WEBVTT

00:00.234 --> 00:02.271
 آنچه گذشت

00:02.303 --> 00:05.275
پلیس پروندت رو نشونم داد
تو یه مرد رو کشتی

00:05.372 --> 00:08.251
ـ   میخوای بفهمی چه اتفاقی افتاده؟
ـ   دیگه اصلا برام مهم نیست

00:08.275 --> 00:10.482
چون دیگه هیچوقت هیچکدوم
از حرفاتو باور نمیکنم

00:10.511 --> 00:13.187
 گاهی اوقات مهمونهای ناخونده

00:13.280 --> 00:15.351
ـ   فکر میکنی داره به تو خیانت میکنه؟
ـ   فکر میکنم

00:15.382 --> 00:17.319
ـ   حواسم بهش هست
ـ   ممنون، ماما

00:17.418 --> 00:20.197
 ...به نتایج غیرمنتظره ای میرسن

00:20.287 --> 00:23.234
اندرو، تو ممکنه بزنی یک
انسان دیگه رو هم بکشی

00:23.257 --> 00:24.363
اون زندگیشو کرده

00:24.458 --> 00:28.463
من تمام زندیگم پیش رومه
و حالا ممکنه خراب بشه

00:34.401 --> 00:38.249
در قسمت کمای بیمارستان قلب

00:38.339 --> 00:42.378
رویاها درست بعد از
نیمه شب شروع میشن

00:42.409 --> 00:45.381
سیاهی شب، راه رو برای
نمایان ساختن تصاویر

00:45.479 --> 00:48.483
...تا صبح برای رویا
پردازها هموار میکنه

00:50.384 --> 00:52.330
گاس، سرایدار

00:52.353 --> 00:55.359
رویا داشت که روزی
برندهء بخت آزمایی بشه

00:55.456 --> 00:59.370
...و از این شغل
بیهوده ش خلاص بشه

01:01.462 --> 01:03.399
هاوارد، نگهبان بخش

01:03.497 --> 01:09.313
در رویای سپری دوران بازنشستگیش
در نواحی گرمسیری سیر میکرد

01:09.403 --> 01:12.384
راس ان، پرستار شیفت شب

01:12.406 --> 01:16.320
...در رویای پوچ ترک
شوهرش سیر میکرد

01:19.313 --> 01:26.253
اما واقعی ترین رویا متعلق
به بیمار اتاق 312 ست

01:26.287 --> 01:32.238
بله، جونیتا سولیس 5 ماه
آزگار داشت رویا میدید

01:32.259 --> 01:33.431
گاهی اوقات

01:33.460 --> 01:38.239
رویای راز هولناکی که
کشف کرده بود رو میدید

01:39.500 --> 01:45.416
گاهی اوقات، رویای تصادفی که کارشو
به بیمارستان کشیده بود رو میدید

01:47.308 --> 01:49.515
ولی رویایی که
بیشتر از همه میدید

01:50.377 --> 01:56.259
رویای این بود که بالاخره داشت
حقیقت رو به پسرش میگفت

01:57.484 --> 02:00.226
و تا اینکه یه شب

02:00.254 --> 02:04.293
جونیتا سولیس تصمیم
گرفت که وقتشه

02:04.325 --> 02:06.396
...بیدار بشه

02:11.298 --> 02:13.471
سلام؟

02:14.468 --> 02:17.381
کسی اینجا نیست؟

02:19.340 --> 02:21.251
سلام؟

02:25.446 --> 02:28.290
من باید به پسرم زنگ بزنم

02:28.314 --> 02:48.314
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:48.469 --> 02:51.313
(هشدار، زمین خیس است)

02:52.473 --> 02:55.317
(راه پله)

03:03.517 --> 03:08.366
حتی با اینکه میدونست درحال
مردنه، جونیتا براش اهمیتی نداشت

03:08.455 --> 03:11.393
بالاخره حقیقت رو گفت

03:11.492 --> 03:15.235
به پسرم بگو همسرش
بهش خیانت میکنه

03:15.262 --> 03:16.334
اوه، خدای من

03:16.430 --> 03:22.210
از شانس بد جونیتا، این تنها رویایی
بود که هرگز به حقیقت نپیوست

04:09.316 --> 04:12.356
همه مون بنا به دلایل
مختلفی قهرمان هستیم

04:12.453 --> 04:15.332
گاهی اوقات بخاطر شجاعت

04:15.355 --> 04:18.359
گاهی اوقات بخاطر شهامت

04:18.392 --> 04:22.206
گاهی اوقات بخاطر مهربانی

04:22.296 --> 04:28.269
ولی بیشتر، ما قهرمانان نجیبی
هستیم چون، از زوایای مختلف

04:28.302 --> 04:32.273
...خیال رهایی و
نجات رو داریم

04:37.344 --> 04:41.124
سوزان، میدونم اونجایی
باید باهم صحبت کنیم

04:41.215 --> 04:43.252
این دیوانیگه

04:43.484 --> 04:45.395
میدونم

04:50.491 --> 04:54.234
تمام اون چیزایی که پلیس گفت
حقیقت داره. من یه نفر رو کشتم

04:54.261 --> 04:58.334
ولی یه چیزی هست که بهت نگفتم
اینکه بخاطر تو کشتم، سوزان

05:05.272 --> 05:08.415
سوزان، اگه من نتونم تو رو
داشته باشم، هیچکس نمیتونه

05:08.509 --> 05:11.217
خفه شو بابا

05:22.422 --> 05:24.402
سوزان، خونه ای؟

05:24.424 --> 05:29.271
سوزان؟ ماشینت اینجاست
میدونم اونجایی

05:29.429 --> 05:34.242
امیدوار بودم بیونیم یک
دقیقه با هم صحبت کنیم

05:42.209 --> 05:46.351
سوزان، شاید بهتر بود صبر
میکردی تا من برم، بعد برداریش

05:47.247 --> 05:50.356
میدونم الان نمیخوای منو ببینی ولی
من یه توضیح رو به تو بدهکارم

05:50.450 --> 05:54.355
و همه شون اون تووئه، هرچیزی که
میخواستی درمورد گذشته ام بدونی

05:54.454 --> 05:56.365
تمام دلایلم، بخاطر
کاری که کردم

05:56.390 --> 05:59.303
همه ش اون تووئه

06:17.444 --> 06:19.446
سلام

06:20.347 --> 06:23.260
بچه ها، دارین
چیکار میکنین؟

06:23.283 --> 06:25.263
آه

06:25.285 --> 06:28.425
میدونی، داریم درمورد
آخرین اخبار بحث میکنیم

06:28.488 --> 06:32.436
جدی میگم، اگه فقط کنار خیابون
پارک کنی میتونم بزارم بری

06:32.459 --> 06:35.497
چرا تو هم مثل ما نمیای
اینجا پارک کنی؟

06:36.330 --> 06:39.311
از ماشین پیاده شو

06:39.433 --> 06:41.313
ـ   اینو بگیر
ـ   هی، هی

06:41.401 --> 06:44.280
ماشینو نگه دار! هی! هی

06:47.507 --> 06:51.355
باورم نمیشه. دوماه تا فارغ التحصیلیش
مونده و اون اخراج شده

06:51.445 --> 06:55.350
تازه خیلی هم خوش شانسیم که
اون نگهبان امنیتی شکایت نکرده

06:55.449 --> 07:00.455
ـ   باید چیکار کنیم؟
ـ   خب، خوشحالم که پرسیدی

07:05.359 --> 07:10.274
ـ   اینا چی هستن؟
ـ   بروشورهای مراکز حبس جوانان

07:11.331 --> 07:13.277
چند وقته اینا رو داری؟

07:13.300 --> 07:17.148
چند ماهی میشه که توی کشوئن. حس
میکردم ممکنه یه روزی لازممون بشه

07:17.237 --> 07:19.344
بیری ... نمیدونم

07:19.439 --> 07:21.441
باید قبول کنیم که به
کمک احتیاج داریم

07:21.475 --> 07:24.479
اگه ما نمیتونیم به اندرو نفوذ کنیم، نیاز
داریم شخصی که میتونه رو پیدا کنیم

07:24.511 --> 07:27.324
میخوای پسرمون رو بفرستی
به چندتا زندان اردوگاهی؟

07:27.414 --> 07:31.262
بیخیال. اینقدر قیافه نگیر. بعضی
از این مکانها بنظر واقعا خوبن

07:31.351 --> 07:34.195
ببین. اردوگاه هنسی

07:34.221 --> 07:36.462
آموزش کودکان برای احترام
به احتیار و مرز احتیارات

07:36.490 --> 07:39.234
...در اردوی تابستانی اتمسفر

07:39.326 --> 07:42.332
محیط اردوگاه با حفاظ
الکتریکی حصار شده

07:42.429 --> 07:47.108
باید قبول کنی که این حصار موثرترین
راه برای یادگیری مرز احتیاراته

07:47.200 --> 07:50.238
خیلی خب، این یکی چطوره؟
برای اندرو فوق العاده ست

07:50.270 --> 07:54.346
یه مزرعه در مونتاناست. کلی
هوای تازه و فزای باز وسیع داره

07:54.441 --> 07:58.389
ـ   و کلاسهای روزانه با مدیریت قاطع
ـ   از این یکی خوشم نمیاد

07:58.412 --> 08:02.351
خیلی خب، این یکی چطوره؟ این
اردوگاه توی بیابونه و خیلی هم معقوله

08:02.449 --> 08:07.364
سربازخانه ها کمی غمناک هستند
ولی تکرار جنایات به بهای مرگ است

08:07.387 --> 08:11.392
بیری، من پسرم رو
جای دور نمیفرستم

08:12.225 --> 08:13.397
واسه توآسونه، مگه نه؟

08:13.427 --> 08:17.375
اونیکه همیشه بهش گستاخی میکنه تو نیستی
اونیکه همیشه باهاش سرجنگ داره تو نیستی

08:17.464 --> 08:20.140
اونیکه ازش متنفره تو نیستی

08:20.233 --> 08:22.340
باهاش صحبت میکنم. باشه؟

08:22.436 --> 08:27.215
میشینم باهاش خودمونی
و صمیمی حرف میزنم

08:27.274 --> 08:29.254
هرچقدر میخوای
باهاش حرف بزن

08:29.276 --> 08:33.190
منم میرم ببینم اونجایی که
حفاظ الکتریکی داره چطوریه

08:35.248 --> 08:38.388
گوش کنید، فرزندانم
باید گوش فرا دهید

08:38.418 --> 08:40.389
به صدای پائول رور
در شبانگاهان

08:40.487 --> 08:45.132
در بالای ناقوس کلیسا
فانوسی آویزان سازید

08:45.225 --> 08:47.227
بر برج شمالی کلیسا

08:47.260 --> 08:49.299
یکی به سوی خشکی
و دو فانوس به دریا

08:49.396 --> 08:53.208
و من به ساحل خواهم گرایید

08:57.437 --> 09:02.318
سلام، میخوام منو به مامانت
معرفی کنی. من لینت اسکاوو هستم

09:02.342 --> 09:04.313
سلام، لینت
من آلیسیا استوان هستم

09:04.411 --> 09:06.357
اوه، عذر میخوام
فکر کردم

09:06.379 --> 09:09.326
ـ   من لب خونی میکنم
ـ   اوه

09:10.283 --> 09:12.254
بیشتر اوقات اشاره آسونتره

09:12.352 --> 09:16.391
نمیخوام بد متوجه
بشم، یا بد متوجه کنم

09:16.423 --> 09:19.199
ـ   و منم لیلی هستم
ـ   سلام، ازآشناییتون خوشبختم

09:19.226 --> 09:20.230
سلام، مامان

09:20.327 --> 09:23.399
ـ   اون پسر منه، مت
ـ   دوقلوهام درموردش زیاد حرف میزنن

09:23.430 --> 09:26.209
ـ   باید یه قرار واسه بازیشون بزاریم
ـ   عالیه.

09:26.299 --> 09:29.146
ـ   بیا شام هم داشته باشیم
ـ   خیلی دوست دارم

09:29.236 --> 09:33.309
ـ   انگلیسیها می آیند
ـ   بنگ! بنگ!

09:33.340 --> 09:36.244
بهتره، فقط بزرگترها باشن

09:36.343 --> 09:38.382
عزیزم، اونا نادیده گرفتند

09:38.478 --> 09:42.255
ـ   بالاخره موفق شدیم
ـ   کی؟ کی نادیده گرفته؟

09:42.282 --> 09:44.421
دادگاه. همین الان
با وکیل حرف زدم

09:47.387 --> 09:51.426
منظورم اینه اونا فهمیدند که نمیتونن کاری
از پیش ببرن. فکر نمیکردن ما بیونیم ببریم

09:51.458 --> 09:54.271
ـ   تموم شد
ـ   اوه، خدای من

09:54.361 --> 09:58.300
ـ   این یعنی میتونیم خونه رو نگه داریم
ـ   نه، هنوزم مجبوریم خونه رو بفروشیم

09:58.398 --> 10:02.210
ـ   باید پول وکیلو بدم. ـ   خودت گفتی
ـ   پیشنهاد دادخواست معامله کردند

10:02.235 --> 10:04.408
آره، ولی ما اون
دادخواست رو نمیگیریم

10:05.372 --> 10:07.352
منو بزار زمین

10:07.374 --> 10:10.255
عزیزم، این یعنی من فقط
هشت ماه میرم زندان

10:10.343 --> 10:13.415
از اونجایی که جنابعالی مجرمی
فکر میکنم خیلی هم منطقیه

10:13.446 --> 10:15.426
تو با فروش خونه
موافق بودی

10:15.448 --> 10:20.227
این مال قبل از این بود که بدونم میتونیم به
ازای چند ماه حبس بیشتر خونه رو نگهداریم

10:20.387 --> 10:22.230
چیه؟

10:22.255 --> 10:24.360
نه، من عروسش هستم

10:24.391 --> 10:28.305
از بیمارستانه؟ ماماست؟

10:33.300 --> 10:37.248
آه، ممنون. بله

10:38.471 --> 10:39.472
گبی؟

10:39.506 --> 10:43.249
متأسفم، کارلوس

11:01.323 --> 11:06.136
بعضی از مردم با ایمان با روش
زندگیشون سنجیده میشن،

11:06.161 --> 11:09.042
...و بقیه، بی تفاوت
ازش عبور میکنن

11:09.131 --> 11:12.374
از این درخت با برگهای
طلا خوشم میاد

11:12.400 --> 11:15.179
توش و بیرونش با مخمل
صورتی پوشونده شده

11:15.270 --> 11:19.184
بعلاوهء اینکه کار دسته پس در
مقابل زلزله و ضربه هم با دوامه

11:19.207 --> 11:21.244
حداقل معلوم میمونه
کدوم قبر مال اونه

11:21.276 --> 11:24.020
فکر نمیکنی این
یخورده زیادیه؟

11:24.112 --> 11:25.184
بهتریتش برای ماما همینه

11:25.280 --> 11:29.287
این خونه های اجرای مراسم دفن
شهرتشون توی خرج تراشی برای مردمه

11:29.384 --> 11:32.365
ـ   منظورت چیه؟
ـ   مادر تو زن معقولی بود

11:32.387 --> 11:35.291
بدون این چیزای اضافی
هم ناراحت نمیشه

11:35.390 --> 11:39.236
شاید این یکی خوب باشه
تابوت روکش چوب

11:41.163 --> 11:43.234
ـ   چیه؟ .. ـ   تو هیچوقت
ماما رو دوست نداشتی

11:43.265 --> 11:46.979
خب معلومه دوست داشتن شخصی
که یه بند از مزاجت متنفره سخته

11:47.169 --> 11:50.050
همیشه جلوی خودم به تو
میگفت زود ازدواج کردی

11:50.138 --> 11:53.042
ـ   اون تو رو دوست داشت
ـ   با من مثل یه آشغال رفتار میکرد

11:53.141 --> 11:54.245
خدا بیامرزه تش

11:54.276 --> 11:58.224
من دارم مادرمو میزارم توی قبر
الان وقت هاچین واچین نیست

11:58.246 --> 12:01.184
کارلوس، درحال حاضر
که پول پارو نمیکنیم

12:01.283 --> 12:05.288
بزار با حقیقت وجودش به خاک
بره. اون بدون مال دنیا متولد شده

12:05.320 --> 12:09.393
ـ   و پا برهنه
ـ   اون یه ملکه بود

12:13.328 --> 12:16.038
وقتی نامه رو داد
بهت چی گفت؟

12:16.131 --> 12:18.304
ـ   اینکه همه چیزو توضیح داده
ـ   حالا داده؟

12:18.333 --> 12:20.279
ـ   هنوز نخواندمش
ـ   چرا؟

12:20.302 --> 12:24.150
ـ   نمیتونم. ـ   اگه من بودم
با دندون بازش میکردم

12:24.239 --> 12:26.310
یعنی نمیمیری واسه
اینکه بدونی چی نوشته؟

12:26.341 --> 12:29.379
بله. ولی اگه یه مشت داستان
غیرقابل قبول باشه چی؟

12:29.411 --> 12:32.292
ـ   خب، باید بپذیری
ـ   چرا؟

12:32.380 --> 12:35.259
فکر کن ببین مردها نقدا
چقدر خوب دروغ میگن

12:35.283 --> 12:39.288
خدا نکنه بهشون
وقت و قلم بدی

12:41.256 --> 12:45.036
ایدی، میتونی بیای محل ساختمون؟
برای حموم اصلی چندتا نقشه دارم

12:45.126 --> 12:47.265
اوه، چند دقیقه
دیگه میام، بیل

12:52.400 --> 12:56.112
پیمانکار جدیدمه
یجورایی با هم توو قراریم

12:56.204 --> 12:59.310
یه بار نگفتی که هیچوقت شغل و
خوشگذرونی رو با هم قاطی نکن؟

12:59.341 --> 13:03.221
نه، من گفتم هیچوقت
خوشگذرونی رو با تعهد قاطی نکن

13:03.245 --> 13:04.383
درسته

13:04.412 --> 13:09.293
ـ   میخوای با نامه چیکار کنی؟
ـ   میشه همین حالا بازش کنی؟

13:11.419 --> 13:13.299
نه. نه، نمیخوام

13:13.388 --> 13:17.302
دیگه یه مایک اعتماد ...
ندارم و بدون اعتماد

13:17.325 --> 13:21.102
نه، نه. میرم داحل و پارش میکنم
و میندازمش توی سطل آشغال

13:21.129 --> 13:23.066
ـ   چرا همین حالا پاره ش نمیکنی؟
ـ   نه، نه، نه

13:23.164 --> 13:27.112
اشکالی نداره. نمیخوام
میدونی، اینجا کاغذ بریزه

13:32.107 --> 13:35.247
مثل خر نامه رو میخونه

13:36.211 --> 13:40.159
در همون موقع که کارلوس مشغول
تدارک مراسم تدفین مادرش بود

13:40.181 --> 13:44.223
گبرییل هم میرفت که مطمئن بشه
اون رازش رو با خودش به گور میبره

13:44.319 --> 13:47.063
سلام، من گبرییل سولیس هستم

13:47.155 --> 13:49.135
شما هم پرستار ... هایسل؟

13:49.157 --> 13:53.128
بله، سلام. آم
وقتی که گفتین دارین میاین

13:53.128 --> 13:56.100
من تمام لوازم شخصی که شوهرتون
آورده بودند رو جمع کردم

13:56.197 --> 13:59.144
...مال موقعی که
جونیتا با ما بود

13:59.334 --> 14:01.271
بگمونم برای بردن
اینا اومدین دیگه؟

14:01.369 --> 14:06.182
اوه، خیلی زحمت کشیدی
ولی، راستش، نه

14:07.142 --> 14:08.280
نه؟

14:08.310 --> 14:11.282
نه، می بینین که من و شوهرم
هنوز دقیقا نمیدونیم

14:11.379 --> 14:14.360
...جونیتا چطور فوت کرده

14:14.416 --> 14:16.057
چطور؟

14:16.151 --> 14:19.132
بله، یعنی اون درآرامش مرده

14:19.154 --> 14:20.258
توی خواب ...؟

14:20.288 --> 14:24.134
ا م، بله، معمولا
اینطوری اتفاق میافته

14:24.359 --> 14:27.206
منظورم اینه که، کاملا
مطمئنم همینطور اتفاق افتاده

14:27.295 --> 14:29.138
کاملا مطمئنی؟

14:29.164 --> 14:33.271
منظورم اینه که، دقیقا نمیدونم چون
توی اون لحظه من باهاش نبودم

14:34.402 --> 14:38.214
کسی باهاش بوده؟

14:38.239 --> 14:41.279
خدمتکار بیمارستان، یا

14:41.376 --> 14:43.356
...شخص دیگه ای؟

14:45.280 --> 14:49.194
نه، اون تنها بوده

14:51.319 --> 14:55.131
خیلی ممنون
فقط میخواستم همینو بدونم

14:57.258 --> 14:59.363
اوه، خانم سولیس

15:00.328 --> 15:03.366
اوه، اونا رو میتونی بندازی دور

15:14.342 --> 15:17.152
از این بهتر نمیشه

15:24.185 --> 15:26.222
فکر میکنم این مال شماست

15:27.355 --> 15:32.304
بله، بله، داشتم دنبال
همین یکی میگشتم. ممنون

15:32.327 --> 15:36.104
فکر نمیکنم بیونین حدس
بزنین کجا پیداش کردم؟

15:36.131 --> 15:39.103
معمولا این جور چیزا توی تایر
ماشین یا پای برهنه میرن

15:39.200 --> 15:43.342
از اونجایی که شما نمی لنگین
یا از پاتون خون نمیاد

15:44.139 --> 15:47.111
این فقط موقتی
باید تعمیرش کنین

15:47.208 --> 15:49.347
ـ   مرسی، حتما اینکارو میکنم
ـ   جدی میگم، اصلا ایمنی نیست

15:49.377 --> 15:52.053
فقط میتونین 20 یا 30
کیلومتر باهاش برین

15:52.147 --> 15:54.127
خیلی خب، قول میدم

15:54.149 --> 15:56.356
هی، گوش کن. میخوام
برای نهار برم بیرون

15:56.384 --> 15:59.060
ـ   دوست داری به من ملحق بشی؟
ـ   نهار؟

15:59.154 --> 16:01.259
آره، نهار

16:02.290 --> 16:04.261
داری ازم میپرسی که مثل
یه قرار بریم بیرون؟

16:04.359 --> 16:08.205
برای یه چیزبرگر و یه قوطی نوشابه
یکم رسمی بنظر میرسه، ولی

16:08.229 --> 16:10.268
...آره، مثل یه قرار

16:10.365 --> 16:12.276
مگه تو با ایدی قرار نمیزاری؟

16:12.300 --> 16:14.271
یه قرار گذاشتیم رفتیم
بیرون. توی قرار نموندیم

16:14.369 --> 16:16.280
ـ   اوه
ـ   پس چی شد؟

16:16.304 --> 16:18.147
خودم میخرم

16:18.173 --> 16:21.245
من خیلی وقت نیست از رابطه با
این مرد، مایک، اومدم بیرون

16:21.276 --> 16:23.156
یه جورایی پیچیده ست

16:23.244 --> 16:26.248
به هرحال، خودمم نمیدونم از لحاظ
احساساتی در چه موقعیتی هستم

16:26.281 --> 16:27.285
سرم با خودم مشغوله

16:27.382 --> 16:31.262
در این لحظه، نمیتونم وارد چیز
جدیدی بشم یا روابطمو گسترش بدم

16:31.286 --> 16:34.267
یه بار دیگه، فقط یه چیزبرگر

16:35.356 --> 16:38.235
ـ   عذر میخوام
ـ   باشه، میفهمم

16:38.259 --> 16:40.264
مثل اینکه برای تجدید قوا
به زمان احتیاج داری

16:40.361 --> 16:43.205
ـ   آره، واقعا احتیاج دارم
ـ   باشه

16:43.231 --> 16:46.371
فردا بازم میام
بهت سر میزنم

16:47.402 --> 16:50.249
این خیلی ... خوشمزه ست

16:50.338 --> 16:54.015
نمیدونم چطوری با چهار
تا بچه وقت کردی

16:54.109 --> 16:55.383
فقط برای مهمونای اول وقت

16:55.410 --> 17:00.155
معمولا، خوراک مرغ درست
میکنم و ماکارونی شکلکی

17:00.181 --> 17:02.322
ـ   کاشکی
ـ   هی، خفه شو

17:02.417 --> 17:06.288
تام، تو توی اداره
ـ   آگهی هستی، درسته؟

17:06.387 --> 17:10.233
من پنج سال توی شرکت
سایمون و اسکات کار کردم

17:10.258 --> 17:12.397
خب، من تازه اونجا
کارمو شروع کردم

17:14.229 --> 17:17.301
از همه شونم متنفرم

17:18.133 --> 17:20.238
ـ   باید باهم صحبت کنیم
ـ   باشه

17:20.268 --> 17:22.205
اونجا کی رو میشناسی؟

17:22.303 --> 17:26.274
دیگه تموم شد. آخر
شب باهم میرن خرید

17:26.307 --> 17:29.245
آلیسا عاشق حرف زدن
درمورد آلیساست

17:29.344 --> 17:32.257
خب، لینت هم عاشق
حرف زدن درمورد لینت

17:32.280 --> 17:34.260
اصلا باورم نمیشه

17:34.282 --> 17:38.130
تو و شوهرت بنظر
خیلی باهم جورین

17:38.219 --> 17:42.326
اخیرا وارد چیزای بدی شدیم
داریم میریم ... مشاوره

17:43.324 --> 17:47.136
ـ   اوه، واقعا بازم گوشت میخواین؟
ـ   این نظر اونه

17:47.162 --> 17:50.043
این خوش آیندترین راه
برای وقت گذرونیمون نیست

17:50.131 --> 17:53.171
توی مشاوره من به ساعت نگاه میکنم
و اونم واسه همه چیز منو مقصر میکنه

17:53.268 --> 17:57.148
فکر نمیکنم باید درمورد
آلیسا با اون شرایط

17:57.172 --> 17:58.244
...پس

17:58.339 --> 18:02.185
اشکالی نداره. اون نمیتونه بشنوه

18:03.344 --> 18:07.224
شاید بد نباشه یکم از اون
سیب زمینی ها بخورم

18:08.216 --> 18:11.322
واقعا با اینکه آلیسا اونجا
نشسته بود همینا رو گفت؟

18:11.352 --> 18:15.166
واقعا زشت بود و اونم
خفه خون نمیگرفت

18:15.256 --> 18:17.327
باورم نمیشه باهاشون
قرار تنیس گذاشتی

18:17.358 --> 18:20.262
این مال قبل از این بود که بدونم
یارو عوضیه. آلیسا که خوب بود

18:20.361 --> 18:23.103
ببین چی یادم داده

18:24.365 --> 18:26.211
یعنی، دوستت دارم

18:26.301 --> 18:29.373
آره، عالیه
حالا میگی من چیکار کنم؟

18:31.206 --> 18:34.019
ـ   منظورت چیه؟ ـ   اینطور که
معلومه یکی باید به آلیسا بگه

18:34.108 --> 18:37.180
نه، نه، نه، لزومی نداره
این بین خودشونه

18:37.212 --> 18:41.117
چطور میتونم ازش بگذرم؟
وقتی میگه: اون نمیتونه بشنوه

18:41.216 --> 18:46.031
لینت، داری توو چیزایی که فوضولی
میکنی توی سرازیری میافتی

18:46.120 --> 18:47.360
ـ   ببخشید؟
بزار اینطوری بگم

18:47.388 --> 18:50.030
بیا و بیحالش شو

18:50.124 --> 18:51.364
یعنی داری میگی من نمیتونم
موقعیت شناس باشم؟

18:51.392 --> 18:53.238
اگه شوهرش توی
تنیس چیزی بگه

18:53.328 --> 18:56.266
خودم میبرمش گوشه، مرد و مردونه
بهش میگم، اصلا باحال نیست

18:56.364 --> 18:59.243
داری میگی من
موقعیت شناس نیستم؟

19:24.521 --> 19:26.694
اندرو، آشغالهارو
ببر بیرون

19:26.790 --> 19:30.636
ـ   باشه. . ـ   حالا
نه پنج ساعت بعد

19:31.662 --> 19:35.576
میرم. میرم. خدا

19:36.500 --> 19:40.607
آم، امشب دارم با جاستین میرم
فروشگاه،40 دلار پول لازم دارم

19:40.637 --> 19:42.483
نه

19:42.572 --> 19:45.746
ـ   چی؟
ـ   شما دیگه پول توو جیبی نمیگیری

19:46.777 --> 19:50.554
باشه. منم آشغالارو
نمیبرم بیرون

19:50.580 --> 19:51.581
اندرو

19:51.615 --> 19:55.529
میخوای چیکار کنی؟ شکنجه م بدی؟
بیا، میتونم تحمل کنم

19:55.686 --> 19:59.657
چیزی که میخوام، چیزی که همیشه
میخواستم، برای خوشحال بودن توئه

19:59.690 --> 20:03.470
و خودت نمیخوای، و منم
نمیدونم چطور کمکت کنم

20:03.560 --> 20:06.541
خب، میتونی با کنار رفتن
از سر راه شروع کنی

20:06.563 --> 20:09.567
نمیرم. همین الان درمورد
این مسئله حرف میزنیم

20:09.599 --> 20:12.580
گفتم، از سر راه برو کنار

20:16.540 --> 20:19.580
اگه یه بار دیگه اونطوری به مادرت
دست بزنی، پرتت میکنم توی همین دیوار

20:19.676 --> 20:22.555
فهمیدی؟

20:44.701 --> 20:47.605
اوه، ایدی، صبرکن
میخوام ازت یه چیزی بپرسم

20:47.704 --> 20:50.517
نمیتونم وایسم
باید ضربان قلبمو حفظ کنم

20:50.607 --> 20:54.680
میخواستم بدونم اگه با بیل برم
بیرون چه حسی پیدا میکنی

20:54.711 --> 20:57.592
ـ   چی؟
ـ   بیل ازم خواست بریم بیرون

20:57.681 --> 21:00.685
ـ   بیل؟ بیل من؟
ـ   خب، ببین، موضوع اینه

21:00.717 --> 21:02.754
اون خودش فکر نمیکنه که مال توئه

21:02.786 --> 21:05.562
چون گفت اون قراری که با تو
گذاشته فقط مال یه بار بوده

21:05.589 --> 21:08.470
که خودمم میدونم، چون وقتی
ازم خواست بریم بیرون

21:08.558 --> 21:10.765
...بهش گفتم فکر
میکنم شماها با همین

21:10.794 --> 21:15.507
ـ   تو که قبول نکردی باهاش بری بیرون؟
ـ   نه، میخواستم اول با تو هماهنگ کنم

21:15.599 --> 21:18.580
عجب، خیلی لطف داری

21:18.602 --> 21:21.515
ـ   پس، میتونم؟
ـ   نه

21:21.671 --> 21:24.675
ایدی! ایدی
چرا نمیتونم با بیل برم بیرون؟

21:24.708 --> 21:27.518
چون من اول دیدمش

21:28.512 --> 21:30.517
بیخیال، این واقعا یه حرف چرته

21:30.614 --> 21:33.720
تو از من اجازه خواستی، منم گفتم نه
اینم باید ختم قضیه باشه

21:33.750 --> 21:36.754
از نظر فنی
احتیاجی به اجازه ی تو ندارم

21:39.689 --> 21:42.570
میدونی، من خیلی میخوام
که از تو خوشم بیاد،

21:42.659 --> 21:44.639
...ولی خودت به من اجازه نمیدی

21:44.661 --> 21:46.504
ایدی

21:46.530 --> 21:49.639
سوزان، من هی سعی میکنم. هی
سعی میکنم گذشته هاتو فراموش کنم

21:49.733 --> 21:52.543
بی تربیتی هاتو. اون ... اون

21:52.569 --> 21:54.642
خرابکاری هاتو. موهاتو

21:54.738 --> 21:58.586
ولی تو انگار هی
میخوای منو سیخونک کنی

21:58.675 --> 22:01.454
اون فقط میخواد برام
یه چیزبرگر بخره

22:01.545 --> 22:05.584
سوزان، خواهش میکنم
بزار از تو خوشم بیاد

22:06.583 --> 22:09.564
باشه. باهاش نمیرم بیرون

22:09.586 --> 22:12.524
منظورم اینه که، ظاهرا
نسبت به اون حسی داری

22:12.622 --> 22:15.569
نه. ندارم. واقعا ندارم

22:15.725 --> 22:20.438
پس چیه؟ اگه تو نتونی اونو
داشته باشی، هیچکس نمیتونه؟

22:20.530 --> 22:23.670
میبینی؟
حالا داری مثل یه دوست فکر میکنی

22:36.580 --> 22:37.752
چه صدایی

22:37.781 --> 22:42.560
آره، باید بری کاتولیکهارو ببینی
هیچکس بهتر از اونا نمیتونه واویلا بخونه

22:46.623 --> 22:48.662
اون کالسکه و درشکه چقدر
برامون خرج برداشت؟

22:48.758 --> 22:52.535
ـ   برات مهمه؟
ـ   فقیر شدن؟ یکمی

22:53.663 --> 22:56.701
جلوتو بپا. پدر روحانی

23:03.573 --> 23:07.680
باورم نمیشه. یعنی ایدی باید روی
همهء مردهای زمین انگشت بزاره

23:07.711 --> 23:10.558
اگه میخوام با بیل برم بیرون
باید بیونم

23:10.647 --> 23:13.628
ـ   فکر میکردم حتی ازش خوشت نمیاد
ـ   ایدی هم ازش خوشش نمیاد

23:13.650 --> 23:17.621
اگه ایدی ازش خوشش نمیاد
چرا من نمیتوم بخوامش؟

23:18.555 --> 23:20.694
من میخوام برم زار بزنم

23:24.728 --> 23:29.575
ـ   چرا داریم می ایستیم؟
ـ   چون تقریبا رسیدیم

23:33.536 --> 23:34.571
اون چیه؟

23:34.571 --> 23:38.544
خونواده ای که این متعلق بهشون بود نمیتونستن
از پس هزینه ش بر بیان. با قیمت خوبی گرفتم

23:38.642 --> 23:42.522
ـ   واسه مادرت یه تالار خریدی؟
ـ   ساکت شو! مردم متوجه میشن

23:42.545 --> 23:45.619
اوه، که اینطور
من نمیتونم

23:45.715 --> 23:48.559
ـ   نمیتونم اینکار بکنم
ـ   گبرییل

23:49.719 --> 23:52.700
اینقدر بچه بازی در نیار

23:56.559 --> 23:59.463
یعنی خودمونم باید
بریم دنبالشون؟

23:59.562 --> 24:02.509
نمیدونم
شاید یه قسمت ازآیین مذهبی شونه

24:02.532 --> 24:04.773
برو به جهنم، کارلوس

24:06.569 --> 24:08.710
خیلی خب، همه با هم
جسد رو دنبال میکنیم

24:08.805 --> 24:11.649
لطفا، از این طرف

24:12.642 --> 24:15.523
این دیگه خیلی زیادیه. تنها دلیلی
که قبول کردم خونه رو بدم بره

24:15.612 --> 24:18.516
چون فکر میکردم در عوض یه
آپارتمان کوچیک قشنگ میگیرم

24:18.615 --> 24:21.721
ـ   حالا همونو هم دیگه ندارم
ـ   میخوای من چیکار کنم؟

24:21.751 --> 24:24.530
ـ   دادخواست رو پس بده
ـ   چی؟

24:24.621 --> 24:26.760
جنابعالی جرم کردی
چرا من باید تاوانشو پس بدم

24:26.790 --> 24:29.569
فقط برو و مرد باش و
وقتتو توی زندان بگذرون

24:29.659 --> 24:31.639
ـ   گبی، دیگه داری شورشو در میاری
ـ   من دارم شورشو درمیارم؟

24:31.661 --> 24:34.733
تنها چیزی که میخوام، این احترامی
که تو به مادر مردت میزاری

24:34.764 --> 24:39.736
ـ   گبی، خواهش میکنم
حداقل اون یه سقف بالای سرش داره

24:53.010 --> 24:55.012
پانزده تمام

24:59.951 --> 25:02.124
اوه، توو بود؟

25:03.054 --> 25:07.127
ـ   خوب بود
ـ   آلیسا، تو ناشونایی، کور که نیستی

25:08.159 --> 25:11.003
نزدیک خط بود

25:11.028 --> 25:13.008
همش همین

25:13.030 --> 25:15.001
منتظر لحظه ای هستم که گفتم

25:15.099 --> 25:18.945
بوی گند تنیس بازیش در اومده
باید دست پختشو بخوری

25:20.972 --> 25:24.010
پانزده، سی

25:28.913 --> 25:30.119
عذر میخوام

25:31.048 --> 25:35.190
باید میگفتم که تنیس بازی
کردنم خیلی بهتر ازآشپزیم

25:40.124 --> 25:41.159
هی

25:41.159 --> 25:43.161
خوش بود. تو واقعا
خوب بازی میکنی

25:43.194 --> 25:44.935
ممنون

25:44.962 --> 25:49.001
بزار نفس بکشم. محض
رضای خدا، اون همش جر میزنه

25:53.938 --> 25:56.111
ـ   مشکل تو چیه؟ ـ   ببخشید؟

25:56.140 --> 25:59.078
هی، اونجا یه بطری آب داری؟

25:59.177 --> 26:03.023
وقتی عرق میکنم
حواس پرتی میگیریم

26:03.047 --> 26:05.960
اون همسر توئه. چطور میتونی
درموردش اونطوری صحبت کنی؟

26:05.983 --> 26:10.025
اجازه بده بهت بگم که منظورآلیسا از
اون لبخند ساختگی روی صورتش چیه

26:10.121 --> 26:15.002
کونت رو تکون بده، دنیس
چه کَپَلهایی راه انداختی، دنیس

26:15.026 --> 26:17.028
سعی کن دئودورانتت رو
عوض کنی، دنیس

26:17.061 --> 26:19.942
کافیه. اگه با همسرت همچین
مشکلاتی داری، خوب بهش بگو

26:20.031 --> 26:23.936
ـ   داریم میریم مشاوره ازدواج
ـ   زیاد خوب پیش نمیزه، مگه نه؟

26:24.035 --> 26:27.039
اگه ناراحتی، بجای
شکایت کردن یه کاری بکن

26:27.071 --> 26:29.110
چون، رک و پوست کنده بگم
نمیخوام بیشتر از این بشنوم

26:29.207 --> 26:32.984
هی، بیا یارامونو عوض کنیم

26:33.010 --> 26:35.015
ـ   حتما. ـ   عالیه!

26:35.112 --> 26:38.116
مرسی

26:38.149 --> 26:41.028
من با تو بازی میکنم

26:42.053 --> 26:43.157
سلام

26:43.187 --> 26:46.000
سلام. اینو عوض نکردی

26:46.090 --> 26:50.004
این باید نگهش داره
ولی باید عوضش کنی

26:50.027 --> 26:54.034
ممنون. میدونم. میخوام عوضش کنم
توی راس لیست کارام گذاشتمش

26:54.131 --> 26:57.874
چه کار سختی بود

26:57.902 --> 26:59.904
یه لیوان آب میل داری؟

26:59.937 --> 27:02.044
و شایدم یه بهونه که بیای
داحل و با من حرف بزنی؟

27:02.139 --> 27:04.119
عالیه

27:07.044 --> 27:08.924
امروز ... فردای دیروزه

27:09.013 --> 27:12.051
گفتم که یه سری بهت میزنم

27:12.116 --> 27:14.053
بیل، آم

27:14.151 --> 27:17.132
من دلایل خاص خودمو دارم

27:18.089 --> 27:20.160
من ... زشتم؟

27:20.191 --> 27:22.068
اوه، خدا، نه

27:22.093 --> 27:26.840
نه، تو به هیچ وجه زشت نیستی

27:26.931 --> 27:29.004
ممنون ... همین فکرو میکنم

27:29.100 --> 27:32.172
ببین، شاید کلمهء قرار
داره منو پرت میکنه

27:32.203 --> 27:36.913
ببین، من فقط میخوام یکم خوش
بگذرونم، میدونی؟ شام، مشروب

27:38.109 --> 27:41.090
عشق و حال

27:46.117 --> 27:47.963
باشه، باهات میام بیرون

27:48.052 --> 27:52.967
عالیه. اون دور دورا یه جای کوچولو
میشناسم که حتما خوشت میاد

27:57.194 --> 27:59.074
چیکار میکنی؟

27:59.163 --> 28:01.839
دارم برات یه لیست از
ضروریات میتویسم

28:01.933 --> 28:05.972
تا اگه یه وقت برق رفت، یا سقف
چیکه کرد بدونی چیکار کنی

28:06.003 --> 28:07.983
چرا؟

28:09.140 --> 28:11.987
دادخواست رو پس دادم

28:12.076 --> 28:15.114
میتونی خونه رو نگه داری

28:18.049 --> 28:23.865
مادرم رو با احترام دفن کردم
و از یک قرونش هم پشیمون نیستم

28:23.955 --> 28:28.895
ولی با وجود اینکه باعث و
بانی این شرایط خودم هستم

28:28.993 --> 28:31.132
...به تو احترام نذاشتم

28:34.198 --> 28:38.943
ـ   و این درست نیست
ـ   تو خیلی شجاعی

28:41.939 --> 28:44.977
هنوز حرفام تموم نشده

28:46.944 --> 28:50.053
میخوام به من قول بدی وقتی از
زندان میام بیرون اینجا باشی

28:50.147 --> 28:53.859
این حرف مسخره ایه
من هیچ جا نمیرم

28:53.951 --> 28:57.890
و میخوام قول بدی در زمانی
که من نیستم به من وفادار باشی

28:57.989 --> 28:59.991
بله. البته

29:00.024 --> 29:03.005
گبرییل، من احمق نیستم

29:03.995 --> 29:06.999
تو یک زن زیبا هستی و درک
میکنم که احتیاجهایی هم داری

29:07.031 --> 29:09.969
ولی من مرد خیلی
حسود و خودخواهی هستم

29:10.067 --> 29:13.972
و احتیاج دارم که
زبون خودت بشنوم

29:15.072 --> 29:17.951
قول میدم

29:18.175 --> 29:20.885
خیلی خب

29:20.978 --> 29:24.016
فردا صبح، میریم
وکیل رو می بینیم

29:24.949 --> 29:27.020
دوستت دارم

29:32.923 --> 29:35.062
منم دوستت دارم

29:39.063 --> 29:44.137
و فقط میخوام بدونی، من روی
اون قول به تو اطمینان دارم

29:51.909 --> 29:55.049
چی شده؟ مامان بزرگ مرده؟

29:55.079 --> 29:59.050
آه، نه، اون خوبه
گوش کن، اندرو

29:59.050 --> 30:03.057
عزیزم، برای ما واضحه که
چند وقت تو خوشحال نیستی

30:03.154 --> 30:06.897
ـ   اون رفتارها
ـ   حشیش کشیدن، بی حرمتی

30:06.924 --> 30:10.895
فقط تو نیستی. و ما حس میکنیم که تو احتیاج
داری مقداری از وقتت رو تنهایی بگذرونی،

30:10.928 --> 30:14.000
...در مورد اهداف زندگیت فکر کنی

30:14.031 --> 30:17.035
و اینکه میخوای چه
جور شخصی باشی

30:17.068 --> 30:20.948
دارین درمورد
چی حرف میزنین؟

30:21.038 --> 30:23.851
مکانی به اسم اردوگاه
هنسی وجود داره

30:23.941 --> 30:27.983
برای نوجوانهایی که مثل تو
راهشونو گم کردند طراحی شده

30:28.079 --> 30:29.922
حتما شوخیتون گرفته

30:29.947 --> 30:32.928
اونا اهمیت انضباط و
مسئولیت پذیری روآموزش میدن

30:32.950 --> 30:34.887
دو چیزی که تو بشدت
بهشون نیاز داری

30:34.985 --> 30:36.956
فقط برای چند
هفته اونجا میمونی

30:37.054 --> 30:41.196
میتونین همین حالا تمومش کنین. من واسه چند
تا رفتار بچگانه به اون اردوگاه احمقانه نمیرم

30:45.029 --> 30:49.068
ـ   ما حاضریم
ـ   متأسفم، عزیزم، تو حق انتخاب نداری

30:58.175 --> 31:00.951
ـ   به من دست نزنین
ـ   آروم باش

31:00.978 --> 31:02.824
اندرو، قرار نیست دعوا بشه

31:02.913 --> 31:05.951
این آقایون کمکت میکنن لباس بپوشی
و تو رو تا اردوگاه میرسونن

31:05.983 --> 31:09.123
ـ   از اینجا به بعد بزارین به عهدهء ما
ـ   صبرکن، صبرکن

31:09.153 --> 31:13.966
ـ   مامان، صبرکن! خواهش میکنم، عذرمیخوام
ـ   عزیزم، طوری نمیشه، قول میدم

31:15.126 --> 31:17.128
ـ   این فکر تو بوده
ـ   چرا، تو

31:17.161 --> 31:20.005
ولش کن

31:20.097 --> 31:25.945
عزیزم، مهم نیست که چی میگی یا
چیکار میکنی، من همیشه دوستت دارم

31:27.938 --> 31:30.077
بریم، یالا

31:41.680 --> 31:44.524
این واسه چیه؟

31:44.549 --> 31:47.453
برای اینجا بودن

31:47.552 --> 31:50.592
برای در کنارم ایستادن
در چنین موقعیتی

31:50.689 --> 31:54.603
نمیدونی این برای
من یعنی چی، رکس

31:55.560 --> 31:59.670
خیلی وقته اینکه یه یار
واقعی داشتم رو حس نکردم

31:59.765 --> 32:03.804
و اون حس واقعا کمکم کرد، بخصوص
در صبح وحشتناکی مثل امروز صبح

32:12.677 --> 32:15.681
سلام، آلیسا. سلام، لیلی
حالتون چطوره؟

32:15.714 --> 32:17.651
میتونم باهات صحبت کنم؟، لطفا

32:17.749 --> 32:20.593
اوه، حتما پسرا، بگیرین

32:20.619 --> 32:22.465
همینجا بمونین

32:22.554 --> 32:23.760
باشه، مامان

32:25.590 --> 32:27.595
ـ   حالت چطوره؟
ـ   دنیس منو ترک کرد

32:27.692 --> 32:29.501
چی؟

32:29.528 --> 32:31.601
دنیس منو ترک کرد

32:31.696 --> 32:32.766
چرا؟

32:32.798 --> 32:35.440
بیشعور، چون تو بهش گفتی

32:35.534 --> 32:37.673
ـ   عذر میخوام، چی؟
ـ   تو درمورد ازدواجمون حرف زدی

32:37.702 --> 32:39.582
ـ   این به تو ربطی نداره
ـ   وایسا

32:39.671 --> 32:43.642
نمیتونم حرفاتو بفهمم
باید آرومتر صحبت کنی

32:56.555 --> 33:01.427
دنیس گفت بخاطر حرفایی که
پشت سرم زده تو سرش داد زدی

33:01.526 --> 33:03.528
خب، آره

33:03.562 --> 33:07.510
و گفت که تو بهش گفتی
مشاورهء ما بی فایده ست

33:07.532 --> 33:10.513
بله، این دقیقا اون چیزی
نیست که من

33:10.535 --> 33:13.644
تو از کدوم گوری اومدی که به
مردم میگی مشاوره بدرد نمیخوره؟

33:13.738 --> 33:16.482
ـ   منظور نداشتم که
حتما

33:16.575 --> 33:21.752
ما مشکلات زیادی داریم
مشکلات مالی، احساسی، جنسی

33:22.681 --> 33:25.525
ولی داشتیم خلشون میکردیم

33:26.585 --> 33:28.565
آلیسا، بیا اینجا

33:31.690 --> 33:37.541
مطمئنی که میخوای این
چیزا رو جلوی دخترت بگی؟

33:37.629 --> 33:41.634
حالا دیگه داری به من میگی
دخترمو چطوری بزرگ کنم؟

33:41.666 --> 33:44.613
لیلی، همون برگردیم بهتره

33:44.803 --> 33:49.448
آلیسا، اگه من باعث مشکلی
شدم واقعا عذر میخوام

33:49.541 --> 33:51.512
من فقط میخواستم کمک کنم

33:51.610 --> 33:53.612
چرا؟ چرا میخوای
کمک کنی؟

33:53.645 --> 33:56.717
ـ   خب، چون
اوه، چون من ناشنوا بودم؟

33:56.748 --> 34:00.719
نه. چون شوهرت یه
آشغال به تمام معنا بود

34:02.721 --> 34:07.693
و فقط مونده بودیم که تو با اسب
سفیدت بیای مارو نجات بدیم

34:07.726 --> 34:11.697
خب، حدس بزن چیه؟
من نمیخوام نجات پیدا کنم. فهمیدی؟

34:11.730 --> 34:14.643
من نمیخوام نجات پیدا کنم

34:19.771 --> 34:21.773
جنده

34:22.707 --> 34:24.678
آه، اون گفت

34:24.776 --> 34:27.689
بله. ممنون
میدونم چی گفت

34:30.682 --> 34:33.788
یه دقیقه توی ماشین همدیگه رو
بوسیدیم و چیز بعدی ای که فهمیدم

34:33.818 --> 34:37.632
توی بیمارستانیم و دکترها داشتن
یه گلوله از توش در میاوردند

34:37.722 --> 34:41.536
موقعی که تازه با مایک قرار میزاشتم
بنظر یه آدم خیلی معمولی بود، میدونی؟

34:41.626 --> 34:44.698
همیشه همینطورن
میخوای یکم ناچو بگیریم؟

34:44.729 --> 34:47.508
معلومه که من نامه شو نمیخونم

34:47.599 --> 34:50.512
در اون صورت، باید فقط
بیخیالش بشی دیگه، درسته؟

34:50.535 --> 34:51.570
درسته

34:51.570 --> 34:54.710
موافقی غذای مکزیکی نگیریم؟
میونه م با فلفل زیاد خوب نیست

34:54.739 --> 34:57.449
نمیخوام همینطور ور ور کنم
پیچیده ست.

34:57.542 --> 35:00.685
و تازه هنوز کلی چیز در مورد
مایک هست که تو حتی نمیدونی

35:00.779 --> 35:04.625
اگه بعدا بگی خیلی خوب میشه

35:06.751 --> 35:08.426
ایدی

35:08.520 --> 35:10.627
سرکارگرت گفت با یه
خوشکلکی رفتی بیرون

35:10.722 --> 35:12.724
از قرار معلوم، شخص
دنباله داری هم هست

35:12.757 --> 35:16.728
ـ   تو مارو تعقیب کردی؟
ـ   سخت نبود

35:16.728 --> 35:20.405
فقط بوی گند
خیانت رو دنبال کردم

35:20.498 --> 35:22.739
ـ   ما باهم قراری داشتیم، سوزان
ـ   نه، نداشتیم

35:22.767 --> 35:26.544
من اون چیزیو که تو میخواستی
گفتم چون تو مجبورم کردی

35:26.571 --> 35:29.677
داشتم سعی میکردم از رابطهء دوستی ای
که الان درحال پودر شدنه محافظت کنم

35:29.708 --> 35:32.555
ـ   من باید چیزی رو
بدونم؟ ـ   دیگه نه.

35:32.644 --> 35:36.458
تو، تا ابد ازت متنفرم

35:36.548 --> 35:38.550
و تو هم اخراجی

35:38.550 --> 35:39.551
ایدی

35:39.618 --> 35:41.657
بخاطر بیرون اومدن با
سوزان منو اخراج میکنی؟

35:41.753 --> 35:46.725
بله. و قبل از اینکه ناله کنی از قرار گذاشتن
باهاش به اندازه کافی مجازات شدی،

35:46.758 --> 35:49.671
هیچی نگو

35:55.600 --> 35:58.674
فکر کنم میتونم بهش بگم تو
خودتو به من قالب کردی

35:58.770 --> 36:01.751
میگم تو تنها بودی، التماس کردی با
هم شام بخوریم، منم دلم برات سوخت

36:01.773 --> 36:06.679
خب، ببخشید، ولی اونطوری جوری
وانمود میشه انگار تقصیر من بوده

36:06.778 --> 36:10.624
قطعا نمیتونی منو مقصر بدونی
منکه تو رو اخراج نکردم

36:10.649 --> 36:14.691
تو تصمیم گرفتی به من نگی که اگه
ایدی بفهمه با تو رفتم بیرون دیوونه میشه

36:14.786 --> 36:18.634
ـ   آروم برو. خیلی داری تند میری
ـ   این بین تو و ایدی

36:18.723 --> 36:20.603
من یهو افتادم توی بدبختی

36:20.692 --> 36:24.472
ـ   آره. تمام وقت هم همینو میگفتی
ـ   اون حرف یعنی چی؟

36:24.562 --> 36:27.443
تو یهو توی بدبختی نیافتادی
تو به بدبختی دعوت شدی

36:27.532 --> 36:28.602
این حقیقت نداره

36:28.633 --> 36:31.605
فقط یک ساعت تمام از عقده روحیت
با دوست پسر قبلیت حرف زدی

36:31.703 --> 36:35.651
ولو اینکه اون شخصی که به احتمال
زیاد همسایه ت رو هم خفه کرده

36:35.674 --> 36:36.709
نه، اون نکرده

36:36.741 --> 36:40.589
و ایدی به تو گفته بود که با من نری
بیرون، ولی تو گوش نکردی؟ نه

36:40.679 --> 36:44.627
بدبختی پنهانی رو دیدی و نتونستی
واسه در رفتن ازش استقامت کنی

36:44.649 --> 36:48.656
خیلی خب، آقای-بیا-یکم-خوش-بگذرونیم
چون-من-یه-پیمانکار-معمولی ام ،

36:48.753 --> 36:51.563
خودت منو قاپیدی
پس حالا بخور، رفیق

36:52.791 --> 36:54.771
اوه

37:09.607 --> 37:12.611
تو تایر رو درست
نکردی، مگه نه؟

37:12.777 --> 37:15.690
میخواستم بکنم

37:16.681 --> 37:20.495
بگمونم به بدبختی دعوت شدم

37:20.585 --> 37:22.758
فقط یه خورده

37:35.862 --> 37:39.776
تام، من آدم بدی هستم؟

37:42.902 --> 37:45.781
نه. چرا این حرفو میزنی؟

37:45.805 --> 37:48.618
نمیدونم. بگمونم توی
ذهنم اینه که

37:48.708 --> 37:52.952
فقط آدمای بد ازدواجهارو مختل میکنن
و از بها دادن به دیگران ناراحت میشن

37:52.979 --> 37:56.725
ـ   من سعی کردم بهت هشدار بدم
ـ   آره

37:56.816 --> 37:58.889
چرا اینکارو کردم؟

37:58.985 --> 38:02.933
این اجبار چسبیده سر دماغم
جایی که اصلا جاش نیست

38:02.956 --> 38:06.733
عزیزم، تو فقط به
فکر دوستت بودی

38:06.759 --> 38:08.764
به کجا هم ختم شد

38:08.861 --> 38:11.833
حداقل تو سعی خودتوکردی
بخاطر همین تحسینت میکنم

38:11.931 --> 38:13.708
اوه، خواهش میکنم

38:13.800 --> 38:16.872
هی، من اون آدمی بودم که به دنیس
اجازه داد به زنش بد دهنی کنه

38:16.903 --> 38:18.874
...چون ترسیده بودم
یه وقت زیاده روی کنم

38:18.972 --> 38:21.716
تو دونستی که کارش
اشتباهشو بهش گفتی

38:21.808 --> 38:25.688
من اینم دیگه
هیچوقت ازآشوب نمیترسم

38:25.712 --> 38:28.716
هی، عزیزم، ببین، من میگم

38:28.748 --> 38:32.858
تو حس قوی ای از درک کاریی که درسته
رو داری و از عمل کردن بهشم نمیترسی

38:32.952 --> 38:35.796
و بخاطر همین تحسینت میکنم

38:35.822 --> 38:38.803
میدونی من برای چی
تو رو تحسین میکنم؟

38:39.859 --> 38:46.003
وقتیکه میتونی راحت بگی، بهت گفته بودم
یه راهی پیدا میکنی که ازم تعریف کنی

38:53.740 --> 39:00.817
ـ   با اشاره گفتی بهت گفته بودم ،مگه نه؟
ـ   عمرا نمیتونی اثبات کنی

39:03.850 --> 39:07.755
ممنون که اومدین، خانم سولیس
مطمئنم که پرستار هایسل رو میشناسین؟

39:07.854 --> 39:10.892
بله. سلام

39:11.891 --> 39:15.771
پرستار هایسل بسیار با
مادرشوهرتون انس گرفته بودند

39:15.795 --> 39:17.934
بخاطر همین ازش
خواستم که اینجا باشه

39:17.964 --> 39:19.966
اولا، میخوام بفهمین که

39:19.999 --> 39:23.708
...ما میدونیم که رسیدگی به
بیمارانمون وظیفهء ماست

39:27.707 --> 39:28.708
خب

39:28.741 --> 39:33.850
با این تفاسیر، اینطور که پیداست
ممکنه، و تاکید میکنم روی کلمه ممکنه

39:33.880 --> 39:37.726
که در این وظیفه مون
کوتاهی ای صورت گرفته

39:37.750 --> 39:41.757
میتونم به شما اطمینان بدم ما تمام پرسنل رو
در بالاترین سطح خدماتی ممکن نگه میدارم

39:41.854 --> 39:44.698
ولی از اون گذشته
ماها همه مون انسانیم

39:46.759 --> 39:48.730
عزیزم، حالت خوبه؟

39:48.828 --> 39:51.934
پرستار هایسل
چرا نمیزی بیرون؟

39:53.733 --> 39:55.770
ـ   عذر میخوام
ـ   آها

40:01.908 --> 40:04.889
همه مون در غم
شما شریک هستیم

40:05.778 --> 40:07.624
کاملا معلومه

40:07.713 --> 40:10.717
و امیدوارم که با کم کردن
هر درد احتمالی درآینده

40:10.750 --> 40:14.960
که ممکنه خانواده شما با
این پیشنهاد زجر بکشن

40:14.987 --> 40:17.866
...نقدا جبران کنیم

40:18.958 --> 40:23.907
البته،مشروط بر اینکه شما و شوهرتون از هر
نوع دعاوی قانونی درآینده چشم پوشی کنین

40:23.930 --> 40:28.836
جبران نقدی؟
شما میخواین به ما رشوه بدین؟

40:28.935 --> 40:32.712
بیاین همچین اسم
غیرقانونی ای روش نزاریم

40:32.738 --> 40:36.880
ما دوست داریم فکر کنیم بعنوان
یکی از خدمات علاوه بر درمانمون

40:38.744 --> 40:42.749
خب، در اوتصورت
معطلش هم نکنین

40:45.985 --> 40:49.799
آقای هارتلی، یه سوال
فرضی قانونی ازتون دارم

40:49.889 --> 40:53.928
دوست دارم توی مسابقه
بخت آزمایی شرکت کنم و من

40:53.960 --> 40:59.811
بله، میدونم اهمیت نداره ولی
دوست دارم دلم قرص بشه

40:59.899 --> 41:02.746
حالا بگیم من برنده
شدم، نمیدونم

41:02.835 --> 41:06.806
یه میلیون، ششصد هزار دلار

41:06.839 --> 41:12.915
دولت توانایی اینو داره که اینو
هم مثل باقی اموال مصادره کنه؟

41:15.715 --> 41:18.787
فکرشو میکردم. حرومزاده ها

41:19.886 --> 41:24.767
پس اگه بخت آزمایی رو بعد از
زندان رفتن کارلوس ببرم چی؟

41:24.790 --> 41:28.761
اونوقت بازم دولت میتونه به
اون پول دست بزنه؟ فرضا

41:28.928 --> 41:30.899
می بینم

41:30.997 --> 41:33.876
و میتونیم خونه رو
هم نگه داریم

41:39.872 --> 41:43.979
اوه، نه، توی بقالی هستم، میخواستم
ببینم یه بلیط بخت آزمایی بخرم یا نه

41:44.010 --> 41:46.891
خیلی خیلی ممنون، جناب وکیل

41:46.979 --> 41:51.758
خب، فردا چه ساعتی باید
کارلوس رو بیاریم دادگاه؟

41:51.918 --> 41:53.898
عالیه

41:58.958 --> 42:02.929
همه مون بنا به دلایل
مختلفی قهرمان هستیم

42:02.962 --> 42:06.910
گاهی اوقات بخاطر شهامتمون

42:11.737 --> 42:15.810
گاهی اوقات بخاطر شجاعتمون

42:18.878 --> 42:21.918
گاهی اوقات بخاطر مهربانیمون

42:22.014 --> 42:25.826
دوستت دارم

42:30.756 --> 42:33.999
ولی اغلب، قهرمان هستیم

42:35.728 --> 42:38.666
...چون هرکدوم از زوایای مختلف،

42:38.764 --> 42:42.837
رویای نجات پیدا کردن رو داریم

42:48.808 --> 42:50.788
البته

42:50.810 --> 42:54.624
اگه قهرمانی که باید میومد پیداش نشد

42:54.714 --> 42:59.823
گاهی اوقات، خودمون
باید خودمونو نجات بدیم

42:59.848 --> 43:40.957
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
