1
00:00:01,001 --> 00:00:02,275
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,302 --> 00:00:05,215
اگه بخواي بياي بين من و
شوهرم، خودم دخلتو ميارم

3
00:00:05,238 --> 00:00:06,947
روو کن ببينيم

4
00:00:07,040 --> 00:00:09,179
<font color=#FF8000>گبرييل يه راهبه رو تهديد کرد</font>
ـ   ميتوني بري

5
00:00:09,209 --> 00:00:11,020
<font color=#FF8000>سوزان مُخ دکترشو زد</font>

6
00:00:11,111 --> 00:00:13,250
پس اومدي ازم بخواي بريم بيرون؟
چون من قبول ميکنم

7
00:00:13,279 --> 00:00:17,284
<font color=#FF8000>و دختر بيري منظورشو رسوند</font>

8
00:00:19,052 --> 00:00:21,125
<font color=#FF8000>شگفت انگيزه که به نام عشق</font>

9
00:00:21,221 --> 00:00:25,033
اندرو، يه دليل به من بده که
چرا نبايد به پليس زنگ بزنم

10
00:00:25,058 --> 00:00:30,101
ـ   چون من پسرتم
<font color=#FF8000>...تا کجاها ميتونيم پيش بريم...</font>

11
00:00:30,196 --> 00:00:33,077
<font color=#FF8000>اگه يه چيز وجود داشت که
ايدي بريت درک ميکرد</font>

12
00:00:33,166 --> 00:00:35,203
<font color=#FF8000>فطرت جنگ بود</font>

13
00:00:38,071 --> 00:00:42,042
<font color=#FF8000>بعد از دو ازدواج ناموفق و
عشقهاي نافرجام بيشمار</font>

14
00:00:42,075 --> 00:00:45,056
<font color=#FF8000>اون ياد گرفته بود که
عشق يک ميدان نبرده</font>

15
00:00:45,078 --> 00:00:48,218
<font color=#FF8000>وآسونترين راه براي
نجات از قتل عام</font>

16
00:00:48,248 --> 00:00:52,196
<font color=#FF8000>...تسليم مطلق شدنه</font>

17
00:00:52,218 --> 00:00:56,931
داشتم فکر ميکردم يه سفر
به رُم خيلي رومانتيک ميشه

18
00:00:57,023 --> 00:01:00,004
لاس وگاس ارزونتره

19
00:01:00,026 --> 00:01:02,131
اوه

20
00:01:02,195 --> 00:01:04,939
ميتوني شورتت رو
بندازي توي سبدلباسي؟

21
00:01:05,031 --> 00:01:10,140
ميتوني اينکارو بکني؟
تو همونجا ايستادي

22
00:01:11,071 --> 00:01:15,113
دوست دارم امشب
غذاي چيني بخورم

23
00:01:15,208 --> 00:01:20,988
اوه، از برنج خسته شدم
بيا پيتزا بخوريم

24
00:01:21,181 --> 00:01:24,162
<font color=#FF8000>ولي براي هر سرباز
روزي ميرسه که</font>

25
00:01:24,184 --> 00:01:26,064
<font color=#FF8000>...که بايد وايسه</font>

26
00:01:26,152 --> 00:01:29,133
ـ   فکر ميکني داري چيکار ميکني؟
<font color=#FF8000>... و بجنگه</font>

27
00:01:29,155 --> 00:01:30,193
الان وقت بازي منه

28
00:01:30,290 --> 00:01:33,271
ميخوام فيلممو نگاه کنم

29
00:01:33,293 --> 00:01:36,001
ايدي

30
00:01:36,029 --> 00:01:38,009
...اين برام مهمه

31
00:01:39,032 --> 00:01:44,072
باشه. به هرحال
منم يه کارايي دارم

32
00:01:44,170 --> 00:01:47,151
<font color=#FF8000>مي بينين، موقعي که
پاي مردها مياد وسط</font>

33
00:01:47,173 --> 00:01:52,282
<font color=#FF8000>ايدي براي خودش يه
نقشهء مبارزه داره</font>

34
00:01:56,049 --> 00:02:01,226
واسه ايدي 5 دقيقه وقت داري؟

35
00:02:04,157 --> 00:02:06,137
عجب گره محکمي زدي

36
00:02:06,159 --> 00:02:10,198
آره؟ خب، اگه محکم
نباشه خوش نميگذره

37
00:02:12,031 --> 00:02:14,912
ـ   ميدوني چي خفن ترش ميکنه؟

38
00:02:15,001 --> 00:02:17,208
خامه

39
00:02:17,237 --> 00:02:20,050
اوه، تو خيلي بدي

40
00:02:20,140 --> 00:02:25,249
اوه، تازه کجاشو ديدي

41
00:02:28,047 --> 00:02:34,054
<font color=#FF8000>بله، ايدي بريت فطرت
جنگ رو درک ميکرد</font>

42
00:02:34,254 --> 00:02:36,998
ايدي، 10 دقيقه گذشته

43
00:02:37,090 --> 00:02:39,027
پس اون خامهء لعنتي کجاست؟

44
00:02:39,125 --> 00:02:43,096
<font color=#FF8000>اون همچنين ميدونست
که براي پيروزي</font>

45
00:02:44,097 --> 00:02:46,202
ايدي! ايدي

46
00:02:46,232 --> 00:02:50,112
<font color=#FF8000>...بايد غارتگري کرد</font>

47
00:02:55,074 --> 00:02:58,055
<font color=#FF8000>اتاق خواب مهمون واقع در
طبقهء دوم خونه اپل وايتهس</font>

48
00:02:58,077 --> 00:03:02,048
<font color=#FF8000>...بهترين نما رو از
تمام ويستيريالن داره</font>

49
00:03:02,081 --> 00:03:04,061
<font color=#FF8000>از پنجره هاش، ميشه</font>

50
00:03:04,083 --> 00:03:07,064
<font color=#FF8000>از خونهء مايک دلفينو
در انتهاي خيابون</font>

51
00:03:07,086 --> 00:03:11,057
<font color=#FF8000>...تا اونطرف خونهء هوبر رو ديد</font>

52
00:03:11,090 --> 00:03:13,971
<font color=#FF8000>ولي متأسفانه، براي
جديدترين مهمون اتاق</font>

53
00:03:14,060 --> 00:03:17,200
<font color=#FF8000>اين نما به شکل
حزن انگيزي در شُرُف</font>

54
00:03:17,230 --> 00:03:21,042
<font color=#FF8000>...تغيير بود</font>

55
00:03:21,066 --> 00:03:29,066
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

56
00:03:29,142 --> 00:03:31,022
اون اين بيرون چيکار ميکنه؟

57
00:03:31,110 --> 00:03:32,282
کالب، برو توي اتاقت

58
00:03:32,312 --> 00:03:34,920
من و مامان بايد باهم حرف بزنيم

59
00:03:35,014 --> 00:03:36,254
اتاقش؟
عقلتو از دست دادي؟

60
00:03:36,282 --> 00:03:40,196
آروم باش. من پنجره هارو
روزنامه زدم. مردم نميتونن ببينن

61
00:03:40,220 --> 00:03:42,066
ـ   برگرد اينجا
ـ   نه، بايد حرف بزنيم

62
00:03:42,155 --> 00:03:44,260
اون ميفهمه اگه آفتابي
بشه چه اتفاقي ميافته

63
00:03:44,290 --> 00:03:47,171
براي 5 ثانيه ميفهمه
بعدش فراموش ميکنه. تو که ميدوني

64
00:03:47,260 --> 00:03:51,037
ميتونيم بدون مثل حيوان رفتار
کردن باهاش، ازش محافظت کنيم

65
00:03:51,064 --> 00:03:52,270
من اونو در امان نگه ميدارم

66
00:03:52,298 --> 00:03:56,044
از پليس، از خونواده
فاستر، از خودش

67
00:03:56,135 --> 00:03:59,014
اون برنميگرده توي زيرزمين

68
00:03:59,038 --> 00:04:02,144
از کي تاحالا با من
اينطوري حرف ميزني؟

69
00:04:03,142 --> 00:04:06,021
از وقتي توي اين
ريسک سهيم شدم

70
00:04:10,250 --> 00:04:12,161
چند تا خبر کوتاه دارم

71
00:04:12,185 --> 00:04:17,134
مايلم پيشگامي خانم هربرت رو
براي يه شام مختصر اعلام کنم

72
00:04:17,156 --> 00:04:19,136
بسيار زحمت کشيدن و

73
00:04:19,158 --> 00:04:22,198
قابل ستايش، مگه نه؟

74
00:04:22,295 --> 00:04:24,104
نه

75
00:04:26,132 --> 00:04:28,112
ـ   مال خودمون ديدني
ـ   تمومش کن

76
00:04:28,134 --> 00:04:30,105
ـ   چي رو تمومش کنم؟ ـ   بچه، بچه ، بچه

77
00:04:30,203 --> 00:04:34,276
انگار زده به سرت
من تازه سقط کردم

78
00:04:34,307 --> 00:04:37,288
تا بخوام دوباره حامله
بشم يکم طول ميکشه

79
00:04:37,310 --> 00:04:39,190
نميدوني چه موقع آماده ميشي؟
تقريبي؟

80
00:04:39,279 --> 00:04:44,026
بسه ديگه! بيا از
اين لحظات لذت ببريم

81
00:04:44,117 --> 00:04:48,088
با همديگه هستيم، زنديگمون
به روال عاديش برگشته

82
00:04:48,121 --> 00:04:51,261
قبل از اتمام اين جلسه، يکي از دوستان
عزيزمون که از سفر اعزاميشون برگشته

83
00:04:51,291 --> 00:04:55,936
...ميخواد درمورد تجربه هاشون
برامون بگه، خواهر ماري برنارد

84
00:04:56,029 --> 00:05:00,000
اي تف به ذاتت

85
00:05:22,188 --> 00:05:25,226
دنييل؟

86
00:05:26,125 --> 00:05:29,004
ـ   عزيزم، اونجايي؟
ـ   آم، دارم تکاليفمو انجام ميدم

87
00:05:29,028 --> 00:05:32,009
واقعا؟ کوله پشتي و
تمام کتابات دست منه

88
00:05:32,031 --> 00:05:35,137
صبرکن

89
00:05:36,169 --> 00:05:39,150
مرسي. مامان. داشتم توي
اينترنت تحقيق ميکردم

90
00:05:39,172 --> 00:05:41,052
اومدم لباساتو ببرم بشورم

91
00:05:41,140 --> 00:05:44,180
ـ   نه، خواهش ميکنم، الان نه
ـ   عزيزم، چرا ناله ميکني

92
00:05:44,277 --> 00:05:50,193
يه روزآرزو ميکني يکي بهت
پيشنهاد کنه لباساتو برات بشوره

93
00:06:02,095 --> 00:06:04,134
دنييل، سوال

94
00:06:04,230 --> 00:06:07,074
يه مرد سياه پوست
زير تختت قايم شده؟

95
00:06:13,172 --> 00:06:15,015
چي شده؟

96
00:06:15,041 --> 00:06:19,117
فکر کردم بايد بدونين که پسر
شمارو زير تخت دخترم پيدا کردم

97
00:06:19,212 --> 00:06:22,989
و فقط بنظرم رسيد که

98
00:06:23,015 --> 00:06:26,189
داخل، حالا

99
00:06:29,255 --> 00:06:33,101
بخاطر رفتار پسرم عذرخواهي
ميکنم. ديگه تکرار نميشه

100
00:06:33,126 --> 00:06:37,202
خونه رو براي فروش
گذاشتم، و داريم ميريم

101
00:06:37,296 --> 00:06:41,244
حالا، اگه منو ببخشين

102
00:06:44,137 --> 00:06:47,118
ـ   چطور پيش ميره؟
ـ   اوه، خوب نيست

103
00:06:47,140 --> 00:06:51,182
دارم سعي ميکنم بهترين طرح براي
ماست يخزده شرکت بلک رو پيدا کنم

104
00:06:51,277 --> 00:06:54,121
ـ   ميدوني چي منو ميکشه؟
ـ   نه

105
00:06:54,147 --> 00:07:00,123
توي تاريخ کمپاني ما کمترين
تعداد پيشنهاد 11 تا طرح بوده

106
00:07:00,219 --> 00:07:06,170
و من هيچي براي ارائه ندارم

107
00:07:07,226 --> 00:07:10,972
ـ   من قهوه ميارم
ـ   ممنون

108
00:07:11,063 --> 00:07:14,203
پس، ميخواي راه بيافتي از
اين و اون نظرسنجي کني؟

109
00:07:14,233 --> 00:07:16,977
نه، اشکالي نداره
ميدونم تو هم خسته اي

110
00:07:17,069 --> 00:07:19,208
بايد بري بخوابي

111
00:07:19,238 --> 00:07:22,984
يالا، عزيزم، بيا
دهنشونو سرويس کنيم

112
00:07:23,075 --> 00:07:24,213
چي داريم؟

113
00:07:24,243 --> 00:07:27,224
هيچي

114
00:07:27,246 --> 00:07:29,990
باشه، باشه

115
00:07:30,082 --> 00:07:33,063
ماست يخزدهء بلک

116
00:07:33,085 --> 00:07:36,125
بياييد طبع خود رو
با سرما محک بزنيد

117
00:07:36,222 --> 00:07:39,032
خيلي خب، ولش کن
فقط داشتم گرم ميشدم

118
00:07:39,058 --> 00:07:41,029
از اين بهترم دارم
از اين بهترم دارم

119
00:07:41,127 --> 00:07:46,042
بلک: با اين ماست ميگين واي

120
00:07:46,098 --> 00:07:49,070
بيخيال، عذرميخوام
واقعا احتياج به تمرکز دارم

121
00:07:49,168 --> 00:07:51,981
ماست يخزدهء بلک
چون گاوهاي ما بهترند

122
00:07:52,071 --> 00:07:56,247
با، نه ... با، حالماست. حالماست
خوردنش خوشه، گفتنش هم خوشه

123
00:07:56,275 --> 00:07:59,054
ـ   اون واقعا خوبه
ـ   واقعا

124
00:07:59,145 --> 00:08:01,250
نه، قسمت گاو
همون ميتونه عملي باشه

125
00:08:01,280 --> 00:08:06,926
خب ... ميتونيم شخصيتي شون کنيم
ميتونيم به شکل آدم طراحيشون کنيم و

126
00:08:07,019 --> 00:08:12,162
اوه! ميدونم! ميدونم
جشن گاوهاي سخنگو

127
00:08:12,191 --> 00:08:15,129
آره! آره! اين دقيقا همون
چيزي که فکرشو ميکردم

128
00:08:15,228 --> 00:08:18,209
ميدوني، مثلا، ميتوني ازشون
شخصيتهاي مشهور بسازي

129
00:08:18,231 --> 00:08:24,182
مثل، آه، کشيش مووني
نظرت چيه؟

130
00:08:26,105 --> 00:08:30,053
همه شون که نميتونن خاص باشن

131
00:08:33,246 --> 00:08:37,092
ـ   ممنون، خيلي خوش گذشت
ـ   به منم همينطور

132
00:08:37,116 --> 00:08:39,155
خب، بگمونم بهتره من برم

133
00:08:39,252 --> 00:08:44,101
اوه، آم، خب، جولي
خونهء باباش ميمونه

134
00:08:44,190 --> 00:08:48,161
ـ   و من ... من اينجا تنهائم
ـ   اوه

135
00:08:48,194 --> 00:08:52,267
آره. گاهي اوقات
واقعا عصبي ميشم

136
00:08:52,298 --> 00:08:55,111
تلويزيون رو روشن کن
منم اينکارو ميکنم

137
00:08:55,201 --> 00:08:59,115
اوه، اينم فکر خوبيه

138
00:09:00,206 --> 00:09:02,208
فراموش کردم، يه
بطري شراب دارم

139
00:09:02,241 --> 00:09:04,985
الان ديگه خنک شده
توي يخچال

140
00:09:05,077 --> 00:09:07,116
و واقعا منوآروم ميکنه

141
00:09:07,213 --> 00:09:09,193
درسته، خوبه

142
00:09:09,215 --> 00:09:13,095
پس، آم، قرار
سه شنبه مون سرجاشه؟

143
00:09:15,121 --> 00:09:19,228
آه، آره. آره. سه شنبه عاليه

144
00:09:19,258 --> 00:09:22,239
پس، آم

145
00:09:23,095 --> 00:09:26,076
...شب بخير

146
00:09:26,198 --> 00:09:30,169
ـ   من تو رو پس ميزنم؟
ـ   نه! چرا؟

147
00:09:30,169 --> 00:09:33,013
الان سومين قرارمونه

148
00:09:33,039 --> 00:09:35,078
و تو هنوز مثل يه آقاي
محترم رفتار ميکني

149
00:09:35,174 --> 00:09:37,918
و، آه

150
00:09:38,010 --> 00:09:40,991
ـ   ...يخورده داره باستاني ميشه
ـ   باشه، اشتباه نکن

151
00:09:41,013 --> 00:09:43,118
دلم ميخواد همين الان
لباساتو پاره پوره کنم

152
00:09:43,149 --> 00:09:46,130
ـ   و جلوي خودتو ميگيري، چرا؟
ـ   من هنوز دکترتم

153
00:09:46,152 --> 00:09:49,133
و هنوز کاملا اخلاقي نيست

154
00:09:49,155 --> 00:09:52,195
ـ   اوه. پس چرا قرار ميزاريم؟
ـ   ببين، اين فقط موقتي

155
00:09:52,291 --> 00:09:57,206
وقتي تو خوب شدي و منم درمانت رو
تموم کردم، همه چيز زيرو رو ميشه

156
00:09:57,263 --> 00:10:02,042
باشه

157
00:10:02,234 --> 00:10:06,205
ـ   اوه، درمانو ولش کن
ـ   اوه

158
00:10:10,009 --> 00:10:14,014
خب، اين يجورايي
غيراخلاقي بود

159
00:10:25,224 --> 00:10:28,205
ـ   ممنون که به ملاقاتم اومدي
ـ   خواهش ميکنم

160
00:10:28,227 --> 00:10:31,973
بايد دعوتتون ميکردم توي
خونه، ولي خونه واقعا کثيف

161
00:10:32,064 --> 00:10:37,036
کارلوس ،من يه راهبه ام، نه يه احمق
ميدونم گبرييل از من متنفره

162
00:10:37,069 --> 00:10:39,950
اون فقط به شما حسادت
ميکنه، همه ش همين

163
00:10:40,039 --> 00:10:43,213
به من؟
خب، اين احمقانه نيست

164
00:10:43,242 --> 00:10:47,281
نميخواد باور کنه که من ميتونم از
لحاظ روحي با هرکسي مرتبط بشم

165
00:10:47,313 --> 00:10:50,123
ما ارتباط شگفت انگيزي داريم

166
00:10:50,149 --> 00:10:52,086
بخاطر همينه که ميخواستم
باهات حرف بزنم

167
00:10:52,184 --> 00:10:59,033
وقتي توي کليسا ديدمت، بلافاصله
ميتونستم بگم که تو ناراحتي

168
00:11:00,092 --> 00:11:04,199
خب. شايد اين اواخر
يکم غمگين بودم

169
00:11:04,230 --> 00:11:06,110
به من بگو

170
00:11:06,198 --> 00:11:09,079
دوباره همون جريان
بچه خواستنمه. من

171
00:11:09,168 --> 00:11:13,116
خواهر ماري، من فقط
براي بچه مي ميرم

172
00:11:13,139 --> 00:11:15,210
ولي گبرييل هنوز از بچه
دار شدن ممانعت ميکنه؟

173
00:11:15,241 --> 00:11:19,112
البته، اين اواخر
يه سقط جنين داشته

174
00:11:19,211 --> 00:11:22,183
اگه اون تصميم داره
اصلا بچه دار نشه چي؟

175
00:11:22,281 --> 00:11:27,162
ـ   اگه اين يه تاکتيک ممانعت باشه چي؟
ـ   اونوقت من بدبخت شدم

176
00:11:27,186 --> 00:11:31,134
ـ   متأسفم. عذر ميخوام
ـ   نه، راست ميگي

177
00:11:31,157 --> 00:11:33,936
بدبخت شدي

178
00:11:34,026 --> 00:11:38,031
ـ   مگر اينکه
ـ   مگر اينکه چي؟

179
00:11:46,072 --> 00:11:49,078
راهنماي ابطال ازدواج
کاتوليکهاي آمريکايي

180
00:11:49,175 --> 00:11:51,246
خواهر ماري، دقيقا
ميخواي چي بگي؟

181
00:11:51,277 --> 00:11:58,126
من ميگم، خدا اونايي رو کمک ميکنه
که خودشون به خودشون کمک ميکنن

182
00:12:06,688 --> 00:12:08,531
هي، خبراي خوب دارم

183
00:12:08,556 --> 00:12:11,537
اون پيشنهاد رو عملي کرديم

184
00:12:11,559 --> 00:12:13,496
واقعا؟ ازش خوششون اومد؟

185
00:12:13,595 --> 00:12:15,532
جريان گاوهاي سخنگو ترکوندشون

186
00:12:15,630 --> 00:12:18,736
هي، نظرشون راجب
گاو رئيس جمهور چي بود؟

187
00:12:18,766 --> 00:12:22,478
آه، خب، من بعضي از
چيزارو بازنويسي کردم

188
00:12:22,570 --> 00:12:26,484
ولي، ميدوني، کلا يکي
خوششون اومده

189
00:12:26,507 --> 00:12:28,748
اوه! فوق العاده ست

190
00:12:28,776 --> 00:12:32,624
آره، و اد گفت بالاخره ميتونيم
يه مدير ديگه استخدام کنيم

191
00:12:32,714 --> 00:12:37,561
محشره. از اون جريان ترفيع
به گاو توي مراسم خوششون اومد؟

192
00:12:37,585 --> 00:12:41,556
آه، خب، اون پيشنهاد طولاني بود
واسه همين يه چيزايي رو برداشتيم

193
00:12:41,589 --> 00:12:44,527
ـ   خوشحالم که از ايده من خوششون اومد
ـ   خب، راستش

194
00:12:44,626 --> 00:12:47,664
گوساله گنده و بازي
گاوهارو خوششون اومد؟

195
00:12:48,663 --> 00:12:53,612
دارن منو صدا ميزنن. بايد
برم. دوستت دارم. خداحافظ

196
00:12:54,769 --> 00:12:57,445
آره

197
00:12:57,538 --> 00:12:58,778
اين طحال توئه

198
00:12:58,806 --> 00:13:00,786
طبيعتا، بابد اينجا باشه

199
00:13:00,808 --> 00:13:03,552
ولي چون تو ساختار
رباطت رو از دست دادي

200
00:13:03,645 --> 00:13:05,684
منحرف شده اومده اينجا
درست کنار جگرت

201
00:13:05,780 --> 00:13:07,760
توي جلسه همکاران
درموردش بحث کرديم

202
00:13:07,782 --> 00:13:12,561
همه فکر ميکنن که بايد
خيلي سريع برش داري

203
00:13:12,720 --> 00:13:15,499
اوه، خب، باشه
منظورم اينه که، بگمونم

204
00:13:15,590 --> 00:13:18,571
بگمونم احتمالا همه تون
مهارتهاي جديدي دارين

205
00:13:18,593 --> 00:13:20,632
که ديگه مجبور نيستين
حتي بدن رو باز کنين

206
00:13:20,728 --> 00:13:22,608
نه، نه دقيقا

207
00:13:22,697 --> 00:13:26,645
نه؟ پس

208
00:13:26,701 --> 00:13:29,548
...داريم درمورد
جراحي حرف ميزنيم؟

209
00:13:29,637 --> 00:13:32,550
آره، خب، بگمونم
ميتونم از پسش بربيام

210
00:13:32,573 --> 00:13:34,453
مردم هر روز
شکمشون سفره ميشه

211
00:13:34,542 --> 00:13:37,580
پس، به اين فرضم که با جراحي
کردن من مشکلي نداري، درسته؟

212
00:13:37,612 --> 00:13:39,458
ـ   تو؟
ـ   منظورم اينه که، طبيعي

213
00:13:39,547 --> 00:13:40,551
...چون من بيشتر
به مورد توآشنائم

214
00:13:40,648 --> 00:13:42,494
قول ميدم که دست
خوب کسي افتادي

215
00:13:42,583 --> 00:13:46,725
اوه، آه، خب، آم

216
00:13:46,754 --> 00:13:48,631
آه

217
00:13:48,656 --> 00:13:51,662
چيه؟

218
00:13:51,759 --> 00:13:55,707
اولين باري که منو لخت ميبيني
من روي ميز جراحي ام

219
00:13:55,730 --> 00:13:59,576
يه آقاي به تمام معنا ميشم
چشمام فقط روي طحال ميمونه

220
00:13:59,600 --> 00:14:02,481
دکتر، خانم بيکر براي
آزمايششون اومدن

221
00:14:02,570 --> 00:14:06,712
باشه. بايد سوزان رو براي عمل
جراحي با من توو فهرست بزاريم

222
00:14:06,741 --> 00:14:09,679
اوه. تبريک ميگم

223
00:14:09,777 --> 00:14:12,487
پس، بعدا باهات تماس ميگيرم

224
00:14:12,580 --> 00:14:16,428
اوه، خيلي براش خوشحالم
اون آدم خيلي خوبي

225
00:14:16,517 --> 00:14:21,526
کنجکاو شدم، چرا اونقدر
تبريک و تهنيت گفتي؟

226
00:14:21,622 --> 00:14:25,661
اوه، جراحي طحال
اين اولين بارشه

227
00:14:31,566 --> 00:14:33,571
ـ   هي، عزيزم
ـ   هوم؟

228
00:14:33,668 --> 00:14:38,583
ـ   ميتونيم درمورد يه چيزي حرف بزنيم؟
ـ   حتما

229
00:14:38,706 --> 00:14:41,678
من درمورد جريان
بچه خيلي فکر کردم

230
00:14:41,776 --> 00:14:46,782
و تا هر زماني که طول بکشه تا
توآمادگيشو پيدا کني، من موافقم

231
00:14:47,615 --> 00:14:50,755
ـ   باشه. . ـ   ولي يه شرطي داره

232
00:14:51,719 --> 00:14:54,691
بايد بدونم که اما و اگر درکار نيست

233
00:14:54,789 --> 00:14:58,760
ميخوام قول بدي
که بچه دار ميشيم

234
00:14:58,793 --> 00:15:02,707
متأسفم. نميتونم
همچين قولي بدم

235
00:15:03,598 --> 00:15:05,737
ـ   چرا؟
ـ   چون نميتونم بگم

236
00:15:05,767 --> 00:15:08,611
...اگه فردا بيدار ميشم و
يهو بخوام کاري کنم

237
00:15:08,636 --> 00:15:11,540
که تمام زندگيم به گه خوردن بيافتم

238
00:15:11,639 --> 00:15:14,611
ـ   شايد هم برام خيلي زياده
ـ   براي من کافي نيست

239
00:15:14,709 --> 00:15:16,689
خب، متأسفم، ولي
مجبوري بپذيري

240
00:15:16,711 --> 00:15:19,683
ـ   کار ديگه اي از دستت برنمياد
ـ   همچين هم نيست

241
00:15:19,781 --> 00:15:22,762
ببخشيد؟

242
00:15:26,587 --> 00:15:31,502
داري منو با فسخ شرعي
ازدواج تهديد ميکني؟

243
00:15:31,526 --> 00:15:34,507
اون جنده کوچولوي آب زير کاه
تو رو واسه اين شير کرده، مگه نه؟

244
00:15:34,529 --> 00:15:36,500
ـ   مگه نه؟
ـ   اين دعوا ميتونه تموم بشه

245
00:15:36,597 --> 00:15:37,635
اگه فقط به من يه قول بدي

246
00:15:37,732 --> 00:15:44,672
تنها قولي که ميتونم بهت بدم
اينه که بچرخ تا بچرخيم

247
00:15:46,707 --> 00:15:48,687
ـ   سلام
ـ   سلام

248
00:15:48,709 --> 00:15:50,689
سلام

249
00:15:50,711 --> 00:15:54,457
جستجو براي پيدا کردن مدير جديد
چطور ميش ميره، شانسي وجود داره؟

250
00:15:54,549 --> 00:15:57,689
اوه، انتخابها محدوده

251
00:15:57,718 --> 00:16:01,689
منکه نتونستم کسي رو
بهشون پيشنهاد کنم

252
00:16:01,722 --> 00:16:07,470
هي، از دوستاي شرکت قديميت کسي
رو نداري که بتوني پيشنهاد کني؟

253
00:16:07,562 --> 00:16:09,701
بابايي، نميتونم مسواکمو پيدا کنم

254
00:16:09,730 --> 00:16:14,477
ـ   الان ميام بالا، رفيق
ـ   سلام

255
00:16:14,569 --> 00:16:17,550
درواقع، يکي هست
که براي اينکار عاليه

256
00:16:17,572 --> 00:16:19,677
ـ   آره؟
ـ   آره. سخت کوش، باهوش

257
00:16:19,707 --> 00:16:22,451
ـ   خلاصه آخرشه
ـ   واقعا؟

258
00:16:22,543 --> 00:16:24,582
ـ   اسمش چيه؟
ـ   تام

259
00:16:24,679 --> 00:16:27,626
ـ   تام. تام چي؟
ـ   تام اسکاوو

260
00:16:30,785 --> 00:16:35,691
نه. نه، فکر نميکنم
نظر خوبي باشه

261
00:16:35,790 --> 00:16:38,634
بيخيال، منظورم اينکه که
انجام اون کارا منو هوايي کرد

262
00:16:38,659 --> 00:16:40,698
يادم اومد چقدر دلم براي
يه شغل واقعي تنگ شده

263
00:16:40,795 --> 00:16:44,766
تو يه شغل واقعي داري. درست
همينجا. موندن توي خونه پيش بچه ها

264
00:16:44,799 --> 00:16:47,703
با دوتا در آمد، ميتونيم از پس
يه پرستاربچهء ممتاز بربيايم

265
00:16:47,802 --> 00:16:49,545
پس پني چي؟

266
00:16:49,637 --> 00:16:51,742
تو براي شيرخوارگاه
جنگيدي. ازش استفاده کن

267
00:16:51,772 --> 00:16:54,653
پس خودمون چي، باهم
کار کنيم و زندگي کنيم؟

268
00:16:54,742 --> 00:16:57,586
بنظرم اين يه راه حل
واسه بيچاره شدنه

269
00:16:57,612 --> 00:17:02,561
چرا؟ آخرين باري
که باهم کار کرديم

270
00:17:03,584 --> 00:17:04,756
...عاشق هم شديم

271
00:17:04,785 --> 00:17:08,733
اوه، اين فقط

272
00:17:08,756 --> 00:17:14,607
مطمئن نيستم از اين
شغل خوشت بياد

273
00:17:14,695 --> 00:17:17,608
ـ   فکر ميکني به اندازه کافي خوب نيستم
ـ   من همچين حرفي نميزنم

274
00:17:17,632 --> 00:17:21,674
بابايي، من هنوز نميتونم
مسواکمو پيدا کنم

275
00:17:21,769 --> 00:17:24,750
ـ   من ميرم
ـ   خودم ميرم

276
00:17:24,772 --> 00:17:27,753
بيا، رفيق، بريم
دنبالش بگرديم

277
00:17:27,775 --> 00:17:29,518
کي جنگ رو برنده شد؟

278
00:17:29,610 --> 00:17:32,591
ما نميجنگيديم. ماماني فقط
واسه بابايي خط و نشون کشيد

279
00:17:32,613 --> 00:17:37,687
اوه! هي! هي

280
00:17:43,254 --> 00:17:47,225
ممنون که اومدين، آقاي جايني
باهاتون تماس ميگيريم

281
00:17:47,258 --> 00:17:49,297
ممنون. خداحافظ

282
00:17:49,393 --> 00:17:51,373
ـ   نظرت چيه؟
ـ   همچين خوشم نيومد

283
00:17:51,395 --> 00:17:54,376
انتخابها محدوده، ولي نميتونيم
بيشتر از اين منتظر بمونيم

284
00:17:54,398 --> 00:17:56,141
بايد اين هفته يکي رو استخدام کنيم

285
00:17:56,233 --> 00:18:00,204
ميدونم، ميدونم، ميدونم
بعدي کيه؟

286
00:18:00,237 --> 00:18:01,375
تام کاووز. تا حالا اسمشو شنيدي؟

287
00:18:08,379 --> 00:18:13,294
ـ   ميشه يه دقيقه منو ببخشي؟
ـ   حتما

288
00:18:14,485 --> 00:18:17,195
ـ   تام کاووز؟
ـ   آره. اسمو قاطي کردم

289
00:18:17,288 --> 00:18:20,201
ـ   زيرکانه ست، نظرت چيه؟
ـ   داري چيکار ميکني؟

290
00:18:20,224 --> 00:18:23,330
دارم ميام روو سرت. ممکنه تو فکر
کني من به اندازه کافي خوب نيستم

291
00:18:23,360 --> 00:18:24,430
ولي شايد اد روشن فکر تر باشه

292
00:18:24,461 --> 00:18:28,375
از اونجايي که دائما
با من رقابت نميکنه

293
00:18:29,366 --> 00:18:33,408
تام، حقيقت رو ميخواي؟ بنظر
من تو خوبي. تو زيرک و باهوشي

294
00:18:33,504 --> 00:18:36,385
ولي همچنين بعضي وقتا فکر
ميکنم توو سرازيري هم ميافتي

295
00:18:36,473 --> 00:18:40,285
و اگه من رئيس تو بودم و مجبور
بودم هر روز افسارت رو بکشم

296
00:18:40,311 --> 00:18:43,192
با خشم و عصبانيت ميومدي خونه

297
00:18:43,280 --> 00:18:46,420
بيخيال. به اندازه کافي
زندگيمون رو چنگولي گرفتيم

298
00:18:46,450 --> 00:18:49,126
اگه اصلا به فکر نجات
زندگيمون هستي

299
00:18:49,219 --> 00:18:51,199
بهتره اجازه بدي زورمو بزنم

300
00:18:51,221 --> 00:18:52,395
ـ   يعني چي؟
ـ   يعني

301
00:18:52,489 --> 00:18:58,337
هنوز يه قسمت کوچيک من بخاطر اينکه
ترفيعمو از پرستون گرفتي ازت متنفره

302
00:18:58,362 --> 00:19:00,367
ـ   تام
ـ   ولي ميتونم بيخيالش بشم

303
00:19:00,464 --> 00:19:03,274
اگه تو اين يه چيزو به من بدي

304
00:19:03,300 --> 00:19:05,373
ببخشيد، اد منتظر شماست

305
00:19:05,469 --> 00:19:08,213
باشه. باشه

306
00:19:08,305 --> 00:19:11,479
فقط بزار تجربياتم
خودش حرف بزنه

307
00:19:11,508 --> 00:19:14,321
ـ   فقط بزارم تجربياتت خودش حرف بزنه
ـ   آره

308
00:19:14,411 --> 00:19:17,255
باشه

309
00:19:17,281 --> 00:19:20,162
اوه! توي تبليغ
پنير پانسر کار کردي؟

310
00:19:20,250 --> 00:19:22,357
اون دوتا موش عصباني
فوق العاده بودند

311
00:19:22,453 --> 00:19:24,296
من همون اولش بودم

312
00:19:24,321 --> 00:19:29,293
هشدار: پنير نخوارين
پنير مضره . عاشقشم

313
00:19:29,326 --> 00:19:31,306
ـ   تجربهء عالي اي داري
ـ   ممنون

314
00:19:31,328 --> 00:19:33,367
آره، خدا، اين واقعاگيراست

315
00:19:33,464 --> 00:19:38,313
اوه. عجب. ميبينم که براي بلفور و باراسو
هم کار کردي. اون يه فروشگاه معرکه ست

316
00:19:38,402 --> 00:19:40,348
ـ   آره، وقتمو اونجا گذروندم
ـ   آها

317
00:19:40,371 --> 00:19:42,217
و چه موقع اونجا بودي؟

318
00:19:42,306 --> 00:19:46,245
چون انگار فراموش کردي
توي اين ليستت بنويسي

319
00:19:46,343 --> 00:19:49,256
ـ   آم، يه چندسال پيش
ـ   آها

320
00:19:49,279 --> 00:19:51,318
و ... چه مدت اونجا موندي؟

321
00:19:51,415 --> 00:19:54,225
راستش، درحدود 5 ماه

322
00:19:54,251 --> 00:19:57,232
از يه شرکت ديگه بهت پيشنهاد
کار شد؟ يکي تو رو قاپيد؟

323
00:19:57,254 --> 00:19:59,395
ـ   نه، من اخراج شدم
ـ   اوه

324
00:19:59,490 --> 00:20:03,438
ولي، راستش، خودم از رفتنم خوشحال
بودم. اونا شوخ طبعيمو درک نميکردند

325
00:20:03,460 --> 00:20:07,237
درواقع اولين نسخه پنير مضره
رو اونجا پيشنهاد دادم

326
00:20:07,264 --> 00:20:08,302
ـ   اونا ازش متنفر شدند
ـ   احمقها

327
00:20:08,399 --> 00:20:10,379
ـ   خب، از کفشون رفت، درسته؟
ـ   آره

328
00:20:10,401 --> 00:20:13,211
براي تبليغ سس سالاد
تامسون يه جايزه بردي

329
00:20:13,237 --> 00:20:16,411
ـ   خيلي باحال بود
ـ   پس، آهنگشو خودت نوشتي؟

330
00:20:16,440 --> 00:20:21,153
راستش، نه، توي اون يکي همسرم به
من کمک کرد. اونم توو کارآگهي بود

331
00:20:21,245 --> 00:20:26,217
اگه ازش بپرسي، بهت ميگه
که تمام چيزا کار خودش بوده

332
00:20:27,418 --> 00:20:31,130
خوشم مياد

333
00:20:31,221 --> 00:20:34,364
ـ   تام، ميدوني چيه؟ من ازت خوشم مياد
ـ   اد

334
00:20:34,458 --> 00:20:37,268
معمولا در اين
مواقع استخدام نميکنم

335
00:20:37,294 --> 00:20:39,274
نه، نه، نه. هيچوقت
اينکارو نميکنيم

336
00:20:39,296 --> 00:20:41,335
ولي درحال حاضر به
يه نفر احتياج داريم

337
00:20:41,432 --> 00:20:44,276
فکر ميکنم تو هموني

338
00:20:44,301 --> 00:20:46,181
لينت، نظري نداري؟

339
00:20:46,270 --> 00:20:50,277
خب، اجازه بده با
چندجا تماس بگيرم

340
00:20:50,374 --> 00:20:52,320
...قبل از اينکه
چيزي رو رسمي کنيم

341
00:20:52,342 --> 00:20:55,221
حتما، حتما. باهاتون
تماس ميگيريم، باشه؟

342
00:20:55,245 --> 00:20:58,388
پنير مضره
خدا، من عاشق اون تبليغم

343
00:20:58,482 --> 00:21:01,292
اوه

344
00:21:06,323 --> 00:21:09,304
اوه، آم، دارم دنبال پدر کراولي
ميگردم، ميدونين کجاست؟

345
00:21:09,326 --> 00:21:13,240
آم، ايشون توي اتاق اعتراف

346
00:21:14,364 --> 00:21:18,212
ازآخرين اعترافت
چه مدت ميگذره؟

347
00:21:18,302 --> 00:21:21,249
چه اهميتي داره؟
پدر، منم

348
00:21:21,271 --> 00:21:23,276
ـ   گبرييل؟
ـ   آره

349
00:21:23,373 --> 00:21:25,353
ببين، ميخوام برام
يه کاري انجام بدي

350
00:21:25,375 --> 00:21:28,356
ميخوام خواهر ماري
برناردو سربه نيست کني

351
00:21:28,378 --> 00:21:32,192
ـ   چي؟ چرا؟
ـ   چون داره زندگيمو از هم ميپاشونه

352
00:21:32,282 --> 00:21:34,353
ـ   خواهر ماري؟ ـ   بله

353
00:21:34,384 --> 00:21:36,489
اولش با نامه هاي عاشقانه
توي زندان شروع شد

354
00:21:36,520 --> 00:21:39,401
چيز ديگه اي که ميدونم، که شب
و روز رو باهمديگه ميگذرونن

355
00:21:39,490 --> 00:21:42,437
دزدکي ميرن انجيل ميخونن

356
00:21:42,459 --> 00:21:45,340
و مشاوره رواني تک به تک

357
00:21:45,429 --> 00:21:47,409
ـ   گبرييل
ـ   و اگه اين کافي نيست

358
00:21:47,431 --> 00:21:50,278
توي خواب هم اسمشو صدا ميزنه

359
00:21:50,367 --> 00:21:53,214
بغلم کن، خواهر ماري! بغلم کن

360
00:21:53,303 --> 00:21:56,443
نفرات انگيزه
شده مثل بچه هاي معتاد عروسک

361
00:21:56,473 --> 00:22:01,388
خب ... تو دليلي داري که
شوهرت و خواهر ماري

362
00:22:01,411 --> 00:22:05,382
...باهم سکس دارند؟

363
00:22:08,318 --> 00:22:15,327
صادقانه حرف بزن، گبرييل
اين فقط بين من، تو، و خداست

364
00:22:21,231 --> 00:22:23,270
آره

365
00:22:23,367 --> 00:22:25,278
آره، باهم سکس دارند

366
00:22:25,302 --> 00:22:31,253
کارلوس همه چيزو اعتراف کرده. قبل
از اينکه ابطال شرعي ازدواجو بخواد

367
00:22:52,362 --> 00:22:54,242
منو ببخش، پدر، براي گناهانم

368
00:22:54,331 --> 00:22:57,212
آخرين اعترافت
چند وقت پيش بوده؟

369
00:22:57,301 --> 00:22:59,181
آم، خيلي وقت نيست

370
00:22:59,269 --> 00:23:01,374
ببين، من يه دروغ گفتم

371
00:23:01,405 --> 00:23:08,448
پس، چندتا درود به حضرت
مريم گناهمو پاک ميکنه؟

372
00:23:15,218 --> 00:23:18,358
ـ   اوه، عزيزم
ـ   برو بيرون

373
00:23:18,388 --> 00:23:21,132
اوه، عزيزم، اتفاقي که
افتاد تقصير من نبود

374
00:23:21,224 --> 00:23:24,398
اصلا پيش بيني نميکردم که بتي
چه عکس العملي نشون ميده

375
00:23:24,428 --> 00:23:27,466
اوه، خواهش ميکنم. خوبم
ميدونستي که اتفاق بدي ميافته

376
00:23:27,497 --> 00:23:30,307
ميخواستي تمام اينا
جلوي خودم اتفاق بيافته

377
00:23:30,334 --> 00:23:32,339
اوه، عزيزم، چرا
بايد اينو بخوام؟

378
00:23:32,436 --> 00:23:38,116
چون حسوديت ميشه که زندگي من
داره شروع ميشه و مال تو تموم شده

379
00:23:38,208 --> 00:23:41,314
دنييل، اين مسخره ست، عزيزم

380
00:23:41,345 --> 00:23:44,385
بابا مرده. کاري کردي
دوست پسرت خودکشي کنه

381
00:23:44,481 --> 00:23:48,327
هر دقيقه داري پيرتر ميشه. به همين
زوديها اونقدر چروکيده ميشي

382
00:23:48,352 --> 00:23:51,358
...که هيچ مردي حتي
نميخواد بهت دست بزنه

383
00:23:51,455 --> 00:23:54,231
ـ   دنييل
ـ   و حالا تصميم گرفتي

384
00:23:54,257 --> 00:23:57,397
...زندگي منو خراب کني تا
مجبور بشم اينجا پيش تو بمونم

385
00:23:57,427 --> 00:24:00,365
...تا وقتي به يه فسيل تبديل بشي

386
00:24:00,464 --> 00:24:03,468
تنها چيزي که من خواستم
خوشحالي تو بوده

387
00:24:03,500 --> 00:24:07,448
فقط نخوااه
عمليش کن

388
00:24:21,485 --> 00:24:24,161
دنييل، امشب حال آشپزي ندارم

389
00:24:24,254 --> 00:24:26,359
دارم ... فکر ميکنم
پيتزا سفارش بديم

390
00:24:26,390 --> 00:24:30,170
من پيتزاي گوشت
کانادايي ميخوام. لطفا

391
00:24:30,260 --> 00:24:33,298
باشه

392
00:24:48,941 --> 00:24:51,922
اون از دست تو عصباني
چون تو اونو زدي

393
00:24:51,944 --> 00:24:54,117
خب، در اونمورد
حس بدي دارم

394
00:24:54,146 --> 00:24:57,923
ولي وقتي به اون ريسکي
که کرده بود فکر ميکنم

395
00:24:57,950 --> 00:25:03,093
باعت تأسف که نميتونه اون
دخترو ببينه. اون خيلي خوشکله

396
00:25:05,057 --> 00:25:08,971
تو درمورد دنييل چي گفتي؟

397
00:25:08,994 --> 00:25:12,168
گفتم اون

398
00:25:15,000 --> 00:25:18,040
ميدوني که من نميخوام تو
به همچين چيزايي فکر کني

399
00:25:18,137 --> 00:25:21,141
متأسفم. من ... عذر ميخوام

400
00:25:21,173 --> 00:25:24,850
اشکالي نداره. اشکالي نداره

401
00:25:24,943 --> 00:25:29,050
برو توي اتاقت. اون مجله هايي
که برات خريدم رو بخون

402
00:25:29,081 --> 00:25:31,962
و، کالب

403
00:25:32,050 --> 00:25:35,022
...اگه روزي حتي بفهمم که به
دختر ونديکمپ نگاه ميکني

404
00:25:35,120 --> 00:25:38,932
دو برابر محکمتر از اوني که
برادرت رو زدم، ميزنمت

405
00:25:38,957 --> 00:25:43,099
و ناراحت هم نميشم. باشه؟

406
00:25:43,929 --> 00:25:46,170
باشه

407
00:25:56,108 --> 00:26:01,959
پس اين جريان عمل جراحي
درموردش حس خوبي داري، ها؟

408
00:26:02,047 --> 00:26:05,187
آره، گفتم که، اين يه جراحي عادي
حالت خوب ميشه

409
00:26:05,217 --> 00:26:08,198
درسته. درسته

410
00:26:10,022 --> 00:26:15,165
راستش، يجورايي منظورم اينه که، آم
خودت شخصا احساس اطمينان داري؟

411
00:26:15,194 --> 00:26:18,004
منظورت چيه؟

412
00:26:18,030 --> 00:26:22,035
خب، ميدوني، تو قراره

413
00:26:22,201 --> 00:26:26,049
بري توي من، و فقط ميخواستم

414
00:26:26,138 --> 00:26:28,175
...مطمئن بشم که آمادگيشو داري

415
00:26:28,207 --> 00:26:30,917
تاحالا طحال رو
بيرون نياوردم

416
00:26:31,009 --> 00:26:32,955
ولي باور کن، مسئله بزرگي نيست

417
00:26:32,978 --> 00:26:34,958
طحال، کيسه صفرا
همه شون يه جوره

418
00:26:34,980 --> 00:26:36,951
خيلي خب، پرچم قرمز
من مدرسه پزشکي نرفتم

419
00:26:37,049 --> 00:26:39,029
ولي فکر ميکنم، يه جور نيستن

420
00:26:39,051 --> 00:26:41,895
ميدونم دارم چيکار ميکنم
بايد به من اعتماد کني، باشه؟

421
00:26:41,920 --> 00:26:43,959
دوست دارم. ولي
بايد صادقانه بگم

422
00:26:44,056 --> 00:26:46,900
حقيقت اينه که تو نميتوني
اون گوشت رو تيکه کني

423
00:26:46,925 --> 00:26:49,906
اين عادلانه نيست. تو زيادي سرخش
کردي. و اين گوشت تازه که نيست

424
00:26:49,928 --> 00:26:52,866
خب، منم نيستم! من 35 سال
از گوشت اون گاو بزرگترم

425
00:26:52,965 --> 00:26:56,913
صبرکن، سوزان، داري ميگي
نميخواي من جراح تو باشم؟

426
00:26:56,935 --> 00:26:59,973
خب

427
00:27:00,005 --> 00:27:01,043
عذر ميخوام

428
00:27:01,139 --> 00:27:05,053
قصد نداشتم بد بنظر برسه. فقط

429
00:27:05,077 --> 00:27:09,048
با يه جراح باتجربه
خيالم خيلي راحت تر ميشه

430
00:27:09,081 --> 00:27:12,062
اشکالي نداره. درک ميکنم

431
00:27:12,084 --> 00:27:14,863
ممنون

432
00:27:14,953 --> 00:27:17,058
من ديگه بايد برم

433
00:27:17,089 --> 00:27:20,835
چي؟

434
00:27:20,926 --> 00:27:23,907
من هنوز دسر نياوردم
تو گفتي که درک ميکني

435
00:27:23,929 --> 00:27:26,068
من به تصميم تو براي ديدن
يه دکتر ديگه احترام ميزارم

436
00:27:26,098 --> 00:27:29,104
ولي تو هم بايد به احساسات
جريحه داره من احترام بزاري

437
00:27:29,201 --> 00:27:33,081
چي؟ تو ميخواي من زندگيمو
برازم روي قانع کردن نفس تو؟

438
00:27:33,105 --> 00:27:37,076
من هر روز زندگيهارو نجات ميدم
ميبُرم و نجات ميدم. اين کار منه

439
00:27:37,109 --> 00:27:44,049
و اگه اون ضمير دروني منو قانع نميکنه
شايد بهتر باشه يه رابطه رو قطع کنم

440
00:27:52,925 --> 00:27:56,065
ـ   سلام
ـ   سلام. شام حاضره

441
00:27:58,163 --> 00:28:02,976
پس، تماس گرفتي؟
سابقهء منو بررسي کردي؟

442
00:28:03,001 --> 00:28:05,973
به اد گفتم که تو شوهر مني
و اون با اين جريان مشکلي نداشت

443
00:28:06,071 --> 00:28:09,018
اون واقعا ميخواد
تو رو استخدام کنه

444
00:28:09,041 --> 00:28:12,081
پس من کي هستم
که بخواد سد راه بشم؟

445
00:28:12,177 --> 00:28:18,184
ـ   واقعا پس، من شغل رو گرفتم؟
ـ   به يه شرط

446
00:28:20,085 --> 00:28:21,965
اگه اين شغل رو گرفتي

447
00:28:22,054 --> 00:28:27,028
ديگه هيچوقت اجازه نداري اتفاقي که با
جريان ترفيعت افتادو به رُخ من بکشي

448
00:28:27,125 --> 00:28:29,096
ـ   همين؟ قبوله
ـ   نه، اين يه قرار نيست

449
00:28:29,194 --> 00:28:34,940
من يه عهد رسمي ميخوام که ديگه
هيچوقت اونو به رُخ من نميکشي

450
00:28:34,967 --> 00:28:40,110
چون اگه اينکارو بکني، ديگه
هيچوقت توي صورتت نگاه نميکنم

451
00:28:40,138 --> 00:28:41,947
فهميدم

452
00:28:41,974 --> 00:28:46,150
و چيزي که واقعا ازت ميخوام

453
00:28:47,045 --> 00:28:50,185
...اينه که بخشيده بشم

454
00:28:52,184 --> 00:28:55,927
راستش، قبلا بخشيدمت

455
00:29:11,169 --> 00:29:17,176
ـ   اين شام واقعا خوبه
ـ   ممنون

456
00:29:21,079 --> 00:29:24,185
ممنون

457
00:29:43,965 --> 00:29:46,844
ـ   سلام، بتي
ـ   سلام

458
00:29:46,868 --> 00:29:49,806
ميخواستم درمورد اتفاقي که اونروز
با بچه ها افتاد باهات صحبت کنم

459
00:29:49,904 --> 00:29:53,980
منکه بهت گفتم، به همين زوديها ميريم
چيزي براي نگران شدن وجود نداره

460
00:29:54,075 --> 00:29:57,056
خب، من از اين ميترسم که
اگه از هم جداشون کنيم

461
00:29:57,078 --> 00:29:59,058
...اونا بيشتر سعي کنن
که باهمديگه باشن

462
00:29:59,080 --> 00:30:00,923
تو که ميدوني نوجوانها چطوري ئن

463
00:30:00,949 --> 00:30:03,887
و، خب، درعرض چند هفته
ديگه اتفاقات زيادي ميتونه بيافته

464
00:30:03,985 --> 00:30:05,831
باهات يه قرار ميزارم

465
00:30:05,920 --> 00:30:10,926
اگه تو مال خودتو کنترل کني
منم مال خودمو کنترل ميکنم

466
00:30:10,959 --> 00:30:13,803
خب، نظرت درمورد
اسکورت کردن چيه؟

467
00:30:13,828 --> 00:30:15,833
اونطوري اونا ميتونن
آم، همديگه رو ببينن

468
00:30:15,930 --> 00:30:18,877
و ما هم مجبور
نيستيم شرير باشيم

469
00:30:18,900 --> 00:30:20,780
وقتي پاي مصلحت
پسر من مياد وسط

470
00:30:20,868 --> 00:30:22,939
من نگران شرير شدن نميشم

471
00:30:22,971 --> 00:30:26,976
بگمونم تو هم بايد همين
حس رو داشته باشي، بيري

472
00:30:28,943 --> 00:30:31,048
حالا که گفتي
بگمونم دارم. بايد برم

473
00:30:31,079 --> 00:30:35,050
بايد برم. توي فر کلوچه گذاشتم

474
00:30:51,799 --> 00:30:53,779
ـ   مامان، چي شده؟
ـ   اپل وايت

475
00:30:53,801 --> 00:30:55,041
ـ   نميخوام بهشون نزديک بشي
ـ   چي؟

476
00:30:55,069 --> 00:30:57,071
اون مردي که
دستگير شد رو يادته؟

477
00:30:57,105 --> 00:31:01,952
هموني که رفته بود توو خونهء
گبرييل و از تيمارستان فرار کرده بود؟

478
00:31:01,976 --> 00:31:06,049
اونجاست. توي پنجره شون
ديدمش. اونا قايمش کردند

479
00:31:06,080 --> 00:31:07,889
ـ   شوخي ميکني
ـ   نه، نميکنم

480
00:31:07,915 --> 00:31:09,954
و ديگه حق نداري بري اونجا

481
00:31:10,051 --> 00:31:12,031
لينت، سلام، بيري هستم

482
00:31:12,053 --> 00:31:15,799
گوش کن، وقتي اين پيامو گرفتي باهام
تماس بگير و لطفا امشب بيا بازي پوکر

483
00:31:15,890 --> 00:31:19,963
چندتا خبر بزرگ
درمورد اپل وايت دارم

484
00:31:20,895 --> 00:31:23,876
خيلي خب، خداحافظ

485
00:31:23,898 --> 00:31:26,938
ـ   کي بود؟
ـ   خواهر ماري

486
00:31:27,035 --> 00:31:31,006
اونو انتقال دادن به بخش
کليسايي توي آلاسکا

487
00:31:31,039 --> 00:31:34,785
ـ   شوخي ميکني. چرا؟
ـ   خودشم نميدونه

488
00:31:34,876 --> 00:31:36,981
جانشين اسقف اعظم
دليلشو بهش نميگه

489
00:31:37,011 --> 00:31:41,084
آه، سياستهاي دربار پاپ

490
00:31:43,951 --> 00:31:45,831
چي شده؟

491
00:31:45,920 --> 00:31:47,991
آه، فکر ميکنم دوباره
ميگرنم شروع شد

492
00:31:48,022 --> 00:31:52,769
اوه، خب شايد بهتره باشه دراز
بکشي، من ميخوام برم بيرون

493
00:31:52,860 --> 00:31:56,967
ـ   باشه

494
00:32:01,069 --> 00:32:05,916
آه، اونجا مي بينمت
سوزان. تو اينجا چيکار ميکني؟

495
00:32:05,940 --> 00:32:07,920
ـ   بايد باهم صحبت کنيم
ـ   باشه. خيلي خب

496
00:32:07,942 --> 00:32:09,922
ولي ببين، تازه از توي
اتاق عمل بيرون اومدم

497
00:32:09,944 --> 00:32:12,925
من سه ساعت که منتظرم

498
00:32:14,949 --> 00:32:18,795
بعد از اينکه اونشب يهو قاطي
کردي، من به خودم شک کردم

499
00:32:18,820 --> 00:32:22,791
فکر کردم، ميدوني، شايد بايد
از غرايزم چشم پوشي کنم

500
00:32:22,824 --> 00:32:24,863
و بايد اجازه بدم دکتر ران
منو مثل يه ماهي سفره کنه

501
00:32:24,959 --> 00:32:26,063
ـ   سوزان
ـ   منظورم اينه، چرا که نه؟

502
00:32:26,094 --> 00:32:29,075
تمام زندگيم، مجبور بودم براي منصرف
کردن مردها از ترک کردنم هرکاري بکنم

503
00:32:29,097 --> 00:32:32,909
ولي ديگه اينکارو نميکنم
پس، بدبياري آوردي، رفيق

504
00:32:32,934 --> 00:32:34,914
يه چيز خوب رو از دست دادي

505
00:32:34,936 --> 00:32:36,882
سوزان

506
00:32:36,904 --> 00:32:38,841
ـ   تو سه ساعت اينجا بودي؟
ـ   آره

507
00:32:38,940 --> 00:32:43,983
2ساعت پيش، گل و شامپاين و نامه
عذرخواهي رو فرستادم خونه تون

508
00:32:44,078 --> 00:32:47,059
ـ   واقعا؟
ـ   ببين، من رابطه مونو ريسک کردم

509
00:32:47,081 --> 00:32:50,827
خيلي خب، و اين احمقانه بود

510
00:32:50,918 --> 00:32:55,992
خيلي وقته که درمورد
کسي اين حس رو نداشتم

511
00:32:56,023 --> 00:33:00,836
سوزان، من واقعا
از تو خوشم مياد

512
00:33:00,862 --> 00:33:02,742
و به همون خاطر، من

513
00:33:02,830 --> 00:33:04,935
نميتونم دکترت باشم
نميتونم عملت کنم

514
00:33:04,966 --> 00:33:07,904
منظورم اينه که، دليل خوبي هست
که چرا اين قوانين رو گذاشتن

515
00:33:08,002 --> 00:33:10,812
گوش کن، اميدوارم
منو ببخشي. باشه؟

516
00:33:10,838 --> 00:33:16,083
چون اگه تو رو از دست
بدم از خودم متنفر ميشم

517
00:33:18,079 --> 00:33:20,755
نبايد بخوام تو از
خودت متنفر بشي

518
00:33:20,848 --> 00:33:22,953
نه

519
00:33:25,953 --> 00:33:29,767
و درمورد اون بشکن
خيلي عذر ميخوام

520
00:33:29,857 --> 00:33:31,828
فقط سعي ميکردم
يکم نمايشي باشم

521
00:33:31,926 --> 00:33:34,907
آها

522
00:33:39,834 --> 00:33:41,873
پيغامتو گرفتم. چي شده؟

523
00:33:41,969 --> 00:33:45,849
شما توي خونه تون
چيزي قايم کردين؟

524
00:33:45,973 --> 00:33:47,819
ـ   چي؟
ـ   مامانم يکي رو ديده

525
00:33:47,909 --> 00:33:49,047
توي پنجره اتاق بالاييتون

526
00:33:49,076 --> 00:33:51,820
فکر ميکنه هموني که وارد
خونهء خانم سوليس شده

527
00:33:51,913 --> 00:33:54,894
ـ   لعنتي، کالب
ـ   اسمش اينه؟

528
00:33:54,916 --> 00:33:55,986
به کسي هم گفته؟

529
00:33:56,017 --> 00:33:57,997
روي تلفنهاي دوستاش پيغام گذاشته

530
00:33:58,019 --> 00:33:59,899
امشب براي گرفتن جزئيات ميان

531
00:33:59,987 --> 00:34:02,934
ـ   پس بايد امشب از اينجا بريم
ـ   چرا؟ چي شده؟

532
00:34:02,957 --> 00:34:05,895
خيلي دوست دارم
بهت بگم. باور کن

533
00:34:05,993 --> 00:34:07,973
ولي نميتونم

534
00:34:07,995 --> 00:34:11,807
اگه به من اعتماد کني
ميتونم کمکت کنم

535
00:34:11,833 --> 00:34:13,870
خونوادهء منم رازهايي داره

536
00:34:13,901 --> 00:34:18,807
کاري که برادرم کرده، بده

537
00:34:18,906 --> 00:34:21,045
پارسال برادرم يه کار
واقعا وحشتناک کرد

538
00:34:21,075 --> 00:34:23,055
...و والدينم براش
پاپوش درست کردن

539
00:34:23,077 --> 00:34:28,825
اگه کسي از اين موضوع باخبر بشه
اندرو و مامانم ميافتن توي زندان

540
00:34:28,916 --> 00:34:31,897
پس مجبور نيستي نگران
باشي که من قضاوتت کنم

541
00:34:31,919 --> 00:34:36,868
رازت رو به من
بگو. درک ميکنم

542
00:34:42,029 --> 00:34:45,010
باشه

543
00:34:45,032 --> 00:34:48,980
ولي اول تو مال خودتو بگو

544
00:34:57,979 --> 00:34:59,959
اينجا چيکار ميکني؟

545
00:34:59,981 --> 00:35:03,795
شنيدم داري انتقال داده ميشي
واسه همين اومدم خداحافظي کنم

546
00:35:03,885 --> 00:35:05,865
تو که بدت نمياد

547
00:35:05,887 --> 00:35:07,892
نه. ما تفاوتهاي خودمونو داريم

548
00:35:07,989 --> 00:35:13,029
ولي اين به اين معني نيست از اينکه
ميبينم دارن ميفرستنت آلاسکا خوشحالم

549
00:35:14,896 --> 00:35:16,969
تو يه کاري کردي، مگه نه؟

550
00:35:17,064 --> 00:35:19,977
من؟ اوه، من فقط يه
گناهکار بي چيزم

551
00:35:20,001 --> 00:35:22,882
تويي که تمام قدرت اينجارو داري

552
00:35:22,970 --> 00:35:26,008
و ابطال ازدواج رو

553
00:35:26,040 --> 00:35:28,850
بخاطر همين اينکارو کردي؟

554
00:35:30,011 --> 00:35:34,960
خب، خلاص شدن از شرّ
من چيزيو عوض نميکنه

555
00:35:34,982 --> 00:35:36,962
کارلوس کاري رو
که ميخواد ميکنه

556
00:35:36,984 --> 00:35:39,865
مشکلات زناشوئي
شما حل شدني نيست

557
00:35:39,954 --> 00:35:42,801
شابد نباشه

558
00:35:42,890 --> 00:35:49,967
ولي مطمئنا يکيش حل شدني، تو
يه لکه رو جا گذاشتي

559
00:35:53,901 --> 00:35:58,008
اوه! اشتباه کردي

560
00:36:02,043 --> 00:36:07,823
بفرما. فکر ميکنم
بي حساب شديم

561
00:36:28,069 --> 00:36:32,882
اوه، خداي من! اوه
خداي من! صبر کن

562
00:36:41,849 --> 00:36:44,830
حالت خوبه؟

563
00:36:52,994 --> 00:36:56,100
خانوما! تمومش کنن

564
00:36:56,998 --> 00:37:02,880
گفتم، تمومش کنين

565
00:37:15,901 --> 00:37:18,355
تو چي فکر کرده بودي؟

566
00:37:18,380 --> 00:37:21,090
بستگي داره. تو چي شنيدي؟

567
00:37:21,183 --> 00:37:25,256
از کليسا با من تماس گرفتند
گفتند به خواهر ماري حمله کردي

568
00:37:25,287 --> 00:37:28,234
ـ   آره. اون جريان درسته
ـ   چي توي سرت ميگذره؟

569
00:37:28,257 --> 00:37:31,195
چيزي نبود. ولي حالا که کار
به اينجا کشيده و فکرشو ميکنم

570
00:37:31,293 --> 00:37:34,206
فهميدم اوني که بايد زير
کونش شوت بزنم تويي

571
00:37:34,229 --> 00:37:38,305
ـ   من؟ ـ   بله

572
00:37:38,400 --> 00:37:40,280
خواهر ماري تو رو شير کرد تهديدم
کني. ولي توي احمق ردش نکردي

573
00:37:40,369 --> 00:37:43,373
من تو رو تهديد نميکردم

574
00:37:43,405 --> 00:37:45,285
من فقط ازت يه قول خواستم

575
00:37:45,374 --> 00:37:48,321
کارلوس، خيلي وقت پيش
مجبورم کردي يه قول بدم

576
00:37:48,344 --> 00:37:51,154
تا زماني که مرگ جدامون کنه
و يهو مياي خونه و

577
00:37:51,180 --> 00:37:54,152
شروع ميکني به دري وري
گفتن درمورد ابطال شرعي

578
00:37:54,249 --> 00:37:55,287
فکر ميکني چه حسي
به من دست ميده؟

579
00:37:55,384 --> 00:37:59,093
باشه. در اونمورد متأسفم

580
00:38:05,160 --> 00:38:07,106
من به بچه احتياج دارم

581
00:38:07,129 --> 00:38:10,306
و منم احتياج دارم بدونم من زني هستم
که ميخواي باقي عمرتو باهاش سپري کني

582
00:38:10,399 --> 00:38:13,380
نه فقط با يه وَر شدن روي رَحمش

583
00:38:13,402 --> 00:38:16,212
ـ   گبرييل، خواهش ميکنم
ـ   نه! کارلوس، خيلي متأسفم

584
00:38:16,238 --> 00:38:20,345
...نميتونم واسه بچه دار شدن تهديد بشم

585
00:38:22,111 --> 00:38:24,387
مجبوري انتخاب کني

586
00:38:24,413 --> 00:38:30,159
و اميدوارم اينکارو بکني تا
منم بتونم به زندگيم ادامه بدم

587
00:38:37,326 --> 00:38:42,173
خب، معلومه که
تو رو انتخاب ميکنم

588
00:38:44,333 --> 00:38:49,146
بنظرم تصميم درستي گرفتي

589
00:38:52,307 --> 00:38:56,255
ميدوني، منم يه تصميمي گرفتم

590
00:38:58,313 --> 00:39:02,059
جواب اون سوالت مثبته

591
00:39:02,151 --> 00:39:04,156
مثبت ... ؟

592
00:39:04,253 --> 00:39:07,325
منم ميخوام يه بچه داشته باشم

593
00:39:10,392 --> 00:39:15,137
ميخوام درکنار تو
يه بچه داشته باشم

594
00:39:37,152 --> 00:39:40,090
بتي. چه سوپرايزي

595
00:39:40,189 --> 00:39:43,193
ميتونم يه لحظه
باهات صحبت کنم؟

596
00:39:43,225 --> 00:39:46,129
آه، راستش الان
وقت خوبي نيست

597
00:39:46,228 --> 00:39:48,105
فکر ميکنم هست

598
00:39:48,130 --> 00:39:52,374
ميخوام قبل از اينکه کار
احمقانه اي بکني باهات گفتگو کنم

599
00:39:58,373 --> 00:40:01,354
نميدونم منظورت چيه

600
00:40:02,144 --> 00:40:06,286
اون شخصي که امروز توي
خونهء من ديدي اون يکي پسرمه

601
00:40:06,315 --> 00:40:08,226
اسمش کالب

602
00:40:08,250 --> 00:40:12,098
اون به گبرييل آسيبي نرسوند وبه اون مردي
هم که توي صندوق عقب بود آسيبي نرسوند

603
00:40:12,187 --> 00:40:13,359
اين تنها چيزي که تو لازمه بدوني

604
00:40:13,388 --> 00:40:17,200
ـ   اون پسر توئه؟
ـ   اون پسر عزيزم

605
00:40:17,226 --> 00:40:21,165
که اتفاقي کند ذهن شده
گاهي اوقات اشتباهاتي ميکنه

606
00:40:21,263 --> 00:40:23,200
ولي، بتي، پليس
داره دنبالش ميگرده

607
00:40:23,298 --> 00:40:27,110
اون از اون آسايشگاه
رواني فرار کرده

608
00:40:27,135 --> 00:40:29,174
کمک داشته، باور کن

609
00:40:29,271 --> 00:40:32,252
هميشه فکر ميکنم که
غريزهء مادري

610
00:40:32,274 --> 00:40:36,120
...يکي از شگفت انگيزترين
موهبتهاي الهي

611
00:40:36,144 --> 00:40:40,115
منظورم، کارايي که بعضي از مادرها
براي محافظت از بچه هاشون ميکنن

612
00:40:40,115 --> 00:40:44,359
اين غريزه زنهاي معمولي رو به
انجام چيزاي غيرعادي تحريک ميکنه

613
00:40:44,386 --> 00:40:48,300
بيري، زنهايي مثل من
و مثل تو

614
00:40:48,323 --> 00:40:51,236
درمورد چي حرف ميزني؟

615
00:40:51,260 --> 00:40:54,266
اگه درمورد وجود کالب يک
کلمه از دهنت بيرون بره

616
00:40:54,363 --> 00:40:57,344
منم به کارلوس
گبرييل، و پليس ميگم

617
00:40:57,366 --> 00:41:01,178
اينکه رانندهء ماشيني که
جونيتارو کشت پسر تو بوده

618
00:41:01,203 --> 00:41:05,413
و اينکه از اونموقع تو براي
جرمش پاپوش درست کردي

619
00:41:07,342 --> 00:41:11,313
ما براي هم دوستهاي
خوبي ميشيم، بيري

620
00:41:11,346 --> 00:41:15,294
توي خيلي چيزا
باهم اشتراک داريم

621
00:41:15,317 --> 00:41:19,063
ـ   همه ش همينو گفت؟
ـ   آره. يه چيزي درمورد اپل وايت

622
00:41:19,154 --> 00:41:21,100
دارم از کنجکاوي ميميرم

623
00:41:25,327 --> 00:41:29,139
خوب نيست مردم رو
منتظر نگهداري

624
00:41:32,301 --> 00:41:35,011
سلام. بياين توو

625
00:41:35,103 --> 00:41:38,209
پس، يالا بگو
جريان اپل وايت چيه؟

626
00:41:38,240 --> 00:41:40,279
آم، در اونمورد، آم

627
00:41:40,375 --> 00:41:43,219
اوه، بيري، يالا ديگه، مرديم

628
00:41:43,245 --> 00:41:45,284
خب، شايد زيادي
هيجان زده شده بودم

629
00:41:45,380 --> 00:41:48,361
ولي من کشف کردم

630
00:41:48,383 --> 00:41:51,127
...که بتي اپل وايت
بازيش حرف نداره

631
00:41:51,219 --> 00:41:57,329
و واسه همين، دعوتش کردم
که به بازيهامون ملحق بشه

632
00:41:57,359 --> 00:42:00,340
سلام به همگي. اميدوارم
دسته چکهاتونو آورده باشين

633
00:42:00,362 --> 00:42:05,311
چون امروز حس
ميکنم خوش شانسم

634
00:42:08,370 --> 00:42:13,342
<font color=#FF8000>همه فطرت جنگ رو درک ميکنن</font>

635
00:42:13,342 --> 00:42:14,320
من ميام بالا

636
00:42:14,343 --> 00:42:20,191
<font color=#FF8000>همچنين ميدونيم که پيرزوي به مقدار
کارتهايي که دستمونه بستگي داره</font>

637
00:42:20,215 --> 00:42:24,257
<font color=#FF8000>بعضيها، وقتي با يه جنگ خونين
روبه رو ميشن، راحت تسليم ميشن</font>

638
00:42:24,353 --> 00:42:29,100
<font color=#FF8000>ولي براي بعضيها
تسليم شدن غيرقابل قبوله</font>

639
00:42:29,191 --> 00:42:33,333
<font color=#FF8000>خب، بيري؟
ميخواي چيکار کني؟</font>

640
00:42:33,362 --> 00:42:38,041
<font color=#FF8000>حتي باوجود اينکه
ميدونن اين جنگ</font>

641
00:42:38,133 --> 00:42:40,340
روو دستت ميام بالا

642
00:42:41,370 --> 00:42:45,182
<font color=#FF8000>...به مرگ ختم ميشه</font>

643
00:42:46,370 --> 00:43:29,182
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
