WEBVTT

00:01.020 --> 00:02.640
‫فکر می‌کنی این میز چقدر عمرش باشه؟

00:02.640 --> 00:03.930
‫- ببخشید؟
‫- واسه آدم سوال میشه.

00:03.930 --> 00:06.350
‫فیورلو لا گواردیا هم اینجا نشسته؟

00:06.350 --> 00:07.680
‫اون این شهر رو بنا کرد.

00:07.784 --> 00:10.678
‫« آنچه گذشت »

00:10.770 --> 00:13.350
‫فاگی!

00:13.350 --> 00:17.310
‫بهم گفتن که اون شب سعی
‫کردی بنجامین پویندکستر رو بکشی.

00:18.930 --> 00:21.600
‫کنار اومدن با ذات خشونت‌آمیز کار سختیه.

00:21.600 --> 00:23.680
‫تنفر از قدرتی که رومون داره.

00:23.680 --> 00:24.970
‫و آدام الان کجاست؟

00:24.970 --> 00:27.310
‫بذار بیام بیرون!

00:27.310 --> 00:30.310
‫داری از کله‌گنده‌های نیویورک
‫درخواست پول می‌کنی.

00:30.310 --> 00:32.850
‫درسته که اونا به دنبال نفوذن،
‫اما نیازی بهش ندارن.

00:33.520 --> 00:35.970
‫من شهردار این شهرم.

00:35.970 --> 00:40.350
‫من چرخ زدن آدم‌ها توی
‫کاستوم‌های احمقانه رو تحمل نمی‌کنم.

00:40.350 --> 00:42.970
‫حاکمیت قانون باید پیروز بشه.

00:43.810 --> 00:45.310
‫اسم من میوزه.

00:48.334 --> 00:59.334
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:11.470 --> 02:12.470
‫بیرون.

02:14.220 --> 02:15.720
‫معمولا وسایلشون رو جمع می‌کنیم

02:15.720 --> 02:17.850
‫اما اجازه نمیدن این لاشی
‫چیزی پیش خودش نگه داره،

02:17.850 --> 02:22.270
‫واسه همین امروز سبک سفر می‌کنیم.
‫دست‌هات رو بیار جلو.

02:28.060 --> 02:29.060
‫تکون بخور.

02:31.810 --> 02:33.060
‫داریم کجا می‌ریم؟

02:36.100 --> 02:37.770
‫می‌دونی که من «تنش» هستم دیگه، آره؟

02:38.137 --> 02:39.680
‫- تا زمان فرجام‌خواهیم...
‫- می‌دونیم.

02:39.680 --> 02:43.100
‫تحت نظارت شدید.
‫اینهمه اصطلاح جدید.

02:43.100 --> 02:45.970
‫قبلا بهش می‌گفتیم پلیس‌ها،
‫زیرآب‌زن‌ها و روانی‌ها.

02:45.970 --> 02:47.930
‫تو کدومشونی پویندکستر؟

02:49.100 --> 02:50.680
‫من نباید اینجا باشم.

02:50.680 --> 02:52.970
‫صحیح. همه همین رو میگن.

02:53.930 --> 02:54.930
‫پشت خط وایستا.

02:57.310 --> 02:58.600
‫اینجا دیگه کجاست؟

02:58.600 --> 03:00.430
‫به خونۀ جدیدت خوش اومدی.

03:00.430 --> 03:03.140
‫بهم گفته بودن...
‫من باید...

03:06.470 --> 03:09.350
‫به بند عمومی خوش اومدی
‫مامور پویندکستر.

03:16.838 --> 03:23.838
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:24.862 --> 03:28.862
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫صادق هاشمی & Ali Master

04:41.055 --> 04:47.633
‫«دردویل: تولد دوباره»
‫«قسمت هشتم - جزیرۀ خوشی»

04:58.180 --> 04:59.390
‫می‌خواستم بدونی که

04:59.390 --> 05:02.060
‫سرمایه برای پروژۀ
‫رد هوکم داره جور میشه.

05:02.060 --> 05:03.680
‫هم عمومی هم خصوصی.

05:03.680 --> 05:06.354
‫تبریک میگم.
‫تو لیاقت شاد بودن رو داری.

05:07.270 --> 05:12.140
‫می‌دونم که احتمالا به‌خاطر کارهایی
‫که کردی ازت قدردانی نکردم،

05:12.140 --> 05:15.100
‫به خاطر تمام چیزهایی که
‫برامون ساختی. این رو می‌دونم.

05:19.180 --> 05:22.060
‫واسه همین درک این که چرا
‫باید همه‌ش رو دور بریزی برام سخته.

05:22.060 --> 05:25.350
‫دارم ماهیتشون رو تغییر
‫میدم. دور نمی‌ریزمشون.

05:26.600 --> 05:28.970
‫چیزی که این پروژه قراره بهش تبدیل بشه

05:29.970 --> 05:33.270
‫مدیون کاریه که تو با سرمایه‌مون
‫کردی. کاری که با لوکا کردی.

05:34.890 --> 05:37.270
‫لوکا یه آشغال بود.
‫ادای شاه‌ها رو درمیاورد.

05:38.100 --> 05:39.470
‫نگاه کردنش آزار دهنده بود.

05:40.470 --> 05:42.140
‫تو رو واسه این اینجا نیاوردم.

05:43.310 --> 05:44.930
‫تو رو برای چیز دیگه‌ای آوردم اینجا.

05:45.640 --> 05:47.140
‫باهام بیا.

06:01.140 --> 06:04.520
‫هی، مدیسون بهم زنگ زد و گفت که تو
‫شرکت جلسه گذاشتن و همه بایدشرکت کنن.

06:04.520 --> 06:05.850
‫تا شام برمی‌گردم.

06:11.310 --> 06:12.310
‫من اون رو کشتم مت.

06:13.220 --> 06:16.350
‫هیچ می‌دونی چه حسی داشت؟

06:17.430 --> 06:19.175
‫آره. فقط می‌تونم تصور کنم.

06:20.180 --> 06:23.390
‫آم، فکر کنم بالاخره دارم متوجه
‫میشم که چطور این خشونت،

06:23.390 --> 06:27.270
‫از دردویل به میوز
‫و به من منتقل میشه.

06:27.270 --> 06:29.560
‫فکر نکنم بشه میوز و دردویل رو
‫توی یه دسته قرار داد...

06:29.560 --> 06:31.390
‫مطمئن نیستم نشه.

06:31.390 --> 06:34.350
‫اینا یه مشت پسربچۀ به بلوغ‌نرسیده‌ان

06:34.350 --> 06:37.770
‫که پشت نقاب مخفی میشن و سعی
‫می‌کنن کاری کنن فاخرتر به نظر بیان.

06:37.770 --> 06:40.720
‫چه دیدگاه تاریکی. آخه، فکر می‌کنم
‫اینا دوتا حیوون کاملا متفاوت باشن.

06:40.720 --> 06:43.100
‫- تو اونجا نبودی مت.
‫- نه، می‌دونم. فقط دارم میگم که...

06:43.106 --> 06:46.076
‫میوز سعی کرد تو رو
‫بکشه و دردویل نجاتت داد.

06:46.095 --> 06:49.935
‫خودم، خودم رو نجات دادم.
‫اونا جفتشون بخاطر خودشون اونجا بودن.

06:52.680 --> 06:54.020
‫می‌خوای در رو باز کنم؟

06:54.020 --> 06:55.140
‫نه، خودم بازش می‌کنم.

07:03.220 --> 07:06.020
‫صبح بخیر آقای مرداک.
‫دکتر گلن اینجا هستن؟

07:29.220 --> 07:30.600
‫ونسا.

07:32.020 --> 07:34.810
‫این دیوونگی محضه.

07:34.810 --> 07:37.350
‫لطفا به شوهرت بگو... که
‫متاسفم. من خبر نداشتم...

07:37.350 --> 07:38.470
‫حرف نزن.

07:39.930 --> 07:43.770
‫بهت قول دادم که... که نمی‌کشمش.
‫به قولم عمل کردم.

07:43.770 --> 07:47.180
‫من نباید اینجا باشم.
‫من خبر نداشتم!

07:50.310 --> 07:51.720
‫اون جزئی از ما نیست.

07:53.020 --> 07:54.970
‫حق با اونه.

07:55.680 --> 07:57.810
‫از جفتتون خواهش می‌کنم.

07:57.810 --> 08:00.680
‫به خدا قسم، به خدا قسم...

08:00.680 --> 08:03.970
‫خفه شو! نمی‌تونم.

08:05.270 --> 08:06.270
‫متاسفم.

08:07.850 --> 08:12.180
‫صداش که می‌شنوم... دستاش رو که می‌بینم.
‫غیر قابل تحمله.

08:13.930 --> 08:17.390
‫آقای کشمن، شما اینجا چیکار دارین؟

08:18.390 --> 08:21.220
‫شهردار می‌خواستن این رو
‫شخصا بهتون برسونم.

08:22.350 --> 08:25.390
‫به همراه تحسین عمیقشون برای
‫قدرت و شجاعتی که حین روبرو شدن

08:25.390 --> 08:27.220
‫با اون میوز دیوونه از خودتون نشون دادین.

08:28.770 --> 08:30.970
‫«ایشون گنجینۀ شهر ماست.»
‫جملۀ ایشون بود...

08:30.970 --> 08:34.640
‫وایستا ببینم. تو و شهردار فیسک
‫از کجا می‌دونستین که اون اینجاست؟

08:35.145 --> 08:37.515
‫شهردار عمیقا به این شهر
‫و شهروندانش اهمیت میده.

08:41.303 --> 08:42.969
‫روز خوبی داشته باشین جناب وکیل.

08:48.180 --> 08:51.430
‫هثر، اون مرد رو از کجا می‌شناسی؟

08:51.430 --> 08:53.390
‫چرا تمام این‌ها رو از من مخفی کردی؟

08:53.390 --> 08:56.220
‫من...

08:57.520 --> 09:01.520
‫من آدم بهتری شدم. واقعا.

09:02.678 --> 09:03.678
‫واقعا شدم.

09:05.100 --> 09:09.890
‫و... و اگه نتونم با تو باشم ونسا،

09:11.770 --> 09:13.560
‫کلا نمی‌تونم وجود داشته باشم.

09:16.470 --> 09:20.140
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم.

09:21.640 --> 09:23.560
‫فقط بذارین من برم.

09:24.720 --> 09:26.640
‫هثر، جدی میگم. از کجا می‌شناسیش؟

09:26.640 --> 09:29.600
‫- می‌خوای مراقب لحنت باشی؟
‫- لطفا بهم بگو.

09:31.470 --> 09:32.770
‫نمی‌تونم بگم.
‫قضیه کاریه.

09:32.770 --> 09:34.350
‫لطفا بگو که فیسک مراجعت نیست.

09:34.350 --> 09:35.600
‫به این سوال جواب نمیدم مت.

09:35.600 --> 09:37.310
‫نه، تو... تو متوجه نیستی، خب؟

09:37.310 --> 09:40.220
‫اگه اون وارد زندگی تو بشه،
‫وارد زندگی ما میشه.

09:40.220 --> 09:41.390
‫و این خوب نیست.

09:41.390 --> 09:44.310
‫اون شهرداره.
‫داخل زندگی همه هست.

09:44.310 --> 09:48.220
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم. ونسا،

09:49.970 --> 09:51.470
‫به کسی چیزی نمیگم.

09:53.020 --> 09:54.810
‫راهم رو می‌کشم و میرم.

09:58.560 --> 10:00.890
‫من نمی‌خواستم هیچکدوم
‫از این اتفاق‌ها بیفتن.

10:03.430 --> 10:04.850
‫نه، نمی‌خواستی.

10:04.850 --> 10:08.350
‫«شهردار فیسک و بانوی اول شهر،
‫صمیمانه درخواست حضور شما

10:08.350 --> 10:10.350
‫در مراسم افتتاحیه سیاه و سفید

10:10.350 --> 10:13.640
‫که به نفع پروژۀ احیاء بندر رد هوک
‫برگزار می‌شود را دارند.»

10:13.640 --> 10:15.770
‫وای. یه مراسم رسمی.

10:15.770 --> 10:17.890
‫جدی که به فکر رفتن نیستی، هستی؟

10:17.890 --> 10:20.270
‫خب، چرا نرم؟

10:20.270 --> 10:22.060
‫چون سعی داره از داستانت
‫به نفع خودش استفاده کنه.

10:22.060 --> 10:24.390
‫می‌خواد از آسیب روحی روانی تو
‫استفاده کنه تا به داستان خودش قوت ببخشه.

10:24.390 --> 10:28.020
‫اگه داستانش اینه که یاغی‌ها خطرناکن،
‫پس رای من رو داره...

10:28.020 --> 10:30.096
‫هثر، باید متوجه بشی
‫که اون سعی داره ازت استفاده کنه.

10:34.640 --> 10:36.970
‫- متاسفم.
‫- ونسا...

10:36.970 --> 10:39.600
‫- خواهش می‌کنم...
‫- پس چرا باهام نمیای.

10:41.350 --> 10:43.310
‫ازم در برابر استفاده شدن محافظت کنی.

10:43.310 --> 10:46.350
‫آره، فکر نکنم فکر خوبی باشه.

10:46.970 --> 10:49.020
‫در ضمن، من دعوت نشدم.

10:49.020 --> 10:50.310
‫ونسا...

10:51.180 --> 10:53.060
‫«به دکتر هثر گلن...

10:54.720 --> 10:55.720
‫و میهمان.»

10:59.100 --> 11:01.350
‫آره، باشه. عالیه.

11:01.350 --> 11:03.100
‫خواهش می‌کنم. ونسا...

11:31.180 --> 11:34.220
‫من...

11:34.220 --> 11:36.600
‫قول میدم که دوباره هیچوقت ترکت نکنم.

11:37.470 --> 11:38.470
‫می‌دونم.

11:59.640 --> 12:00.640
‫آره.

12:01.470 --> 12:03.270
‫اوکی. ممنون که خبرم کردی.

12:04.560 --> 12:06.770
‫- دیر کردی.
‫- با استایلi!

12:06.770 --> 12:09.770
‫ده دقیقه مُدِ روزه.
‫سی‌وپنج دقیقه بی‌سلیقگی‌ـه!

12:09.770 --> 12:11.890
‫- من اینجام. قضیه چیه؟
‫- واقعاً ممنونم.

12:12.969 --> 12:14.390
‫اوه، حالت خوبه؟

12:14.390 --> 12:17.350
‫انگار تازه از یه درگیری تو
‫خیابونای جرسی شمالی دراومدی!

12:17.350 --> 12:19.100
‫- مرسی کیرستن.
‫- آها.

12:19.970 --> 12:22.020
‫خوبم. مَدیسون چرا جلسهٔ اضطراری گذاشته؟

12:22.640 --> 12:26.310
‫کِرِدی، گلاکلین و مک‌کیگان
‫دارن اسناد مالی رو قایم می‌کنن.

12:26.310 --> 12:28.220
‫یعنی اسناد شرکت که مال موکلِ خودمونه؟

12:28.220 --> 12:29.310
‫- آره.
‫- خب.

12:29.310 --> 12:33.270
‫میگن پرونده‌های تجدیدنظر به
‫اندازهٔ موکل، زیرِ مسئولیت اوناس.

12:33.270 --> 12:35.020
‫- و چون ما تو دعوای حقوقی هستیم...
‫- نه

12:35.020 --> 12:37.270
‫...هیچ الزام قانونی ندارن

12:37.270 --> 12:39.640
‫- که اسناد رو بدن.
‫- این طرز رفتار شبیه آدمِ بی‌گناه نیست،

12:39.640 --> 12:40.970
‫- نیست؟
‫- نه.

12:42.810 --> 12:46.680
‫به نظر میاد ترفندِ «وکیلِ
‫خرابکارِ» تو داره جواب میده.

12:46.680 --> 12:48.060
‫اون اینجاست؟

12:48.060 --> 12:50.560
‫آره، یه لحظه. فقط... اِ...

12:52.020 --> 12:53.270
‫یه چیزِ دیگه هم هست.

12:56.140 --> 12:57.390
‫پویندکستر.

12:58.850 --> 13:00.770
‫- چی؟ اون چی شده؟
‫- همین الان یه تماس گرفتم

13:00.770 --> 13:03.600
‫از یه همکارِ قدیمیم تو بخشِ جنوبی.

13:03.600 --> 13:08.270
‫دو روز پیش از بخشِ حفاظت ویژه
‫برداشتنش و انداختنش تو بخشِ عمومی زندان.

13:08.270 --> 13:10.877
‫عالیه. امکان داره خودمون حضوری ببینیمش؟

13:11.850 --> 13:15.430
‫دلیلِ تماسِ دوستم این بود که پویندکستر می‌خواد حرف بزنه...

13:16.220 --> 13:17.720
‫- با تو.
‫- با من؟

13:17.720 --> 13:18.850
‫- آره.
‫- چرا؟

13:18.850 --> 13:19.930
‫من...

13:20.890 --> 13:24.310
‫هیچ اطلاعی ندارم. و برام مهمم نیست. تو هم نباید اهمیت بدی.

13:24.310 --> 13:25.720
‫کیرستن. کیرستن.

13:27.390 --> 13:28.680
‫می‌دونی کی دستورِ انتقالش رو داد؟

13:29.470 --> 13:31.720
‫- می‌دونستم می‌پرسی.
‫- بگو.

13:33.970 --> 13:35.140
‫شهردار فیسک.

13:36.720 --> 13:37.720
‫یالا!

13:39.310 --> 13:40.430
‫مت، یالا بیا.

13:43.640 --> 13:45.890
‫آقا، با اینکه همیشه از ملاقات‌هایِ
‫بدون برنامه با شما استقبال می‌کنم،

13:45.890 --> 13:50.640
‫- اما باید بریم بخشِ
‫مطبوعاتی صبح - لغو کن.

13:51.430 --> 13:55.060
‫امروز روزِ ژست‌های تبلیغاتی و بوسیدنِ
‫سگ‌هایِ ژاکت‌پوش تو بروکلین نیست.

13:55.060 --> 13:56.310
‫این تو برنامه بود؟

13:56.310 --> 13:58.430
‫امروز روزِ ارزیابیِ موفقیت‌هامونه.

13:58.430 --> 14:00.600
‫نیروی ویژه نتیجه داده.

14:00.600 --> 14:02.560
‫نمی‌دونم آخرین آمار رو دیدی یا نه،

14:02.560 --> 14:07.100
‫اما نرخ جنایت‌هایِ یاغی‌ها از زمانِ
‫راه‌اندازیِ نیروی ویژه، ۳۰٪ کم شدن.

14:07.100 --> 14:12.140
‫و اِی‌سی‌اِل‌یو هم ۱۳ تا شکایتِ حقوقی
‫علیه روش‌هایِ افراطیشون ثبت کرده.

14:12.140 --> 14:15.180
‫بذار ثبت کنن. روش‌هایِ افراطی جواب داده.

14:15.770 --> 14:19.220
‫حالا موجِ مثبتِ رسانه‌ها رو هم اضافه کن.

14:19.220 --> 14:21.810
‫به نظر میاد گفتگویِ تو با بیبی یوریک

14:21.810 --> 14:24.390
‫مشخصه که نتیجه بخش بوده، دنیل.

14:24.970 --> 14:26.970
‫- دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم، آقا.
‫- می‌دونم.

14:29.770 --> 14:31.761
‫فکر می‌کنم می‌تونی
‫بیشتر از اینا کاری کنی.

14:33.180 --> 14:34.220
‫خیلی بیشتر.

14:35.310 --> 14:38.560
‫- متاسفم، آقا. من فقط ...
‫- به عنوانِ معاونِ شهردار در امور رسانه.

14:38.560 --> 14:41.930
‫- امکان نداره.
‫- ببخشید آقا، اون؟

14:43.100 --> 14:46.350
‫حالا، از نزدیک با شورایِ شهر هماهنگ کن.

14:46.350 --> 14:49.350
‫مطمئن شو که به برنامه‌هامون گوش میدن.

14:50.430 --> 14:51.810
‫همم.

14:51.810 --> 14:53.310
‫بله. حتماً.

14:53.930 --> 14:58.640
‫آقا، اِ... اگه بشه نظرمو
‫بگم و خیلی متاسفم دنیل،

14:58.640 --> 15:03.060
‫اما به نظرم اون اصلاً از پسِ شورا برنمیاد

15:03.060 --> 15:04.560
‫نظرت برام مهمه.

15:07.310 --> 15:10.310
‫دنیل آیندهٔ این شهره.
‫چرا باید جلوشو بگیریم؟

15:10.310 --> 15:13.890
‫قسم می‌خورم آقا، ناامیدتون نمی‌کنم.

15:14.600 --> 15:18.470
‫من... شب و روز براتون کار
‫می‌کنم. آقا، جونم رو میذارم.

15:18.470 --> 15:21.270
‫می‌دونم که میذاری. می‌دونم.

15:25.180 --> 15:27.720
‫شیلا، ونسا چک کرد.

15:29.560 --> 15:33.770
‫این میزِ شخصی فیورِلو لاگاردیاست. آره.

15:38.140 --> 15:40.100
‫من باید تو دادگاه شهادت بدم.

15:40.100 --> 15:42.100
‫آقای مَدیسون، اکیداً توصیه نمی‌کنیم.

15:42.100 --> 15:43.180
‫نمی‌دونم.

15:43.180 --> 15:46.430
‫شما دوتا، خانمِ سیاه‌پوست
‫و آقایِ نابینا، ترکیبِ خوبیه.

15:46.430 --> 15:48.720
‫فقط میگم. من باید دیده بشم.

15:48.720 --> 15:51.600
‫- صدای من باید شنیده بشه.
‫- و دقیقاً اون صدا چی میگه؟

15:51.600 --> 15:53.520
‫که من هیچی نمی‌دونستم، رفیق. اصلاً.

15:53.520 --> 15:55.470
‫هیچ اطلاعی نداشتم پولا قاطی شدن.

15:55.470 --> 15:57.430
‫ کل این ماجرا تقصیر من نیست.

16:02.140 --> 16:03.140
‫دوباره بگو.

16:05.917 --> 16:08.087
‫- جدیه؟
‫- آره، جدیم.

16:13.850 --> 16:15.180
‫مادرم معلم بود.

16:15.180 --> 16:17.930
‫مادربزرگم معلم بود. دوست دخترم معلمه.

16:17.930 --> 16:19.810
‫من عاشقِ معلمام.

16:19.810 --> 16:21.560
‫هیچ‌وقت عمداً تقلبی انجام نمی‌دادم

16:21.560 --> 16:22.720
‫- کصشعره.
‫- مت.

16:22.720 --> 16:25.560
‫آقای مَدیسون، می‌تونی تو این دنیا هر کاری دلت می‌خواد بکنی، خب؟

16:25.560 --> 16:27.140
‫با کلاس رفتار کن، راهت رو پیدا کن.

16:27.140 --> 16:29.180
‫من اینجا نیستم تا قضاوتت
‫کنم. اینجام تا ازت دفاع کنم.

16:29.180 --> 16:32.390
‫و ما تو مرداک و مک‌دافی،
‫روش‌های زیادی برای دفاع داریم،

16:32.390 --> 16:35.180
‫اما یه چیز رو انجام نمی‌دیم:
‫تشویق به شهادتِ دروغ.

16:35.180 --> 16:37.100
‫اینهمه کلمه... نمی‌فهمم چی میگی.

16:37.100 --> 16:40.180
‫یعنی برامون خلافِ قانونه که موکل رو

16:40.180 --> 16:42.770
‫تو جایگاه شهود بذاریم اگه بدونیم داره دروغ میگه.

16:42.770 --> 16:44.180
‫و...

16:44.180 --> 16:47.220
‫...تو داری با هر نفسی
‫که می‌کشی دروغ میگی

16:48.560 --> 16:51.427
‫چطوره هروقوت آماده بوده بهمون
‫بگی تا روی توافق‌نامه اعترافت کار کنیم؟

16:52.520 --> 16:53.680
‫هی!

16:54.227 --> 16:55.720
‫هی. هی.

16:55.720 --> 16:57.810
‫بهت گفتم قبول وکالتش ایدهٔ بدیه.

16:57.810 --> 17:00.270
‫آره، اما قبولش کردیم و باید دفاعش کنیم.

17:00.270 --> 17:03.140
‫- مشکلت چیه؟
‫- میشه گفت حملهٔ وجدان.

17:03.140 --> 17:05.220
‫- این تخلف وکالتی بودش.
‫- خب باشه کیرستن،

17:05.220 --> 17:07.180
‫می‌خوای برم تو و ازش معذرت بخوام؟

17:07.180 --> 17:10.600
‫نه. می‌خوام بدونم قضیه چیه. مشکل پویندکستره؟

17:10.600 --> 17:12.390
‫نباید دربارهٔ اون بهت می‌گفتم؟

17:12.390 --> 17:14.970
‫دیر به جلسات می‌رسی،
‫به موکل توهین می‌کنی...

17:14.970 --> 17:18.220
‫خدایا، مت، یعنی دیگه به سختی
‫می‌شناسمت. قضیه چیه؟

17:21.310 --> 17:22.520
‫- مت.
‫- اِ...

17:23.390 --> 17:25.100
‫می‌دونی، ما...

17:25.100 --> 17:28.100
‫پویندکستر رو انداختیم زندان
‫و هیچی عوض نشد، خب؟

17:28.100 --> 17:30.520
‫از هکتور آیالا دفاع کردیم، اما اون رو کشتن،

17:30.520 --> 17:34.350
‫احتمالاً همون پلیسایی که همین
‫الان دارن مردم رو کتک می‌زنن،

17:34.350 --> 17:39.140
‫خب؟ لیروی بردفورد رو بخاطر یه
‫بسته پاپکورن کاراملی میندازن زندون.

17:39.140 --> 17:41.430
‫هثر رو میوز مورد آزار قرار
‫داده، ولی فکر می‌کنه حق فیسکه.

17:41.430 --> 17:43.270
‫و حالا این حرومزاده، این جامعه‌ ستیزِ پولدار...

17:43.270 --> 17:44.430
‫- شش.
‫- ...می‌تونه از کلاهبرداری

17:44.430 --> 17:46.680
‫از معلم‌ها قسر در بره.

17:46.680 --> 17:51.470
‫ما اینجا عدالت رو اجرا نمی‌کنیم.
‫داریم آشوب رو پرورش میدیم.

17:51.470 --> 17:54.970
‫این کارای ما، اینجوری... انگار بی‌فایدس.

17:57.720 --> 18:00.220
‫می‌فهمم. واقعاً می‌فهمم.

18:02.060 --> 18:04.470
‫همه‌ش خیلی زیاده. تو... تو...

18:06.100 --> 18:09.140
‫خیلی چیزا پشت سر
‫گذاشتی. اما نباید اینجوری بشه.

18:09.140 --> 18:11.850
‫می‌دونم، ببخشید. باید برم.

18:15.020 --> 18:17.560
‫خدایا. تف‌توش.

18:31.140 --> 18:33.890
‫می‌خوای همین‌جا مثل یه
‫بی‌خانمان وایستی، مت؟

18:33.890 --> 18:35.720
‫یا میای داخل؟ یه چیزی می‌خوری؟

18:44.140 --> 18:46.220
‫چه خوب که بالاخره دیدمت، مت.

18:47.220 --> 18:48.890
‫آخرین باری که دیدمت...

18:49.680 --> 18:52.140
‫- مراسم تدفین.
‫- آره.

18:52.140 --> 18:55.560
‫بزنیم به اینکه همیشه یادت بمونه
‫که چیزای غمگین رو فراموش کنی،

18:56.520 --> 18:59.890
‫اما هرگز چیزایی که شادت
‫می‌کنه رو فراموش نکنی.

18:59.890 --> 19:01.600
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی.

19:04.470 --> 19:06.720
‫خوبیش اینه که نمی‌تونم وضع اینجا رو ببینم.

19:07.600 --> 19:09.680
‫داشتم فکر می‌کردم دوباره بازش کنم،

19:10.350 --> 19:13.640
‫اما مطمئن نیستم محله اصلاً بخوادش.

19:14.680 --> 19:17.310
‫شهرداری وام پیشنهاد داده،

19:17.310 --> 19:19.680
‫اما لعنت بهم اگه یه
‫ریال هم از اون آدم بگیرم.

19:22.810 --> 19:25.560
‫چِری. چطوری پیدام کردی؟

19:25.560 --> 19:26.680
‫کیرستن زنگ زد.

19:27.560 --> 19:29.310
‫ازم خواست مراقبت باشم.

19:29.310 --> 19:31.100
‫- منم نگرانت هستم.
‫- همم.

19:32.270 --> 19:34.770
‫- می‌سپارمش به تو، چِری. - ای جانم.

19:37.850 --> 19:39.560
‫حرف بزن، مت. چه خبره؟

19:39.560 --> 19:41.720
‫خب، میشه گفت جنه از بطری دراومده.

19:43.890 --> 19:45.850
‫خب، زمانبندیت یخورده ایراد داره.

19:46.640 --> 19:49.640
‫فیسک داره با شکارِ یاغی‌های
‫خودسر معروف میشه.

19:50.350 --> 19:52.220
‫مطمئنم دوس داره کله‌ی
‫تو رو هم بالایِ نیزه ببینه.

19:52.220 --> 19:53.310
‫و بقیه رو هم.

19:53.930 --> 19:56.430
‫می‌دونی پویندکستر رو
‫انداختن تو بخشِ عمومی؟

19:56.430 --> 19:59.100
‫ها. این یعنی حکمِ اعدام.

20:02.810 --> 20:04.220
‫چیزی رو از دست دادیم، چِری.

20:04.970 --> 20:07.810
‫فیسک، پویندکستر، همه‌چیز
‫بهم ربط داره. بی‌شک.

20:07.810 --> 20:10.180
‫مت، این‌ها رو قبلاً بررسی کردیم.

20:10.810 --> 20:14.600
‫ما کندوکاو کردیم. دادستانی هم کرد. باید بپذیری.

20:14.600 --> 20:16.970
‫پویندکستر فقط می‌خواست انتقامِ قدیمیش رو از

20:16.970 --> 20:19.850
‫- نه.
‫- نه، از فاگی و کارن و تو بگیره.

20:19.850 --> 20:22.220
‫چِری، بهت میگم قضیه عمیق‌تر از این حرفاس.

20:22.220 --> 20:24.140
‫- می‌دونم.
‫- از دیدِ من،

20:24.850 --> 20:27.100
‫داری زندگیت رو خراب می‌کنی.

20:27.100 --> 20:28.810
‫آره، شاید راست میگی.

20:28.810 --> 20:31.020
‫چی می‌خوای، مت؟ دردِ بیشتری می‌خوای؟

20:32.220 --> 20:33.930
‫چون همه اینجاییم،

20:35.180 --> 20:37.560
‫بیاین رسمیش کنیم.

20:38.520 --> 20:41.970
‫- نه. من نه، ممنون. ترک کردم.
‫- اوه.

20:41.970 --> 20:44.430
‫- آفرین.
‫- منظورت از «رسمیش کنیم» چیه؟

20:44.430 --> 20:47.020
‫اوملونیز. فاگی...

20:48.600 --> 20:52.020
‫هیچ‌وقت تا آخرش رو نخورد.

20:52.020 --> 20:54.560
‫- آره، اما اون اوملونیز نمی‌نوشید.
‫- آره.

20:55.430 --> 20:58.350
‫مناسبِ قضیه‌ست، چون اون
‫آخرین مشتری بود که سفارش داد.

20:59.600 --> 21:02.220
‫نه. نه، جوزی، فکر کنم... فکر
‫کنم در موردش اشتباه می‌کنی.

21:02.220 --> 21:04.930
‫فکر می‌کنی چقدر ویسکیِ
‫ایرلندی اینجا سرو کردم؟

21:04.930 --> 21:06.720
‫من می‌دونم مردمم چی مینوشن.

21:19.020 --> 21:20.890
‫داشت جشن می‌گرفت.

21:22.350 --> 21:24.520
‫می‌دونست، فاگی می‌دونست.

21:24.520 --> 21:27.720
‫شبی که مرد، می‌دونست قراره
‫پروندهٔ «بنِی احمق» رو ببره.

21:27.720 --> 21:30.430
‫مت، واقعاً دارم سعی
‫می‌کنم حرفاتو بفهمم، رفیق.

21:30.430 --> 21:33.220
‫خدایا، می‌دونست قراره برنده
‫بشه و یه نفر دهنشو بست.

21:36.310 --> 21:37.310
‫باید برم.

21:40.350 --> 21:42.100
‫عصاشو استفاده نکرد.

21:43.270 --> 21:44.640
‫متوجه نشدم.

21:57.770 --> 21:59.390
‫از اقدامات احتیاطی خبر داری، وکیل؟

21:59.390 --> 22:01.220
‫- آره.
‫- دکمهٔ تماس اضطراری

22:01.220 --> 22:02.720
‫- زیر میزه.
‫- ممنون.

22:14.060 --> 22:15.560
‫فکر نمی‌کردم بیای.

22:17.180 --> 22:19.100
‫- بهت احترام...
‫- دهنتو ببند!

22:19.100 --> 22:20.720
‫احترامت رو نمی‌خوام.

22:20.720 --> 22:22.060
‫چرا فیسک می‌خواد تو بمیری؟

22:22.060 --> 22:24.560
‫اونا تو رو اجیر کردن که فاگی نلسون رو بکشی؟

22:28.430 --> 22:29.680
‫صداشو می‌شنوی؟

22:31.520 --> 22:32.600
‫بیرون.

22:35.560 --> 22:38.310
‫این غرشِ جنگله، آقای وکیل.

22:43.020 --> 22:44.350
‫من واسهٔ تو اینم؟

22:46.020 --> 22:47.020
‫یه حیوون؟

22:48.390 --> 22:49.390
‫یکی از همونا؟

22:51.680 --> 22:53.640
‫چون کلِ ماجرا همینه، نه؟

22:54.850 --> 22:58.140
‫شکارچی کیه و شکار کیه؟

23:00.350 --> 23:01.970
‫خب، منم سوال دارم.

23:04.720 --> 23:07.680
‫همه فکر کردن تو یه قاتلِ دیوونه هستی که انتقام می‌گیره، نه؟

23:08.390 --> 23:10.680
‫آره؟ حساب‌های قدیمی‌ رو تسویه می‌کنی.

23:10.680 --> 23:12.020
‫اما اینطور نبود، نه؟

23:13.696 --> 23:15.486
‫برا یه نفر اینکارو کردی. ها؟

23:17.020 --> 23:19.220
‫برا فیسک اینکارو کردی. نه؟

23:20.430 --> 23:23.060
‫اگه یه شب دیگه اینجا بمونم، شاید نتونم جوابتو بدم.

23:23.060 --> 23:25.270
‫اوه، عزیزم، چی می‌خوای... چی از دستم برمیاد؟

23:25.270 --> 23:27.560
‫می‌خوای دربیارمت؟ می‌خوای
‫درخواست تجدیدنظر بدی؟

23:30.270 --> 23:31.680
‫می‌دونی، تو یه زندگی دیگه،

23:32.850 --> 23:34.310
‫ممکن بود تو وکیلِ من باشی.

23:38.720 --> 23:40.970
‫چون آدمای خوب اینکارو می‌کنن، نه؟

23:42.270 --> 23:43.850
‫از بدترین دشمناشون دفاع می‌کنن.

23:50.810 --> 23:53.100
‫دارم واسهٔ جونم چونه می‌زنم، وکیل.

23:56.220 --> 23:58.810
‫می‌خوای بدونی فیسک منو اجیر کرده یا نه؟

23:59.430 --> 24:02.140
‫می‌تونم بهت بگم...

24:03.470 --> 24:06.890
‫- ولی باید بیرون باشم.
‫- یه لحظه هم بهت اعتماد ندارم.

24:08.390 --> 24:09.430
‫دروغ نمیگم.

24:13.970 --> 24:16.850
‫هی، نگهبان!

24:16.850 --> 24:18.600
‫یهو صورتشو به میز کوبید.

24:18.600 --> 24:20.180
‫دیوونهٔ کثافت.

24:23.640 --> 24:24.890
‫ممنون، وکیل.

24:24.890 --> 24:25.970
‫کون لقت!

24:25.970 --> 24:27.140
‫خداحافظ.

25:07.350 --> 25:08.930
‫چه خوشتیپ شدی!

25:09.600 --> 25:11.390
‫دارم سعی می‌کنم خودمو ارتقا بدم، می‌دونی.

25:13.560 --> 25:15.600
‫دنیل، می‌خوام بدونی...

25:16.850 --> 25:20.220
‫مخالفتی با معاون شهردار شدنت ندارم،

25:20.810 --> 25:22.600
‫فقط فکر می‌کنم هنوز زوده.

25:24.850 --> 25:26.720
‫می‌دونی وقتی تازه شروع کردم، من...

25:27.350 --> 25:29.810
‫نمی‌دونم، خیلی نگران بودم که ما

25:29.810 --> 25:32.270
‫آیا تو یه جبهه خواهیم بود یا نه.

25:32.270 --> 25:33.390
‫همم.

25:34.600 --> 25:35.770
‫باید بگم،

25:36.680 --> 25:38.470
‫دیگه اونقد نگران نیستم.

25:40.140 --> 25:41.680
‫باید برم با یه نفر حرف بزنم.

25:43.504 --> 25:50.504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:53.180 --> 25:54.180
‫هی.

25:55.220 --> 25:56.220
‫هی.

25:57.770 --> 25:59.520
‫می‌دونی در حال حاضر
‫میونه‌مون گل و بلبل نیستش ها.

25:59.520 --> 26:02.020
‫خیلی روی مسئلهٔ نیروی ویژه پافشاری کردم.

26:04.390 --> 26:05.390
‫خیلی‌خب، زیاده از حد.

26:06.720 --> 26:07.930
‫اما کارمون اینه...

26:08.770 --> 26:13.140
‫و منو به معاونت ارتباطات شهرداری رسوند.

26:14.140 --> 26:15.850
‫- پشمام!
‫- آره.

26:17.600 --> 26:19.180
‫نگاه کن، بی‌بی،

26:20.390 --> 26:24.100
‫نمی‌دونم چرا و نمی‌دونم چطور،

26:24.850 --> 26:28.770
‫اما به نحوی من تو مرکز این ماجرام،

26:29.850 --> 26:34.060
‫و تا وقتی این توئم، مثل دیوونه‌ها می‌دوم تا...

26:34.850 --> 26:37.100
‫نمی‌دونم، تا وقتی که یکی بهم بگه بس کنم.

26:38.520 --> 26:41.060
‫یعنی، بهمون نگاه کن.

26:41.970 --> 26:44.180
‫اینجا... چقدر خفنه؟

26:45.430 --> 26:49.020
‫نمی‌دونم، تا حالا جایی مثل اینجا نبودم.

26:50.770 --> 26:51.770
‫منم نبودم.

26:53.770 --> 26:54.770
‫شات می‌خوری؟

26:54.770 --> 26:58.350
‫آره، حتماً!

26:58.350 --> 26:59.850
‫- آرتمیس!
‫- جک!

26:59.850 --> 27:02.970
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- سلام! تنها اومدی؟

27:02.970 --> 27:05.390
‫آره. همیشه تکرو بودم.

27:05.390 --> 27:08.060
‫باید بگم، تعجب کردم اینجا می‌بینمت،

27:08.060 --> 27:10.810
‫با توجه به حسابی که نسبت به شهردار داری.

27:10.810 --> 27:13.720
‫فکر کردم بهتره بهش توهین نکنم.

27:14.810 --> 27:18.270
‫و نیمهٔ گمشده‌ات، آرتور، امشب کجاست؟

27:18.270 --> 27:20.930
‫من... اِ... نمی‌دونم.

27:21.930 --> 27:22.930
‫تو می‌دونی؟

27:23.720 --> 27:27.100
‫ببخشید؟ آرتمیس، همه‌چیز مرتبه؟

27:27.100 --> 27:30.850
‫اوه! آره، آره. فکرت به من نباشه.

27:30.850 --> 27:32.850
‫اِ... ببخشید، باید برم.

27:39.600 --> 27:41.770
‫...خط مورد نظر شما در دسترس نیست

27:41.770 --> 27:44.020
‫پس از صدای بیپ، پیام خود را بگذارید.

27:45.170 --> 27:46.753
‫هی، بازم منم.

27:47.770 --> 27:50.470
‫اگه نمی‌خواستی بیای، می‌فهمم ولی...

27:51.850 --> 27:53.970
‫حداقل می‌تونستی یه خبری بهم بدی.

27:57.520 --> 28:00.180
‫خانم‌ها و آقایان، شهروندان محترم نیویورک،

28:00.180 --> 28:02.100
‫به بالماسکهٔ سیاه و سفید خوش آمدید.

28:03.600 --> 28:06.270
‫اجازه بدین میزبانان شما رو معرفی کنم: شهردار ویلسون فیسک

28:06.270 --> 28:09.470
‫و بانوی اول نیویورک، ونسا فیسک.

28:36.970 --> 28:39.100
‫یه دور و بخیه دیگه،

28:39.100 --> 28:40.720
‫و تموم میشه.

28:42.140 --> 28:43.220
‫تموم شد.

28:44.850 --> 28:47.600
‫اگر دستکاری نکنی، بخیه‌ها
‫تا یه هفتهٔ دیگه باز میشن.

28:48.470 --> 28:50.100
‫خیلی‌خب.

28:53.470 --> 28:55.310
‫باشه، حالا برگردیم به

29:04.470 --> 29:07.140
‫لعنتی!

29:08.180 --> 29:09.270
‫مادر...

29:09.270 --> 29:10.850
‫لطفاً!

29:36.180 --> 29:37.220
‫دکتر گلن.

29:37.970 --> 29:39.270
‫خانم فیسک.

29:39.890 --> 29:42.220
‫حالتون چطوره؟ خوشحالم... خوشحالم اومدید.

29:42.970 --> 29:44.020
‫ممنون.

29:44.770 --> 29:47.520
‫خوبم. خوبه یه هوایی بخوری.

29:47.520 --> 29:52.020
‫- آها.
‫- اینجا... خیلی خارق‌العادس.

29:52.020 --> 29:53.720
‫پُز دادنِ آدم پولدارها.

29:54.520 --> 29:55.850
‫شامپاینش خوبه، ولی.

29:55.850 --> 29:57.100
‫- آره.
‫- به سلامتی.

29:58.850 --> 29:59.850
‫آره.

30:00.600 --> 30:01.720
‫تنهایی؟

30:01.720 --> 30:04.430
‫خب، قرار نبود تنها باشم.

30:06.060 --> 30:08.350
‫پس میشه درجا درستش کرد...

30:08.350 --> 30:10.560
‫و به نظرم باید هم درستش کنیم. بیا.

30:43.310 --> 30:44.720
‫روز سختی داشتی، ها؟

30:53.600 --> 30:55.310
‫من... می‌خواستم تشکر کنم

30:55.310 --> 30:59.100
‫بابت همهٔ کمک‌هایی که به من و همسرم کردی.

31:00.640 --> 31:02.640
‫منتظر ادامهٔ روندمون هستم.

31:03.350 --> 31:04.430
‫خب، راستش...

31:07.350 --> 31:09.390
‫فکر کنم مسئله رو حل کردیم.

31:11.310 --> 31:15.390
‫گناهان گذشته برای هر
‫دوی ما دفن شدن و تموم شدن.

31:16.390 --> 31:18.430
‫خوشحالم که اینطوریه.

31:19.600 --> 31:21.220
‫خب، از شب لذت ببرید.

31:22.680 --> 31:23.680
‫شما هم.

31:48.520 --> 31:50.310
‫- اوه، ببخشید.
‫- متأسفم.

31:51.100 --> 31:52.180
‫معذرت می‌خوام.

31:52.180 --> 31:55.060
‫- خوش‌گذشت.
‫- ممنون. شب خوبی داشته باشید.

31:56.350 --> 31:57.930
‫- ببخشید.
‫- عذر می‌خوام.

31:59.680 --> 32:00.970
‫ببخشید. واقعاً متأسفم.

32:01.520 --> 32:02.930
‫خوشوقتم... خوشوقتم.

32:12.060 --> 32:13.060
‫مت.

32:16.930 --> 32:18.060
‫هی.

32:18.060 --> 32:21.430
‫اوه... معلومه تو تنها کسی
‫نیستی که عطر شانل شماره ۵ زده.

32:22.685 --> 32:23.560
‫سلام.

32:24.390 --> 32:25.430
‫من... دیر کردم؟

32:26.060 --> 32:28.770
‫دیر؟ اصلاً نمی‌دونستم میای.

32:28.770 --> 32:31.100
‫پیام دادم، زنگ زدم، بیشتر از یه بار، راستی.

32:31.100 --> 32:33.270
‫آره، مجبور بودم... موبایلمو تحویل بدم.

32:33.270 --> 32:36.270
‫رفتم رایکِرز. بن پویندکستر
‫می‌خواست منو ببینه.

32:37.810 --> 32:39.680
‫- به چی فکر می‌کردی، مت؟ اون؟
‫- می‌دونم.

32:39.680 --> 32:41.680
‫- آره. درکش سخته...
‫- می‌دونی چیه؟

32:41.680 --> 32:44.350
‫برام مهم نیست. اشکالی
‫نداره. به من ربطی نداره.

32:44.350 --> 32:46.270
‫ببخشید. معذرت می‌خوام. هثر، ببخشید

32:46.270 --> 32:49.970
‫مت، داری ازم فاصله می‌گیری،

32:49.970 --> 32:53.270
‫هم جسمی، هم عاطفی.

32:53.850 --> 32:56.890
‫آقای شهردار، خیلی ممنون بابت دعوتتون.

32:56.890 --> 32:58.390
‫خوشحالم.

32:59.390 --> 33:02.140
‫دلت می‌خواد خصوصی حرف بزنیم؟

33:02.140 --> 33:03.680
‫- حتماً.
‫- خدای من،

33:03.680 --> 33:06.060
‫- اصلاً بهم گوش نمیدی، نه؟
‫- من...

33:06.060 --> 33:07.140
‫چرا، گوش می‌کنم.

33:08.390 --> 33:09.640
‫- من...
‫- من چی گفتم؟

33:09.640 --> 33:11.850
‫خوشحالم فرصت صحبت پیش اومد.

33:12.430 --> 33:14.850
‫فکر کنم توی جمع‌آوری
‫کمک‌های مالی قبلی،

33:14.850 --> 33:16.600
‫یه کم بد شروع کردیم.

33:16.600 --> 33:17.890
‫«بد شروع کردیم» یعنی چی؟

33:18.930 --> 33:21.720
‫خب، فکر کنم... پشتکار تو رو

33:22.520 --> 33:27.180
‫تو پیشبرد پروژهٔ ردهوک دست کم گرفتم.

33:28.140 --> 33:29.220
‫«دست کم گرفتم»؟

33:30.220 --> 33:31.680
‫اینجورم میشه گفت.

33:32.270 --> 33:35.890
‫بعضیا میگن طعنه‌آمیز، یا تحقیرآمیز...

33:36.680 --> 33:38.560
‫حتی بی‌ادبانه.

33:39.680 --> 33:41.890
‫خب، عذر می‌خوام.

33:41.890 --> 33:43.220
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

33:43.850 --> 33:47.100
‫راستش، بخاطر پروژهٔ بندر بود
‫که می‌خواستم باهات صحبت کنم.

33:47.720 --> 33:48.970
‫خوشحالم میشم گوش کنم.

33:48.970 --> 33:51.720
‫خب، ممکنه بدونی یا ندونی،

33:51.720 --> 33:55.060
‫کلید این پروژه تطبیق بودجهٔ دولتی

33:56.310 --> 33:59.850
‫با سرمایه‌گذاران خصوصیه. چقدر می‌تونم روی تو حساب کنم؟

34:01.211 --> 34:02.220
‫ببخشید؟

34:02.220 --> 34:04.020
‫الان هیچ علاقه‌ای ندارم

34:04.020 --> 34:07.350
‫قبل از اینکه ادامه بدی و هر دومون رو شرمنده کنی...

34:10.640 --> 34:12.310
‫ از اون...

34:13.560 --> 34:15.520
‫شایعاتی که دربارت وجود داره، آگاهی؟

34:16.180 --> 34:20.310
‫باید صدات کنم شمشیرزن؟ یعنی همون یاغی؟

34:31.770 --> 34:34.720
‫حتی اگه بدونم چی میگی،

34:36.220 --> 34:38.520
‫اون چیزا فقط یه اتفاقِ گذرا بودن.

34:38.520 --> 34:39.600
‫همم.

34:40.310 --> 34:43.890
‫اما هنوز بهانهٔ خوبیه برای یه
‫بازدید از طرف نیروی ویژه من.

34:43.890 --> 34:45.520
‫این تهدیده؟

34:46.220 --> 34:47.390
‫نه، اصلاً.

34:48.600 --> 34:50.310
‫فقط یه هشدارِ دوستانه‌ست.

34:53.970 --> 34:58.270
‫فردا صبح دفترم با مدیرمالیت تماس می‌گیره.

35:01.680 --> 35:04.310
‫- بقیهٔ شب رو خوش بگذرونید.
‫- همم.

35:10.600 --> 35:11.930
‫پاول، راست و ریستش کنین.

35:13.930 --> 35:14.930
‫ممنون.

35:27.640 --> 35:29.100
‫هی!

35:29.810 --> 35:31.270
‫این چیه؟ این چیه؟

35:31.270 --> 35:33.770
‫توش عکسی نیست، ولی می‌دونستی، نه؟

35:35.720 --> 35:38.930
‫این چیه؟ قرار نیست اون تو
‫خبرنگاری یا چیزی هم باشه.

35:39.720 --> 35:41.640
‫ببین، من حق و حقوقم رو می‌دونم.

35:41.640 --> 35:43.970
‫آره؟ خیلی خوبه، منم
‫بلدم. بذار بخونم برات:

35:47.180 --> 35:50.220
‫حق داری تا آخر عمرت موقع پاک کردن کونت به مشکل بخوری

35:50.220 --> 35:51.970
‫- نه! نه!
‫- افسر پاول!

35:51.970 --> 35:53.310
‫افسر پاول!

35:54.140 --> 35:56.270
‫این مرد رو رها کن وگرنه
‫بهت اتهام حمله می‌زنم.

35:56.270 --> 35:58.520
‫کمیسر، نه، این حمله نیست.

36:08.770 --> 36:09.890
‫اون حمله بود.

36:10.640 --> 36:12.270
‫و تو هیچ اتهامی نمی‌تونی بزنی.

36:12.270 --> 36:14.680
‫اگه نفهمیدی، دیگه بهت جواب پس نمیدم.

36:14.680 --> 36:15.890
‫ببین، تو...

36:18.060 --> 36:21.220
‫کاری که نیروی ویژه داره می‌کنه خلاف وظیفه‌ست.

36:23.220 --> 36:25.140
‫برو یه فینگرفود بخور، کمیسر.

36:25.970 --> 36:29.180
‫بلندش کن، بجنب. حرومزاده زبل کثافت.

36:33.100 --> 36:34.850
‫دیدیش؟ اینه قدرت.

36:35.720 --> 36:39.350
‫اینجا ۵۰۰ نفرن و همشون
‫یا می‌خوان تو اون اتاق باشن

36:39.970 --> 36:42.350
‫یا از ترسِ فراخوانده شدن،
‫دارن میرینن به خودشون.

36:43.600 --> 36:44.970
‫قدرت رئیس واقعی.

36:44.970 --> 36:46.310
‫یا فسادِ تمام عیار.

36:47.140 --> 36:49.020
‫چرا این کارو می‌کنی؟

36:49.020 --> 36:51.020
‫هر بار که حس خوبی دارم، خرابش می‌کنی.

36:51.020 --> 36:53.890
‫دایی‌م می‌گفت باید حقایقو به قدرت بگی.

36:53.890 --> 36:56.560
‫این کاریه که داری می‌کنی؟ هدفمونه اینه؟

36:56.560 --> 36:58.020
‫نمی‌دونم، بی‌بی، من...

36:59.430 --> 37:01.100
‫سعی می‌کنم کونی نباشم.

37:02.560 --> 37:04.270
‫باشه، همینم خوبه.

37:07.560 --> 37:10.140
‫همینجور تگری بزنیم و برقصیم؟

37:10.140 --> 37:13.520
‫حتماً. میرم دستشویی، تو بار منتظرم باش.

37:19.350 --> 37:20.520
‫کمیسر گالو؟

37:22.520 --> 37:23.850
‫من بی‌بی یوریک‌م.

37:25.220 --> 37:26.350
‫آره، می‌شناسمت.

37:26.350 --> 37:29.020
‫فقط می‌خواستم بپرسم شهردار وقتی نیروی ویژه ضد یاغی‌ها رو تشکیل داد

37:29.020 --> 37:31.640
‫با شما مشورت کرد؟

37:32.985 --> 37:34.385
‫امشب سرکاری؟

37:34.390 --> 37:36.270
‫نمی‌دونم. شما چی؟

37:39.270 --> 37:43.770
‫می‌دونی، من گزارشِ قتل میوز تو رو خوندم.

37:45.100 --> 37:48.220
‫چه پروندهٔ ساختگیِ قشنگی بود!
‫همهٔ افتخارو به نیروی ویژه دادی

37:48.220 --> 37:50.970
‫درحالی که هرکی یه ذره عقل
‫داشته باشه میدونه کار دردویل بود.

37:51.520 --> 37:54.720
‫از کی شدی وزیر تبلیغاتِ فیسک؟

37:55.520 --> 37:58.560
‫فکر کنم همون موقعی که تو رئیس گشتاپوش شدی.

37:59.470 --> 38:04.100
‫نه... نه، این من نیستم.
‫نیروی ویژه تماماً ماله خودِ اونه.

38:04.770 --> 38:07.270
‫چقدر از شهردارِ محترممون می‌دونی؟

38:08.850 --> 38:11.890
‫- دلم می‌خواد بیشتر بدونم.
‫- آره، مطمئن نباش.

38:13.890 --> 38:19.100
‫می‌دونی ویلسون فیسک متهمِ
‫اصلیِ قتلِ داییِ خودت بود؟

38:22.576 --> 38:24.835
‫آره. می‌دونستم.

38:27.720 --> 38:29.810
‫فکر می‌کنی چرا اینجام؟

38:31.890 --> 38:34.140
‫همهٔ چیزایی که مینویسم،
‫زیرِ اسم خودم نیست.

38:37.350 --> 38:38.640
‫می‌فهمی چی میگم؟

38:40.470 --> 38:41.640
‫گمونم می‌دونم.

38:43.850 --> 38:44.930
‫اِ...

38:45.680 --> 38:47.930
‫پس اگه یه وقتایی خواستی چیزی واقعی رو افشا کنی،

38:48.600 --> 38:51.390
‫چیزی که اون حرومزده رو
‫تو زره سفیدش تکون بده...

38:52.720 --> 38:55.060
‫روی این کارت یه ایمیل هست.

39:01.140 --> 39:02.430
‫می‌دونی...

39:05.100 --> 39:09.520
‫من پرونده همهٔ کلاهبردارهای دارای نشان
‫رو دارم که فیسک بهشون میگه «نیروی ویژه».

39:11.770 --> 39:14.350
‫خیلی دلم می‌خواد یه نگاهی
‫بهشون بندازم، کمیسر.

39:19.970 --> 39:23.350
‫اِ... اگه اجازه بدین، باید برگردم سر کارم.

39:25.560 --> 39:26.560
‫شات!

39:30.140 --> 39:32.640
‫مرسی! به سلامتی.

39:33.270 --> 39:34.970
‫نمی‌دونم مشکلت چیه.

39:34.970 --> 39:36.890
‫می‌دونم با شهردار فیسک مشکل داری.

39:36.890 --> 39:39.350
‫- اون مراجعته؟
‫- قرار نیست بهت بگم.

39:39.350 --> 39:42.140
‫انتظار ندارم بفهمی، ولی می‌خوام بدونی،

39:42.140 --> 39:44.270
‫اون سراغ تو اومد تا به من برسه.

39:44.890 --> 39:47.430
‫- تا منو زیر نظر بگیره.
‫- مت، داری از نظر حرفه‌ای

39:47.430 --> 39:49.640
‫نگرانم می‌کنی. چرا
‫باید همچین کاری بکنه؟

39:49.640 --> 39:52.220
‫خب، می‌دونی چیه؟ چرا نمیریم بفهمیم؟ بیا.

39:52.890 --> 39:54.180
‫می‌خوای چیکار کنی؟

39:55.220 --> 39:57.680
‫- می‌خوای رو در روی شهردار تو مهمونی خودش وایستی؟
‫- شاید.

39:57.680 --> 39:58.810
‫این رفتارت بچگونه‌س، مت.

39:58.810 --> 40:01.520
‫و سلامت روانی یعنی بدونی کی و کجا این کارو بکنی.

40:02.930 --> 40:05.020
‫اوه، لطفاً نکن. بی‌خیال.

40:05.020 --> 40:08.680
‫مرسی، و قولتو فراموش نکن.

40:18.350 --> 40:19.390
‫لطفاً، التماس می‌کنم.

40:25.930 --> 40:28.520
‫ببخشید. ببخشید.

40:32.600 --> 40:36.020
‫عزیزم، وقتشه بریم اولین رقص رو برقصیم.

40:36.020 --> 40:37.390
‫- آره؟
‫- همم.

40:37.390 --> 40:38.770
‫بریم.

41:39.060 --> 41:40.310
‫من دارم میرم.

41:40.310 --> 41:41.680
‫نه، نمیری.

41:42.520 --> 41:43.810
‫اون الان نمیذاره بری.

41:43.810 --> 41:45.520
‫داری چرت و پرت میگی.

41:45.520 --> 41:47.470
‫بهت گفتم هثر، اون یه هیولاس.

41:47.470 --> 41:50.470
‫تو در امان نیستی. هیچ‌کس در
‫امان نیستش تا این قضیه تموم شه،

41:51.140 --> 41:52.850
‫و من دیگه ازش فرار نمی‌کنم.

41:52.850 --> 41:55.060
‫باید کمکم کنی بفهمم اینجا چه خبره.

41:56.220 --> 41:59.350
‫آره، حتماً، قول میدم... ولی اول...

42:00.890 --> 42:02.310
‫باید تو هدایتم کنی.

42:15.470 --> 42:19.060
‫چی می‌خواستی شیطان؟

42:20.270 --> 42:21.390
‫چی شده؟

42:21.390 --> 42:23.600
‫گفتم عواقب داره.

42:23.600 --> 42:26.140
‫اگه اتفاقی اُفتاد، از اینجا
‫دررو، به کیرستن زنگ بزن،

42:26.140 --> 42:27.520
‫به چری زنگ بزن،

42:27.520 --> 42:30.430
‫- و حسابی غوغا به پا کن.
‫- راجع به چی؟

42:32.100 --> 42:33.310
‫کشمن اینجاست.

42:33.890 --> 42:35.020
‫می‌خواستی خبر داشته باشی.

42:37.140 --> 42:38.430
‫لطفاً بگو مرده.

42:39.100 --> 42:40.560
‫نه.

42:41.970 --> 42:43.020
‫فرار کرده.

43:27.390 --> 43:30.640
‫بن پویندکستر یه زندانبان رو
‫کشته و با نشانش فرار کرد.

43:32.100 --> 43:33.680
‫همین الآن به امنیت خبر دادم.

43:35.140 --> 43:36.270
‫مرسی باک.

43:36.970 --> 43:38.770
‫سعی کن توجه زیادی جلب نکنی.

43:43.430 --> 43:46.560
‫باید یه چیزی بهت بگم.

43:47.180 --> 43:49.220
‫نه، اینجا نه، الآن نه.

43:55.970 --> 43:57.390
‫- اون بودش.
‫- کی؟

44:00.310 --> 44:04.350
‫اون جای دیگه بود، مسئولیت دست
‫اون زن بود. اون بودش. کار اون بود.

44:05.020 --> 44:06.180
‫داری چیکار می‌کنی؟

44:07.850 --> 44:11.060
‫اوه، ببخشید. میتونم قرضش بگیریم؟

44:12.560 --> 44:14.470
‫چه سوپرایز دلچسبی.

44:15.640 --> 44:16.930
‫می‌دونم کار تو بود.

44:18.060 --> 44:19.890
‫می‌دونم فاگی رو تو کشتی.

44:19.890 --> 44:22.180
‫دوست پسرت امشب یه کم...

44:22.180 --> 44:24.970
‫...زیادی هیجانی به نظر می‌رسه

44:26.140 --> 44:29.850
‫اولش عصبانی بودم، ولی الآن نگرانم.

44:29.850 --> 44:31.220
‫این رفتارا ازش بعیده.

44:32.060 --> 44:35.560
‫می‌دونی، میگن راز نگه داشتن...

44:36.390 --> 44:38.020
‫...می‌تونه آدم رو مریض کنه.

45:05.390 --> 45:07.100
‫ببین، می‌دونم کار تو بودش.

45:07.890 --> 45:09.220
‫فقط نمی‌دونم چرا.

45:09.220 --> 45:11.270
‫اصلاً نمی‌دونم داری از چی حرف می‌زنی.

45:11.270 --> 45:12.430
‫چرا می‌دونی.

45:13.600 --> 45:15.520
‫شوهرت چی؟ اونم میدونه؟

45:16.810 --> 45:18.600
‫می‌دونست فاگی رو کشتی؟

45:18.600 --> 45:20.430
‫هثر میدونه تو دردویلی؟

45:20.430 --> 45:24.810
‫دکتر، برات سؤال نشده چرا آقای
‫مرداک اینقدر به یاغی‌ها علاقه دارن؟

45:24.810 --> 45:28.220
‫تاوان کارات رو میدی.

45:28.220 --> 45:30.100
‫تو هم باید آروم باشی.

45:57.270 --> 45:59.350
‫- مت!
‫- تفنگ! بالکن!

46:00.455 --> 46:20.455
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

46:34.680 --> 46:36.100
‫مت!

46:41.520 --> 46:43.220
‫مت.
