WEBVTT

00:00.101 --> 00:02.138
آنچه گذشت

00:02.169 --> 00:04.206
ـ   مامان بزرگ اومده
ـ   توی زندگی

00:04.238 --> 00:07.276
ـ   به این میگن قرارداد بعد از ازدواج
ـ   من امضاش نمیکنم

00:08.242 --> 00:11.314
ـ   امضاء کن
ـ   بسه دیگه! داری اذیتم میکنی

00:11.345 --> 00:13.191
خانم سولیس. شما
اینجا چیکارمیکنین؟

00:13.280 --> 00:15.351
...نمیتونین کاری که شده یا

00:15.382 --> 00:19.194
مردم از خودشون رد جا میزارن
یکی از اون ردها به دیادرا ختم میشه

00:19.220 --> 00:22.294
من پولمو با خودم نمیبرم توی قبر
برای نگه داشتن تو ازشون استفاده میکنم

00:22.389 --> 00:25.133
...واقعیت درونی
مردمو تغییر بدین

00:25.226 --> 00:29.231
اندرو داشت به من میگفت فکر
میکنه ممکنه همجنس باز باشه

00:34.135 --> 00:37.107
هر روز صبح که زباله
هاشو بیرون میبره

00:37.204 --> 00:41.175
لینت اسکاوو یکم توی
خواب وخیال میره

00:41.208 --> 00:45.284
که همیشه هم جزئیاتش یه جوره

00:45.379 --> 00:49.193
اینکه یه روز، همسایه ش
کارن مکلاسکی

00:49.283 --> 00:52.289
...بیافته و بمیره

00:52.386 --> 00:57.335
یه خونوادهء سوئدی دوست
داشتنی خونه شو بخرن

00:57.358 --> 01:01.135
که دوتا دختر دوقولوی
دوست داشتنی هم دارن

01:01.162 --> 01:05.110
خونواده ها پایه های
دوستی جاودانه رو بریزن

01:05.132 --> 01:08.241
بحدی که دختراشون با
پسرای اون ازدواج کنن

01:08.335 --> 01:10.272
...در یک مراسم باشکوه

01:10.371 --> 01:14.319
که لینت و شوهرش مجبور
نباشن براش پولی خرج کنن

01:17.111 --> 01:20.354
بله، لینت از خواب وخیال
روزانه ش لذت میبرد

01:20.381 --> 01:24.058
ولی خانم مکلاسکی
همیشه یه راهی داشت که

01:24.151 --> 01:27.155
...لینت رو به سمت
واقعیت بکشونه

01:27.188 --> 01:28.258
هی، هی، هی

01:28.289 --> 01:32.237
هی! چرا داری سطلهای
آشغل منو میدزدی؟

01:32.259 --> 01:35.299
از دو روز پیش که آشغالی اومده
اینا همینطور وسط خیابونن

01:35.396 --> 01:39.108
ـ   گفتم حتما دیگه نمیخوایشون
ـ   اوه، خیلی بامزه بود

01:39.200 --> 01:42.238
خوبه. بده ببینم

01:42.269 --> 01:45.116
اون رنگ طلائی ای که خونه تو
باهاش رنگ کردی بس نیست

01:45.206 --> 01:48.153
که مجبوریم تمام روز سطل
آشغالاتو هم نگاه کنیم

01:48.175 --> 01:49.281
آداب معاشرت
همسایه ای میخوای؟

01:49.376 --> 01:53.124
چطوره یه باغبون استخدام کنی تا اون جنگلی
که جلوی حیاط درست کردی رو مرتب کنه؟

01:53.314 --> 01:55.385
ـ   من در آمدم ثابت
ـ   اوه؟

01:55.416 --> 01:59.025
شاید بهتر باشه بری یه
جایی که ارزون تره

01:59.119 --> 02:01.121
ـ   مثل خونهء سالمندان
ـ   برو بمیر

02:01.121 --> 02:03.362
که با عموزاده هات باشی، ها؟

02:05.392 --> 02:07.269
و ، میدونی

02:09.263 --> 02:11.300
خانم ... خانم مکلاسکی ...

02:11.332 --> 02:14.108
خانم ملاکسکی، حالتون خوبه؟

02:15.302 --> 02:17.373
من درب رو باز میکنم

02:20.307 --> 02:21.342
خانم مکلاسکی ...

02:21.342 --> 02:23.085
برای یه لحظهء کوتاه

02:23.177 --> 02:27.216
لینت حاضر بود که یه
تصمیم فوق العاده بگیره

02:29.350 --> 02:32.197
و اگرچه میدونست که اگه اینکارو
بکنه سرصبحی از خودش متنفر میشه

02:32.286 --> 02:35.224
لینت تصمیم گرفت
کار درست رو انجام بده

02:35.322 --> 02:37.302
لینت، دارن منو کجا میبرن؟

02:37.324 --> 02:41.136
دارین میرین بیمارستان
حالتون خوب میشه

02:41.161 --> 02:44.201
ـ   نمیخوام تنهایی برم. دنبالم بیا
ـ   اوه، آم

02:44.298 --> 02:49.307
اینا تکنسینهای تعلیم دیده ای هستند
و منم توی فریزر .. گوشت گذاشتم

02:49.403 --> 02:52.282
خواش میکنم. من میترسم

02:55.309 --> 02:58.019
باشه، همرات میام

02:58.112 --> 03:00.149
ممنونم

03:01.148 --> 03:04.086
اگه مردم، نمیخوام
با غریبه ها باشم

03:04.184 --> 03:09.133
ـ   شما قرار نیست بمیری
ـ   چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟

03:09.290 --> 03:13.136
البته، لینت جوابی نداد

03:13.160 --> 03:16.300
چطور میتونست به همسایه ش
بگه که بعضی از اون رویاها

03:16.330 --> 03:21.336
...به حقیقت پیوستنشون چقدر قشنگه؟

03:21.360 --> 04:01.360
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:07.114 --> 04:09.390
زندگی یک مسافرت

04:10.117 --> 04:15.057
که اگه با یک همسفر در کنارمون
مسافرت کنیم خیلی بهتر میشه

04:15.155 --> 04:19.228
ولی گاهی اوقات، در بین
راه همسفرمونو گم میکنیم

04:19.259 --> 04:23.264
و اونوقت مسافرت
غیرقابل تحمل میشه

04:24.164 --> 04:26.144
نوح

04:26.367 --> 04:30.406
نمیدونستم آدم دینداری هستی
اون تسبیح دیگه چیه؟

04:32.206 --> 04:33.310
اونا دیادرا رو پیدا کردند

04:33.340 --> 04:35.286
چی؟

04:37.211 --> 04:40.058
جسدش توی یه صندوقچه
اساب بازی چپونده شده بود

04:40.147 --> 04:43.219
باورت میشه؟

04:43.250 --> 04:46.322
یه صندوقچهء اسباب بازی

04:50.324 --> 04:54.170
اون تجریه شده بود

04:59.299 --> 05:01.370
خدای من

05:03.303 --> 05:07.251
پلیس از دندونهاش
شناسائیش کرده

05:09.309 --> 05:13.155
اون 15 ساله که مرده بوده

05:13.414 --> 05:17.091
تمام اون مدتی که
دنبالش میگشتم

05:17.184 --> 05:20.222
اون رفته بوده

05:21.255 --> 05:24.259
خیلی متأسفم

05:25.392 --> 05:29.169
باید بچه مو دفن کنم

05:29.196 --> 05:32.043
اومدم اینجا تا

05:32.132 --> 05:35.306
...بفهمم چه جور سنگ
قبری براش بگیرم

05:36.270 --> 05:38.250
تو نباید الان اینکارو بکنی

05:38.272 --> 05:41.151
بیا تا خونه برسونمت

05:41.408 --> 05:45.085
ـ   یه پلیس هست که میخوام باهاش
صحبت کنی. ـ   یه پلیس؟

05:45.179 --> 05:47.059
اسمش سالیوان

05:47.147 --> 05:50.356
بهش پول دادم تو رو از جریان
قتل همسایه تون بکشه بیرون

05:50.384 --> 05:54.127
اون پرونده دیادرا رو بهت میده

05:54.254 --> 05:57.201
ظاهرا یه سرنخهای دارن

06:04.298 --> 06:07.202
نمیدونم. فکر میکنم داریم
مرتکب اشتباه بزرگی میشیم

06:07.301 --> 06:10.111
ما تصمیممون رو گرفتیم
بهتره سرش وایسیم

06:10.137 --> 06:12.142
بیا فرض کنیم سه هفته
بیشتر اونو اینجا بزاریم

06:12.239 --> 06:15.118
هیچ میدونی ممکنه
چه اتفاقاتی بیافته؟

06:15.142 --> 06:18.080
پسرمون به ما گفته که
ممکنه همجنس باز باشه

06:18.178 --> 06:21.218
200 تا پسر دیگه هم
توی این اردوگاه هستند

06:21.315 --> 06:25.254
میتونم بهت توضیح بدم که اگه اونو
اینجا ولش کنیم ممکنه چه اتفاقی بیافته

06:25.352 --> 06:29.095
ولی من یه خانوم هستم و
همچین مسایلی رو بیان نمیکنم

06:34.161 --> 06:37.235
شرط میبندم که نگرانی ما بیهوده ست
این احتمالا یه مرحله از زندگیشه

06:37.331 --> 06:42.178
میبریمش مرکز مشاوره مسیحیها و
این جریان شیوهء زندگیش نمیشه

06:42.202 --> 06:46.107
هرچی باشه یا بشه، اون هنوز
پسرمونه و ما دوستش داریم

06:46.206 --> 06:47.244
چرا اینو به من میگی؟

06:47.341 --> 06:52.154
چون کاملا معلومه که چقدر درمورد این
جریان همجنس بازی وحشت زده شدی

06:52.179 --> 06:55.117
ممکنه شده باشم، ولی به این معنی
نیست که حسم نسبت به اون عوض شده

06:55.215 --> 06:58.128
من فقط میگم که، خونسرد باش

07:01.355 --> 07:06.100
ـ   میتونم به اندازهء تو خونسرد باشم
ـ   خیلی خب

07:15.402 --> 07:18.283
خیلی خوبه که برگشتی

07:18.372 --> 07:21.014
اندرو

07:21.108 --> 07:25.079
اگه تو حتی یه قاتل هم بودی
من بازم تو رو دوست داشتم

07:35.188 --> 07:37.225
مامانی، صف تکون نمیخوره

07:37.257 --> 07:40.170
اوه، محض رضای خدا

07:46.166 --> 07:47.304
مامان

07:47.334 --> 07:49.077
مامان. بچه ها منتظرن

07:49.169 --> 07:53.311
اوه، عزیزم، هکتور توی مرکز
فرهنگی رقص سالسا یاد میده

07:53.340 --> 07:58.085
ـ   خصوصی هم تدریس میکنم
ـ   آره جون خودت

07:58.111 --> 08:01.183
مامان، میشه لطفا با
بستنی فروش لاس نزنی؟

08:01.214 --> 08:02.215
چرا نزنم؟

08:02.249 --> 08:06.063
یعنی دلیلی بیشتر از اینکه
اون بستنی فروش میخواین؟

08:06.153 --> 08:09.134
به این میگن پیش بردن زندگی

08:09.156 --> 08:11.261
شما همین دوهفته پیش
با مورتی بهم زدین

08:11.291 --> 08:14.135
حداقل تظاهر کنین که ناراحتین

08:14.161 --> 08:16.132
تو دیگه زیادی به
یه چیز میچسبی

08:16.229 --> 08:18.368
باید بریم خوش بگذرونیم

08:18.398 --> 08:21.040
میدونم امشب
میتونیم چیکار کنیم

08:21.134 --> 08:24.277
میتونیم بریم کلوپ رقص و
چندتا پسر خوشکل تور کنیم

08:24.371 --> 08:27.113
ـ   مامان
ـ   عالی میشه

08:27.140 --> 08:31.147
من میگم 42 سالمه و تو
هم میتونی 28 ساله باشی

08:31.244 --> 08:33.121
چی؟

08:33.146 --> 08:35.319
اوه! تو هم میتونی موفق بشی

08:41.221 --> 08:44.068
خانم مکلاسکی، از
بیمارستان برگشتین؟

08:44.157 --> 08:47.061
معلوم شد با قرصهای درد
مفصلهام زیاد حال کردم

08:47.160 --> 08:51.199
با یه قرص، میتونم قوطی رو باز کنم. با چهار
تا قرص، رو به زمین پیش به سوی عالم باقی

08:51.231 --> 08:53.168
تو هم خیلی زود فهمیدی

08:53.266 --> 08:57.305
خب، خوشحالم
میبینم حالتون خوبه

08:57.337 --> 09:02.050
بگیر، واسه تشکر بخاطر اینکه
نزاشتی امروز توی حیاط بمیرم

09:02.142 --> 09:04.315
ـ   اوه، خانم مکلاسکی، نباید
ـ   نگهش دار

09:04.344 --> 09:07.157
از مخمل اصله. سالهاست توی
خونواده مون داره میچرخه

09:07.247 --> 09:12.390
من ... نمیدونم چی بگم
خیلی قشنگه، ممنون

09:26.266 --> 09:29.304
ـ   باید دعوتتون کنم بیاین توو
ـ   میخوام بهت بگم دکترم چی گفته

09:29.336 --> 09:32.112
ورم مفاصل کمترین مشکلمه

09:32.139 --> 09:35.120
میبینی، این علامت روی پوستم
یا همیتی که فکر میکردم علاممته

09:35.142 --> 09:37.213
ولی قضیه خیلی جدی تر
از این حرفاست

09:42.182 --> 09:43.354
فکر میکنی داری
چیکار میکنی؟

09:43.383 --> 09:47.060
خواهش میکنم، بیشتر از این نمیتونم جلوی
تلویزیون بخوابم. میخوام توی تخت بخوابم

09:47.154 --> 09:51.227
بهتره بری متل، چون
اینجا جایی نداری

09:51.391 --> 09:55.100
چند بار باید بگم عذر میخوام؟

09:55.128 --> 09:58.200
اینطور که پیداست، یکم بیشتر

09:58.365 --> 10:01.244
به کاری که کردم
افتخار نمیکنم

10:01.268 --> 10:03.373
قبول دارم که نامناسب بود

10:04.237 --> 10:08.185
میخوای برگردی توی این تخت؟
میدونی باید چیکار کنی

10:10.110 --> 10:12.115
ـ   من قرارداد بعد از ازدواجو
پاره نمیکنم. /ـ   چرا نمیکنی؟

10:12.212 --> 10:16.217
چون این تنها راهی که میتونم مطمئن باشم
بعد از اینکه از زندان میام بیرون تو اینجایی

10:16.249 --> 10:19.221
خب، پس توی
متل خوش بگذره

10:19.319 --> 10:22.291
باشه. فردا کارت
اعتباریت رو باطل میکنم

10:22.389 --> 10:24.132
چی؟

10:24.224 --> 10:26.363
و کارت خودپردازت رو
هم ازت میگیرم

10:26.393 --> 10:28.273
پس برای پول
باید چیکار کنم؟

10:28.361 --> 10:32.275
شاید یه بار که دیدی چی به چیه
با من با احترام رفتار کنی

10:32.299 --> 10:35.203
احترام منو میخوای؟
قرارداد بعد از ازدواجو پاره کن

10:35.302 --> 10:37.373
بالشتمو بده

10:39.206 --> 10:40.207
یه چیز دیگه

10:40.207 --> 10:43.145
اگه یه بار دیگه اذیتم
کنی، میکشمت.

10:43.243 --> 10:47.089
اگه تو بخاطر یه مرد دیگه منو
ترک کنی، منم تو رو میکشم

10:50.417 --> 10:55.230
پسر، با این همه هوس، باعث
خجالت نیست که سکس نداریم؟

11:13.601 --> 11:15.512
حس میکنم توی تله افتادم

11:15.537 --> 11:18.680
ـ   میخوای پنجره رو باز کنم؟
ـ   نه، دارم درمورد زندگیم حرف میزنم

11:18.773 --> 11:20.753
اوه

11:20.775 --> 11:22.755
یعنی بسه دیگه؟

11:22.777 --> 11:25.690
نه، نه، تو کارتو بکن

11:26.581 --> 11:27.753
پس چیه؟

11:27.782 --> 11:32.461
من خوشحال نیستم
با کارلوس و ازدواجم

11:32.554 --> 11:35.435
حس میکنم هیچ راهی ندارم
همین منو دیوونه میکنه

11:35.523 --> 11:38.629
هربار توی زندگییم یه چیزی
جابه جا میشد، همیشه یه نقشه ای داشتم

11:38.660 --> 11:41.507
ـ   حالا، حس میکنم که هیچی ندارم
ـ   پس من چی؟

11:41.596 --> 11:44.668
ـ   نمیتونم نقشهء بعدیتون باشم؟
ـ   لعنتی، جان. قانون جدیدمون چیه؟

11:44.699 --> 11:47.637
وانمود نکنیم که با
هم آینده ای داریم

11:47.735 --> 11:50.673
ـ   ممنون
ـ   نمیتونیم بزاریم و بریم

11:50.772 --> 11:54.518
نه. اگه برم، بی پول
میشم و این وحشتناک

11:54.609 --> 11:57.522
اگه بمونم، توی کنترل
کارلوسم و این وحشتناکتره

11:57.545 --> 11:58.685
و اون تمام کارت
اعتباریهامو باطل کرده

11:58.780 --> 12:02.489
یعنی اینکه من باهاش ازدواج
کردم و از خریدن کردن عاجزم

12:02.517 --> 12:05.455
که احتمالا از صدتا
فحش هم بدتره

12:05.553 --> 12:09.501
ـ   متأسفم
ـ   بالاخره یه فکری میکنم

12:10.592 --> 12:13.766
امروز زیاد سرحال
نیستم. باید برم

12:16.531 --> 12:17.771
صبرکن

12:20.702 --> 12:23.546
ـ   این چیه؟
ـ   شما لایق چیزهای خوبین

12:23.571 --> 12:26.711
اگه آقای سولیس نمیخواد
تهیه شون کنه، من میتونم

12:27.742 --> 12:31.419
ـ   با کارت اعتباری دانش آموزیت؟
ـ   من خودم مشغولم

12:31.512 --> 12:33.514
ـ   تو حیاط اصلاح میکنی
ـ   پول خوبی در میارم

12:33.548 --> 12:36.688
من 20 تا خونه کار میکنم و اینقدر
پول جمع کردم که عضو باشگاه بشم

12:36.718 --> 12:39.665
ـ   نمیتونم
ـ   بله، میتونی

12:45.760 --> 12:47.606
تا آخرشو بهت پس میدم

12:47.695 --> 12:51.541
اگه میخوای
ولی مجبور نیستی

12:51.566 --> 12:54.672
خانم سولیس ... مراقبت
کردن از شما

12:55.603 --> 12:57.640
...رویای منه

12:57.672 --> 13:03.748
خب، دور از منه که بخوام سد راه
رویای یک مرد جوان بشم

13:04.579 --> 13:08.686
باشه، تام، بعد از اینکه
رفتم مغازه میرم خشکشوئی

13:08.716 --> 13:12.562
نمیدونم. پورتر ساعت 4
وقت دندونپزشکی داره

13:12.587 --> 13:15.661
پس احتمالا کارای ماشین
باید بمونه واسه فردا

13:15.757 --> 13:18.601
باشه، آره، منم دوستت دارم

13:18.626 --> 13:20.437
ـ   خداحافظ
ـ   سلام

13:20.528 --> 13:23.566
برات یکم اوکادو آوردم. من یه
درختشو دارم ولی ازشون متنفرم

13:23.598 --> 13:26.536
بنظر خونوادهء تو از اینجور
چیزا خوششون میاد

13:26.634 --> 13:29.774
اوه، خانم مکلاسکی، ممنون
خیلی لطف کردین

13:29.804 --> 13:33.718
ـ   بیا یکم درست کنیم
ـ   اوه، آم ... الان وقت خوبی نیست

13:33.741 --> 13:36.520
من دارم میرم بیرون
یه عالمه کار دارم

13:36.611 --> 13:39.685
عالیه، ماشین من خرابه
و میتونم همراه تو بیام

13:39.781 --> 13:42.728
ـ   میخوام برم داروخونه
ـ   نه، نمیتونم

13:42.750 --> 13:45.529
عذر میخوام، ولی من یه عالمه
کار دارم که باید انجام بدم

13:45.620 --> 13:47.657
میتونی بعدا یا فردا منو ببری

13:47.689 --> 13:50.570
خانم مکلاسکی
فردا هم اصلا وقت ندارم

13:50.658 --> 13:52.535
اوه

13:52.560 --> 13:54.599
جالبه که نمیتونی 2
دقیقه با من باشی

13:54.696 --> 13:58.508
...ولی واسه گرفتن چراغ
مخملی من هیچ مشکلی نداری

13:58.533 --> 14:01.707
اوه، محض رضای خدا

14:02.770 --> 14:06.718
بگیر. باید اینو
پس بگیرین. من

14:07.575 --> 14:08.747
...براش جا ندارم

14:08.776 --> 14:11.552
این هدیه تشکر بخاطر
نجات دادن جونم بود

14:11.579 --> 14:15.552
میدونم، و واقعا رفتار
خیلی قشنگی بود

14:15.650 --> 14:18.688
ـ   ولی من فقط
ـ   هچی نگو، لینت

14:18.720 --> 14:21.496
میدونم میخوای چی بگی

14:34.569 --> 14:38.574
ـ   اوه ،خدا
ـ   سوزی، این تیمه

14:38.740 --> 14:40.617
عذر میخوام اگه ترسوندمتون

14:40.641 --> 14:44.646
اوه، آه ... اشکالی نداره، من

14:44.679 --> 14:47.617
فقط انتظار نداشتم یک ربع مونده به
ساعت یک شب کسی رو بیدار ببینم

14:47.715 --> 14:51.461
اوه، سوزی، تو هم
باید امشب بیای بیرون

14:51.552 --> 14:53.589
توی بار جزیره
با تیم آشنا شدم

14:53.621 --> 14:56.761
و منو با یه مشروب
دیوانه کننده آشنا کرد

14:56.791 --> 14:58.568
آتشفشان کثیف

14:58.659 --> 15:00.570
این

15:00.595 --> 15:02.666
بعدش رقصیدیم

15:02.797 --> 15:04.574
اونم منو مالید

15:04.665 --> 15:07.512
سوفی خیلی ... خوش هیکل

15:07.602 --> 15:11.541
آه، مامان، میتونم یه دقیقه توی
اتاق نشیمن باهاتون صحبت کنم؟

15:11.639 --> 15:15.587
ـ   اوه، حتما
ـ   سوزان دختر توئه؟

15:16.577 --> 15:18.548
ـ   آها
ـ   نه، نمیتونه

15:18.646 --> 15:19.647
ـ   بله! . ـ   نه

15:19.680 --> 15:20.750
ـ   آره
ـ   نه

15:20.782 --> 15:22.559
ـ   آره
ـ   نه

15:22.650 --> 15:24.687
ـ   بله ... . ـ   باشه، فهمیدیم

15:24.719 --> 15:26.756
جوان بنظر میرسه

15:29.624 --> 15:32.528
اوه، اون مرد انگشتهای
جادوئی داره

15:32.627 --> 15:35.506
هیچ معلومه داری چیکار میکنی؟
من یه دختر نوجوان دارم

15:35.530 --> 15:38.604
شما نمیتونی نصف شب مردی که توی
بار باهاش آشنا شدی رو بیاری اینجا

15:38.699 --> 15:41.737
فقط یکم باهم میخندیم
مگه چیه؟

15:41.769 --> 15:45.481
شما داری سعی میکنی از فکر مورتی
بیای بیرون ولی این راهش نیست

15:45.573 --> 15:47.575
برو بیرون و بهش
بگو بره خونه

15:47.608 --> 15:51.615
میدونی که این چندوقت چقدر افسرده
بودم. چرا نمیتونی پشتیبان باشی؟

15:51.712 --> 15:55.458
ـ   من خیلی پشتیبان بودم
ـ   نبودی. واقعا نبودی

15:55.550 --> 15:59.692
تیم مهمون منه و تا وقتی
من نگم نمیره خونه

16:02.523 --> 16:04.628
اگه تا پنج دقیقهء دیگه نره

16:04.659 --> 16:08.505
میرم بیرون و سن
واقعیت رو بهش میگم

16:16.737 --> 16:21.777
تیم، وقتشه که دیگه
خداحافظی کنیم

16:29.550 --> 16:31.587
دلفینو

16:32.753 --> 16:34.630
بله

16:34.755 --> 16:36.701
شما باید سالیوان باشین

16:38.659 --> 16:41.663
پروندهء دختر نوح

16:41.696 --> 16:44.475
آره، اون گفت شما
سرنخهایی دارین

16:44.565 --> 16:47.671
آره، سرنخهایی داریم

16:48.569 --> 16:51.473
ـ   مشکلی هست؟
ـ   خدا، نمیدونم

16:51.572 --> 16:56.521
دارم یه گزارش محرمانهء پلیس رو
میدم دست یه آدم قاتل و دلال مواد

16:56.544 --> 16:59.525
چرا باید مشکلی باشه؟

17:02.583 --> 17:04.585
ممنون

17:04.685 --> 17:06.756
یعنی حال و روز عدالتمون
باید به اینجا برسه؟

17:06.787 --> 17:11.500
آدمایی مثل تو بدون اعتناء به
دنیا توی خیابون قدم بزنن؟

17:11.592 --> 17:15.665
ـ   من وقتمو گذروندم
ـ   نه به اندازه کافی، آشغال عوضی

17:19.567 --> 17:22.673
خوشحالم که شانسش جور شد
تا همدیگه رو ملاقات کنیم

17:23.571 --> 17:26.680
چون ظاهرا، با لطف شما من
دیگه مشکوک به آدمکشی نیستم

17:26.774 --> 17:31.723
نمیخوام ناسپاسی کرده باشم
ولی فقط کنجکاو شدم بدونم

17:32.580 --> 17:36.722
این روزها برای خریدن یه مامور
رسیدگی به قتل چقدر خرج داره؟

17:40.621 --> 17:42.760
بازم ممنون

17:43.691 --> 17:46.695
هی، دلفینو. یه چیز دیگه

18:03.744 --> 18:07.692
حالا این پرونده گم شده بوده

18:07.715 --> 18:09.652
...فهمیدی؟

18:09.750 --> 18:13.789
اگه حتی زمزمه ای از این
جریان پشت سرم بپیچه

18:13.821 --> 18:18.531
...فقط یه پلیس کش توی
خیابون وجود داره

18:23.698 --> 18:28.647
و محض رضای خدا
پرونده رو خونی نکنی

18:54.057 --> 18:57.962
خانم، عذر میخوام، ولی کارت
اعتباریتون کار نمیکنه

18:58.061 --> 19:00.007
چی؟

19:00.029 --> 19:03.033
اوه، نه، امکان نداره
این یه کارت جدیده

19:03.066 --> 19:05.207
همین الان باهاش خرید کردم
دوباره امتحانن کنین

19:05.301 --> 19:09.147
خانم، سه بار امتحاننش کردم
و بعد با بانک تماس گرفتم

19:09.172 --> 19:12.019
میشه یه کارت
دیگه رو امتحانن کنم؟

19:12.108 --> 19:15.214
البته که میتونین. میشه یه
لحظه به من وقت بدین؟

19:23.253 --> 19:25.064
ـ   بله؟ . ـ   منم

19:25.155 --> 19:27.126
سعی کردم باهات تماس بگیرم
گوشینو خاموش کرده بودی

19:27.223 --> 19:31.171
توی یه رستوران دوست داشتنی دارم یه غذای
دوست داشتنی میخورم که نمیتونم پولشو بدم

19:31.194 --> 19:34.107
ـ   غذا رو سفارش دادی؟
ـ   خوردمش تموم شده رفته

19:34.130 --> 19:36.101
شرکت کارت اعتباری
با مامانم تماس گرفت

19:36.199 --> 19:38.978
گفتند با کارتم یه سری فعالیتهای
غیرمعمولی انجام شده

19:39.068 --> 19:41.105
ـ   من کفش خریدم
ـ   نمیدونستم

19:41.137 --> 19:43.142
مامانم شروع کرد
به سوال پرسیدن

19:43.239 --> 19:46.152
و منم از دهنم پرید که دزدیتش
و اونم کارت رو کنسل کرد

19:46.176 --> 19:48.247
چرا با والدیتت تماس گرفتند؟
این حساب مال توئه

19:48.278 --> 19:51.091
اونا ضمانتش کردند

19:51.181 --> 19:55.027
ـ   اگه به پیشخدمت توضیح بدی
ـ   چی؟

19:55.051 --> 19:57.090
بگم کارتم توسط مامانی
خاطرخواهم کنسل شده؟

19:57.187 --> 20:01.058
دیگه میتونی چیکار کنی؟
کفشهارو پس بده و پولشو پس بگیر

20:01.157 --> 20:03.262
کفشهارو پس بدم؟

20:03.293 --> 20:06.297
وقتی داری عصبی میشی
نمیتونم باهات حرف بزنم

20:08.164 --> 20:12.112
پس، خانم، درمورد صورت
حساب میخواین چیکار کنین؟

20:25.081 --> 20:28.190
عصربخیر، من یه بسته برای
همسایه تون، کارن مکلاسکی دارم

20:28.284 --> 20:31.131
ـ   میشه شما امضاء کنین؟
ـ   مگه خودش خونه نیست؟

20:31.221 --> 20:33.067
کسی جواب نمیده

20:33.156 --> 20:36.069
خیلی خب

20:39.028 --> 20:40.063
باشه

20:40.063 --> 20:42.009
ممنون

20:52.041 --> 20:53.147
پس بزار یه بار دیگه بگم

20:53.243 --> 20:56.247
تنیس بازی میکنی
شراب رو میشناسی

20:56.279 --> 20:58.125
و مانداریایی هم
بلدی صحبت کنی

20:58.214 --> 21:01.218
همه مردهای توی دنیا
میخوان سر به تنت باشه؟

21:01.251 --> 21:04.130
اینجوریها هم که میگی نیست

21:04.153 --> 21:06.932
امروز صبح از روی سینه م
یه موی سفید کشیدم بیرون

21:07.023 --> 21:10.129
نمیدونم
منکه هواتو دارم

21:12.028 --> 21:14.167
میدونی، از صحبت کردن
با شما واقعا لذت بردم

21:14.197 --> 21:17.007
شما، آه

21:17.166 --> 21:19.012
خب، روزمو ساختین

21:19.102 --> 21:23.073
توی این فکر بودم، که اگه
دوست داشته باشی بازم باهم

21:24.207 --> 21:28.920
خب، سام، حقیقت اینه که
درحال حاضر با یکی رابطه دارم

21:29.012 --> 21:33.154
ـ   فقط میخواستم رو راست باشم
ـ   هیچ اشکالی نداره، تینا

21:35.018 --> 21:37.999
راستی، مهمون من

21:38.021 --> 21:40.128
ـ   اوه، نه، نباید اینکارو بکنی
ـ   اوه، خواهش میکنم

21:40.223 --> 21:43.170
باعث افتخارمه

21:49.232 --> 21:54.181
ـ   خیلی زشت میشه
ـ   طوری نمیشه

21:54.203 --> 21:57.141
اندرو! عزیزم، عجله کن
شام حاضره

21:57.240 --> 22:00.050
مثل این میمونه که براش
یه تله کار گذاشتیم

22:00.076 --> 22:02.283
برای خودشم خوبه. حالا میبینی

22:04.147 --> 22:06.186
چه بوی خوبی. چی داریم؟

22:06.282 --> 22:10.096
من خوراک گوشت با کلم
ترش و شیرین درست کردم

22:10.186 --> 22:13.190
یه دستور غذاست که از توی یه
کتاب آشپزی آلمانی قدیمی پیدا کردم

22:15.124 --> 22:19.004
من درب رو باز میکنم
عزیزم، چرا شراب نمیریزی؟

22:21.297 --> 22:25.268
ـ   مگه دنییل خونهء وندی نیست؟
ـ   آره، همونجاست

22:25.301 --> 22:29.081
خب، پس چرا مامان میزو
واسه چهار نفر چیده؟

22:29.172 --> 22:33.052
ـ   ها؟
ـ   پرسیدم، کی قراره واسه شام بیاد؟

22:34.077 --> 22:37.151
اندرو، جناب کشیش
سایکس رو یادته، مگه نه؟

22:37.246 --> 22:40.059
اوه، بیخیال

22:40.149 --> 22:45.121
جناب کشیش، چرا شما نمیشینین تا منم
برم یه نوشیدنی خنک براتون بیارم

22:47.090 --> 22:49.036
آه

22:49.058 --> 22:53.165
خب ... اندرو
خیلی وقته ندیدمت

22:54.030 --> 22:56.035
بله، همینطوره

22:56.132 --> 22:58.137
یکم آب میل دارین؟
ساده یا گازدار؟

22:58.234 --> 23:00.271
اوه، گازدار لطفا

23:01.070 --> 23:02.208
پس

23:02.238 --> 23:04.049
...مادرت به من گفت

23:04.140 --> 23:09.112
نسبت به پسرهای دیگه
میل جنسی پیدا کردی

23:13.282 --> 23:15.284
فکر نکنم منم بیونم از
اون شراب بخورم؟

23:15.318 --> 23:20.097
نه. تا آخرشو
خودم لازم دارم

23:21.023 --> 23:25.133
و سالهاست که مردمان جوان
زیادی به محفل ما میان

23:25.228 --> 23:29.040
...که بخاطر امیال غیرطبیعیشون
از خودشون متنفرن

23:29.065 --> 23:32.037
در عرض چندماه، اونا یک آرامش
درونی وآسودگی خاطر پیدا میکنن

23:32.135 --> 23:35.107
...چیزی که دست کمی
از معجزه نداره

23:35.204 --> 23:39.143
...و خواستار شدن تغییر
و کمی ایمان رو میطلبه

23:39.242 --> 23:44.089
عذر میخوام، ولی واقعا دلم نمیخواد
درمورد زندگی همبستریم حرف بزنم

23:44.247 --> 23:47.126
خب، این خیلی بده. چون
این مسئله احتیاج به بحث داره

23:47.150 --> 23:50.290
بیری، لطفا اجازه بده
پسر حرف بزنه

23:50.319 --> 23:52.062
ادامه بده

23:52.155 --> 23:56.128
خب، بخاطر پیشنهاد کمک
واقعا سپاسگذارم. واقعا ولی

23:56.225 --> 23:58.196
...من از خودم متنفر نیستم

23:58.294 --> 24:00.936
پس ... مشکلی ندارم

24:01.030 --> 24:05.206
پسرم، میدونم نوجوانی یعنی چی
دوران خیلی میهم و گیج کننده ایه

24:05.234 --> 24:07.180
من گیج نشدم

24:07.203 --> 24:11.151
من ... دقیقا میدونم کی هستم

24:15.311 --> 24:17.088
خب

24:17.180 --> 24:22.061
اگه یه وقت خواستی صحبت کنی
درب من همیشه به روی همه بازه

24:27.123 --> 24:33.096
جناب کشیش، قصد ندارم انتقاد کنم
ولی مثل اینکه شما تسلیم شدین

24:33.129 --> 24:36.135
ما نمیتونیم اونو مجبور
به پیمودن راه تقوی کنیم

24:36.232 --> 24:40.146
اون خودش باید بخواد
سفر رو شروع کنه

24:40.169 --> 24:43.915
پس ما چیکار کنیم؟ موقعی که داره با
پسرها قرار میزاره بشینیم و تماشا کنیم؟

24:44.006 --> 24:46.944
و در ضمن، واژه ی صحیح
همجنس باز نیست، انحراف جنسی

24:47.043 --> 24:49.045
ـ   داریم شام میخوریم
ـ   که چی؟

24:49.078 --> 24:52.059
نمیتونی تا دسر صبر کنی
بعد به پسرمون بگی منحرف ؟

24:52.081 --> 24:54.120
چطور میتونی اینقدر
غیر جدی باشی

24:54.217 --> 24:58.031
چون همون لحظه ای که این پیشنهاد رو
کردی میدونستم که این شام ایدهء بدیه

24:58.120 --> 25:02.000
ـ   خب، حداقل دارم سعی میکنم جلوگیری کنم
ـ   خواهش میکنم، نیازی به ناراحت شدن نیست

25:02.024 --> 25:05.098
من ناراحتم چون یه مشکلی هست و
انگار بجزء من هیچکس ملتفت نیست

25:05.194 --> 25:08.198
تا اونجایی که به من ربط داره
اگه اندرو با اینی که هست خوشحاله

25:08.231 --> 25:11.212
این وظیفهء ماست
که ازش حمایت کنیم

25:19.075 --> 25:22.115
ـ   پدرت مبتلا به آزار جنسی
ـ   بیری

25:22.211 --> 25:25.055
مجبورم میکنه با یه شلاق
اسب سواری بزنمش

25:25.081 --> 25:29.029
پس جای تعجب نیست که تو هم منحرف
شدی. ببین والدیتت چه کسایی هستند

25:35.091 --> 25:37.162
ببخشید

25:39.128 --> 25:41.108
عجب شب خوشی

25:41.130 --> 25:45.078
میدونی، احتمالا بد نیست هر چندوقت
یه بار اینجوری دور هم جمع بشیم

26:01.245 --> 26:02.451
سلام

26:02.480 --> 26:05.156
سلام، خبرهای خوب

26:05.249 --> 26:08.130
میدونم از دستم خیلی
عصبانی هستی

26:08.219 --> 26:12.158
ـ   من از دست شما عصبانی نیستم
ـ   بله، هستی. و من تو رو مقصر نمیدونم

26:12.256 --> 26:15.228
مردها چپ و راست
به تورم میخورن

26:15.326 --> 26:19.206
و منم یه زندگی خیلی
خوش و لذت بخش دارم

26:19.230 --> 26:22.336
و من چیکار میکنم؟ این زندگی
رو میندازمش توی صورتت

26:22.366 --> 26:25.145
ـ   از خودم متنفرم
ـ   مامان، من از شما متنفر نیستم

26:25.236 --> 26:28.240
خب، اگه اینطوره

26:28.272 --> 26:31.219
از حالا به بعد، توی تمام
خوشیها تو رو شریک میکنم

26:31.242 --> 26:34.316
ـ   خوشی ها
ـ   آها. خوشیهایی که مادرت درگیره

26:34.411 --> 26:36.382
چیکار کردین؟

26:36.480 --> 26:39.256
امشب من و تو دو
نفری میریم بیرون

26:39.283 --> 26:41.422
ـ   چی؟
ـ   تیم یه دوست داره که توی کارخونه ست

26:41.452 --> 26:45.400
فکر کردم چهارتاپیمون میتونیم بریم
بیرون، مشروب بخوریم، مزه بزنیم

26:45.422 --> 26:47.302
ـ   فراموشش کن
ـ   سوزی

26:47.391 --> 26:50.397
مامان، عذر میخوام، این روزا اصلا
حال و حوصلهء بیرون رفتن ندارم

26:50.494 --> 26:54.037
سوزی، عزیزم، خواهش میکنم
الان دیگه نمیتونم کنسلش کنم

26:54.231 --> 26:58.202
معلومه که میتونی. فقط باهاشون
تماس بگیر و بگو که نیان اینجا

27:03.207 --> 27:07.317
ـ   تیم
ـ   سلام، سوزی. این دوستمه، لامونت

27:07.411 --> 27:10.483
من مشروب نعنایی آوردم

27:22.459 --> 27:24.461
مطمئنم حالش خوبه

27:24.461 --> 27:28.273
اون هیچوقت نامه هاشو
بیرون ول نمیکرد

27:28.299 --> 27:30.270
آخه مگه چند بار اون
نامه های ما روآورده

27:30.367 --> 27:32.406
...بخاطر اینکه ما برشون نداشتیم؟

27:32.503 --> 27:34.246
که ایندفعه دومین بارش باشه

27:34.338 --> 27:37.185
نمیدونم، فکر میکنم
براش اتفاقی افتاده

27:37.274 --> 27:38.480
خیلی خب، پس برو
بهش یه سری بزن

27:38.509 --> 27:44.221
ولی اگه اشتباه کنم، میافتم توی یه
گفتگوی2ساعته درمورد میخچهء پا

27:44.248 --> 27:46.250
. . ـ   پس بهش سر نزن
ـ   از حالا، شپش ماه بعد

27:46.250 --> 27:49.288
وقتی جسدشو زیر
پله ها پیدا کردند

27:49.320 --> 27:52.201
به بچه ها چی بگم؟
آره، من اجازه دادم خانم مکلاسکی بمیره

27:52.289 --> 27:54.200
اصلا به بچه ها چه؟

27:54.225 --> 27:58.130
مثل اون قبض خشکشوئی ای که
روز هالووین تحویل بچه ها داد

27:58.229 --> 28:01.201
ـ   تام
ـ   گوش کن، عزیزم، چی میتونم بگم؟

28:01.298 --> 28:04.336
اگه اینکارو بکنی جهنمی شدی، و اگه
هم نکنی بازم جهنمی شدی، پس

28:04.368 --> 28:07.281
نمیدونم. هرکاری میخوای بکن

28:07.304 --> 28:10.217
عزیزم، الان یخورده ازت متنفرم

28:14.345 --> 28:16.416
سلام، عزیزم! کفشای جدیدمو ببین

28:16.447 --> 28:19.394
ـ   آره
ـ   خوشکل نیستن؟

28:19.416 --> 28:22.226
عزیزم، دارم
بازی رو نگاه میکنم

28:23.354 --> 28:25.459
عذر میخوام

28:30.261 --> 28:31.367
چطوری کفش جدید خریدی؟

28:31.462 --> 28:34.409
سیسسس! بعدا حرف بزن
داری بازی رو نگاه میکنی

28:34.431 --> 28:37.241
نه، میخوام همین الان
درموردش حرف بزنم

28:37.268 --> 28:41.116
ـ   تو هیچ پولی نداری، داستان چیه؟
ـ   اوه، همون داستانی که قبلا هم شنیدی

28:41.205 --> 28:44.482
دختره با پسره آشنا میشه، پسره واسهء
دختره چیز میخره، دختره خوشحال میشه

28:44.508 --> 28:46.149
تو چیکار کردی؟

28:46.243 --> 28:49.181
فراموش کرده بودم که مردها
میتونن چقدر سخاوتمند باشند

28:49.280 --> 28:52.284
تازه، فراموش کردم که راه
هایی هم دارم، یه عالمه راه

28:52.316 --> 28:55.288
ـ   درمورد چی حرف میزنی؟
ـ   به کارتهای اعتباری تو نیازی ندارم

28:55.386 --> 28:56.390
به پول تو نیازی ندارم

28:56.487 --> 29:00.333
ولی اگه ازدواجمون ادامه پیدا
کنه، به احترامت نیاز دارم

29:00.357 --> 29:03.329
ـ   من قرارداد بعد از ازدواجو پاره نمیکنم
ـ   بله، پاره میکنی

29:03.427 --> 29:08.467
چون اگه پاره نکنی، منم کفشای
جدیدمو میپوشم و از در میرم بیرون

29:09.366 --> 29:13.112
ـ   داری منو تهدید میکنی؟ /ـ   نه، فقط
دارم یه چیزیو خاطرنشون میکنم

29:13.203 --> 29:18.209
من یه دختر خوشکل هستم و دخترای
خوشکل هیچوقت تنها نمیمونن

29:32.389 --> 29:36.362
بسه دیگه! من واقعا قلقلکی ام

29:36.460 --> 29:39.307
پس، آه، کتاب بچه ها، درسته؟

29:39.396 --> 29:41.173
قلقلکم میاد

29:41.265 --> 29:46.171
امیدوارم بدونی که چقدر خوشبختی
هیچکس معنی واقعی خوشبختی رو نمیفهمه

29:46.270 --> 29:48.409
آره، این ... میتونه
قانع کننده باشه

29:50.240 --> 29:53.244
چرا به من ملحق نمیشی؟

29:55.346 --> 29:56.316
نه

29:56.413 --> 29:59.292
من واقعا قلقلکی ام

29:59.450 --> 30:02.126
ـ   بیخیال! ـ   چیه؟

30:02.219 --> 30:05.393
محض رضای خدا، اون قلقلکی
یه حرفو چند بار باید بهت بزنن؟

30:05.422 --> 30:10.394
اوه ... خیلی خوشه
بیا یه دیسک دیگه پیدا کنیم

30:10.394 --> 30:13.432
مامان، فکر نمیکنی
یکم دیر وقت؟

30:13.464 --> 30:15.310
بیخیال

30:15.399 --> 30:18.471
تو هنوز مشروبیو تموم نکردی

30:25.275 --> 30:28.313
یه کلاه دوز عالی
واسه یه عصر عالی

30:28.345 --> 30:31.283
پس، شب خیر
خیلی خوش گذشت

30:31.382 --> 30:33.487
لامونت، با تمام
اختراعاتت موفق باشی

30:34.218 --> 30:36.291
خب، الان ساعت 30:11 ست

30:36.387 --> 30:38.458
میخوام بترکونم

30:38.489 --> 30:41.199
یه جای عالی واسه
رفتن میشناسم

30:41.291 --> 30:45.239
ـ   اون بارکش قدیمی رو گرم کن
ـ   مامان، تمومش کن

30:45.429 --> 30:49.377
شما تنهایی با اون دوتا مرد توی ماشین
نمیرین. شما بسختی اونارو میشناسی

30:49.400 --> 30:54.113
میدونی که من درمورد مردم
غریزهء عالی ای دارم

30:54.204 --> 30:59.244
ـ   واسه همینه که چهار بار ازدواج کردی
ـ   آره، ولی دوبارشو با یه نفر

31:01.278 --> 31:04.384
ـ   مامان ... /ـ   سوزی،خواهش
میکنم، داری شرمنده م میکنی

31:04.415 --> 31:08.386
ـ   من دارم شرمنده ت میکنم؟
ـ   بله. و زیاد هم کردی

31:08.419 --> 31:12.165
خیلی خب، داشتم سعی میکردم
دست از ترشرویی برداری

31:12.256 --> 31:14.329
و تو از کمک کردن به
من خودداری میکنی

31:14.425 --> 31:18.330
اوه، و ایدهء کمک کردنتون اینه که
اجازه بدی تیم دست مالیتون کنه؟

31:18.429 --> 31:22.343
هی، نباید با مادرت اونطوری صحبت
کنی، اون یه خانم فوق العاده ست

31:22.366 --> 31:26.280
ـ   تیم، میتونی توی این قضیه دخالت نکنی؟
ـ   آره، سرت به کار خودت باشه

31:26.303 --> 31:29.343
ـ   مشکل تو چیه، رفیق؟
ـ   رفیق، تو داری مادرشو وسوسه میکنی

31:29.440 --> 31:34.219
این منو هم ناراحت میکنه
یالا، سوزی، بیا برگردیم توو

31:34.244 --> 31:39.284
بیا برگردیم توو؟ لامونت، بسه
دیگه. تو چیزی گیرت نمیاد

31:41.285 --> 31:45.358
آخه چرا اینطوری میکنی؟ من فقط
دارم سعی میکنم مشکلاتو حل کنم

31:45.389 --> 31:48.393
اینقدر وانمود نکنین که امشب
بخاطر کمک به من بوده

31:48.425 --> 31:52.171
شما میخواستین بری بیرون و خوش
باشی و لامونت هم به یه قرار نیاز داشت

31:52.262 --> 31:54.503
ـ   این حقیقت نداره
ـ   بله، داره

31:56.333 --> 31:59.212
خیلی خب، باشه. حقیقت داره

31:59.236 --> 32:01.309
من میخواستم برم بیرون و خوش
باشم. چرا نباید خوش باشم؟

32:01.405 --> 32:04.377
میدونی که بخاطر جدایی از
مورتی چقدر افسرده بودم

32:04.475 --> 32:05.476
آره، میدونم

32:05.509 --> 32:08.390
همین منو دیوونه میکنه
همین فرقی که بین ماست

32:08.479 --> 32:12.259
شما باید دل شکسته باشی و
داری همینطور پیش میری

32:12.382 --> 32:14.319
و من

32:14.418 --> 32:17.365
...فقط دل شکسته ام

32:21.358 --> 32:26.398
ـ   میدونم که ناراحتی
ـ   نه، مامان، من ناراحت نیستم

32:26.430 --> 32:29.277
و ترشرو هم نیستم

32:29.366 --> 32:34.315
من داغونم. و شما هم همش داری طوری ادا
درمیاری که فقط به چندتا آسپیرین نیاز دارم

32:34.338 --> 32:39.153
مورتی فقط یکی از دنباله
مردایی بود که باهاشون بودی

32:39.243 --> 32:41.382
و مایک

32:42.312 --> 32:45.259
اون فقط یکی بود

32:45.382 --> 32:48.261
چرا اینو نمیفهمی؟

32:59.459 --> 33:01.598
لینت هستم

33:02.595 --> 33:05.303
سلام؟

33:06.366 --> 33:08.403
خانم مکلاسکی؟

33:10.570 --> 33:13.246
خانم مکلاسکی، حالتون خوبه؟

33:13.339 --> 33:14.411
چطوری اومدی توو؟

33:14.507 --> 33:18.387
آه، آقای مولینز یه
کلید یدکی داشت

33:19.479 --> 33:23.427
ـ   چرا درب رو با نکردی؟
ـ   امیدوار بودم گمشی بری

33:25.385 --> 33:28.494
ـ   داروهاتونو نخواردین؟
ـ   احتیاجی ندارم

33:28.588 --> 33:33.333
ـ   گاهی اوقات درد خودش خوب میشه
ـ   آها

33:33.359 --> 33:37.398
بخاطر اینه که درب رو باز
نکردی، بخاطر دستات؟

33:38.431 --> 33:42.279
خانم مکلاسکی، شما هیچکس رو
نداری که کمکت کنه؟

33:42.368 --> 33:44.541
یه فامیل؟ یه ... دوست؟

33:44.570 --> 33:46.550
من خوبم

33:48.408 --> 33:50.410
باشه

33:53.379 --> 33:55.359
باشه

33:55.381 --> 33:57.520
آه ... قبل از اینکه بری

33:57.550 --> 34:01.327
میشه اینارو باز کنی و
قرصهارو بیاری بیرون؟

34:03.523 --> 34:06.561
ـ   آره
ـ   دستمالیشون نکن

34:06.592 --> 34:11.405
خدا میدونه بچه هات چه چیزایی دست میزنن
آخرین چیزی که لازم دارم بگیرم تب اسبه

34:12.498 --> 34:15.411
شما خیلی مشغولی، میدونستی؟

34:15.435 --> 34:18.282
این احمقانه ست، چرا به شما جعبه
قرص ایمنی از بچه هارو دادن؟

34:18.371 --> 34:22.319
فردا اول وقت میبرمت داروخونه
و برات جا قرصیه جدید میگیرم

34:22.342 --> 34:24.415
لازم نکرده لطف کنی
تو حتی از من خوشت نمیاد

34:24.510 --> 34:27.354
نمیخوام حس کنی موظفی

34:27.380 --> 34:30.520
بزار یه چیزی رو بهت بگم
نیمی از زندگی انجام وظایف

34:30.550 --> 34:34.227
نمیخوای به مهمونی دوستای
شوهرت بری، ولی میری

34:34.320 --> 34:38.291
نمیخوای برای بچه هات آبنبات بخری
تا بیونن فلوت بخرن، ولی میخری

34:38.324 --> 34:41.498
نمیخوای بری عروسی سومین
نسل فامیلت، ولی میری

34:41.527 --> 34:43.598
این زندگی، وظایف

34:44.430 --> 34:46.503
و حالا شما وظیفهء من هستی

34:46.599 --> 34:49.309
فردا صبح میریم داروخونه

34:49.402 --> 34:52.508
خدای من، با این بیرون
ریختن غمت متأثر شدم

34:52.538 --> 34:55.351
مجبور نیستیم با
هم دوست باشیم

34:55.441 --> 34:58.320
ولی ما دوتا انسانیم

34:58.344 --> 34:59.484
روی یه قسمت از
زمین زندگی میکنیم

34:59.579 --> 35:04.324
حداقل میتونیم هرچندوقت
یه بار به هم کمک کنیم

35:07.453 --> 35:10.400
و میدونی چیه؟

35:12.525 --> 35:15.529
اینو برمیدارم

35:15.561 --> 35:17.407
باشه

35:17.497 --> 35:20.569
ـ   فردا صبح می بینمت
ـ   ساعت 9 بیا دنبالم

35:21.567 --> 35:24.343
و دیر هم نکن

35:30.443 --> 35:33.549
اندرو، بیا اینجا
میخوام اینو ببینی

35:36.416 --> 35:38.455
آه ... داری چیو نگاه میکنی؟

35:38.551 --> 35:41.532
دارم عکسهای
بچگیتو نگاه میکنم

35:41.554 --> 35:44.330
اینو ببین

35:45.458 --> 35:50.339
ـ   اونجا چند سالم بوده؟
ـ   فقط چهار هفته

35:57.503 --> 36:01.283
هیچوقت اینو بهت نگفتم، ولی
وقتی تو رو دنیا آوردم

36:01.374 --> 36:03.411
...شرایط بغرنج بود

36:04.343 --> 36:08.519
بند ناف دور گردنت پیچیده
بود و تو نفس نمیکشیدی

36:08.548 --> 36:11.427
اتاق خیلی ساکت بود

36:11.451 --> 36:13.456
و میدونستم که تو
توی دردسری

36:13.553 --> 36:16.500
واسهء همین صورتمو کردم سمت
دکتر و با آرامش گفتم

36:16.522 --> 36:21.337
که نمیخواد نگران من باشه
گفتم وظیفش که تو رو نجات بده

36:21.427 --> 36:24.408
وقتی که گفتم حاضرم
برات بمیرم

36:25.498 --> 36:28.411
...اون فقط یه حرف نبود

36:29.368 --> 36:31.439
واقعا حاضر بودم

36:31.471 --> 36:33.417
آره، خب، آه

36:33.439 --> 36:37.410
من میرم ساندویچمو بخورم

36:37.410 --> 36:41.324
اندرو، خواهش میکنم. فقط برو با
جناب کشیش سایکس حرف بزن

36:41.347 --> 36:43.418
ـ   اوه، محض رضای خدا
ـ   اون میتونه باهات مشاوره کنه

36:43.449 --> 36:46.296
ـ   کمکت میکنه. .. ـ   مامان
من هیچ کمکی لازم ندارم

36:46.385 --> 36:50.424
باشه؟ من خوبم. چرا اینقدر
به این قضیه چسبیدی؟

36:50.456 --> 36:54.529
چون اگه اینی که هستی رو تغییر
ندی اونوقت به بهشت نمیری

37:00.399 --> 37:02.470
شما، آه

37:03.469 --> 37:06.248
فکر میکنی من به
بهشت نمیرم؟

37:06.339 --> 37:08.512
نه، نمیری

37:09.408 --> 37:14.482
و اونجا به تو نیاز دارم
بدون توی خیلی تنها میشم

37:19.318 --> 37:20.456
خب

37:20.486 --> 37:24.332
بگمونم ... بهتره برم با جناب
کشیش سایکس صحبت کنم

37:24.357 --> 37:26.396
اوه، اندرو

37:26.492 --> 37:31.407
خیلی ممنونم! نمیدونی
این چقدر برام معنی داره

37:36.335 --> 37:37.509
اوه! خدای من

37:37.603 --> 37:39.449
حالت خوبه؟

37:39.539 --> 37:43.351
اوه، آره، فقط از روی
پله ها افتادم. خوبم

37:43.376 --> 37:46.585
ـ   چه خبره؟
ـ   سوزان هنوز عاشقته

37:48.548 --> 37:51.586
عجب، آه ... باشه

37:52.451 --> 37:54.556
الان برای این گفتگو
زمان خوبی نیست

37:54.587 --> 37:57.434
اون دلش برات
خیلی تنگ شده

37:57.523 --> 38:01.303
تازه خبردار شدم شخصی که
خیلی بهش نزدیک بودم مرده

38:01.394 --> 38:03.274
باید بفهمم چیکار کنم

38:03.362 --> 38:06.400
واسه همین درحال حاضر وقت
ندارم درمورد سوزان فکر کنم

38:06.432 --> 38:09.413
اون خیلی خیلی ناراحته
و اگه بیونی فقط

38:09.435 --> 38:11.540
واقعا نمیتونم

38:11.571 --> 38:14.415
متأسفم

38:38.564 --> 38:41.408
(پائول یانگ)

38:52.674 --> 38:58.647
به خداوند بزرگ سوگند میخورم که
یک کلمه از حرفای امروزو جایی نگم

38:58.680 --> 39:01.854
خب، چی توی ذهنته؟

39:03.785 --> 39:07.665
خب، موضوع اینه
من به والدینم دروغ گفتم

39:07.689 --> 39:10.627
ـ   من همجنس باز نیستم
ـ   نیستی

39:10.725 --> 39:12.705
واقعا نیستم

39:13.762 --> 39:16.834
ببین، تنها چیزی که میدونم، اینه که
میخواستم از اون اردوگاه بیام بیرون

39:16.865 --> 39:19.641
واسه همین ... به
والدینم دروغ گفتم

39:19.668 --> 39:23.744
و بهشون گفتم که واقعا از حسی که
نسبت به پسرای دیگه دارم نگرانم

39:23.838 --> 39:26.617
اونا هم دقیقا کاری رو
کردند که من میخواستم

39:26.708 --> 39:31.657
ـ   اونا فقط ابزارن
ـ   عذرمیخوام، فقط میخوام بدونم

39:31.680 --> 39:33.819
تو به جنس مخالف
علاقه داری یا نه؟

39:33.848 --> 39:36.558
ببین

39:36.651 --> 39:39.791
من عاشق بستنی
وانیلی هستم، خب؟

39:39.821 --> 39:44.670
ولی، هر از چندگاهی، احتمالا
دلم هوس بستنی شکلاتی میکنه

39:44.759 --> 39:47.740
میدونی دارم چی میگم؟

39:48.663 --> 39:52.807
میدونم. ولی خدا ترجیح میده
که به بستنی وانیلی بچسبی

39:52.901 --> 39:55.848
من به خدا اعتقاد ندارم

39:55.870 --> 39:57.807
ـ   نداری؟
ـ   نه

39:57.906 --> 40:00.785
عذر میخوام

40:01.776 --> 40:03.778
میدونی که مادرت داغون میشه

40:03.778 --> 40:06.622
اون برای عوض شدن تو
خیلی سخت دعا میکنه

40:06.648 --> 40:08.687
خب، این خبر خوبیه

40:08.783 --> 40:11.562
منم میخوام عوض
بشم. به بهترین نوع

40:11.653 --> 40:14.725
من ... من مطمئن
نیستم فهمیده باشم

40:16.825 --> 40:20.773
میدونی مامانم دیشب
به من چی گفت؟

40:20.795 --> 40:24.541
گفت فکر نمیکنه
من به بهشت برم

40:24.632 --> 40:26.805
باورت میشه؟

40:26.835 --> 40:30.547
مطمئنم که قصد نداشته
احساسات تو رو جریحه دار کنه

40:30.638 --> 40:35.747
ولی تنها راه شناختن بهشت
توبه کردن از گناهانته

40:38.613 --> 40:40.650
وقتی اون حرفو به من زد

40:40.682 --> 40:43.620
یهو به خودم اومدم که میخوام
دل مامانمو بدست بیارم

40:43.718 --> 40:48.667
از حالا به بعد، میخوام
خیلی خوب بشم

40:48.690 --> 40:51.730
سبزیجاتمو میخورم
نمره های خوب میارم

40:51.826 --> 40:53.828
میگم بله، خانم
میگم نه، خانم

40:53.828 --> 40:58.709
میخوام کاری کنم که
باور کنه خدا براش یه

40:58.733 --> 41:01.614
...معجزهء کوچیک فرستاده

41:01.703 --> 41:05.776
تا اینکه یه روز، وقتیکه
اصلا انتظارشو نداره

41:06.641 --> 41:11.684
...میخوام یه کار وحشتناک بکنم
کاری که دنیاشو زیر و روو کنه

41:11.780 --> 41:15.785
منظورم اینه که، کاری
که واقعا نابودش کنه

41:17.652 --> 41:19.825
و وقتی اون روز برسه

41:20.688 --> 41:22.634
باور کن

41:22.657 --> 41:25.638
بهشت رو هم میشناسم

41:36.805 --> 41:40.776
بله، زندگی یک مسافرت

41:40.809 --> 41:46.623
که اگه با یک همسفر درکنارمون
مسافرت کنیم خیلی بهتر میشه

41:46.648 --> 41:50.519
البته، اون همسفر
میتونه هرکسی باشه

41:50.618 --> 41:52.655
خانم مکلاسکی

41:52.821 --> 41:54.767
وقت دکتر داره دیر میشه

41:54.789 --> 41:57.533
همسایه ای که اونسمت
خیابون زندگی میکنه

41:57.625 --> 42:00.799
اومدم، خدا! دندون
روو جیگر بزار

42:02.864 --> 42:06.541
بفرما. قردادی درکار نیست

42:06.634 --> 42:10.605
...یا مردی که اونسمت تخت خوابه

42:14.876 --> 42:18.824
همسفر میتونه مادری با
اهدافی پسندیده باشه

42:18.847 --> 42:22.795
ـ   ممنون بخاطر خدمت فوق العاده تون
ـ   خیلی ممنون، بیری

42:22.817 --> 42:25.789
...یا بچه ای که هیچ منفعتی نداره

42:25.887 --> 42:29.630
خیلی وحی آمیز

42:32.861 --> 42:36.638
هنوز، با اینکه بهترین
قصدهارو داریم

42:36.664 --> 42:41.673
بعضیهامون همسفرمون رو
توی راه گم میکنیم

42:41.769 --> 42:46.809
و اونوقته که سفر
غیرقابل تحمل میشه

42:49.744 --> 42:55.786
همینطور که می بینین، بشریت
برای چیزهای زیادی آفریده شده

42:56.651 --> 43:01.623
ولی تنهائی، هیچکدوم
از اون چیزها نیست

43:01.648 --> 43:41.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
