1
00:00:00,510 --> 00:00:04,650
...پس قضیه اینه. اون افسانه

2
00:00:05,830 --> 00:00:07,570
‫درباره‌ی ما بود.

3
00:00:12,340 --> 00:00:14,340
حالا یادتون اومد؟

4
00:00:15,260 --> 00:00:19,470
‫پس سوها از خیلی وقت پیش
‫به ما وصل بوده.

5
00:00:20,120 --> 00:00:20,960
.بله

6
00:00:21,350 --> 00:00:25,140
برای همینه که از لحظه‌ای که دیدیمش
.ناخودآگاه جذبش شدیم

7
00:00:25,140 --> 00:00:29,900
و مارج داشت از ما در برابر
.داردان محافظت می‌کرد

8
00:00:30,130 --> 00:00:33,150
‫جاکا، می‌تونی انرژی سوها رو حس کنی؟

9
00:00:33,580 --> 00:00:36,210
.حقیقتاً، نه

10
00:00:37,500 --> 00:00:40,720
‫فقط دو دلیل وجود داره که انرژی کسی
‫این‌قدر ضعیف بشه.

11
00:00:41,130 --> 00:00:46,350
...یا بی‌هوشه
.یا دیگه زنده نیست

12
00:00:47,000 --> 00:00:49,180
داشتم چه غلطی میکردم؟

13
00:00:49,600 --> 00:00:52,550
‫قرار بود از سوها محافظت کنم.

14
00:00:52,920 --> 00:00:54,920
‫بریم عمارت ونفیلد.

15
00:00:57,930 --> 00:01:01,930
‫شاید داردان برای برداشتن چیزی اونجا بره.

16
00:01:02,410 --> 00:01:03,310
‫چه چیزی؟

17
00:01:03,820 --> 00:01:08,060
‫ویونیس، یه طومار درباره‌ی پادشاهی وارگر.

18
00:01:08,520 --> 00:01:09,740
‫ویونیس...

19
00:01:10,200 --> 00:01:16,070
،اون پادشاهی خیلی وقت پیش سقوط کرد
.و فقط افراد کمی از رازهاش مطلع بودن

20
00:01:16,450 --> 00:01:21,330
،داردان برای بدست آوردن قدرت
.به اون اسرار نیاز داره

21
00:01:31,840 --> 00:01:35,090
.فکر نمیکردم دوباره ببینمتون

22
00:01:35,850 --> 00:01:38,550
.حتماً شاهدخت دوباره دور هم جمع‌مون کرده

23
00:01:39,800 --> 00:01:41,780
‫می‌دونم که سوها زنده‌ست.

24
00:01:41,780 --> 00:01:44,520
‫به هر قیمتی شده پیداش می‌کنیم و نجاتش
‫می‌دیم.

25
00:01:44,540 --> 00:01:54,540
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

26
00:03:11,080 --> 00:03:16,980
m -100 -100 b -45 -155 45 -155 100 -100 b 155 -45 155 45 100 100 b 46 155 -45 155 -100 100 b -155 45 -155 -45 -100 -100

27
00:03:11,080 --> 00:03:16,980
دارک مون
محراب خونین

28
00:03:18,980 --> 00:03:21,990
ماه مه‌‌آلود

29
00:03:18,980 --> 00:03:21,990
مه سیاه ریل‌گان

30
00:03:18,980 --> 00:03:21,990
‫ ►

31
00:03:18,980 --> 00:03:21,990
‫ ►

32
00:03:30,620 --> 00:03:34,500
.اینجا برگشتن حال و هوای عجیبی داره

33
00:03:34,500 --> 00:03:37,260
‫آره. اونم با پای خودمون.

34
00:03:56,630 --> 00:03:58,520
‫ویونیس نیست!

35
00:03:58,850 --> 00:04:00,230
.دیر رسیدیم

36
00:04:00,230 --> 00:04:03,530
.نه، ممکنه هنوز تو عمارت باشه

37
00:04:03,810 --> 00:04:04,860
‫بیاید جدا بشیم.

38
00:04:05,170 --> 00:04:06,790
‫من اتاق‌خواب‌ها رو می‌گردم.

39
00:04:06,790 --> 00:04:08,350
‫من طبقه‌ی سوم رو چک می‌کنم.

40
00:04:24,400 --> 00:04:26,680
‫بچه‌ها، بیاید سالن استراحت!

41
00:04:30,950 --> 00:04:31,920
‫جاکا!

42
00:04:32,790 --> 00:04:34,520
‫فقط همین یکی اینجا مونده بود.

43
00:04:34,520 --> 00:04:36,350
.یان گرفتش

44
00:04:36,950 --> 00:04:37,480
چیه؟

45
00:04:38,360 --> 00:04:41,650
‫حس نمی‌کنم مارج توی عمارت باشه.

46
00:04:47,750 --> 00:04:48,650
‫نکنه...

47
00:04:49,030 --> 00:04:51,090
‫مارج رو کجا بردی؟!

48
00:04:51,870 --> 00:04:53,650
‫داردان بهت دستور داده؟

49
00:04:53,650 --> 00:04:55,180
متحدات کدوم گورین؟

50
00:04:56,710 --> 00:04:58,210
.من ازش میپرسم

51
00:04:59,670 --> 00:05:03,260
‫سوها و مارج رو کجا بردی؟

52
00:05:07,940 --> 00:05:10,720
‫اون طوماری که دزدیدی رو کجا بردی؟

53
00:05:12,550 --> 00:05:13,840
‫جواب بده!

54
00:05:16,380 --> 00:05:18,640
‫پرینتانیه...

55
00:05:18,640 --> 00:05:20,150
‫پرینتانیه؟

56
00:05:20,150 --> 00:05:22,400
‫اونجا که خیلی از اینجا دوره.

57
00:05:22,400 --> 00:05:24,820
‫توی پرینتانیه چی هست؟

58
00:05:24,820 --> 00:05:26,920
‫داردان هم اونجاست؟

59
00:05:50,650 --> 00:05:54,360
‫احمق. باید همون اول می‌کشتمش.

60
00:05:55,020 --> 00:05:57,850
‫مهم نیست. خودم می‌فهمم.

61
00:06:00,650 --> 00:06:04,110
‫این بار، ما یکی می‌شیم.

62
00:06:06,210 --> 00:06:11,620
کسایی که خون شمن دارن، نسل‌ها
.بر این پادشاهی حکومت کردن

63
00:06:11,620 --> 00:06:14,650
‫وقتی حاکمی تخت رو ترک می‌کرد،

64
00:06:14,650 --> 00:06:18,520
‫تمام قدرتش رو توی
‫محراب ماه مهر و موم می‌کرد،

65
00:06:18,520 --> 00:06:19,900
‫و در شب ماه کامل،

66
00:06:19,900 --> 00:06:24,080
‫حاکم بعدی قدرتش رو از طریق
‫یه مراسم به ارث می‌بره.

67
00:06:26,220 --> 00:06:31,640
‫وقتی ماه کامل بشه، به لطف تو
‫مهر اون محراب شکسته می‌شه.

68
00:06:32,170 --> 00:06:37,710
‫اون‌وقت من اون قدرت رو به ارث می‌برم
‫و پادشاه جدید می‌شم.

69
00:06:39,310 --> 00:06:43,480
‫آخرین چیزی که لازم دارم خون وارگره.

70
00:06:45,100 --> 00:06:49,410
‫این بار، همه چیز مال من می‌شه.

71
00:06:56,700 --> 00:07:02,710
با وجود افول خانواده‌ام، من ترقی کردم
.صدر اعظم این پادشاهی شدم

72
00:07:05,250 --> 00:07:08,880
‫پس دیگه چی کم دارم؟

73
00:07:14,930 --> 00:07:19,400
‫سلن زیبا، تو رو مال خودم می‌کنم!

74
00:07:38,080 --> 00:07:39,620
‫خون وارگر!

75
00:07:42,510 --> 00:07:45,270
‫داردان! اونجا چیکار می‌کنی؟

76
00:07:46,950 --> 00:07:48,520
‫از ویونیس دور شو!

77
00:07:51,910 --> 00:07:55,470
‫فقط خانواده سلطنتی اجازه دارن اینو بخونن!

78
00:07:55,470 --> 00:07:59,890
‫مقام، مقام، مقام! باز هم همون حرف؟

79
00:08:00,240 --> 00:08:01,640
‫خب، دیگه خسته شدم!

80
00:08:01,640 --> 00:08:04,360
چی تو سرته؟

81
00:08:04,360 --> 00:08:07,310
‫من فقط قدرت می‌خوام!

82
00:08:07,310 --> 00:08:09,520
‫پس تو اون طومار ممنوعه رو خوندی؟

83
00:08:09,900 --> 00:08:11,940
‫تاوان این کارت رو می‌دی!

84
00:08:17,480 --> 00:08:22,000
‫اون طومار فقط ممنوعه بود تا
‫خانواده سلطنتی همه قدرت رو تصاحب کنن!

85
00:08:23,040 --> 00:08:25,120
‫یکی کمک کنه! کمک!

86
00:08:30,670 --> 00:08:32,280
‫خون وارگر...

87
00:08:34,730 --> 00:08:37,170
‫سلن، بیدار شدی!

88
00:08:38,130 --> 00:08:39,010
‫خداروشکر.

89
00:08:39,580 --> 00:08:41,050
‫حالا حالت خوبه.

90
00:08:41,050 --> 00:08:45,740
‫مادر، من خدای وارگر رو دیدم.

91
00:08:46,490 --> 00:08:50,020
‫ای وارگر بزرگ، ممنونم.

92
00:08:52,940 --> 00:08:56,730
‫چرا؟ هرچقدر هم خون می‌خورم،
‫هنوز تشنمه.

93
00:08:57,110 --> 00:09:00,270
‫و کوچک‌ترین تماس
‫با نور خورشید...

94
00:09:00,780 --> 00:09:04,040
،منم مثل شاهدخت
.خون وارگر رو خوردم

95
00:09:04,040 --> 00:09:08,000
‫نکنه کم خوردم؟ به خاطر اینه که
‫قدرت شمنی ندارم؟

96
00:09:08,330 --> 00:09:12,550
‫کاش می‌تونستم کل ویونیس رو بخونم!

97
00:09:12,950 --> 00:09:17,810
‫چرا نمی‌تونم یه خون‌آشام کامل بشم؟!

98
00:09:20,150 --> 00:09:23,810
‫این بار، حتماً...

99
00:09:33,830 --> 00:09:37,350
چرا من همیشه باید حمالی بقیه رو بکنم؟

100
00:09:37,350 --> 00:09:39,280
‫چون توی سنگ‌کاغذقیچی افتضاحی.

101
00:09:41,750 --> 00:09:42,520
‫هی.

102
00:09:44,610 --> 00:09:45,450
‫چیه؟

103
00:09:49,410 --> 00:09:50,360
‫ماهان!

104
00:09:54,320 --> 00:09:57,150
چی شده؟ کامیل و روسلان کجان؟

105
00:09:57,730 --> 00:09:58,840
.گرفتنشون

106
00:10:01,150 --> 00:10:04,800
‫یه بار به اسم
‫ریل‌گان توی پرینتانیه هست.

107
00:10:05,210 --> 00:10:08,490
‫چون شنیده بودیم پاتوق خون‌آشام‌هاست،
‫یواشکی رفتیم تو.

108
00:10:09,020 --> 00:10:12,380
.ولی تا چشم کار می‌کرد خون آشام بود

109
00:10:13,230 --> 00:10:15,630
‫درست وقتی فکر کردیم شکستشون دادیم،

110
00:10:16,250 --> 00:10:18,210
.اون سروکله‌ش پیدا شد

111
00:10:24,040 --> 00:10:27,620
‫وقتی به هوش اومدم، توی یه انبار بودم.

112
00:10:31,430 --> 00:10:33,390
!کامیل! روسلان

113
00:10:38,010 --> 00:10:42,070
‫یه عالمه گرگینه اونجا زندانی بودن.

114
00:10:43,360 --> 00:10:44,810
‫ولی چرا؟

115
00:10:45,210 --> 00:10:47,560
‫دقیق نمی‌دونم.

116
00:10:48,010 --> 00:10:52,980
‫تونستم فرار کنم،
‫ولی کمیل و روسلان رو گم کردم.

117
00:10:53,640 --> 00:10:55,240
‫تقصیر تو نیست.

118
00:10:55,630 --> 00:10:57,110
‫خوشحالیم که برگشتی.

119
00:10:57,350 --> 00:11:00,610
‫ماهان، می‌تونی ما رو ببری به اون انبار؟

120
00:11:00,940 --> 00:11:02,110
‫احتمالاً.

121
00:11:02,110 --> 00:11:03,900
‫بیا همین الان راه بیفتیم.

122
00:11:03,900 --> 00:11:06,160
.میریم کامیل و روسلان رو نجات بدیم

123
00:11:16,560 --> 00:11:17,590
‫سوها!

124
00:11:18,350 --> 00:11:19,250
‫هلی.

125
00:11:26,850 --> 00:11:27,820
‫سوها!

126
00:11:30,240 --> 00:11:32,350
‫سوها! حالت خوبه؟!

127
00:11:33,830 --> 00:11:36,610
‫محراب ماه...

128
00:11:36,880 --> 00:11:37,860
هه؟

129
00:11:39,590 --> 00:11:43,130
‫شمشیر رو ببر به محراب ماه...

130
00:11:43,750 --> 00:11:44,830
‫شمشیر؟

131
00:11:47,870 --> 00:11:51,370
‫سوها!

132
00:11:53,910 --> 00:11:56,250
.همین الان سوها رو توی خواب دیدم

133
00:11:57,120 --> 00:11:58,130
‫منم همین‌طور.

134
00:11:58,170 --> 00:11:59,380
‫منم دیدمش.

135
00:11:59,830 --> 00:12:01,880
‫توی یه جای عجیب بود.

136
00:12:01,880 --> 00:12:05,090
‫مثل یه غار تاریک.

137
00:12:05,430 --> 00:12:07,240
‫دراز کشیده بود.

138
00:12:08,970 --> 00:12:12,100
‫سوها از یه شمشیر حرف زد، مگه نه؟

139
00:12:12,930 --> 00:12:16,330
‫«شمشیر رو ببر به محراب ماه...»

140
00:12:17,040 --> 00:12:21,000
‫ماه تاریک
محراب خون

141
00:12:21,050 --> 00:12:24,990
‫ماه تاریک
محراب خون

142
00:12:38,160 --> 00:12:39,380
‫همین‌جاست.

143
00:12:39,770 --> 00:12:42,250
‫جاکا، می‌تونی انرژی سوها رو حس کنی؟

144
00:12:42,590 --> 00:12:45,300
‫نه. هیچ اثری از
‫مارج یا داردان هم نیست.

145
00:12:45,620 --> 00:12:48,800
ویونیس جدی جدی اینجاست؟

146
00:12:48,800 --> 00:12:53,390
‫حتماً دلیلی داشته که اون کبریت‌ها رو
‫داشته.

147
00:12:53,390 --> 00:12:55,440
‫بچه‌ها، مراقب باشید.

148
00:12:55,440 --> 00:12:57,190
‫یه چیزی همین نزدیکیه.

149
00:12:57,680 --> 00:13:01,480
‫یه انرژی خیلی
‫عظیم ازش حس می‌کنم.

150
00:13:01,480 --> 00:13:04,340
‫خیلی فراتر از هر چیزیه که
‫تا حالا دیدیم.

151
00:13:12,700 --> 00:13:15,200
.جدی؟ اینجا که کسی نیست

152
00:13:15,580 --> 00:13:17,330
‫باز نیست؟

153
00:13:17,670 --> 00:13:19,790
‫ولی درش قفل نبود.

154
00:13:21,370 --> 00:13:22,250
‫از اون طرف.

155
00:13:23,110 --> 00:13:25,380
‫انرژیش از اونجا میاد.

156
00:13:36,640 --> 00:13:38,280
‫یه انبار؟

157
00:13:43,440 --> 00:13:45,650
.جلو پامم نمیبینم

158
00:13:45,650 --> 00:13:48,660
‫انگار اتاق پر از مه شده.

159
00:13:54,000 --> 00:13:55,290
‫گیر افتادیم!

160
00:13:55,290 --> 00:13:55,830
ها؟

161
00:13:55,830 --> 00:13:57,580
.یه امتحانی میکنم

162
00:14:00,150 --> 00:14:02,340
‫اگه در باز نشه،
‫می‌شکنمش.

163
00:14:04,090 --> 00:14:04,930
‫ها؟

164
00:14:06,040 --> 00:14:08,650
‫احساس ضعف می‌کنم...

165
00:14:11,250 --> 00:14:13,890
‫یه جای کار می‌لنگه. نمی‌تونم نفس بکشم...

166
00:14:20,320 --> 00:14:21,850
‫منتظرتون بودم.

167
00:14:23,450 --> 00:14:26,900
.می‌دونستم با پا خودتون میاین

168
00:14:27,190 --> 00:14:29,910
‫اون کیه؟

169
00:14:30,270 --> 00:14:34,440
‫این مه فقط برای این نیست که
‫شما رو بخوابونه.

170
00:14:34,930 --> 00:14:38,040
‫قدرتتون رو هم ازتون می‌گیره.

171
00:14:38,310 --> 00:14:39,790
‫بچه‌ها، برید بیرون!

172
00:14:42,370 --> 00:14:43,000
‫باز شد!

173
00:15:01,470 --> 00:15:06,940
‫وقتی ماه کامل بشه، تمام قدرتتون رو
‫روی این محراب به دست میارید.

174
00:15:08,600 --> 00:15:12,050
.البته که تمام و کمال برای من میشه

175
00:15:15,760 --> 00:15:21,290
‫اون موقع، تو قدرت داشتی
‫و من عشق داشتم.

176
00:15:21,290 --> 00:15:23,040
.امیدوارم این بار قضیه برعکس باشه

177
00:15:23,520 --> 00:15:27,420
‫من قدرت رو می‌گیرم
‫و تو عاشق من می‌شی.

178
00:15:35,160 --> 00:15:36,990
!یان، فرار کن

179
00:15:41,270 --> 00:15:42,770
‫احساس ضعف می‌کنم...

180
00:15:50,380 --> 00:15:52,760
‫لعنتی. حتی نمی‌تونم تغییر شکل بدم.

181
00:15:53,420 --> 00:15:56,040
‫باید کسی که مه رو کنترل می‌کنه
‫شکست بدیم.

182
00:15:56,360 --> 00:15:58,100
‫جاکا، اون کجاست؟!

183
00:16:06,950 --> 00:16:10,070
‫حالا دیگه کاملاً بی‌دفاعید!

184
00:16:17,030 --> 00:16:17,870
‫هلی.

185
00:16:18,940 --> 00:16:19,990
‫سولون.

186
00:16:21,360 --> 00:16:22,490
‫شیون.

187
00:16:23,480 --> 00:16:24,520
‫جینو.

188
00:16:25,810 --> 00:16:26,780
یان.

189
00:16:27,980 --> 00:16:28,940
‫جاکا.

190
00:16:30,010 --> 00:16:30,940
‫نوآ.

191
00:16:34,370 --> 00:16:35,580
‫یادتون باشه.

192
00:16:40,390 --> 00:16:43,660
‫و حالا، شما اربابان خون‌آشام هستید.

193
00:17:30,710 --> 00:17:34,380
‫چطور؟ چطور قدرت‌شون رو پس گرفتن؟!

194
00:17:34,380 --> 00:17:36,630
...‫لعنتی! اگه اینطوره

195
00:17:39,870 --> 00:17:41,280
‫مه غلیظ‌تر شد!

196
00:17:43,560 --> 00:17:46,160
.چطوره؟ حالا حتی نمیتونید قدم از قدم بردارید

197
00:17:48,530 --> 00:17:49,540
‫گرفتمت!

198
00:17:49,540 --> 00:17:51,180
‫ما اینجاییم!

199
00:18:12,870 --> 00:18:14,590
‫مه داره عقب‌نشینی می‌کنه.

200
00:18:17,720 --> 00:18:20,390
‫چی؟ همه‌شون یهو افتادن.

201
00:18:20,690 --> 00:18:22,390
‫به خاطر اینه که کشتیمش؟

202
00:18:23,050 --> 00:18:27,390
‫اون با گاز گرفتن بقیه رو خون‌آشام کرده بود،
‫پس مرگشون به هم گره خورده بود.

203
00:18:27,730 --> 00:18:28,940
‫همه حالشون خوبه؟

204
00:18:28,940 --> 00:18:29,900
‫آره.

205
00:18:30,610 --> 00:18:34,650
‫این چیز روی دستم ظاهر شد،
‫و من به هوش اومدم.

206
00:18:34,950 --> 00:18:38,530
‫راستش، بدنم سبک‌تر از همیشه است.

207
00:18:38,870 --> 00:18:41,410
‫منم احساس قدرت می‌کنم.

208
00:18:41,660 --> 00:18:45,160
‫لحظه‌ای که این ظاهر شد، تبدیل به گرگ شدم.

209
00:18:45,440 --> 00:18:49,540
‫فکر کنم سوها داره بهمون کمک می‌کنه.

210
00:18:52,350 --> 00:18:53,040
‫کی اونجاست؟

211
00:18:54,370 --> 00:18:56,000
‫هنوز زنده‌ست.

212
00:18:56,320 --> 00:18:58,210
‫متحدات کجا رفتن؟

213
00:19:00,640 --> 00:19:03,470
‫کاخ سلطنتی...

214
00:19:09,800 --> 00:19:11,880
‫منظورش کاخ باستانیه؟

215
00:19:12,320 --> 00:19:14,370
‫ولی اون مال هزار سال پیش بود.

216
00:19:14,930 --> 00:19:19,280
اینجا تقریباً همون‌جاییه که کاخ
.قبلاً بنا شده بود

217
00:19:21,360 --> 00:19:23,030
اتومنال، هان؟

218
00:19:23,590 --> 00:19:26,450
‫شهرداری روی
‫خرابه‌های کاخ ساخته شده.

219
00:19:33,600 --> 00:19:34,350
.شمشیر

220
00:19:36,630 --> 00:19:40,860
‫آخرین باری که اون شمشیر رو دست گرفتم،
‫توی کاخ با داردان می‌جنگیدم.

221
00:19:42,460 --> 00:19:43,690
‫شاید...

222
00:19:51,100 --> 00:19:53,730
‫خانواده‌مون رو اینجا نگه می‌داشتن.

223
00:19:54,320 --> 00:19:55,630
‫اینجا کسی نیست.

224
00:19:55,630 --> 00:19:57,730
‫واقعاً همین‌جا بود؟

225
00:19:58,810 --> 00:20:01,750
‫همه‌شون رو بردن.

226
00:20:05,500 --> 00:20:10,550
اینجا فقط جاییه که خون‌آشام‌ها
.حبسمون کرده بودن

227
00:20:10,920 --> 00:20:16,670
‫در نهایت سوار کشتی‌مون می‌کنن
‫و می‌فرستن به شهری به اسم اتومنال.

228
00:20:17,190 --> 00:20:18,170
‫تو کی هستی؟

229
00:20:18,170 --> 00:20:19,950
‫یه بازمانده.

230
00:20:19,950 --> 00:20:22,220
‫ظاهراً، اون‌ها
‫نیازی به پیرمردها ندارن.

231
00:20:23,890 --> 00:20:26,970
‫چه بلایی سر اون‌هایی میاد
‫که می‌فرستن شهر؟

232
00:20:27,200 --> 00:20:28,620
‫نمی‌دونم.

233
00:20:28,620 --> 00:20:34,600
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫دنبال یه گرگ خاص می‌گردن.

234
00:20:35,190 --> 00:20:36,860
‫یه گرگ خاص؟

235
00:20:39,770 --> 00:20:46,070
،اولین خون‌آشام، داردان
.قدرت نژاد ما رو میخواد

236
00:20:46,070 --> 00:20:52,120
‫اون برای کنترل ما به قدرت اون گرگ نیاز داره.

237
00:20:56,730 --> 00:20:58,930
‫همین‌طور دارن میان.

238
00:21:00,040 --> 00:21:03,310
‫اون یه خون‌آشام معمولی نیست!

239
00:21:03,310 --> 00:21:05,300
‫بیاید با تمام توان بهش حمله کنیم!

240
00:21:07,390 --> 00:21:08,890
‫اون!

241
00:21:09,280 --> 00:21:10,890
‫اون عوضی...

242
00:21:16,140 --> 00:21:19,890
‫تو. اون گردنبند رو از کجا آوردی؟

243
00:21:19,890 --> 00:21:20,570
‫ها؟

244
00:21:21,020 --> 00:21:23,610
‫این نسل به نسل توی خانواده‌ام
‫گشته تا به من رسیده.

245
00:21:24,540 --> 00:21:28,780
‫این بدون شک
‫نشانِ لیکانتروپه. (گرگینه)

246
00:21:29,130 --> 00:21:31,530
گرگینه؟

247
00:21:34,720 --> 00:21:35,710
‫نکنه که...

248
00:21:36,160 --> 00:21:39,460
‫صبر کن. اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

249
00:21:39,790 --> 00:21:44,860
‫گرگینه‌ها کسایی هستن که
‫خون وارگر رو دارن،

250
00:21:44,860 --> 00:21:47,290
‫خدای گرگِ پادشاهی باستانی وارگر.

251
00:21:47,900 --> 00:21:51,470
.تو گرگینه‌ای هستی که خدا انتخابت کرده

252
00:21:51,490 --> 00:22:01,490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

253
00:23:33,070 --> 00:23:39,950
‫قسمت بعد
ماه رو به افول: نبرد مرگبار در آتمنال

254
00:23:37,010 --> 00:23:40,270
ماه مه‌‌آلود

255
00:23:37,010 --> 00:23:40,270
نبرد مرگبار در آتمنال

256
00:23:37,010 --> 00:23:40,270
‫ ►

257
00:23:37,010 --> 00:23:40,270
‫ ►
