WEBVTT

00:01.001 --> 00:02.173
آنچه گذشت

00:02.202 --> 00:04.182
ـ   ميخوام يه باباي خونه دار بشم
ـ   ها؟

00:04.204 --> 00:06.084
بعضيها نقش عوض کردند

00:06.172 --> 00:08.143
ـ   داشتم به تو فکر ميکردم
ـ   اومدي ازم بخواي بريم بيرون؟

00:08.241 --> 00:11.054
...بعضيها تشريف فرما شدن...
ـ   چون من قبول ميکنم

00:11.144 --> 00:13.991
من عادت کردم
تو هم بايد عادت کني

00:14.080 --> 00:16.287
درب به روي
بعضيها بسته شد

00:16.316 --> 00:19.026
ـ   با من ازدواج ميکني؟
...و بعضيها...

00:19.119 --> 00:23.033
... هرگز شانس اينکه

00:26.259 --> 00:30.207
... بفهمن واقعا چي
ميخواستن رو پيدا نکردند

00:31.031 --> 00:34.012
بتي اپل وايت يک
زن با استعداد بود

00:34.034 --> 00:38.312
از وقتي يه بچه بود
همه همينو ميگفتن

00:40.106 --> 00:44.054
اولين معلم پيانوش چالاکي
اونو ستايش ميکرد

00:46.279 --> 00:51.092
اولين معلم دانشگاهيش حس
نواختنش رو تحسين ميکرد

00:52.252 --> 00:57.065
اولين رهبر سمفونيش استعداد
نمايشي اونو درود ميفرستاد

00:58.058 --> 01:00.063
ولي بتي ديگه يه
پيانيست کنسرت نبود

01:00.160 --> 01:03.141
الان اون فقط زني
با يک راز بود

01:03.163 --> 01:07.134
... رازي که مصمم بود تحت
هر شرايطي بايد حفظش کنه

01:07.167 --> 01:10.148
از اينکه يکي رفته توو خونهء
گبرييل يخورده هم غافلگير نشدم

01:10.170 --> 01:15.019
ويستيريالن هدف مشخصيه
گشت پليسي هم اطراقش نيست

01:15.108 --> 01:16.985
گشت اهل محل رو داريم

01:17.010 --> 01:18.250
گشت اهل محل چرته

01:18.278 --> 01:22.092
آخرين باري که يکي از
شماها رفته گشت کي بوده؟

01:22.182 --> 01:25.095
حالا، من توي خونم
چراغ امنيتي ميزارم

01:25.118 --> 01:27.997
من ميگم وقتشه که محافظين
حرفه اي استخدام کنيم

01:28.021 --> 01:29.261
يجورايي گرون در مياد

01:29.289 --> 01:31.169
ميتوني براي امنيت
بچه هات قيمت بزاري؟

01:31.257 --> 01:33.000
از تو بعيد نيست

01:33.093 --> 01:36.065
ببين، منم به اندازه تمام
اهالي اينجا نگرانم

01:36.162 --> 01:39.143
ـ   بايد اينو متوقف کنيم
ـ   چي بگم؟ بگم ما با امنيت مخالفيم ؟

01:39.165 --> 01:43.011
ـ   ولي اگه اونا زودتر کالب رو پيدا کنن
ساکت، دارم سعي ميکنم فکر کنم

01:43.036 --> 01:46.108
... من دارم در مورد مردهاي تعليم ديده اي
حرف ميزنم که ميدونن چه موقع شليک کنن

01:46.139 --> 01:48.019
به حفاظت حرفه اي
نياز داريم؟

01:48.108 --> 01:50.989
صبر کنيم تا به يکي
ديگه حمله بشه؟

01:51.077 --> 01:54.186
فکر ميکنم وقتشه براي
امنيت مسلح راي گيري کنيم

01:54.280 --> 01:57.261
من که ديگه به آخرم
رسيده. همه

02:02.021 --> 02:06.094
ببخشيد. فقط همه چيز داره
زيادي ناراحت کننده ميشه

02:06.126 --> 02:09.130
ـ   واي، واقعا خوب ميزني
ـ   اينجا داريم راي ميگيريم

02:09.162 --> 02:10.973
اون يه پيانست کنسرت بوده

02:11.064 --> 02:14.011
خب، يکم تفريحي ميزنم

02:19.305 --> 02:23.950
بله، بتي اپل وايت
يک زن با استعداد بود

02:24.043 --> 02:27.081
و بزرگترين استعدادش

02:29.182 --> 02:33.130
... وقت شناسيش بود

02:33.154 --> 02:40.054
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:40.059 --> 02:42.098
بعضي از زنها وقتي از
سقط جنين زجر ميکشن

02:42.195 --> 02:46.007
... ساعتها در تاريکي تنها ميشينن

02:46.032 --> 02:48.208
در طول روز از
خونه بيرون نميرن

02:48.301 --> 02:52.911
از ترس اينکه با حقيقت
زندگي روبه رو بشن

02:53.006 --> 02:56.180
به بچهء متولد نشده
شون فکر ميکنن

02:56.209 --> 02:59.147
و روياي اينکه ممکن
بود چه شکلي باشه

02:59.245 --> 03:06.060
بله، اين عکس العملي که بعضي از زنها وقتي
از يه فقدان بزرگ زجر ميکشن نشون ميدن

03:06.219 --> 03:12.192
گبرييل سوليس از
اون زنها نبود

03:17.096 --> 03:19.076
سلام، بچه ها

03:19.098 --> 03:21.044
ـ   سلام، عزيزم، حالت چطوره؟
ـ   سلام

03:21.067 --> 03:23.140
خوبم
بخاطر پيامهاتون ممنون

03:23.236 --> 03:26.046
عذر ميخوام، وقت نداشتم
باهاتون تماس بگيرم

03:26.072 --> 03:29.044
ما کارامون رو کرديم
فکر کرديم بتونيم دور هم بشينيم

03:29.142 --> 03:31.079
ميريم خونهء ما. من
نون موزي درست کردم

03:31.177 --> 03:33.179
و چاي تازه ميريزيم

03:33.213 --> 03:38.128
و در مورد همه
چيز... حرف ميزنيم

03:38.251 --> 03:40.995
خيلي خوبه

03:41.087 --> 03:45.160
فقط امروز حسابي وقتم پره
سرم ميخواد منفجر بشه

03:45.191 --> 03:48.172
باشه

03:48.194 --> 03:50.131
مرسي. مرسي
که درک ميکنين

03:50.230 --> 03:55.111
باشه، امشب باهات تماس ميگيريم و
ميندازيمش واسه يه روز ديگه توي همين هفته

03:55.134 --> 03:58.115
از اونجايي که مشکل
از برنامه هاي منه

03:58.137 --> 04:00.950
چرا من يه روز تعيين نکنم
و با تو تماس بگيرم؟

04:01.040 --> 04:02.110
باشه

04:02.141 --> 04:03.145
فقط

04:03.243 --> 04:07.114
يه عالمه کاراي بيرون دارم
و يه ميليون چيز واسه پس دادن

04:07.213 --> 04:12.026
اوه، عزيزم، هيچ دليلي وجود نداره که
تو و کارلوس نتونين دوباره سعي کنين

04:12.051 --> 04:13.089
تو يه مادر فوق العاده ميشي

04:13.186 --> 04:17.066
بايد براي يه مدت اون
چيزا رو نگه داري

04:17.257 --> 04:19.000
آره، ميدوني، ميخوام

04:19.092 --> 04:24.041
ولي مغازه فقط تا 30 روز
بعد از خريد پس ميگيره

04:33.139 --> 04:36.018
کارلوس، چه اتفاقي افتاده؟

04:36.042 --> 04:38.079
روز خيلي سختي داشتم

04:38.111 --> 04:41.024
بعد از اينکه به من درمورد

04:41.180 --> 04:44.161
... بچه گفتي

04:44.217 --> 04:45.926
... يجورايي کنترلم رو از دست دادم

04:46.019 --> 04:48.090
کارلوس، دستات

04:48.121 --> 04:51.969
ـ   تشکم رو پاره کردم
ـ   خداي من، امرزو حالت چطوره؟

04:52.058 --> 04:56.131
يه داروي آرامش بخش
به من تزريق کردند

04:56.162 --> 04:59.075
فکر ميکنم داره تاثير ميکنه

05:00.266 --> 05:04.214
ما حتي درمورد اسمش
هم صحبت نکرديم

05:04.270 --> 05:06.150
من 5 تا اسم خوب داشتم

05:06.239 --> 05:09.015
ـ   عزيزم
ميخواي برات بگم؟

05:09.042 --> 05:10.248
نه

05:10.276 --> 05:13.157
تو... تو اصلا به
اسم فکر نکردي؟

05:13.246 --> 05:16.992
اوه، خب، فکر نميکني براي
اونکار يکم زود بود؟

05:17.083 --> 05:20.997
منظورم اينه که، چطوري ميتوني براي
چيزي که اندازه يه گردوئه اسم بزاري؟

05:23.222 --> 05:25.099
اين جديده؟

05:25.124 --> 05:29.163
خوشت مياد؟ توي راه که
داشتم ميومدم اينجا خريدمش

05:30.196 --> 05:31.939
تو يه بچه سقط کردي

05:32.031 --> 05:33.237
همه مون به طريقي ناراحتيم

05:33.266 --> 05:35.942
انگار تو خيلي خوب
با اين غم کنار اومدي

05:36.035 --> 05:39.141
من ميرم خريد. تو روي ديوار
گُه ميپاشي. هر کي به طريقي

05:39.172 --> 05:41.052
اصلا ناراحت هستي؟

05:41.140 --> 05:45.088
ـ   اوه، خواهش ميکني. تو چي فکر ميکني؟
ـ   راستشو ميخواي؟ نميدونم

05:45.111 --> 05:50.288
معلومه که ناراحتم! اين يه موقعيت
نارحت کننده ست! حالا ولم کن

05:54.020 --> 05:56.125
ـ   اوه،
عزيزم، حالت خوبه؟

05:56.155 --> 05:58.126
فکر ميکنم داروي آرامش
بخشم داره ضعيف ميشه

05:58.224 --> 06:02.001
خب، بهتره يکي
ديگه بهت بزنن

06:02.028 --> 06:04.304
بالا

06:10.069 --> 06:13.050
سلام، مايک

06:14.140 --> 06:16.111
تا چند روز ديگه
عروسي مامانمه

06:16.209 --> 06:19.122
و تو اون کارتي که دعوتت
کرده بودند رو پس فرستادي

06:19.145 --> 06:22.126
و اينکه تو گوشت رو ترجيح ميدادي
که من برات با ماهي عوضش کردم

06:22.148 --> 06:24.128
چون قبلا من گوشت خوردم

06:24.150 --> 06:28.121
به هرحال، ميدونم
که قبلا، ميدوني

06:29.255 --> 06:33.135
از مامانت عذرخواهي کردم
ولي نميخوام بيام اونجا

06:36.229 --> 06:40.075
اميدوارم اين بخاطر اين
نباشه که ديگه ما نيستيم

06:40.099 --> 06:42.138
منظورم اينه که، توي
عروسي ميتونيم باهم باشيم

06:42.235 --> 06:45.148
و عجيب هم نيست

06:45.171 --> 06:47.142
هست

06:47.240 --> 06:52.019
البته. آره

06:55.181 --> 06:57.061
پس، اين اواخر
چيکارا ميکني؟

06:57.150 --> 06:58.288
اوه، طبق معمول

06:58.317 --> 07:04.065
خب، من دارم يه کتاب ميتويسم
يه جورايي مربوط به حال خودمه

07:04.157 --> 07:07.197
واقعا داره منو مجبور ميکنه که در
بعضي چيزا دوباره بازپرسي بکنم

07:07.293 --> 07:09.136
... چيزايي که ازم من ساخته

07:09.162 --> 07:14.171
مثل اون حقيقتي که مادرم وقتي خيلي جوان
بوده منو داشته، و هيچوقت پدرمو نشناختم

07:14.267 --> 07:16.213
چيزاي بزرگ، از اون قبيل

07:16.235 --> 07:18.215
درمورد بابام بهت
گفته بودم، درسته؟

07:18.237 --> 07:20.012
اون يه ناوگان بازرگان بود

07:20.039 --> 07:23.045
و افرادش توي جنگ
هانوي کشته شدند

07:23.142 --> 07:25.179
ـ   عجيبه..... ـ   چرا؟

07:25.211 --> 07:28.183
هانوي مرکز قلمروو دشمن
بود. اونجا جنگ نبود

07:28.281 --> 07:32.024
مطمئني؟
مامانم اونطوري گفت

07:32.051 --> 07:38.093
آره، کاملا مطمئنم. و ناوگانهاي بازرگاني جنگ
نميکردند، اونا با کشتيها مواد غذاي ميرسوندند

07:39.292 --> 07:43.104
خب، ظاهرا مجبورم
بيشتر تحقيق کنم

07:43.262 --> 07:44.240
پس، نظرت چيه؟

07:44.263 --> 07:48.009
داستان زندگي من، ميري
توي صف و يه نسخه بخري؟

07:48.100 --> 07:51.004
ـ   سوزان؟ ـ   بله؟

07:51.103 --> 07:53.014
بهتره بري عقب تر

08:11.023 --> 08:13.025
پورتر؟ پرستون؟

08:13.059 --> 08:15.940
در مورد بازي کردن بعد از
تاريکي هوا به شما چي گفتم؟

08:16.028 --> 08:17.006
تاريک که نيست

08:17.029 --> 08:19.031
باباتون ميدونه شما اينجائين؟

08:19.031 --> 08:21.070
نگران نباش
من داشتم نگاشون ميکردم

08:21.167 --> 08:23.238
دستگاه دزدگيرم ديگه
به اونا حساس نيست

08:23.269 --> 08:25.945
بايد نصف قبض برقم رو
بفرستم تو پرداخت کني

08:26.038 --> 08:29.110
حتما اينکارو بکن
خيلي خب، بچه ها، بياين اينجا

08:29.141 --> 08:31.087
توي پياده رو

08:31.110 --> 08:34.284
اينجا بمونين، نه
توي خيابون. ممنون

08:36.082 --> 08:37.220
سلام

08:37.250 --> 08:40.188
ـ   سلام، عزيزم
ـ   من خونه ام

08:40.286 --> 08:43.130
ميتوني يه ثانيه بياي اينجا؟

08:43.155 --> 08:44.259
حتما. چه خبره؟

08:49.061 --> 08:51.100
حتما دوباره دزدکي رفتن

08:51.197 --> 08:54.144
دوباره؟ مگه چند
بار اين اتفاق افتاده؟

08:54.166 --> 08:57.946
پسرا، بياين داخل. حالا
ميدوني که اونا چطوري در ميرن

08:58.037 --> 09:02.247
ـ   مثل اينکه بخواي صداي پاي گربه رو
بشنوي. ـ   تام، الان ساعت 9 شب

09:02.275 --> 09:05.019
بچه ها، برين بالا، حالا
برين

09:05.111 --> 09:07.150
دستشويي، خواب

09:07.246 --> 09:11.092
عزيزم، تو فقط... زيادي نگراني

09:11.117 --> 09:12.155
و براي يه دليل خوب

09:12.251 --> 09:16.097
ممکنه يکي گولشون بزنه و
اونارو ببره، تو هم خبرت نشه

09:16.122 --> 09:17.160
اونا جلوي خونه بودند

09:17.256 --> 09:20.237
منکه بچه بودم دوچرخه سواري
ميکردم، چندساعت غيبم ميزد

09:20.259 --> 09:22.002
مامانم يه بار هم
نگاه نميکرد

09:22.094 --> 09:25.075
اون موقع فرق ميکرده
بايد حواست باشه

09:25.097 --> 09:27.077
توي اين خيابون
تعرض شده

09:27.099 --> 09:29.104
منم توي اون جلسه
اهل محل بودم

09:29.201 --> 09:32.014
عذر ميخوام. من هفت ساله که دارم
اينکارو ميکنم. به من اعتماد کن

09:32.104 --> 09:34.084
بايد دوتا چشم هم
پشت سرت داشته باشي

09:34.106 --> 09:36.211
همين دوتا جلويي خوب
کار ميکنن، مرسي

09:36.242 --> 09:39.121
واقعا؟ پني کجاست؟

09:44.150 --> 09:46.221
ميبيني؟

09:46.252 --> 09:49.062
درست همونجايي
که گذاشته بودمش

10:09.141 --> 10:12.022
ـ   اين چطوري اومده اينجا؟
ـ   ميخواستم باهات تماس بگيرم

10:12.111 --> 10:15.058
ما در اينمورد بحث کرديم
توافق کرديم که آروم پيش بريم

10:15.081 --> 10:17.120
ميخواستم بعد از اينکه باهم حرف
زديم زنگ بزنم و لغوش کنم

10:17.216 --> 10:19.992
ولي همه چيز درهم برهم
شد، فراموش کردم

10:20.019 --> 10:22.056
رکس فقط هفت
هفته ست که مرده

10:22.088 --> 10:25.026
ـ   خب؟ ـ   نميخوام تمام
زنهاي توي اين شهر

10:25.124 --> 10:27.971
ـ   پشت سرم حرف بزنن
ـ   متأسفم

10:28.060 --> 10:31.007
موردي که پيش نيومده؟

10:31.030 --> 10:34.036
خوشبختانه، مردم فقط
آگهي هارو ميخونن

10:34.133 --> 10:36.272
وقتي چيزي توي
صفحه اول نباشه

10:36.302 --> 10:40.207
و عنوان امروز درمورد چندتا
سيل بلاخير در سريلانکا بود

10:40.306 --> 10:43.082
ـ   اوه، پس شانس آورديم
ـ   بله، شانس آورديم

10:43.109 --> 10:47.051
حالا هروقت وقتش شد که
رابطه مون عمومي بشه

10:47.246 --> 10:50.025
... ميخوام اول با مشورت کني

10:50.116 --> 10:55.088
ناسلامتي من عروس هستم
اينطوري... شايسته تره

10:55.121 --> 10:58.034
باشه

11:01.060 --> 11:03.031
به هرحال، ميخوام
حلقه رو بپوشي

11:03.129 --> 11:04.199
حلقه؟

11:04.230 --> 11:06.041
نمي پوشپش. کجاست؟

11:06.132 --> 11:11.047
ـ   توي کيفمه
ـ   خوبه. لطفا بپوشش

11:12.071 --> 11:13.109
ولي اگه مردم اينو ببينن

11:13.205 --> 11:15.949
اونا فرض ميکنن حلقهء
ازدواجت رو پوشيدي

11:16.042 --> 11:18.115
ـ   شايد. ولي چرا ريسک کنيم؟
ـ   چون

11:18.210 --> 11:22.056
يه حلقه نشون دهنده اينه
که يه زن خواستگار داره

11:22.081 --> 11:25.153
يه دست لخت توجه
نامطلوبي رو جلب ميکنه

11:29.088 --> 11:32.092
بده من. اجازه بده

11:38.197 --> 11:40.134
فقط همين، خانم ونديکمپ؟

11:40.232 --> 11:43.008
بله، آقاي ويليامز

11:43.035 --> 11:45.072
سلام

12:31.079 --> 12:33.252
اوه، خداي من

12:37.152 --> 12:39.189
چي ميخواي؟

12:39.221 --> 12:40.156
هي، چيزي نيست

12:40.255 --> 12:42.997
نه، خيلي هم چيزه
تو ديگه کي هستي؟

12:43.024 --> 12:45.129
ـ   کارلوس منو فرستاده
ـ   زنگ ميزنم پليس

12:45.160 --> 12:47.131
اسمم هکتور. داخل
با کارلوس آشنا شدم

12:47.229 --> 12:50.142
داخل چي؟

12:50.298 --> 12:52.141
منظورت زندان؟

12:52.167 --> 12:54.047
اون به من گفت
چه اتفاقي افتاده

12:54.136 --> 12:56.983
ازم خواست بيام و مراقب
شما باشم. ميتونم بيام توو؟

12:57.072 --> 12:59.043
نه! نه، نميتوني بياي توو

12:59.141 --> 13:02.213
ـ   من يه پنکه آوردم. همين
بيرون ميمونم. ـ   نه

13:02.244 --> 13:05.123
ميتونم از خودم
مراقبت کنم. باشه؟

13:06.114 --> 13:08.094
باشه

13:08.116 --> 13:09.154
باشه؟

13:09.251 --> 13:11.927
آره، ميفهمم. به فضاي
خودتون احتياج دارين

13:12.020 --> 13:17.060
بله. بله، دارم، به فضاي
خودم احتياج دارم

13:32.140 --> 13:33.278
ـ   ميخوام يه چيزي نشونت بدم
ـ   باشه

13:33.308 --> 13:35.154
ـ   بيا اينجا
. ـ   سلام، بچه ها

13:35.243 --> 13:37.054
درمورد چيزي که
گفتي فکر کردم

13:37.179 --> 13:40.185
نميخوام تو نگران باشي، واسه
همين با پسرا يه کوچولو گپ زدم

13:40.282 --> 13:42.159
خيلي خب، بچه ها

13:42.184 --> 13:46.032
اگه يه غريبه ازمون
بخواد که

13:46.121 --> 13:49.102
با ماشين به ما سواري
بده چيکار ميکنيم؟

13:49.157 --> 13:51.970
ـ   پورتر؟
ـ   فرار ميکنيم و زنگ ميزنيم 911

13:52.060 --> 13:55.032
آفرين. درسته، ولي
اگه غريبه بگه

13:55.130 --> 13:58.168
سلام، من بابايي و
ماماني تون رو ميشناسم ؟

13:58.200 --> 14:00.046
ـ   چيه، پرستون؟
ـ   بازم فرار ميکنيم

14:00.135 --> 14:02.106
بله! باشه

14:02.204 --> 14:03.174
ميتونم يه سوال بپرسم؟

14:03.271 --> 14:05.114
آره، در همين خصوص

14:05.140 --> 14:09.955
اگه غريبه خوب باشه و
وحشتناک نباشه؟ خب؟

14:10.045 --> 14:12.116
فرار ميکنيم و
زنگ ميزنيم 911

14:13.148 --> 14:18.222
پس، اگه غريبه بگه که ميخواد
شما رو ببره سيرک

14:18.253 --> 14:22.292
براي پيترا و فيل سواري چي؟

14:23.291 --> 14:26.067
باباتون رو نگاه نکنين

14:26.094 --> 14:30.033
منو نگاه کنين. چيکار ميکنين؟
اونوقت چيکار ميکنين؟

14:30.131 --> 14:32.978
ـ   ما
فرار ميکنيم؟

14:33.068 --> 14:36.040
آفرين! پيش به
سوي آشپزخونه

14:36.137 --> 14:39.277
امشب بستني داريم

14:41.042 --> 14:44.023
انگار لبخندت مفهومي داره

14:44.045 --> 14:46.252
بيخيال! ما تمام عصر رو
روش کار کرديم. اونا فهميدن

14:46.281 --> 14:48.161
اجازه بده. تو بچه هامونو
ميشناسي

14:48.250 --> 14:51.962
من خيلي دوستشون دارم، ولي اونا از يه
گوش ميشنون و از اون يکي بيرون ميکنن

14:52.053 --> 14:56.024
ـ   من ميخوام بستني بخورم
ـ   تام، هنوز کارت اينجا تموم نشده

14:56.057 --> 14:58.162
لينت، من ميتونم
بچه هامو زنده نگه دارم

14:58.193 --> 15:01.939
وقتي ميري، اونا چهار تائن. وقتي
برميگردي خونه، هنوز چهار تائن

15:02.030 --> 15:06.103
هروقت اومدي خونه و اونا سه تا بودند
اونوقت ميتوني برام سخنراني کني

15:11.306 --> 15:14.050
ببخشيد. شما
بيري ونديکمپ هستيد؟

15:14.142 --> 15:15.919
بله، خودم هستم

15:16.011 --> 15:19.151
من ليلا ميترمن هستم
اميدوارم مزاحم نشده باشم

15:19.180 --> 15:20.150
ميتونم کمکتون کنم؟

15:20.248 --> 15:23.129
ممکنه بنظر عجيب باشه، ولي
حس کردم بايد شمارو ببينم

15:23.218 --> 15:26.199
توي روزنامه خوندم که شما با
جورج ويليامز نامزدي کردين

15:26.221 --> 15:29.998
اوه، خب، اون آگهي
يخورده زود رس بود

15:30.025 --> 15:33.168
ولي شما و جورج باهمين؟

15:33.261 --> 15:36.208
يه رابطه رومانتيک دارين؟

15:37.198 --> 15:41.203
ـ   بله.. ـ   پس بايد
باهم صحبت کنيم

15:42.103 --> 15:45.175
وقتي ازم خواست باهاش ازدواج کنم
ما شش ماه بود که باهم قرار ميزاشتيم

15:45.206 --> 15:49.020
از همون لحظه اي که گفتم بله
جورج خيلي حسود بود

15:49.110 --> 15:52.216
و وقتي فهميد که شوهر سابقم
پايين خيابون زندگي ميکنه

15:52.247 --> 15:55.091
جورج منو متهم کرد که
پشت سرش ميرم پيش اون

15:55.116 --> 15:58.097
و يه شب از اداره پليس
با من تماس گرفتند

15:58.119 --> 16:00.966
يه نفر ماشين شوهر
سابقم روآتيش زده بود

16:01.056 --> 16:03.937
نتونستم چيزي رو ثابت کنم
ولي ميدونستم کار جورج بوده

16:04.025 --> 16:05.265
روز بعدش اونو ترک کردم

16:06.161 --> 16:09.008
خب، نميدونم چي بگم

16:09.097 --> 16:11.236
ميدونم. ناراحت کننده ست

16:12.100 --> 16:13.138
بله، همينطوره

16:13.234 --> 16:17.082
اينکه يه شخص کاملا غريبه بياد
توو خونهء من، چاي منو بخوره

16:17.172 --> 16:21.086
و بعد سعي کنه منو برعليه بهترين
مردي که تاحالا شناختم برانگيخته کنه

16:21.109 --> 16:23.956
عزيزم، بايد به من اعتماد کني
جورج آدم درستي نيست

16:24.045 --> 16:27.049
و بايد تا وقتي طوري
نشده، خودتو راحت کني

16:27.082 --> 16:29.187
فکر ميکنم وقتشه که بري

16:29.217 --> 16:32.061
يه بار توي بار با
يه مرد حرف زدم

16:32.087 --> 16:35.193
و وقتي برگشتيم خونه، جورج زد
توي گوشم. اينو ديگه چي ميگي؟

16:35.223 --> 16:39.035
سوء استفاده از حُسن نيت و
استفاده آزاد از لقب و صفت

16:39.060 --> 16:42.041
... شرط ميبندم که
اونو خشمگين کرده

16:43.999 --> 16:46.240
وقتي خوندم که تو و جورج
باهم نامزدي کردين

16:46.267 --> 16:49.214
حس کردم وظيفهء منه که
بهت بگم اون ديوانه ست

16:49.237 --> 16:54.118
ولي حالا که با توآشنا شدم، ميتونم
ببينم عقدتون رو توي آسمونا بستن

17:04.085 --> 17:06.224
من اينجائم! سلام، مورتي

17:06.254 --> 17:10.000
جناب کشيش هاپکينز. متأسفم که
به مراسم تمرينتون دير رسيدم

17:10.091 --> 17:12.071
اوه! اشکالي نداره

17:12.093 --> 17:13.939
الان اينجايي

17:14.029 --> 17:17.101
برو جلوي من. خيلي خب
جناب کشيش! شروع کن

17:17.132 --> 17:20.045
ميتونم ازتون يه
سوال بپرسم؟

17:20.068 --> 17:22.915
بايد با موزيک
راه بري، سوزي

17:23.004 --> 17:26.943
داشتم براي کتابم پژوهش ميکردم
و يه چيز خيلي عجيب پيدا کردم

17:27.042 --> 17:30.114
هيچکس به اسم پدر من
هيچوقت يه ناوگان بازرگان نبوده

17:30.145 --> 17:34.994
من گفتم بازرگان؟ من فقط
منظورم تفنگدار دريايي بوده

17:35.083 --> 17:38.030
منم فکر کردم احتمالا همينو گفتين
واسه همين اينو هم بررسي کردم

17:38.053 --> 17:39.999
و اينم نبود. واسه همين
با ويرجينيتا تماس گرفتم

17:40.021 --> 17:45.928
... و اصلا هيچ مدرک بايگاني به اسم
هريسون راس در ويتنام وجود نداشت

17:46.027 --> 17:48.007
الان وقتش نيست، سوزي

17:48.029 --> 17:51.010
چيه... ؟.. چرا
منتظرين، خانوما؟

17:51.032 --> 17:54.206
متأسفم که ناراحتت ميکنم، مامان
من فقط... فکر نميکني اين عجيبه؟

17:54.235 --> 17:55.978
چي... ؟ چي عجيبه؟

17:56.071 --> 17:57.109
خب، اينکه هيچ مدرکي
وجود نداره

17:57.205 --> 18:01.176
... که شخصي به اسم باباي
من در خدمت ارتش بوده

18:01.209 --> 18:05.021
اوه. خب، اونجا هست

18:05.246 --> 18:06.247
اونجا چي هست؟

18:06.281 --> 18:08.283
مورتي، فقط
برو اونجا وايسا

18:08.283 --> 18:12.928
ببين، من نميخوام بگم که
ميدونستم اين اتفاق ميافته

18:13.021 --> 18:17.265
ولي... ميدونستم
اين اتفاق ميافته

18:19.060 --> 18:21.941
مامان، من جواب ميخوام

18:22.030 --> 18:24.237
يعني همين الان
بايد اينکارو بکني؟

18:24.265 --> 18:27.977
داري تمرين عروسيمو
خراب ميکني

18:28.069 --> 18:30.106
تو چهار بار عروسي
کردي. ديگه خوب بلدي

18:30.138 --> 18:34.211
من اينجا وانميستم که
مورد حمله قرار بگيرم

18:34.242 --> 18:38.019
مامان، از من فرار نکن

18:38.246 --> 18:40.023
ميخواي چي بگم؟

18:40.115 --> 18:43.119
ميخواي بگم من
يه مادر بد هستم؟

18:43.151 --> 18:48.260
باشه! من يه مادر بد هستم
حالا خوشحالي؟

18:49.224 --> 18:52.262
مامان! مامان

18:54.095 --> 18:59.204
بله، بله، ميدونم
دارم چه غلطي ميکنم

19:06.470 --> 19:09.474
مورتي؟ مورتي، مامانمو نديدي؟

19:09.506 --> 19:13.477
آره. آره، اون بنظر، آه
بنظر خيلي ناراحت بود

19:13.510 --> 19:17.356
فکر ميکنم... فکر ميکنم
با تاکسي رفت خونه

19:17.381 --> 19:19.292
تو... ؟ ميخواي برسونمت؟

19:19.316 --> 19:22.390
ميخوام حقيقت رو
درمورد پدرم بگي

19:22.486 --> 19:25.296
سوار شو

19:28.225 --> 19:30.227
موقعي که توي کره بودم

19:30.260 --> 19:33.241
توي ايستگاهي خارج از
پوسان خدمت ميکردم

19:33.263 --> 19:38.169
و ما... مرخصي گرفتيم

19:38.268 --> 19:40.248
و رفتيم توي شهر، ميدوني

19:40.270 --> 19:43.376
يه چندتا آبجو خورديم

19:43.507 --> 19:47.355
به زبان ويژه نظامي بهش
ميگفتيم استراحت و تجديد قوا

19:47.444 --> 19:51.187
ميدونم معني استراحت و تجديد قوا
چيه، اين چه ربطي با پدر من داره؟

19:51.215 --> 19:53.320
خب، ميخوام همينو بگم

19:53.350 --> 19:56.456
به هرحال، اونجا
خانمهاي جواني بودند

19:56.487 --> 20:00.335
خانومهاي حرفه اي
اگه ميدوني منظورم چيه

20:00.424 --> 20:03.371
مورتي. ميشه از اينا بگذريم؟

20:03.394 --> 20:06.173
باشه. خلاصه داستان، من

20:06.263 --> 20:10.234
هيچوقت فکر نميکردم
اولين رابطه من با يه زن

20:10.267 --> 20:15.310
توي يه کوچه پشت
مقرّکره اي ها باشه

20:15.406 --> 20:20.253
به همراه درد قوزک پام

20:20.277 --> 20:23.258
خيلي خب، دوباره، اين
چه ربطي با پدر من داره؟

20:23.280 --> 20:26.161
همه مون... همه مون
کارايي انجام ميديم، ميدوني

20:26.250 --> 20:29.390
که ازش شرمنده
ميشيم. همه مون

20:29.420 --> 20:32.333
همه مون رازهايي داريم

20:34.491 --> 20:38.337
پدرت يه قهرمان جنگ نبود

20:38.362 --> 20:43.311
و اون... اون
در ويتنام نبوده

20:44.368 --> 20:46.314
چرا مامانم اونطوري
به من گفت؟

20:46.336 --> 20:49.183
سوفي با پدرت

20:49.273 --> 20:52.211
... ازدواج نکرده بود

20:52.309 --> 20:56.280
مطمئن نيستم که
حتي اسمشو ميدونست

20:56.313 --> 21:02.286
داري ميگي که من نتيجه ي يه
شب رابطه نامشروع مادرم هستم؟

21:02.286 --> 21:04.266
خب، همونطور که
گفتم، همه مون

21:04.288 --> 21:10.239
ميدوني، همه مون کارايي انجام
ميديم که ازش شرمنده ميشيم

21:20.471 --> 21:24.183
ـ   جورج
ـ   بيري! غافلگير شدم

21:24.274 --> 21:26.413
ببخشيد که بي خبر اومدم

21:26.443 --> 21:30.414
ولي من با يکي از دوستهاي
قديميت ملاقات داشتم

21:30.447 --> 21:33.394
ليلا ميترمن ؟

21:34.251 --> 21:38.358
نبايد با تو رابطه داشته باشه

21:39.223 --> 21:44.297
خب، داشته. و در مورد تو
چيزاي خيلي وحشتناکي گفت

21:44.328 --> 21:47.368
ـ   اون يه دروغگوي معروفه
ـ   منم اول همين فکرو کردم

21:47.464 --> 21:50.243
ولي بعدش که در
موردش فکر کردم

21:50.334 --> 21:53.315
نتونستم بفهمم چرا بايد براي
خودش مشکل تراشي بکنه

21:53.337 --> 21:54.441
منظورم اينه که
چه انگيره اي داشته؟

21:54.471 --> 21:59.443
از من عقده روحي داره. هنوز
منو ميخواد. يعني معلوم نبود؟

21:59.443 --> 22:01.354
نه

22:01.378 --> 22:04.122
اين زن کاملا ديوانه ست

22:04.214 --> 22:06.390
ديگه چي از اين بيشتر
ميتونم ثابت کنم

22:06.483 --> 22:08.226
ليلا اينجا مشتري بود

22:08.318 --> 22:10.298
اگرچه ديگه اينجا
پذريفته نميشه

22:10.320 --> 22:13.392
ما هنوز نسخه هاشو
توي يه فايل نگه داشتيم

22:17.261 --> 22:20.242
فلوکسوتين، 100 ميلي گرم

22:20.264 --> 22:23.245
رسپريدون 250 ميلي

22:23.267 --> 22:24.405
عذر ميخوام. اين چيه؟

22:24.434 --> 22:27.338
يکيش داروي ضد
افسردگي براي اعصاب

22:27.437 --> 22:30.341
يکيشون دارون ضد رواني
براي کنترل توهم و خيال

22:30.440 --> 22:33.478
همونطور که گفتم، اون
يه خانم خيلي مشکل داره

22:33.510 --> 22:38.223
خب، چرا همون اول
باهاش قرار گذاشتي؟

22:38.315 --> 22:42.229
در شروع آدم عيبهارو
نمي بينه. درسته؟

22:43.253 --> 22:46.293
درسته. در شروع

22:46.390 --> 22:50.338
پس، حله؟

22:51.395 --> 22:54.501
آره، البته

23:12.249 --> 23:15.321
(ليلا ميترمن)

23:15.385 --> 23:18.332
(ايتل هالينگز)

23:25.329 --> 23:27.240
نامه هاتون اومد

23:28.432 --> 23:30.312
ـ   تو که گفتي داري ميري
ـ   نه، گفتم به شما فضا ميدم

23:30.400 --> 23:33.438
دادم. از توي ماشينم
مراقبتون بودم

23:33.470 --> 23:37.216
ببين، مردي که وارد خونهء
من شده، بستني دزديده

23:37.307 --> 23:40.311
فکر نميکنم در خطر باشم. پس تو
ميتوني بري. من به تو نياز ندارم

23:40.344 --> 23:42.290
کارلوس ميگه دارين

23:45.282 --> 23:47.253
ـ   کجا ميرين؟
ـ   خريد

23:47.351 --> 23:50.298
ـ   به تو هم مربوط نيست
ـ   مطمئناً از خريد خوشتون مياد

23:50.320 --> 23:52.291
بله، خوشم مياد

23:52.389 --> 23:55.268
تنها کاري که ديدم ديروز
و امروز کردين همينه

23:56.360 --> 23:59.273
اون خريدها بايد
براي چيزي باشه

23:59.296 --> 24:01.176
ببخشيد؟

24:01.264 --> 24:04.336
ميدوني، کارلوس شمارو خوب ميشناخت
اون ميگه شما يکي به دو تسليم نميشين

24:04.368 --> 24:08.216
پس مجبور نيستين با احساساتتون
کنار بياين. اون مرد باهوشي

24:08.305 --> 24:12.347
فکر ميکرد با همجنسبازها خيانت ميکنم. مطمئني
بازم ميخواي از کلمه باهوش استفاده کني؟

24:12.442 --> 24:15.346
بزار ببينم. حدود، يه يک هفته اي
از ازدست دادن بچه ت ميگذره؟

24:15.445 --> 24:19.393
ـ   آره. خب؟ ـ   تاحالا نشنيدم
خريد کردن دردي رو دوا کنه

24:19.416 --> 24:26.265
چرا همه دراينمورد سوار کولم شدن؟ خودم
ميدونم چطوري با دردم کنار بيام، باشه؟

24:33.330 --> 24:35.301
داري کجا ميري؟

24:35.399 --> 24:38.346
من، آه، ... فقط فکر کردم بهتره
برم بيرون و بيشتر نگاه کنم

24:38.368 --> 24:42.148
ـ   ميخوام توي پارک رو بگردم
ـ   اينموقع شب؟

24:42.239 --> 24:44.480
اون توي طول روز
خودشو نشون نميده

24:44.508 --> 24:49.187
داده؟ يا ترجيح ميدين اجازه بديم
کالب براي خودش ول بچرخه؟

24:49.279 --> 24:53.352
ممکنه توي دردسر بيافته
يا يه دختر ديگه رو اذيت کنه

24:53.383 --> 24:58.457
متيو، اون خانم سوليس رو
اذيت نکرده. اون فقط گرسنه بوده

24:58.488 --> 25:06.202
آره، خب، من در مورد خانم سوليس
صبحت نميکردم، و شما اينو ميدوني

25:51.471 --> 25:54.418
پس، هنوزم ميخواي
ساقدوش من باشي؟

25:54.440 --> 25:57.287
البته که ميشم

25:57.376 --> 26:01.347
و نميخوام وانمود کنم که هنوز
يخورده وحشت زده نيستم. هستم

26:01.380 --> 26:04.284
ولي امروز صبح در
موردش خيلي فکرکردم

26:04.383 --> 26:09.264
و بنظرم درک ميکنم
تو ميخواستي از من حفاظت کني

26:09.288 --> 26:12.360
و فکر کردي که من به
يه قهرمان نياز دارم

26:12.391 --> 26:16.339
يکي داشتم: شما

26:20.500 --> 26:24.177
هميشه نگران اين بودم
که تو رو بيچاره نکنم

26:24.270 --> 26:29.219
خب، من بيچاره شدم، ولي
تقصير تو نبوده... کاملا

26:42.488 --> 26:44.468
سلام، استو

26:44.490 --> 26:46.470
سرت شلوغه؟

26:46.492 --> 26:48.335
فقط دارم وبلاگم
رو به روز ميکنم

26:48.361 --> 26:51.401
چون من برات يه
ماموريت مهم دارم

26:51.497 --> 26:55.377
عاليه. من واقعا حاضرم که مسئوليتهاي
بيشتري رو در اينجا قبول کنم

26:55.401 --> 26:57.281
آره، اينو تحسين ميکنم

26:57.370 --> 27:02.444
ولي چيزي که احتياج دارم اينه که
حرف منو به شوهرم ثابت کني

27:02.475 --> 27:06.187
اوه. ميخواي حسادتشو
نحريک کني؟

27:06.279 --> 27:11.228
آه... نه. راستش

27:12.485 --> 27:16.399
... ميخوام بچه هامو بدزدي

27:19.292 --> 27:21.431
خيلي خب، قراره من
نظاره گر چي باشم؟

27:21.460 --> 27:24.373
فقط صبرکن

27:26.399 --> 27:30.370
خيلي خب، ايناهاش

27:32.371 --> 27:34.251
چه خبره؟

27:34.340 --> 27:37.287
فقط دارم سعي ميکنم
يه نکته رو ثابت کنم

27:37.310 --> 27:41.249
سلام... پسر کوچولوها

27:41.347 --> 27:42.351
واي... اون کيه؟

27:42.448 --> 27:44.394
استو، از شرکتمون

27:44.417 --> 27:48.263
سواري ميخواين؟

27:48.287 --> 27:50.358
و داره بچه هامونو ميدزده؟

27:50.389 --> 27:53.268
ـ   شابد... ـ   اين ديوانگيه

27:53.292 --> 27:56.332
چرا؟ مگه نگراني
نکنه سوار بشن؟

27:56.429 --> 28:00.309
ميتونيم بريم... کارناوال

28:00.333 --> 28:01.437
کارناوال دوست دارين؟

28:01.467 --> 28:04.243
ما اجازه نداريم با
غريبه ها حرف بزنيم

28:04.270 --> 28:05.205
فرار کنين، پسرا

28:05.304 --> 28:08.308
پس چرا نمياين
توي ماشين؟

28:08.341 --> 28:13.190
ـ   فرار کنين. فرار کنين. ـ   بياين
توي ماشين. بهتون شکلات ميدم

28:13.279 --> 28:17.355
ـ   هورا، شکلات
ـ   چرا فرار نکردند؟

28:17.450 --> 28:18.451
خب

28:18.484 --> 28:20.227
الان وقت قيافه گرفتن نيست

28:20.319 --> 28:24.267
معلومه که پسرامون احمق هستن

28:24.290 --> 28:28.329
باشه، باشه. براي همه هست

28:30.396 --> 28:32.342
ـ   سلام
ـ   سلام

28:34.300 --> 28:37.247
اوه، خداي من

28:37.270 --> 28:39.150
فرار کنين، بچه ها! فرار کنين

28:39.238 --> 28:41.479
اوه، نه، تو فرار نکن

28:42.375 --> 28:46.414
مرتيکهء منحرف! اوه نه
تو هيچ جا نميري

28:57.256 --> 29:02.205
به هرحال، بعد از اينکه اين
مجلس رو تموم کرديم

29:02.228 --> 29:06.235
عروس جديدمو
با خودم ميبرم

29:06.332 --> 29:11.213
به چهار ماه جستجو
در دور دنيا

29:14.440 --> 29:17.250
ميتونم آخر هفته توي
لاس وگاس خوش بگذرونم

29:17.276 --> 29:21.247
ولي، ميدونين

29:21.247 --> 29:27.198
به هرحال، اون اينجاست
عروس زيباي من

29:30.289 --> 29:33.295
ميخوام از همه بخاطر
حضورتون تشکر کنم

29:33.392 --> 29:36.373
و مخصوصا از
مورتي عزيزم

29:36.395 --> 29:40.402
که به من کمک کرد
تا آدم بهتري بشم

29:40.499 --> 29:43.380
وميخوام تشکر کنم از

29:43.469 --> 29:47.181
... دختر شگفت انگيرم، سوزان

29:47.273 --> 29:51.312
و بهش بگم که چقدر
ازش سپاسگزارم

29:51.344 --> 29:56.350
... براي احترام و
دوست داشتن من

29:58.417 --> 30:01.321
چون من آدم وحشتناکي هستم

30:01.420 --> 30:04.367
و اون لياقتش مادري
خيلي بهتر از منه

30:05.458 --> 30:09.406
ـ   عزيزم، عزيزم
نه، نه، نه، نه

30:11.263 --> 30:14.301
سوزي نياز داره
حقيقت رو بدونه

30:16.369 --> 30:19.316
پدرت

30:21.340 --> 30:25.254
... آدمي با يک شب
رابطه نامشروع نبود

30:26.345 --> 30:28.450
اون 33 ساله بود

30:28.481 --> 30:30.461
و اون متأهل بود

30:33.319 --> 30:35.424
و اون رئيس من بود

30:36.422 --> 30:39.301
وقتي بهش گفتم من حامله ام

30:39.325 --> 30:42.172
با من قطع رابطه کرد

30:42.261 --> 30:45.242
و ديگه هيچوقت
با من حرف نزد

30:45.498 --> 30:52.111
ولي اون دختر زيبا و
شگفت انگيرم رو به اعطا کرد

30:52.204 --> 30:57.244
و براي اونکار، ميخوام از
اديسون پرادي تشکر کنم

30:57.443 --> 31:00.424
اوه، خداي من

31:01.280 --> 31:02.384
ميدوني اون کجاست؟

31:02.415 --> 31:05.396
نميدونم. قسم ميخورم

31:05.418 --> 31:07.398
اگه ميدونستم، بهت ميگفتم

31:07.420 --> 31:09.300
من اديسون پرادلي رو ميشناسم

31:09.388 --> 31:13.302
توي ساسرلند يه فروشگاه
بذر و ملزومات داره

31:14.493 --> 31:21.411
آه... البته پرادلي
زياد هست... پس

31:22.401 --> 31:25.211
همونه؟

31:26.405 --> 31:28.476
بله

31:29.508 --> 31:32.284
يعني ميگي تمام اين مدت

31:32.311 --> 31:35.417
پدرم زنده بوده و
درست اون سمت شهر

31:35.448 --> 31:39.225
... فروشگاه بذر و
ملزومات داشته؟

31:39.251 --> 31:42.323
ـ   سوزي
باورم نميشه

31:54.266 --> 31:58.339
تو که... تو که هنوز باهاش
رابطه نداري، مگه نه؟

32:10.480 --> 32:12.189
چيزي شده؟

32:12.281 --> 32:14.261
تمام عصر کاملا
ساکت بودي

32:14.283 --> 32:18.231
نه، نه، فقط خستمه، همين

32:18.321 --> 32:20.301
دوست داري برقصي؟
ممکنه حالت بهتر بشه

32:20.323 --> 32:23.361
فکر نميکنم. ولي ممنون

32:26.329 --> 32:28.240
بيري، حلقه ت کجاست؟

32:28.264 --> 32:30.369
اوه، آم، سنگ
روش لَق ميزنه

32:30.399 --> 32:34.347
واسه همين ميخوام بدمش جواهرسازي
ولي نگران نباش. جاش امنه

32:34.370 --> 32:36.341
درمورد ليلا که نيست، هست؟

32:36.439 --> 32:39.283
نه، نه، هميني که بهت گفتم

32:39.308 --> 32:41.347
هر لحظه ممکنه
سنگ روش بيافته

32:41.444 --> 32:44.448
خب، برام مهم
نيست. لطفا بپوشش

32:44.480 --> 32:47.484
ـ   چي؟
ـ   ازت ميخوام که بپوشپش

32:48.217 --> 32:50.256
ـ   خب، عذر ميخوام، ولي
اينکارو نميکنم. ـ   چرا؟

32:50.353 --> 32:53.334
چون همچين حسي ندارم

32:53.356 --> 32:55.395
و اين آخرين باري که در
اينمورد حرف ميزنيم. باشه؟

32:55.491 --> 33:01.305
ببخشيد، خانم، اجازه نداريم اعضاي
زتا بتا کاپا رو اينجا راه بديم

33:02.365 --> 33:05.269
تاي! تاي گرانت

33:05.368 --> 33:08.249
سلام! توي شهر
چيکار ميکني؟

33:08.337 --> 33:10.183
ـ   اومدم ملاقات دوستام
ـ   اوه، خداي من

33:10.273 --> 33:14.483
اوه، جورج، اين تاي گرانت
توي دانشگاه با هم قرار ميزاشتيم

33:14.510 --> 33:18.458
تاي، اين جورج. يکي
از دوستهاي خوب منه

33:18.481 --> 33:21.428
ـ   سلام
ـ   راستش، ما نامزد کرديم

33:24.453 --> 33:27.197
بيري، قيافه ت فوق العاده ست
انگار اصلا يه روز هم

33:27.290 --> 33:29.270
تاي، دوست داري برقصيم؟

33:29.292 --> 33:32.239
حتما. دوست دارم

33:32.261 --> 33:34.468
اجازه بده کتت رو بگيرم

34:12.435 --> 34:13.313
مجبورم داخل بشم

34:13.402 --> 34:15.145
جورج

34:15.238 --> 34:17.218
ميشه لطفا بري بشيني؟
داري گستاخ ميشي

34:17.240 --> 34:19.413
ـ   من وسط جرياني هستم؟
ـ   حلقه رو بپوش

34:19.442 --> 34:21.422
ـ   نه
ـ   اوه، پسر

34:21.444 --> 34:22.422
جورج، نميخوام

34:22.445 --> 34:25.221
ما نامزد کرديم
تو مجبوري اينو بپوشي

34:25.248 --> 34:28.388
ـ   جورج، بسه ديگه
ـ   هي، تمومش کن

34:34.423 --> 34:36.403
عذر ميخوام

34:36.425 --> 34:39.235
من فقط

34:40.429 --> 34:42.204
ما نامزد کرديم

34:42.231 --> 34:46.270
ببين، فکر نميکنم
ديگه باهم نامزد باشيم

34:46.302 --> 34:48.213
بيري

34:48.237 --> 34:50.410
خواهش ميکنم، بايد بري

34:57.446 --> 35:00.359
گوش کن، بيري

35:18.434 --> 35:21.415
سلام

35:21.437 --> 35:26.443
درست اونجاست. مديريت دوست داره
ماشينهاي خوب رو جلو بزاريم

35:53.402 --> 35:55.339
عصر بخير. مدل موي جديده؟

35:55.438 --> 35:57.281
خب، اگه باشه چي؟

35:57.306 --> 35:58.344
قشنگه، همين

35:58.441 --> 36:01.185
صورتمو هم بند انداختم

36:01.277 --> 36:03.257
و بعدا هم مانيکور ميکنم

36:03.279 --> 36:05.250
ـ   و ابروهامو بردارم
ـ   از نظر من خوبه

36:05.348 --> 36:08.192
نيست. ميدونم داري
به چي فکر ميکني

36:08.217 --> 36:10.154
ـ   آره؟
ـ   ميدوني چيه؟

36:10.252 --> 36:12.391
خسته شدم از بس
منو دادرسي کردي

36:15.257 --> 36:17.430
ـ   فاميليت چيه؟..... ـ   راموس

36:17.460 --> 36:21.240
راموس. اين 1000 دلاره

36:21.330 --> 36:24.177
من به کارلوس نميگم
که تو اينجا نيستي

36:24.266 --> 36:27.247
اين راز کوچيک
خودمون باشه

36:27.269 --> 36:30.309
من تازه از زندان اومدم بيرون
دقيقا نميدونم چطوري اينو پاس کنم

36:30.406 --> 36:32.386
ميتونيم بريم بانک شما
و اينو نقد کنيم؟

36:32.408 --> 36:34.388
و اونوقت تو ميري؟

36:34.410 --> 36:38.222
هي، اين هزار دلاره

36:39.448 --> 36:42.258
کمربندت رو ببند

36:43.486 --> 36:46.196
شيشه بالا بر نداري

36:46.288 --> 36:48.393
نه

36:50.459 --> 36:54.202
دستگيره درب هم نداري

36:54.397 --> 36:57.207
نه

36:57.433 --> 37:00.437
ولي يه اعتراف دارم

37:02.338 --> 37:06.377
کارلوس منو براي
محافظت از تو نفرستاده

37:24.089 --> 37:26.069
نگاه کن

37:26.091 --> 37:28.037
هيچکس توي پارک نيست

37:28.060 --> 37:32.304
همش مال خودمونه. عاليه

37:43.208 --> 37:45.984
چرا نميري واسه خودمون
يه جاي خوب پيدا کني؟

37:46.011 --> 37:49.083
بايد از توي ماشين
يه چيزي بيرون بيارم

37:59.291 --> 38:03.239
هي! داري کدوم
گوري ميري؟

38:06.231 --> 38:09.010
نميخواي منو بکشي؟

38:09.101 --> 38:12.082
اصلا قصد نداشتم

38:12.271 --> 38:16.083
گذشته از اين، اگه ميخواستم تو رو
بکشم، از بادبادک استفاده نميکردم

38:16.108 --> 38:18.281
ـ   زياد طول ميکشه تا بميري
ـ   پس ميخواي من چه فکري بکنم؟

38:18.310 --> 38:20.053
درمورد محافظت از
من دروغ گفتي

38:20.145 --> 38:23.185
بعدش منو توي اون آشغال بدون دستگيره
گير انداختي تا نتونم بيام بيرون

38:23.282 --> 38:26.092
کارلوس منو فرستاد تا
تو رو با غصه ت کمک کنم

38:26.118 --> 38:29.989
ـ   شوخي ميکني. درسته؟
ـ   نه

38:30.088 --> 38:32.193
ببين، من درمورد فقدان
يه خورده چيزايي ميدونم

38:32.224 --> 38:35.103
ميتونه به جاهاي
واقعا تاريک ببره تت

38:35.127 --> 38:37.098
مخصوصاً اگه خودتو
باهاش روبه رو نکني

38:37.195 --> 38:44.010
مثل 17 سال توي يه
سلول 6 در01. تاريک

38:46.038 --> 38:48.018
اين براي چيه؟

38:48.040 --> 38:51.021
بادبادک نمايانگر
روح فقدانهاي زندگي

38:51.043 --> 38:55.048
با رها کردنش، دردي که حس
ميکني رو تصديق ميکني

38:55.080 --> 38:58.118
و درهمون لحظه
ازش آزاد ميشي

38:58.250 --> 38:59.993
خيلي خب، اين مسخره ست

39:00.085 --> 39:03.191
گذشته از اين، من اون حسي که تو
فکر ميکني دارم رو حس نميکنم

39:03.221 --> 39:06.034
پس رها کردنش بايد
واقعاآسون باشه

39:06.124 --> 39:10.197
ـ   باشه. اگه اينکارو بکنم
تو هم ميري؟ -آره

39:14.032 --> 39:16.003
باشه. بايد چيزي هم بگم؟

39:16.101 --> 39:17.171
اگه خودت ميخواي

39:17.202 --> 39:21.082
ـ   نه، نميخوام
ـ   اشکالي نداره

39:29.247 --> 39:33.024
هروقت خواستي ولش کن

39:39.057 --> 39:42.038
اين احمقانه ست

39:43.028 --> 39:45.133
من حتي اين بچه رو نميخواستم

39:45.163 --> 39:48.042
آره

39:50.068 --> 39:52.949
و ممکن بود مادر
وحشتناکي بشم

39:53.038 --> 39:56.281
اگه خوت ميگي
حتما همينطوره

40:00.312 --> 40:03.293
اگه پسر بود، ميخواستم
اسمشو بزارم چارلي

40:03.315 --> 40:06.296
آره؟

40:08.153 --> 40:10.192
و اگه دختر بود، آورا

40:10.288 --> 40:14.100
اسمهاي قشنگي هستن

40:25.103 --> 40:28.050
ممنون

41:01.139 --> 41:03.210
چيه؟

41:24.296 --> 41:27.040
ـ   اينجا چه خبره؟
ـ   زنگ بزن پليس

41:27.132 --> 41:31.137
ـ   ميخواي بهش شک بدم؟
ـ   فقط زنگ بزن پليس

41:39.244 --> 41:41.988
اين همونيه که اومده
بود توو خونهء تو؟

41:42.080 --> 41:44.253
نميدونم، نميتونم ببينمش

41:48.186 --> 41:50.188
آره، خودشه

41:50.222 --> 41:53.203
در دنيايي که پر
شده از تاريکها

41:53.225 --> 41:57.037
همه مون به روشنائي اي
احتياج داريم

41:58.063 --> 41:59.201
اگرچه يک شعلهء عظيم

41:59.231 --> 42:04.046
که نشونمون ميده چطور چيزي که
از دست داديم رو دوباره برنده بشيم

42:04.135 --> 42:09.107
يا يه نورافکن پر قدرت براي
فراري دادن هيولالاهاي بالقوه

42:12.310 --> 42:15.054
يا يه چندتا لامپ کوچيک

42:15.146 --> 42:21.097
... که حقيقت پنهان
گذشته مون روآشکار کنه

42:22.320 --> 42:28.271
همه مون به چيزي احتياج داريم
که کمکمون کنه بر شب غلبه کنيم

42:30.128 --> 42:32.267
حتي اگه

42:32.297 --> 42:37.246
... ضعيف ترين درخشش
و سوسوي اميد باشه

42:38.297 --> 43:26.246
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
