WEBVTT

00:01.001 --> 00:02.275
آنچه گذشت

00:02.302 --> 00:04.148
طحالت منحرف شده و
به قلبت نزديک شده

00:04.237 --> 00:08.083
ـ   به شرکت بيمه ت اطلاع بده
خبرهاي بدي در کار بود

00:08.108 --> 00:10.921
يه پليسي هست که ميخوام باهاش
صحبت کني. اسمش ساليوانه

00:11.011 --> 00:14.117
ـ   پروندهء دختر نوح
... خبرهاي ناراحت کننده

00:14.147 --> 00:15.148
مرسي

00:15.181 --> 00:17.252
شما توي خونه تون
چيزيو قايم کردين؟

00:17.283 --> 00:19.993
رازتو به من بگو. من درک ميکنم

00:20.086 --> 00:21.124
باشه

00:21.221 --> 00:23.064
...و خبرهايي که
هيچکس نبايد ميدونست

00:23.089 --> 00:26.195
ولي اول تو مال
خودتو به من بگو

00:28.061 --> 00:31.101
ماهي يکبار، بهترين گردهمايي
فير وير برگزار ميشد

00:31.197 --> 00:36.206
که به همراه يک غذاي مفصل
در خونهء مکسين بنت بود

00:36.302 --> 00:40.014
همه اين گردهمايي
باشکوه رو دوست داشتند

00:40.106 --> 00:43.246
همه، بجزء يه خانم
خونه دار مو قرمز

00:43.276 --> 00:47.022
که مطمئن بود
مکسي يک دروغگوئه

00:47.113 --> 00:51.155
مي بينين، مکسين دوست داشت
تمام غذاهاي جديدشو به رُخ بکشه

00:51.251 --> 00:56.064
و چون هر وعده غذا بدون معطلي

00:56.089 --> 00:58.069
...با استعداد خاصي ارائه ميشد

00:58.091 --> 01:00.096
اوه، بوش فوق العاده ست

01:00.193 --> 01:03.140
...و يقينا آب دهانها رو راه مينداخت

01:03.163 --> 01:07.236
بيري ميدونست که
مکسين کمک دست داره

01:07.267 --> 01:08.976
خيلي ممنون

01:09.069 --> 01:10.107
و از شانس بد مکسين

01:10.203 --> 01:13.980
بيري قصد داشت اينو اثبات کنه

01:14.007 --> 01:18.014
مثل هميشه ايندفعه هم
غذاها ماواري دنيا بود

01:18.111 --> 01:20.216
بايد شمارهء آذوقه رسونتو بگيرم

01:20.246 --> 01:21.955
چه تعريف قشنگي

01:22.048 --> 01:24.187
نه، متأسفانه همهء
اينارو خودم انجام دادم

01:24.217 --> 01:26.188
اين يه تدارک فوق العاده بود

01:26.286 --> 01:28.962
بيخيال. واقعا انتظار
داري باور کنيم

01:29.055 --> 01:32.229
که براي آماده کردن شش مدل
غذا براي 10 زن وقت داشتي؟

01:32.258 --> 01:36.104
حتي منم نميتونم هم برم خريد
و هم براي مهموني آماده بشم

01:36.129 --> 01:40.077
خب، شايد مثل من کاراتو
برنامه ريزي نميکني

01:41.201 --> 01:44.273
با اجازه تون

01:44.304 --> 01:46.150
بيري، تو چت شده؟

01:46.239 --> 01:49.118
منم دستور پخت همين
پودينگ آلوچه رو دارم

01:49.142 --> 01:51.181
شيش ساعت طول ميکشه تا آماده بشه

01:51.277 --> 01:55.225
اون چطوري تونسته وقت کنه تمام اين
چيزايي که امرزو خورديمو درست کنه؟

01:55.248 --> 01:58.195
اين پودينگي نيست که
اون درست کرده باشه

01:58.218 --> 02:00.064
پليس. باز کنين

02:00.153 --> 02:04.226
ـ   چي شده؟

02:04.250 --> 02:10.050
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:10.096 --> 02:13.009
ـ   دنبال مکسين برنت ميگرديم
ـ   من مکسين هستم

02:13.032 --> 02:14.206
حکم بازرسي منزلتون رو داريم

02:14.300 --> 02:17.079
حکم بازرسي؟
من وسط نهارم

02:17.170 --> 02:19.241
اينجا

02:21.174 --> 02:23.054
پيداش کرديم

02:23.143 --> 02:25.080
چي؟

02:25.178 --> 02:28.990
مکسين برنت شما به دليل
بردگي اجباري بازداشت هستين

02:29.015 --> 02:31.256
اين همون زنيه که زندانيت کرده؟

02:31.284 --> 02:32.262
آره

02:44.130 --> 02:47.111
بيري، اينجا چه خبره؟

02:47.133 --> 02:50.114
خب، مطمئن نيستم، ولي فکر
ميکنم مکسين يه بَرده داشت

02:50.136 --> 02:55.085
باورم نميشه
نميتونم باور کنم

02:55.141 --> 02:57.121
ولي بيري تونست

02:57.143 --> 02:59.282
مي بينين، براي بيري

02:59.312 --> 03:04.057
...از پودينگ معلوم بود

03:08.121 --> 03:09.259
مات

03:09.289 --> 03:13.035
دنيا پر شده از رفاقتهاي بعيد

03:13.126 --> 03:17.199
دوستيهاي عجيب
براي اونايي که نظاره گرند

03:19.032 --> 03:21.308
...اصلا قابل حضم نيست

03:22.035 --> 03:24.015
ولي اگه از نزديکتر نگاه کنيم

03:24.037 --> 03:27.111
ميتونيم ببينيم که چرا اين
پيوستگي ها پيش اومده

03:27.207 --> 03:30.120
گذشته از اون، يک هدف مشترک

03:30.143 --> 03:34.082
...ميتونه دشمنهاي
خونين رو باهم جور کنه

03:34.180 --> 03:37.093
بيري؟
ازت يه سوال داريم؟

03:37.116 --> 03:38.154
اوه، چيه؟

03:38.251 --> 03:41.132
در تعجبيم
راستش، کنجکاو شديم که

03:41.221 --> 03:45.260
هيچ معلومه بين تو و
بتي اپل وايت چه خبره؟

03:46.125 --> 03:47.163
ببخشيد؟

03:47.260 --> 03:53.176
موقعي که اون جسد پيدا شد، هيچکس
بلندتر از تو داد نزد: زيرسر اپل وايت

03:53.199 --> 03:56.046
بعدش، بتي رو
براي پوکر مياري؟

03:56.135 --> 03:58.015
ـ   جريان چيه؟
ـ   عصبانيتمون بخاطر اونه

03:58.104 --> 04:00.015
ـ   ما عصباني نيستيم
ـ   من هستم

04:00.039 --> 04:02.246
ميتونيم بعدا در اينمورد حرف بزنيم؟
من بستني دستمه

04:02.275 --> 04:08.226
بيري، امکانش هست که اين جريان با
قرار گذاشتن دنييل و متيو مرتبط باشه؟

04:08.248 --> 04:11.095
ميدونستم کُپ ميکنه

04:11.184 --> 04:12.154
کي اينو به تو گفته؟

04:12.252 --> 04:15.028
خانم مکلاسکي ديده توي
پارک باهم وَر ميرفتن

04:15.054 --> 04:16.226
ـ   ايدي؟ ـ   چيه؟

04:16.256 --> 04:18.065
نميتوني يکم بپيچونيش؟

04:18.091 --> 04:19.095
پيچوندم

04:19.192 --> 04:21.229
دستش توي يقه دنييل بوده

04:21.261 --> 04:25.974
بيري، ميدونيم که دليل خوبي براي
اينکه ميخواي بتي با خودمون باشه داري

04:26.065 --> 04:29.205
فقط ميخواستيم بدونيم اگه
ميشه يخورده راهنماپيمون کني

04:29.235 --> 04:32.239
وقتي درمورد بتي اپل وايت کاري
ميکنم، ميدونم دارم چيکار ميکنم

04:32.272 --> 04:35.984
شما دوتا هم بايد به من اعتماد کنين
و اگه نميتونين اينکارو بکنين

04:36.075 --> 04:39.013
...اونوقت مجبورم
رفاقتمونو بيخيال بشم

04:39.112 --> 04:42.093
حالا، اگه اجازه بدين

04:42.115 --> 04:44.186
چقدر جنده

04:44.217 --> 04:48.097
ـ   ايدي، ميتوني ... ؟
ـ   داشتم مي پيچوندمش

04:57.230 --> 05:01.076
اوه! اينجا از اين کارا نکن

05:01.100 --> 05:04.140
شايد اگه به اد بگيم که من
نامزد مديرعامل شدن بودم

05:04.237 --> 05:07.150
ـ   دست از رد کردن طرحهام برداره
ـ   تازه يه هفته ست مشغول شدي

05:07.173 --> 05:10.086
ـ   يکم به خودت مهلت بده
ـ   عزيزم، تو که قوانينو ميدوني

05:10.109 --> 05:13.090
قبل از اينکه بخواد منو بندازه
يه قسمت ديگه بايد بزنم به هدف

05:13.112 --> 05:16.152
ببين، فقط ازت ميخوام
گاهي اوقاتن بپري وسط

05:16.249 --> 05:19.028
قبل ازاينکه بخواد کج
بره، ازم تعريف کني

05:19.118 --> 05:23.191
نميتونم ازت حمايت کنم. خودت بايد
براي کنار اومدن با اد يه راهي پيدا کني

05:24.090 --> 05:26.263
بعدش خوک شکمشو
ميمالونه، و ميگه

05:28.127 --> 05:32.075
گوشت تازهء مزرعه
حال شمارو هم جا مياره

05:37.170 --> 05:41.177
پس راستي راستي خوگ
گوشت خودشو ميخوره؟

05:41.274 --> 05:43.254
ـ   آره
ـ   نميبينم که همکاران

05:43.276 --> 05:48.089
...از اين ايدهء گوشت همنوع
خواري خوششون اومده باشه

05:49.115 --> 05:52.963
چرا اون طرحي که ديشب به
ذهنت رسيدو بهشون ارائه نميدي؟

05:53.052 --> 05:56.092
جايي که مردم خيل از گوشت خوش
شون مياد ميخوان مخفي نگهش دارن

05:56.189 --> 05:59.195
چي؟ مثل يه انجمن
گوشخواران زيرزميني؟

05:59.292 --> 06:02.273
مثل بروبچ دانشگاهيم
همه ميخواستن بيان

06:02.295 --> 06:06.209
ولي ما فقط باحالترين
بچه هارو ميبرديم

06:06.232 --> 06:09.213
ـ   تو جزء اون گروه بودي؟
ـ   آره، آلفا تائو اومگا

06:09.235 --> 06:11.237
ـ   من في کپ بودم
ـ   تو؟

06:11.237 --> 06:14.084
يادم نمياد تو هم با
ما سوگند خورده باشي

06:14.173 --> 06:16.144
اگه براي همه يه سکه داشتم

06:16.242 --> 06:20.019
ـ   اونوقت بايد لخت توي راهرو

06:20.279 --> 06:23.058
ـ   تو رو ميکردم هرزهء خودم
ـ   اوه، اينطور فکر ميکني؟

06:23.149 --> 06:27.256
ميدوني چي؟ من از کل
اون بروبچ خوشم مياد

06:28.254 --> 06:33.226
بيا سر ميز نهار درموردش
صحبت کنيم. مهمون تو

06:35.128 --> 06:38.041
برو

06:40.266 --> 06:44.078
ـ   بخاطر کمکتون ممنون
ـ   باعث افتخاره

06:48.274 --> 06:50.916
سلام. چي شده؟

06:51.010 --> 06:54.150
گبرييل، ميخوام با يه نفرآشنا بشي
اين ژائومي

06:54.180 --> 06:57.118
همون خانمي که که به اجبار
واسه مکسين کار ميکرد

06:57.216 --> 07:00.026
اوه، بَرده

07:00.052 --> 07:03.124
عجب. همچينم بهش نمياد

07:03.156 --> 07:05.261
کليسا داره ترتيب
برگردونشو به چين ميده

07:05.291 --> 07:08.172
ولي تا اونموقع به جايي
براي اقامت احتياج داره

07:08.261 --> 07:11.174
واسه همين من اتاق
مهمانمونو پيشنهاد کردم

07:11.230 --> 07:13.267
واقعا؟

07:14.167 --> 07:17.273
عزيزم، ميتونم يه ثانيه
باهات صحبت کنم؟

07:19.172 --> 07:20.150
ديوونه شدي؟

07:20.173 --> 07:21.950
فقط براي چند روزه

07:22.041 --> 07:26.251
توي همچين موقعيتي! داري ميشي
پادوي پدر کراولي براي امور خيريه

07:26.279 --> 07:28.088
و اين چيز بديه؟

07:28.114 --> 07:31.086
وقتي بخواد خونه مونو به يه پناهگاه
زيرزميني کاتيوليکها تبديل کنه، آره

07:31.184 --> 07:32.961
ميدوني تو کي هستي؟

07:33.052 --> 07:36.033
شخصي که به حضرت
مريم و يوسف پشت کرده

07:36.055 --> 07:41.266
خب، اونا بايد صدا بزنن

07:48.067 --> 07:49.913
موهاتو روي ميز شونه نکن

07:50.002 --> 07:53.076
دارين با من حرف ميزنين؟
يعني منو بخشيدين؟

07:53.172 --> 07:57.120
چرا بايد ببخشم؟ تو به اين خونواده
خيانت کردي، و حتي متاسف هم نيستي

07:57.143 --> 07:59.123
دست بردار بابا

07:59.145 --> 08:04.026
اگه اپل وايت بره پيش پليس و بگه
برادرت خانم سوليس رو زير کرده

08:04.050 --> 08:07.122
برادرت ميافته زندان

08:07.153 --> 08:08.999
چطور نميتوني اينو بفهمي؟

08:09.088 --> 08:11.969
تا وقتي شما درمورد کالب به
پليس چيزي نگين، اونا هم نميگم

08:12.058 --> 08:14.060
اصلا دقيقا اين
کالب چيکار کرده؟

08:14.093 --> 08:16.198
و چرا اونا مخفيش ميکنن؟

08:16.229 --> 08:21.144
برو پيش خانم اپل وايت و بهش
بگو ميخواي بدوني چي شده

08:22.168 --> 08:25.049
شرط ميبندم اگه واقعا خوب
باشي، اونم حقيقتو بهت ميگه

08:25.137 --> 08:28.084
تو واقعا اينطور
فکر ميکني، دنييل؟

08:28.107 --> 08:30.146
بايد برم پيش خانم
اپل وايت، خوب باشم

08:30.243 --> 08:33.986
و اونم دو دستي تمام
رازهاشو تقديمم ميکنه؟

08:34.146 --> 08:35.250
آره

08:35.281 --> 08:40.253
وقتي من جوان بودم، نامادريم به من
گفت که من خيلي خوش شانس هستم

08:40.253 --> 08:46.001
من زيباي، هوش
زيرکي و بصيرت داشتم

08:46.092 --> 08:50.268
اينا سلاحهايي هستند که زنها براي زنده
موندن در اين دنيا بهش نياز دارن

08:50.296 --> 08:52.139
خب؟

08:52.164 --> 08:55.145
پس مراقب چهرهء
خودت باش، دنييل

08:55.167 --> 08:58.273
تو هيچ سلاح ديگه اي
در اختيار نداري

09:05.177 --> 09:09.148
سلام. من بايد عمل جراحي بشم
فهميدم که بيمه ندارم

09:09.181 --> 09:13.129
کسي هست بتونم از
بيمه ش استفاده کنم؟

09:13.219 --> 09:18.125
بعد از دزدي، لوني خودشو به فراموشي
زد. الانم توي زندان، و من ميميرم

09:18.224 --> 09:22.070
تو نميميري. براي اداره
بيمه يه فکري ميکنم

09:22.094 --> 09:24.199
وقت کاغذوکاغذبازي بازي نيست

09:24.230 --> 09:27.976
طحال من داره
ميره نزديک قلبم

09:28.067 --> 09:29.173
من بايد عمل بشم

09:29.268 --> 09:31.111
اگه پول داشتم
بهت قرض ميدادم

09:31.137 --> 09:35.210
ولي من و ايدي پس اندازمونو
داديم به انجمن اسکي

09:35.241 --> 09:39.018
من پول قرضي احتياج ندارم
من بيمه ميخوام

09:39.045 --> 09:41.084
منظورم اينه که، اگه
عوارض داشته باشه چي؟

09:41.180 --> 09:45.927
من هيچ پشتوانه مالي اي ندارم

09:46.018 --> 09:48.057
داري چه غلطي ميکني؟

09:48.154 --> 09:50.100
دارم يکم دعا ميخونم

09:50.122 --> 09:51.933
جون هرکي ميپرستي

09:52.024 --> 09:55.005
چيه؟ من نا اميدم
تو هيچ نظر ديگه اي نداري؟

09:55.027 --> 09:56.998
راستش، دارم

09:57.096 --> 10:00.270
ـ   چيزي که نياز داري يه شوهره
ـ   چي؟

10:00.299 --> 10:05.009
بهتريم راه براي بدست آوردن
سلامتي ازدواج با يه نفره

10:05.037 --> 10:06.107
ايدي، بيخيال

10:06.138 --> 10:09.017
نه، نه، فکر ميکنم بد نيست

10:09.041 --> 10:12.013
آره. اگه مرديو پيدا کنيم
که راضي باشه

10:12.111 --> 10:14.082
ميتوني دوشنبه شب يه
عروسي دروغي بگيري

10:14.180 --> 10:16.251
...و سه شنبه شامل بيمه بشي

10:16.282 --> 10:18.262
باورم نميشه داري
همچين پيشنهادي ميدي

10:18.284 --> 10:21.063
يه هفته ديگه پزشک جراح
منو ورق ورق ميکنه

10:21.153 --> 10:23.133
چه کار ديگه اي
از دستم برمياد؟

10:23.155 --> 10:29.197
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که مرديو
پيدا کنيم که راضي باشه با تو ازدواج کنه

10:31.230 --> 10:33.210
ميدوني، حالا فکرشو ميکنم

10:33.232 --> 10:37.146
بنظرم بد نيست يکم دعا کني

10:47.643 --> 10:51.785
پت، ما همه مون اينجاييم. اگه
کسي زنگ زد وصل کن اينجا

10:54.750 --> 10:58.698
دويست تا شرط ميبندم اگه بتوني
سه بار پشت سر هم بگيري

11:00.789 --> 11:04.535
سه تا از اونا رو
بگيري، 200 تا بهت ميدم

11:04.627 --> 11:08.598
ـ   چي ميگي، اسکاوو؟ ـ   بده بياد

11:08.631 --> 11:10.838
بزن بريم

11:10.866 --> 11:12.846
من پرت ميکنم

11:12.868 --> 11:16.580
فکر کردم اومديم اينجا تا در
مورد اون تبليغ صحبت کنيم؟

11:16.672 --> 11:17.742
بايد قابل گرفتن باشن

11:17.773 --> 11:19.878
خودم ميدونم چطوري بندازم

11:19.908 --> 11:22.718
بالا

11:26.615 --> 11:28.891
ـ   اولين
ـ   بچه ها

11:30.886 --> 11:32.629
عجب حرکتي

11:32.721 --> 11:36.828
ـ   يکي ديگه
ـ   بچه ها، خواهش ميکنم ... باشه

11:43.632 --> 11:45.634
اون قابل گرفتن نبود

11:45.668 --> 11:50.574
شايد، ولي ارزش 002تا رو داشت

11:50.673 --> 11:51.811
خب، خودت خواستي

11:51.840 --> 11:55.879
تو يه کارمند زبلي
من عاشق اين ياروئم

12:02.751 --> 12:05.732
اوه، سلام

12:07.623 --> 12:09.603
مجبوري تمام
روز يه جا بشيني؟

12:09.625 --> 12:14.734
نبايد حالا که شانسشو داري
فرهنگ غربي رو تجربه کني؟

12:15.764 --> 12:17.869
داري چيکار ميکني؟

12:17.900 --> 12:20.576
ـ   درست ميکنم
ـ   نه، اين گرون قيمت

12:20.669 --> 12:23.650
اين شکاف بايد توسط
يه خياط ماهر تعمير بشه

12:23.672 --> 12:27.782
تو نميتوني ... واي خدا
اين کوکها عالي ئن

12:27.876 --> 12:30.686
گرسنه؟

12:34.783 --> 12:37.889
همهء اينا رو تو درست کدي؟

12:40.622 --> 12:42.798
اوه، براي من؟

12:42.891 --> 12:45.804
باشه

12:48.697 --> 12:51.644
ـ   اوه، خداي من
ـ   دوست داري؟

12:51.667 --> 12:53.840
خيلي

13:07.616 --> 13:08.788
خوشت مياد؟

13:08.817 --> 13:10.797
آره، خوبه

13:10.819 --> 13:14.790
ميدوني تو چين با مردمي که برعليه
دولت حرف ميزنن چيکار ميکنن؟

13:14.823 --> 13:17.567
ازشون بيگاري ميکشن

13:17.659 --> 13:19.639
وحشتناک نيست؟

13:20.763 --> 13:24.734
نه، منظورم اينه که، اين يه
رژيم سرکوب گرايانه ست

13:24.767 --> 13:26.644
فراموش کردم خودمون
چه دولت خوبي داريم

13:26.668 --> 13:28.670
آره، همينطوره

13:28.670 --> 13:32.675
فکر نميکني ژائومي دوست داشته
باشه اينجا بمونه، توي آمريکا؟

13:32.708 --> 13:38.559
منظورم اينه، جائيکه بتونه درمورد آزادي
و دموکراسي و چيزايي ديگه ياد بگيره

13:38.647 --> 13:41.585
اين قضيه ربطي به انجام دادن
کاراي خونه توسط ژائومي نداره؟

13:41.683 --> 13:44.596
ـ   چي؟
ـ   ديدم داشت زمينو روغن ميزد

13:44.620 --> 13:46.759
به من گفت ازش خواستي
دوبار اينکارو باکنه

13:46.789 --> 13:49.670
خب، اولا که اين
نظر خودش بود

13:49.758 --> 13:53.831
دوما، تا وقتي مزه غذاهاش از دهنت
بيرون نرفته نميتونم دراينمود حرف بزنم

13:59.735 --> 14:01.774
اون ازبَرده بودن خسته شده

14:01.870 --> 14:03.716
ميخواد برگرده چين

14:03.806 --> 14:06.878
نميتونيم مجبورش کنيم اينجا
بمونه و خدمتکار ما باشه

14:06.909 --> 14:10.552
کي مجبورش ميکنه؟
هرچقدر بخواد بهش پول ميديم

14:10.646 --> 14:14.585
و بهترين قسمتش اينه که، با
تجربيات اون، هرچي بگه مي ارزه

14:14.683 --> 14:17.664
عمرا، عزيزم

14:18.687 --> 14:20.826
چيه؟

14:20.856 --> 14:24.602
چيه ... ؟

14:24.693 --> 14:27.765
چيه، يعني هروقت چيزيو که ميخواي
بدست نياري، اخم ميکني و ميري؟

14:27.796 --> 14:30.700
اوه، اين درمورد من نيست
اين درمورد کشور عزيزمونه

14:30.799 --> 14:33.578
اصلا خوشم نمياد
با مردي که تونايي

14:33.669 --> 14:36.673
...طرفداري و کمک
براي ازهم پاشيدگي

14:36.705 --> 14:40.653
...ارزشها درآمريکا رو
نداره حرف بزنم

14:42.878 --> 14:46.655
گاهي اوقات يکم روده درازي
ميکنه، ولي غرض نداره

14:46.682 --> 14:48.562
ـ   اوناهاش
ـ   سلام

14:48.650 --> 14:50.789
به محض اينکه پيغامتو
گرفتم اومدم. اين ... ؟

14:50.819 --> 14:53.800
اين گري گرانتام
شوهر سابق آينده ت

14:53.822 --> 14:55.531
ـ   واي. ازآشناييتون خوشبختم
ـ   سلام

14:55.624 --> 14:57.729
من بايد برم پيش يکي از مشتريها

14:57.759 --> 15:02.902
پس شما باهمديگه حرف بزنين
و شما دوتا يه زوج جذاب ميشين

15:03.765 --> 15:07.511
آره. آره. آه

15:07.603 --> 15:09.708
ـ   سلام
ـ   سلام

15:09.738 --> 15:11.584
پس ميخواي چهارشنبه
ازدواج کني؟

15:11.673 --> 15:14.654
چون سه شنبه و جمعه
من خارج از شهرم

15:14.676 --> 15:16.815
اوه، ا ره، حتما
چهارشنبه عاليه

15:16.845 --> 15:18.691
فقط کنجکاوم

15:18.780 --> 15:21.784
چطوري ايدي شمارو
اينقدر سريع متقاعاد کرد؟

15:21.817 --> 15:25.665
شرايط تو رو توضيح داد
منم يه عروس جعلي نياز داشتم

15:25.754 --> 15:27.734
واسه همين گفتم، چي از اين بهتر ؟

15:27.756 --> 15:29.702
چرا يه عروس جعلي نياز دارين؟

15:29.725 --> 15:32.606
من همجنس بازم. و
هيچوقت به مادرم نگفتم

15:32.694 --> 15:33.766
ـ   واقعا؟
ـ   آره

15:33.862 --> 15:35.842
اولش اصلا نميخواستم بهش بگم

15:35.864 --> 15:38.777
بعدش اون پيرتر شد
امفيزم و واريس گرفت

15:38.800 --> 15:41.681
به اين فکر افتادم که اگه
دهنمو بسته نگه دارم

15:41.770 --> 15:46.879
بالاخره يه روز عمر اونم به آخر ميرسه، و
قطعاً صحنهء خيلي غم انگيزي هم خواهد بود

15:46.909 --> 15:48.789
پس، چطور
نظرتون عوض شد؟

15:48.877 --> 15:51.790
ماه پيش توي 81 سالگرد
تولدش به من گفت

15:51.813 --> 15:55.693
تنها دليلي که اون زنده ست
اينه که منو متأهل ببينه

15:55.717 --> 15:58.530
اوه. اوه، پس با ازدواج من

15:58.620 --> 16:01.601
آره، خيلي زودتر
ارث و ميراثمو ميگيرم

16:01.623 --> 16:04.900
ولي بيشتر ميخوام مطمئن
بشم که اون خوشحال

16:06.728 --> 16:09.802
خب، خيلي خوب
بنظر ميرسي، سوزان

16:09.898 --> 16:13.644
ازدواج با تو باعث افتخاره

16:13.735 --> 16:14.873
آه، به همچنين

16:14.903 --> 16:18.715
ميتوني بقيه سيب زميني هارو تموم کني

16:24.780 --> 16:27.524
اينم از نامه و قرصهاتون

16:27.616 --> 16:31.723
اوه! بازم قرص

16:39.628 --> 16:41.699
خانم تيلمن؟

16:41.730 --> 16:44.577
اين از کجا اومده؟

16:44.666 --> 16:47.772
نميدونم. با بقيه نامه هاتون بود

16:47.869 --> 16:51.612
(تو يک نوه داري)

16:51.640 --> 16:53.677
تلفنو بده من

17:02.884 --> 17:04.661
ساليوان، منم

17:04.753 --> 17:07.734
خبرايي دارم و
ميخوام دست بکار بشي

17:07.756 --> 17:11.863
مثل اينکه دلفينو داره
منو سر ميدوئونه

17:22.867 --> 17:25.814
صبح روز بعد بيري
با يه نقشه بيدار شد

17:25.837 --> 17:28.909
...براي بدست آوردن حقيقتي
که بسيار محتاجش بود

17:28.934 --> 17:31.940
همونطور که رفتن اپل وايت رو
از خونه شون تماشا ميکرد

17:32.043 --> 17:35.891
به اعتمادي که به مالکين
گذشته داشت فکر ميکرد

17:35.980 --> 17:40.929
و به اعتمادي که
اونا به بيري داشتند

18:01.839 --> 18:04.911
کالب، تويي؟

18:09.847 --> 18:11.852
سلام، من بيري هستم

18:11.949 --> 18:14.020
من پايين خيابون زندگي ميکنم

18:14.051 --> 18:16.998
من يکي از دوستاي مادرت هستم

18:17.021 --> 18:20.994
ـ   اون خونه نيست
ـ   ميدونم. آم

18:21.092 --> 18:24.938
ـ   اومدم تو رو ببينم
ـ   من؟

18:24.962 --> 18:26.942
آره. مادرت درمورد با
من زياد حرف ميزنه

18:26.964 --> 18:32.004
و فکر کردم خوب ميشه
خودم هم باهات آشنا بشم

18:33.070 --> 18:38.952
برات کيک خونگي آوردم

18:44.015 --> 18:46.996
از اينطرف. دنبال کلوچه

18:49.820 --> 18:52.758
ـ   چه خبره؟ ـ   خب

18:52.857 --> 18:55.897
...اد با تام شرط بسته که اون کلوچه اي
که از توي توالت دربياره رو نميخوره

18:55.993 --> 19:00.066
ـ   باورم نميشه
ـ   چندش آور نيست؟

19:00.097 --> 19:03.874
آه، آه، آه! نه
بايد تا پايين بره

19:03.901 --> 19:06.882
نميخوام فقط آب روش باشه

19:06.904 --> 19:08.943
صبرکن ببينم

19:09.040 --> 19:12.988
کسي نميدونه برس
توالت کجاست؟

19:13.911 --> 19:17.051
يه ثانيه بيا. اصلا فکر نميکرم
بخوام اينو ازت بپرسم ،

19:17.081 --> 19:19.061
...تو ميخواي کلوچهء
توي توالت رو بخوري؟

19:19.083 --> 19:21.827
آره. به ازاي حساب
جواهري گالوستون

19:21.919 --> 19:24.024
برام مهم نيست
تو اينکارو نميکني

19:24.055 --> 19:25.935
خودت گفتي يه راهي براي
جور شدن با اد پيدا کنم

19:26.023 --> 19:30.770
خب، الان راهمونو پيدا کديم
و اون بخاطرش به من پول ميده

19:30.861 --> 19:33.000
چون اد ميخواد
تو رو کوچيک کنه

19:33.030 --> 19:34.910
خواهش ميکنم، اينکارو نکن

19:34.999 --> 19:42.008
ما منتظريم، اسکاوو

19:42.039 --> 19:45.020
اين لحظه رو از دست نميدم

19:49.046 --> 19:51.959
پس، کالب، بجزء مادرت و پدارت

19:51.983 --> 19:55.988
هيچکس ديگه اي
ميدونه تو اينجايي؟

19:56.020 --> 19:59.001
نه

19:59.890 --> 20:01.892
شما خوشکل هستين

20:01.892 --> 20:04.739
ممنون
تو لطف داري

20:04.829 --> 20:07.869
پس تمام اين مدت اون
بالا زندگي ميکردي؟

20:07.965 --> 20:10.912
نه

20:10.968 --> 20:13.974
من تازه اومدم بالا
اتاق من پايين

20:14.071 --> 20:15.846
پايين؟

20:15.873 --> 20:18.877
توي زيرزمين

20:19.076 --> 20:21.989
ميخواي ببينيش؟

20:46.103 --> 20:49.917
کالب، تمام اين
ماهها تو اينجا بودي؟

20:50.007 --> 20:52.044
آره

20:52.877 --> 20:55.915
مادرت اينا رو بهت ميزد؟

20:55.946 --> 20:56.984
بيشتر اوقات

20:57.081 --> 21:00.893
اوه، خداي من

21:01.085 --> 21:04.931
عزيزم، متوجه نميشم

21:04.955 --> 21:08.027
چرا مادرت بايد با تو
اينطوري رفتار کنه؟

21:09.894 --> 21:13.967
ـ   من به يه دخترآسيب رسوندم
ـ   يه دختر؟

21:16.000 --> 21:18.947
آره

21:21.872 --> 21:23.818
و بعدش اون مرد

21:27.912 --> 21:30.859
اسمش ملاني بود

21:33.818 --> 21:36.924
اون خوشکل بود

21:37.822 --> 21:40.098
درست مثل شما

21:51.252 --> 21:54.233
سلام

21:57.136 --> 22:00.913
فکر کردم بايدبدوني که
من دارم ازدواج ميکنم

22:01.974 --> 22:05.720
ـ   با دکتر؟
ـ   نه! نه

22:05.811 --> 22:08.018
نه، با يه همجنس باز

22:08.148 --> 22:10.253
تو جريان دکترو از کجا ميدوني؟

22:10.283 --> 22:12.285
مردم حرف ميزنن

22:12.285 --> 22:15.198
ـ   داري با يه همجنس باز ازدواج ميکني؟
ـ   به بيمه بهداشت احتياج دارم

22:15.221 --> 22:18.295
چون اين سرگرداني طحال
دارم، و ... خنده داره

22:18.391 --> 22:21.170
طحال، سرگردان ، ولي
راستش، هيچم خنده دار نيست

22:21.261 --> 22:24.105
چون ممکنه يه کاري دستم بده

22:24.130 --> 22:27.068
واسه همين بيمه لازم دارم، واسه
همين فردا دارم عروسي ميکنم

22:27.167 --> 22:30.114
احتمالا فکر ميکني
من خلم، درسته؟

22:30.303 --> 22:34.183
خب، نميشه عقبش انداخت؟
جراحي رو؟

22:34.207 --> 22:37.313
نه. نميشه

22:38.211 --> 22:41.158
بگمونم همچينم ديوونه بازي نيست

22:42.315 --> 22:44.126
حالتون چطوره، خانم؟

22:44.217 --> 22:46.288
ميتوني يه دقيقه به من وقت بدي؟

22:46.319 --> 22:48.299
اوه، آره. نه، عذر ميخوام

22:48.321 --> 22:51.302
فقط ميخواستم همينو بگم

22:52.392 --> 22:56.035
ـ   چي ميخواي؟
ـ   من چيزي نميخوام، دلفينو

22:56.129 --> 22:58.370
نوح تايلو يه چيزي ميخواد
نوه ش کجاست؟

22:58.398 --> 23:04.214
بيا از اين قسمتشم که تو
چيزي نميدوني بگذريم

23:04.304 --> 23:06.250
آقاي تايلور ميخواد
باهات حرف بزنه

23:06.272 --> 23:08.218
اگه قبول نکنم چي؟

23:08.241 --> 23:10.314
اونوقت مجبورم خودم
بچه رو پيدا کنم

23:10.410 --> 23:15.382
حدس ميزنم يه جايي
همين نزديکيها باشه

23:15.415 --> 23:20.162
دوست دختر قديميت
اون يه دختر داره، درسته؟

23:20.253 --> 23:24.167
شايد بهتره باشه با يه
ملاقات از اون شروع کنم

23:24.190 --> 23:26.363
ـ   دختر اون نوهء نوح نيست
ـ   آره، خب

23:26.392 --> 23:31.137
با توجه به سابقهء قبليت، ممکنه
خودم بخوام يه سروگوشي آب بدم

23:33.199 --> 23:36.237
بهش بگو فردا صبح ميام

23:42.108 --> 23:44.281
اوه

23:44.310 --> 23:47.223
خيلي قشنگ

23:47.280 --> 23:50.124
چيزاي خوب رو دوست داري؟

23:51.150 --> 23:54.190
بخاطر همينه که فکر ميکنم
احمقي که نميخواي اينجا بموني

23:54.287 --> 23:58.133
ميتوني تمام وقت دوروبر
چيزاي خوب من باشي

23:58.157 --> 24:00.137
ازشون مراقبت کني

24:00.159 --> 24:02.198
خوش نيست؟

24:02.295 --> 24:06.200
خب، مطمئنم خوشيش
بيشتر از موندن

24:06.299 --> 24:10.270
توي اون دهکدهء مخروبهء توئه

24:13.339 --> 24:17.310
ميدوني، احتمالا بيشتر از اوني که
مردم بدونن ما به هم شباهت داريم

24:17.343 --> 24:19.323
منم اهل يه دهکدهء کوچيکم

24:19.345 --> 24:21.088
دوستام هيچي نداشتند

24:21.180 --> 24:26.220
بخاطر همينه که آمريکارو دوست
دارم. چون اينجا هرچيزي ممکنه

24:31.257 --> 24:33.203
اوه

24:33.226 --> 24:36.107
از اون خوشت مياد؟

24:36.195 --> 24:40.202
خب، اينو يه دلال سهام
شرکت گامبالو به من داده

24:40.300 --> 24:44.146
ارزشي نداره
ميتوني داشته باشيش

24:52.345 --> 24:55.121
اوه

24:55.148 --> 24:58.129
باشه. خوشحال
ازش خوشت مياد

24:58.318 --> 25:01.265
ميتوني موهامو شونه کني

25:16.202 --> 25:19.049
ـ   سلام. ـ   سلام. . -

25:19.138 --> 25:23.143
با اين کمبود وقت بهترين
کاري که از دستم بر مياد

25:24.277 --> 25:26.382
ـ   باشه. . ـ   باشه

25:31.284 --> 25:34.265
اوه، سوزان، اين
ساقدوش منه، استيوان

25:34.287 --> 25:36.030
اون همچنين شريک
زندگيم هم هست

25:36.122 --> 25:39.331
اوه، سلام. ازآشناييتون خوشبختم

25:40.193 --> 25:44.098
عزيزم، مودب باش

25:44.197 --> 25:48.202
ـ   متأسفم که سرطان داري
ـ   سرطان؟

25:48.234 --> 25:51.240
مگه اين بازيها بخاطر همين نيست؟

25:51.337 --> 25:54.081
گري گفت شما به
بيمه احتياج دارين

25:54.173 --> 25:57.154
بله. نه. من به بيمه احتياج دارم
ولي من سرطان ندارم

25:57.176 --> 26:01.249
سرگرداني طحال دارم

26:02.315 --> 26:05.125
گفتم مثل سرطان

26:05.151 --> 26:06.325
مشکلي هست؟

26:06.419 --> 26:12.267
نه. همه چيز مرتبه
بهتره بريم توي کليسا، بريم؟

26:13.393 --> 26:15.373
من يه کيک عروسي
درست کردم

26:15.395 --> 26:17.204
اميدوارم خوشت بياد

26:24.103 --> 26:26.242
پس ... آماده ايم شروع کنيم؟

26:26.272 --> 26:28.309
چيزي براي پخش
موزيک دارين؟

26:28.341 --> 26:31.017
استيوان برامونيه چند
تا آهنگ عروسي زده

26:31.110 --> 26:35.183
ـ   براي محيط
ـ   حتما، الان ميزارم

26:39.252 --> 26:41.232
مشکلي داري؟

26:41.254 --> 26:43.100
تو گفتي اون مريضه

26:43.189 --> 26:46.193
مريضه. اون
سرگرداني طحال داره

26:46.225 --> 26:49.297
اصلا هيچيش به سرطان نميخوره
حتي بنظر جدي هم نيست

26:49.328 --> 26:52.175
ـ   خب، هست. ممکنه بميرم
ـ   منکه مريض نمي بينمت، عزيزم

26:52.265 --> 26:54.267
اينکارو نکن

26:54.300 --> 27:00.151
شيش بار ازت خواستم بريم هلند و ازدواج
کنيم، و هميشه بهونه هاي الکي مياري

27:00.239 --> 27:06.146
ولي وقتي يه دختر با يه مريضي احمقانه
مياد،ليوان آب دستتو ميزاري و مياي کليسا

27:06.245 --> 27:07.315
نه، اين يه بيماري جدي

27:07.346 --> 27:11.158
بخاطر کلمهء طحال
احمقانه بنظر ميرسه

27:11.350 --> 27:13.352
چي ميخواي؟

27:13.352 --> 27:16.290
ميخوام بهمون اندازه که نگران احساسات
مادرت هستي نگران احساسات منم باشي

27:16.389 --> 27:20.303
چي تو رو خوشحال ميکنه؟
اينکه عروسي نکنم؟ همينو ميخواي؟

27:20.326 --> 27:22.206
نه، همونجا نگه ش دار

27:22.295 --> 27:27.142
من بيشتر از هرکسي دوست دارم که
دوتا عاشق توي هلند باهم عروسي کنن

27:27.166 --> 27:30.375
با گل لاله، جلوي آسياب
بادي، با کلي چيز و ميز

27:30.403 --> 27:37.116
ولي اگه اين جراحي رو انجام ندم، طحالم
مستقيم ميره پيش قلبم و منفجر ميشه

27:37.143 --> 27:43.289
حالا که ميبيني من چقدرآدم خوبي هستم و
طرفدار همجنس بازائم، بيان اينکارو بکنيم

27:43.382 --> 27:49.128
بعدش من يه شوهر و بيمه گيرم
مياد، کسي هم طوريش نميشه

27:50.289 --> 27:54.135
بيخيال. استيوان

27:54.160 --> 27:55.298
استيوان

27:55.328 --> 27:59.367
ـ   اون فقط
ـ   آره

28:00.366 --> 28:05.213
عذر ميخوام. از دستم کاري
ساخته نيست. واقعا متأسفم

28:08.341 --> 28:11.254
استيوان، صبرکن! استيوان! داري
کجا ميدي؟ داري چيکار ميکني؟

28:18.284 --> 28:21.390
بالاخره راهش انداختم

28:22.288 --> 28:25.269
داماد کجاست؟

28:41.350 --> 28:44.231
سلام، سوزي کيو

28:45.038 --> 28:49.817
چي شده؟
انگار کشتي هات غرق شده

28:49.842 --> 28:53.016
ـ   عروسي نکردم
ـ   واقعا؟

28:53.046 --> 28:58.997
تا جلوي کشيش هم رفتم، ولي انگار تمام
اين جريان ازدواج قلابي ريخت به هم

29:01.922 --> 29:02.960
متأسفم

29:03.056 --> 29:05.900
هنوز بيمه ندارم

29:05.926 --> 29:10.875
احتياج دارم که جراحي بشم. من

29:11.899 --> 29:14.778
واقعا بدبخت شدم

29:15.068 --> 29:19.016
خب

29:21.074 --> 29:23.921
ـ   ...چرا من باهات ازدواج نکنم؟
ـ   چي؟

29:24.011 --> 29:25.891
من يه بيمه سلامت فوق العاده دارم

29:25.979 --> 29:27.890
تو هم کاملا تحت
پوشش قرار ميگيري

29:27.915 --> 29:31.888
ولي ... ما که ازدواج کرده بوديم

29:31.985 --> 29:37.059
ببين، من هميشه بخاطر اينکه
ترکت کردم احساس ناراحتي ميکنم

29:37.090 --> 29:38.970
و بنظرم اگه اينکارو بکنيم

29:39.059 --> 29:43.906
...اساسي زندگيتو نجات دادم

29:44.965 --> 29:47.969
فکر ميکنم يکي بهت بدهکارم

29:48.936 --> 29:51.849
کارل

29:52.940 --> 29:57.912
پس، چي ميگي؟
سوزان ماير، با من ازدواج ميکني؟

29:57.978 --> 30:00.857
دوباره؟

30:02.849 --> 30:04.729
چرا که نه؟

30:04.818 --> 30:05.922
آفرين

30:13.093 --> 30:15.073
ـ   ايدي رو ميخواي چيکار کني؟
ـ   بهش نميگيم

30:15.095 --> 30:19.043
ـ   هر دو مون رو ميکشه
ـ   اين راز بين خودمون ميمونه

30:22.002 --> 30:24.983
از اينکه مهمون ما بودي
واقعا لذت برديم. درسته؟

30:25.005 --> 30:26.851
صد در صد

30:26.940 --> 30:29.921
ژائومي، تو دختر
خيلي خاصي هستي

30:29.943 --> 30:33.823
پس ... مراقب خودت باش، باشه؟

30:40.087 --> 30:42.863
بخاطر کمکتون ممنون

30:42.889 --> 30:45.927
خواهش ميکنم، پدر

30:48.095 --> 30:51.042
ـ   باي باي
ـ   خانوما

30:53.033 --> 30:56.981
نگو بخاطر اينکه خدمتکاري که
ميخواستي رو نداري داري گريه ميکني

30:57.004 --> 30:58.975
کارلوس، اون فقط
يه خدمتکار نبود

30:59.072 --> 31:01.882
اون بهترين خدمتکار دنيا بود

31:01.908 --> 31:04.081
ـ   خدا، تو رقت انگيزي
ـ   خفه شو

31:06.079 --> 31:09.925
هي. يه چيزي شده

31:14.855 --> 31:17.096
پدر کراولي

31:19.059 --> 31:20.037
مشکلي هست؟

31:20.060 --> 31:22.941
ژائومي نميخواد برگرده چين

31:23.030 --> 31:24.967
ميخواد اينجا بمونه
و براي شما کار کنه

31:25.065 --> 31:27.944
چي؟ چرا؟

31:33.840 --> 31:36.983
ميگه تا حالا هيچکس مثل خانم سوليس
به اين مهربوني با اون رفتار نکرده

31:37.077 --> 31:41.025
اون شما دوتا رو
مثل خونواده ميدونه

31:41.848 --> 31:43.953
اوه، واقعا؟

31:43.984 --> 31:47.932
اوه، البته که ميتوني بموني

31:51.091 --> 31:53.799
گبي

31:53.827 --> 31:57.832
کارلوس، اون مارو
مثل خونواده ميدونه

32:01.968 --> 32:05.714
منتظر اون جريان کالباس ها ستم
پنج دقيقه ديگه توي اتاق کنفرانس

32:05.806 --> 32:08.878
...پسر توالت

32:10.110 --> 32:11.990
اجازه نداري شکايت کني

32:12.079 --> 32:16.084
حق با تو بود. توي تمام شرکت
منو پسر توالت ميشناسن

32:16.116 --> 32:19.828
بهش بگو ديگه بازي نميکني. بهش
بگو ديگه نميخواي از اين بازيها بکني

32:19.920 --> 32:22.801
نميتونم. اگه الان عقب نشيني
کنم. اون ميزاره بحساب ضعفم

32:22.889 --> 32:24.869
اين يه راه معامله کردن بروبچي

32:24.891 --> 32:27.030
ـ   ولي
ـ   خودش خواسته

32:27.060 --> 32:30.064
منو کرده هرزهء خودش

32:36.103 --> 32:37.846
بفرما

32:37.938 --> 32:41.078
داشتم فکر ميکردم، اين اواخر
اينجا زياد خوشگذروني داشتيم

32:41.108 --> 32:45.957
ولي شايد وقتشه که يکم بيشتر
محيط شرکت رو تجاري کنيم

32:46.046 --> 32:48.822
اوه، فهميدم

32:48.849 --> 32:50.820
يکي رفته پيش
ماماني شکايت کرده؟

32:50.917 --> 32:52.828
ـ   چي؟
ـ   تام چندتا شرط رو باخت

32:52.853 --> 32:55.026
واسه همين زنشو
فرستاده سراغ من؟

32:55.055 --> 32:58.036
اوه، اين خيلي آلفا تائ بازي

32:58.058 --> 33:00.060
حسابشو ميزارم کف دستش

33:00.060 --> 33:03.007
نه. نه، تو حسابشو
نميزاري کف دستش

33:03.029 --> 33:05.910
بايد همين الان تمومش کني

33:05.999 --> 33:07.879
اينجا شرکت منه

33:07.968 --> 33:11.916
اگه مردم ميخوان اينجا کار کنن
با قوانين من بازي ميکنن

33:15.108 --> 33:17.716
آه ... اد

33:17.811 --> 33:19.748
چيه؟

33:19.846 --> 33:21.917
ـ   باهات کل ميندازم
ـ   ها؟

33:21.948 --> 33:24.920
آره، اين شرکت توئه
پس منم با قوانين تو بازي ميکنم

33:25.018 --> 33:28.832
چيکار کنم که اين مُبصر
بازي رو تمومش کني؟

33:28.922 --> 33:31.994
ابروهامو بتراشم؟
لخت بيام سر کار؟ تو بگو

33:32.025 --> 33:35.973
ـ   براي اينکارا وقت ندارم
ـ   آو، چي شده، اد؟

33:35.996 --> 33:37.967
في کپس ميترسه از يه
دختر شکست بخوره؟

33:38.064 --> 33:41.841
يالا ديگه، کاپيتان

33:41.868 --> 33:44.109
اين فقط يه شرط کوچيکه

33:48.041 --> 33:52.888
همونطور که ميدونين، بنظر من شاد
کردن محيط کار براي کارکنان خوبه

33:52.913 --> 33:57.885
ولي لينت فکر ميکنه که شيطنتهاي
ما يخورده غير قابل کنترل شده

33:59.052 --> 34:02.966
اجازه بدين، اجازه بدين. من به اين
روحيهء کاري لينت احترام ميزارم

34:09.863 --> 34:18.806
اگه اون بتونه نيم کيلو گوشت
تازه نپخته خوک رو بخوره

34:20.907 --> 34:24.912
...حق داره توي اين
شرکت يه شرط ببنده

34:26.012 --> 34:28.049
داري اينکارو بخاطر من ميکني
مجبور نيستي اينکارو بکني

34:28.081 --> 34:29.961
نميخوام تو واسه من بجنگي

34:30.050 --> 34:36.831
اين جنگ خودمه. بروبچ اينجوري
باهم معامله ميکنن، درسته؟

34:47.033 --> 34:50.014
ما روي تو حساب ميکنيم

34:51.838 --> 34:54.876
تا وقتي جوان هستيم

35:04.818 --> 35:07.822
باخت هيچ اشکالي نداره، لينت

35:07.854 --> 35:10.061
اصلا اشکالي نداره

36:01.908 --> 36:04.789
چيه؟ .. خودش شرط بسته

36:04.878 --> 36:09.054
اين خوشگذروني

36:31.838 --> 36:33.977
پس

36:34.007 --> 36:37.753
...اينجا ميتونه دوباره
محيط کار باشه، اد؟

36:37.844 --> 36:39.050
بدون هيچ بازي اي؟

36:39.079 --> 36:41.821
حتما

36:42.015 --> 36:44.962
به هرحال، تو همهء
سرگرمي هارو خراب کردي

36:54.861 --> 36:57.833
واقعاآخرش بود

36:57.931 --> 36:59.902
مرسي

37:00.000 --> 37:02.981
ميتوني منو ببري بالاي سطل؟

37:17.009 --> 37:19.956
کالب گفت يه خانم مو
قرمز اومده ملاقاتش

37:20.050 --> 37:22.223
بيا توو، بتي

37:26.089 --> 37:27.969
نوشيدني ميخواي؟

37:28.058 --> 37:29.130
نيومدم باهم گپ بزنيم

37:29.226 --> 37:33.038
تو وارد خونهء من شدي و
با پسرم صحبت کردي يا نه؟

37:33.063 --> 37:36.169
بله، کالب و من يه گپ
خيلي دوستانه داشتيم

37:36.199 --> 37:39.945
اگه يکبار ديگه به اون نزديک
بشي، تقاصشو پس ميدي

37:40.036 --> 37:42.107
ميفهمي؟

37:44.174 --> 37:47.246
نميخواي رسي درمورد
چي باهم حرف زديم؟

37:48.144 --> 37:53.059
يکي به اسم، آم ... ملاني فاستر

37:54.317 --> 37:57.164
الان برات يه
نوشيدني ميريزم، بتي

37:57.254 --> 37:59.998
چون الان قراره يه گفتگوي
خيلي صادقانه داشته باشي

38:00.090 --> 38:05.005
و فکر ميکنم براي اينکار يکم
کمک احتياج داشته باشي

38:08.164 --> 38:11.068
اسمش زک يانگ
با پدرش زندگي ميکنه

38:11.167 --> 38:14.011
يک سال پيش
مادرش خودکشي کرد

38:14.037 --> 38:16.076
چطوري سر و کارش
به اين آدما افتاده؟

38:16.172 --> 38:19.076
خودت فکر ميکني چطوري؟
ديادرا بهش فشار اومده بوده

38:19.175 --> 38:20.153
بچه رو داده به اونا

38:20.176 --> 38:23.020
ميخوام اين پسر رو ببينم

38:23.046 --> 38:26.027
اون يه خونواده داره. نميتونم
يهو برش دارم و بيارمش اينجا

38:26.049 --> 38:27.929
شايد تو نتوني، ولي من ميتونم

38:28.018 --> 38:29.998
و کاراگاه ساليوان
هم ميتونه عمليش کنه

38:30.020 --> 38:31.194
ـ   تو اينکارو نميکني
ـ   نه؟

38:31.288 --> 38:38.035
اينطوري ميخواي ملاقاتش کني؟ به زور
بکشونيش اينجا تا بابابزرگش بتونه بغلش کنه؟

38:38.061 --> 38:40.942
باشه، تو بيارش
دو روز بهت مهلت ميدم

38:41.031 --> 38:46.276
همونطور که خودت ميدوني
دارم اينجا با ساعت پيش ميرم

38:51.007 --> 38:52.145
وقتي کالب به دنيا اومد

38:52.175 --> 38:56.922
...و دکترها فهميدند که
اون فرق ميکنه

38:57.013 --> 38:59.289
...من حتي گريه هم نکردم

39:01.184 --> 39:06.156
اون لحظه دردناکترين
لحظهء زندگي بود

39:06.189 --> 39:08.194
من يک قطره هم اشک نريختم

39:08.291 --> 39:12.205
فقط با خودم فکر کردم
، حالا مگه چيه؟

39:12.228 --> 39:14.938
اون پسر منه

39:15.031 --> 39:18.936
و بايد به نحو احسن بزرگش کنم

39:19.035 --> 39:22.209
حالا، اين وظيفهء منه

39:23.073 --> 39:26.054
در بيشتر موارد
احساس خوشبختي ميکنم

39:26.076 --> 39:31.025
کالب گردنش کش هست
ولي ذاتا خيلي دلنشين

39:31.181 --> 39:35.027
مطمئنم وقتي به ملاقاتش
اومدي متوجه شدي

39:35.051 --> 39:38.055
بله، شدم

39:38.088 --> 39:44.039
من همينطور متوجه شدم که توي
زيرزمين به غل و زنجير کشيده بودي

39:44.294 --> 39:48.242
اون بخاطر ملاني فاستر

39:49.299 --> 39:54.979
ملاني دختري بود که ميتو
باهاش قرار ميگذاشت

39:55.071 --> 39:57.017
اون يه دختر تازه بلوغ شده بود

39:57.040 --> 39:59.921
و مثل همهء نوجوانها

40:00.009 --> 40:02.990
رابطه شون پر از
پستي و بلندي بود

40:03.012 --> 40:07.119
هميشه باهم قهر ميکردند، دوباره باهم
دوست ميشدند، دوباره قهر ميکردند

40:07.150 --> 40:09.997
يه شب، بعد از يکي از
دعواهاي گنده شون

40:10.086 --> 40:16.037
کالب يجوري ملاني رو قانع کرد که
توي محوطه انبار الوار ملاقاتش کنه

40:16.059 --> 40:19.006
فقط ميتونم تصور کنم
که ملاني فکر ميکرده

40:19.028 --> 40:20.999
...کالب اومده بود از طرف
متيو عذرخواهي کنه

40:21.097 --> 40:24.078
ولي نه

40:24.134 --> 40:27.174
کالب به ملاني گفته
بود که عاشقشه

40:27.270 --> 40:34.085
و اينکه اگه اون دوست پسرش
بود، هيچوقت باهاش قهر نميکرد

40:35.145 --> 40:38.026
و ملاني توي صورتش خنده کرده

40:38.114 --> 40:43.086
کالب سعي ميکنه با بوسيدنش
بهش نشون بده که جدي ميگه

40:43.286 --> 40:46.165
و ملاني اونو ميزنه

40:49.125 --> 40:51.164
از اون به بعد زياد
چيزي يادش نمياد

40:51.261 --> 40:56.074
ولي ميدونه که خيلي
خيلي عصباني ميشه و

40:57.133 --> 41:01.206
...و کنارش يه تبر
روي زمين افتاده بوده

41:04.207 --> 41:10.180
بله، کالب من ملاني رو کشت

41:10.180 --> 41:14.026
ولي نتونستم اجازه
بدم بره زندان

41:14.250 --> 41:17.231
يا بدتر از اون، اعدام بشه

41:17.253 --> 41:20.965
...براي جُرمي که گناه من بوده

41:21.057 --> 41:24.004
گناه تو؟

41:26.062 --> 41:29.102
اين وظيفهء من بود

41:29.199 --> 41:32.043
من قرار بود اونو از
خودش حفاظت کنم

41:32.068 --> 41:34.949
من مادرشم

41:35.038 --> 41:38.986
اون وظيفهء من بود

41:51.054 --> 41:55.096
دنيا پر شده از رفاقتهاي بعيد

41:55.191 --> 41:57.171
چطوري شروع ميشن؟

41:57.193 --> 42:00.905
با يک شخصي که بسيار محتاج

42:00.997 --> 42:05.139
...و شخص مقابل هم
خواهان دادن دست ياري

42:05.168 --> 42:10.142
وقتي همچين مهربانيهايي پيشنهاد داده
ميشه، بالاخره قادر به ديدن ارزش

42:10.240 --> 42:14.985
...اونايي که درگذشته
رهاشون کرده بوديم ميشيم

42:15.178 --> 42:17.988
و قبل از اينکه اينو بدونيم

42:18.014 --> 42:21.018
يک ارتباطي شکل گرفته بوده

42:21.050 --> 42:26.022
جداي از اون چيزي که
ديگران بتونن درکش کنند

42:26.055 --> 42:31.027
بله، دوستيهاي بعيد
هر روز رُخ ميدند

42:31.027 --> 42:36.238
هيچکس اينو بهتر از يک
شخص تنها درک نميکنه

42:38.034 --> 42:43.040
درواقع، اين چيزيه که اونا مي بينند

42:44.034 --> 43:30.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
