WEBVTT

00:01.215 --> 00:03.203
آنچه گذشت

00:03.236 --> 00:04.271
از مورتی جدا شدم

00:04.304 --> 00:07.208
مادر سوزان یه
تصمیم قطعی گرفت

00:07.307 --> 00:09.218
بیری یه تعهد پنهانی داد

00:09.242 --> 00:13.247
ـ   اون اجازه نمیده ما باهم دوست باشیم
ـ   کی میگه اون باید خبردار بشه؟

00:13.279 --> 00:15.284
گبرییل یه چیزی کشف کرد

00:15.381 --> 00:17.418
من حامله ام و همش تقصیر توئه

00:17.450 --> 00:20.126
تام مرتکب یه اشتباه شد

00:20.220 --> 00:23.258
تو دوست دختر قدیمیتو استخدام کردی
و سه ماه به من هیچی نگفتی؟

00:23.289 --> 00:25.291
و سوزان یه قرار ملاقات با

00:25.291 --> 00:27.430
ـ   فکر میکنین میتونین کمکم کنین؟
ـ   ... دردسر گذاشت

00:27.460 --> 00:30.339
میدونم که میتونم

00:32.298 --> 00:37.204
وقتی جوان تر بود، سوفی برمر
یک شخص نا امید از عشق بود

00:37.303 --> 00:40.409
همینطور، بلاتکلیف هم بود

00:40.440 --> 00:44.254
که چطور شده بود
چهار بار ازدواج کنه

00:44.344 --> 00:49.316
اولین بار با مردی که
دوست داشت قمار کنه

00:49.349 --> 00:53.391
دومین بار با مردی که
دوست داشت مست کنه

00:53.486 --> 00:58.335
سومین بار با مردی که
مردهای دیگه رو دوست داشت

00:58.424 --> 01:05.364
و چهارمین بار با همون مردی
که بار دوم ازدواج کرده بود

01:06.366 --> 01:10.339
بله، سوفی از اینکه قلبش
دائم شکسته بود خسته شده بود

01:10.436 --> 01:15.476
واسه همین تصمیم گرفت که
دیگه هیچوقت ازدواج نکنه

01:16.242 --> 01:18.213
تا اینکه یه شب

01:18.311 --> 01:21.417
ـ   سوفی
ـ   ... یه ملاقاتی داشت

01:21.447 --> 01:24.351
سوفی

01:24.450 --> 01:26.452
مورتی، داری چیکار میکنی؟

01:26.486 --> 01:29.490
من ... من ... من باید
با سوفی صحبت کنم

01:29.522 --> 01:32.232
الان؟
مست کردی؟

01:32.325 --> 01:35.397
آه ... فقط یه خورده

01:35.428 --> 01:38.432
حالت چطوره، سوزان؟

01:40.466 --> 01:44.312
من باید ... من باید
با سوفی حرف بزنم

01:44.337 --> 01:47.184
دیوونه شدی؟ الان ساعت
یک صبح اون خوابیده

01:47.273 --> 01:49.480
میخوام ازش تقاضای ازدواج کنم

01:49.509 --> 01:53.252
ـ   چی؟
ـ   خب، فکر کردم میتونم خوشبخت بشم

01:53.279 --> 01:56.160
رستوران شروع کرده
به پول درآوردن

01:56.249 --> 01:58.390
یه جت اسکی جدید خریدم

01:58.484 --> 02:01.363
کلسترول خونم پایین

02:01.387 --> 02:06.496
ولی هیچکدوم از اینا
بدون اون خوش نیست

02:08.394 --> 02:11.332
اوه، مورتی. فکر
نمیکنم اون قبول کنه

02:11.431 --> 02:17.245
اون رفته. چرا نمیشینی؟
من برات یه تاکسی تلفنی میگیرم

02:19.238 --> 02:23.243
ـ   سوفی
ـ   دکترت گفت که نباید مشروب بخوری

02:23.276 --> 02:27.352
خب، گاهی اوقات
احتیاج پیدا میکنی که

02:27.447 --> 02:30.451
...یه چیز شهامت زا بخوری

02:41.427 --> 02:44.240
این حلقه مال دولوراست ؟

02:44.330 --> 02:46.401
تو حلقهء زن
مردتو بهش دادی؟

02:46.432 --> 02:53.441
این یه الماس سه قیراتیه. نباید
دست دوم بودنش براش مهم باشه

02:54.440 --> 02:56.442
پس ... چی میگی، سوفی؟

02:56.476 --> 02:58.322
ـ   باشه. . ـ   واقعا؟

02:58.411 --> 03:01.290
ـ   واقعا؟
آره

03:01.481 --> 03:06.328
ولی نه ... باید ... باید اینکارو
رسمی انجام بدی. میدونی

03:08.388 --> 03:10.493
آره. اوه آم ... بگیر

03:18.331 --> 03:23.303
سوفی، آیا افتخار میدی
با من ازدواج کنی؟

03:23.336 --> 03:27.478
سوفی برمر، هنوز یه
شخص نا امید در عشق بود

03:27.507 --> 03:33.480
به یه شرط. فردا بریم اینو با
یه حلقهء دیگه عوض کنیم

03:33.513 --> 03:37.393
و من یه الماس بزرگتر از الماسی
که دولورا گرفت میخوام

03:38.351 --> 03:42.322
ولی دیگه بلاتکلیف نبود

03:42.346 --> 04:12.346
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:27.066 --> 04:30.812
ازدواج یه مفهوم ساده ست

04:30.903 --> 04:34.874
اساسا، قراردادی
بین دو شخص

04:34.907 --> 04:38.755
...که اونا رو برای زندگی
بهم پیوند میده

04:38.844 --> 04:42.883
...به امید اینکه برای همیشه به
خوبی و خوشی زندگی کنند

04:43.115 --> 04:47.896
متأسفانه، بعضی از قردادها
برای فسخ شدن بسته میشن

04:47.986 --> 04:50.958
ـ   من به قرصهای پیشگیریت دست نزدم
ـ   واقعا؟

04:51.056 --> 04:53.832
واقعا

04:56.862 --> 04:59.971
ببین. این باز شده
و دوباره بسته شده

05:00.065 --> 05:04.710
ـ   احتمالا عیب از کارخونه ست
ـ   هنوز میتونی جای چسب رو ببینی

05:04.803 --> 05:06.874
دارم بهت میگم
من اینکارو نکردم

05:06.905 --> 05:08.851
فکر نکن من خرم، کارلوس

05:08.874 --> 05:10.947
تو ماههاست که داری ناله
میکنی یه بچه میخوای

05:11.043 --> 05:12.852
دیگه کار کی میتونه باشه؟

05:12.878 --> 05:14.789
من نمی

05:15.848 --> 05:17.953
ـ   اوه، نه. ـ   چیه؟

05:17.983 --> 05:20.020
ـ   ماما
ـ   اوه، خواهش میکنم

05:20.052 --> 05:24.901
امکانش هست. تو اون قرصها رو جعبه ای
میخری. هر شش ماه یه بار، درسته؟

05:24.990 --> 05:25.994
آره. خب؟

05:26.091 --> 05:29.905
قبل از اون تصادف، من بهش گفته
بودم که من چقدر یه بچه میخوام

05:29.995 --> 05:32.839
اونم گفت براش
یه فکری میکنه

05:32.865 --> 05:35.837
من فقط فکر کردم اون
با تو حرف میزنه

05:35.934 --> 05:38.915
عزیزم، خیلی متأسفم

05:43.942 --> 05:47.913
مامانت جنده ست

05:47.913 --> 05:49.793
باورم نمیشه

05:49.882 --> 05:52.956
من دوستش دارم حتی با اینکه
گاهی اوقات باهاش مشکل داشتم

05:53.051 --> 05:54.897
اون میتونست خیلی خوب
چیزارو کنترل کنه

05:54.987 --> 05:58.799
یعنی از توی گور در
اومده که با من کل بندازه

05:59.925 --> 06:02.838
خدا، عجب آدمی

06:04.029 --> 06:05.909
داری کجا میری؟

06:05.998 --> 06:09.710
از صبح همش حالت تهوع دارم

06:09.801 --> 06:13.908
میخوام موقع بالا آوردن
سر قبر مامانت باشم

06:19.978 --> 06:21.980
عزیزم، امشب دیر میام خونه

06:22.014 --> 06:24.793
پیترسون میخواد برای
نوشیدنی دعوتمون کنه

06:24.883 --> 06:27.830
اوه، اشکالی نداره. آه

06:27.853 --> 06:30.834
میخواستم درمورد یه
چیزی باهات صحبت کنم

06:30.856 --> 06:32.836
چیه؟

06:32.858 --> 06:34.860
اوه، ماشینت اومده

06:34.860 --> 06:35.998
باید بری. مهم نیست

06:36.028 --> 06:39.009
ـ   لینت، چیه؟ ... ـ   هیچی

06:39.031 --> 06:40.911
باشه

06:40.999 --> 06:44.037
فقط

06:46.939 --> 06:50.978
ما 10 روزه که با هم سکس نداشتیم
طولانیترین مدتی که تا حالا داشتیم9روزه

06:51.009 --> 06:54.755
سه شنبهء پیش باهم
سکس نداشتیم؟

06:54.846 --> 06:58.988
شروع کردیم ولی
تو خوابت برد

06:59.017 --> 07:02.988
بخاطر همین تو اینقدر نگرانی؟
میتونیم امشب داشته باشیم،اگه تو بخوای

07:02.988 --> 07:05.892
ـ   حالا هرچی
ـ   نه، من مال01روز داخلم جمع شده

07:05.991 --> 07:08.872
امشب اینکارو میکنیم

07:08.961 --> 07:11.967
دلیلی برای نگرانی
وجود نداره، باشه؟

07:12.064 --> 07:14.706
اوه. کیف اسنادمو
فراموش کردم

07:14.800 --> 07:16.802
. میتونی بهشون بگی الان میام؟

07:16.835 --> 07:18.075
حتما

07:21.006 --> 07:22.977
ـ   اوه
ـ   سلام، لینت

07:23.075 --> 07:25.885
ـ   سلام
ـ   تام هنوزآماده نشده؟

07:25.911 --> 07:27.948
آره، رفت کیفشو بیاره

07:29.014 --> 07:30.015
عذر میخوام

07:30.015 --> 07:31.892
اشکالی نداره

07:44.863 --> 07:47.036
ـ   خداحافظ
ـ   خداحافظ

07:52.037 --> 07:55.018
گرفتمش. گرفتمش

07:56.875 --> 07:59.822
ممنون که منو نگه داشتین

07:59.978 --> 08:02.722
دلم برای هردوتون
حسابی تنگ میشه

08:02.814 --> 08:05.786
ماهم همینطور. بدون شما
خونه سوت و کوره

08:05.884 --> 08:08.888
ـ   نمیتونین یکم بیشتر بمونین؟
ـ   نه، نه، نه

08:08.920 --> 08:10.891
اونا میخوان زندگی
جدیدشونو شروع کنن

08:10.989 --> 08:13.833
ما که نمیخوایم این
شیطونارو برگردونیم

08:15.027 --> 08:17.029
خداحافظ، مورتی

08:17.062 --> 08:20.842
آه ... گوش کن، امیدوارم
اشکال نداشته باشه

08:20.932 --> 08:26.848
ولی مامانت به من گفت که این
اواخر درگیر چه مسایلی بودی

08:26.872 --> 08:30.845
میدونی، با اون لوله کشی
که اون سمت خیابونه

08:30.942 --> 08:32.922
ـ   اون گفت، ها؟
ـ   آره، آم

08:32.944 --> 08:34.946
ازش نا امید نشو

08:34.946 --> 08:39.786
منظورم اینه که، اگه منم نا امید شده بودم
الان با این خانم دوست داشتنی اینجا نبودم

08:39.985 --> 08:44.058
بهتون گفت که بخاطر
آدم کشی توی زندان بوده؟

08:44.089 --> 08:48.799
نه، این قسمتشو جا گذاشت

08:48.994 --> 08:51.975
فکر نمیکنم گفته باشه که
اون یه قاچاقی مواد هم بوده

08:51.997 --> 08:54.978
اینو هم یادم نمیاد

08:55.000 --> 08:57.904
میشه تمومش کنی؟ تو که
کل ماجرا رو نمیدونی

08:58.003 --> 09:01.851
ـ   مامان
ـ   بهش گفتم که چقدر دوستش داری

09:01.940 --> 09:03.911
چی؟
شما چی فکر کرده بودین؟

09:04.009 --> 09:06.853
ـ   اون چی گفت؟
ـ   آره، اون چی گفت؟

09:06.878 --> 09:09.950
فکر میکنم اونموقعی که رفتم
پیشش وقت خیلی بدی بود

09:09.981 --> 09:13.827
یکی از نزدیکانش مرده بود

09:13.852 --> 09:18.824
ـ   اوه، خدا، واقعا؟
ـ   اون یه شونه واسه گریه میخواست

09:19.825 --> 09:24.001
میتونم یه بار دیگه بغلتون کنم؟
خواهش میکنم. نمیتونم طاقت بیارم

09:36.074 --> 09:42.025
اوه، جورج
باید طعم اینو بچشی

09:42.047 --> 09:44.926
ـ   یه خورده درهم برهمه ولی
ـ   صبر ندارم

09:46.852 --> 09:49.833
این بوی رازیانه نیست؟
فوق العاده ست

09:49.855 --> 09:53.098
نمیدونم، ولی هرچیزی که اینقدر
خوبه باید گناه برانگیر باشه

09:53.959 --> 09:57.764
بامزه نیست که طرفهای مختلفو قاطی
کنیم و تجریه های جدید کسب کنیم؟

09:57.963 --> 09:59.965
رکس از این کارا متنفره

09:59.998 --> 10:05.072
اون دوست داره با یه طرف ماکارونی
و یه لیوان آبجو توی خونه بمونه

10:09.908 --> 10:13.813
نظرت راجب این سس مارینارا چیه؟
بنظرم بهترین سسی که تا حالا خوردم

10:13.912 --> 10:16.017
من از این بهترشو هم خوردم
ولی توی ایتالیا بود

10:16.047 --> 10:19.790
ـ   تو ایتالیا هم بودی؟

10:19.818 --> 10:24.892
من و رکس قبل از اینکه بچه ها به
دنیا بیان یه سفر تعطیلات رفتیم اونجا

10:25.824 --> 10:29.931
توی اون سالهای اول خیلی
بهمون خوش میگذشت

10:30.095 --> 10:34.874
چه خوب بود اگه میشد
به اون دوران برگشت

10:36.868 --> 10:40.975
نمیدونم چرا این حرفو زدم
دیگه مشروب نمیخورم

10:44.976 --> 10:47.047
شاید ما هم باید بریم ایتالیا

10:47.078 --> 10:48.924
ـ   چی؟
ـ   بنظرت خوش نمیگذره؟

10:49.014 --> 10:52.018
با اون همه موزه
و کلیسا و تئاتر

10:52.050 --> 10:56.931
ـ   میتونیم حسابی خوش بگذرونیم
ـ   جورج، نمیتونم با تو مسافرت بیام

10:57.088 --> 10:58.897
چرا؟

10:58.924 --> 11:00.929
من متأهلم. مردم چی میگن

11:01.026 --> 11:04.803
ـ   درسته. عذر میخوام. ایدهء بدی بود
ـ   بهش فکر نکن

11:04.830 --> 11:09.870
بیا این صدفهارو امتحانن کن. شرط میبندم
به اندازه سس مارینارا خوش طعم هستند

11:21.079 --> 11:24.791
کاملا حق با توئه

11:24.883 --> 11:28.854
هرچیزی که اینقدر خوبه
باید گناه برانگیر باشه

11:42.563 --> 11:45.535
خیلی خب، پسرا. ساعت هفت

11:45.632 --> 11:49.674
ـ   وقتشه برین بخوابین. بیرن
ـ   چرا باید اینقدر زود بخوابیم؟

11:49.770 --> 11:53.582
گفتم که. من و بابایی امشب
یه جلسهء ویژه داریم

11:53.607 --> 11:55.487
برو

11:55.576 --> 11:57.647
منم دوستتون دارم

12:08.622 --> 12:10.502
ـ   سلام

12:10.591 --> 12:11.629
عذر میخوام

12:11.725 --> 12:16.674
سلام. باشه
امروز دهمین روزه

12:16.697 --> 12:20.443
عزیزم، یه ثانیه به من وقت بده
لباس اداره رو بیرون بیارم

12:20.534 --> 12:22.707
ـ   باشه. . ـ   باشه، هستم

12:32.613 --> 12:34.718
به چی فکر میکنی؟

12:34.748 --> 12:37.561
ـ   نمیفهمم این بو مال چیه
ـ   اوه

12:37.651 --> 12:40.689
احتمالا ا ب دهن بچه ست

12:42.556 --> 12:44.663
بیا. حالا راحت تر
دسترسی داری

12:44.758 --> 12:47.739
بگیر منو

12:51.798 --> 12:56.579
ـ   چیه؟ .. ـ   اون بو
حسابی نفوذ کرده، ها؟

12:56.670 --> 13:00.643
آره. یخورده نفوذ کرده
این خاصیت استفراغ بچه ست

13:00.741 --> 13:03.551
میخوای یه لباس
بافتنی بپوشم؟

13:03.577 --> 13:07.619
نه، فقط موقعی که نمیری و توی لباسای
سکسیت هستی خیلی خوشم میاد

13:07.714 --> 13:12.620
من هیچ چیز نمیر و
سکسی ای ندارم

13:12.719 --> 13:17.691
هرچی دارم با تف بچه یا رنگ
مداد شمعی پوشونده شده

13:17.691 --> 13:18.726
باشه، عذر میخوام

13:18.759 --> 13:21.706
تو یه جوری میگی که انگار
از توی قایق میگویی اومدم

13:21.728 --> 13:23.665
عزیزم، گفتم که عذرمیخوام

13:23.764 --> 13:27.344
این فقط چیزی که
گاهی اوقات مردها

13:27.634 --> 13:30.615
...میدونی، واسه یکم
تقلا کردن میگن

13:33.707 --> 13:37.553
باشه. آم

13:37.577 --> 13:40.549
میتونیم دوباره برگردیم سر بوس
کردن؟ میتونیم همونو امتحانن کنیم؟

13:40.647 --> 13:43.594
باشه

13:45.585 --> 13:48.623
ـ   خیلی خب. بسه
ـ   اوه، بچه بیدار شده

13:49.523 --> 13:50.561
مامان

13:50.657 --> 13:53.536
مامان

13:54.561 --> 13:59.533
ـ   سوزان مایر تو رو اجیر کرده؟
ـ   میدونم. ها

13:59.533 --> 14:03.675
تصمیم گرفته دست از سیخونک کردن توی
زندگیت برداره و بزارتش به عهده یکی دیگه

14:04.738 --> 14:08.811
از شانس خوب تو، من بزرگترین
آگهی رو توی دفتر راهنما دارم

14:09.810 --> 14:11.621
ـ   من باید چیکار کنم؟
ـ   فرار

14:11.712 --> 14:14.591
ـ   بچه تو بردار و برو
ـ   نمیشه.

14:14.614 --> 14:17.527
پسرم نمیخواد بره

14:17.551 --> 14:20.591
ـ   حسابی پافشاری میکنه

14:20.687 --> 14:24.726
خب، برای یه مدت میتونم
سوزان رو سر بدو ئونم

14:25.659 --> 14:29.473
ـ   باشه. . ـ   خیلی خب

14:29.563 --> 14:32.772
بگو دقیقا میخوای این زن
چه چیزی رو باور کنه

14:33.600 --> 14:35.571
ازبدو تولد اسمش آنجلا بوده

14:35.669 --> 14:38.775
ولی وقتی یه نوجوان بوده
اسمشو به مری آلیس تغییر داده

14:38.805 --> 14:41.515
طبق شواهد

14:41.608 --> 14:45.456
...اسمش اسم یکی از بستگانش
بوده که باهاش صحبت نمیکرده

14:45.545 --> 14:48.754
اینم از گواهی تولدش

14:49.616 --> 14:53.758
و دادخواست قانونی در یوتاه
برای یک اسم جدید

14:55.689 --> 15:00.504
ـ   پس دینا چی؟
ـ   یه فایل از یه بچه دیگه هم بود

15:00.594 --> 15:03.575
یه دختر. دینا ماری یانگ

15:03.597 --> 15:07.704
در 18 ماهگی مرده
ظاهرا بدلیل پرت شدن از جایی

15:08.802 --> 15:12.750
همه ش راست بود
تمام چیزایی که گفت

15:15.509 --> 15:18.615
ـ   چطور تونستم اینقدر بد
بین باشم؟ ـ   خب ...

15:18.645 --> 15:23.754
ـ   مبلغ پرداختی رو الان میگیرم
ـ   اوه. البته

15:31.792 --> 15:37.640
راستش، قبل از اینکه برین، میخوام
سوابق یه نفر دیگه رو هم بررسی کنین

15:38.765 --> 15:41.769
یه لوله کشی هست
که میشناسم

15:47.674 --> 15:50.646
سلام. پیغامهای منو گرفتی؟

15:50.744 --> 15:54.658
آره، نمیخواستم بهت زنگ بزنم چون
میخواستم رو در رو باهات صحبت کنم

15:54.681 --> 15:57.687
من چندتا خبر بالقوه
ناراحت کننده دارم

15:57.784 --> 16:02.733
یالا، خانم سولیس. میتونین
به من بگین. طاقتشو دارم

16:03.690 --> 16:06.694
من حامله ام و
ممکنه مال تو باشه

16:16.670 --> 16:20.743
ازپس خرج موتور قراضه م هم به زور بر
میام. چطور میتونم یه بچه رو پشتیبانی کنم؟

16:20.774 --> 16:23.653
ما که صد در صد نمیدونیم
مال توئه، پس آروم باش

16:23.677 --> 16:26.649
ـ   نیومدم وحشت زدنتو ببینم
ـ   پس چرا اومدین؟

16:26.746 --> 16:29.693
ـ   میخوام اجازه بدی ازت حمایت کنم
ـ   از چه کسی؟

16:29.716 --> 16:32.495
از کارلوس، از والدیتت

16:32.586 --> 16:35.592
جان، چیزی مثل این
میتونه زندگیتو تباه کنه

16:35.689 --> 16:38.636
بخاطر همینه که نباید یه وقت در
مورد عشقبازیمون حرفی بزنی

16:38.658 --> 16:43.539
توی این مصیبت چیزی نیست
که بیونه هردومونو داغون کنه

16:45.565 --> 16:48.603
ـ   ممنون
ـ   فراموشش کن

16:50.737 --> 16:56.744
ـ   باید یه کاندوم میپوشیدم
ـ   آره. اونم میتونست کارا باشه

17:04.913 --> 17:06.893
تو یه کارگاه خصوصی گرفتی؟

17:06.915 --> 17:10.661
نمیتونم به مایک اعتماد کنم و
میخوام بفهمم واقعا چه اتفاقی افتاده

17:10.752 --> 17:13.733
از یه منبعی که هیچ
مورد بحثی نداره

17:13.755 --> 17:16.534
حالا بازش کن

17:16.625 --> 17:18.866
باشه. حاضری؟

17:20.629 --> 17:21.769
حالا

17:21.863 --> 17:23.743
ـ   وایسا! ـ   چیه؟

17:23.832 --> 17:28.872
خیلی خب. اگه چیزی
فهمیدی که واقعا بده

17:28.903 --> 17:32.749
فقط سعی کن با یه
چیز مثبت بپیچونیش

17:39.881 --> 17:42.725
باشه

17:42.751 --> 17:46.531
چندتا خبر خوب دارم
و چندتا خبر بد

17:46.621 --> 17:48.794
اول خبرای بد رو بگو

17:48.823 --> 17:52.703
اون مردی که مایک
کشته ... یه پلیس بوده

17:52.727 --> 17:54.573
اوه، خدای من

17:54.663 --> 17:56.802
اوه، خدای من

17:58.700 --> 18:01.672
خیلی خب. خبرای
خوب رو بگو

18:01.770 --> 18:03.841
ـ   وجود نداره
ـ   چی؟

18:03.872 --> 18:05.852
خودت گفتی بپیچونش

18:05.874 --> 18:09.845
اوه، فراموشش کن
بزار خودم نگاه کنم

18:10.879 --> 18:15.885
(قاچاقچی مواد پلیسی را کشت)

18:23.892 --> 18:26.796
ـ   باورم نمیشه. ـ   چیه؟

18:26.895 --> 18:30.604
من اون زنو میشناسم

18:49.751 --> 18:52.823
اینجا چه خبره؟

18:55.857 --> 18:58.533
شما دوتا دست بردار
نیستین، مگه نه؟

18:58.626 --> 19:01.732
دیادرا مرده. مهم نیست
چه کسی اونو کشته

19:01.763 --> 19:04.735
ـ   فقط ولش کنین
ـ   به اون راحتیها هم نیست، کیندرا

19:04.833 --> 19:08.645
چرا؟ خواهرم از تو نفرت
داشت. از هر دوتون

19:08.670 --> 19:11.517
ـ   خودش گفت
ـ   اون حرفهای مواد بوده

19:11.606 --> 19:13.882
درسته، درسته. مواد

19:13.908 --> 19:18.518
دیادرا این خونواده رو کوچیک کرد و
عشقمون رو پرت کرد توی صورتمون

19:18.613 --> 19:19.853
اون میدونست
و نتونست جلوی خودشو بگیره

19:19.881 --> 19:21.918
ـ   حرفات تموم شد؟
ـ   نه

19:22.617 --> 19:24.790
میخوام بدونم دارین
چیکار میکنن

19:26.688 --> 19:30.636
ـ   فقط داریم حرف میزنیم
ـ   حرفتو باور نمیکنم

19:30.658 --> 19:32.831
پس نپرس

19:41.703 --> 19:45.642
نمیخوام یه متخصص قلب جدید بگیرم ولی
دارن آزمایشهارو همینطور عقب میندازن

19:45.740 --> 19:47.677
الان دیگه دکتر باید
بدونه مشکل اصلی چیه

19:47.776 --> 19:50.848
عزیزم، ما باهاشون کار میکنیم
یعنی برم به هلن چی بگم؟

19:50.879 --> 19:55.692
تنها چیزی که میدونم، تا حالا همچین
حسی نداشتم، و باید یه کاری بکنم

19:57.652 --> 20:00.595
آم ... من آه ... باید با
ایدی صحبت کنم

20:00.889 --> 20:03.599
آم ... بیری، دیرمون میشه

20:03.691 --> 20:07.596
اوه، یه ثانیه بیشتر طول نمیکشه
میخوام ازش یه ... دستور غذا بگیرم

20:07.695 --> 20:09.800
ـ   ایدی، سلام
ـ   سلام

20:09.831 --> 20:13.779
ـ   دیروز توی رستوران دیدمت
ـ   آره، منم تو رو دیدم

20:13.802 --> 20:15.782
شیطون بلا

20:15.804 --> 20:18.583
ـ   ببخشید؟ ... ـ   اون یارو

20:18.673 --> 20:20.846
همونی که با قاشق
بهش غذا میدادی

20:20.875 --> 20:25.781
بدک نیست. زیاد به مزاج من نمیاد
ولی منکه نمیخوام باهاش بخوام

20:25.880 --> 20:30.761
این دقیقا همون چیزیه که ازش
میترسیدم. جورج و من فقط باهم دوستیم

20:30.785 --> 20:33.629
هی، حالا مگه من
چی گفتم. میفهمم

20:33.655 --> 20:37.694
رکس هم به همون خانوم قلاب انداز
چسبیده بود. الانم وقت نسویه حساب

20:37.725 --> 20:40.731
تو خیلی بد متوجه شدی
اون مرد داروشناس منه

20:40.829 --> 20:43.810
میتونی با هرکسی عشقبازی
داشته باشی. یه داروشناس؟

20:43.832 --> 20:48.738
ـ   الحق که جمهوری خواهی
ـ   من باهاش روابط نامشروع ندارم

20:48.837 --> 20:51.616
من و جورج، فقط
باهم حرف میزنیم

20:51.706 --> 20:56.587
اون شنوندهء خوبیه و منم امید و
آرزوهامو باهاش به اشتراک میزارم

20:56.611 --> 20:58.682
و افکار درونیم رو

20:58.713 --> 21:01.560
همش همین . و تو
باید حرفمو باور کنی

21:01.649 --> 21:03.856
ـ   باشه. باور میکنم
ـ   ممنونم

21:03.885 --> 21:05.831
خوشحالم که این
موضوع رو روشن کردیم

21:05.854 --> 21:07.800
میدونم که باید عجیب
بنظر برسه

21:07.822 --> 21:11.670
...و نمیخوام فکر کنی که در
حال خیانت به شوهرم بودم

21:11.759 --> 21:14.538
ولی یجورایی بودی

21:14.629 --> 21:17.610
ـ   بخشید؟ . .. ـ   خب
بیخیال، بیری

21:17.632 --> 21:19.773
تو افکار درونیتو
بهش میگی؟

21:19.868 --> 21:22.612
امیدهاتو؟ آرزوهاتو؟

21:22.704 --> 21:27.519
جدا از سکس، خیلی از حرفارو
به مردی که شوهرت نیست میزنی

21:27.609 --> 21:30.783
خب، منظورم اینه که، همه به شخصی
احتیاج دارند که باهاش صحبت کنن

21:34.616 --> 21:37.722
مگه صحبت کردن با
رکس چه عیبی داره؟

21:42.891 --> 21:44.871
لطفا پیام بزارین

21:44.893 --> 21:48.798
سلام، زک؟
فیلیسیا تیلمن هستم

21:48.897 --> 21:51.744
توی ملاقات قبل خیلی
بهم خوش گذشت

21:51.833 --> 21:53.835
...و چند روزی که دیگه نمیبینمت

21:53.868 --> 21:57.611
امیدوارم همه چیز
روبه راه باشه

21:58.640 --> 22:01.814
ـ   زک حالش خوب نیست
ـ   اوه، پائول

22:01.843 --> 22:06.690
و فکر نمیکنم مناسب باشه اون زیاد
وقتشو توو خونه ی شما سپری کنه

22:11.819 --> 22:15.790
واسه خودمون کاکائو درست کردم
حالت چطوره؟

22:15.823 --> 22:19.600
این دو روز حالم
خیلی خرابه

22:20.762 --> 22:22.733
فکر نمیکنین
باید برم دکتر؟

22:22.830 --> 22:27.711
احتمالا فقط بخاطرآنفولازاست
خودمون درمانش میکنیم

22:29.704 --> 22:32.585
توی این خونه منم
همین حسو دارم، زک

22:32.674 --> 22:34.713
موندن در اینجا برای
سلامتیمون خوب نیست

22:34.809 --> 22:38.757
منکه گفتم. من جایی نمیام

22:38.780 --> 22:40.626
رفتن از اینجا
به نفع خودته

22:40.715 --> 22:44.529
نمیتونی به این روند
کارات ادامه بدی

22:44.619 --> 22:48.863
برای مثال، آشپزخونهء سوزان مایر
بلاخره مردم میفهمن چی شده

22:50.892 --> 22:54.704
بهتر نیست توی یه جای
دیگه از اول شروع کنیم؟

22:54.729 --> 22:58.768
میتونی با دوستهای جدید آشنا
بشی. حتی شاید با یه دختر جدید

23:00.635 --> 23:03.673
اصلا چطوره بزارم بخوابی؟

23:04.872 --> 23:07.853
فردا درمورد
رفتن حرف میزنیم

23:08.810 --> 23:10.847
نبود اشتیاق و علاقه
در زندگی زناشوئی

23:10.878 --> 23:14.826
برای لینت تبدیل به یک
حقیقت ناگوار شده بود

23:15.883 --> 23:18.693
تا اینکه یه روز به
این نتیجه رسید که

23:18.720 --> 23:21.667
بهترین راه برای
مبارزه با حقیقت

23:23.658 --> 23:26.662
...قاطی کردن حقیقت
با قوهء تخیله

23:28.629 --> 23:33.703
البته، تمام قوه های تخیل توی
دنیا سرانجام خوشی ندارن

23:34.869 --> 23:38.612
...اگه کسی نیاد که از
اون قوه تخیل لذت ببره

23:38.636 --> 23:45.636
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:58.693 --> 24:00.766
از اینکه تو رو توی زحمت
انداختم شرمنده ام ، تام

24:00.862 --> 24:04.639
کسی رو توی زحمت ننداختی
تو تمام روز رو پرواز کردی

24:04.665 --> 24:06.602
چرا بری توی متل بمونی؟

24:06.701 --> 24:09.841
فقط امیدوارم برات مهم
نباشه روی مبل بخوابی

24:11.706 --> 24:14.846
آره. روی مبل جای خوبیه

24:30.853 --> 24:33.791
سلام، عزیزم. چرا نمیراری
خدمتکار اینکارو بکنه؟

24:33.890 --> 24:36.837
بامزه نیست، تام

24:36.859 --> 24:42.639
گری داره دوش میگیره. گفت اگه
میتونی براش یه حوله نمیر بیاری

24:43.866 --> 24:44.867
بیخیال

24:44.867 --> 24:48.644
نه، خوشحالم با کوچیک
شدن من اینقدر حال میکنی

24:48.671 --> 24:51.677
عزیزم، تو یه لباس خدمتکار
فرانسوی پوشیده بودی

24:51.774 --> 24:54.780
منظورم اینه که، ای بابا
تو چی فکر کرده بودی؟

24:54.877 --> 25:00.623
فکر میکردم ازدواجمون در خطره و
یکیمون باید یه کاری بکنه و نجاتش بده

25:01.717 --> 25:04.823
اووه. از کی تا حالا ازدواجمون
در معرض خطره؟

25:05.822 --> 25:09.727
باشه، چند روزه که باهم سکس
نداشتیم. مگه چیه. پیش میاد

25:09.826 --> 25:13.865
اوه، اون آنابله. چه طعنه آمیز

25:15.731 --> 25:18.544
چطوری آنابل به این
گفتگو ربط داره؟

25:18.634 --> 25:22.707
چون اون هر روز صبح میاد اینجا تا
چیزی که من نیستمو به تو یادآوری کنه

25:22.738 --> 25:25.551
ـ   چی؟
ـ   اون خیالی، تام

25:25.641 --> 25:27.680
یه زن خوشکل که هر
روز باهاش کار میکنی

25:27.777 --> 25:30.715
با ناخونهای مانیکور شده
و لباس خوش طرجش

25:30.813 --> 25:34.727
حقیقت من اینه

25:34.750 --> 25:39.790
همسری که هیچوقت آرایش نداره
و لباسهاش بوی پوشک بچه میده

25:39.889 --> 25:43.735
خیلی خب، این میتونه احمقانه
ترین چیزی باشه که تا حالا گفتی

25:43.759 --> 25:45.696
من سعی کردم با
هوس و تخیلی باشم

25:45.795 --> 25:49.700
همون یک دفعه ای بود که
احتیاج به لباس خدمتکار نداشتم

25:49.799 --> 25:52.578
چون میدونستم خودم
برات کافی هستم

25:52.668 --> 25:55.649
حتی با یه پیراهن بو گندو

25:55.771 --> 26:00.618
و معلومه، که دیگه
کارساز نیست

26:01.711 --> 26:03.784
خیلی خب، عزیزم
نمیدونم چی بگم

26:03.880 --> 26:07.589
اگه راهی هست که بیونم
حلش کنم. اینکارو میکنم

26:07.650 --> 26:11.657
ـ   فقط به من بگو و من انجامش میدم
ـ   نه، چیزی برای حل شدن وجود نداره

26:11.754 --> 26:14.633
تنها چیزی که دارم میگم
اینه که ما عوض شدیم

26:19.662 --> 26:22.643
حاضری؟

26:23.699 --> 26:27.647
باید بری. نمیخوای که
آنابل رو منتظر نگه داری

26:36.646 --> 26:38.887
مراقب اون باش
به بچه تپش قلب میدی

26:38.915 --> 26:42.786
زیاد تند نیست. هرمونهام
طبع چشائیمو ریختن بهم

26:42.885 --> 26:46.833
تو به غذاهات بیشتر
از من اهمیت میدی

26:46.856 --> 26:50.827
با سپاس از مادر جنابعالی
خیال دارم واقعا چاق بشم

27:05.875 --> 27:07.786
جان، تو اینجا چیکار میکنی؟

27:07.810 --> 27:11.758
ـ   درمورد بچه حسابی فکر کردم
ـ   واقعا؟ چرا؟

27:11.781 --> 27:15.527
چون شانس این هست که مال من باشه. و
اگه مال منه میخوام کار درست رو انجام بدم

27:15.618 --> 27:19.657
نه. نه، نه. هیچکس از تو انتظار
نداره کار درست رو انجام بدی

27:19.689 --> 27:23.696
فهمیدم سعی داری منو از مسئولیت بکشی کنار
بخاطر همینه که میخوام برم پیش آقای سولیس

27:23.793 --> 27:25.864
زده به سرت؟
اون هردومونو میکشه

27:25.895 --> 27:28.671
من و اون باید این مسئله رو
حل کنیم. مرد و مردونه

27:28.698 --> 27:31.772
ـ   این بهترین چیز برای بچه ست
ـ   جان

27:31.867 --> 27:35.679
خودت میری میاریش
یا من برم؟

27:37.740 --> 27:40.687
باشه. تو بردی

27:42.745 --> 27:46.625
همینجا منتظر باش

27:58.828 --> 28:02.708
ـ   آه ... بیرون نیا
ـ   چرا؟

28:02.865 --> 28:06.577
چون من میخوام بیام توو

28:06.669 --> 28:11.618
آره. میبینی که زنهای حامله
انگیرش خیلی بالایی دارن

28:11.641 --> 28:14.681
باشه

28:14.777 --> 28:17.681
من آماده میشم و برمیگردم

28:17.780 --> 28:20.761
ـ   باشه. . ـ   تو بشین

28:20.783 --> 28:24.856
بشین. من یه
موزیک میزارم

28:34.630 --> 28:37.668
آم ... درحال حاضر
کارلوس در دسترس نیست

28:39.669 --> 28:41.740
ـ   دروغ میگی
ـ   جان، داری چیکار میکنی؟

28:41.771 --> 28:44.775
ـ   آقای سولیس! آقای سولیس، باز کنین
ـ   تمومش کن

28:48.811 --> 28:50.757
میخوای چیکار ... جان

28:50.780 --> 28:53.727
ـ   خانم سولیس، از سر راه برو کنار
ـ   داری چیکار میکنی؟

28:53.749 --> 28:55.751
نه

28:56.786 --> 28:58.663
اوه، خدای من

29:01.657 --> 29:04.663
ـ   اوه، خدا، میسوزه
ـ   عذر میخوام. سس تنده

29:04.760 --> 29:07.764
ـ   مثل اسید میسوزه
ـ   تازه برای من خیلی شیرینه

29:07.797 --> 29:11.645
ـ   آقای سولیس! باید باهاتون صحبت کنم
ـ   جان، خفه شو

29:11.734 --> 29:14.613
جان، خفه خون بگیر
گوش کن چی میگم

29:14.637 --> 29:17.811
تو هیچوقت پدر
این بچه نمیشی

29:17.840 --> 29:21.745
هیچ اهمیتی نداره آزمایش ژنتیک
چی میگه، این بچهء کارلوس

29:21.844 --> 29:25.590
ـ   چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
ـ   چون کارلوس میتونه زندگیشو تأمین کنه

29:25.681 --> 29:27.888
اون به این بچه
همه چیز میده

29:27.917 --> 29:32.596
آموزش پیانو و اردوی تابستونی
و بهترین دانشگاهها

29:32.688 --> 29:36.864
اون میتونه این بچه رو جوری که شایستهء
یک بچه ست بزرگ کنه. تو نمیتونی

29:36.892 --> 29:40.706
این هیچ ربطی به پول نداره. این
درمورد بهترین چیز برای بچه ست

29:40.796 --> 29:44.676
اگه تو بهترین چیزو برای بچه
میخوای، پس باید به من کمک کنی

29:44.700 --> 29:48.707
به من کمک کنی تا این بچه
مثل من فقیر بزرگ نشه

29:48.804 --> 29:51.514
چرا اینقدر معطل

29:51.607 --> 29:53.814
اوه، سلام، جان

29:53.843 --> 29:57.655
تو اینجا چیکار میکنی؟

29:58.647 --> 30:00.649
آم ... اون

30:00.649 --> 30:02.856
جاستین فکر میکنه گلهای ادریس
نیاز دارن جابجا بشن

30:02.885 --> 30:05.798
خواست من بیام
اینکارو بکنم

30:05.821 --> 30:08.859
جاستین بچهء خوبیه. ولی
نصف تو هم باغبونی بلد نیست

30:08.891 --> 30:13.636
باید برگردی و برامون کار کنی
تو یه جورایی از خودمونی

30:15.898 --> 30:18.845
ممنون، آقای سولیس

30:50.126 --> 30:54.268
زک؟ اینجایی؟

31:22.026 --> 31:25.940
عزیزم، مجبورم اینکارو بکنم
میدونم که منو میبخشی

31:32.002 --> 31:35.916
(پائول، زک پیش منه، فیلیسیا)

31:42.846 --> 31:43.952
ـ   سلام
ـ   سلام

31:44.048 --> 31:46.961
ـ   پسرا خوابیدن؟
ـ   سخت و محکم

31:46.984 --> 31:49.931
ـ   و پنی؟
ـ   مثل اینکه

31:52.022 --> 31:56.735
خیلی خب، وقتی این تموم شد
توی اتاق خواب منو ملاقات کن

31:56.827 --> 32:00.969
ـ   تو میخوای ... این چی
ـ   تا تموم نشده صبرکن

32:06.036 --> 32:10.951
خیلی خب. دارم میام

32:17.881 --> 32:21.786
اوه، خدای من

32:21.885 --> 32:25.059
یه چیز هوسی میخوای؟
بهت یه چیز هوسی میدم

32:26.957 --> 32:29.804
بیا پیشم، خانوم، و برای
سواری دادن آماده شو

32:29.893 --> 32:32.967
خواهش میکنم، میشه زودتر بیای؟
این چیزه واقعا داره خارش میده

32:33.063 --> 32:36.044
من آه ... یجورایی
ازش خوشم میاد

32:36.066 --> 32:39.047
خوبه. چراغهارو خاموش کن

32:41.905 --> 32:43.976
ـ   نه
ـ   خواهش میکنم

32:44.007 --> 32:45.944
ـ   چراغها خاموش نمیشن
ـ   خواهش میکنم

32:46.043 --> 32:48.887
نه، نه، نه

32:54.918 --> 32:58.058
در بازه

32:58.088 --> 33:03.060
اوه، پائول، تویی. خیلی خوشحالم. چند
تا کاغذ دارم که میخوام نگاشون کنی

33:03.060 --> 33:05.904
ـ   پسرم کجاست؟ ـ   طبقه بالا. .

33:05.929 --> 33:08.935
با اون داروهای مسکنی
که بهش دادی خوابیده

33:09.032 --> 33:11.979
نمیدونم داری چیکار میکنی
ولی من پسرمو برمیدارم و میرم

33:12.002 --> 33:16.007
من خواهرم نیستم، پائول
تو که نمیخوای باهات کج بیافتم

33:19.042 --> 33:21.955
مارتا یه دفتر وقایع
روزانه نگه میداشت

33:21.979 --> 33:28.954
هر رویداد خسته کننده ای از زندگی
یکنواخت و خسته کنندش با دقت ثبت شده

33:28.986 --> 33:34.993
از جمله کشف اینکه تو و
همسرت یک بچه دزدیدن

33:36.927 --> 33:38.998
بچه ای به اسم دینا

33:45.969 --> 33:48.074
متأسفم اگه خوندن
نسخهء کپی سخته

33:48.105 --> 33:50.849
نسخه اصلی رو یه
جای امن مخفی کردم

33:50.941 --> 33:56.084
بعد از قتل مارتا و تمام اونکارا بنظر
کار از محکم کاری عیب نمیکنه

33:56.880 --> 33:59.918
یه کلوچه میل داری؟

34:02.886 --> 34:04.957
هر جور راحتی

34:05.889 --> 34:07.860
یه پیشنهاد کوچولو برات دارم

34:07.958 --> 34:11.965
اینا خیالات یک زن وامونده و
تنهاست. اینا هیچ چیزو ثابت نمیکنن

34:12.062 --> 34:14.975
تنها دلیلی که پلیس
هنوز تو رو نگرفته

34:14.998 --> 34:18.036
...بخاطر اینه که هنوز دلیلی
برای مشکوک شدن به تو ندارن

34:20.037 --> 34:26.886
ولی به محض اینکه بفهمن مارتا آنجلارو
تهدید کرده بوده،عذر میخوام، مری آلیس

34:26.910 --> 34:30.858
ـ   تو چی میخوای؟
ـ   همون چیزی که تو میخوای

34:30.948 --> 34:34.020
برای تو، رفتن از اینجا
تغییر دادن اسم

34:34.051 --> 34:38.898
و شروع کردن دوبارهء زندیگت
در یه جای خیلی خیلی دور از اینجا

34:40.023 --> 34:43.004
اگه اینقدر درمورد اینا مطمئنی
چرا فقط منو لوء نمیدی؟

34:43.026 --> 34:45.839
چون زک هیچوقت
منو نمیبخشه

34:45.929 --> 34:49.877
و مهمه که شرایط
خوبمون رو حفظ کنیم

34:49.900 --> 34:53.905
...از اونجایی که میبینی از
حالا دیگه با من زندگی میکنه

34:54.838 --> 34:57.910
ـ   چی؟
ـ   لوازمتو که جمع کردی

34:58.041 --> 35:01.980
تو داری یک شخص فراری میشی. این
همون زندگی ایه که برای پسرت میخوای؟

35:02.079 --> 35:06.027
اینکه هردوتون هر شب رو
توی یه شهر بگذرونین؟

35:07.885 --> 35:11.856
نه. تو پدر بهتری هستی

35:12.990 --> 35:15.971
نمیتونم همینطور ولش کنم

35:21.899 --> 35:25.008
تو اونو دزدیدی تا بیونه
زندگی بهتری داشته باشه

35:25.102 --> 35:29.881
صادقانه بگم. اون یه حرکت
شرافتمندانه بود، پائول

35:30.874 --> 35:34.014
و وقتشه که دوباره
شریف باشی

35:37.114 --> 35:40.823
حداقل میتونم
خداحافظی کنم؟

35:40.851 --> 35:44.060
مگه تو اجازه دادی من
با مارتا خداحافظی کنم؟

36:20.486 --> 36:24.332
اوه، سلام. من دنبال
کیندرا تایلور میگردم

36:24.357 --> 36:26.394
متأسفم. باید برین

36:26.425 --> 36:29.272
اوه. اوه، شما متوجه نیستین

36:29.362 --> 36:31.401
ببین، نمیتونم راهمو
بگیرم و برم

36:31.497 --> 36:35.445
ـ   لطفا برگردین توی ماشین
ـ   ببین آم ... باب

36:35.468 --> 36:38.281
ـ   اجازه بده توضیح بدم
ـ   توی ماشین

36:38.371 --> 36:41.184
ببین، موضوع اینه که
این ممکنه آخرین شانس

36:41.273 --> 36:43.344
...برای فهمیدن اینکه میتونم با
مردی که عاشقشم بمونم، باشه

36:43.376 --> 36:45.187
ـ   خانم
ـ   و ، باب

36:45.277 --> 36:47.484
نمیتونم بهت بگم که این چقدر
برای من چه معنی ای داره

36:47.513 --> 36:53.193
پس من میخوام برم سمت اون
خونه و تو به من اجازه میدی

36:53.285 --> 36:55.222
و میدونی چرا اجازه میدی؟

36:55.321 --> 37:02.261
چون پشت اون نشان پلیس و اون هیکلی
که میتونه منو مثل یه مگس له کنه

37:02.294 --> 37:04.174
یه قلب وجود داره

37:04.263 --> 37:08.405
قلبی که عشق رو باور داره

37:12.338 --> 37:17.310
ـ   برگرد توی اون ماشین لعنتی
ـ   آخه به من چه تو توی قلبت عشق نداری

37:18.444 --> 37:23.157
ـ   سوزان؟
ـ   سلام، کیندرا

37:23.249 --> 37:26.458
و با وجود اینکه اینهمه
چیزو جلوم گذاشت

37:26.485 --> 37:29.264
نمیتونم خودمو قانع کنم که
داستان یه چیز دیگه ست

37:29.355 --> 37:33.235
ـ   احمقانه بنظر میاد؟ -
نه، نه، البته که نه.

37:33.259 --> 37:38.208
متأسفانه، تو تمام
داستانو همینجا داری

37:38.230 --> 37:40.303
ولی وکیل ذکر کرده جرم اون
فقط دفاع از خودش بوده

37:40.399 --> 37:44.179
دلفینو به دخترم
هروئین فروخت

37:44.270 --> 37:48.343
پلیسی که قصد داشته اونو بگیره رو
کشته، دستگیر شده و افتاده توی زندان

37:48.374 --> 37:50.285
ـ   آخر داستان ... ـ   بابا ... .

37:50.309 --> 37:54.382
اگرچه حقیقت وحشتناکه
ولی اون لیاقت شنیدنشو داره

37:55.414 --> 37:59.260
متأسفم، خانم مایر. واقعا متأسفم

38:01.454 --> 38:05.334
از اینکه باهام صحبت
کردین سپاسگزارم

38:09.295 --> 38:11.468
اون چه چرندیاتی بود؟

38:11.497 --> 38:15.343
اگه حقیقتو میدونست
دوباره میرفت بهش میچسبید

38:16.335 --> 38:19.441
ممکنه مایک رو از انجام
کارش منصرف کنه

38:20.406 --> 38:23.250
نمیتونم همچین ریسکی بکنم

38:24.243 --> 38:26.484
وقت اینکارار رو ندارم

38:39.391 --> 38:43.430
سریع برو یه گوشه وایسا
باید باهم صحبت کنیم

38:45.331 --> 38:48.278
نظرت چیه؟
من سبز رو انتخاب کردم و

38:48.300 --> 38:51.204
...بچهء گبرییل چه دختر
باشه چه پسر، بهش میاد

38:51.303 --> 38:53.442
عالیه

38:54.240 --> 38:57.244
چی شده؟
تمام روز ناراحت بودی

38:57.276 --> 39:01.281
متأسفم. فقط نگران
جواب آزمایش هستم

39:01.313 --> 39:04.251
اگه نفهمم چم شده
عقلمو از دست میدم

39:04.350 --> 39:07.422
ـ   اوه، عزیزم
ـ   باید از ناله کردنام خسته شده باشی

39:07.453 --> 39:10.263
نه، نه، اصلا

39:10.289 --> 39:12.260
فکر میکنم باید در
موردش صحبت کنیم

39:12.358 --> 39:16.397
درواقع، فکر میکنم شاید ما به
اندازه کافی باهم حرف نمیرنیم

39:17.329 --> 39:19.366
بگمونم

39:20.366 --> 39:24.371
چرا نباید دوباره مثل یه زوج
باهم رابطه مونو شروع کنیم؟

39:28.507 --> 39:32.421
به محض اینکه حالت خوب
شد، باید به یه گردش بریم

39:32.444 --> 39:35.391
یه مسافرت. یه جای خوش

39:37.316 --> 39:40.490
ـ   سفر ایتالیا مونو یادته؟
ـ   کم و بیش

39:41.387 --> 39:44.131
کم و بیش؟

39:44.223 --> 39:48.194
تو غذاهای خیلی خوب و چشم
اندازهای باشکوه رو یادت نیست و

39:48.227 --> 39:50.198
چیزی که یادمه اینه که
مثل خوک عرق میکردم

39:50.296 --> 39:53.334
...و همش خدا خدا میکردم تمام
پس اندازمون خرج نشه

39:56.268 --> 39:59.340
دوست داری تعطیلات کجا بری؟

40:06.278 --> 40:10.351
اهمیتی نداره. تو تصمیم بگیر

40:16.255 --> 40:18.496
مایک یه قاچاقچی مواد نبود

40:19.425 --> 40:22.372
ـ   چی؟
ـ   دیادرا بود

40:22.394 --> 40:26.106
مایک، خیلی زود اون عادتو
از سر خودش انداخت

40:26.198 --> 40:30.305
ولی دیادرا نتونست
یا نخوااست. نمیدونم

40:30.336 --> 40:34.378
به هرحال، دیادرا هم توی زندان و
بیرون از زندان اوعضاش خیلی وخیم شد

40:34.473 --> 40:38.216
یه روز یه پلیس مخفی موقع
مصرف مواد دستگیرش کرد

40:38.243 --> 40:41.417
اون پلیس مجبورش کرد به
ازای آزادی بهش تجاوز کنه

40:42.414 --> 40:48.194
مایک از ماجرا با خبر شد و سعی
کرد جلوی این قضیه رو بگیره

40:48.220 --> 40:51.292
سر بزنگاه روی
هردوشون ظاهر شد

40:51.490 --> 40:57.136
اون ... خب، پلیس روی مایک
اسلحه کشید و باهم گلاویز شدند

40:57.229 --> 41:00.233
ولی هردوشون
رفتند سمت بالکن

41:00.265 --> 41:03.337
مایک تنها کسی
بود که بالا موند

41:08.273 --> 41:11.311
این یه دفاع از خود بوده

41:12.311 --> 41:14.348
آره

41:16.248 --> 41:20.219
مایک بخاطر نجات دادن
خواهرم رفت زندان

41:20.386 --> 41:24.232
ولی نتونست
خواهرمو نجات بده

41:27.426 --> 41:30.373
میدونستم اون خوبه

41:31.330 --> 41:33.367
میدونستم

41:37.269 --> 41:39.340
ممنونم

41:45.277 --> 41:49.225
عهد کردن واقعا ساده ست

41:50.249 --> 41:55.392
هستند اونایی که عهد میبندن در
خوشی و بدی باهم بمونن

41:56.321 --> 42:00.269
چه در تنگدستی ها
یا چه در فراوانی ها

42:00.492 --> 42:04.338
در بیماری و در سلامتی

42:06.265 --> 42:10.338
به نجابت و به عشق

42:11.370 --> 42:16.251
حتی به قیمت انکار
کردن اطرافیان

42:20.412 --> 42:24.224
تا زمانی که مرگ
از هم جدامون کنه

42:31.323 --> 42:35.171
بله، عهد کردن ساده ست

42:35.260 --> 42:40.266
سخت ترین قسمتش پیدا کردن شخصی که
ارزش نگهداشتن این عهد رو داشته باشه

42:41.233 --> 42:48.108
ولی اگه بیونیم اون شخصو پیدا کنیم،اونوقته
که تا ابد به خوبی و خوشی زندگی میکنیم

42:48.233 --> 43:52.208
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
