1
00:00:01,001 --> 00:00:02,275
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,302 --> 00:00:04,148
طحالت منحرف شده و
به قلبت نزديک شده

3
00:00:04,237 --> 00:00:08,083
ـ   به شرکت بيمه ت اطلاع بده
<font color=#FF8000>خبرهاي بدي در کار بود</font>

4
00:00:08,108 --> 00:00:10,921
يه پليسي هست که ميخوام باهاش
صحبت کني. اسمش ساليوانه

5
00:00:11,011 --> 00:00:14,117
ـ   پروندهء دختر نوح
<font color=#FF8000>... خبرهاي ناراحت کننده</font>

6
00:00:14,147 --> 00:00:15,148
مرسي

7
00:00:15,181 --> 00:00:17,252
شما توي خونه تون
چيزيو قايم کردين؟

8
00:00:17,283 --> 00:00:19,993
رازتو به من بگو. من درک ميکنم

9
00:00:20,086 --> 00:00:21,124
باشه

10
00:00:21,221 --> 00:00:23,064
<font color=#FF8000>...و خبرهايي که
هيچکس نبايد ميدونست</font>

11
00:00:23,089 --> 00:00:26,195
ولي اول تو مال
خودتو به من بگو

12
00:00:28,061 --> 00:00:31,101
<font color=#FF8000>ماهي يکبار، بهترين گردهمايي
فير وير برگزار ميشد</font>

13
00:00:31,197 --> 00:00:36,206
<font color=#FF8000>که به همراه يک غذاي مفصل
در خونهء مکسين بنت بود</font>

14
00:00:36,302 --> 00:00:40,014
<font color=#FF8000>همه اين گردهمايي
باشکوه رو دوست داشتند</font>

15
00:00:40,106 --> 00:00:43,246
<font color=#FF8000>همه، بجزء يه خانم
خونه دار مو قرمز</font>

16
00:00:43,276 --> 00:00:47,022
<font color=#FF8000>که مطمئن بود
مکسي يک دروغگوئه</font>

17
00:00:47,113 --> 00:00:51,155
<font color=#FF8000>مي بينين، مکسين دوست داشت
تمام غذاهاي جديدشو به رُخ بکشه</font>

18
00:00:51,251 --> 00:00:56,064
<font color=#FF8000>و چون هر وعده غذا بدون معطلي</font>

19
00:00:56,089 --> 00:00:58,069
<font color=#FF8000>...با استعداد خاصي ارائه ميشد</font>

20
00:00:58,091 --> 00:01:00,096
اوه، بوش فوق العاده ست

21
00:01:00,193 --> 00:01:03,140
<font color=#FF8000>...و يقينا آب دهانها رو راه مينداخت</font>

22
00:01:03,163 --> 00:01:07,236
<font color=#FF8000>بيري ميدونست که
مکسين کمک دست داره</font>

23
00:01:07,267 --> 00:01:08,976
خيلي ممنون

24
00:01:09,069 --> 00:01:10,107
<font color=#FF8000>و از شانس بد مکسين</font>

25
00:01:10,203 --> 00:01:13,980
<font color=#FF8000>بيري قصد داشت اينو اثبات کنه</font>

26
00:01:14,007 --> 00:01:18,014
مثل هميشه ايندفعه هم
غذاها ماواري دنيا بود

27
00:01:18,111 --> 00:01:20,216
بايد شمارهء آذوقه رسونتو بگيرم

28
00:01:20,246 --> 00:01:21,955
چه تعريف قشنگي

29
00:01:22,048 --> 00:01:24,187
نه، متأسفانه همهء
اينارو خودم انجام دادم

30
00:01:24,217 --> 00:01:26,188
اين يه تدارک فوق العاده بود

31
00:01:26,286 --> 00:01:28,962
بيخيال. واقعا انتظار
داري باور کنيم

32
00:01:29,055 --> 00:01:32,229
که براي آماده کردن شش مدل
غذا براي 10 زن وقت داشتي؟

33
00:01:32,258 --> 00:01:36,104
حتي منم نميتونم هم برم خريد
و هم براي مهموني آماده بشم

34
00:01:36,129 --> 00:01:40,077
خب، شايد مثل من کاراتو
برنامه ريزي نميکني

35
00:01:41,201 --> 00:01:44,273
با اجازه تون

36
00:01:44,304 --> 00:01:46,150
بيري، تو چت شده؟

37
00:01:46,239 --> 00:01:49,118
منم دستور پخت همين
پودينگ آلوچه رو دارم

38
00:01:49,142 --> 00:01:51,181
شيش ساعت طول ميکشه تا آماده بشه

39
00:01:51,277 --> 00:01:55,225
اون چطوري تونسته وقت کنه تمام اين
چيزايي که امرزو خورديمو درست کنه؟

40
00:01:55,248 --> 00:01:58,195
اين پودينگي نيست که
اون درست کرده باشه

41
00:01:58,218 --> 00:02:00,064
پليس. باز کنين

42
00:02:00,153 --> 00:02:04,226
ـ   چي شده؟

43
00:02:04,250 --> 00:02:10,050
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

44
00:02:10,096 --> 00:02:13,009
ـ   دنبال مکسين برنت ميگرديم
ـ   من مکسين هستم

45
00:02:13,032 --> 00:02:14,206
حکم بازرسي منزلتون رو داريم

46
00:02:14,300 --> 00:02:17,079
حکم بازرسي؟
من وسط نهارم

47
00:02:17,170 --> 00:02:19,241
اينجا

48
00:02:21,174 --> 00:02:23,054
پيداش کرديم

49
00:02:23,143 --> 00:02:25,080
چي؟

50
00:02:25,178 --> 00:02:28,990
مکسين برنت شما به دليل
بردگي اجباري بازداشت هستين

51
00:02:29,015 --> 00:02:31,256
اين همون زنيه که زندانيت کرده؟

52
00:02:31,284 --> 00:02:32,262
آره

53
00:02:44,130 --> 00:02:47,111
بيري، اينجا چه خبره؟

54
00:02:47,133 --> 00:02:50,114
خب، مطمئن نيستم، ولي فکر
ميکنم مکسين يه بَرده داشت

55
00:02:50,136 --> 00:02:55,085
باورم نميشه
نميتونم باور کنم

56
00:02:55,141 --> 00:02:57,121
<font color=#FF8000>ولي بيري تونست</font>

57
00:02:57,143 --> 00:02:59,282
<font color=#FF8000>مي بينين، براي بيري</font>

58
00:02:59,312 --> 00:03:04,057
<font color=#FF8000>...از پودينگ معلوم بود</font>

59
00:03:08,121 --> 00:03:09,259
مات

60
00:03:09,289 --> 00:03:13,035
<font color=#FF8000>دنيا پر شده از رفاقتهاي بعيد</font>

61
00:03:13,126 --> 00:03:17,199
<font color=#FF8000>دوستيهاي عجيب
براي اونايي که نظاره گرند</font>

62
00:03:19,032 --> 00:03:21,308
<font color=#FF8000>...اصلا قابل حضم نيست</font>

63
00:03:22,035 --> 00:03:24,015
<font color=#FF8000>ولي اگه از نزديکتر نگاه کنيم</font>

64
00:03:24,037 --> 00:03:27,111
<font color=#FF8000>ميتونيم ببينيم که چرا اين
پيوستگي ها پيش اومده</font>

65
00:03:27,207 --> 00:03:30,120
<font color=#FF8000>گذشته از اون، يک هدف مشترک</font>

66
00:03:30,143 --> 00:03:34,082
<font color=#FF8000>...ميتونه دشمنهاي
خونين رو باهم جور کنه</font>

67
00:03:34,180 --> 00:03:37,093
بيري؟
ازت يه سوال داريم؟

68
00:03:37,116 --> 00:03:38,154
اوه، چيه؟

69
00:03:38,251 --> 00:03:41,132
در تعجبيم
راستش، کنجکاو شديم که

70
00:03:41,221 --> 00:03:45,260
هيچ معلومه بين تو و
بتي اپل وايت چه خبره؟

71
00:03:46,125 --> 00:03:47,163
ببخشيد؟

72
00:03:47,260 --> 00:03:53,176
موقعي که اون جسد پيدا شد، هيچکس
بلندتر از تو داد نزد: زيرسر اپل وايت

73
00:03:53,199 --> 00:03:56,046
بعدش، بتي رو
براي پوکر مياري؟

74
00:03:56,135 --> 00:03:58,015
ـ   جريان چيه؟
ـ   عصبانيتمون بخاطر اونه

75
00:03:58,104 --> 00:04:00,015
ـ   ما عصباني نيستيم
ـ   من هستم

76
00:04:00,039 --> 00:04:02,246
ميتونيم بعدا در اينمورد حرف بزنيم؟
من بستني دستمه

77
00:04:02,275 --> 00:04:08,226
بيري، امکانش هست که اين جريان با
قرار گذاشتن دنييل و متيو مرتبط باشه؟

78
00:04:08,248 --> 00:04:11,095
ميدونستم کُپ ميکنه

79
00:04:11,184 --> 00:04:12,154
کي اينو به تو گفته؟

80
00:04:12,252 --> 00:04:15,028
خانم مکلاسکي ديده توي
پارک باهم وَر ميرفتن

81
00:04:15,054 --> 00:04:16,226
ـ   ايدي؟ ـ   چيه؟

82
00:04:16,256 --> 00:04:18,065
نميتوني يکم بپيچونيش؟

83
00:04:18,091 --> 00:04:19,095
پيچوندم

84
00:04:19,192 --> 00:04:21,229
دستش توي يقه دنييل بوده

85
00:04:21,261 --> 00:04:25,974
بيري، ميدونيم که دليل خوبي براي
اينکه ميخواي بتي با خودمون باشه داري

86
00:04:26,065 --> 00:04:29,205
فقط ميخواستيم بدونيم اگه
ميشه يخورده راهنماپيمون کني

87
00:04:29,235 --> 00:04:32,239
وقتي درمورد بتي اپل وايت کاري
ميکنم، ميدونم دارم چيکار ميکنم

88
00:04:32,272 --> 00:04:35,984
شما دوتا هم بايد به من اعتماد کنين
و اگه نميتونين اينکارو بکنين

89
00:04:36,075 --> 00:04:39,013
...اونوقت مجبورم
رفاقتمونو بيخيال بشم

90
00:04:39,112 --> 00:04:42,093
حالا، اگه اجازه بدين

91
00:04:42,115 --> 00:04:44,186
چقدر جنده

92
00:04:44,217 --> 00:04:48,097
ـ   ايدي، ميتوني ... ؟
ـ   داشتم مي پيچوندمش

93
00:04:57,230 --> 00:05:01,076
اوه! اينجا از اين کارا نکن

94
00:05:01,100 --> 00:05:04,140
شايد اگه به اد بگيم که من
نامزد مديرعامل شدن بودم

95
00:05:04,237 --> 00:05:07,150
ـ   دست از رد کردن طرحهام برداره
ـ   تازه يه هفته ست مشغول شدي

96
00:05:07,173 --> 00:05:10,086
ـ   يکم به خودت مهلت بده
ـ   عزيزم، تو که قوانينو ميدوني

97
00:05:10,109 --> 00:05:13,090
قبل از اينکه بخواد منو بندازه
يه قسمت ديگه بايد بزنم به هدف

98
00:05:13,112 --> 00:05:16,152
ببين، فقط ازت ميخوام
گاهي اوقاتن بپري وسط

99
00:05:16,249 --> 00:05:19,028
قبل ازاينکه بخواد کج
بره، ازم تعريف کني

100
00:05:19,118 --> 00:05:23,191
نميتونم ازت حمايت کنم. خودت بايد
براي کنار اومدن با اد يه راهي پيدا کني

101
00:05:24,090 --> 00:05:26,263
بعدش خوک شکمشو
ميمالونه، و ميگه

102
00:05:28,127 --> 00:05:32,075
گوشت تازهء مزرعه
حال شمارو هم جا مياره

103
00:05:37,170 --> 00:05:41,177
پس راستي راستي خوگ
گوشت خودشو ميخوره؟

104
00:05:41,274 --> 00:05:43,254
ـ   آره
ـ   نميبينم که همکاران

105
00:05:43,276 --> 00:05:48,089
...از اين ايدهء گوشت همنوع
خواري خوششون اومده باشه

106
00:05:49,115 --> 00:05:52,963
چرا اون طرحي که ديشب به
ذهنت رسيدو بهشون ارائه نميدي؟

107
00:05:53,052 --> 00:05:56,092
جايي که مردم خيل از گوشت خوش
شون مياد ميخوان مخفي نگهش دارن

108
00:05:56,189 --> 00:05:59,195
چي؟ مثل يه انجمن
گوشخواران زيرزميني؟

109
00:05:59,292 --> 00:06:02,273
مثل بروبچ دانشگاهيم
همه ميخواستن بيان

110
00:06:02,295 --> 00:06:06,209
ولي ما فقط باحالترين
بچه هارو ميبرديم

111
00:06:06,232 --> 00:06:09,213
ـ   تو جزء اون گروه بودي؟
ـ   آره، آلفا تائو اومگا

112
00:06:09,235 --> 00:06:11,237
ـ   من في کپ بودم
ـ   تو؟

113
00:06:11,237 --> 00:06:14,084
يادم نمياد تو هم با
ما سوگند خورده باشي

114
00:06:14,173 --> 00:06:16,144
اگه براي همه يه سکه داشتم

115
00:06:16,242 --> 00:06:20,019
ـ   اونوقت بايد لخت توي راهرو

116
00:06:20,279 --> 00:06:23,058
ـ   تو رو ميکردم هرزهء خودم
ـ   اوه، اينطور فکر ميکني؟

117
00:06:23,149 --> 00:06:27,256
ميدوني چي؟ من از کل
اون بروبچ خوشم مياد

118
00:06:28,254 --> 00:06:33,226
بيا سر ميز نهار درموردش
صحبت کنيم. مهمون تو

119
00:06:35,128 --> 00:06:38,041
برو

120
00:06:40,266 --> 00:06:44,078
ـ   بخاطر کمکتون ممنون
ـ   باعث افتخاره

121
00:06:48,274 --> 00:06:50,916
سلام. چي شده؟

122
00:06:51,010 --> 00:06:54,150
گبرييل، ميخوام با يه نفرآشنا بشي
اين ژائومي

123
00:06:54,180 --> 00:06:57,118
همون خانمي که که به اجبار
واسه مکسين کار ميکرد

124
00:06:57,216 --> 00:07:00,026
اوه، بَرده

125
00:07:00,052 --> 00:07:03,124
عجب. همچينم بهش نمياد

126
00:07:03,156 --> 00:07:05,261
کليسا داره ترتيب
برگردونشو به چين ميده

127
00:07:05,291 --> 00:07:08,172
ولي تا اونموقع به جايي
براي اقامت احتياج داره

128
00:07:08,261 --> 00:07:11,174
واسه همين من اتاق
مهمانمونو پيشنهاد کردم

129
00:07:11,230 --> 00:07:13,267
واقعا؟

130
00:07:14,167 --> 00:07:17,273
عزيزم، ميتونم يه ثانيه
باهات صحبت کنم؟

131
00:07:19,172 --> 00:07:20,150
ديوونه شدي؟

132
00:07:20,173 --> 00:07:21,950
فقط براي چند روزه

133
00:07:22,041 --> 00:07:26,251
توي همچين موقعيتي! داري ميشي
پادوي پدر کراولي براي امور خيريه

134
00:07:26,279 --> 00:07:28,088
و اين چيز بديه؟

135
00:07:28,114 --> 00:07:31,086
وقتي بخواد خونه مونو به يه پناهگاه
زيرزميني کاتيوليکها تبديل کنه، آره

136
00:07:31,184 --> 00:07:32,961
ميدوني تو کي هستي؟

137
00:07:33,052 --> 00:07:36,033
شخصي که به حضرت
مريم و يوسف پشت کرده

138
00:07:36,055 --> 00:07:41,266
خب، اونا بايد صدا بزنن

139
00:07:48,067 --> 00:07:49,913
موهاتو روي ميز شونه نکن

140
00:07:50,002 --> 00:07:53,076
دارين با من حرف ميزنين؟
يعني منو بخشيدين؟

141
00:07:53,172 --> 00:07:57,120
چرا بايد ببخشم؟ تو به اين خونواده
خيانت کردي، و حتي متاسف هم نيستي

142
00:07:57,143 --> 00:07:59,123
دست بردار بابا

143
00:07:59,145 --> 00:08:04,026
اگه اپل وايت بره پيش پليس و بگه
برادرت خانم سوليس رو زير کرده

144
00:08:04,050 --> 00:08:07,122
برادرت ميافته زندان

145
00:08:07,153 --> 00:08:08,999
چطور نميتوني اينو بفهمي؟

146
00:08:09,088 --> 00:08:11,969
تا وقتي شما درمورد کالب به
پليس چيزي نگين، اونا هم نميگم

147
00:08:12,058 --> 00:08:14,060
اصلا دقيقا اين
کالب چيکار کرده؟

148
00:08:14,093 --> 00:08:16,198
و چرا اونا مخفيش ميکنن؟

149
00:08:16,229 --> 00:08:21,144
برو پيش خانم اپل وايت و بهش
بگو ميخواي بدوني چي شده

150
00:08:22,168 --> 00:08:25,049
شرط ميبندم اگه واقعا خوب
باشي، اونم حقيقتو بهت ميگه

151
00:08:25,137 --> 00:08:28,084
تو واقعا اينطور
فکر ميکني، دنييل؟

152
00:08:28,107 --> 00:08:30,146
بايد برم پيش خانم
اپل وايت، خوب باشم

153
00:08:30,243 --> 00:08:33,986
و اونم دو دستي تمام
رازهاشو تقديمم ميکنه؟

154
00:08:34,146 --> 00:08:35,250
آره

155
00:08:35,281 --> 00:08:40,253
وقتي من جوان بودم، نامادريم به من
گفت که من خيلي خوش شانس هستم

156
00:08:40,253 --> 00:08:46,001
من زيباي، هوش
زيرکي و بصيرت داشتم

157
00:08:46,092 --> 00:08:50,268
اينا سلاحهايي هستند که زنها براي زنده
موندن در اين دنيا بهش نياز دارن

158
00:08:50,296 --> 00:08:52,139
خب؟

159
00:08:52,164 --> 00:08:55,145
پس مراقب چهرهء
خودت باش، دنييل

160
00:08:55,167 --> 00:08:58,273
تو هيچ سلاح ديگه اي
در اختيار نداري

161
00:09:05,177 --> 00:09:09,148
سلام. من بايد عمل جراحي بشم
فهميدم که بيمه ندارم

162
00:09:09,181 --> 00:09:13,129
کسي هست بتونم از
بيمه ش استفاده کنم؟

163
00:09:13,219 --> 00:09:18,125
بعد از دزدي، لوني خودشو به فراموشي
زد. الانم توي زندان، و من ميميرم

164
00:09:18,224 --> 00:09:22,070
تو نميميري. براي اداره
بيمه يه فکري ميکنم

165
00:09:22,094 --> 00:09:24,199
وقت کاغذوکاغذبازي بازي نيست

166
00:09:24,230 --> 00:09:27,976
طحال من داره
ميره نزديک قلبم

167
00:09:28,067 --> 00:09:29,173
من بايد عمل بشم

168
00:09:29,268 --> 00:09:31,111
اگه پول داشتم
بهت قرض ميدادم

169
00:09:31,137 --> 00:09:35,210
ولي من و ايدي پس اندازمونو
داديم به انجمن اسکي

170
00:09:35,241 --> 00:09:39,018
من پول قرضي احتياج ندارم
من بيمه ميخوام

171
00:09:39,045 --> 00:09:41,084
منظورم اينه که، اگه
عوارض داشته باشه چي؟

172
00:09:41,180 --> 00:09:45,927
من هيچ پشتوانه مالي اي ندارم

173
00:09:46,018 --> 00:09:48,057
داري چه غلطي ميکني؟

174
00:09:48,154 --> 00:09:50,100
دارم يکم دعا ميخونم

175
00:09:50,122 --> 00:09:51,933
جون هرکي ميپرستي

176
00:09:52,024 --> 00:09:55,005
چيه؟ من نا اميدم
تو هيچ نظر ديگه اي نداري؟

177
00:09:55,027 --> 00:09:56,998
راستش، دارم

178
00:09:57,096 --> 00:10:00,270
ـ   چيزي که نياز داري يه شوهره
ـ   چي؟

179
00:10:00,299 --> 00:10:05,009
بهتريم راه براي بدست آوردن
سلامتي ازدواج با يه نفره

180
00:10:05,037 --> 00:10:06,107
ايدي، بيخيال

181
00:10:06,138 --> 00:10:09,017
نه، نه، فکر ميکنم بد نيست

182
00:10:09,041 --> 00:10:12,013
آره. اگه مرديو پيدا کنيم
که راضي باشه

183
00:10:12,111 --> 00:10:14,082
ميتوني دوشنبه شب يه
عروسي دروغي بگيري

184
00:10:14,180 --> 00:10:16,251
...و سه شنبه شامل بيمه بشي

185
00:10:16,282 --> 00:10:18,262
باورم نميشه داري
همچين پيشنهادي ميدي

186
00:10:18,284 --> 00:10:21,063
يه هفته ديگه پزشک جراح
منو ورق ورق ميکنه

187
00:10:21,153 --> 00:10:23,133
چه کار ديگه اي
از دستم برمياد؟

188
00:10:23,155 --> 00:10:29,197
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که مرديو
پيدا کنيم که راضي باشه با تو ازدواج کنه

189
00:10:31,230 --> 00:10:33,210
ميدوني، حالا فکرشو ميکنم

190
00:10:33,232 --> 00:10:37,146
بنظرم بد نيست يکم دعا کني

191
00:10:47,643 --> 00:10:51,785
پت، ما همه مون اينجاييم. اگه
کسي زنگ زد وصل کن اينجا

192
00:10:54,750 --> 00:10:58,698
دويست تا شرط ميبندم اگه بتوني
سه بار پشت سر هم بگيري

193
00:11:00,789 --> 00:11:04,535
سه تا از اونا رو
بگيري، 200 تا بهت ميدم

194
00:11:04,627 --> 00:11:08,598
ـ   چي ميگي، اسکاوو؟ ـ   بده بياد

195
00:11:08,631 --> 00:11:10,838
بزن بريم

196
00:11:10,866 --> 00:11:12,846
من پرت ميکنم

197
00:11:12,868 --> 00:11:16,580
فکر کردم اومديم اينجا تا در
مورد اون تبليغ صحبت کنيم؟

198
00:11:16,672 --> 00:11:17,742
بايد قابل گرفتن باشن

199
00:11:17,773 --> 00:11:19,878
خودم ميدونم چطوري بندازم

200
00:11:19,908 --> 00:11:22,718
بالا

201
00:11:26,615 --> 00:11:28,891
ـ   اولين
ـ   بچه ها

202
00:11:30,886 --> 00:11:32,629
عجب حرکتي

203
00:11:32,721 --> 00:11:36,828
ـ   يکي ديگه
ـ   بچه ها، خواهش ميکنم ... باشه

204
00:11:43,632 --> 00:11:45,634
اون قابل گرفتن نبود

205
00:11:45,668 --> 00:11:50,574
شايد، ولي ارزش 002تا رو داشت

206
00:11:50,673 --> 00:11:51,811
خب، خودت خواستي

207
00:11:51,840 --> 00:11:55,879
تو يه کارمند زبلي
من عاشق اين ياروئم

208
00:12:02,751 --> 00:12:05,732
اوه، سلام

209
00:12:07,623 --> 00:12:09,603
مجبوري تمام
روز يه جا بشيني؟

210
00:12:09,625 --> 00:12:14,734
نبايد حالا که شانسشو داري
فرهنگ غربي رو تجربه کني؟

211
00:12:15,764 --> 00:12:17,869
داري چيکار ميکني؟

212
00:12:17,900 --> 00:12:20,576
ـ   درست ميکنم
ـ   نه، اين گرون قيمت

213
00:12:20,669 --> 00:12:23,650
اين شکاف بايد توسط
يه خياط ماهر تعمير بشه

214
00:12:23,672 --> 00:12:27,782
تو نميتوني ... واي خدا
اين کوکها عالي ئن

215
00:12:27,876 --> 00:12:30,686
گرسنه؟

216
00:12:34,783 --> 00:12:37,889
همهء اينا رو تو درست کدي؟

217
00:12:40,622 --> 00:12:42,798
اوه، براي من؟

218
00:12:42,891 --> 00:12:45,804
باشه

219
00:12:48,697 --> 00:12:51,644
ـ   اوه، خداي من
ـ   دوست داري؟

220
00:12:51,667 --> 00:12:53,840
خيلي

221
00:13:07,616 --> 00:13:08,788
خوشت مياد؟

222
00:13:08,817 --> 00:13:10,797
آره، خوبه

223
00:13:10,819 --> 00:13:14,790
ميدوني تو چين با مردمي که برعليه
دولت حرف ميزنن چيکار ميکنن؟

224
00:13:14,823 --> 00:13:17,567
ازشون بيگاري ميکشن

225
00:13:17,659 --> 00:13:19,639
وحشتناک نيست؟

226
00:13:20,763 --> 00:13:24,734
نه، منظورم اينه که، اين يه
رژيم سرکوب گرايانه ست

227
00:13:24,767 --> 00:13:26,644
فراموش کردم خودمون
چه دولت خوبي داريم

228
00:13:26,668 --> 00:13:28,670
آره، همينطوره

229
00:13:28,670 --> 00:13:32,675
فکر نميکني ژائومي دوست داشته
باشه اينجا بمونه، توي آمريکا؟

230
00:13:32,708 --> 00:13:38,559
منظورم اينه، جائيکه بتونه درمورد آزادي
و دموکراسي و چيزايي ديگه ياد بگيره

231
00:13:38,647 --> 00:13:41,585
اين قضيه ربطي به انجام دادن
کاراي خونه توسط ژائومي نداره؟

232
00:13:41,683 --> 00:13:44,596
ـ   چي؟
ـ   ديدم داشت زمينو روغن ميزد

233
00:13:44,620 --> 00:13:46,759
به من گفت ازش خواستي
دوبار اينکارو باکنه

234
00:13:46,789 --> 00:13:49,670
خب، اولا که اين
نظر خودش بود

235
00:13:49,758 --> 00:13:53,831
دوما، تا وقتي مزه غذاهاش از دهنت
بيرون نرفته نميتونم دراينمود حرف بزنم

236
00:13:59,735 --> 00:14:01,774
اون ازبَرده بودن خسته شده

237
00:14:01,870 --> 00:14:03,716
ميخواد برگرده چين

238
00:14:03,806 --> 00:14:06,878
نميتونيم مجبورش کنيم اينجا
بمونه و خدمتکار ما باشه

239
00:14:06,909 --> 00:14:10,552
کي مجبورش ميکنه؟
هرچقدر بخواد بهش پول ميديم

240
00:14:10,646 --> 00:14:14,585
و بهترين قسمتش اينه که، با
تجربيات اون، هرچي بگه مي ارزه

241
00:14:14,683 --> 00:14:17,664
عمرا، عزيزم

242
00:14:18,687 --> 00:14:20,826
چيه؟

243
00:14:20,856 --> 00:14:24,602
چيه ... ؟

244
00:14:24,693 --> 00:14:27,765
چيه، يعني هروقت چيزيو که ميخواي
بدست نياري، اخم ميکني و ميري؟

245
00:14:27,796 --> 00:14:30,700
اوه، اين درمورد من نيست
اين درمورد کشور عزيزمونه

246
00:14:30,799 --> 00:14:33,578
اصلا خوشم نمياد
با مردي که تونايي

247
00:14:33,669 --> 00:14:36,673
...طرفداري و کمک
براي ازهم پاشيدگي

248
00:14:36,705 --> 00:14:40,653
...ارزشها درآمريکا رو
نداره حرف بزنم

249
00:14:42,878 --> 00:14:46,655
گاهي اوقات يکم روده درازي
ميکنه، ولي غرض نداره

250
00:14:46,682 --> 00:14:48,562
ـ   اوناهاش
ـ   سلام

251
00:14:48,650 --> 00:14:50,789
به محض اينکه پيغامتو
گرفتم اومدم. اين ... ؟

252
00:14:50,819 --> 00:14:53,800
اين گري گرانتام
شوهر سابق آينده ت

253
00:14:53,822 --> 00:14:55,531
ـ   واي. ازآشناييتون خوشبختم
ـ   سلام

254
00:14:55,624 --> 00:14:57,729
من بايد برم پيش يکي از مشتريها

255
00:14:57,759 --> 00:15:02,902
پس شما باهمديگه حرف بزنين
و شما دوتا يه زوج جذاب ميشين

256
00:15:03,765 --> 00:15:07,511
آره. آره. آه

257
00:15:07,603 --> 00:15:09,708
ـ   سلام
ـ   سلام

258
00:15:09,738 --> 00:15:11,584
پس ميخواي چهارشنبه
ازدواج کني؟

259
00:15:11,673 --> 00:15:14,654
چون سه شنبه و جمعه
من خارج از شهرم

260
00:15:14,676 --> 00:15:16,815
اوه، ا ره، حتما
چهارشنبه عاليه

261
00:15:16,845 --> 00:15:18,691
فقط کنجکاوم

262
00:15:18,780 --> 00:15:21,784
چطوري ايدي شمارو
اينقدر سريع متقاعاد کرد؟

263
00:15:21,817 --> 00:15:25,665
شرايط تو رو توضيح داد
منم يه عروس جعلي نياز داشتم

264
00:15:25,754 --> 00:15:27,734
واسه همين گفتم، چي از اين بهتر ؟

265
00:15:27,756 --> 00:15:29,702
چرا يه عروس جعلي نياز دارين؟

266
00:15:29,725 --> 00:15:32,606
من همجنس بازم. و
هيچوقت به مادرم نگفتم

267
00:15:32,694 --> 00:15:33,766
ـ   واقعا؟
ـ   آره

268
00:15:33,862 --> 00:15:35,842
اولش اصلا نميخواستم بهش بگم

269
00:15:35,864 --> 00:15:38,777
بعدش اون پيرتر شد
امفيزم و واريس گرفت

270
00:15:38,800 --> 00:15:41,681
به اين فکر افتادم که اگه
دهنمو بسته نگه دارم

271
00:15:41,770 --> 00:15:46,879
بالاخره يه روز عمر اونم به آخر ميرسه، و
قطعاً صحنهء خيلي غم انگيزي هم خواهد بود

272
00:15:46,909 --> 00:15:48,789
پس، چطور
نظرتون عوض شد؟

273
00:15:48,877 --> 00:15:51,790
ماه پيش توي 81 سالگرد
تولدش به من گفت

274
00:15:51,813 --> 00:15:55,693
تنها دليلي که اون زنده ست
اينه که منو متأهل ببينه

275
00:15:55,717 --> 00:15:58,530
اوه. اوه، پس با ازدواج من

276
00:15:58,620 --> 00:16:01,601
آره، خيلي زودتر
ارث و ميراثمو ميگيرم

277
00:16:01,623 --> 00:16:04,900
ولي بيشتر ميخوام مطمئن
بشم که اون خوشحال

278
00:16:06,728 --> 00:16:09,802
خب، خيلي خوب
بنظر ميرسي، سوزان

279
00:16:09,898 --> 00:16:13,644
ازدواج با تو باعث افتخاره

280
00:16:13,735 --> 00:16:14,873
آه، به همچنين

281
00:16:14,903 --> 00:16:18,715
ميتوني بقيه سيب زميني هارو تموم کني

282
00:16:24,780 --> 00:16:27,524
اينم از نامه و قرصهاتون

283
00:16:27,616 --> 00:16:31,723
اوه! بازم قرص

284
00:16:39,628 --> 00:16:41,699
خانم تيلمن؟

285
00:16:41,730 --> 00:16:44,577
اين از کجا اومده؟

286
00:16:44,666 --> 00:16:47,772
نميدونم. با بقيه نامه هاتون بود

287
00:16:47,869 --> 00:16:51,612
(تو يک نوه داري)

288
00:16:51,640 --> 00:16:53,677
تلفنو بده من

289
00:17:02,884 --> 00:17:04,661
ساليوان، منم

290
00:17:04,753 --> 00:17:07,734
خبرايي دارم و
ميخوام دست بکار بشي

291
00:17:07,756 --> 00:17:11,863
مثل اينکه دلفينو داره
منو سر ميدوئونه

292
00:17:22,867 --> 00:17:25,814
<font color=#FF8000>صبح روز بعد بيري
با يه نقشه بيدار شد</font>

293
00:17:25,837 --> 00:17:28,909
<font color=#FF8000>...براي بدست آوردن حقيقتي
که بسيار محتاجش بود</font>

294
00:17:28,934 --> 00:17:31,940
<font color=#FF8000>همونطور که رفتن اپل وايت رو
از خونه شون تماشا ميکرد</font>

295
00:17:32,043 --> 00:17:35,891
<font color=#FF8000>به اعتمادي که به مالکين
گذشته داشت فکر ميکرد</font>

296
00:17:35,980 --> 00:17:40,929
<font color=#FF8000>و به اعتمادي که
اونا به بيري داشتند</font>

297
00:18:01,839 --> 00:18:04,911
کالب، تويي؟

298
00:18:09,847 --> 00:18:11,852
سلام، من بيري هستم

299
00:18:11,949 --> 00:18:14,020
من پايين خيابون زندگي ميکنم

300
00:18:14,051 --> 00:18:16,998
من يکي از دوستاي مادرت هستم

301
00:18:17,021 --> 00:18:20,994
ـ   اون خونه نيست
ـ   ميدونم. آم

302
00:18:21,092 --> 00:18:24,938
ـ   اومدم تو رو ببينم
ـ   من؟

303
00:18:24,962 --> 00:18:26,942
آره. مادرت درمورد با
من زياد حرف ميزنه

304
00:18:26,964 --> 00:18:32,004
و فکر کردم خوب ميشه
خودم هم باهات آشنا بشم

305
00:18:33,070 --> 00:18:38,952
برات کيک خونگي آوردم

306
00:18:44,015 --> 00:18:46,996
از اينطرف. دنبال کلوچه

307
00:18:49,820 --> 00:18:52,758
ـ   چه خبره؟ ـ   خب

308
00:18:52,857 --> 00:18:55,897
...اد با تام شرط بسته که اون کلوچه اي
که از توي توالت دربياره رو نميخوره

309
00:18:55,993 --> 00:19:00,066
ـ   باورم نميشه
ـ   چندش آور نيست؟

310
00:19:00,097 --> 00:19:03,874
آه، آه، آه! نه
بايد تا پايين بره

311
00:19:03,901 --> 00:19:06,882
نميخوام فقط آب روش باشه

312
00:19:06,904 --> 00:19:08,943
صبرکن ببينم

313
00:19:09,040 --> 00:19:12,988
کسي نميدونه برس
توالت کجاست؟

314
00:19:13,911 --> 00:19:17,051
يه ثانيه بيا. اصلا فکر نميکرم
بخوام اينو ازت بپرسم ،

315
00:19:17,081 --> 00:19:19,061
...تو ميخواي کلوچهء
توي توالت رو بخوري؟

316
00:19:19,083 --> 00:19:21,827
آره. به ازاي حساب
جواهري گالوستون

317
00:19:21,919 --> 00:19:24,024
برام مهم نيست
تو اينکارو نميکني

318
00:19:24,055 --> 00:19:25,935
خودت گفتي يه راهي براي
جور شدن با اد پيدا کنم

319
00:19:26,023 --> 00:19:30,770
خب، الان راهمونو پيدا کديم
و اون بخاطرش به من پول ميده

320
00:19:30,861 --> 00:19:33,000
چون اد ميخواد
تو رو کوچيک کنه

321
00:19:33,030 --> 00:19:34,910
خواهش ميکنم، اينکارو نکن

322
00:19:34,999 --> 00:19:42,008
ما منتظريم، اسکاوو

323
00:19:42,039 --> 00:19:45,020
اين لحظه رو از دست نميدم

324
00:19:49,046 --> 00:19:51,959
پس، کالب، بجزء مادرت و پدارت

325
00:19:51,983 --> 00:19:55,988
هيچکس ديگه اي
ميدونه تو اينجايي؟

326
00:19:56,020 --> 00:19:59,001
نه

327
00:19:59,890 --> 00:20:01,892
شما خوشکل هستين

328
00:20:01,892 --> 00:20:04,739
ممنون
تو لطف داري

329
00:20:04,829 --> 00:20:07,869
پس تمام اين مدت اون
بالا زندگي ميکردي؟

330
00:20:07,965 --> 00:20:10,912
نه

331
00:20:10,968 --> 00:20:13,974
من تازه اومدم بالا
اتاق من پايين

332
00:20:14,071 --> 00:20:15,846
پايين؟

333
00:20:15,873 --> 00:20:18,877
توي زيرزمين

334
00:20:19,076 --> 00:20:21,989
ميخواي ببينيش؟

335
00:20:46,103 --> 00:20:49,917
کالب، تمام اين
ماهها تو اينجا بودي؟

336
00:20:50,007 --> 00:20:52,044
آره

337
00:20:52,877 --> 00:20:55,915
مادرت اينا رو بهت ميزد؟

338
00:20:55,946 --> 00:20:56,984
بيشتر اوقات

339
00:20:57,081 --> 00:21:00,893
اوه، خداي من

340
00:21:01,085 --> 00:21:04,931
عزيزم، متوجه نميشم

341
00:21:04,955 --> 00:21:08,027
چرا مادرت بايد با تو
اينطوري رفتار کنه؟

342
00:21:09,894 --> 00:21:13,967
ـ   من به يه دخترآسيب رسوندم
ـ   يه دختر؟

343
00:21:16,000 --> 00:21:18,947
آره

344
00:21:21,872 --> 00:21:23,818
و بعدش اون مرد

345
00:21:27,912 --> 00:21:30,859
اسمش ملاني بود

346
00:21:33,818 --> 00:21:36,924
اون خوشکل بود

347
00:21:37,822 --> 00:21:40,098
درست مثل شما

348
00:21:51,252 --> 00:21:54,233
سلام

349
00:21:57,136 --> 00:22:00,913
فکر کردم بايدبدوني که
من دارم ازدواج ميکنم

350
00:22:01,974 --> 00:22:05,720
ـ   با دکتر؟
ـ   نه! نه

351
00:22:05,811 --> 00:22:08,018
نه، با يه همجنس باز

352
00:22:08,148 --> 00:22:10,253
تو جريان دکترو از کجا ميدوني؟

353
00:22:10,283 --> 00:22:12,285
مردم حرف ميزنن

354
00:22:12,285 --> 00:22:15,198
ـ   داري با يه همجنس باز ازدواج ميکني؟
ـ   به بيمه بهداشت احتياج دارم

355
00:22:15,221 --> 00:22:18,295
چون اين سرگرداني طحال
دارم، و ... خنده داره

356
00:22:18,391 --> 00:22:21,170
طحال، سرگردان ، ولي
راستش، هيچم خنده دار نيست

357
00:22:21,261 --> 00:22:24,105
چون ممکنه يه کاري دستم بده

358
00:22:24,130 --> 00:22:27,068
واسه همين بيمه لازم دارم، واسه
همين فردا دارم عروسي ميکنم

359
00:22:27,167 --> 00:22:30,114
احتمالا فکر ميکني
من خلم، درسته؟

360
00:22:30,303 --> 00:22:34,183
خب، نميشه عقبش انداخت؟
جراحي رو؟

361
00:22:34,207 --> 00:22:37,313
نه. نميشه

362
00:22:38,211 --> 00:22:41,158
بگمونم همچينم ديوونه بازي نيست

363
00:22:42,315 --> 00:22:44,126
حالتون چطوره، خانم؟

364
00:22:44,217 --> 00:22:46,288
ميتوني يه دقيقه به من وقت بدي؟

365
00:22:46,319 --> 00:22:48,299
اوه، آره. نه، عذر ميخوام

366
00:22:48,321 --> 00:22:51,302
فقط ميخواستم همينو بگم

367
00:22:52,392 --> 00:22:56,035
ـ   چي ميخواي؟
ـ   من چيزي نميخوام، دلفينو

368
00:22:56,129 --> 00:22:58,370
نوح تايلو يه چيزي ميخواد
نوه ش کجاست؟

369
00:22:58,398 --> 00:23:04,214
بيا از اين قسمتشم که تو
چيزي نميدوني بگذريم

370
00:23:04,304 --> 00:23:06,250
آقاي تايلور ميخواد
باهات حرف بزنه

371
00:23:06,272 --> 00:23:08,218
اگه قبول نکنم چي؟

372
00:23:08,241 --> 00:23:10,314
اونوقت مجبورم خودم
بچه رو پيدا کنم

373
00:23:10,410 --> 00:23:15,382
حدس ميزنم يه جايي
همين نزديکيها باشه

374
00:23:15,415 --> 00:23:20,162
دوست دختر قديميت
اون يه دختر داره، درسته؟

375
00:23:20,253 --> 00:23:24,167
شايد بهتره باشه با يه
ملاقات از اون شروع کنم

376
00:23:24,190 --> 00:23:26,363
ـ   دختر اون نوهء نوح نيست
ـ   آره، خب

377
00:23:26,392 --> 00:23:31,137
با توجه به سابقهء قبليت، ممکنه
خودم بخوام يه سروگوشي آب بدم

378
00:23:33,199 --> 00:23:36,237
بهش بگو فردا صبح ميام

379
00:23:42,108 --> 00:23:44,281
اوه

380
00:23:44,310 --> 00:23:47,223
خيلي قشنگ

381
00:23:47,280 --> 00:23:50,124
چيزاي خوب رو دوست داري؟

382
00:23:51,150 --> 00:23:54,190
بخاطر همينه که فکر ميکنم
احمقي که نميخواي اينجا بموني

383
00:23:54,287 --> 00:23:58,133
ميتوني تمام وقت دوروبر
چيزاي خوب من باشي

384
00:23:58,157 --> 00:24:00,137
ازشون مراقبت کني

385
00:24:00,159 --> 00:24:02,198
خوش نيست؟

386
00:24:02,295 --> 00:24:06,200
خب، مطمئنم خوشيش
بيشتر از موندن

387
00:24:06,299 --> 00:24:10,270
توي اون دهکدهء مخروبهء توئه

388
00:24:13,339 --> 00:24:17,310
ميدوني، احتمالا بيشتر از اوني که
مردم بدونن ما به هم شباهت داريم

389
00:24:17,343 --> 00:24:19,323
منم اهل يه دهکدهء کوچيکم

390
00:24:19,345 --> 00:24:21,088
دوستام هيچي نداشتند

391
00:24:21,180 --> 00:24:26,220
بخاطر همينه که آمريکارو دوست
دارم. چون اينجا هرچيزي ممکنه

392
00:24:31,257 --> 00:24:33,203
اوه

393
00:24:33,226 --> 00:24:36,107
از اون خوشت مياد؟

394
00:24:36,195 --> 00:24:40,202
خب، اينو يه دلال سهام
شرکت گامبالو به من داده

395
00:24:40,300 --> 00:24:44,146
ارزشي نداره
ميتوني داشته باشيش

396
00:24:52,345 --> 00:24:55,121
اوه

397
00:24:55,148 --> 00:24:58,129
باشه. خوشحال
ازش خوشت مياد

398
00:24:58,318 --> 00:25:01,265
ميتوني موهامو شونه کني

399
00:25:16,202 --> 00:25:19,049
ـ   سلام. ـ   سلام. . -

400
00:25:19,138 --> 00:25:23,143
با اين کمبود وقت بهترين
کاري که از دستم بر مياد

401
00:25:24,277 --> 00:25:26,382
ـ   باشه. . ـ   باشه

402
00:25:31,284 --> 00:25:34,265
اوه، سوزان، اين
ساقدوش منه، استيوان

403
00:25:34,287 --> 00:25:36,030
اون همچنين شريک
زندگيم هم هست

404
00:25:36,122 --> 00:25:39,331
اوه، سلام. ازآشناييتون خوشبختم

405
00:25:40,193 --> 00:25:44,098
عزيزم، مودب باش

406
00:25:44,197 --> 00:25:48,202
ـ   متأسفم که سرطان داري
ـ   سرطان؟

407
00:25:48,234 --> 00:25:51,240
مگه اين بازيها بخاطر همين نيست؟

408
00:25:51,337 --> 00:25:54,081
گري گفت شما به
بيمه احتياج دارين

409
00:25:54,173 --> 00:25:57,154
بله. نه. من به بيمه احتياج دارم
ولي من سرطان ندارم

410
00:25:57,176 --> 00:26:01,249
سرگرداني طحال دارم

411
00:26:02,315 --> 00:26:05,125
گفتم مثل سرطان

412
00:26:05,151 --> 00:26:06,325
مشکلي هست؟

413
00:26:06,419 --> 00:26:12,267
نه. همه چيز مرتبه
بهتره بريم توي کليسا، بريم؟

414
00:26:13,393 --> 00:26:15,373
من يه کيک عروسي
درست کردم

415
00:26:15,395 --> 00:26:17,204
اميدوارم خوشت بياد

416
00:26:24,103 --> 00:26:26,242
پس ... آماده ايم شروع کنيم؟

417
00:26:26,272 --> 00:26:28,309
چيزي براي پخش
موزيک دارين؟

418
00:26:28,341 --> 00:26:31,017
استيوان برامونيه چند
تا آهنگ عروسي زده

419
00:26:31,110 --> 00:26:35,183
ـ   براي محيط
ـ   حتما، الان ميزارم

420
00:26:39,252 --> 00:26:41,232
مشکلي داري؟

421
00:26:41,254 --> 00:26:43,100
تو گفتي اون مريضه

422
00:26:43,189 --> 00:26:46,193
مريضه. اون
سرگرداني طحال داره

423
00:26:46,225 --> 00:26:49,297
اصلا هيچيش به سرطان نميخوره
حتي بنظر جدي هم نيست

424
00:26:49,328 --> 00:26:52,175
ـ   خب، هست. ممکنه بميرم
ـ   منکه مريض نمي بينمت، عزيزم

425
00:26:52,265 --> 00:26:54,267
اينکارو نکن

426
00:26:54,300 --> 00:27:00,151
شيش بار ازت خواستم بريم هلند و ازدواج
کنيم، و هميشه بهونه هاي الکي مياري

427
00:27:00,239 --> 00:27:06,146
ولي وقتي يه دختر با يه مريضي احمقانه
مياد،ليوان آب دستتو ميزاري و مياي کليسا

428
00:27:06,245 --> 00:27:07,315
نه، اين يه بيماري جدي

429
00:27:07,346 --> 00:27:11,158
بخاطر کلمهء طحال
احمقانه بنظر ميرسه

430
00:27:11,350 --> 00:27:13,352
چي ميخواي؟

431
00:27:13,352 --> 00:27:16,290
ميخوام بهمون اندازه که نگران احساسات
مادرت هستي نگران احساسات منم باشي

432
00:27:16,389 --> 00:27:20,303
چي تو رو خوشحال ميکنه؟
اينکه عروسي نکنم؟ همينو ميخواي؟

433
00:27:20,326 --> 00:27:22,206
نه، همونجا نگه ش دار

434
00:27:22,295 --> 00:27:27,142
من بيشتر از هرکسي دوست دارم که
دوتا عاشق توي هلند باهم عروسي کنن

435
00:27:27,166 --> 00:27:30,375
با گل لاله، جلوي آسياب
بادي، با کلي چيز و ميز

436
00:27:30,403 --> 00:27:37,116
ولي اگه اين جراحي رو انجام ندم، طحالم
مستقيم ميره پيش قلبم و منفجر ميشه

437
00:27:37,143 --> 00:27:43,289
حالا که ميبيني من چقدرآدم خوبي هستم و
طرفدار همجنس بازائم، بيان اينکارو بکنيم

438
00:27:43,382 --> 00:27:49,128
بعدش من يه شوهر و بيمه گيرم
مياد، کسي هم طوريش نميشه

439
00:27:50,289 --> 00:27:54,135
بيخيال. استيوان

440
00:27:54,160 --> 00:27:55,298
استيوان

441
00:27:55,328 --> 00:27:59,367
ـ   اون فقط
ـ   آره

442
00:28:00,366 --> 00:28:05,213
عذر ميخوام. از دستم کاري
ساخته نيست. واقعا متأسفم

443
00:28:08,341 --> 00:28:11,254
استيوان، صبرکن! استيوان! داري
کجا ميدي؟ داري چيکار ميکني؟

444
00:28:18,284 --> 00:28:21,390
بالاخره راهش انداختم

445
00:28:22,288 --> 00:28:25,269
داماد کجاست؟

446
00:28:41,350 --> 00:28:44,231
سلام، سوزي کيو

447
00:28:45,038 --> 00:28:49,817
چي شده؟
انگار کشتي هات غرق شده

448
00:28:49,842 --> 00:28:53,016
ـ   عروسي نکردم
ـ   واقعا؟

449
00:28:53,046 --> 00:28:58,997
تا جلوي کشيش هم رفتم، ولي انگار تمام
اين جريان ازدواج قلابي ريخت به هم

450
00:29:01,922 --> 00:29:02,960
متأسفم

451
00:29:03,056 --> 00:29:05,900
هنوز بيمه ندارم

452
00:29:05,926 --> 00:29:10,875
احتياج دارم که جراحي بشم. من

453
00:29:11,899 --> 00:29:14,778
واقعا بدبخت شدم

454
00:29:15,068 --> 00:29:19,016
خب

455
00:29:21,074 --> 00:29:23,921
ـ   ...چرا من باهات ازدواج نکنم؟
ـ   چي؟

456
00:29:24,011 --> 00:29:25,891
من يه بيمه سلامت فوق العاده دارم

457
00:29:25,979 --> 00:29:27,890
تو هم کاملا تحت
پوشش قرار ميگيري

458
00:29:27,915 --> 00:29:31,888
ولي ... ما که ازدواج کرده بوديم

459
00:29:31,985 --> 00:29:37,059
ببين، من هميشه بخاطر اينکه
ترکت کردم احساس ناراحتي ميکنم

460
00:29:37,090 --> 00:29:38,970
و بنظرم اگه اينکارو بکنيم

461
00:29:39,059 --> 00:29:43,906
...اساسي زندگيتو نجات دادم

462
00:29:44,965 --> 00:29:47,969
فکر ميکنم يکي بهت بدهکارم

463
00:29:48,936 --> 00:29:51,849
کارل

464
00:29:52,940 --> 00:29:57,912
پس، چي ميگي؟
سوزان ماير، با من ازدواج ميکني؟

465
00:29:57,978 --> 00:30:00,857
دوباره؟

466
00:30:02,849 --> 00:30:04,729
چرا که نه؟

467
00:30:04,818 --> 00:30:05,922
آفرين

468
00:30:13,093 --> 00:30:15,073
ـ   ايدي رو ميخواي چيکار کني؟
ـ   بهش نميگيم

469
00:30:15,095 --> 00:30:19,043
ـ   هر دو مون رو ميکشه
ـ   اين راز بين خودمون ميمونه

470
00:30:22,002 --> 00:30:24,983
از اينکه مهمون ما بودي
واقعا لذت برديم. درسته؟

471
00:30:25,005 --> 00:30:26,851
صد در صد

472
00:30:26,940 --> 00:30:29,921
ژائومي، تو دختر
خيلي خاصي هستي

473
00:30:29,943 --> 00:30:33,823
پس ... مراقب خودت باش، باشه؟

474
00:30:40,087 --> 00:30:42,863
بخاطر کمکتون ممنون

475
00:30:42,889 --> 00:30:45,927
خواهش ميکنم، پدر

476
00:30:48,095 --> 00:30:51,042
ـ   باي باي
ـ   خانوما

477
00:30:53,033 --> 00:30:56,981
نگو بخاطر اينکه خدمتکاري که
ميخواستي رو نداري داري گريه ميکني

478
00:30:57,004 --> 00:30:58,975
کارلوس، اون فقط
يه خدمتکار نبود

479
00:30:59,072 --> 00:31:01,882
اون بهترين خدمتکار دنيا بود

480
00:31:01,908 --> 00:31:04,081
ـ   خدا، تو رقت انگيزي
ـ   خفه شو

481
00:31:06,079 --> 00:31:09,925
هي. يه چيزي شده

482
00:31:14,855 --> 00:31:17,096
پدر کراولي

483
00:31:19,059 --> 00:31:20,037
مشکلي هست؟

484
00:31:20,060 --> 00:31:22,941
ژائومي نميخواد برگرده چين

485
00:31:23,030 --> 00:31:24,967
ميخواد اينجا بمونه
و براي شما کار کنه

486
00:31:25,065 --> 00:31:27,944
چي؟ چرا؟

487
00:31:33,840 --> 00:31:36,983
ميگه تا حالا هيچکس مثل خانم سوليس
به اين مهربوني با اون رفتار نکرده

488
00:31:37,077 --> 00:31:41,025
اون شما دوتا رو
مثل خونواده ميدونه

489
00:31:41,848 --> 00:31:43,953
اوه، واقعا؟

490
00:31:43,984 --> 00:31:47,932
اوه، البته که ميتوني بموني

491
00:31:51,091 --> 00:31:53,799
گبي

492
00:31:53,827 --> 00:31:57,832
کارلوس، اون مارو
مثل خونواده ميدونه

493
00:32:01,968 --> 00:32:05,714
منتظر اون جريان کالباس ها ستم
پنج دقيقه ديگه توي اتاق کنفرانس

494
00:32:05,806 --> 00:32:08,878
...پسر توالت

495
00:32:10,110 --> 00:32:11,990
اجازه نداري شکايت کني

496
00:32:12,079 --> 00:32:16,084
حق با تو بود. توي تمام شرکت
منو پسر توالت ميشناسن

497
00:32:16,116 --> 00:32:19,828
بهش بگو ديگه بازي نميکني. بهش
بگو ديگه نميخواي از اين بازيها بکني

498
00:32:19,920 --> 00:32:22,801
نميتونم. اگه الان عقب نشيني
کنم. اون ميزاره بحساب ضعفم

499
00:32:22,889 --> 00:32:24,869
اين يه راه معامله کردن بروبچي

500
00:32:24,891 --> 00:32:27,030
ـ   ولي
ـ   خودش خواسته

501
00:32:27,060 --> 00:32:30,064
منو کرده هرزهء خودش

502
00:32:36,103 --> 00:32:37,846
بفرما

503
00:32:37,938 --> 00:32:41,078
داشتم فکر ميکردم، اين اواخر
اينجا زياد خوشگذروني داشتيم

504
00:32:41,108 --> 00:32:45,957
ولي شايد وقتشه که يکم بيشتر
محيط شرکت رو تجاري کنيم

505
00:32:46,046 --> 00:32:48,822
اوه، فهميدم

506
00:32:48,849 --> 00:32:50,820
يکي رفته پيش
ماماني شکايت کرده؟

507
00:32:50,917 --> 00:32:52,828
ـ   چي؟
ـ   تام چندتا شرط رو باخت

508
00:32:52,853 --> 00:32:55,026
واسه همين زنشو
فرستاده سراغ من؟

509
00:32:55,055 --> 00:32:58,036
اوه، اين خيلي آلفا تائ بازي

510
00:32:58,058 --> 00:33:00,060
حسابشو ميزارم کف دستش

511
00:33:00,060 --> 00:33:03,007
نه. نه، تو حسابشو
نميزاري کف دستش

512
00:33:03,029 --> 00:33:05,910
بايد همين الان تمومش کني

513
00:33:05,999 --> 00:33:07,879
اينجا شرکت منه

514
00:33:07,968 --> 00:33:11,916
اگه مردم ميخوان اينجا کار کنن
با قوانين من بازي ميکنن

515
00:33:15,108 --> 00:33:17,716
آه ... اد

516
00:33:17,811 --> 00:33:19,748
چيه؟

517
00:33:19,846 --> 00:33:21,917
ـ   باهات کل ميندازم
ـ   ها؟

518
00:33:21,948 --> 00:33:24,920
آره، اين شرکت توئه
پس منم با قوانين تو بازي ميکنم

519
00:33:25,018 --> 00:33:28,832
چيکار کنم که اين مُبصر
بازي رو تمومش کني؟

520
00:33:28,922 --> 00:33:31,994
ابروهامو بتراشم؟
لخت بيام سر کار؟ تو بگو

521
00:33:32,025 --> 00:33:35,973
ـ   براي اينکارا وقت ندارم
ـ   آو، چي شده، اد؟

522
00:33:35,996 --> 00:33:37,967
في کپس ميترسه از يه
دختر شکست بخوره؟

523
00:33:38,064 --> 00:33:41,841
يالا ديگه، کاپيتان

524
00:33:41,868 --> 00:33:44,109
اين فقط يه شرط کوچيکه

525
00:33:48,041 --> 00:33:52,888
همونطور که ميدونين، بنظر من شاد
کردن محيط کار براي کارکنان خوبه

526
00:33:52,913 --> 00:33:57,885
ولي لينت فکر ميکنه که شيطنتهاي
ما يخورده غير قابل کنترل شده

527
00:33:59,052 --> 00:34:02,966
اجازه بدين، اجازه بدين. من به اين
روحيهء کاري لينت احترام ميزارم

528
00:34:09,863 --> 00:34:18,806
اگه اون بتونه نيم کيلو گوشت
تازه نپخته خوک رو بخوره

529
00:34:20,907 --> 00:34:24,912
...حق داره توي اين
شرکت يه شرط ببنده

530
00:34:26,012 --> 00:34:28,049
داري اينکارو بخاطر من ميکني
مجبور نيستي اينکارو بکني

531
00:34:28,081 --> 00:34:29,961
نميخوام تو واسه من بجنگي

532
00:34:30,050 --> 00:34:36,831
اين جنگ خودمه. بروبچ اينجوري
باهم معامله ميکنن، درسته؟

533
00:34:47,033 --> 00:34:50,014
ما روي تو حساب ميکنيم

534
00:34:51,838 --> 00:34:54,876
تا وقتي جوان هستيم

535
00:35:04,818 --> 00:35:07,822
باخت هيچ اشکالي نداره، لينت

536
00:35:07,854 --> 00:35:10,061
اصلا اشکالي نداره

537
00:36:01,908 --> 00:36:04,789
چيه؟ .. خودش شرط بسته

538
00:36:04,878 --> 00:36:09,054
اين خوشگذروني

539
00:36:31,838 --> 00:36:33,977
پس

540
00:36:34,007 --> 00:36:37,753
...اينجا ميتونه دوباره
محيط کار باشه، اد؟

541
00:36:37,844 --> 00:36:39,050
بدون هيچ بازي اي؟

542
00:36:39,079 --> 00:36:41,821
حتما

543
00:36:42,015 --> 00:36:44,962
به هرحال، تو همهء
سرگرمي هارو خراب کردي

544
00:36:54,861 --> 00:36:57,833
واقعاآخرش بود

545
00:36:57,931 --> 00:36:59,902
مرسي

546
00:37:00,000 --> 00:37:02,981
ميتوني منو ببري بالاي سطل؟

547
00:37:17,009 --> 00:37:19,956
کالب گفت يه خانم مو
قرمز اومده ملاقاتش

548
00:37:20,050 --> 00:37:22,223
بيا توو، بتي

549
00:37:26,089 --> 00:37:27,969
نوشيدني ميخواي؟

550
00:37:28,058 --> 00:37:29,130
نيومدم باهم گپ بزنيم

551
00:37:29,226 --> 00:37:33,038
تو وارد خونهء من شدي و
با پسرم صحبت کردي يا نه؟

552
00:37:33,063 --> 00:37:36,169
بله، کالب و من يه گپ
خيلي دوستانه داشتيم

553
00:37:36,199 --> 00:37:39,945
اگه يکبار ديگه به اون نزديک
بشي، تقاصشو پس ميدي

554
00:37:40,036 --> 00:37:42,107
ميفهمي؟

555
00:37:44,174 --> 00:37:47,246
نميخواي رسي درمورد
چي باهم حرف زديم؟

556
00:37:48,144 --> 00:37:53,059
يکي به اسم، آم ... ملاني فاستر

557
00:37:54,317 --> 00:37:57,164
الان برات يه
نوشيدني ميريزم، بتي

558
00:37:57,254 --> 00:37:59,998
چون الان قراره يه گفتگوي
خيلي صادقانه داشته باشي

559
00:38:00,090 --> 00:38:05,005
و فکر ميکنم براي اينکار يکم
کمک احتياج داشته باشي

560
00:38:08,164 --> 00:38:11,068
اسمش زک يانگ
با پدرش زندگي ميکنه

561
00:38:11,167 --> 00:38:14,011
يک سال پيش
مادرش خودکشي کرد

562
00:38:14,037 --> 00:38:16,076
چطوري سر و کارش
به اين آدما افتاده؟

563
00:38:16,172 --> 00:38:19,076
خودت فکر ميکني چطوري؟
ديادرا بهش فشار اومده بوده

564
00:38:19,175 --> 00:38:20,153
بچه رو داده به اونا

565
00:38:20,176 --> 00:38:23,020
ميخوام اين پسر رو ببينم

566
00:38:23,046 --> 00:38:26,027
اون يه خونواده داره. نميتونم
يهو برش دارم و بيارمش اينجا

567
00:38:26,049 --> 00:38:27,929
شايد تو نتوني، ولي من ميتونم

568
00:38:28,018 --> 00:38:29,998
و کاراگاه ساليوان
هم ميتونه عمليش کنه

569
00:38:30,020 --> 00:38:31,194
ـ   تو اينکارو نميکني
ـ   نه؟

570
00:38:31,288 --> 00:38:38,035
اينطوري ميخواي ملاقاتش کني؟ به زور
بکشونيش اينجا تا بابابزرگش بتونه بغلش کنه؟

571
00:38:38,061 --> 00:38:40,942
باشه، تو بيارش
دو روز بهت مهلت ميدم

572
00:38:41,031 --> 00:38:46,276
همونطور که خودت ميدوني
دارم اينجا با ساعت پيش ميرم

573
00:38:51,007 --> 00:38:52,145
وقتي کالب به دنيا اومد

574
00:38:52,175 --> 00:38:56,922
...و دکترها فهميدند که
اون فرق ميکنه

575
00:38:57,013 --> 00:38:59,289
...من حتي گريه هم نکردم

576
00:39:01,184 --> 00:39:06,156
اون لحظه دردناکترين
لحظهء زندگي بود

577
00:39:06,189 --> 00:39:08,194
من يک قطره هم اشک نريختم

578
00:39:08,291 --> 00:39:12,205
فقط با خودم فکر کردم
، حالا مگه چيه؟

579
00:39:12,228 --> 00:39:14,938
اون پسر منه

580
00:39:15,031 --> 00:39:18,936
و بايد به نحو احسن بزرگش کنم

581
00:39:19,035 --> 00:39:22,209
حالا، اين وظيفهء منه

582
00:39:23,073 --> 00:39:26,054
در بيشتر موارد
احساس خوشبختي ميکنم

583
00:39:26,076 --> 00:39:31,025
کالب گردنش کش هست
ولي ذاتا خيلي دلنشين

584
00:39:31,181 --> 00:39:35,027
مطمئنم وقتي به ملاقاتش
اومدي متوجه شدي

585
00:39:35,051 --> 00:39:38,055
بله، شدم

586
00:39:38,088 --> 00:39:44,039
من همينطور متوجه شدم که توي
زيرزمين به غل و زنجير کشيده بودي

587
00:39:44,294 --> 00:39:48,242
اون بخاطر ملاني فاستر

588
00:39:49,299 --> 00:39:54,979
ملاني دختري بود که ميتو
باهاش قرار ميگذاشت

589
00:39:55,071 --> 00:39:57,017
اون يه دختر تازه بلوغ شده بود

590
00:39:57,040 --> 00:39:59,921
و مثل همهء نوجوانها

591
00:40:00,009 --> 00:40:02,990
رابطه شون پر از
پستي و بلندي بود

592
00:40:03,012 --> 00:40:07,119
هميشه باهم قهر ميکردند، دوباره باهم
دوست ميشدند، دوباره قهر ميکردند

593
00:40:07,150 --> 00:40:09,997
يه شب، بعد از يکي از
دعواهاي گنده شون

594
00:40:10,086 --> 00:40:16,037
کالب يجوري ملاني رو قانع کرد که
توي محوطه انبار الوار ملاقاتش کنه

595
00:40:16,059 --> 00:40:19,006
فقط ميتونم تصور کنم
که ملاني فکر ميکرده

596
00:40:19,028 --> 00:40:20,999
...کالب اومده بود از طرف
متيو عذرخواهي کنه

597
00:40:21,097 --> 00:40:24,078
ولي نه

598
00:40:24,134 --> 00:40:27,174
کالب به ملاني گفته
بود که عاشقشه

599
00:40:27,270 --> 00:40:34,085
و اينکه اگه اون دوست پسرش
بود، هيچوقت باهاش قهر نميکرد

600
00:40:35,145 --> 00:40:38,026
و ملاني توي صورتش خنده کرده

601
00:40:38,114 --> 00:40:43,086
کالب سعي ميکنه با بوسيدنش
بهش نشون بده که جدي ميگه

602
00:40:43,286 --> 00:40:46,165
و ملاني اونو ميزنه

603
00:40:49,125 --> 00:40:51,164
از اون به بعد زياد
چيزي يادش نمياد

604
00:40:51,261 --> 00:40:56,074
ولي ميدونه که خيلي
خيلي عصباني ميشه و

605
00:40:57,133 --> 00:41:01,206
...و کنارش يه تبر
روي زمين افتاده بوده

606
00:41:04,207 --> 00:41:10,180
بله، کالب من ملاني رو کشت

607
00:41:10,180 --> 00:41:14,026
ولي نتونستم اجازه
بدم بره زندان

608
00:41:14,250 --> 00:41:17,231
يا بدتر از اون، اعدام بشه

609
00:41:17,253 --> 00:41:20,965
...براي جُرمي که گناه من بوده

610
00:41:21,057 --> 00:41:24,004
گناه تو؟

611
00:41:26,062 --> 00:41:29,102
اين وظيفهء من بود

612
00:41:29,199 --> 00:41:32,043
من قرار بود اونو از
خودش حفاظت کنم

613
00:41:32,068 --> 00:41:34,949
من مادرشم

614
00:41:35,038 --> 00:41:38,986
اون وظيفهء من بود

615
00:41:51,054 --> 00:41:55,096
<font color=#FF8000>دنيا پر شده از رفاقتهاي بعيد</font>

616
00:41:55,191 --> 00:41:57,171
<font color=#FF8000>چطوري شروع ميشن؟</font>

617
00:41:57,193 --> 00:42:00,905
<font color=#FF8000>با يک شخصي که بسيار محتاج</font>

618
00:42:00,997 --> 00:42:05,139
<font color=#FF8000>...و شخص مقابل هم
خواهان دادن دست ياري</font>

619
00:42:05,168 --> 00:42:10,142
<font color=#FF8000>وقتي همچين مهربانيهايي پيشنهاد داده
ميشه، بالاخره قادر به ديدن ارزش</font>

620
00:42:10,240 --> 00:42:14,985
<font color=#FF8000>...اونايي که درگذشته
رهاشون کرده بوديم ميشيم</font>

621
00:42:15,178 --> 00:42:17,988
<font color=#FF8000>و قبل از اينکه اينو بدونيم</font>

622
00:42:18,014 --> 00:42:21,018
<font color=#FF8000>يک ارتباطي شکل گرفته بوده</font>

623
00:42:21,050 --> 00:42:26,022
<font color=#FF8000>جداي از اون چيزي که
ديگران بتونن درکش کنند</font>

624
00:42:26,055 --> 00:42:31,027
<font color=#FF8000>بله، دوستيهاي بعيد
هر روز رُخ ميدند</font>

625
00:42:31,027 --> 00:42:36,238
<font color=#FF8000>هيچکس اينو بهتر از يک
شخص تنها درک نميکنه</font>

626
00:42:38,034 --> 00:42:43,040
<font color=#FF8000>درواقع، اين چيزيه که اونا مي بينند</font>

627
00:42:44,034 --> 00:43:30,040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
