WEBVTT

00:00.201 --> 00:02.238
 آنچه گذشت

00:02.269 --> 00:03.273
کسی اینجا نیست؟

00:03.370 --> 00:06.249
ممکنه توی انجام وظایفمون
یکم کوتاهی صورت گرفته باشه

00:06.273 --> 00:07.277
شما میخواین به ما رشوه بدین؟

00:07.374 --> 00:09.285
 گاهی اوقات، اگه مراقب نباشین

00:09.310 --> 00:11.281
مکانی به اسم اردوگاه
هنسی وجود داره

00:11.378 --> 00:14.259
من بخاطر چندتا رفتار بچه گانه
به هیچ اردوگاه احمقانه ای نمیرم

00:14.348 --> 00:15.386
حق انتخاب نداری

00:15.482 --> 00:17.291
 ...اشتباهات گذشته

00:17.318 --> 00:19.198
از توی رودخونه آوردیم

00:19.286 --> 00:21.291
ممکنه تا حالا هزار تا
از اینا فروخته باشم

00:21.388 --> 00:23.459
یه لیست از مشتریهام دارم

00:23.490 --> 00:25.492
 ...برمیگردند تا شکارتون کنند

00:25.492 --> 00:30.305
من به هیچکس حرفی نمیزنم
بابا، من راز شمارو نگه میدارم

00:32.266 --> 00:36.442
 چیزهای زیادی هستند که گبرییل
سولیس خیلی خوب میدونه

00:38.472 --> 00:41.385
 میدونست که رنگ
قرمز مال خودشه

00:43.277 --> 00:46.383
 میدونست که الماس
به همه چیز میاد

00:46.413 --> 00:50.384
 و میدونست که مردها
سر و ته یک کرباسند

00:53.287 --> 00:58.259
 ولی تنها چیزی که گبرییل
بهتر از همه چیز میدونست

00:59.293 --> 01:02.240
 این بود که هیچوقت بچه نمیخواد

01:05.299 --> 01:08.146
 از شانس بد گبرییل

01:08.235 --> 01:12.274
 شوهرش، کارلوس
حس دیگه ای داشت

01:12.298 --> 01:25.298
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:26.353 --> 01:29.300
من خیلی خوش شانسم
که تو رو دارم

01:29.456 --> 01:32.232
باشه

01:32.426 --> 01:34.397
چرا خیلی خوش شانسی؟

01:34.495 --> 01:36.497
چون

01:37.431 --> 01:40.207
من نمیخوام بچه داشته
باشم و تو هم موافقی

01:40.234 --> 01:42.236
اوه، اونو میگی

01:42.269 --> 01:46.208
اغلب مردها بخاطر همچین
چیزی میزارن و میرن

01:46.307 --> 01:49.288
و تو هنوز اینجایی

01:49.310 --> 01:52.450
من سپاسگزارم. میدونم داری
چه ازخودگذشتگی ای میکنی

01:52.479 --> 01:56.225
هنوز یه قسمت از من امیدواره
که تو نظرتو عوض کنی

01:56.317 --> 02:01.198
وقتی که بچه دار بشی، فکرمیکنم
که خیلی دوستش داشته باشی و

02:01.221 --> 02:04.225
عزیزم، همچین اتفاقی نمیافته

02:04.258 --> 02:08.163
ـ   از کجا میدونی
ـ   نه، گاهی اوقات میدونم

02:08.262 --> 02:11.334
خب، اینم یه از خودگذشتگی

02:13.500 --> 02:19.473
ولی تو ارزش این از
خود گذشتگی رو داری

02:20.274 --> 02:26.225
بله، گبرییل سولیس بدون شک
میدونست که نمیخواد مادر بشه

02:26.246 --> 02:28.248
ولی چیزی که نمیتونست
بدونه، این بود که

02:28.282 --> 02:31.188
...تا چه حد شوهرش
میخواست پدر بشه

02:31.385 --> 02:37.301
...یا نمیدونست که ماهها بود اون داشت قرص
پیشگیری از بارداریشو دستکاری میکرد

02:38.459 --> 02:42.407
یا نمیدونست که در مدت یک هفته

02:45.366 --> 02:48.210
...قرار بود حامله بشه

03:31.345 --> 03:37.296
در ویستیریالن شنبه ها
متعلق به بچه هاست

03:37.317 --> 03:42.289
و در همون موقع که اکثر بچه ها
روزشون رو با تمرین کردن ورزش

03:42.322 --> 03:45.360
و دوچرخه سواری

03:47.327 --> 03:49.329
و طناب بازی سپری میکنن

03:49.329 --> 03:53.209
بقیه دیگه درگیر بازیهای
بچه گانه نیستند

03:53.233 --> 03:58.205
درواقع، بعضی از بچه ها مجبورن
که خیلی زود بزرگ بشن

03:58.238 --> 04:00.479
بخشید مزاحمتون شدیم
ازتون چندتا سوال داریم

04:00.507 --> 04:02.387
درمورد چی؟

04:02.476 --> 04:07.382
دوازده سال قبل همسر مرحومتون
یه صندوقچه اسباب بازی خریده

04:07.481 --> 04:10.223
صندوقچه اسباب بازی؟

04:10.484 --> 04:14.398
بله، بزرگیش به این اندازه ست
چندتا خرس کوچیک هم روش داره

04:14.421 --> 04:18.167
خدای من، عذر میخوام

04:18.258 --> 04:21.367
هترمندی که این صندوقچه هارو درست
میکنه یه لیست از مشتریهاش نگه داشته

04:21.462 --> 04:25.274
ظاهرا شما درآگوست 1992 یکی
از این صندوقچه هارو خریدید

04:25.299 --> 04:29.247
و میخوایم بدونیم الان
اون صندوقچه کجاست؟

04:29.269 --> 04:31.342
عجب، من، آه ... کاش
میتونستم کمکتون کنم

04:31.438 --> 04:34.214
من هیچ صندوقچه اسباب
بازی ای رو بیاد نمیارم

04:34.241 --> 04:36.243
من یادمه

04:36.243 --> 04:38.382
چندتا خرس کوچیک با
بادبادک روشه، درسته؟

04:38.412 --> 04:40.383
بله، پسرم، درسته

04:40.481 --> 04:42.327
بچه که بودم انداختیمش بیرون

04:42.416 --> 04:45.195
من روش ایستادم و شکست

04:45.285 --> 04:48.357
ـ   بادته، بابا؟
. ـ   یه چیزایی

04:51.458 --> 04:54.234
بگمونم همین کافیه

04:54.261 --> 04:56.402
از هردوتون ممنون

04:56.497 --> 05:00.274
هی. مگه جریان
اون صندوقچه چیه؟

05:00.300 --> 05:03.338
یکی مثل مال شما از
توی برکه اومده بالا

05:03.370 --> 05:06.408
ـ   یه زن توشه
ـ   یه زن؟

05:09.209 --> 05:12.190
قطعه قطعه شده بود

05:21.355 --> 05:24.393
ظاهرا، باید با
هم صحبت کنیم

05:29.363 --> 05:32.310
شما به من دروغ گفتی
شما گفتی یه مرد توی جعبه بوده

05:32.332 --> 05:33.302
نه، من دروغ نگفتم

05:33.400 --> 05:36.472
پلیس گفت یه زن توی جعبه
بوده. معلومه که دروغ گفتی

05:36.503 --> 05:39.213
من بهت گفتم که یه کاراگاه
اومده بود تو رو از پیش ما ببره

05:39.306 --> 05:41.479
من نگفتم یه مرد بود

05:42.442 --> 05:44.388
ـ   نگفتی؟
ـ   نه

05:44.411 --> 05:46.291
ـ   من ... من فکر کردم
ـ   نه

05:46.380 --> 05:48.317
وایسا. خواهش
میکنم وایسا. من

05:48.415 --> 05:51.353
میدونم دارین به من دروغ میگین، خب؟
میدونم که دارین به من دروغ میگین

05:51.451 --> 05:55.228
برای آخرین بار میگم، یه نفر اومد
و سعی داشت تو رو از ما بگیره

05:55.255 --> 05:57.201
بله، یه زن

05:57.224 --> 05:59.400
ـ   یه زن اومد
ـ   بله، اون سعی کرد تو رو بدزده

05:59.493 --> 06:02.474
از تنها خونواده ای
که تو میشناسی

06:02.496 --> 06:06.344
و ما نتونستیم اجازه بدیم
همچین اتفاقی بیافته. و نذاشتیم

06:06.433 --> 06:09.243
و این

06:09.269 --> 06:11.374
...حقیقته

06:17.244 --> 06:19.349
الان نمیتونیم کنسلش کنیم
الان دو روز گذشته

06:19.379 --> 06:21.416
من نمیرم
والسلام، ختم کلام

06:21.448 --> 06:24.329
توی اردوگاه هنسی مشاوره
یکی از اصولی درمانیه

06:24.418 --> 06:27.390
توی اون بروشور هیچ جاش
ننوشته ما باید همراهیشون کنیم

06:27.487 --> 06:30.197
خب، اگه نری اندرو
چه فکری میکنی؟

06:30.290 --> 06:34.295
چون دارم وسایلشو براش جمع
میکنم اون میدونه که بفکرش هستم

06:34.328 --> 06:38.142
چرا این شیرینی لیمویی رو میزاری توش؟
اونا بهمون گفتند که براش شیرینی نفرستیم

06:38.231 --> 06:39.303
نمیدونم آخه چرا

06:39.399 --> 06:43.347
بگمونم قطع کردن غذاهای خوب دستپخت
مامان از جمله تجربه های اردوشونه

06:43.370 --> 06:46.408
باشه، اینا رو نمیفرستم
ولی بنظر من قانون احمقانه ایه

06:46.440 --> 06:48.320
بالاخره میای بریم یا نه؟

06:48.408 --> 06:49.443
ـ   نه
ـ   چرا؟

06:49.476 --> 06:52.323
چون به محض اینکه برسم
اونجا، اندرو شروع میکنه

06:52.412 --> 06:55.359
...به حمله کردن به من
بخاطر فرستادنش به اونجا

06:55.382 --> 06:59.162
ـ   و نمیخوام اون حرفارو بشنوم
ـ   هیچ دلیلی برای احساس گناه وجود نداره

06:59.252 --> 07:01.189
تو هرکاری از دستت
برمیومده کردی

07:01.288 --> 07:03.427
من احاس گناه نمیکنم

07:07.361 --> 07:09.238
باشه

07:21.441 --> 07:23.284
خواهش میکنم، کریستی

07:23.310 --> 07:28.182
این موقع روز دیگه هیچ
پرستاربچه ای گیرم نمیاد

07:28.281 --> 07:30.354
ـ   پارکر، بسه دیگه
ـ   نه

07:30.450 --> 07:34.227
چون قراره با دوستای
قدیمیم دور هم جمع بشیم

07:34.254 --> 07:36.293
اونا هیچوقت زنگ نمیزنن
و اگه بهشون بگم نیاین،

07:36.390 --> 07:38.427
دیگه هیچ، من براشون
وجود خارجی ندارم

07:39.459 --> 07:42.406
نه، نمیتونم به پتی
بینکس زنگ بزنم

07:43.497 --> 07:47.309
چون اون همه چیزو میدزده
لعنتی، کریستی، تو 13 سالته

07:47.334 --> 07:50.238
بعدا تا آخر عمرت
میتونی بری خرید

07:50.337 --> 07:55.446
باشه، عذر میخوام. عذرمیخوام
صدامو بالا بردم. من آرومم

07:55.475 --> 07:58.288
پس بگمونم قضیه سر پوله

07:58.378 --> 08:01.325
پس با چقدر حاضر
میشی بیای؟

08:01.348 --> 08:05.253
صد دلار! چه خبره بابا
عمرا اگه من همچین پولی

08:05.352 --> 08:07.129
الو؟

08:07.220 --> 08:09.200
الو؟

08:10.290 --> 08:15.239
پارکر، به خدا قسم اگه بیام
در کونی میخوری. بسه دیگه

08:15.495 --> 08:20.342
سلام، خانم بینکس
پتی خونه ست. ممنون

08:22.235 --> 08:25.307
سلام، عزیزم. من برگشتم

08:26.273 --> 08:27.345
سلام، عزیزم

08:27.441 --> 08:30.322
ایشون آقای استینبرگ هستند
وکیل مدافع بیمارستان

08:30.410 --> 08:34.324
ـ   اوه، قبلا همدیگه رو دیدیم؟
ـ   بله، خانم سولیس. دیدیم

08:34.347 --> 08:36.327
یادتون نمیاد؟

08:36.349 --> 08:38.286
درمورد مرگ ماماست

08:38.385 --> 08:40.356
ظاهرا بیمارستان مقصر بوده

08:40.454 --> 08:43.435
و موافقت کرده که یه چک
هفت رقمی پرداخت کنه

08:43.457 --> 08:47.269
چکی که من درموردش
هیچی نمیدونم

08:47.394 --> 08:50.273
اوه، اونو میگی

08:51.398 --> 08:53.275
من

08:54.401 --> 08:58.372
ـ   آقای استینبرگ
ـ   من داشتم میرفتم

09:09.416 --> 09:12.192
ـ   تو چی فکر کردی؟
ـ   اجازه بده توضیح بدم

09:12.219 --> 09:15.496
ـ   برای چی به من نگفتی؟
ـ   چون تو تصمیم درستی نمیگرفتی

09:15.522 --> 09:18.369
تصمیم درست این بود که اون
پول برای وکیلم استفاده بشه

09:18.458 --> 09:22.235
که بجای گرفتن دادخواست حبس
با اتهام بجنگه

09:22.262 --> 09:25.209
اگه تو اون دادخواست رو نمیگرفتی
دولت اون چک رو هم مصادره میکرد

09:25.232 --> 09:29.137
ـ   میتونستیم توی دادگاه بجنگیم
ـ   و جنابعالی هم اون پولو به باد میدادی

09:29.236 --> 09:32.310
چه اهمیتی داره؟! اگه شانس
این باشه که زندان نیافتم؟

09:32.405 --> 09:36.251
برای پوشیدن لباس معمولی بجای لباس زندان
واسه جنابعالی ساعتی دو سنت پول داده شده

09:36.276 --> 09:38.349
فکر نمیکنی لیاقت یکم
آب خنک رو داشته باشی؟

09:38.445 --> 09:42.450
هشت ماه، به لطف تو
هشت ماه میرم زندان

09:42.482 --> 09:47.363
به لطف من، وقتی اومدی بیرون برای
دوباره شروع کردن یه پولی داریم

09:50.390 --> 09:55.271
میدونی، وقتی آروم شدی
میفهمی که من کار درستی کردم

09:55.295 --> 09:59.266
و وقتی اون اتفاق افتاد، ممنون
میشم بیای عذر خواهی کنی

10:13.480 --> 10:15.460
مامان بزرگ اومده

10:22.222 --> 10:24.224
اوه

10:25.358 --> 10:28.362
حالا دیگه ... عالی شد

10:29.229 --> 10:31.231
همینجا بمون

10:32.399 --> 10:36.213
ـ   من خیلی متأسفم
ـ   سلام، مامان

10:36.303 --> 10:39.284
اوه، سلام، سوزی

10:39.306 --> 10:41.311
ـ   گه زدم
ـ   چه اتفاقی افتاده؟

10:41.408 --> 10:45.256
اوه، منو که میشناسی
هیچ ادراک عمقی ای ندارم

10:45.345 --> 10:47.384
خودمم نمیدونم چرا
به من گواهینامه دادن

10:47.480 --> 10:50.290
پس، شما مامان
سوزان هستین

10:50.317 --> 10:52.254
آره

10:52.352 --> 10:54.298
من سوفی برمر هستم. و شما؟

10:54.321 --> 10:56.301
مایک، دلفینو

10:58.291 --> 11:00.296
تو مایکی هستی؟
چاوه، خدای من

11:00.393 --> 11:03.306
سوزان درمورد تو خیلی گفته

11:03.330 --> 11:07.210
خب، چرا اونجا خشکت زده
بیا بغلم

11:10.337 --> 11:15.252
مامان. آه ... مایک و من
دیگه ... با هم نیستیم

11:16.309 --> 11:19.256
اوه! عذر میخوام

11:19.446 --> 11:22.427
بگمونم همه چیزو
ریختم بهم، ها؟

11:22.449 --> 11:25.228
آره، ... واقعا ربختی بهم

11:25.318 --> 11:27.323
پس بریم به شرکت
بیمه ت زنگ بزنیم

11:27.420 --> 11:29.229
باشه

11:29.256 --> 11:32.296
خب ... به هرحال، از
آشناییتون خوشبختم

11:32.392 --> 11:36.138
منم همینطور. هیچوقت فکرشو
نمیکردم مادر سوزان باشین

11:36.229 --> 11:38.370
میدونم. من خیلی جوانم

11:38.465 --> 11:41.344
وقتی یه نوجوان
کوچولو بودم حامله شدم

11:41.368 --> 11:44.272
ـ   باشه ... . ـ   اولین
باری که مست کردم

11:44.371 --> 11:46.217
ـ   باورت میشه؟
ـ   بریم دیگه

11:46.306 --> 11:50.482
باباش یه فرمانده نیروی دریایی بود
بعدا، سه تا از مدالهاشو به من داد

11:50.510 --> 11:53.289
ـ   مامان! ـ   چیه؟

11:53.380 --> 11:56.293
بریم داحل و زنگ
بزنیم شرکت بیمه

11:56.316 --> 11:58.353
اوه، راست میگی

12:07.227 --> 12:09.229
برای چی میخندی؟

12:09.229 --> 12:14.303
کلی سوال داشتم که میخواستم بفهمم
چطوری شد که اینطوری شدی

12:14.334 --> 12:17.440
جواب همه شونو گرفتم

12:40.688 --> 12:43.635
سلام

12:44.759 --> 12:46.670
سلام

12:47.662 --> 12:48.802
سلام

12:48.896 --> 12:50.842
چی شده؟

12:50.865 --> 12:53.709
اوه، آه

12:53.868 --> 12:58.547
ـ   پرستار بچه ام کنسل کرده
ـ   اوه، لینت، امروز خیلی کار دارم

12:58.639 --> 13:01.643
خونه م ریخت و پاشه و یه
میلیون کار دارم که باید انجام بدم

13:01.676 --> 13:03.647
خواهش میکنم حرفمو
گوش کن. این خیلی مهمه

13:03.745 --> 13:07.625
امروز، شانس اینو دارم که چند
ساعت دور چندتا آدم بشینم

13:07.648 --> 13:10.552
اونا چندتا آدم بالغن که با
مشروب مکزیکی منتظرمن

13:10.651 --> 13:13.623
ببین، لباس پوشیدم، آرایش کردم

13:13.721 --> 13:17.635
ـ   اگه یه روز دیگه ای بود
ـ   بیری، جوراب ساق بلند هم پوشیدم

13:20.661 --> 13:22.700
ـ   بیارشون توو
ـ   ممنونم، ممنون

13:22.797 --> 13:24.674
خیلی خب، برین

13:24.699 --> 13:26.636
بعدش پلیس پروندهء
جرمشو نشونم داد

13:26.734 --> 13:28.611
ـ   نه! ـ   بله.

13:28.636 --> 13:31.708
مایک بخاطر فروش مواد و
آدم کشی توی زندان بوده

13:31.739 --> 13:34.620
ـ   نمیتونم باور کنم
ـ   خب، حقیقت.

13:34.709 --> 13:38.614
ـ   میدونی، اون خیلی خوش رفتاره
ـ   میدونم

13:38.713 --> 13:44.620
سوزی، نمیخوام بیشتر از این
نگران این یارو مایک باشی

13:44.719 --> 13:49.659
مرد ایده آل بالاخره میاد
فقط یکم صبر داشته باش

13:49.757 --> 13:53.637
اگه بخاطر شما و مورتی
نبود تا حالا داغون شده بودم

13:54.629 --> 13:56.566
ـ   مورتی؟
ـ   آره، میدونی

13:56.664 --> 14:00.669
این سومین باره که یاد
شماها میافتم و بیخیال میشم

14:00.701 --> 14:02.840
اوه. به من امیدواری میده

14:05.807 --> 14:08.779
ـ   چی شده؟
ـ   هیچی. هیچی. آم

14:08.876 --> 14:11.652
من فقط ... خستمه

14:11.679 --> 14:15.627
شما خسته نیستی. همین الان
بیدار شدی. جریان چیه؟

14:16.751 --> 14:20.722
ـ   مورتی رو ترک کردم
ـ   چی؟! چرا؟

14:20.755 --> 14:22.735
چون منو پرت کرد

14:22.757 --> 14:24.637
مورتی؟
نه

14:24.725 --> 14:27.672
فکر میکنی دارم دروغ میگم؟ باشه!

14:27.695 --> 14:30.676
ـ   چرا باید شما رو پرت کنه؟
ـ   چون جلوش ایستادم

14:30.698 --> 14:34.646
درمورد اینکه چقدر از وقتشو توی
اون رستوران خراب شده میگذرونه

14:34.669 --> 14:36.671
تازه، اگه اونجا بوده باشه

14:36.671 --> 14:38.742
اوه، جدی نمیگی. مورتی؟

14:38.773 --> 14:41.517
فکر میکنی مردهای به سن
اون دیگه هیچ احتیاجی ندارن؟

14:41.609 --> 14:43.646
باید پیشخدمتهایی که
استخدام میکنه رو ببینی

14:43.678 --> 14:45.785
هرسال، جوانتر و جوانتر میشن

14:45.880 --> 14:49.794
شاید بخاطر اینکه شما هرسال پیرتر
و پیرتر میشین همچین حسی میکنی

14:49.817 --> 14:52.596
ـ   این واقعا حرف وحشتناکی
ـ   عذر میخوام

14:52.687 --> 14:54.826
ـ   من اونقدرا هم پیر نیستم
ـ   گفتم که عذر میخوام

14:54.856 --> 14:59.603
ـ   مردم فکر میکنن ما خواهریم./ـ   بخاطر
اینکه شما بهشون میگین ما خواهریم

14:59.694 --> 15:02.800
من یه بار بیشتر نگفتم
باید فراموشش کنی

15:02.830 --> 15:07.736
خب، ببین. من فقط میگم که فکر
نمیکنم مورتی به شما خیانت کنه

15:07.835 --> 15:09.806
خب، منو که هل داده

15:09.904 --> 15:12.683
و حداقل کاری که میتونی
بکنی اینه که طرف منو بگیری

15:12.807 --> 15:15.711
حق با شماست. حق با شماست

15:15.810 --> 15:19.656
ـ   تازه، سمت من یه کتاب هم پرت کرد
ـ   اوه، بیخیال دیگه

15:21.682 --> 15:24.822
منظورم اینه که
نباید اینکارو میکرد

15:24.852 --> 15:27.696
ها. ممنون

15:40.701 --> 15:42.806
پورتر، عزیزم، این
کلوچه ها داغ هستن

15:42.837 --> 15:46.580
چند دقیقه صبرکن و
خودم بهت یکی میدم، باشه؟

15:48.609 --> 15:52.648
میدونین، اگه داحل خط رنگ
کنین تصاویر خیلی قشنگتر میشن

15:54.782 --> 15:59.629
خب، هتر یه چیز ذهنیه

16:00.788 --> 16:03.726
ـ   پورتر! من به تو چی گفتم؟
ـ   ولی من گشنمه

16:03.824 --> 16:08.796
بزار اینا سرد بشن، بعدش یه کاسه هلو
و پنیر خیلی خوشمزه برات درست میکنم

16:08.829 --> 16:11.710
ـ   اق! استفراغم اومد
ـ   این چه حرفی، مرد جوان

16:11.799 --> 16:14.746
یالا. اگه یه بار دیگه با
اون کلوچه ها بازی کنی

16:14.769 --> 16:16.580
مجبور میشم بهت در کونی بزنم

16:16.671 --> 16:19.575
ـ   ما در کونی نمیخوریم
ـ   واقعا؟

16:19.674 --> 16:22.678
مامانی همیشه میگه
ولی هچوقت نمیزنتمون

16:22.710 --> 16:24.712
خب، منکه مامانیتون نیستم

16:24.712 --> 16:26.851
و اگه توو خونهء
من بی ادبی کنین

16:26.881 --> 16:29.523
...در کونی میخورین

16:29.617 --> 16:31.756
پس خوب باشین

16:48.836 --> 16:52.616
ـ   تصادف بود
ـ   پورتر، به تو هشدار داده بودم

16:52.707 --> 16:53.779
معذرت میخوام
بچهء خوبی میشم

16:53.874 --> 16:58.721
اون کلوچه ها خیلی با
دقت درست شده بودن

16:58.746 --> 17:01.559
روزگارت سیاهه

17:01.649 --> 17:02.889
بیا اینجا

17:02.917 --> 17:04.794
نه، نه

17:12.627 --> 17:13.799
این چیه؟

17:13.828 --> 17:16.900
به این میگن قرداد
بعد از ازدواج

17:17.832 --> 17:20.870
ـ   این یه سند قانونیه که
ـ   خودم میدونم قرارداد بعد از ازدواج چیه

17:20.901 --> 17:22.903
روی میز من چیکار میکنه؟

17:22.903 --> 17:26.683
اگه کاملا مطمئن باشم که بعد از
بیرون اومدن زندان تو هم اینجایی

17:26.774 --> 17:30.722
...میتونم اون شیرین کاری ای که
با چک پرداختی کردی رو ببخشم

17:32.647 --> 17:35.856
و واژهء بعد از ازدواج واژهء قبل
از ازدواج رو عوض میکنه، پس

17:35.883 --> 17:39.788
...اگه موقعی که من نیستم
سعی کنی منو طلاق بدی

17:39.887 --> 17:42.629
...به جایی نمیزسی

17:42.657 --> 17:43.797
تو به من اعتماد نداری؟

17:43.891 --> 17:46.670
ـ   زیاد نه
ـ   خب، این خیلی بده

17:46.794 --> 17:49.573
چون من این تیکه
کاغذ رو امضاء نمیکنم

17:49.664 --> 17:52.907
گبرییل، تو زن
خیلی زیبایی هستی

17:53.768 --> 17:57.682
ولی ... خیلی زرنگ نیستی

17:58.739 --> 18:00.585
اگه اینو امضاء نکنی

18:00.675 --> 18:04.648
منم اون چک بیمارستانو پاس
میکنم ، تو رو طلاق میدم،

18:04.745 --> 18:09.685
...و اونوقت تو چیزی درحدود مبلغ 50
درصد پس انداز فعلیمون رو میگیری

18:09.784 --> 18:12.765
...که اساسا میشه هیچی

18:14.655 --> 18:17.727
کارلوس، انتظار داری
الان چه اتفاقی بیافته؟

18:17.758 --> 18:21.538
این کاغذو امضاء کنم
و بپرم توی بغلت؟

18:21.629 --> 18:23.836
این معنیش این نیست
که من دوستت ندارم

18:23.864 --> 18:26.868
میدونی که من فکر میکنم
تو زن عالی ای هستی

18:31.839 --> 18:35.719
اوه، ولی نیستم
من خورده شیشه هایی هم دارم

18:36.877 --> 18:38.857
ـ   خورده شیشه؟

18:38.879 --> 18:40.881
برات یه مثال میزنم

18:40.915 --> 18:43.625
یادته اونموقعی که
توی زندان بودی

18:43.718 --> 18:46.597
...و درمورد اون کمد
مخفیت به من گفتی

18:46.620 --> 18:49.626
...و گفتی برگه هایی که
اون تووئه رو بسوزونم؟

18:49.724 --> 18:53.638
خب، از روی زیبایی و
به همون خاطر، حماقت

18:53.661 --> 18:55.598
...فراموش کردم

18:55.696 --> 18:57.676
تو کاغذها رو نسوزوندی

18:57.698 --> 19:00.738
از اون بدتر. خوندمشون

19:00.835 --> 19:03.748
ـ   باشه، باشه ... . . ـ   با
یه حساب مخفی توی بانک

19:03.771 --> 19:06.550
...جزایر کایمن ، تو دیگه
از اعتماد حرف نزن

19:06.640 --> 19:09.780
ـ   اون یه حساب واسه روز مبادامون بود
ـ   حتما همینطوره

19:09.810 --> 19:12.882
ـ   در اینمورد به کسی هم چیزی گفتی؟
ـ   نه، ولی میتونستم

19:12.913 --> 19:16.693
بخاطر همین نبود که دادگاه علیه تو
چیزی برای پیگرد قانونی نداشت؟

19:16.784 --> 19:18.789
اونا نتونستن حساب
سودهاتو پیدا کنن

19:18.886 --> 19:22.857
پس اگه من جای تو بودم
هیچوقت واژه هایی مثل طلاق

19:22.890 --> 19:26.636
...اعتماد، یا قرارداد بعد از
ازدواج رو به زبون نمیاوردم

19:26.727 --> 19:29.731
تو که نمیخوای
من عصبانی بشم

19:37.638 --> 19:41.609
میدونم، عزیزم
باختن درد داره

19:53.248 --> 19:55.025
شروع میکنم

19:55.117 --> 19:57.222
خب، منو داشته باش

19:57.247 --> 20:01.195
بالاخره توی یکی از مهمونیهای
افسانه ای بازیتون شرکت کردم

20:01.223 --> 20:04.070
سوزان همیشه به من میگه
بهتون چقدر خوش میگذره

20:04.159 --> 20:08.107
قوانین ساده ست. شرطی بازی میکنیم
بانکدار بازی رو شروع میکنه ،

20:08.130 --> 20:11.102
...و داغترین خبر از
در و همسایه برنده میشه

20:11.200 --> 20:15.171
بیری، بازم بخاطر نگهداشتن پسرام
ممنونم. زیاد که اذیت نکردند؟

20:15.204 --> 20:19.175
اوقات فوق العاده ای داشتیم. اگرچه فکر
میکنم پورتر یخورده بهش بد گذشته

20:19.208 --> 20:21.054
خیلی خب، من شرط میبندم

20:21.143 --> 20:24.989
خب، سوفی، سوزان میگه فردا
میخوای بری چشمه آب معدنی

20:25.013 --> 20:28.051
ـ   برنامه ت واسه فردا فقط همینه؟
ـ   یعنی چی پورتر کمتر بهش خوش گذشت؟

20:28.083 --> 20:31.055
ـ   من میام بالا./ ـ   بی ادبی کرد
منم مجبور شدم تنبیهش کنم

20:31.153 --> 20:35.067
آره، سوزان تهدیدم کرده
تمام روز رو

20:35.090 --> 20:38.062
وقتی میگی تنبیه، دقیقا داری
درمورد چی حرف میزنی؟

20:38.160 --> 20:40.097
اوه، مجبور شدم
بهش درکونی بزنم

20:40.195 --> 20:43.108
خیلی خب، من روو دستت میام

20:43.232 --> 20:46.042
تو پسرمو زدی؟

20:49.104 --> 20:53.211
چشمه آب معدنی لاس بریساس
آره، میخوام بریم اونجا

20:55.277 --> 20:57.279
لینت، مشکلی هست؟

20:57.312 --> 21:00.091
تام و من هیچوقت
بچه هامونو نمیزنیم

21:00.182 --> 21:03.061
عذر میخوام، نمیدونستم

21:03.285 --> 21:06.198
دیگه این اتفاق نمیافته

21:07.055 --> 21:09.959
البته، یجورایی هم غافلگیر شدم که
چرا تو بهشون در کونی نمیزنی

21:10.058 --> 21:14.165
همه میدونن که اونا یخورده
خارج از کنترل هستند

21:16.064 --> 21:19.036
وای، امروز خیلی بی روحم
یه فنجون دیگه قهوه بخوریم؟

21:19.134 --> 21:21.273
آره، من میریزم

21:23.105 --> 21:25.144
من ... من دستم خالیه

21:25.240 --> 21:29.188
آره، حق با توئه، بیری. من باید خیلی
چیزا درمورد مادر بودن یاد بگیرم

21:29.211 --> 21:33.958
حس میکنم خیلی خوشبختم که از مادر بی
نقصی مثل تو نصیحتهای عاقلانه بگیرم

21:34.049 --> 21:37.021
بچه های تو خیلی خوب ازآب در
اومدن، اگه اندرو رو حساب نکنی

21:37.119 --> 21:39.156
راستی، گفتی اون کجاست؟

21:39.187 --> 21:43.067
یه جور اردوگاه نظامی واسه
بچه های زیر81سال؟

21:43.091 --> 21:45.093
خیلی خب، دخترا

21:45.093 --> 21:47.073
من هیچوقت نگفتم
که من عالی ام

21:47.095 --> 21:49.168
ـ   عزیزم، کسی تو رو مقصر نمیدونه
ـ   اصلام، منکه با شماها نیستم

21:49.264 --> 21:51.301
لینت

21:51.325 --> 21:57.325
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:58.040 --> 22:01.021
با اجازه تون

22:04.179 --> 22:07.993
ـ   لینت، نمیخوای بری دنبالش؟
ـ   اون پسرمو زده

22:08.083 --> 22:10.290
من عذرخواهی نمیکنم

22:15.090 --> 22:18.128
معمولا، بازیمون خیلی خوشتره

22:18.160 --> 22:19.161
اوه

22:19.161 --> 22:23.109
پس کمکم کن، اگه پشت منو
نگیری، من شکست میخورم

22:23.131 --> 22:27.173
بله، بیری نباید به پورتر درکونی
میزد. ولی اونکه بقصد کشت نزدتش

22:27.269 --> 22:31.115
این هیچ ربطی نداره. تو حق نداری
بچه های مردم رو در کونی بزنی

22:31.139 --> 22:34.120
پورتر بی ادبی کرده
اونم مجبور شده یه کاری بکنه

22:34.142 --> 22:37.990
ولی اشتباه نکن، قطعا
بیری زیاده روی کرده

22:38.080 --> 22:41.154
معلومه که همینطوره. اون میتونست یه
کار دیگه بکنه، مثلا یه جا بنشونتش

22:41.249 --> 22:44.196
...یا میتونست اونو تهدید به
خوردن در کونی بکنه

22:44.219 --> 22:48.031
آره، چون وقتی خودمونم
همینکارو میکنیم کارسازه

22:48.056 --> 22:50.197
بله که کارسازه
بیشتر وقتها کار سازه

22:50.292 --> 22:56.106
قبلاکارساز بود.الان دیگه میفهمن
که این یه تهدید توو خالیه

22:57.099 --> 23:00.137
مامانم من و خواهرمو
مثل خر کتک میزد

23:00.168 --> 23:02.239
...و من نمیخوام اینکارو بکنم

23:03.238 --> 23:06.151
من مثل مامانم نمیشم

23:10.078 --> 23:12.115
خیلی خب

23:12.147 --> 23:15.185
ولی پسرا دارن بزرگتر
و باهوش تر میشن

23:15.217 --> 23:17.028
و باور کن، که بالاخره،

23:17.119 --> 23:20.157
...میفهمن که دیگه ما
جلودارشون نیستیم و اونوقته که

23:20.188 --> 23:22.225
بدبخت میشیم

23:23.091 --> 23:25.230
دقیقا

23:39.207 --> 23:43.280
ببخشید، زکوری
میشه بیای کمکم کنی؟

23:43.311 --> 23:46.920
یکم نون موزی این توو هست
که اگه بیای میشه مال تو

23:47.015 --> 23:50.087
ا ه، ا ره، حتما

23:51.119 --> 23:54.091
اینا واقعا خوشمزه ئن، خانم تیلمن
خیلی ممنون

23:54.189 --> 23:56.169
خواهش میکنم، زکوری

23:56.191 --> 23:59.035
من تا حالا توو خونهء
خانم هوبر نیومده بودم

23:59.060 --> 24:01.998
ظاهرا خیلی هم ضرر نکردی

24:02.097 --> 24:07.046
اینجا مکانیه که عقیل سلیم رو
به کام مرگ میبره

24:09.271 --> 24:13.276
خب، اونروز شنیدم تو و پدرت
داشتین با هم بحث میکردین

24:13.308 --> 24:16.052
ـ   همه چیز توی خونه روبه راهه؟
ـ   آره

24:16.144 --> 24:19.148
فقط گاهی اوقات ... مشکل پیدا میکنیم

24:20.148 --> 24:23.052
شرط میبندم دلت واسه
مادرت تنگ شده

24:23.151 --> 24:28.100
مطمئنم موقعی که اون زنده
بود ... همه چیز فرق میکرد

24:28.123 --> 24:31.229
زن خیلی مهربون و
دوست داشتنی ای بود

24:34.129 --> 24:36.109
شما

24:36.264 --> 24:38.144
...مادرمو میشناختین؟

24:38.233 --> 24:43.148
آره. اون قدیم قدیما، توی
یوتاه باهم همکار بودیم

24:44.139 --> 24:48.144
ـ   نمیدونستم. ـ   حقیقت.

24:48.276 --> 24:51.155
در واقع

24:51.313 --> 24:54.226
...یه رازی رو بهت میگم

24:54.249 --> 24:58.220
وقتی که بچه بودی
من یه بار تو رو دیدم

24:59.154 --> 25:00.224
واقعا؟

25:04.226 --> 25:09.175
مادرت تو رو خیلی
دوست داشت، زکوری

25:11.032 --> 25:14.013
از تمام اون چیزایی که یادمه

25:14.102 --> 25:17.276
...اینو بهتر از همه بیاد دارم

25:27.249 --> 25:31.163
میخوای بدونی دیگه چی یادمه؟

25:33.221 --> 25:37.260
اسم واقعیت چقدر
دوست داشتنی بود

25:43.231 --> 25:46.007
دینا؟

26:01.779 --> 26:04.658
خوش نیست؟

26:04.681 --> 26:07.560
فقط خودمون دوتا اومدیم بیرون

26:07.584 --> 26:09.586
داریم خوشکل میشیم

26:09.586 --> 26:13.625
ـ   اوه، ممنون
ـ   باعث افتخاره

26:13.657 --> 26:17.699
داشتم فکر میکردم شاید بهتر
باشه به مورتی زنگ بزنیم

26:17.795 --> 26:21.504
میدونی، مسایل رو حل کنیم؟

26:23.567 --> 26:25.672
چرا باید مسایل مردی که به
من تجاوز کرده رو حل کنیم؟

26:26.804 --> 26:30.413
نباید اینجوری تعجب کنین
مادرم زیادی اغراق میکنه

26:30.507 --> 26:32.512
اون تا وقتی من کبود
نشم خوشحال نمیشه

26:32.643 --> 26:35.624
آه، میتونیم تمرکز کنیم؟
چیزی که میخوام بدونم اینه که

26:35.646 --> 26:40.495
هیچ فکر کردین که اگه پیش مورتی
برنگردین چه اتفاقی میافته؟

26:40.584 --> 26:42.530
منظورت چیه؟

26:42.553 --> 26:45.662
خب، جایی برای زندگی نداری
کار هم که دوست نداری بکنی

26:45.756 --> 26:49.602
با مورتی هم که نمیخوای ازدواج کنی
واسه همین اونم به تو خرجی نمیده

26:49.626 --> 26:54.769
اگه نمیخوای پیش این مردی که ظاهرا
توی 5سال یه بار شما رو هل داده بری

26:54.798 --> 26:57.611
...پس میخوای چیکار کنی؟

26:57.701 --> 26:59.581
فکر کردم میتونم
با تو زندگی کنم

26:59.670 --> 27:00.774
چی؟

27:00.804 --> 27:03.583
اوه، خدا! حالت خوبه؟

27:03.674 --> 27:05.745
ـ   برو کنار
ـ   خیلی عذرمیخوام. یهو وحشت زده شدم

27:05.776 --> 27:07.553
بیا، سرتو بالا بگیر

27:07.644 --> 27:10.591
منکه نمیگم تا ابد
فقط یه چند سال

27:10.614 --> 27:13.686
ـ   دماغمو شکوندی
ـ   نه، فقط یکم ضربه خورده

27:13.717 --> 27:16.655
ـ   تا وقتی برگردم روپای خودم
ـ   میتونیم بعدا در این مورد صحبت کنیم؟

27:16.753 --> 27:20.533
ـ   زگ بزنم 911؟
ـ   فقط خون دماغ شده. طوریش نیست

27:20.624 --> 27:24.538
ـ   فکر میکردم خوشحال میشی
ـ   نمیگم که خوشحال نیستم

27:24.561 --> 27:26.734
من احمق نیستم، سوزان

27:27.564 --> 27:30.511
کاملا معلومه که
نمیخوای من اینجا باشم

27:30.534 --> 27:33.515
نه، این حقیقت نداره! مامان، نرو

27:33.537 --> 27:35.508
مامان، برگرد

27:35.606 --> 27:37.552
میدونی، من

27:37.641 --> 27:39.780
ـ   حله دیگه، مگه نه؟ .. ـ   برو

28:28.725 --> 28:31.538
چرا هنوز لباس نپوشیدی؟

28:31.628 --> 28:36.634
میخواستم رنگ مورد علاقه
اندرو رو بپوشم و فهمیدم که

28:37.568 --> 28:39.709
...نمیدونم چه رنگیه

28:39.803 --> 28:44.482
عزیزم، فکر میکنم همین که تصمیم
گرفتی بیای خوشحالش میکنه

28:44.575 --> 28:46.612
رنگ مورد علاقهء تو آبیه

28:46.643 --> 28:49.556
دنییل عاشق صورتیه

28:49.580 --> 28:53.619
و من هیچ نمیدونم رنگ مورد
علاقهء پسرم چه رنگیه

28:53.650 --> 28:56.622
ـ   دارم بهت میگم، اهمیتی نداره
ـ   چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

28:56.720 --> 28:58.631
ـ   معلومه که اهمیت داره
ـ   بیری

28:58.655 --> 29:02.503
این یک مادر خوبه. کسی که بچه
هاشو از درون و بیرون میشناسه

29:02.593 --> 29:06.700
...وقتی که اونا توی دردسر
میافتن میدونه باید چیکار کنه

29:09.499 --> 29:11.706
من اندرو رو به اندازه
کافی نمیشناسم

29:16.540 --> 29:19.521
تو مادر خوبی هستی

29:22.779 --> 29:27.751
قهوه ای یا سبز؟ من ... نمیدونم

29:30.754 --> 29:33.667
من توی ماشین منتظرم

29:33.690 --> 29:36.603
هروقت آماده شدی بیا

29:42.799 --> 29:44.610
سبز

29:44.701 --> 29:48.774
با رنگ سبز میرم
همه از رنگ سبز خوششون میاد

30:09.660 --> 30:14.541
ـ   منکه بهت گفتم اینو امضاء نمیکنم
ـ   اوه، فکر میکنم میکنی

30:14.564 --> 30:18.569
چون اگه امضاء نکنی
منم طلاقت میدم

30:19.803 --> 30:22.750
بعدش منم میرم پیش پلیس

30:22.773 --> 30:25.449
و بهشون چی میگی؟

30:25.542 --> 30:30.651
یه حساب بانکی مخفی توی جزایر
کایمن هست که دیگه وجود نداره؟

30:30.681 --> 30:33.685
ـ   تو پولارو جابه جا کردی؟
ـ   معلومه که پولارو جا به جا کردم

30:36.720 --> 30:40.566
ریسک کردی. منظورم اینه که
پلیسها الان تو رو تحت نظر دارن

30:40.590 --> 30:43.630
باید یه کاری میکردم

30:43.727 --> 30:48.767
نمیتونستم اجازه بدم تو
منو انتر منتر خودت کنی

30:53.770 --> 30:56.683
ـ   اوه! وایسا، کارلوس، بسه دیگه

30:56.707 --> 30:58.709
ـ   منو بزار زمین! ـ   باشه.

30:58.709 --> 31:00.689
منو بزار زمین

31:01.578 --> 31:03.617
ولم کن

31:03.714 --> 31:07.594
بسه دیگه! داری اذیتم
میکنی، کارلوس

31:09.686 --> 31:11.632
امضاء کن

31:13.623 --> 31:15.694
امضاء کن

31:25.602 --> 31:27.775
میدونم، عزیزم

31:28.739 --> 31:31.686
باختن درد داره

32:07.471 --> 32:09.542
آقا و خانم ودندیکمپ؟

32:09.573 --> 32:11.644
آه، بله. نوبت ماست؟

32:11.676 --> 32:15.647
خب، آه، یه جورایی
اندرو داحل منتظره، ولی، آه

32:15.680 --> 32:17.321
موضوع چیه؟

32:17.415 --> 32:22.355
خب، اون گفت اگه مادرش توی
این جلسه باشه، خودش نمیاد

32:22.453 --> 32:24.526
اون فقط میخواد با
باباش صحبت کنه

32:24.622 --> 32:28.434
ما 200 کیلومتر اومدیم تا اینجا
برسیم. این غیرقابل قبوله

32:28.459 --> 32:31.440
بله، میدونم چه حسی دارین

32:31.562 --> 32:33.599
پس، بره به جهنم
ما میریم خونه

32:33.631 --> 32:36.475
ـ   نه
ـ   اجازه نمیدم به تو توهین کنه

32:36.500 --> 32:40.573
اون بخاطر اینجا بودنش منو مقصر میدونه
بخاطر همه چیز منو مقصر میدونه

32:41.472 --> 32:45.579
ـ   و احتمالا حق هم داره
ـ   اگه هر اشتباهی بوده، تقصیر هردومون

32:46.510 --> 32:49.391
یکیمون باید بره باهاش صحبت
کنه، ببینه حالش چطوره

32:49.480 --> 32:51.551
من خوبم

32:51.582 --> 32:55.655
ـ   مطمئنی؟
ـ   آره. خوبم

32:58.522 --> 33:01.435
از این طرف

33:03.527 --> 33:06.440
(مرکز مشاوره، اردوگاه هنسی)

33:28.619 --> 33:30.599
مامان! مامان

33:30.621 --> 33:34.592
اومدم. چیه؟
چا دندوناتونو مسواک نمیزنین؟

33:36.627 --> 33:39.474
ـ   چی شده؟
ـ   پورتر منو هل داد و افتاد توو

33:39.563 --> 33:42.407
ـ   اول اون منو هل داد
ـ   میتونیم فلاش رو بکشم؟

33:42.433 --> 33:44.472
نه، نه، بعدا خودم
میارمش بیرون

33:44.568 --> 33:49.540
امشب توآزادی، ولی شما
دوتا نه، حالا مسواک بزنین

33:50.408 --> 33:54.515
پرستون، نشنیدی چی گفتم؟
گفتم دندوناتو مسواک بزن

33:54.545 --> 33:57.526
داری چیکار میکنی؟

33:57.648 --> 34:00.529
اگه مردی بندازش

34:00.618 --> 34:02.495
بنداز! بنداز

34:02.520 --> 34:06.525
به حرف اونا گوش نکن. از توالت
فاصله بگیر و هیچکس طوریش نمیشه

34:06.557 --> 34:07.595
بنداز! بنداز

34:07.691 --> 34:10.604
ایندفعه دیگه دارم راست میگم

34:10.628 --> 34:12.474
بنداز! بنداز

34:12.563 --> 34:15.601
اگه اینکارو بکنی، خودت

34:15.633 --> 34:18.637
با شنیدن اینکه دیگه
صداش جذبه ای نداره

34:18.669 --> 34:23.482
لینت فهمید که وقتشه
یک قدم برگرده عقب

34:23.641 --> 34:24.576
بنداز! بنداز

34:24.675 --> 34:27.485
میبرمت خونهء خانم وندیکمپ

34:27.511 --> 34:30.685
...و همه میدونیم وقتی عصبانی
بشه چه اتفاقی میافته

34:33.451 --> 34:34.657
حالا

34:35.486 --> 34:38.490
برو دندوناتو مسواک کن
میخوام برق بیافتن. یالا

34:41.559 --> 34:45.430
متأسفم که مجبور شدی دوباره پسرتو
برگردونی. ایندفعه دیگه چی شد؟

34:45.529 --> 34:48.635
چند ماه بعد از برگشتنش
دوباره مچشو سر کیف پولیم گرفتم

34:48.666 --> 34:51.604
اوه، از این یه کارشون متنفرم

34:51.702 --> 34:56.481
ـ   دنبال پول بود یا یه چیز دیگه؟
ـ   کسی چه میدونه؟

34:56.507 --> 35:00.446
به هرحال، هنوز از اومدنش نگذشته
بود که روز از نو و روزی از نو

35:00.544 --> 35:04.392
دوباره جیغ و داد، پرت
کردن لوازم توی ساختمون

35:04.482 --> 35:06.587
بعدش هم، خانم طبقه
بالا زنگ میزنه پلیس

35:06.617 --> 35:09.496
اوه، بیخیال بابا

35:12.523 --> 35:18.339
یه چندتا دوست دارم که بهم
میگن چطوری پسرمو بزرگ کنم

35:18.429 --> 35:21.433
بچه ها! پسر، اگه اون چیزی
که الان میدونم رو میدونستم

35:21.465 --> 35:25.607
همون بیست سال
پیش توی رحم

35:34.478 --> 35:38.417
ـ   آه، بیری
ـ   بلند نشو. سریع میرم

35:38.516 --> 35:44.467
تنها کاری که تمام والدین میتونن برای موفقیت
بچه شون توی زندگی بکنن فراهم کردن وسالیه

35:44.488 --> 35:47.460
تحصیل، عشق، یه
خونهء امن و نمیز

35:47.558 --> 35:50.496
من تمام اینارو به تو دادم
و احساس گناه میکنم

35:50.594 --> 35:53.404
اگه میخوای زندگیتو به
گندابه بکشونی و تقصیر

35:53.430 --> 35:55.501
...چیزای وحشتناک توی
خونه بندازی، پس ادامه بده

35:55.533 --> 35:58.573
میخوام توی گوشات فرو کنی، من
یک مادر خوبم. صدامو میشنوی؟

35:58.669 --> 36:01.582
من یک مادر خوبم

36:03.607 --> 36:05.644
بیری

36:06.610 --> 36:10.649
اندرو داشت به من میگفت که فکر
میکنه ممکنه همجنس باز باشه

36:12.483 --> 36:13.553
چی؟

36:13.584 --> 36:16.497
بخاطر همین میخواست اول من بیام تو

36:16.520 --> 36:19.626
فکر میکرد من بهتر
میتونم باهاش کنار بیام

36:25.462 --> 36:28.602
خب، حق با اونه. من توی ماشین منتظر میمونم

36:37.441 --> 36:40.547
خانم سولیس. اینجا
چیکار میکنین؟

36:44.582 --> 36:46.553
ـ   خب. . ـ   هم اتاقیت اینجاست؟

36:46.650 --> 36:48.527
نه

36:48.552 --> 36:51.556
ـ   حالتون خوبه؟
ـ   آره

36:52.456 --> 36:54.595
ـ   این چیه؟
ـ   این؟ آه

36:54.625 --> 36:58.371
کارلوس یخورده عصبانی شد
مجبورم کرد چندتا کاغذو امضاء کنم

36:58.462 --> 37:00.601
اذیتت کرد؟

37:03.434 --> 37:05.507
ـ   داری چیکار میکنی؟
ـ   میدونم چیکار کنم

37:05.603 --> 37:08.550
ـ   هیچکار نکن. ـ   نمیتونیم
بزاریم هرکاری میخواد بکنه

37:08.572 --> 37:11.476
ببین، اگه واقعا میخوای
حسابشو برسی، پس منو ببوس

37:11.575 --> 37:13.577
ـ   بوسیدن به چه درد میخوره؟
ـ   چون

37:13.611 --> 37:15.548
یه روز موقعی که وقتش بشه،

37:15.646 --> 37:18.650
...میخوام بهش بگم چطوری منو با
دست خودش انداخت توو بغل تو

37:18.682 --> 37:21.526
و همین واسه کشتنش کافیه

37:25.456 --> 37:30.405
و امشب، فقط ... هرکاری
میکنی، منو زیبا صدا نکن

37:48.407 --> 37:50.444
اوه، مورتی، ببین
کی اینجاست

37:50.476 --> 37:52.549
سلام، میلی. سلام، مورتی

37:52.645 --> 37:55.424
سوزی، از این طرفا؟

37:55.514 --> 37:58.552
مامان. آوردمش

37:59.685 --> 38:02.532
اون بیرون چیکار میکنه؟

38:02.621 --> 38:05.502
میگه تا وقتی ازش عذر
خواهی نکنی نمیاد توو

38:05.591 --> 38:08.663
ـ   برای چی؟
ـ   چون اونو هل دادی

38:08.694 --> 38:12.642
من فقط هلش دادم، چون
داشت همینطور منو میزد

38:12.665 --> 38:14.667
چرا داشت تو رو میزد؟

38:14.667 --> 38:17.443
من یه ... من یه کتاب
طرقش پرت کردم

38:17.469 --> 38:19.440
ـ   مورتی
ـ   یه کتاب جلد کاغذی بود

38:19.538 --> 38:23.318
ـ   خب، بالاخره کتاب بوده
ـ   حداقل بهش نخوارد

38:23.409 --> 38:26.390
منظورم اینه که، اون ... اون
با گوشهء کتاب زد توی شکمم

38:26.412 --> 38:29.689
ـ   میخوای کبودیشو ببینی؟
ـ   اشکالی نداره. لازم نیست

38:30.649 --> 38:34.429
ـ   واقعا درد میکنه
ـ   آره، میدونم

38:34.520 --> 38:36.625
پس

38:37.523 --> 38:40.370
میتونی، آه، فقط بری بیرون
و ازش عذرخواهی کنی؟

38:40.459 --> 38:41.665
ـ   نه
ـ   چرا؟

38:41.694 --> 38:44.598
ـ   چون نمیخوام برگرده
ـ   مورتی

38:44.697 --> 38:50.411
ببین، من دوستش دارم، ولی
اینجا داره کم کم بسته میشه

38:50.502 --> 38:54.644
میخوایم یه جای دیگه باز کنیم
میشه گفت یه شعبه دیگه.

38:55.574 --> 38:58.453
من واسه تشنجهاش وقت ندارم

38:58.477 --> 39:00.582
میدونم چی میکشی، واقعا میدونم

39:00.612 --> 39:03.322
ـ   ولی باید اونو برگردونی
ـ   چرا؟

39:03.415 --> 39:05.691
چون میخواد با
من زندگی کنه

39:06.652 --> 39:07.687
اوه

39:07.720 --> 39:11.568
دوست دارم بازم با هم رابطه داشته
باشیم، ولی توی سن من، با یه بچه

39:11.657 --> 39:15.369
...اگه اونم بیاد خونهء ما
حتی واسه چندسال، بیچاره میشم

39:15.461 --> 39:19.309
مامانت میگفت عاشق
یه لوله کش شدی

39:19.398 --> 39:21.674
هستم. منظورم اینه که، بودم

39:21.700 --> 39:25.514
ـ   بهم ریخت
ـ   متأسفم

39:25.604 --> 39:29.677
اگه بیاد با من زندگی کنه، تمام اکسیژنمو
میسوزون و من به اون اکسیژن احتیاج دارم

39:30.609 --> 39:33.419
خواهش میکنم، نمیتونی
یه شانس دیگه بهش بدی؟

39:33.445 --> 39:35.618
شماها واقعا باهم
خوبین، میدونی؟

39:35.647 --> 39:38.585
وقتی شما ... وقتی، وقتی
وقتی خشونتی درکار نیست

39:38.684 --> 39:41.494
خب، باید کنار بیایم

39:41.520 --> 39:42.524
صد در صد

39:42.621 --> 39:46.535
و میدونی، سکس
با اون مثل ... وای

39:46.558 --> 39:50.563
منظورم اینه که، اوقاتی هم
بوده که میومدیم خونه و

39:50.596 --> 39:54.510
مجبور نیستی به من بگی
فقط برو بیرون و باهاش حرف بزن

39:54.633 --> 39:56.670
حالا

39:59.605 --> 40:01.676
باشه

40:10.716 --> 40:13.460
عجب آه بلند و بزرگی بود

40:13.552 --> 40:16.490
هی دارم بهش فکر میکنم و
نمیتونم از فکرش بیام بیرون

40:16.588 --> 40:17.623
از فکر چی؟

40:17.656 --> 40:21.402
روزی که مامانم بخواد بیاد
پیش ما و من راهی نداشته باشم

40:21.493 --> 40:26.533
میدونم که حالا حالاها بدردبخور
و سر پاست، خدارو شکر

40:26.565 --> 40:31.380
ولی روزگار میگذره. یه روز دیگه
نمیتونه از خودش مراقبت کنه

40:31.470 --> 40:35.475
ـ   و من باید بیام جلو
ـ   فکر میکنم راست میگی

40:35.674 --> 40:37.554
بنظرم این قانون
خنده دار طبیعت

40:37.643 --> 40:42.422
اینکه درآخر بچه ها میشن
والدین پدر مادرشون

40:42.447 --> 40:44.586
خب، وقتی اونروز
بیاد، من آماده ام

40:44.616 --> 40:47.326
عزیزم، بهتره بری بیرون

40:47.419 --> 40:49.558
تمومش کن، آخ

40:54.426 --> 40:55.632
داری چیکار میکنی؟

41:25.657 --> 41:27.500
سلام

41:30.662 --> 41:33.509
بین، فقط میخواستم
عذرخواهی کنم که

41:33.599 --> 41:35.636
لینت، نه

41:37.569 --> 41:41.517
درواقع همینقدر که از اونسمت خیابون
اومدی اینجا یک دنیا برام معنی داره

41:41.540 --> 41:44.578
و اگه اینجا کسی هست که
باید عذرخواهی کنه، منم

41:45.444 --> 41:46.514
ممنونم

41:52.451 --> 41:54.558
ببین، تام حواسش
به بچه ها هست

41:54.653 --> 41:59.625
میخوای باهم یه قهوه بخوریم، بشینیم و
پتهء بچه هامونو بریزیم روآب ...؟

42:00.659 --> 42:03.503
ـ   خیلی دوست دارم. ـ   باشه.

42:09.534 --> 42:13.607
بچه ها با برنامه کاریشون
به این دنیا پا میزارن

42:13.639 --> 42:17.485
بعضیهاشون میان که
روزهامونو روشن کنن

42:18.610 --> 42:23.423
بعضیهاشون میاد که
صبرمونو امتحانن کنن

42:25.617 --> 42:29.588
بعضیهاشون میان که یه ما هدف بدند
.

42:33.692 --> 42:37.538
بعضیهاشون میان
که مران باشن

42:41.400 --> 42:44.609
بله، بچه ها وقتی که میان،

42:44.636 --> 42:48.413
...همه چیزو عوض میکنن

42:55.580 --> 42:59.551
مخصوصا وقتی ناخونده بیان

42:59.576 --> 43:41.547
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
