WEBVTT

00:01.001 --> 00:02.275
آنچه گذشت

00:02.302 --> 00:05.215
اگه بخواي بياي بين من و
شوهرم، خودم دخلتو ميارم

00:05.238 --> 00:06.947
روو کن ببينيم

00:07.040 --> 00:09.179
گبرييل يه راهبه رو تهديد کرد
ـ   ميتوني بري

00:09.209 --> 00:11.020
سوزان مُخ دکترشو زد

00:11.111 --> 00:13.250
پس اومدي ازم بخواي بريم بيرون؟
چون من قبول ميکنم

00:13.279 --> 00:17.284
و دختر بيري منظورشو رسوند

00:19.052 --> 00:21.125
شگفت انگيزه که به نام عشق

00:21.221 --> 00:25.033
اندرو، يه دليل به من بده که
چرا نبايد به پليس زنگ بزنم

00:25.058 --> 00:30.101
ـ   چون من پسرتم
...تا کجاها ميتونيم پيش بريم...

00:30.196 --> 00:33.077
اگه يه چيز وجود داشت که
ايدي بريت درک ميکرد

00:33.166 --> 00:35.203
فطرت جنگ بود

00:38.071 --> 00:42.042
بعد از دو ازدواج ناموفق و
عشقهاي نافرجام بيشمار

00:42.075 --> 00:45.056
اون ياد گرفته بود که
عشق يک ميدان نبرده

00:45.078 --> 00:48.218
وآسونترين راه براي
نجات از قتل عام

00:48.248 --> 00:52.196
...تسليم مطلق شدنه

00:52.218 --> 00:56.931
داشتم فکر ميکردم يه سفر
به رُم خيلي رومانتيک ميشه

00:57.023 --> 01:00.004
لاس وگاس ارزونتره

01:00.026 --> 01:02.131
اوه

01:02.195 --> 01:04.939
ميتوني شورتت رو
بندازي توي سبدلباسي؟

01:05.031 --> 01:10.140
ميتوني اينکارو بکني؟
تو همونجا ايستادي

01:11.071 --> 01:15.113
دوست دارم امشب
غذاي چيني بخورم

01:15.208 --> 01:20.988
اوه، از برنج خسته شدم
بيا پيتزا بخوريم

01:21.181 --> 01:24.162
ولي براي هر سرباز
روزي ميرسه که

01:24.184 --> 01:26.064
...که بايد وايسه

01:26.152 --> 01:29.133
ـ   فکر ميکني داري چيکار ميکني؟
... و بجنگه

01:29.155 --> 01:30.193
الان وقت بازي منه

01:30.290 --> 01:33.271
ميخوام فيلممو نگاه کنم

01:33.293 --> 01:36.001
ايدي

01:36.029 --> 01:38.009
...اين برام مهمه

01:39.032 --> 01:44.072
باشه. به هرحال
منم يه کارايي دارم

01:44.170 --> 01:47.151
مي بينين، موقعي که
پاي مردها مياد وسط

01:47.173 --> 01:52.282
ايدي براي خودش يه
نقشهء مبارزه داره

01:56.049 --> 02:01.226
واسه ايدي 5 دقيقه وقت داري؟

02:04.157 --> 02:06.137
عجب گره محکمي زدي

02:06.159 --> 02:10.198
آره؟ خب، اگه محکم
نباشه خوش نميگذره

02:12.031 --> 02:14.912
ـ   ميدوني چي خفن ترش ميکنه؟

02:15.001 --> 02:17.208
خامه

02:17.237 --> 02:20.050
اوه، تو خيلي بدي

02:20.140 --> 02:25.249
اوه، تازه کجاشو ديدي

02:28.047 --> 02:34.054
بله، ايدي بريت فطرت
جنگ رو درک ميکرد

02:34.254 --> 02:36.998
ايدي، 10 دقيقه گذشته

02:37.090 --> 02:39.027
پس اون خامهء لعنتي کجاست؟

02:39.125 --> 02:43.096
اون همچنين ميدونست
که براي پيروزي

02:44.097 --> 02:46.202
ايدي! ايدي

02:46.232 --> 02:50.112
...بايد غارتگري کرد

02:55.074 --> 02:58.055
اتاق خواب مهمون واقع در
طبقهء دوم خونه اپل وايتهس

02:58.077 --> 03:02.048
...بهترين نما رو از
تمام ويستيريالن داره

03:02.081 --> 03:04.061
از پنجره هاش، ميشه

03:04.083 --> 03:07.064
از خونهء مايک دلفينو
در انتهاي خيابون

03:07.086 --> 03:11.057
...تا اونطرف خونهء هوبر رو ديد

03:11.090 --> 03:13.971
ولي متأسفانه، براي
جديدترين مهمون اتاق

03:14.060 --> 03:17.200
اين نما به شکل
حزن انگيزي در شُرُف

03:17.230 --> 03:21.042
...تغيير بود

03:21.066 --> 03:29.066
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:29.142 --> 03:31.022
اون اين بيرون چيکار ميکنه؟

03:31.110 --> 03:32.282
کالب، برو توي اتاقت

03:32.312 --> 03:34.920
من و مامان بايد باهم حرف بزنيم

03:35.014 --> 03:36.254
اتاقش؟
عقلتو از دست دادي؟

03:36.282 --> 03:40.196
آروم باش. من پنجره هارو
روزنامه زدم. مردم نميتونن ببينن

03:40.220 --> 03:42.066
ـ   برگرد اينجا
ـ   نه، بايد حرف بزنيم

03:42.155 --> 03:44.260
اون ميفهمه اگه آفتابي
بشه چه اتفاقي ميافته

03:44.290 --> 03:47.171
براي 5 ثانيه ميفهمه
بعدش فراموش ميکنه. تو که ميدوني

03:47.260 --> 03:51.037
ميتونيم بدون مثل حيوان رفتار
کردن باهاش، ازش محافظت کنيم

03:51.064 --> 03:52.270
من اونو در امان نگه ميدارم

03:52.298 --> 03:56.044
از پليس، از خونواده
فاستر، از خودش

03:56.135 --> 03:59.014
اون برنميگرده توي زيرزمين

03:59.038 --> 04:02.144
از کي تاحالا با من
اينطوري حرف ميزني؟

04:03.142 --> 04:06.021
از وقتي توي اين
ريسک سهيم شدم

04:10.250 --> 04:12.161
چند تا خبر کوتاه دارم

04:12.185 --> 04:17.134
مايلم پيشگامي خانم هربرت رو
براي يه شام مختصر اعلام کنم

04:17.156 --> 04:19.136
بسيار زحمت کشيدن و

04:19.158 --> 04:22.198
قابل ستايش، مگه نه؟

04:22.295 --> 04:24.104
نه

04:26.132 --> 04:28.112
ـ   مال خودمون ديدني
ـ   تمومش کن

04:28.134 --> 04:30.105
ـ   چي رو تمومش کنم؟ ـ   بچه، بچه ، بچه

04:30.203 --> 04:34.276
انگار زده به سرت
من تازه سقط کردم

04:34.307 --> 04:37.288
تا بخوام دوباره حامله
بشم يکم طول ميکشه

04:37.310 --> 04:39.190
نميدوني چه موقع آماده ميشي؟
تقريبي؟

04:39.279 --> 04:44.026
بسه ديگه! بيا از
اين لحظات لذت ببريم

04:44.117 --> 04:48.088
با همديگه هستيم، زنديگمون
به روال عاديش برگشته

04:48.121 --> 04:51.261
قبل از اتمام اين جلسه، يکي از دوستان
عزيزمون که از سفر اعزاميشون برگشته

04:51.291 --> 04:55.936
...ميخواد درمورد تجربه هاشون
برامون بگه، خواهر ماري برنارد

04:56.029 --> 05:00.000
اي تف به ذاتت

05:22.188 --> 05:25.226
دنييل؟

05:26.125 --> 05:29.004
ـ   عزيزم، اونجايي؟
ـ   آم، دارم تکاليفمو انجام ميدم

05:29.028 --> 05:32.009
واقعا؟ کوله پشتي و
تمام کتابات دست منه

05:32.031 --> 05:35.137
صبرکن

05:36.169 --> 05:39.150
مرسي. مامان. داشتم توي
اينترنت تحقيق ميکردم

05:39.172 --> 05:41.052
اومدم لباساتو ببرم بشورم

05:41.140 --> 05:44.180
ـ   نه، خواهش ميکنم، الان نه
ـ   عزيزم، چرا ناله ميکني

05:44.277 --> 05:50.193
يه روزآرزو ميکني يکي بهت
پيشنهاد کنه لباساتو برات بشوره

06:02.095 --> 06:04.134
دنييل، سوال

06:04.230 --> 06:07.074
يه مرد سياه پوست
زير تختت قايم شده؟

06:13.172 --> 06:15.015
چي شده؟

06:15.041 --> 06:19.117
فکر کردم بايد بدونين که پسر
شمارو زير تخت دخترم پيدا کردم

06:19.212 --> 06:22.989
و فقط بنظرم رسيد که

06:23.015 --> 06:26.189
داخل، حالا

06:29.255 --> 06:33.101
بخاطر رفتار پسرم عذرخواهي
ميکنم. ديگه تکرار نميشه

06:33.126 --> 06:37.202
خونه رو براي فروش
گذاشتم، و داريم ميريم

06:37.296 --> 06:41.244
حالا، اگه منو ببخشين

06:44.137 --> 06:47.118
ـ   چطور پيش ميره؟
ـ   اوه، خوب نيست

06:47.140 --> 06:51.182
دارم سعي ميکنم بهترين طرح براي
ماست يخزده شرکت بلک رو پيدا کنم

06:51.277 --> 06:54.121
ـ   ميدوني چي منو ميکشه؟
ـ   نه

06:54.147 --> 07:00.123
توي تاريخ کمپاني ما کمترين
تعداد پيشنهاد 11 تا طرح بوده

07:00.219 --> 07:06.170
و من هيچي براي ارائه ندارم

07:07.226 --> 07:10.972
ـ   من قهوه ميارم
ـ   ممنون

07:11.063 --> 07:14.203
پس، ميخواي راه بيافتي از
اين و اون نظرسنجي کني؟

07:14.233 --> 07:16.977
نه، اشکالي نداره
ميدونم تو هم خسته اي

07:17.069 --> 07:19.208
بايد بري بخوابي

07:19.238 --> 07:22.984
يالا، عزيزم، بيا
دهنشونو سرويس کنيم

07:23.075 --> 07:24.213
چي داريم؟

07:24.243 --> 07:27.224
هيچي

07:27.246 --> 07:29.990
باشه، باشه

07:30.082 --> 07:33.063
ماست يخزدهء بلک

07:33.085 --> 07:36.125
بياييد طبع خود رو
با سرما محک بزنيد

07:36.222 --> 07:39.032
خيلي خب، ولش کن
فقط داشتم گرم ميشدم

07:39.058 --> 07:41.029
از اين بهترم دارم
از اين بهترم دارم

07:41.127 --> 07:46.042
بلک: با اين ماست ميگين واي

07:46.098 --> 07:49.070
بيخيال، عذرميخوام
واقعا احتياج به تمرکز دارم

07:49.168 --> 07:51.981
ماست يخزدهء بلک
چون گاوهاي ما بهترند

07:52.071 --> 07:56.247
با، نه ... با، حالماست. حالماست
خوردنش خوشه، گفتنش هم خوشه

07:56.275 --> 07:59.054
ـ   اون واقعا خوبه
ـ   واقعا

07:59.145 --> 08:01.250
نه، قسمت گاو
همون ميتونه عملي باشه

08:01.280 --> 08:06.926
خب ... ميتونيم شخصيتي شون کنيم
ميتونيم به شکل آدم طراحيشون کنيم و

08:07.019 --> 08:12.162
اوه! ميدونم! ميدونم
جشن گاوهاي سخنگو

08:12.191 --> 08:15.129
آره! آره! اين دقيقا همون
چيزي که فکرشو ميکردم

08:15.228 --> 08:18.209
ميدوني، مثلا، ميتوني ازشون
شخصيتهاي مشهور بسازي

08:18.231 --> 08:24.182
مثل، آه، کشيش مووني
نظرت چيه؟

08:26.105 --> 08:30.053
همه شون که نميتونن خاص باشن

08:33.246 --> 08:37.092
ـ   ممنون، خيلي خوش گذشت
ـ   به منم همينطور

08:37.116 --> 08:39.155
خب، بگمونم بهتره من برم

08:39.252 --> 08:44.101
اوه، آم، خب، جولي
خونهء باباش ميمونه

08:44.190 --> 08:48.161
ـ   و من ... من اينجا تنهائم
ـ   اوه

08:48.194 --> 08:52.267
آره. گاهي اوقات
واقعا عصبي ميشم

08:52.298 --> 08:55.111
تلويزيون رو روشن کن
منم اينکارو ميکنم

08:55.201 --> 08:59.115
اوه، اينم فکر خوبيه

09:00.206 --> 09:02.208
فراموش کردم، يه
بطري شراب دارم

09:02.241 --> 09:04.985
الان ديگه خنک شده
توي يخچال

09:05.077 --> 09:07.116
و واقعا منوآروم ميکنه

09:07.213 --> 09:09.193
درسته، خوبه

09:09.215 --> 09:13.095
پس، آم، قرار
سه شنبه مون سرجاشه؟

09:15.121 --> 09:19.228
آه، آره. آره. سه شنبه عاليه

09:19.258 --> 09:22.239
پس، آم

09:23.095 --> 09:26.076
...شب بخير

09:26.198 --> 09:30.169
ـ   من تو رو پس ميزنم؟
ـ   نه! چرا؟

09:30.169 --> 09:33.013
الان سومين قرارمونه

09:33.039 --> 09:35.078
و تو هنوز مثل يه آقاي
محترم رفتار ميکني

09:35.174 --> 09:37.918
و، آه

09:38.010 --> 09:40.991
ـ   ...يخورده داره باستاني ميشه
ـ   باشه، اشتباه نکن

09:41.013 --> 09:43.118
دلم ميخواد همين الان
لباساتو پاره پوره کنم

09:43.149 --> 09:46.130
ـ   و جلوي خودتو ميگيري، چرا؟
ـ   من هنوز دکترتم

09:46.152 --> 09:49.133
و هنوز کاملا اخلاقي نيست

09:49.155 --> 09:52.195
ـ   اوه. پس چرا قرار ميزاريم؟
ـ   ببين، اين فقط موقتي

09:52.291 --> 09:57.206
وقتي تو خوب شدي و منم درمانت رو
تموم کردم، همه چيز زيرو رو ميشه

09:57.263 --> 10:02.042
باشه

10:02.234 --> 10:06.205
ـ   اوه، درمانو ولش کن
ـ   اوه

10:10.009 --> 10:14.014
خب، اين يجورايي
غيراخلاقي بود

10:25.224 --> 10:28.205
ـ   ممنون که به ملاقاتم اومدي
ـ   خواهش ميکنم

10:28.227 --> 10:31.973
بايد دعوتتون ميکردم توي
خونه، ولي خونه واقعا کثيف

10:32.064 --> 10:37.036
کارلوس ،من يه راهبه ام، نه يه احمق
ميدونم گبرييل از من متنفره

10:37.069 --> 10:39.950
اون فقط به شما حسادت
ميکنه، همه ش همين

10:40.039 --> 10:43.213
به من؟
خب، اين احمقانه نيست

10:43.242 --> 10:47.281
نميخواد باور کنه که من ميتونم از
لحاظ روحي با هرکسي مرتبط بشم

10:47.313 --> 10:50.123
ما ارتباط شگفت انگيزي داريم

10:50.149 --> 10:52.086
بخاطر همينه که ميخواستم
باهات حرف بزنم

10:52.184 --> 10:59.033
وقتي توي کليسا ديدمت، بلافاصله
ميتونستم بگم که تو ناراحتي

11:00.092 --> 11:04.199
خب. شايد اين اواخر
يکم غمگين بودم

11:04.230 --> 11:06.110
به من بگو

11:06.198 --> 11:09.079
دوباره همون جريان
بچه خواستنمه. من

11:09.168 --> 11:13.116
خواهر ماري، من فقط
براي بچه مي ميرم

11:13.139 --> 11:15.210
ولي گبرييل هنوز از بچه
دار شدن ممانعت ميکنه؟

11:15.241 --> 11:19.112
البته، اين اواخر
يه سقط جنين داشته

11:19.211 --> 11:22.183
اگه اون تصميم داره
اصلا بچه دار نشه چي؟

11:22.281 --> 11:27.162
ـ   اگه اين يه تاکتيک ممانعت باشه چي؟
ـ   اونوقت من بدبخت شدم

11:27.186 --> 11:31.134
ـ   متأسفم. عذر ميخوام
ـ   نه، راست ميگي

11:31.157 --> 11:33.936
بدبخت شدي

11:34.026 --> 11:38.031
ـ   مگر اينکه
ـ   مگر اينکه چي؟

11:46.072 --> 11:49.078
راهنماي ابطال ازدواج
کاتوليکهاي آمريکايي

11:49.175 --> 11:51.246
خواهر ماري، دقيقا
ميخواي چي بگي؟

11:51.277 --> 11:58.126
من ميگم، خدا اونايي رو کمک ميکنه
که خودشون به خودشون کمک ميکنن

12:06.688 --> 12:08.531
هي، خبراي خوب دارم

12:08.556 --> 12:11.537
اون پيشنهاد رو عملي کرديم

12:11.559 --> 12:13.496
واقعا؟ ازش خوششون اومد؟

12:13.595 --> 12:15.532
جريان گاوهاي سخنگو ترکوندشون

12:15.630 --> 12:18.736
هي، نظرشون راجب
گاو رئيس جمهور چي بود؟

12:18.766 --> 12:22.478
آه، خب، من بعضي از
چيزارو بازنويسي کردم

12:22.570 --> 12:26.484
ولي، ميدوني، کلا يکي
خوششون اومده

12:26.507 --> 12:28.748
اوه! فوق العاده ست

12:28.776 --> 12:32.624
آره، و اد گفت بالاخره ميتونيم
يه مدير ديگه استخدام کنيم

12:32.714 --> 12:37.561
محشره. از اون جريان ترفيع
به گاو توي مراسم خوششون اومد؟

12:37.585 --> 12:41.556
آه، خب، اون پيشنهاد طولاني بود
واسه همين يه چيزايي رو برداشتيم

12:41.589 --> 12:44.527
ـ   خوشحالم که از ايده من خوششون اومد
ـ   خب، راستش

12:44.626 --> 12:47.664
گوساله گنده و بازي
گاوهارو خوششون اومد؟

12:48.663 --> 12:53.612
دارن منو صدا ميزنن. بايد
برم. دوستت دارم. خداحافظ

12:54.769 --> 12:57.445
آره

12:57.538 --> 12:58.778
اين طحال توئه

12:58.806 --> 13:00.786
طبيعتا، بابد اينجا باشه

13:00.808 --> 13:03.552
ولي چون تو ساختار
رباطت رو از دست دادي

13:03.645 --> 13:05.684
منحرف شده اومده اينجا
درست کنار جگرت

13:05.780 --> 13:07.760
توي جلسه همکاران
درموردش بحث کرديم

13:07.782 --> 13:12.561
همه فکر ميکنن که بايد
خيلي سريع برش داري

13:12.720 --> 13:15.499
اوه، خب، باشه
منظورم اينه که، بگمونم

13:15.590 --> 13:18.571
بگمونم احتمالا همه تون
مهارتهاي جديدي دارين

13:18.593 --> 13:20.632
که ديگه مجبور نيستين
حتي بدن رو باز کنين

13:20.728 --> 13:22.608
نه، نه دقيقا

13:22.697 --> 13:26.645
نه؟ پس

13:26.701 --> 13:29.548
...داريم درمورد
جراحي حرف ميزنيم؟

13:29.637 --> 13:32.550
آره، خب، بگمونم
ميتونم از پسش بربيام

13:32.573 --> 13:34.453
مردم هر روز
شکمشون سفره ميشه

13:34.542 --> 13:37.580
پس، به اين فرضم که با جراحي
کردن من مشکلي نداري، درسته؟

13:37.612 --> 13:39.458
ـ   تو؟
ـ   منظورم اينه که، طبيعي

13:39.547 --> 13:40.551
...چون من بيشتر
به مورد توآشنائم

13:40.648 --> 13:42.494
قول ميدم که دست
خوب کسي افتادي

13:42.583 --> 13:46.725
اوه، آه، خب، آم

13:46.754 --> 13:48.631
آه

13:48.656 --> 13:51.662
چيه؟

13:51.759 --> 13:55.707
اولين باري که منو لخت ميبيني
من روي ميز جراحي ام

13:55.730 --> 13:59.576
يه آقاي به تمام معنا ميشم
چشمام فقط روي طحال ميمونه

13:59.600 --> 14:02.481
دکتر، خانم بيکر براي
آزمايششون اومدن

14:02.570 --> 14:06.712
باشه. بايد سوزان رو براي عمل
جراحي با من توو فهرست بزاريم

14:06.741 --> 14:09.679
اوه. تبريک ميگم

14:09.777 --> 14:12.487
پس، بعدا باهات تماس ميگيرم

14:12.580 --> 14:16.428
اوه، خيلي براش خوشحالم
اون آدم خيلي خوبي

14:16.517 --> 14:21.526
کنجکاو شدم، چرا اونقدر
تبريک و تهنيت گفتي؟

14:21.622 --> 14:25.661
اوه، جراحي طحال
اين اولين بارشه

14:31.566 --> 14:33.571
ـ   هي، عزيزم
ـ   هوم؟

14:33.668 --> 14:38.583
ـ   ميتونيم درمورد يه چيزي حرف بزنيم؟
ـ   حتما

14:38.706 --> 14:41.678
من درمورد جريان
بچه خيلي فکر کردم

14:41.776 --> 14:46.782
و تا هر زماني که طول بکشه تا
توآمادگيشو پيدا کني، من موافقم

14:47.615 --> 14:50.755
ـ   باشه. . ـ   ولي يه شرطي داره

14:51.719 --> 14:54.691
بايد بدونم که اما و اگر درکار نيست

14:54.789 --> 14:58.760
ميخوام قول بدي
که بچه دار ميشيم

14:58.793 --> 15:02.707
متأسفم. نميتونم
همچين قولي بدم

15:03.598 --> 15:05.737
ـ   چرا؟
ـ   چون نميتونم بگم

15:05.767 --> 15:08.611
...اگه فردا بيدار ميشم و
يهو بخوام کاري کنم

15:08.636 --> 15:11.540
که تمام زندگيم به گه خوردن بيافتم

15:11.639 --> 15:14.611
ـ   شايد هم برام خيلي زياده
ـ   براي من کافي نيست

15:14.709 --> 15:16.689
خب، متأسفم، ولي
مجبوري بپذيري

15:16.711 --> 15:19.683
ـ   کار ديگه اي از دستت برنمياد
ـ   همچين هم نيست

15:19.781 --> 15:22.762
ببخشيد؟

15:26.587 --> 15:31.502
داري منو با فسخ شرعي
ازدواج تهديد ميکني؟

15:31.526 --> 15:34.507
اون جنده کوچولوي آب زير کاه
تو رو واسه اين شير کرده، مگه نه؟

15:34.529 --> 15:36.500
ـ   مگه نه؟
ـ   اين دعوا ميتونه تموم بشه

15:36.597 --> 15:37.635
اگه فقط به من يه قول بدي

15:37.732 --> 15:44.672
تنها قولي که ميتونم بهت بدم
اينه که بچرخ تا بچرخيم

15:46.707 --> 15:48.687
ـ   سلام
ـ   سلام

15:48.709 --> 15:50.689
سلام

15:50.711 --> 15:54.457
جستجو براي پيدا کردن مدير جديد
چطور ميش ميره، شانسي وجود داره؟

15:54.549 --> 15:57.689
اوه، انتخابها محدوده

15:57.718 --> 16:01.689
منکه نتونستم کسي رو
بهشون پيشنهاد کنم

16:01.722 --> 16:07.470
هي، از دوستاي شرکت قديميت کسي
رو نداري که بتوني پيشنهاد کني؟

16:07.562 --> 16:09.701
بابايي، نميتونم مسواکمو پيدا کنم

16:09.730 --> 16:14.477
ـ   الان ميام بالا، رفيق
ـ   سلام

16:14.569 --> 16:17.550
درواقع، يکي هست
که براي اينکار عاليه

16:17.572 --> 16:19.677
ـ   آره؟
ـ   آره. سخت کوش، باهوش

16:19.707 --> 16:22.451
ـ   خلاصه آخرشه
ـ   واقعا؟

16:22.543 --> 16:24.582
ـ   اسمش چيه؟
ـ   تام

16:24.679 --> 16:27.626
ـ   تام. تام چي؟
ـ   تام اسکاوو

16:30.785 --> 16:35.691
نه. نه، فکر نميکنم
نظر خوبي باشه

16:35.790 --> 16:38.634
بيخيال، منظورم اينکه که
انجام اون کارا منو هوايي کرد

16:38.659 --> 16:40.698
يادم اومد چقدر دلم براي
يه شغل واقعي تنگ شده

16:40.795 --> 16:44.766
تو يه شغل واقعي داري. درست
همينجا. موندن توي خونه پيش بچه ها

16:44.799 --> 16:47.703
با دوتا در آمد، ميتونيم از پس
يه پرستاربچهء ممتاز بربيايم

16:47.802 --> 16:49.545
پس پني چي؟

16:49.637 --> 16:51.742
تو براي شيرخوارگاه
جنگيدي. ازش استفاده کن

16:51.772 --> 16:54.653
پس خودمون چي، باهم
کار کنيم و زندگي کنيم؟

16:54.742 --> 16:57.586
بنظرم اين يه راه حل
واسه بيچاره شدنه

16:57.612 --> 17:02.561
چرا؟ آخرين باري
که باهم کار کرديم

17:03.584 --> 17:04.756
...عاشق هم شديم

17:04.785 --> 17:08.733
اوه، اين فقط

17:08.756 --> 17:14.607
مطمئن نيستم از اين
شغل خوشت بياد

17:14.695 --> 17:17.608
ـ   فکر ميکني به اندازه کافي خوب نيستم
ـ   من همچين حرفي نميزنم

17:17.632 --> 17:21.674
بابايي، من هنوز نميتونم
مسواکمو پيدا کنم

17:21.769 --> 17:24.750
ـ   من ميرم
ـ   خودم ميرم

17:24.772 --> 17:27.753
بيا، رفيق، بريم
دنبالش بگرديم

17:27.775 --> 17:29.518
کي جنگ رو برنده شد؟

17:29.610 --> 17:32.591
ما نميجنگيديم. ماماني فقط
واسه بابايي خط و نشون کشيد

17:32.613 --> 17:37.687
اوه! هي! هي

17:43.254 --> 17:47.225
ممنون که اومدين، آقاي جايني
باهاتون تماس ميگيريم

17:47.258 --> 17:49.297
ممنون. خداحافظ

17:49.393 --> 17:51.373
ـ   نظرت چيه؟
ـ   همچين خوشم نيومد

17:51.395 --> 17:54.376
انتخابها محدوده، ولي نميتونيم
بيشتر از اين منتظر بمونيم

17:54.398 --> 17:56.141
بايد اين هفته يکي رو استخدام کنيم

17:56.233 --> 18:00.204
ميدونم، ميدونم، ميدونم
بعدي کيه؟

18:00.237 --> 18:01.375
تام کاووز. تا حالا اسمشو شنيدي؟

18:08.379 --> 18:13.294
ـ   ميشه يه دقيقه منو ببخشي؟
ـ   حتما

18:14.485 --> 18:17.195
ـ   تام کاووز؟
ـ   آره. اسمو قاطي کردم

18:17.288 --> 18:20.201
ـ   زيرکانه ست، نظرت چيه؟
ـ   داري چيکار ميکني؟

18:20.224 --> 18:23.330
دارم ميام روو سرت. ممکنه تو فکر
کني من به اندازه کافي خوب نيستم

18:23.360 --> 18:24.430
ولي شايد اد روشن فکر تر باشه

18:24.461 --> 18:28.375
از اونجايي که دائما
با من رقابت نميکنه

18:29.366 --> 18:33.408
تام، حقيقت رو ميخواي؟ بنظر
من تو خوبي. تو زيرک و باهوشي

18:33.504 --> 18:36.385
ولي همچنين بعضي وقتا فکر
ميکنم توو سرازيري هم ميافتي

18:36.473 --> 18:40.285
و اگه من رئيس تو بودم و مجبور
بودم هر روز افسارت رو بکشم

18:40.311 --> 18:43.192
با خشم و عصبانيت ميومدي خونه

18:43.280 --> 18:46.420
بيخيال. به اندازه کافي
زندگيمون رو چنگولي گرفتيم

18:46.450 --> 18:49.126
اگه اصلا به فکر نجات
زندگيمون هستي

18:49.219 --> 18:51.199
بهتره اجازه بدي زورمو بزنم

18:51.221 --> 18:52.395
ـ   يعني چي؟
ـ   يعني

18:52.489 --> 18:58.337
هنوز يه قسمت کوچيک من بخاطر اينکه
ترفيعمو از پرستون گرفتي ازت متنفره

18:58.362 --> 19:00.367
ـ   تام
ـ   ولي ميتونم بيخيالش بشم

19:00.464 --> 19:03.274
اگه تو اين يه چيزو به من بدي

19:03.300 --> 19:05.373
ببخشيد، اد منتظر شماست

19:05.469 --> 19:08.213
باشه. باشه

19:08.305 --> 19:11.479
فقط بزار تجربياتم
خودش حرف بزنه

19:11.508 --> 19:14.321
ـ   فقط بزارم تجربياتت خودش حرف بزنه
ـ   آره

19:14.411 --> 19:17.255
باشه

19:17.281 --> 19:20.162
اوه! توي تبليغ
پنير پانسر کار کردي؟

19:20.250 --> 19:22.357
اون دوتا موش عصباني
فوق العاده بودند

19:22.453 --> 19:24.296
من همون اولش بودم

19:24.321 --> 19:29.293
هشدار: پنير نخوارين
پنير مضره . عاشقشم

19:29.326 --> 19:31.306
ـ   تجربهء عالي اي داري
ـ   ممنون

19:31.328 --> 19:33.367
آره، خدا، اين واقعاگيراست

19:33.464 --> 19:38.313
اوه. عجب. ميبينم که براي بلفور و باراسو
هم کار کردي. اون يه فروشگاه معرکه ست

19:38.402 --> 19:40.348
ـ   آره، وقتمو اونجا گذروندم
ـ   آها

19:40.371 --> 19:42.217
و چه موقع اونجا بودي؟

19:42.306 --> 19:46.245
چون انگار فراموش کردي
توي اين ليستت بنويسي

19:46.343 --> 19:49.256
ـ   آم، يه چندسال پيش
ـ   آها

19:49.279 --> 19:51.318
و ... چه مدت اونجا موندي؟

19:51.415 --> 19:54.225
راستش، درحدود 5 ماه

19:54.251 --> 19:57.232
از يه شرکت ديگه بهت پيشنهاد
کار شد؟ يکي تو رو قاپيد؟

19:57.254 --> 19:59.395
ـ   نه، من اخراج شدم
ـ   اوه

19:59.490 --> 20:03.438
ولي، راستش، خودم از رفتنم خوشحال
بودم. اونا شوخ طبعيمو درک نميکردند

20:03.460 --> 20:07.237
درواقع اولين نسخه پنير مضره
رو اونجا پيشنهاد دادم

20:07.264 --> 20:08.302
ـ   اونا ازش متنفر شدند
ـ   احمقها

20:08.399 --> 20:10.379
ـ   خب، از کفشون رفت، درسته؟
ـ   آره

20:10.401 --> 20:13.211
براي تبليغ سس سالاد
تامسون يه جايزه بردي

20:13.237 --> 20:16.411
ـ   خيلي باحال بود
ـ   پس، آهنگشو خودت نوشتي؟

20:16.440 --> 20:21.153
راستش، نه، توي اون يکي همسرم به
من کمک کرد. اونم توو کارآگهي بود

20:21.245 --> 20:26.217
اگه ازش بپرسي، بهت ميگه
که تمام چيزا کار خودش بوده

20:27.418 --> 20:31.130
خوشم مياد

20:31.221 --> 20:34.364
ـ   تام، ميدوني چيه؟ من ازت خوشم مياد
ـ   اد

20:34.458 --> 20:37.268
معمولا در اين
مواقع استخدام نميکنم

20:37.294 --> 20:39.274
نه، نه، نه. هيچوقت
اينکارو نميکنيم

20:39.296 --> 20:41.335
ولي درحال حاضر به
يه نفر احتياج داريم

20:41.432 --> 20:44.276
فکر ميکنم تو هموني

20:44.301 --> 20:46.181
لينت، نظري نداري؟

20:46.270 --> 20:50.277
خب، اجازه بده با
چندجا تماس بگيرم

20:50.374 --> 20:52.320
...قبل از اينکه
چيزي رو رسمي کنيم

20:52.342 --> 20:55.221
حتما، حتما. باهاتون
تماس ميگيريم، باشه؟

20:55.245 --> 20:58.388
پنير مضره
خدا، من عاشق اون تبليغم

20:58.482 --> 21:01.292
اوه

21:06.323 --> 21:09.304
اوه، آم، دارم دنبال پدر کراولي
ميگردم، ميدونين کجاست؟

21:09.326 --> 21:13.240
آم، ايشون توي اتاق اعتراف

21:14.364 --> 21:18.212
ازآخرين اعترافت
چه مدت ميگذره؟

21:18.302 --> 21:21.249
چه اهميتي داره؟
پدر، منم

21:21.271 --> 21:23.276
ـ   گبرييل؟
ـ   آره

21:23.373 --> 21:25.353
ببين، ميخوام برام
يه کاري انجام بدي

21:25.375 --> 21:28.356
ميخوام خواهر ماري
برناردو سربه نيست کني

21:28.378 --> 21:32.192
ـ   چي؟ چرا؟
ـ   چون داره زندگيمو از هم ميپاشونه

21:32.282 --> 21:34.353
ـ   خواهر ماري؟ ـ   بله

21:34.384 --> 21:36.489
اولش با نامه هاي عاشقانه
توي زندان شروع شد

21:36.520 --> 21:39.401
چيز ديگه اي که ميدونم، که شب
و روز رو باهمديگه ميگذرونن

21:39.490 --> 21:42.437
دزدکي ميرن انجيل ميخونن

21:42.459 --> 21:45.340
و مشاوره رواني تک به تک

21:45.429 --> 21:47.409
ـ   گبرييل
ـ   و اگه اين کافي نيست

21:47.431 --> 21:50.278
توي خواب هم اسمشو صدا ميزنه

21:50.367 --> 21:53.214
بغلم کن، خواهر ماري! بغلم کن

21:53.303 --> 21:56.443
نفرات انگيزه
شده مثل بچه هاي معتاد عروسک

21:56.473 --> 22:01.388
خب ... تو دليلي داري که
شوهرت و خواهر ماري

22:01.411 --> 22:05.382
...باهم سکس دارند؟

22:08.318 --> 22:15.327
صادقانه حرف بزن، گبرييل
اين فقط بين من، تو، و خداست

22:21.231 --> 22:23.270
آره

22:23.367 --> 22:25.278
آره، باهم سکس دارند

22:25.302 --> 22:31.253
کارلوس همه چيزو اعتراف کرده. قبل
از اينکه ابطال شرعي ازدواجو بخواد

22:52.362 --> 22:54.242
منو ببخش، پدر، براي گناهانم

22:54.331 --> 22:57.212
آخرين اعترافت
چند وقت پيش بوده؟

22:57.301 --> 22:59.181
آم، خيلي وقت نيست

22:59.269 --> 23:01.374
ببين، من يه دروغ گفتم

23:01.405 --> 23:08.448
پس، چندتا درود به حضرت
مريم گناهمو پاک ميکنه؟

23:15.218 --> 23:18.358
ـ   اوه، عزيزم
ـ   برو بيرون

23:18.388 --> 23:21.132
اوه، عزيزم، اتفاقي که
افتاد تقصير من نبود

23:21.224 --> 23:24.398
اصلا پيش بيني نميکردم که بتي
چه عکس العملي نشون ميده

23:24.428 --> 23:27.466
اوه، خواهش ميکنم. خوبم
ميدونستي که اتفاق بدي ميافته

23:27.497 --> 23:30.307
ميخواستي تمام اينا
جلوي خودم اتفاق بيافته

23:30.334 --> 23:32.339
اوه، عزيزم، چرا
بايد اينو بخوام؟

23:32.436 --> 23:38.116
چون حسوديت ميشه که زندگي من
داره شروع ميشه و مال تو تموم شده

23:38.208 --> 23:41.314
دنييل، اين مسخره ست، عزيزم

23:41.345 --> 23:44.385
بابا مرده. کاري کردي
دوست پسرت خودکشي کنه

23:44.481 --> 23:48.327
هر دقيقه داري پيرتر ميشه. به همين
زوديها اونقدر چروکيده ميشي

23:48.352 --> 23:51.358
...که هيچ مردي حتي
نميخواد بهت دست بزنه

23:51.455 --> 23:54.231
ـ   دنييل
ـ   و حالا تصميم گرفتي

23:54.257 --> 23:57.397
...زندگي منو خراب کني تا
مجبور بشم اينجا پيش تو بمونم

23:57.427 --> 24:00.365
...تا وقتي به يه فسيل تبديل بشي

24:00.464 --> 24:03.468
تنها چيزي که من خواستم
خوشحالي تو بوده

24:03.500 --> 24:07.448
فقط نخوااه
عمليش کن

24:21.485 --> 24:24.161
دنييل، امشب حال آشپزي ندارم

24:24.254 --> 24:26.359
دارم ... فکر ميکنم
پيتزا سفارش بديم

24:26.390 --> 24:30.170
من پيتزاي گوشت
کانادايي ميخوام. لطفا

24:30.260 --> 24:33.298
باشه

24:48.941 --> 24:51.922
اون از دست تو عصباني
چون تو اونو زدي

24:51.944 --> 24:54.117
خب، در اونمورد
حس بدي دارم

24:54.146 --> 24:57.923
ولي وقتي به اون ريسکي
که کرده بود فکر ميکنم

24:57.950 --> 25:03.093
باعت تأسف که نميتونه اون
دخترو ببينه. اون خيلي خوشکله

25:05.057 --> 25:08.971
تو درمورد دنييل چي گفتي؟

25:08.994 --> 25:12.168
گفتم اون

25:15.000 --> 25:18.040
ميدوني که من نميخوام تو
به همچين چيزايي فکر کني

25:18.137 --> 25:21.141
متأسفم. من ... عذر ميخوام

25:21.173 --> 25:24.850
اشکالي نداره. اشکالي نداره

25:24.943 --> 25:29.050
برو توي اتاقت. اون مجله هايي
که برات خريدم رو بخون

25:29.081 --> 25:31.962
و، کالب

25:32.050 --> 25:35.022
...اگه روزي حتي بفهمم که به
دختر ونديکمپ نگاه ميکني

25:35.120 --> 25:38.932
دو برابر محکمتر از اوني که
برادرت رو زدم، ميزنمت

25:38.957 --> 25:43.099
و ناراحت هم نميشم. باشه؟

25:43.929 --> 25:46.170
باشه

25:56.108 --> 26:01.959
پس اين جريان عمل جراحي
درموردش حس خوبي داري، ها؟

26:02.047 --> 26:05.187
آره، گفتم که، اين يه جراحي عادي
حالت خوب ميشه

26:05.217 --> 26:08.198
درسته. درسته

26:10.022 --> 26:15.165
راستش، يجورايي منظورم اينه که، آم
خودت شخصا احساس اطمينان داري؟

26:15.194 --> 26:18.004
منظورت چيه؟

26:18.030 --> 26:22.035
خب، ميدوني، تو قراره

26:22.201 --> 26:26.049
بري توي من، و فقط ميخواستم

26:26.138 --> 26:28.175
...مطمئن بشم که آمادگيشو داري

26:28.207 --> 26:30.917
تاحالا طحال رو
بيرون نياوردم

26:31.009 --> 26:32.955
ولي باور کن، مسئله بزرگي نيست

26:32.978 --> 26:34.958
طحال، کيسه صفرا
همه شون يه جوره

26:34.980 --> 26:36.951
خيلي خب، پرچم قرمز
من مدرسه پزشکي نرفتم

26:37.049 --> 26:39.029
ولي فکر ميکنم، يه جور نيستن

26:39.051 --> 26:41.895
ميدونم دارم چيکار ميکنم
بايد به من اعتماد کني، باشه؟

26:41.920 --> 26:43.959
دوست دارم. ولي
بايد صادقانه بگم

26:44.056 --> 26:46.900
حقيقت اينه که تو نميتوني
اون گوشت رو تيکه کني

26:46.925 --> 26:49.906
اين عادلانه نيست. تو زيادي سرخش
کردي. و اين گوشت تازه که نيست

26:49.928 --> 26:52.866
خب، منم نيستم! من 35 سال
از گوشت اون گاو بزرگترم

26:52.965 --> 26:56.913
صبرکن، سوزان، داري ميگي
نميخواي من جراح تو باشم؟

26:56.935 --> 26:59.973
خب

27:00.005 --> 27:01.043
عذر ميخوام

27:01.139 --> 27:05.053
قصد نداشتم بد بنظر برسه. فقط

27:05.077 --> 27:09.048
با يه جراح باتجربه
خيالم خيلي راحت تر ميشه

27:09.081 --> 27:12.062
اشکالي نداره. درک ميکنم

27:12.084 --> 27:14.863
ممنون

27:14.953 --> 27:17.058
من ديگه بايد برم

27:17.089 --> 27:20.835
چي؟

27:20.926 --> 27:23.907
من هنوز دسر نياوردم
تو گفتي که درک ميکني

27:23.929 --> 27:26.068
من به تصميم تو براي ديدن
يه دکتر ديگه احترام ميزارم

27:26.098 --> 27:29.104
ولي تو هم بايد به احساسات
جريحه داره من احترام بزاري

27:29.201 --> 27:33.081
چي؟ تو ميخواي من زندگيمو
برازم روي قانع کردن نفس تو؟

27:33.105 --> 27:37.076
من هر روز زندگيهارو نجات ميدم
ميبُرم و نجات ميدم. اين کار منه

27:37.109 --> 27:44.049
و اگه اون ضمير دروني منو قانع نميکنه
شايد بهتر باشه يه رابطه رو قطع کنم

27:52.925 --> 27:56.065
ـ   سلام
ـ   سلام. شام حاضره

27:58.163 --> 28:02.976
پس، تماس گرفتي؟
سابقهء منو بررسي کردي؟

28:03.001 --> 28:05.973
به اد گفتم که تو شوهر مني
و اون با اين جريان مشکلي نداشت

28:06.071 --> 28:09.018
اون واقعا ميخواد
تو رو استخدام کنه

28:09.041 --> 28:12.081
پس من کي هستم
که بخواد سد راه بشم؟

28:12.177 --> 28:18.184
ـ   واقعا پس، من شغل رو گرفتم؟
ـ   به يه شرط

28:20.085 --> 28:21.965
اگه اين شغل رو گرفتي

28:22.054 --> 28:27.028
ديگه هيچوقت اجازه نداري اتفاقي که با
جريان ترفيعت افتادو به رُخ من بکشي

28:27.125 --> 28:29.096
ـ   همين؟ قبوله
ـ   نه، اين يه قرار نيست

28:29.194 --> 28:34.940
من يه عهد رسمي ميخوام که ديگه
هيچوقت اونو به رُخ من نميکشي

28:34.967 --> 28:40.110
چون اگه اينکارو بکني، ديگه
هيچوقت توي صورتت نگاه نميکنم

28:40.138 --> 28:41.947
فهميدم

28:41.974 --> 28:46.150
و چيزي که واقعا ازت ميخوام

28:47.045 --> 28:50.185
...اينه که بخشيده بشم

28:52.184 --> 28:55.927
راستش، قبلا بخشيدمت

29:11.169 --> 29:17.176
ـ   اين شام واقعا خوبه
ـ   ممنون

29:21.079 --> 29:24.185
ممنون

29:43.965 --> 29:46.844
ـ   سلام، بتي
ـ   سلام

29:46.868 --> 29:49.806
ميخواستم درمورد اتفاقي که اونروز
با بچه ها افتاد باهات صحبت کنم

29:49.904 --> 29:53.980
منکه بهت گفتم، به همين زوديها ميريم
چيزي براي نگران شدن وجود نداره

29:54.075 --> 29:57.056
خب، من از اين ميترسم که
اگه از هم جداشون کنيم

29:57.078 --> 29:59.058
...اونا بيشتر سعي کنن
که باهمديگه باشن

29:59.080 --> 30:00.923
تو که ميدوني نوجوانها چطوري ئن

30:00.949 --> 30:03.887
و، خب، درعرض چند هفته
ديگه اتفاقات زيادي ميتونه بيافته

30:03.985 --> 30:05.831
باهات يه قرار ميزارم

30:05.920 --> 30:10.926
اگه تو مال خودتو کنترل کني
منم مال خودمو کنترل ميکنم

30:10.959 --> 30:13.803
خب، نظرت درمورد
اسکورت کردن چيه؟

30:13.828 --> 30:15.833
اونطوري اونا ميتونن
آم، همديگه رو ببينن

30:15.930 --> 30:18.877
و ما هم مجبور
نيستيم شرير باشيم

30:18.900 --> 30:20.780
وقتي پاي مصلحت
پسر من مياد وسط

30:20.868 --> 30:22.939
من نگران شرير شدن نميشم

30:22.971 --> 30:26.976
بگمونم تو هم بايد همين
حس رو داشته باشي، بيري

30:28.943 --> 30:31.048
حالا که گفتي
بگمونم دارم. بايد برم

30:31.079 --> 30:35.050
بايد برم. توي فر کلوچه گذاشتم

30:51.799 --> 30:53.779
ـ   مامان، چي شده؟
ـ   اپل وايت

30:53.801 --> 30:55.041
ـ   نميخوام بهشون نزديک بشي
ـ   چي؟

30:55.069 --> 30:57.071
اون مردي که
دستگير شد رو يادته؟

30:57.105 --> 31:01.952
هموني که رفته بود توو خونهء
گبرييل و از تيمارستان فرار کرده بود؟

31:01.976 --> 31:06.049
اونجاست. توي پنجره شون
ديدمش. اونا قايمش کردند

31:06.080 --> 31:07.889
ـ   شوخي ميکني
ـ   نه، نميکنم

31:07.915 --> 31:09.954
و ديگه حق نداري بري اونجا

31:10.051 --> 31:12.031
لينت، سلام، بيري هستم

31:12.053 --> 31:15.799
گوش کن، وقتي اين پيامو گرفتي باهام
تماس بگير و لطفا امشب بيا بازي پوکر

31:15.890 --> 31:19.963
چندتا خبر بزرگ
درمورد اپل وايت دارم

31:20.895 --> 31:23.876
خيلي خب، خداحافظ

31:23.898 --> 31:26.938
ـ   کي بود؟
ـ   خواهر ماري

31:27.035 --> 31:31.006
اونو انتقال دادن به بخش
کليسايي توي آلاسکا

31:31.039 --> 31:34.785
ـ   شوخي ميکني. چرا؟
ـ   خودشم نميدونه

31:34.876 --> 31:36.981
جانشين اسقف اعظم
دليلشو بهش نميگه

31:37.011 --> 31:41.084
آه، سياستهاي دربار پاپ

31:43.951 --> 31:45.831
چي شده؟

31:45.920 --> 31:47.991
آه، فکر ميکنم دوباره
ميگرنم شروع شد

31:48.022 --> 31:52.769
اوه، خب شايد بهتره باشه دراز
بکشي، من ميخوام برم بيرون

31:52.860 --> 31:56.967
ـ   باشه

32:01.069 --> 32:05.916
آه، اونجا مي بينمت
سوزان. تو اينجا چيکار ميکني؟

32:05.940 --> 32:07.920
ـ   بايد باهم صحبت کنيم
ـ   باشه. خيلي خب

32:07.942 --> 32:09.922
ولي ببين، تازه از توي
اتاق عمل بيرون اومدم

32:09.944 --> 32:12.925
من سه ساعت که منتظرم

32:14.949 --> 32:18.795
بعد از اينکه اونشب يهو قاطي
کردي، من به خودم شک کردم

32:18.820 --> 32:22.791
فکر کردم، ميدوني، شايد بايد
از غرايزم چشم پوشي کنم

32:22.824 --> 32:24.863
و بايد اجازه بدم دکتر ران
منو مثل يه ماهي سفره کنه

32:24.959 --> 32:26.063
ـ   سوزان
ـ   منظورم اينه، چرا که نه؟

32:26.094 --> 32:29.075
تمام زندگيم، مجبور بودم براي منصرف
کردن مردها از ترک کردنم هرکاري بکنم

32:29.097 --> 32:32.909
ولي ديگه اينکارو نميکنم
پس، بدبياري آوردي، رفيق

32:32.934 --> 32:34.914
يه چيز خوب رو از دست دادي

32:34.936 --> 32:36.882
سوزان

32:36.904 --> 32:38.841
ـ   تو سه ساعت اينجا بودي؟
ـ   آره

32:38.940 --> 32:43.983
2ساعت پيش، گل و شامپاين و نامه
عذرخواهي رو فرستادم خونه تون

32:44.078 --> 32:47.059
ـ   واقعا؟
ـ   ببين، من رابطه مونو ريسک کردم

32:47.081 --> 32:50.827
خيلي خب، و اين احمقانه بود

32:50.918 --> 32:55.992
خيلي وقته که درمورد
کسي اين حس رو نداشتم

32:56.023 --> 33:00.836
سوزان، من واقعا
از تو خوشم مياد

33:00.862 --> 33:02.742
و به همون خاطر، من

33:02.830 --> 33:04.935
نميتونم دکترت باشم
نميتونم عملت کنم

33:04.966 --> 33:07.904
منظورم اينه که، دليل خوبي هست
که چرا اين قوانين رو گذاشتن

33:08.002 --> 33:10.812
گوش کن، اميدوارم
منو ببخشي. باشه؟

33:10.838 --> 33:16.083
چون اگه تو رو از دست
بدم از خودم متنفر ميشم

33:18.079 --> 33:20.755
نبايد بخوام تو از
خودت متنفر بشي

33:20.848 --> 33:22.953
نه

33:25.953 --> 33:29.767
و درمورد اون بشکن
خيلي عذر ميخوام

33:29.857 --> 33:31.828
فقط سعي ميکردم
يکم نمايشي باشم

33:31.926 --> 33:34.907
آها

33:39.834 --> 33:41.873
پيغامتو گرفتم. چي شده؟

33:41.969 --> 33:45.849
شما توي خونه تون
چيزي قايم کردين؟

33:45.973 --> 33:47.819
ـ   چي؟
ـ   مامانم يکي رو ديده

33:47.909 --> 33:49.047
توي پنجره اتاق بالاييتون

33:49.076 --> 33:51.820
فکر ميکنه هموني که وارد
خونهء خانم سوليس شده

33:51.913 --> 33:54.894
ـ   لعنتي، کالب
ـ   اسمش اينه؟

33:54.916 --> 33:55.986
به کسي هم گفته؟

33:56.017 --> 33:57.997
روي تلفنهاي دوستاش پيغام گذاشته

33:58.019 --> 33:59.899
امشب براي گرفتن جزئيات ميان

33:59.987 --> 34:02.934
ـ   پس بايد امشب از اينجا بريم
ـ   چرا؟ چي شده؟

34:02.957 --> 34:05.895
خيلي دوست دارم
بهت بگم. باور کن

34:05.993 --> 34:07.973
ولي نميتونم

34:07.995 --> 34:11.807
اگه به من اعتماد کني
ميتونم کمکت کنم

34:11.833 --> 34:13.870
خونوادهء منم رازهايي داره

34:13.901 --> 34:18.807
کاري که برادرم کرده، بده

34:18.906 --> 34:21.045
پارسال برادرم يه کار
واقعا وحشتناک کرد

34:21.075 --> 34:23.055
...و والدينم براش
پاپوش درست کردن

34:23.077 --> 34:28.825
اگه کسي از اين موضوع باخبر بشه
اندرو و مامانم ميافتن توي زندان

34:28.916 --> 34:31.897
پس مجبور نيستي نگران
باشي که من قضاوتت کنم

34:31.919 --> 34:36.868
رازت رو به من
بگو. درک ميکنم

34:42.029 --> 34:45.010
باشه

34:45.032 --> 34:48.980
ولي اول تو مال خودتو بگو

34:57.979 --> 34:59.959
اينجا چيکار ميکني؟

34:59.981 --> 35:03.795
شنيدم داري انتقال داده ميشي
واسه همين اومدم خداحافظي کنم

35:03.885 --> 35:05.865
تو که بدت نمياد

35:05.887 --> 35:07.892
نه. ما تفاوتهاي خودمونو داريم

35:07.989 --> 35:13.029
ولي اين به اين معني نيست از اينکه
ميبينم دارن ميفرستنت آلاسکا خوشحالم

35:14.896 --> 35:16.969
تو يه کاري کردي، مگه نه؟

35:17.064 --> 35:19.977
من؟ اوه، من فقط يه
گناهکار بي چيزم

35:20.001 --> 35:22.882
تويي که تمام قدرت اينجارو داري

35:22.970 --> 35:26.008
و ابطال ازدواج رو

35:26.040 --> 35:28.850
بخاطر همين اينکارو کردي؟

35:30.011 --> 35:34.960
خب، خلاص شدن از شرّ
من چيزيو عوض نميکنه

35:34.982 --> 35:36.962
کارلوس کاري رو
که ميخواد ميکنه

35:36.984 --> 35:39.865
مشکلات زناشوئي
شما حل شدني نيست

35:39.954 --> 35:42.801
شابد نباشه

35:42.890 --> 35:49.967
ولي مطمئنا يکيش حل شدني، تو
يه لکه رو جا گذاشتي

35:53.901 --> 35:58.008
اوه! اشتباه کردي

36:02.043 --> 36:07.823
بفرما. فکر ميکنم
بي حساب شديم

36:28.069 --> 36:32.882
اوه، خداي من! اوه
خداي من! صبر کن

36:41.849 --> 36:44.830
حالت خوبه؟

36:52.994 --> 36:56.100
خانوما! تمومش کنن

36:56.998 --> 37:02.880
گفتم، تمومش کنين

37:15.901 --> 37:18.355
تو چي فکر کرده بودي؟

37:18.380 --> 37:21.090
بستگي داره. تو چي شنيدي؟

37:21.183 --> 37:25.256
از کليسا با من تماس گرفتند
گفتند به خواهر ماري حمله کردي

37:25.287 --> 37:28.234
ـ   آره. اون جريان درسته
ـ   چي توي سرت ميگذره؟

37:28.257 --> 37:31.195
چيزي نبود. ولي حالا که کار
به اينجا کشيده و فکرشو ميکنم

37:31.293 --> 37:34.206
فهميدم اوني که بايد زير
کونش شوت بزنم تويي

37:34.229 --> 37:38.305
ـ   من؟ ـ   بله

37:38.400 --> 37:40.280
خواهر ماري تو رو شير کرد تهديدم
کني. ولي توي احمق ردش نکردي

37:40.369 --> 37:43.373
من تو رو تهديد نميکردم

37:43.405 --> 37:45.285
من فقط ازت يه قول خواستم

37:45.374 --> 37:48.321
کارلوس، خيلي وقت پيش
مجبورم کردي يه قول بدم

37:48.344 --> 37:51.154
تا زماني که مرگ جدامون کنه
و يهو مياي خونه و

37:51.180 --> 37:54.152
شروع ميکني به دري وري
گفتن درمورد ابطال شرعي

37:54.249 --> 37:55.287
فکر ميکني چه حسي
به من دست ميده؟

37:55.384 --> 37:59.093
باشه. در اونمورد متأسفم

38:05.160 --> 38:07.106
من به بچه احتياج دارم

38:07.129 --> 38:10.306
و منم احتياج دارم بدونم من زني هستم
که ميخواي باقي عمرتو باهاش سپري کني

38:10.399 --> 38:13.380
نه فقط با يه وَر شدن روي رَحمش

38:13.402 --> 38:16.212
ـ   گبرييل، خواهش ميکنم
ـ   نه! کارلوس، خيلي متأسفم

38:16.238 --> 38:20.345
...نميتونم واسه بچه دار شدن تهديد بشم

38:22.111 --> 38:24.387
مجبوري انتخاب کني

38:24.413 --> 38:30.159
و اميدوارم اينکارو بکني تا
منم بتونم به زندگيم ادامه بدم

38:37.326 --> 38:42.173
خب، معلومه که
تو رو انتخاب ميکنم

38:44.333 --> 38:49.146
بنظرم تصميم درستي گرفتي

38:52.307 --> 38:56.255
ميدوني، منم يه تصميمي گرفتم

38:58.313 --> 39:02.059
جواب اون سوالت مثبته

39:02.151 --> 39:04.156
مثبت ... ؟

39:04.253 --> 39:07.325
منم ميخوام يه بچه داشته باشم

39:10.392 --> 39:15.137
ميخوام درکنار تو
يه بچه داشته باشم

39:37.152 --> 39:40.090
بتي. چه سوپرايزي

39:40.189 --> 39:43.193
ميتونم يه لحظه
باهات صحبت کنم؟

39:43.225 --> 39:46.129
آه، راستش الان
وقت خوبي نيست

39:46.228 --> 39:48.105
فکر ميکنم هست

39:48.130 --> 39:52.374
ميخوام قبل از اينکه کار
احمقانه اي بکني باهات گفتگو کنم

39:58.373 --> 40:01.354
نميدونم منظورت چيه

40:02.144 --> 40:06.286
اون شخصي که امروز توي
خونهء من ديدي اون يکي پسرمه

40:06.315 --> 40:08.226
اسمش کالب

40:08.250 --> 40:12.098
اون به گبرييل آسيبي نرسوند وبه اون مردي
هم که توي صندوق عقب بود آسيبي نرسوند

40:12.187 --> 40:13.359
اين تنها چيزي که تو لازمه بدوني

40:13.388 --> 40:17.200
ـ   اون پسر توئه؟
ـ   اون پسر عزيزم

40:17.226 --> 40:21.165
که اتفاقي کند ذهن شده
گاهي اوقات اشتباهاتي ميکنه

40:21.263 --> 40:23.200
ولي، بتي، پليس
داره دنبالش ميگرده

40:23.298 --> 40:27.110
اون از اون آسايشگاه
رواني فرار کرده

40:27.135 --> 40:29.174
کمک داشته، باور کن

40:29.271 --> 40:32.252
هميشه فکر ميکنم که
غريزهء مادري

40:32.274 --> 40:36.120
...يکي از شگفت انگيزترين
موهبتهاي الهي

40:36.144 --> 40:40.115
منظورم، کارايي که بعضي از مادرها
براي محافظت از بچه هاشون ميکنن

40:40.115 --> 40:44.359
اين غريزه زنهاي معمولي رو به
انجام چيزاي غيرعادي تحريک ميکنه

40:44.386 --> 40:48.300
بيري، زنهايي مثل من
و مثل تو

40:48.323 --> 40:51.236
درمورد چي حرف ميزني؟

40:51.260 --> 40:54.266
اگه درمورد وجود کالب يک
کلمه از دهنت بيرون بره

40:54.363 --> 40:57.344
منم به کارلوس
گبرييل، و پليس ميگم

40:57.366 --> 41:01.178
اينکه رانندهء ماشيني که
جونيتارو کشت پسر تو بوده

41:01.203 --> 41:05.413
و اينکه از اونموقع تو براي
جرمش پاپوش درست کردي

41:07.342 --> 41:11.313
ما براي هم دوستهاي
خوبي ميشيم، بيري

41:11.346 --> 41:15.294
توي خيلي چيزا
باهم اشتراک داريم

41:15.317 --> 41:19.063
ـ   همه ش همينو گفت؟
ـ   آره. يه چيزي درمورد اپل وايت

41:19.154 --> 41:21.100
دارم از کنجکاوي ميميرم

41:25.327 --> 41:29.139
خوب نيست مردم رو
منتظر نگهداري

41:32.301 --> 41:35.011
سلام. بياين توو

41:35.103 --> 41:38.209
پس، يالا بگو
جريان اپل وايت چيه؟

41:38.240 --> 41:40.279
آم، در اونمورد، آم

41:40.375 --> 41:43.219
اوه، بيري، يالا ديگه، مرديم

41:43.245 --> 41:45.284
خب، شايد زيادي
هيجان زده شده بودم

41:45.380 --> 41:48.361
ولي من کشف کردم

41:48.383 --> 41:51.127
...که بتي اپل وايت
بازيش حرف نداره

41:51.219 --> 41:57.329
و واسه همين، دعوتش کردم
که به بازيهامون ملحق بشه

41:57.359 --> 42:00.340
سلام به همگي. اميدوارم
دسته چکهاتونو آورده باشين

42:00.362 --> 42:05.311
چون امروز حس
ميکنم خوش شانسم

42:08.370 --> 42:13.342
همه فطرت جنگ رو درک ميکنن

42:13.342 --> 42:14.320
من ميام بالا

42:14.343 --> 42:20.191
همچنين ميدونيم که پيرزوي به مقدار
کارتهايي که دستمونه بستگي داره

42:20.215 --> 42:24.257
بعضيها، وقتي با يه جنگ خونين
روبه رو ميشن، راحت تسليم ميشن

42:24.353 --> 42:29.100
ولي براي بعضيها
تسليم شدن غيرقابل قبوله

42:29.191 --> 42:33.333
خب، بيري؟
ميخواي چيکار کني؟

42:33.362 --> 42:38.041
حتي باوجود اينکه
ميدونن اين جنگ

42:38.133 --> 42:40.340
روو دستت ميام بالا

42:41.370 --> 42:45.182
...به مرگ ختم ميشه

42:46.370 --> 43:29.182
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
