WEBVTT

00:01.001 --> 00:02.173
آنچه گذشت

00:02.202 --> 00:04.048
ـ   شما منو نمیبری؟
ـ   بابا تو رو میبره

00:04.137 --> 00:06.242
شغل لینت بها دار شد

00:06.272 --> 00:09.253
اگه این وصله به من بچسبه، من
برای هشت سال میافتم زندان

00:09.275 --> 00:12.051
... و کارلوس بهای
اشتباهش رو پرداخت

00:12.078 --> 00:14.083
ـ   شما عاشق آقای ویلیامز هستین؟
ـ   نه

00:14.180 --> 00:17.218
فکر میکنم ماشین چیزی رو
برداشت کرده که ازش خبر نداشتم

00:17.250 --> 00:19.994
بیری احساسی رو کشف
کرد که نمیدونست داره

00:20.086 --> 00:22.193
اگه به ده قدمیش نزدیک بشی
زنگ میزنم پلیس دستگیرت کنه

00:22.288 --> 00:26.065
سوزان نزدیک خونه شون
ـ   زک پسر توئه، مگه نه؟

00:26.092 --> 00:29.096
... یه چیزی کشف کرد

00:30.196 --> 00:34.203
در زندان فیر ویو سه شنبه ها
وقت ملاقانی با زندانیهاست

00:34.300 --> 00:38.248
گبرییل سولیس هم همون روز
به ملاقات شوهرش میرفت

00:38.271 --> 00:42.117
زندانیها برای تعریف ازش
سر راهش سبز میشدن

00:42.142 --> 00:45.114
... چه میخواست یا چه نمیخواست

00:45.211 --> 00:48.215
با هر ملاقات این شوالیه ها

00:48.248 --> 00:51.195
ابتکارشون بیشتر میشد
ـ   درست همینجا، عزیزم

00:51.217 --> 00:54.030
با این حال، گبرییل
هنوز قانع نشده بود

00:54.120 --> 00:59.035
در واقع، گبرییل داشت از این
توجه خاص وحشت زده میشد

01:02.262 --> 01:04.105
تا اینکه یه روز، وقتی

01:04.130 --> 01:07.170
فکر نمیکنم یه ملاقات
نکاهی تقاضای مسخره ایه

01:07.267 --> 01:10.979
با تمام احترام، اجازه بدین
بررسی کنیم ببینیم چی میشه

01:11.071 --> 01:12.209
فکر نمیکنم بتونم
اونهمه صبر کنم

01:12.238 --> 01:14.982
دارم سعی میکنم شوهرتون رو
از زندان بیارم بیرون

01:15.075 --> 01:18.056
میخواین همه چیزو متوقف کنم
تا بتونین برین اونجای مردک؟

01:18.078 --> 01:22.049
ببخشید! ما زن و شوهریم
عشقبازی کردن ما یه عهد الهی

01:23.249 --> 01:25.925
باشه، ببین، فقط 20
دقیقه وقت میخوایم

01:26.019 --> 01:27.089
گفتم نه

01:27.120 --> 01:30.124
نمیتونی به من بگی نه. تو برای من
کار میکنی. باید یه کاری بکنه که بشه

01:30.156 --> 01:32.136
شما نمیتونی منو
مجبور به کاری بکنی

01:32.158 --> 01:36.004
من خدمتکار شما نیستم
یا باغبونتون

01:37.230 --> 01:39.041
میتونم بخاطر اینکار
بازداشتتون کنم

01:39.132 --> 01:41.078
اوه، واقعا؟
بخاطر اینکار چطور؟

01:41.101 --> 01:43.982
ـ   اوه
ـ   هرزهء دیوونه

01:44.070 --> 01:47.279
هی! از خانم عذرخواهی کن

01:48.208 --> 01:50.017
اشتباه بزرگی میکنی، رفیق

01:50.043 --> 01:52.284
من با رئیس نگهبان اینجا گلف
بازی میکنم. میتونم تو رو

01:54.147 --> 01:56.118
شنیدی که چی گفت
عذرخواهی کن

01:56.216 --> 01:58.926
ببینین رفقا، من فقط دارم
سعی میکنم کارمو انجام بدم

01:59.018 --> 02:01.057
این همش تقصیر اونه. اگه
اون اینقدر شهوتی نبود

02:01.154 --> 02:04.033
باشه! باشه
.

02:06.059 --> 02:09.031
نگهبان

02:09.129 --> 02:12.235
در اون لحظه بود که
گبرییل متوجه شد

02:12.265 --> 02:14.245
عذرخواهی کن! عذرخواهی کن

02:14.267 --> 02:18.013
... این بهترین تعریفی بود که
تا حالا از کسی گرفته بود

02:18.104 --> 02:20.084
حالا

02:20.108 --> 02:50.108
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:04.250 --> 03:08.223
یه چیز بود که پدرهای ویستیریالن
همه شون دَرِش مشترک بودند

03:08.321 --> 03:13.034
هر روز از سر کار پیش خونواده ای
که ترک کرده بودند برمیگشتند

03:13.126 --> 03:18.269
... و در مورد لحظات با ارزشی که از
دست داده بودند احساس گناه نمیکردند

03:20.333 --> 03:26.147
متاسفانه، اینو برای
مادرهای کارمند نمیشه گفت

03:44.290 --> 03:48.136
سلام، عزیزم. تا اونجایی که تونستم
برای شام نگهشون داشتم. فقط

03:48.161 --> 03:49.199
... آم... زیادی دیر شد

03:49.295 --> 03:52.039
نمیتونستی بهشون قهوه بدی؟

03:52.131 --> 03:55.237
حس میکنم دارم به کل از
توی زندگیشون میرم کنار

03:55.268 --> 03:59.216
هی، تو بشین، بخور
و منم برات تعریف میکنم

03:59.238 --> 04:02.210
اوه، اونو نخوار. اون
خیلی وقته اونجاست

04:02.308 --> 04:07.248
اون مال خانم مالبری
این مال توئه

04:07.347 --> 04:11.124
ـ   عذرمیخوام. کی؟
ـ   اوه، خانم مالبری

04:11.150 --> 04:15.189
پارکر یه دوست خیالی داره
آم، یه پرستار بچه انگلیسی

04:15.221 --> 04:18.102
فکر میکنم توی اون جریان
مری پاپینز با خودش درگیره

04:18.191 --> 04:20.171
بخاطر همین با اون چتر خوابیده؟

04:20.193 --> 04:24.232
اون چتر رو با خودش همه جا میبره
براش جلیقهء ضد گلوله ست

04:24.263 --> 04:26.109
از کی شروع شده؟

04:26.199 --> 04:28.201
بگمونم، یه یک هفته ای میشه

04:28.234 --> 04:31.240
یعنی تو برات عجیب نبود که ظاهر
شدن این پرستاربچهء جدید پارکر

04:31.337 --> 04:33.183
... با سر کار رفتن من شروع شده؟

04:33.272 --> 04:36.116
بچه ها دوست خیالی دارن
مسئلهء بزرگی نیست

04:36.142 --> 04:40.113
اگه اون دوستاشون کانگروی پرنده
یا روبات باشه، باهات موافقم

04:40.113 --> 04:43.185
ـ   نه مامانهای بدلی
ـ   هی

04:43.216 --> 04:47.155
پارکر فقط یکم با قبول کردن
نبود تو مشکل داره، همین

04:47.253 --> 04:50.293
ظاهرا، خودتم داری
عزیزم، اینقدر حساس نباش

04:50.390 --> 04:52.301
امیدوارم حق با تو باشه

04:54.327 --> 05:01.176
اگه لازم نیست زیاد حساس باشم، چطوره
که تیکه ساندویچ خانم مالبری بزرگتره؟

05:07.206 --> 05:08.176
چی، همین؟

05:08.274 --> 05:11.155
خودت گفتی میخوای
همه چیز غیرجدی باشه

05:11.244 --> 05:15.192
آره، ولی این معنیش این نیست
که مثل خواهر برادر باشیم

05:15.214 --> 05:18.218
منظورم اینه که، تو برام خوراک گوشت
خریدی. منم باید اظهار قدردانی کنم

05:24.357 --> 05:27.133
ـ   چی شد؟
ـ   نمیتونم اینکارو بکنم

05:27.160 --> 05:31.031
این جریان غیرجدی... یه جوریه

05:31.130 --> 05:33.169
نه. نه، نیست

05:33.266 --> 05:37.214
فقط باید مثل اوایل که باهم
قرار میذاشتیم وانمود کنیم

05:37.236 --> 05:39.216
فقط گهگاهی
همیدگه رو می بینیم

05:39.238 --> 05:42.219
میدونی، تا وقتی این
جریان زک حل بشه

05:42.241 --> 05:45.315
آره، فقط یکم خودمونو
راحت میگیریم. بدون تعهد

05:45.411 --> 05:50.156
البته، بجزء اینکه هیچکدوممون حق
نداریم با شخص دیگه ای قرار بزاریم

05:50.316 --> 05:52.318
ببین، من

05:52.351 --> 05:57.200
میدونم درمورد زک چه حسی داری
و من تو رو سرزنش نمیکنم

05:57.290 --> 06:00.169
ولی الان دیگه
اونم قسمتی از منه

06:00.193 --> 06:04.141
چه بتونی قبول
کنی، یا چه نتونی

06:11.237 --> 06:12.341
به هرحال

06:18.211 --> 06:20.248
مایک، صبرکن

06:22.215 --> 06:24.254
قبول میکنم

06:24.350 --> 06:27.197
ـ   مطمئنی؟
ـ   زک پسر توئه

06:27.286 --> 06:30.267
و من جولی رو دارم
و تو کاملا قبولش کردی

06:30.289 --> 06:32.294
گذشته از اینکه، اون
خودش بچهء خیلی خوبیه

06:32.391 --> 06:35.372
ولی اون دیگه 15 سالشه
هر دقیقه ممکنه توو روی من در بیاد

06:35.394 --> 06:38.307
بهتر وقتی شرایط بد میشه تو
هم اونجا باشی به من کمک کنی

06:38.331 --> 06:41.210
حتما

06:46.372 --> 06:48.215
شب بخیر

06:48.241 --> 06:50.087
ـ   آه، سوزان؟ ـ   بله؟

06:50.176 --> 06:52.181
از نظر فنی

06:52.278 --> 06:55.282
... دیگه مجبور نیستیم
غیرجدی باشیم

06:56.249 --> 07:00.120
میتونم 20 ثانیه ای لخت بشم
وقت رسیدن تا خونه هم حسابه

07:00.219 --> 07:03.100
ـ   کارلوس، میشه آروم بشی؟
ـ   تو توی اجتماع زندان آشوب کردی

07:03.189 --> 07:06.093
آشوب نبود. بیشتر
یه داد و بیداد بود

07:06.192 --> 07:09.230
الان کی میخواد از من دفاع کنه؟
دویل جریان منو میشناخت، قاضی

07:09.262 --> 07:12.041
ـ   اون به من گفت هرزه
ـ   خب؟ مگه هرزه بازی در نیاوردی؟

07:12.131 --> 07:15.340
اون قبول نکرد یه
ملاقات نکاهی داشته باشم

07:16.402 --> 07:20.373
صبرکن. وکیل منو زدن کوبیدن
چون تو سکس میخواستی؟

07:20.373 --> 07:23.254
. نه فقط بخاطر من
بخاطر هردومون

07:23.342 --> 07:28.089
اگه هنوز متوجه نشدی، کارلوس
بدون که ازدواجمون روی یه پایه ست

07:28.180 --> 07:30.387
یه ملاقات نکاهی
چهار پایه ش میکنه؟

07:30.416 --> 07:34.059
ضرری که نداره. از وقتی اینجا اومدی
تنها کاری که میکنیم پرخاشگری

07:34.153 --> 07:36.258
بیرونم که بودم همش
همینکارو میکردیم

07:36.289 --> 07:39.227
وقتی هم که بحثمون تموم میشد
یه سکس عالی داشتیم

07:39.325 --> 07:42.169
حالا دعوا میکنیم، و هیچ
نتیجه ای هم بعدش نیست

07:42.194 --> 07:44.196
من و تو نیاز داریم باهم بخوابیم

07:46.265 --> 07:52.181
واسه من قضاوت نکن. تو رو
که بخاطر کمک به فقرا نگرفتن

07:52.204 --> 07:55.378
اگه چیزی داشته باشیم که به امیدش
جلو بریم میتونیم لذت میبریم

07:55.408 --> 07:59.356
باشه. وکیل لعنتی رو بگیر

08:01.113 --> 08:04.287
و سریع اینکارو بکن

08:09.221 --> 08:11.226
بگمونم این همون
بوس شب بخیر بود

08:11.324 --> 08:14.100
جورج، تو یه دوست
خیلی خاص هستی

08:14.126 --> 08:17.266
رکس هنوز چهار هفته نیست که
مرده. فکر میکنم بوسیدن لب

08:17.296 --> 08:21.301
ـ   بیشتر از چیزی که میخوای
ـ   دقیقا. امیدوارم ناراحت نشی

08:25.371 --> 08:28.250
اندرو! چیکار میکنی؟

08:28.274 --> 08:29.344
دارم آشغالهارو میبرم بیرون

08:29.375 --> 08:32.279
البته. آقای ویلیامز
رو بخاطر داری

08:32.378 --> 08:36.258
ـ   سلام. اندرو
ـ   جورج

08:37.383 --> 08:40.227
ـ   آه، خب، داره دیر میشه، پس
ـ   آره

08:40.252 --> 08:43.099
اگه خواستی بازم برای
شام بری بیرون خبرم کن

08:43.189 --> 08:45.294
یه رستوران جدید هست
که دوست دارم برم

08:45.324 --> 08:47.204
این اواخر زیاد
رستوران رفتیم

08:47.293 --> 08:50.274
چرا جمعه شب برای
شام نمیای پیش ما؟

08:50.296 --> 08:53.277
ـ   خوب نیست؟
ـ   خیلی دوست دارم

08:57.169 --> 08:59.149
پس، داری میری، یا نه؟

08:59.171 --> 09:01.173
حرفمون تموم نشده

09:01.173 --> 09:05.021
گفت داره دیر میشه. اگه منظورشو
نگرفتی، اون یه اشاره بود

09:05.111 --> 09:08.251
اندرو. اون یه اشاره نبود

09:08.381 --> 09:11.225
وقتی حاضر شدم میرم

09:13.252 --> 09:17.259
راستش، داره دیر میشه
ومنم خستمه، پس

09:17.356 --> 09:20.337
دیدی. شنیدی خانم چی گفت
حالا، به زن به چاک

09:20.359 --> 09:23.101
ـ   اندرو
ـ   اشکالی نداره

09:23.129 --> 09:26.338
اون واقعا خشن نیست. میدونه
من هیچوقت یه بچه رو نمیزنم

09:26.399 --> 09:29.107
اندرو

09:29.235 --> 09:31.237
جورج! اوه

09:31.270 --> 09:36.185
هردوتون، تمومش
کنین، همین حالا

09:36.208 --> 09:40.284
این یه عصر خیلی عالی بود
و حالا هردوتون خرابش کردین

09:40.379 --> 09:45.158
من تحمل اینجور
رفتارهارو ندارم. میفهمین؟

09:49.321 --> 09:51.164
خیلی خب

09:51.190 --> 09:55.161
جورج، جمعه برای
شام می بینیمت

09:55.161 --> 09:58.142
میخوام ماهی درست کنم

10:11.406 --> 10:15.186
هی، رفیق. هی
بیدار شو، خوابالو

10:15.277 --> 10:18.349
پارکر
سلام، رفیق

10:18.380 --> 10:22.328
هی! نظرت چیه من و تو
بریم شیرینی بخوریم، باشه

10:22.350 --> 10:25.263
قبل از اداره؟ آره؟

10:25.287 --> 10:27.326
بالا. بیا. بیا. بیا

10:27.422 --> 10:30.303
خیلی خب

10:30.392 --> 10:35.139
فکر میکنی چی
میخوای بخوری؟ ژله؟

10:35.230 --> 10:38.370
چون من میخوام یه
نون پنجره ای بخورم

10:38.400 --> 10:41.179
ـ   وایسا

10:41.269 --> 10:43.442
ـ   خانم مالبری رو یادت رفت
ـ   چی؟

10:43.471 --> 10:48.443
اوه، آم، خب، از
اونجایی که من اینجائم

10:48.476 --> 10:52.447
شاید اون بتونه چند ساعت
توی خونه استراحت کنه، باشه؟

10:52.480 --> 10:55.461
نه! بهش احتیاج دارم

10:55.483 --> 10:57.485
باشه

11:00.422 --> 11:03.460
سلام، خانم مالبری

11:04.359 --> 11:06.464
کمربند رو فراموش نکنی

11:08.330 --> 11:09.334
بریم

11:09.431 --> 11:11.140
صبرکن

11:11.233 --> 11:12.407
چترش رو فراموش کردی

11:12.500 --> 11:15.347
خب، پارکر، وقت نداریم

11:15.437 --> 11:17.246
نه

11:17.272 --> 11:19.377
اون لازمش داره

11:26.448 --> 11:28.191
سلام

11:28.283 --> 11:29.421
هی، تو هنوز اینجا
چیکار میکنی؟

11:29.451 --> 11:32.332
دارم دنبال چتر پارکر
میگردم. ندیدیش؟

11:32.420 --> 11:34.195
نه، متاسفم

11:34.222 --> 11:37.226
بهتره عجله کنی
چون دیر میرسی سر کار

11:37.259 --> 11:40.331
ممنون که گفتی

11:49.204 --> 11:51.309
نتونستم چتر خانم
مالبری رو پیدا کنم

11:51.339 --> 11:55.312
براش یه کلاه آفتاب گیر
آوردم. باشه؟ بریم

11:55.410 --> 11:58.220
ـ   توی حمومه
ـ   چی؟

11:58.246 --> 12:00.319
خانم مالبری گفت توی
حموم جاش گذاشته

12:00.415 --> 12:05.228
خب، چرا خانم مالبری
اون اطلاعات رو

12:05.253 --> 12:07.292
... قبل از اینکه تا توی اتاقت
بالا و پایین برم نداد، ها؟

12:07.389 --> 12:11.394
ـ   نمیخوای بیاریش؟
ـ   من اون چتر لعنتی رو نمیارم

12:15.230 --> 12:19.337
خیلی عذر میخوام، عزیزم
از دست تو عصبانی نیستم

12:19.401 --> 12:21.403
داری چیکار میکنی؟

12:23.438 --> 12:25.475
آه

12:28.243 --> 12:31.349
ما شیرینی نمیخوایم

12:42.290 --> 12:46.238
اندرو! با اون لباس از
خونه بیرون نمیری

12:46.261 --> 12:49.208
فقط دارم میرم چندتا از
بچه های باشگاه شنارو ببینم

12:49.230 --> 12:52.336
برام مهم نیست. اینو بپوش

12:53.268 --> 12:56.215
هر زمانی که از خونه میری بیرون
به نمایندگی از این خونواده میری

12:56.237 --> 12:58.276
حداقل کاری که میتونی بکنی
اینه که ما رو کوچیک نکنی

12:58.373 --> 13:00.344
یعنی با یه تیشرت
کوچیک میشین

13:00.442 --> 13:04.219
بله. خیلی هم زیاد

13:04.379 --> 13:07.260
امیدوارم برای فردا شب
برنامه ای نداشته باشی

13:07.349 --> 13:10.253
اگه فکر میکنی با دارو فروش
شام میخورم، عقلتو از دست دادی

13:10.352 --> 13:14.300
یکی از دلایلی که اونو دعوت
کردم اینه که تو بشناسیش

13:14.322 --> 13:16.259
خب، من نمیخوام بشناسمش

13:16.358 --> 13:21.432
عزیزم، این حسی که
تو داری کاملا طبیعی

13:21.463 --> 13:25.209
ولی جورج سعی نداره
جای پدرتو بگیره. اون

13:25.300 --> 13:26.404
خب، اون فقط یه دوست

13:26.434 --> 13:28.314
واقعا؟
فقط یه دوست؟

13:28.403 --> 13:31.475
پس، قصد نداری درآینده با
این یارو بیشتر جدی بگیری؟

13:31.506 --> 13:35.420
میدونی، هنوز به اندازه
کافی درموردش فکر نکردم

13:36.378 --> 13:39.350
شما خیلی تاfg,ئی. باعث تاسفه

13:39.447 --> 13:43.259
نگرانی که یه تیشرت این
خونواده رو کوچیک کنه؟

13:43.284 --> 13:46.265
صبرکن تا مردم قرار گذاشتنت
با احمق شهر رو ببینن

13:46.287 --> 13:49.134
... هنوز یه ماه از دفن شوهرت نگذشته

13:49.224 --> 13:51.365
فردا ساعت 7 شام
میخوریم. دیر نکنی

13:51.459 --> 13:54.235
متاسفم، ولی من برنامه دارم

13:54.262 --> 13:57.334
اندرو، تو توی باشگاه
شنا یه مسابقه نداری؟

13:57.365 --> 13:59.470
آره. خب؟

13:59.501 --> 14:02.482
نیازی نیست یه پول
ورودی گنده بدی؟

14:02.504 --> 14:06.384
همونی که خودت نمیتونی
از پرداختش بر بیای؟

14:08.410 --> 14:11.391
داری منو تهدید
میکنی برای شام بیام؟

14:11.413 --> 14:16.328
اوه، نمیدونی حاضرم برای
استراحت چقدر راه برم

14:19.454 --> 14:24.426
مایر! این مال توئه؟
توی حیاط خونهء من افتاده بود

14:24.459 --> 14:27.440
اوه، متاسفم. دارم توی پیدا کردن
زک به مایک کمک میکنم

14:27.462 --> 14:30.443
میدونی، میتونیم شبها با
خیال راحت استراحت کنیم

14:30.465 --> 14:32.445
آها. و زک رو بندازیم زندان؟

14:32.467 --> 14:36.213
فکر نمیکنم مایک با پسر
خودش همچین کاری بکنه

14:36.304 --> 14:39.242
ـ   تو میدونی؟
ـ   اینکه مایک پدر واقعی زک؟

14:39.340 --> 14:41.183
آره

14:42.277 --> 14:45.451
جولی به کارل گفته
کارل به من گفته. و منم

14:45.480 --> 14:48.461
... یه چندتا ایمیل فرستادم

14:49.217 --> 14:52.198
خب، ممنون که
اینطوری صلاح دیدی

14:52.220 --> 14:56.159
پسر، برای عاشق کردن مایک
دلفینو به خودت هرکاری میکنی

14:56.257 --> 14:59.238
وقتی تا این مرحله پیش رفتی
بعدش میخواد چه اتفاقی بیافته؟

14:59.260 --> 15:01.140
میخوای شبها موقع
خواب پتو روش بدی؟

15:01.229 --> 15:03.209
صبحها براش صبحانه
درست کنی؟

15:03.231 --> 15:06.474
مراقب باشی موقع رقص لامبادا
پاش توو سرت نخواره؟

15:06.501 --> 15:09.177
میدونی، ایدی
میتونی تمومش کنی؟

15:09.270 --> 15:11.409
حقیقت اینه که، احتمالا ممکنه
هیچوقت زک رو پیدا نکنیم

15:11.439 --> 15:15.219
ـ   این یه سوزن توی انبار کاه
ـ   اوه، آره

15:15.310 --> 15:19.281
تو هنوزم داری ادای دوست
دخترای جان فدا رو در میای

15:19.314 --> 15:24.286
... نیازهای اونو به خودت ترجیح میدی

15:24.319 --> 15:29.325
اوه، چرا تو اینقدر پتیاره ای

15:30.458 --> 15:35.339
نمیدونم چرا ما بجایی نمیرسیم

15:44.643 --> 15:46.682
یک دلیل بود که بخاطرش
دیوید برادلی

15:46.761 --> 15:51.767
... موفق ترین وکیل در
تمام فیر ویو بود

15:51.809 --> 15:54.553
استدلالهاش متقاعد کننده بودند

15:54.645 --> 15:57.492
هیچکس نباید بدونه

15:57.581 --> 15:59.583
... رفتارش موثر بود

15:59.616 --> 16:01.655
درش بیار. درش بیار

16:01.752 --> 16:04.531
... و میل به برنده شدن
در پژوهش داشت

16:04.621 --> 16:07.625
یالا. خواهش میکنم

16:09.793 --> 16:14.765
و وقتی به پرونده های
چالش انگیرتر میرسید

16:14.765 --> 16:18.713
میدونست به نفعشه که
بهتره اول مخالفت کنه

16:18.735 --> 16:21.548
من پرونده تون رو
قبول نمیکنم

16:21.638 --> 16:23.484
ـ   چی؟

16:23.574 --> 16:25.554
ـ   بله؟. ـ   ببخشید مزاحم شدم

16:25.576 --> 16:28.457
شام کنسل شده. میخواین
رزروتون رو لغو کنم؟

16:28.545 --> 16:31.549
نه، خودم که میخوام بخورم
عذر میخوام. کجا بودیم؟

16:31.582 --> 16:33.553
شما داشتین منو رد میکردین
و به محض اینکه فهمیدین

16:33.650 --> 16:38.622
... قراره یه تن پول بریم جلوی پاتون
که اینکارو هم میکنم

16:39.790 --> 16:43.661
خانم سولیس، برای من
پول دیگه اهمیتی نداره

16:43.760 --> 16:46.604
اگه درمورد یک موکل
احساس شهوانی نکنم

16:46.630 --> 16:48.510
... بازیمو وارد دادگاه نمیکنم

16:48.599 --> 16:51.546
که نجات شوهرتون
همون بازی رو میطلبه

16:51.568 --> 16:54.472
درمورد اون همجنس باز
کوبیدن؟ اون بیگناهه

16:54.571 --> 16:56.608
اون از کوره در رفته، توی
دادگاه به یه مرد حمله کرده

16:56.640 --> 16:58.520
اون قضیه سر حسادت بود

16:58.609 --> 17:01.590
حداقل مردی که شوهرم سعی داشت توی
دادگاه بکشه یخورده هم همجنس باز نیست

17:01.612 --> 17:03.592
به من اعتماد کنین

17:04.681 --> 17:07.753
پرونده تون میگه شما
خواهان ملاقات نکاهی هستین

17:07.784 --> 17:10.560
سعی میکنین ازدواج کهنه
رو زنده نگهدارین، ها؟

17:10.587 --> 17:14.558
چرا همه با این قضیه که میخوام با
شوهرم سکس داشته باشم مشکل دارن؟

17:14.591 --> 17:15.629
میتونم رو راست باشم؟

17:15.726 --> 17:19.572
فقط اگه با اون چیزی
که من میخوام تموم بشه

17:19.596 --> 17:21.769
ـ   ازدواج شما محکوم به فناست
ـ   ببخشید؟

17:21.798 --> 17:23.778
من خیلی وقت اینکاره ام

17:23.800 --> 17:28.649
میدونم حبس بودن با یه رابطه میتونه چیکارا
بکنه. ازدواج خودش به اندازه کافی کافیه

17:28.739 --> 17:31.677
ولی وقتی توی یه جایی که دیواراش سیمانی و
نگهبانهای مسلح داره، میله های آهنی داره

17:31.775 --> 17:37.557
خودش خیلی سریع به انحطاط میافته

17:37.648 --> 17:40.492
ـ   ... حتی با وجود ملاقات نکاحی
ـ   ولی من

17:40.517 --> 17:44.556
گوش کنین، نظر منو میخواین؟
بزار و برو

17:45.689 --> 17:47.569
شما جوان هستی

17:47.658 --> 17:50.639
هی، یه اشتباه میکنی
برات تجربه میشه

17:50.661 --> 17:53.642
شاید دفعه بعد در
ازدواج انتخاب بهتری بکنی

17:53.664 --> 17:57.578
حالا، اگه منو ببخشین
من یه رزرو شام دارم

17:58.502 --> 18:02.473
رزرو
تنهایی میخوری، یادت رفته؟

18:02.506 --> 18:05.487
و یه حسی دارم که میگه
اولین بارت هم نیست

18:11.715 --> 18:14.525
ببخشید که نتونستم زودتر بیام

18:14.551 --> 18:18.522
فراموش کردم که شوهرم باید بچه
کوچیکه مون رو ببره پزشک اطفال

18:18.555 --> 18:20.594
اشکالی نداره، خانم اسکاوو

18:20.691 --> 18:23.638
پارکر چیکار کرده؟

18:23.660 --> 18:27.608
شما اطلاع داشتین که پسرتون
یه دوست خیالی داره؟

18:27.631 --> 18:31.536
ـ   آه، خانم مالبری؟
ـ   بله. باهم آشنا شدیم

18:31.635 --> 18:34.573
خب، آم، دیروز، پارکر خواسته

18:34.671 --> 18:38.517
زنگ نقاشی خانم مالبری
هم یه سه پایه نقاشی بگیره

18:38.542 --> 18:40.715
که موردی نبود، ولی
امروز یه میز خواسته

18:40.744 --> 18:44.521
و متاسفانه، ما
میز اضافی نداریم

18:46.516 --> 18:49.588
ـ   باید خیلی زشت بوده باشه
ـ   بوده

18:49.620 --> 18:54.469
پتی... به شدت
با این کتک خورده

18:54.558 --> 18:57.598
خیلی عذر میخوام

18:57.694 --> 19:00.675
خانم اسکاوو

19:00.697 --> 19:03.769
این اواخر توی خونواده تون
مرگ ومیر نداشتین؟

19:03.800 --> 19:05.711
نه. نه، چرا؟

19:05.736 --> 19:09.448
دوستهای خیالی اغلب از یه
مکانیسم برای کنار اومدن

19:09.539 --> 19:11.610
ـ   برای فقدان چیزی بوجود میان

19:16.680 --> 19:20.528
دقیقا. یه جلوه آشکار
از ناراحتیهای عمقی

19:20.617 --> 19:22.597
نظری ندارین که
بتونه در اینمورد

19:22.619 --> 19:26.658
... یکم به ما کمک کنه؟

19:30.527 --> 19:31.665
خانم اسکاوو؟

19:41.538 --> 19:43.711
ممنون

19:49.646 --> 19:51.717
پل دروازه طلایی

19:51.748 --> 19:54.492
جای فوق العاده ای برای عکس
گرفتن از غروب خورشیده

19:54.584 --> 19:56.621
واسه همین برای عکس
گرفتن رفتم کنار پل ایستادم

19:56.653 --> 19:59.634
تنها چیزی که بعدش
فهمیدم، پلیس رسید

19:59.656 --> 20:01.695
مردم از موبایلشون
زنگ میزدن 911

20:01.792 --> 20:05.569
فکر کردند میخوام
خودکشی کنم

20:10.767 --> 20:14.615
باورم نمیشه چطوری اون دوتا
اینقدر خوب باهم کنار اومدن

20:14.705 --> 20:16.548
آره. عجیبه

20:16.573 --> 20:20.544
اندرو مودب و خوبه

20:20.577 --> 20:22.616
حتی به لطیفه های جورج میخنده

20:22.713 --> 20:25.694
بخاطر همینه که عجیبه. چون
لطیفه های جورج بامزه نیست

20:25.716 --> 20:30.497
آه! جورج، میتونم
ازت یه سوالی بپرسم؟

20:30.587 --> 20:33.534
ـ   آه، یجورایی شخصی
ـ   حتما

20:33.557 --> 20:36.538
تا حالا واقعا با
یه زن بودی؟

20:36.560 --> 20:39.600
ببخشید؟

20:39.696 --> 20:41.576
خب، بیا رو راست باشیم

20:41.665 --> 20:45.613
از طرز رفتارت معلومه
که بازیکن نیستین

20:45.635 --> 20:48.573
واسه همین کنجکاو بودم بدونم
اصلا تا حالا توو بازی بودی یا نه

20:48.672 --> 20:52.418
تجربهء من با زنها
به تو مربوط نمیشه

20:52.509 --> 20:54.582
اوه، فکر میکنم، میشه. منظورم اینه
که، تو داری با مامانم قرار میزاری

20:54.678 --> 20:56.658
و هردومون میدونیم
که، در سن شما،

20:56.680 --> 20:59.684
قرار گذاشتن یکم بیشتر
از دست هم رو گرفتنه

21:00.650 --> 21:03.690
ـ   ما دقیقا... قرار نمیزاریم
ـ   اوه، صد در صد میزاری

21:03.787 --> 21:07.701
میدونی چیه؟ بنظر من عالیه. ولی
میخوام مطمئن بشم که مامانم خوشحاله

21:07.724 --> 21:09.695
و اینکه بدونم اون با
مردی که میدونه چطوری

21:09.793 --> 21:12.637
... یک خانم رو راضی کنه
واقعا خیالمو راحت میکنه

21:12.662 --> 21:14.642
این بیمورد و نابجاست

21:14.664 --> 21:18.671
میدونی، والدینم یه زندگی
همبستری عالی داشتن

21:18.769 --> 21:21.750
آره، یه بار از دیوار
اتاقم صداشونو شنیدم

21:21.772 --> 21:24.448
لطفا خفه شو

21:24.541 --> 21:27.784
شما هم باید صدای مامانمو شنیده
باشی. اون یه نالهء... عجیب داره

21:27.811 --> 21:32.421
یجورایی شبیه این
بود، آم... اومممم

21:32.516 --> 21:34.553
آه

21:34.584 --> 21:40.557
عجیب نیست؟ اون صدایی که وقتی
مامانم به اوج خودش میرسه در میاره

21:41.725 --> 21:47.439
خیلی خب، وقت دسر
ببخشید، یکی از بشقابها فرق داره

21:47.531 --> 21:49.570
سعی کردم عوضش کنم، ولی
این از مارک اسپود فلورانس

21:49.666 --> 21:52.547
یه نقش کمیاب
مال مادربزرگم بوده

21:52.636 --> 21:55.708
امیدوارم بمحض اینکه دسر
رو چشیدی فراموشش کنی

21:55.739 --> 21:58.620
ـ   گرسنه نیستم
ـ   باید اینو بخوری

21:58.708 --> 22:02.588
واقعا دلپذیره

22:09.586 --> 22:12.499
خودشه

22:12.522 --> 22:14.593
ـ   برو توی اتاقت
ـ   جورج

22:14.624 --> 22:18.572
شنیدی چی گفتم. برو توی اتاقت

22:18.595 --> 22:22.566
آقای ویلیامز، چی شده؟
من حرف بدی زدم؟

22:22.566 --> 22:25.570
بیری، لطفا پشت منو بگیر

22:25.802 --> 22:29.548
ـ   خب، اون چی گفته؟
ـ   نمیتونم بگم. خیلی زشته

22:29.639 --> 22:31.516
ولی گفته

22:31.775 --> 22:34.417
میخوای پشت
منو بگیری یا نه؟

22:34.511 --> 22:35.751
نمیتونم اجازه بدم به
بچهء من زور بگی

22:35.779 --> 22:38.783
اگه حتی نمیتونی
بگی اون چی گفته

22:43.720 --> 22:47.600
جورج؟ جورج

23:03.903 --> 23:05.849
خانم سولیس، دیوید برادلی هستم

23:05.871 --> 23:08.581
درمورد اون ملاقتمون
حس واقعا بدی دارم

23:08.674 --> 23:10.713
واسه همین، بخاطر جبرانش
میخوام در حقتون یه لطفی بکنم

23:10.810 --> 23:14.781
هرچی بیشتر فکر میکنم، بیشتر متقاعد میشم
که ازدواج شما یک ریل قطار شکسته ست

23:14.814 --> 23:17.658
از نوع پیچ و تاب دار
میدونی، با تلفات زیاد

23:17.683 --> 23:21.859
به هرحال، اسم یه وکیل طلاق
عالی براتون میزارم، کایر

23:25.791 --> 23:28.772
شما مشکل اعصاب داری که
اون پیام رو روی تلفنم گذاشتی

23:28.794 --> 23:31.573
پس فهمیدین که نامناسبه

23:31.664 --> 23:33.544
بهت میگم که چی نامناسبه

23:33.632 --> 23:36.513
داری درمورد ازدواج من
پاتو از گلیمت دراز تر میکنی

23:36.602 --> 23:38.539
ـ   نوشیدنی میخواین؟
ـ   نه

23:38.671 --> 23:41.643
میخوام وقتی دارم مردم رو توبیخ
میکنم. حواسم سر جاش باشه

23:41.741 --> 23:45.680
چی باعث شده فکر کنی درمورد
ازدواج من همه چیزو میدونی؟

23:45.778 --> 23:48.725
پرونده شوهرتون که به کنار
شما،

23:48.748 --> 23:50.594
به غرایزم استناد میکنم

23:50.683 --> 23:53.596
همون غرایزی که از توی
چاه فاضلاب درآوردی؟

23:53.619 --> 23:54.859
شما ممتاز هستین

23:54.887 --> 23:57.768
شما ناز پرورده این
شما روو به فسادین

23:57.857 --> 24:01.737
وقتی چیزی رو میخوای دیگه میخواین
شما برانگیختگی جنسی رو میخواین

24:01.761 --> 24:05.768
یه ملاقات خیلی سریع بعد از هر 5 ماه
توی اتاق زندان اون آتیشو خاموش نمیکنه

24:05.865 --> 24:08.746
با تمام احترامی که براتون قایلم
خودم برای خودم تصمیم میگیرم

24:08.834 --> 24:10.814
چه آتیشی احتیاج به خاموش
شدن داره و چه موقع

24:10.836 --> 24:16.516
خانم سولیس، شما یه زن
زیبا... پسندیده هستین

24:16.609 --> 24:19.783
حالا، شوهرتون یه سبک مغز
فاسد، جنایتکار تند خوئه

24:19.812 --> 24:22.793
شما میتونی خیلی... بهتر
از اینا دست به کار بشین

24:22.815 --> 24:27.630
ـ   داری منو اغوا میکنی؟
ـ   اگه بکنم چی میگین؟

24:27.720 --> 24:29.791
میگم، ، من حامله ام

24:37.630 --> 24:39.610
پس میبینم که گیر افتادین

24:39.632 --> 24:43.739
آقای برادلی، من گیر نیافتادم. باورتون
بشه یا نشه، شوهرمو دوست دارم

24:44.804 --> 24:49.517
ساعتی 700 دلار میگیرم
بعلاوه پول کپی برگه ها

24:49.608 --> 24:52.680
من به شما 600 تا پرداخت میکنم
تا فردا ظهر هم یه ملاقات نکاهی میخوام

24:52.711 --> 24:54.748
پر توقع نیستین

24:54.780 --> 24:59.889
همونطور که گفتین
چیزی رو میخوام دیگه میخوام

25:02.655 --> 25:07.661
با زنی که توی خدمات اجتماعی صحبت کردم
گفت بیشتر بچه های فراری میان اینجا

25:08.661 --> 25:09.539
چیه؟

25:09.628 --> 25:12.609
فقط خوشحالم که روزم
رو با تو سپری میکنم

25:12.631 --> 25:15.805
توی کانون و
ایستگاه اتوبوسها؟

25:16.802 --> 25:19.681
میخوام برم ببینم اون
بچه ها زک رو دیدن یا نه

25:19.705 --> 25:21.585
اگه از هم جدا بشیم
بیشتر میتونیم برگردیم

25:21.674 --> 25:23.676
باشه

25:29.748 --> 25:31.853
ممنون

25:35.654 --> 25:38.760
شما این پسر رو ندیدی؟

25:38.791 --> 25:40.671
بچه؟ء گمشده. ندیدین؟

25:40.759 --> 25:44.764
یه بار، دو بار

25:47.900 --> 25:51.871
اوه، اشکالی نداره
اینارو نگه دارین؟

25:51.871 --> 25:55.717
و وقتی مردم بستنی
میخرن بهشون بدین؟

25:56.876 --> 26:00.915
ـ   چیه؟. . ـ   اوه
اون نیست؟ اونجا؟

26:03.883 --> 26:06.559
زک؟ زک

26:06.652 --> 26:09.758
اوه، نه، نه، نه

26:09.788 --> 26:12.701
نرو، نرو، زک، نرو

26:12.725 --> 26:15.799
زک، فرار نکن! صبرکن

26:15.895 --> 26:18.876
فقط... میشه برگردی اینجا؟

26:18.898 --> 26:22.746
بالا، فقط بیا
باهم صحبت کنیم

26:22.835 --> 26:25.579
لعنتی، زک

26:25.671 --> 26:26.775
دیگه کافیه

26:35.681 --> 26:38.653
ـ   اینجا هیچکس زک رو ندیده

26:38.751 --> 26:42.893
ولی اونظرف یه خونه هست
که میخوام برم ببینم... اون

26:43.856 --> 26:45.631
حالت خوبه؟

26:49.628 --> 26:51.801
برات بستنی گرفتم

26:51.897 --> 26:52.775
گرفتی؟

26:52.865 --> 26:55.869
ولی بعدش گرسنه م شد

26:58.671 --> 27:01.777
بستنی رو پرت کردم
طرقشو فرار کردم

27:04.843 --> 27:08.657
ـ   یکی یه چیزی بگه. /ـ   خدارو شکر
که جلوی پات دست انداز نبوده

27:08.747 --> 27:11.728
من توو فکر اینم که
مایک پدر واقعی زک

27:13.752 --> 27:16.758
باید به مایک میگفتم که زک رو
دیدم. من آدم وحشتناکی ام، درسته؟

27:16.855 --> 27:19.802
اوه، سوزان، بیخیال
اون به فیلیسیا حمله کرده

27:19.825 --> 27:23.571
آشپزخونهء تو رو منفجر کرده
ظاهرا سعی کرده مایک رو هم بکشه

27:23.662 --> 27:26.666
فکر کنم میتونیم قبول کنیم
که این بچه عجیب غریبه

27:30.769 --> 27:33.750
تو چی فکر میکنی، بیری؟

27:33.772 --> 27:36.616
خب، من فکر میکنم، با
تمام اون اتفاقی که افتاده

27:36.642 --> 27:40.818
آم، کاملا حق داری
که از زک بترسی

27:41.647 --> 27:43.752
ولی؟

27:44.750 --> 27:46.789
ولی زک پسر مری آلیس

27:46.885 --> 27:49.729
اون توی حیاظهامون
بازی کرده و بزرگ شده

27:49.755 --> 27:51.757
اگه اون شانسی برای
زنده موندن داشته باشه

27:51.757 --> 27:55.637
بنظر من بهتره که اینجا
باشه تا توی خیابونها

28:06.084 --> 28:10.032
نمیتونم تصور کنم که برگشتن من
به کار باعث غمگینی پارکر باشه

28:10.071 --> 28:11.951
ببین، اون حالش خوب میشه

28:12.040 --> 28:16.182
اون فقط باید به عشق
همیشگی بابایی عادت کنه

28:16.210 --> 28:19.089
شوخی کردم. شوخی کردم

28:19.113 --> 28:21.857
ببین، بچه ها متغیر اند
با این مسئله کنار میاد

28:21.941 --> 28:23.921
تام، اون با چتر
معلمش رو زده

28:23.952 --> 28:25.932
هل داده. اونو هل داده

28:25.954 --> 28:28.835
نمیدونم. شاید من
نباید برم سر کار؟

28:28.923 --> 28:31.995
به نفع بچه هاست که
والدیلشون خونه نشین باشن

28:32.026 --> 28:34.065
اگرچه خریدن غذا ممکنه
به یه معضل تبدیل بشه

28:34.162 --> 28:38.008
شاید بتونم برنامه کاریمو تغییر بدم
سعی کنم مقداریشو توی خونه انجام بدم

28:38.032 --> 28:41.912
ـ   نینا باهاش موافق میکنه؟
ـ   نه

28:42.036 --> 28:45.950
نه. نه، نه، نه

28:45.974 --> 28:49.083
اگه تو هم چندتا نظر
بدی میتونه خوب باشه

28:49.177 --> 28:51.987
ـ   بغل کردن چطوره؟
ـ   بغل کردن؟

28:52.013 --> 28:54.860
توی یکی از اون مجله ها
خوندم که بچه ها باید

28:54.949 --> 28:59.125
در روز01بار بغل بشن. اینطوری بیشتر احساس
امنیت میکنن. من میگم روی بغل کردن کار کن

28:59.153 --> 29:01.133
و این همه چیزو حل
میکنه؟ بغل کردن؟

29:01.155 --> 29:02.898
آره

29:02.991 --> 29:04.971
بیا اینجا

29:06.094 --> 29:08.973
بیا اینجا

29:09.097 --> 29:11.099
سلام

29:11.933 --> 29:14.106
سلام

29:15.069 --> 29:20.018
ـ   کارسازه، مگه نه؟
ـ   خفه شو

29:28.116 --> 29:31.097
سلام، رفیق، سرت شلوغه؟

29:31.119 --> 29:34.000
بله. خانم مالبری
داره برام کتاب میخونه

29:34.088 --> 29:39.936
خب، چه خوب. ولی الان وقت خوابه
پس مجبورم بخوابونمت. باشه

29:40.194 --> 29:42.140
نه

29:49.137 --> 29:53.918
میدونم از وقتی که من رفتم سر کار
بعضی چیزا برای تو سخت شده

29:54.008 --> 29:56.989
ولی همینقدر که برای تو سخته
دور بودن از تو برای منم سخته

29:57.011 --> 30:02.154
و فقط باید یادت باشه که
حتی وقتی کنارت نیستم

30:02.183 --> 30:04.927
... عشقم نسبت به تو واقعی

30:05.019 --> 30:10.162
ممکنه قادر به دیدنش نباشی
ولی مثل خانم مالبری تخیلی نیست

30:10.191 --> 30:13.035
واقعی

30:14.929 --> 30:15.899
باشه، عزیزم؟

30:15.997 --> 30:20.869
خانم مالبری واقعی
و گفت شما یه دروغگوئین

30:20.968 --> 30:23.141
پارکر

30:28.142 --> 30:31.055
ـ   پارکر
ـ   داریم میخونیم

30:42.023 --> 30:46.096
من... متوجه نمیشم. چرا
دیگه نمیتونیم همدگیه رو ببینیم؟

30:46.127 --> 30:49.031
چون از وقتی که فهمیدم
اندرو به تو چی گفته

30:49.130 --> 30:51.906
... دارم خودکاوی میکنم

30:51.933 --> 30:54.973
میفهمم که تمام اون اتفاقاتی
که افتاده کاملا تقصیر منه

30:55.069 --> 30:57.950
ـ   اوه، نه. این مسخره ست
ـ   نه، نیست.

30:58.039 --> 31:01.145
تمام حرفایی که اندرو
میگه و طرز رفتارهاش

31:01.175 --> 31:03.885
... مرتبط با مرگ پدرشه

31:03.978 --> 31:05.824
واضحه که باید وقت
بیشتری رو صرف

31:05.913 --> 31:08.018
... تمرکز روی اون و نیازهاش کنم

31:08.049 --> 31:13.058
میدونی، حق با توئه
لازمه که روی اندرو تمرکز کنی

31:13.154 --> 31:16.900
ممنون، جورج
برای اینقدر با فهم بودن

31:16.991 --> 31:18.993
خواهش میکنم

31:21.963 --> 31:24.104
پس، تا حالا به
مشاوره فکر کردی؟

31:24.198 --> 31:28.146
اونجایی که فرستاده بودیش
همون اردوگاه اصلاح تربیتی؟

31:28.169 --> 31:31.107
ـ   اونجا مشاوره کرده؟
ـ   فقط بخاطر این فرستادمش اونجا

31:31.205 --> 31:35.884
چون در اون زمان طرز رفتار
اون خیلی خارج از مرز بود

31:35.977 --> 31:38.949
تو... فکر نمیکنی حرفی که
به من گفت خارج از مرز بود؟

31:39.046 --> 31:42.994
فقط فکر میکنم اگه زمان بیشتری رو
باهاش سپری کنم، واقعا کمک میکنه

31:43.050 --> 31:46.056
چرا هردوتاشو نکنی؟ بزار یه چند
ماه با چندتا آدم حرفه ای باشه

31:46.154 --> 31:49.900
ـ   و بعدش برش گردون خونه
ـ   چیزی که به تو گفت واقعاگستاخانه بود

31:49.991 --> 31:53.962
ولی اون اردوگاه، افراطی
و، منظورم اینه که

31:53.995 --> 31:59.138
مگر اینکه حس کنم اندرو واقعا داره
از کنترل خارج میشه، اونوقت

32:00.134 --> 32:04.014
خب، بیا امیدوار باشیم
کار به اونجاها نکشه

32:05.006 --> 32:09.148
میدونی، با وجود تمام اتفاقاتی که
افتاد، من واقعا از اندرو خوشم میاد

32:09.177 --> 32:12.124
ـ   اوه، جورج، واقعا؟
ـ   آره

32:12.146 --> 32:17.027
حقیقت اینه که... اون
منو یاد خودم میندازه

32:19.020 --> 32:21.059
قانون نکاحی 45 دقیقه
بهتون وقت میده

32:21.155 --> 32:24.901
هر 15 دقیقه زنگ میزنیم تا
مطمئن بشیم اینجائین. فهمیدین؟

32:24.992 --> 32:28.032
بله، فهمیدیم. آه، برای جواب دادن به
تلفن عشق بازیمونو متوقف میکنیم

32:28.129 --> 32:30.973
... وگرنه اون روی سگ شما بالا میاد
باشه.

32:30.998 --> 32:35.140
من حاضرم هر وقت
تو... ظاهرا حاضری

32:45.947 --> 32:48.987
کارلوس، یعنی میشه؟

32:49.083 --> 32:53.896
شده. میخوای دوباره
تکرار کنیم؟

32:54.155 --> 32:56.899
نه، دارم خودمونو میگم

32:56.991 --> 33:00.962
رابطه مون. ازدواجمون

33:00.995 --> 33:03.908
کارلوس، تو قراره پدر بشی

33:03.931 --> 33:06.070
وقتی از اینجا بیای بیرون
باید یه شغل دست و پا کنی

33:06.100 --> 33:10.071
و یه زندگی شرافتمندانه برای
من و بچه مون درست کنی

33:10.071 --> 33:12.142
عزیزم، من درسامو یاد گرفتم

33:12.173 --> 33:15.919
باشه، وقتی از اینجا بیام بیرون
همه چیز عوض میشه

33:16.010 --> 33:18.991
با یه زندگی جدید و یه خونواده
عالی از اول شروع میکنیم

33:19.013 --> 33:23.189
و هیچ چیز جلودارش نیست

33:29.023 --> 33:31.094
هی، نگفتی،

33:31.125 --> 33:34.197
وکیل جدید چطوره؟
ازش خوشت میاد؟

33:40.968 --> 33:42.038
بله

33:42.069 --> 33:46.040
آره، هنوز همینجام

33:48.009 --> 33:49.989
خیلی خب. گفتگو کافیه

33:50.011 --> 33:55.017
فقط از 30 دقیقه استفاده کردیم
میخوام ازش استفادهء کامل بکنم

34:09.096 --> 34:11.167
باشه، خواهش میکنم فرار نکن

34:11.198 --> 34:14.079
ـ   نمیتونم. پام زخمی شده
ـ   چطوری؟

34:14.168 --> 34:18.173
موقعی که داشتم از شما
فرار میکردم افتادم

34:19.941 --> 34:22.945
ـ   چی میخواین؟
ـ   میخوام باهات صحبت کنم

34:22.977 --> 34:25.858
ـ   چرا؟
ـ   چون خیلی چیزا دارم که باید بگم

34:25.947 --> 34:28.928
میتونی فقط گوش بدی
برات غذا میخرم

34:28.950 --> 34:31.897
آخرین باری که غذا
خوردی کی بوده؟

34:38.059 --> 34:40.940
بابام زنده ست؟
اون کجاست؟

34:41.028 --> 34:43.099
نمیدونم. غیبش زده

34:43.130 --> 34:46.043
ولی مایک اونو نکشته. اون زنده ست
شما قسم خوردین

34:46.067 --> 34:48.846
ـ   قسم میخورم
ـ   شاید توی یوتاه باشه

34:48.936 --> 34:52.975
میدونم که قبل از من
اونجا زندگی میکرده

34:53.007 --> 34:57.046
فقط... فقط برای پیدا
کردنش یکم پول لازم دارم

34:57.078 --> 35:00.892
زک، میدونی نظر من چیه؟
فکرمیکنم باید با من برگردی

35:00.982 --> 35:03.019
ـ   چرا؟ ـ   هنوزآدمایی
هستند که توی خونه منتظرتند

35:03.050 --> 35:06.898
و به تو اهمیت میدن
و چیزایی هست که لازمه بدونی

35:06.988 --> 35:08.968
مثل چی؟

35:09.924 --> 35:11.064
خب، نمیتونم بهت بگم

35:11.158 --> 35:14.037
تو زندگی خیلی ها رو
خراب کردی، زک

35:14.061 --> 35:18.009
ـ   نمیتونی از این مسئله فرار کنی
ـ   منظورتون جولی؟

35:18.065 --> 35:20.045
چی؟

35:21.135 --> 35:23.879
میدونم که زندگیشو خراب کردم

35:23.971 --> 35:26.076
ولی قصد نداشتم

35:26.107 --> 35:29.020
واقعا دلم براش تنگ شده

35:29.043 --> 35:31.890
همیشه بهش فکر میکنم

35:31.979 --> 35:34.018
آره، خب، جولی دختر خاصیه

35:34.115 --> 35:36.959
درمورد من چیزی گفته؟

35:36.984 --> 35:40.090
اگه گفته، پس هنوز ممکنه شانس
این باشه که بتونم باهاش باشم

35:41.155 --> 35:45.160
اگه بتونم با شما برگردم
اونوقت میتونم براش توضیح بدم

35:48.095 --> 35:50.974
میدونی نظر من چیه؟

35:52.099 --> 35:54.079
فکر میکنم حق با توئه

35:54.101 --> 35:57.173
فکر میکنم اول باید سعی
کنی پدرت رو پیدا کنی

35:57.204 --> 36:00.981
ـ   آره؟
ـ   آره

36:01.909 --> 36:06.051
حالا که میدونی حالش
خوبه، باید بری دنبالش

36:06.080 --> 36:11.962
اونم میخوات از تو مراقبت کنه
این چیزی که همهء والدین میخوان

36:14.989 --> 36:17.028
اجازه بده کمکت کنم

36:17.124 --> 36:23.097
فکر میکنی برای رسیدن به
یوتاه چقدر پول لازمت میشه؟

37:18.448 --> 37:22.396
بابایی! نمیتونم چتر خانم
مالبری رو پیدا کنم. کجاست؟

37:22.419 --> 37:25.232
نمیدونم
عزیزم تو چتر رو ندیدی؟

37:25.321 --> 37:28.395
نه. نمیتونم بگم دیدم

37:28.491 --> 37:33.236
خیلی خب، گوش کن. نگران نباش
مطمئنم خانم مالبری همین اطرافه

37:33.263 --> 37:36.437
یا، آه... شایدم نیست

37:37.267 --> 37:40.248
اون میتونه رفته باشه

37:40.270 --> 37:42.272
میدونی،

37:42.272 --> 37:45.344
شاید چندتا پسر کوچولوی دیگه
هم داره که به کمکش نیاز دارن

37:45.375 --> 37:47.152
ـ   مثل کی؟
ـ   نمیدونم

37:47.243 --> 37:51.250
میتونه یه پسر کوچولو
توی، آه... انگلیس باشه

37:51.347 --> 37:55.261
به اسم... اسپنسر

37:55.285 --> 37:58.357
ـ   لینت؟. . ـ   این
حدسی که من میزنم

37:58.388 --> 38:04.236
ولی امکانش هست که
یکی مثل اسپنسر کوچولو

38:04.260 --> 38:05.264
... بیشتر به خانم مالبری احتیاج داره

38:05.361 --> 38:11.209
چون اون یه بابایی و یه مامانی
که دوستش داشته باشن رو نداره

38:11.234 --> 38:15.241
آره. همینه. اون یه بچه یتیم

38:15.338 --> 38:20.310
دست هم نداره. خب؟

38:20.477 --> 38:22.354
عزیزم. بیا اینجا

38:22.378 --> 38:25.384
دوستت دارم. حالت خوبه؟
برو لباس بپوش

38:25.482 --> 38:28.486
چه بلایی سر خانم
مالبری آوردی؟

38:28.518 --> 38:33.490
از اونجایی که جسدی وجود نداره
هیچ مدرک جرمی هم وجود نداره

38:36.459 --> 38:40.236
خانم مالبری! اون برگشته

38:41.231 --> 38:43.202
اوه... چه خوب

38:43.299 --> 38:45.245
خانم مالبری برگشته

39:00.316 --> 39:04.355
ـ   اون تصادف کرد. اون مرده
ـ   نگران نباش. من اینجائم

39:04.387 --> 39:07.359
شاید طوریش نشده. شاید
بتونم زنگ بزنم 911، یا

39:07.457 --> 39:12.429
نه، تام. دیگه مرده

39:33.349 --> 39:36.193
شناگران، به جای خود

39:36.219 --> 39:38.199
جورج، اینجا چیکار میکنی؟

39:38.221 --> 39:39.427
نگران نباش، بیری، زود میرم

39:39.455 --> 39:42.165
درمورد حرفی که زدی
فکر کردم، و حق با توئه

39:42.258 --> 39:46.297
ـ   اندرو به زمان احتیاج داره
ـ   خب، ممنون، جورج

39:46.329 --> 39:48.468
بهتره که من دور بمونم

39:48.498 --> 39:52.346
و اگه میخوای داروخونه رو هم
عوض کنی کاملا درک میکنم

39:52.435 --> 39:57.248
ولی میخوام یه هدیه
خداحافظی کوچولو به تو بدم

40:03.313 --> 40:07.355
جورج! این نقش بشقاب مادربزرگمه
از کجا پیداش کردی؟

40:07.450 --> 40:10.260
توی یه جراج
اینترنتی شانس آوردم

40:13.456 --> 40:17.199
دوستش دارم! ممنونم. اوه

40:17.260 --> 40:19.240
جورج

40:23.299 --> 40:26.280
اوه، جورج. جورج

40:26.369 --> 40:29.179
جورج

40:34.310 --> 40:37.314
اندرو! چیکار میکنی؟

40:38.314 --> 40:39.418
اندرو

40:41.351 --> 40:43.422
ولش کن، اندرو

40:45.254 --> 40:48.463
ـ   تمومش کن
ـ   دیوونه شدی؟ تمومش کن

40:49.359 --> 40:52.263
اونو دیدی؟
داشت بوسش میکرد

40:52.362 --> 40:53.297
اوه، خدای من، خونریزی داری

40:53.396 --> 40:58.243
ـ   اون عوضی داشت بوسش میکرد
ـ   حالا دیگه آروم باش

41:11.214 --> 41:15.219
دنیا پر شده از پدرهای خوب

41:15.251 --> 41:17.390
چطوری اونا رو بشناسیم؟

41:17.420 --> 41:21.166
اونا همون پدرانی اند
که از نبودشون

41:21.257 --> 41:26.263
... همه چیز بطور مخوفی
از هم پاشیده میشه

41:28.398 --> 41:31.379
اونا همون پدرانی اند
که عاشقمون هستند

41:31.401 --> 41:36.373
... حتی قبل از اینکه به دنیا بیایم

41:37.273 --> 41:41.315
اونا همون پدرانی اند
که میان به دنبالمون

41:41.411 --> 41:45.416
... وقتی نمیتونیم راه
خونه مون رو پیدا کنیم

41:51.287 --> 41:53.460
هی، چی شده؟

41:55.291 --> 41:57.271
بخاطر من

41:57.293 --> 42:03.300
... دوست خیالی پسرم زیر
چرخ ماشین آشغالی له شد

42:05.468 --> 42:09.214
من بدترین آدم توی دنیا هستم

42:09.305 --> 42:13.276
بله، دنیا پر شده از پدرهای خوب

42:13.309 --> 42:17.280
عزیزم، اون خیلی زود
اینو فراموش میکنه

42:17.280 --> 42:18.418
حرفمو باور کن

42:18.448 --> 42:21.429
و یه روز، وقتی بزرگ شد

42:21.451 --> 42:26.130
تو و پارکر با بیاد آوردنش
از خنده روده بر میشین

42:26.222 --> 42:27.462
واقعا اینطور فکر
میکنی؟ واقعا؟

42:27.490 --> 42:29.233
و بهترین اون پدرها

42:29.325 --> 42:32.365
... پدرانی اند که توی
زندگیشون به زنها

42:32.462 --> 42:34.442
قول میدم

42:34.464 --> 42:40.346
... این حس رو تلقین میکنن
که مادرهای خوبی هستند

42:42.464 --> 43:28.346
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
