00:18:27,867
ـ   چرا همش داري اونکارو ميکني؟
ـ   چي؟

310
00:18:27,898 --> 00:18:30,642
ـ   سعي ميکني بياي بالا
ـ   بالاي تو؟ نه، نميکنم

311
00:18:30,734 --> 00:18:32,714
داشتي منو هل ميدادي
سعي ميکني منو بزاري پايين

312
00:18:32,736 --> 00:18:34,775
جدي ميگي؟

313
00:18:34,871 --> 00:18:38,717
تام، من هيچکاري نميکردم
فقط داشتم کارمو ميکردم

314
00:18:38,742 --> 00:18:41,816
يهو شد
اوه، بيخيال

315
00:18:41,912 --> 00:18:44,916
بيخيال. اين احمقانه ست
نميخوام بحث کنم

316
00:18:44,948 --> 00:18:48,728
منظورم اينه، مگر اينکه
هواييت کرده باشه. ها؟

317
00:18:48,819 --> 00:18:51,698
چون ميخوام همينکارو
بکنم، عزيزم

318
00:18:51,721 --> 00:18:53,928
بيا ببينم

319
00:18:57,828 --> 00:18:59,833
اون چي بود؟ اون چي ... ؟

320
00:18:59,930 --> 00:19:01,841
ـ   چي چي بود؟
ـ   داشتي منو ميگرفتي

321
00:19:01,865 --> 00:19:03,708
داشتي با پاهات منو ميگرفتي

322
00:19:03,733 --> 00:19:06,773
من داشتم سعي ميکردم روي تو باشم
و تو بر خلاف تشک زور ميزدي

323
00:19:06,870 --> 00:19:08,816
...تا مجبور نشي کمرت رو بلند کني

324
00:19:08,839 --> 00:19:10,716
حاشا کن. نميتوني

325
00:19:10,740 --> 00:19:11,741
باشه، باشه

326
00:19:11,741 --> 00:19:13,780
ميتونم بگم که داري مثل
يه آدم ديوونه حرف ميزني؟

327
00:19:13,877 --> 00:19:15,823
يه ثانيه هم نميتوني دست از
سعي کردن برداري، ميتوني؟

328
00:19:15,846 --> 00:19:17,951
هميشه بايد حرف
خودت باشه. هميشه

329
00:19:17,981 --> 00:19:23,829
دوباره بخاطر اينه که من رئيستم؟
بايد تمومش کني

330
00:19:25,789 --> 00:19:28,670
دقيقا منظورم همينه. دقيقا

331
00:19:28,758 --> 00:19:32,706
فقط توي اداره رئيس من نيستي
همه جا رئيس مني

332
00:19:32,729 --> 00:19:35,735
ـ   اوه، اين مسخره ست
ـ   اختيار داري

333
00:19:35,832 --> 00:19:37,971
تو مديريت ميکني، و
منم پشت سرت راه ميام

334
00:19:38,001 --> 00:19:41,644
من يه گاري کوچيک ميرونم
زنم رانندگي ميکنه

335
00:19:41,738 --> 00:19:44,881
ـ   تام
ـ   من يه شوهر بارکشم

336
00:19:44,975 --> 00:19:48,752
گرز و چماقهاي تو رو حمل ميکنم

337
00:19:48,812 --> 00:19:53,855
خيلي متأسفم که تو اينطوري حس ميکني
ولي نميتوني اينو بزاري به حساب من

338
00:19:53,950 --> 00:19:55,930
اين زندگي توئه

339
00:19:55,952 --> 00:19:58,933
ميخواي بچرخونيش
پس بلند تر گام بردار

340
00:19:58,955 --> 00:20:02,732
ميخواي برونيش
فرمون رو بگير

341
00:20:02,759 --> 00:20:07,868
منظورم اينه که، ديگه چي بگم؟

342
00:20:08,765 --> 00:20:11,712
ميرم يه نگاه به بچه ها بندازم

343
00:20:19,743 --> 00:20:24,692
ـ   وقتش فشار خونت رو چک کنم
ـ   اوه، حتما

344
00:20:26,016 --> 00:20:29,728
اوه، يخورده محکمه
بايد همينقدر محکم باشه؟

345
00:20:29,819 --> 00:20:32,993
ـ   بله. . ـ   اوه

346
00:20:37,994 --> 00:20:41,737
خيلي خب. ديگه واقعا
داره دردناک ميشه

347
00:20:41,765 --> 00:20:43,645
واقعا؟
غافلگير شدم

348
00:20:43,733 --> 00:20:46,739
فکر ميکردم تو از داخل مردي

349
00:20:46,836 --> 00:20:47,874
داري چه غلطي ميکني؟

350
00:20:47,971 --> 00:20:50,815
به خودم گفتم دخالت نکنم
ولي نميتونم

351
00:20:50,840 --> 00:20:53,619
ـ   من ميدونم تو متأهلي
ـ   نيستم

352
00:20:53,710 --> 00:20:54,848
واقعا؟

353
00:20:54,878 --> 00:20:57,859
چون اون مردي که ديروز
براي ملاقاتت اومده بود

354
00:20:57,881 --> 00:21:00,725
ـ   گفت تو همسرشي
ـ   اوه، نه، نه

355
00:21:00,750 --> 00:21:02,630
اينو گفته چون قبلا بوديم

356
00:21:02,719 --> 00:21:04,892
ـ   از روي عادت گفته
ـ   اين همه چيزو توضيح ميده

357
00:21:04,921 --> 00:21:07,800
بجزء اينکه من ورقهء بيمه رو
نگاه کردم، و تو متأهلي

358
00:21:07,824 --> 00:21:10,737
پس همون تو رو يه
فاحشهء دروغگو ميکنه

359
00:21:10,760 --> 00:21:12,865
نه، نه، نه، پرستار هايسل
نه، پرستار

360
00:21:15,732 --> 00:21:16,972
پرستار هايسل

361
00:21:17,867 --> 00:21:19,747
پرستار

362
00:21:19,836 --> 00:21:21,875
اوه، خدا. يالا ديگه

363
00:21:21,972 --> 00:21:24,782
پرستار

364
00:21:24,808 --> 00:21:27,848
ـ   پرستار هايسل، ميتونم توضيح بدم
ـ   ميتوني، هرزه؟

365
00:21:27,944 --> 00:21:31,690
بله! باشه، من متأهلم

366
00:21:31,781 --> 00:21:33,920
ولي فقط بخاطر اينکه قرارداد
بيمه م تموم شده بود

367
00:21:33,950 --> 00:21:36,760
شوهر سابقم يه قرارداد
خوب داشت

368
00:21:36,786 --> 00:21:39,826
واسه همين گفت دوباره ازدواج ميکنيم
تا بتونم عمل جراحيمو انجام بدم

369
00:21:39,923 --> 00:21:44,895
نميخواستم به دکتر ران بگم، چون
نميخواستم اونم شريک جرم بشه

370
00:21:44,928 --> 00:21:48,742
پس تو، چي، طرفدار اوني؟

371
00:21:48,832 --> 00:21:52,871
آره. بله، هستم

372
00:21:53,970 --> 00:21:57,918
باشه، تا وقتي بهش
خيانت نميکني

373
00:21:58,742 --> 00:21:59,880
اون درمورد تو
حس قوي اي داره

374
00:21:59,909 --> 00:22:01,789
ميدونم، کارت رو خوندم

375
00:22:01,878 --> 00:22:03,758
ولي بين خطوط رو هم خوندي؟

376
00:22:03,847 --> 00:22:05,849
منظورت چيه؟

377
00:22:05,882 --> 00:22:10,731
باشه، نبايد اينو بهت بگم، ولي وقتي
داشتيم برات گل انتخاب ميکرديم

378
00:22:10,820 --> 00:22:13,960
گفت داره روي شهامت اين کار
ميکنه که بهت بگه عاشق توئه

379
00:22:13,990 --> 00:22:17,736
ـ   واقعا؟
ـ   آره

380
00:22:17,827 --> 00:22:19,673
ولي بايد سوپرايز بشي، باشه؟

381
00:22:19,763 --> 00:22:21,936
اوه، آره، سوپرايز ميشم

382
00:22:21,965 --> 00:22:25,711
پس بگمونم اين جريان
بيمه رو حل کرديم ديگه؟

383
00:22:25,802 --> 00:22:27,773
اوه، نگران اون نباش

384
00:22:27,871 --> 00:22:30,818
خواهش ميکنم. من کي ام
که بخوام جدايي بندازم؟

385
00:22:30,840 --> 00:22:35,789
منظورم اينه که، اي بابا، منم
امتحانن پرستاريمو قبول نشدم

386
00:22:35,845 --> 00:22:37,791
اونا حتي ازم نپرسيدند

387
00:22:47,791 --> 00:22:50,897
اندرو، صداي زنگ در بود؟

388
00:22:50,927 --> 00:22:52,670
ـ   اوه، سلام
ـ   من سامويل بورمانيس هستم

389
00:22:52,762 --> 00:22:54,833
ـ   براي ديدن اندرو اومدم
ـ   اوه، باشه

390
00:22:54,864 --> 00:22:57,777
ـ   شما از دوستهاي اندرو هستين؟
ـ   من وکليش هستم

391
00:22:57,801 --> 00:23:00,841
وکيلش؟ براي چي اندرو بايد
يه وکيل لازم داشته باشه؟

392
00:23:00,937 --> 00:23:02,974
بفرما، سام

393
00:23:04,941 --> 00:23:08,821
عزيزم، چه اتفاقي
براي صورتت افتاده؟

394
00:23:08,845 --> 00:23:10,691
من

395
00:23:10,780 --> 00:23:14,819
شما منو زدي. يادت نيست؟

396
00:23:16,886 --> 00:23:18,629
محض اطلاعتون
من پسرمو مشت نزدم

397
00:23:18,721 --> 00:23:21,725
با کف دستم زدم تو صورتش

398
00:23:21,758 --> 00:23:25,834
آره، ولي، مامان، جريان اينه که، وقتي
مشروب ميخوري، کنترل قدرت نداري

399
00:23:25,929 --> 00:23:29,706
اين مسخره ست
نميتونين ببينين اين ساختگي؟

400
00:23:29,732 --> 00:23:31,734
خانم ونديکمپ، به
اندازه کافي شنيدم

401
00:23:31,734 --> 00:23:33,875
اين يک عمل بسيار غيرعادي

402
00:23:33,970 --> 00:23:38,976
اندرو بخاطر زندگي در يک شرايط
بهتر خواستار خدمات من شده

403
00:23:39,008 --> 00:23:41,821
ـ   و اون شرايط چيه؟
ـ   من، آم

404
00:23:41,911 --> 00:23:43,788
ميخوام از تکفل شما بيام بيرون

405
00:23:43,813 --> 00:23:44,883
مستقل بشي؟

406
00:23:44,914 --> 00:23:48,828
بعنوان يک صغير خارج از تکفل
اندرو روي پاي خودش زندگي ميکنه

407
00:23:48,852 --> 00:23:49,830
اون هنوز مدرسه ميره

408
00:23:49,853 --> 00:23:52,734
ولي از تمام قيود سرپرستي
مستثني ميشه

409
00:23:52,822 --> 00:23:56,929
اين احمقانه ترين چيزيه
که تا بحال شنيدم

410
00:23:56,960 --> 00:23:58,703
چطور ميخواد رو
پاي خودش وايسه؟

411
00:23:58,795 --> 00:24:02,834
خب، با دارايي خودش کاملا
از نظارت خودش بر مياد

412
00:24:05,001 --> 00:24:08,747
پس بخاطر اين اينکارو کردي؟
بخاطر پول پس اندازت؟

413
00:24:08,838 --> 00:24:12,845
واضح، که همه مون ترجيح
ميديم به دادگاه خونواده نريم

414
00:24:12,942 --> 00:24:16,913
با توجه به اين خشونت شما

415
00:24:16,913 --> 00:24:19,917
ميتونه خيلي بد بشه

416
00:24:19,949 --> 00:24:23,761
آه، آقاي بورمانيس، نياز
دارم در اينمورد يکم فکر کنم

417
00:24:23,786 --> 00:24:26,892
شما 24 ساعت وقت دارين

418
00:24:34,964 --> 00:24:37,968
پسر، انگار اوقات
خيلي خوشي داريم

419
00:24:38,001 --> 00:24:39,847
واقعا اميدوارم اين جواب بده

420
00:24:39,936 --> 00:24:45,682
تا وقتي مجبورم نکنن گيتار بزنم
فکر ميکنم جاي نگراني نيست

421
00:24:45,742 --> 00:24:48,882
آقا و خانوم سوليس
رودا الان ميتونه شمارو ببينه

422
00:24:51,981 --> 00:24:55,793
باشه، ممنون

423
00:25:01,758 --> 00:25:04,764
مثل اينکه با اين بچه ها
زياد وقت ميگذرونين

424
00:25:04,861 --> 00:25:07,742
خب، وظيفه مونو بعنوان والدين تعميدي
خيلي جدي ميگيريم. مگه نه، عزيزم؟

425
00:25:07,830 --> 00:25:09,901
ـ   بله. . ـ   اوه

426
00:25:09,933 --> 00:25:12,880
خيلي دوست داشتني اند
اسماشون چيه؟

427
00:25:14,771 --> 00:25:18,878
پارکر و، آه ... پورتر

428
00:25:18,908 --> 00:25:23,948
...آه، و، آه

429
00:25:23,980 --> 00:25:26,861
خب اسم همه شون با پ شروع
ميشه. خيلي بامزه ست

430
00:25:26,950 --> 00:25:29,854
يه لحظه. با من کاري داشتي، هلن؟

431
00:25:29,953 --> 00:25:34,766
سلام، گبرييل. کارلوس

432
00:25:35,959 --> 00:25:39,702
نميدونستم شما هم
دنبال بچه هستين

433
00:25:40,930 --> 00:25:44,901
پرستون. اسم اون يکي پرستون

434
00:25:44,934 --> 00:25:46,780
هلن، تو اينجا کار ميکني؟

435
00:25:46,869 --> 00:25:50,749
شما همديگه رو ميشناسين؟
چه دنياي کوچيکي

436
00:25:50,773 --> 00:25:54,678
مطمئنا همينطوره. خانم سوليس پسر منو
براي کاراي حياطيشون استخدام کردند

437
00:25:54,777 --> 00:25:58,750
و همينطور، به اون
تجاوز جنسي هم کردند

438
00:25:58,848 --> 00:26:00,885
خيلي خب، اولا
اونکار قانوني بود

439
00:26:00,917 --> 00:26:02,919
و خيلي وقت پيش اتفاق افتاد

440
00:26:02,919 --> 00:26:04,956
جدي؟ فقط ميکنم حدود
يک سال پيش بود

441
00:26:04,988 --> 00:26:08,959
نه، يک سال پيش بود، چون
درست بعد از اينکه شوهرت

442
00:26:08,992 --> 00:26:12,738
...بخاطر تجارت بَرده
رفته بود زندان اتفاق افتاد

443
00:26:12,829 --> 00:26:16,777
رودا، اگه اشکالي نداره، فکر
ميکنم خودم کاراشون رو انجام بدم

444
00:26:16,799 --> 00:26:18,872
ميخوام بزارمش توي
ليست اوليوت هام

445
00:26:18,968 --> 00:26:21,744
ـ   باشه. . ـ   اوه، و گبرييل

446
00:26:21,771 --> 00:26:24,914
خودتو توي زحمت ننداز که با
ديگر دفاتر اين ناحيه تماس بگيري

447
00:26:25,008 --> 00:26:28,922
به همه شون درمورد
شما اطلاع ميدم

448
00:26:40,953 --> 00:26:42,955
فکر ميکنم بايد با
دکتر ران بهم بزنم

449
00:26:42,955 --> 00:26:44,866
چي؟ چرا؟

450
00:26:44,890 --> 00:26:48,738
چون اون يه جواهره
و ظاهرا منو هم ميخواد

451
00:26:48,827 --> 00:26:50,932
عذرميخوام، نميفهمم

452
00:26:50,963 --> 00:26:54,877
لينت، اون هرچيزي که من ميتونم
بعنوان يه دوست پسر بخوام داره

453
00:26:54,900 --> 00:26:59,872
و فقط نميدونم که حس
اون ... جرقه رو دارم يا نه

454
00:26:59,872 --> 00:27:02,045
ـ   و واقعا ميخوام که داشته باشم
ـ   آه، عزيزم

455
00:27:02,074 --> 00:27:05,851
اون همه ش به من ميگه که چقدر من
خاص هستم و چقدر براش معني دارم

456
00:27:05,878 --> 00:27:10,020
و اينکه چقدر ميخواد
قلبمو توي دستش بگيره

457
00:27:11,049 --> 00:27:15,796
شايد بخاطر اينه که هنوز
اون آذرخش رو حس نکردم

458
00:27:15,888 --> 00:27:18,835
ميدوني، با مايک، آذرخش منو زد
با کارل، آذرخش منو زد

459
00:27:18,857 --> 00:27:22,796
لزومي نداشت نگران باشم چه حسي
دارم، چون آذرخش به من ميگفت

460
00:27:22,895 --> 00:27:25,876
آره، آره، بايد عاشق آذرخش باشي

461
00:27:25,898 --> 00:27:29,837
هستم؟ منظورم اينه که، هستم
ولي ديگه به آذرخش اعتماد ندارم

462
00:27:29,935 --> 00:27:31,915
اون روابط فاجعه ازآب در اومد

463
00:27:31,937 --> 00:27:34,818
شايد بايد با دکتر ران
يکم صبور باشم

464
00:27:34,907 --> 00:27:39,847
و بايد سعي کنم جاده رو بگيرم و برم
و خيلي يواش يواش، به يه عشقي برسم

465
00:27:39,945 --> 00:27:43,051
که تا 50 سالگي خودشو
نشون ميده. درسته؟

466
00:27:43,081 --> 00:27:44,992
مقاوم، آسوده، با دوام

467
00:27:45,017 --> 00:27:46,863
لياقت من ايناست

468
00:27:46,952 --> 00:27:50,900
اوه، آره، البته که همينطوره

469
00:27:52,925 --> 00:27:53,963
هنوزم، بايد عاشق آذرخش باشي

470
00:27:54,059 --> 00:27:55,834
مفيد نبود

471
00:27:55,861 --> 00:27:58,742
ببخشيد

472
00:27:58,831 --> 00:28:01,903
ـ   آه، اين يه نشونه ست
ـ   ميشه خفه شي؟

473
00:28:01,934 --> 00:28:03,780
يه بچه رو از دست داديم
فهميديم نميتونيم حامله بشيم

474
00:28:03,869 --> 00:28:07,078
و توي دفتر فرزندخوندگي
به هلن رولند برخورديم

475
00:28:07,105 --> 00:28:09,847
تابلوئه که خدا داره سعي
ميکنه به ما يه چيزي بگه

476
00:28:09,875 --> 00:28:13,985
کارلوس، ما کاتوليک هستيم، باشه، خدا
يه درو ميبنده صدتا ديگه رو باز ميکنه

477
00:28:14,079 --> 00:28:16,960
و ميشه اين رفتار
نااميدانه رو تمومش کني؟

478
00:28:17,049 --> 00:28:18,858
باشه، تو بچه ميخواي يا نه؟

479
00:28:18,884 --> 00:28:19,988
فکر ميکنم وقتشه که با
حقيقت روبه رو بشيم

480
00:28:20,018 --> 00:28:23,730
ما آدماي بدي هستيم که احتمالا
لياقت والدين شدن رو نداريم

481
00:28:23,822 --> 00:28:25,961
ـ   خب، پس کي داره؟

482
00:28:25,991 --> 00:28:30,965
منظورم اينه که، يه نگاه به اين احمقاي بچه پرون
بنداز. خب، اونا لياقتشون بيشتر از ما نيست

483
00:28:31,063 --> 00:28:34,877
ـ   نميدونم
ـ   ببين، کارلوس

484
00:28:34,967 --> 00:28:37,038
مهم نيست در گذشته چيکار کرديم

485
00:28:37,069 --> 00:28:39,845
والدين شدن يعني شروع دوباره

486
00:28:39,872 --> 00:28:43,979
و اين دقيقا همون کاريه که وقتي
بچه مون رو بياريم خونه ميکنيم

487
00:28:44,810 --> 00:28:48,917
اين اولين باريه که واقعا حس ميکنم
تو ميخواي يه بچه داشته باشي

488
00:28:50,048 --> 00:28:54,861
خب، اين اولين باريه که يکي
به من گفت نميتونم داشته باشم

489
00:28:58,824 --> 00:29:01,862
خب، پس، بايد چيکار کنيم؟

490
00:29:01,894 --> 00:29:04,741
حالا ديگه هيچ دفتر
فرزندخوندگي اي مارو نميپذيره

491
00:29:04,830 --> 00:29:11,805
کارلوس، براي بچه گرفتن راههاي زيادي
هست. فقط ممکنه برامون خرج داشته باشه

492
00:29:14,039 --> 00:29:16,041
توي اداره پليس چندتا آشنا دارم

493
00:29:16,041 --> 00:29:18,945
زنگ زدم، ولي انگار
نميتونم جواب بگيرم

494
00:29:19,044 --> 00:29:21,888
نميفهمم. چطور نميتونن
يکيو پيدا کنن؟

495
00:29:21,914 --> 00:29:24,087
نه اگه تصادفي نباشه

496
00:29:24,950 --> 00:29:27,055
فکر نميکنم اتفاقي که
افتاد يه تصادف بود

497
00:29:27,085 --> 00:29:30,797
يعني چي؟

498
00:29:30,889 --> 00:29:32,926
زک

499
00:29:33,825 --> 00:29:38,731
ـ   خانم تيلمن
ـ   سلام، زکوري. بنظرآشفته اي

500
00:29:38,830 --> 00:29:41,868
اوه، آقاي دلفينو

501
00:29:41,900 --> 00:29:42,904
چه منظرهء قشنگي

502
00:29:43,001 --> 00:29:46,713
ـ   فيليسيا، تو اينجا چيکار ميکني؟
ـ   من و زکوري جوان

503
00:29:46,805 --> 00:29:49,945
دقيقا در شرايط خوبي نبوديم

504
00:29:50,976 --> 00:29:55,723
درواقع، وقتي هوا شرجي ميشه، هنوز
آخرين خداحافظي مونو به ياد ميارم

505
00:29:55,814 --> 00:30:02,789
ولي ببخش و فراموش کن
اين شعار منه. نون شيرين؟

506
00:30:37,956 --> 00:30:40,027
بابا

507
00:30:40,058 --> 00:30:42,038
حالت خوبه؟

508
00:30:53,105 --> 00:30:57,952
از کجا ميدونستي من
از اينا دوست دارم؟

509
00:31:10,885 --> 00:31:13,629
ميدوني که قضيه اينجا تموم نميشه
نوح تايلور تسليم نميشه

510
00:31:13,721 --> 00:31:15,826
نگران ما نباش
فردا صبح ميريم

511
00:31:15,862 --> 00:31:18,968
نه، الان ديگه خيلي ديره
آدماي اون مراقبتونن

512
00:31:18,993 --> 00:31:21,737
اصلا تو چته؟
اول ميخواي فرار کنم

513
00:31:21,829 --> 00:31:24,742
حالا ميخواي مثل شکار
به انتظار بشينيم

514
00:31:24,766 --> 00:31:27,738
بفرما، فرار کن. نوح پليسهارو
توي جيبش داره

515
00:31:27,835 --> 00:31:30,907
فکر ميکني وقتي بخواي با
کارتت بنزين بزني چي ميشه؟

516
00:31:30,939 --> 00:31:33,852
يا يه حساب جديد باز کني؟

517
00:31:35,910 --> 00:31:38,891
پس من عملا مرده ام؟

518
00:31:39,747 --> 00:31:40,885
شابد نه

519
00:31:40,915 --> 00:31:44,988
ـ   نه اگه از وسيله نفوذيمون استفاده کنيم
ـ   عمرا

520
00:31:45,019 --> 00:31:48,765
اون پير مرد تا چند ماه
ديگه ميميره، شايدم کمتر

521
00:31:48,856 --> 00:31:51,737
اجازه بده زک رو ببينه، يکم
پدربزرگ بازي در بياره

522
00:31:51,826 --> 00:31:54,807
ـ   گفتم فراموشش کن
ـ   اينکارو ميکنم

523
00:31:56,864 --> 00:32:02,007
اگه اينجوري اون دست از سرمون
برميداره، من حاضرم عامل نفوذي بشم

524
00:32:07,775 --> 00:32:13,748
نيکلسون تا 15 دقيقه ديگه براي تبليغ
مياد، بهتره همه رو جم و جور کنيم

525
00:32:17,785 --> 00:32:19,890
يه ثانيه صبرکن

526
00:32:22,924 --> 00:32:24,733
چي شده؟

527
00:32:24,759 --> 00:32:26,798
ـ   بايد اينو بگم
ـ   اوه، باشه

528
00:32:26,894 --> 00:32:31,741
ببين، اين اواخر بخاطر رئيس
بودن تو رو زياد اذيت کردم

529
00:32:31,766 --> 00:32:35,671
ولي براي يه مرد سخته که حس
کنه توي هيچ قسمت از زندگيش

530
00:32:35,770 --> 00:32:38,774
ـ   فرماندهي نميکنه
ـ   عزيزم، اين چيزا ميگذره

531
00:32:38,806 --> 00:32:41,687
ميدونم. ولي اين اواخر يکم
حس ميکنم بدون پشتيبانم

532
00:32:41,776 --> 00:32:45,715
و گاهي اوقات، نياز
دارم قطار رو برونم

533
00:32:45,813 --> 00:32:48,885
ولي ببين، ميدونم که اين مشکل
خودمه. اين مشکل خودمه

534
00:32:48,916 --> 00:32:52,864
و بلند ميشم و باهاش کنارميام

535
00:33:01,763 --> 00:33:05,634
اوه. سلام. چه خبره؟ ها؟

536
00:33:05,733 --> 00:33:06,871
ادامهء اون قسمتي که ديشب

537
00:33:06,901 --> 00:33:07,905
...جا گذاشتيم

538
00:33:08,002 --> 00:33:10,883
اوه، فهميدم. فهميدم

539
00:33:10,972 --> 00:33:13,953
واي! منظورت از
روندن قطار اينه

540
00:33:13,975 --> 00:33:14,853
آره

541
00:33:14,942 --> 00:33:18,822
و خيلي جوانمردانه و موثره

542
00:33:18,846 --> 00:33:22,794
...ولي واقعا، بد موقع

543
00:33:24,819 --> 00:33:26,890
شوخي ميکني

544
00:33:27,922 --> 00:33:30,701
ـ   ديرمون ميشه
ـ   آره

545
00:33:30,792 --> 00:33:34,740
قراره ديرمون بشه

546
00:33:38,766 --> 00:33:39,972
باشه

547
00:33:40,001 --> 00:33:42,882
هيچ چيز مهمتر از خونواده نيست

548
00:33:42,970 --> 00:33:46,782
فکر ميکنم منصفانه نيست بعضيها حق
خدادادي والدين شدن رو انکار کنن

549
00:33:46,808 --> 00:33:50,679
...فقط بخاطر چندتا
واقعه ناگوار در گذشته

550
00:33:50,778 --> 00:33:55,750
حالا، براي پيدا کردن بچه تون ممکنه مجبور
باشم راههاي خلاف عُرفي رو بررسي کنم

551
00:33:55,783 --> 00:33:59,754
حتي ممکنه مجبور بشم از راههايي
وارد عمل بشم که ناخوش آيند جلوه کنه

552
00:33:59,754 --> 00:34:02,758
ولي قبل از اينکه اينکارو بکنم

553
00:34:02,790 --> 00:34:09,002
مدرکي لازم دارم که اثبات کنه شما آمادگي
روبه رو شدن با رقابتهاي آينده رو دارين

554
00:34:15,803 --> 00:34:17,783
بيست هزار دلار

555
00:34:17,805 --> 00:34:20,877
اين براي اثبات کافيه؟

556
00:34:21,909 --> 00:34:23,980
بله، کافيه

557
00:34:38,860 --> 00:34:41,707
از ملاقاتت خوشحالم، مرد جوان

558
00:34:41,796 --> 00:34:44,777
من تو رو بغل نميکنم
برام مهم نيست که پدربزرگم هستي

559
00:34:44,799 --> 00:34:49,805
آه، اشکالي نداره
من زياد توکار بغل کردن نيستم

560
00:34:49,837 --> 00:34:50,909
مايک، ميتوني بيرون منتظر بشي؟

561
00:34:51,005 --> 00:34:53,986
دوست دارم با زکوري تنها باشم

562
00:34:54,008 --> 00:34:55,988
عمرا

563
00:34:56,010 --> 00:35:00,757
فقط کنجکاوم، چرا اينقدر
برات مهم بود که منو ببيني؟

564
00:35:00,848 --> 00:35:02,828
تو نوهء من هستي

565
00:35:02,850 --> 00:35:05,831
از خون من هستي

566
00:35:05,853 --> 00:35:08,834
طبيعي نيست که بخوام
با تو رابطه داشته اشم؟

567
00:35:08,856 --> 00:35:13,899
وقتي ميدونم تو سعي داشتي بابامو بکشي
چه جور رابطه اي ميتونيم داشته باشيم؟

568
00:35:13,995 --> 00:35:17,966
مطمئنا، ميتوني خشمي که نسبت
به پدرت دارم رو درک کني

569
00:35:17,999 --> 00:35:20,743
بفرما، هرچقدر ميخواي
خشم داشته باش

570
00:35:20,835 --> 00:35:25,784
ولي اگه اتفاقي براش بيافته
قسم ميخورم ديگه منو نميبيني

571
00:35:25,807 --> 00:35:32,886
فقط 2 دقيقه از ملاقاتمون گذشته
و بفرما، داري منو تهديد ميکني

572
00:35:32,980 --> 00:35:35,824
ـ   نميتونم بيشتر از اين به خودم ببالم
ـ   جدي ميگم

573
00:35:35,850 --> 00:35:38,797
ميخوام قسم بخوري که با
باباي من هيچکاري نميکني

574
00:35:38,820 --> 00:35:43,735
کدوم بابا؟
تو دوتا بابا داري

575
00:35:49,764 --> 00:35:51,903
ميدوني دارم درمورد کي
حرف ميزنم. باباي خودم

576
00:35:51,933 --> 00:35:55,938
مردي که منو بزرگ کرده
تنها مردي که بهش اهميت ميدم

577
00:35:56,871 --> 00:35:58,942
پس قسم بخور

578
00:35:59,774 --> 00:36:03,884
قسم ميخورم. خب، حالا
که آبا ازآسياب افتاد

579
00:36:03,978 --> 00:36:08,723
کي حاضره يه گپ
کوچيک بزنه؟

580
00:36:26,747 --> 00:36:29,887
خب، اگه اين لوله کش نباشه
اومدي سوزي رو ببيني؟

581
00:36:30,300 --> 00:36:33,281
آره. فقط ميخواستم قبل از
جراحيش باهاش صحبت کنم

582
00:36:33,303 --> 00:36:37,274
به موقع رسيدي. الان قراره
بره توي اتاق عمل

583
00:36:37,307 --> 00:36:42,256
ـ   با جراحش قرار ميزاره
ـ   آره، به منم گفت

584
00:36:43,280 --> 00:36:47,094
ـ   جراحشو ديدي؟
ـ   آره. شبيه شيش ساله هاست

585
00:36:47,183 --> 00:36:50,164
اونا براي سوزان؟

586
00:36:50,186 --> 00:36:54,157
آره. گلفروش ياس بنفش رو
حراج کرده بود

587
00:36:54,190 --> 00:36:59,164
دکتر ران بزرگترين دستهء گل رزي که
تاحالا ديدي رو براش خريده.حال بهم زني

588
00:36:59,262 --> 00:37:02,334
يه نامه هم توش بود که دندونمو
درد آورد، زيادي بلوري بود

589
00:37:02,365 --> 00:37:06,336
کلماتي مثل دلبر و جاودانگي
توش استفاده کرده بود

590
00:37:06,369 --> 00:37:12,183
ـ   نزديک بود روي گلدونش بالا بيارم
ـ   نظر سوزان چيه؟

591
00:37:13,310 --> 00:37:16,382
بنظر واقعا ميخوادش

592
00:37:21,117 --> 00:37:24,155
مايک. اوه، صبرکن، وايسا. برگرد

593
00:37:24,187 --> 00:37:27,296
وايسا، يه ثانيه وايسا. سلام

594
00:37:27,390 --> 00:37:29,370
تو اينجا چيکار ميکني؟

595
00:37:29,392 --> 00:37:33,135
فقط ميخواستم قبل از جراحي
براي آرزوي موفقيت کنم

596
00:37:33,163 --> 00:37:36,169
اوه، خيلي لطف داري

597
00:37:36,266 --> 00:37:39,213
اينهمه راه فقط
بخاطر من اومدي؟

598
00:37:39,235 --> 00:37:42,082
آره. بخاطر همين اومدم

599
00:37:42,172 --> 00:37:46,245
اوه، همينکه اومدي
برام خيلي معني داره

600
00:37:46,409 --> 00:37:50,221
ـ   خب، مراقب خودت باش، سوزان
ـ   باشه

601
00:37:51,214 --> 00:37:54,195
خداحافظ

602
00:37:55,385 --> 00:37:58,264
فراموش کردي گلهاتو بهش بدي

603
00:37:58,288 --> 00:38:01,235
آره، اشکالي نداره

604
00:38:07,263 --> 00:38:08,241
سلام، سوزان

605
00:38:08,264 --> 00:38:11,108
اون داروها داره کار ميکنه؟
حس خوبي داري؟

606
00:38:11,134 --> 00:38:14,106
فوق العاده
حال تو چطوره؟

607
00:38:14,204 --> 00:38:18,177
خب، ميخوام بدوني
اون حرفي که اونروز زدم

608
00:38:18,274 --> 00:38:21,221
اون چيز چرند که قلبت
رو توي دستم بگيرم

609
00:38:22,312 --> 00:38:27,284
خب، چيزي که ميخواستم بگم اين بود
احساساتم براي تو، دارن بيشتر ميشن

610
00:38:27,317 --> 00:38:30,161
و، آه، فکر ميکنم

611
00:38:30,186 --> 00:38:32,132
اميدوارم تو هم نسبت به من
همين حس رو داشته باشي

612
00:38:33,189 --> 00:38:38,138
سوزان. من عاشقتم

613
00:38:38,294 --> 00:38:41,107
آو، ممنون

614
00:38:41,197 --> 00:38:44,371
من عاشق مايکم

615
00:38:46,136 --> 00:38:49,176
مايک؟ .. سوزان، مايک کيه؟

616
00:38:49,272 --> 00:38:52,344
مايک عشقه

617
00:38:55,345 --> 00:38:57,347
مايک کدوم خريه؟

618
00:38:58,181 --> 00:39:00,286
نميدونم، ولي با مردي به
اسم کارل عروسي کرده

619
00:39:00,316 --> 00:39:04,062
دکتر ران، خيلي خيلي متأسفم
بايد بهتون ميگفتم

620
00:39:04,154 --> 00:39:06,295
مايکي، مايکي، مايکي

621
00:39:06,389 --> 00:39:10,132
اوه! چرا شما هميشه
عاشق هرزه ها ميشين؟

622
00:39:10,160 --> 00:39:15,109
شما يه مرد خيلي خيلي قشنگين

623
00:39:20,236 --> 00:39:23,342
خيلي خب، آماده ايم؟

624
00:39:24,240 --> 00:39:27,221
ا ره. حتما

625
00:39:28,244 --> 00:39:31,225
بيا اين جنده رو جر بديم

626
00:39:38,221 --> 00:39:39,359
داري چکار ميکني؟

627
00:39:39,389 --> 00:39:42,065
وکيلت روي تلفن برام
يه پيغام گذاشته بود

628
00:39:42,158 --> 00:39:44,297
مثل اينکه 4 هفته
ديگه دادگاه داريم

629
00:39:44,327 --> 00:39:46,307
و ميخوام آماده بشم

630
00:39:46,329 --> 00:39:48,106
اوه، فهميدم

631
00:39:48,198 --> 00:39:51,102
پس، ميخواي براي قاضي
وانمود کني که هوشياري

632
00:39:51,201 --> 00:39:53,181
اوه، وانمود کردني درکار نيست

633
00:39:53,203 --> 00:39:57,310
فردا دارم در اولين جلسهء
ترک الکل حاضر ميشم

634
00:39:57,340 --> 00:40:03,088
اوني که توي بدترين قسمت شهر هستش رو
انتخاب کردم، پس هيچ آشنايي رو نميبينم

635
00:40:03,179 --> 00:40:06,251
خيلي خب، ميخواي
چي رو ثابت کني؟

636
00:40:06,282 --> 00:40:09,286
ادراک جزء واقعياته

637
00:40:09,319 --> 00:40:13,065
و اگه مردم حس ميکنن که من
با الکل مشکل دارم، پس دارم

638
00:40:13,156 --> 00:40:16,137
و مطمئنا نميخوام چندتا قاضي
احمق از اين سرگرمي من

639
00:40:16,159 --> 00:40:19,140
...بعنوان بهونه اي براي
پولدار شدن تو استفاده کنند

640
00:40:19,162 --> 00:40:26,376
واسه همين منم خيلي راحت شراب رو
ترک ميکنم و يه شخص رها از الکل ميشم

641
00:40:27,170 --> 00:40:29,175
نقشهء خوبي. ولي کارساز نيست

642
00:40:29,272 --> 00:40:34,244
ببين، باهات شرط ميبندم که
آخرش پات به دادگاه کشيده ميشه

643
00:40:34,277 --> 00:40:39,226
اوه، اندرو. فکر نميکني اونقدري دوستت
دارم که بخاطرت الکل رو ترک کنم؟

644
00:40:40,116 --> 00:40:42,155
ببين، من 17 سالمه، خب؟

645
00:40:42,252 --> 00:40:45,233
تو فقط ميتوني تا يه سال
ديگه منو اينجا نگه داري

646
00:40:45,255 --> 00:40:47,260
چرا نميزاري من برم؟

647
00:40:47,357 --> 00:40:50,101
چون هنوز کارم
باهات تموم نشده

648
00:40:50,193 --> 00:40:54,164
وظيفهء منه که يادت بدم، و ميدونم
نصف اون مردي که ميتوني بشي نيستي

649
00:40:54,197 --> 00:40:58,170
خب، برات خبراي خوب دارم
از اين بهتر ديگه نميشم

650
00:40:58,268 --> 00:41:01,340
اگه واقعا همچين فکري ميکردم، همين الان
يه تفنگ برميداشتم و هردومون رو ميکشتم

651
00:41:01,371 --> 00:41:03,251
مامان، هردومون ناراحتيم

652
00:41:03,339 --> 00:41:08,086
چرا فقط نميزاري پس اندازمو بردارم
و من براي هميشه از سرت وا ميشم

653
00:41:08,177 --> 00:41:10,248
خواهش ميکنم

654
00:41:13,283 --> 00:41:17,356
تو يه جندهء سنگدلي
ميدونستي؟

655
00:41:26,162 --> 00:41:30,235
ببخشيد. دستم خطا رفت

656
00:41:32,368 --> 00:41:34,143
ازت متنفرم

657
00:41:34,170 --> 00:41:38,118
ميدوني، نفرت نقطه
متقابل عشق نيست

658
00:41:38,141 --> 00:41:40,021
اين بي علاقگي

659
00:41:40,109 --> 00:41:43,318
و اگه از من متنفري، يعني
هنوزم به من اهميت ميدي

660
00:41:43,346 --> 00:41:45,348
و هنوز با هم مرتبطيم

661
00:41:45,348 --> 00:41:50,297
و هنوز شانس اينو
دارم که درستت کنم

662
00:41:56,292 --> 00:42:02,368
<font color=#FF8000>اينطوري بود که بيري ونديکمپ
بالاخره روتين هفتگيش عوض شد</font>

663
00:42:03,199 --> 00:42:06,180
<font color=#FF8000>اون هنوز سه شنبه ها نظافت ميکنه</font>

664
00:42:06,202 --> 00:42:09,106
<font color=#FF8000>چهارشنبه ها قبوضش رو
پرداخت ميکنه</font>

665
00:42:09,205 --> 00:42:13,176
<font color=#FF8000>و پنج شنبه ها لباسشوئي رو
روشن ميکنه</font>

666
00:42:13,209 --> 00:42:18,158
<font color=#FF8000>و حالا جمعه هاش براي
يه جلسه رزرو شده بودند</font>

667
00:42:19,215 --> 00:42:24,121
<font color=#FF8000>يه جلسهء خاص که در مقابل
مردمي که نميشناخت مي ايستاد</font>

668
00:42:24,220 --> 00:42:29,192
اسم من بيريه. من يه
معتاد به الکل هستم

669
00:42:29,225 --> 00:42:32,331
<font color=#FF8000>و چيزهايي رو ميگفت
که باور نداشت</font>

670
00:42:35,198 --> 00:42:40,113
<font color=#FF8000>و بعدش، بيري به خونه
ميومد و خستگي</font>

671
00:42:41,137 --> 00:42:47,281
<font color=#FF8000>...اتمام يک هفتهء موفقيت آميز
ديگه رو رفع ميکرد</font>

672
00:42:47,306 --> 00:43:30,450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
