WEBVTT

00:00.401 --> 00:02.403
آنچه گذشت

00:02.436 --> 00:07.385
دستگاه نمایشگر الکترونیکیم
من توی خونه زندانی ام

00:07.408 --> 00:10.517
ـ   آغاز تحقیق
ـ   میخوام سوابق یک نفرو بررسی کنین

00:10.611 --> 00:12.591
یه لوله کشی هست که میشناسم

00:12.613 --> 00:16.586
ـ   تجاوز از مرز
ـ   از سفری که با من میای پشیمون نمیشی

00:16.683 --> 00:20.326
ـ   و خبرهایی
ـ   پیترسون امروز صدام کرد توی دفترش

00:20.421 --> 00:25.461
ـ   ...از مقطع بد
ـ   میخواد ترفیع رو واسه داگن نگه داره

00:25.492 --> 00:28.530
ـ   ...به برتر صعود کرد
ـ   من حامله ام و ممکنه مال تو باشه

00:33.534 --> 00:36.481
بهترین لحظه ی هر روز ایدی بریت

00:36.503 --> 00:40.351
لحظه ای بود که به محل
ساختمون جدیدش میرسید

00:40.441 --> 00:43.547
چون خوب میدونست چه اتفاقی میافته

00:43.577 --> 00:49.425
ظهور ناگهانیش همیشه به همراه
مختصری انظار سپاسگذار اجمالی بود

00:49.450 --> 00:51.591
یه چندتا نگاه شهوت آمیز

00:51.685 --> 00:54.666
و چندتا نگاه عاشقانه

00:54.688 --> 00:59.694
از شانس بد ایدی، تنها مردی که ایدی
بیشتر از همه میخواست نظرشو جلب کنه

01:02.463 --> 01:05.467
...اصلا به ایدی توجه نمیکرد

01:05.632 --> 01:09.478
بله، ایدی برای حس راضی بودن
از خودش محتاج به جلب توجه بود

01:09.503 --> 01:12.350
و مصمم بود که بدستش هم میاره

01:12.439 --> 01:15.548
خانم بریت، امروز
زیادی خوشکل شدین

01:15.642 --> 01:17.679
کایروس، خیلی لطف داری

01:17.711 --> 01:23.493
پس، میخواستم بدونم
امکانش هست اگه

01:23.584 --> 01:27.555
...بیونم گاهی اوقات برای
شام ببرمتون بیرون

01:27.588 --> 01:31.527
اوه، عزیزم، خیلی از
زمین وزرشیت دوری

01:31.625 --> 01:37.473
...و داری یه ورزش کاملا
متفاوت رو بازی میکنی

01:37.497 --> 01:46.497
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:46.540 --> 01:49.512
ـ   سلام
ـ   سلام، ایدی، چه خبر؟

01:49.610 --> 01:54.323
ـ   چه مختصر. سرت شلوغه؟
ـ   نه، نه

01:54.414 --> 01:57.520
خوبه. برای کارگرای
ساختمونم شیرینی تازه خریدم

01:57.551 --> 02:00.432
و همینطور که میبینی
زیاد هم خریدم

02:00.521 --> 02:02.660
واسه همین فکر کردم
من و تو بیونیم

02:03.557 --> 02:06.504
ـ   سوزان
ـ   سلام، ایدی

02:06.527 --> 02:10.569
ـ   تو ... تو اینچا چیکار
ـ   مایک و من برگشتیم پیش هم

02:10.664 --> 02:13.611
ـ   عالیه. .. ـ   میدونستم
برامون خوشحال میشی

02:13.634 --> 02:16.481
ـ   چی شده؟
ـ   ایدی داشت

02:16.570 --> 02:18.316
شیرینی مجانی. میخواین یا نه؟

02:18.505 --> 02:20.610
چه خوب. مرسی

02:20.641 --> 02:24.487
چرا نمیری اینارو توی
یه بشقاب بزاری؟

02:27.481 --> 02:29.620
و یه دونه ملسشو برام نگه دار

02:29.650 --> 02:32.529
باورم نمیشه هنوزم میای اینجا

02:32.553 --> 02:36.333
تو که گفتی باهم بهم زدین
تو فکر میکردی اون یه قاتله

02:36.423 --> 02:38.494
و اونا چراغ راهنمای تو
برای اومدن و لاس زدن بود؟

02:38.525 --> 02:40.630
هم وقتت و هم شیرینی هاتو تلف کردی

02:40.661 --> 02:44.404
اگه تو باهاشون خفه بشی تلف نشدن

02:44.431 --> 02:47.369
ـ   مرسی، ایدی. شیرینیها بنظر عالیین
ـ   قابلی نداره

02:47.467 --> 02:49.606
می بینمت

02:51.638 --> 02:55.586
من میرم خونه و یکم شیر میارم
با اون شیرینیها بخوریم

02:55.609 --> 02:59.514
هی. باعث خجالته که
تو همش میری و میای

02:59.613 --> 03:02.457
نمیتونم بدون یه چیز
آبکی شیرینی بخورم

03:02.482 --> 03:06.555
نه، منظورم اینه که
باید خونه مون یکی بشه

03:07.454 --> 03:12.631
ـ   یالا. چی میگی؟
ـ   اوه! آم ... من میگم آم ... اووه

03:14.494 --> 03:17.466
همینجا نگه ش دار
ایدی! ایدی! وایسا

03:17.564 --> 03:21.535
ـ   صبرکن. ـ   دیگه چیه؟

03:21.568 --> 03:27.350
من اونجا خیلی گستاخ بودم
اون حرفا و همه چیز. عذر میخوام

03:27.441 --> 03:29.682
ممنون، سوزان
خیلی لطف کردی

03:29.710 --> 03:36.459
و یه موضوع کاملا بی ربط با این مسئله
من و مایک داریم همخونه میشیم. بای بای

03:36.550 --> 03:41.659
بله، ایدی بریت برای حس راضی بودن
از خودش به توجه مردها نیاز داشت

03:43.490 --> 03:46.394
هی، کایروس، واسه
نهار برنامه داری؟

03:46.493 --> 03:47.563
نه

03:47.594 --> 03:51.599
و حتی خودش متحیر میشد
که قادره تا کجاها پیش بره

03:51.632 --> 03:54.545
نیم ساعت مونده به ظهر
توی، هتل السبرگ

03:55.535 --> 03:58.516
به جمع بزرگا خوش اومدی

04:43.517 --> 04:48.457
آقا و خانم مولینس بالاخره حاضر
شدند ویستیریالن رو ترک کنند

04:48.555 --> 04:52.469
در این چندسال اخیر، خیابونشون
شاهد وقایعی مثل آتش سوزی

04:52.492 --> 04:55.339
...خشونت، تهدید، و قتل بوده

04:55.429 --> 04:58.672
ترس از اینکه اونا هم با این
دیوانه ی پنهان درگیر بشن

04:58.699 --> 05:02.647
به این نتیجه رسیدن که
وقتشه خداحافظی کنن

05:04.571 --> 05:06.610
ولی جای شک و تردیده، که
بعضی از همسایه هاشون

05:06.707 --> 05:10.655
...انگار متوجه رفتنشون شدند

05:13.513 --> 05:17.655
سلام. فکر کردم ممکنه تشنه باشی

05:17.684 --> 05:20.688
نه، تشنه م نیست

05:20.721 --> 05:23.397
حال هم اتاقیت چطوره؟

05:23.490 --> 05:25.492
همونجا بست نشسته

05:25.492 --> 05:29.431
آره. خب، مجبور شدم
چندتا خبر بد بهش بدم

05:29.529 --> 05:31.602
...که براش یکم ناراحت کننده بود

05:31.698 --> 05:33.578
ـ   شوخی نکن. ـ   ببخشید؟

05:33.667 --> 05:36.580
یعنی چی جان به اندازه کافی برای
بزرگ کردن یه بچه خوب نیست؟

05:36.603 --> 05:39.416
ـ   اون بچه میتونه مال اون باشه
ـ   این یه موقعیت پیچیده ست

05:39.506 --> 05:42.419
برای منکه خیلی ساده ست

05:42.442 --> 05:45.423
تو یه فاحشه ی بی عاطفه ای

05:55.589 --> 05:58.570
چرا باغبون رو زدی؟

06:00.694 --> 06:05.404
اگه میدیدی چه بلایی سر گلهامون
آورده، تو هم میزنی توو گوشش

06:17.611 --> 06:20.592
نمیتونم از این بگم

06:22.516 --> 06:25.656
ـ   سلام
ـ   سلام. اینجا چیکار میکنی؟

06:25.685 --> 06:29.499
داگن داره برمیگرده سر کار
فکر کردم یه کار خوب انجام بدم

06:29.589 --> 06:33.469
این هیچ ربطی به داگن نداره
تو اومدی من وآنابل رو بپای؟

06:33.493 --> 06:34.528
چی؟

06:34.561 --> 06:36.600
دیروز عکس بچه هاروآوردی

06:36.696 --> 06:39.440
یه روز قبلش برام سوپ آوردی

06:39.533 --> 06:43.413
لینت، عزیزم، باید متوقفش کنی

06:43.603 --> 06:46.413
تام

06:46.439 --> 06:48.680
برام مهم نیست تو و
آنابل باهم کار میکنین

06:48.708 --> 06:52.420
بهت که گفتم. این برای داگن
اون یه حمله قلبی داشته

06:52.512 --> 06:55.618
ـ   آنابل هم برام مهم میست
ـ   سلام، لینت

06:57.417 --> 06:59.693
آه. حلال زاده

07:00.554 --> 07:03.398
و جدی هم گفتم

07:09.462 --> 07:13.433
خب، اینروزا خوب
میای و میری، مگه نه؟

07:13.466 --> 07:16.538
اوه، آره. میخواستم برای
داگن یه کار خوب انجام بدم

07:16.570 --> 07:20.577
بگمونم پر کردن رگ خونش با
کره پر چرب باید فکر خوبی باشه

07:20.674 --> 07:24.679
راستش، این با قند گیاهی درست شده
میتونم برات ببرم

07:25.545 --> 07:27.582
...یه تیکه؟

07:28.548 --> 07:32.394
همه بیان اینجا

07:32.419 --> 07:35.593
خیلی خب، همه گوش کنین
همین الان با خانم داگن حرف زدم

07:35.622 --> 07:39.334
مثل اینکه اون دیگه اصلا
نمیتونه برگرده سر کار

07:39.426 --> 07:41.397
دیشب دوباره حالش بد شده

07:41.494 --> 07:43.599
که به بالاترین حد خودش رسیده

07:43.630 --> 07:47.410
ولی ما مثل یه تیم باهمدگیه کار
میکنیم و کارامونو انجام میدیم

07:47.500 --> 07:49.471
جری، ترتیب حساب هالیسترو بده

07:49.569 --> 07:51.571
سوزان، ترتیب تبلیغ پارادایز اسپرینگ

07:51.571 --> 07:55.519
و، آنابل، ترتیب تبلیغ مسافرهای
هتلهای زنجیره ای رو میدی

07:55.542 --> 07:59.356
ـ   سه روز میری هاوایی
ـ   نمیتونم تنهایی سفر کنم

07:59.446 --> 08:01.392
اگه کسی کمک دستم نباشه

08:01.414 --> 08:03.451
خب، یکی رو انتخاب کن باهات بیاد

08:03.483 --> 08:05.522
اوه، باشه. آم

08:05.619 --> 08:09.658
من ... تام رو انتخاب میکنم

08:15.629 --> 08:19.668
ببینم چیکار میکنی. توی اون
دوتا بازی قبلی که باختی

08:19.699 --> 08:22.546
این آخرین شانس تو برای بردنه

08:22.636 --> 08:25.617
نکن دیگه. داری قلقلکم میدی

08:32.646 --> 08:35.559
باشه، باشه، دیگه نمیکنم

08:39.552 --> 08:42.331
ـ   میبازی، میبازی، میبازی
ـ   بیری

08:42.422 --> 08:45.426
یالا دیگه. دیگه بیشتر از این

08:54.601 --> 08:57.639
خیلی خب. وقتت تمومه. یالا بزن

08:58.605 --> 09:01.518
هنوزآماده نیستم

09:02.542 --> 09:05.682
ـ   عجله کن. مردم منتظرن
ـ   یه دقیقه دیگه.

09:06.546 --> 09:10.460
ـ   یالا، بزن
ـ   اینکارو نکن

09:13.420 --> 09:15.559
جورج

09:16.489 --> 09:19.470
تو، اونجات راست شده؟

09:20.560 --> 09:22.699
عذر میخوام

09:23.596 --> 09:26.577
ـ   خدای من؟
ـ   توی گوشم فوت میکردی

09:26.599 --> 09:30.411
ـ   داشتم سربه سرت میذاشتم
ـ   دقیقا.

09:30.670 --> 09:34.516
باید خودتواز این حالت بیاری بیرون
کلی بچه اینجا ایستاده

09:34.541 --> 09:36.612
ـ   چطوری؟
ـ   من چه میدونم

09:36.643 --> 09:39.490
ـ   به یه چیز بد فکر بکن
ـ   مثل چی؟

09:39.579 --> 09:45.427
مثل قحطی و خشکسالی یا بیماری یا
دوره گردی و خاک برسری. فقط عجله کن

09:47.520 --> 09:51.334
نمیتونی در اینمورد عصبانی باشی. این
چیزی نیست که مرها بیونن کنترلش کنن

09:51.424 --> 09:54.598
من فکر میکردم بیزار بودن
رکس از تو از کج بینیش بوده

09:54.627 --> 09:57.403
ولی تمام این مدت تو
نسبت به من حس داشتی

09:57.430 --> 09:59.535
خدا، این خود خوده خیانته

09:59.566 --> 10:03.573
بیخیال، بیری. از تنها چیزی که احساس
گناه میکنم اینه که تو رو در خفاء دوست دارم

10:03.670 --> 10:06.651
نباید اینکارو بکنی
انگار فراموش کردی من متأهلم

10:06.673 --> 10:09.677
به یه دروغگوی خودخواه گه
با یه ولگرد به تو خیانت کرد

10:09.709 --> 10:13.614
من اینو محرمانه به تو گفتم
چطور جرأت میکنی تحویل خودم بدی؟

10:13.713 --> 10:18.323
بعد از تمام اونکارایی که بخاطر
تو کردم، دوستیمونو تموم میکنی؟

10:18.418 --> 10:20.557
منظورت از اون حرف چیه؟

10:21.521 --> 10:24.593
هیچی. منظوری ندارم

10:25.658 --> 10:29.438
جورج. من تو رو دوست دارم
بعنوان یه دوست

10:29.529 --> 10:33.500
کاشکی تو هم میتونستی منو اینطوری دوست
داشته باشی، ولی از اونجایی که نمیتونی

10:35.502 --> 10:37.675
خداحافظ

10:49.144 --> 10:54.116
اونروز، ایدی بریت شاهد
یه چیز ناراحت کننده بود

10:57.620 --> 11:01.591
چیزی که تصمیم گرفت جلوشو بگیره

11:01.624 --> 11:03.831
ـ   سوزان میاد؟
ـ   گفت ممکنه دیر بیاد

11:03.859 --> 11:07.602
دارن وسایل مایک رو
میبرن توو خونه شون

11:07.630 --> 11:09.771
ـ   حالا؟ عجب. . . ـ   براش خوشحالم

11:09.865 --> 11:13.713
آره. خوبه که دوباره
سوزان خوشحاله

11:13.802 --> 11:16.715
آره، منم برای سوزان خوشحالم

11:16.739 --> 11:19.811
ولی فکر نمیکنین اون و مایک
یکم زود همخونه شدن؟

11:19.842 --> 11:23.656
دو روز پیش فکر میکرد اون
یه قاتله و حالا همخونه شدن؟

11:23.746 --> 11:26.625
ولی اون فهمیده که جریان
دفاع از خود بوده

11:26.649 --> 11:29.630
ـ   همه چیزو واسه هم روشن کردند
ـ   نکته ی خوبیه

11:29.652 --> 11:31.793
ـ   مایک مرد نجیبیه
ـ   آره، راست میگی

11:31.887 --> 11:35.530
البته، یه جراحت اسلحه هم بود

11:35.624 --> 11:38.662
راست میگی. اونو هم توضیح داده؟

11:38.694 --> 11:42.699
نه. و من اسلحه هارو میشناسم، و اون
جراحتی نبود که خودش سرخودش بیاره

11:44.800 --> 11:47.713
پس جواهر خونی خانم هوبر چی؟

11:47.736 --> 11:51.878
آره. اونکه با پای خودش
نرفته توو گاراژ مایک

11:51.907 --> 11:53.753
شاید این یه اشتباهه

11:53.842 --> 11:57.790
اگه تنها یه چیزو خوب یاد گرفته باشم
اینه که نمیتونی به مردها اعتماد کنی

11:57.813 --> 12:01.852
صبرکن ببینم. یعنی میگی باید
بشینیم و دست رو دست بزاریم؟

12:02.751 --> 12:06.858
بگمونم اگه سوزان رو بنشونیم و
نگرانیهامونو بهش بگیم بد نباشه

12:07.723 --> 12:11.603
ـ   آره، میتونیم اونکارو بکنیم
ـ   آره

12:11.627 --> 12:13.768
ایدی، تو هم میخوای شریک باشی؟

12:13.862 --> 12:17.639
معمولا؟ من ترجیح میدم قاطی نشم

12:19.702 --> 12:21.704
ولی

12:21.870 --> 12:25.841
اگه راهی باشه که بیونم
به سوزان کمک کنم

12:29.812 --> 12:34.625
ـ   باید باهم حرف بزنیم. ـ   باشه.

12:35.718 --> 12:41.669
وقتی داشتم لوازم توی اتاق خوابت رو
جمع میکردم یه جعبه گلوله پیدا کردم

12:43.759 --> 12:49.641
ببین، من درمورد دیادرا متاسفم و تو
هم حتما میخوای بفهمی کی اونو کشته

12:49.665 --> 12:52.546
ولی نمیوتیم این چیزارو
پیش خودمون داشته باشیم

12:52.634 --> 12:54.605
باید از شرشون خلاص بشی. همه شون

12:54.703 --> 12:58.583
پرونده، نقشه، اسلحه
مخصوصا اسلحه

12:58.607 --> 13:01.713
و اینو بزاری به عهده ی پلیس
اونا حرفه ای هستند

13:02.811 --> 13:05.690
چی میتونم بگم؟ آم

13:07.616 --> 13:10.722
بنظر درخواست منطقی ایه

13:10.919 --> 13:16.733
اوه. واقعا؟ خب، چه راحت

13:17.893 --> 13:22.808
شاید بعد از نهار بیونیم درمورد
اون صندلی چرمیت حرف بزنیم

13:41.884 --> 13:44.628
میدونم که با تو خیلی بد رفتاری کردم

13:44.720 --> 13:46.759
اونی که به کمک و مداوا
احتیاج داره منم، نه تو

13:46.855 --> 13:50.701
واسه همین مجبورم برم
خانم تیلمن مراقبت هست

13:50.726 --> 13:54.799
اصلا برام زحمت نیست
میدونی که قدمت روی چشم منه

13:54.830 --> 13:58.801
من یه چیزایی گذاشتم. امیدوارم بیونی
باهاشون احساس راحتی کنی

13:58.801 --> 14:00.712
برات یه دستکش جدید خریدم

14:00.736 --> 14:04.812
تا وقتی برمیگردم، تو هم روی بیسبال
بیشتر کار کن. دوستت دارم. بابا

14:04.907 --> 14:09.517
نمیفهمم. چرا نیومد منو ببینه؟
چرا فقط گذاشت و رفت؟

14:09.611 --> 14:13.753
پدرت خیلی مشکل داره. مطمئنم
کاری که مطمئن بوده رو انجام داده

14:17.719 --> 14:19.724
و ازم میخواد با این
آشغالا راحت باشم؟

14:19.822 --> 14:22.601
من از بیسبال متنفرم
خودشم اینو میدونه

14:22.691 --> 14:24.864
زک

14:53.689 --> 14:59.833
( زک، منو تو رو ترک نکردم
سه شنبه شب بیا زمین بیسبال. بابا)

15:07.836 --> 15:10.612
ـ   سوزان داره میاد. ـ   باشه.

15:10.639 --> 15:13.645
خیلی خب، بچه ها
مداخله هیچوقت خوب نیست

15:13.742 --> 15:15.847
پس قوی بمونین
چون احتمالا میزنه زیر گریه

15:26.622 --> 15:29.762
سلام

15:30.859 --> 15:35.831
اوه، سلام. نمیدونستم آموزش
آشپزی هم یه فعالیت گروهیه

15:35.864 --> 15:38.777
خب، هرچی بیشتر خوشتر، درسته؟

15:38.800 --> 15:40.871
از اونجایی که خیلی وقته
کسی غذامو مسخره نکرده

15:44.840 --> 15:48.754
چطوره که فقط من پیشبند پوشیدم؟

15:48.777 --> 15:50.779
میدونم بنظر میرسه یهو
روو سرت خالی شدیم

15:50.779 --> 15:57.594
ولی تو خیلی سریع دست بکار شدی
و ما فکر کردیم یکم مداخله ضروریه

15:57.786 --> 16:02.633
میدونم شنیدنش سخته
هیچکدوممون نمیخواستیم اینکارو بکنیم

16:10.732 --> 16:15.638
من از اینکاری که سعی دارین بکنین
سپاسگزارم. واقعا سپاسگزارم. آم

16:15.737 --> 16:18.684
من نظرمو تغییر نمیدم

16:19.741 --> 16:22.813
توی زندیگم، من
خیلی آسیب خوردم

16:23.612 --> 16:26.786
کارل وآه

16:27.716 --> 16:30.595
خب، این یادم داد که به
خوبیها بدگمان بشم

16:30.619 --> 16:33.896
...و از مردم انتظار بدترین
چیزهارو داشته باشم

16:35.757 --> 16:37.794
نمیخوام دیگه اونطوری زندگی کنم

16:37.826 --> 16:40.605
و وقتی که مایک ازم
خواست باهاش همخونه بشم

16:40.696 --> 16:45.668
من خیلی خوشحال بودم، میدونیم
خیلی خنده دار خوشحال بودم

16:45.701 --> 16:49.740
هنوزم هستم
ومیخوام با همون احساس سر کنم

16:49.771 --> 16:52.684
من دوستش دارم و ... عاشقشم

16:53.609 --> 16:55.885
واسه همین از مایک بهترین
انتظارت رو دارم

16:55.911 --> 17:00.656
...و میدونم که اونم در عوض
بهترین چیزارو به من میده

17:01.817 --> 17:04.661
ـ   باشه؟ . ـ   عزیزم

17:08.690 --> 17:12.729
این بدترین مداخله ایه که
تا حالا توش شرکت داشتم

17:24.168 --> 17:28.813
خیلی خوبه
خیلی وقته باهم نهار نخواردیم

17:28.906 --> 17:34.083
خب، گذشته از اینکه منم از دیدنت
خوشحالم، راستش من یه درخواستی دارم

17:34.111 --> 17:38.016
هفته ی پیش به شخصی برخوردم که
میگفت دنبال شخصی برای استخدام میگردین

17:38.115 --> 17:40.825
ـ   حقیقت داره؟
ـ   آره

17:40.918 --> 17:43.856
یعی میخوای برگردی؟
چون فقط کافیه بگی تا

17:43.955 --> 17:47.164
نه، من نه. راستش بیشتر داشتم
درمورد تام فکر میکردم

17:47.191 --> 17:49.935
اوه. تام

17:50.027 --> 17:53.067
آره، یه چندوقتیه که توو فکر جابجاییه

17:53.164 --> 17:57.044
حس میکنه تاحالا اونجایی که بوده
هرکاری ازش برمیومده انجام داده

17:58.169 --> 18:02.140
خب، تام مطمئنا نیرومنده

18:03.107 --> 18:06.179
اون بیشتر از نیرومنده

18:06.210 --> 18:11.990
اون درمورد شغلش شهوانیه
غرایض بصریش حرف نداره

18:12.016 --> 18:16.092
ـ   به اندازه تو خوبه؟
ـ   اون سیبه، من پرتقالم

18:16.187 --> 18:18.997
هرکدوممون جای خودش برتریم

18:19.023 --> 18:21.936
به من اعتماد کن، باید
یه نگاه به تام بندازی

18:21.959 --> 18:23.896
من سیب نیاز ندارم

18:23.995 --> 18:26.034
من به شخصی مثل تو نیاز دارم

18:26.130 --> 18:29.009
آدمکش. بی باک

18:29.033 --> 18:34.039
اوه، خدا، نت. تو یجوری میگی
که خودم حس میکنم کوسه هستم

18:35.072 --> 18:37.951
اوه. باشه

18:39.143 --> 18:41.080
میدونی، راستش

18:41.178 --> 18:44.091
اگه دنبال یه بهونه میگردی تا

18:44.115 --> 18:46.086
یه کوسه برای من داری؟

18:46.183 --> 18:50.097
بله. یه کوسه ی خیلی خوشکل

19:54.919 --> 19:57.092
دارم به این فکر میکنم که

19:57.121 --> 20:01.936
باید ببینم دکتر موریسون از کلینیک
لیپستون میتونه بیاد و همفکری کنه

20:02.026 --> 20:04.839
میخواین یه نفر دیگه رو هم بیارین؟

20:04.929 --> 20:08.138
بدنت اونطوری که باید به
داروها جواب بده جواب نمیده

20:08.165 --> 20:12.011
تمام آزمایشهایی هم که انجام دادیم
منفی ازآب در اومد واسه همین من

20:12.970 --> 20:16.042
فقط میخوام مطمئن بشم

20:17.942 --> 20:21.082
لطفا منو بخشین، باید برم

20:30.187 --> 20:31.896
نمیدونم چرا

20:31.989 --> 20:36.096
...ولی من سراسر این حس رو
دارم که تو خوب میشی

20:36.927 --> 20:39.933
لی کریاگ بزرگترین
دکتریه که من میشناسم

20:40.030 --> 20:44.911
اگه اون میخواد با شخص دیگه ای
مشورت کنه، یعنی دیگه تمومه

20:45.169 --> 20:47.982
ـ   که یعنی کار منم تمومه
ـ   این چه حرفیه

20:48.072 --> 20:51.818
لعنتی، بیری، هیچ
میفهمی اینجا چه خبره؟

20:51.909 --> 20:54.913
من میمیرم

20:58.182 --> 21:01.859
ـ   پس منم میمیرم
ـ   چی؟

21:01.952 --> 21:05.126
میتونم فردا صبح موقع عبور از
خیابون با یه ماشین تصادف کنم

21:10.161 --> 21:13.165
محض رضای خدا
بگو منظورت چیه؟

21:13.998 --> 21:18.970
منظورم اینه که هردومون
بالاخره رفتنی هستیم

21:19.003 --> 21:23.045
توی این اوقاتی که پیش روو داریم
میخواد 2روز یا میخواد 02سال باشه

21:23.140 --> 21:26.087
فکر میکنم باید باهم خوب باشیم

21:31.115 --> 21:33.925
حق با توئه

21:37.988 --> 21:39.990
آم ... خانم تیلمن

21:40.024 --> 21:43.904
چند روزیه که پائول یانگ
غیبش زده. شما ندیدیتش؟

21:43.928 --> 21:45.967
چرا از من میپرسی؟

21:46.063 --> 21:50.944
دیروز دیدم که یه جعبه جلوی خونه
تون گذاشت. و زک رو هم اینجا دیدم

21:50.968 --> 21:54.108
اگه هم میدونم آقای یانگ
کجاست، چرا باید به شما بگم؟

21:56.073 --> 22:01.045
ببین، پلیس فکر میکنه من خواهر شمارو
کشتم ومطمئنم که شماهم همین فکرو میکنین

22:01.078 --> 22:02.924
ولی قسم میخورم من در این
جریان هیچ نقشی نداشتم

22:03.013 --> 22:06.017
و فکر میکنی پائول یانگ داشته

22:06.050 --> 22:09.054
خب ... . نه، منظور من این نبود

22:09.086 --> 22:12.192
باید قبول کنین، این یه فرضیه ست

22:13.123 --> 22:16.104
چیزی نمیخوری؟

22:18.128 --> 22:20.108
پس خیلی هم سخت نیست

22:20.130 --> 22:22.101
در تعجبم اگه پائول بخاطر
خونخوااهی از مرگ همسرش

22:22.199 --> 22:27.080
...مارتا رو برای تهدید
کردنشون کشته باشه

22:27.972 --> 22:30.077
ولی شاید این فقط نظر منه

22:30.107 --> 22:35.113
ـ   فقط شما نیستین
ـ   تو چقدر خوبی؟ چای؟

22:35.145 --> 22:36.888
ممنون

22:36.981 --> 22:41.088
آیا توی این نوشته که چرا خواهرتون
اونارو تهدید کرده بوده؟

22:43.120 --> 22:44.997
دقیقا نه

22:45.022 --> 22:49.871
ولی من کاملا مطمئنم که
این با قتل رابطه داره

22:49.960 --> 22:53.908
و حالا تو هم اینجایی و میگی
که دوستت بقتل رسیده بوده

22:57.134 --> 23:01.082
دلیلی خاصی هست که اینا رو
به پلیس نشون ندادین؟

23:02.106 --> 23:04.987
تو طرفدار حکم اعدام هستی؟

23:05.075 --> 23:07.979
آم ... آره

23:08.078 --> 23:12.026
منم همینطور. توی یوتاه
هم حکم اعدام داشتیم

23:12.049 --> 23:15.030
به هرحال، توی این ایالت
همچین حکمی نیست

23:16.153 --> 23:20.966
باعث خجالته، موافق نیستین؟

23:22.993 --> 23:25.200
بله، موافقم

23:28.098 --> 23:31.944
من خیلی از شما
خوشم میاد، آقای دلفینو

23:34.171 --> 23:37.015
شما میدونین پائول یانگ کجاست؟

23:38.075 --> 23:41.147
فکر نمیکنم

23:43.080 --> 23:46.960
ولی میدونم سه شنبه شب کجاست

24:01.261 --> 24:04.265
اونروز عصر، وقتی گبرییل
داشت نامه هاشو برمیداشت

24:04.297 --> 24:10.145
از اینکه بالاخره راز پشت پرده ی
حامله شدنشو فهمید غالفگیر شد

24:13.339 --> 24:16.252
خیلی هم غافلگیر شد

24:16.276 --> 24:19.348
عزیزم، میخوای به کالسکه های
توی اینترنت یه نگاه بندازی؟

24:22.282 --> 24:24.228
چی شده؟

24:24.250 --> 24:29.324
فقط میخوام خداحافظی کنم
چون دارم از پیشت میرم

24:30.390 --> 24:32.301
چی؟

24:32.325 --> 24:34.262
بیمه بهداشت برامون یه نامه فرستاده

24:34.360 --> 24:37.204
یه نفر به اندازه یک سال
قرصهای منو سفارش داده

24:37.230 --> 24:41.235
ظاهرا بیمه مون پول داروهایی که
به کیلو خریده میشن رو حساب نمیکنه

24:41.267 --> 24:43.204
منکه گفتم کار ماما بوده

24:43.303 --> 24:48.243
نسخه تاریخ داره. اونموقعی که این
سفارش داده شده جونیتا توی کما بوده

24:48.341 --> 24:50.252
تو اینکارو کردی. نه مادرت

24:50.276 --> 24:54.281
حداقل مرد باش و اعتراف کن

25:00.386 --> 25:03.367
ـ   وایسا
ـ   بیشعور من حامله ام، یادت نیست؟

25:06.125 --> 25:08.366
ـ   داری کجا میری؟
ـ   گور

25:09.228 --> 25:12.266
من دارم میرم زندان
فردا میرم

25:12.298 --> 25:15.302
میدونم
بخاطر همین فقط یه کیف برداشتم

25:15.335 --> 25:20.014
بچه چی، گبرییل؟ ها؟
پس بچه ی من چی؟

25:20.106 --> 25:23.280
ـ   اوه، بچه ی تو؟
ـ   باشه. بچه مون

25:23.309 --> 25:27.282
حالا یه خونواده ایم. این بچه
به پدر و مادر احتیاج داره

25:27.380 --> 25:33.092
اوه، کارلوس
کی گفته پدرش تو بودی؟

25:52.405 --> 25:55.284
سلام

25:58.144 --> 25:59.350
سلام

26:00.279 --> 26:03.351
هی. داری چیکار میکنی؟

26:04.183 --> 26:06.288
جنایتکار لعنتی

26:20.366 --> 26:24.214
به تمام واحدها، کد 30-16
مشکوک به تجاوز از حبس خانگی

26:24.303 --> 26:28.242
ـ   به سمت غرب در بلوار پارک
ـ   واحد 14 صحبت میکنه. راه افتادیم

26:28.341 --> 26:33.222
ـ   مثل اینکه پلیس فدرال یه فراری داره
ـ   بریم

26:47.193 --> 26:51.266
ـ   جان اینجاست؟
ـ   اگه بگم نه بازم میزنی توو گوشم؟

26:52.265 --> 26:54.202
رفته سر کار. چرا؟

26:54.300 --> 26:57.372
شوهرمو ترک کردم

27:31.270 --> 27:34.217
صبرکن

27:44.183 --> 27:47.323
فکر کردی چون حیاطمو اصلاح
میکنی، میتونی به زنم هم دست بزنی؟

28:14.413 --> 28:17.294
هی. چه خبره؟

28:17.383 --> 28:20.227
تام، امروز خفن ترین روز رو داشتم

28:20.253 --> 28:24.258
امروز صبح از دفتر میشل و کرنز
به من پیشنهاد یه شغل شد

28:24.290 --> 28:28.238
ـ   میخوای قبولش کنی؟
ـ   درموردش به پیرترسون گفتم

28:28.261 --> 28:32.334
اونم زد روی پیشنهادشون
اون منو مدیرعامل کرد

28:34.167 --> 28:38.115
ـ   مدرعامل چی؟
ـ   تام! شرکت

28:38.137 --> 28:41.209
شغل قدیمی داگن رو به من داد
فوق العاده نیست؟

28:41.340 --> 28:45.186
باید برم به اسکاتی بگم
بعدا می بینمت

28:50.249 --> 28:53.196
تام، داشتم میومدم پیدات کنم

28:53.419 --> 28:57.390
آخه چرا، دن؟
منظورم اینه که، آخه چرا؟

28:57.390 --> 29:00.132
توآنابل رو نسبت
به من ترفیع دادی؟

29:00.159 --> 29:03.302
اون یه پیشنهاد شغل گرفته
الان نمیتونم اونو از دست بدم

29:03.396 --> 29:07.244
خب، حدس بزن چی. منو از دست میدی
چون من استعفاء میدم

29:07.333 --> 29:11.110
ـ   تام، زیاد تند نرو
ـ   نه، دفعه اول که منو کنار زدی

29:11.137 --> 29:15.313
من مثل یه سرباز حرفتو گوش کردم. ولی
با این حال دارم کار داگن رو انجام میدم

29:15.341 --> 29:18.120
و اونوقت تو میدیش دست آنابل؟

29:18.211 --> 29:21.158
خیلی خب. حرفاتو زدی

29:22.148 --> 29:26.087
باید بهت بگم، که از همون روز
اول هم تصمیمات آشغالی میگرفتی

29:26.185 --> 29:29.294
ـ   ولی این یکی، احمقانه ترین تصمیمته
ـ   هی، مراقب حرف زدنت باش

29:29.388 --> 29:33.131
تو داری این شرکت رو
به نزول میکشونی

29:33.159 --> 29:34.365
منم راحت گورمو گم میکنم

29:34.393 --> 29:38.139
خیلی خب. میخوای بدونی چرا
اون ترفیع رو به آنابل دادم؟

29:38.231 --> 29:41.212
چرا اون بجای تو تأیید شد؟

29:41.400 --> 29:44.244
چون لینت میخواست

29:45.271 --> 29:48.050
ـ   چی؟
ـ   اون رفته پیش همسرم و بهش التماس کرده

29:48.140 --> 29:50.020
که به من بگه ترفیع رو
ازت پس بگیرم

29:50.109 --> 29:54.251
اون گفته اگه بیشتر از این مسافرت
کنی، به خونواده ت آسیب میرسه

29:55.114 --> 29:56.049
اون گفت؟

29:56.148 --> 29:58.321
حالا از اینکه سعی کردم کمکت
کنم احساس حماقت میکنم

29:58.351 --> 30:01.130
بگمونم اینم یکی از
تصمیمات آشغالم بوده

30:01.220 --> 30:04.394
امشب وسایلت رو از
توی شرکت جمع کن

30:10.196 --> 30:12.369
باید به ما بگی چرا
با این بچه مخالفی؟

30:12.398 --> 30:15.279
این بین اون و منه. و همسرم

30:15.368 --> 30:19.248
جریان اینه؟
تو زنشو میکنی؟

30:19.272 --> 30:22.344
نه. من همجنس بازم

30:24.210 --> 30:26.212
ـ   تو همجنس بازی؟
ـ   چی؟

30:26.245 --> 30:28.216
من همجنس بازم

30:28.314 --> 30:30.385
دوباره نه

30:30.416 --> 30:33.363
منظورت چیه، دوباره؟

30:35.288 --> 30:38.235
من یه وکیل میخوام

30:56.638 --> 30:58.709
جورج

30:58.740 --> 31:00.811
سلام. اینجا چیکار میکنی؟

31:00.836 --> 31:03.683
دارم خرید میکنم. ظاهرا

31:03.778 --> 31:06.691
چرا از اینجا خرید میکنی؟
تو اونسمت شهر زندگی میکنی

31:06.714 --> 31:09.752
یکی از دوستام عمل جراحی داره
دارم براش یه چیزایی میخرم

31:09.784 --> 31:13.689
اوه. خیلی لطف داری

31:13.788 --> 31:17.759
صبرکن. بیری
باید یه چیزی بهت بگم

31:20.628 --> 31:21.834
خب؟

31:21.863 --> 31:25.811
باید به رکس بگی که
بیشتر احتیاط کنه

31:25.834 --> 31:30.613
...وقتی درمورد زندگی
زناشوئی تو حرف میزنه

31:31.639 --> 31:33.846
ـ   عذر میخوام؟
ـ   نمیخوام بیشتر از این چیزی بگم

31:33.875 --> 31:37.823
واقعا لازمه که اینو بهش بگی

31:37.846 --> 31:41.726
یه دقیقه صبرکن
داری درمورد چی حرف میزنی؟

31:43.651 --> 31:46.760
برای ملاقات همین دوستم که عمل
جراحی داشته رفته بودم بیمارستان

31:46.855 --> 31:49.734
از دوتا دکتر شنیدم

31:49.757 --> 31:54.706
...که درمورد علاقه رکس به
سکس وآزارگری حرف میزدن

32:00.802 --> 32:02.873
تو شنیدی؟

32:02.904 --> 32:08.516
ظاهرا بهشون گفته که یه
جعبه اسباب بازی داره

32:08.610 --> 32:13.821
و به تو میده تا باهاشون
کارای ناجور انجام بدی

32:16.718 --> 32:18.595
خب

32:18.620 --> 32:22.625
میدونم که این هیچ ربطی به من نداره
و اصلا نمیخواستم اینو مطرح کنم،

32:22.657 --> 32:25.595
...ولی از اینکه شنیدم اون
دوتا مرد به تو میخندیدند

32:25.693 --> 32:28.640
فکر کردم تو هم باید بدونی

32:28.863 --> 32:32.811
ممنون که به من گفتی
ولی فکر میکنم باید برم

32:53.688 --> 32:55.827
سلام، بازم جعبه آوردم

32:59.827 --> 33:02.606
اینروزا تنها جواب تو همینه

33:02.697 --> 33:04.634
برای شام میخوای چیکار کنی؟

33:04.732 --> 33:08.737
اوه، نمیتونم
یه تلفن اورژانسی داشتم

33:08.770 --> 33:10.775
ـ   از ترکیدن یه شاهلوله
ـ   باشه.

33:10.872 --> 33:13.514
برات گرم نگهش میدارم

33:13.608 --> 33:15.849
فکر میکنم برای شام خیلی دیر برسم

33:15.877 --> 33:18.756
منظورم شام نبود

33:32.827 --> 33:35.774
ـ   کمک میخوای؟
ـ   آه ... نه

33:35.797 --> 33:37.643
نه، میارم. آم

33:37.732 --> 33:39.769
میارم

33:40.635 --> 33:43.675
پس اگه لوله کشی اورژانسی داری
نباید راه بیافتی؟

33:43.771 --> 33:46.684
اوه، من جزء کارکنان جانشینی ام

33:46.708 --> 33:49.882
اوه. خب، من میرم به کارا برسم

33:56.851 --> 34:00.699
مامان، تعقیب؟
واقعا میخوایم اینکارو بکنیم؟

34:00.788 --> 34:03.669
تو که اندازه یه دنیا
بهش مطمئن بودی

34:03.758 --> 34:07.706
اون مال قبل از این بود که دفتر خانم
هوبر رو توی ماشینش پیدا کنم

34:08.730 --> 34:10.801
حالا چی توش نوشته؟

34:10.832 --> 34:14.780
مهم نیست چی توشه، درواقع
مهمه که اصلا اونو داره تش

34:14.802 --> 34:19.751
باهات شرط میبندم هرکاری میخواد
بکنه لوله کشی نمیکنه و باید بهمیم

34:21.876 --> 34:27.792
مامان ... اگه بهش اعتماد نداری
چرا داری باهاش همخونه میشی؟

34:29.784 --> 34:33.630
وقت ندارم روابط بزرگسالهارو
برات توضیح بدم

34:33.655 --> 34:35.760
اوه، سرتو بپا

34:39.727 --> 34:42.608
ـ   فکر میکنم گمش کردی
ـ   شپش ماشین جلوتره

34:42.697 --> 34:44.768
باید عقب بمونیم وگرنه می بینتمون

34:44.799 --> 34:48.838
باشه، عالیه، ولی خودمونم نمیتونیم ببینمش
مامان، باید بهت بگم، تو اینکاره نیستی

34:48.870 --> 34:52.775
آره؟ موقعی که پدرت درحال خیانت کردن
به من بود من تمام وقت تعقیبش میکردم

34:52.874 --> 34:55.787
کارمو خوب بلدم

34:55.810 --> 34:58.620
اوناهاش

35:00.848 --> 35:03.829
مایک داره چیکار میکنه؟
اونی که جلوش ایستاد کیه؟

35:03.851 --> 35:06.698
نمیدونم ولی میخوام بدونم

35:06.788 --> 35:08.768
همینجا منتظرباش

35:08.790 --> 35:11.669
و درهارو هم قفل کن

35:24.906 --> 35:27.682
مایک، میخوای چه غلطی بکنی؟
اوه، خدای من

35:27.709 --> 35:29.782
وای. آم ... باشه

35:29.877 --> 35:31.586
اووه. وای

35:31.679 --> 35:34.660
آه ... باشه

35:36.851 --> 35:42.631
ـ   اون زنت بود؟
ـ   اگه اون زنم بود، الان اینجا با تو بودم؟

35:49.864 --> 35:52.802
ـ   مایک نبود، بود؟
ـ   نه

35:52.900 --> 35:55.610
نه، نبود

35:55.703 --> 35:58.684
برات حکم تنفر چیدن؟

35:59.841 --> 36:03.653
کتک خوردن اون یارو
سیم کش رو یادته؟

36:04.846 --> 36:07.759
کار من بود

36:08.850 --> 36:11.660
فکر کردم تو با اون خیانت میکردی

36:11.686 --> 36:13.691
با سیم کش همجنس بازمون؟

36:13.788 --> 36:15.790
من نمیدونستم اون همجنس باز بود

36:15.790 --> 36:18.671
جاستین رو هم نمیدونستم

36:18.760 --> 36:22.708
حالا پلیسها فکر میکنن من یه
همجنس باز کوب دوره ای ام

36:22.730 --> 36:25.677
ـ   خب، یجورایی هم هستی
ـ   تو منو نحریک کردی

36:29.871 --> 36:33.717
برای تنبیه کردن من وانمود
میکردی روابط نامشروع داری

36:34.742 --> 36:38.747
خب، ظاهرا

36:40.648 --> 36:42.821
پس حالا میخوام دوباره دروغ بگی

36:43.718 --> 36:46.699
میخوام به پلیسها بگی که
روابط نامشروع داشتی

36:46.721 --> 36:50.635
و من فقط یه آدم اشتباهی رو زدم

36:50.825 --> 36:52.862
آدمای

36:52.894 --> 36:55.704
من بخاطر تو دروغ نمیگم، کارلوس

36:55.863 --> 37:00.812
گبی، اگه این وصله به من
بچسبه، هشت سال میافتم زندان

37:00.835 --> 37:02.681
یعنی الان باید تحت
تأثیر قرار بگیرم؟

37:02.770 --> 37:04.875
بخاطر شیرین کاری
جنابعالی با قرصهای من

37:04.906 --> 37:08.718
منم آزادیمو برای 18
سال آینده از دست میدم

37:10.678 --> 37:13.682
گبی، خواهش میکنم اینکارو نکن

37:13.714 --> 37:17.753
گبی، نرو

37:19.854 --> 37:21.731
گبی

37:24.659 --> 37:27.765
باشه، دفعه دیگه برای تعقیب
کردن دوست پسرم دخترمو نمیارم

37:31.666 --> 37:35.605
عزیزم، خواهش میکنم با
سکوت منو مواخذه نکن

37:35.703 --> 37:37.742
نمیکنم

37:37.839 --> 37:42.652
ـ   گفتی اینو خوندی؟
ـ   یه قسمتشو. چرا؟

37:44.645 --> 37:47.854
خانم هوبر مامان زک رو تهدید کرده

38:03.831 --> 38:06.641
زک؟

38:42.397 --> 38:44.434
چرا بیداری؟

38:45.400 --> 38:50.340
نتوستم بخوابم واسه همین فقط
اینجا نشستم

38:50.439 --> 38:52.476
دارم فکر میکنم

38:54.443 --> 38:56.480
درمورد چی؟

38:59.381 --> 39:02.228
واقعا میخوای بدونی؟

39:02.317 --> 39:07.460
بیری، الان اصلا حوصله
ندارم پس فقط بگو

39:07.489 --> 39:10.333
جریان چیه؟

39:11.326 --> 39:18.210
داشتم فکر میکردم بزرگترین اشتباه زندگیم
توافق کردنم برای ازدواج با تو بوده

39:21.236 --> 39:24.445
بزار حدس بزنم
من یه کار اشتباه انجام دادم

39:26.375 --> 39:29.447
مجبور کردن من برای سهیم شدن
در تفریح فاسدت کافی نبود

39:29.478 --> 39:33.324
...که این خجالت منو با همکارات
هم به اشتراک گذاشتی؟

39:34.283 --> 39:36.129
ـ   چی؟
ـ   رکس

39:36.218 --> 39:38.459
همه دارن در مورد زندگی
همبستریمون حرف میزنن

39:38.487 --> 39:40.467
تکت تک جزئیات کثیفشو گرفته

39:40.489 --> 39:43.336
تا اون جعبه انحراف جنسی
که توی کمد گذاشته

39:43.425 --> 39:46.238
من هیچوقت چیزی به کسی نگفتم
به خدا قسم میخورم

39:46.328 --> 39:48.308
ـ   تو یه دروغگویی
ـ   کی این حرفو به تو گفته؟

39:48.330 --> 39:52.144
ـ   اهمیتی نداره
ـ   داره. من هیچوقت چیزی نگفتم

39:52.234 --> 39:54.373
پس مردم از کجا میدونن؟
چون منم هیچی نگفتم

39:54.403 --> 39:56.474
چرا باید در مورد کاری که
توی تخت میکنیم حرف بزنم؟

39:56.505 --> 39:59.284
نمیدونم، رکس
شاید داشتی به خودت می بالیدی

39:59.374 --> 40:02.378
یا شایدم فقط ناخودآگاه
میخواستی به من آسیب بزنی

40:02.411 --> 40:06.257
خب، تبریک میگم. موفق شدی
من رسما نابود شدم

40:06.281 --> 40:10.229
ـ   من هیچی نگفتم
ـ   حرفتو باور نمیکنم

40:18.293 --> 40:21.433
رکس چیه؟
چی شده؟

40:23.365 --> 40:26.437
فکر کنم یه حمله قلبی دارم

40:28.370 --> 40:31.351
نه، نداری

40:31.373 --> 40:34.445
بیری، باید منو ببری بیمارستان

40:39.281 --> 40:43.388
آم ... باشه. تو برو پایین

40:43.418 --> 40:47.366
وآم ... منم
الان میام

41:05.440 --> 41:08.478
بابایی؟
داری چیکار میکنی؟

41:09.411 --> 41:13.382
منتظر مادرتم تا منو ببره اورژانس

41:13.382 --> 41:17.296
ـ   چی شده؟
ـ   حمله قلبی دارم

41:17.319 --> 41:19.324
اوه، خدای من. اون کجاست؟

41:19.421 --> 41:23.301
سوال خوبیه

41:24.426 --> 41:30.377
ـ   بابایی یه حمله قلبی داره
ـ   میدونم. میبرمش بیمارستان

41:31.366 --> 41:33.437
خب، کی؟

41:35.270 --> 41:37.341
وقتی تخت رو مرتب کردم

41:38.240 --> 41:39.310
چی؟

41:39.341 --> 41:44.190
تو که میدونی من هیچوقت خونه رو
با تخت نامرتب ترک نمیکنم

41:44.279 --> 41:47.351
ولی بابایی باید بره بیمارستان

41:49.484 --> 41:52.363
بفرما. حالا میتونیم بریم

42:02.397 --> 42:06.368
هیچ چیز تا ابد موندگار نیست

42:06.368 --> 42:11.408
و میرسه زمانی که همه مون باید
با دنیایی که میشناختیم خداحافظی کنیم

42:13.275 --> 42:19.317
میرسه زمانی که با اون چیزهایی
که قدرشو ندونستیم باید خداحافظی کنیم

42:24.352 --> 42:28.425
میرسه زمانی که با اونهایی که هیچوقت
فکر نمیکردیم ترکمون کنن خداحافظی کنیم

42:34.229 --> 42:37.403
و وقتی که بالاخره این
تغییرات اتفاق میافته

42:39.301 --> 42:41.374
وقتیکه آشنایی از بین بره

42:41.470 --> 42:45.441
و نا آشنایی جاشو بگیره

42:47.409 --> 42:50.381
تنها کاری که از تک تکمون برمیاد

42:50.479 --> 42:53.392
اینه که بهش سلام کنیم

42:54.249 --> 42:56.251
...و خوش آمد بگیم

42:58.249 --> 43:42.251
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
