1
00:00:01,001 --> 00:00:02,173
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,182
ـ   ميخوام يه باباي خونه دار بشم
ـ   ها؟

3
00:00:04,204 --> 00:00:06,084
<font color=#FF8000>بعضيها نقش عوض کردند</font>

4
00:00:06,172 --> 00:00:08,143
ـ   داشتم به تو فکر ميکردم
ـ   اومدي ازم بخواي بريم بيرون؟

5
00:00:08,241 --> 00:00:11,054
<font color=#FF8000>...بعضيها تشريف فرما شدن...
</font>ـ   چون من قبول ميکنم

6
00:00:11,144 --> 00:00:13,991
من عادت کردم
تو هم بايد عادت کني

7
00:00:14,080 --> 00:00:16,287
<font color=#FF8000>درب به روي
بعضيها بسته شد</font>

8
00:00:16,316 --> 00:00:19,026
ـ   با من ازدواج ميکني؟
<font color=#FF8000>...و بعضيها...</font>

9
00:00:19,119 --> 00:00:23,033
<font color=#FF8000>... هرگز شانس اينکه</font>

10
00:00:26,259 --> 00:00:30,207
<font color=#FF8000>... بفهمن واقعا چي
ميخواستن رو پيدا نکردند</font>

11
00:00:31,031 --> 00:00:34,012
<font color=#FF8000>بتي اپل وايت يک
زن با استعداد بود</font>

12
00:00:34,034 --> 00:00:38,312
<font color=#FF8000>از وقتي يه بچه بود
همه همينو ميگفتن</font>

13
00:00:40,106 --> 00:00:44,054
<font color=#FF8000>اولين معلم پيانوش چالاکي
اونو ستايش ميکرد</font>

14
00:00:46,279 --> 00:00:51,092
<font color=#FF8000>اولين معلم دانشگاهيش حس
نواختنش رو تحسين ميکرد</font>

15
00:00:52,252 --> 00:00:57,065
<font color=#FF8000>اولين رهبر سمفونيش استعداد
نمايشي اونو درود ميفرستاد</font>

16
00:00:58,058 --> 00:01:00,063
<font color=#FF8000>ولي بتي ديگه يه
پيانيست کنسرت نبود</font>

17
00:01:00,160 --> 00:01:03,141
<font color=#FF8000>الان اون فقط زني
با يک راز بود</font>

18
00:01:03,163 --> 00:01:07,134
<font color=#FF8000>... رازي که مصمم بود تحت
هر شرايطي بايد حفظش کنه</font>

19
00:01:07,167 --> 00:01:10,148
از اينکه يکي رفته توو خونهء
گبرييل يخورده هم غافلگير نشدم

20
00:01:10,170 --> 00:01:15,019
ويستيريالن هدف مشخصيه
گشت پليسي هم اطراقش نيست

21
00:01:15,108 --> 00:01:16,985
گشت اهل محل رو داريم

22
00:01:17,010 --> 00:01:18,250
گشت اهل محل چرته

23
00:01:18,278 --> 00:01:22,092
آخرين باري که يکي از
شماها رفته گشت کي بوده؟

24
00:01:22,182 --> 00:01:25,095
حالا، من توي خونم
چراغ امنيتي ميزارم

25
00:01:25,118 --> 00:01:27,997
من ميگم وقتشه که محافظين
حرفه اي استخدام کنيم

26
00:01:28,021 --> 00:01:29,261
يجورايي گرون در مياد

27
00:01:29,289 --> 00:01:31,169
ميتوني براي امنيت
بچه هات قيمت بزاري؟

28
00:01:31,257 --> 00:01:33,000
از تو بعيد نيست

29
00:01:33,093 --> 00:01:36,065
ببين، منم به اندازه تمام
اهالي اينجا نگرانم

30
00:01:36,162 --> 00:01:39,143
ـ   بايد اينو متوقف کنيم
ـ   چي بگم؟ بگم ما با امنيت مخالفيم ؟

31
00:01:39,165 --> 00:01:43,011
ـ   ولي اگه اونا زودتر کالب رو پيدا کنن
ساکت، دارم سعي ميکنم فکر کنم

32
00:01:43,036 --> 00:01:46,108
... من دارم در مورد مردهاي تعليم ديده اي
حرف ميزنم که ميدونن چه موقع شليک کنن

33
00:01:46,139 --> 00:01:48,019
به حفاظت حرفه اي
نياز داريم؟

34
00:01:48,108 --> 00:01:50,989
صبر کنيم تا به يکي
ديگه حمله بشه؟

35
00:01:51,077 --> 00:01:54,186
فکر ميکنم وقتشه براي
امنيت مسلح راي گيري کنيم

36
00:01:54,280 --> 00:01:57,261
من که ديگه به آخرم
رسيده. همه

37
00:02:02,021 --> 00:02:06,094
ببخشيد. فقط همه چيز داره
زيادي ناراحت کننده ميشه

38
00:02:06,126 --> 00:02:09,130
ـ   واي، واقعا خوب ميزني
ـ   اينجا داريم راي ميگيريم

39
00:02:09,162 --> 00:02:10,973
اون يه پيانست کنسرت بوده

40
00:02:11,064 --> 00:02:14,011
خب، يکم تفريحي ميزنم

41
00:02:19,305 --> 00:02:23,950
<font color=#FF8000>بله، بتي اپل وايت
يک زن با استعداد بود</font>

42
00:02:24,043 --> 00:02:27,081
<font color=#FF8000>و بزرگترين استعدادش</font>

43
00:02:29,182 --> 00:02:33,130
<font color=#FF8000>... وقت شناسيش بود</font>

44
00:02:33,154 --> 00:02:40,054
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

45
00:02:40,059 --> 00:02:42,098
<font color=#FF8000>بعضي از زنها وقتي از
سقط جنين زجر ميکشن</font>

46
00:02:42,195 --> 00:02:46,007
<font color=#FF8000>... ساعتها در تاريکي تنها ميشينن</font>

47
00:02:46,032 --> 00:02:48,208
<font color=#FF8000>در طول روز از
خونه بيرون نميرن</font>

48
00:02:48,301 --> 00:02:52,911
<font color=#FF8000>از ترس اينکه با حقيقت
زندگي روبه رو بشن</font>

49
00:02:53,006 --> 00:02:56,180
<font color=#FF8000>به بچهء متولد نشده
شون فکر ميکنن</font>

50
00:02:56,209 --> 00:02:59,147
<font color=#FF8000>و روياي اينکه ممکن
بود چه شکلي باشه</font>

51
00:02:59,245 --> 00:03:06,060
<font color=#FF8000>بله، اين عکس العملي که بعضي از زنها وقتي
از يه فقدان بزرگ زجر ميکشن نشون ميدن</font>

52
00:03:06,219 --> 00:03:12,192
<font color=#FF8000>گبرييل سوليس از
اون زنها نبود</font>

53
00:03:17,096 --> 00:03:19,076
سلام، بچه ها

54
00:03:19,098 --> 00:03:21,044
ـ   سلام، عزيزم، حالت چطوره؟
ـ   سلام

55
00:03:21,067 --> 00:03:23,140
خوبم
بخاطر پيامهاتون ممنون

56
00:03:23,236 --> 00:03:26,046
عذر ميخوام، وقت نداشتم
باهاتون تماس بگيرم

57
00:03:26,072 --> 00:03:29,044
ما کارامون رو کرديم
فکر کرديم بتونيم دور هم بشينيم

58
00:03:29,142 --> 00:03:31,079
ميريم خونهء ما. من
نون موزي درست کردم

59
00:03:31,177 --> 00:03:33,179
و چاي تازه ميريزيم

60
00:03:33,213 --> 00:03:38,128
و در مورد همه
چيز... حرف ميزنيم

61
00:03:38,251 --> 00:03:40,995
خيلي خوبه

62
00:03:41,087 --> 00:03:45,160
فقط امروز حسابي وقتم پره
سرم ميخواد منفجر بشه

63
00:03:45,191 --> 00:03:48,172
باشه

64
00:03:48,194 --> 00:03:50,131
مرسي. مرسي
که درک ميکنين

65
00:03:50,230 --> 00:03:55,111
باشه، امشب باهات تماس ميگيريم و
ميندازيمش واسه يه روز ديگه توي همين هفته

66
00:03:55,134 --> 00:03:58,115
از اونجايي که مشکل
از برنامه هاي منه

67
00:03:58,137 --> 00:04:00,950
چرا من يه روز تعيين نکنم
و با تو تماس بگيرم؟

68
00:04:01,040 --> 00:04:02,110
باشه

69
00:04:02,141 --> 00:04:03,145
فقط

70
00:04:03,243 --> 00:04:07,114
يه عالمه کاراي بيرون دارم
و يه ميليون چيز واسه پس دادن

71
00:04:07,213 --> 00:04:12,026
اوه، عزيزم، هيچ دليلي وجود نداره که
تو و کارلوس نتونين دوباره سعي کنين

72
00:04:12,051 --> 00:04:13,089
تو يه مادر فوق العاده ميشي

73
00:04:13,186 --> 00:04:17,066
بايد براي يه مدت اون
چيزا رو نگه داري

74
00:04:17,257 --> 00:04:19,000
آره، ميدوني، ميخوام

75
00:04:19,092 --> 00:04:24,041
ولي مغازه فقط تا 30 روز
بعد از خريد پس ميگيره

76
00:04:33,139 --> 00:04:36,018
کارلوس، چه اتفاقي افتاده؟

77
00:04:36,042 --> 00:04:38,079
روز خيلي سختي داشتم

78
00:04:38,111 --> 00:04:41,024
بعد از اينکه به من درمورد

79
00:04:41,180 --> 00:04:44,161
... بچه گفتي

80
00:04:44,217 --> 00:04:45,926
... يجورايي کنترلم رو از دست دادم

81
00:04:46,019 --> 00:04:48,090
کارلوس، دستات

82
00:04:48,121 --> 00:04:51,969
ـ   تشکم رو پاره کردم
ـ   خداي من، امرزو حالت چطوره؟

83
00:04:52,058 --> 00:04:56,131
يه داروي آرامش بخش
به من تزريق کردند

84
00:04:56,162 --> 00:04:59,075
فکر ميکنم داره تاثير ميکنه

85
00:05:00,266 --> 00:05:04,214
ما حتي درمورد اسمش
هم صحبت نکرديم

86
00:05:04,270 --> 00:05:06,150
من 5 تا اسم خوب داشتم

87
00:05:06,239 --> 00:05:09,015
ـ   عزيزم
ميخواي برات بگم؟

88
00:05:09,042 --> 00:05:10,248
نه

89
00:05:10,276 --> 00:05:13,157
تو... تو اصلا به
اسم فکر نکردي؟

90
00:05:13,246 --> 00:05:16,992
اوه، خب، فکر نميکني براي
اونکار يکم زود بود؟

91
00:05:17,083 --> 00:05:20,997
منظورم اينه که، چطوري ميتوني براي
چيزي که اندازه يه گردوئه اسم بزاري؟

92
00:05:23,222 --> 00:05:25,099
اين جديده؟

93
00:05:25,124 --> 00:05:29,163
خوشت مياد؟ توي راه که
داشتم ميومدم اينجا خريدمش

94
00:05:30,196 --> 00:05:31,939
تو يه بچه سقط کردي

95
00:05:32,031 --> 00:05:33,237
همه مون به طريقي ناراحتيم

96
00:05:33,266 --> 00:05:35,942
انگار تو خيلي خوب
با اين غم کنار اومدي

97
00:05:36,035 --> 00:05:39,141
من ميرم خريد. تو روي ديوار
گُه ميپاشي. هر کي به طريقي

98
00:05:39,172 --> 00:05:41,052
اصلا ناراحت هستي؟

99
00:05:41,140 --> 00:05:45,088
ـ   اوه، خواهش ميکني. تو چي فکر ميکني؟
ـ   راستشو ميخواي؟ نميدونم

100
00:05:45,111 --> 00:05:50,288
معلومه که ناراحتم! اين يه موقعيت
نارحت کننده ست! حالا ولم کن

101
00:05:54,020 --> 00:05:56,125
ـ   اوه،
عزيزم، حالت خوبه؟

102
00:05:56,155 --> 00:05:58,126
فکر ميکنم داروي آرامش
بخشم داره ضعيف ميشه

103
00:05:58,224 --> 00:06:02,001
خب، بهتره يکي
ديگه بهت بزنن

104
00:06:02,028 --> 00:06:04,304
بالا

105
00:06:10,069 --> 00:06:13,050
سلام، مايک

106
00:06:14,140 --> 00:06:16,111
تا چند روز ديگه
عروسي مامانمه

107
00:06:16,209 --> 00:06:19,122
و تو اون کارتي که دعوتت
کرده بودند رو پس فرستادي

108
00:06:19,145 --> 00:06:22,126
و اينکه تو گوشت رو ترجيح ميدادي
که من برات با ماهي عوضش کردم

109
00:06:22,148 --> 00:06:24,128
چون قبلا من گوشت خوردم

110
00:06:24,150 --> 00:06:28,121
به هرحال، ميدونم
که قبلا، ميدوني

111
00:06:29,255 --> 00:06:33,135
از مامانت عذرخواهي کردم
ولي نميخوام بيام اونجا

112
00:06:36,229 --> 00:06:40,075
اميدوارم اين بخاطر اين
نباشه که ديگه ما نيستيم

113
00:06:40,099 --> 00:06:42,138
منظورم اينه که، توي
عروسي ميتونيم باهم باشيم

114
00:06:42,235 --> 00:06:45,148
و عجيب هم نيست

115
00:06:45,171 --> 00:06:47,142
هست

116
00:06:47,240 --> 00:06:52,019
البته. آره

117
00:06:55,181 --> 00:06:57,061
پس، اين اواخر
چيکارا ميکني؟

118
00:06:57,150 --> 00:06:58,288
اوه، طبق معمول

119
00:06:58,317 --> 00:07:04,065
خب، من دارم يه کتاب ميتويسم
يه جورايي مربوط به حال خودمه

120
00:07:04,157 --> 00:07:07,197
واقعا داره منو مجبور ميکنه که در
بعضي چيزا دوباره بازپرسي بکنم

121
00:07:07,293 --> 00:07:09,136
... چيزايي که ازم من ساخته

122
00:07:09,162 --> 00:07:14,171
مثل اون حقيقتي که مادرم وقتي خيلي جوان
بوده منو داشته، و هيچوقت پدرمو نشناختم

123
00:07:14,267 --> 00:07:16,213
چيزاي بزرگ، از اون قبيل

124
00:07:16,235 --> 00:07:18,215
درمورد بابام بهت
گفته بودم، درسته؟

125
00:07:18,237 --> 00:07:20,012
اون يه ناوگان بازرگان بود

126
00:07:20,039 --> 00:07:23,045
و افرادش توي جنگ
هانوي کشته شدند

127
00:07:23,142 --> 00:07:25,179
ـ   عجيبه..... ـ   چرا؟

128
00:07:25,211 --> 00:07:28,183
هانوي مرکز قلمروو دشمن
بود. اونجا جنگ نبود

129
00:07:28,281 --> 00:07:32,024
مطمئني؟
مامانم اونطوري گفت

130
00:07:32,051 --> 00:07:38,093
آره، کاملا مطمئنم. و ناوگانهاي بازرگاني جنگ
نميکردند، اونا با کشتيها مواد غذاي ميرسوندند

131
00:07:39,292 --> 00:07:43,104
خب، ظاهرا مجبورم
بيشتر تحقيق کنم

132
00:07:43,262 --> 00:07:44,240
پس، نظرت چيه؟

133
00:07:44,263 --> 00:07:48,009
داستان زندگي من، ميري
توي صف و يه نسخه بخري؟

134
00:07:48,100 --> 00:07:51,004
ـ   سوزان؟ ـ   بله؟

135
00:07:51,103 --> 00:07:53,014
بهتره بري عقب تر

136
00:08:11,023 --> 00:08:13,025
پورتر؟ پرستون؟

137
00:08:13,059 --> 00:08:15,940
در مورد بازي کردن بعد از
تاريکي هوا به شما چي گفتم؟

138
00:08:16,028 --> 00:08:17,006
تاريک که نيست

139
00:08:17,029 --> 00:08:19,031
باباتون ميدونه شما اينجائين؟

140
00:08:19,031 --> 00:08:21,070
نگران نباش
من داشتم نگاشون ميکردم

141
00:08:21,167 --> 00:08:23,238
دستگاه دزدگيرم ديگه
به اونا حساس نيست

142
00:08:23,269 --> 00:08:25,945
بايد نصف قبض برقم رو
بفرستم تو پرداخت کني

143
00:08:26,038 --> 00:08:29,110
حتما اينکارو بکن
خيلي خب، بچه ها، بياين اينجا

144
00:08:29,141 --> 00:08:31,087
توي پياده رو

145
00:08:31,110 --> 00:08:34,284
اينجا بمونين، نه
توي خيابون. ممنون

146
00:08:36,082 --> 00:08:37,220
سلام

147
00:08:37,250 --> 00:08:40,188
ـ   سلام، عزيزم
ـ   من خونه ام

148
00:08:40,286 --> 00:08:43,130
ميتوني يه ثانيه بياي اينجا؟

149
00:08:43,155 --> 00:08:44,259
حتما. چه خبره؟

150
00:08:49,061 --> 00:08:51,100
حتما دوباره دزدکي رفتن

151
00:08:51,197 --> 00:08:54,144
دوباره؟ مگه چند
بار اين اتفاق افتاده؟

152
00:08:54,166 --> 00:08:57,946
پسرا، بياين داخل. حالا
ميدوني که اونا چطوري در ميرن

153
00:08:58,037 --> 00:09:02,247
ـ   مثل اينکه بخواي صداي پاي گربه رو
بشنوي. ـ   تام، الان ساعت 9 شب

154
00:09:02,275 --> 00:09:05,019
بچه ها، برين بالا، حالا
برين

155
00:09:05,111 --> 00:09:07,150
دستشويي، خواب

156
00:09:07,246 --> 00:09:11,092
عزيزم، تو فقط... زيادي نگراني

157
00:09:11,117 --> 00:09:12,155
و براي يه دليل خوب

158
00:09:12,251 --> 00:09:16,097
ممکنه يکي گولشون بزنه و
اونارو ببره، تو هم خبرت نشه

159
00:09:16,122 --> 00:09:17,160
اونا جلوي خونه بودند

160
00:09:17,256 --> 00:09:20,237
منکه بچه بودم دوچرخه سواري
ميکردم، چندساعت غيبم ميزد

161
00:09:20,259 --> 00:09:22,002
مامانم يه بار هم
نگاه نميکرد

162
00:09:22,094 --> 00:09:25,075
اون موقع فرق ميکرده
بايد حواست باشه

163
00:09:25,097 --> 00:09:27,077
توي اين خيابون
تعرض شده

164
00:09:27,099 --> 00:09:29,104
منم توي اون جلسه
اهل محل بودم

165
00:09:29,201 --> 00:09:32,014
عذر ميخوام. من هفت ساله که دارم
اينکارو ميکنم. به من اعتماد کن

166
00:09:32,104 --> 00:09:34,084
بايد دوتا چشم هم
پشت سرت داشته باشي

167
00:09:34,106 --> 00:09:36,211
همين دوتا جلويي خوب
کار ميکنن، مرسي

168
00:09:36,242 --> 00:09:39,121
واقعا؟ پني کجاست؟

169
00:09:44,150 --> 00:09:46,221
ميبيني؟

170
00:09:46,252 --> 00:09:49,062
درست همونجايي
که گذاشته بودمش

171
00:10:09,141 --> 00:10:12,022
ـ   اين چطوري اومده اينجا؟
ـ   ميخواستم باهات تماس بگيرم

172
00:10:12,111 --> 00:10:15,058
ما در اينمورد بحث کرديم
توافق کرديم که آروم پيش بريم

173
00:10:15,081 --> 00:10:17,120
ميخواستم بعد از اينکه باهم حرف
زديم زنگ بزنم و لغوش کنم

174
00:10:17,216 --> 00:10:19,992
ولي همه چيز درهم برهم
شد، فراموش کردم

175
00:10:20,019 --> 00:10:22,056
رکس فقط هفت
هفته ست که مرده

176
00:10:22,088 --> 00:10:25,026
ـ   خب؟ ـ   نميخوام تمام
زنهاي توي اين شهر

177
00:10:25,124 --> 00:10:27,971
ـ   پشت سرم حرف بزنن
ـ   متأسفم

178
00:10:28,060 --> 00:10:31,007
موردي که پيش نيومده؟

179
00:10:31,030 --> 00:10:34,036
خوشبختانه، مردم فقط
آگهي هارو ميخونن

180
00:10:34,133 --> 00:10:36,272
وقتي چيزي توي
صفحه اول نباشه

181
00:10:36,302 --> 00:10:40,207
و عنوان امروز درمورد چندتا
سيل بلاخير در سريلانکا بود

182
00:10:40,306 --> 00:10:43,082
ـ   اوه، پس شانس آورديم
ـ   بله، شانس آورديم

183
00:10:43,109 --> 00:10:47,051
حالا هروقت وقتش شد که
رابطه مون عمومي بشه

184
00:10:47,246 --> 00:10:50,025
... ميخوام اول با مشورت کني

185
00:10:50,116 --> 00:10:55,088
ناسلامتي من عروس هستم
اينطوري... شايسته تره

186
00:10:55,121 --> 00:10:58,034
باشه

187
00:11:01,060 --> 00:11:03,031
به هرحال، ميخوام
حلقه رو بپوشي

188
00:11:03,129 --> 00:11:04,199
حلقه؟

189
00:11:04,230 --> 00:11:06,041
نمي پوشپش. کجاست؟

190
00:11:06,132 --> 00:11:11,047
ـ   توي کيفمه
ـ   خوبه. لطفا بپوشش

191
00:11:12,071 --> 00:11:13,109
ولي اگه مردم اينو ببينن

192
00:11:13,205 --> 00:11:15,949
اونا فرض ميکنن حلقهء
ازدواجت رو پوشيدي

193
00:11:16,042 --> 00:11:18,115
ـ   شايد. ولي چرا ريسک کنيم؟
ـ   چون

194
00:11:18,210 --> 00:11:22,056
يه حلقه نشون دهنده اينه
که يه زن خواستگار داره

195
00:11:22,081 --> 00:11:25,153
يه دست لخت توجه
نامطلوبي رو جلب ميکنه

196
00:11:29,088 --> 00:11:32,092
بده من. اجازه بده

197
00:11:38,197 --> 00:11:40,134
فقط همين، خانم ونديکمپ؟

198
00:11:40,232 --> 00:11:43,008
بله، آقاي ويليامز

199
00:11:43,035 --> 00:11:45,072
سلام

200
00:12:31,079 --> 00:12:33,252
اوه، خداي من

201
00:12:37,152 --> 00:12:39,189
چي ميخواي؟

202
00:12:39,221 --> 00:12:40,156
هي، چيزي نيست

203
00:12:40,255 --> 00:12:42,997
نه، خيلي هم چيزه
تو ديگه کي هستي؟

204
00:12:43,024 --> 00:12:45,129
ـ   کارلوس منو فرستاده
ـ   زنگ ميزنم پليس

205
00:12:45,160 --> 00:12:47,131
اسمم هکتور. داخل
با کارلوس آشنا شدم

206
00:12:47,229 --> 00:12:50,142
داخل چي؟

207
00:12:50,298 --> 00:12:52,141
منظورت زندان؟

208
00:12:52,167 --> 00:12:54,047
اون به من گفت
چه اتفاقي افتاده

209
00:12:54,136 --> 00:12:56,983
ازم خواست بيام و مراقب
شما باشم. ميتونم بيام توو؟

210
00:12:57,072 --> 00:12:59,043
نه! نه، نميتوني بياي توو

211
00:12:59,141 --> 00:13:02,213
ـ   من يه پنکه آوردم. همين
بيرون ميمونم. ـ   نه

212
00:13:02,244 --> 00:13:05,123
ميتونم از خودم
مراقبت کنم. باشه؟

213
00:13:06,114 --> 00:13:08,094
باشه

214
00:13:08,116 --> 00:13:09,154
باشه؟

215
00:13:09,251 --> 00:13:11,927
آره، ميفهمم. به فضاي
خودتون احتياج دارين

216
00:13:12,020 --> 00:13:17,060
بله. بله، دارم، به فضاي
خودم احتياج دارم

217
00:13:32,140 --> 00:13:33,278
ـ   ميخوام يه چيزي نشونت بدم
ـ   باشه

218
00:13:33,308 --> 00:13:35,154
ـ   بيا اينجا
. ـ   سلام، بچه ها

219
00:13:35,243 --> 00:13:37,054
درمورد چيزي که
گفتي فکر کردم

220
00:13:37,179 --> 00:13:40,185
نميخوام تو نگران باشي، واسه
همين با پسرا يه کوچولو گپ زدم

221
00:13:40,282 --> 00:13:42,159
خيلي خب، بچه ها

222
00:13:42,184 --> 00:13:46,032
اگه يه غريبه ازمون
بخواد که

223
00:13:46,121 --> 00:13:49,102
با ماشين به ما سواري
بده چيکار ميکنيم؟

224
00:13:49,157 --> 00:13:51,970
ـ   پورتر؟
ـ   فرار ميکنيم و زنگ ميزنيم 911

225
00:13:52,060 --> 00:13:55,032
آفرين. درسته، ولي
اگه غريبه بگه

226
00:13:55,130 --> 00:13:58,168
سلام، من بابايي و
ماماني تون رو ميشناسم ؟

227
00:13:58,200 --> 00:14:00,046
ـ   چيه، پرستون؟
ـ   بازم فرار ميکنيم

228
00:14:00,135 --> 00:14:02,106
بله! باشه

229
00:14:02,204 --> 00:14:03,174
ميتونم يه سوال بپرسم؟

230
00:14:03,271 --> 00:14:05,114
آره، در همين خصوص

231
00:14:05,140 --> 00:14:09,955
اگه غريبه خوب باشه و
وحشتناک نباشه؟ خب؟

232
00:14:10,045 --> 00:14:12,116
فرار ميکنيم و
زنگ ميزنيم 911

233
00:14:13,148 --> 00:14:18,222
پس، اگه غريبه بگه که ميخواد
شما رو ببره سيرک

234
00:14:18,253 --> 00:14:22,292
براي پيترا و فيل سواري چي؟

235
00:14:23,291 --> 00:14:26,067
باباتون رو نگاه نکنين

236
00:14:26,094 --> 00:14:30,033
منو نگاه کنين. چيکار ميکنين؟
اونوقت چيکار ميکنين؟

237
00:14:30,131 --> 00:14:32,978
ـ   ما
فرار ميکنيم؟

238
00:14:33,068 --> 00:14:36,040
آفرين! پيش به
سوي آشپزخونه

239
00:14:36,137 --> 00:14:39,277
امشب بستني داريم

240
00:14:41,042 --> 00:14:44,023
انگار لبخندت مفهومي داره

241
00:14:44,045 --> 00:14:46,252
بيخيال! ما تمام عصر رو
روش کار کرديم. اونا فهميدن

242
00:14:46,281 --> 00:14:48,161
اجازه بده. تو بچه هامونو
ميشناسي

243
00:14:48,250 --> 00:14:51,962
من خيلي دوستشون دارم، ولي اونا از يه
گوش ميشنون و از اون يکي بيرون ميکنن

244
00:14:52,053 --> 00:14:56,024
ـ   من ميخوام بستني بخورم
ـ   تام، هنوز کارت اينجا تموم نشده

245
00:14:56,057 --> 00:14:58,162
لينت، من ميتونم
بچه هامو زنده نگه دارم

246
00:14:58,193 --> 00:15:01,939
وقتي ميري، اونا چهار تائن. وقتي
برميگردي خونه، هنوز چهار تائن

247
00:15:02,030 --> 00:15:06,103
هروقت اومدي خونه و اونا سه تا بودند
اونوقت ميتوني برام سخنراني کني

248
00:15:11,306 --> 00:15:14,050
ببخشيد. شما
بيري ونديکمپ هستيد؟

249
00:15:14,142 --> 00:15:15,919
بله، خودم هستم

250
00:15:16,011 --> 00:15:19,151
من ليلا ميترمن هستم
اميدوارم مزاحم نشده باشم

251
00:15:19,180 --> 00:15:20,150
ميتونم کمکتون کنم؟

252
00:15:20,248 --> 00:15:23,129
ممکنه بنظر عجيب باشه، ولي
حس کردم بايد شمارو ببينم

253
00:15:23,218 --> 00:15:26,199
توي روزنامه خوندم که شما با
جورج ويليامز نامزدي کردين

254
00:15:26,221 --> 00:15:29,998
اوه، خب، اون آگهي
يخورده زود رس بود

255
00:15:30,025 --> 00:15:33,168
ولي شما و جورج باهمين؟

256
00:15:33,261 --> 00:15:36,208
يه رابطه رومانتيک دارين؟

257
00:15:37,198 --> 00:15:41,203
ـ   بله.. ـ   پس بايد
باهم صحبت کنيم

258
00:15:42,103 --> 00:15:45,175
وقتي ازم خواست باهاش ازدواج کنم
ما شش ماه بود که باهم قرار ميزاشتيم

259
00:15:45,206 --> 00:15:49,020
از همون لحظه اي که گفتم بله
جورج خيلي حسود بود

260
00:15:49,110 --> 00:15:52,216
و وقتي فهميد که شوهر سابقم
پايين خيابون زندگي ميکنه

261
00:15:52,247 --> 00:15:55,091
جورج منو متهم کرد که
پشت سرش ميرم پيش اون

262
00:15:55,116 --> 00:15:58,097
و يه شب از اداره پليس
با من تماس گرفتند

263
00:15:58,119 --> 00:16:00,966
يه نفر ماشين شوهر
سابقم روآتيش زده بود

264
00:16:01,056 --> 00:16:03,937
نتونستم چيزي رو ثابت کنم
ولي ميدونستم کار جورج بوده

265
00:16:04,025 --> 00:16:05,265
روز بعدش اونو ترک کردم

266
00:16:06,161 --> 00:16:09,008
خب، نميدونم چي بگم

267
00:16:09,097 --> 00:16:11,236
ميدونم. ناراحت کننده ست

268
00:16:12,100 --> 00:16:13,138
بله، همينطوره

269
00:16:13,234 --> 00:16:17,082
اينکه يه شخص کاملا غريبه بياد
توو خونهء من، چاي منو بخوره

270
00:16:17,172 --> 00:16:21,086
و بعد سعي کنه منو برعليه بهترين
مردي که تاحالا شناختم برانگيخته کنه

271
00:16:21,109 --> 00:16:23,956
عزيزم، بايد به من اعتماد کني
جورج آدم درستي نيست

272
00:16:24,045 --> 00:16:27,049
و بايد تا وقتي طوري
نشده، خودتو راحت کني

273
00:16:27,082 --> 00:16:29,187
فکر ميکنم وقتشه که بري

274
00:16:29,217 --> 00:16:32,061
يه بار توي بار با
يه مرد حرف زدم

275
00:16:32,087 --> 00:16:35,193
و وقتي برگشتيم خونه، جورج زد
توي گوشم. اينو ديگه چي ميگي؟

276
00:16:35,223 --> 00:16:39,035
سوء استفاده از حُسن نيت و
استفاده آزاد از لقب و صفت

277
00:16:39,060 --> 00:16:42,041
... شرط ميبندم که
اونو خشمگين کرده

278
00:16:43,999 --> 00:16:46,240
وقتي خوندم که تو و جورج
باهم نامزدي کردين

279
00:16:46,267 --> 00:16:49,214
حس کردم وظيفهء منه که
بهت بگم اون ديوانه ست

280
00:16:49,237 --> 00:16:54,118
ولي حالا که با توآشنا شدم، ميتونم
ببينم عقدتون رو توي آسمونا بستن

281
00:17:04,085 --> 00:17:06,224
من اينجائم! سلام، مورتي

282
00:17:06,254 --> 00:17:10,000
جناب کشيش هاپکينز. متأسفم که
به مراسم تمرينتون دير رسيدم

283
00:17:10,091 --> 00:17:12,071
اوه! اشکالي نداره

284
00:17:12,093 --> 00:17:13,939
الان اينجايي

285
00:17:14,029 --> 00:17:17,101
برو جلوي من. خيلي خب
جناب کشيش! شروع کن

286
00:17:17,132 --> 00:17:20,045
ميتونم ازتون يه
سوال بپرسم؟

287
00:17:20,068 --> 00:17:22,915
بايد با موزيک
راه بري، سوزي

288
00:17:23,004 --> 00:17:26,943
داشتم براي کتابم پژوهش ميکردم
و يه چيز خيلي عجيب پيدا کردم

289
00:17:27,042 --> 00:17:30,114
هيچکس به اسم پدر من
هيچوقت يه ناوگان بازرگان نبوده

290
00:17:30,145 --> 00:17:34,994
من گفتم بازرگان؟ من فقط
منظورم تفنگدار دريايي بوده

291
00:17:35,083 --> 00:17:38,030
منم فکر کردم احتمالا همينو گفتين
واسه همين اينو هم بررسي کردم

292
00:17:38,053 --> 00:17:39,999
و اينم نبود. واسه همين
با ويرجينيتا تماس گرفتم

293
00:17:40,021 --> 00:17:45,928
... و اصلا هيچ مدرک بايگاني به اسم
هريسون راس در ويتنام وجود نداشت

294
00:17:46,027 --> 00:17:48,007
الان وقتش نيست، سوزي

295
00:17:48,029 --> 00:17:51,010
چيه... ؟.. چرا
منتظرين، خانوما؟

296
00:17:51,032 --> 00:17:54,206
متأسفم که ناراحتت ميکنم، مامان
من فقط... فکر نميکني اين عجيبه؟

297
00:17:54,235 --> 00:17:55,978
چي... ؟ چي عجيبه؟

298
00:17:56,071 --> 00:17:57,109
خب، اينکه هيچ مدرکي
وجود نداره

299
00:17:57,205 --> 00:18:01,176
... که شخصي به اسم باباي
من در خدمت ارتش بوده

300
00:18:01,209 --> 00:18:05,021
اوه. خب، اونجا هست

301
00:18:05,246 --> 00:18:06,247
اونجا چي هست؟

302
00:18:06,281 --> 00:18:08,283
مورتي، فقط
برو اونجا وايسا

303
00:18:08,283 --> 00:18:12,928
ببين، من نميخوام بگم که
ميدونستم اين اتفاق ميافته

304
00:18:13,021 --> 00:18:17,265
ولي... ميدونستم
اين اتفاق ميافته

305
00:18:19,060 --> 00:18:21,941
مامان، من جواب ميخوام

306
00:18:22,030 --> 00:18:24,237
يعني همين الان
بايد اينکارو بکني؟

307
00:18:24,265 --> 00:18:27,977
داري تمرين عروسيمو
خراب ميکني

308
00:18:28,069 --> 00:18:30,106
تو چهار بار عروسي
کردي. ديگه خوب بلدي

309
00:18:30,138 --> 00:18:34,211
من اينجا وانميستم که
مورد حمله قرار بگيرم

310
00:18:34,242 --> 00:18:38,019
مامان، از من فرار نکن

311
00:18:38,246 --> 00:18:40,023
ميخواي چي بگم؟

312
00:18:40,115 --> 00:18:43,119
ميخواي بگم من
يه مادر بد هستم؟

313
00:18:43,151 --> 00:18:48,260
باشه! من يه مادر بد هستم
حالا خوشحالي؟

314
00:18:49,224 --> 00:18:52,262
مامان! مامان

315
00:18:54,095 --> 00:18:59,204
بله، بله، ميدونم
دارم چه غلطي ميکنم

316
00:19:06,470 --> 00:19:09,474
مورتي؟ مورتي، مامانمو نديدي؟

317
00:19:09,506 --> 00:19:13,477
آره. آره، اون بنظر، آه
بنظر خيلي ناراحت بود

318
00:19:13,510 --> 00:19:17,356
فکر ميکنم... فکر ميکنم
با تاکسي رفت خونه

319
00:19:17,381 --> 00:19:19,292
تو... ؟ ميخواي برسونمت؟

320
00:19:19,316 --> 00:19:22,390
ميخوام حقيقت رو
درمورد پدرم بگي

321
00:19:22,486 --> 00:19:25,296
سوار شو

322
00:19:28,225 --> 00:19:30,227
موقعي که توي کره بودم

323
00:19:30,260 --> 00:19:33,241
توي ايستگاهي خارج از
پوسان خدمت ميکردم

324
00:19:33,263 --> 00:19:38,169
و ما... مرخصي گرفتيم

325
00:19:38,268 --> 00:19:40,248
و رفتيم توي شهر، ميدوني

326
00:19:40,270 --> 00:19:43,376
يه چندتا آبجو خورديم

327
00:19:43,507 --> 00:19:47,355
به زبان ويژه نظامي بهش
ميگفتيم استراحت و تجديد قوا

328
00:19:47,444 --> 00:19:51,187
ميدونم معني استراحت و تجديد قوا
چيه، اين چه ربطي با پدر من داره؟

329
00:19:51,215 --> 00:19:53,320
خب، ميخوام همينو بگم

330
00:19:53,350 --> 00:19:56,456
به هرحال، اونجا
خانمهاي جواني بودند

331
00:19:56,487 --> 00:20:00,335
خانومهاي حرفه اي
اگه ميدوني منظورم چيه

332
00:20:00,424 --> 00:20:03,371
مورتي. ميشه از اينا بگذريم؟

333
00:20:03,394 --> 00:20:06,173
باشه. خلاصه داستان، من

334
00:20:06,263 --> 00:20:10,234
هيچوقت فکر نميکردم
اولين رابطه من با يه زن

335
00:20:10,267 --> 00:20:15,310
توي يه کوچه پشت
مقرّکره اي ها باشه

336
00:20:15,406 --> 00:20:20,253
به همراه درد قوزک پام

337
00:20:20,277 --> 00:20:23,258
خيلي خب، دوباره، اين
چه ربطي با پدر من داره؟

338
00:20:23,280 --> 00:20:26,161
همه مون... همه مون
کارايي انجام ميديم، ميدوني

339
00:20:26,250 --> 00:20:29,390
که ازش شرمنده
ميشيم. همه مون

340
00:20:29,420 --> 00:20:32,333
همه مون رازهايي داريم

341
00:20:34,491 --> 00:20:38,337
پدرت يه قهرمان جنگ نبود

342
00:20:38,362 --> 00:20:43,311
و اون... اون
در ويتنام نبوده

343
00:20:44,368 --> 00:20:46,314
چرا مامانم اونطوري
به من گفت؟

344
00:20:46,336 --> 00:20:49,183
سوفي با پدرت

345
00:20:49,273 --> 00:20:52,211
... ازدواج نکرده بود

346
00:20:52,309 --> 00:20:56,280
مطمئن نيستم که
حتي اسمشو ميدونست

347
00:20:56,313 --> 00:21:02,286
داري ميگي که من نتيجه ي يه
شب رابطه نامشروع مادرم هستم؟

348
00:21:02,286 --> 00:21:04,266
خب، همونطور که
گفتم، همه مون

349
00:21:04,288 --> 00:21:10,239
ميدوني، همه مون کارايي انجام
ميديم که ازش شرمنده ميشيم

350
00:21:20,471 --> 00:21:24,183
ـ   جورج
ـ   بيري! غافلگير شدم

351
00:21:24,274 --> 00:21:26,413
ببخشيد که بي خبر اومدم

352
00:21:26,443 --> 00:21:30,414
ولي من با يکي از دوستهاي
قديميت ملاقات داشتم

353
00:21:30,447 --> 00:21:33,394
ليلا ميترمن ؟

354
00:21:34,251 --> 00:21:38,358
نبايد با تو رابطه داشته باشه

355
00:21:39,223 --> 00:21:44,297
خب، داشته. و در مورد تو
چيزاي خيلي وحشتناکي گفت

356
00:21:44,328 --> 00:21:47,368
ـ   اون يه دروغگوي معروفه
ـ   منم اول همين فکرو کردم

357
00:21:47,464 --> 00:21:50,243
ولي بعدش که در
موردش فکر کردم

358
00:21:50,334 --> 00:21:53,315
نتونستم بفهمم چرا بايد براي
خودش مشکل تراشي بکنه

359
00:21:53,337 --> 00:21:54,441
منظورم اينه که
چه انگيره اي داشته؟

360
00:21:54,471 --> 00:21:59,443
از من عقده روحي داره. هنوز
منو ميخواد. يعني معلوم نبود؟

361
00:21:59,443 --> 00:22:01,354
نه

362
00:22:01,378 --> 00:22:04,122
اين زن کاملا ديوانه ست

363
00:22:04,214 --> 00:22:06,390
ديگه چي از اين بيشتر
ميتونم ثابت کنم

364
00:22:06,483 --> 00:22:08,226
ليلا اينجا مشتري بود

365
00:22:08,318 --> 00:22:10,298
اگرچه ديگه اينجا
پذريفته نميشه

366
00:22:10,320 --> 00:22:13,392
ما هنوز نسخه هاشو
توي يه فايل نگه داشتيم

367
00:22:17,261 --> 00:22:20,242
فلوکسوتين، 100 ميلي گرم

368
00:22:20,264 --> 00:22:23,245
رسپريدون 250 ميلي

369
00:22:23,267 --> 00:22:24,405
عذر ميخوام. اين چيه؟

370
00:22:24,434 --> 00:22:27,338
يکيش داروي ضد
افسردگي براي اعصاب

371
00:22:27,437 --> 00:22:30,341
يکيشون دارون ضد رواني
براي کنترل توهم و خيال

372
00:22:30,440 --> 00:22:33,478
همونطور که گفتم، اون
يه خانم خيلي مشکل داره

373
00:22:33,510 --> 00:22:38,223
خب، چرا همون اول
باهاش قرار گذاشتي؟

374
00:22:38,315 --> 00:22:42,229
در شروع آدم عيبهارو
نمي بينه. درسته؟

375
00:22:43,253 --> 00:22:46,293
درسته. در شروع

376
00:22:46,390 --> 00:22:50,338
پس، حله؟

377
00:22:51,395 --> 00:22:54,501
آره، البته

378
00:23:12,249 --> 00:23:15,321
(ليلا ميترمن)

379
00:23:15,385 --> 00:23:18,332
(ايتل هالينگز)

380
00:23:25,329 --> 00:23:27,240
نامه هاتون اومد

381
00:23:28,432 --> 00:23:30,312
ـ   تو که گفتي داري ميري
ـ   نه، گفتم به شما فضا ميدم

382
00:23:30,400 --> 00:23:33,438
دادم. از توي ماشينم
مراقبتون بودم

383
00:23:33,470 --> 00:23:37,216
ببين، مردي که وارد خونهء
من شده، بستني دزديده

384
00:23:37,307 --> 00:23:40,311
فکر نميکنم در خطر باشم. پس تو
ميتوني بري. من به تو نياز ندارم

385
00:23:40,344 --> 00:23:42,290
کارلوس ميگه دارين

386
00:23:45,282 --> 00:23:47,253
ـ   کجا ميرين؟
ـ   خريد

387
00:23:47,351 --> 00:23:50,298
ـ   به تو هم مربوط نيست
ـ   مطمئناً از خريد خوشتون مياد

388
00:23:50,320 --> 00:23:52,291
بله، خوشم مياد

389
00:23:52,389 --> 00:23:55,268
تنها کاري که ديدم ديروز
و امروز کردين همينه

390
00:23:56,360 --> 00:23:59,273
اون خريدها بايد
براي چيزي باشه

391
00:23:59,296 --> 00:24:01,176
ببخشيد؟

392
00:24:01,264 --> 00:24:04,336
ميدوني، کارلوس شمارو خوب ميشناخت
اون ميگه شما يکي به دو تسليم نميشين

393
00:24:04,368 --> 00:24:08,216
پس مجبور نيستين با احساساتتون
کنار بياين. اون مرد باهوشي

394
00:24:08,305 --> 00:24:12,347
فکر ميکرد با همجنسبازها خيانت ميکنم. مطمئني
بازم ميخواي از کلمه باهوش استفاده کني؟

395
00:24:12,442 --> 00:24:15,346
بزار ببينم. حدود، يه يک هفته اي
از ازدست دادن بچه ت ميگذره؟

396
00:24:15,445 --> 00:24:19,393
ـ   آره. خب؟ ـ   تاحالا نشنيدم
خريد کردن دردي رو دوا کنه

397
00:24:19,416 --> 00:24:26,265
چرا همه دراينمورد سوار کولم شدن؟ خودم
ميدونم چطوري با دردم کنار بيام، باشه؟

398
00:24:33,330 --> 00:24:35,301
داري کجا ميري؟

399
00:24:35,399 --> 00:24:38,346
من، آه، ... فقط فکر کردم بهتره
برم بيرون و بيشتر نگاه کنم

400
00:24:38,368 --> 00:24:42,148
ـ   ميخوام توي پارک رو بگردم
ـ   اينموقع شب؟

401
00:24:42,239 --> 00:24:44,480
اون توي طول روز
خودشو نشون نميده

402
00:24:44,508 --> 00:24:49,187
داده؟ يا ترجيح ميدين اجازه بديم
کالب براي خودش ول بچرخه؟

403
00:24:49,279 --> 00:24:53,352
ممکنه توي دردسر بيافته
يا يه دختر ديگه رو اذيت کنه

404
00:24:53,383 --> 00:24:58,457
متيو، اون خانم سوليس رو
اذيت نکرده. اون فقط گرسنه بوده

405
00:24:58,488 --> 00:25:06,202
آره، خب، من در مورد خانم سوليس
صبحت نميکردم، و شما اينو ميدوني

406
00:25:51,471 --> 00:25:54,418
پس، هنوزم ميخواي
ساقدوش من باشي؟

407
00:25:54,440 --> 00:25:57,287
البته که ميشم

408
00:25:57,376 --> 00:26:01,347
و نميخوام وانمود کنم که هنوز
يخورده وحشت زده نيستم. هستم

409
00:26:01,380 --> 00:26:04,284
ولي امروز صبح در
موردش خيلي فکرکردم

410
00:26:04,383 --> 00:26:09,264
و بنظرم درک ميکنم
تو ميخواستي از من حفاظت کني

411
00:26:09,288 --> 00:26:12,360
و فکر کردي که من به
يه قهرمان نياز دارم

412
00:26:12,391 --> 00:26:16,339
يکي داشتم: شما

413
00:26:20,500 --> 00:26:24,177
هميشه نگران اين بودم
که تو رو بيچاره نکنم

414
00:26:24,270 --> 00:26:29,219
خب، من بيچاره شدم، ولي
تقصير تو نبوده... کاملا

415
00:26:42,488 --> 00:26:44,468
سلام، استو

416
00:26:44,490 --> 00:26:46,470
سرت شلوغه؟

417
00:26:46,492 --> 00:26:48,335
فقط دارم وبلاگم
رو به روز ميکنم

418
00:26:48,361 --> 00:26:51,401
چون من برات يه
ماموريت مهم دارم

419
00:26:51,497 --> 00:26:55,377
عاليه. من واقعا حاضرم که مسئوليتهاي
بيشتري رو در اينجا قبول کنم

420
00:26:55,401 --> 00:26:57,281
آره، اينو تحسين ميکنم

421
00:26:57,370 --> 00:27:02,444
ولي چيزي که احتياج دارم اينه که
حرف منو به شوهرم ثابت کني

422
00:27:02,475 --> 00:27:06,187
اوه. ميخواي حسادتشو
نحريک کني؟

423
00:27:06,279 --> 00:27:11,228
آه... نه. راستش

424
00:27:12,485 --> 00:27:16,399
... ميخوام بچه هامو بدزدي

425
00:27:19,292 --> 00:27:21,431
خيلي خب، قراره من
نظاره گر چي باشم؟

426
00:27:21,460 --> 00:27:24,373
فقط صبرکن

427
00:27:26,399 --> 00:27:30,370
خيلي خب، ايناهاش

428
00:27:32,371 --> 00:27:34,251
چه خبره؟

429
00:27:34,340 --> 00:27:37,287
فقط دارم سعي ميکنم
يه نکته رو ثابت کنم

430
00:27:37,310 --> 00:27:41,249
سلام... پسر کوچولوها

431
00:27:41,347 --> 00:27:42,351
واي... اون کيه؟

432
00:27:42,448 --> 00:27:44,394
استو، از شرکتمون

433
00:27:44,417 --> 00:27:48,263
سواري ميخواين؟

434
00:27:48,287 --> 00:27:50,358
و داره بچه هامونو ميدزده؟

435
00:27:50,389 --> 00:27:53,268
ـ   شابد... ـ   اين ديوانگيه

436
00:27:53,292 --> 00:27:56,332
چرا؟ مگه نگراني
نکنه سوار بشن؟

437
00:27:56,429 --> 00:28:00,309
ميتونيم بريم... کارناوال

438
00:28:00,333 --> 00:28:01,437
کارناوال دوست دارين؟

439
00:28:01,467 --> 00:28:04,243
ما اجازه نداريم با
غريبه ها حرف بزنيم

440
00:28:04,270 --> 00:28:05,205
فرار کنين، پسرا

441
00:28:05,304 --> 00:28:08,308
پس چرا نمياين
توي ماشين؟

442
00:28:08,341 --> 00:28:13,190
ـ   فرار کنين. فرار کنين. ـ   بياين
توي ماشين. بهتون شکلات ميدم

443
00:28:13,279 --> 00:28:17,355
ـ   هورا، شکلات
ـ   چرا فرار نکردند؟

444
00:28:17,450 --> 00:28:18,451
خب

445
00:28:18,484 --> 00:28:20,227
الان وقت قيافه گرفتن نيست

446
00:28:20,319 --> 00:28:24,267
معلومه که پسرامون احمق هستن

447
00:28:24,290 --> 00:28:28,329
باشه، باشه. براي همه هست

448
00:28:30,396 --> 00:28:32,342
ـ   سلام
ـ   سلام

449
00:28:34,300 --> 00:28:37,247
اوه، خداي من

450
00:28:37,270 --> 00:28:39,150
فرار کنين، بچه ها! فرار کنين

451
00:28:39,238 --> 00:28:41,479
اوه، نه، تو فرار نکن

452
00:28:42,375 --> 00:28:46,414
مرتيکهء منحرف! اوه نه
تو هيچ جا نميري

453
00:28:57,256 --> 00:29:02,205
به هرحال، بعد از اينکه اين
مجلس رو تموم کرديم

454
00:29:02,228 --> 00:29:06,235
عروس جديدمو
با خودم ميبرم

455
00:29:06,332 --> 00:29:11,213
به چهار ماه جستجو
در دور دنيا

456
00:29:14,440 --> 00:29:17,250
ميتونم آخر هفته توي
لاس وگاس خوش بگذرونم

457
00:29:17,276 --> 00:29:21,247
ولي، ميدونين

458
00:29:21,247 --> 00:29:27,198
به هرحال، اون اينجاست
عروس زيباي من

459
00:29:30,289 --> 00:29:33,295
ميخوام از همه بخاطر
حضورتون تشکر کنم

460
00:29:33,392 --> 00:29:36,373
و مخصوصا از
مورتي عزيزم

461
00:29:36,395 --> 00:29:40,402
که به من کمک کرد
تا آدم بهتري بشم

462
00:29:40,499 --> 00:29:43,380
وميخوام تشکر کنم از

463
00:29:43,469 --> 00:29:47,181
... دختر شگفت انگيرم، سوزان

464
00:29:47,273 --> 00:29:51,312
و بهش بگم که چقدر
ازش سپاسگزارم

465
00:29:51,344 --> 00:29:56,350
... براي احترام و
دوست داشتن من

466
00:29:58,417 --> 00:30:01,321
چون من آدم وحشتناکي هستم

467
00:30:01,420 --> 00:30:04,367
و اون لياقتش مادري
خيلي بهتر از منه

468
00:30:05,458 --> 00:30:09,406
ـ   عزيزم، عزيزم
نه، نه، نه، نه

469
00:30:11,263 --> 00:30:14,301
سوزي نياز داره
حقيقت رو بدونه

470
00:30:16,369 --> 00:30:19,316
پدرت

471
00:30:21,340 --> 00:30:25,254
... آدمي با يک شب
رابطه نامشروع نبود

472
00:30:26,345 --> 00:30:28,450
اون 33 ساله بود

473
00:30:28,481 --> 00:30:30,461
و اون متأهل بود

474
00:30:33,319 --> 00:30:35,424
و اون رئيس من بود

475
00:30:36,422 --> 00:30:39,301
وقتي بهش گفتم من حامله ام

476
00:30:39,325 --> 00:30:42,172
با من قطع رابطه کرد

477
00:30:42,261 --> 00:30:45,242
و ديگه هيچوقت
با من حرف نزد

478
00:30:45,498 --> 00:30:52,111
ولي اون دختر زيبا و
شگفت انگيرم رو به اعطا کرد

479
00:30:52,204 --> 00:30:57,244
و براي اونکار، ميخوام از
اديسون پرادي تشکر کنم

480
00:30:57,443 --> 00:31:00,424
اوه، خداي من

481
00:31:01,280 --> 00:31:02,384
ميدوني اون کجاست؟

482
00:31:02,415 --> 00:31:05,396
نميدونم. قسم ميخورم

483
00:31:05,418 --> 00:31:07,398
اگه ميدونستم، بهت ميگفتم

484
00:31:07,420 --> 00:31:09,300
من اديسون پرادلي رو ميشناسم

485
00:31:09,388 --> 00:31:13,302
توي ساسرلند يه فروشگاه
بذر و ملزومات داره

486
00:31:14,493 --> 00:31:21,411
آه... البته پرادلي
زياد هست... پس

487
00:31:22,401 --> 00:31:25,211
همونه؟

488
00:31:26,405 --> 00:31:28,476
بله

489
00:31:29,508 --> 00:31:32,284
يعني ميگي تمام اين مدت

490
00:31:32,311 --> 00:31:35,417
پدرم زنده بوده و
درست اون سمت شهر

491
00:31:35,448 --> 00:31:39,225
... فروشگاه بذر و
ملزومات داشته؟

492
00:31:39,251 --> 00:31:42,323
ـ   سوزي
باورم نميشه

493
00:31:54,266 --> 00:31:58,339
تو که... تو که هنوز باهاش
رابطه نداري، مگه نه؟

494
00:32:10,480 --> 00:32:12,189
چيزي شده؟

495
00:32:12,281 --> 00:32:14,261
تمام عصر کاملا
ساکت بودي

496
00:32:14,283 --> 00:32:18,231
نه، نه، فقط خستمه، همين

497
00:32:18,321 --> 00:32:20,301
دوست داري برقصي؟
ممکنه حالت بهتر بشه

498
00:32:20,323 --> 00:32:23,361
فکر نميکنم. ولي ممنون

499
00:32:26,329 --> 00:32:28,240
بيري، حلقه ت کجاست؟

500
00:32:28,264 --> 00:32:30,369
اوه، آم، سنگ
روش لَق ميزنه

501
00:32:30,399 --> 00:32:34,347
واسه همين ميخوام بدمش جواهرسازي
ولي نگران نباش. جاش امنه

502
00:32:34,370 --> 00:32:36,341
درمورد ليلا که نيست، هست؟

503
00:32:36,439 --> 00:32:39,283
نه، نه، هميني که بهت گفتم

504
00:32:39,308 --> 00:32:41,347
هر لحظه ممکنه
سنگ روش بيافته

505
00:32:41,444 --> 00:32:44,448
خب، برام مهم
نيست. لطفا بپوشش

506
00:32:44,480 --> 00:32:47,484
ـ   چي؟
ـ   ازت ميخوام که بپوشپش

507
00:32:48,217 --> 00:32:50,256
ـ   خب، عذر ميخوام، ولي
اينکارو نميکنم. ـ   چرا؟

508
00:32:50,353 --> 00:32:53,334
چون همچين حسي ندارم

509
00:32:53,356 --> 00:32:55,395
و اين آخرين باري که در
اينمورد حرف ميزنيم. باشه؟

510
00:32:55,491 --> 00:33:01,305
ببخشيد، خانم، اجازه نداريم اعضاي
زتا بتا کاپا رو اينجا راه بديم

511
00:33:02,365 --> 00:33:05,269
تاي! تاي گرانت

512
00:33:05,368 --> 00:33:08,249
سلام! توي شهر
چيکار ميکني؟

513
00:33:08,337 --> 00:33:10,183
ـ   اومدم ملاقات دوستام
ـ   اوه، خداي من

514
00:33:10,273 --> 00:33:14,483
اوه، جورج، اين تاي گرانت
توي دانشگاه با هم قرار ميزاشتيم

515
00:33:14,510 --> 00:33:18,458
تاي، اين جورج. يکي
از دوستهاي خوب منه

516
00:33:18,481 --> 00:33:21,428
ـ   سلام
ـ   راستش، ما نامزد کرديم

517
00:33:24,453 --> 00:33:27,197
بيري، قيافه ت فوق العاده ست
انگار اصلا يه روز هم

518
00:33:27,290 --> 00:33:29,270
تاي، دوست داري برقصيم؟

519
00:33:29,292 --> 00:33:32,239
حتما. دوست دارم

520
00:33:32,261 --> 00:33:34,468
اجازه بده کتت رو بگيرم

521
00:34:12,435 --> 00:34:13,313
مجبورم داخل بشم

522
00:34:13,402 --> 00:34:15,145
جورج

523
00:34:15,238 --> 00:34:17,218
ميشه لطفا بري بشيني؟
داري گستاخ ميشي

524
00:34:17,240 --> 00:34:19,413
ـ   من وسط جرياني هستم؟
ـ   حلقه رو بپوش

525
00:34:19,442 --> 00:34:21,422
ـ   نه
ـ   اوه، پسر

526
00:34:21,444 --> 00:34:22,422
جورج، نميخوام

527
00:34:22,445 --> 00:34:25,221
ما نامزد کرديم
تو مجبوري اينو بپوشي

528
00:34:25,248 --> 00:34:28,388
ـ   جورج، بسه ديگه
ـ   هي، تمومش کن

529
00:34:34,423 --> 00:34:36,403
عذر ميخوام

530
00:34:36,425 --> 00:34:39,235
من فقط

531
00:34:40,429 --> 00:34:42,204
ما نامزد کرديم

532
00:34:42,231 --> 00:34:46,270
ببين، فکر نميکنم
ديگه باهم نامزد باشيم

533
00:34:46,302 --> 00:34:48,213
بيري

534
00:34:48,237 --> 00:34:50,410
خواهش ميکنم، بايد بري

535
00:34:57,446 --> 00:35:00,359
گوش کن، بيري

536
00:35:18,434 --> 00:35:21,415
سلام

537
00:35:21,437 --> 00:35:26,443
درست اونجاست. مديريت دوست داره
ماشينهاي خوب رو جلو بزاريم

538
00:35:53,402 --> 00:35:55,339
عصر بخير. مدل موي جديده؟

539
00:35:55,438 --> 00:35:57,281
خب، اگه باشه چي؟

540
00:35:57,306 --> 00:35:58,344
قشنگه، همين

541
00:35:58,441 --> 00:36:01,185
صورتمو هم بند انداختم

542
00:36:01,277 --> 00:36:03,257
و بعدا هم مانيکور ميکنم

543
00:36:03,279 --> 00:36:05,250
ـ   و ابروهامو بردارم
ـ   از نظر من خوبه

544
00:36:05,348 --> 00:36:08,192
نيست. ميدونم داري
به چي فکر ميکني

545
00:36:08,217 --> 00:36:10,154
ـ   آره؟
ـ   ميدوني چيه؟

546
00:36:10,252 --> 00:36:12,391
خسته شدم از بس
منو دادرسي کردي

547
00:36:15,257 --> 00:36:17,430
ـ   فاميليت چيه؟..... ـ   راموس

548
00:36:17,460 --> 00:36:21,240
راموس. اين 1000 دلاره

549
00:36:21,330 --> 00:36:24,177
من به کارلوس نميگم
که تو اينجا نيستي

550
00:36:24,266 --> 00:36:27,247
اين راز کوچيک
خودمون باشه

551
00:36:27,269 --> 00:36:30,309
من تازه از زندان اومدم بيرون
دقيقا نميدونم چطوري اينو پاس کنم

552
00:36:30,406 --> 00:36:32,386
ميتونيم بريم بانک شما
و اينو نقد کنيم؟

553
00:36:32,408 --> 00:36:34,388
و اونوقت تو ميري؟

554
00:36:34,410 --> 00:36:38,222
هي، اين هزار دلاره

555
00:36:39,448 --> 00:36:42,258
کمربندت رو ببند

556
00:36:43,486 --> 00:36:46,196
شيشه بالا بر نداري

557
00:36:46,288 --> 00:36:48,393
نه

558
00:36:50,459 --> 00:36:54,202
دستگيره درب هم نداري

559
00:36:54,397 --> 00:36:57,207
نه

560
00:36:57,433 --> 00:37:00,437
ولي يه اعتراف دارم

561
00:37:02,338 --> 00:37:06,377
کارلوس منو براي
محافظت از تو نفرستاده

562
00:37:24,089 --> 00:37:26,069
نگاه کن

563
00:37:26,091 --> 00:37:28,037
هيچکس توي پارک نيست

564
00:37:28,060 --> 00:37:32,304
همش مال خودمونه. عاليه

565
00:37:43,208 --> 00:37:45,984
چرا نميري واسه خودمون
يه جاي خوب پيدا کني؟

566
00:37:46,011 --> 00:37:49,083
بايد از توي ماشين
يه چيزي بيرون بيارم

567
00:37:59,291 --> 00:38:03,239
هي! داري کدوم
گوري ميري؟

568
00:38:06,231 --> 00:38:09,010
نميخواي منو بکشي؟

569
00:38:09,101 --> 00:38:12,082
اصلا قصد نداشتم

570
00:38:12,271 --> 00:38:16,083
گذشته از اين، اگه ميخواستم تو رو
بکشم، از بادبادک استفاده نميکردم

571
00:38:16,108 --> 00:38:18,281
ـ   زياد طول ميکشه تا بميري
ـ   پس ميخواي من چه فکري بکنم؟

572
00:38:18,310 --> 00:38:20,053
درمورد محافظت از
من دروغ گفتي

573
00:38:20,145 --> 00:38:23,185
بعدش منو توي اون آشغال بدون دستگيره
گير انداختي تا نتونم بيام بيرون

574
00:38:23,282 --> 00:38:26,092
کارلوس منو فرستاد تا
تو رو با غصه ت کمک کنم

575
00:38:26,118 --> 00:38:29,989
ـ   شوخي ميکني. درسته؟
ـ   نه

576
00:38:30,088 --> 00:38:32,193
ببين، من درمورد فقدان
يه خورده چيزايي ميدونم

577
00:38:32,224 --> 00:38:35,103
ميتونه به جاهاي
واقعا تاريک ببره تت

578
00:38:35,127 --> 00:38:37,098
مخصوصاً اگه خودتو
باهاش روبه رو نکني

579
00:38:37,195 --> 00:38:44,010
مثل 17 سال توي يه
سلول 6 در01. تاريک

580
00:38:46,038 --> 00:38:48,018
اين براي چيه؟

581
00:38:48,040 --> 00:38:51,021
بادبادک نمايانگر
روح فقدانهاي زندگي

582
00:38:51,043 --> 00:38:55,048
با رها کردنش، دردي که حس
ميکني رو تصديق ميکني

583
00:38:55,080 --> 00:38:58,118
و درهمون لحظه
ازش آزاد ميشي

584
00:38:58,250 --> 00:38:59,993
خيلي خب، اين مسخره ست

585
00:39:00,085 --> 00:39:03,191
گذشته از اين، من اون حسي که تو
فکر ميکني دارم رو حس نميکنم

586
00:39:03,221 --> 00:39:06,034
پس رها کردنش بايد
واقعاآسون باشه

587
00:39:06,124 --> 00:39:10,197
ـ   باشه. اگه اينکارو بکنم
تو هم ميري؟ -آره

588
00:39:14,032 --> 00:39:16,003
باشه. بايد چيزي هم بگم؟

589
00:39:16,101 --> 00:39:17,171
اگه خودت ميخواي

590
00:39:17,202 --> 00:39:21,082
ـ   نه، نميخوام
ـ   اشکالي نداره

591
00:39:29,247 --> 00:39:33,024
هروقت خواستي ولش کن

592
00:39:39,057 --> 00:39:42,038
اين احمقانه ست

593
00:39:43,028 --> 00:39:45,133
من حتي اين بچه رو نميخواستم

594
00:39:45,163 --> 00:39:48,042
آره

595
00:39:50,068 --> 00:39:52,949
و ممکن بود مادر
وحشتناکي بشم

596
00:39:53,038 --> 00:39:56,281
اگه خوت ميگي
حتما همينطوره

597
00:40:00,312 --> 00:40:03,293
اگه پسر بود، ميخواستم
اسمشو بزارم چارلي

598
00:40:03,315 --> 00:40:06,296
آره؟

599
00:40:08,153 --> 00:40:10,192
و اگه دختر بود، آورا

600
00:40:10,288 --> 00:40:14,100
اسمهاي قشنگي هستن

601
00:40:25,103 --> 00:40:28,050
ممنون

602
00:41:01,139 --> 00:41:03,210
چيه؟

603
00:41:24,296 --> 00:41:27,040
ـ   اينجا چه خبره؟
ـ   زنگ بزن پليس

604
00:41:27,132 --> 00:41:31,137
ـ   ميخواي بهش شک بدم؟
ـ   فقط زنگ بزن پليس

605
00:41:39,244 --> 00:41:41,988
اين همونيه که اومده
بود توو خونهء تو؟

606
00:41:42,080 --> 00:41:44,253
نميدونم، نميتونم ببينمش

607
00:41:48,186 --> 00:41:50,188
آره، خودشه

608
00:41:50,222 --> 00:41:53,203
<font color=#FF8000>در دنيايي که پر
شده از تاريکها</font>

609
00:41:53,225 --> 00:41:57,037
<font color=#FF8000>همه مون به روشنائي اي
احتياج داريم</font>

610
00:41:58,063 --> 00:41:59,201
<font color=#FF8000>اگرچه يک شعلهء عظيم</font>

611
00:41:59,231 --> 00:42:04,046
<font color=#FF8000>که نشونمون ميده چطور چيزي که
از دست داديم رو دوباره برنده بشيم</font>

612
00:42:04,135 --> 00:42:09,107
<font color=#FF8000>يا يه نورافکن پر قدرت براي
فراري دادن هيولالاهاي بالقوه</font>

613
00:42:12,310 --> 00:42:15,054
<font color=#FF8000>يا يه چندتا لامپ کوچيک</font>

614
00:42:15,146 --> 00:42:21,097
<font color=#FF8000>... که حقيقت پنهان
گذشته مون روآشکار کنه</font>

615
00:42:22,320 --> 00:42:28,271
<font color=#FF8000>همه مون به چيزي احتياج داريم
که کمکمون کنه بر شب غلبه کنيم</font>

616
00:42:30,128 --> 00:42:32,267
<font color=#FF8000>حتي اگه</font>

617
00:42:32,297 --> 00:42:37,246
<font color=#FF8000>... ضعيف ترين درخشش
و سوسوي اميد باشه</font>

618
00:42:38,297 --> 00:43:26,246
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
