WEBVTT

00:00.601 --> 00:02.581
آنچه گذشت

00:02.603 --> 00:04.574
ـ   شما درب رو باز گذاشتي؟
ـ   زنگ بزن پليس

00:04.671 --> 00:05.741
خودشه؟

00:05.772 --> 00:08.448
بازداشتهايي صورت گرفت
ـ   آره، خودشه

00:08.542 --> 00:09.680
يه شانس براي شناختن
شما ميخوام

00:09.710 --> 00:12.782
ـ   خب، من نميخوام تو رو بشناسم
با پدرهايي ملاقات شد

00:12.813 --> 00:14.659
خواهر ماري برنارد کيه؟

00:14.748 --> 00:16.591
نميخواي با من
سر جنگ وا کني

00:16.617 --> 00:19.464
ـ   روو کن ببينيم
مرزهايي کشيده شد

00:19.553 --> 00:21.592
آقاي ويليامز باني
مرگ شوهر شماست

00:21.688 --> 00:25.434
و همه ياد گرفتند که گاهي
اوقات بدون گفتن يک کلمه هم

00:25.526 --> 00:30.635
ـ   بايد زنگ بزنيم آمبولانس
...ميشه عدالت رو اجرا کرد

00:32.599 --> 00:36.570
راههاي زيادي هست که ميشه گفت بيري
ونديکمپ يک خانوم به تمام معناست

00:36.603 --> 00:37.741
خيلي ممنون

00:37.771 --> 00:39.651
با اونايي که اطرافش
هستند بسيار مودبه

00:39.740 --> 00:43.620
با وقار و زيبا راه ميره

00:43.644 --> 00:49.526
و حسابي مراقبه که اجازه
نده ديگران فکرشو بخونن

00:49.550 --> 00:51.726
خانم ونديکمپ. خيلي لطف
کردين که اينقدر سريع اومدين

00:51.818 --> 00:55.632
پس، چه اتفاقي افتاده؟
موفق شدين جورج رو پيدا کنين؟

00:55.722 --> 00:58.569
مي بيبين، مثل اکثر
زنهاي بانزاکت

00:58.659 --> 00:59.729
جورج مرده

00:59.760 --> 01:02.504
ديشب توي يه هتل
دست به خودکشي زده

01:02.596 --> 01:05.443
...بيري هم چيزي براي
مخفي کردن داشت

01:05.532 --> 01:08.638
اوه، آم

01:09.536 --> 01:11.575
خب، آم

01:11.672 --> 01:15.620
خيلي لطف کردين که
شخصاً به من گفتين

01:15.642 --> 01:17.644
راستش، آم

01:17.678 --> 01:19.683
بازم ... بازم هست

01:19.780 --> 01:22.556
بازم؟

01:24.551 --> 01:26.622
اينا رو ميشناسين؟

01:26.653 --> 01:29.759
اونا لباس زيراي من
هستن! شما چطوري

01:29.790 --> 01:32.534
فکر ميکنيم آقاي
ويليامز اينارو دزديده

01:32.626 --> 01:34.472
کجا پيداشون کردين؟

01:34.561 --> 01:38.532
آقاي ويليامز يه اتاق
داره که پر از، آم

01:38.532 --> 01:40.512
...اقلام ناخوش آينده

01:40.534 --> 01:41.672
مثل يه معبد بود

01:41.702 --> 01:44.583
اقلام ناخوش آيند؟
يعني چي؟

01:44.671 --> 01:46.673
بهتره ندونين

01:46.707 --> 01:49.554
خبرنگار روزنامه اينجاست

01:49.643 --> 01:52.590
سردبيرش يکي از دوستاي خوب منه
مطمئنم ميتونم اين خبرو لغوش کنم

01:52.613 --> 01:55.822
چنانچه، بخواين به خونواده
تون بگين چه اتفاقي افتاده

01:57.684 --> 01:59.530
اون چيه؟

01:59.620 --> 02:01.725
عذر ميخوام. قرار
نبود شما اونو ببينين

02:01.755 --> 02:04.636
ـ   مادج، اونو از اينجا ببر
ـ   نه! صبرکن

02:04.725 --> 02:09.538
ـ   يعني اين مثلا منم؟
ـ   خب

02:10.797 --> 02:13.644
نميشه گفت

02:13.734 --> 02:15.409
متوجه نميشم

02:15.502 --> 02:17.743
منظورم اينه که، با يه عروسک
اندازه طبيعي چيکار ميکنه؟

02:22.609 --> 02:24.489
ـ   اوه، خداي بزرگ
ـ   برو

02:24.578 --> 02:26.615
اوه، صبرکن. ميخواين
با اون چيکار کنين؟

02:26.647 --> 02:31.496
تا وقتي پرونده آقاي ويليامز
رو ببنديم، اونم جزء شواهده

02:31.585 --> 02:33.431
مجبوريم ببريمش دفتر پليس

02:33.520 --> 02:35.559
خيلي متأسفم، خانم ونديکمپ

02:35.656 --> 02:38.728
ميدونم تمام اينا چقدر
ميتونه سخت باشه

02:41.628 --> 02:45.670
کاراگاه بارتون، نگران
من نباشين، من خوب ميشم

02:45.766 --> 02:50.738
بله، راههاي زيادي هست که ميشه گفت
بيري ونديکمپ يک خانوم به تمام معناست

02:50.771 --> 02:55.586
ولي مطمئن ترين راه، تماشاي اين بود
که تا چه حد وقار خودشو حفظ ميکنه

02:55.676 --> 03:00.523
...حتي در ناشايسته ترين موقعيتها

03:06.787 --> 03:10.758
اين يک داستان
خيلي خيلي قديمي

03:10.791 --> 03:15.638
بازگشت يک پسر ناخَلَف

03:16.763 --> 03:21.769
و اهميتي نداره که
چندبار تکرار شده

03:23.537 --> 03:27.679
...و جزئياتش ممکنه
چقدر متنوع بوده باشه

03:28.542 --> 03:31.446
...يا چقدر نام ممکنه
عوض شده باشه

03:31.545 --> 03:35.652
...داستان هميشه يه
جور تموم ميشه

03:37.551 --> 03:41.658
درآغوش يک پدر مهربان

03:41.688 --> 03:44.601
سلام، بابا

03:50.664 --> 03:53.602
سوزان ماير به من گفت يه مقدار
پول بهت داده که بري يوتاه

03:53.700 --> 03:56.444
آره، نميدونستم کجا
بايد دنبالتون بگردم

03:56.536 --> 03:59.576
پولها شروع کرد به تموم شدن، واسه همين
فکر کردم ممکنه برگشته باشين خونه

03:59.673 --> 04:01.550
بچهء باهوشي هستي

04:01.575 --> 04:05.785
ـ   ميتونم ازتون يه چيزي بپرسم؟
ـ   البته. هرچي ميخواي

04:07.748 --> 04:10.492
خب، وقتي شهر
رو ترک کردين

04:10.584 --> 04:16.535
خانم تيلمن گفت که مادر واقعي
من يه معتاد در يوتاه بوده

04:19.593 --> 04:21.698
درسته

04:21.728 --> 04:24.675
پس

04:24.698 --> 04:27.645
...بابام کيه؟

04:31.538 --> 04:35.577
نميدونم. ميتونه
هرکسي باشه

04:35.601 --> 04:44.601
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:44.651 --> 04:48.622
بخاطر شيرآب ممنون. اين صداي
چيکه آب داره ديوونه م ميکنه

04:48.655 --> 04:50.532
ـ   چقدر بهتون بدهکارم؟
ـ   اوه، عجله اي نيست

04:50.557 --> 04:52.662
وقتي نصبش کردم
پولشو بدين

04:52.726 --> 04:54.728
سلام

04:54.728 --> 04:58.599
ـ   روزنامه امروز رو ديدين؟
ـ   نه، هنوز نه

04:58.698 --> 05:01.702
درمورد اون يارويي که هفته
گذشته گرفتي يه مطلب هست

05:01.735 --> 05:05.547
پليس در جستجوي کمک
براي شناسايي ولگرد ناشناس

05:05.572 --> 05:07.418
هنوز اسمشو نميدونن؟

05:07.507 --> 05:09.478
نميدونن حرف ميزنه يا نه

05:09.576 --> 05:13.615
تا وقتي بفهمن اون کيه توي
تيمارستان نگهش ميدارن

05:13.647 --> 05:15.718
خب، متعاقبا خيلي
راحت تر استراحت ميکنم

05:15.749 --> 05:18.596
...از اينکه بدونم اون ديگه
اين حوالي پرسه تميرنه

05:18.685 --> 05:20.687
تا بعد

05:21.688 --> 05:25.727
ـ   بخاطر شيرآب بازم ممنون
ـ   خواهش ميکنم

05:30.597 --> 05:32.704
ميخواي با کالب
چيکار کني؟

05:32.799 --> 05:37.612
واضحه، تميريم
اونجا و بياريمش

05:47.781 --> 05:50.762
ـ   دستبندهام کجاست؟
ـ   کشوي پاييني

05:52.652 --> 05:54.623
به مردم بگم کي
بر ميگردي؟

05:54.721 --> 05:57.759
دو روز، شايدم سه روز

06:01.728 --> 06:03.765
ـ   اين ديگه چيه؟
ـ   اين دهنبند توپي

06:03.797 --> 06:05.506
فکر کردم ميخوايش

06:05.599 --> 06:08.637
ما با دهنبندهاي
توپي کار نميکنيم

06:08.668 --> 06:12.582
يه نگاه به جاي
دندوناي روش بنداز

06:13.707 --> 06:17.621
دوست دارم فکر
کنم بهتر از ايتيم

06:18.578 --> 06:21.616
هي مونورو
مطمئني کمک نميخواي؟

06:21.648 --> 06:23.650
يارو خطرناکه

06:23.817 --> 06:25.697
اون يه عقب افتاده ست، جري

06:25.785 --> 06:30.598
اگه ميتونم از پس تو بر بيام
از پس اونم ميتونم بر بيام

06:32.692 --> 06:37.573
ـ   پس اون رکس رو مسموم کرده؟
ـ   جورج ويليامز نازنين؟

06:37.597 --> 06:40.444
خب، معلوم شد
اصلا نازنين نبوده

06:40.533 --> 06:43.514
امکانش هست که توي
روزنامه ها چاپ بشه

06:43.536 --> 06:45.641
واسهء همين خواستم
اول از خودم بشنوين

06:45.672 --> 06:47.618
بيري، خيلي متأسفم

06:47.641 --> 06:50.522
آره، انگاري غصه هات
تمومي نداره

06:50.610 --> 06:53.750
خدا، اون داروفروش مونه
همين کافيه که بيچاره بشي

06:53.780 --> 06:57.423
ميدونم بنظر خيلي وحشتناکه
ولي يجورايي خوشحالم که مرده

06:57.517 --> 07:00.623
اوه، اميدوارم اون
عوضي زجر کشيده باشه

07:00.820 --> 07:04.597
خب، از کجا
معلوم که نکشيده

07:08.662 --> 07:11.734
اندرو از اردوگاه هنسي
برگشته. بايد برم

07:11.765 --> 07:14.746
ـ   اون خبر داره؟
ـ   نه

07:14.768 --> 07:17.512
فکر ميکني چه عکس العملي
نشون ميده؟

07:17.604 --> 07:19.675
خيلي خب. چي شده؟

07:19.706 --> 07:25.554
ميدونم که بخاطر سلامتيم منو از
توي زندان بچه ها بيرون نياوردي

07:25.679 --> 07:30.526
بعدا، دوباره مي بينمتون

07:34.654 --> 07:37.498
ـ   پس پليس مطمئنه؟
ـ   آره

07:37.524 --> 07:41.495
توي کامپيوتر شخصي
جورج سوابق پيدا کردند

07:41.528 --> 07:43.567
و همينطور پرونده هاي
داروخونه ش رو

07:43.663 --> 07:46.644
همون کاملا اثبات ميکنه که
اون پدرت رو مسموم کرده

07:46.666 --> 07:50.705
نگفتن براي چي
اينکارو کرده؟

07:52.539 --> 07:54.419
خب، بنظر ميرسه
کاراگاه فکر ميکنه

07:54.507 --> 08:00.617
...سعي داشت پدرت رو کنار بزنه
تا بتونه با من ازدواج کنه

08:01.548 --> 08:04.588
عزيزم، خواهش ميکنم، از زير ليوانيت
استفاده کن. يه حلقه لکه ميافته

08:04.684 --> 08:07.463
پدرم بخاطر تو
به قتل رسيد

08:07.554 --> 08:10.535
تا اونجايي که به من مربوطه
ديگه براي من تعيين تکليف نميکني

08:10.557 --> 08:13.438
اندرو، اين عادلانه نيست

08:13.526 --> 08:15.463
تو اون رواني رو
آوردي توي خونه مون

08:15.562 --> 08:18.443
اونو نشوندي پشت ميزمون
انتظار داري چقدر منصف باشم؟

08:18.531 --> 08:19.771
اندرو، جورج آدماي
زيادي رو فريب داده

08:19.799 --> 08:21.710
آره، خب، منو که گول نداد

08:21.735 --> 08:26.414
اندرو، سعي ندارم خودمو در
اينمورد تبرئه کنم. باور کن

08:26.506 --> 08:29.487
براي اتفاقي که افتاد
از خودم متنفرم

08:29.509 --> 08:30.487
خوبه

08:30.510 --> 08:32.651
حالا با هم يه اشتراکي داريم

08:32.746 --> 08:36.492
اوه، راستي، ميخوام به
دوستم زنگ بزنم، جاستين

08:36.583 --> 08:38.563
ميخوام بياد اينجا
و شب بمونه

08:38.585 --> 08:42.556
جاستين؟ از يکي از دوستاي
مدرسته؟ يا کليسا؟

08:42.589 --> 08:44.660
چه جور دوستي؟

08:44.691 --> 08:47.535
از اون خوب خوباش

08:49.696 --> 08:52.700
اندرو، مناسب نيست
کسي رو با خودت بياري

08:52.732 --> 08:54.612
تو تازه اومدي خونه

08:54.701 --> 08:59.741
همونطور که گفتم، ديگه
براي من تعيين تکليف نميکني

09:07.514 --> 09:10.452
ـ   اومدي
ـ   انتخابي هم دارم؟

09:10.550 --> 09:11.690
خب، حتما

09:11.785 --> 09:15.531
توي بيمارستان انگار حسابي
آماده بودي تهديدم کني

09:15.622 --> 09:18.535
براي اينکه باهات
رابطه داشته باشم

09:18.558 --> 09:19.628
اون لحظه هيجانزده بودم

09:19.659 --> 09:21.698
بمحض اينکه منو بشناسي
ميفهمي که من

09:21.795 --> 09:24.776
از اون آدمايي نيستم که حتي
توو ردهء تهديد کننده ها باشم

09:24.798 --> 09:27.542
کاشکي اينو توي
بيمارستان ميگفتي

09:27.634 --> 09:29.671
ديگه يه کرايه تاکسي نميدادم

09:30.503 --> 09:30.776
ميخواي بياي توو؟

09:30.804 --> 09:34.547
خب، تا بعد از
وقت نهار وقت دارم

09:39.679 --> 09:43.627
اون اولين جشن هالويين من بود. من
2 ساله بودم. فکر ميکني من چي هستم؟

09:43.650 --> 09:44.628
نميدونم

09:44.651 --> 09:46.722
اوه، يالا ديگه، فقط
حدس بزن. ميتوني بگي

09:46.753 --> 09:51.568
ـ   آه، يه شخص ولگرد؟
ـ   نه، اديسون، من يه مرغم

09:51.658 --> 09:53.604
اون پر و بالهاي
اطرافمو نگاه کن

09:53.626 --> 09:57.633
اوه. فکر کردم
مثلا اونا آشغاله

09:57.730 --> 09:59.610
آه، ببين، اينجا
کارمون تموم شد؟

09:59.699 --> 10:02.509
حتي قهوه تو تموم نکردي

10:02.535 --> 10:04.776
بايد برگردم سر کار

10:06.806 --> 10:10.754
ميخوام اين يکي رو هم نشونت بدم. اين
يکي مال مجلس رقص پدر و دختر بود

10:10.777 --> 10:14.591
مجبور شدم آرايشگر
مامانمو ببرم

10:14.681 --> 10:18.561
سوزان، تو از
من چي ميخواي؟

10:18.585 --> 10:21.625
خب، ميخوام يه چيزي بيشتر از
دي ان آ مون به اشتراک بزاريم

10:21.721 --> 10:25.467
ميخواستم با تو يه
رابطه داشته باشم

10:25.558 --> 10:28.801
هيچکدوم از اينا براي
تو معني اي نداره؟

10:29.796 --> 10:31.742
اين عکس ولگرد رو ميبرم

10:31.764 --> 10:36.713
راستش، اين ... باشه

10:37.570 --> 10:39.507
ـ   اين چيه؟
ـ   قرارداد بيمه شرکتمون

10:39.606 --> 10:40.710
تا حالا به خودت زحمت
دادي بخونيش؟

10:40.740 --> 10:42.651
من ميخوام بگم نه
ولي تو نگو نه

10:42.675 --> 10:45.556
ما شيرخوارگاه داريم، اد
شيرخوارگاه

10:45.645 --> 10:50.617
متوجه شدي از وقتي نصف شرکتو اخراج
کرديم تو و من به سختي از اينجا رفتيم بيرون؟

10:50.650 --> 10:52.530
بچه هام دارم فراموش
ميکنن من کي هستم

10:52.619 --> 10:55.625
ميدونم ميخواي چي بگي. يه بچه 17
ماهه دارم. که هفته هاست بيدار نديدمش

10:55.722 --> 11:01.695
ببين، تنها چيزي که نياز داريم
يه مشارکت کوچيک از، آه

11:01.728 --> 11:03.437
...شونزده تا بچه ست

11:03.530 --> 11:05.535
بچه هاي من، بچه ي تو

11:05.632 --> 11:07.478
سالي توي حسابداري
سه تا بچه داره

11:07.567 --> 11:09.504
اون يارو جديده توي
منابع انساني دو تا داره

11:09.602 --> 11:12.515
اون زن حامله هه
رو که حساب کنيم

11:12.539 --> 11:14.746
داره ششميش رو ميندازه
بيرون. بفرما. 16 تا

11:14.774 --> 11:17.755
ـ   پونزده تا. همسر من اينکار نميکنه
ـ   شايد اگه من باهاش حرف بزنم بکنه

11:17.777 --> 11:20.521
نه، دارم بهت ميگم اين جريان
شيرخوارگاه آخر عاقبت نداره

11:20.613 --> 11:22.752
فران اجازه نميده هيچ شخص
ديگه اي بچه رو نگه داره

11:22.782 --> 11:25.561
يعني اون نميخواد يه چند
ساعت وقت آزاد داشته باشه؟

11:25.652 --> 11:29.466
لينت، اگه بريدن اون
بند ناف دست خودم بود

11:29.556 --> 11:32.799
...قسم ميخورم هنوز چسبيده بود

11:33.660 --> 11:37.733
ولي اگه ميخواي
سعي کني، باخودته

11:45.572 --> 11:48.544
تو! چه بلايي سر
شوهرم آوردي؟

11:48.641 --> 11:52.487
لطفا خودتو کنترل کن، گبرييل
تو توي خونهء خدايي

11:52.512 --> 11:55.655
ـ   بگو اون کجاست
ـ   معلومه، همه جا

11:55.748 --> 11:59.525
خدارو نميگم. شوهرم

11:59.552 --> 12:01.623
گبي؟ تو اينجا چيکارميکني؟

12:01.654 --> 12:05.625
منم ميخواستم همينو از تو سوال کنم. تو
قرار بود منو توي چشمه آب معدني ببيني

12:05.658 --> 12:08.562
داشتم با نامه هاي ارسالي براي درخواست
کمک مالي به خواهر ماري کمک ميکردم

12:08.661 --> 12:12.632
کليسا ميخواد يه گروه نجات براي
کمک با خشکسالي به بانسوانا بفرسته

12:12.632 --> 12:13.610
اين عذر توئه؟

12:13.633 --> 12:15.772
تو ماساژهاي آب کنار
همديگه رو از دست دادي

12:15.802 --> 12:17.782
مجبور شدم هفته ها
رزرو نگهشون نگهدارم

12:17.804 --> 12:20.548
خيلي خب. تو يه ماساژ رو
از دست دادي. اين مايه تاسف

12:20.640 --> 12:23.521
مردم دارن توي بانسوانا ميميرن

12:23.610 --> 12:25.749
مردمي هم هستن که ممکنه
توي اين کليسا بميرن

12:25.778 --> 12:28.522
...اگه اون قيافه گستاخانه رو
از روي صورتت بر نداري

12:28.615 --> 12:31.528
مشکل تو چيه؟

12:31.651 --> 12:33.690
خواهر ماري، ميشه
جند لحظه، لطفا؟

12:33.786 --> 12:36.733
حتما

12:38.725 --> 12:41.435
کارلوس، ما قرار بود روي
زندگي زناشوئيمون کار کنيم

12:41.527 --> 12:44.736
تا وقتي اون خانم جاودانه ماتحتشو از زندگي
مون نکشه بيرون، نميتونيم اونکارو بکنيم

12:44.764 --> 12:47.440
جنابعالي هم نگران
يتيمهاي تشنه اي

12:47.533 --> 12:50.676
بخاطر تنش ازدواجمون خواهر
ماري رو مقصر ميدوني؟

12:50.770 --> 12:53.583
اون ميخواد ما باهم بجنگيم. اون
ميخواد تو از دست من خسته بشي

12:53.673 --> 12:55.584
تا بتونه تو رو واسه
خودش داشته باشه

12:55.608 --> 12:56.780
اين احمقانه ست
اون يه راهبه ست

12:56.809 --> 12:58.689
ممکنه اون لباس
و تسبيح بپوشه

12:58.778 --> 13:02.624
...ولي در پايان روز، اون
هنوز يه زن. درست مثل من

13:02.649 --> 13:03.687
و ميدونم توانايي
چه کارايي دارم

13:03.783 --> 13:07.529
اون يه زن

13:07.620 --> 13:10.658
ولي هيچ چيزش
مثل تو نيست

13:11.791 --> 13:15.603
کارلوس، داري کجا ميري؟

13:16.629 --> 13:17.699
کارلوس

13:21.534 --> 13:23.514
بنظر عصبي مياي، گبرييل

13:23.536 --> 13:26.813
شايد بهتره بري
يه ماساژ بگيري

13:37.846 --> 13:40.827
سلام سوزان. اديسون
هستم. اونجايي؟

13:40.849 --> 13:42.829
سلام. سلام، آره، اينجائم

13:42.851 --> 13:45.732
ـ   خوبه، تو خونه اي

13:45.821 --> 13:48.768
ميدوني که ميگفتي ميخواي
قسمتي از زندگي من باشي؟

13:48.791 --> 13:49.795
آره

13:49.892 --> 13:53.740
من توي اداره پليسم. ميخواي
بياي و ضمانتمو بکني

13:53.829 --> 13:57.606
نحريک به ارتکاب جرم؟ تو رو
بخاطر نحريک به ارتکاب جرم گرفتن؟

13:57.633 --> 13:59.738
اين يه اغواگري بود
اينجا من قرباني ام

13:59.768 --> 14:01.679
ولي با يه فاحشه بودي؟

14:01.703 --> 14:02.707
معلومه که نه

14:02.805 --> 14:05.618
سه بار ازش پرسيدم
تو پليس هستي ؟

14:05.707 --> 14:07.846
بايد بهت بگن، ولي
اون يه هنگ هم نگفت

14:07.876 --> 14:09.619
فکر ميکردم اينجا آمريکاست

14:09.711 --> 14:11.682
اديسون، تو رو بخاطر پرداخت
پول براي سکس گرفتند

14:11.780 --> 14:14.727
الان وقتش نيست که
خودتو توي پرچم بپيچوني

14:14.750 --> 14:16.821
اينجوري به من نگاه نکن
تقصير من که نبوده

14:16.852 --> 14:19.890
عذرميخوام، تلاش براي بلند کردن
يه فاحشه چطور تقصير تو نيست؟

14:19.922 --> 14:22.803
من توي فروشگاه بودم، داشتم با
کامپيوترم کار ميکردم، و اونوقت

14:22.891 --> 14:25.838
ميدوني، از اين آدرسها اومد
همينايي که يهو مياين توو صفحه

14:25.861 --> 14:28.842
و ميپرسن که ميخواي يه
قرار مرگي داشته باشي

14:28.864 --> 14:30.866
منم شيطون گولم زد

14:30.866 --> 14:34.871
نميتوني بري خونه و مثل يه شخص
معمولي با همسرت سکس داشته باشي؟

14:34.903 --> 14:36.883
اون يه پيرزن 68 ساله ست

14:36.905 --> 14:39.615
چندسال پيش ناقوسش واسه
من از زنگ خوردن افتاده

14:39.708 --> 14:42.780
اوه، خداي من. نگو نگو

14:42.878 --> 14:46.621
من ميرم پول اينو بدم

14:50.786 --> 14:53.699
پس، آه، الان حلّه ديگه؟

14:53.722 --> 14:54.792
چي؟

14:54.823 --> 14:59.704
اين جريان پدر دختري
تموم شد ديگه، درسته؟

14:59.862 --> 15:03.639
سه شنبه. ساعت 2 قهوه
ميخوريم. دير نيا

15:03.665 --> 15:05.770
بد برداشت نکن، ولي تو ختگي؟

15:05.801 --> 15:09.672
باشه، دقيقا از اون چيزي که امروز
درمورد تو فهميدم خوشم نيومد

15:09.771 --> 15:15.653
ولي از تجربه ديگران بايد
استفاده کرد، نه قضاوت

15:16.778 --> 15:18.621
خودم قهوه ميارم

15:18.647 --> 15:21.890
اون آشغالي که تو درست
ميکني معدهء منو سوراخ ميکنه

15:44.640 --> 15:46.620
اين تونده

15:46.642 --> 15:48.715
اون والديتش رو توي
خشکسالي از دست داده

15:48.810 --> 15:51.882
درواقع، آب در
بانسوانا هميشه کمياب

15:51.914 --> 15:54.690
واحد پول ملي شون
پالا يا قطرهء بارونه

15:54.716 --> 15:56.696
سلام. از اين طرفا؟

15:56.718 --> 15:59.758
نگران خشکسالي
توي کنيا هستم

15:59.855 --> 16:02.631
ـ   بانسوانا
ـ   آره

16:02.658 --> 16:03.662
و شما؟

16:03.759 --> 16:05.639
خب، من دارم يه گروه
نجات آماده ميکنم

16:05.727 --> 16:08.833
ـ   تا يک هفته ديگه ميريم
ـ   خب، سفر به خير، پدر

16:08.864 --> 16:10.673
خودم تميرم

16:10.699 --> 16:12.738
بايد امسال عمليات نجاتمون
رو گسترده تر کنيم

16:12.834 --> 16:15.681
حتي اگه مجبور بشم چندتا از
دستيارهارو از سفر حذف کنيم

16:15.771 --> 16:18.684
خواهر ماري و خواهر
گرتا خيلي نا اميدند

16:18.707 --> 16:20.780
اگه ميخواين به هر
کدومشون کمک کنين

16:20.876 --> 16:22.822
خواهر ماري به
اين سفر ميره؟

16:22.844 --> 16:25.691
اوه، خواهر ماري هميشه
حداقل چند ماهي رو ميره

16:25.781 --> 16:29.754
ولي از اونجايي که تامين بودجه مون کم شده
از روي بخشندگي پيشنهاد کرده کنار ميکشه

16:29.851 --> 16:33.799
گفت اينجا هم کلي کارهاي
خداپسندانه هست

16:35.857 --> 16:39.805
آره. زياد

16:40.696 --> 16:43.643
پدر، چقدر پول کم دارين؟

16:44.766 --> 16:46.703
قصد داريم يه سيستم آبياري
پيشرفته راه اندازي کنيم

16:46.802 --> 16:50.773
عذر ميخوام که حرفتون رو قطع ميکنم
خواهر ماري، ولي يه اعلاميه دارم

16:50.806 --> 16:53.878
من همن الان يه هديه
8000 دلاري دريافت کردم

16:55.844 --> 16:57.824
که يعني خواهر ماري
و خواهر گرتا

16:57.846 --> 17:00.827
ميتونن به گروه نجات
بانسوانا ملحق بشن

17:05.787 --> 17:07.733
اين نشون ميده

17:07.756 --> 17:10.862
...فرشته ها همه جا هستند

17:20.702 --> 17:23.683
سلام. براي ديدن
لينت اسکاوو اومدم

17:23.705 --> 17:25.707
اوه، سلام! ببخشيد
من لينت هستم

17:25.741 --> 17:27.743
ـ   تو بايد فران باشي؟
ـ   آره، سلام

17:27.743 --> 17:31.885
اد گفت ميخواي با من صحبت کني
نتونستم تصور کنم در چه موردي

17:31.913 --> 17:34.623
اوه، خب، بيا
بريم توي دفترم

17:34.716 --> 17:38.687
تو ميخواي دخترمو بزارم
توي شيرخوارگاه؟

17:38.687 --> 17:40.667
ولي من يه مامان
خونه دار هستم

17:40.689 --> 17:43.602
من نميگم که براي تمام
طول روز بزاريش اينجا

17:43.625 --> 17:46.597
شابد فقط يه جند
ساعت براي عصر

17:46.695 --> 17:47.767
عالي نميشه؟

17:47.863 --> 17:51.811
يکم وقت آزاد براي خودت
آرامش. سست و شل لم ميدي

17:51.833 --> 17:55.681
من به سست بودن احتياجي ندارم. من
عاشق مراقبت از ميندي کوچولو هستم

17:55.771 --> 17:58.652
اوه، البته. البته

17:58.740 --> 18:02.688
ولي همه مون يه روزهايي
داريم که کلافه ميشيم

18:02.711 --> 18:04.782
خوب نيست اگه يه جايي باشه
که بچه رو تحويل بگيره

18:04.813 --> 18:07.794
...قبل از اينکه بخواي
خفه ش کني؟

18:09.618 --> 18:12.599
من تک تک لحظاتي که با اون
ميگذرونم رو ستايش ميکنم

18:12.621 --> 18:16.694
ـ   جدا
ـ   واقعا؟

18:16.825 --> 18:21.706
باشه. ببين، ميخوام
باهات رو راست باشم

18:21.830 --> 18:23.810
شرکت ما نميتونه يه مرکز
شيرخوارگاه داشته باشه

18:23.832 --> 18:26.642
مگر اينکه حداقل 16
تا بچه داشته باشيم

18:26.668 --> 18:30.616
و بدون ميندي کوچولو
فقط 15 تا بچه داريم

18:30.639 --> 18:33.882
خب، اين مشکل من نيست

18:34.743 --> 18:36.723
باشه. باشه

18:36.745 --> 18:38.816
فقط فکر کردم
يه زوري بزنم

18:38.847 --> 18:43.628
خب، کاشکي ميتونستم
کمکت کنم، ولي نميتونم

18:43.719 --> 18:46.632
باشه

18:49.891 --> 18:51.668
ـ   لينت. .. ـ   بله؟

18:51.760 --> 18:54.741
ـ   ميتونم ازت يه چيزي بپرسم؟
ـ   آره

18:54.763 --> 18:57.610
چرا بچه داري اگه نميخواي
بزرگشون کني؟

18:57.699 --> 18:59.679
ببخشيد؟

18:59.701 --> 19:00.873
خب، من زنها رو
درک نميکنم

19:00.902 --> 19:03.646
اونايي که ميگن
ميخوان مادر باشن

19:03.739 --> 19:07.846
و بعدش بچه هاشونو ميدن
دست يه پرستاربچه

19:07.876 --> 19:12.655
من کار ميکنم بخاطر اينکه خونوادم
احتياج دارن من کار کنم

19:12.681 --> 19:16.629
اوه، خداي من. من ناراحتت
کردم، و قصدم اين نبود

19:16.651 --> 19:18.690
آها

19:18.787 --> 19:21.634
اشتباه نکن
من يک مادر خوب هستم

19:21.723 --> 19:23.794
فرق بين ما همينه

19:23.825 --> 19:26.669
من نميتونم با يک مادر
خوب بودن راضي بشم

19:26.695 --> 19:29.642
ميخوام يه مادر عالي باشم

19:29.865 --> 19:33.870
ـ   باي باي
ـ   باي باي

19:45.881 --> 19:49.624
(فاحشه)

19:49.684 --> 19:52.631
سلام آلبرتا، حالت چطوره؟ اوني که بروشور
نگهباني همسايه هارو فرستاده بود تو بودي؟

19:54.656 --> 19:56.797
ميخواستم بدونم يه نسخه
اضافي داري يا نه

19:56.892 --> 20:04.674
يا از يه نفر ديگه يکي
قرض ميگيم. مرسي

20:19.410 --> 20:20.550
آره. شبيه دست خط کارول

20:20.645 --> 20:21.646
اين مسخره ست

20:21.679 --> 20:24.389
اون چي فکرميکنه
باهم رابطه نامشروع داريم؟

20:24.482 --> 20:28.430
خب، احتمالا ديروز که منو رسوندي
خونه تو رو ديده و بد متوجه شده

20:28.453 --> 20:30.333
حالا بابد حقيقت
.. رو بهش بگي

20:30.421 --> 20:32.526
اوه، نه، نه، نه
بهتره نرم جهنم

20:32.557 --> 20:35.663
پس ميخواي من بجاي تو برم؟ منظورم
اينه که، خودت گفتي اون ديوانه ست

20:35.693 --> 20:39.505
نميخوام فردا صبح بيدار بشم و
ببينم لاستيکهاي ماشينم ترکيده

20:39.530 --> 20:42.511
خيلي خب. باهاش
صحبت ميکنم

20:51.476 --> 20:54.457
سلام، ايدي! حرفي داري
که دوست داري بزني؟

20:54.479 --> 20:59.622
نه. همون همه چيزو ميگه

21:11.429 --> 21:14.569
خواهر ماري
عجي سوپرايز خوبي

21:14.599 --> 21:17.580
نتونستم بدون خداحافظي
برم، گبرييل

21:17.602 --> 21:21.348
آم، خيلي لطف داري. منم
واقعا دلم برات تنگ ميشه

21:21.439 --> 21:24.682
مطمئنم نه اونقدر که دلت
براي شوهرت تنگ ميشه

21:24.709 --> 21:28.318
ـ   ها؟
ـ   وحشت نکن

21:28.413 --> 21:30.518
ـ   من دارم ميرم بانسوانا
ـ   چي؟

21:30.548 --> 21:35.329
ـ   خواهر ماري به يک همراه نياز داره
ـ   چه اتفاقي براي خواهر گرتا افتاد؟

21:35.420 --> 21:38.424
ميخواستم با خواهر گرتا برم
ولي اون ناحيه خيلي بي ثباته

21:38.456 --> 21:41.403
با يه همراه مرد بيشتر
احساس امنيت ميکنم

21:41.426 --> 21:44.600
کارلوس، تو نميتوني اينکارو بکني
نميتوني بزاري بري آفريقا

21:48.433 --> 21:50.540
اين سفر براي من مهمه

21:50.635 --> 21:53.673
ميخوام يکي از
سربازان خدا باشم

21:54.605 --> 21:56.382
و خواهي شد، کارلوس

21:56.474 --> 21:59.580
بعد از اينکه خرابي هاي اونجا رو
ببيني، براي هميشه عوض ميشي

21:59.610 --> 22:01.456
ميبيني که زندگي قديميت
چقدر خودخواهانه ست

22:01.546 --> 22:05.653
...و ميخواي از تمام چيزايي که تو رو
به ياد اين زندگي ميندازه خلاص بشي

22:05.683 --> 22:09.563
اوه، خدا، بايد برم
وسايلمو جمع کنم

22:09.587 --> 22:10.591
کمتر از يک هفته
ديگه راه ميافتيم

22:10.688 --> 22:13.498
بايد يه نامه تشکر براي
افسر عفو مشروطم بفرستم

22:13.524 --> 22:15.504
بخاطر اونه که الان
ميتونم اينکارو بکنم

22:19.597 --> 22:25.673
ممکنه من يه کاتوليک باشم، ولي از
کشيده زدن به يه راهبه زياد بدم نمياد

22:26.504 --> 22:30.475
بفرما. بزن

22:30.508 --> 22:34.422
فقط طوري محکم
بزن که جاش بمونه

22:36.581 --> 22:38.461
آره

22:38.549 --> 22:41.655
فکر نميکنم

22:44.689 --> 22:47.570
از طرف من بچه ها رو
ببوس، صبح مي بينمشون

22:47.658 --> 22:50.662
باشه، آره. منم
دوستت دارم. باي باي

22:53.631 --> 22:56.341
لينت، درمورد
شيرخوارگاه متأسفم

22:56.434 --> 22:57.574
ولي فران حتي به زور
ميزاره بچه رو بغل کنم

22:57.668 --> 23:01.548
از روز اول، تنها چيزي که من گرفتم
سرشو نگه دار! سرشو نگه دار

23:01.572 --> 23:06.681
فکر ميکنم خودم ميدونم چطوري
سر لعنتي يه بچه رو نگه دارم

23:08.412 --> 23:10.588
خب، ... بيا يه
. کارامون برسيم

23:10.681 --> 23:12.661
نميخوام تمام
شب رو اينجا باشم

23:15.653 --> 23:18.429
تو پدر ميندي هستي

23:18.456 --> 23:20.495
حق داري وقتت رو
باهاش سپري کني

23:20.591 --> 23:24.562
ـ   ميدونم، ولي چيکار ميتونم بکنم؟
ـ   ميتوي جلوي فران وايسي

23:24.595 --> 23:27.408
اگه اينکارو نکني، فقط
بي ميل تر ميشي

23:27.498 --> 23:29.537
فران هم ديوونه تر ميشه

23:29.634 --> 23:31.477
و بدون يک نماد پدر

23:31.502 --> 23:34.383
ميندي بيچاره وقتي بزرگ
شد يه رقاص کاباره ميشه

23:34.472 --> 23:39.387
ـ   رقاص کاباره؟
ـ   اين يه علم اثبات شده ست

23:42.580 --> 23:44.423
ميدوني چيه؟

23:44.448 --> 23:46.487
تو کارت رو در مورد
اين شيرخوارگاه ادامه بده

23:46.584 --> 23:48.564
و ميندي رو هم حساب کن

23:48.586 --> 23:50.566
آره. فران رو بزار بعهده خودم

23:50.588 --> 23:53.492
داري کار درست
رو انجام ميدي، اد

23:53.591 --> 23:56.538
براي ميندي کوچولو

24:09.473 --> 24:11.353
رفيق، اگه مامانت
بياد توو چي؟

24:11.442 --> 24:15.481
ـ   نمياد. .. ـ   تو از کجا ميدوني

24:15.513 --> 24:18.585
بيا صبر کنيم تا همه بخوابن

24:19.417 --> 24:24.628
جدي ميگم. کاري ميکنم که ارزش
صبر کردن رو داشته باشه

24:26.490 --> 24:28.595
بهتره بکني

24:31.629 --> 24:34.405
آرزو ميکنم يهو بياد توو اتاق

24:34.432 --> 24:38.471
فقط حالت توي صورتشو ببينم

24:38.669 --> 24:41.616
خدا، ازش خيلي متنفرم

24:42.640 --> 24:48.491
به هرحال، هنوزم اون مادرته. يجورايي
مجبور نيستي دوستش داشته باشي؟

24:48.579 --> 24:52.425
پارسال، وقتي فهميد که من
از پسرها خوشم مياد

24:52.450 --> 24:54.430
...کُپ کرد

24:54.452 --> 24:58.696
گفت اگه ايني که هستم رو
عوض نکنم، مستقيم ميرم جهنم

24:59.557 --> 25:02.529
واسه همين، از اونجايي که
ميدونستم نميتونم عوض بشم

25:02.627 --> 25:05.471
يه روز يهو به ذهنم رسيد

25:05.496 --> 25:09.467
...که عشق مادرم نسبت
به من متوقف ميشه

25:09.500 --> 25:12.540
واسه همين تصميم گرفتم
اول خودم دست بکار بشم

25:12.637 --> 25:15.413
اونطوري، زياد دردناک نميشه

25:15.439 --> 25:18.411
اون نميدونسته
داشته چي ميگفته

25:18.509 --> 25:20.489
بله، ميدونسته

25:20.511 --> 25:22.582
واسه همين بايد مواخذه بشه

25:23.681 --> 25:25.490
چطوري ميخواي
مواخذه ش کني؟

25:25.516 --> 25:28.622
يه روز اون يه اشتباه ميکنه

25:28.653 --> 25:32.330
و من بر عليه ش يه
چيزي بدست ميارم

25:32.423 --> 25:34.630
و وقتي اون اتفاق بيافته

25:34.659 --> 25:38.371
ميخوام اونقدر محکم بکوبونمش زمين
که ديگه هيچوقت نتونه بلند بشه

25:38.462 --> 25:41.500
يه مدتي طول ميشکه تا يه
چيزي ازش بدست بياري

25:41.565 --> 25:43.545
اشکالي نداره

25:43.567 --> 25:47.515
برام مهم نيست براي چيزي
که خودم ميخوام منتظر بمونم

26:04.618 --> 26:06.794
لينت! سلام. ببين کي اينجاست

26:06.887 --> 26:09.734
سلام! ميدوني
اتاق شيرخوارگاه

26:09.823 --> 26:11.803
...تا هفتهء ديگه آماده نميشه

26:11.825 --> 26:13.862
اگه منتظر بمونم
اعصابمو از دست ميدم

26:13.894 --> 26:16.704
من آماده بودم. فران
توي حموم بود

26:16.730 --> 26:18.667
...منم فقط بچه رو
برداشتم و فرار کردم

26:18.765 --> 26:20.870
تو بدون اينکه به فران
بگي بچه رو برداشتي؟

26:20.901 --> 26:23.509
دوست ندارم از اون
زن ترسو بمونم

26:23.603 --> 26:25.583
حق با تو بود
ميندي دختر منه

26:25.605 --> 26:27.846
منم ميخوام باهاش باشم
من اين حق رو دارم

26:27.874 --> 26:29.583
آم، اد؟

26:29.676 --> 26:31.849
سالن هتل تماس گرفت و
گفت همسرت داره مياد بالا

26:31.878 --> 26:35.758
ـ   و بنظر خيلي عصباني
ـ   اوه، پسر

26:35.782 --> 26:38.663
ـ   بگير، ميندي رو نگه دار
ـ   اوه

26:38.752 --> 26:45.636
ـ   بزار اينو حل کنم
ـ   اوه، خودمم ميخواستم همينکارو بکنم

26:47.794 --> 26:49.705
فکر کردم ميندي رو دزدين

26:49.729 --> 26:50.733
من يه يادداشت گذاشتم

26:50.830 --> 26:52.639
من دنبال يه يادداشت نگشتم

26:52.666 --> 26:54.612
دنبال بچهء گمشده م گشتم

26:54.634 --> 26:56.605
اون بچهء منم هست
و اون اينجا ميمونه

26:56.703 --> 26:57.875
فقط چند ساعت در روز

26:57.904 --> 27:01.547
ـ   تو. بدش به من
ـ   نه. من تصميم گرفتم

27:01.641 --> 27:03.746
آره؟، باشه، پس
تصميم منو ببين

27:03.777 --> 27:05.620
ديگه از اين زندگي خسته شدم

27:05.645 --> 27:07.718
بچه مو برميدارم و
ميرم پيتسربورگ

27:07.814 --> 27:09.816
ـ   جرأتشو نداري
ـ   فکر ميکني الان دلت براش تنگ ميشه؟

27:09.849 --> 27:11.829
صبرکن تا وقتي با
مادرم زندگي کنيم

27:11.851 --> 27:13.694
باهات ميجنگم

27:13.720 --> 27:15.700
ـ   امتحانن کن. ـ   لينت که دبد

27:15.722 --> 27:19.693
...روياهاش در مورد شيرخوارگاه
در شُرُف پرواز کردن به پيتسبورگ

27:19.693 --> 27:21.766
ـ   تو ديوانه اي، ميدونستي؟
ـ   ديوانه ام که فکر ميکنم تو

27:21.861 --> 27:26.608
...تصميم گرفت که بهتره
اين جنگ آتش بس بشه

27:26.700 --> 27:29.581
نترسيدم! اوه؟ اوه

27:29.669 --> 27:32.775
داره چه غلطي ميکنه؟
باز کن! بچه مو بده

27:32.806 --> 27:34.786
ـ   فکر خوبي کردي
ـ   من طرف تو نيستم، اد

27:34.808 --> 27:37.655
ـ   نيستي؟
ـ   نه، من طرف ميندي هستم

27:37.744 --> 27:39.590
ميندي که اين وسط گير کرده

27:39.679 --> 27:42.660
و تا وقتي که شما دوتا آروم
نشين نميدمش دست شما

27:42.682 --> 27:44.719
من بچه مو ميخوام

27:44.751 --> 27:47.564
لينت، تام پشت خطه

27:47.654 --> 27:50.635
پت، نميتوني ببيني اينجا
يه بچه گروگان گرفتم؟

27:50.657 --> 27:53.695
ـ   بگو بهش زنگ ميزنم
ـ   خيلي خب، اينطوره

27:53.727 --> 27:56.606
ـ   منم زنگ ميزنم پليس
ـ   اوه، محض رضاي خدا

27:56.630 --> 27:57.770
لينت که نميخواد به
بچه آسيبي برسونه

27:57.864 --> 28:01.835
نه، و اگه فقط به حرفاي من گوش
بدي خيلي زودتر پسش ميگيري

28:01.868 --> 28:06.547
خيلي خب؟ گوش کن
و تو؟ خيلي خب، خوبه

28:06.640 --> 28:09.780
اول از همه، اد، دزديدن
بچه واقعا احمقانه بود

28:09.809 --> 28:11.655
ـ   ممنون
ـ   خواهش ميکنم

28:11.745 --> 28:14.749
احتياج داري براي گفتگو کردن
با زنت يه راه بهتر پيدا کني

28:14.781 --> 28:17.560
و، فران، ميدونم
چه فشاري

28:17.651 --> 28:20.532
...از سعي کردن يه مادر
عالي بودن روي سرته

28:20.620 --> 28:23.863
تو هم ميتوني استراحت کني
و هم يک مادر عالي باشي

28:23.890 --> 28:29.897
اين کوچولوي عزيز لياقت يه مامان
استراحت کردهء آروم رو نداره؟

28:31.898 --> 28:35.575
خب، بگمونم فشاري که اين کوچولوي
عزيز به من مياره کوچولوئه

28:35.669 --> 28:37.842
خوبه که پذيرفتي

28:37.871 --> 28:40.852
اين ارتباط و گفتگوئه

28:40.874 --> 28:42.854
اين خوبه

28:42.876 --> 28:45.620
چرا شما تميرين
پايين توي سالن

28:45.712 --> 28:47.817
...يه قهوه بخورين
و حرف بزنين

28:47.847 --> 28:50.623
ميندي چي؟

28:50.650 --> 28:53.790
ما يه شيرخوارگاه داريم

28:56.823 --> 29:00.896
ما يه شيرخوارگاه داريم

29:19.813 --> 29:21.656
سلام

29:21.681 --> 29:24.628
من قبلا از دفتر توسعه
معنوي تماس گرفتم؟

29:24.651 --> 29:28.693
سلام! نوازنده پيانو، درسته؟
خيلي محبت کردين

29:28.788 --> 29:32.602
اوناهاش. دقيقا يه
سالن کنسرت نيست

29:32.692 --> 29:34.763
بايد بهتون هشدار بدم

29:34.794 --> 29:37.866
که تمام بيمارانمون
اختلال حواس دارن

29:37.897 --> 29:39.808
واسه همين اميدوارم انتظار
تشويق نداشته باشين

29:39.833 --> 29:45.740
خانم دلاني، من فهميدم وقتي
پاداش معنوي اينقدر عظمت داره

29:45.839 --> 29:48.652
کي به تشويق نياز داره؟

29:48.742 --> 29:51.848
ببخشيد

30:17.804 --> 30:21.709
اديسون درمورد من
با تو صحبت کرده؟

30:21.808 --> 30:25.813
ـ   اوه! گمون نکنم
ـ   اون يه مرد متأهله

30:25.845 --> 30:27.588
ـ   تو چه مرگته؟
ـ   نه! صبرکن

30:27.680 --> 30:28.818
اينطور که تو
فکر ميکني نيست

30:28.848 --> 30:30.728
سه ساله که
منو لمس نکرده

30:30.817 --> 30:33.821
و اين بخاطر ... هرزه هايي
هرزه هايي مثل توئه

30:33.853 --> 30:37.801
کارول، اگه اين چيزارو سمت من
پرت نکني، من توضيح ميدم

30:37.824 --> 30:41.672
چطور ميتوني توضيح بدي؟
تو داري شوهرمو سرويس ميکني

30:41.761 --> 30:45.732
نه، من اونو سرويس نميکنم
اون پدر منه

30:49.669 --> 30:51.515
خيلي متأسفم

30:51.604 --> 30:54.881
فکر کردم تو بايد بدوني
ولي اون نميخواست به تو بگه

30:55.742 --> 30:56.880
ميخوام بميرم

30:56.910 --> 30:59.620
ـ   اوه، نه
ـ   ميخوام

30:59.712 --> 31:03.854
کارول، مجبور نيستي تميرشون کني
براي اينکار کارمند دارند

31:03.883 --> 31:07.729
ـ   تو چند سالته؟
ـ   آه، 38

31:08.888 --> 31:11.732
ما 39 سال که
ازدواج کرديم

31:11.758 --> 31:14.796
از همون اول شروع شده

31:15.628 --> 31:17.608
باور کن. نميخوام به
کسي آسيب برسونم

31:17.630 --> 31:20.702
فقط ميخواستم بابامو پيدا کنم

31:20.834 --> 31:22.814
خوشحالم که پيداش کردي

31:22.836 --> 31:25.783
ولي بهتره مراقب
باشي، عزيزم

31:26.639 --> 31:29.882
اون قلبت رو ميشکونه

31:46.054 --> 31:49.902
اندرو، براي تو، خودم و دنييل
با يه روانکاو يه وقت گرفتم

31:49.991 --> 31:51.971
فکر نميکنم

31:51.993 --> 31:55.031
اين حسي که داري
کاملا طبيعي

31:55.063 --> 31:57.910
ولي تا وقتي باهش کنار
نياي ازش راحت نميشي

31:57.999 --> 32:01.913
اندرو، ميخوام
همه مون خوب بشيم

32:01.936 --> 32:03.873
ميخوام دوباره يه
خونواده باشيم

32:03.971 --> 32:05.917
ميدوني من چي ميخوام؟

32:05.940 --> 32:07.945
ميخوام جورج ويليامز
از اون در بياد توو

32:08.042 --> 32:12.823
تا بتونم يه چاقو بردارم
و فرو کنم توي قلبش

32:12.914 --> 32:15.895
ميخوام اون داروفروش تقاص
کاري که با پدرم کرده رو پس بده

32:15.917 --> 32:18.989
خب، خبر خوب
اينه که اون مرده

32:19.020 --> 32:20.866
اون خودکشي کرده

32:20.955 --> 32:22.994
مرگش با شرايط خودش بوده

32:23.091 --> 32:25.833
اون عدالت نيست

32:25.860 --> 32:29.831
پس، تو ميگي اگه
اعدام شده بود

32:29.864 --> 32:32.811
برات خيلي راحت تر بود که
اين مسئله رو پشت سر بزاري؟

32:32.834 --> 32:34.905
البته

32:44.112 --> 32:46.922
جورج

32:47.115 --> 32:50.927
...قصد نداشت خودکشي کنه

32:53.888 --> 32:56.792
اون سعي داشت منو وادار
کنه که دوباره باهاش باشم

32:56.891 --> 33:02.933
...و با اميد اينکه دلم براش بسوزه
اون قرصهارو قورت داد

33:03.898 --> 33:07.004
فکر ميکرد که من به
آمبولانس زنگ زدم

33:08.102 --> 33:12.016
موقعي که رسيدم اونجا
اون درحال رفتن بود

33:13.841 --> 33:19.792
سعي کردم مسئوليت کاري
که کرده رو بهش بقبولونم

33:22.016 --> 33:23.725
ولي اون اينکارو نکرد

33:23.818 --> 33:26.822
تو چيکار کردي؟

33:26.988 --> 33:29.935
هيچي

33:31.993 --> 33:36.933
فقط اونجا نشستم
و گذاشتم بميره

33:37.031 --> 33:40.774
اوه، خداي من

33:40.902 --> 33:44.975
اون با شرايط
خودش نمرد، اندرو

33:45.840 --> 33:48.912
اون تقاص کاري که با
پدرت کرد رو پس داد

33:54.081 --> 33:58.052
ممنون که اينو
به من گفتي

34:24.979 --> 34:28.085
سلام، چطوري؟

35:50.064 --> 35:53.045
ـ   بله؟ . ـ   زک اومده خونه

35:53.067 --> 35:56.972
ـ   چي؟ ... حالش خوبه؟
ـ   خوبه

35:57.071 --> 36:00.075
ـ   کاري از دست من برمياد؟
ـ   ممنون که ميپرسي

36:00.107 --> 36:03.111
ميتوني دست از
سرمون برداري

36:03.945 --> 36:06.951
من خيلي دنبال زک گشتم
و خودت ميدوني چرا

36:07.048 --> 36:09.028
شايد درست
حرفمو نفهميدي

36:09.050 --> 36:10.930
بيا نزديک پسرم
منم ميرم پيش پليس

36:11.018 --> 36:13.828
بهشون ميگم توي اون
معدن سنگ چه اتفاقي افتاد

36:13.854 --> 36:15.995
اونکارو بکن و کار
هردومون ساخته ست

36:16.090 --> 36:20.869
خب، ميدوني که
خيلي کارا ازم برمياد

36:21.829 --> 36:23.900
هي، فکر کردم
دوست داري بدوني

36:23.931 --> 36:25.069
من و زک داريم ميريم

36:25.099 --> 36:28.080
ميخوام به پسرم يه
زندگي معمولي بدم

36:28.102 --> 36:30.082
مطمئنم که با
اين کار موافقي

36:30.104 --> 36:33.816
ببين، اينجوري
باهم توافق ميکنيم

36:33.908 --> 36:37.856
بخاطر زک، من
الان هيچي نميگم

36:37.878 --> 36:39.849
ولي تو اونو نميبري

36:39.947 --> 36:41.918
تابلوي براي فروش
رو جلويي اون خونه ببينم؟

36:42.016 --> 36:44.087
منم که به پليس زنگ ميزنم

36:45.052 --> 36:48.829
منم به اندازه خودم هرجور
کاري ازم برمياد

37:04.201 --> 37:06.911
دکتر ميخواد يه آزمايش
کلي بهتون بده

37:07.003 --> 37:08.107
بعدش واکسن ميزنيم

37:08.138 --> 37:11.019
همه چيزو پر کنين و پرستار
شمارو برميگردونه

37:11.108 --> 37:13.179
ممنون

37:13.210 --> 37:16.987
پسر، خواهر ماري
عجب کاري سرت در آورد

37:17.013 --> 37:19.018
ـ   درسته
ـ   بله، درسته

37:19.116 --> 37:22.097
داره تو رو ميبره اون کلهء
دنيا براي کمک به بدبختا

37:22.119 --> 37:24.099
يه بدبخت حسابي همينجا هست

37:24.121 --> 37:27.002
محض رضاي خدا، يه پول
به يه آدم بي خانمان بده

37:27.090 --> 37:28.160
ربطي به هم نداره

37:28.191 --> 37:31.172
اينکار بهتره، چون ميتوني اينکارو
خيلي راحت تر با ماشين خودت بکني

37:31.194 --> 37:33.836
مسئله راحت
بودن نيست، گبي

37:33.930 --> 37:35.935
جريان کم کردن درد و عذاب

37:36.032 --> 37:39.004
ببين، من دارم سعي ميکنم
شخص بهتري باشم

37:39.102 --> 37:41.912
يا ميتوني به من کمک کني
يا از سر راهم بري کنار

37:41.938 --> 37:43.977
ولي نميتوني
جلومو بگيري

37:44.074 --> 37:48.989
کارلوس سوليس؟
لطفا همراه من بيا

37:49.012 --> 37:51.993
اينو برام پر کن

37:56.219 --> 37:58.099
بگير

37:58.188 --> 38:00.896
قسمت آلرژي رو پر نکرده

38:00.924 --> 38:03.100
عزيزم، اون داره به يه دهکده
دور افتاده توي آفريقا ميره

38:03.193 --> 38:05.937
واقعا اهميتي داره که به
تخم مرغ آلرژي داره؟

38:06.029 --> 38:08.009
راستش، بله
تخم مرغ توي ليست

38:08.031 --> 38:10.910
ممکنه به واکسن يرقان
واکتش نشون بده

38:10.934 --> 38:14.008
اونوقت نميتونه از تخت بياد بيرون
تنهايي هم نميتونه از کشور خارج بشه

38:14.104 --> 38:17.850
واقعا؟

38:17.941 --> 38:19.079
اوه، اونو ننويس

38:19.109 --> 38:23.116
من مطمئن نبودم. اون
به تخم ماهي آلرژي داره

38:23.213 --> 38:25.124
تخم ماهي؟

38:25.148 --> 38:27.824
بيچاره از بچگي بدون
خاويار بزرگ شده

38:27.918 --> 38:30.990
چقدر زجرآوره

38:31.988 --> 38:36.095
خيلي خب، دکتر
ببينم چي کاره اي

38:40.030 --> 38:42.069
توي اين دهکده
چقدر هوا گرمه

38:42.165 --> 38:44.011
عزيزم، اون حرفهاي يرقان

38:44.100 --> 38:47.081
دکتر گفت يه واکتش
به آلرژي نشون ميدي

38:47.103 --> 38:49.083
ولي حالت خوب ميشه، باشه؟

38:49.105 --> 38:51.918
بغلم کن

38:52.008 --> 38:56.081
اوه،عزيزم، خيلي متأسفم

38:57.948 --> 39:01.088
آه، شايد حق با
اون راهبهء احمقه

39:01.117 --> 39:04.894
شايد من دارم جلوي تو رو از
اينکه يه آدم بهتر بشي ميگيريم

39:04.921 --> 39:08.130
من فقط همونطوري
که هستي دوستت دارم

39:09.192 --> 39:12.938
طمعکار، خودخواه و بي عاطفه

39:13.029 --> 39:15.876
فقط از اين ترسيدم که اگه ديگه
اين صفات رو نداشته باشي

39:15.966 --> 39:20.073
يه روز بيدار ميشي و ميفهمي
که من هنوز اون صفات رو دارم

39:21.972 --> 39:23.952
و اونوقت منو نميخواي

39:23.974 --> 39:26.955
ميخوامت، فقط بغلم کن

39:29.112 --> 39:32.924
اوه، کارلوس

39:32.949 --> 39:36.055
بغلم کن

39:36.119 --> 39:40.932
...خواهر ماري

39:47.030 --> 39:49.010
توي بارون رنگ ميکني؟

39:49.032 --> 39:50.170
عاقلانه ست؟

39:50.200 --> 39:51.943
بزار ببينم، رنگ
کردن توي بارون

39:52.035 --> 39:54.015
...يا بزارم تمام دنيا فکر
کنن که من يه فاحشه ام

39:54.037 --> 39:56.076
نميدونم، تو چي
فکر ميکني؟

39:56.172 --> 39:59.918
ـ   شنيدم اتفاقي با زنم برخوردي
ـ   آره

40:00.010 --> 40:01.956
خب؟

40:01.978 --> 40:04.049
پس، اومدي اينجا
که خودتو از

40:04.080 --> 40:07.894
...ازآخرين تعهدات باباي
من بودن خلاص کني

40:07.984 --> 40:09.088
باشه

40:09.119 --> 40:14.833
فقط ميخوام بدوني، واقعا به
کاري که کردم افتخار نميکنم

40:14.924 --> 40:19.031
ـ   ميدوني، عادتهام
ـ   تبريک ميگم

40:19.095 --> 40:21.041
ـ   آره
ـ   خداحافظ

40:21.898 --> 40:23.878
کارايي هم کردم که
بهشون افتخار ميکنم

40:23.933 --> 40:27.142
همين الان ميتونم
برات 5 تا مثال بزنم

40:27.971 --> 40:31.009
خيلي خب، شايد 3 تا

40:31.141 --> 40:34.088
مجبور نيستي اينکارو بکني

40:34.110 --> 40:38.081
ومن يه آتش نشان داوطلب بودم
من، آه، آتيشهارو خاموش ميکردم

40:38.081 --> 40:40.825
بچه گربه هارو از روي درخت
مياوردم پايين. درهر شرايطي

40:40.917 --> 40:44.057
خوبه

40:44.087 --> 40:48.026
حدود 20 سال پيش يه بنياد براي
حفاظت از اسبهاي وحشي تاسيس کردم

40:48.124 --> 40:51.028
احتمالا 100 تاشون رو نجات دادم

40:51.127 --> 40:53.107
واقعا؟

40:53.129 --> 40:56.042
کلي کار خوب دارم

40:57.067 --> 41:00.139
خب. يکي ديگه مونده

41:00.170 --> 41:03.847
دقيقا هيجان زده نبودم

41:03.940 --> 41:06.181
...موقعي که اومدي
توي زندگيم

41:06.209 --> 41:09.056
حالا که باهات آشنا شدم

41:09.145 --> 41:14.060
سومين افتخارم
رو به من دادي

41:14.918 --> 41:16.957
همين از همه بهتر بود

41:17.053 --> 41:21.001
بخاطر همين گذاشتمش
براي آخر

41:23.059 --> 41:25.997
بايد يه مدت براي زندگي
زناشوييم وقت بزارم

41:26.096 --> 41:27.905
وقتي همه چيز مرتب شد

41:27.931 --> 41:33.108
شايد بتونيم بازم
باهم صفا کنيم

41:35.138 --> 41:38.950
منتظر تماست ميمونم

41:47.016 --> 41:51.965
داستانهاي خيلي
خيلي قديمي اي هستند

41:52.956 --> 41:59.066
پسر ناخَلَفي که به خونه برميگرده
تا پدرش اونو ببخشه

42:00.897 --> 42:06.108
همسر حسودي که شوهرشو فريب ميزنه
با وجود اينکه شوهرش به اون اعتماد داره

42:08.138 --> 42:15.056
مادر نا اميدي که همه چيزو ريسک ميکنه
براي بچه اي که ميدونه به مادر نياز داره

42:16.146 --> 42:23.121
و شوهر بي وفايي که همسرشو اذيت ميکنه
همسري که از ته قلب شوهرشو دوست داره

42:24.053 --> 42:27.093
چرا دوباره و دوباره
گوش ميکنيم؟

42:27.190 --> 42:30.171
چون اينا داستانهايي
از خونواده ئن

42:30.193 --> 42:33.174
و وقتي کدورت
گذشته رو کنار بزاريم

42:33.196 --> 42:37.841
...درد، و نفرت

42:37.934 --> 42:40.110
...گهگاهي دوست داريم
به ياد بياريم که

42:40.203 --> 42:42.149
سلام

42:42.172 --> 42:46.143
...مطلقا هيچ چيز مهمتر از
کنار گذاشتن کدورتها نيست

42:47.172 --> 43:35.143
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
