WEBVTT

00:00.770 --> 00:05.290
‫به‌زودی، تمام قدرتتون رو از دست می‌دید.

00:05.720 --> 00:14.810
‫وقتی قدرتی که بهتون دادن رو از دست بدید،
‫می‌فهمید که هیچ‌چیزی نیستید.

00:15.960 --> 00:17.090
‫سوها...

00:17.110 --> 00:30.010
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:32.050 --> 00:35.030
ماه تاریک

00:32.050 --> 00:35.030
محراب ماه

00:32.050 --> 00:35.030
‫ ►

00:44.660 --> 00:45.980
!لعنتی

00:55.760 --> 00:56.430
‫سوها!

00:57.030 --> 01:00.200
!سوها، چشماتو باز کن! سوها

01:01.560 --> 01:03.640
‫باید از اینجا بریم.

01:13.020 --> 01:14.120
‫نمی‌تونیم بریم.

01:15.490 --> 01:20.000
‫این نور همون قدرت سلطنتیِ آزاد شده‌ست؟

01:20.400 --> 01:22.010
و اون باعث شده اینجا زندانی بشه؟

01:23.270 --> 01:24.520
‫سوها...

01:27.500 --> 01:31.880
.یه حرفی هست که هنوز بهت نزدم

01:32.620 --> 01:38.050
‫اون شب، از گاز گرفتن گردنت
‫به‌شدت می‌ترسیدم.

01:38.800 --> 01:42.060
‫نمی‌دونستم اگه بهت آسیب بزنم چی‌کار کنم.

01:43.060 --> 01:50.900
اما بیشتر از اون، خوشحال شدم که
.فهمیدم بهم اعتماد داری

01:51.810 --> 01:59.780
،پس قول میدم با بیرون آوردنت از اینجا
.اعتمادت رو جبران کنم

02:00.650 --> 02:01.530
‫هلی.

02:03.490 --> 02:04.590
‫سوها؟

02:06.490 --> 02:11.470
.هلی، دو ... دوباره اومدی نجاتم بدی

02:12.200 --> 02:17.580
‫هم اون موقع و هم حالا، تو همیشه...

02:19.580 --> 02:21.010
‫تو همیشه...

02:21.550 --> 02:22.430
‫آره.

02:30.090 --> 02:31.060
‫هلی!

02:34.350 --> 02:38.570
‫هم اون موقع و هم حالا،
!همش داری سد راهم میشی

02:38.950 --> 02:45.480
!اگه نبودی شاهدخت منو انتخاب میکرد

02:45.480 --> 02:46.580
‫هلی!

02:46.800 --> 02:49.160
حداقلش تو این زندگی
!منو انتخاب میکرد

02:52.230 --> 02:54.170
‫بس کن!

02:57.680 --> 03:01.090
!هلی، طاقت بیار! بلند شو

03:02.180 --> 03:03.840
‫چرا؟ نمی‌تونم بیام بیرون!

03:03.840 --> 03:05.930
!هلی، دووم بیار

03:11.440 --> 03:12.620
.شاهدخت

03:13.480 --> 03:16.400
.دیگه آخر خطه

03:17.650 --> 03:22.930
‫هر کسی که برای نجاتت اومده بود،
‫دیگه جونی براش نمونده.

03:23.670 --> 03:28.030
.و من هنوز کلی نوچه دارم

03:28.880 --> 03:33.280
‫قدرتی هم که بهشون داده بودی،
‫به خودت برگشته.

03:34.430 --> 03:39.920
در نهایت، همه‌شون
.به من میرسه

03:40.360 --> 03:46.430
‫همه‌چیز ازت گرفته می‌شه،
‫و تو برای همیشه مال من می‌شی.

03:55.350 --> 03:56.610
‫داردان!

04:05.160 --> 04:07.270
...دیگه جونی برام نمونده

04:08.660 --> 04:12.410
‫سوها، باید ازت محافظت کنم.

04:13.560 --> 04:16.800
‫تو زخم‌های ما رو درمان کردی.

04:17.610 --> 04:20.330
.قدرتت رو باهامون تقسیم کردی

04:21.580 --> 04:25.930
پس چرا حالا هیچ‌کاری
از دستم برنمیاد؟

04:26.970 --> 04:32.600
،بدون قدرتی که بهم دادی
!من بدردنخورم

04:37.900 --> 04:40.220
.تلاش بیهوده نکن

04:41.150 --> 04:47.040
میخوای باز فرار کنی و دوباره تناسخ
.پیدا کنی؟ فکرشم نکن

04:47.040 --> 04:52.620
مهم نیست چقدر طول بکشه یا
.کجا قایم بشی، دوباره پیدات میکنم

04:56.890 --> 04:59.590
‫تا حالا فکر نکردی که عجیبه؟

05:00.170 --> 05:04.680
‫چرا همیشه بهت شک داشتن
‫که خون‌آشامی؟

05:05.180 --> 05:09.680
‫چرا اطرافیانت همیشه
‫مورد حمله خون‌آشام‌ها بودن؟

05:10.920 --> 05:12.680
‫می‌دونی سوها...

05:12.680 --> 05:16.920
‫کریس به‌خاطر تو مرد.

05:18.070 --> 05:22.210
‫چون بیشتر از هر کس دیگه‌ای
‫بهش اهمیت می‌دادی،

05:22.210 --> 05:27.150
‫همه‌چیز رو جوری برنامه‌ریزی کردم
‫که بتونم جاش رو بگیرم.

05:32.490 --> 05:35.290
حالا متوجه منظورم میشی، نه؟

05:35.290 --> 05:42.080
‫حتی اگه الان از دستم فرار کنی،
‫توی زندگی بعدی هم همین سرنوشت رو داری.

05:43.670 --> 05:45.130
‫داردان!

05:47.670 --> 05:50.300
‫دیگه خیلی دیره.

05:52.550 --> 05:56.410
‫آخرین ذره‌های قدرتت رو هم مصرف کردی.

05:56.410 --> 06:01.050
‫هنوز هم بلد نیستی
‫چطور درست ازش استفاده کنی.

06:01.050 --> 06:04.030
.لیاقت اون قدرت رو نداری

06:04.030 --> 06:07.450
‫برای همین قراره ازت بگیرمش.

06:09.440 --> 06:13.010
‫می‌دونم که خیلی بهتر از تو می‌تونم
‫ازش استفاده کنم.

06:13.740 --> 06:16.190
.یه کم استراحت کن

06:16.190 --> 06:19.750
‫من این بازی رو تموم می‌کنم.

06:25.960 --> 06:29.960
‫قدرتم باید از بین رفته باشه، پس چرا؟

06:32.180 --> 06:34.160
‫همیشه مخفیش کرده بودم.

06:35.230 --> 06:41.650
پنهان کرده بودم که خون
.خون‌آشام و گرگینه توی رگام جریان داره

06:42.450 --> 06:47.660
،حتی با اینکه اعتراف کردم
.اونا هنوزم دوستام موندن

06:49.190 --> 06:56.450
‫این قدرت برای نجات اونا و سوها بود،
‫اما...

06:56.710 --> 07:01.260
‫وقتی فهمیدم این قدرت رو دارم،
‫خوشحال نبودم.

07:02.080 --> 07:06.400
.چون نمی‌فهمیدم چرا همچین قدرتی دارم

07:07.320 --> 07:13.020
حالا میدونم که برای آسیب زدن نیست
.بلکه برای محافظت کردنه

07:13.770 --> 07:17.810
‫پس چرا نمی‌تونم ازش استفاده کنم؟

07:18.040 --> 07:22.130
معمولاً تو یه چشم به هم زدن
.اون بالا بودم

07:22.920 --> 07:26.320
‫یعنی دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫اون‌طوری حرکت کنم؟

07:27.110 --> 07:28.890
‫باید سوها رو نجات بدم.

07:29.290 --> 07:33.280
باورم نمیشه تو این لحظه‌ی حساس
.من بی قدرتم

07:33.600 --> 07:37.420
‫لعنت بهش. لعنت بهش.

07:37.780 --> 07:41.040
‫لعنت بهش که این بلا رو سر سوها آورد.

07:41.040 --> 07:43.790
.کاش میتونستم با تمام توانم بزنمش

07:44.320 --> 07:45.540
‫اما...

07:45.540 --> 07:48.550
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

07:48.860 --> 07:50.380
‫از این وضعیت متنفرم.

07:51.370 --> 07:54.360
‫نمی‌خوام هیچ‌کدوم از کسایی که دوست دارم
‫رو از دست بدم.

07:55.660 --> 07:59.600
‫باید ازشون محافظت کنم، پس چرا نمی‌تونم؟

08:15.580 --> 08:19.110
‫بچگی‌ها از تاریکی می‌ترسیدم.

08:19.850 --> 08:23.910
.اما از یه جایی، دیگه اون حسُ نداشتم

08:30.640 --> 08:32.460
.تاریکی قلمروی منه

08:33.120 --> 08:35.530
‫سایه‌ها بخشی از وجود منن.

08:37.200 --> 08:39.310
‫باید بقیه رو نجات بدم.

08:42.080 --> 08:46.040
‫ماه تاریک
محراب خون

08:46.080 --> 08:50.020
‫ماه تاریک
محراب خون

08:53.770 --> 08:54.490
‫هلی!

09:05.560 --> 09:07.390
‫خیلی نزدیکم!

09:08.290 --> 09:11.300
‫خیلی به پایانش نزدیکم!

09:13.830 --> 09:16.320
!هلی، خوبی؟ هلی

09:17.580 --> 09:20.890
‫نوآ، چطور از قدرتت استفاده کردی؟

09:20.890 --> 09:22.720
‫خودمم مطمئن نیستم.

09:23.500 --> 09:25.370
‫فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونم ازش استفاده کنم.

09:26.000 --> 09:31.890
‫اما یه حسی بهم می‌گفت
‫که همیشه این قدرت رو داشتم.

09:32.670 --> 09:33.280
‫نه، صبر کن.

09:34.370 --> 09:36.070
‫می‌دونم که حسش کردم.

09:36.430 --> 09:38.950
‫این قدرت رو سوها بهم نداده بود.

09:39.990 --> 09:41.410
‫همینه.

09:41.770 --> 09:46.050
یادته مارج چی گفت؟
.اینکه ما ارباب‌های خون آشامیم

09:46.050 --> 09:46.960
‫آره.

09:47.240 --> 09:50.290
‫نشان‌های ما از بین نرفتن، یعنی...

09:50.290 --> 09:54.620
ما هنوز قدرت‌هاییمون که
.بعد از ارباب شدنمون فعال شد رو داریم

09:54.950 --> 10:00.010
‫حتماً قدرت‌های اصلی‌مون رو
‫فراموش کرده بودیم.

10:00.010 --> 10:00.970
‫آره.

10:01.830 --> 10:03.020
‫به یاد بیار!

10:06.620 --> 10:07.310
‫هلی؟

10:09.900 --> 10:12.270
‫هلی قدرتش رو به دست آورد.

10:12.720 --> 10:14.980
‫بچه‌ها، گوش بدید.

10:14.980 --> 10:18.650
‫همه ما قدرت‌هایی داریم که همیشه داشتیم.

10:19.160 --> 10:22.150
‫این رو یادتون باشه.

10:34.250 --> 10:38.300
‫حالا من پادشاه می‌شم!

10:39.920 --> 10:41.060
‫شیون!

10:41.060 --> 10:42.630
‫نذارید ببرنش!

10:43.550 --> 10:46.680
!همدیگه رو تیکه پاره کنید

10:52.110 --> 10:54.060
مارج، چیزیت نیست؟

10:54.060 --> 10:55.770
.نه. ممنون

10:56.690 --> 10:57.800
‫سوها!

10:57.800 --> 10:59.950
‫همین‌جا تمومش می‌کنم!

11:04.750 --> 11:07.420
چطور قدرت‌هاتون برگشته؟

11:07.420 --> 11:10.540
‫لعنت بهت، گرگینه!

11:24.540 --> 11:27.670
‫بسه...

11:27.670 --> 11:28.390
ها؟

11:29.890 --> 11:32.390
‫بسه.

11:34.090 --> 11:35.370
‫من...

11:37.410 --> 11:39.440
‫من تمومش می‌کنم.

11:47.990 --> 11:49.160
!یان

11:57.170 --> 11:59.770
‫دیگه هیچ‌کدومش رو نمی‌خوام.

12:00.170 --> 12:04.180
‫نه قدرت شاهدخت،
‫نه خودِ شاهدخت رو.

12:04.930 --> 12:08.080
‫اگه نتونم با شاهدخت زندگی کنم،

12:09.330 --> 12:13.680
‫پس برام مهم نیست باهاش بمیرم.

12:19.000 --> 12:19.980
چه خبره؟

12:20.530 --> 12:21.650
‫سوها!

12:44.380 --> 12:49.950
.شاهدحت، من تا آخرش کنارتون میمونم

12:52.540 --> 12:55.390
‫درسته. قبل از اون...

12:58.210 --> 13:00.360
‫مراقب‌تون هستم.

13:28.790 --> 13:33.440
سوها، دوباره چرا؟

13:37.970 --> 13:40.250
‫سوها! سوها!

13:43.350 --> 13:46.990
‫می‌دونم. دوباره انجامش می‌دیم.

13:47.990 --> 13:50.950
‫تو دوباره متولد می‌شی و ما همو می‌بینیم!

13:51.670 --> 13:56.680
‫مهم نیست چند هزار سال طول بکشه،
‫پیدات می‌کنم!

13:57.210 --> 13:59.480
‫قسم می‌خورم که دنبالت بگردم!

14:01.210 --> 14:04.050
‫هلی، متأسفم.

14:05.390 --> 14:08.300
‫دیگه نمی‌تونم تناسخ پیدا کنم.

14:08.880 --> 14:12.970
.این انتهای مسیر منه

14:15.440 --> 14:23.580
‫دیدن همه‌تون تو این زندگی،

14:23.580 --> 14:28.330
‫دوست شدن باهاتون،
‫و وقت گذروندن با هم...

14:29.770 --> 14:32.230
‫خیلی خوشحالم کرد.

14:33.130 --> 14:36.080
‫پس اشکالی نداره.

14:40.040 --> 14:45.800
اینجا آخرشه، دیگه
.چیزی رو مخفی نمیکنم

14:47.160 --> 14:50.340
.هلی، دوستت دارم

14:52.790 --> 14:56.360
‫منم دوستت دارم، سوها.

14:59.850 --> 15:00.870
‫هلی.

15:02.230 --> 15:10.770
‫تو هم تو گذشته و هم تو حال،
‫بهترین شوالیه عمرم بودی.

15:12.030 --> 15:18.120
‫شاهدخت، من همیشه شوالیه شما،
‫و فقط مال شما باقی می‌مونم.

16:04.030 --> 16:07.210
‫پس این قدرت شاهدخته.

16:08.490 --> 16:11.210
‫تو بلد نیستی درست ازش استفاده کنی!

16:15.670 --> 16:17.110
‫لعنتی...

16:19.320 --> 16:25.670
‫داردان، حالا که تمام قدرتم رو
‫پس گرفتم، نمی‌تونم ببخشمت.

16:26.970 --> 16:31.320
.جنایات تو بیش از اندازه سنگینه

16:32.270 --> 16:40.330
شاهدخت، تنها چیزی که میخواستم
.عشق شما بود

16:41.370 --> 16:46.020
‫می‌دونید من، یه آدم با جایگاه پایین،
‫چقدر تلاش کردم

16:46.020 --> 16:48.050
‫تا به مقام صدراعظمی برسم؟

16:48.050 --> 16:52.220
همه این کارها رو برای
.رسیدن به عشق شما کردم

16:53.250 --> 16:56.550
‫کاش فقط دوستم داشتید!

16:57.010 --> 17:00.800
‫اون‌وقت هیچ‌کدوم از این کارها رو نمی‌کردم!

17:02.880 --> 17:04.270
.گفتم که

17:04.930 --> 17:08.770
‫فقط شهروندی که صادقانه
‫وفاداری‌اش رو ثابت کرده باشه

17:09.350 --> 17:11.890
‫می‌تونه قدرت سلطنتی رو به ارث ببره.

17:13.610 --> 17:20.450
‫این قدرت هیچ‌وقت به دست کسایی که
‫با زور می‌خوان بگیرنش نمی‌رسه.

17:21.090 --> 17:22.590
‫عشق هم همینه.

17:23.850 --> 17:25.440
‫می‌دونستم.

17:26.290 --> 17:30.290
.میدونستم عشقم به جایی که میخوام نمیرسه

17:30.950 --> 17:35.800
‫با اینکه می‌دونستم قلبت
‫از اول هم مال من نبود...

17:36.250 --> 17:38.550
‫نه، چون فهمیدم که...

17:39.470 --> 17:42.310
‫از جایگاهم به عنوان بهونه استفاده کردم.

17:43.180 --> 17:47.310
‫با وجود اینکه می‌دونستم،
‫هرچقدر هم تلاش کردم،

17:47.970 --> 17:53.860
.نتونستم حسم رو نسبت بهت تغییر بدم

17:55.400 --> 18:03.170
‫سلن، تو همیشه برای من...

18:40.630 --> 18:41.800
...شاهدخت

18:42.510 --> 18:44.950
.‫نه، تو حالا ملکه‌ای، اعلی‌حضرت

18:45.520 --> 18:49.510
.لطفاً فقط سوها صدام کن

18:49.510 --> 18:50.330
‫اما...

18:50.650 --> 18:55.340
.اجازه بده رسماً ازت تشکر کنم که پیداشون کردی

18:56.920 --> 18:59.430
‫من فقط کاری رو کردم که باید می‌کردم.

18:59.970 --> 19:02.970
‫بچه‌ها، ممنون که اومدید نجاتم دادید.

19:10.980 --> 19:14.480
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

19:15.680 --> 19:19.280
‫هم پادشاهی و هم داردان دیگه رفتن.

19:20.040 --> 19:23.680
‫فکر کنم می‌خوام زندگی خودم رو
‫تو زمان حال داشته باشم.

19:26.990 --> 19:28.640
‫یه خبر خوب دارم.

19:29.490 --> 19:33.110
‫یه اتاق خوابگاه جدید خالی شده.
‫می‌تونی بری اونجا.

19:33.880 --> 19:37.210
‫واقعاً؟ ممنونم.

19:37.770 --> 19:40.910
‫باید زندگی تو اون اتاق قدیمی
‫سخت بوده باشه.

19:40.910 --> 19:44.840
‫اتاق‌های جدید مشترکن،
‫پس با هم‌اتاقی‌هات مهربون باش.

19:44.840 --> 19:46.720
‫هم‌اتاقی...

19:50.250 --> 19:51.080
‫تو...

19:51.080 --> 19:53.480
‫اوه، ام...

19:54.880 --> 19:57.240
!چقدر قوی هستی

19:58.400 --> 20:02.070
.فـ فقط گفتم زیر تخت رو هم تمیز کنم

20:02.320 --> 20:03.290
‫کمکت می‌کنم.

20:03.290 --> 20:04.750
‫هوپ.

20:04.750 --> 20:06.700
...‫اوه، درسته. پیچ این تخت

20:06.700 --> 20:07.660
‫سوها.

20:09.120 --> 20:09.830
‫هلی!

20:10.450 --> 20:11.650
‫بچه‌ها!

20:12.220 --> 20:13.710
‫اومدیم کمک کنیم.

20:13.710 --> 20:18.380
‫ممنون که اومدید، ولی کار
‫زیادی نمونده.

20:18.380 --> 20:20.480
‫می‌دونم. چای بخوریم؟

20:20.480 --> 20:22.150
‫آره، حتماً.

20:22.150 --> 20:24.090
‫اگه اصرار داری.

20:26.930 --> 20:29.470
!کان، تولدت مبارک

20:29.470 --> 20:30.710
!بفرما، برای شماست

20:30.710 --> 20:31.670
‫ممنون.

20:31.670 --> 20:34.030
‫سوها، اومدی!

20:34.030 --> 20:35.580
‫امروز بهت خوش بگذره.

20:35.580 --> 20:36.350
!هوم

20:36.350 --> 20:39.260
‫اه، چطور قراره بهم خوش بگذره؟

20:39.260 --> 20:42.240
.همین الان رسیدم و حوصله‌ام پوکیده

20:42.240 --> 20:46.160
،سوها برای اینکارا وقت نداریم
.بیا بریم

20:46.160 --> 20:48.530
‫ما فقط سوها رو دعوت کردیم!

20:48.530 --> 20:50.660
‫شماها اینجا چیکار می‌کنید؟!

20:50.660 --> 20:54.210
‫خب، شماها جشن تولد ما رو خراب کردید!

20:54.210 --> 20:56.210
‫فقط کادوها رو بذارید و برید!

20:56.210 --> 20:58.240
‫تو فقط کادوها رو می‌خوای!

20:58.240 --> 21:00.150
!کان ازشون خوشش میاد

21:00.150 --> 21:02.780
‫ممنون که امروز دعوتم کردی.

21:02.780 --> 21:04.420
‫خوشحالم که اومدی.

21:06.060 --> 21:07.950
هلی و تو باهم کنار میاید؟

21:09.600 --> 21:10.330
‫آره.

21:12.850 --> 21:15.430
‫سوها، همون‌طور که قبلاً بهت گفتم،

21:15.430 --> 21:20.650
‫گرگینه‌ها تا آخر عمر عاشق کسی می‌شن
‫که موقع خورشیدگرفتگی می‌بینن.

21:20.970 --> 21:24.530
‫پس منم تا ابد عاشقت می‌مونم.

21:27.450 --> 21:28.850
‫اما ماجرا فقط این نیست.

21:29.480 --> 21:31.100
‫من واقعاً دوستت دارم.

21:31.770 --> 21:35.450
‫خوشحالم که اون شب،
‫تو کسی بودی که دیدمش.

21:36.000 --> 21:40.290
‫می‌خوام خوشبخت باشی.

21:44.780 --> 21:46.300
.ممنونم، کان

21:46.630 --> 21:48.550
.پس شما همون سوها خانم بزرگی

21:48.550 --> 21:51.040
.من، لوکا هستم

21:51.040 --> 21:52.720
‫ملاقات با شما باعث افتخاره.

21:54.920 --> 21:56.600
‫برادرم رو ببخشید.

21:56.930 --> 21:59.520
‫من لوئیسم، دوقلوی کوچک‌تر.

21:59.520 --> 22:02.190
‫لوکا، لوئیس! کِی رسیدید اینجا؟

22:02.570 --> 22:04.330
‫ببخشید که دیر کردیم.

22:04.330 --> 22:06.260
.ما رو ببخشید، بانو

22:06.260 --> 22:10.700
‫از این به بعد، ما کنارتون می‌مونیم
‫و ازتون محافظت می‌کنیم، بانو.

22:10.930 --> 22:15.660
‫اوه، خب، من دیگه ملکه نیستم.
‫فقط یه دانش‌آموز دبیرستانی‌ام.

22:18.580 --> 22:19.730
‫به سلامتی!

22:27.400 --> 22:30.460
‫خیلی تاریکه. جینو، یه نوری بنداز.

22:30.460 --> 22:32.470
.من که چراغ قوه نیستم

22:32.470 --> 22:36.140
‫هی، آخرین باری که از قدرت‌هاتون
‫استفاده کردید کِی بود؟

22:36.630 --> 22:38.810
‫وقتی برای سوها مارشمالو کباب کردم.

22:38.810 --> 22:41.230
‫توی تمرین نایت‌بال؟

22:41.230 --> 22:46.070
‫برای گرفتن توپی که یان با اون
.‫قدرت هیولاییش بیرون آکادمی زد

22:46.070 --> 22:48.110
‫برای درست کردن سایه خرچنگ.

22:48.360 --> 22:51.120
‫هیچ‌کدومش خیلی کاربردی به نظر نمیاد.

22:51.120 --> 22:52.990
‫پس تو چی؟

22:53.340 --> 22:57.500
وقتی باشگاه هنر رو
.مجبور کردم ازم پرتره بکشن

22:57.500 --> 22:59.860
‫برای این کار ازش استفاده نکن!

22:59.860 --> 23:01.890
‫من از اون موقع اصلاً استفاده نکردم.

23:01.890 --> 23:05.650
‫آره، چون به عنوان گرگ
‫نمی‌تونی کار باحالی انجام بدی.

23:05.650 --> 23:10.280
‫حالا که گفتی، هلی احتمالاً
‫بیشتر از همه از تله‌پاتی استفاده می‌کنه.

23:12.390 --> 23:16.220
‫شما دوتا داشتید تله‌پاتی حرف می‌زدید؟

23:16.220 --> 23:17.870
‫از کِی؟

23:17.870 --> 23:20.180
‫داشتید درباره چی حرف می‌زدید؟

23:20.180 --> 23:21.960
.د - درباره چیز خاصی حرف نمی‌زدیم

23:21.960 --> 23:22.980
جون من؟

23:22.980 --> 23:24.400
‫هی، هلی.

23:24.400 --> 23:26.220
.بهمون بگو

23:26.550 --> 23:27.480
.رازه

23:27.770 --> 23:31.430
‫چی؟ سوها، صورتت کاملاً قرمز شده.

23:28.300 --> 23:38.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:31.430 --> 23:32.190
‫ها؟!

23:33.360 --> 23:35.750
بیخیال، چی داشتید میگفتید؟
