1
00:00:01,001 --> 00:00:02,173
<font color=#FF8000>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,048
ـ   شما منو نمیبری؟
ـ   بابا تو رو میبره

3
00:00:04,137 --> 00:00:06,242
<font color=#FF8000>شغل لینت بها دار شد</font>

4
00:00:06,272 --> 00:00:09,253
اگه این وصله به من بچسبه، من
برای هشت سال میافتم زندان

5
00:00:09,275 --> 00:00:12,051
<font color=#FF8000>... و کارلوس بهای
اشتباهش رو پرداخت</font>

6
00:00:12,078 --> 00:00:14,083
ـ   شما عاشق آقای ویلیامز هستین؟
ـ   نه

7
00:00:14,180 --> 00:00:17,218
فکر میکنم ماشین چیزی رو
برداشت کرده که ازش خبر نداشتم

8
00:00:17,250 --> 00:00:19,994
<font color=#FF8000>بیری احساسی رو کشف
کرد که نمیدونست داره</font>

9
00:00:20,086 --> 00:00:22,193
اگه به ده قدمیش نزدیک بشی
زنگ میزنم پلیس دستگیرت کنه

10
00:00:22,288 --> 00:00:26,065
<font color=#FF8000>سوزان نزدیک خونه شون
</font>ـ   زک پسر توئه، مگه نه؟

11
00:00:26,092 --> 00:00:29,096
<font color=#FF8000>... یه چیزی کشف کرد</font>

12
00:00:30,196 --> 00:00:34,203
<font color=#FF8000>در زندان فیر ویو سه شنبه ها
وقت ملاقانی با زندانیهاست</font>

13
00:00:34,300 --> 00:00:38,248
<font color=#FF8000>گبرییل سولیس هم همون روز
به ملاقات شوهرش میرفت</font>

14
00:00:38,271 --> 00:00:42,117
<font color=#FF8000>زندانیها برای تعریف ازش
سر راهش سبز میشدن</font>

15
00:00:42,142 --> 00:00:45,114
<font color=#FF8000>... چه میخواست یا چه نمیخواست</font>

16
00:00:45,211 --> 00:00:48,215
<font color=#FF8000>با هر ملاقات این شوالیه ها</font>

17
00:00:48,248 --> 00:00:51,195
<font color=#FF8000>ابتکارشون بیشتر میشد
</font>ـ   درست همینجا، عزیزم

18
00:00:51,217 --> 00:00:54,030
<font color=#FF8000>با این حال، گبرییل
هنوز قانع نشده بود</font>

19
00:00:54,120 --> 00:00:59,035
<font color=#FF8000>در واقع، گبرییل داشت از این
توجه خاص وحشت زده میشد</font>

20
00:01:02,262 --> 00:01:04,105
<font color=#FF8000>تا اینکه یه روز، وقتی</font>

21
00:01:04,130 --> 00:01:07,170
فکر نمیکنم یه ملاقات
نکاهی تقاضای مسخره ایه

22
00:01:07,267 --> 00:01:10,979
با تمام احترام، اجازه بدین
بررسی کنیم ببینیم چی میشه

23
00:01:11,071 --> 00:01:12,209
فکر نمیکنم بتونم
اونهمه صبر کنم

24
00:01:12,238 --> 00:01:14,982
دارم سعی میکنم شوهرتون رو
از زندان بیارم بیرون

25
00:01:15,075 --> 00:01:18,056
میخواین همه چیزو متوقف کنم
تا بتونین برین اونجای مردک؟

26
00:01:18,078 --> 00:01:22,049
ببخشید! ما زن و شوهریم
عشقبازی کردن ما یه عهد الهی

27
00:01:23,249 --> 00:01:25,925
باشه، ببین، فقط 20
دقیقه وقت میخوایم

28
00:01:26,019 --> 00:01:27,089
گفتم نه

29
00:01:27,120 --> 00:01:30,124
نمیتونی به من بگی نه. تو برای من
کار میکنی. باید یه کاری بکنه که بشه

30
00:01:30,156 --> 00:01:32,136
شما نمیتونی منو
مجبور به کاری بکنی

31
00:01:32,158 --> 00:01:36,004
من خدمتکار شما نیستم
یا باغبونتون

32
00:01:37,230 --> 00:01:39,041
میتونم بخاطر اینکار
بازداشتتون کنم

33
00:01:39,132 --> 00:01:41,078
اوه، واقعا؟
بخاطر اینکار چطور؟

34
00:01:41,101 --> 00:01:43,982
ـ   اوه
ـ   هرزهء دیوونه

35
00:01:44,070 --> 00:01:47,279
هی! از خانم عذرخواهی کن

36
00:01:48,208 --> 00:01:50,017
اشتباه بزرگی میکنی، رفیق

37
00:01:50,043 --> 00:01:52,284
من با رئیس نگهبان اینجا گلف
بازی میکنم. میتونم تو رو

38
00:01:54,147 --> 00:01:56,118
شنیدی که چی گفت
عذرخواهی کن

39
00:01:56,216 --> 00:01:58,926
ببینین رفقا، من فقط دارم
سعی میکنم کارمو انجام بدم

40
00:01:59,018 --> 00:02:01,057
این همش تقصیر اونه. اگه
اون اینقدر شهوتی نبود

41
00:02:01,154 --> 00:02:04,033
باشه! باشه
.

42
00:02:06,059 --> 00:02:09,031
نگهبان

43
00:02:09,129 --> 00:02:12,235
<font color=#FF8000>در اون لحظه بود که
گبرییل متوجه شد</font>

44
00:02:12,265 --> 00:02:14,245
عذرخواهی کن! عذرخواهی کن

45
00:02:14,267 --> 00:02:18,013
<font color=#FF8000>... این بهترین تعریفی بود که
تا حالا از کسی گرفته بود</font>

46
00:02:18,104 --> 00:02:20,084
حالا

47
00:02:20,108 --> 00:02:50,108
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

48
00:03:04,250 --> 00:03:08,223
<font color=#FF8000>یه چیز بود که پدرهای ویستیریالن
همه شون دَرِش مشترک بودند</font>

49
00:03:08,321 --> 00:03:13,034
<font color=#FF8000>هر روز از سر کار پیش خونواده ای
که ترک کرده بودند برمیگشتند</font>

50
00:03:13,126 --> 00:03:18,269
<font color=#FF8000>... و در مورد لحظات با ارزشی که از
دست داده بودند احساس گناه نمیکردند</font>

51
00:03:20,333 --> 00:03:26,147
<font color=#FF8000>متاسفانه، اینو برای
مادرهای کارمند نمیشه گفت</font>

52
00:03:44,290 --> 00:03:48,136
سلام، عزیزم. تا اونجایی که تونستم
برای شام نگهشون داشتم. فقط

53
00:03:48,161 --> 00:03:49,199
... آم... زیادی دیر شد

54
00:03:49,295 --> 00:03:52,039
نمیتونستی بهشون قهوه بدی؟

55
00:03:52,131 --> 00:03:55,237
حس میکنم دارم به کل از
توی زندگیشون میرم کنار

56
00:03:55,268 --> 00:03:59,216
هی، تو بشین، بخور
و منم برات تعریف میکنم

57
00:03:59,238 --> 00:04:02,210
اوه، اونو نخوار. اون
خیلی وقته اونجاست

58
00:04:02,308 --> 00:04:07,248
اون مال خانم مالبری
این مال توئه

59
00:04:07,347 --> 00:04:11,124
ـ   عذرمیخوام. کی؟
ـ   اوه، خانم مالبری

60
00:04:11,150 --> 00:04:15,189
پارکر یه دوست خیالی داره
آم، یه پرستار بچه انگلیسی

61
00:04:15,221 --> 00:04:18,102
فکر میکنم توی اون جریان
مری پاپینز با خودش درگیره

62
00:04:18,191 --> 00:04:20,171
بخاطر همین با اون چتر خوابیده؟

63
00:04:20,193 --> 00:04:24,232
اون چتر رو با خودش همه جا میبره
براش جلیقهء ضد گلوله ست

64
00:04:24,263 --> 00:04:26,109
از کی شروع شده؟

65
00:04:26,199 --> 00:04:28,201
بگمونم، یه یک هفته ای میشه

66
00:04:28,234 --> 00:04:31,240
یعنی تو برات عجیب نبود که ظاهر
شدن این پرستاربچهء جدید پارکر

67
00:04:31,337 --> 00:04:33,183
... با سر کار رفتن من شروع شده؟

68
00:04:33,272 --> 00:04:36,116
بچه ها دوست خیالی دارن
مسئلهء بزرگی نیست

69
00:04:36,142 --> 00:04:40,113
اگه اون دوستاشون کانگروی پرنده
یا روبات باشه، باهات موافقم

70
00:04:40,113 --> 00:04:43,185
ـ   نه مامانهای بدلی
ـ   هی

71
00:04:43,216 --> 00:04:47,155
پارکر فقط یکم با قبول کردن
نبود تو مشکل داره، همین

72
00:04:47,253 --> 00:04:50,293
ظاهرا، خودتم داری
عزیزم، اینقدر حساس نباش

73
00:04:50,390 --> 00:04:52,301
امیدوارم حق با تو باشه

74
00:04:54,327 --> 00:05:01,176
اگه لازم نیست زیاد حساس باشم، چطوره
که تیکه ساندویچ خانم مالبری بزرگتره؟

75
00:05:07,206 --> 00:05:08,176
چی، همین؟

76
00:05:08,274 --> 00:05:11,155
خودت گفتی میخوای
همه چیز غیرجدی باشه

77
00:05:11,244 --> 00:05:15,192
آره، ولی این معنیش این نیست
که مثل خواهر برادر باشیم

78
00:05:15,214 --> 00:05:18,218
منظورم اینه که، تو برام خوراک گوشت
خریدی. منم باید اظهار قدردانی کنم

79
00:05:24,357 --> 00:05:27,133
ـ   چی شد؟
ـ   نمیتونم اینکارو بکنم

80
00:05:27,160 --> 00:05:31,031
این جریان غیرجدی... یه جوریه

81
00:05:31,130 --> 00:05:33,169
نه. نه، نیست

82
00:05:33,266 --> 00:05:37,214
فقط باید مثل اوایل که باهم
قرار میذاشتیم وانمود کنیم

83
00:05:37,236 --> 00:05:39,216
فقط گهگاهی
همیدگه رو می بینیم

84
00:05:39,238 --> 00:05:42,219
میدونی، تا وقتی این
جریان زک حل بشه

85
00:05:42,241 --> 00:05:45,315
آره، فقط یکم خودمونو
راحت میگیریم. بدون تعهد

86
00:05:45,411 --> 00:05:50,156
البته، بجزء اینکه هیچکدوممون حق
نداریم با شخص دیگه ای قرار بزاریم

87
00:05:50,316 --> 00:05:52,318
ببین، من

88
00:05:52,351 --> 00:05:57,200
میدونم درمورد زک چه حسی داری
و من تو رو سرزنش نمیکنم

89
00:05:57,290 --> 00:06:00,169
ولی الان دیگه
اونم قسمتی از منه

90
00:06:00,193 --> 00:06:04,141
چه بتونی قبول
کنی، یا چه نتونی

91
00:06:11,237 --> 00:06:12,341
به هرحال

92
00:06:18,211 --> 00:06:20,248
مایک، صبرکن

93
00:06:22,215 --> 00:06:24,254
قبول میکنم

94
00:06:24,350 --> 00:06:27,197
ـ   مطمئنی؟
ـ   زک پسر توئه

95
00:06:27,286 --> 00:06:30,267
و من جولی رو دارم
و تو کاملا قبولش کردی

96
00:06:30,289 --> 00:06:32,294
گذشته از اینکه، اون
خودش بچهء خیلی خوبیه

97
00:06:32,391 --> 00:06:35,372
ولی اون دیگه 15 سالشه
هر دقیقه ممکنه توو روی من در بیاد

98
00:06:35,394 --> 00:06:38,307
بهتر وقتی شرایط بد میشه تو
هم اونجا باشی به من کمک کنی

99
00:06:38,331 --> 00:06:41,210
حتما

100
00:06:46,372 --> 00:06:48,215
شب بخیر

101
00:06:48,241 --> 00:06:50,087
ـ   آه، سوزان؟ ـ   بله؟

102
00:06:50,176 --> 00:06:52,181
از نظر فنی

103
00:06:52,278 --> 00:06:55,282
... دیگه مجبور نیستیم
غیرجدی باشیم

104
00:06:56,249 --> 00:07:00,120
میتونم 20 ثانیه ای لخت بشم
وقت رسیدن تا خونه هم حسابه

105
00:07:00,219 --> 00:07:03,100
ـ   کارلوس، میشه آروم بشی؟
ـ   تو توی اجتماع زندان آشوب کردی

106
00:07:03,189 --> 00:07:06,093
آشوب نبود. بیشتر
یه داد و بیداد بود

107
00:07:06,192 --> 00:07:09,230
الان کی میخواد از من دفاع کنه؟
دویل جریان منو میشناخت، قاضی

108
00:07:09,262 --> 00:07:12,041
ـ   اون به من گفت هرزه
ـ   خب؟ مگه هرزه بازی در نیاوردی؟

109
00:07:12,131 --> 00:07:15,340
اون قبول نکرد یه
ملاقات نکاهی داشته باشم

110
00:07:16,402 --> 00:07:20,373
صبرکن. وکیل منو زدن کوبیدن
چون تو سکس میخواستی؟

111
00:07:20,373 --> 00:07:23,254
. نه فقط بخاطر من
بخاطر هردومون

112
00:07:23,342 --> 00:07:28,089
اگه هنوز متوجه نشدی، کارلوس
بدون که ازدواجمون روی یه پایه ست

113
00:07:28,180 --> 00:07:30,387
یه ملاقات نکاهی
چهار پایه ش میکنه؟

114
00:07:30,416 --> 00:07:34,059
ضرری که نداره. از وقتی اینجا اومدی
تنها کاری که میکنیم پرخاشگری

115
00:07:34,153 --> 00:07:36,258
بیرونم که بودم همش
همینکارو میکردیم

116
00:07:36,289 --> 00:07:39,227
وقتی هم که بحثمون تموم میشد
یه سکس عالی داشتیم

117
00:07:39,325 --> 00:07:42,169
حالا دعوا میکنیم، و هیچ
نتیجه ای هم بعدش نیست

118
00:07:42,194 --> 00:07:44,196
من و تو نیاز داریم باهم بخوابیم

119
00:07:46,265 --> 00:07:52,181
واسه من قضاوت نکن. تو رو
که بخاطر کمک به فقرا نگرفتن

120
00:07:52,204 --> 00:07:55,378
اگه چیزی داشته باشیم که به امیدش
جلو بریم میتونیم لذت میبریم

121
00:07:55,408 --> 00:07:59,356
باشه. وکیل لعنتی رو بگیر

122
00:08:01,113 --> 00:08:04,287
و سریع اینکارو بکن

123
00:08:09,221 --> 00:08:11,226
بگمونم این همون
بوس شب بخیر بود

124
00:08:11,324 --> 00:08:14,100
جورج، تو یه دوست
خیلی خاص هستی

125
00:08:14,126 --> 00:08:17,266
رکس هنوز چهار هفته نیست که
مرده. فکر میکنم بوسیدن لب

126
00:08:17,296 --> 00:08:21,301
ـ   بیشتر از چیزی که میخوای
ـ   دقیقا. امیدوارم ناراحت نشی

127
00:08:25,371 --> 00:08:28,250
اندرو! چیکار میکنی؟

128
00:08:28,274 --> 00:08:29,344
دارم آشغالهارو میبرم بیرون

129
00:08:29,375 --> 00:08:32,279
البته. آقای ویلیامز
رو بخاطر داری

130
00:08:32,378 --> 00:08:36,258
ـ   سلام. اندرو
ـ   جورج

131
00:08:37,383 --> 00:08:40,227
ـ   آه، خب، داره دیر میشه، پس
ـ   آره

132
00:08:40,252 --> 00:08:43,099
اگه خواستی بازم برای
شام بری بیرون خبرم کن

133
00:08:43,189 --> 00:08:45,294
یه رستوران جدید هست
که دوست دارم برم

134
00:08:45,324 --> 00:08:47,204
این اواخر زیاد
رستوران رفتیم

135
00:08:47,293 --> 00:08:50,274
چرا جمعه شب برای
شام نمیای پیش ما؟

136
00:08:50,296 --> 00:08:53,277
ـ   خوب نیست؟
ـ   خیلی دوست دارم

137
00:08:57,169 --> 00:08:59,149
پس، داری میری، یا نه؟

138
00:08:59,171 --> 00:09:01,173
حرفمون تموم نشده

139
00:09:01,173 --> 00:09:05,021
گفت داره دیر میشه. اگه منظورشو
نگرفتی، اون یه اشاره بود

140
00:09:05,111 --> 00:09:08,251
اندرو. اون یه اشاره نبود

141
00:09:08,381 --> 00:09:11,225
وقتی حاضر شدم میرم

142
00:09:13,252 --> 00:09:17,259
راستش، داره دیر میشه
ومنم خستمه، پس

143
00:09:17,356 --> 00:09:20,337
دیدی. شنیدی خانم چی گفت
حالا، به زن به چاک

144
00:09:20,359 --> 00:09:23,101
ـ   اندرو
ـ   اشکالی نداره

145
00:09:23,129 --> 00:09:26,338
اون واقعا خشن نیست. میدونه
من هیچوقت یه بچه رو نمیزنم

146
00:09:26,399 --> 00:09:29,107
اندرو

147
00:09:29,235 --> 00:09:31,237
جورج! اوه

148
00:09:31,270 --> 00:09:36,185
هردوتون، تمومش
کنین، همین حالا

149
00:09:36,208 --> 00:09:40,284
این یه عصر خیلی عالی بود
و حالا هردوتون خرابش کردین

150
00:09:40,379 --> 00:09:45,158
من تحمل اینجور
رفتارهارو ندارم. میفهمین؟

151
00:09:49,321 --> 00:09:51,164
خیلی خب

152
00:09:51,190 --> 00:09:55,161
جورج، جمعه برای
شام می بینیمت

153
00:09:55,161 --> 00:09:58,142
میخوام ماهی درست کنم

154
00:10:11,406 --> 00:10:15,186
هی، رفیق. هی
بیدار شو، خوابالو

155
00:10:15,277 --> 00:10:18,349
پارکر
سلام، رفیق

156
00:10:18,380 --> 00:10:22,328
هی! نظرت چیه من و تو
بریم شیرینی بخوریم، باشه

157
00:10:22,350 --> 00:10:25,263
قبل از اداره؟ آره؟

158
00:10:25,287 --> 00:10:27,326
بالا. بیا. بیا. بیا

159
00:10:27,422 --> 00:10:30,303
خیلی خب

160
00:10:30,392 --> 00:10:35,139
فکر میکنی چی
میخوای بخوری؟ ژله؟

161
00:10:35,230 --> 00:10:38,370
چون من میخوام یه
نون پنجره ای بخورم

162
00:10:38,400 --> 00:10:41,179
ـ   وایسا

163
00:10:41,269 --> 00:10:43,442
ـ   خانم مالبری رو یادت رفت
ـ   چی؟

164
00:10:43,471 --> 00:10:48,443
اوه، آم، خب، از
اونجایی که من اینجائم

165
00:10:48,476 --> 00:10:52,447
شاید اون بتونه چند ساعت
توی خونه استراحت کنه، باشه؟

166
00:10:52,480 --> 00:10:55,461
نه! بهش احتیاج دارم

167
00:10:55,483 --> 00:10:57,485
باشه

168
00:11:00,422 --> 00:11:03,460
سلام، خانم مالبری

169
00:11:04,359 --> 00:11:06,464
کمربند رو فراموش نکنی

170
00:11:08,330 --> 00:11:09,334
بریم

171
00:11:09,431 --> 00:11:11,140
صبرکن

172
00:11:11,233 --> 00:11:12,407
چترش رو فراموش کردی

173
00:11:12,500 --> 00:11:15,347
خب، پارکر، وقت نداریم

174
00:11:15,437 --> 00:11:17,246
نه

175
00:11:17,272 --> 00:11:19,377
اون لازمش داره

176
00:11:26,448 --> 00:11:28,191
سلام

177
00:11:28,283 --> 00:11:29,421
هی، تو هنوز اینجا
چیکار میکنی؟

178
00:11:29,451 --> 00:11:32,332
دارم دنبال چتر پارکر
میگردم. ندیدیش؟

179
00:11:32,420 --> 00:11:34,195
نه، متاسفم

180
00:11:34,222 --> 00:11:37,226
بهتره عجله کنی
چون دیر میرسی سر کار

181
00:11:37,259 --> 00:11:40,331
ممنون که گفتی

182
00:11:49,204 --> 00:11:51,309
نتونستم چتر خانم
مالبری رو پیدا کنم

183
00:11:51,339 --> 00:11:55,312
براش یه کلاه آفتاب گیر
آوردم. باشه؟ بریم

184
00:11:55,410 --> 00:11:58,220
ـ   توی حمومه
ـ   چی؟

185
00:11:58,246 --> 00:12:00,319
خانم مالبری گفت توی
حموم جاش گذاشته

186
00:12:00,415 --> 00:12:05,228
خب، چرا خانم مالبری
اون اطلاعات رو

187
00:12:05,253 --> 00:12:07,292
... قبل از اینکه تا توی اتاقت
بالا و پایین برم نداد، ها؟

188
00:12:07,389 --> 00:12:11,394
ـ   نمیخوای بیاریش؟
ـ   من اون چتر لعنتی رو نمیارم

189
00:12:15,230 --> 00:12:19,337
خیلی عذر میخوام، عزیزم
از دست تو عصبانی نیستم

190
00:12:19,401 --> 00:12:21,403
داری چیکار میکنی؟

191
00:12:23,438 --> 00:12:25,475
آه

192
00:12:28,243 --> 00:12:31,349
ما شیرینی نمیخوایم

193
00:12:42,290 --> 00:12:46,238
اندرو! با اون لباس از
خونه بیرون نمیری

194
00:12:46,261 --> 00:12:49,208
فقط دارم میرم چندتا از
بچه های باشگاه شنارو ببینم

195
00:12:49,230 --> 00:12:52,336
برام مهم نیست. اینو بپوش

196
00:12:53,268 --> 00:12:56,215
هر زمانی که از خونه میری بیرون
به نمایندگی از این خونواده میری

197
00:12:56,237 --> 00:12:58,276
حداقل کاری که میتونی بکنی
اینه که ما رو کوچیک نکنی

198
00:12:58,373 --> 00:13:00,344
یعنی با یه تیشرت
کوچیک میشین

199
00:13:00,442 --> 00:13:04,219
بله. خیلی هم زیاد

200
00:13:04,379 --> 00:13:07,260
امیدوارم برای فردا شب
برنامه ای نداشته باشی

201
00:13:07,349 --> 00:13:10,253
اگه فکر میکنی با دارو فروش
شام میخورم، عقلتو از دست دادی

202
00:13:10,352 --> 00:13:14,300
یکی از دلایلی که اونو دعوت
کردم اینه که تو بشناسیش

203
00:13:14,322 --> 00:13:16,259
خب، من نمیخوام بشناسمش

204
00:13:16,358 --> 00:13:21,432
عزیزم، این حسی که
تو داری کاملا طبیعی

205
00:13:21,463 --> 00:13:25,209
ولی جورج سعی نداره
جای پدرتو بگیره. اون

206
00:13:25,300 --> 00:13:26,404
خب، اون فقط یه دوست

207
00:13:26,434 --> 00:13:28,314
واقعا؟
فقط یه دوست؟

208
00:13:28,403 --> 00:13:31,475
پس، قصد نداری درآینده با
این یارو بیشتر جدی بگیری؟

209
00:13:31,506 --> 00:13:35,420
میدونی، هنوز به اندازه
کافی درموردش فکر نکردم

210
00:13:36,378 --> 00:13:39,350
شما خیلی تاfg,ئی. باعث تاسفه

211
00:13:39,447 --> 00:13:43,259
نگرانی که یه تیشرت این
خونواده رو کوچیک کنه؟

212
00:13:43,284 --> 00:13:46,265
صبرکن تا مردم قرار گذاشتنت
با احمق شهر رو ببینن

213
00:13:46,287 --> 00:13:49,134
... هنوز یه ماه از دفن شوهرت نگذشته

214
00:13:49,224 --> 00:13:51,365
فردا ساعت 7 شام
میخوریم. دیر نکنی

215
00:13:51,459 --> 00:13:54,235
متاسفم، ولی من برنامه دارم

216
00:13:54,262 --> 00:13:57,334
اندرو، تو توی باشگاه
شنا یه مسابقه نداری؟

217
00:13:57,365 --> 00:13:59,470
آره. خب؟

218
00:13:59,501 --> 00:14:02,482
نیازی نیست یه پول
ورودی گنده بدی؟

219
00:14:02,504 --> 00:14:06,384
همونی که خودت نمیتونی
از پرداختش بر بیای؟

220
00:14:08,410 --> 00:14:11,391
داری منو تهدید
میکنی برای شام بیام؟

221
00:14:11,413 --> 00:14:16,328
اوه، نمیدونی حاضرم برای
استراحت چقدر راه برم

222
00:14:19,454 --> 00:14:24,426
مایر! این مال توئه؟
توی حیاط خونهء من افتاده بود

223
00:14:24,459 --> 00:14:27,440
اوه، متاسفم. دارم توی پیدا کردن
زک به مایک کمک میکنم

224
00:14:27,462 --> 00:14:30,443
میدونی، میتونیم شبها با
خیال راحت استراحت کنیم

225
00:14:30,465 --> 00:14:32,445
آها. و زک رو بندازیم زندان؟

226
00:14:32,467 --> 00:14:36,213
فکر نمیکنم مایک با پسر
خودش همچین کاری بکنه

227
00:14:36,304 --> 00:14:39,242
ـ   تو میدونی؟
ـ   اینکه مایک پدر واقعی زک؟

228
00:14:39,340 --> 00:14:41,183
آره

229
00:14:42,277 --> 00:14:45,451
جولی به کارل گفته
کارل به من گفته. و منم

230
00:14:45,480 --> 00:14:48,461
... یه چندتا ایمیل فرستادم

231
00:14:49,217 --> 00:14:52,198
خب، ممنون که
اینطوری صلاح دیدی

232
00:14:52,220 --> 00:14:56,159
پسر، برای عاشق کردن مایک
دلفینو به خودت هرکاری میکنی

233
00:14:56,257 --> 00:14:59,238
وقتی تا این مرحله پیش رفتی
بعدش میخواد چه اتفاقی بیافته؟

234
00:14:59,260 --> 00:15:01,140
میخوای شبها موقع
خواب پتو روش بدی؟

235
00:15:01,229 --> 00:15:03,209
صبحها براش صبحانه
درست کنی؟

236
00:15:03,231 --> 00:15:06,474
مراقب باشی موقع رقص لامبادا
پاش توو سرت نخواره؟

237
00:15:06,501 --> 00:15:09,177
میدونی، ایدی
میتونی تمومش کنی؟

238
00:15:09,270 --> 00:15:11,409
حقیقت اینه که، احتمالا ممکنه
هیچوقت زک رو پیدا نکنیم

239
00:15:11,439 --> 00:15:15,219
ـ   این یه سوزن توی انبار کاه
ـ   اوه، آره

240
00:15:15,310 --> 00:15:19,281
تو هنوزم داری ادای دوست
دخترای جان فدا رو در میای

241
00:15:19,314 --> 00:15:24,286
... نیازهای اونو به خودت ترجیح میدی

242
00:15:24,319 --> 00:15:29,325
اوه، چرا تو اینقدر پتیاره ای

243
00:15:30,458 --> 00:15:35,339
نمیدونم چرا ما بجایی نمیرسیم

244
00:15:44,643 --> 00:15:46,682
<font color=#FF8000>یک دلیل بود که بخاطرش
دیوید برادلی</font>

245
00:15:46,761 --> 00:15:51,767
<font color=#FF8000>... موفق ترین وکیل در
تمام فیر ویو بود</font>

246
00:15:51,809 --> 00:15:54,553
<font color=#FF8000>استدلالهاش متقاعد کننده بودند</font>

247
00:15:54,645 --> 00:15:57,492
هیچکس نباید بدونه

248
00:15:57,581 --> 00:15:59,583
<font color=#FF8000>... رفتارش موثر بود</font>

249
00:15:59,616 --> 00:16:01,655
درش بیار. درش بیار

250
00:16:01,752 --> 00:16:04,531
<font color=#FF8000>... و میل به برنده شدن
در پژوهش داشت</font>

251
00:16:04,621 --> 00:16:07,625
یالا. خواهش میکنم

252
00:16:09,793 --> 00:16:14,765
<font color=#FF8000>و وقتی به پرونده های
چالش انگیرتر میرسید</font>

253
00:16:14,765 --> 00:16:18,713
<font color=#FF8000>میدونست به نفعشه که
بهتره اول مخالفت کنه</font>

254
00:16:18,735 --> 00:16:21,548
من پرونده تون رو
قبول نمیکنم

255
00:16:21,638 --> 00:16:23,484
ـ   چی؟

256
00:16:23,574 --> 00:16:25,554
ـ   بله؟. ـ   ببخشید مزاحم شدم

257
00:16:25,576 --> 00:16:28,457
شام کنسل شده. میخواین
رزروتون رو لغو کنم؟

258
00:16:28,545 --> 00:16:31,549
نه، خودم که میخوام بخورم
عذر میخوام. کجا بودیم؟

259
00:16:31,582 --> 00:16:33,553
شما داشتین منو رد میکردین
و به محض اینکه فهمیدین

260
00:16:33,650 --> 00:16:38,622
... قراره یه تن پول بریم جلوی پاتون
که اینکارو هم میکنم

261
00:16:39,790 --> 00:16:43,661
خانم سولیس، برای من
پول دیگه اهمیتی نداره

262
00:16:43,760 --> 00:16:46,604
اگه درمورد یک موکل
احساس شهوانی نکنم

263
00:16:46,630 --> 00:16:48,510
... بازیمو وارد دادگاه نمیکنم

264
00:16:48,599 --> 00:16:51,546
که نجات شوهرتون
همون بازی رو میطلبه

265
00:16:51,568 --> 00:16:54,472
درمورد اون همجنس باز
کوبیدن؟ اون بیگناهه

266
00:16:54,571 --> 00:16:56,608
اون از کوره در رفته، توی
دادگاه به یه مرد حمله کرده

267
00:16:56,640 --> 00:16:58,520
اون قضیه سر حسادت بود

268
00:16:58,609 --> 00:17:01,590
حداقل مردی که شوهرم سعی داشت توی
دادگاه بکشه یخورده هم همجنس باز نیست

269
00:17:01,612 --> 00:17:03,592
به من اعتماد کنین

270
00:17:04,681 --> 00:17:07,753
پرونده تون میگه شما
خواهان ملاقات نکاهی هستین

271
00:17:07,784 --> 00:17:10,560
سعی میکنین ازدواج کهنه
رو زنده نگهدارین، ها؟

272
00:17:10,587 --> 00:17:14,558
چرا همه با این قضیه که میخوام با
شوهرم سکس داشته باشم مشکل دارن؟

273
00:17:14,591 --> 00:17:15,629
میتونم رو راست باشم؟

274
00:17:15,726 --> 00:17:19,572
فقط اگه با اون چیزی
که من میخوام تموم بشه

275
00:17:19,596 --> 00:17:21,769
ـ   ازدواج شما محکوم به فناست
ـ   ببخشید؟

276
00:17:21,798 --> 00:17:23,778
من خیلی وقت اینکاره ام

277
00:17:23,800 --> 00:17:28,649
میدونم حبس بودن با یه رابطه میتونه چیکارا
بکنه. ازدواج خودش به اندازه کافی کافیه

278
00:17:28,739 --> 00:17:31,677
ولی وقتی توی یه جایی که دیواراش سیمانی و
نگهبانهای مسلح داره، میله های آهنی داره

279
00:17:31,775 --> 00:17:37,557
خودش خیلی سریع به انحطاط میافته

280
00:17:37,648 --> 00:17:40,492
ـ   ... حتی با وجود ملاقات نکاحی
ـ   ولی من

281
00:17:40,517 --> 00:17:44,556
گوش کنین، نظر منو میخواین؟
بزار و برو

282
00:17:45,689 --> 00:17:47,569
شما جوان هستی

283
00:17:47,658 --> 00:17:50,639
هی، یه اشتباه میکنی
برات تجربه میشه

284
00:17:50,661 --> 00:17:53,642
شاید دفعه بعد در
ازدواج انتخاب بهتری بکنی

285
00:17:53,664 --> 00:17:57,578
حالا، اگه منو ببخشین
من یه رزرو شام دارم

286
00:17:58,502 --> 00:18:02,473
رزرو
تنهایی میخوری، یادت رفته؟

287
00:18:02,506 --> 00:18:05,487
و یه حسی دارم که میگه
اولین بارت هم نیست

288
00:18:11,715 --> 00:18:14,525
ببخشید که نتونستم زودتر بیام

289
00:18:14,551 --> 00:18:18,522
فراموش کردم که شوهرم باید بچه
کوچیکه مون رو ببره پزشک اطفال

290
00:18:18,555 --> 00:18:20,594
اشکالی نداره، خانم اسکاوو

291
00:18:20,691 --> 00:18:23,638
پارکر چیکار کرده؟

292
00:18:23,660 --> 00:18:27,608
شما اطلاع داشتین که پسرتون
یه دوست خیالی داره؟

293
00:18:27,631 --> 00:18:31,536
ـ   آه، خانم مالبری؟
ـ   بله. باهم آشنا شدیم

294
00:18:31,635 --> 00:18:34,573
خب، آم، دیروز، پارکر خواسته

295
00:18:34,671 --> 00:18:38,517
زنگ نقاشی خانم مالبری
هم یه سه پایه نقاشی بگیره

296
00:18:38,542 --> 00:18:40,715
که موردی نبود، ولی
امروز یه میز خواسته

297
00:18:40,744 --> 00:18:44,521
و متاسفانه، ما
میز اضافی نداریم

298
00:18:46,516 --> 00:18:49,588
ـ   باید خیلی زشت بوده باشه
ـ   بوده

299
00:18:49,620 --> 00:18:54,469
پتی... به شدت
با این کتک خورده

300
00:18:54,558 --> 00:18:57,598
خیلی عذر میخوام

301
00:18:57,694 --> 00:19:00,675
خانم اسکاوو

302
00:19:00,697 --> 00:19:03,769
این اواخر توی خونواده تون
مرگ ومیر نداشتین؟

303
00:19:03,800 --> 00:19:05,711
نه. نه، چرا؟

304
00:19:05,736 --> 00:19:09,448
دوستهای خیالی اغلب از یه
مکانیسم برای کنار اومدن

305
00:19:09,539 --> 00:19:11,610
ـ   برای فقدان چیزی بوجود میان

306
00:19:16,680 --> 00:19:20,528
دقیقا. یه جلوه آشکار
از ناراحتیهای عمقی

307
00:19:20,617 --> 00:19:22,597
نظری ندارین که
بتونه در اینمورد

308
00:19:22,619 --> 00:19:26,658
... یکم به ما کمک کنه؟

309
00:19:30,527 --> 00:19:31,665
خانم اسکاوو؟

310
00:19:41,538 --> 00:19:43,711
ممنون

311
00:19:49,646 --> 00:19:51,717
پل دروازه طلایی

312
00:19:51,748 --> 00:19:54,492
جای فوق العاده ای برای عکس
گرفتن از غروب خورشیده

313
00:19:54,584 --> 00:19:56,621
واسه همین برای عکس
گرفتن رفتم کنار پل ایستادم

314
00:19:56,653 --> 00:19:59,634
تنها چیزی که بعدش
فهمیدم، پلیس رسید

315
00:19:59,656 --> 00:20:01,695
مردم از موبایلشون
زنگ میزدن 911

316
00:20:01,792 --> 00:20:05,569
فکر کردند میخوام
خودکشی کنم

317
00:20:10,767 --> 00:20:14,615
باورم نمیشه چطوری اون دوتا
اینقدر خوب باهم کنار اومدن

318
00:20:14,705 --> 00:20:16,548
آره. عجیبه

319
00:20:16,573 --> 00:20:20,544
اندرو مودب و خوبه

320
00:20:20,577 --> 00:20:22,616
حتی به لطیفه های جورج میخنده

321
00:20:22,713 --> 00:20:25,694
بخاطر همینه که عجیبه. چون
لطیفه های جورج بامزه نیست

322
00:20:25,716 --> 00:20:30,497
آه! جورج، میتونم
ازت یه سوالی بپرسم؟

323
00:20:30,587 --> 00:20:33,534
ـ   آه، یجورایی شخصی
ـ   حتما

324
00:20:33,557 --> 00:20:36,538
تا حالا واقعا با
یه زن بودی؟

325
00:20:36,560 --> 00:20:39,600
ببخشید؟

326
00:20:39,696 --> 00:20:41,576
خب، بیا رو راست باشیم

327
00:20:41,665 --> 00:20:45,613
از طرز رفتارت معلومه
که بازیکن نیستین

328
00:20:45,635 --> 00:20:48,573
واسه همین کنجکاو بودم بدونم
اصلا تا حالا توو بازی بودی یا نه

329
00:20:48,672 --> 00:20:52,418
تجربهء من با زنها
به تو مربوط نمیشه

330
00:20:52,509 --> 00:20:54,582
اوه، فکر میکنم، میشه. منظورم اینه
که، تو داری با مامانم قرار میزاری

331
00:20:54,678 --> 00:20:56,658
و هردومون میدونیم
که، در سن شما،

332
00:20:56,680 --> 00:20:59,684
قرار گذاشتن یکم بیشتر
از دست هم رو گرفتنه

333
00:21:00,650 --> 00:21:03,690
ـ   ما دقیقا... قرار نمیزاریم
ـ   اوه، صد در صد میزاری

334
00:21:03,787 --> 00:21:07,701
میدونی چیه؟ بنظر من عالیه. ولی
میخوام مطمئن بشم که مامانم خوشحاله

335
00:21:07,724 --> 00:21:09,695
و اینکه بدونم اون با
مردی که میدونه چطوری

336
00:21:09,793 --> 00:21:12,637
... یک خانم رو راضی کنه
واقعا خیالمو راحت میکنه

337
00:21:12,662 --> 00:21:14,642
این بیمورد و نابجاست

338
00:21:14,664 --> 00:21:18,671
میدونی، والدینم یه زندگی
همبستری عالی داشتن

339
00:21:18,769 --> 00:21:21,750
آره، یه بار از دیوار
اتاقم صداشونو شنیدم

340
00:21:21,772 --> 00:21:24,448
لطفا خفه شو

341
00:21:24,541 --> 00:21:27,784
شما هم باید صدای مامانمو شنیده
باشی. اون یه نالهء... عجیب داره

342
00:21:27,811 --> 00:21:32,421
یجورایی شبیه این
بود، آم... اومممم

343
00:21:32,516 --> 00:21:34,553
آه

344
00:21:34,584 --> 00:21:40,557
عجیب نیست؟ اون صدایی که وقتی
مامانم به اوج خودش میرسه در میاره

345
00:21:41,725 --> 00:21:47,439
خیلی خب، وقت دسر
ببخشید، یکی از بشقابها فرق داره

346
00:21:47,531 --> 00:21:49,570
سعی کردم عوضش کنم، ولی
این از مارک اسپود فلورانس

347
00:21:49,666 --> 00:21:52,547
یه نقش کمیاب
مال مادربزرگم بوده

348
00:21:52,636 --> 00:21:55,708
امیدوارم بمحض اینکه دسر
رو چشیدی فراموشش کنی

349
00:21:55,739 --> 00:21:58,620
ـ   گرسنه نیستم
ـ   باید اینو بخوری

350
00:21:58,708 --> 00:22:02,588
واقعا دلپذیره

351
00:22:09,586 --> 00:22:12,499
خودشه

352
00:22:12,522 --> 00:22:14,593
ـ   برو توی اتاقت
ـ   جورج

353
00:22:14,624 --> 00:22:18,572
شنیدی چی گفتم. برو توی اتاقت

354
00:22:18,595 --> 00:22:22,566
آقای ویلیامز، چی شده؟
من حرف بدی زدم؟

355
00:22:22,566 --> 00:22:25,570
بیری، لطفا پشت منو بگیر

356
00:22:25,802 --> 00:22:29,548
ـ   خب، اون چی گفته؟
ـ   نمیتونم بگم. خیلی زشته

357
00:22:29,639 --> 00:22:31,516
ولی گفته

358
00:22:31,775 --> 00:22:34,417
میخوای پشت
منو بگیری یا نه؟

359
00:22:34,511 --> 00:22:35,751
نمیتونم اجازه بدم به
بچهء من زور بگی

360
00:22:35,779 --> 00:22:38,783
اگه حتی نمیتونی
بگی اون چی گفته

361
00:22:43,720 --> 00:22:47,600
جورج؟ جورج

362
00:23:03,903 --> 00:23:05,849
خانم سولیس، دیوید برادلی هستم

363
00:23:05,871 --> 00:23:08,581
درمورد اون ملاقتمون
حس واقعا بدی دارم

364
00:23:08,674 --> 00:23:10,713
واسه همین، بخاطر جبرانش
میخوام در حقتون یه لطفی بکنم

365
00:23:10,810 --> 00:23:14,781
هرچی بیشتر فکر میکنم، بیشتر متقاعد میشم
که ازدواج شما یک ریل قطار شکسته ست

366
00:23:14,814 --> 00:23:17,658
از نوع پیچ و تاب دار
میدونی، با تلفات زیاد

367
00:23:17,683 --> 00:23:21,859
به هرحال، اسم یه وکیل طلاق
عالی براتون میزارم، کایر

368
00:23:25,791 --> 00:23:28,772
شما مشکل اعصاب داری که
اون پیام رو روی تلفنم گذاشتی

369
00:23:28,794 --> 00:23:31,573
پس فهمیدین که نامناسبه

370
00:23:31,664 --> 00:23:33,544
بهت میگم که چی نامناسبه

371
00:23:33,632 --> 00:23:36,513
داری درمورد ازدواج من
پاتو از گلیمت دراز تر میکنی

372
00:23:36,602 --> 00:23:38,539
ـ   نوشیدنی میخواین؟
ـ   نه

373
00:23:38,671 --> 00:23:41,643
میخوام وقتی دارم مردم رو توبیخ
میکنم. حواسم سر جاش باشه

374
00:23:41,741 --> 00:23:45,680
چی باعث شده فکر کنی درمورد
ازدواج من همه چیزو میدونی؟

375
00:23:45,778 --> 00:23:48,725
پرونده شوهرتون که به کنار
شما،

376
00:23:48,748 --> 00:23:50,594
به غرایزم استناد میکنم

377
00:23:50,683 --> 00:23:53,596
همون غرایزی که از توی
چاه فاضلاب درآوردی؟

378
00:23:53,619 --> 00:23:54,859
شما ممتاز هستین

379
00:23:54,887 --> 00:23:57,768
شما ناز پرورده این
شما روو به فسادین

380
00:23:57,857 --> 00:24:01,737
وقتی چیزی رو میخوای دیگه میخواین
شما برانگیختگی جنسی رو میخواین

381
00:24:01,761 --> 00:24:05,768
یه ملاقات خیلی سریع بعد از هر 5 ماه
توی اتاق زندان اون آتیشو خاموش نمیکنه

382
00:24:05,865 --> 00:24:08,746
با تمام احترامی که براتون قایلم
خودم برای خودم تصمیم میگیرم

383
00:24:08,834 --> 00:24:10,814
چه آتیشی احتیاج به خاموش
شدن داره و چه موقع

384
00:24:10,836 --> 00:24:16,516
خانم سولیس، شما یه زن
زیبا... پسندیده هستین

385
00:24:16,609 --> 00:24:19,783
حالا، شوهرتون یه سبک مغز
فاسد، جنایتکار تند خوئه

386
00:24:19,812 --> 00:24:22,793
شما میتونی خیلی... بهتر
از اینا دست به کار بشین

387
00:24:22,815 --> 00:24:27,630
ـ   داری منو اغوا میکنی؟
ـ   اگه بکنم چی میگین؟

388
00:24:27,720 --> 00:24:29,791
میگم، ، من حامله ام

389
00:24:37,630 --> 00:24:39,610
پس میبینم که گیر افتادین

390
00:24:39,632 --> 00:24:43,739
آقای برادلی، من گیر نیافتادم. باورتون
بشه یا نشه، شوهرمو دوست دارم

391
00:24:44,804 --> 00:24:49,517
ساعتی 700 دلار میگیرم
بعلاوه پول کپی برگه ها

392
00:24:49,608 --> 00:24:52,680
من به شما 600 تا پرداخت میکنم
تا فردا ظهر هم یه ملاقات نکاهی میخوام

393
00:24:52,711 --> 00:24:54,748
پر توقع نیستین

394
00:24:54,780 --> 00:24:59,889
همونطور که گفتین
چیزی رو میخوام دیگه میخوام

395
00:25:02,655 --> 00:25:07,661
با زنی که توی خدمات اجتماعی صحبت کردم
گفت بیشتر بچه های فراری میان اینجا

396
00:25:08,661 --> 00:25:09,539
چیه؟

397
00:25:09,628 --> 00:25:12,609
فقط خوشحالم که روزم
رو با تو سپری میکنم

398
00:25:12,631 --> 00:25:15,805
توی کانون و
ایستگاه اتوبوسها؟

399
00:25:16,802 --> 00:25:19,681
میخوام برم ببینم اون
بچه ها زک رو دیدن یا نه

400
00:25:19,705 --> 00:25:21,585
اگه از هم جدا بشیم
بیشتر میتونیم برگردیم

401
00:25:21,674 --> 00:25:23,676
باشه

402
00:25:29,748 --> 00:25:31,853
ممنون

403
00:25:35,654 --> 00:25:38,760
شما این پسر رو ندیدی؟

404
00:25:38,791 --> 00:25:40,671
بچه؟ء گمشده. ندیدین؟

405
00:25:40,759 --> 00:25:44,764
یه بار، دو بار

406
00:25:47,900 --> 00:25:51,871
اوه، اشکالی نداره
اینارو نگه دارین؟

407
00:25:51,871 --> 00:25:55,717
و وقتی مردم بستنی
میخرن بهشون بدین؟

408
00:25:56,876 --> 00:26:00,915
ـ   چیه؟. . ـ   اوه
اون نیست؟ اونجا؟

409
00:26:03,883 --> 00:26:06,559
زک؟ زک

410
00:26:06,652 --> 00:26:09,758
اوه، نه، نه، نه

411
00:26:09,788 --> 00:26:12,701
نرو، نرو، زک، نرو

412
00:26:12,725 --> 00:26:15,799
زک، فرار نکن! صبرکن

413
00:26:15,895 --> 00:26:18,876
فقط... میشه برگردی اینجا؟

414
00:26:18,898 --> 00:26:22,746
بالا، فقط بیا
باهم صحبت کنیم

415
00:26:22,835 --> 00:26:25,579
لعنتی، زک

416
00:26:25,671 --> 00:26:26,775
دیگه کافیه

417
00:26:35,681 --> 00:26:38,653
ـ   اینجا هیچکس زک رو ندیده

418
00:26:38,751 --> 00:26:42,893
ولی اونظرف یه خونه هست
که میخوام برم ببینم... اون

419
00:26:43,856 --> 00:26:45,631
حالت خوبه؟

420
00:26:49,628 --> 00:26:51,801
برات بستنی گرفتم

421
00:26:51,897 --> 00:26:52,775
گرفتی؟

422
00:26:52,865 --> 00:26:55,869
ولی بعدش گرسنه م شد

423
00:26:58,671 --> 00:27:01,777
بستنی رو پرت کردم
طرقشو فرار کردم

424
00:27:04,843 --> 00:27:08,657
ـ   یکی یه چیزی بگه. /ـ   خدارو شکر
که جلوی پات دست انداز نبوده

425
00:27:08,747 --> 00:27:11,728
من توو فکر اینم که
مایک پدر واقعی زک

426
00:27:13,752 --> 00:27:16,758
باید به مایک میگفتم که زک رو
دیدم. من آدم وحشتناکی ام، درسته؟

427
00:27:16,855 --> 00:27:19,802
اوه، سوزان، بیخیال
اون به فیلیسیا حمله کرده

428
00:27:19,825 --> 00:27:23,571
آشپزخونهء تو رو منفجر کرده
ظاهرا سعی کرده مایک رو هم بکشه

429
00:27:23,662 --> 00:27:26,666
فکر کنم میتونیم قبول کنیم
که این بچه عجیب غریبه

430
00:27:30,769 --> 00:27:33,750
تو چی فکر میکنی، بیری؟

431
00:27:33,772 --> 00:27:36,616
خب، من فکر میکنم، با
تمام اون اتفاقی که افتاده

432
00:27:36,642 --> 00:27:40,818
آم، کاملا حق داری
که از زک بترسی

433
00:27:41,647 --> 00:27:43,752
ولی؟

434
00:27:44,750 --> 00:27:46,789
ولی زک پسر مری آلیس

435
00:27:46,885 --> 00:27:49,729
اون توی حیاظهامون
بازی کرده و بزرگ شده

436
00:27:49,755 --> 00:27:51,757
اگه اون شانسی برای
زنده موندن داشته باشه

437
00:27:51,757 --> 00:27:55,637
بنظر من بهتره که اینجا
باشه تا توی خیابونها

438
00:28:06,084 --> 00:28:10,032
نمیتونم تصور کنم که برگشتن من
به کار باعث غمگینی پارکر باشه

439
00:28:10,071 --> 00:28:11,951
ببین، اون حالش خوب میشه

440
00:28:12,040 --> 00:28:16,182
اون فقط باید به عشق
همیشگی بابایی عادت کنه

441
00:28:16,210 --> 00:28:19,089
شوخی کردم. شوخی کردم

442
00:28:19,113 --> 00:28:21,857
ببین، بچه ها متغیر اند
با این مسئله کنار میاد

443
00:28:21,941 --> 00:28:23,921
تام، اون با چتر
معلمش رو زده

444
00:28:23,952 --> 00:28:25,932
هل داده. اونو هل داده

445
00:28:25,954 --> 00:28:28,835
نمیدونم. شاید من
نباید برم سر کار؟

446
00:28:28,923 --> 00:28:31,995
به نفع بچه هاست که
والدیلشون خونه نشین باشن

447
00:28:32,026 --> 00:28:34,065
اگرچه خریدن غذا ممکنه
به یه معضل تبدیل بشه

448
00:28:34,162 --> 00:28:38,008
شاید بتونم برنامه کاریمو تغییر بدم
سعی کنم مقداریشو توی خونه انجام بدم

449
00:28:38,032 --> 00:28:41,912
ـ   نینا باهاش موافق میکنه؟
ـ   نه

450
00:28:42,036 --> 00:28:45,950
نه. نه، نه، نه

451
00:28:45,974 --> 00:28:49,083
اگه تو هم چندتا نظر
بدی میتونه خوب باشه

452
00:28:49,177 --> 00:28:51,987
ـ   بغل کردن چطوره؟
ـ   بغل کردن؟

453
00:28:52,013 --> 00:28:54,860
توی یکی از اون مجله ها
خوندم که بچه ها باید

454
00:28:54,949 --> 00:28:59,125
در روز01بار بغل بشن. اینطوری بیشتر احساس
امنیت میکنن. من میگم روی بغل کردن کار کن

455
00:28:59,153 --> 00:29:01,133
و این همه چیزو حل
میکنه؟ بغل کردن؟

456
00:29:01,155 --> 00:29:02,898
آره

457
00:29:02,991 --> 00:29:04,971
بیا اینجا

458
00:29:06,094 --> 00:29:08,973
بیا اینجا

459
00:29:09,097 --> 00:29:11,099
سلام

460
00:29:11,933 --> 00:29:14,106
سلام

461
00:29:15,069 --> 00:29:20,018
ـ   کارسازه، مگه نه؟
ـ   خفه شو

462
00:29:28,116 --> 00:29:31,097
سلام، رفیق، سرت شلوغه؟

463
00:29:31,119 --> 00:29:34,000
بله. خانم مالبری
داره برام کتاب میخونه

464
00:29:34,088 --> 00:29:39,936
خب، چه خوب. ولی الان وقت خوابه
پس مجبورم بخوابونمت. باشه

465
00:29:40,194 --> 00:29:42,140
نه

466
00:29:49,137 --> 00:29:53,918
میدونم از وقتی که من رفتم سر کار
بعضی چیزا برای تو سخت شده

467
00:29:54,008 --> 00:29:56,989
ولی همینقدر که برای تو سخته
دور بودن از تو برای منم سخته

468
00:29:57,011 --> 00:30:02,154
و فقط باید یادت باشه که
حتی وقتی کنارت نیستم

469
00:30:02,183 --> 00:30:04,927
... عشقم نسبت به تو واقعی

470
00:30:05,019 --> 00:30:10,162
ممکنه قادر به دیدنش نباشی
ولی مثل خانم مالبری تخیلی نیست

471
00:30:10,191 --> 00:30:13,035
واقعی

472
00:30:14,929 --> 00:30:15,899
باشه، عزیزم؟

473
00:30:15,997 --> 00:30:20,869
خانم مالبری واقعی
و گفت شما یه دروغگوئین

474
00:30:20,968 --> 00:30:23,141
پارکر

475
00:30:28,142 --> 00:30:31,055
ـ   پارکر
ـ   داریم میخونیم

476
00:30:42,023 --> 00:30:46,096
من... متوجه نمیشم. چرا
دیگه نمیتونیم همدگیه رو ببینیم؟

477
00:30:46,127 --> 00:30:49,031
چون از وقتی که فهمیدم
اندرو به تو چی گفته

478
00:30:49,130 --> 00:30:51,906
... دارم خودکاوی میکنم

479
00:30:51,933 --> 00:30:54,973
میفهمم که تمام اون اتفاقاتی
که افتاده کاملا تقصیر منه

480
00:30:55,069 --> 00:30:57,950
ـ   اوه، نه. این مسخره ست
ـ   نه، نیست.

481
00:30:58,039 --> 00:31:01,145
تمام حرفایی که اندرو
میگه و طرز رفتارهاش

482
00:31:01,175 --> 00:31:03,885
... مرتبط با مرگ پدرشه

483
00:31:03,978 --> 00:31:05,824
واضحه که باید وقت
بیشتری رو صرف

484
00:31:05,913 --> 00:31:08,018
... تمرکز روی اون و نیازهاش کنم

485
00:31:08,049 --> 00:31:13,058
میدونی، حق با توئه
لازمه که روی اندرو تمرکز کنی

486
00:31:13,154 --> 00:31:16,900
ممنون، جورج
برای اینقدر با فهم بودن

487
00:31:16,991 --> 00:31:18,993
خواهش میکنم

488
00:31:21,963 --> 00:31:24,104
پس، تا حالا به
مشاوره فکر کردی؟

489
00:31:24,198 --> 00:31:28,146
اونجایی که فرستاده بودیش
همون اردوگاه اصلاح تربیتی؟

490
00:31:28,169 --> 00:31:31,107
ـ   اونجا مشاوره کرده؟
ـ   فقط بخاطر این فرستادمش اونجا

491
00:31:31,205 --> 00:31:35,884
چون در اون زمان طرز رفتار
اون خیلی خارج از مرز بود

492
00:31:35,977 --> 00:31:38,949
تو... فکر نمیکنی حرفی که
به من گفت خارج از مرز بود؟

493
00:31:39,046 --> 00:31:42,994
فقط فکر میکنم اگه زمان بیشتری رو
باهاش سپری کنم، واقعا کمک میکنه

494
00:31:43,050 --> 00:31:46,056
چرا هردوتاشو نکنی؟ بزار یه چند
ماه با چندتا آدم حرفه ای باشه

495
00:31:46,154 --> 00:31:49,900
ـ   و بعدش برش گردون خونه
ـ   چیزی که به تو گفت واقعاگستاخانه بود

496
00:31:49,991 --> 00:31:53,962
ولی اون اردوگاه، افراطی
و، منظورم اینه که

497
00:31:53,995 --> 00:31:59,138
مگر اینکه حس کنم اندرو واقعا داره
از کنترل خارج میشه، اونوقت

498
00:32:00,134 --> 00:32:04,014
خب، بیا امیدوار باشیم
کار به اونجاها نکشه

499
00:32:05,006 --> 00:32:09,148
میدونی، با وجود تمام اتفاقاتی که
افتاد، من واقعا از اندرو خوشم میاد

500
00:32:09,177 --> 00:32:12,124
ـ   اوه، جورج، واقعا؟
ـ   آره

501
00:32:12,146 --> 00:32:17,027
حقیقت اینه که... اون
منو یاد خودم میندازه

502
00:32:19,020 --> 00:32:21,059
قانون نکاحی 45 دقیقه
بهتون وقت میده

503
00:32:21,155 --> 00:32:24,901
هر 15 دقیقه زنگ میزنیم تا
مطمئن بشیم اینجائین. فهمیدین؟

504
00:32:24,992 --> 00:32:28,032
بله، فهمیدیم. آه، برای جواب دادن به
تلفن عشق بازیمونو متوقف میکنیم

505
00:32:28,129 --> 00:32:30,973
... وگرنه اون روی سگ شما بالا میاد
باشه.

506
00:32:30,998 --> 00:32:35,140
من حاضرم هر وقت
تو... ظاهرا حاضری

507
00:32:45,947 --> 00:32:48,987
کارلوس، یعنی میشه؟

508
00:32:49,083 --> 00:32:53,896
شده. میخوای دوباره
تکرار کنیم؟

509
00:32:54,155 --> 00:32:56,899
نه، دارم خودمونو میگم

510
00:32:56,991 --> 00:33:00,962
رابطه مون. ازدواجمون

511
00:33:00,995 --> 00:33:03,908
کارلوس، تو قراره پدر بشی

512
00:33:03,931 --> 00:33:06,070
وقتی از اینجا بیای بیرون
باید یه شغل دست و پا کنی

513
00:33:06,100 --> 00:33:10,071
و یه زندگی شرافتمندانه برای
من و بچه مون درست کنی

514
00:33:10,071 --> 00:33:12,142
عزیزم، من درسامو یاد گرفتم

515
00:33:12,173 --> 00:33:15,919
باشه، وقتی از اینجا بیام بیرون
همه چیز عوض میشه

516
00:33:16,010 --> 00:33:18,991
با یه زندگی جدید و یه خونواده
عالی از اول شروع میکنیم

517
00:33:19,013 --> 00:33:23,189
و هیچ چیز جلودارش نیست

518
00:33:29,023 --> 00:33:31,094
هی، نگفتی،

519
00:33:31,125 --> 00:33:34,197
وکیل جدید چطوره؟
ازش خوشت میاد؟

520
00:33:40,968 --> 00:33:42,038
بله

521
00:33:42,069 --> 00:33:46,040
آره، هنوز همینجام

522
00:33:48,009 --> 00:33:49,989
خیلی خب. گفتگو کافیه

523
00:33:50,011 --> 00:33:55,017
فقط از 30 دقیقه استفاده کردیم
میخوام ازش استفادهء کامل بکنم

524
00:34:09,096 --> 00:34:11,167
باشه، خواهش میکنم فرار نکن

525
00:34:11,198 --> 00:34:14,079
ـ   نمیتونم. پام زخمی شده
ـ   چطوری؟

526
00:34:14,168 --> 00:34:18,173
موقعی که داشتم از شما
فرار میکردم افتادم

527
00:34:19,941 --> 00:34:22,945
ـ   چی میخواین؟
ـ   میخوام باهات صحبت کنم

528
00:34:22,977 --> 00:34:25,858
ـ   چرا؟
ـ   چون خیلی چیزا دارم که باید بگم

529
00:34:25,947 --> 00:34:28,928
میتونی فقط گوش بدی
برات غذا میخرم

530
00:34:28,950 --> 00:34:31,897
آخرین باری که غذا
خوردی کی بوده؟

531
00:34:38,059 --> 00:34:40,940
بابام زنده ست؟
اون کجاست؟

532
00:34:41,028 --> 00:34:43,099
نمیدونم. غیبش زده

533
00:34:43,130 --> 00:34:46,043
ولی مایک اونو نکشته. اون زنده ست
شما قسم خوردین

534
00:34:46,067 --> 00:34:48,846
ـ   قسم میخورم
ـ   شاید توی یوتاه باشه

535
00:34:48,936 --> 00:34:52,975
میدونم که قبل از من
اونجا زندگی میکرده

536
00:34:53,007 --> 00:34:57,046
فقط... فقط برای پیدا
کردنش یکم پول لازم دارم

537
00:34:57,078 --> 00:35:00,892
زک، میدونی نظر من چیه؟
فکرمیکنم باید با من برگردی

538
00:35:00,982 --> 00:35:03,019
ـ   چرا؟ ـ   هنوزآدمایی
هستند که توی خونه منتظرتند

539
00:35:03,050 --> 00:35:06,898
و به تو اهمیت میدن
و چیزایی هست که لازمه بدونی

540
00:35:06,988 --> 00:35:08,968
مثل چی؟

541
00:35:09,924 --> 00:35:11,064
خب، نمیتونم بهت بگم

542
00:35:11,158 --> 00:35:14,037
تو زندگی خیلی ها رو
خراب کردی، زک

543
00:35:14,061 --> 00:35:18,009
ـ   نمیتونی از این مسئله فرار کنی
ـ   منظورتون جولی؟

544
00:35:18,065 --> 00:35:20,045
چی؟

545
00:35:21,135 --> 00:35:23,879
میدونم که زندگیشو خراب کردم

546
00:35:23,971 --> 00:35:26,076
ولی قصد نداشتم

547
00:35:26,107 --> 00:35:29,020
واقعا دلم براش تنگ شده

548
00:35:29,043 --> 00:35:31,890
همیشه بهش فکر میکنم

549
00:35:31,979 --> 00:35:34,018
آره، خب، جولی دختر خاصیه

550
00:35:34,115 --> 00:35:36,959
درمورد من چیزی گفته؟

551
00:35:36,984 --> 00:35:40,090
اگه گفته، پس هنوز ممکنه شانس
این باشه که بتونم باهاش باشم

552
00:35:41,155 --> 00:35:45,160
اگه بتونم با شما برگردم
اونوقت میتونم براش توضیح بدم

553
00:35:48,095 --> 00:35:50,974
میدونی نظر من چیه؟

554
00:35:52,099 --> 00:35:54,079
فکر میکنم حق با توئه

555
00:35:54,101 --> 00:35:57,173
فکر میکنم اول باید سعی
کنی پدرت رو پیدا کنی

556
00:35:57,204 --> 00:36:00,981
ـ   آره؟
ـ   آره

557
00:36:01,909 --> 00:36:06,051
حالا که میدونی حالش
خوبه، باید بری دنبالش

558
00:36:06,080 --> 00:36:11,962
اونم میخوات از تو مراقبت کنه
این چیزی که همهء والدین میخوان

559
00:36:14,989 --> 00:36:17,028
اجازه بده کمکت کنم

560
00:36:17,124 --> 00:36:23,097
فکر میکنی برای رسیدن به
یوتاه چقدر پول لازمت میشه؟

561
00:37:18,448 --> 00:37:22,396
بابایی! نمیتونم چتر خانم
مالبری رو پیدا کنم. کجاست؟

562
00:37:22,419 --> 00:37:25,232
نمیدونم
عزیزم تو چتر رو ندیدی؟

563
00:37:25,321 --> 00:37:28,395
نه. نمیتونم بگم دیدم

564
00:37:28,491 --> 00:37:33,236
خیلی خب، گوش کن. نگران نباش
مطمئنم خانم مالبری همین اطرافه

565
00:37:33,263 --> 00:37:36,437
یا، آه... شایدم نیست

566
00:37:37,267 --> 00:37:40,248
اون میتونه رفته باشه

567
00:37:40,270 --> 00:37:42,272
میدونی،

568
00:37:42,272 --> 00:37:45,344
شاید چندتا پسر کوچولوی دیگه
هم داره که به کمکش نیاز دارن

569
00:37:45,375 --> 00:37:47,152
ـ   مثل کی؟
ـ   نمیدونم

570
00:37:47,243 --> 00:37:51,250
میتونه یه پسر کوچولو
توی، آه... انگلیس باشه

571
00:37:51,347 --> 00:37:55,261
به اسم... اسپنسر

572
00:37:55,285 --> 00:37:58,357
ـ   لینت؟. . ـ   این
حدسی که من میزنم

573
00:37:58,388 --> 00:38:04,236
ولی امکانش هست که
یکی مثل اسپنسر کوچولو

574
00:38:04,260 --> 00:38:05,264
... بیشتر به خانم مالبری احتیاج داره

575
00:38:05,361 --> 00:38:11,209
چون اون یه بابایی و یه مامانی
که دوستش داشته باشن رو نداره

576
00:38:11,234 --> 00:38:15,241
آره. همینه. اون یه بچه یتیم

577
00:38:15,338 --> 00:38:20,310
دست هم نداره. خب؟

578
00:38:20,477 --> 00:38:22,354
عزیزم. بیا اینجا

579
00:38:22,378 --> 00:38:25,384
دوستت دارم. حالت خوبه؟
برو لباس بپوش

580
00:38:25,482 --> 00:38:28,486
چه بلایی سر خانم
مالبری آوردی؟

581
00:38:28,518 --> 00:38:33,490
از اونجایی که جسدی وجود نداره
هیچ مدرک جرمی هم وجود نداره

582
00:38:36,459 --> 00:38:40,236
خانم مالبری! اون برگشته

583
00:38:41,231 --> 00:38:43,202
اوه... چه خوب

584
00:38:43,299 --> 00:38:45,245
خانم مالبری برگشته

585
00:39:00,316 --> 00:39:04,355
ـ   اون تصادف کرد. اون مرده
ـ   نگران نباش. من اینجائم

586
00:39:04,387 --> 00:39:07,359
شاید طوریش نشده. شاید
بتونم زنگ بزنم 911، یا

587
00:39:07,457 --> 00:39:12,429
نه، تام. دیگه مرده

588
00:39:33,349 --> 00:39:36,193
شناگران، به جای خود

589
00:39:36,219 --> 00:39:38,199
جورج، اینجا چیکار میکنی؟

590
00:39:38,221 --> 00:39:39,427
نگران نباش، بیری، زود میرم

591
00:39:39,455 --> 00:39:42,165
درمورد حرفی که زدی
فکر کردم، و حق با توئه

592
00:39:42,258 --> 00:39:46,297
ـ   اندرو به زمان احتیاج داره
ـ   خب، ممنون، جورج

593
00:39:46,329 --> 00:39:48,468
بهتره که من دور بمونم

594
00:39:48,498 --> 00:39:52,346
و اگه میخوای داروخونه رو هم
عوض کنی کاملا درک میکنم

595
00:39:52,435 --> 00:39:57,248
ولی میخوام یه هدیه
خداحافظی کوچولو به تو بدم

596
00:40:03,313 --> 00:40:07,355
جورج! این نقش بشقاب مادربزرگمه
از کجا پیداش کردی؟

597
00:40:07,450 --> 00:40:10,260
توی یه جراج
اینترنتی شانس آوردم

598
00:40:13,456 --> 00:40:17,199
دوستش دارم! ممنونم. اوه

599
00:40:17,260 --> 00:40:19,240
جورج

600
00:40:23,299 --> 00:40:26,280
اوه، جورج. جورج

601
00:40:26,369 --> 00:40:29,179
جورج

602
00:40:34,310 --> 00:40:37,314
اندرو! چیکار میکنی؟

603
00:40:38,314 --> 00:40:39,418
اندرو

604
00:40:41,351 --> 00:40:43,422
ولش کن، اندرو

605
00:40:45,254 --> 00:40:48,463
ـ   تمومش کن
ـ   دیوونه شدی؟ تمومش کن

606
00:40:49,359 --> 00:40:52,263
اونو دیدی؟
داشت بوسش میکرد

607
00:40:52,362 --> 00:40:53,297
اوه، خدای من، خونریزی داری

608
00:40:53,396 --> 00:40:58,243
ـ   اون عوضی داشت بوسش میکرد
ـ   حالا دیگه آروم باش

609
00:41:11,214 --> 00:41:15,219
<font color=#FF8000>دنیا پر شده از پدرهای خوب</font>

610
00:41:15,251 --> 00:41:17,390
<font color=#FF8000>چطوری اونا رو بشناسیم؟</font>

611
00:41:17,420 --> 00:41:21,166
<font color=#FF8000>اونا همون پدرانی اند
که از نبودشون</font>

612
00:41:21,257 --> 00:41:26,263
<font color=#FF8000>... همه چیز بطور مخوفی
از هم پاشیده میشه</font>

613
00:41:28,398 --> 00:41:31,379
<font color=#FF8000>اونا همون پدرانی اند
که عاشقمون هستند</font>

614
00:41:31,401 --> 00:41:36,373
<font color=#FF8000>... حتی قبل از اینکه به دنیا بیایم</font>

615
00:41:37,273 --> 00:41:41,315
<font color=#FF8000>اونا همون پدرانی اند
که میان به دنبالمون</font>

616
00:41:41,411 --> 00:41:45,416
<font color=#FF8000>... وقتی نمیتونیم راه
خونه مون رو پیدا کنیم</font>

617
00:41:51,287 --> 00:41:53,460
هی، چی شده؟

618
00:41:55,291 --> 00:41:57,271
بخاطر من

619
00:41:57,293 --> 00:42:03,300
... دوست خیالی پسرم زیر
چرخ ماشین آشغالی له شد

620
00:42:05,468 --> 00:42:09,214
من بدترین آدم توی دنیا هستم

621
00:42:09,305 --> 00:42:13,276
<font color=#FF8000>بله، دنیا پر شده از پدرهای خوب</font>

622
00:42:13,309 --> 00:42:17,280
عزیزم، اون خیلی زود
اینو فراموش میکنه

623
00:42:17,280 --> 00:42:18,418
حرفمو باور کن

624
00:42:18,448 --> 00:42:21,429
و یه روز، وقتی بزرگ شد

625
00:42:21,451 --> 00:42:26,130
تو و پارکر با بیاد آوردنش
از خنده روده بر میشین

626
00:42:26,222 --> 00:42:27,462
واقعا اینطور فکر
میکنی؟ واقعا؟

627
00:42:27,490 --> 00:42:29,233
<font color=#FF8000>و بهترین اون پدرها</font>

628
00:42:29,325 --> 00:42:32,365
<font color=#FF8000>... پدرانی اند که توی
زندگیشون به زنها</font>

629
00:42:32,462 --> 00:42:34,442
قول میدم

630
00:42:34,464 --> 00:42:40,346
<font color=#FF8000>... این حس رو تلقین میکنن
که مادرهای خوبی هستند</font>

631
00:42:42,464 --> 00:43:28,346
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
