WEBVTT

00:00.201 --> 00:01.669
آنچه گذشت

00:02.236 --> 00:06.002
ـ  با يه زن بودي؟
ـ    گولت زده. تو گفتي که براي هميشه از او متنفري

00:06.073 --> 00:09.201
نبايد به حرف زني گوش بدي که قلبش
جريحه دار شده

00:09.276 --> 00:10.504
گاهي ... پايان يک رابطه

00:10.611 --> 00:14.513
ـ    مهم نيست چي صداش کنيم. من فقط ميخوام با تو باشم
ـ    فکر نميکنم اون عاقلانه باشه

00:14.615 --> 00:17.846
ميتونه خيلي سخت باشه
ـ    من کسيم که با پسرت ميخوابيدم

00:17.952 --> 00:20.978
ـ    اما،هلن همه چي تموم شده
اما حفظ اسرار

00:21.088 --> 00:23.522
ـ    حتي يه ذره هم به تموم شدن نزديک نشده
از اون هم سختره

00:23.624 --> 00:29.187
ـ    مطمئن نيستم فهميده باشم چي ميگي
ـ    من خواهر کوچولومو کشتم

00:29.211 --> 00:37.211
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:37.571 --> 00:40.506
!ميخوام اين اسباب بازيارو جمع کنيد

00:40.608 --> 00:43.202
اسباب بازياتون رو بردارين
شما در کوني ميخواين؟ باشه

00:43.310 --> 00:48.179
نگاهي هست که والديني که
بچه هاي خوش رفتاري دارن

00:48.282 --> 00:51.342
اونطوري به والديني که بچه هاي
بد رفتار دارن، نگاه ميکنن

00:51.418 --> 00:55.184
اونطوري به من نگاه نکن من اين لبخند
موذيانه رو از رو صورتت ميتراشم

00:55.289 --> 00:58.486
اون نگاهيه که ميگه تو بايستي ياد
بگيري که چطور بچه هاتو جمع وجو کني

00:58.559 --> 01:01.050
...ما همين الان حياطو تميز ميکنيم

01:01.161 --> 01:04.995
گذشته از همه
اين مسئوليت توئه

01:08.202 --> 01:10.670
هي! من شوخي نميکنم

01:10.738 --> 01:16.267
البته براي سوزان راحت بود که از خودش
راضي باشه از داشتن دختري مثل جولي

01:17.011 --> 01:20.879
او هميشه تو درساش نمره بيست مي گرفت
ـ    اوه، دوباره بيست گرفتي

01:21.715 --> 01:24.377
او هميشه در انجام کاراي خونه کمک ميکرد

01:26.854 --> 01:32.622
او باهوش، مهربان و علاقه مند به ديگران بود

01:33.160 --> 01:37.529
از نقطه نظر مادرش
جولي يه بچه کامل بود

01:37.598 --> 01:43.230
متاسفانه سوزان داشت ميفهميد
که که چنين موجودي وجود نداره

01:47.408 --> 01:48.636
مام

01:48.709 --> 01:51.542
تو الان داشتي دختر منو ميبوسيدي؟

01:51.612 --> 01:55.412
ـ     آه، من يه کمي
ـ    چي فکر ميکني؟

01:55.516 --> 01:57.814
ـ    مام، آروم باش
ـ    او فقط 14سالشه

01:57.885 --> 02:00.877
بله، من بايد برم
من احتمالاً بايد برم

02:00.988 --> 02:03.149
تو فکر ميکني؟

02:03.290 --> 02:05.986
...اوه، اينم

02:06.060 --> 02:10.360
ـ    جمعه ميبينمت
ـ    چي جمعه چه خبره؟

02:10.431 --> 02:14.094
ـ    او منو به رقص مدرسه ميبره
ـ    نه، او نميبره

02:14.201 --> 02:17.602
مام، ميدونم تو مارو در حال بوسيدن ديدي
اما تا حالا بايد آروم گرفته باشي

02:17.705 --> 02:20.401
خب، به من نگو آروم بگيرم
من هيچ قصد آروم گرفتن ندارم

02:20.507 --> 02:22.975
به علاوه دارم آشغالو رو بيرون ميبرم

02:23.043 --> 02:26.479
ـ    بايد بموني و راجع بهش حرف بزني
ـ    نه تا زماني که اينقدر به هم ريخته اي

02:26.580 --> 02:28.673
تو از اين به بعد اجازه نداري او رو ببيني

02:28.749 --> 02:30.808
همچنين نگاهي وجود داره

02:30.951 --> 02:35.547
که والدين با بچه هاي نه خيلي خوش رفتار
اونجوري به والديني مثل سوزان نگاه ميکنن

02:35.622 --> 02:40.082
اين نگاه ميگه به
باشگاه ما خوش اومدي

03:21.735 --> 03:25.193
حومه شهر
مکاني با مردماني آبرومنده

03:25.305 --> 03:28.240
که سعي ميکنند زندگي آبرومندانه داشته باشن

03:30.043 --> 03:33.171
البته حتي آبرومندترين در بين ما

03:33.280 --> 03:35.373
...در گذشته خود اشتباهاتي داشته اند

03:39.052 --> 03:41.987
اشتباهاتي که تمايل دارند آنها را فراموش کنند

03:45.993 --> 03:50.987
اشتباهاتي که گاهي بر ميگردند
تا اونها رو در گير خود کنند

03:51.098 --> 03:53.532
ميرم صندوق پستو نيگا کنم

03:57.271 --> 03:59.136
هلن، آه

03:59.206 --> 04:03.233
اينجا چي کار داريد؟
فکر نميکنم شوهر من باب رو قبلاً ديده باشي

04:03.310 --> 04:06.040
سلام،خوشحالم ميبينمتون

04:07.281 --> 04:11.479
اوم... ما، اوه، اوميدم که راجع
به پسرمون باهات حرف بزنيم

04:11.552 --> 04:13.679
من هفته هاس که جان رو نديدم

04:13.787 --> 04:17.951
او نامه نوشته اما من هيچ جوابي
بهش ندادم همه چي تموم شده قسم ميخورم

04:18.025 --> 04:22.018
ما راجع به اين اينجا نيومديم ما
ميخوايم تو يه کاري برامون انجام بدي

04:22.129 --> 04:23.187
اوه، باشه

04:23.263 --> 04:27.529
جان ديشب مارو حيرت زده کرد وقتي گفت خيال
داره کمک هزينه دانشجويي دانشکده شو رد بکنه

04:27.634 --> 04:32.731
در عوض او ميخواد کسب و کار باغبونيشو
رونق بده تمام وقت چمن کوتاه کنه

04:33.574 --> 04:36.270
خب،چرا
اوه، چرا او بايد اين کارو بکنه؟

04:36.410 --> 04:40.244
ـ    نميدونيم چرا
ـ    فکر ميکني ما اگه ميدونستيم با تو هم کلام ميشديم؟

04:40.314 --> 04:43.806
شما بايد همسر منو ببخشيد
...او هنوز راجع به کل قضايا ناراحته،اوم

04:43.884 --> 04:46.614
ـ    هتک ناموس و اينجور چيزا
ـ    هلن

04:46.720 --> 04:49.188
از من چه کاري ميخوايد بکنم؟

04:49.256 --> 04:52.191
او با ما صحبت نميکنه

04:52.259 --> 04:55.717
اگه شما بتوني فقط قانعش کني که
...داره يه اشتباه بزرگ ميکنه

04:55.796 --> 04:57.889
جان و من کاملاً با هم به هم زديم

04:58.031 --> 05:00.465
فکر ميکنم بهتر اين باشه که ديگه به هم نزديک نشيم

05:00.567 --> 05:06.506
خواهش ميکنم هفته گذشته او 18 سالش
شد و از خونه رفت بيرون ما گيج شديم

05:08.208 --> 05:11.666
متاسفم. من
منـ    من خيلي متاسفم

05:11.745 --> 05:17.308
من فقط الان نميتونم اين کارو بکنم من براي خودم کاراي شخصيي
دارم که بايد انجامشون بدم زندگي من داره از هم ميپاشه

05:17.384 --> 05:19.750
ـ    من اهميتي نميدم
ـ    هلن

05:19.853 --> 05:24.950
ما پيش پليس نرفتيم به خاطر کاريکه تو
کردي اما اون ميتونه به راحتي تغيير کنه

05:28.662 --> 05:31.222
ببينم چي کار ميتونم بکنم

05:32.432 --> 05:34.263
خوبه

05:38.138 --> 05:41.164
از ديدنتون خوشحال شدم

05:41.275 --> 05:42.537
آهم

05:47.114 --> 05:51.983
تو ميتوني اين کارو بکني باشه؟ فقط فقط
يه کمي سر بخور پايين و من ميگيرمت

05:52.052 --> 05:54.919
ـ    نه، تو منو ميندازي
ـ    من تو رو نميندازم

05:54.988 --> 05:58.924
من ممکنه تورو خفه کنم براي
اومدن به اينجا

06:00.561 --> 06:02.495
هي،باشه فقط صبر کن،باشه؟ !پدر
بزرگ به من نيگا کن پايين نيا

06:02.563 --> 06:06.192
ببين کي رو تو فرودگاه سرگردون پيدا کردم

06:06.266 --> 06:07.733
هي،رودني

06:07.801 --> 06:10.463
پارکر رفته رو پشت بوم؟
-آها

06:10.537 --> 06:13.734
چه خوب .ببين ميتونه اون فريس بي رو اون بالا پيدا کنه

06:13.807 --> 06:15.399
بله،منم ميخوام همين الان همين کارو بکنم

06:15.475 --> 06:18.672
اوه،محبوبترين دختر من چطوره؟
او خيلي خوشحاله که تو رو ميبينه

06:18.779 --> 06:20.906
چه حيف شد که آليسون نتونست بياد

06:20.981 --> 06:24.314
اوه،فقط يک مسافرت شغلي ديگه برا فروشنده سرگردان پيش اومده

06:24.384 --> 06:27.080
او از اين جور مسافرتا کسل و خسته ميشه
!هي،پارکر

06:27.220 --> 06:30.451
ياله. نمي خواي بياي بري تو بغل من؟
پدر بزرگ اومده

06:30.557 --> 06:33.355
به خودت نگير
او از پايين اومدن ميترسه

06:33.460 --> 06:36.987
اوه، ميتونم کمکش کنم؟
بله،حتماً خودتو ضربه فني کن

06:37.097 --> 06:39.691
باشه
مواظب باش

06:40.534 --> 06:44.095
پاکر،سئوالي ازت دارم
فقط يه سئوال،اما از اون سئوالاي خيلي مهمه

06:44.204 --> 06:47.037
در واقع يه تعيين کننده شخصيتي.ميخواي بشنوي؟

06:47.140 --> 06:48.664
مم-همم

06:48.775 --> 06:52.006
فقط يه دختر کوچولو ميترسه از نردبون پايين بياد

06:52.079 --> 06:55.071
حالا،تو يه دختر کوچولو که نيستي،هستي؟

06:55.148 --> 06:58.311
من که به يه دختر کوچولو نيگا نميکنم. ميکنم؟

07:03.323 --> 07:06.121
ـ    تو خوبي؟
ـ    آه.آه.ياله

07:06.259 --> 07:11.287
ـ    واو،پايين آورديش چطوري اين کارو کرد؟
ـ    .تبعيض جنسي

07:12.299 --> 07:14.824
بزاريد با مشخص کردن تقسيم دارائيها شروع کنيم

07:14.901 --> 07:18.735
خب،ما براي بحث درباره هم اقامتگاه اوليه و هم
طرحهاي باز نشستگي در اين زمان آمادگي نداريم

07:18.839 --> 07:20.932
آيا براي بررسي اتو موبيلها و عتيقه جات آمادگي داريد؟

07:21.008 --> 07:23.704
من مايلم ابتدا حق عضويت در باشگاه ورزشي تفريحي بررسي بشه

07:23.810 --> 07:26.472
دسترسي به امکانات براي تمرينات
پزشکي دکتر ون د کمپ بايد کامل و تمام باشه

07:26.613 --> 07:29.582
ما اينجا داريم چي کار ميکنيم؟

07:29.683 --> 07:32.049
اوه،متوجه نميشم،رکس؟

07:32.119 --> 07:34.212
دارم با همسرم حرف مي زنم

07:34.321 --> 07:36.755
احاطه شده با وکلا
تقسيم همه زندگيمون

07:36.857 --> 07:40.520
من اينو نميخوام اول فکر
ميکردم ميخوام اما نميخوام

07:40.627 --> 07:45.189
شايد بهتر باشه قبل از اينکه دير بشه راجع بهش صحبت کنيم

07:45.265 --> 07:51.101
چي ميگي،بري؟
بهتر نيست لاشخورارو بفرستيم خونشون؟

08:01.748 --> 08:06.082
من ميخوام حق عضويت باشگاه رو نگه دارم
رکس تنيسش وحشتناکه

08:06.186 --> 08:09.246
و او از کافه رستوران متنفره

08:09.356 --> 08:11.950
باشه اگر شما به صفحه 2برگرديد و
قرار مداراي پيشنهادي رو ببينيد

08:12.059 --> 08:15.358
ليست اولوويتهاي ما رو پيدا ميکنيد

08:15.495 --> 08:16.519
درسته

08:16.997 --> 08:20.455
اونا همديگرو ميبوسيدن، هاه؟
درست کنار ميزآشپزخونه من

08:20.534 --> 08:22.661
تو بايد از اين شيطنت دوتايي شوکه شده باشي

08:22.769 --> 08:25.567
خب، خوشحالم که تو ميتوني به اين بخندي
اونا هنوز بچه ن

08:25.639 --> 08:29.370
اين براي تو راحته تو پدر
پسري اين منم که مادر دخترم

08:29.443 --> 08:31.434
ميدوني
اگه اوضاع از کنترل خارج بشه

08:33.613 --> 08:35.945
چي کار کنم
چي از من ميخواي؟

08:36.049 --> 08:40.213
خب، ميخوام بدونم که من تنها کسي
نيستم که بابت اين اتفاق نگرانه

08:40.287 --> 08:43.984
و ميخوام بدونم که اگه هر دوي اونا اينجا هستن
ورفت اومد ميکنن بايستي حتماً تحت نظارت ما باشن

08:44.057 --> 08:47.117
و من واقعاً ميخوام که تو اينجوري عين ديوونه ها به من نيگا نکني

08:47.194 --> 08:52.564
تنها دليلي که لبخند ميزنم اينه که ديگه
اين صحبتا موردي نداره من خونه رو فروختم

08:52.632 --> 08:54.156
واقعاً؟

08:54.267 --> 08:56.360
تا آخر ماه از اينجا ميريم

08:56.436 --> 08:58.370
خونه رو فروختي؟

08:58.472 --> 09:00.963
ـ    زاک
ـ    چرا راجع به اين قضيه به من چيزي نگفتي؟

09:01.041 --> 09:03.168
ميخواستم صبر کنم تا کارا قطعي بشه

09:03.276 --> 09:07.736
ـ    گفتي تو تصميمت تجديد نظر ميکني. به من دروغ گفتي
ـ    فکر ميکنم تو بايد دواهاتو بخوري

09:07.814 --> 09:10.977
چي، فکر ميکني اگه اين همه دارو تو شکم
من بچپوني ميتوني منو ساکت نگه داري؟

09:11.084 --> 09:13.450
ـ    برو بالا همين الان
ـ    بسيار خوب، تو به من اهميت نميدي

09:13.553 --> 09:15.248
تو به مامان هم اهميت نميدادي

09:15.322 --> 09:18.849
ميدوني چيه؟
کاش او به جاي خودش به تو شليک ميکرد

09:27.934 --> 09:32.894
پس داريد ميريد
ما هممون دلمون برات تنگ ميشه

09:32.973 --> 09:37.910
در آينده بايد ليست چيزا و کاراتو داشته باشي اونوقت اينکه چيزي
رو تو ماشين جا گذاشتي يا نه ميتوني از رو اون بياد بياري، باشه؟

09:37.978 --> 09:42.915
قبل از اونکه بازي ورزشي کوچولوي پارکر اسکاوو حتي ...شروع شده باشه

09:42.983 --> 09:46.214
عجله کن هي!من کسي نيستم که
دستکش بيسبالشو جا گذاشته باشه

09:46.319 --> 09:49.880
يه بازيکن مهم و جديد وارد صحنه بازي ميشه

09:51.792 --> 09:53.123
سلام

09:55.362 --> 09:58.525
فکر ميکردم شماها در تمرين هستيد

09:58.598 --> 10:01.931
اوه، پارکر، اوم
دستکش توپ گيرشو فراموش کرد

10:04.171 --> 10:07.663
اوه، لاينت
ايشون لوئيس مک دانيل هستن

10:07.741 --> 10:12.542
او يکي از مهمترين کارپردازاي من تو اين ناحيه س
او براي کارخونه توليد کاغذ کار ميکنه

10:12.646 --> 10:14.204
اوه

10:14.281 --> 10:17.011
اوه، خوشحالم ميبينمتون

10:17.117 --> 10:19.483
من خوشحالم شما رو ميبينم
خونه قشنگي دارين

10:19.553 --> 10:21.418
ممنون

10:21.521 --> 10:24.752
داشتيم کار ميکرديم، اوه
رو بعضي از اين قراردادهاي جديد

10:24.858 --> 10:28.555
ميدوني، کار روي بعضي چيزاي کوچيک

10:28.662 --> 10:31.062
جزئيات بي اهميت جمع بندي ها و قيمتهاي ترابري

10:31.164 --> 10:32.961
مامي، ببين چي پيدا کردم

10:36.303 --> 10:42.708
ببخشيد.ها ها مال منه ممنون
بايد از کيفم افتاده باشن

10:47.289 --> 10:51.055
خب، اوم، ما نميخوايم دير به بازي برسيم
خوشحال شدم ديدمتون

11:08.732 --> 11:11.223
هي
من با تو صحبت نميکنم

11:11.301 --> 11:13.565
از جلسه حل و فصل خوشت نيومد، ها؟

11:13.637 --> 11:16.128
تو فقط به اين خاطر طالب ظروف چيني شدي که ميدونستي من اونارو دوست دارم

11:16.239 --> 11:19.504
تو مالکيت زماني مونو درپيست اسکي بگيري و من تلافي نکنم؟ دست بر دار

11:19.643 --> 11:23.477
ـ    تو ديگه به اين راحتي از اون مکان استفاده نخواهي کرد
ـ    به اين راحتي؟ با هرگز چطوري؟

11:23.580 --> 11:28.415
بسيار خوب، باشه تصميم دارم از ظروف چيني تو براي
غذاهاي آماده استفاده کنم بله پيتزا ...گوشت دنده

11:28.485 --> 11:34.947
خب، ميدوني چيه؟ جلسه ديگه حل وفصل
تصميم دارم باشگاه گلفتو درخواست کنم

11:35.025 --> 11:37.118
طلاق جالب نيست؟

11:39.763 --> 11:43.529
وقت داروهاي قلبيت رسيده

11:43.600 --> 11:47.536
ميدوني، از اون حرفايي که تو جلسه زدم منظور
داشتم من وکيلمو فردا ميفرستم بره پي کارش

11:47.604 --> 11:51.131
ـ    فقط لب بترکون
ـ    عزيزم فکر ميکنم ديگه دير شده

11:51.241 --> 11:54.233
ـ    چرا؟
ـ    چونکه تو به من وفادار نبودي

11:54.311 --> 11:57.371
اما اگه يه جورايي بتوني منو ببخشي

11:57.447 --> 12:00.507
اگه ميتونستيم راهي پيدا کنيم که خوشبخت بشيم
تو واقعاً اينو ميخواي؟

12:00.584 --> 12:05.385
آه ه، ميدوني چي من واقعاً
ميخوام، خواسته واقعي م؟ انتقام

12:05.455 --> 12:10.825
منظورم اينه که اگه ميتونستيم يه جورايي با هم بيحساب بشيم

12:10.894 --> 12:13.158
اونوقت، اوم، شايد ميتونستم راهي براي بازگشت پيدا کنم

12:13.263 --> 12:16.096
پس منظورت از اين حرفا چيه
تو هم ميخواي با يکي ديگه سکس داشته باشي؟

12:19.803 --> 12:24.297
...باشه، اوه خب راجع به کي داريم
اينجا حرف ميزنيم؟ داروساز احمق تو؟

12:24.407 --> 12:28.639
حالتو ميگيره، رکس؟
اگه من با يه مرد ديگه بخوابم؟

12:28.712 --> 12:32.705
اون کار ميتونه منو ويران کنه

12:34.918 --> 12:35.942
بفرمائيد

12:36.019 --> 12:41.958
ـ     بري، تو احتمالاً نميتوني
ـ    رکس، وقت داروهاته

13:00.977 --> 13:03.070
من برميدارم

13:15.925 --> 13:18.792
او از تو متنفرنيست
مادرم فقط نگرانه

13:18.862 --> 13:22.491
ـ    او فکر ميکنه من ديوونه م
ـ    نه،  او فکر نميکنه

13:22.565 --> 13:25.261
خب، شايد يه کمي

13:25.335 --> 13:30.329
تو که بهش چيزاييکه بهت گفتم نگفتي، گفتي؟
در باره اونچه که به سر دينا اومده؟

13:30.407 --> 13:34.605
زاک، من ميتونم رازنگهدار باشم
قول ميدم هرگز به او نخواهم گفت

13:36.846 --> 13:38.939
اون صدا چيه؟

14:07.010 --> 14:09.740
سلام
اينجا چي کار ميکني؟

14:09.813 --> 14:13.078
بيرون داشتم قدم ميزدم و تو رو از پنجره ديدم
من جا خوردم

14:13.183 --> 14:15.276
من هرگز به تو برا خوردن شام فکر نميکردم

14:15.385 --> 14:19.082
خيال ندارم شام بخورم
...قهوه شون خيلي بده،  و

14:19.189 --> 14:22.750
خب، الان هم ديروقته
من احتياج داشتم از خونه بزنم بيرون

14:22.826 --> 14:25.590
و اينجا تنها جايي بود که هنوز باز بود

14:27.364 --> 14:29.764
خيال نداشتم خلوتتو به هم بزنم

14:32.902 --> 14:34.961
جرج؟

14:37.240 --> 14:41.939
ممکنه پيشم بموني
براي خوردن يه فنجون قهوه وحشتناک؟

14:43.313 --> 14:47.409
اولين هفته م تو دانشکده بود
و من به يه گرد همايي جمهوري خواهان

14:47.517 --> 14:50.315
جوان رفتم جايي که
رکس يه سخنراني داشت

14:50.420 --> 14:53.878
و بعد از سخنراني پيشش رفتم و خودمو بهش
معرفي کردم و به او گفتم که من با بياناتش

14:53.957 --> 14:57.188
در باره مجازات مرگ موافقم

14:57.260 --> 15:00.821
...او منو برا شام بيرون برد،  و، اوه

15:00.930 --> 15:08.063
ما تا 2 نيمه شب با هم بوديم راجع به
دولت بزرگ حرف ميزديم کنترل تسليحات...

15:08.138 --> 15:10.800
و مهاجرتهاي غير قانوني

15:10.874 --> 15:17.905
اوه، اون فقط
اون واقعاً يک شب جادويي بود

15:17.981 --> 15:21.576
و وقتي او داشت منو به خوابگاهم برميگردوند، فهميدم که

15:21.651 --> 15:26.588
يه روزي
من خانم رکس ون د کمپ ميشم

15:26.656 --> 15:28.817
واو

15:30.126 --> 15:32.458
و حتي الان،  ميدوني، بعد از خيانتي که به من کرده، من

15:32.529 --> 15:36.329
من ميدونم که ما بايستي با هم باشيم
...اما

15:36.433 --> 15:39.732
نميدونم که چطور ميتونم با کسي باشم که بهش اعتماد ندارم

15:39.803 --> 15:42.795
پس...
چي کار خيال داري بکني؟

15:45.041 --> 15:47.407
قضيه اينه که نميدونم

15:48.912 --> 15:51.608
تو فکر ميکني من چي کار بايد بکنم؟

15:51.748 --> 15:56.048
ـ    از من ميپرسي؟
ـ    ...اوه، نبايد اين کارو ميکردم. من

15:56.152 --> 15:57.517
اوه، نه، نه
نه، چيزي نيست

15:57.620 --> 16:02.023
نه، جرج، اوضاع جور نيست بينمون سرد شده
ميدونم چه احساسي نسبت به من داري،  و من

16:02.091 --> 16:04.525
نه، بري، من
ميخوام کمک کنم

16:07.330 --> 16:09.389
ممنونم

16:11.100 --> 16:14.365
پس...
او تو رو دوست داره؟

16:16.573 --> 16:17.801
بله

16:19.209 --> 16:21.700
آيا آدم خوبيه؟

16:21.778 --> 16:24.042
جدا از خيانتش،  بله

16:24.113 --> 16:26.240
خب، پس ديگه چيزي نيست

16:26.349 --> 16:33.585
اگه ميتونستم آدم خوبي رو پيدا کنم که منو
دوست داشته باشه راهي پيدا ميکردم تا ببخشمش

16:35.158 --> 16:39.618
تو يه مرد استثنايي هستي
جرج ويليامز

16:39.762 --> 16:42.560
و سزاوار زني استثنايي همچون خودت هستي

16:42.665 --> 16:44.724
همينطور فکر ميکنم

17:39.752 --> 17:41.151
کجا داري ميري؟

17:41.253 --> 17:45.349
ـ    فکر کردم صبحونه مو تواتاقم بخورم
ـ    ميدوني، خونه اينقدرام بزرگ نيست، رودني

17:45.457 --> 17:48.756
تو ميري تو اتاقت تا از برخورد با من دوري کني

17:48.827 --> 17:52.991
باشه، باشه
لوئيس يه کارپرداز نيست

17:53.065 --> 17:54.327
واقعاً؟

17:54.433 --> 17:56.526
و من ميخوام عذر خواهي کنم

17:56.602 --> 18:00.766
من-من فکر کردم تو و بچه ها
تا بعد از ظهر بر نميگردين

18:00.839 --> 18:03.603
کار ديگه اي هست که من بتونم انجام بدم تا تو رو قانع کنم؟

18:03.709 --> 18:08.544
خب، براي شروع تو ميتوني اون پوزخند موذيانه
منزجر کننده رو از رو صورتت پاک کني

18:08.647 --> 18:10.239
لاينت

18:10.282 --> 18:13.115
چطور تونستي چنين کاري با آليسون بکني؟

18:13.185 --> 18:16.712
نميدونم نميدونم تا
حدي يه دفعه پيش اومد

18:16.789 --> 18:19.656
سالها ميگذرن بچه ها رمقتو
ميگيرن من اغلب تو مسافرتم

18:19.725 --> 18:22.193
ما بيشتر از هم دوريم
خب پيچيده س

18:22.261 --> 18:25.958
پيچيده نيست
اون کاملاً وظيفه نشناسيه

18:26.031 --> 18:28.864
براي سالها من با زني ازدواج وزندگي کردم
که دوستش ندارم

18:28.934 --> 18:32.961
چونکه با خدا عهدي بسته بودم
پس با من راجع به وظيفه شناسي حرف نزن

18:33.072 --> 18:35.233
پس کل نتيجه گيري که از اين اوضاع ميکني اينه
که تو قرباني هستي؟

18:35.374 --> 18:38.969
اوه، من ميتونم بفهمم که ما فقط داريم
سر توافق و تخالف با هم بحث ميکنيم

18:39.044 --> 18:40.102
مااينجا به نتيجه نرسيديم

18:40.245 --> 18:44.978
اوه، بله، رسيديم چونکه زندگي جنسي
من به خودم مربوطه نه به تو

18:45.050 --> 18:49.248
و چيزي وجود نداره که تو بتوني به هرحال در موردش کاري بکني

19:03.335 --> 19:08.432
ـ    پدر؟ چي کار ميکني؟
ـ    نميخوام راجع به اون حرف بزنم

19:08.540 --> 19:12.067
ـ    حرف راجع به چي؟ لاينت نميدونه تو اومدي اينجا؟
ـ    اوه، بله، ميدونه

19:12.144 --> 19:15.204
ـ    ممکنه منو ببري فرودگاه؟
ـ    اينجا باش

19:15.314 --> 19:17.544
ـ    هي، لاينت
ـ    بله؟

19:17.616 --> 19:21.848
چرا پدرم بيرون تو پياده رو نشسته؟

19:21.954 --> 19:24.718
چونکه من از خونه پرتش کردم بيرون

19:24.790 --> 19:27.054
من-من ميبينم
نميخواي به من بگي چرا؟

19:27.159 --> 19:30.356
صبر کن
يه نوشابه بهت بدم

19:32.464 --> 19:35.433
اوه، خداي من
او چي کار کرده؟

19:35.501 --> 19:41.963
ديروز من اومدم خونه
و پدرتو با يه زن غافلگير کردم

19:42.074 --> 19:45.703
او با زنه مشغول بود
من خيلي خيلي متاسفم

19:45.778 --> 19:49.908
ـ    خدايا
ـ    ميدونم، ميدونم حالت خوبه؟

19:49.982 --> 19:52.075
بله، اوم، بايد برم باهاش حرف بزنم

19:53.385 --> 19:55.080
ـ    همش همين؟
ـ    که چي؟

19:55.187 --> 19:59.624
من فقط توقع واکنش شديدتري داشتم من اينجا
نشسته بودم با احساس يه گره تو معدم

19:59.725 --> 20:04.219
باشه، ببين من هرگز اينو قبلاً به تو نگفتم
چونکه ميدونستم واکنش تو چيه ...اما، اوم

20:04.329 --> 20:08.095
من از اين مسئله جا نخوردم

20:08.167 --> 20:10.692
پدر من سالهاست که هميشه هرز ميپره

20:12.838 --> 20:15.932
ـ    تو اينو ميدونستي؟
ـ    بله تا حدي، بله

20:16.041 --> 20:20.239
يعني، يعني بيشترش مربوط به گذشته س منظورم اينه
که نميدونستم هنوز هم به کاراش ادامه ميده

20:20.312 --> 20:24.043
منظورم اينه که من فکر ميکردم ديگه برا اين کارا پير شده يه
جور اي عجيب غريبي من واقعاً تحت تاثير قرار گرفتم ميدوني؟

20:24.116 --> 20:27.677
تحت تاثير قرار گرفتي؟
تحت تاثير? من

20:27.820 --> 20:30.618
تام، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
به من نگو که تو با اين قضيه راحت برخورد ميکني

20:30.723 --> 20:33.590
راحت برخورد نميکنم. نه، نه
او نبايد هرگز اون زن رو اينجا مي آورد

20:33.692 --> 20:36.024
نه، در درجه اول او اصلاً نبايد با اون زن رابطه برقرار ميکرد

20:36.095 --> 20:38.791
ميدونم، ميدونم
اما، تو که ميشناسيش چه جور ادميه

20:38.864 --> 20:42.197
منظورم اينه که او براي سالها اينجور
ي بوده مادرم باهاش کنار اومده

20:42.301 --> 20:46.203
ـ    من بطور جدي در اين مورد شک دارم
ـ    ببين، ميدوني جايي براي ادامه اين بحث وجود نداره

20:46.305 --> 20:49.536
اما من ميخوام برم پيش پدرم ميخوام برم اورو
برگردونم اينجا ميخوام او رو به اتاقش ببرم

20:49.641 --> 20:54.704
ـ    و ما هممون ميتونيم آروم باشيم
ـ    اون مرد به اين خونه برنميگرده

20:54.780 --> 20:57.305
ـ    بله او برميگرده
ـ    نه، او برنميگرده

20:57.416 --> 21:04.447
لاينت، او پدرمه اين خونه منه
تو نميتوني به من بگي چه بکنم

21:06.492 --> 21:08.585
من ميگم بريم اونجا و در و از جا در بياريم

21:08.660 --> 21:14.462
بله، پدر تو اين کارو ميکني بزار
بدونم اون کار چقدر برا تو مفيده

21:18.303 --> 21:20.362
...سلام، اوم

21:21.874 --> 21:26.243
نميدونم که آيا آدرس درست رو اومدم
جان رولاند اينجا زندگي ميکنه؟

21:27.913 --> 21:31.713
واقعاً خيلي خوشحالم که اومدي
خيال داشتم دوباره فردا بهت زنگ بزنم

21:31.817 --> 21:35.218
اوه، بله، من
متاسفم که هيچ کدوم از زنگهاتو جواب ندادم

21:35.287 --> 21:40.054
طوري نيست الان خيلي خوشحالم تو
رو ديدم راجع به آقاي سوليس شنيدم

21:40.159 --> 21:45.290
ـ    مجبور شدي يه شغل واسه خودت دست و پا کني
ـ    بله، خب منو که ميشناسي من دوام مي ارم

21:48.600 --> 21:51.194
بيا اينجا

21:51.303 --> 21:53.396
اوه، ها ها

22:01.280 --> 22:05.979
اوه، نه جان ...من، اوه من
براي اين کار اينجا نيومدم

22:06.051 --> 22:07.575
چي شده؟

22:07.686 --> 22:11.383
خب، من شنيدم تو خيال داري که کار باغبونيتو
تمام وقت کني دانشکده ت چي شده؟

22:11.490 --> 22:14.516
ـ    تصميم گرفتم نرم
ـ    چرا؟

22:14.626 --> 22:17.652
خب،  يه شانس خودشو نشون داده

22:17.796 --> 22:21.527
و من از اين شانس استفاده کنم
احتياج دارم شروع کنم پول در آوردن

22:21.600 --> 22:26.765
جان، چه فرصتي مهمتر از ادامه دانشکدته؟

22:26.839 --> 22:30.639
براي زمان زيادي تنها چيزي که من
داشتم به تو تقديم کنم، قلبم بود

22:30.776 --> 22:33.768
و آقا ي سوليس به تو امنيت ميداد
و من نميتونستم با اون رقابت کنم

22:33.879 --> 22:37.144
ميدوني، اما الان او حتي نميتونه
امنيت رو هم به تو بده و من ميتونم

22:37.282 --> 22:44.381
کار و کسب من داره رونق ميگيره من ميتونم ازتو
مراقبت کنم ما بالاخره ميتونيم با هم باشيم

22:48.727 --> 22:50.251
خانم سوليس...

22:55.400 --> 22:57.459
با من ازدواج ميکني؟

23:05.907 --> 23:08.432
خواهش ميکنم چرا بايد تو بخواي که ناظر و ناظم مراسم رقص باشي؟

23:08.510 --> 23:12.071
خانم ون د کمپ داووطلب مي خواست
او از من خواهش کرد

23:12.213 --> 23:15.011
تو خيلي تابلوئي

23:15.083 --> 23:17.551
به هرحال تو حتي متوجه حضور من هم نميشي

23:17.652 --> 23:19.745
خب، نه خيلي زياد

23:20.622 --> 23:23.853
ـ    جولي، ميدوني که ميتوني همه چي رو به من بگي، باشه؟
ـ    بله، مامان

23:23.958 --> 23:28.224
پس اگه مشکلي داشتي
...يا يه جور راز رو دلت سنگيني ميکرد

23:28.329 --> 23:32.959
البته
من همه چي رو به تو ميگم

23:39.841 --> 23:43.299
ميدوني نميتونم باور کنم تو داري اينطوري
کلاً ريشه ما رو از اينجا ميزني

23:43.378 --> 23:45.437
ما به يک شروع تازه نياز داريم

23:45.580 --> 23:49.016
بيا
بايد اونو تقريباً اينطوري بگيري

23:50.885 --> 23:53.581
اتفاقات بد زيادي اينجا رخ داده

23:53.688 --> 23:57.647
بالاخره کسي رو دارم که باهاش بتونم حرف بزنم اون
مثل اين ميمونه که تو بخواي اونو از من بگيري

23:57.792 --> 24:00.260
ـ    منظورت جوليه؟
ـ    بله

24:00.328 --> 24:02.853
راجع به چه اتفاقات بدي تو با او صحبت ميکني؟

24:02.964 --> 24:06.764
ـ    آيا راجع به مادرت هم با او حرف ميزني؟
ـ    بله و بقيه چيزا

24:06.835 --> 24:09.201
مثل چي؟

24:09.304 --> 24:11.363
زاک، مثل چي؟

24:12.841 --> 24:18.438
...پدر اين همون چيزي که من سعي ميکنم
راجع بهش با تو حرف بزنم باشه...

24:19.981 --> 24:23.382
بعد از اونکه مامان مرد، يه چيزايي شروع کرد به يادم اومدن

24:23.451 --> 24:25.544
يه بارقه هايي از چيزاي دوران کودکيم

24:25.653 --> 24:28.213
قشنگ و محکم مثل اين

24:29.457 --> 24:31.550
چه چيزايي؟

24:34.262 --> 24:37.891
...خون زياد
داد و فرياد مامان...

24:40.435 --> 24:42.494
و دينا

24:44.072 --> 24:46.131
من کشتن دينا رو به ياد ميارم

24:47.809 --> 24:49.902
تو اينو به جولي گفتي؟

24:51.579 --> 24:53.638
بهش اعتماد دارم

24:53.748 --> 24:55.841
آيا به مادرش گفته؟

24:56.951 --> 24:58.475
نميدونم

25:01.956 --> 25:04.049
از اول شروع ميکنيم

25:04.125 --> 25:07.117
ازت ميخوام هر چيزي رو که به جولي
گفتي به منم بگي

25:22.543 --> 25:24.841
ـ    هي
ـ    هي. اون چيه؟

25:24.946 --> 25:28.006
آوه، خوب
خيال داشتم اينو بهت بدم

25:28.082 --> 25:30.983
اما ديدم بقيه دخترا
گلي به خودشون نزدن

25:31.085 --> 25:34.179
پس حدس ميزنم اين از اون جور رقصا نيست

25:34.289 --> 25:37.656
اگر تو نميخواي انگشت نما بشي من ميفهمم

25:37.725 --> 25:39.818
من انگشت نما شدن رو دست دارم

26:04.052 --> 26:06.111
پائول اينجا چي کار ميکنه؟

26:06.187 --> 26:09.816
اوه، اومده مراقب بچه ها باشه
چند ساعت پيش زنگ زد و داوطلب شد

26:09.924 --> 26:11.619
ـ    واقعاً؟
ـ    چرا؟چي شده؟

26:11.693 --> 26:14.753
خب، چند روز پيش او راجع به قرار وديدارهاي
جولي و زاک بي اهميت نشون ميداد

26:14.829 --> 26:16.922
و حالا، به ناگهان سرو کله ش تو مجلص رقص پيدا شده؟

26:17.065 --> 26:19.226
شايد او فقط داره سعي ميکنه هماهنگ باشه

26:19.334 --> 26:21.427
شايد

26:29.677 --> 26:31.144
دکتر ون د کمپ

26:31.212 --> 26:33.908
متخصص قلب من براي يه نسخه زنگ زده بود

26:34.015 --> 26:36.813
اوه، درسته، درسته
اينجا گذاشته بودمش

26:38.753 --> 26:41.347
خب، اخيراً بري رو ديدي؟

26:41.422 --> 26:44.220
بله، ديشب باهاش برخورد داشتم
درخيابان ماپل تو رستوران بود

26:44.325 --> 26:50.286
ـ    گفتگوي قشنگي داشتيم
ـ    مم اين همه کاري بود که کرديد فقط حرف زديد؟

26:50.398 --> 26:53.060
ما فقط با هم دوستيم،  دکتر ون دکمپ نه بيشتر

26:53.167 --> 26:55.465
خوبه اينو ميشنوم

26:55.536 --> 26:57.595
ميدوني، اگه يه وقت از جانب بري انگولکي بشي

26:57.672 --> 27:00.800
و خيال کني او بيشتر از فقط دوست بودن به تو علاقه داره

27:00.908 --> 27:03.240
اگه جاي تو بودم بيشتر مواظب ميبودم

27:03.311 --> 27:04.903
ببخشيد؟

27:04.979 --> 27:10.144
فقط خواستم بدوني که او فقط داره از تو استفاده
ميکنه تا موازنه امتياز رو با من حفظ کنه

27:10.218 --> 27:12.277
فريب اين قضيه رو نخور

27:12.353 --> 27:15.914
بري هرگز کاري مثل اين رو انجام نميده
او يه خانومه

27:16.024 --> 27:20.188
دقيقاً.يه خانم متشخص خيلي زيبا

27:20.261 --> 27:26.166
يادت باشه که اينجور خانوما از
دکترا خوششون مياد نه دوا چيا

27:29.904 --> 27:35.900
بري بسيار زيباست و خيلي متشخص
اما خيلي زيرک و باهوش نيست

27:35.977 --> 27:39.071
براي مثال، او فکر ميکنه که تو آدم خوبي هستي

27:39.147 --> 27:43.243
و الان براي من خيلي واضحه
که تو نيستي

27:47.321 --> 27:50.085
نسخه مو لطفاً الان، جرج

27:59.801 --> 28:03.965
مثل اينکه نميتونم پيداش کنم
فکر کنم مجبورم دوباره برا تون آماده ش کنم

28:04.072 --> 28:05.972
ممنون

28:06.040 --> 28:09.407
نه
من ممنونم

28:55.957 --> 28:57.185
پائول

28:57.258 --> 29:01.217
متوجه شدي که دارن يه موزيک کلاسيک اجرا ميکنن؟

29:01.329 --> 29:02.353
ها ها
بله

29:03.297 --> 29:06.232
ميرقصي؟

29:08.503 --> 29:10.596
دوست دارم

29:21.149 --> 29:24.448
ـ    يه اعتراف کوچولو بايد بکنم
ـ    اوه؟

29:24.519 --> 29:26.578
در باره جولي اخيراً خيلي دلواپس بوده ام

29:26.687 --> 29:30.214
برا همين چند روز پيش يه جورايي حرفاشو استراق سمع کردم

29:30.324 --> 29:33.885
وقتي که داشت با زاک تلفني حرف ميزد

29:33.961 --> 29:35.189
واقعاً

29:35.997 --> 29:38.761
اونا داشتن حرفاي خيلي جالبي ميزدند

29:38.866 --> 29:40.697
زاک داشت به جولي در باره اتفاقي که براي دينا افتاده بود،  مي گفت

29:40.801 --> 29:46.068
در باره؟

29:46.140 --> 29:49.837
ـ    اين بود؟
ـ    بله

29:51.379 --> 29:54.405
ـ    چقدر از حرفاشو شنيدي؟
ـ    همشو

30:00.388 --> 30:03.414
تو ميفهمي که اون يه تصادف بود

30:03.524 --> 30:06.391
اوه، البته
تا حد زيادي ميفهمم

30:06.460 --> 30:09.122
او قصد کشتن دينا رو نداشت

30:11.232 --> 30:16.295
او در واقع خودش يه بچه بود
او نميدونست داره چي کار ميکنه

30:16.404 --> 30:21.899
نه،  البته که نميدونست
پس دقيقاً چه اتفاقي افتاد؟

30:23.077 --> 30:26.376
مري آليس و من هرگز دقيقاً نفهميديم

30:26.447 --> 30:28.881
ما جيغ و داد بچه رو شنيديم

30:28.950 --> 30:31.418
زماني که بالاي سر تختش رسيديم، ديگه دير شده بود

30:31.519 --> 30:33.646
پائول، من خيلي متاسفم

30:34.822 --> 30:36.915
متشکرم

30:42.296 --> 30:46.926
پس تو و مري آليس اين راز و اين همه سال
تو خودتون نگه داشتين؟

30:47.001 --> 30:53.099
اون يه فصل خيلي تاريک تو زندگي ما بود
ما ترجيح ميداديم که ديگه زنده ش نکنيم

30:53.207 --> 30:58.372
همينطور اون يه موضوع خانوادگي خصوصي بود
ممنون ميشم راز دار باشي

31:06.406 --> 31:07.464
حتماً

31:25.303 --> 31:29.069
ـ    اوقات خوبي داشتي؟
ـ    بله

31:29.173 --> 31:31.232
عالي بود

31:35.746 --> 31:40.206
ببين... ميخوام بدوني که من
واقعاً متاسفم با جولي حرف زدم

31:40.318 --> 31:43.151
اما او به من قول داده که اصلاً خيال
نداره کلمه اي از حرفامو به مادرش بگه

31:43.254 --> 31:46.314
مشکلي نيست
سوزان با من

31:46.424 --> 31:48.255
خوبه

31:48.326 --> 31:52.228
اما ما لازمه راجع به اين چيزايي که تو
فکرميکني يادت مياد،  با هم حرف بزنيم

31:52.296 --> 31:55.129
اونا حقيقت ندارن

31:55.232 --> 31:57.928
چطور اونا ميتونن حقيقت نداشته باشن؟

31:58.002 --> 32:00.095
خاطرات دروغ ميگن،  زاک

32:02.006 --> 32:04.600
تو کسي رو نکشتي

32:09.580 --> 32:12.048
دينا خيلي هم سرحال و زنده س

32:28.366 --> 32:31.335
ـ    سلام.تو اينجا چي کار ميکني؟
ـ    اون کجاست؟

32:31.402 --> 32:34.894
ـ    چي؟
ـ    حلقه، گابريل حلقه مادربزرگ من

32:34.972 --> 32:38.203
جان منو غافلگير کرد
واضحه که من تصميم دارم حلقه رو پس بدم

32:38.309 --> 32:40.971
خوبه، بهتره اين کارو بکني
چونکه نبايد اشتباهي بکني

32:41.045 --> 32:46.278
اگه سعي کني زندگي پسر منو تباه کني
من هم زندگي تو رو تباه ميکنم

32:46.384 --> 32:50.844
هلن، بسيار خوب برو تو ماشين
ياله، خواهش ميکنم،  خواهش ميکنم

32:55.426 --> 33:00.125
واضحه که من خيال ندارم شوهرمو
ترک کنم و با جان ازدواج کنم

33:00.231 --> 33:02.324
خب، فکر ميکنم اين عاقلانه س

33:02.400 --> 33:05.369
من فردا با جان صحبت ميکنم
و حلقه رو بهش پس ميدم

33:05.469 --> 33:09.701
باشه، خوبه، خوب اوه، ما از هر کاري که
شما انجام داديد قدر داني ميکنيم

33:10.408 --> 33:15.345
هي، باب
ميفهمم که چرا اواينقدر از من عصبانيه

33:15.446 --> 33:18.415
اما اون چه رو که نميفهمم
اينه که تو چرا با من مهرباني

33:18.482 --> 33:22.714
خب، جان يه پسر بزرگه
هر چه که بين شما دوتا رخ داده

33:22.787 --> 33:25.688
به همون اندازه که اشتباه
تو بوده، اشتباه او هم بوده

33:25.756 --> 33:31.194
فکر ميکنم من ميفهمم اگه، اوه
تو يه کمي از من متنفر باشي

33:43.240 --> 33:50.009
زماني که بچه بودم هميشه تحت قوانيني بازي
ميکردم من هرگز تو يه مسئله اي جر نميزدم

33:50.081 --> 33:55.018
هرگز حتي اگرتو يه شرايط بحراني قرار ميگرفتم
نميتونم کمکي بکنم ...اما فکر ميکنم

33:57.388 --> 34:02.257
چقدر جالب ميشد که اين امکان پيش ميومد
تا من هم حداقل يه اشتباه مثل شما مرتکب بشم

34:04.495 --> 34:07.692
اين از لطف توئه
تو خيلي لطف داري

34:07.798 --> 34:10.767
بله
من يه کمي لطف دارم

34:12.870 --> 34:15.839
اساساً من فقط يه آدم ميون سالم

34:34.725 --> 34:40.095
حالت خوبه؟
ميدونم پذيرش اين همه يکباره مشکله

34:40.164 --> 34:44.066
من خوبم
فقط خوشحالم که تو بالاخره حقيقتو به من گفتي

34:46.637 --> 34:51.267
گرچه، يه چيز مونده
چرا همه اينارو الان به من ميگي؟

34:51.342 --> 34:55.335
نميتونستم اجازه بدم تو مدام فکر کني
که کسي رو کشتي

34:55.446 --> 34:57.914
هيچ کس نبايد چنين بار فکري رو به دوش بگيره

34:57.982 --> 35:01.418
ـ    يا اينکه تو فقط نميخواي من دهنمو باز نگه دارم
ـ    نه، اون چيزي نيست که منظور منه

35:01.519 --> 35:02.884
بله، هست

35:06.223 --> 35:09.556
من به کسي نخواهم گفت
من راز تو رو نگه ميدارم

35:12.329 --> 35:16.265
ـ    پدر
ـ    ممنون

35:16.400 --> 35:18.960
اما ما از اينجا نميريم

35:20.037 --> 35:22.597
اين جاي صحبت نداره

35:24.208 --> 35:29.111
خب من جولي رو ترک نمي کنم و اگه
تو حمايت منو ميخواي اين شرط منه

35:29.213 --> 35:31.841
ـ    و اگر نپذيرم؟
ـ    حمايت منو نخواهي داشت

35:46.363 --> 35:51.494
خب،  يه چيزي هست من واقعاً در
باره کاري که کردم احساس بدي دارم

35:51.569 --> 35:54.367
تو منو از خونه خودم پرت کردي بيرون

35:54.438 --> 35:57.601
من تند رفتم، ميدونم
متاسفم

35:59.276 --> 36:05.875
ببين... ميدونم تو مادر منو دوست داري اما
اينکه او تصميم ميگيره چطور زندگي کنه

36:05.950 --> 36:08.043
اون فقط -کاملاً به خودش مربوطه

36:08.118 --> 36:12.851
حق با توئه حق با توئه ...من فکر ميکنم
به اين خاطر اينقدر به هم ريختم که

36:14.525 --> 36:17.653
اوه، مهم نيست بزار بيشتر
از اين آب تو هاون نکوبيم

36:17.728 --> 36:20.925
قضيه تموم شد ه س. متاسفم
شب به خير

36:26.604 --> 36:29.095
باشه فهميدي
ديگه بهش فکر نکن

36:29.206 --> 36:32.403
خب، تو ميدونستي که پدرت هرز ميپريده
و به نظر نرسيد که تو خيلي ازرده شدي

36:32.476 --> 36:37.277
و اين خيلي منو نگران ميکنه چونکه اگه تو بتوني
تو خودت ببيني از چيزي مثل اين چشم پوشي کني

36:37.381 --> 36:41.818
اونوقت وقتي خودت به چل چلي ميرسي
چه عملکردي رو در پيش ميگيري؟

36:41.919 --> 36:45.377
لاينت...
من پدرم نيستم

36:45.456 --> 36:48.721
ميدونم. البته
تو پدرت نيستي

36:55.499 --> 36:59.833
و درست به همين صورت کاملاً واضحه که
من هم قطعاً مادرت نيستم

36:59.904 --> 37:02.771
چونکه اگه يه روز به من خيانت کني
تو رو ترک ميکنم

37:02.840 --> 37:07.209
دست بچه هارو ميگيرم و از اون در بيرون ميرم
و تو ديگه هرگز هيچ کدوم ما رو نخواهي ديد

37:09.179 --> 37:13.548
ووه. خوشحالم که هر چي تو دلم بود
ريختم بيرون ممنونم دوست دارم

37:23.294 --> 37:25.626
ـ    نتونستي بخوابي، هاه؟
ـ    نه

37:25.696 --> 37:30.793
منم نتونستم
متاسفم به خاطر دردسري که درست کردم

37:30.901 --> 37:35.201
طوري نيست ...من به خاطر، اوه
من به خاطر اون پريشان نيستم

37:35.306 --> 37:37.399
ـ    نيستي؟
ـ    نه

37:39.076 --> 37:40.941
چي شده؟

37:43.047 --> 37:45.641
پدر، يه چيزي هست که لاينت راجع بهش نميدونه

37:45.749 --> 37:47.876
يه کاري که من کردم

37:47.952 --> 37:51.649
و نميدونم اگه يه روزي بفهمه
چي پيش مياد

38:00.794 --> 38:06.494
صبح روز بعد گابريل حقه نامزدي
رو به فاسق قبليش برگردوند

38:06.566 --> 38:09.000
...رفتاري که باهاش روبرو شد

38:09.069 --> 38:10.866
سرشار از جديت و هوا خواهي بود

38:10.937 --> 38:13.929
ـ    خواهش ميکنم، آروم بگير
ـ    اين خيلي بي معنيه فهميدي؟

38:14.040 --> 38:16.941
ـ    تو منو دوست داري ميدونم منو دوست داري
ـ    عشق کافي نيست

38:17.043 --> 38:21.480
کجا قراره زندگي کنيم -اينجا با هم اطاقيات؟
تنها تزئين دستشوئي يک ميخ طويله س

38:21.581 --> 38:25.381
ـ    ميتونيم يه خونه تهيه کنيم
ـ    چطور؟ تو به سختي يه بخور و نمير در مياري

38:25.452 --> 38:27.920
باشه، قبول، ما ابتدا ممکنه فقير
باشيم،  اما شاد و سرحال خواهيم بود

38:27.988 --> 38:31.719
من شادي با فقر رو تجربه کردم
حدس بزن چي شد اون شادي نبود

38:31.825 --> 38:36.228
آقاي سوليس داره ميره زندان
تو ميخواي سرگردون و حيرون بموني؟

38:36.296 --> 38:40.960
نميدونم ميدوني، حالا و براي هميشه
ميخوام کار درست رو انجام بدم

38:42.569 --> 38:48.098
خانم سوليس من تورو خيلي دوست دارم منظورم
اينه که، اين براي تو هيچ مفهومي نداره؟

38:52.212 --> 38:54.646
صادقانه بگم، نه

38:54.748 --> 38:58.047
جان، تو يه اسباب بازي هستي
يه پسر خوشگل چشم و گوش بسته

38:58.118 --> 39:01.246
پس برات بهتره که بري به دانشکده
چونکه تو و من

39:01.321 --> 39:03.380
هيچ آينده اي نداريم

39:11.731 --> 39:14.461
خانم ماير، هي
جولي خونه س؟

39:14.534 --> 39:16.627
داره دوش ميگيره

39:16.736 --> 39:20.194
خب، من فقط اومدم که بهش خبراي خوبي بدم

39:20.307 --> 39:22.707
چه خبري؟

39:22.809 --> 39:26.301
خب، قضيه منتفي شد
من و پدرم از رفتن از اينجا منصرف شديم

39:26.413 --> 39:28.176
ـ    چي؟
ـ    بله، او منصرف شد

39:28.281 --> 39:31.682
پس فکر ميکنم
ما همچنان اون طرف خيابون زندگي خواهيم کرد

39:31.751 --> 39:34.743
باشه
...واو، آه

39:35.455 --> 39:37.514
واو

39:37.590 --> 39:41.321
ميدوني، اوه ميتوني بشيني؟ من-
من لازمه باهات صحبت کنم

39:45.799 --> 39:47.790
هي

39:52.339 --> 39:56.105
ميدوني جولي
اولين دختريه که من تا حالا بهش گل دادم؟

39:56.209 --> 39:58.302
ـ    واقعاً؟
ـ    بله

39:59.112 --> 40:01.410
بله، من-من واقعاً از او خوشم مياد
خانم ماير

40:02.182 --> 40:04.241
...زاک، اوم

40:05.685 --> 40:08.017
جولي فقط 14سالشه

40:08.121 --> 40:11.921
و گاهي دختراي تو اين سن

40:11.992 --> 40:15.484
اونا هميشه نميتونن تصميمات درستي بگيرن

40:15.562 --> 40:20.431
...و، اوم و به عنوان مادر او اين
مسئوليت منه که مواظبش باشم

40:20.533 --> 40:23.900
تو ميخواي از او در برابر من مواظبت کني؟

40:23.970 --> 40:30.398
نه، من-من فقط
فکر ميکنم که تو بايد با عجله اقدام نکني

40:30.477 --> 40:33.935
من-من ميخوام که برا مدتي او رونبيني

40:35.882 --> 40:37.747
نه

40:37.817 --> 40:41.753
ـ    "نه"?
ـ    تو نمي توني او رو از من بگيري

40:41.821 --> 40:46.554
گوش کن، من ميدونم احساساتي بودن
وجه مشخصه هر نو جوونيه، اما دست بردار

40:46.626 --> 40:50.153
چرا داري ميخندي؟
فکر ميکني اين خنده داره؟

40:51.998 --> 40:55.263
ممنون، زاک
تو الان دقيقاً کارو براي من راحت کردي

40:55.368 --> 40:58.895
از الان براي هميشه ديدن يا حرف زدن
با دختر من براي تو ممنوعه

40:58.972 --> 41:04.069
و اگه تو به 10فوتي او نزديک بشي به پليس زنگ
ميزنم تا تو رو بازداشت کنن حالام بزن به چاک

41:30.804 --> 41:33.272
دير يا زود زماني مي آيد

41:33.373 --> 41:36.934
که ما همگي بايستي انسانهاي
بالغ مسئوليت پذيري شويم

41:39.379 --> 41:46.410
و ياد بگيريم چيزي را که ميخواهيم رها کنيم
لذا  ميتونيم انتخاب کنيم که چي صحيحه

41:50.523 --> 41:55.483
البته، يک زندگي سرشار از مسئوليت پذيري
هميشه آسان نيست

42:00.767 --> 42:04.362
و همانطور که سالها ميگذرند

42:04.437 --> 42:08.396
همچون باري سنگين بر دوشهاي بعضي آدمها سنگيني ميکند

42:08.475 --> 42:15.574
اما اکنون ما تلاش ميکنيم بهترين کار را انجام
دهيم آنچه که خوب است ...نه تنها براي خودمان

42:15.715 --> 42:17.774
بلکه براي آنها که دوستشان داريم

42:25.458 --> 42:27.949
ـ    هي
ـ    خوشحالم اومدي

42:28.061 --> 42:32.327
زاک، نميتونم زياد بمونم اگه مادرم
مچمو بگيره خيلي عصباني ميشه

42:32.398 --> 42:34.491
بيا اينجا

42:39.172 --> 42:44.269
او گفت که من نبايد ديگه تو رو ببينم
چي کار بايد بکنيم؟

42:44.344 --> 42:46.403
مطمئن نيستم

42:50.250 --> 42:56.450
بله، دير يا زود ما همگي بايد
آدمهاي بالغ مسئوليت پذيري بشويم

42:56.523 --> 43:00.254
هيچ کس اينو بهتر از يه آدم جوون نميدونه

43:01.523 --> 43:44.254
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
