WEBVTT

00:00.510 --> 00:04.650
...پس قضیه اینه. اون افسانه

00:05.830 --> 00:07.570
‫درباره‌ی ما بود.

00:12.340 --> 00:14.340
حالا یادتون اومد؟

00:15.260 --> 00:19.470
‫پس سوها از خیلی وقت پیش
‫به ما وصل بوده.

00:20.120 --> 00:20.960
.بله

00:21.350 --> 00:25.140
برای همینه که از لحظه‌ای که دیدیمش
.ناخودآگاه جذبش شدیم

00:25.140 --> 00:29.900
و مارج داشت از ما در برابر
.داردان محافظت می‌کرد

00:30.130 --> 00:33.150
‫جاکا، می‌تونی انرژی سوها رو حس کنی؟

00:33.580 --> 00:36.210
.حقیقتاً، نه

00:37.500 --> 00:40.720
‫فقط دو دلیل وجود داره که انرژی کسی
‫این‌قدر ضعیف بشه.

00:41.130 --> 00:46.350
...یا بی‌هوشه
.یا دیگه زنده نیست

00:47.000 --> 00:49.180
داشتم چه غلطی میکردم؟

00:49.600 --> 00:52.550
‫قرار بود از سوها محافظت کنم.

00:52.920 --> 00:54.920
‫بریم عمارت ونفیلد.

00:57.930 --> 01:01.930
‫شاید داردان برای برداشتن چیزی اونجا بره.

01:02.410 --> 01:03.310
‫چه چیزی؟

01:03.820 --> 01:08.060
‫ویونیس، یه طومار درباره‌ی پادشاهی وارگر.

01:08.520 --> 01:09.740
‫ویونیس...

01:10.200 --> 01:16.070
،اون پادشاهی خیلی وقت پیش سقوط کرد
.و فقط افراد کمی از رازهاش مطلع بودن

01:16.450 --> 01:21.330
،داردان برای بدست آوردن قدرت
.به اون اسرار نیاز داره

01:31.840 --> 01:35.090
.فکر نمیکردم دوباره ببینمتون

01:35.850 --> 01:38.550
.حتماً شاهدخت دوباره دور هم جمع‌مون کرده

01:39.800 --> 01:41.780
‫می‌دونم که سوها زنده‌ست.

01:41.780 --> 01:44.520
‫به هر قیمتی شده پیداش می‌کنیم و نجاتش
‫می‌دیم.

01:44.540 --> 01:54.540
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:11.080 --> 03:16.980
m -100 -100 b -45 -155 45 -155 100 -100 b 155 -45 155 45 100 100 b 46 155 -45 155 -100 100 b -155 45 -155 -45 -100 -100

03:11.080 --> 03:16.980
دارک مون
محراب خونین

03:18.980 --> 03:21.990
ماه مه‌‌آلود

03:18.980 --> 03:21.990
مه سیاه ریل‌گان

03:18.980 --> 03:21.990
‫ ►

03:30.620 --> 03:34.500
.اینجا برگشتن حال و هوای عجیبی داره

03:34.500 --> 03:37.260
‫آره. اونم با پای خودمون.

03:56.630 --> 03:58.520
‫ویونیس نیست!

03:58.850 --> 04:00.230
.دیر رسیدیم

04:00.230 --> 04:03.530
.نه، ممکنه هنوز تو عمارت باشه

04:03.810 --> 04:04.860
‫بیاید جدا بشیم.

04:05.170 --> 04:06.790
‫من اتاق‌خواب‌ها رو می‌گردم.

04:06.790 --> 04:08.350
‫من طبقه‌ی سوم رو چک می‌کنم.

04:24.400 --> 04:26.680
‫بچه‌ها، بیاید سالن استراحت!

04:30.950 --> 04:31.920
‫جاکا!

04:32.790 --> 04:34.520
‫فقط همین یکی اینجا مونده بود.

04:34.520 --> 04:36.350
.یان گرفتش

04:36.950 --> 04:37.480
چیه؟

04:38.360 --> 04:41.650
‫حس نمی‌کنم مارج توی عمارت باشه.

04:47.750 --> 04:48.650
‫نکنه...

04:49.030 --> 04:51.090
‫مارج رو کجا بردی؟!

04:51.870 --> 04:53.650
‫داردان بهت دستور داده؟

04:53.650 --> 04:55.180
متحدات کدوم گورین؟

04:56.710 --> 04:58.210
.من ازش میپرسم

04:59.670 --> 05:03.260
‫سوها و مارج رو کجا بردی؟

05:07.940 --> 05:10.720
‫اون طوماری که دزدیدی رو کجا بردی؟

05:12.550 --> 05:13.840
‫جواب بده!

05:16.380 --> 05:18.640
‫پرینتانیه...

05:18.640 --> 05:20.150
‫پرینتانیه؟

05:20.150 --> 05:22.400
‫اونجا که خیلی از اینجا دوره.

05:22.400 --> 05:24.820
‫توی پرینتانیه چی هست؟

05:24.820 --> 05:26.920
‫داردان هم اونجاست؟

05:50.650 --> 05:54.360
‫احمق. باید همون اول می‌کشتمش.

05:55.020 --> 05:57.850
‫مهم نیست. خودم می‌فهمم.

06:00.650 --> 06:04.110
‫این بار، ما یکی می‌شیم.

06:06.210 --> 06:11.620
کسایی که خون شمن دارن، نسل‌ها
.بر این پادشاهی حکومت کردن

06:11.620 --> 06:14.650
‫وقتی حاکمی تخت رو ترک می‌کرد،

06:14.650 --> 06:18.520
‫تمام قدرتش رو توی
‫محراب ماه مهر و موم می‌کرد،

06:18.520 --> 06:19.900
‫و در شب ماه کامل،

06:19.900 --> 06:24.080
‫حاکم بعدی قدرتش رو از طریق
‫یه مراسم به ارث می‌بره.

06:26.220 --> 06:31.640
‫وقتی ماه کامل بشه، به لطف تو
‫مهر اون محراب شکسته می‌شه.

06:32.170 --> 06:37.710
‫اون‌وقت من اون قدرت رو به ارث می‌برم
‫و پادشاه جدید می‌شم.

06:39.310 --> 06:43.480
‫آخرین چیزی که لازم دارم خون وارگره.

06:45.100 --> 06:49.410
‫این بار، همه چیز مال من می‌شه.

06:56.700 --> 07:02.710
با وجود افول خانواده‌ام، من ترقی کردم
.صدر اعظم این پادشاهی شدم

07:05.250 --> 07:08.880
‫پس دیگه چی کم دارم؟

07:14.930 --> 07:19.400
‫سلن زیبا، تو رو مال خودم می‌کنم!

07:38.080 --> 07:39.620
‫خون وارگر!

07:42.510 --> 07:45.270
‫داردان! اونجا چیکار می‌کنی؟

07:46.950 --> 07:48.520
‫از ویونیس دور شو!

07:51.910 --> 07:55.470
‫فقط خانواده سلطنتی اجازه دارن اینو بخونن!

07:55.470 --> 07:59.890
‫مقام، مقام، مقام! باز هم همون حرف؟

08:00.240 --> 08:01.640
‫خب، دیگه خسته شدم!

08:01.640 --> 08:04.360
چی تو سرته؟

08:04.360 --> 08:07.310
‫من فقط قدرت می‌خوام!

08:07.310 --> 08:09.520
‫پس تو اون طومار ممنوعه رو خوندی؟

08:09.900 --> 08:11.940
‫تاوان این کارت رو می‌دی!

08:17.480 --> 08:22.000
‫اون طومار فقط ممنوعه بود تا
‫خانواده سلطنتی همه قدرت رو تصاحب کنن!

08:23.040 --> 08:25.120
‫یکی کمک کنه! کمک!

08:30.670 --> 08:32.280
‫خون وارگر...

08:34.730 --> 08:37.170
‫سلن، بیدار شدی!

08:38.130 --> 08:39.010
‫خداروشکر.

08:39.580 --> 08:41.050
‫حالا حالت خوبه.

08:41.050 --> 08:45.740
‫مادر، من خدای وارگر رو دیدم.

08:46.490 --> 08:50.020
‫ای وارگر بزرگ، ممنونم.

08:52.940 --> 08:56.730
‫چرا؟ هرچقدر هم خون می‌خورم،
‫هنوز تشنمه.

08:57.110 --> 09:00.270
‫و کوچک‌ترین تماس
‫با نور خورشید...

09:00.780 --> 09:04.040
،منم مثل شاهدخت
.خون وارگر رو خوردم

09:04.040 --> 09:08.000
‫نکنه کم خوردم؟ به خاطر اینه که
‫قدرت شمنی ندارم؟

09:08.330 --> 09:12.550
‫کاش می‌تونستم کل ویونیس رو بخونم!

09:12.950 --> 09:17.810
‫چرا نمی‌تونم یه خون‌آشام کامل بشم؟!

09:20.150 --> 09:23.810
‫این بار، حتماً...

09:33.830 --> 09:37.350
چرا من همیشه باید حمالی بقیه رو بکنم؟

09:37.350 --> 09:39.280
‫چون توی سنگ‌کاغذقیچی افتضاحی.

09:41.750 --> 09:42.520
‫هی.

09:44.610 --> 09:45.450
‫چیه؟

09:49.410 --> 09:50.360
‫ماهان!

09:54.320 --> 09:57.150
چی شده؟ کامیل و روسلان کجان؟

09:57.730 --> 09:58.840
.گرفتنشون

10:01.150 --> 10:04.800
‫یه بار به اسم
‫ریل‌گان توی پرینتانیه هست.

10:05.210 --> 10:08.490
‫چون شنیده بودیم پاتوق خون‌آشام‌هاست،
‫یواشکی رفتیم تو.

10:09.020 --> 10:12.380
.ولی تا چشم کار می‌کرد خون آشام بود

10:13.230 --> 10:15.630
‫درست وقتی فکر کردیم شکستشون دادیم،

10:16.250 --> 10:18.210
.اون سروکله‌ش پیدا شد

10:24.040 --> 10:27.620
‫وقتی به هوش اومدم، توی یه انبار بودم.

10:31.430 --> 10:33.390
!کامیل! روسلان

10:38.010 --> 10:42.070
‫یه عالمه گرگینه اونجا زندانی بودن.

10:43.360 --> 10:44.810
‫ولی چرا؟

10:45.210 --> 10:47.560
‫دقیق نمی‌دونم.

10:48.010 --> 10:52.980
‫تونستم فرار کنم،
‫ولی کمیل و روسلان رو گم کردم.

10:53.640 --> 10:55.240
‫تقصیر تو نیست.

10:55.630 --> 10:57.110
‫خوشحالیم که برگشتی.

10:57.350 --> 11:00.610
‫ماهان، می‌تونی ما رو ببری به اون انبار؟

11:00.940 --> 11:02.110
‫احتمالاً.

11:02.110 --> 11:03.900
‫بیا همین الان راه بیفتیم.

11:03.900 --> 11:06.160
.میریم کامیل و روسلان رو نجات بدیم

11:16.560 --> 11:17.590
‫سوها!

11:18.350 --> 11:19.250
‫هلی.

11:26.850 --> 11:27.820
‫سوها!

11:30.240 --> 11:32.350
‫سوها! حالت خوبه؟!

11:33.830 --> 11:36.610
‫محراب ماه...

11:36.880 --> 11:37.860
هه؟

11:39.590 --> 11:43.130
‫شمشیر رو ببر به محراب ماه...

11:43.750 --> 11:44.830
‫شمشیر؟

11:47.870 --> 11:51.370
‫سوها!

11:53.910 --> 11:56.250
.همین الان سوها رو توی خواب دیدم

11:57.120 --> 11:58.130
‫منم همین‌طور.

11:58.170 --> 11:59.380
‫منم دیدمش.

11:59.830 --> 12:01.880
‫توی یه جای عجیب بود.

12:01.880 --> 12:05.090
‫مثل یه غار تاریک.

12:05.430 --> 12:07.240
‫دراز کشیده بود.

12:08.970 --> 12:12.100
‫سوها از یه شمشیر حرف زد، مگه نه؟

12:12.930 --> 12:16.330
‫«شمشیر رو ببر به محراب ماه...»

12:17.040 --> 12:21.000
‫ماه تاریک
محراب خون

12:21.050 --> 12:24.990
‫ماه تاریک
محراب خون

12:38.160 --> 12:39.380
‫همین‌جاست.

12:39.770 --> 12:42.250
‫جاکا، می‌تونی انرژی سوها رو حس کنی؟

12:42.590 --> 12:45.300
‫نه. هیچ اثری از
‫مارج یا داردان هم نیست.

12:45.620 --> 12:48.800
ویونیس جدی جدی اینجاست؟

12:48.800 --> 12:53.390
‫حتماً دلیلی داشته که اون کبریت‌ها رو
‫داشته.

12:53.390 --> 12:55.440
‫بچه‌ها، مراقب باشید.

12:55.440 --> 12:57.190
‫یه چیزی همین نزدیکیه.

12:57.680 --> 13:01.480
‫یه انرژی خیلی
‫عظیم ازش حس می‌کنم.

13:01.480 --> 13:04.340
‫خیلی فراتر از هر چیزیه که
‫تا حالا دیدیم.

13:12.700 --> 13:15.200
.جدی؟ اینجا که کسی نیست

13:15.580 --> 13:17.330
‫باز نیست؟

13:17.670 --> 13:19.790
‫ولی درش قفل نبود.

13:21.370 --> 13:22.250
‫از اون طرف.

13:23.110 --> 13:25.380
‫انرژیش از اونجا میاد.

13:36.640 --> 13:38.280
‫یه انبار؟

13:43.440 --> 13:45.650
.جلو پامم نمیبینم

13:45.650 --> 13:48.660
‫انگار اتاق پر از مه شده.

13:54.000 --> 13:55.290
‫گیر افتادیم!

13:55.290 --> 13:55.830
ها؟

13:55.830 --> 13:57.580
.یه امتحانی میکنم

14:00.150 --> 14:02.340
‫اگه در باز نشه،
‫می‌شکنمش.

14:04.090 --> 14:04.930
‫ها؟

14:06.040 --> 14:08.650
‫احساس ضعف می‌کنم...

14:11.250 --> 14:13.890
‫یه جای کار می‌لنگه. نمی‌تونم نفس بکشم...

14:20.320 --> 14:21.850
‫منتظرتون بودم.

14:23.450 --> 14:26.900
.می‌دونستم با پا خودتون میاین

14:27.190 --> 14:29.910
‫اون کیه؟

14:30.270 --> 14:34.440
‫این مه فقط برای این نیست که
‫شما رو بخوابونه.

14:34.930 --> 14:38.040
‫قدرتتون رو هم ازتون می‌گیره.

14:38.310 --> 14:39.790
‫بچه‌ها، برید بیرون!

14:42.370 --> 14:43.000
‫باز شد!

15:01.470 --> 15:06.940
‫وقتی ماه کامل بشه، تمام قدرتتون رو
‫روی این محراب به دست میارید.

15:08.600 --> 15:12.050
.البته که تمام و کمال برای من میشه

15:15.760 --> 15:21.290
‫اون موقع، تو قدرت داشتی
‫و من عشق داشتم.

15:21.290 --> 15:23.040
.امیدوارم این بار قضیه برعکس باشه

15:23.520 --> 15:27.420
‫من قدرت رو می‌گیرم
‫و تو عاشق من می‌شی.

15:35.160 --> 15:36.990
!یان، فرار کن

15:41.270 --> 15:42.770
‫احساس ضعف می‌کنم...

15:50.380 --> 15:52.760
‫لعنتی. حتی نمی‌تونم تغییر شکل بدم.

15:53.420 --> 15:56.040
‫باید کسی که مه رو کنترل می‌کنه
‫شکست بدیم.

15:56.360 --> 15:58.100
‫جاکا، اون کجاست؟!

16:06.950 --> 16:10.070
‫حالا دیگه کاملاً بی‌دفاعید!

16:17.030 --> 16:17.870
‫هلی.

16:18.940 --> 16:19.990
‫سولون.

16:21.360 --> 16:22.490
‫شیون.

16:23.480 --> 16:24.520
‫جینو.

16:25.810 --> 16:26.780
یان.

16:27.980 --> 16:28.940
‫جاکا.

16:30.010 --> 16:30.940
‫نوآ.

16:34.370 --> 16:35.580
‫یادتون باشه.

16:40.390 --> 16:43.660
‫و حالا، شما اربابان خون‌آشام هستید.

17:30.710 --> 17:34.380
‫چطور؟ چطور قدرت‌شون رو پس گرفتن؟!

17:34.380 --> 17:36.630
...‫لعنتی! اگه اینطوره

17:39.870 --> 17:41.280
‫مه غلیظ‌تر شد!

17:43.560 --> 17:46.160
.چطوره؟ حالا حتی نمیتونید قدم از قدم بردارید

17:48.530 --> 17:49.540
‫گرفتمت!

17:49.540 --> 17:51.180
‫ما اینجاییم!

18:12.870 --> 18:14.590
‫مه داره عقب‌نشینی می‌کنه.

18:17.720 --> 18:20.390
‫چی؟ همه‌شون یهو افتادن.

18:20.690 --> 18:22.390
‫به خاطر اینه که کشتیمش؟

18:23.050 --> 18:27.390
‫اون با گاز گرفتن بقیه رو خون‌آشام کرده بود،
‫پس مرگشون به هم گره خورده بود.

18:27.730 --> 18:28.940
‫همه حالشون خوبه؟

18:28.940 --> 18:29.900
‫آره.

18:30.610 --> 18:34.650
‫این چیز روی دستم ظاهر شد،
‫و من به هوش اومدم.

18:34.950 --> 18:38.530
‫راستش، بدنم سبک‌تر از همیشه است.

18:38.870 --> 18:41.410
‫منم احساس قدرت می‌کنم.

18:41.660 --> 18:45.160
‫لحظه‌ای که این ظاهر شد، تبدیل به گرگ شدم.

18:45.440 --> 18:49.540
‫فکر کنم سوها داره بهمون کمک می‌کنه.

18:52.350 --> 18:53.040
‫کی اونجاست؟

18:54.370 --> 18:56.000
‫هنوز زنده‌ست.

18:56.320 --> 18:58.210
‫متحدات کجا رفتن؟

19:00.640 --> 19:03.470
‫کاخ سلطنتی...

19:09.800 --> 19:11.880
‫منظورش کاخ باستانیه؟

19:12.320 --> 19:14.370
‫ولی اون مال هزار سال پیش بود.

19:14.930 --> 19:19.280
اینجا تقریباً همون‌جاییه که کاخ
.قبلاً بنا شده بود

19:21.360 --> 19:23.030
اتومنال، هان؟

19:23.590 --> 19:26.450
‫شهرداری روی
‫خرابه‌های کاخ ساخته شده.

19:33.600 --> 19:34.350
.شمشیر

19:36.630 --> 19:40.860
‫آخرین باری که اون شمشیر رو دست گرفتم،
‫توی کاخ با داردان می‌جنگیدم.

19:42.460 --> 19:43.690
‫شاید...

19:51.100 --> 19:53.730
‫خانواده‌مون رو اینجا نگه می‌داشتن.

19:54.320 --> 19:55.630
‫اینجا کسی نیست.

19:55.630 --> 19:57.730
‫واقعاً همین‌جا بود؟

19:58.810 --> 20:01.750
‫همه‌شون رو بردن.

20:05.500 --> 20:10.550
اینجا فقط جاییه که خون‌آشام‌ها
.حبسمون کرده بودن

20:10.920 --> 20:16.670
‫در نهایت سوار کشتی‌مون می‌کنن
‫و می‌فرستن به شهری به اسم اتومنال.

20:17.190 --> 20:18.170
‫تو کی هستی؟

20:18.170 --> 20:19.950
‫یه بازمانده.

20:19.950 --> 20:22.220
‫ظاهراً، اون‌ها
‫نیازی به پیرمردها ندارن.

20:23.890 --> 20:26.970
‫چه بلایی سر اون‌هایی میاد
‫که می‌فرستن شهر؟

20:27.200 --> 20:28.620
‫نمی‌دونم.

20:28.620 --> 20:34.600
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫دنبال یه گرگ خاص می‌گردن.

20:35.190 --> 20:36.860
‫یه گرگ خاص؟

20:39.770 --> 20:46.070
،اولین خون‌آشام، داردان
.قدرت نژاد ما رو میخواد

20:46.070 --> 20:52.120
‫اون برای کنترل ما به قدرت اون گرگ نیاز داره.

20:56.730 --> 20:58.930
‫همین‌طور دارن میان.

21:00.040 --> 21:03.310
‫اون یه خون‌آشام معمولی نیست!

21:03.310 --> 21:05.300
‫بیاید با تمام توان بهش حمله کنیم!

21:07.390 --> 21:08.890
‫اون!

21:09.280 --> 21:10.890
‫اون عوضی...

21:16.140 --> 21:19.890
‫تو. اون گردنبند رو از کجا آوردی؟

21:19.890 --> 21:20.570
‫ها؟

21:21.020 --> 21:23.610
‫این نسل به نسل توی خانواده‌ام
‫گشته تا به من رسیده.

21:24.540 --> 21:28.780
‫این بدون شک
‫نشانِ لیکانتروپه. (گرگینه)

21:29.130 --> 21:31.530
گرگینه؟

21:34.720 --> 21:35.710
‫نکنه که...

21:36.160 --> 21:39.460
‫صبر کن. اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

21:39.790 --> 21:44.860
‫گرگینه‌ها کسایی هستن که
‫خون وارگر رو دارن،

21:44.860 --> 21:47.290
‫خدای گرگِ پادشاهی باستانی وارگر.

21:47.900 --> 21:51.470
.تو گرگینه‌ای هستی که خدا انتخابت کرده

21:51.490 --> 22:01.490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:33.070 --> 23:39.950
‫قسمت بعد
ماه رو به افول: نبرد مرگبار در آتمنال

23:37.010 --> 23:40.270
ماه مه‌‌آلود

23:37.010 --> 23:40.270
نبرد مرگبار در آتمنال

23:37.010 --> 23:40.270
‫ ►
