WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.023
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.024 --> 00:10.524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:15.375 --> 00:21.042
‫«9 ساعت بعد از ناپدید شدن میکل»

01:50.833 --> 01:52.917
‫یوناس!

02:10.000 --> 02:15.500
‫فصل اول، قسمت دوم
‫«دروغ‌ها»

03:34.042 --> 03:39.041
‫ترجمه از رضا حضرتی
‫Death.Stroke2@yahoo.com

03:39.042 --> 03:41.249
‫قربانی مذکره، 10-12 سالش میشه

03:41.250 --> 03:44.916
‫زمان مرگ حدوداً 16 ساعت پیش بوده

03:44.917 --> 03:49.374
‫سوختگی‌های دور چشمش غیرعادین.
‫انگار که ذوب شدن

03:49.375 --> 03:51.624
‫اثری از آزار جنسی نبوده

03:51.625 --> 03:53.582
‫بدون اسپرم یا دی‌ان‌ای کس دیگه‌ای

03:53.583 --> 03:56.667
‫ولی یه چیزیش عجیبه.
‫اینجا رو ببین

03:57.250 --> 04:00.624
‫جدا از سوختگی‌ها، مجراهای گوش‌هاش نابود شدن

04:00.625 --> 04:02.832
‫گوش درونی هم صدمه دیده

04:02.833 --> 04:05.125
‫هر دو پرده‌ی گوش پاره شدن

04:05.125 --> 04:06.917
‫از یه صدای خیلی بلند؟

04:07.125 --> 04:09.041
‫آره، شایدم از فشار

04:09.042 --> 04:10.707
‫فشار حاصل از سقوط

04:10.708 --> 04:13.582
‫یا از یه نیروی چرخشی شدید،
‫مثل سانتریفیوژ

04:13.583 --> 04:15.749
‫می‌دونی اتوکونیا چیه؟

04:15.750 --> 04:17.749
‫دونه‌های کوچیکی در مجرای گوش هستن

04:17.750 --> 04:20.207
‫که کمک می‌کنن صدای بالا
‫و پایین رو از هم تشخیص بدیم

04:20.208 --> 04:21.582
‫ولی ممکنه گیج بشن

04:21.583 --> 04:25.000
‫مثلاً وقتی بدن می‌چرخه.
‫اینطوری تعادلمون رو از دست میدیم

04:25.167 --> 04:29.125
‫ولی توی گوش‌های این مرد جوون
‫هیچکدوم این دونه‌هاش سر جاش نیستن

04:40.792 --> 04:42.500
‫میکل!

04:52.833 --> 04:54.667
‫میکل!

05:37.125 --> 05:39.083
‫میکل!

05:40.375 --> 05:42.000
‫میکل!

06:15.917 --> 06:17.249
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

06:17.250 --> 06:19.333
‫دیوونه شدی؟

06:21.000 --> 06:22.833
‫بگو چیکار می‌کردی؟

06:24.542 --> 06:26.457
‫تو مدرسه که حرف می‌زدین، شنیدم

06:26.458 --> 06:28.374
‫درمورد غارها...

06:28.375 --> 06:30.583
‫و مواد اریک حرف می‌زدین

06:30.625 --> 06:32.625
‫واسه همین پیش خودم گفتم...

06:33.333 --> 06:35.625
‫نمی‌دونم چی فکر می‌کردم

06:43.708 --> 06:45.917
‫برای میکل متأسفم

07:04.333 --> 07:09.749
‫یکشنبه‌شب در ویندن،
‫پسری دیگر بدون هیچ ردی ناپدید شد

07:09.750 --> 07:12.416
‫طبق گفته پلیس، این پسر یازده ساله

07:12.417 --> 07:15.207
‫آخرین بار همراه برادر و خواهراش در جنگل ویندن

07:15.208 --> 07:18.707
‫در نزدیکی نیروگاه هسته‌ای
‫و غارهای ویندن دیده شده

07:18.708 --> 07:23.332
‫پلیس از مردم می‌خواهد هر اطلاعاتی که ممکن است
‫برای حل این پرونده کمک کند، در اختیارشان قرار بدهند

07:23.333 --> 07:28.707
‫مقامات محلی هم در حال هماهنگ کردن
‫گروه‌های جستجو با همکاری شهروندان هستند

07:28.708 --> 07:33.499
‫دو هفته پیش یک پسر 15 ساله‌ی دیگر
‫در ناحیه‌ی ویندن ناپدید شد

07:33.500 --> 07:39.625
‫پلیس درمورد اینکه آیا این دو شخص گم‎شده
‫باهم ارتباطی دارند یا نه هیچ اظهارنظری نمی‌کند

07:50.625 --> 07:52.333
‫سلام

07:52.417 --> 07:53.999
‫مامانم

07:54.000 --> 07:56.583
‫احتمالاً بیرونی

07:57.625 --> 08:00.082
‫درمورد میکل...

08:00.083 --> 08:03.000
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم

08:03.417 --> 08:05.625
‫مارتا و مگنوس حالشون خوبه؟

08:06.375 --> 08:07.791
‫لازمه ما...

08:07.792 --> 08:10.042
‫کمکی از دستمون برمیاد؟

08:10.125 --> 08:13.042
‫وقتی پیغامم رو شنیدی، بهم زنگ بزن

08:13.292 --> 08:15.332
‫حس خوبی به این جریان ندارم

08:15.333 --> 08:16.875
‫پس بهم زنگ بزنی، خب؟

08:28.000 --> 08:29.542
‫من...

08:29.708 --> 08:31.792
‫هر چی به اولریش زنگ زدم نگرفت

08:32.292 --> 08:33.999
‫بهتر نیست بریم پیش بچه‌ها؟

08:34.000 --> 08:38.167
‫چند تا گروه جستجو تشکیل دادن
‫واسه همین باید برم

08:41.625 --> 08:43.833
‫دیشب کجا بودی؟

08:44.250 --> 08:47.416
‫نصف شب که بیدار شدم، دیدم نیستی

08:47.417 --> 08:49.375
‫خوابم نمی‌برد

08:49.458 --> 08:53.166
‫رفته بودم باغ، شاخه‌ها و بوته‌ها رو
‫واسه زمستون آماده می‌کردم

08:53.167 --> 08:55.333
‫ولی ماشین هم نبود

08:56.000 --> 08:57.874
‫طناب تموم کرده بودیم

08:57.875 --> 09:00.250
‫رفتم از مغازه توی پمپ‌بنزین خریدم

09:02.875 --> 09:05.417
‫اولش مدس، حالا هم میکل

09:05.458 --> 09:08.292
‫دقیقاً مثل گذشته

09:19.750 --> 09:23.041
‫وقتی برادر بابا ناپدید شد، چند سالش بود؟

09:23.042 --> 09:24.416
‫«روز مادر سال 1986»

09:24.417 --> 09:26.208
‫پدرت 15 سالش بود

09:27.417 --> 09:30.250
‫مدس هم سه سال کوچیکتر بود

09:33.917 --> 09:36.042
‫هیچوقت نتونستن پیداش کنن؟

09:47.333 --> 09:49.583
‫درمورد اریک صحبت کردیم

09:49.917 --> 09:51.917
‫توی جنگل

09:54.625 --> 09:57.458
‫میکل فکر می‌کرد بدترین چیز همینه

09:58.208 --> 10:00.500
‫وقتی یکی رو نتونن پیدا کنن

10:03.083 --> 10:05.250
‫میکل برمی‌گرده

10:07.000 --> 10:08.958
‫حتماً برمی‌گرده

10:33.042 --> 10:36.542
‫سلام، مارتا هستم
‫بعد از شنیدن بوق، پیغامتون رو بذارین

10:37.583 --> 10:39.250
‫سلام مارتا

10:39.583 --> 10:41.375
‫منم

10:41.958 --> 10:43.750
‫من...

10:45.417 --> 10:48.792
‫بهم زنگ بزن، خب؟
‫خدافظ

10:53.500 --> 10:56.499
‫جسد نه مال میکله نه اریک

10:56.500 --> 10:59.999
‫این پسر چهره‌اش رو از بین بردن
‫چشماش به کلی سوخته شدن

11:00.000 --> 11:02.875
‫روی لباساش اثراتی از خاک قرمز بود

11:03.125 --> 11:05.167
‫ولی جایی که پیداش کردیم
‫خاک قرمزی وجود نداشت

11:05.542 --> 11:09.750
‫و اینطور که معلومه، یه نفر لباسای
‫دهه هشتادی به این پسر پوشونده

11:10.708 --> 11:14.083
‫همچنین کفش‌ها و واکمنش
‫از دهه هشتادن

11:14.292 --> 11:16.207
‫اینو دور گردنش پیدا کردیم

11:16.208 --> 11:20.292
‫و یه سکه‌ی یه فنی از سال
‫1986 که به یه طناب قرمز وصل شده

11:22.208 --> 11:24.583
‫و محتویات کاست این بوده

11:26.250 --> 11:31.500
♪ ما درون جریان زمان سقوط میکنیم ♪
♪ بعد، از یک رویا بیدار میشویم ♪

11:38.375 --> 11:41.957
‫- میکل و اریک چی؟
‫- ویلر جستجو رو هماهنگ می‌کنه

11:41.958 --> 11:44.541
‫فعلاً از پیدا کردن این جسد
‫چیزی به مردم نمیگیم

11:44.542 --> 11:48.416
‫دو بچه‌ی گمشده داریم
‫و الانم جسد یه پسر ناشناس رو داریم

11:48.417 --> 11:50.791
‫با اداره مرکزی تماس بگیرین
‫یه لیست از افراد گمشده بگیرین

11:50.792 --> 11:53.332
‫می‌خوام از همه‌ی افراد این ناحیه
‫بازجویی بشه. از همه!

11:53.333 --> 11:56.083
‫توی غار... یه در هست!
‫یه در پیدا کردم

11:57.542 --> 11:59.042
‫میشه خصوصی صحبت کنیم؟

12:04.417 --> 12:07.958
‫یه در داخلی تو غار هست
‫که به نیروگاه هسته‌ای راه داره

12:07.958 --> 12:12.667
‫یه حکم تفتیش می‌خوایم
‫شاید میکل از طریق اون در رفته باشه به نیروگاه

12:12.917 --> 12:15.958
‫اونجا یه منطقه‌ی فوق امنیتیه
‫نمیشه به این راحتی واردش شد

12:16.250 --> 12:18.666
‫- شاید از فنس بالا رفته
‫- از روی سیم خاردار؟

12:18.667 --> 12:22.207
‫ما فنس رو بررسی کردیم
‫هیچیش نشده بود

12:22.208 --> 12:24.042
‫تو هم به اونی که من فکر می‌کنم
‫فکر می‌کنی، نه؟

12:24.833 --> 12:28.833
‫اینکه همه‌ی این پرونده‌ها به هم مربوطن
‫اون جسد، اریک، میکل

12:29.500 --> 12:33.041
شاید ‫حق با تو بود
‫دقیقاً مثل اون قدیم

12:33.042 --> 12:36.291
‫مدس دقیقاً تو همون نقطه ناپدید شد
‫نزدیک نیروگاه هسته‌ای

12:36.292 --> 12:38.792
‫اونجا یه جای کارش می‌لنگه
‫اینو مطمئنم

12:40.083 --> 12:41.458
‫باشه

12:41.542 --> 12:44.292
‫یه حکم تفتیش درخواست می‌کنم

12:58.708 --> 13:00.750
‫پلیس به زودی میاد

13:01.333 --> 13:04.333
‫باید امشب از شرشون خلاص بشیم

13:06.250 --> 13:07.625
‫همین امشب

13:09.125 --> 13:11.792
‫همه جای اینجا سرک می‌کشن

13:16.500 --> 13:19.542
‫شاید بهتر باشه یه نفر دیگه این کارو بکنه
‫احتمالاً منو زیر نظر داشته باشن

13:19.708 --> 13:23.417
‫به خاطر اریک الان با دقت بیشتری هم
‫تحقیق می‌کنن

13:24.500 --> 13:26.125
‫یعنی داری تهدیدم می‌کنی؟

13:26.917 --> 13:28.917
‫نه، چرا تهدید کنم؟

13:31.208 --> 13:35.292
‫تفاوت بین آدم موفق و ناموفق رو می‌دونی؟

13:37.333 --> 13:39.042
‫صحیح

13:39.917 --> 13:41.917
‫پس امشب انجامش بده

13:42.250 --> 13:43.707
‫و به کسی هم حرفی نزنی

13:43.708 --> 13:45.625
‫فهمیدی؟

13:55.042 --> 13:58.458
‫«هتل جنگلی ویندن»

14:14.042 --> 14:16.250
‫کمکی از دستم برمیاد، جناب؟

14:16.833 --> 14:18.833
‫یه اتاق می‌خوام

15:26.792 --> 15:30.833
‫حتماً برات وحشتناکه
‫اولش جریان پسرت مدس...

15:32.208 --> 15:34.124
‫الانم نوه‌ات گم شده

15:34.125 --> 15:35.457
‫ولی...

15:35.458 --> 15:37.457
‫الان کل شهر داره بسیج میشه

15:37.458 --> 15:39.375
‫حتماً پیداش می‌کنیم

15:39.542 --> 15:41.250
‫شاید

15:43.333 --> 15:45.333
‫شایدم نه

17:29.583 --> 17:33.875
‫«سفری در زمان»

18:39.333 --> 18:41.041
‫اولریش، منم شارلوت

18:41.042 --> 18:44.707
‫الکساندر نذاشت حکم تفتیش رو بگیریم

18:44.708 --> 18:49.250
‫ولی داریم با قاضی صحبت می‌کنیم
‫لطفاً وقتی پیغامم رو گوش کردی، زنگ بزن

19:28.333 --> 19:30.041
"هانا"

19:59.125 --> 20:00.667
‫«پایان تماس»

22:09.708 --> 22:13.000
‫«غارهای ویندن»

22:13.208 --> 22:18.999
‫و در نتیجه حداقل از لحاظ فرضی
‫به خاطر این انحرافات گرانشی

22:19.000 --> 22:23.250
‫کاملاً شدنیه که بشه زمان و مکان رو
‫کمی منحرف کرد

22:25.042 --> 22:32.125
‫سوال اینجاست که وقتی از افق رویداد بگذریم می‌توانیم از
‫یک سیاه‌چاله عبور کنیم تا ببنیم چه در پشتش نهفته است؟

22:32.750 --> 22:38.417
‫و اگه بتونیم این کارو بکنیم
‫چه بهایی داره؟

22:39.000 --> 22:41.750
‫علم تا کجا پیش میره؟

22:56.750 --> 22:59.208
‫الکساندر، درو باز کن

22:59.583 --> 23:01.333
‫بذار بیام تو

23:02.000 --> 23:05.375
‫یه در توی غاره
‫شاید اون ازش وارد شده

23:08.167 --> 23:11.874
‫لطفاً بذار منطقه رو بگردم
‫بذار منطقه‌ی غارها رو بگردم

23:11.875 --> 23:13.249
‫خواهش می‌کنم

23:13.250 --> 23:15.457
‫نمیتونم همینجوری بذارم هر کسی وارد بشه

23:15.458 --> 23:17.374
‫اینجا یه منطقه‌ی فوق امنیتی هست

23:17.375 --> 23:20.375
‫کارمندام هر روز گشت میزنن

23:20.542 --> 23:22.958
‫اگه میکل اینجا بوده باشه، می‌فهمیدیم

23:24.708 --> 23:26.375
‫ای مردک عوضی!

23:26.958 --> 23:29.416
‫چرا داری این کارو باهام می‌کنی؟
‫می‌خوای نابودم کنی؟

23:29.417 --> 23:31.249
‫مسئله پسر منه!

23:31.250 --> 23:33.707
‫با یه حکم تفتیش برمی‌گردم!

23:33.708 --> 23:37.583
‫بعدش مجبوری این در کوفتی رو باز کنی!

23:37.792 --> 23:39.582
‫مردک عوضی!

23:39.583 --> 23:41.333
‫بازش کن!

23:41.542 --> 23:43.249
‫متأسفم اولریش

23:43.250 --> 23:46.042
‫- واقعاً متأسفم
‫- درو باز کن مرد!

24:28.250 --> 24:30.958
‫«رمز را وارد کنید»
‫«3 فرصت باقی مانده است»

24:35.208 --> 24:37.167
‫«کد اشتباه است»
‫«2 فرصت باقی مانده است»

24:57.708 --> 25:00.042
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

25:00.750 --> 25:03.083
‫- می‌خواستم ببینمت
‫- یالا

25:12.042 --> 25:14.042
‫جریان چیه؟

25:14.333 --> 25:16.458
‫چرا اومدی اینجا؟

25:17.333 --> 25:19.333
‫خیلی متأسفم

25:31.333 --> 25:33.625
‫چیزی پیدا کردی؟

25:43.292 --> 25:45.417
‫خواهش می‌کنم بس کن

25:45.875 --> 25:47.750
‫خواهش می‌کنم

25:57.000 --> 25:59.417
‫نمی‌تونم این کارو بکنم
‫حداقل فعلاً نه

26:10.417 --> 26:12.708
‫بهت زنگ می‌زنم، خب؟

26:42.083 --> 26:45.625
‫«گذرگاه کجاست؟»

27:06.667 --> 27:09.333
‫ماشین ناشناس، ناشناس...

27:12.667 --> 27:15.292
‫«نوع ماشین: ون»؟

27:16.250 --> 27:18.625
‫اوبنفورد یه ون داره

27:22.958 --> 27:24.792
‫«گزارشات پلیس»

27:38.458 --> 27:41.332
‫جنکاوسکی! از اوبندورف بازجویی کردی؟

27:41.333 --> 27:42.999
‫بله. چطور؟

27:43.000 --> 27:47.499
‫طبق گزارشات اون شبی که اریک
‫ناپدید شد، تو نیروگاه شیفت بوده

27:47.500 --> 27:50.457
‫آره. توی انبار کار می‌کنه
‫و بعضی وقت‌ها هم رانندگی می‌کنه

27:50.458 --> 27:53.125
‫- بررسیش کردی؟
‫- معلومه

27:53.250 --> 27:56.207
‫پس به محوطه‌ی نیروگاه دسترسی داره؟

27:56.208 --> 27:59.750
‫- فکر کنم
‫- دیشب هم تو نیروگاه بود؟

28:00.458 --> 28:02.082
‫نمی‌دونم

28:02.083 --> 28:04.417
‫هنوز باهاش صحبت نکردم

31:57.917 --> 31:59.917
‫بندازش

32:00.083 --> 32:02.625
‫گفتم زود بندازش!

32:05.083 --> 32:06.667
‫اولریش!

32:15.625 --> 32:17.167
‫این چیه؟

32:21.083 --> 32:23.125
‫مال توئه؟

32:26.250 --> 32:28.250
‫باهم این کارو کردیم

32:29.583 --> 32:31.167
‫من و اریک

32:31.708 --> 32:34.625
‫یکمیش رو تو مدرسه فروختیم

32:39.833 --> 32:42.166
‫دیروز تو نیروگاه بودی؟

32:42.167 --> 32:44.417
‫دیروز؟ نه، چرا؟

32:53.792 --> 32:54.999
‫این چیه؟

32:55.000 --> 32:58.958
‫وقتی مردم آت و آشغالشون رو میارن اینجا
‫همیشه از بینشون یه چی پیدا میشه

32:59.125 --> 33:01.958
‫اریک واسه خریدن یه موتور پول جمع می‌کرد

33:07.583 --> 33:09.500
‫پسرم کجاست؟

33:18.667 --> 33:20.417
‫نمی‌دونم

34:33.125 --> 34:35.083
‫فکر می‌کنی پیداش می‌کنن؟

34:35.792 --> 34:37.167
‫امیدوارم

34:44.708 --> 34:46.583
‫فکر می‌کنی رازی داشت؟

34:48.667 --> 34:50.000
‫میکل؟

34:50.583 --> 34:52.042
‫نه، پدرم رو میگم

34:53.000 --> 34:56.458
‫ممکنه مسئله مهمی رو از ما
‫مخفی کرده باشه؟

34:58.625 --> 35:00.333
‫چی شده اینطور فکر می‌کنی؟

35:05.417 --> 35:06.875
‫دلت براش تنگ شده؟

35:10.792 --> 35:13.583
‫فکر کنم دلم برای خیالش تنگ شده

35:15.333 --> 35:17.875
‫نمی‌دونم واقعاً کی بود

35:19.917 --> 35:22.042
‫شاید هیچوقت هم نتونیم بفهمیم

35:23.833 --> 35:26.167
‫که یه شخص واقعاً چطوریه

35:30.292 --> 35:31.792
‫دوستش داشتی؟

36:35.083 --> 36:38.125
‫هر چی بشه، باشه حقیقت رو بهم بگی

36:40.792 --> 36:42.458
‫بهم دروغ نگو

36:43.208 --> 36:44.833
‫هر چی که هست

38:25.417 --> 38:27.833
‫«میکل کجاست؟»

38:38.375 --> 38:42.625
‫«میکل در چه زمانی است؟»

40:35.292 --> 40:36.833
‫تو کی هستی؟

40:37.542 --> 40:39.291
‫چرا؟ خودت کی هستی؟

40:39.292 --> 40:40.625
‫میکل

40:41.083 --> 40:42.707
‫من اینجا زندگی می‌کنم

40:42.708 --> 40:45.125
‫اولریش هستم. من اینجا زندگی می‌کنم

40:46.583 --> 40:48.542
‫می‌خوای خودتو اینجا جا کنی؟

40:48.667 --> 40:51.916
‫- خونه رو اشتباهی اومدی، اسکل
‫- آهای اولریش!

40:51.917 --> 40:53.833
‫بیا، باید بریم

40:53.875 --> 40:56.458
‫آروم باش، کاتارینا، دارم میام

40:57.500 --> 41:00.083
‫مغزت تاب برداشته؟
‫خونه‌ات اینجا نیست

41:06.625 --> 41:07.958
‫اون کیه؟

41:10.000 --> 41:12.417
‫دروگر مرگ. نمی‌بینی؟

41:12.500 --> 41:14.500
‫آخ. کاتارینا بیخیال

41:24.792 --> 41:27.458
‫«چرنوبیل - شش ماه بعد»

41:50.875 --> 42:00.874
‫ترجمه از رضا حضرتی
‫Death.Stroke2@yahoo.com

42:00.875 --> 42:10.898
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

42:00.899 --> 44:44.399
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
