WEBVTT

00:00.201 --> 00:02.181
آنچه گذشت

00:02.203 --> 00:04.205
شوهرم با تفکر اينکه
من کشتمش مرده

00:04.238 --> 00:06.411
بيري گذشته رو
پشت سر گذاشت

00:06.440 --> 00:08.420
اگه منو نگه داري، همسرت
توي منطقه ممنوعه ميمونه

00:08.442 --> 00:12.119
ـ   اون وکيل منه
زماني که کارلوس با آيندش قمار ميکرد

00:12.213 --> 00:14.284
فکر ميکني براي رسيدن به
يوتاه چقدر پول لازمت بشه؟

00:14.315 --> 00:18.354
... سوزان در يک بهم پيوستگي
خونوادگي مداخله کرد

00:20.587 --> 00:24.558
جورج ويليامز هيچ وقت
توي عشق شانس نداشته

00:24.591 --> 00:27.472
بنظر ميرسيد زنهايي که اون
باهاشون قرار ميذاشت هميشه دلايلي

00:27.561 --> 00:31.668
... براي به پايان رسوندن
روابطشون داشتند

00:32.296 --> 00:36.244
آم، ميترسم يه وقت
هم اتاقيم بيدار بشه

00:38.672 --> 00:43.644
بايد فردا صبح زود
براي کار بيدار بشم

00:45.579 --> 00:50.688
من... خودمو براي
ازدواج... نگه داشتم

00:50.717 --> 00:53.325
از شانس بد جورج

00:53.420 --> 00:57.562
بهونه هاي غيرمنطقي
يکي بعد از ديگري بود

00:59.526 --> 01:04.498
ولي از وقتي که قرار گذاشتن با
بيري ونديکمپ رو شروع کرده بود

01:04.565 --> 01:06.604
جورج کاري از دستش
برنميومد ولي حس ميکرد

01:06.700 --> 01:08.543
سلام. بچه ها رفتند

01:08.569 --> 01:10.608
امشب تمام خونه مال خودمونه

01:10.704 --> 01:15.483
... شانسش در شُرُف تغيير بود

01:15.709 --> 01:18.453
فکر کنم اردک خوب شده بود

01:18.545 --> 01:19.583
سسش يخورده غليظ شده بود

01:19.680 --> 01:21.660
ولي از اونجايي که تو
هم خيلي کمک کردي

01:21.682 --> 01:24.663
... فکر ميکنم ميتونم خودمو ببخشم

01:29.723 --> 01:33.671
ـ   داري به چي فکر ميکني؟
ـ   موهات

01:36.597 --> 01:38.543
اشکالي نداره اگه... ؟

01:38.565 --> 01:40.602
آه، نه

01:48.542 --> 01:50.647
حالا بهتره؟

01:50.671 --> 02:00.671
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:02.723 --> 02:05.636
خوب بود

02:12.633 --> 02:13.511
اشکالي که نداره، درسته؟

02:13.600 --> 02:16.581
فکر کردم بهتره بزاريم يکم
غذامون حضم بشه، ولي

02:16.603 --> 02:17.741
... ولش کن

02:21.708 --> 02:22.709
چي شده؟

02:22.743 --> 02:24.654
نميدونم. حس عجيبي دارم

02:24.678 --> 02:26.489
اوه، طول زبونم
بيش از حد زياده

02:26.580 --> 02:28.651
ـ   بايد بهت ميگفتم
ـ   نه. بخاطر بوسيدن تو نبود

02:28.682 --> 02:31.663
روي گردنم يه چيز
عجيب حس کردم

02:37.624 --> 02:38.602
داري چيکار ميکني؟

02:38.625 --> 02:40.730
نميدونم. واقعا تنم داره ميخاره

02:44.665 --> 02:45.669
چيه؟

02:45.766 --> 02:49.612
پوستت کهير انداخته

02:56.610 --> 02:57.748
داره توي صورتم پخش ميشه؟

02:57.778 --> 03:00.522
به چيزي که خوردي
آلرژي داري؟

03:00.614 --> 03:03.686
فکر نميکنم. اين غذارو
هزار بار درست کردم

03:03.717 --> 03:06.596
يه چيزي بايد دليل
اين خارش باشه

03:07.721 --> 03:09.601
بيري، بيري، خواهش ميکنم

03:09.690 --> 03:11.761
متأسفم، جورج، ولي بايد بري

03:11.792 --> 03:13.467
ولي بچه ها نيستن

03:13.560 --> 03:15.631
يجورايي اميدوارم بودم امشب
بتونيم عشق بازي کنيم

03:15.662 --> 03:17.573
چطوري اينکارو
بکنيم، جورج؟

03:17.597 --> 03:19.702
تو به من حساسيت دادي

03:21.568 --> 03:24.540
اگرچه شنيدنش دردناک بود
جورج مجبور شد قبول کنه

03:24.638 --> 03:28.711
... حداقل اين بهونه منطقي بود

04:11.570 --> 04:14.221
اين يه حقيقته که
دخترهاي کوچولو

04:14.320 --> 04:18.097
... روياي يه عروسي
بزرگ و سفيد دارن

04:18.124 --> 04:24.100
البته، همينو ميشه دقيقا براي
دختراي بزرگ هم گفت

04:24.197 --> 04:28.168
بعضيهاشون بطور باور
نکردني دلواپسن

04:28.201 --> 04:30.181
به انتظار پسرهاي زندگيشون

04:30.203 --> 04:33.309
... که اون روياها رو
به حقيقت بپيوندونه

04:34.374 --> 04:36.217
مراقب باش، سوزي

04:36.242 --> 04:38.122
مامان، چرا تميزي
پيش يه خياط

04:38.211 --> 04:40.316
صبرکن، من يه
نظر عالي دارم

04:40.346 --> 04:44.192
تو لباس بپوش، من سوزن ميزنم

04:44.217 --> 04:47.198
ـ   ما سايزمون يکيه
ـ   از کي تا حالا؟

04:47.220 --> 04:49.066
از هميشه

04:49.155 --> 04:51.126
فکر کنم تو بايد بري
نميتوني بموني

04:51.224 --> 04:54.205
نميتوني سوزي رو
توي لباس عروسي ببيني

04:54.227 --> 04:56.207
... تا روز بزرگ خودت

04:56.229 --> 04:59.167
ـ   مامان
ـ   نه، مشکلي نسبت

04:59.265 --> 05:02.178
ـ   ميتونم توي لباس ببينمش
ـ   ميتوني؟

05:02.201 --> 05:05.139
ـ   ميتونم؟ ـ   موقعي که
ميخوايم عروسي کنيم

05:05.238 --> 05:07.149
... ميخواي لباستو خودت
انتخاب کني، درسته؟

05:07.173 --> 05:10.245
اين مثل يه پيشنهاد
ازدواج ميمونه

05:10.276 --> 05:11.346
آره؟

05:11.377 --> 05:13.357
بله

05:13.379 --> 05:15.154
ها، چي ميدوني؟

05:15.181 --> 05:17.254
ميخواي ازم درخواست
ازدواج کني؟

05:17.350 --> 05:22.029
خب، اگه بدونه که ميخوام ازش
درخواست کنم، حسش از دست ميره، تميزه؟

05:22.121 --> 05:25.102
راست ميگه، مامان. اوه
ميخوام درست مثل مال شما باشه

05:25.124 --> 05:27.163
با حرفهاي خودت و
روي زانوهات

05:27.260 --> 05:30.139
ـ   ... و تمام اون تشريفات
ـ   همينجوريه

05:30.163 --> 05:32.302
پس ميتونم صبر کنم
من صبرم خيلي زياده

05:32.331 --> 05:34.074
خوبه

05:34.167 --> 05:35.273
فقط ميخوام بدونم تخميني

05:35.368 --> 05:37.245
... چقدر بايد منتظر بمونم

05:37.270 --> 05:39.150
يه هفته؟ يه ماه؟ بعد از نهار؟

05:39.238 --> 05:41.240
دوباره، هر وقت خودم بخوام

05:41.240 --> 05:44.119
باشه، باشه. عذرميخوام

05:46.312 --> 05:49.122
اوه، مامان

05:49.315 --> 05:53.095
پس کهير درست بعد از اينکه
جورج تو رو بوسيد پيداش شد؟

05:53.186 --> 05:56.167
بله. عجيب ترين چيزي
بود که تا حالا ديدم

05:56.189 --> 05:59.070
و خيلي هم ناجور

05:59.158 --> 06:00.196
اگه راستشو بخواين، فکر ميکنم

06:00.293 --> 06:02.364
... ميخواستيم براي
اولين بار عشق بازي کنيم

06:02.395 --> 06:04.241
بيري، متوجه بودي اين ايده

06:04.330 --> 06:07.174
... که از حالت نميه
هوشيار تو بوده

06:07.200 --> 06:09.205
منحر شده عصرت رو با
جورج به فاجعه بکشونه؟

06:09.302 --> 06:14.115
راستش، بهش فکر نکرده
بودم چون... احمقانه ست

06:14.140 --> 06:15.178
فکر نميکني با جورج بودن

06:15.274 --> 06:17.220
... باعث بشه کمي احساس گناه کني؟

06:17.243 --> 06:18.213
چرا بايد احساس گناه کنم؟

06:18.311 --> 06:21.224
شايد حس کني که
مرتکب زنا شدي

06:21.247 --> 06:26.390
دکتر گلدفاين، رکس مرده
به يه نعش که نميشه خيانت کرد

06:28.187 --> 06:31.068
خب، شايد اين حسي
نباشه که در اعماق داري

06:31.157 --> 06:32.261
اوه، پس

06:32.291 --> 06:33.361
شما فکر ميکني من ديوانه ام؟

06:33.392 --> 06:36.305
تو ميگي که بدون هيچ
دليلي کهير گرفتي

06:36.329 --> 06:38.175
فکر ميکنم دليلي هست

06:38.264 --> 06:40.201
و احتمالا يه دليل روان شناختي داره

06:40.299 --> 06:41.369
هرجور که ميخواين فکر کنين

06:41.400 --> 06:44.247
ولي راستشو بخواين، من به
حالت نيمه هوشيار اعتقاد ندارم

06:44.337 --> 06:47.113
در اين جلسات هر بار
که اسم رکس رو ميگفتي

06:47.139 --> 06:49.278
جاي حلقه ازدواجت رو
نوازش کردي

06:49.308 --> 06:51.413
چرا اونکارو ميکني؟

06:56.282 --> 06:57.252
بياين درمورد
دوشنبه صحبت کنيم

06:57.350 --> 07:00.126
يه بار ديگه براي طرح
تجديد نظر ميکنيم

07:00.152 --> 07:03.156
ـ   لينت، تو توضيح ميدي
ـ   باشه. مشکلي نيست

07:03.189 --> 07:08.138
و ميتوني يه لطفي بکني و
اون لباس سبز رو نپوشي؟

07:08.261 --> 07:10.138
آم

07:10.162 --> 07:15.111
قصد نداشتم بپوشم، ولي... چرا؟

07:15.134 --> 07:17.341
جنسش. فقط يه جوريه

07:17.370 --> 07:23.150
مثلا ميتوني، نميدونم
با يه پارچهء نمدار تميزش کني

07:23.409 --> 07:26.290
يه لباس ديگه ميپوشم

07:26.379 --> 07:29.258
عاليه. مثل چي؟

07:29.282 --> 07:32.263
يه لباس ديگه. لباسهاي
ديگه اي هم دارم

07:32.285 --> 07:35.391
و اگه منظورت از لباسهاي ديگه
همون لباس قهوه اي ست

07:35.421 --> 07:38.029
... باشه اشکالي نداره

07:38.124 --> 07:40.195
نه، راستش، من يه چندتا
لباس ديگه هم دارم

07:40.226 --> 07:43.298
آه... يه آبي، و

07:44.397 --> 07:46.243
مگه لباس آبي چشه؟

07:46.332 --> 07:52.180
استو، ميخواي به لينت
بگي لباس آبي چشه؟

07:53.239 --> 07:56.120
ـ   نه، قشنگه
ـ   استو

07:56.208 --> 08:00.250
يالا، همون کاري که
سر نهار کردي رو بکن

08:00.346 --> 08:06.197
منوببين، من لينت هستم! اوه
همه جاي لباسم لکه غذا داره

08:06.285 --> 08:09.357
باشه، پس اگه لباس
آبي مو بدم خشکشوئي

08:09.388 --> 08:11.231
... اونوقت همه مي پسندند؟

08:11.257 --> 08:15.103
شلوارات هم درز
پشت تشون وا شده

08:22.201 --> 08:24.340
ببخشيد

08:24.370 --> 08:27.114
سلام، ديويد

08:27.206 --> 08:30.187
اين ديگه چيه؟ مگه نگفتم
يه لباس حاملگي بپوش؟

08:30.209 --> 08:33.190
بله، گفتي. و منم با خودم
گفته باشه واسه دفعه بعد

08:33.212 --> 08:34.250
چه اتفاقي افتاد؟

08:34.347 --> 08:37.191
ديويد، من ميدونم تو وکيل
هستي، ولي باور کن

08:37.216 --> 08:39.196
اين استراتژي اصلا راه
حل زيرکانه اي نيست

08:39.218 --> 08:41.198
تا محاکمه 40 دقيقه وقت داريم

08:41.220 --> 08:43.100
بيا بريم خونه و تو
لباستو عوض کني

08:43.189 --> 08:44.033
چي؟

08:44.123 --> 08:45.261
ميخواي شوهرتو از
زندان بياري بيرون يا نه؟

08:45.291 --> 08:49.037
مثل حامله ها لباس بپوش، مثل يه
زن زجر کشيده، نه يه لباس بيروني

08:49.128 --> 08:50.132
ـ   ديويد
ـ   لوئيس

08:50.229 --> 08:52.266
ـ   اينجا چيکار ميکني؟
ـ   يه لطفي بکن، ديويد

08:52.298 --> 08:56.269
اگه مربوط با جلوگيري کردن از
موکل منه، جواب همونه که گفتم

08:56.302 --> 08:59.149
تو متوجه نيستي
من کريستال رو دوست دارم

08:59.238 --> 09:02.085
آره، همه مون خانمهاي خوشکل
توي خونه مون رو دوست داريم

09:02.174 --> 09:04.279
ولي حالا بايد از فاصله 50
کيلومتري دوستش داشته باشي

09:04.310 --> 09:06.221
تو اونو عليه من بلند کردي

09:06.245 --> 09:07.349
اگه بخاطر تو نبود
الان ما با هم بوديم

09:07.380 --> 09:11.092
لوئيس، کريستال منو استخدام کرد
تا تو رو ازش دور نگه دارم

09:11.183 --> 09:12.253
اون نميخواد تو رو ببينه

09:12.284 --> 09:14.389
آره؟ پس چرا شماره
تلفنم رو پرسيد؟

09:14.420 --> 09:16.163
اون يه صندوقدار
تو بهش چک دادي

09:16.255 --> 09:18.226
اينکه تو رو عزيز نميکنه

09:18.324 --> 09:21.271
داريم حرف ميزنيم
به من پشت نکن

09:21.293 --> 09:23.298
لوئيس، اين مشکل توئه

09:23.396 --> 09:26.172
تو وحشتناکي. هيچکس
تو رو دوست نداره

09:26.198 --> 09:29.111
چيزي که تو بهش ميگي گفتگو
ماها بهش ميگيم اذيت وآزار

09:29.135 --> 09:32.275
يه دوست ميخواي
يه موش بگير

09:34.140 --> 09:35.141
ديويد

09:40.246 --> 09:41.316
بدو

09:41.347 --> 09:43.384
ـ   پليس رو صدا کنين
ـ   وايسا

09:55.261 --> 09:57.198
آره، بهتره فرار کني

09:57.296 --> 10:00.243
توي اين چيز فشنگ
ميزارم و ميام دنبالت

10:00.266 --> 10:02.077
بي حرکت

10:02.168 --> 10:03.272
هي، همه چيز روبه راهه

10:10.342 --> 10:13.289
حالت خوبه؟

10:23.218 --> 10:28.065
علفهاي هرزآزار دهنده ترين
چيزها در زندگي حومه شهره

10:28.090 --> 10:32.132
و مهم نيست که براي خلاص شدن
از شرشون چقدر سخت تلاش ميکنيم

10:32.227 --> 10:37.176
اونا هميشه تمايل به
بيرون اومدن دارن

10:39.067 --> 10:41.138
داري ميبيني؟

10:41.169 --> 10:44.173
باورم نميشه. منظورم
اينه که، عجب آدم روداريه

10:44.206 --> 10:46.143
طوري داره حياطشو اصلاح ميکنه
که انگار هيچ اتفاقي نيافتاده

10:46.241 --> 10:49.120
بايد چيکار کنيم؟
بايد زنگ بزنيم پليس؟

10:49.144 --> 10:51.149
خب، سوزان گفت که
اون مارتا هوبر رو کشته

10:51.246 --> 10:53.226
پس من ميگم زنگ بزنيم

10:53.248 --> 10:56.161
اوه، خداي من. سوزان اومد

11:02.290 --> 11:05.066
هنوز پائول يانگ رو نديده؟

11:11.099 --> 11:13.272
الان ديد

11:20.242 --> 11:22.119
سلام، سوزان

11:22.144 --> 11:24.988
پائول

11:25.013 --> 11:27.220
کمک نميخواي؟

11:28.183 --> 11:31.064
چرا... اينجا چيکار ميکني؟

11:31.153 --> 11:35.226
من اينجا زندگي ميکنم
اومدم خونه تا پسرمو پيدا کنم

11:36.191 --> 11:38.935
ـ   بفرما
ـ   نه! به من نزديک نشو

11:39.027 --> 11:41.200
ـ   دارم قوطيتو برات ميارم
ـ   نميخوامش

11:41.229 --> 11:44.008
ـ   بيخيال. فقط بگيرش
ـ   نه! وايسا

11:44.099 --> 11:46.204
اونو بزارش زمين

11:46.234 --> 11:48.171
خيلي آروم

11:48.270 --> 11:50.272
ـ   زنگ ميزنم 911
ـ   نميخواد اونکارو بکني

11:50.272 --> 11:53.253
اوه، ميکنم. تو يه
قاتل بي عاطفه اي

11:53.275 --> 11:57.189
چطور ميتوني اينو باور کني؟
ما سالهاست که با هم همسايه ايم

11:59.281 --> 12:03.127
ـ   خانوما. از ديدنتون خوشحالم
ـ   پائول، ما به پليس زنگ زديم

12:03.151 --> 12:05.190
واقعا احتياج نداشتين
اونکارو بکنين

12:05.287 --> 12:08.029
ميدونيم با خانم هوبر
چيکار کردي

12:08.056 --> 12:09.026
فوق العاده ست

12:09.124 --> 12:12.071
مي بينم در مدتي که من نبودم
همه تون با سوزان دم خور شدين

12:22.237 --> 12:24.217
هي، هي، چي شده؟

12:24.239 --> 12:28.210
اوه، ماير مطمئنه که پائول
يانگ خانم هوبر رو کشته

12:28.243 --> 12:30.089
اوه، خداي من
خونهء من پشت خونه شه

12:30.178 --> 12:35.025
ميدونم. من کليد خونه مو بهش
داده بودم تا به گربه م غذا بده

12:35.050 --> 12:38.193
من برنده شدم. چون
باهاش حال کردم

12:38.286 --> 12:41.199
بفرمائين. هيچ حکم دستگيري اي
براي پائول يانگ وجود نداره

12:41.223 --> 12:44.104
چرا از مايک نمي پرسين؟
اون همه چيزو شنيده، درسته؟

12:44.192 --> 12:46.172
ـ   مايک کيه؟... ـ   دوست پسر منه

12:46.194 --> 12:48.938
و به من گفت که پائول يانگ
همه چيزو بهش اعتراف کرده

12:49.030 --> 12:50.910
مايک دفتر مارتا رو داره

12:50.999 --> 12:52.239
که ثابت ميکنه پائول
يه انگيره اي داشته

12:52.267 --> 12:54.247
خيلي خب. اين مايک
رو کجا پيدا کنم؟

12:54.269 --> 12:56.044
اوه، اون... دنبال من بيا

12:56.071 --> 12:59.009
اشکالي نداره من همينجا بمونم؟
بايد علفهاي توي باغچه رو جمع کنم

12:59.107 --> 13:02.179
بريم

13:03.044 --> 13:05.024
باهاشون بريم

13:09.017 --> 13:11.293
سلام

13:13.188 --> 13:14.123
چي شده؟

13:14.222 --> 13:19.103
مايک، پائول يانگ برگشته. ببين

13:28.203 --> 13:32.049
دوست دخترتون گفت که آقاي يانگ
يک قتل رو به شما اعتراف کردند؟

13:32.073 --> 13:34.019
آم

13:35.277 --> 13:38.087
نه. نه، به من چيزي نگفته

13:38.113 --> 13:42.086
فکر نميکنم دفتري متعلق به
مارتا هوبر رو داشته باشين؟

13:42.184 --> 13:44.164
نه. من به زحمت ميشناسمش

13:44.186 --> 13:47.932
گذشته از اين، شما زني رو ميشناسين
که دفتر خاطراتشو به کسي قرض بده؟

13:48.023 --> 13:49.229
مايک، داري چيکار ميکني؟

13:49.257 --> 13:51.137
متأسفم، سوزان

13:51.226 --> 13:53.003
نميدونم داري درمورد
چي حرف ميزني

13:53.094 --> 13:55.167
ولي يه کاري دارم که بايد انجام
بدم. شما کار ديگه اي ندارين؟

13:55.263 --> 13:58.176
نه، همه چيز معلوم شد

14:14.182 --> 14:17.026
خب، انگار يکي
بايد يه چيزي بگه

14:17.052 --> 14:21.159
سوزان، هيچ معلومه چه
کوفتي استعمال ميکني؟

14:26.061 --> 14:29.067
خب

14:29.164 --> 14:33.044
واي

14:33.201 --> 14:34.910
اوه، خداي من

14:35.003 --> 14:37.074
باشه، با اون گيج نشو
منو نگاه کن

14:37.105 --> 14:40.145
فردا، ميرم ارائه ميدم

14:40.242 --> 14:44.213
ميبيني؟ ميبيني چطوري
با من حرکت ميکنه؟

14:44.246 --> 14:47.022
اينجاست که ميگن جادوئي

14:47.048 --> 14:49.019
نهصد دلار؟

14:49.117 --> 14:51.998
اين يکي از همه گرونتر بود
بقيه شون به اين خوشکلي نيستن

14:52.087 --> 14:55.059
ولي ببين، ببين، ببين
منو نگاه کن. منو نگاه کن

14:55.156 --> 14:59.036
توش راه تميزم. سر ميخورم

15:00.128 --> 15:01.166
اوه، ... ميدوني چيه؟

15:01.263 --> 15:04.144
اندازه 3000 دلار
لباس اينجاست

15:04.232 --> 15:08.009
آره، خب، من شش
ساله که لباس جديد نخريدم

15:08.036 --> 15:10.107
که چي؟ موقعي که من سر کار بودم
فکر نميکني منم دوست داشتم

15:10.138 --> 15:11.176
... يه طراح لباس داشته باشم؟

15:11.273 --> 15:14.154
ميشستم و ميپوشيدم، واسه همين
ميتونستيم يه جاي خوب زندگي کنيم

15:14.242 --> 15:17.086
واسه همين ميتونستيم هر تابستون
بچه هارو ببريم مسافرت

15:17.112 --> 15:20.926
ـ   من فداکاري ميکردم
ـ   منم ميخوام فداکاري کنم

15:21.016 --> 15:22.290
عاليه. خب، بيا از
اينجا شروع کنيم

15:22.317 --> 15:25.198
چون با پول اين ميشه واسه پارکر
يه معلم خصوصي رياضي گرفت

15:25.287 --> 15:27.096
واي. يه ثانيه صبرکن

15:27.122 --> 15:29.102
پول شپش ماه پيش
دبستاني براي پني

15:29.124 --> 15:30.970
ـ   داري مسخره ميشي
ـ   ميدوني چيه؟

15:31.059 --> 15:34.063
دوقلوها هم ارتودنسي نياز دارن. اين
ميتونه پول دندون پزشکي شون بشه

15:34.095 --> 15:39.238
اوه، نه. بيخيال، تام
اين يکي رو ديگه نه

15:39.267 --> 15:41.147
بزن کنار

15:41.236 --> 15:46.117
راه رفتن رو ديدي، درسته؟
ميخواي يه بار ديگه ببيني؟

15:46.274 --> 15:49.084
خودم به پارکر
رياضي ياد ميدم

15:49.110 --> 15:50.114
عزيزم، خيلي عالي ميشه

15:50.211 --> 15:53.249
نکنه ميخواي دندون
پزشک روهم بياري خونه؟

16:02.190 --> 16:04.170
باشه. پسشون ميدم

16:07.028 --> 16:09.269
ميتوني لطفا يه
دقيقه بري بيرون؟

16:11.166 --> 16:16.115
ميخوام يه لحظه
با اينا تنها باشم

16:32.087 --> 16:33.091
سلام، بيري هستم

16:33.188 --> 16:37.068
سلام. داشتم فکر ميکردم
بهت زنگ بزنم

16:37.092 --> 16:39.131
برات از توي فروشگاه
آنتي هيستامين گرفتم

16:39.227 --> 16:42.003
فکر ميکنم به خارش
و حساسيتت کمک کنن

16:42.030 --> 16:44.137
خب. عاليه. نظرت
چيه فردا خودمون دوتا

16:44.232 --> 16:48.146
... بريم يه هتل رومانتيک؟

16:48.169 --> 16:51.209
چي؟ آه... خيلي دوست دارم

16:51.306 --> 16:54.050
تمام مقدمات هم باشه
به عهدهء خودت

16:54.142 --> 16:58.249
بهتره يه جايي خارج
از شهر باشه. شب بخير

17:05.320 --> 17:07.266
آره

17:13.228 --> 17:16.166
ـ   بايد حرف بزنيم
ـ   از کجا اومدي؟

17:16.264 --> 17:20.212
عذر ميخوام. منتظرت بودم. فقط يکم
ناراحتم چون همه فکر ميکنن من خلم

17:20.235 --> 17:22.206
ميتونم حداقل اول
از ماشين پياده بشم؟

17:22.303 --> 17:24.149
بله، صد در صد

17:24.239 --> 17:26.241
ميتونم درک کنم که چرا
نميخواي پليسها بدونن

17:26.274 --> 17:29.951
که تو پائول رو دزديدي. منظورم
اينه که، اين قطعا خوب نيست

17:30.045 --> 17:31.251
از اونجايي که من
با قيد تعهد آزادم

17:31.279 --> 17:34.160
خب، درسته
منظورم اينه که، خب

17:34.249 --> 17:36.993
ـ   و يه اسلحه هم داشتم
ـ   خب، باشه...

17:37.085 --> 17:38.223
که روي سرش گرفته بودم

17:38.253 --> 17:39.996
پس تعهدم رو زيرپا گذاشتم

17:40.088 --> 17:42.969
مرتکب به يک جنايت شدم
و به زرو يه اعتراف گرفتم

17:43.058 --> 17:47.268
اگه پليسها از اونا باخبر بشن، بايد
به فکر 10 تا 15 سال آينده باشم

17:48.296 --> 17:51.277
چرا نميخواي اونا درمورد
دفتر مارتا بدونن؟

17:51.299 --> 17:54.908
اون توو گفته که همسر
پائول رو تهديد ميکرده

17:55.003 --> 18:00.214
همينطور گفته که تو رو هم بخاطر
سوزوندن خونه ايدي تهديد ميکرده

18:00.241 --> 18:04.246
اوه. اونو فراموش کردم

18:08.149 --> 18:10.129
نميتونم باور کنم

18:10.151 --> 18:13.132
منظورم اينه که، اوناهاش، يه قاتل، درست
داره اون سمت خيابونمون زندگي ميکنه

18:13.154 --> 18:15.193
و نميتونيم هيچ کاري بکنيم
چون تو يه جنايت کاري

18:15.290 --> 18:18.237
... و منم اون خونهء احمقانه
رو سوزوندم. منصفانه نيست

18:18.259 --> 18:22.207
منم به اندازه تو ميخوام
پائول پانگ بره. و ميره

18:22.230 --> 18:24.041
ولي من همينطور ميخوام
زک رو هم پيدا کنم

18:24.132 --> 18:26.205
فکر ميکنم به محض اينکه
زک بفهمه پائول اينجاست

18:26.301 --> 18:29.180
... يه حسي دارم
که اون برميگرده

18:31.139 --> 18:35.246
خب، خوبه که پائول يه
فايده اي هم داره

18:49.320 --> 18:52.233
سلام. اينجا چيکار ميکني؟

18:52.256 --> 18:54.361
خب، تو منو از يه تير
اندازي حفاظت کردي

18:54.391 --> 18:58.305
واسه همين فکر کردم
بيام و بهت يه کارت بدم

18:59.029 --> 19:00.007
تو اولين ملاقات کنندهء متي

19:00.030 --> 19:02.169
منظورت چيه؟
تو دو روزه که اينجايي

19:02.199 --> 19:05.271
دفترم برام گل فرستاده

19:09.039 --> 19:13.010
ديويد عزيز، کي ميدونست که
تو هم ميتوني خونريزي کني؟

19:13.043 --> 19:15.924
مخلص شما، همکاران متحير

19:16.013 --> 19:19.190
آره، خب من وکيلي هستم که تير
خورده. همه حواسشونو جمع ميکنن

19:19.283 --> 19:21.194
نميخواي غذا بخوري؟

19:21.218 --> 19:25.257
آه، هنوز نميتونم بخورم

19:25.289 --> 19:28.136
خب، اجازه نميدم
از گرستگي بميري

19:28.225 --> 19:31.206
گذشته از اين، تو به
نيروي خودت براي

19:31.228 --> 19:35.040
بيرون آوردن شوهرم
از زندان نياز داري

19:39.036 --> 19:43.007
ميدوني، اونروز که
منتظرآمبولانس بودم

19:43.040 --> 19:45.281
واقعا فکر کردم که ميميرم

19:46.177 --> 19:50.057
ترسيده بودم

19:51.048 --> 19:53.085
معلومه

19:53.250 --> 19:56.026
مرسي

19:56.153 --> 20:00.226
ـ   براي چي؟
ـ   براي اينکه مسخره نکردي

20:02.159 --> 20:07.006
خواهش ميکنم
حالا، دهنتو باز کن

20:09.200 --> 20:12.206
ـ   بگير
ـ   ممنون

20:12.303 --> 20:15.045
خوشحالم مي بينمت

20:15.069 --> 20:22.069
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:23.147 --> 20:26.051
از اين طرف
مستقيم برين اونجا

20:26.150 --> 20:28.096
و راحت باشين

20:28.118 --> 20:30.120
بخاطر منفعت خونواده شون

20:30.120 --> 20:34.068
لينت مجبور شد به
شوهرش يه قول بده

20:34.258 --> 20:38.035
... و تا 10 روز از تاريخ خريد

20:38.062 --> 20:42.067
... قصد داشت سر قولش بمونه

20:48.205 --> 20:51.186
ـ   اوه! چه لباس فوق العاده اي
ـ   اوه، مرسي

20:51.208 --> 20:53.051
واقعا سپاسگزارم

20:53.077 --> 20:55.924
منظورم اينه که، کي ميدونست تو
اينقدر به فکر من اهميت ميدي؟

20:56.013 --> 20:57.253
بخاطر تو نيست

20:57.281 --> 21:00.091
خب، من يه چند تا
توضيح بي ضرر دادم

21:00.117 --> 21:03.055
و تو رفتي و براي خودت
يه لباس جديد زيبا خريدي

21:03.153 --> 21:04.964
برقص، عروسک، برقص

21:05.055 --> 21:08.127
راستش، اين توي کمدم بود
فقط فراموشش کرده بودم

21:08.158 --> 21:12.231
فراموش؟ فراموش کرده
بودي همچين لباسي داري؟

21:15.232 --> 21:18.978
صبح بخير. سلام
من لينت اسکاوو هستم

21:19.069 --> 21:23.211
حالا، همه قهوه و هر چيز
ديگه اي که ميخوان دارن؟

21:23.240 --> 21:25.186
عاليه. خب، پس، شروع ميکنيم

21:25.209 --> 21:30.149
ميخوام نشونتون بدم که اين طرح فوق العاده
چطور ميتونه مشتريهاتون رو جذب کنه

21:30.247 --> 21:35.162
با وجود اينکه حتي قيمتشو
در مغازه ها بالا ببرين

21:35.185 --> 21:38.032
اين چيزيه که ما در
اينجا بهش ميگيم

21:38.122 --> 21:40.935
مهندسي وادار کننده

21:41.025 --> 21:42.097
لينت

21:42.192 --> 21:45.071
فقط يه ثانيه صبر کنين

21:47.197 --> 21:49.234
تو يه

21:51.168 --> 21:54.140
اينروزا هنوزم قيمت رو
روي دامنها ميزنن

21:54.238 --> 21:56.948
ميدونين که

21:57.041 --> 21:58.145
همه نگاه کنين

21:58.175 --> 22:02.182
لينت براي خودش يه
لباس جديد خوشکل خريده

22:02.279 --> 22:05.260
قيافه ش عالي نيست؟

22:08.152 --> 22:12.100
ـ   ادامه بده. . ـ   باشه

22:12.256 --> 22:15.066
لطفا بنشينيد

22:16.226 --> 22:20.038
خوشحالم دوباره سر پا
مي بينمتون، آقاي برادلي

22:20.197 --> 22:23.041
هروقت آماده اين

22:23.067 --> 22:25.172
ممنون، سرورم

22:26.203 --> 22:28.947
دفاعيه متعاقبا به مورد

22:29.039 --> 22:32.145
... حادثه پيش اومده براي
مدعي عليه در حياط زندان

22:39.083 --> 22:43.054
آقاي برادلي، حالتون خوبه؟

22:46.090 --> 22:49.071
متأسفم، سرورم، نميتونم

22:53.063 --> 22:54.133
نميتونم

22:54.164 --> 22:57.168
آقاي برادلي، يه لحظه
تنفس احتياج دارين؟

22:59.103 --> 23:00.241
چه خبره؟

23:03.107 --> 23:05.146
ـ   ديويد، داري کجا ميري؟
ـ   متأسفم. منصرف شدم

23:05.242 --> 23:07.222
نميتوني وسط محاکمه منصرف بشي

23:07.244 --> 23:11.215
دوست دارم شوهر احمقت رو از توي
زندان بيارم بيرون، ولي نميتونم. متأسفم

23:11.248 --> 23:13.250
ـ   چرا نميتوني؟
ـ   چون من عاشق توئم

23:13.283 --> 23:15.058
چي؟

23:15.085 --> 23:17.065
اونروز، يه چيزي رو حس کردم

23:17.087 --> 23:20.068
شايد اين حس از
همون اول هم بوده

23:20.090 --> 23:23.162
وقتي توي چشمات نگاه ميکنم
ميدونم که تو هم اين حس رو داري

23:24.061 --> 23:26.100
ما متعلق به همديگه ايم

23:26.196 --> 23:28.198
باشه. آره. ديويد

23:28.198 --> 23:33.147
اگه همين الان برنگردي اونجا، خودم
ميرم يه تفنگ ميگيرم و بهت تير ميزنم

23:33.237 --> 23:38.016
نميتونم. متأسفم

23:39.076 --> 23:41.147
ولي

23:51.117 --> 23:53.393
بيا توو

23:55.039 --> 23:57.134
ـ   بايد حرف بزنيم
ـ   اوه

23:58.291 --> 24:01.263
پائول! نميتوني همينطور
بياي توو خونهء مردم

24:01.361 --> 24:03.307
سوزان، خودت گفتي بيا توو

24:03.329 --> 24:06.039
چون فکر کردم کسي که
بهش اجازه ميدم بياد توو

24:06.132 --> 24:07.236
چي ميخواي؟

24:07.267 --> 24:11.272
دنبال نامه هام بودم
و اينو پيدا کردم

24:11.404 --> 24:16.083
غافلگير شدم که تو هم در
جستجوي پسر من بودي

24:16.175 --> 24:18.382
امکانش هست در مورد
زک چيزي فهميده باشي؟

24:18.411 --> 24:22.157
نه. نه

24:22.248 --> 24:25.095
متأسفم، نميتونم کمکت کنم

24:25.184 --> 24:27.186
دارم ميپرسم، چون اگه يادته

24:27.220 --> 24:29.191
زک قبلا اينجا توي
اين خونه قايم شده بود

24:29.289 --> 24:31.360
و حالا فهميدم که تو
داري دنبالش ميگردي

24:31.391 --> 24:35.262
خب، اون اينجا نيست

24:35.361 --> 24:37.307
خب، شابد بابد...
دوباره يه نگاه بندازيم

24:37.330 --> 24:40.211
ولي اون اينجا نيست
قسم ميخورم

24:40.300 --> 24:43.372
چي رو ميخواي برداري؟

24:44.370 --> 24:47.114
چاقو

24:47.206 --> 24:51.120
ميخوام گوجه فرنگي تيکه کنم

24:58.384 --> 25:03.231
نميدونم اينو از کجا ميدونم
ولي فکر ميکنم توي يوتاه ست

25:04.223 --> 25:06.362
به بانتيفول اتوبوس گرفت

25:06.392 --> 25:09.305
تو اونجا فاميل
داري، درسته؟

25:11.230 --> 25:14.370
باشه، پول اتوبوس
رو من بهش دادم

25:27.280 --> 25:29.285
بايد با احتياط با اين کار کني

25:29.382 --> 25:32.192
انگار يخورده وحشت زده اي

25:40.159 --> 25:42.198
ببين، ميدونم بد موقعيتي

25:42.295 --> 25:45.174
ـ   خيلي بد
ـ   خودم هم ناراحتم

25:45.198 --> 25:47.237
از کجا بايد ميدونستم
که اون تير ميخوره

25:47.333 --> 25:50.077
و يهو ميفهمه
که عاشق منه؟

25:50.169 --> 25:53.378
باشه، ببين، ميدونم که من مجبورت
کردم اون ديوونه رو استخدام کني

25:53.406 --> 25:58.016
ولي قول ميدم هرکاري
از دستم بر بياد بکنم

25:58.111 --> 26:00.387
باشه. برو با برادلي
سکس داشته باش

26:01.247 --> 26:02.125
چي؟

26:02.215 --> 26:04.186
ميخواستي همينو
بگم، مگه نه؟

26:04.283 --> 26:08.163
خدا، شما کارتون حرف نداره
منظورم اينه که، خوب منو جفت کردي

26:08.187 --> 26:11.034
فکر ميکني من و ديويد اين برنامه
رو ريختيم که بتونيم باهم بخوابيم؟

26:11.124 --> 26:13.331
يارو توو روي خودم ميگه
که ميخواد بره توي شلوارت

26:13.359 --> 26:15.205
يه هفته قبل از محاکمهء
من منصرف شده

26:15.294 --> 26:19.242
و حالا براي برگردوندنش
حاضري هرکاري بکني

26:19.265 --> 26:21.202
آره

26:21.300 --> 26:23.280
ميخوام برگردم توي زندان

26:23.302 --> 26:28.049
چطور جرأت ميکني درمورد من همچين فکري
بکني؟ بجزء وفاداري به تو هيچکاري نکردم

26:28.141 --> 26:30.348
ـ   از وقتي اينجا هستي
ـ   بسه ديگه

26:30.376 --> 26:32.222
وقتي سرم کلاه ميره ميفهمم

26:32.311 --> 26:35.121
خواهش ميکنم وانمود نکن که
اينکارو بخاطر من ميکني

26:35.148 --> 26:37.187
ـ   ترجيح ميدم اينجا بپوسم
ـ   ميدوني چيه؟

26:37.283 --> 26:40.127
اگه زن ديگه اي بود ميزاشت بپوسي
ولي من نميخوام اينکارو بکنم

26:40.153 --> 26:41.191
نميخوام چيزي که
ميخواي رو بهت بدم

26:41.287 --> 26:45.133
بهتره شروع کني به جمع کردن جوراب
يا هرچي داري اينجا درست ميکني

26:45.158 --> 26:48.162
... چون همراه من مياي خونه

26:53.099 --> 26:55.306
من جوراب ندارم

26:59.138 --> 27:01.118
عصر بخير. رزرو کردين؟

27:01.140 --> 27:03.179
بله. به اسم ويليامز

27:03.276 --> 27:04.246
جورج ويليامز

27:04.343 --> 27:07.347
ـ   اجازه بدين برگه هاتون رو بيارم
ـ   اول ميخواي چيکار کني؟

27:07.380 --> 27:10.361
نميدونم. فکر کنم بتونيم
بريم خريد چيزاي قديمي

27:10.383 --> 27:13.127
شنيدم اين نزديکيها موزه هاي
دوست داشتني اي دارين

27:13.219 --> 27:14.323
دفتر راهنما هم دارين؟

27:14.353 --> 27:16.264
اونجاست، خانم ويليامز

27:16.289 --> 27:22.171
ـ   اوه، همسر من نيست
ـ   خيلي عذر ميخوام

27:24.397 --> 27:28.245
شنيدم اين اطراف مغازه هاي
اقلام کشاورزي عالي اي دارن

27:28.334 --> 27:31.078
بايد بريم يکم ميوه بگيريم

27:31.170 --> 27:34.276
ـ   جورج... نميتونم
ـ   چي؟

27:34.307 --> 27:37.154
نميتونم با تو توي
اتاق هتل بمونم

27:37.243 --> 27:40.147
ـ   چرا نميتوني؟
ـ   خارشم دوباره داره شروع ميشه

27:40.246 --> 27:41.316
من آنتي هيستامين آوردم

27:41.347 --> 27:43.158
اوه، خواهش ميکنم
فايده اي نداره

27:43.249 --> 27:46.093
جورج، معلومه که اين
يه چيز روان شناختي

27:46.119 --> 27:47.257
بايد بريم خونه

27:47.286 --> 27:50.030
بيري، تا اينجا سه
ساعت رانندگي کرديم

27:50.123 --> 27:52.103
ميدونم، و حق داري
که عصباني باشي

27:52.125 --> 27:54.164
ولي، جورج، واقعا
خارشم داره شروع ميشه

27:54.260 --> 27:58.140
ـ   مشکلي هست؟
ـ   نه. مشکلي نيست

27:58.164 --> 28:01.270
همه چيز روبه راهه. باشه
باشه. باشه. باشه

28:01.300 --> 28:03.337
ـ   برات يه اتاق جدا ميگيرم
ـ   جورج

28:03.369 --> 28:05.144
نه. هنوزم ميتونيم يه آخر
هفتهء خوب داشته باشم

28:05.171 --> 28:07.210
ميتونيم فقط بريم
خريد... اجناس قديمي

28:07.306 --> 28:10.050
خواهش ميکنم. منظورم اينه که
تو نيومدي اينجا که خريد کني

28:10.143 --> 28:11.281
اومدم که وقتمو
با تو بگذرونم

28:11.310 --> 28:13.281
وقتي که احتياجي نيست
توي يک تخت سپري بشه

28:13.379 --> 28:17.122
واقعا جدي ميگي؟
يعني ناراحت نميشي؟

28:17.150 --> 28:19.323
ـ   نه
ـ   جورج، ميدوني چيه؟

28:19.352 --> 28:21.198
اوقات عالي اي
خواهيم داشت

28:21.287 --> 28:24.031
چون يه عالمه کارهاي
خوش ميتونيم بکنيم

28:24.123 --> 28:25.193
... که شامل سکس نميشه

28:25.224 --> 28:27.135
صد در صد

28:27.160 --> 28:29.301
تا من کار اينارو تموم ميکنم، چرا تو
تميزي يکي از اون دفتر راهنماها بگيري؟

28:29.395 --> 28:32.239
ـ   باشه. . ـ   باشه

28:32.265 --> 28:36.272
جورج، باورت نميشه
خارشم متوقف شد

28:36.369 --> 28:39.248
چطوري؟

28:47.380 --> 28:49.157
ـ   چه لباس قشنگي
ـ   فقط بزار حرفمو بزنم

28:49.248 --> 28:51.194
به خدا ميخواستم پسش بدم

28:51.250 --> 28:52.128
ولي... ؟

28:52.218 --> 28:54.323
درموردش فکر
کردم. ميدوني چيه؟

28:54.353 --> 28:57.200
آبروي چندين و چند ساله م ميرفت
اگه توي اتاقي که پر ازآدم

28:57.290 --> 29:00.169
... که همه شون لباسهاي آرماني
و ورا وانگ پوشيدن

29:00.193 --> 29:03.165
... با يه لباسي که دوساله جاي
سينه م پوسيده شده مي ايستادم

29:03.262 --> 29:05.108
ـ   لينت..... ـ   و
ديگه ميدوني چيه؟

29:05.198 --> 29:09.169
بخاطر همين لباس
اون جلسه رو ترکوندم

29:09.202 --> 29:12.208
لينت، اين يه لباس
چرا برات عقده روحي شده؟

29:12.305 --> 29:16.253
تو نميتوني عقده روحي رو توضيح
بدي، تام. اين فقط... هست ديگه

29:16.275 --> 29:20.089
نه، ما پدر مادريم. نميتونيم با
خواسته هاي دلمون خوشگذروني کنيم

29:20.179 --> 29:23.126
ميبيني، اينجاست که من فکر ميکنم
داريم مرتکب يه اشتباه خيلي خيلي

29:23.149 --> 29:25.220
... وحشتناک ميشيم

29:28.354 --> 29:31.164
اين چيه؟

29:31.190 --> 29:35.300
گاهي اوقات به چيزي احتياج
داريم که مارو هم خوشحال کنه

29:35.394 --> 29:39.003
ميدونم خودخواهانه بنظر مياد
ولي من بهش فکر کردم

29:39.098 --> 29:44.241
و اين ميتونه مارو
والدين بهتري بکنه

29:44.403 --> 29:48.215
نه. نه، لينت، نه. اين اشتباهه

29:52.245 --> 29:57.354
دسته فيبر کربن

30:18.304 --> 30:22.252
حس ميکنم پدر بهتري هستم

30:26.212 --> 30:28.192
با يکي از پيشخدمتها حرف زدم

30:28.214 --> 30:32.162
و گفت يه جايي همين نزديکيها
هست که ميتونيم اسب سواري کنيم

30:32.184 --> 30:37.156
بنظرت خوش نميگذره؟
جورج؟

30:37.290 --> 30:39.099
چي؟ چي؟ عذر ميخوام

30:39.125 --> 30:42.302
داشتم ميگفتم، فکر ميکنم
بايد اسب سواري هم بکنيم

30:42.395 --> 30:45.342
اوه، حتما. عاليه

30:47.300 --> 30:49.302
ـ   چي شده؟
ـ   هيچي

30:49.335 --> 30:53.181
فکر نميکنم عاقلانه باشه
دوباره خارش رو ريسک کنيم

30:53.205 --> 30:56.052
من با گرفتن دستت
خارش نميگيريم

30:56.142 --> 30:58.215
از کجا معلوم

30:58.311 --> 31:02.259
اوه. خب، باشه

31:07.253 --> 31:11.201
هي، آه... من با خودم
آنتي هيستامين آوردم

31:11.223 --> 31:14.136
شايد بهتره باشه دوتا بخوري
ببيني بدرد ميخورن يا نه

31:14.160 --> 31:16.040
اوه، خب، من دارم
شراب ميخورم

31:16.128 --> 31:19.337
فکر نميکنم بخواي قرص رو
با الکل قاطي کنم

31:23.202 --> 31:26.174
تو که نميخواي امشب جرثقيل
بلند کني، ميخواي؟

31:26.272 --> 31:30.143
خب، تو داروپزشکي
اگه فکر ميکني اشکالي نداره

31:30.242 --> 31:32.313
باشه

31:52.264 --> 31:54.244
اوه، جورج، نميتونم
روي پاهام وايسم

31:54.266 --> 31:56.009
ميدونم، عزيزم. نگران نباش

31:56.102 --> 31:59.242
ميخوام ببرمت توي اتاقت
و بزارمت توي تخت

31:59.271 --> 32:01.151
ـ   حالشون خوب ميشه؟ ـ   بله

32:01.240 --> 32:03.220
فقط يکم زيادي شراب خورده

32:03.242 --> 32:05.222
فکر نميکنم بخاطر
شراب بوده، جورج

32:05.244 --> 32:07.349
فکر کنم بخاطر
آنتي هيستامين بوده

32:09.148 --> 32:13.187
خودشم نميدونه داره چي
خوبيم. ممنون

32:21.260 --> 32:23.240
اوه، نه، نه، نه، نه

32:23.262 --> 32:25.242
من اينارو بيرون ميارم
تو فقط استراحت کن

32:33.205 --> 32:35.244
بيري، من خيلي دوستت دارم
تو که اينو ميدوني، درسته؟

32:35.341 --> 32:39.289
ميدونم

32:45.151 --> 32:47.222
و بيشتر از هرچيزي

32:47.253 --> 32:50.066
... ميخوام

32:50.156 --> 32:52.363
... تو هم منو دوست داشته باشي

32:52.391 --> 32:56.203
ميفهمي دارم چي ميگم؟

32:56.228 --> 32:58.333
بيري؟

33:28.690 --> 33:31.534
سلام

33:31.726 --> 33:33.763
حالت چطوره؟

33:34.629 --> 33:36.668
اوه، خوبم

33:36.764 --> 33:40.510
تمام وقت اونجا
نشسته بودي؟

33:40.602 --> 33:42.639
ميخواستم مطمئن
بشم حالت خوب ميشه

33:42.670 --> 33:45.483
واسه همين موندم و
خوابت رو تماشا کردم

33:45.573 --> 33:48.647
کار خجالت آوري انجام ندادم؟
گاهي اوقات خروپف ميکنم

33:48.743 --> 33:52.657
نه. نه، مثل يه
فرشته خوابيده بودي

33:52.680 --> 33:55.524
درواقع، تو اونقدر
زيبا وآروم بودي

33:55.550 --> 33:57.555
که من احساس گناه کردم

33:57.652 --> 33:59.563
گناه؟

33:59.587 --> 34:04.627
خب، ميدوني، چون من
بهت گفتم اون قرصهارو بخور

34:04.659 --> 34:06.661
اون صندلي بنظر
خيلي ناراحته

34:06.694 --> 34:08.540
چرا کنار من نخواابيدي؟

34:08.630 --> 34:12.510
خيلي واضح گفتي که نميخواي
توي تخت کنارت بخوابم

34:14.669 --> 34:17.650
جورج

34:19.574 --> 34:21.554
ميدونم تو از من چي
ميخواي. و منم

34:21.576 --> 34:23.715
... بنظرم همون چيز رو ميخوام

34:23.745 --> 34:28.694
ولي بخاطر اين هنوز اون
خارشهارو ميگيرم چون

34:29.584 --> 34:32.588
... هنوز حس ميکنم متأهلم

34:32.620 --> 34:36.568
بگمونم، قابل قبوله

34:36.691 --> 34:40.437
نميتوني يکم صبور باشي؟

34:40.528 --> 34:42.667
نميتوني يکم ديگه
هم صبر کني؟

34:42.697 --> 34:45.678
من همين الانش هم
تمام زندگيم منتظر توئم

34:45.700 --> 34:49.512
و ميتونم يکم
ديگه هم صبر کنم

34:49.537 --> 34:51.610
ولي بيا روراست باشيم

34:51.706 --> 34:54.687
هيچ ضمانتي وجود نداره که
يه روزي تو هم آماده بشي

34:56.711 --> 35:00.525
و خيلي بيشتر از
توانم طرد شدم

35:00.615 --> 35:05.587
واسه همين... بهترين کارو ميکنم

35:05.620 --> 35:08.624
ولي غافلگير نشي اگه
يکي از همين روزها

35:08.656 --> 35:13.730
... بيدار شدي، و
من اينجا نبودم

35:16.564 --> 35:18.544
خب، بايد برگردم توي اتاقم

35:18.566 --> 35:19.544
... و سعي کنم يکم بخوابم

35:19.567 --> 35:23.515
عتيقه فروشي ها
ساعت01باز ميشن

35:25.640 --> 35:28.621
جورج، صبرکن

35:29.510 --> 35:32.582
خواهش ميکنم نرو

35:39.787 --> 35:43.599
همينجا پيشم بمون

35:51.666 --> 35:54.638
ولي اگه دوباره
خارش بگيري چي؟

35:54.736 --> 35:59.685
خب، مجبورم خودمو از
شرش خلاص کنم، مگه نه؟

36:46.688 --> 36:48.499
گبرييل؟

36:48.589 --> 36:50.694
پيغامت رو گرفتم

36:54.595 --> 36:55.665
واي

36:55.697 --> 36:57.608
اين يعني هموني
که من فکر ميکنم؟

36:57.632 --> 37:00.738
اول يه قوانيني وجود داره

37:00.768 --> 37:03.681
من شوهرم رو ترک نميکنم

37:03.771 --> 37:06.581
کارلوس ممکنه هشت
سال بيافته توي زندان

37:06.607 --> 37:08.646
... بخاطر کاري که
من با باغبون کردم

37:08.743 --> 37:13.556
نميتونم بزارنم اون توو بپوسه
از احساس گناه ميميرم

37:13.581 --> 37:15.527
ميتوني بياريش
بيرون و طلاقش بدي

37:15.550 --> 37:17.691
دست من نيست
من کاتوليک هستم

37:17.785 --> 37:19.765
اين يه گناهه

37:19.787 --> 37:23.599
پس، چيکار کنيم؟

37:23.658 --> 37:26.437
اين. ما. لحظات مسروقه

37:26.527 --> 37:27.665
هروقت بتونيم
همديگه رو مي بينيم

37:27.695 --> 37:30.733
احتياجي نيست
کارلوس بدونه

37:32.533 --> 37:34.740
نه

37:35.603 --> 37:38.584
فکر ميکردم اين
چيزيه که ميخواستي

37:38.606 --> 37:42.713
من تمام تو رو ميخوام
يا همه يا هيچي

37:42.744 --> 37:46.692
پس هيچي

37:49.717 --> 37:53.688
پس، نميخواي طلاق بگيري، ولي
يه رابطه نامشروع داشته باشي؟

37:53.721 --> 37:57.669
گفتم کاتوليک هستم
نگفتم متعصب هستم

37:58.559 --> 38:01.699
ميدوني، ديويد، هروقت
خواستي ميتوني بگي بسه

38:01.729 --> 38:05.475
فقط بگو بسه و
منم تمومش ميکنم

38:05.566 --> 38:07.705
يا ميتوني همين الان
منو داشته باشي

38:07.735 --> 38:11.547
... با همين شرايط

38:13.741 --> 38:16.654
باشه

38:18.813 --> 38:22.559
ـ   داري چيکار ميکني؟
ـ   دارم حاليت ميکنم

38:22.650 --> 38:23.685
تو منو دوست نداري

38:23.718 --> 38:26.597
ـ   بله، دارم
ـ   نه

38:26.621 --> 38:28.623
يعني تو با زني
که دوست داري

38:28.623 --> 38:30.762
قبول ميکني يه رابطه
قاچاقي پست داشته باشي؟

38:30.792 --> 38:33.602
کارلوس هيچوقت منو
با کسي تقسيم نميکنه

38:33.628 --> 38:36.634
اون ممکنه 8 سال رو توي
زندان سپري کنه، چون

38:36.731 --> 38:39.575
خشم غيرت انداختش زندان
به اون ميگن عشق

38:39.600 --> 38:41.580
اين... اين فقط شهوت

38:41.602 --> 38:44.549
که با استرس و
دلشوره همراهه

38:44.639 --> 38:47.711
فردا ساعت 10 توي
دادگاه مي بينمت

38:47.742 --> 38:52.623
... ديرتر نيا، وگرنه بجرم آزار
جنسي مدرک وکالتت رو لغو ميکنم

39:05.591 --> 39:08.572
اگه من بودم بيشتر مراقب
اون سم حلزون ميشدم

39:08.594 --> 39:11.575
براي اون گلها
خيلي مضر هستن

39:11.597 --> 39:14.341
ممنون. توي
ذهنم نگهش ميدارم

39:14.433 --> 39:19.382
بخاطر همين اومدي؟
که چندتا ترفند باغبوني بگي؟

39:19.405 --> 39:23.444
پائول، هيچکس نميخواد تو
اينجا باشي. مخصوصا من

39:23.476 --> 39:26.355
من فقط پدري هستم
که به دنبال پسرشه

39:26.379 --> 39:28.416
اوه، ميدونم تو چي هستي

39:30.483 --> 39:34.229
اولش دوست دخترت سعي
ميکنه با چندتا داستان احمقانه

39:34.320 --> 39:35.424
... درمورد فرستائدن زک
به يوتاه منو فراري بده

39:35.454 --> 39:39.368
حالا هم تو اومدي که با
زهر چشم منو فراري بدي

39:39.392 --> 39:41.599
دورتر از انتظارات همسايگي

39:43.429 --> 39:46.376
به هرحال، بخاطر
نصيحتت ممنون

39:46.399 --> 39:49.246
منظورم درمورد گلهام بود

39:49.335 --> 39:51.508
برات يکم از گلهامو ميفرستم

39:52.505 --> 39:55.452
سوزان به تو چي گفته؟

39:57.443 --> 40:02.292
اوه، چقدر خوشکل شدي

40:02.381 --> 40:06.454
اوه، بايد موقع عروسي
با مايک همينو بپوشي

40:06.485 --> 40:08.262
ميتونيم با همديگه
عروسي کنيم

40:08.354 --> 40:11.426
چرا با همديگه دست از طلاق و
جدايي برنداريم؟ اينکار خيلي بهتري

40:14.527 --> 40:18.375
ـ   سلام
ـ   بايد يه چيز مهم ازت بپرسم

40:18.464 --> 40:21.368
اوه، خداي من! اوه، خودشه

40:21.467 --> 40:23.538
اوه، بزار دوربينمو بيارم

40:23.569 --> 40:26.448
اوه، نه، مامان، وايسا

40:27.373 --> 40:28.477
چيه؟

40:28.507 --> 40:32.421
تو به زک پول
دادي بره يوتاه؟

40:33.412 --> 40:35.323
چي؟

40:35.347 --> 40:38.328
بله با نه

40:40.319 --> 40:43.562
اون داشت درمورد
جولي زياد حرف ميزد

40:45.357 --> 40:46.497
سعي کردم که با خودم
بيارمش خونه

40:46.592 --> 40:48.435
... پيش تو

40:48.461 --> 40:52.309
ولي اون داشت همينطور درمورد
جولي ميگفت، و من ترسيدم

40:52.398 --> 40:55.504
بله با نه

40:56.435 --> 40:58.540
بله

41:00.506 --> 41:03.410
مايک! مايک، اينکارو
براي اذيت کردن تو نکردم

41:03.509 --> 41:05.580
بايد حرفمو باور کني

41:05.611 --> 41:08.355
بايد همون موقع به
تو ميگفتم، ميدونم

41:08.447 --> 41:11.428
ولي الان که ديگه ميدوني. پس
ميتونيم در موردش حرف بزنيم؟

41:11.450 --> 41:13.227
ـ   نه
ـ   مايک، وايسا

41:13.319 --> 41:16.357
سوزان، تو گفتي ميخواي به من
کمک کني، و من حرفتو باور کردم

41:16.388 --> 41:18.268
ديگه تموم شد

41:18.357 --> 41:20.462
نه

41:23.329 --> 41:25.502
نه، نه، نه

41:25.531 --> 41:29.445
من حماقت کردم، باشه؟
ميخوام درستش کنم

41:29.468 --> 41:33.416
خواهش ميکنم اجازه بده درستش کنم
بگو چطوري درستش کنم

41:34.440 --> 41:39.355
مايک، من دوستت دارم

41:41.480 --> 41:43.357
خواهش ميکنم، نه. خواهش ميکنم

41:44.450 --> 41:48.557
خواهش ميکنم
نه، مايک! مايک، خواهش ميکنم

41:48.587 --> 41:54.435
برگرد! برگرد

42:33.332 --> 42:38.475
بله، هر دختر کوچولويي روياي
يک عروسي بزرگ و سفيد داره

42:38.504 --> 42:44.318
ولي بعضي از روياها
به حقيقت نمي پيوندند

42:45.504 --> 43:24.318
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
