1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:24,060 --> 00:01:30,000
m -100 -100 b -45 -155 45 -155 100 -100 b 155 -45 155 45 100 100 b 46 155 -45 155 -100 100 b -155 45 -155 -45 -100 -100

3
00:01:24,060 --> 00:01:30,000
دارک مون
محراب خونین

4
00:01:32,020 --> 00:01:35,010
ماه کاهنده

5
00:01:32,020 --> 00:01:35,010
گردنم رو گاز بگیر

6
00:01:32,020 --> 00:01:35,010
‫ ►

7
00:01:32,020 --> 00:01:35,010
‫ ►

8
00:01:37,230 --> 00:01:41,100
از اینجا وینگر، ماهان
.به کان پاس میده

9
00:01:41,370 --> 00:01:44,310
.بعد تاهل از این موقعیت پوشش میده

10
00:01:44,310 --> 00:01:45,560
.هوم

11
00:01:57,070 --> 00:02:02,210
‫باشه! وقتی ماهان و بقیه برگشتن، این
‫حرکت رو یه بار دیگه تمرین می‌کنیم.

12
00:02:02,210 --> 00:02:04,300
.بیاید عنوان قهرمانی رو پس بگیریم

13
00:02:04,300 --> 00:02:07,650
پوزخنند رو از صورت اون
.دسیلیس‌ها پاک میکنیم

14
00:02:07,650 --> 00:02:08,790
نه، کاپیتان؟

15
00:02:09,810 --> 00:02:11,930
.عا؟ شرمنده

16
00:02:12,280 --> 00:02:13,210
چی میگفتی؟

17
00:02:13,530 --> 00:02:16,330
داریم نقشه‌مون رو برای
.بازی نایت بال مرور میکنیم

18
00:02:16,330 --> 00:02:19,780
.عاه، که اینطور. پایه‌ام

19
00:02:19,780 --> 00:02:21,440
‫اصلاً گوش می‌دادی؟

20
00:02:21,440 --> 00:02:23,270
‫البته که گوش می‌دادم.

21
00:02:23,270 --> 00:02:24,890
‫پس چی گفتیم؟

22
00:02:25,410 --> 00:02:29,020
‫در اصل، فقط باید گل بزنم، درسته؟

23
00:02:32,310 --> 00:02:35,360
.‫کان، امروز یه مشکلی داری

24
00:02:35,920 --> 00:02:37,860
‫تمام روز حواس‌پرت بودی.

25
00:02:37,860 --> 00:02:39,600
‫اینطور نیست.

26
00:02:39,600 --> 00:02:40,610
‫اتفاقی افتاده؟

27
00:02:40,610 --> 00:02:42,780
‫نه، هیچی نشده.

28
00:02:43,310 --> 00:02:44,670
‫فقط خسته‌ام.

29
00:02:45,110 --> 00:02:46,380
.میرم بخوابم

30
00:02:46,380 --> 00:02:48,330
،عاه، درضمن

31
00:02:48,570 --> 00:02:50,140
.این از طرف اوناست

32
00:02:50,140 --> 00:02:50,840
‫یه سگ؟

33
00:02:50,840 --> 00:02:52,460
.دلشون دعوا میخواد

34
00:02:52,740 --> 00:02:55,500
‫ظاهراً، این
‫دعوت‌نامه‌ی جشن تولدشونه.

35
00:02:55,930 --> 00:02:57,130
‫چیکار کنیم؟

36
00:02:59,130 --> 00:03:01,660
.ما که عمراً اونجا بریم

37
00:03:01,660 --> 00:03:03,490
کی جشن تولد اونا رو جشن میگیره؟

38
00:03:03,490 --> 00:03:04,400
‫درسته؟

39
00:03:04,400 --> 00:03:07,140
.ولی شما که گفتید میخواید برید

40
00:03:07,140 --> 00:03:09,230
.فقط می‌خواستیم مودب باشیم

41
00:03:11,910 --> 00:03:12,830
‫حالت خوبه؟

42
00:03:20,380 --> 00:03:22,710
‫باید استراحت کنی.

43
00:03:22,710 --> 00:03:23,690
‫آره.

44
00:03:25,820 --> 00:03:26,950
‫شب بخیر.

45
00:03:30,220 --> 00:03:33,040
‫حتماً به خاطر کسوف کامله.

46
00:03:33,040 --> 00:03:35,880
‫ولی چرا باید یه انسان باشه، هان؟

47
00:03:35,880 --> 00:03:39,130
.بازم، امیدوارم درست بشه

48
00:03:42,440 --> 00:03:44,390
‫شما براشون دعوت‌نامه فرستادید؟

49
00:03:44,390 --> 00:03:46,570
.انگار که حق انتخاب داشتم

50
00:03:46,570 --> 00:03:49,810
‫سوها گفت که اونم می‌خواد اونا رو دعوت کنه.

51
00:03:51,500 --> 00:03:54,560
،اگه خواست سوها‌ست
.کاری از دست‌مون برنمیاد

52
00:03:54,860 --> 00:03:58,610
‫با این حال، من از جشن گرفتن
‫تولدمون با گرگینه‌ها خوشم نمیاد.

53
00:03:58,610 --> 00:04:02,370
اصلاً سوها از چیه اونا خوشش اومده؟

54
00:04:02,370 --> 00:04:04,240
‫از من نپرس.

55
00:04:04,520 --> 00:04:07,030
‫چون از خون‌آشام‌ها بدشون میاد، نه؟

56
00:04:09,200 --> 00:04:10,040
‫آره.

57
00:04:10,040 --> 00:04:12,210
‫یادم نیار.

58
00:04:12,210 --> 00:04:14,230
‫هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

59
00:04:14,230 --> 00:04:15,600
‫نگران نباش.

60
00:04:15,600 --> 00:04:18,720
وقتی اینو گفت
.از هویتمون خبر نداشت

61
00:04:20,380 --> 00:04:25,980
‫اگه سوها بفهمه واقعاً چی هستیم،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خواد ما رو ببینه.

62
00:04:25,980 --> 00:04:29,430
‫مهم نیست اون چی فکر می‌کنه.

63
00:04:29,430 --> 00:04:31,810
برای همین گفتم
.باهاش صمیمی نشو

64
00:04:31,810 --> 00:04:35,540
‫چی؟ ولی من می‌خوام با سوها دوست باشم!

65
00:04:35,540 --> 00:04:39,150
‫هیچ‌وقت انتظار نداشتم
‫اینقدر از ما بدش بیاد.

66
00:04:39,580 --> 00:04:42,010
.هیچکس از ما خوشش نمیاد

67
00:04:42,330 --> 00:04:44,870
‫طبیعیه که آدما از ما بدشون بیاد.

68
00:04:45,240 --> 00:04:47,240
.دوستشم خون‌آشام‌ها کشتن

69
00:04:47,240 --> 00:04:51,470
‫البته ما به آدما آسیب نمی‌زنیم.

70
00:04:51,470 --> 00:04:54,290
.خودمون از این قضیه مطلع‌ایم

71
00:04:54,780 --> 00:04:58,120
‫ولی برای آدما، ما فرقی با
‫بقیه‌ی خون‌آشام‌ها نداریم.

72
00:04:58,550 --> 00:05:03,710
‫اگه بهش بگیم ما استثنا
‫هستیم، مشکل حل نمیشه.

73
00:05:04,380 --> 00:05:09,000
‫درسته. نمی‌تونیم مجبورش کنیم بهمون اعتماد کنه.

74
00:05:09,000 --> 00:05:13,160
حالا نه اینکه
.کسی بهمون تا الان اعتماد کرده باشه

75
00:05:13,790 --> 00:05:15,930
‫پس چاره‌ای نداریم.

76
00:05:15,930 --> 00:05:20,990
‫به سوها می‌گیم سولون
‫خون‌آشامه تا بقیه از زیرش در بریم.

77
00:05:20,990 --> 00:05:21,520
ها؟

78
00:05:21,520 --> 00:05:22,730
هـــه؟

79
00:05:22,730 --> 00:05:24,700
‫سولون خون‌آشامه؟!

80
00:05:24,700 --> 00:05:27,740
!آره بابا. ما هم برگامون ریخت

81
00:05:27,990 --> 00:05:30,310
.وقت رو نباید تلف کنیم

82
00:05:30,310 --> 00:05:31,180
‫اینم هیزم.

83
00:05:31,180 --> 00:05:32,080
‫اینم آتیش.

84
00:05:32,330 --> 00:05:35,990
‫بمیر، خون‌آشام لعنتی!

85
00:05:37,090 --> 00:05:40,410
‫سولون، فداکاریت رو فراموش نمی‌کنیم.

86
00:05:40,760 --> 00:05:42,750
.همیشه تو قلبمون یاد و خاطره‌ت زنده‌ست

87
00:05:42,750 --> 00:05:44,300
‫هی!

88
00:05:44,300 --> 00:05:47,530
‫نوا، چرا داری هیزم جمع می‌کنی؟

89
00:05:47,530 --> 00:05:49,360
‫و جینو، چرا داری آتیششون می‌زنی؟

90
00:05:49,360 --> 00:05:50,960
‫ولی من خیلی جمع کردم.

91
00:05:50,960 --> 00:05:51,760
‫منم دارم بازی رو دنبال می‌کنم.

92
00:05:51,760 --> 00:05:53,270
‫شوخی می‌کنی!

93
00:05:53,270 --> 00:05:56,100
‫ای بابا! فداکاری تو
‫همه‌چیز رو درست می‌کنه!

94
00:05:56,100 --> 00:05:58,310
‫پس خودت فدا شو!

95
00:05:58,310 --> 00:06:03,770
‫دیگه کافیه. فعلاً شما دو
‫تا کاندیدای اون نقشه هستید.

96
00:06:03,770 --> 00:06:05,190
‫من کاندیدای هیچی نیستم!

97
00:06:05,590 --> 00:06:08,850
درهرصورت، باید مطمئن شیم
.اون درباره هویتمون نمیفهمه

98
00:06:10,880 --> 00:06:11,910
‫آره.

99
00:06:12,780 --> 00:06:15,490
‫باید تا جایی که می‌تونیم
‫از قدرت‌هامون استفاده نکنیم.

100
00:06:16,090 --> 00:06:18,500
‫اگه بفهمه چی هستیم،

101
00:06:19,370 --> 00:06:22,450
‫دیگه نمی‌تونیم اینجا بمونیم.

102
00:06:28,510 --> 00:06:32,710
‫فکر می‌کردم قراره یه
‫مدت تو این مدرسه بمونیم.

103
00:06:32,710 --> 00:06:39,100
‫بعید می‌دونم سوها حتی اگه
‫بفهمه ما خون‌آشامیم، به کسی بگه.

104
00:06:39,990 --> 00:06:43,740
‫از کجا می‌دونی؟

105
00:06:50,450 --> 00:06:53,700
‫خون‌آشام‌ها اصلاً هیچ عشقی حس نمی‌کنن.

106
00:06:54,010 --> 00:06:57,700
‫خون‌آشام‌ها فقط هیولاهای سرد و بی‌رحم هستن!

107
00:06:57,940 --> 00:07:00,120
‫گرگینه‌ها خیلی بهترن!

108
00:07:00,410 --> 00:07:02,940
‫نه، اصلاً قابل مقایسه نیستن.

109
00:07:02,940 --> 00:07:05,130
‫خون‌آشام‌ها از همه بدترن!

110
00:07:12,560 --> 00:07:13,480
‫هلی.

111
00:07:13,820 --> 00:07:15,160
‫اینجایی.

112
00:07:28,310 --> 00:07:30,970
.امم، بابت اون موقع شرمنده‌ام

113
00:07:30,970 --> 00:07:33,530
.خیلی از خود بی‌خود شدم

114
00:07:34,080 --> 00:07:39,950
‫اشکالی نداره. می‌دونم
‫چقدر از خون‌آشام‌ها متنفری.

115
00:07:40,510 --> 00:07:41,790
‫طبیعیه.

116
00:07:42,090 --> 00:07:44,540
‫آره. ممنون.

117
00:07:46,500 --> 00:07:50,050
.یادمون رفت اینو زودتر بهت بدیم

118
00:08:00,400 --> 00:08:04,060
‫راست می‌گی، گفتی
‫که یه تولد نزدیکه.

119
00:08:04,750 --> 00:08:07,840
.همه از بودنت اونجا خوشحال میشن

120
00:08:08,170 --> 00:08:09,290
‫امیدوارم بیای.

121
00:08:09,290 --> 00:08:13,860
حتما! راستی
تولد کیه؟

122
00:08:14,450 --> 00:08:16,160
‫تولد همه‌مونه.

123
00:08:16,160 --> 00:08:17,020
‫ها؟

124
00:08:18,620 --> 00:08:21,160
هیچ‌کدوممون نمیدونیم
.کی به دنیا اومدیم

125
00:08:21,630 --> 00:08:22,350
‫آه...

126
00:08:22,710 --> 00:08:24,710
پس چه روزیه؟

127
00:08:26,350 --> 00:08:29,570
‫روزیه که از پرورشگاه فرار کردیم.

128
00:08:33,410 --> 00:08:37,960
‫بعد از اون جهنمی که
‫تو روز فرار از ون‌فیلد داشتیم،

129
00:08:38,460 --> 00:08:41,180
‫شما هنوز به آدما اعتماد دارین؟

130
00:08:53,910 --> 00:08:55,490
‫کسی دنبالمونه؟

131
00:08:55,490 --> 00:08:57,490
‫نه، حالمون خوبه.

132
00:08:57,490 --> 00:08:58,280
‫یه خونه اونجاست!

133
00:09:12,310 --> 00:09:14,680
‫شما از پرورشگاه فرار کردین؟

134
00:09:21,020 --> 00:09:23,190
‫ما از این انبار استفاده نمی‌کنیم.

135
00:09:23,190 --> 00:09:24,720
‫اینجا امنه، می‌تونین استراحت کنین.

136
00:09:24,720 --> 00:09:26,560
‫مـ-متشکرم.

137
00:09:26,560 --> 00:09:29,560
‫اشکالی نداره. به کسی نمی‌گم.

138
00:09:34,390 --> 00:09:35,660
.کمک زیادیه

139
00:09:35,660 --> 00:09:36,570
‫آره.

140
00:09:36,870 --> 00:09:39,040
‫یه کم که استراحت کردیم، بریم.

141
00:09:47,270 --> 00:09:48,700
‫گرسنمه.

142
00:09:48,700 --> 00:09:50,270
‫منم همینطور.

143
00:09:50,270 --> 00:09:51,610
‫تحمل کن.

144
00:09:56,390 --> 00:09:58,040
.حتماً گرسنه‌اید

145
00:09:58,040 --> 00:09:59,550
‫اینا فقط غذای مونده‌ست، ولی...

146
00:10:08,810 --> 00:10:10,810
‫خون‌آشام‌ها اومدن؟

147
00:10:10,810 --> 00:10:13,110
‫باید همین الان همه‌شون رو بکشیم.

148
00:10:25,720 --> 00:10:28,000
‫پس اینجا بودین.

149
00:10:28,860 --> 00:10:30,140
بهتون نگفتم؟

150
00:10:31,720 --> 00:10:34,000
‫بیرون پرورشگاه خطرناکه.

151
00:10:34,750 --> 00:10:37,880
‫حالا، برگردیم خونه ون‌فیلد.

152
00:10:40,380 --> 00:10:44,360
‫فقط می‌تونیم به همدیگه اعتماد کنیم.

153
00:10:46,850 --> 00:10:50,940
‫ماه تاریک: محراب خون

154
00:10:50,980 --> 00:10:54,940
‫ماه تاریک: محراب خون

155
00:10:55,360 --> 00:11:00,400
‫سوها، قبلاً گفتی
‫دوستت رو خون‌آشام‌ها کشتن.

156
00:11:00,830 --> 00:11:01,660
‫آره.

157
00:11:02,950 --> 00:11:04,530
‫خیلی صمیمی بودین؟

158
00:11:06,860 --> 00:11:10,050
درباره اون قدرت عجیبی که دارم میدونی؟

159
00:11:10,860 --> 00:11:14,870
‫باعث می‌شد آدما فکر کنن من خون‌آشامم،

160
00:11:16,300 --> 00:11:19,970
‫واسه همین همیشه تنها بودم.

161
00:11:22,910 --> 00:11:27,970
‫والدینم بهم گفتن هیچ‌وقت از قدرتم استفاده نکنم.

162
00:11:30,890 --> 00:11:34,520
‫کریس تنها کسی بود که منو درک می‌کرد.

163
00:11:35,770 --> 00:11:37,920
‫ولی یه روز...

164
00:11:37,920 --> 00:11:40,080
‫کریس هنوز اون توئه!

165
00:11:40,080 --> 00:11:41,570
‫نمی‌تونی بری تو!

166
00:11:41,570 --> 00:11:43,010
‫ولم کن!

167
00:11:43,010 --> 00:11:45,320
‫کریس پاش مشکل داره!

168
00:11:47,230 --> 00:11:48,830
‫هی، تو!

169
00:11:51,560 --> 00:11:55,590
‫تنها چیزی که بهش فکر می‌کردم نجات دادن اون بود.

170
00:11:55,980 --> 00:11:57,360
‫این کار رو نکن، سوها.

171
00:11:57,360 --> 00:12:00,910
.اگه کسی ببینه، بد برداشت میکنه

172
00:12:01,410 --> 00:12:04,330
‫همه فکر می‌کنن خون‌آشامی.

173
00:12:05,670 --> 00:12:06,850
‫کریس!

174
00:12:06,850 --> 00:12:08,230
‫کریس!

175
00:12:09,420 --> 00:12:11,990
‫«مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن.»

176
00:12:11,990 --> 00:12:13,830
‫«مهم نیست درباره من چی می‌گن.»

177
00:12:20,090 --> 00:12:21,490
‫کریس!

178
00:12:21,850 --> 00:12:22,600
‫وایسا!

179
00:12:22,600 --> 00:12:25,770
‫نجاتت می‌دم...

180
00:12:30,010 --> 00:12:32,600
‫تو اون لحظه فکر کردم...

181
00:12:32,920 --> 00:12:34,000
این قدرت بهم عطا شده

182
00:12:37,740 --> 00:12:40,010
‫که بتونم این کار رو بکنم.

183
00:12:45,240 --> 00:12:47,030
...از ته قلب میدونستم

184
00:12:50,610 --> 00:12:56,050
‫که می‌آی.

185
00:13:01,750 --> 00:13:07,760
‫شاید دیگه هیچ‌وقت
‫دوستی مثل کریس پیدا نکنم.

186
00:13:10,410 --> 00:13:17,080
‫یه بار بهم گفت گردنم رو گاز بگیر
‫چون فکر می‌کرد خون‌آشام نیستم.

187
00:13:18,460 --> 00:13:25,090
‫حتی خودم هم به خودم اعتماد نداشتم، ولی اون...

188
00:13:28,130 --> 00:13:31,330
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونستم خون‌آشام‌ها رو دوست داشته باشم.

189
00:13:33,550 --> 00:13:34,410
‫سوها.

190
00:13:35,600 --> 00:13:37,990
‫می‌خوای گردنم رو گاز بگیری؟

191
00:13:37,990 --> 00:13:38,900
‫ها؟

192
00:13:39,210 --> 00:13:40,860
‫چی؟!

193
00:13:40,860 --> 00:13:43,350
‫و-وایسا، منظورت چیه؟!

194
00:13:43,350 --> 00:13:47,260
‫منظورم اینه که، مثل این نیست که
‫از تو متنفر باشم یا چیزی...

195
00:13:47,260 --> 00:13:48,130
‫می‌دونم.

196
00:13:48,970 --> 00:13:51,980
‫اون موقع بچه بودیم.

197
00:13:51,980 --> 00:13:54,740
‫وضعیت الان کاملاً فرق می‌کنه.

198
00:13:54,740 --> 00:13:59,250
میدونی داریم بزرگ میشیم ؟

199
00:13:59,500 --> 00:14:02,640
‫به هر حال، دیگه گذشت!

200
00:14:02,970 --> 00:14:04,000
‫خب؟

201
00:14:07,760 --> 00:14:09,510
.بگیر دیگه

202
00:14:12,750 --> 00:14:14,100
‫نه! خیلی خجالت‌آوره!

203
00:14:14,100 --> 00:14:15,910
‫نمی‌تونم انجامش بدم!

204
00:14:15,910 --> 00:14:20,440
‫ولی من اونقدر به تو هم اعتماد دارم.

205
00:14:20,440 --> 00:14:21,350
‫ها؟

206
00:14:24,190 --> 00:14:25,360
‫واقعیه.

207
00:14:25,360 --> 00:14:27,810
‫تو چطور هِلی؟

208
00:14:27,810 --> 00:14:28,360
‫چی؟

209
00:14:30,210 --> 00:14:33,530
‫می‌تونی گردنم رو گاز بگیری؟

210
00:14:35,580 --> 00:14:37,540
‫اوه، ام...

211
00:14:37,770 --> 00:14:40,810
‫می‌بینی؟ تو هم خجالت می‌کشی!

212
00:14:40,810 --> 00:14:42,050
‫خب، منم همین‌طور!

213
00:14:42,050 --> 00:14:43,680
‫درسته.

214
00:14:50,600 --> 00:14:56,350
‫راستش رو بخوای، یکی از دلایلی که می‌خواستم
‫بیام این مدرسه، کتابخونه‌ش بود.

215
00:14:58,850 --> 00:15:04,970
‫کتاب‌های قدیمی زیادی داره، فکر کردم
‫می‌تونم ضعف خون‌آشام‌ها رو پیدا کنم.

216
00:15:05,820 --> 00:15:10,320
ولی همین اواخر سر و کله
.چندتا خون آشام تو میدون ظاهر شد

217
00:15:10,840 --> 00:15:14,030
‫اون اولین باری بود که واقعاً
‫اون‌ها رو دیدم،

218
00:15:14,480 --> 00:15:18,000
‫و هیچ‌وقت اینقدر ترسیده نبودم.

219
00:15:18,000 --> 00:15:20,000
.نمیتونستم لرزش بدنمُ کنترل کنم

220
00:15:20,570 --> 00:15:23,520
‫انگار کل بدنم یخ زده بود.

221
00:15:24,070 --> 00:15:26,650
‫ولی اون باعث شد یه چیزی بفهمم.

222
00:15:27,260 --> 00:15:30,960
‫خون‌آشام‌ها واقعاً هیولان.

223
00:15:31,560 --> 00:15:32,650
‫می‌فهمم.

224
00:15:37,990 --> 00:15:39,850
‫بهتره برگردم.

225
00:15:44,090 --> 00:15:45,610
‫ممنون که اومدی این رو برسونی.

226
00:15:46,390 --> 00:15:48,440
‫همه مشتاق دیدن تو هستن.

227
00:15:48,890 --> 00:15:49,670
.هوم

228
00:16:06,880 --> 00:16:09,500
‫ماهان، اوضاع اونجا چطوره؟

229
00:16:09,500 --> 00:16:14,300
‫هنوز نمی‌دونیم دوستای گمشده‌مون
‫کجا برده شدن.

230
00:16:14,300 --> 00:16:18,390
‫ظاهراً کسی دیده که
‫خون‌آشام‌ها نزدیک این شهر بودن.

231
00:16:18,610 --> 00:16:24,310
‫می‌فهمم. ما برای تحقیق درباره مرگ اون دختر
‫وارد دیسلیس شدیم،

232
00:16:24,310 --> 00:16:27,530
‫ولی اون
‫خون‌آشام‌ها ربطی بهش نداشتن.

233
00:16:27,530 --> 00:16:30,940
.حالا انگار حقیقت رو کف دستت میذارن

234
00:16:31,170 --> 00:16:35,630
‫اینکه خون‌آشام‌ها به
‫دوستامون حمله می‌کنن، واقعیه.

235
00:16:35,630 --> 00:16:40,930
‫آره، ولی من دیدم که اونا
‫با خون‌آشام‌ها می‌جنگیدن.

236
00:16:41,290 --> 00:16:44,400
‫حداقل،
‫اون‌ها متحد به نظر نمی‌رسیدن.

237
00:16:44,400 --> 00:16:48,420
‫به هر حال، چندتا گرگینه
‫از شهر گم شدن.

238
00:16:48,420 --> 00:16:52,200
‫حتماً یه ربطی به خون‌آشام‌ها داره.

239
00:16:52,950 --> 00:16:55,800
اگه بفهمن تو هم خون‌آشامی
.سراغت میان

240
00:16:56,300 --> 00:16:58,880
‫موقع تبدیل شدن مراقب باش.

241
00:16:58,880 --> 00:16:59,960
‫می‌دونم.

242
00:17:00,540 --> 00:17:04,480
‫روسلان، به موقع برای بازی نایت‌بال
‫برمی‌گردی، درسته؟

243
00:17:04,480 --> 00:17:05,390
‫البته.

244
00:17:05,620 --> 00:17:08,360
کامیل، آمادگی بدنی‌ت رو که از دست ندادی؟

245
00:17:08,360 --> 00:17:10,010
‫نگران من نباش.

246
00:17:10,010 --> 00:17:11,890
‫بعداً دوباره زنگ می‌زنیم.

247
00:17:11,890 --> 00:17:12,530
‫باشه.

248
00:17:12,530 --> 00:17:13,400
‫خداحافظ.

249
00:17:15,900 --> 00:17:17,190
‫چی؟ کان...

250
00:17:20,070 --> 00:17:23,790
‫ممکنه کان ناراحت باشه
‫ که نمی‌تونه تبدیل بشه.

251
00:17:24,130 --> 00:17:26,210
.چیز خاصی نمیدونم

252
00:17:26,440 --> 00:17:29,080
‫هیچ‌کدوممون براش مهم نیست.

253
00:17:29,080 --> 00:17:32,490
.رهبری بهتر از کان نمیتونستیم داشته باشیم

254
00:17:32,490 --> 00:17:33,430
‫آره.

255
00:17:33,430 --> 00:17:38,920
ولی هرکس از یه چیزی
.ناراحت میشه

256
00:17:40,670 --> 00:17:43,310
‫تو نیمه خون‌آشامی؟

257
00:17:47,400 --> 00:17:51,060
‫اصلاً نمی‌دونم چی هستم.

258
00:17:51,850 --> 00:17:55,320
.فقط من نیستم
.برای بقیه بچه‌ها هم همینه

259
00:18:08,650 --> 00:18:12,340
جدی گرگینه‌ها دارن میان؟

260
00:18:12,340 --> 00:18:15,070
.هنوز جواب دعوتنامه‌مون رو ندادن

261
00:18:15,070 --> 00:18:17,350
.‫پس شرط می‌بندم که نمیان

262
00:18:17,350 --> 00:18:22,140
ظاهراً هنوز برای اینکه
.یه وقت بیان داریم خودمون رو آماده میکنیم

263
00:18:24,280 --> 00:18:25,720
‫نظرت در مورد این چیه؟

264
00:18:31,630 --> 00:18:34,170
‫تو همیشه هنرمند بزرگی بودی.

265
00:18:34,170 --> 00:18:36,530
.من تو این بخشش کمک کردم

266
00:18:38,560 --> 00:18:42,240
‫شاهکار من!

267
00:18:42,240 --> 00:18:43,030
‫چی شده؟

268
00:18:43,400 --> 00:18:46,160
‫هلی کیک رو انداخت.

269
00:18:46,160 --> 00:18:47,500
.واقعاً شرمنده‌ام

270
00:18:47,960 --> 00:18:49,280
‫کاریش نمیشه کرد.

271
00:18:49,280 --> 00:18:51,250
‫هنوز وقت داریم. یکی دیگه درست می‌کنیم.

272
00:18:51,250 --> 00:18:54,410
‫بدون کیک که
‫ جشن تولد نمیشه.

273
00:18:54,410 --> 00:18:56,430
‫بهتره بریم مواد لازم رو بخریم.

274
00:18:56,430 --> 00:18:57,840
.از جاکا بخوایم بخره

275
00:18:57,840 --> 00:18:59,130
عه؟

276
00:18:59,130 --> 00:19:01,790
‫نظرت چیه؟ قشنگه، نه؟

277
00:19:11,040 --> 00:19:14,040
‫جاکا، ببخشید، ولی باید
‫سریع یه چیزایی بخریم.

278
00:19:14,040 --> 00:19:15,690
‫حتماً. من انجامش می‌دم.

279
00:19:19,130 --> 00:19:21,360
‫چی؟ سوخته؟

280
00:19:24,200 --> 00:19:25,530
‫ممنون که صبر کردید.

281
00:19:27,130 --> 00:19:28,540
‫خیلی کمکمون کردی.

282
00:19:28,540 --> 00:19:31,410
‫خوبه که جاکا تو این مواقع
‫ دور و برمون هست.

283
00:19:32,120 --> 00:19:33,490
‫رامن نداریم.

284
00:19:33,490 --> 00:19:34,170
‫چی؟

285
00:19:34,170 --> 00:19:36,290
‫این تو لیست نبود.

286
00:19:36,290 --> 00:19:39,080
‫هلی، یادت رفت بنویسیش؟

287
00:19:39,080 --> 00:19:42,050
‫اصلاً به رامن نیاز داریم؟

288
00:19:42,690 --> 00:19:43,970
‫ولی...

289
00:19:44,630 --> 00:19:46,550
...من جونم برا رامن میره

290
00:19:48,230 --> 00:19:50,380
‫دوباره باید برم بیرون؟!

291
00:20:29,030 --> 00:20:30,100
‫تقریباً وقتشه.

292
00:20:37,240 --> 00:20:40,100
‫هی، سوها!

293
00:20:40,100 --> 00:20:41,300
‫خوش اومدی.

294
00:20:41,300 --> 00:20:42,840
‫منتظرت بودیم!

295
00:20:44,690 --> 00:20:46,490
‫چه جای قشنگی.

296
00:20:46,490 --> 00:20:48,320
‫ممنون که اومدی.

297
00:20:48,320 --> 00:20:51,240
حتماً تا این وسط جنگل بین درختا
.اومدن سخت بوده

298
00:20:51,240 --> 00:20:55,920
‫نه، خوب بود. ولی تعجب کردم.

299
00:20:56,270 --> 00:21:00,190
باورم نمیشد
.یه عمارت به این زیبایی وسط جنگل پیدا کنم

300
00:21:00,190 --> 00:21:02,300
.واقعاً؟ من ساختمش

301
00:21:02,300 --> 00:21:06,190
راستش، فقط انقدر شانس داشتیم
.که بهمون ارث برسه

302
00:21:06,190 --> 00:21:08,180
هه؟ از طرف کی؟

303
00:21:08,180 --> 00:21:13,010
‫یه کسی بود که بعد از اینکه از پرورشگاه
‫ رفتیم، حمایتمون می‌کرد.

304
00:21:13,010 --> 00:21:14,480
‫اوه...

305
00:21:14,480 --> 00:21:20,120
‫خیلی بهمون کمک کرد، ولی فوت کرد،
‫ برای همین اینجارو به ارث بردیم.

306
00:21:20,120 --> 00:21:21,930
.که اینطور

307
00:21:21,930 --> 00:21:26,700
‫چون توی خوابگاه زندگی می‌کنیم،
‫فقط آخر هفته‌ها و تعطیلات تابستون می‌تونیم بیایم اینجا.

308
00:21:27,390 --> 00:21:30,000
‫باغ هم خیلی قشنگه.

309
00:21:30,450 --> 00:21:32,200
.من بهش رسیدگی میکنم

310
00:21:32,200 --> 00:21:33,760
‫اینم یه دروغه.

311
00:21:33,760 --> 00:21:36,030
‫بیا تو. خونه رو بهت نشون می‌دم.

312
00:21:39,810 --> 00:21:40,790
‫سوها.

313
00:21:42,920 --> 00:21:43,960
‫کان!

314
00:21:44,240 --> 00:21:46,140
‫هـ... هی.

315
00:21:46,160 --> 00:21:54,160
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

316
00:21:54,190 --> 00:22:04,190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

317
00:23:34,510 --> 00:23:39,910
:‫قسمت بعدی
شکارچی ماه، جشن تولد

318
00:23:36,970 --> 00:23:40,270
شکارچی ماه

319
00:23:36,970 --> 00:23:40,270
جشــــن تولــد

320
00:23:36,970 --> 00:23:40,270
‫ ►

321
00:23:36,970 --> 00:23:40,270
‫ ►
