1
00:00:00,601 --> 00:00:02,581
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,603 --> 00:00:04,574
ـ   شما درب رو باز گذاشتي؟
ـ   زنگ بزن پليس

3
00:00:04,671 --> 00:00:05,741
خودشه؟

4
00:00:05,772 --> 00:00:08,448
<font color=#FF8000>بازداشتهايي صورت گرفت
</font>ـ   آره، خودشه

5
00:00:08,542 --> 00:00:09,680
يه شانس براي شناختن
شما ميخوام

6
00:00:09,710 --> 00:00:12,782
ـ   خب، من نميخوام تو رو بشناسم
<font color=#FF8000>با پدرهايي ملاقات شد</font>

7
00:00:12,813 --> 00:00:14,659
خواهر ماري برنارد کيه؟

8
00:00:14,748 --> 00:00:16,591
نميخواي با من
سر جنگ وا کني

9
00:00:16,617 --> 00:00:19,464
ـ   روو کن ببينيم
<font color=#FF8000>مرزهايي کشيده شد</font>

10
00:00:19,553 --> 00:00:21,592
آقاي ويليامز باني
مرگ شوهر شماست

11
00:00:21,688 --> 00:00:25,434
<font color=#FF8000>و همه ياد گرفتند که گاهي
اوقات بدون گفتن يک کلمه هم</font>

12
00:00:25,526 --> 00:00:30,635
ـ   بايد زنگ بزنيم آمبولانس
<font color=#FF8000>...ميشه عدالت رو اجرا کرد</font>

13
00:00:32,599 --> 00:00:36,570
<font color=#FF8000>راههاي زيادي هست که ميشه گفت بيري
ونديکمپ يک خانوم به تمام معناست</font>

14
00:00:36,603 --> 00:00:37,741
خيلي ممنون

15
00:00:37,771 --> 00:00:39,651
<font color=#FF8000>با اونايي که اطرافش
هستند بسيار مودبه</font>

16
00:00:39,740 --> 00:00:43,620
<font color=#FF8000>با وقار و زيبا راه ميره</font>

17
00:00:43,644 --> 00:00:49,526
<font color=#FF8000>و حسابي مراقبه که اجازه
نده ديگران فکرشو بخونن</font>

18
00:00:49,550 --> 00:00:51,726
خانم ونديکمپ. خيلي لطف
کردين که اينقدر سريع اومدين

19
00:00:51,818 --> 00:00:55,632
پس، چه اتفاقي افتاده؟
موفق شدين جورج رو پيدا کنين؟

20
00:00:55,722 --> 00:00:58,569
<font color=#FF8000>مي بيبين، مثل اکثر
زنهاي بانزاکت</font>

21
00:00:58,659 --> 00:00:59,729
جورج مرده

22
00:00:59,760 --> 00:01:02,504
ديشب توي يه هتل
دست به خودکشي زده

23
00:01:02,596 --> 00:01:05,443
<font color=#FF8000>...بيري هم چيزي براي
مخفي کردن داشت</font>

24
00:01:05,532 --> 00:01:08,638
اوه، آم

25
00:01:09,536 --> 00:01:11,575
خب، آم

26
00:01:11,672 --> 00:01:15,620
خيلي لطف کردين که
شخصاً به من گفتين

27
00:01:15,642 --> 00:01:17,644
راستش، آم

28
00:01:17,678 --> 00:01:19,683
بازم ... بازم هست

29
00:01:19,780 --> 00:01:22,556
بازم؟

30
00:01:24,551 --> 00:01:26,622
اينا رو ميشناسين؟

31
00:01:26,653 --> 00:01:29,759
اونا لباس زيراي من
هستن! شما چطوري

32
00:01:29,790 --> 00:01:32,534
فکر ميکنيم آقاي
ويليامز اينارو دزديده

33
00:01:32,626 --> 00:01:34,472
کجا پيداشون کردين؟

34
00:01:34,561 --> 00:01:38,532
آقاي ويليامز يه اتاق
داره که پر از، آم

35
00:01:38,532 --> 00:01:40,512
...اقلام ناخوش آينده

36
00:01:40,534 --> 00:01:41,672
مثل يه معبد بود

37
00:01:41,702 --> 00:01:44,583
اقلام ناخوش آيند؟
يعني چي؟

38
00:01:44,671 --> 00:01:46,673
بهتره ندونين

39
00:01:46,707 --> 00:01:49,554
خبرنگار روزنامه اينجاست

40
00:01:49,643 --> 00:01:52,590
سردبيرش يکي از دوستاي خوب منه
مطمئنم ميتونم اين خبرو لغوش کنم

41
00:01:52,613 --> 00:01:55,822
چنانچه، بخواين به خونواده
تون بگين چه اتفاقي افتاده

42
00:01:57,684 --> 00:01:59,530
اون چيه؟

43
00:01:59,620 --> 00:02:01,725
عذر ميخوام. قرار
نبود شما اونو ببينين

44
00:02:01,755 --> 00:02:04,636
ـ   مادج، اونو از اينجا ببر
ـ   نه! صبرکن

45
00:02:04,725 --> 00:02:09,538
ـ   يعني اين مثلا منم؟
ـ   خب

46
00:02:10,797 --> 00:02:13,644
نميشه گفت

47
00:02:13,734 --> 00:02:15,409
متوجه نميشم

48
00:02:15,502 --> 00:02:17,743
منظورم اينه که، با يه عروسک
اندازه طبيعي چيکار ميکنه؟

49
00:02:22,609 --> 00:02:24,489
ـ   اوه، خداي بزرگ
ـ   برو

50
00:02:24,578 --> 00:02:26,615
اوه، صبرکن. ميخواين
با اون چيکار کنين؟

51
00:02:26,647 --> 00:02:31,496
تا وقتي پرونده آقاي ويليامز
رو ببنديم، اونم جزء شواهده

52
00:02:31,585 --> 00:02:33,431
مجبوريم ببريمش دفتر پليس

53
00:02:33,520 --> 00:02:35,559
خيلي متأسفم، خانم ونديکمپ

54
00:02:35,656 --> 00:02:38,728
ميدونم تمام اينا چقدر
ميتونه سخت باشه

55
00:02:41,628 --> 00:02:45,670
کاراگاه بارتون، نگران
من نباشين، من خوب ميشم

56
00:02:45,766 --> 00:02:50,738
<font color=#FF8000>بله، راههاي زيادي هست که ميشه گفت
بيري ونديکمپ يک خانوم به تمام معناست</font>

57
00:02:50,771 --> 00:02:55,586
<font color=#FF8000>ولي مطمئن ترين راه، تماشاي اين بود
که تا چه حد وقار خودشو حفظ ميکنه</font>

58
00:02:55,676 --> 00:03:00,523
<font color=#FF8000>...حتي در ناشايسته ترين موقعيتها</font>

59
00:03:06,787 --> 00:03:10,758
<font color=#FF8000>اين يک داستان
خيلي خيلي قديمي</font>

60
00:03:10,791 --> 00:03:15,638
<font color=#FF8000>بازگشت يک پسر ناخَلَف</font>

61
00:03:16,763 --> 00:03:21,769
<font color=#FF8000>و اهميتي نداره که
چندبار تکرار شده</font>

62
00:03:23,537 --> 00:03:27,679
<font color=#FF8000>...و جزئياتش ممکنه
چقدر متنوع بوده باشه</font>

63
00:03:28,542 --> 00:03:31,446
<font color=#FF8000>...يا چقدر نام ممکنه
عوض شده باشه</font>

64
00:03:31,545 --> 00:03:35,652
<font color=#FF8000>...داستان هميشه يه
جور تموم ميشه</font>

65
00:03:37,551 --> 00:03:41,658
<font color=#FF8000>درآغوش يک پدر مهربان</font>

66
00:03:41,688 --> 00:03:44,601
سلام، بابا

67
00:03:50,664 --> 00:03:53,602
سوزان ماير به من گفت يه مقدار
پول بهت داده که بري يوتاه

68
00:03:53,700 --> 00:03:56,444
آره، نميدونستم کجا
بايد دنبالتون بگردم

69
00:03:56,536 --> 00:03:59,576
پولها شروع کرد به تموم شدن، واسه همين
فکر کردم ممکنه برگشته باشين خونه

70
00:03:59,673 --> 00:04:01,550
بچهء باهوشي هستي

71
00:04:01,575 --> 00:04:05,785
ـ   ميتونم ازتون يه چيزي بپرسم؟
ـ   البته. هرچي ميخواي

72
00:04:07,748 --> 00:04:10,492
خب، وقتي شهر
رو ترک کردين

73
00:04:10,584 --> 00:04:16,535
خانم تيلمن گفت که مادر واقعي
من يه معتاد در يوتاه بوده

74
00:04:19,593 --> 00:04:21,698
درسته

75
00:04:21,728 --> 00:04:24,675
پس

76
00:04:24,698 --> 00:04:27,645
...بابام کيه؟

77
00:04:31,538 --> 00:04:35,577
نميدونم. ميتونه
هرکسي باشه

78
00:04:35,601 --> 00:04:44,601
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

79
00:04:44,651 --> 00:04:48,622
بخاطر شيرآب ممنون. اين صداي
چيکه آب داره ديوونه م ميکنه

80
00:04:48,655 --> 00:04:50,532
ـ   چقدر بهتون بدهکارم؟
ـ   اوه، عجله اي نيست

81
00:04:50,557 --> 00:04:52,662
وقتي نصبش کردم
پولشو بدين

82
00:04:52,726 --> 00:04:54,728
سلام

83
00:04:54,728 --> 00:04:58,599
ـ   روزنامه امروز رو ديدين؟
ـ   نه، هنوز نه

84
00:04:58,698 --> 00:05:01,702
درمورد اون يارويي که هفته
گذشته گرفتي يه مطلب هست

85
00:05:01,735 --> 00:05:05,547
پليس در جستجوي کمک
براي شناسايي ولگرد ناشناس

86
00:05:05,572 --> 00:05:07,418
هنوز اسمشو نميدونن؟

87
00:05:07,507 --> 00:05:09,478
نميدونن حرف ميزنه يا نه

88
00:05:09,576 --> 00:05:13,615
تا وقتي بفهمن اون کيه توي
تيمارستان نگهش ميدارن

89
00:05:13,647 --> 00:05:15,718
خب، متعاقبا خيلي
راحت تر استراحت ميکنم

90
00:05:15,749 --> 00:05:18,596
...از اينکه بدونم اون ديگه
اين حوالي پرسه تميرنه

91
00:05:18,685 --> 00:05:20,687
تا بعد

92
00:05:21,688 --> 00:05:25,727
ـ   بخاطر شيرآب بازم ممنون
ـ   خواهش ميکنم

93
00:05:30,597 --> 00:05:32,704
ميخواي با کالب
چيکار کني؟

94
00:05:32,799 --> 00:05:37,612
واضحه، تميريم
اونجا و بياريمش

95
00:05:47,781 --> 00:05:50,762
ـ   دستبندهام کجاست؟
ـ   کشوي پاييني

96
00:05:52,652 --> 00:05:54,623
به مردم بگم کي
بر ميگردي؟

97
00:05:54,721 --> 00:05:57,759
دو روز، شايدم سه روز

98
00:06:01,728 --> 00:06:03,765
ـ   اين ديگه چيه؟
ـ   اين دهنبند توپي

99
00:06:03,797 --> 00:06:05,506
فکر کردم ميخوايش

100
00:06:05,599 --> 00:06:08,637
ما با دهنبندهاي
توپي کار نميکنيم

101
00:06:08,668 --> 00:06:12,582
يه نگاه به جاي
دندوناي روش بنداز

102
00:06:13,707 --> 00:06:17,621
دوست دارم فکر
کنم بهتر از ايتيم

103
00:06:18,578 --> 00:06:21,616
هي مونورو
مطمئني کمک نميخواي؟

104
00:06:21,648 --> 00:06:23,650
يارو خطرناکه

105
00:06:23,817 --> 00:06:25,697
اون يه عقب افتاده ست، جري

106
00:06:25,785 --> 00:06:30,598
اگه ميتونم از پس تو بر بيام
از پس اونم ميتونم بر بيام

107
00:06:32,692 --> 00:06:37,573
ـ   پس اون رکس رو مسموم کرده؟
ـ   جورج ويليامز نازنين؟

108
00:06:37,597 --> 00:06:40,444
خب، معلوم شد
اصلا نازنين نبوده

109
00:06:40,533 --> 00:06:43,514
امکانش هست که توي
روزنامه ها چاپ بشه

110
00:06:43,536 --> 00:06:45,641
واسهء همين خواستم
اول از خودم بشنوين

111
00:06:45,672 --> 00:06:47,618
بيري، خيلي متأسفم

112
00:06:47,641 --> 00:06:50,522
آره، انگاري غصه هات
تمومي نداره

113
00:06:50,610 --> 00:06:53,750
خدا، اون داروفروش مونه
همين کافيه که بيچاره بشي

114
00:06:53,780 --> 00:06:57,423
ميدونم بنظر خيلي وحشتناکه
ولي يجورايي خوشحالم که مرده

115
00:06:57,517 --> 00:07:00,623
اوه، اميدوارم اون
عوضي زجر کشيده باشه

116
00:07:00,820 --> 00:07:04,597
خب، از کجا
معلوم که نکشيده

117
00:07:08,662 --> 00:07:11,734
اندرو از اردوگاه هنسي
برگشته. بايد برم

118
00:07:11,765 --> 00:07:14,746
ـ   اون خبر داره؟
ـ   نه

119
00:07:14,768 --> 00:07:17,512
فکر ميکني چه عکس العملي
نشون ميده؟

120
00:07:17,604 --> 00:07:19,675
خيلي خب. چي شده؟

121
00:07:19,706 --> 00:07:25,554
ميدونم که بخاطر سلامتيم منو از
توي زندان بچه ها بيرون نياوردي

122
00:07:25,679 --> 00:07:30,526
بعدا، دوباره مي بينمتون

123
00:07:34,654 --> 00:07:37,498
ـ   پس پليس مطمئنه؟
ـ   آره

124
00:07:37,524 --> 00:07:41,495
توي کامپيوتر شخصي
جورج سوابق پيدا کردند

125
00:07:41,528 --> 00:07:43,567
و همينطور پرونده هاي
داروخونه ش رو

126
00:07:43,663 --> 00:07:46,644
همون کاملا اثبات ميکنه که
اون پدرت رو مسموم کرده

127
00:07:46,666 --> 00:07:50,705
نگفتن براي چي
اينکارو کرده؟

128
00:07:52,539 --> 00:07:54,419
خب، بنظر ميرسه
کاراگاه فکر ميکنه

129
00:07:54,507 --> 00:08:00,617
...سعي داشت پدرت رو کنار بزنه
تا بتونه با من ازدواج کنه

130
00:08:01,548 --> 00:08:04,588
عزيزم، خواهش ميکنم، از زير ليوانيت
استفاده کن. يه حلقه لکه ميافته

131
00:08:04,684 --> 00:08:07,463
پدرم بخاطر تو
به قتل رسيد

132
00:08:07,554 --> 00:08:10,535
تا اونجايي که به من مربوطه
ديگه براي من تعيين تکليف نميکني

133
00:08:10,557 --> 00:08:13,438
اندرو، اين عادلانه نيست

134
00:08:13,526 --> 00:08:15,463
تو اون رواني رو
آوردي توي خونه مون

135
00:08:15,562 --> 00:08:18,443
اونو نشوندي پشت ميزمون
انتظار داري چقدر منصف باشم؟

136
00:08:18,531 --> 00:08:19,771
اندرو، جورج آدماي
زيادي رو فريب داده

137
00:08:19,799 --> 00:08:21,710
آره، خب، منو که گول نداد

138
00:08:21,735 --> 00:08:26,414
اندرو، سعي ندارم خودمو در
اينمورد تبرئه کنم. باور کن

139
00:08:26,506 --> 00:08:29,487
براي اتفاقي که افتاد
از خودم متنفرم

140
00:08:29,509 --> 00:08:30,487
خوبه

141
00:08:30,510 --> 00:08:32,651
حالا با هم يه اشتراکي داريم

142
00:08:32,746 --> 00:08:36,492
اوه، راستي، ميخوام به
دوستم زنگ بزنم، جاستين

143
00:08:36,583 --> 00:08:38,563
ميخوام بياد اينجا
و شب بمونه

144
00:08:38,585 --> 00:08:42,556
جاستين؟ از يکي از دوستاي
مدرسته؟ يا کليسا؟

145
00:08:42,589 --> 00:08:44,660
چه جور دوستي؟

146
00:08:44,691 --> 00:08:47,535
از اون خوب خوباش

147
00:08:49,696 --> 00:08:52,700
اندرو، مناسب نيست
کسي رو با خودت بياري

148
00:08:52,732 --> 00:08:54,612
تو تازه اومدي خونه

149
00:08:54,701 --> 00:08:59,741
همونطور که گفتم، ديگه
براي من تعيين تکليف نميکني

150
00:09:07,514 --> 00:09:10,452
ـ   اومدي
ـ   انتخابي هم دارم؟

151
00:09:10,550 --> 00:09:11,690
خب، حتما

152
00:09:11,785 --> 00:09:15,531
توي بيمارستان انگار حسابي
آماده بودي تهديدم کني

153
00:09:15,622 --> 00:09:18,535
براي اينکه باهات
رابطه داشته باشم

154
00:09:18,558 --> 00:09:19,628
اون لحظه هيجانزده بودم

155
00:09:19,659 --> 00:09:21,698
بمحض اينکه منو بشناسي
ميفهمي که من

156
00:09:21,795 --> 00:09:24,776
از اون آدمايي نيستم که حتي
توو ردهء تهديد کننده ها باشم

157
00:09:24,798 --> 00:09:27,542
کاشکي اينو توي
بيمارستان ميگفتي

158
00:09:27,634 --> 00:09:29,671
ديگه يه کرايه تاکسي نميدادم

159
00:09:30,503 --> 00:09:30,776
ميخواي بياي توو؟

160
00:09:30,804 --> 00:09:34,547
خب، تا بعد از
وقت نهار وقت دارم

161
00:09:39,679 --> 00:09:43,627
اون اولين جشن هالويين من بود. من
2 ساله بودم. فکر ميکني من چي هستم؟

162
00:09:43,650 --> 00:09:44,628
نميدونم

163
00:09:44,651 --> 00:09:46,722
اوه، يالا ديگه، فقط
حدس بزن. ميتوني بگي

164
00:09:46,753 --> 00:09:51,568
ـ   آه، يه شخص ولگرد؟
ـ   نه، اديسون، من يه مرغم

165
00:09:51,658 --> 00:09:53,604
اون پر و بالهاي
اطرافمو نگاه کن

166
00:09:53,626 --> 00:09:57,633
اوه. فکر کردم
مثلا اونا آشغاله

167
00:09:57,730 --> 00:09:59,610
آه، ببين، اينجا
کارمون تموم شد؟

168
00:09:59,699 --> 00:10:02,509
حتي قهوه تو تموم نکردي

169
00:10:02,535 --> 00:10:04,776
بايد برگردم سر کار

170
00:10:06,806 --> 00:10:10,754
ميخوام اين يکي رو هم نشونت بدم. اين
يکي مال مجلس رقص پدر و دختر بود

171
00:10:10,777 --> 00:10:14,591
مجبور شدم آرايشگر
مامانمو ببرم

172
00:10:14,681 --> 00:10:18,561
سوزان، تو از
من چي ميخواي؟

173
00:10:18,585 --> 00:10:21,625
خب، ميخوام يه چيزي بيشتر از
دي ان آ مون به اشتراک بزاريم

174
00:10:21,721 --> 00:10:25,467
ميخواستم با تو يه
رابطه داشته باشم

175
00:10:25,558 --> 00:10:28,801
هيچکدوم از اينا براي
تو معني اي نداره؟

176
00:10:29,796 --> 00:10:31,742
اين عکس ولگرد رو ميبرم

177
00:10:31,764 --> 00:10:36,713
راستش، اين ... باشه

178
00:10:37,570 --> 00:10:39,507
ـ   اين چيه؟
ـ   قرارداد بيمه شرکتمون

179
00:10:39,606 --> 00:10:40,710
تا حالا به خودت زحمت
دادي بخونيش؟

180
00:10:40,740 --> 00:10:42,651
من ميخوام بگم نه
ولي تو نگو نه

181
00:10:42,675 --> 00:10:45,556
ما شيرخوارگاه داريم، اد
شيرخوارگاه

182
00:10:45,645 --> 00:10:50,617
متوجه شدي از وقتي نصف شرکتو اخراج
کرديم تو و من به سختي از اينجا رفتيم بيرون؟

183
00:10:50,650 --> 00:10:52,530
بچه هام دارم فراموش
ميکنن من کي هستم

184
00:10:52,619 --> 00:10:55,625
ميدونم ميخواي چي بگي. يه بچه 17
ماهه دارم. که هفته هاست بيدار نديدمش

185
00:10:55,722 --> 00:11:01,695
ببين، تنها چيزي که نياز داريم
يه مشارکت کوچيک از، آه

186
00:11:01,728 --> 00:11:03,437
...شونزده تا بچه ست

187
00:11:03,530 --> 00:11:05,535
بچه هاي من، بچه ي تو

188
00:11:05,632 --> 00:11:07,478
سالي توي حسابداري
سه تا بچه داره

189
00:11:07,567 --> 00:11:09,504
اون يارو جديده توي
منابع انساني دو تا داره

190
00:11:09,602 --> 00:11:12,515
اون زن حامله هه
رو که حساب کنيم

191
00:11:12,539 --> 00:11:14,746
داره ششميش رو ميندازه
بيرون. بفرما. 16 تا

192
00:11:14,774 --> 00:11:17,755
ـ   پونزده تا. همسر من اينکار نميکنه
ـ   شايد اگه من باهاش حرف بزنم بکنه

193
00:11:17,777 --> 00:11:20,521
نه، دارم بهت ميگم اين جريان
شيرخوارگاه آخر عاقبت نداره

194
00:11:20,613 --> 00:11:22,752
فران اجازه نميده هيچ شخص
ديگه اي بچه رو نگه داره

195
00:11:22,782 --> 00:11:25,561
يعني اون نميخواد يه چند
ساعت وقت آزاد داشته باشه؟

196
00:11:25,652 --> 00:11:29,466
لينت، اگه بريدن اون
بند ناف دست خودم بود

197
00:11:29,556 --> 00:11:32,799
...قسم ميخورم هنوز چسبيده بود

198
00:11:33,660 --> 00:11:37,733
ولي اگه ميخواي
سعي کني، باخودته

199
00:11:45,572 --> 00:11:48,544
تو! چه بلايي سر
شوهرم آوردي؟

200
00:11:48,641 --> 00:11:52,487
لطفا خودتو کنترل کن، گبرييل
تو توي خونهء خدايي

201
00:11:52,512 --> 00:11:55,655
ـ   بگو اون کجاست
ـ   معلومه، همه جا

202
00:11:55,748 --> 00:11:59,525
خدارو نميگم. شوهرم

203
00:11:59,552 --> 00:12:01,623
گبي؟ تو اينجا چيکارميکني؟

204
00:12:01,654 --> 00:12:05,625
منم ميخواستم همينو از تو سوال کنم. تو
قرار بود منو توي چشمه آب معدني ببيني

205
00:12:05,658 --> 00:12:08,562
داشتم با نامه هاي ارسالي براي درخواست
کمک مالي به خواهر ماري کمک ميکردم

206
00:12:08,661 --> 00:12:12,632
کليسا ميخواد يه گروه نجات براي
کمک با خشکسالي به بانسوانا بفرسته

207
00:12:12,632 --> 00:12:13,610
اين عذر توئه؟

208
00:12:13,633 --> 00:12:15,772
تو ماساژهاي آب کنار
همديگه رو از دست دادي

209
00:12:15,802 --> 00:12:17,782
مجبور شدم هفته ها
رزرو نگهشون نگهدارم

210
00:12:17,804 --> 00:12:20,548
خيلي خب. تو يه ماساژ رو
از دست دادي. اين مايه تاسف

211
00:12:20,640 --> 00:12:23,521
مردم دارن توي بانسوانا ميميرن

212
00:12:23,610 --> 00:12:25,749
مردمي هم هستن که ممکنه
توي اين کليسا بميرن

213
00:12:25,778 --> 00:12:28,522
...اگه اون قيافه گستاخانه رو
از روي صورتت بر نداري

214
00:12:28,615 --> 00:12:31,528
مشکل تو چيه؟

215
00:12:31,651 --> 00:12:33,690
خواهر ماري، ميشه
جند لحظه، لطفا؟

216
00:12:33,786 --> 00:12:36,733
حتما

217
00:12:38,725 --> 00:12:41,435
کارلوس، ما قرار بود روي
زندگي زناشوئيمون کار کنيم

218
00:12:41,527 --> 00:12:44,736
تا وقتي اون خانم جاودانه ماتحتشو از زندگي
مون نکشه بيرون، نميتونيم اونکارو بکنيم

219
00:12:44,764 --> 00:12:47,440
جنابعالي هم نگران
يتيمهاي تشنه اي

220
00:12:47,533 --> 00:12:50,676
بخاطر تنش ازدواجمون خواهر
ماري رو مقصر ميدوني؟

221
00:12:50,770 --> 00:12:53,583
اون ميخواد ما باهم بجنگيم. اون
ميخواد تو از دست من خسته بشي

222
00:12:53,673 --> 00:12:55,584
تا بتونه تو رو واسه
خودش داشته باشه

223
00:12:55,608 --> 00:12:56,780
اين احمقانه ست
اون يه راهبه ست

224
00:12:56,809 --> 00:12:58,689
ممکنه اون لباس
و تسبيح بپوشه

225
00:12:58,778 --> 00:13:02,624
...ولي در پايان روز، اون
هنوز يه زن. درست مثل من

226
00:13:02,649 --> 00:13:03,687
و ميدونم توانايي
چه کارايي دارم

227
00:13:03,783 --> 00:13:07,529
اون يه زن

228
00:13:07,620 --> 00:13:10,658
ولي هيچ چيزش
مثل تو نيست

229
00:13:11,791 --> 00:13:15,603
کارلوس، داري کجا ميري؟

230
00:13:16,629 --> 00:13:17,699
کارلوس

231
00:13:21,534 --> 00:13:23,514
بنظر عصبي مياي، گبرييل

232
00:13:23,536 --> 00:13:26,813
شايد بهتره بري
يه ماساژ بگيري

233
00:13:37,846 --> 00:13:40,827
سلام سوزان. اديسون
هستم. اونجايي؟

234
00:13:40,849 --> 00:13:42,829
سلام. سلام، آره، اينجائم

235
00:13:42,851 --> 00:13:45,732
ـ   خوبه، تو خونه اي

236
00:13:45,821 --> 00:13:48,768
ميدوني که ميگفتي ميخواي
قسمتي از زندگي من باشي؟

237
00:13:48,791 --> 00:13:49,795
آره

238
00:13:49,892 --> 00:13:53,740
من توي اداره پليسم. ميخواي
بياي و ضمانتمو بکني

239
00:13:53,829 --> 00:13:57,606
نحريک به ارتکاب جرم؟ تو رو
بخاطر نحريک به ارتکاب جرم گرفتن؟

240
00:13:57,633 --> 00:13:59,738
اين يه اغواگري بود
اينجا من قرباني ام

241
00:13:59,768 --> 00:14:01,679
ولي با يه فاحشه بودي؟

242
00:14:01,703 --> 00:14:02,707
معلومه که نه

243
00:14:02,805 --> 00:14:05,618
سه بار ازش پرسيدم
تو پليس هستي ؟

244
00:14:05,707 --> 00:14:07,846
بايد بهت بگن، ولي
اون يه هنگ هم نگفت

245
00:14:07,876 --> 00:14:09,619
فکر ميکردم اينجا آمريکاست

246
00:14:09,711 --> 00:14:11,682
اديسون، تو رو بخاطر پرداخت
پول براي سکس گرفتند

247
00:14:11,780 --> 00:14:14,727
الان وقتش نيست که
خودتو توي پرچم بپيچوني

248
00:14:14,750 --> 00:14:16,821
اينجوري به من نگاه نکن
تقصير من که نبوده

249
00:14:16,852 --> 00:14:19,890
عذرميخوام، تلاش براي بلند کردن
يه فاحشه چطور تقصير تو نيست؟

250
00:14:19,922 --> 00:14:22,803
من توي فروشگاه بودم، داشتم با
کامپيوترم کار ميکردم، و اونوقت

251
00:14:22,891 --> 00:14:25,838
ميدوني، از اين آدرسها اومد
همينايي که يهو مياين توو صفحه

252
00:14:25,861 --> 00:14:28,842
و ميپرسن که ميخواي يه
قرار مرگي داشته باشي

253
00:14:28,864 --> 00:14:30,866
منم شيطون گولم زد

254
00:14:30,866 --> 00:14:34,871
نميتوني بري خونه و مثل يه شخص
معمولي با همسرت سکس داشته باشي؟

255
00:14:34,903 --> 00:14:36,883
اون يه پيرزن 68 ساله ست

256
00:14:36,905 --> 00:14:39,615
چندسال پيش ناقوسش واسه
من از زنگ خوردن افتاده

257
00:14:39,708 --> 00:14:42,780
اوه، خداي من. نگو نگو

258
00:14:42,878 --> 00:14:46,621
من ميرم پول اينو بدم

259
00:14:50,786 --> 00:14:53,699
پس، آه، الان حلّه ديگه؟

260
00:14:53,722 --> 00:14:54,792
چي؟

261
00:14:54,823 --> 00:14:59,704
اين جريان پدر دختري
تموم شد ديگه، درسته؟

262
00:14:59,862 --> 00:15:03,639
سه شنبه. ساعت 2 قهوه
ميخوريم. دير نيا

263
00:15:03,665 --> 00:15:05,770
بد برداشت نکن، ولي تو ختگي؟

264
00:15:05,801 --> 00:15:09,672
باشه، دقيقا از اون چيزي که امروز
درمورد تو فهميدم خوشم نيومد

265
00:15:09,771 --> 00:15:15,653
ولي از تجربه ديگران بايد
استفاده کرد، نه قضاوت

266
00:15:16,778 --> 00:15:18,621
خودم قهوه ميارم

267
00:15:18,647 --> 00:15:21,890
اون آشغالي که تو درست
ميکني معدهء منو سوراخ ميکنه

268
00:15:44,640 --> 00:15:46,620
اين تونده

269
00:15:46,642 --> 00:15:48,715
اون والديتش رو توي
خشکسالي از دست داده

270
00:15:48,810 --> 00:15:51,882
درواقع، آب در
بانسوانا هميشه کمياب

271
00:15:51,914 --> 00:15:54,690
واحد پول ملي شون
پالا يا قطرهء بارونه

272
00:15:54,716 --> 00:15:56,696
سلام. از اين طرفا؟

273
00:15:56,718 --> 00:15:59,758
نگران خشکسالي
توي کنيا هستم

274
00:15:59,855 --> 00:16:02,631
ـ   بانسوانا
ـ   آره

275
00:16:02,658 --> 00:16:03,662
و شما؟

276
00:16:03,759 --> 00:16:05,639
خب، من دارم يه گروه
نجات آماده ميکنم

277
00:16:05,727 --> 00:16:08,833
ـ   تا يک هفته ديگه ميريم
ـ   خب، سفر به خير، پدر

278
00:16:08,864 --> 00:16:10,673
خودم تميرم

279
00:16:10,699 --> 00:16:12,738
بايد امسال عمليات نجاتمون
رو گسترده تر کنيم

280
00:16:12,834 --> 00:16:15,681
حتي اگه مجبور بشم چندتا از
دستيارهارو از سفر حذف کنيم

281
00:16:15,771 --> 00:16:18,684
خواهر ماري و خواهر
گرتا خيلي نا اميدند

282
00:16:18,707 --> 00:16:20,780
اگه ميخواين به هر
کدومشون کمک کنين

283
00:16:20,876 --> 00:16:22,822
خواهر ماري به
اين سفر ميره؟

284
00:16:22,844 --> 00:16:25,691
اوه، خواهر ماري هميشه
حداقل چند ماهي رو ميره

285
00:16:25,781 --> 00:16:29,754
ولي از اونجايي که تامين بودجه مون کم شده
از روي بخشندگي پيشنهاد کرده کنار ميکشه

286
00:16:29,851 --> 00:16:33,799
گفت اينجا هم کلي کارهاي
خداپسندانه هست

287
00:16:35,857 --> 00:16:39,805
آره. زياد

288
00:16:40,696 --> 00:16:43,643
پدر، چقدر پول کم دارين؟

289
00:16:44,766 --> 00:16:46,703
قصد داريم يه سيستم آبياري
پيشرفته راه اندازي کنيم

290
00:16:46,802 --> 00:16:50,773
عذر ميخوام که حرفتون رو قطع ميکنم
خواهر ماري، ولي يه اعلاميه دارم

291
00:16:50,806 --> 00:16:53,878
من همن الان يه هديه
8000 دلاري دريافت کردم

292
00:16:55,844 --> 00:16:57,824
که يعني خواهر ماري
و خواهر گرتا

293
00:16:57,846 --> 00:17:00,827
ميتونن به گروه نجات
بانسوانا ملحق بشن

294
00:17:05,787 --> 00:17:07,733
اين نشون ميده

295
00:17:07,756 --> 00:17:10,862
...فرشته ها همه جا هستند

296
00:17:20,702 --> 00:17:23,683
سلام. براي ديدن
لينت اسکاوو اومدم

297
00:17:23,705 --> 00:17:25,707
اوه، سلام! ببخشيد
من لينت هستم

298
00:17:25,741 --> 00:17:27,743
ـ   تو بايد فران باشي؟
ـ   آره، سلام

299
00:17:27,743 --> 00:17:31,885
اد گفت ميخواي با من صحبت کني
نتونستم تصور کنم در چه موردي

300
00:17:31,913 --> 00:17:34,623
اوه، خب، بيا
بريم توي دفترم

301
00:17:34,716 --> 00:17:38,687
تو ميخواي دخترمو بزارم
توي شيرخوارگاه؟

302
00:17:38,687 --> 00:17:40,667
ولي من يه مامان
خونه دار هستم

303
00:17:40,689 --> 00:17:43,602
من نميگم که براي تمام
طول روز بزاريش اينجا

304
00:17:43,625 --> 00:17:46,597
شابد فقط يه جند
ساعت براي عصر

305
00:17:46,695 --> 00:17:47,767
عالي نميشه؟

306
00:17:47,863 --> 00:17:51,811
يکم وقت آزاد براي خودت
آرامش. سست و شل لم ميدي

307
00:17:51,833 --> 00:17:55,681
من به سست بودن احتياجي ندارم. من
عاشق مراقبت از ميندي کوچولو هستم

308
00:17:55,771 --> 00:17:58,652
اوه، البته. البته

309
00:17:58,740 --> 00:18:02,688
ولي همه مون يه روزهايي
داريم که کلافه ميشيم

310
00:18:02,711 --> 00:18:04,782
خوب نيست اگه يه جايي باشه
که بچه رو تحويل بگيره

311
00:18:04,813 --> 00:18:07,794
...قبل از اينکه بخواي
خفه ش کني؟

312
00:18:09,618 --> 00:18:12,599
من تک تک لحظاتي که با اون
ميگذرونم رو ستايش ميکنم

313
00:18:12,621 --> 00:18:16,694
ـ   جدا
ـ   واقعا؟

314
00:18:16,825 --> 00:18:21,706
باشه. ببين، ميخوام
باهات رو راست باشم

315
00:18:21,830 --> 00:18:23,810
شرکت ما نميتونه يه مرکز
شيرخوارگاه داشته باشه

316
00:18:23,832 --> 00:18:26,642
مگر اينکه حداقل 16
تا بچه داشته باشيم

317
00:18:26,668 --> 00:18:30,616
و بدون ميندي کوچولو
فقط 15 تا بچه داريم

318
00:18:30,639 --> 00:18:33,882
خب، اين مشکل من نيست

319
00:18:34,743 --> 00:18:36,723
باشه. باشه

320
00:18:36,745 --> 00:18:38,816
فقط فکر کردم
يه زوري بزنم

321
00:18:38,847 --> 00:18:43,628
خب، کاشکي ميتونستم
کمکت کنم، ولي نميتونم

322
00:18:43,719 --> 00:18:46,632
باشه

323
00:18:49,891 --> 00:18:51,668
ـ   لينت. .. ـ   بله؟

324
00:18:51,760 --> 00:18:54,741
ـ   ميتونم ازت يه چيزي بپرسم؟
ـ   آره

325
00:18:54,763 --> 00:18:57,610
چرا بچه داري اگه نميخواي
بزرگشون کني؟

326
00:18:57,699 --> 00:18:59,679
ببخشيد؟

327
00:18:59,701 --> 00:19:00,873
خب، من زنها رو
درک نميکنم

328
00:19:00,902 --> 00:19:03,646
اونايي که ميگن
ميخوان مادر باشن

329
00:19:03,739 --> 00:19:07,846
و بعدش بچه هاشونو ميدن
دست يه پرستاربچه

330
00:19:07,876 --> 00:19:12,655
من کار ميکنم بخاطر اينکه خونوادم
احتياج دارن من کار کنم

331
00:19:12,681 --> 00:19:16,629
اوه، خداي من. من ناراحتت
کردم، و قصدم اين نبود

332
00:19:16,651 --> 00:19:18,690
آها

333
00:19:18,787 --> 00:19:21,634
اشتباه نکن
من يک مادر خوب هستم

334
00:19:21,723 --> 00:19:23,794
فرق بين ما همينه

335
00:19:23,825 --> 00:19:26,669
من نميتونم با يک مادر
خوب بودن راضي بشم

336
00:19:26,695 --> 00:19:29,642
ميخوام يه مادر عالي باشم

337
00:19:29,865 --> 00:19:33,870
ـ   باي باي
ـ   باي باي

338
00:19:45,881 --> 00:19:49,624
(فاحشه)

339
00:19:49,684 --> 00:19:52,631
سلام آلبرتا، حالت چطوره؟ اوني که بروشور
نگهباني همسايه هارو فرستاده بود تو بودي؟

340
00:19:54,656 --> 00:19:56,797
ميخواستم بدونم يه نسخه
اضافي داري يا نه

341
00:19:56,892 --> 00:20:04,674
يا از يه نفر ديگه يکي
قرض ميگيم. مرسي

342
00:20:19,410 --> 00:20:20,550
آره. شبيه دست خط کارول

343
00:20:20,645 --> 00:20:21,646
اين مسخره ست

344
00:20:21,679 --> 00:20:24,389
اون چي فکرميکنه
باهم رابطه نامشروع داريم؟

345
00:20:24,482 --> 00:20:28,430
خب، احتمالا ديروز که منو رسوندي
خونه تو رو ديده و بد متوجه شده

346
00:20:28,453 --> 00:20:30,333
حالا بابد حقيقت
.. رو بهش بگي

347
00:20:30,421 --> 00:20:32,526
اوه، نه، نه، نه
بهتره نرم جهنم

348
00:20:32,557 --> 00:20:35,663
پس ميخواي من بجاي تو برم؟ منظورم
اينه که، خودت گفتي اون ديوانه ست

349
00:20:35,693 --> 00:20:39,505
نميخوام فردا صبح بيدار بشم و
ببينم لاستيکهاي ماشينم ترکيده

350
00:20:39,530 --> 00:20:42,511
خيلي خب. باهاش
صحبت ميکنم

351
00:20:51,476 --> 00:20:54,457
سلام، ايدي! حرفي داري
که دوست داري بزني؟

352
00:20:54,479 --> 00:20:59,622
نه. همون همه چيزو ميگه

353
00:21:11,429 --> 00:21:14,569
خواهر ماري
عجي سوپرايز خوبي

354
00:21:14,599 --> 00:21:17,580
نتونستم بدون خداحافظي
برم، گبرييل

355
00:21:17,602 --> 00:21:21,348
آم، خيلي لطف داري. منم
واقعا دلم برات تنگ ميشه

356
00:21:21,439 --> 00:21:24,682
مطمئنم نه اونقدر که دلت
براي شوهرت تنگ ميشه

357
00:21:24,709 --> 00:21:28,318
ـ   ها؟
ـ   وحشت نکن

358
00:21:28,413 --> 00:21:30,518
ـ   من دارم ميرم بانسوانا
ـ   چي؟

359
00:21:30,548 --> 00:21:35,329
ـ   خواهر ماري به يک همراه نياز داره
ـ   چه اتفاقي براي خواهر گرتا افتاد؟

360
00:21:35,420 --> 00:21:38,424
ميخواستم با خواهر گرتا برم
ولي اون ناحيه خيلي بي ثباته

361
00:21:38,456 --> 00:21:41,403
با يه همراه مرد بيشتر
احساس امنيت ميکنم

362
00:21:41,426 --> 00:21:44,600
کارلوس، تو نميتوني اينکارو بکني
نميتوني بزاري بري آفريقا

363
00:21:48,433 --> 00:21:50,540
اين سفر براي من مهمه

364
00:21:50,635 --> 00:21:53,673
ميخوام يکي از
سربازان خدا باشم

365
00:21:54,605 --> 00:21:56,382
و خواهي شد، کارلوس

366
00:21:56,474 --> 00:21:59,580
بعد از اينکه خرابي هاي اونجا رو
ببيني، براي هميشه عوض ميشي

367
00:21:59,610 --> 00:22:01,456
ميبيني که زندگي قديميت
چقدر خودخواهانه ست

368
00:22:01,546 --> 00:22:05,653
...و ميخواي از تمام چيزايي که تو رو
به ياد اين زندگي ميندازه خلاص بشي

369
00:22:05,683 --> 00:22:09,563
اوه، خدا، بايد برم
وسايلمو جمع کنم

370
00:22:09,587 --> 00:22:10,591
کمتر از يک هفته
ديگه راه ميافتيم

371
00:22:10,688 --> 00:22:13,498
بايد يه نامه تشکر براي
افسر عفو مشروطم بفرستم

372
00:22:13,524 --> 00:22:15,504
بخاطر اونه که الان
ميتونم اينکارو بکنم

373
00:22:19,597 --> 00:22:25,673
ممکنه من يه کاتوليک باشم، ولي از
کشيده زدن به يه راهبه زياد بدم نمياد

374
00:22:26,504 --> 00:22:30,475
بفرما. بزن

375
00:22:30,508 --> 00:22:34,422
فقط طوري محکم
بزن که جاش بمونه

376
00:22:36,581 --> 00:22:38,461
آره

377
00:22:38,549 --> 00:22:41,655
فکر نميکنم

378
00:22:44,689 --> 00:22:47,570
از طرف من بچه ها رو
ببوس، صبح مي بينمشون

379
00:22:47,658 --> 00:22:50,662
باشه، آره. منم
دوستت دارم. باي باي

380
00:22:53,631 --> 00:22:56,341
لينت، درمورد
شيرخوارگاه متأسفم

381
00:22:56,434 --> 00:22:57,574
ولي فران حتي به زور
ميزاره بچه رو بغل کنم

382
00:22:57,668 --> 00:23:01,548
از روز اول، تنها چيزي که من گرفتم
سرشو نگه دار! سرشو نگه دار

383
00:23:01,572 --> 00:23:06,681
فکر ميکنم خودم ميدونم چطوري
سر لعنتي يه بچه رو نگه دارم

384
00:23:08,412 --> 00:23:10,588
خب، ... بيا يه
. کارامون برسيم

385
00:23:10,681 --> 00:23:12,661
نميخوام تمام
شب رو اينجا باشم

386
00:23:15,653 --> 00:23:18,429
تو پدر ميندي هستي

387
00:23:18,456 --> 00:23:20,495
حق داري وقتت رو
باهاش سپري کني

388
00:23:20,591 --> 00:23:24,562
ـ   ميدونم، ولي چيکار ميتونم بکنم؟
ـ   ميتوي جلوي فران وايسي

389
00:23:24,595 --> 00:23:27,408
اگه اينکارو نکني، فقط
بي ميل تر ميشي

390
00:23:27,498 --> 00:23:29,537
فران هم ديوونه تر ميشه

391
00:23:29,634 --> 00:23:31,477
و بدون يک نماد پدر

392
00:23:31,502 --> 00:23:34,383
ميندي بيچاره وقتي بزرگ
شد يه رقاص کاباره ميشه

393
00:23:34,472 --> 00:23:39,387
ـ   رقاص کاباره؟
ـ   اين يه علم اثبات شده ست

394
00:23:42,580 --> 00:23:44,423
ميدوني چيه؟

395
00:23:44,448 --> 00:23:46,487
تو کارت رو در مورد
اين شيرخوارگاه ادامه بده

396
00:23:46,584 --> 00:23:48,564
و ميندي رو هم حساب کن

397
00:23:48,586 --> 00:23:50,566
آره. فران رو بزار بعهده خودم

398
00:23:50,588 --> 00:23:53,492
داري کار درست
رو انجام ميدي، اد

399
00:23:53,591 --> 00:23:56,538
براي ميندي کوچولو

400
00:24:09,473 --> 00:24:11,353
رفيق، اگه مامانت
بياد توو چي؟

401
00:24:11,442 --> 00:24:15,481
ـ   نمياد. .. ـ   تو از کجا ميدوني

402
00:24:15,513 --> 00:24:18,585
بيا صبر کنيم تا همه بخوابن

403
00:24:19,417 --> 00:24:24,628
جدي ميگم. کاري ميکنم که ارزش
صبر کردن رو داشته باشه

404
00:24:26,490 --> 00:24:28,595
بهتره بکني

405
00:24:31,629 --> 00:24:34,405
آرزو ميکنم يهو بياد توو اتاق

406
00:24:34,432 --> 00:24:38,471
فقط حالت توي صورتشو ببينم

407
00:24:38,669 --> 00:24:41,616
خدا، ازش خيلي متنفرم

408
00:24:42,640 --> 00:24:48,491
به هرحال، هنوزم اون مادرته. يجورايي
مجبور نيستي دوستش داشته باشي؟

409
00:24:48,579 --> 00:24:52,425
پارسال، وقتي فهميد که من
از پسرها خوشم مياد

410
00:24:52,450 --> 00:24:54,430
...کُپ کرد

411
00:24:54,452 --> 00:24:58,696
گفت اگه ايني که هستم رو
عوض نکنم، مستقيم ميرم جهنم

412
00:24:59,557 --> 00:25:02,529
واسه همين، از اونجايي که
ميدونستم نميتونم عوض بشم

413
00:25:02,627 --> 00:25:05,471
يه روز يهو به ذهنم رسيد

414
00:25:05,496 --> 00:25:09,467
...که عشق مادرم نسبت
به من متوقف ميشه

415
00:25:09,500 --> 00:25:12,540
واسه همين تصميم گرفتم
اول خودم دست بکار بشم

416
00:25:12,637 --> 00:25:15,413
اونطوري، زياد دردناک نميشه

417
00:25:15,439 --> 00:25:18,411
اون نميدونسته
داشته چي ميگفته

418
00:25:18,509 --> 00:25:20,489
بله، ميدونسته

419
00:25:20,511 --> 00:25:22,582
واسه همين بايد مواخذه بشه

420
00:25:23,681 --> 00:25:25,490
چطوري ميخواي
مواخذه ش کني؟

421
00:25:25,516 --> 00:25:28,622
يه روز اون يه اشتباه ميکنه

422
00:25:28,653 --> 00:25:32,330
و من بر عليه ش يه
چيزي بدست ميارم

423
00:25:32,423 --> 00:25:34,630
و وقتي اون اتفاق بيافته

424
00:25:34,659 --> 00:25:38,371
ميخوام اونقدر محکم بکوبونمش زمين
که ديگه هيچوقت نتونه بلند بشه

425
00:25:38,462 --> 00:25:41,500
يه مدتي طول ميشکه تا يه
چيزي ازش بدست بياري

426
00:25:41,565 --> 00:25:43,545
اشکالي نداره

427
00:25:43,567 --> 00:25:47,515
برام مهم نيست براي چيزي
که خودم ميخوام منتظر بمونم

428
00:26:04,618 --> 00:26:06,794
لينت! سلام. ببين کي اينجاست

429
00:26:06,887 --> 00:26:09,734
سلام! ميدوني
اتاق شيرخوارگاه

430
00:26:09,823 --> 00:26:11,803
...تا هفتهء ديگه آماده نميشه

431
00:26:11,825 --> 00:26:13,862
اگه منتظر بمونم
اعصابمو از دست ميدم

432
00:26:13,894 --> 00:26:16,704
من آماده بودم. فران
توي حموم بود

433
00:26:16,730 --> 00:26:18,667
...منم فقط بچه رو
برداشتم و فرار کردم

434
00:26:18,765 --> 00:26:20,870
تو بدون اينکه به فران
بگي بچه رو برداشتي؟

435
00:26:20,901 --> 00:26:23,509
دوست ندارم از اون
زن ترسو بمونم

436
00:26:23,603 --> 00:26:25,583
حق با تو بود
ميندي دختر منه

437
00:26:25,605 --> 00:26:27,846
منم ميخوام باهاش باشم
من اين حق رو دارم

438
00:26:27,874 --> 00:26:29,583
آم، اد؟

439
00:26:29,676 --> 00:26:31,849
سالن هتل تماس گرفت و
گفت همسرت داره مياد بالا

440
00:26:31,878 --> 00:26:35,758
ـ   و بنظر خيلي عصباني
ـ   اوه، پسر

441
00:26:35,782 --> 00:26:38,663
ـ   بگير، ميندي رو نگه دار
ـ   اوه

442
00:26:38,752 --> 00:26:45,636
ـ   بزار اينو حل کنم
ـ   اوه، خودمم ميخواستم همينکارو بکنم

443
00:26:47,794 --> 00:26:49,705
فکر کردم ميندي رو دزدين

444
00:26:49,729 --> 00:26:50,733
من يه يادداشت گذاشتم

445
00:26:50,830 --> 00:26:52,639
من دنبال يه يادداشت نگشتم

446
00:26:52,666 --> 00:26:54,612
دنبال بچهء گمشده م گشتم

447
00:26:54,634 --> 00:26:56,605
اون بچهء منم هست
و اون اينجا ميمونه

448
00:26:56,703 --> 00:26:57,875
فقط چند ساعت در روز

449
00:26:57,904 --> 00:27:01,547
ـ   تو. بدش به من
ـ   نه. من تصميم گرفتم

450
00:27:01,641 --> 00:27:03,746
آره؟، باشه، پس
تصميم منو ببين

451
00:27:03,777 --> 00:27:05,620
ديگه از اين زندگي خسته شدم

452
00:27:05,645 --> 00:27:07,718
بچه مو برميدارم و
ميرم پيتسربورگ

453
00:27:07,814 --> 00:27:09,816
ـ   جرأتشو نداري
ـ   فکر ميکني الان دلت براش تنگ ميشه؟

454
00:27:09,849 --> 00:27:11,829
صبرکن تا وقتي با
مادرم زندگي کنيم

455
00:27:11,851 --> 00:27:13,694
باهات ميجنگم

456
00:27:13,720 --> 00:27:15,700
ـ   امتحانن کن. ـ   لينت که دبد

457
00:27:15,722 --> 00:27:19,693
...روياهاش در مورد شيرخوارگاه
در شُرُف پرواز کردن به پيتسبورگ

458
00:27:19,693 --> 00:27:21,766
ـ   تو ديوانه اي، ميدونستي؟
ـ   ديوانه ام که فکر ميکنم تو

459
00:27:21,861 --> 00:27:26,608
...تصميم گرفت که بهتره
اين جنگ آتش بس بشه

460
00:27:26,700 --> 00:27:29,581
نترسيدم! اوه؟ اوه

461
00:27:29,669 --> 00:27:32,775
داره چه غلطي ميکنه؟
باز کن! بچه مو بده

462
00:27:32,806 --> 00:27:34,786
ـ   فکر خوبي کردي
ـ   من طرف تو نيستم، اد

463
00:27:34,808 --> 00:27:37,655
ـ   نيستي؟
ـ   نه، من طرف ميندي هستم

464
00:27:37,744 --> 00:27:39,590
ميندي که اين وسط گير کرده

465
00:27:39,679 --> 00:27:42,660
و تا وقتي که شما دوتا آروم
نشين نميدمش دست شما

466
00:27:42,682 --> 00:27:44,719
من بچه مو ميخوام

467
00:27:44,751 --> 00:27:47,564
لينت، تام پشت خطه

468
00:27:47,654 --> 00:27:50,635
پت، نميتوني ببيني اينجا
يه بچه گروگان گرفتم؟

469
00:27:50,657 --> 00:27:53,695
ـ   بگو بهش زنگ ميزنم
ـ   خيلي خب، اينطوره

470
00:27:53,727 --> 00:27:56,606
ـ   منم زنگ ميزنم پليس
ـ   اوه، محض رضاي خدا

471
00:27:56,630 --> 00:27:57,770
لينت که نميخواد به
بچه آسيبي برسونه

472
00:27:57,864 --> 00:28:01,835
نه، و اگه فقط به حرفاي من گوش
بدي خيلي زودتر پسش ميگيري

473
00:28:01,868 --> 00:28:06,547
خيلي خب؟ گوش کن
و تو؟ خيلي خب، خوبه

474
00:28:06,640 --> 00:28:09,780
اول از همه، اد، دزديدن
بچه واقعا احمقانه بود

475
00:28:09,809 --> 00:28:11,655
ـ   ممنون
ـ   خواهش ميکنم

476
00:28:11,745 --> 00:28:14,749
احتياج داري براي گفتگو کردن
با زنت يه راه بهتر پيدا کني

477
00:28:14,781 --> 00:28:17,560
و، فران، ميدونم
چه فشاري

478
00:28:17,651 --> 00:28:20,532
...از سعي کردن يه مادر
عالي بودن روي سرته

479
00:28:20,620 --> 00:28:23,863
تو هم ميتوني استراحت کني
و هم يک مادر عالي باشي

480
00:28:23,890 --> 00:28:29,897
اين کوچولوي عزيز لياقت يه مامان
استراحت کردهء آروم رو نداره؟

481
00:28:31,898 --> 00:28:35,575
خب، بگمونم فشاري که اين کوچولوي
عزيز به من مياره کوچولوئه

482
00:28:35,669 --> 00:28:37,842
خوبه که پذيرفتي

483
00:28:37,871 --> 00:28:40,852
اين ارتباط و گفتگوئه

484
00:28:40,874 --> 00:28:42,854
اين خوبه

485
00:28:42,876 --> 00:28:45,620
چرا شما تميرين
پايين توي سالن

486
00:28:45,712 --> 00:28:47,817
...يه قهوه بخورين
و حرف بزنين

487
00:28:47,847 --> 00:28:50,623
ميندي چي؟

488
00:28:50,650 --> 00:28:53,790
ما يه شيرخوارگاه داريم

489
00:28:56,823 --> 00:29:00,896
ما يه شيرخوارگاه داريم

490
00:29:19,813 --> 00:29:21,656
سلام

491
00:29:21,681 --> 00:29:24,628
من قبلا از دفتر توسعه
معنوي تماس گرفتم؟

492
00:29:24,651 --> 00:29:28,693
سلام! نوازنده پيانو، درسته؟
خيلي محبت کردين

493
00:29:28,788 --> 00:29:32,602
اوناهاش. دقيقا يه
سالن کنسرت نيست

494
00:29:32,692 --> 00:29:34,763
بايد بهتون هشدار بدم

495
00:29:34,794 --> 00:29:37,866
که تمام بيمارانمون
اختلال حواس دارن

496
00:29:37,897 --> 00:29:39,808
واسه همين اميدوارم انتظار
تشويق نداشته باشين

497
00:29:39,833 --> 00:29:45,740
خانم دلاني، من فهميدم وقتي
پاداش معنوي اينقدر عظمت داره

498
00:29:45,839 --> 00:29:48,652
کي به تشويق نياز داره؟

499
00:29:48,742 --> 00:29:51,848
ببخشيد

500
00:30:17,804 --> 00:30:21,709
اديسون درمورد من
با تو صحبت کرده؟

501
00:30:21,808 --> 00:30:25,813
ـ   اوه! گمون نکنم
ـ   اون يه مرد متأهله

502
00:30:25,845 --> 00:30:27,588
ـ   تو چه مرگته؟
ـ   نه! صبرکن

503
00:30:27,680 --> 00:30:28,818
اينطور که تو
فکر ميکني نيست

504
00:30:28,848 --> 00:30:30,728
سه ساله که
منو لمس نکرده

505
00:30:30,817 --> 00:30:33,821
و اين بخاطر ... هرزه هايي
هرزه هايي مثل توئه

506
00:30:33,853 --> 00:30:37,801
کارول، اگه اين چيزارو سمت من
پرت نکني، من توضيح ميدم

507
00:30:37,824 --> 00:30:41,672
چطور ميتوني توضيح بدي؟
تو داري شوهرمو سرويس ميکني

508
00:30:41,761 --> 00:30:45,732
نه، من اونو سرويس نميکنم
اون پدر منه

509
00:30:49,669 --> 00:30:51,515
خيلي متأسفم

510
00:30:51,604 --> 00:30:54,881
فکر کردم تو بايد بدوني
ولي اون نميخواست به تو بگه

511
00:30:55,742 --> 00:30:56,880
ميخوام بميرم

512
00:30:56,910 --> 00:30:59,620
ـ   اوه، نه
ـ   ميخوام

513
00:30:59,712 --> 00:31:03,854
کارول، مجبور نيستي تميرشون کني
براي اينکار کارمند دارند

514
00:31:03,883 --> 00:31:07,729
ـ   تو چند سالته؟
ـ   آه، 38

515
00:31:08,888 --> 00:31:11,732
ما 39 سال که
ازدواج کرديم

516
00:31:11,758 --> 00:31:14,796
از همون اول شروع شده

517
00:31:15,628 --> 00:31:17,608
باور کن. نميخوام به
کسي آسيب برسونم

518
00:31:17,630 --> 00:31:20,702
فقط ميخواستم بابامو پيدا کنم

519
00:31:20,834 --> 00:31:22,814
خوشحالم که پيداش کردي

520
00:31:22,836 --> 00:31:25,783
ولي بهتره مراقب
باشي، عزيزم

521
00:31:26,639 --> 00:31:29,882
اون قلبت رو ميشکونه

522
00:31:46,054 --> 00:31:49,902
اندرو، براي تو، خودم و دنييل
با يه روانکاو يه وقت گرفتم

523
00:31:49,991 --> 00:31:51,971
فکر نميکنم

524
00:31:51,993 --> 00:31:55,031
اين حسي که داري
کاملا طبيعي

525
00:31:55,063 --> 00:31:57,910
ولي تا وقتي باهش کنار
نياي ازش راحت نميشي

526
00:31:57,999 --> 00:32:01,913
اندرو، ميخوام
همه مون خوب بشيم

527
00:32:01,936 --> 00:32:03,873
ميخوام دوباره يه
خونواده باشيم

528
00:32:03,971 --> 00:32:05,917
ميدوني من چي ميخوام؟

529
00:32:05,940 --> 00:32:07,945
ميخوام جورج ويليامز
از اون در بياد توو

530
00:32:08,042 --> 00:32:12,823
تا بتونم يه چاقو بردارم
و فرو کنم توي قلبش

531
00:32:12,914 --> 00:32:15,895
ميخوام اون داروفروش تقاص
کاري که با پدرم کرده رو پس بده

532
00:32:15,917 --> 00:32:18,989
خب، خبر خوب
اينه که اون مرده

533
00:32:19,020 --> 00:32:20,866
اون خودکشي کرده

534
00:32:20,955 --> 00:32:22,994
مرگش با شرايط خودش بوده

535
00:32:23,091 --> 00:32:25,833
اون عدالت نيست

536
00:32:25,860 --> 00:32:29,831
پس، تو ميگي اگه
اعدام شده بود

537
00:32:29,864 --> 00:32:32,811
برات خيلي راحت تر بود که
اين مسئله رو پشت سر بزاري؟

538
00:32:32,834 --> 00:32:34,905
البته

539
00:32:44,112 --> 00:32:46,922
جورج

540
00:32:47,115 --> 00:32:50,927
...قصد نداشت خودکشي کنه

541
00:32:53,888 --> 00:32:56,792
اون سعي داشت منو وادار
کنه که دوباره باهاش باشم

542
00:32:56,891 --> 00:33:02,933
...و با اميد اينکه دلم براش بسوزه
اون قرصهارو قورت داد

543
00:33:03,898 --> 00:33:07,004
فکر ميکرد که من به
آمبولانس زنگ زدم

544
00:33:08,102 --> 00:33:12,016
موقعي که رسيدم اونجا
اون درحال رفتن بود

545
00:33:13,841 --> 00:33:19,792
سعي کردم مسئوليت کاري
که کرده رو بهش بقبولونم

546
00:33:22,016 --> 00:33:23,725
ولي اون اينکارو نکرد

547
00:33:23,818 --> 00:33:26,822
تو چيکار کردي؟

548
00:33:26,988 --> 00:33:29,935
هيچي

549
00:33:31,993 --> 00:33:36,933
فقط اونجا نشستم
و گذاشتم بميره

550
00:33:37,031 --> 00:33:40,774
اوه، خداي من

551
00:33:40,902 --> 00:33:44,975
اون با شرايط
خودش نمرد، اندرو

552
00:33:45,840 --> 00:33:48,912
اون تقاص کاري که با
پدرت کرد رو پس داد

553
00:33:54,081 --> 00:33:58,052
ممنون که اينو
به من گفتي

554
00:34:24,979 --> 00:34:28,085
سلام، چطوري؟

555
00:35:50,064 --> 00:35:53,045
ـ   بله؟ . ـ   زک اومده خونه

556
00:35:53,067 --> 00:35:56,972
ـ   چي؟ ... حالش خوبه؟
ـ   خوبه

557
00:35:57,071 --> 00:36:00,075
ـ   کاري از دست من برمياد؟
ـ   ممنون که ميپرسي

558
00:36:00,107 --> 00:36:03,111
ميتوني دست از
سرمون برداري

559
00:36:03,945 --> 00:36:06,951
من خيلي دنبال زک گشتم
و خودت ميدوني چرا

560
00:36:07,048 --> 00:36:09,028
شايد درست
حرفمو نفهميدي

561
00:36:09,050 --> 00:36:10,930
بيا نزديک پسرم
منم ميرم پيش پليس

562
00:36:11,018 --> 00:36:13,828
بهشون ميگم توي اون
معدن سنگ چه اتفاقي افتاد

563
00:36:13,854 --> 00:36:15,995
اونکارو بکن و کار
هردومون ساخته ست

564
00:36:16,090 --> 00:36:20,869
خب، ميدوني که
خيلي کارا ازم برمياد

565
00:36:21,829 --> 00:36:23,900
هي، فکر کردم
دوست داري بدوني

566
00:36:23,931 --> 00:36:25,069
من و زک داريم ميريم

567
00:36:25,099 --> 00:36:28,080
ميخوام به پسرم يه
زندگي معمولي بدم

568
00:36:28,102 --> 00:36:30,082
مطمئنم که با
اين کار موافقي

569
00:36:30,104 --> 00:36:33,816
ببين، اينجوري
باهم توافق ميکنيم

570
00:36:33,908 --> 00:36:37,856
بخاطر زک، من
الان هيچي نميگم

571
00:36:37,878 --> 00:36:39,849
ولي تو اونو نميبري

572
00:36:39,947 --> 00:36:41,918
تابلوي براي فروش
رو جلويي اون خونه ببينم؟

573
00:36:42,016 --> 00:36:44,087
منم که به پليس زنگ ميزنم

574
00:36:45,052 --> 00:36:48,829
منم به اندازه خودم هرجور
کاري ازم برمياد

575
00:37:04,201 --> 00:37:06,911
دکتر ميخواد يه آزمايش
کلي بهتون بده

576
00:37:07,003 --> 00:37:08,107
بعدش واکسن ميزنيم

577
00:37:08,138 --> 00:37:11,019
همه چيزو پر کنين و پرستار
شمارو برميگردونه

578
00:37:11,108 --> 00:37:13,179
ممنون

579
00:37:13,210 --> 00:37:16,987
پسر، خواهر ماري
عجب کاري سرت در آورد

580
00:37:17,013 --> 00:37:19,018
ـ   درسته
ـ   بله، درسته

581
00:37:19,116 --> 00:37:22,097
داره تو رو ميبره اون کلهء
دنيا براي کمک به بدبختا

582
00:37:22,119 --> 00:37:24,099
يه بدبخت حسابي همينجا هست

583
00:37:24,121 --> 00:37:27,002
محض رضاي خدا، يه پول
به يه آدم بي خانمان بده

584
00:37:27,090 --> 00:37:28,160
ربطي به هم نداره

585
00:37:28,191 --> 00:37:31,172
اينکار بهتره، چون ميتوني اينکارو
خيلي راحت تر با ماشين خودت بکني

586
00:37:31,194 --> 00:37:33,836
مسئله راحت
بودن نيست، گبي

587
00:37:33,930 --> 00:37:35,935
جريان کم کردن درد و عذاب

588
00:37:36,032 --> 00:37:39,004
ببين، من دارم سعي ميکنم
شخص بهتري باشم

589
00:37:39,102 --> 00:37:41,912
يا ميتوني به من کمک کني
يا از سر راهم بري کنار

590
00:37:41,938 --> 00:37:43,977
ولي نميتوني
جلومو بگيري

591
00:37:44,074 --> 00:37:48,989
کارلوس سوليس؟
لطفا همراه من بيا

592
00:37:49,012 --> 00:37:51,993
اينو برام پر کن

593
00:37:56,219 --> 00:37:58,099
بگير

594
00:37:58,188 --> 00:38:00,896
قسمت آلرژي رو پر نکرده

595
00:38:00,924 --> 00:38:03,100
عزيزم، اون داره به يه دهکده
دور افتاده توي آفريقا ميره

596
00:38:03,193 --> 00:38:05,937
واقعا اهميتي داره که به
تخم مرغ آلرژي داره؟

597
00:38:06,029 --> 00:38:08,009
راستش، بله
تخم مرغ توي ليست

598
00:38:08,031 --> 00:38:10,910
ممکنه به واکسن يرقان
واکتش نشون بده

599
00:38:10,934 --> 00:38:14,008
اونوقت نميتونه از تخت بياد بيرون
تنهايي هم نميتونه از کشور خارج بشه

600
00:38:14,104 --> 00:38:17,850
واقعا؟

601
00:38:17,941 --> 00:38:19,079
اوه، اونو ننويس

602
00:38:19,109 --> 00:38:23,116
من مطمئن نبودم. اون
به تخم ماهي آلرژي داره

603
00:38:23,213 --> 00:38:25,124
تخم ماهي؟

604
00:38:25,148 --> 00:38:27,824
بيچاره از بچگي بدون
خاويار بزرگ شده

605
00:38:27,918 --> 00:38:30,990
چقدر زجرآوره

606
00:38:31,988 --> 00:38:36,095
خيلي خب، دکتر
ببينم چي کاره اي

607
00:38:40,030 --> 00:38:42,069
توي اين دهکده
چقدر هوا گرمه

608
00:38:42,165 --> 00:38:44,011
عزيزم، اون حرفهاي يرقان

609
00:38:44,100 --> 00:38:47,081
دکتر گفت يه واکتش
به آلرژي نشون ميدي

610
00:38:47,103 --> 00:38:49,083
ولي حالت خوب ميشه، باشه؟

611
00:38:49,105 --> 00:38:51,918
بغلم کن

612
00:38:52,008 --> 00:38:56,081
اوه،عزيزم، خيلي متأسفم

613
00:38:57,948 --> 00:39:01,088
آه، شايد حق با
اون راهبهء احمقه

614
00:39:01,117 --> 00:39:04,894
شايد من دارم جلوي تو رو از
اينکه يه آدم بهتر بشي ميگيريم

615
00:39:04,921 --> 00:39:08,130
من فقط همونطوري
که هستي دوستت دارم

616
00:39:09,192 --> 00:39:12,938
طمعکار، خودخواه و بي عاطفه

617
00:39:13,029 --> 00:39:15,876
فقط از اين ترسيدم که اگه ديگه
اين صفات رو نداشته باشي

618
00:39:15,966 --> 00:39:20,073
يه روز بيدار ميشي و ميفهمي
که من هنوز اون صفات رو دارم

619
00:39:21,972 --> 00:39:23,952
و اونوقت منو نميخواي

620
00:39:23,974 --> 00:39:26,955
ميخوامت، فقط بغلم کن

621
00:39:29,112 --> 00:39:32,924
اوه، کارلوس

622
00:39:32,949 --> 00:39:36,055
بغلم کن

623
00:39:36,119 --> 00:39:40,932
...خواهر ماري

624
00:39:47,030 --> 00:39:49,010
توي بارون رنگ ميکني؟

625
00:39:49,032 --> 00:39:50,170
عاقلانه ست؟

626
00:39:50,200 --> 00:39:51,943
بزار ببينم، رنگ
کردن توي بارون

627
00:39:52,035 --> 00:39:54,015
...يا بزارم تمام دنيا فکر
کنن که من يه فاحشه ام

628
00:39:54,037 --> 00:39:56,076
نميدونم، تو چي
فکر ميکني؟

629
00:39:56,172 --> 00:39:59,918
ـ   شنيدم اتفاقي با زنم برخوردي
ـ   آره

630
00:40:00,010 --> 00:40:01,956
خب؟

631
00:40:01,978 --> 00:40:04,049
پس، اومدي اينجا
که خودتو از

632
00:40:04,080 --> 00:40:07,894
...ازآخرين تعهدات باباي
من بودن خلاص کني

633
00:40:07,984 --> 00:40:09,088
باشه

634
00:40:09,119 --> 00:40:14,833
فقط ميخوام بدوني، واقعا به
کاري که کردم افتخار نميکنم

635
00:40:14,924 --> 00:40:19,031
ـ   ميدوني، عادتهام
ـ   تبريک ميگم

636
00:40:19,095 --> 00:40:21,041
ـ   آره
ـ   خداحافظ

637
00:40:21,898 --> 00:40:23,878
کارايي هم کردم که
بهشون افتخار ميکنم

638
00:40:23,933 --> 00:40:27,142
همين الان ميتونم
برات 5 تا مثال بزنم

639
00:40:27,971 --> 00:40:31,009
خيلي خب، شايد 3 تا

640
00:40:31,141 --> 00:40:34,088
مجبور نيستي اينکارو بکني

641
00:40:34,110 --> 00:40:38,081
ومن يه آتش نشان داوطلب بودم
من، آه، آتيشهارو خاموش ميکردم

642
00:40:38,081 --> 00:40:40,825
بچه گربه هارو از روي درخت
مياوردم پايين. درهر شرايطي

643
00:40:40,917 --> 00:40:44,057
خوبه

644
00:40:44,087 --> 00:40:48,026
حدود 20 سال پيش يه بنياد براي
حفاظت از اسبهاي وحشي تاسيس کردم

645
00:40:48,124 --> 00:40:51,028
احتمالا 100 تاشون رو نجات دادم

646
00:40:51,127 --> 00:40:53,107
واقعا؟

647
00:40:53,129 --> 00:40:56,042
کلي کار خوب دارم

648
00:40:57,067 --> 00:41:00,139
خب. يکي ديگه مونده

649
00:41:00,170 --> 00:41:03,847
دقيقا هيجان زده نبودم

650
00:41:03,940 --> 00:41:06,181
...موقعي که اومدي
توي زندگيم

651
00:41:06,209 --> 00:41:09,056
حالا که باهات آشنا شدم

652
00:41:09,145 --> 00:41:14,060
سومين افتخارم
رو به من دادي

653
00:41:14,918 --> 00:41:16,957
همين از همه بهتر بود

654
00:41:17,053 --> 00:41:21,001
بخاطر همين گذاشتمش
براي آخر

655
00:41:23,059 --> 00:41:25,997
بايد يه مدت براي زندگي
زناشوييم وقت بزارم

656
00:41:26,096 --> 00:41:27,905
وقتي همه چيز مرتب شد

657
00:41:27,931 --> 00:41:33,108
شايد بتونيم بازم
باهم صفا کنيم

658
00:41:35,138 --> 00:41:38,950
منتظر تماست ميمونم

659
00:41:47,016 --> 00:41:51,965
<font color=#FF8000>داستانهاي خيلي
خيلي قديمي اي هستند</font>

660
00:41:52,956 --> 00:41:59,066
<font color=#FF8000>پسر ناخَلَفي که به خونه برميگرده
تا پدرش اونو ببخشه</font>

661
00:42:00,897 --> 00:42:06,108
<font color=#FF8000>همسر حسودي که شوهرشو فريب ميزنه
با وجود اينکه شوهرش به اون اعتماد داره</font>

662
00:42:08,138 --> 00:42:15,056
<font color=#FF8000>مادر نا اميدي که همه چيزو ريسک ميکنه
براي بچه اي که ميدونه به مادر نياز داره</font>

663
00:42:16,146 --> 00:42:23,121
<font color=#FF8000>و شوهر بي وفايي که همسرشو اذيت ميکنه
همسري که از ته قلب شوهرشو دوست داره</font>

664
00:42:24,053 --> 00:42:27,093
<font color=#FF8000>چرا دوباره و دوباره
گوش ميکنيم؟</font>

665
00:42:27,190 --> 00:42:30,171
<font color=#FF8000>چون اينا داستانهايي
از خونواده ئن</font>

666
00:42:30,193 --> 00:42:33,174
<font color=#FF8000>و وقتي کدورت
گذشته رو کنار بزاريم</font>

667
00:42:33,196 --> 00:42:37,841
<font color=#FF8000>...درد، و نفرت</font>

668
00:42:37,934 --> 00:42:40,110
<font color=#FF8000>...گهگاهي دوست داريم
به ياد بياريم که</font>

669
00:42:40,203 --> 00:42:42,149
سلام

670
00:42:42,172 --> 00:42:46,143
<font color=#FF8000>...مطلقا هيچ چيز مهمتر از
کنار گذاشتن کدورتها نيست</font>

671
00:42:47,172 --> 00:43:35,143
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
