WEBVTT

00:01.208 --> 00:02.416
‫ممنونم نیویورک.

00:02.417 --> 00:05.666
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

00:05.667 --> 00:07.124
‫این شهر داغونه.

00:07.125 --> 00:08.499
‫یه حس ناامنی...

00:08.500 --> 00:10.124
‫...انگار هر لحظه،

00:10.125 --> 00:11.916
‫ممکنه همه چی بترکه.

00:13.440 --> 00:15.708
‫«آنچه گذشت»

00:15.750 --> 00:18.499
‫پلیس نیویورک. تکون نخور.

00:18.500 --> 00:20.457
‫یادتونه که گفتم کار انجام میدم؟

00:20.458 --> 00:22.499
‫خب، الان اینجام که انجام بدم.

00:22.500 --> 00:24.457
‫یه پلیس نیویورک مرده.

00:24.458 --> 00:27.041
‫و هر وقت این اتفاق می‌افته،
‫یه ماشین بزرگ روشن میشه

00:27.042 --> 00:29.957
‫تا بفهمه چی اشتباه پیش رفته.
‫و هر کی پلیس رو کشته رو مجازات کنه.

00:34.167 --> 00:36.541
‫و یه کم درباره هکتور برام تحقیق کن.
‫یه چیزی جور در نمیاد.

00:36.542 --> 00:39.499
‫آقای آیالا، با بله یا خیر جواب بدین.
‫آیا شما یاغی ببر سفید هستین؟

00:39.500 --> 00:41.541
‫اعتراض دارم آقای قاضی!

00:41.542 --> 00:43.207
‫نظم رو رعایت کنین!

00:43.208 --> 00:45.916
‫این یاغی‌ها قهرمان نیستن.

00:45.917 --> 00:48.624
‫در مورد پروندۀ
‫«مدعی‌العموم دربرابر هکتور آیالا»

00:48.625 --> 00:51.374
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

01:00.994 --> 01:11.994
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:12.018 --> 01:19.018
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:20.042 --> 01:24.042
مـــتـــرجـــمیـــــن
.:: صــادق هاشــمی و رضــا فتــحی ::.

01:29.625 --> 01:32.041
‫- بابت موکلت متاسفم مرداک.
‫- آره، منم همینطور.

01:32.042 --> 01:33.707
‫پس یه گلوله 9 میلی‌متری به شقیقه‌ش زدن.

01:33.708 --> 01:36.042
‫به سبک اعدام.
‫بدون خطا. دیگه چی؟

01:36.750 --> 01:39.000
‫سمت راست یکم خراشیدگی داره.

01:39.583 --> 01:42.374
‫مخروطی شدن جای ورود گلوله به سمت بیرون.
‫زخم خروجی دچار پارگی پوست

01:42.375 --> 01:44.333
‫- و شکستگی جمجمه شده.
‫- گلوله چی؟

01:44.833 --> 01:48.541
‫پیدا نشده. سریع و مس‌اندودشده.
‫فکر می‌کنم دست‌ساز بوده.

01:48.542 --> 01:51.207
‫از فاصلۀ نزدیک با یه گلوله کشتنش
‫و کسی پوکه رو پیدا نکرده؟

01:51.208 --> 01:53.874
‫هی. اگه توی جسد نباشه، مشکل من نیست.

01:59.167 --> 02:00.541
‫چطوری وارد اینجا شدی؟

02:00.542 --> 02:03.207
‫می‌خوام داییم هکتور آیالا رو ببینم.

02:03.208 --> 02:05.875
‫- تو نباید اینجا باشی.
‫- چیزی نیست آنجلا،

02:06.542 --> 02:08.417
‫- حق با اونه.
‫- از زندان درآوردیش.

02:09.333 --> 02:10.917
‫چقدر به دردش خورد، مگه نه؟

02:12.583 --> 02:15.832
‫می‌خوام داییم رو ببینم.
‫می‌خوام ببینم باهاش چیکار کردن.

02:15.833 --> 02:17.832
‫نمی‌خوای، باور کن.

02:17.833 --> 02:20.041
‫بهتره هکتور رو اونطوری که بود به یاد بیاری.

02:20.042 --> 02:21.208
‫بیا. بیا بریم.

02:25.875 --> 02:27.333
‫اونا کشتنش، مگه نه؟

02:28.542 --> 02:29.791
‫پلیس‌ها.

02:29.792 --> 02:32.375
‫ما... ما که نمی‌دونیم.
‫این رو نمی‌دونیم آنجلا.

02:32.875 --> 02:35.375
‫بیخیال. تو یه وکیلی.

02:36.292 --> 02:39.582
‫احمق نیستی.
‫اون خودش رو درگیر یه ماجرایی کرد.

02:39.583 --> 02:42.166
‫بدون نقابش وارد یه مبارزه شد.

02:42.167 --> 02:45.999
‫پلیس‌های عوضی فاسد بودن.
‫تو از زندان درآوردیش.

02:46.000 --> 02:47.832
‫اونام یه گلوله تو سرش خالی کردن.

02:49.375 --> 02:52.249
‫واسه دو دوتا چهارتا کردن
‫نیاز نیست ریاضیت خوب باشه. می‌دونی دیگه؟

02:52.250 --> 02:53.333
‫می‌دونم.

02:54.625 --> 02:56.958
‫- متاسفم.
‫- ازشون متنفرم آقای مرداک.

02:57.708 --> 03:00.957
‫از این شهر متنفرم.
‫هیچکس هیچکاری نمی‌کنه

03:00.958 --> 03:03.166
‫و هیچکس قرار نیست کاری بکنه،

03:03.167 --> 03:07.083
‫چون اون فقط هکتور از هایتس بود
‫و اون مادرجنده‌ها پلیسن.

03:17.083 --> 03:19.624
‫انصاف نیست. انصاف نیست.

03:19.625 --> 03:21.291
‫می‌دونم، می‌دونم. چیزی نیست.

03:21.292 --> 03:23.625
‫چیزی نیست. اینجا رو ببین.
‫گوش کن. به من گوش کن.

03:24.375 --> 03:28.707
‫باید ایمان داشته باشی
‫که یه نفر قاتلش رو پیدا می‌کنه. باشه؟

03:28.708 --> 03:31.625
‫باید ایمان داشته باشیم. متوجهی؟

03:34.583 --> 03:35.667
‫بیا بغلم.

03:39.375 --> 03:41.856
«کینگ‌پین»

03:41.948 --> 03:44.620
‫«تحریک شده»

05:31.417 --> 05:38.154
«دردویل: تولد دوباره»
«قسمت چهارم: این است فرجام ستمکار»

06:01.708 --> 06:03.375
‫- لعنتی!
‫- اوپس.

06:05.167 --> 06:06.207
‫بفرمایین.

06:06.208 --> 06:07.625
‫- ممنون.
‫- خواهش.

06:10.958 --> 06:12.166
‫- هی!
‫- هی!

06:15.917 --> 06:17.167
‫شات آوردم!

06:18.000 --> 06:20.167
‫نمی‌تونم بی‌بی. باید برم.

06:20.750 --> 06:24.916
‫نه، بیخیال! فیسک داره زیادی ازت کار می‌کشه.
‫این که از هشت صبح...

06:24.917 --> 06:27.166
‫در واقع هفت.
‫پس، باید برم.

06:27.167 --> 06:29.624
‫هی، منظورم دقیقا همینه.

06:29.625 --> 06:31.832
‫هر شغل عادی‌ای،
‫می‌تونستیم چندتا شات دیگه بزنیم،

06:31.833 --> 06:33.957
‫بریم مکان توی خیابون 23م،
‫تو قطار بخوابیم،

06:33.958 --> 06:36.207
‫یه دوش بگیریم، بریم سر کار
‫و دوباره همین کارها رو از اول تکرار کنیم.

06:36.208 --> 06:39.207
‫این دیگه چجور فعالیت روزانه عادی‌ایه؟
‫اصلا راه نداره.

06:39.208 --> 06:41.207
‫اونوقت کار کردن واسه فیسک عادیه؟

06:41.208 --> 06:43.249
‫چی بگم؟ عاشق یاروام.

06:43.250 --> 06:44.333
‫وای خدا!

06:45.208 --> 06:46.707
‫نه جدی میگم. مثلا امروز بعد از ظهر،

06:46.708 --> 06:49.082
‫قراره با کلین‌گرین هالرز جلسه داشته باشیم.

06:49.083 --> 06:52.249
‫یه شرکت فناوری جدیده
‫که یه ایدۀ بازیافت خفن داره.

06:52.250 --> 06:54.666
‫اوه، بازیافت. می‌تونه خفن باشه.

06:54.667 --> 06:57.624
‫حرف نداره.
‫می‌تونه واقعا خروجی زباله رو کاهش بده.

06:57.625 --> 06:58.832
‫باشه، ولی مشکل این نیست که...

06:58.833 --> 07:01.999
‫می‌دونم می‌خوای بگی توافق‌های جمعی، ولی نه.

07:02.000 --> 07:05.333
‫قراره از بندرها شروع کنیم.
‫صلاحیت متقارن. مبتکرانه‌ست.

07:05.958 --> 07:09.792
‫اگه دیگه قرار نیست مشروب بخوریم،
‫میشه حداقل بریم غذا بخوریم؟

07:10.333 --> 07:12.291
‫- صد درصد. آره. معلومه.
‫- نه. من باید برم.

07:12.292 --> 07:13.708
‫- یالا. می‌ریم غذا بخوریم.
‫- بیا بریم.

07:13.723 --> 07:15.417
‫من...

07:20.750 --> 07:21.874
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

07:21.875 --> 07:23.582
‫اووه، واقعا هوس کیک ذرت کردم.

07:23.583 --> 07:25.124
‫- نه، نه.
‫- نه، سریع می‌خوریم می‌ریم.

07:25.125 --> 07:27.042
‫نمی‌تونم، انقدر بهم عذاب وجدان ندین.

07:27.667 --> 07:29.499
‫خیلی خب. باشه.

07:29.500 --> 07:33.042
‫بیا واسه کاپیتان پلنت یه تاکسی بگیریم.
‫(قهرمانی که با بلایای زیست‌محیطی سر و کار داشت)

07:40.625 --> 07:41.749
‫کشتی استتن آیلند.

07:41.750 --> 07:43.332
‫- خیلی خب. خداحافظ بابابزرگ.
‫- حله.

07:44.917 --> 07:46.417
‫نه، کار من نبوده رفیق.

07:47.768 --> 07:49.658
‫«پلیس نیویورک»

07:51.167 --> 07:53.291
‫تافی کره‌ای می‌خوای
‫یا کارامل با بادوم‌زمینی؟

07:53.292 --> 07:54.457
‫تافی کره‌ای؟

07:54.458 --> 07:56.666
‫- تافی واسه شما.
‫- نمیشه اون رو بخورین.

07:56.667 --> 07:59.124
‫هی، ویلکاکس. این بسته‌ها مدرک جرمن؟

07:59.125 --> 08:01.890
‫نه. بقیه بسته‌ها مدرک جرم بودن.
‫پول اینا رو دادم.

08:01.977 --> 08:05.792
‫- هی جدی میگم. به چاقالو چیزی نده.
‫- خیلی خب. بلند شو ببینم. بیا بریم.

08:06.750 --> 08:09.082
‫- ولم... پا شدم بابا. لعنتی.
‫- یالا.

08:09.083 --> 08:11.166
‫- آماده‌ای؟ بیا بریم.
‫- خیلی خب. خیلی خب. خیلی خب.

08:11.167 --> 08:13.041
‫تمامی واحدها...

08:18.208 --> 08:20.957
‫تماس دریافتی از کیرستن.

08:20.958 --> 08:24.203
‫تماس دریافتی از کیرسـ...

08:26.958 --> 08:29.624
‫- سلام.
‫- هی. سلام، حالت چطوره؟

08:29.625 --> 08:31.625
‫شنیدم خواهرزاده هکتور اومده بود سردخونه.

08:32.542 --> 08:34.000
‫آره. خیلی سخت بود.

08:34.708 --> 08:37.917
‫- اون جسد رو...
‫- نه. هیچ بچه‌ای نباید همچین چیزی ببینه.

08:38.917 --> 08:41.207
‫خیلی خب ببین، می‌دونم زمان بدیه،

08:41.208 --> 08:43.791
‫- اما نیاز دارم امروز بری مرکز شهر.
‫- متوجهم.

08:43.792 --> 08:45.041
‫آره.

08:45.042 --> 08:48.583
‫- دنبال یه شریک دیگه می‌گردیم.
‫- نه. گردش مالیمون خیلی پایینه.

08:49.333 --> 08:52.749
‫خب، دارم رو اونم کار می‌کنم.
‫با چندتا بانک قرار ملاقات گذاشتم.

08:52.750 --> 08:54.432
‫هرچی می‌خوای دربارۀ دفاتر حقوقی بزرگ بگو،

08:54.433 --> 08:56.222
‫اما نیاز نیست هیچوقت نگران مشکلات مالی باشی.

08:56.458 --> 08:59.583
‫اما از این یکی خوشت میاد.
‫لروی بردفورد از لیست پرونده‌های شهر.

09:00.583 --> 09:04.457
‫من غرق پروندۀ مدیسونم
‫و این ماه بهشون یه پروندۀ رایگان بدهکاریم.

09:04.458 --> 09:06.416
‫می‌تونی توی بازداشتگاه به دیدنش بری؟

09:06.417 --> 09:09.399
‫- گفتی رایگان خرم کردی.
‫- ممنون.

09:25.208 --> 09:26.541
‫فکر کردم بهتره روی چیزی که

09:26.542 --> 09:29.041
‫باید برملا بشه وقت بذاریم.

09:29.042 --> 09:32.124
‫تا وقتی سراغ اون نریم،
‫نمی‌تونیم پیشرفت کنیم.

09:32.125 --> 09:34.041
‫- آدام...
‫- ترجیح میدم سراغش نریم.

09:34.042 --> 09:36.332
‫متوجهم.

09:36.333 --> 09:39.624
‫اما تاکید می‌کنم که ناراحتی رو به جون بخرین

09:39.625 --> 09:43.499
‫و برای حتی یه لحظه هم که شده،
‫دربارۀ رابطۀ نامشروع صحبت کنیم.

09:43.500 --> 09:46.292
‫این احمقانه‌ست. یه اصطلاح مسخره.

09:47.667 --> 09:50.083
‫مهمونی شام که نبوده.
‫خیانت بوده.

09:51.958 --> 09:56.499
‫تو رفته بودی. نمی‌دونستم کی برمی‌گردی
‫یا اصلا برمی‌گردی یا نه.

09:56.500 --> 09:59.541
‫می‌دونستی. من رو می‌شناسی،
‫می‌دونستی که دور نمی‌مونم.

09:59.542 --> 10:01.999
‫تو ول کردی رفتی.
‫خیانت به این میگن.

10:02.000 --> 10:05.167
‫- خودت می‌دونی چرا...
‫- بیاید بذاریم ونسا یکم صحبت کنه.

10:05.792 --> 10:06.917
‫دربارۀ آدام بهم بگو.

10:07.625 --> 10:09.250
‫- دنبال جزئیاتین؟
‫- نه.

10:10.083 --> 10:11.458
‫درباره‌ت کنجکاوم.

10:12.750 --> 10:15.083
‫چه احساسی داشتی. چرا اون؟

10:18.917 --> 10:20.292
‫بخاطر دستاش بود.

10:22.292 --> 10:24.375
‫دستاش‌ طراحی‌های

10:25.792 --> 10:29.291
‫- زیبایی خلق می‌کردن. یعنی، فقط...
‫- میشه نکنیم؟

10:29.292 --> 10:34.667
‫انگار تو حراج اساسیۀ منزل،
‫نقاشی پال کله پیدا کنی. اون...
‫(پال کله: نقاش سوییسی)

10:38.333 --> 10:41.000
‫اون بخشی از دنیای شوهرم نبود.

10:41.625 --> 10:44.374
‫اونوقت این چه دنیاییه؟ سیاسیت؟

10:44.375 --> 10:45.583
‫کسب و کار.

10:46.917 --> 10:47.917
‫که اینطور.

10:50.292 --> 10:52.749
‫آیا قبلا هم توی زندگی زناشویی‌تون
‫خیانت رخ داده بود؟

10:52.750 --> 10:54.416
‫مطلقا نه. هیچوقت.

10:54.417 --> 10:55.542
‫تو ول کردی رفتی.

10:56.917 --> 10:59.332
‫حس این رو داشت که
‫نیمی از وجودم رو با خودت بردی.

11:02.167 --> 11:04.251
‫این باعث شد چیزی درونت برانگیخته بشه ونسا؟

11:06.542 --> 11:07.750
‫پدرم...

11:10.526 --> 11:12.197
‫تو کار نساجی بود.

11:14.042 --> 11:16.500
‫بعضی وقت‌ها چند هفته می‌رفت سفر.

11:18.000 --> 11:19.000
‫مست می‌کرد.

11:19.625 --> 11:21.874
‫قمار می‌کرد.

11:21.875 --> 11:24.208
‫رفتارش مثل خوره افتاده بود به جون مادرم.

11:25.583 --> 11:26.583
‫مادرم رو در هم شکست.

11:27.250 --> 11:29.475
‫بخاطر همین هیچوقت
‫برای مادرم احترام قائل نبودم.

11:32.917 --> 11:36.333
‫نیاز داشتم حس سرزندگی بهم دست بده.
‫نه که حس کنم له شدم.

11:38.792 --> 11:40.167
‫وقتی رفتی، بهم آسیب زدی.

11:40.708 --> 11:42.207
‫هیچوقت بهم نگفتی.

11:42.208 --> 11:44.042
‫دلیلی نداشتم بگم.

11:45.042 --> 11:46.833
‫حدس می‌زنم می‌خواین از این موضوع رد بشیم.

11:48.000 --> 11:50.667
‫- به رابطۀ نامشروعت پایان دادی؟
‫- فرصتش پیش نیومد.

11:53.708 --> 11:55.542
‫چرا؟ اتفاقی افتاد؟

11:57.375 --> 11:59.458
‫ویلسون، با این مرد رو در رو شدی؟

12:00.708 --> 12:01.708
‫بله.

12:03.167 --> 12:04.291
‫گفت و گویی داشتیم.

12:06.292 --> 12:07.667
‫چجور گفت و گویی؟

12:10.792 --> 12:11.958
‫یه گفت و گوی روشن‌ساز.

12:12.958 --> 12:15.125
‫- می‌خوای دقیق‌تر بگی؟
‫- نه.

12:16.125 --> 12:18.207
‫اوه...
‫پس قضیه از این قراره.

12:18.208 --> 12:20.374
‫اینجا داریم ظاهرسازی می‌کنیم.

12:20.375 --> 12:22.707
‫من تو رو می‌شناسم،
‫روش‌هات مستقیم‌تر از این حرفان.

12:22.708 --> 12:25.333
‫نه. بودن، ولی دیگه نه.
‫فقط صحبت کردیم.

12:25.917 --> 12:28.750
‫همین.
‫از خودم سوءنیتی نشون ندادم.

12:30.167 --> 12:32.042
‫بهش گفتم چه حسی به تو دارم.

12:33.958 --> 12:35.625
‫به زندگی مشترکمون.

12:37.792 --> 12:39.000
‫و بهش گفتم...

12:40.333 --> 12:42.000
‫...که درک یه زندگی پرمفهوم

12:43.417 --> 12:46.416
‫بدون ونسا برام خیلی سخته.

12:49.875 --> 12:52.125
‫و الان آدام کجاست؟

12:53.208 --> 12:54.625
‫نمی‌دونم.

12:58.750 --> 13:02.207
‫می‌خوام برگردم به اولین سوالی
‫که موقع پذیرش ازتون پرسیدم.

13:02.208 --> 13:06.499
‫«اینجاییم که یه زندگی مشترک رو از بین ببریم
‫یا کاری کنیم دووم بیاره؟»

13:06.500 --> 13:08.208
‫می‌خوام بهش فکر کنین.

13:09.167 --> 13:11.208
‫قبل از جلسۀ بعدیمون
‫واقعا بهش فکر کنین.

13:12.208 --> 13:14.999
‫این رو به جفتتون میگم،
‫بدون بخشش

13:15.000 --> 13:16.750
‫نمیشه واقعا التیام پیدا کرد.

13:17.542 --> 13:20.874
‫بخشش، نه تنها بالاترین سطح عشقه،

13:20.875 --> 13:22.750
‫بلکه تنها راه جلو رفتن هم هست.

13:25.083 --> 13:26.208
‫امروز کارتون خوب بود.

13:31.917 --> 13:35.666
‫اگه براتون اشکالی نداره، می‌خوام یه لحظه
‫با ونسا تنها صحبت کنم.

13:35.667 --> 13:36.750
‫فقط خودمون دوتا.

13:49.208 --> 13:50.833
‫مشکلی پیش اومده دکتر گلن؟

13:51.667 --> 13:52.666
‫مطمئن نیستم.

13:52.667 --> 13:57.458
‫بر اساس طبیعت صحبت‌های امروزمون،
‫موظف دونستم که ازتون بپرسم...

13:59.667 --> 14:01.575
‫فکر می‌کنین پیش همسرتون در امانین؟

14:02.750 --> 14:04.832
‫اوه... فکر می‌کنین...

14:07.833 --> 14:08.958
‫چه مهربون.

14:12.833 --> 14:16.810
‫شوهر من قادر به انجام کارهای خیلی خیلی زیادیه،
‫که بعضی‌هاشون افراطی‌ان.

14:17.250 --> 14:19.750
‫اما صدمه زدن به من جزوشون نیست.

14:31.250 --> 14:34.874
‫شهردار فیسک. شاید آدم خوبی باشه
‫ولی لقمۀ بزرگتر از دهنش برداشته.

14:34.875 --> 14:38.082
‫یاغی‌ها، عاشقشونم.
‫باید خیلی وقت پیش یاغی می‌داشتیم.

14:38.083 --> 14:40.916
‫اونا تنها کسایی‌ان که می‌تونن
‫مشکلات نیویورک رو حل کنن.

14:40.917 --> 14:43.708
‫کاش منم می‌تونستم یه یاغی باشم،
‫اونوقت منم کار انجام می‌دادم.

14:51.667 --> 14:54.417
‫لروی بردفورد؟ لروی بردفورد داریم؟

14:59.333 --> 15:03.332
‫اینجا رو نگاه.
‫کوره به من افتاده.

15:06.083 --> 15:07.542
‫بیا بریم.

15:08.250 --> 15:10.292
‫عدالت کور رو دریابید.

15:14.583 --> 15:17.916
‫آقای بردفورد، اسم من متیو مرداکه.
‫من قراره وکیل شما باشم.

15:17.917 --> 15:19.249
‫خوش به حالم.

15:19.250 --> 15:22.624
‫اگه درست متوجه شده باشم، به شما
‫اتهام خرده‌دزدی زدن که بزهکاری سطح الفه.

15:22.625 --> 15:25.541
‫شکایتی که علیه‌تون ثبت شده ادعا می‌کنه
‫که شما تقریبا پنج بسته

15:25.542 --> 15:28.125
‫- فیدل فدل از یه بقالی دزدیدین.
‫- خب، من ندزدیدم.

15:28.625 --> 15:30.999
‫- آم... باشه.
‫- گفتم که من چیزی ندزدیدم!

15:31.000 --> 15:34.082
‫متوجهم. قضیه اینه که،
‫بقالی‌ای که که دزدی ظاهرا درش اتفاق افتاده،

15:34.083 --> 15:37.083
‫سیستم نظارتی داره،
‫که شامل کلی دوربینه.

15:37.792 --> 15:40.041
‫اونا فیلمی که توش شما رو در حال دزدی وسایل

15:40.042 --> 15:42.166
‫نشون میده به دادستانی ارائه کردن.

15:42.167 --> 15:44.707
‫در ضمن، صندوقدار مغازه هم
‫حاضره شهادت بده

15:44.708 --> 15:46.874
‫که به چشم شاهد تمام ماجرا بوده

15:46.875 --> 15:49.624
‫و نگهبان مغازه هم شهادت میده
‫که وقتی دستگیرتون کرد،

15:49.625 --> 15:52.917
‫شما چندتا بسته پاپکورن کاراملی فیدل فدل
‫پیش خودتون داشتین.

15:54.477 --> 15:56.249
‫در نهایت هم پلیس تایید می‌کنه

15:56.250 --> 15:58.999
‫که چندتا بسته پاپکورن کاراملی
‫بیرون مغازه پیدا کردن.

15:59.000 --> 16:01.666
‫ببین، من هفتۀ پیش پول اونا رو داده بودم.

16:01.667 --> 16:04.291
‫متاسفانه، همچین چیزی ممکن نیست آقای بردفورد.

16:04.292 --> 16:06.457
‫اصولا آدم روزی که خرید می‌کنه
‫پولش رو پرداخت می‌کنه.

16:06.458 --> 16:08.292
‫پس دارن دروغ میگن.

16:10.458 --> 16:11.499
‫می‌شنوی چی میگم؟

16:11.500 --> 16:12.708
‫آم...

16:13.000 --> 16:15.707
‫تازه‌شم، دیدم که پلیس‌ها
‫خودشون دوتا بسته‌ش رو خوردن.

16:15.708 --> 16:17.457
‫این رو که واقعا دلم می‌خواد باور کنم.

16:17.458 --> 16:19.832
‫پس چرا خودشون رو واسه دزدی دستگیر نمی‌کنن؟

16:19.833 --> 16:21.249
‫شاید باید می‌کردن.

16:21.250 --> 16:24.832
‫پیچیدگی اون ماجرا به کنار،
‫ما الان اینجاییم چون شما رو دستگیر کردن.

16:27.625 --> 16:28.792
‫شاید کار یه اسکرال بوده؟

16:30.458 --> 16:31.624
‫نه.

16:31.625 --> 16:34.166
‫و مشکل بزرگتری که داریم سابقۀ کیفریته.

16:34.167 --> 16:36.666
‫چرا شماها همش پای اون رو وسط می‌کشین؟

16:36.667 --> 16:39.124
‫کاری که قبلا کردم هیچ ربطی به این نداره.

16:39.125 --> 16:41.582
‫درسته، اما وقتی یه قاضی
‫سابقه‌ای مثل سابقۀ تو رو می‌بینه،

16:41.583 --> 16:46.082
‫20، 25 صفحه متشکل از جرایم، مواد مخدر،
‫ورود غیرمجاز، تکدی‌گری، خرده‌دزدی،

16:46.083 --> 16:49.166
‫تازه چهارتا پروندۀ جدا که
‫تو دادگاه حاضر نشدی

16:49.167 --> 16:50.999
‫و مجبور شدن حکم بازداشت صادر کنن.

16:51.000 --> 16:52.333
‫من باید برم خونه رفیق.

16:53.125 --> 16:54.874
‫همونطور که گفتم، من زندان نمیرم.

16:54.875 --> 16:58.499
‫اگه تصمیم بگیری که دعوی انجام بدی،
‫با مدرک ویدیویی،

16:58.500 --> 17:00.457
‫سابقۀ کیفریت،
‫تاریخچۀ حکم‌های بازداشتت،

17:00.458 --> 17:03.249
‫قاضی قطعا قرار وثیقه می‌ذاره.
‫که یعنی تا وقتی وثیقه نذاری...

17:03.250 --> 17:04.499
‫به نظرت من پول دارم؟

17:04.500 --> 17:06.457
‫تا وقتی تموم بشه میفتی زندان.

17:06.458 --> 17:08.291
‫پس سعی داری بگی چیکار کنم؟

17:08.292 --> 17:10.832
‫- اعتراف کنم؟ از اون وکیل‌هایی که میگی اعتراف کنن؟
‫- اگه قرداد پیش از...

17:10.833 --> 17:12.333
‫نه. نه!

17:13.917 --> 17:16.624
‫ببین رفیق، اگه حتی به این فکر کنی
‫که بهم بگی اعتراف کنم...

17:16.625 --> 17:18.666
‫بهتره بری اون بیرون و آزادی مشروطم رو بگیری.

17:18.667 --> 17:20.082
‫سعی دارم بهت بفهمون لروی.

17:20.083 --> 17:22.916
‫بذار واضح بگم،
‫آزادی مشروط جزو گزینه‌ها نیست.

17:22.917 --> 17:24.167
‫پس نمی‌خوام.

17:24.411 --> 17:25.874
‫دفعه قبل که بخاطر دزدی دستگیر شدی،

17:25.875 --> 17:27.916
‫- 30 روز حبس برات بریدن.
‫- اوهوم.

17:27.917 --> 17:29.582
‫که یعنی دفتر دادستانی قطع به یقین

17:29.583 --> 17:31.249
‫چیزی بیشتر از 30 روز پیشنهاد میده.

17:31.250 --> 17:33.874
‫- 30 روز مثل آزادی مشروطه؟
‫- نه، 30 روز ببرن، 20 روزی میری داخل.

17:33.875 --> 17:37.666
‫- پس نمی‌خوامش.
‫- که در این صورت باید...

17:37.667 --> 17:40.749
‫ببین، نمی‌خوام دیگه
‫این «در این صورت» کسشر رو بشنوم.

17:40.750 --> 17:43.750
‫این پروندۀ منه و من می‌خوام برم خونه.

17:44.333 --> 17:47.249
‫- می‌شنوی چی میگم آقا کوره؟
‫- بلند و واضح.

17:47.250 --> 17:50.332
‫پس برو اون بیرون و کارت رو انجام بده
‫و آزادی مشروط من رو بگیر.

17:51.526 --> 17:54.869
‫- باشه، بذار ببینم چیکار می‌تونم بکنم.
‫- ببینی؟

17:56.167 --> 17:59.495
‫می‌بینی، این خیلی بامزه‌ست،
‫چون تو هیچ کسشری نمی‌بینی!

18:04.292 --> 18:06.207
‫من این کار رو نمی‌کنم...

18:06.208 --> 18:07.791
‫- ببخشید.
‫- پروندۀ کیه مرداک؟

18:07.792 --> 18:10.541
‫صبح بخیر سوفیا.
‫مطمئنم امروز زیبا به نظر می‌رسی.

18:10.542 --> 18:13.166
‫آم، 8357، بردفورد.

18:13.167 --> 18:14.917
‫اوه... آره.

18:15.833 --> 18:17.791
‫از بقالی چندتا پاپکورن کاراملی دزدیده.

18:17.792 --> 18:18.874
‫آره، خودشه.

18:18.875 --> 18:22.504
‫انگار دفعه قبلی 30 روز براش بریده بودیم،
‫پس 35 روز چطوره؟

18:22.528 --> 18:24.332
‫خب، یارو دنبال آزادی مشروطه.

18:24.333 --> 18:26.624
‫منم دنبال آقای بی‌نقصم.

18:26.625 --> 18:29.082
‫- احیانا تو همون آقای بی‌نقص نیستی؟
‫- شاید برای آزادی مشروط باشم.

18:29.083 --> 18:32.374
‫یا چطور به موکلت یادآوری کنی که
‫کل نکتۀ قرار منع...

18:32.375 --> 18:34.957
‫یه فلسفۀ کیفری کاملا بی‌اعتباره، اما باشه.

18:34.958 --> 18:39.999
‫...اینه که وقتی به ارتکاب جرم ادامه میدی،
‫حکم‌ها زیادتر میشن، کم نمیشن.

18:40.000 --> 18:41.249
‫درضمن، قرار منع جواب میده.

18:41.250 --> 18:44.666
‫- سابقۀ کیفریش خلاف این رو ثابت می‌کنه.
‫- شاید به اندازۀ کافی سخت‌گیری نکردیم.

18:44.667 --> 18:46.416
‫یا شاید کل این تفکر
‫متکی بر این نظریه‌ست که

18:46.417 --> 18:48.791
‫مردم بعدش به عواقب کارهاشون فکر کنن،

18:48.792 --> 18:49.874
‫که بهت اطمینان میدم،

18:49.875 --> 18:52.958
‫بعد از پنج دقیقه وقت گذروندن با آقای بردفورد،
‫متوجه شدم پشیمون نیست.

18:53.718 --> 18:56.207
‫می‌تونم بخاطر ورود غیر مجاز
‫پنج روز خدمات اجتماعی جریمه بدم؟

18:56.208 --> 18:59.082
‫آره. خب، آم،
‫اگه... اگه از قرار منع خوشت نمیاد،

18:59.083 --> 19:03.124
‫ممنوعیت چطوره؟ بیا برای 35 روز
‫از خونه در اومدنش رو ممنوع کنیم.

19:03.125 --> 19:05.609
‫بیخیال سوفیا، واقعا می‌خوای
‫سر چندتا پاپکورن کاراملی دزدی

19:05.632 --> 19:07.541
‫تو «روز تبار لتونیایی»
‫به من نکته ثابت کنی؟

19:07.542 --> 19:09.082
‫از کجا می‌دونی من لتونیایی‌ام؟

19:09.083 --> 19:11.417
‫مطمئنم یواشکی
‫یه تیکه کیک عسلی برای صبحونه آوردی.

19:11.786 --> 19:13.124
‫- واو.
‫- از مهارت‌های نابیناهاست.

19:13.125 --> 19:15.249
‫- هممم.
‫- می‌دونی. حواس تقویت شده و اینا.

19:15.250 --> 19:18.082
‫هممم. تصور می‌کنم که دلم بخواد
‫یکم بیشتر در این باره بدونم.

19:18.083 --> 19:19.875
‫درضمن، با اسمی مثل اوزولا...

19:21.042 --> 19:23.249
‫خب، با توجه به آگاهی فرهنگیت

19:23.250 --> 19:24.541
‫و دماغ واقعا تحسین‌برانگیزت،

19:24.542 --> 19:25.791
‫برای موکلت 20 روز می‌برم.

19:25.792 --> 19:27.374
‫هممم.

19:27.375 --> 19:29.166
‫واقعا گیر داده به آزادی مشروط.

19:29.167 --> 19:30.957
‫بهش یادآوری کردی که آخرین باری که

19:30.958 --> 19:33.082
‫واقعا آزادی مشروط گرفت،
‫طبق شمارش من،

19:33.083 --> 19:34.999
‫- 11 پرونده قبلتر بوده...
‫- آره.

19:35.000 --> 19:38.499
‫فقط دوماه طول کشید تا افسر ناظرش
‫اون رو بخاطر غیبت به زندان برگردوند؟

19:38.500 --> 19:40.291
‫چی بگم؟
‫طرف سلیقۀ خاصی داره.

19:40.292 --> 19:41.500
‫آره، خب منم همینطور.

19:42.167 --> 19:43.832
‫خب، این 20 روز چطوره؟

19:43.833 --> 19:46.916
‫که منهای امروز 15 روز میره داخل.
‫واقعا داری میگی

19:46.917 --> 19:48.374
‫از  دیدگاه فلسفی،

19:48.375 --> 19:50.541
‫دو هفته زندان جایگزین آزادی مشروطه؟

19:50.542 --> 19:53.749
‫فقط تو از این کارها می‌کنی مرداک.
‫تو دادگاه جرایم کیفری دربارۀ فلسفه بحث می‌کنی.

19:53.750 --> 19:56.874
‫خودت شروع کردی. و الان که سر موضوعیم،
‫بهتر نیست به این اشاره کنم

19:56.875 --> 19:59.582
‫که اسم جرمی که باهاش سر و کار داریم
‫«خرده‌دزدی»ئه؟

19:59.583 --> 20:01.291
‫که از کلمۀ فرانسوی «پتی» گرفته  شده.
‫که یعنی...

20:01.292 --> 20:04.082
‫خیلی خب، فقط یه بار،
‫آخرین پیشنهادمه.

20:04.083 --> 20:06.292
‫- آقای بردفورد می‌تونه 10 رو زندان بمونه.
‫- ایول!

20:07.208 --> 20:08.207
‫ممنون.

20:08.208 --> 20:10.792
‫- ببین، می‌دونستم به رستگاری اعتقاد داری.
‫- نه، ندارم. ندارم.

20:11.542 --> 20:14.207
‫- اما واقعا امیدوارم ممنونت باشه.
‫- ممنون.

20:24.083 --> 20:26.167
‫چی؟ نه.

20:27.417 --> 20:28.417
‫چی؟

20:29.875 --> 20:30.875
‫کی؟

20:32.167 --> 20:35.624
‫نه، نه، اون یارو یه احمقه. نه، نه، فقط خودت.
‫فقط خودت ساعت 6 اونجا باش.

20:35.625 --> 20:39.082
‫افسر پاول؟
‫حس کردم صدات رو شناختم.

20:39.083 --> 20:40.375
‫لعنتی، من باید قطع کنم.

20:41.583 --> 20:43.166
‫وکیل مرداک. جالبه که مدام

20:43.167 --> 20:45.083
‫- اینطوری به هم برمی‌خوریم.
‫- آره. مگه نه؟

20:45.917 --> 20:48.042
‫امروز داری کار خدا رو انجام میدی؟

20:49.250 --> 20:50.250
‫آره.

20:50.958 --> 20:53.416
‫هی، نمی‌تونستی بذاری نقطه ضعفت
‫آزادانه بچرخه، مگه نه؟

20:53.417 --> 20:55.541
‫- چی؟
‫- یا نمی‌دونم، شایدم غرور بوده.

20:55.542 --> 20:57.082
‫آیالا باعث شد جلوۀ بدی پیدا کنی، مگه نه؟

20:57.083 --> 20:59.082
‫در واقع،
‫رک و راست آبروت رو برد

20:59.083 --> 21:02.582
‫و نمی‌تونستی بذاری تو پلیس نیویورک آبروت بره.
‫واسه همین این کار رو کردی؟

21:05.917 --> 21:07.541
‫روز خوبی داشته باشی جناب وکیل.

21:07.542 --> 21:08.667
‫اون خانواده داشت.

21:09.292 --> 21:11.750
‫آینده داشت.
‫و تو اینا رو ازش گرفتی.

21:17.083 --> 21:19.416
‫تو نمی‌تونی این نشان رو ببینی جناب وکیل
‫چون که کوری،

21:19.417 --> 21:21.583
‫اما پدربزرگم این نشان رو داشت،

21:22.208 --> 21:24.791
‫پدرم این نشان رو داشت،
‫برادرم این نشان رو داره،

21:24.792 --> 21:27.041
‫چهارتا از پسرعموهام این نشان رو دارن،

21:27.042 --> 21:29.041
‫همه‌شون کله‌خرن اما پلیس‌های خوبی‌ان.

21:29.042 --> 21:31.456
‫واسه همین، من با افتخار این نشان رو
‫حمل می‌کنم جناب وکیل.

21:31.750 --> 21:36.124
‫و من هیچی دربارۀ اتفاقی که
‫برای هکتور آیالا افتاد نمی‌دونم.

21:42.708 --> 21:44.125
‫اما یه چیزی هست که می‌دونم.

21:44.917 --> 21:47.791
‫وکیلی که به یه افسر پلیس حمله می‌کنه؟

21:47.792 --> 21:50.042
‫که مانع تحقیقاتی که در جریانه میشه؟

21:50.708 --> 21:53.041
‫چیزی نیست که کانون وکلای دادگستری
‫دست کم بگیره.

21:53.042 --> 21:54.624
‫- اگه متوجه منظورم بشی.
‫- همم.

21:54.625 --> 21:57.082
‫در ضمن چندتا دیگه از همکارهای تحریک‌پذیرم

21:57.083 --> 21:58.582
‫- توی نیروی پلیس هم هستن.
‫- آه، درسته.

21:58.583 --> 22:03.125
‫فقط اینکه... باید بیشتر از اونایی که
‫دفعه قبل آورده بودی، با خودت بیاری، مگه نه؟

22:05.208 --> 22:07.625
‫خیلی خب. می‌بینمت جناب وکیل.

22:16.471 --> 22:18.555
‫شهر نیویورک.

22:20.596 --> 22:22.180
‫بزرگ‌ترین شهر دنیا.

22:23.388 --> 22:25.971
‫قلب سرمایه‌گذاری، نشریات...

22:26.513 --> 22:28.263
‫دیپلماسی بین‌المللی.

22:30.263 --> 22:33.471
‫ولی به نظرم یه چیزی رو
‫توی این مسیر از دست دادیم.

22:36.138 --> 22:37.263
‫صنعت.

22:38.346 --> 22:40.305
‫غرور قشر کارگر.

22:40.930 --> 22:43.262
‫اگه بگم رد هوک چه واژه‌هایی به ذهن‌تون میاد؟

22:43.263 --> 22:44.929
‫- قبر.
‫- فرسودگی.

22:44.930 --> 22:46.220
‫آخه کثیف هم هست.

22:46.221 --> 22:49.845
‫بله. این بندر مایه‌ی آبروریزی این شهره.

22:51.221 --> 22:52.805
‫یه مدتی هست که اینطوره.

22:54.542 --> 22:56.125
‫به نظرم می‌تونیم بهتر عمل کنیم.

22:57.292 --> 23:00.207
‫منظورم یه بازسازی ساختاری کامله.

23:00.208 --> 23:02.500
‫- این شدنی نیست.
‫- یه دگرگونی کامل.

23:03.250 --> 23:06.041
‫من به مردم این شهر گفتم که قوی وارد میشم،

23:06.042 --> 23:07.666
‫دقیقاً هم همین کار رو می‌خوام بکنم.

23:07.667 --> 23:10.041
‫زنده باد آقا.

23:10.042 --> 23:13.750
‫دنیل، می‌خوام ترتیب
‫یه مصاحبه‌ی مطبوعاتی رو بدی.

23:15.125 --> 23:16.707
‫می‌خوام بلافاصله این پیام رو بدم.

23:16.708 --> 23:18.874
‫جسارتاً...

23:18.875 --> 23:21.957
‫نمی‌تونید یه چیزی رو تصمیم بگیرید
‫و با حرف به واقعیت تبدیلش کنید.

23:21.958 --> 23:23.291
‫بعد چرا شیلا؟

23:23.292 --> 23:25.832
‫اینجا شهرداریه. این کارها یه روندی دارن.

23:25.833 --> 23:27.375
‫آره، روند انجام کارها.

23:28.667 --> 23:30.708
‫من خیلی اهل بوروکراسی‌های بیخودی نیستم.

23:31.375 --> 23:34.499
‫می‌دونم شما به روش متفاوتی عادت دارید،

23:34.500 --> 23:37.207
‫ولی این کار اینطوری پیش نمیره.

23:37.208 --> 23:39.707
‫این کارها وقت می‌خوان، صبر می‌خوان.

23:39.708 --> 23:41.207
‫نظر تو چیه دنیل؟

23:41.208 --> 23:43.749
‫اون توی جایگاهی نیست که نظر بده.

23:43.750 --> 23:47.750
‫به علاوه، یه گروه خلافکار
‫دیروز داشتن 15 متری اینجا تیراندازی می‌کردن.

23:48.250 --> 23:52.082
‫امسال این سومین باره.
‫خشونت مردم رو مضطرب می‌کنه.

23:52.083 --> 23:55.291
‫این هدف بلند پروازانه‌ایه. هدف ارزشمندیه،

23:55.292 --> 23:59.499
‫نمیگم نباید این کار رو بکنیم،
‫من فقط میگم باید کوچیک‌تر شروع کنیم.

23:59.500 --> 24:01.332
‫این می‌تونه شعار کمپین بعدی‌مون باشه.

24:03.708 --> 24:07.917
‫به نظرم حرفت اینه که
‫طرح من شانس موفقیت کمی داره،

24:08.500 --> 24:10.000
‫اما غیرممکن نیست.

24:10.458 --> 24:11.750
‫داری مشکلات رو برام شرح میدی.

24:13.000 --> 24:14.542
‫من راه حل می‌خوام.

24:16.583 --> 24:17.708
‫از کجا شروع کنیم؟

24:18.750 --> 24:24.832
‫به نظرم باید یه تحقیقی
‫راجع به امکان‌سنجیش بکنیم.

24:24.833 --> 24:28.791
‫بررسی زمین، مجوز ساختمون، قوانین مناطق.

24:28.792 --> 24:32.666
‫تاثیرات محیط زیستی. مسائیل ترافیکی.

24:32.667 --> 24:35.791
‫شورای شهر می‌خواد بدونه که
‫این پروژه می‌تونه موفق بشه.

24:35.792 --> 24:37.124
‫بله، بیا این بررسی‌ها رو شروع کنیم.

24:37.125 --> 24:39.207
‫بدون تایید شورای شهر
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

24:39.208 --> 24:40.582
‫- پس تایید شورا رو...
‫- نه.

24:40.583 --> 24:43.416
‫نمی‌تونیم تاییدشون رو بگیریم مگه این که...

24:43.417 --> 24:46.042
‫از وکیل عمومی بخوایم
‫که درخواست‌مون رو ثبت کنه.

24:46.583 --> 24:48.457
‫- این قدم اوله؟
‫- بله آقا.

24:48.458 --> 24:50.125
‫بیاید قدم اول رو برداریم.

24:51.125 --> 24:52.332
‫بله آقا.

24:52.333 --> 24:55.582
‫در عین حال آقا، امروز برنامه‌مون کاملاً پره.

24:55.583 --> 24:57.957
‫از روزهای شلوغ خوشم میاد. در خدمتم.

25:01.542 --> 25:04.332
‫- ممنونم آقای شهردار.
‫- بله.

25:08.500 --> 25:12.000
‫منم عملاً می‌خواستم همین حرف‌های تو رو بزنم،
‫واسه همین...

25:13.792 --> 25:16.582
‫یه چیزی رو درست میگه.

25:16.583 --> 25:19.457
‫اتفاقی که داره اینجا میفته
‫از چیزی که فکر می‌کنید مشکل‌ساز تره.

25:19.458 --> 25:22.124
‫رئیس‌های دیگه انقدر خرابی به بار میارن،

25:22.125 --> 25:26.083
‫تا یا یکی‌شون محکوم بشه یا همه‌شون بمیرن.

25:27.107 --> 25:33.107
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:34.417 --> 25:36.999
‫- خبرهای خیلی خوبی دارم.
‫- اون عفو مشروط رو برام گرفتی.

25:37.000 --> 25:39.874
‫نخیر. برات ده روز گرفتم،
‫که هفت روزش رو می‌گذرونی، به جز امروز،

25:39.875 --> 25:42.124
‫آخر هفته روز کاری به حساب نمیاد
‫و جمعه آزاد میشی.

25:42.125 --> 25:44.249
‫- این چطور خبر خیلی خوبیه؟
‫- بیخیال لروی،

25:44.250 --> 25:47.374
‫کمترین چیزی که توی ده‌تا پرونده‌ی قبلیت داشتی
‫بیست روز بوده.

25:47.375 --> 25:49.707
‫هرچیزی زیر 30 روز شانس آوردی،
‫ده روز معجزه‌ست.

25:49.708 --> 25:51.874
‫ببین، گفتم عفو مشروط
‫و جدی هم گفتم عفو مشروط!

25:51.875 --> 25:53.624
‫تو اون وسایل رو برداشتی لروی.

25:53.625 --> 25:56.666
‫اینجا عفو مشروطی در کار نیست
‫این بهترین چیزیه که گیرت میاد.

25:56.667 --> 25:59.166
‫پس بگو ببینم، چطور الان اونجایی نیست
‫که باید بگی تشکر می‌کنم جناب وکیل؟

25:59.167 --> 26:03.083
‫خب، الان داری می‌اندازیم توی زندان
‫بعد من باید ازت تشکر کنم؟

26:04.542 --> 26:06.375
‫واقعاً متوجه نیستی، مگه نه؟

26:07.500 --> 26:09.375
‫این داستان گه هیچوقت تموم نمیشه.

26:10.375 --> 26:12.958
‫این سیستم کل عمرم فقط بگام داده.

26:13.583 --> 26:16.375
‫سری قبل 30 روز برام بریدن،
‫می‌دونی چی شد؟

26:17.625 --> 26:21.250
‫به جلسه‌ی بهزیستیم نرسیدم
‫و مزایام رو قطع کردن.

26:22.792 --> 26:26.000
‫این که بخوای با کوپن غذا زندگی کنی
‫به قدر کافی بد هست، ولی وقتی قطعش کنن،

26:26.625 --> 26:29.250
‫پسر یه عمر طول می‌کشه تا به حالت عادی برگرده.

26:33.125 --> 26:37.875
‫بعدش باید هرچی توی سوپرمارکت‌ها
‫دور ریختن رو بخوری،

26:40.083 --> 26:42.042
‫واسه پول خورد التماس کنی،

26:42.750 --> 26:43.875
‫که غذا بخری.

26:46.417 --> 26:49.208
‫بعد هم آره، فقط یه بار...

26:50.375 --> 26:51.625
‫دلم یه دسر می‌خواد.

26:52.500 --> 26:56.750
‫یه چیزی که انقدر بدمزه نباشه.
‫یه چیزی که واقعاً خوشمزه‌ست.

26:59.000 --> 27:00.875
‫خب، چرا پاپ‌کورن کاراملی دزدیدم؟

27:02.417 --> 27:04.792
‫اون لعنتی رو دوستش دارم و واقعاً خوشمزه‌ست.

27:06.750 --> 27:10.207
‫واسه این کارم هم حاضرن
‫پنج برابر مبلغی رو که...

27:10.208 --> 27:13.250
‫حاضرن واسه سیر کردن شکمم بدن رو پرداخت کنن
‫که زندانیم کنن.

27:14.542 --> 27:17.333
‫بعد اومدی اینجا و میگی شانس آوردم؟

27:18.542 --> 27:20.042
‫که باید تشکر کنم؟

27:22.875 --> 27:23.917
‫درست میگی.

27:34.500 --> 27:36.458
‫به هر حال مهم نیست.

27:41.667 --> 27:42.957
‫یک، دو، سه...

27:42.958 --> 27:46.124
‫♪ ما این شهر رو می‌سازیم ♪

27:46.125 --> 27:49.957
‫♪ ما این شهر رو با راک اند رول ساختیم ♪

27:49.958 --> 27:51.958
‫♪ این شهر رو ساختیم ♪

27:53.125 --> 27:57.624
‫♪ ما این شهر رو با راک اند رول ساختیم... ♪

28:00.083 --> 28:05.874
‫♪ مارکونی مامبا می‌زنه، رادیو گوش کن ♪

28:05.875 --> 28:08.749
‫♪ یادت نمیاد؟ ♪

28:08.750 --> 28:10.374
‫♪ ما این شهر رو ساختیم... ♪

28:10.375 --> 28:11.916
‫یه چیزی رو باید بهت نشون بدم.

28:11.917 --> 28:14.541
‫♪ ما این شهر رو با راک اند رول ساختیم... ♪

28:14.542 --> 28:17.416
‫- خانم، باید این رو ببینی.
‫- بگو دیگه دنیل. چی شده؟

28:17.417 --> 28:20.166
‫♪ ما این شهر رو ساختیم، ما این شهر رو ساختیم ♪

28:20.167 --> 28:21.916
‫♪ ما این شهر رو ساختیم... ♪

28:21.917 --> 28:24.625
‫کار من بود. من گند زدم.

28:25.125 --> 28:27.457
‫- این کار تو بوده؟
‫- یه اشتباه بود.

28:27.458 --> 28:29.499
‫- رفتم بیرون و بعد...
‫- می‌دونی چیه؟

28:29.500 --> 28:30.625
‫نمی‌خوام بشنوم.

28:32.667 --> 28:36.250
‫فقط با برنامه‌ریزها تماس بگیر و بهشون بگو
‫جلسه رو از برنامه حذف کنن. همین الان.

28:36.917 --> 28:39.166
‫- ببخشید.
‫- گفتم همین الان دنیل.

28:40.667 --> 28:41.875
‫بله خانم. فهمیدم.

28:42.667 --> 28:45.999
‫♪ ما این شهر رو ساختیم... ♪

28:46.000 --> 28:48.625
‫- حالا ما چطوری درستش کنیم؟
‫- مایی وجود نداره.

28:49.125 --> 28:50.999
‫من قبل از تو و فیسک اینجا بودم،

28:51.000 --> 28:53.541
‫بعد از این که هردوتون هم نباشید
‫من هنوز اینجام.

28:53.542 --> 28:55.957
‫حلش می‌کنم، فهمیدی؟

28:55.958 --> 28:57.499
‫تو فقط باید دهنت رو ببندی.

28:57.500 --> 29:00.832
‫♪ ما این شهر رو ساختیم، ما این شهر رو ساختیم ♪

29:00.833 --> 29:04.166
‫♪ ما این شهر رو... ♪

29:04.167 --> 29:08.457
‫♪ با راک اند رول ساختیم ♪

29:10.333 --> 29:12.000
‫واقعاً فوق‌العاده بود.

29:12.583 --> 29:14.291
‫خیلی بچه‌ها با استعدادن.

29:14.292 --> 29:18.666
‫ممنونم آقای شهردار.
‫بعد از این برنامه...

29:18.667 --> 29:21.916
‫نه، نه، نه. نه همین... همین کافیه.

29:21.917 --> 29:23.708
‫خیلی با استعدادید و دوباره بگم...

29:24.583 --> 29:26.500
‫شما فوق‌العاده بودید و...

29:27.000 --> 29:30.125
‫به قول معروف: شهر همیشه بیداره.

29:36.083 --> 29:38.499
‫همه چیز برای جلسه‌ی کلین‌گرین هالرز آماده‌ست؟

29:38.500 --> 29:41.291
‫راستش آقا مجبور شدیم از برنامه حذفش کنیم.

29:41.292 --> 29:43.458
‫- یه مشکل کوچیک پیش اومده.
‫- چی شده؟

29:45.083 --> 29:46.499
‫دارن بهتون میگن دشمن اتحادیه کارگری،

29:46.500 --> 29:49.042
‫واسه همین اون جلسه رو از برنامه حذف کردیم.

29:49.708 --> 29:52.499
‫می‌تنیم به زودی بی‌سر و صدا
‫یه جایی برگزارش کنیم.

29:52.500 --> 29:53.749
‫یه نفر خرابکاری کرده.

29:53.750 --> 29:54.916
‫همیشه خبرها لو میرن.

29:54.917 --> 29:56.875
‫تا وقتی من شهردارم نه.

29:57.625 --> 30:00.625
‫یه جلسه با حضور همه می‌خوام. همین الان!

30:01.708 --> 30:03.082
‫من کجام؟

30:03.083 --> 30:04.832
‫اینجا مرکز فرهنگی لتونیه.

30:04.833 --> 30:08.207
‫توی تقویم‌تون هست. روز میراث لتونی؟

30:08.208 --> 30:10.749
‫چرا باید میراث لتونی واسه من مهم باشه؟

30:10.750 --> 30:13.791
‫براتون مهمه چون حوزه‌ی انتخاباتی مهمیه.

30:13.792 --> 30:15.499
‫شما با 16امتیاز اختلاف پیروز شدید،

30:15.500 --> 30:17.249
‫که واقعاً توی کویینز مهم بود.

30:17.250 --> 30:18.583
‫حالش رو ندارم.

30:19.375 --> 30:21.832
‫آقای شهردار احتراماً، این کار همینه.

30:21.833 --> 30:24.457
‫خانم‌ها آقایان و مهمانان محترم...

30:24.458 --> 30:28.249
‫معرفی می‌کنم، شهردار شهر نیویورک، ویلسون فیسک.

30:44.083 --> 30:45.833
‫شهردار زباله؟ همین؟

30:46.500 --> 30:47.542
‫این نهایت توان‌تونه؟

30:48.542 --> 30:53.082
‫همه‌تون اینجایید که کمکم کنید
‫وعده‌هام رو عملی کنم.

30:53.083 --> 30:56.499
‫وعده‌هایی که به مردم دادم رو!
‫یه سری وعده‌ی ساده!

30:56.500 --> 31:00.166
‫می‌فهمم این خبر از کدوم‌تون درز کرده.

31:00.167 --> 31:01.624
‫می‌فهمم!

31:01.625 --> 31:04.332
‫من بودم آقا. من خرابکاری کردم.

31:04.333 --> 31:05.582
‫لعنت بهش.

31:05.583 --> 31:09.041
‫کاملاً اشتباه کردم.
‫کل این داستان تقصیر منه.

31:12.917 --> 31:14.708
‫همه برن بیرون! بیرون!

31:17.917 --> 31:19.417
‫تو بمون! همینجا.

31:20.292 --> 31:21.458
‫شیلا، گفتم برو بیرون.

31:22.792 --> 31:25.457
‫ایشون نیروی منه آقا.
‫هرکاری کرده مقصرش منم.

31:25.458 --> 31:28.416
‫باشه، قبوله. هرطور راحتی.
‫تو هم می‌تونی باهاش غرق بشی.

31:28.417 --> 31:31.332
‫من... می‌خوام عذرخواهی کنم،
‫نمی‌خواستم این کار رو بکنم.

31:31.333 --> 31:34.332
‫می‌دونم که این حرف‌ها درستش نمی‌کنه.
‫می‌دونم هیچی درستش نمی‌کنه.

31:34.333 --> 31:38.041
‫ولی تا ساعت 4:30 یا حتی 5 رفته بودم یه کلاب،

31:38.042 --> 31:41.916
‫چندتا هم... ببینید، خیلی نوشیدنی خورده بودم،

31:41.917 --> 31:45.374
‫تکیلا بود و اگه بخوام کاملاً راستش رو بگم...

31:45.375 --> 31:48.291
‫- یه ذره کتامین هم مصرف کردم.
‫- احتمالاً بهتره ساکت شی.

31:48.292 --> 31:50.749
‫مست و احمق بودم و نمی‌خواستم
‫این کار رو بکنم، ولی کردم،

31:50.750 --> 31:54.249
‫بعد هم می‌دونم قابل بخشش نیست،
‫درخواست بخشش هم نکردم،

31:54.250 --> 31:56.708
‫چون... خودم هم نمی‌تونم خودم رو ببخشم...

31:57.458 --> 31:59.667
‫آخه... مسئله اینه درست می‌گید.

32:00.458 --> 32:03.875
‫من لیاقت این کار رو ندارم. هرگز نداشتم.

32:05.208 --> 32:09.333
‫پس حق دارید اخراجم کنید یا مجازاتم کنید
‫یا هرکاری که می‌خواید بکنید.

32:11.083 --> 32:14.042
‫منم فقط... می‌خوام بگم که
‫من کاملاً وفادارم،

32:15.083 --> 32:17.707
‫تا همیشه هم قدردان این فرصت هستم،

32:17.708 --> 32:20.958
‫تا آخر عمرم هم به خاطر این که چقدر ناجور
‫گند زدم بهش پشیمونم.

32:21.833 --> 32:23.958
‫من... شما رو باور دارم.

32:24.792 --> 32:28.457
‫تا همیشه رای من به شماست
‫و هر اتفاقی هم که برام بیفته،

32:28.458 --> 32:30.082
‫از دور هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم،

32:30.083 --> 32:33.458
‫تا از شما و شهردار بودن‌تون حمایت کنم.

32:42.208 --> 32:44.666
‫آره، من... نمی‌خوام اخراجت کنم.

32:44.667 --> 32:46.207
‫همین الان وسایلم رو جمع می‌کنم آقا.

32:46.208 --> 32:47.750
‫گفتم نمی‌خوام اخراجت کنم.

32:48.917 --> 32:49.917
‫تو رو هم همینطور شیلا.

32:51.333 --> 32:54.542
‫من تجربه‌ام زیاده و بذار اینطور بگم...

32:55.542 --> 32:57.708
‫می‌دونم چقدر نمیشه روی آدما حساب کرد.

33:00.167 --> 33:03.208
‫من فهمیدم که وفاداری و شهامت...

33:04.208 --> 33:05.541
‫دوتا ویژگی‌ان که...

33:05.542 --> 33:06.625
‫خب...

33:08.208 --> 33:09.791
‫راحت تکرار نمیشن.

33:09.792 --> 33:11.832
‫آقا، من لیاقت این رو ندارم که...

33:11.833 --> 33:13.499
‫دنیل، فقط خفه شو.

33:13.500 --> 33:15.875
‫می‌خوای بحث کنی که از کار بذارمت کنار؟

33:18.208 --> 33:19.208
‫نه.

33:20.375 --> 33:21.375
‫نمی‌خوام.

33:22.375 --> 33:23.417
‫عذر می‌خوام آقا.

33:30.458 --> 33:32.958
‫به موقع‌اش مرد بهتری میشی.

33:34.208 --> 33:38.417
‫این به کنار، اگه یه بار دیگه همچین کاری بکنی،

33:39.000 --> 33:41.667
‫میشه آخرین کاری که توی عمرت می‌کنی.

33:42.708 --> 33:44.208
‫متوجه هستی؟

33:47.083 --> 33:48.083
‫بله آقا.

33:49.167 --> 33:50.167
‫کاملاً روشنه.

33:51.875 --> 33:54.250
‫دیگه هرگز این اتفاق نمیفته.

34:02.708 --> 34:03.999
‫برداشت دوم.

34:04.000 --> 34:05.374
‫شهردار فیسک رو اصلاً نمی‌بینید.

34:05.375 --> 34:07.832
‫هر هفته انگار درگیر یه رسوایی جدیده.

34:07.833 --> 34:09.582
‫آخه، ببین زباله‌ها چطوری شدن.

34:09.583 --> 34:12.166
‫بعد این همه زباله‌ی توی خیابون رو ببین آخه.

34:12.167 --> 34:15.582
‫چطور باید به کسی اعتماد کنیم که
‫این همه وعده داده که...

34:15.583 --> 34:17.000
‫واقعاً هوامون رو داشته باشه؟

34:28.375 --> 34:30.874
‫- پرتابه؟
‫- پیدا نشده.

34:30.875 --> 34:33.041
‫با سلاح نه میلی‌متری به سرش شلیک کردن.
‫به سبک اعدام.

34:35.833 --> 34:38.957
‫یه شلیک از فاصله‌ی خیلی کم بعد هیچکس
‫پوکه‌اش رو پیدا نکرده؟

36:51.708 --> 36:52.832
‫سلام؟

37:04.583 --> 37:05.583
‫خدایا.

37:07.833 --> 37:08.999
‫می‌دونم اینجایی...

37:09.000 --> 37:10.582
‫منم! منم!

37:10.583 --> 37:12.332
‫فرانک! فرانک! فرانک!

37:12.333 --> 37:14.457
‫منم. متیو.

37:18.708 --> 37:19.708
‫خدا لعنتش کنه.

37:21.333 --> 37:23.374
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- حالت چطوره؟ خوبی؟

37:26.542 --> 37:27.583
‫درجه یکم.

37:36.417 --> 37:38.582
‫- چی می‌خوای؟
‫- به یکی از موکل‌هام شلیک شده فرانک.

37:38.583 --> 37:42.499
‫حدس بزن لوگوی کی رو روی پوکه‌اش پیدا کردم؟

37:44.583 --> 37:46.207
‫اوه، محض رضای خدا.

37:46.208 --> 37:48.499
‫یه سری طرفدار مسخره، ها؟

37:48.500 --> 37:51.375
‫آره، خیلی‌هاشون هم پلیسن.

37:52.167 --> 37:54.166
‫- این قضیه چه ربطی به من داره؟
‫- آره.

37:54.167 --> 37:57.167
‫هیچ ربطی بهت نداره، درسته. من چقدر خنگم.

37:59.458 --> 38:01.750
‫- چه خونه‌ی قشنگی داری.
‫- هوم. ممنونم.

38:06.333 --> 38:09.042
‫ولی یه پیشنهاد، می‌تونی اینا رو به کار بگیری،

38:09.875 --> 38:13.042
‫که یه خدمتی بکنن.

38:13.750 --> 38:18.083
‫آره. یه خدمتی بکنن، ها؟

38:19.125 --> 38:22.333
‫تو داری خدمت می‌کنی قرمزپوش؟

38:22.875 --> 38:23.958
‫خدمت کردی؟

38:24.958 --> 38:27.166
‫با یه لباس هالووین توی شهر می‌چرخی،

38:27.167 --> 38:28.666
‫آدم بدا رو گوشمالی میدی.

38:28.667 --> 38:30.666
‫هی، به خاطر خدماتت ممنونم!

38:30.667 --> 38:32.499
‫منظورم اینه که می‌تونی به مردم کمک کنی،
‫می‌تونی جون‌شون رو نجات بدی.

38:32.500 --> 38:33.792
‫من... این کار رو کردم.

38:34.458 --> 38:36.125
‫من توی میدون جنگ بودم قرمزپوش.

38:37.458 --> 38:38.624
‫ببین به کجا رسیدم.

38:38.625 --> 38:41.042
‫اوه ببخشید. متوجه نشدم که
‫تو توی این ماجرا قربانی محسوب میشی.

38:44.083 --> 38:46.374
‫من کل عمرم این واژه‌ی بی‌خایه رو
‫به زبون نیاوردم،

38:46.375 --> 38:48.166
‫تو این حرف رو نذار توی دهن من، فهمیدی؟

38:48.167 --> 38:49.832
‫بسیار خب، پس بهم بگو داستان چیه رفیق.

38:49.833 --> 38:51.541
‫داری اینجا چیکار می‌کنی،
‫هر روز و هر روز...

38:51.542 --> 38:52.999
‫- فقط قایم میشی؟
‫- من از هیچی قایم نشدم!

38:53.000 --> 38:54.832
‫- اومدی اینجا، منم همینجام.
‫- طرح قتل بعدیت رو می‌ریزی؟

38:54.833 --> 38:56.874
‫- دقیقاً همینطوره.
‫- عالیه. چطور پیش میره؟

38:56.875 --> 38:59.542
‫تو می‌خوای توی خیابون باشی، راحت باش!

39:00.042 --> 39:03.958
‫ولی من وقت این قهرمان‌بازی‌های
‫بچگانه‌ی تو رو ندارم!

39:04.583 --> 39:06.541
‫- روشنه؟
‫- آره. کاملاً روشنه.

39:06.542 --> 39:09.042
‫- حتماً؟
‫- ببخشید وقتت رو تلف کردم.

39:11.583 --> 39:12.583
‫آره.

39:13.792 --> 39:16.124
‫- بهت میگم من چی فکر می‌کنم قرمزپوش.
‫- بگو. بهم بگو چی فکر می‌کنی.

39:16.125 --> 39:18.000
‫فکر نمی‌کنم اومدی اینجا که ازم کمک بخوای.

39:22.750 --> 39:24.416
‫ببین، به نظرم می‌خوای اجازه بگیری.

39:26.875 --> 39:30.250
‫می‌خوای بری سراغ یه نفر، ها؟
‫می‌خوای بهش صدمه بزنی.

39:31.083 --> 39:34.958
‫شاید یه ذره ترسیده باشی.
‫یه ذره از معناش ترسیدی.

39:37.042 --> 39:39.416
‫برداشت جالبی بود. خوشم اومد.

39:39.417 --> 39:41.832
‫ولی آره، نه ببخشید رفیق.
‫خیلی از این یکی فاصله دارم.

39:41.833 --> 39:44.999
‫آره، همه‌اش مزخرف میگی وکیل.
‫همه‌اش مزخرف میگی.

39:45.000 --> 39:46.457
‫- تو گناهکاری.
‫- ببخشید؟

39:46.458 --> 39:49.250
‫آره، اون حس گناه، اون شرمساری،
‫اینا خونه‌ی منن قرمزپوش.

39:50.042 --> 39:52.833
‫می‌تونم توی تو هم ببینمش،
‫می‌تونم بوش رو حس کنم. از سر و روت می‌باره.

39:53.708 --> 39:55.124
‫یه روز دیگه برمی‌گردم فرانک،

39:55.125 --> 39:56.333
‫شاید وقت مناسب‌تری باشه.

39:57.792 --> 40:00.457
‫اومدی این مزخرفات رو
‫در مورد نجات جون آدما میگی.

40:00.458 --> 40:02.582
‫جون دوست خودت چی شد؟ نجاتش دادی؟

40:04.667 --> 40:06.375
‫از دستش دادی، مگه نه قرمزپوش؟

40:09.750 --> 40:11.874
‫- مسئله اون نیست.
‫- پس اسمش رو بیار.

40:11.875 --> 40:14.333
‫مسئله اون نیست. مسئله اون نیست.

40:15.458 --> 40:17.666
‫محض رضای خدا، اسمش رو بیار.

40:17.667 --> 40:20.708
‫اسمش رو بیار ترسو، اسمش رو بیار!

40:21.167 --> 40:22.458
‫مسئله اون نیست؟

40:22.958 --> 40:24.707
‫از خودت متنفری، فکرش مثل خوره افتاده به جونت،

40:24.708 --> 40:27.249
‫به خاطر این که هیچ کاری
‫نتونستی براش بکنی، پس...

40:27.250 --> 40:29.082
‫اوه، اوه.

40:29.083 --> 40:30.832
‫خدا لعنتش کنه. خدا لعنتت کنه.

40:34.458 --> 40:37.124
‫ببخشید، عذر می‌خوام.

40:37.125 --> 40:38.542
‫واسه چی عذرخواهی می‌کنی؟

40:40.708 --> 40:42.542
‫اولین کاریه که صادقانه کردی قرمزپوش.

40:44.125 --> 40:45.458
‫- مسئله اون نیست.
‫- نه.

40:46.000 --> 40:48.208
‫باشه؟

40:49.667 --> 40:50.833
‫مسئله فقط خودشه.

40:53.500 --> 40:54.875
‫باهات حرف می‌زنه، مگه نه؟

40:57.042 --> 40:58.167
‫صداش رو می‌شنوی.

40:58.958 --> 41:00.083
‫می‌شنوی مگه نه؟

41:01.125 --> 41:03.833
‫هروقت حرکت نمی‌کنم
‫هنوز صدای پسر کوچولوم رو می‌شنوم.

41:05.750 --> 41:06.750
‫می‌بینمش.

41:09.292 --> 41:10.750
‫صداش رو هم می‌شنوم.

41:12.917 --> 41:14.292
‫میگه: برو سراغ‌شون بابایی.

41:15.583 --> 41:17.500
‫برو سراغ تک تک‌شون.

41:18.167 --> 41:19.917
‫به خاطر همین این کار رو می‌کنم.

41:21.167 --> 41:23.749
‫به خاطر همین هم توی وجود تو هم می‌بینمش.
‫به خاطر همین توی وجودت می‌بینمش،

41:23.750 --> 41:25.749
‫به خاطر این که می‌دونی که هیچ کاری نکردی،

41:25.750 --> 41:27.082
‫و فکرش مثل خوره افتاده به جونت،

41:27.083 --> 41:29.291
‫فکرش انقدر میفته به جونت،
‫انقدر میفته به جونت...

41:29.292 --> 41:31.457
‫هیچ راه فراری ازش نداری، می‌فهمی؟

41:37.167 --> 41:38.166
‫پیداش کردم.

41:38.167 --> 41:39.499
‫محض رضای خدا.

41:39.500 --> 41:41.124
‫کاری رو کردم که باید می‌کردم.

41:41.125 --> 41:42.874
‫بعد هم گذاشتم سیستم بقیه‌اش رو حل کنه...

41:42.875 --> 41:45.207
‫تو و اون سیستم...

41:45.208 --> 41:47.125
‫تو و اون سیستم لعنتیت!

41:47.708 --> 41:48.707
‫محض رضای خدا!

41:48.708 --> 41:52.124
‫خب حالا چی؟  بولزآی هر روز توی هلفدونی...

41:52.125 --> 41:56.124
‫غذاش رو می‌خوره، همون هوایی رو
‫نفس می‌کشه که تو می‌کشی.

41:56.125 --> 41:58.708
‫- حس خوبی نسبت به این داری؟
‫- اون زندگی داره!

42:08.333 --> 42:11.458
‫فاگی خودمون چطور؟ اون زندگی داره؟

42:13.833 --> 42:15.292
‫فاگی...

42:18.208 --> 42:19.208
‫اون...

42:20.083 --> 42:22.042
‫مهربون‌ترین و صادق‌ترین آدمی بود که دیدم.

42:22.958 --> 42:24.458
‫آدم‌هایی مثل من و تو هم...

42:25.208 --> 42:30.000
‫می‌تونیم یه عمر کار کنیم و هرگز
‫به پای شرافت اون نرسیم.

42:37.042 --> 42:38.125
‫خداحافظ فرانک.

42:56.000 --> 43:00.332
‫خب، وقتی دکتر گلن خواست...

43:00.333 --> 43:02.125
‫پرسید پیش من احساس امنیت می‌کنی یا نه.

43:05.042 --> 43:06.208
‫حدس زدم.

43:06.917 --> 43:09.667
‫یه روانشناس به فکر این رو می‌پرسه.

43:10.292 --> 43:11.542
‫من هم بهش گفتم که می‌کنم.

43:13.083 --> 43:14.208
‫دروغ هم نگفتم.

43:14.917 --> 43:16.832
‫خب خوشحالم که این حس رو داری.

43:16.833 --> 43:17.958
‫دارم.

43:18.875 --> 43:20.000
‫ولی ویلسون...

43:23.125 --> 43:24.167
‫باید این حس رو داشته باشم؟

43:29.250 --> 43:30.750
‫وقتی بچه بودم،

43:31.417 --> 43:35.083
‫با نگاه کردن به پدرم یاد گرفتم.

43:36.125 --> 43:37.792
‫که چطور با یه مرد دست بدم.

43:39.000 --> 43:42.207
‫که از کجا بفهمم که یه کسی
‫می‌خواد گولم بزنه.

43:42.208 --> 43:44.542
‫قدرت قانع کردن رو یاد گرفتم.

43:46.167 --> 43:48.833
‫که چطور روی ذهن آدما تاثیر بذارم...

43:52.458 --> 43:54.250
‫یا بدن‌شون رو خورد کنم.

43:56.042 --> 43:57.332
‫ولی بخشش...

44:01.417 --> 44:03.208
‫این بخشی از وجود اون نبود.

44:06.167 --> 44:09.708
‫نه، دارم تلاش می‌کنم.

44:11.750 --> 44:15.374
‫دلم می‌خواد شرایط مثل قبل بشه.

44:15.375 --> 44:18.292
‫متوجه هستم که شاید امکانش نباشه.

44:20.042 --> 44:21.250
‫آدما عوض میشن.

44:24.583 --> 44:26.917
‫من اون زنی که موقع رفتنت بودم نیستم.

44:28.125 --> 44:29.417
‫نه، نیستی، مگه نه؟

44:30.958 --> 44:33.458
‫از اون موقع فوق‌العاده‌تر شدی.

44:38.458 --> 44:41.582
‫اگه انقدر خوب نمی‌شناختمت،
‫فکر می‌کردم می‌خوای ازم فاصله بگیری.

44:41.583 --> 44:42.874
‫خیلی عذر می‌خوام.

44:42.875 --> 44:44.582
‫مجبور شدم برم یه جلسه‌ی دیگه.

44:44.583 --> 44:46.499
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

44:46.500 --> 44:47.583
‫واقعاً؟

44:48.375 --> 44:49.374
‫شاید یه کوچولو.

44:51.458 --> 44:52.832
‫بامزه‌ست که چطور...

44:54.417 --> 44:56.499
‫وقتی اینجا نمی‌مونم نگرانت نمیشم.

44:56.500 --> 44:59.707
‫وقتی یه شبی رو دیرتر میای خونم
‫ذهنم حسابی درگیر میشه.

44:59.708 --> 45:01.832
‫آخه: اگه افتاده باشه جلوی مترو چی؟

45:01.833 --> 45:04.082
‫- اگه یه نفر دزدیده باشتش چی.
‫- بدزدنم؟

45:04.083 --> 45:05.374
‫شاید به حرکت هایملیش نیاز داشته باشه،

45:05.375 --> 45:07.000
‫و هیچکس نباشه که براش انجام بده.

45:09.083 --> 45:11.624
‫- من توی حرکت هایملیش محشرم.
‫- واقعاً؟

45:11.625 --> 45:13.582
‫- اوهوم.
‫- خب متاسفم،

45:13.583 --> 45:16.291
‫یعنی، متاسف نیستم،
‫می‌دونی که متاسف هستم. حالا هرچی. فقط...

45:17.625 --> 45:19.167
‫به نظرم امروز یکی از اون روزهاست.

45:20.125 --> 45:24.958
‫ثابت شد که موکلم بی‌گناهه
‫و با این حال مُرد و واسه هیچکس مهم نیست.

45:26.875 --> 45:28.374
‫می‌دونم، از این بابت متاسفم مت.

45:28.375 --> 45:32.249
‫یکی دیگه از موکل‌هام توی رایکرز زندانی شده
‫چون یه بسته پاپ‌کورن کاراملی دزدیده.

45:32.250 --> 45:33.624
‫به نظر یه کمی زیاده‌روی میاد.

45:36.417 --> 45:38.042
‫تا حالا شده حس کنی که انگار...

45:38.875 --> 45:41.125
‫داری یه سنگ رو از صخره می‌بری بالا،

45:42.333 --> 45:45.583
‫کلی هم آدم اون طرفش دارن هلش میدن؟

45:48.417 --> 45:49.499
‫روز تو چطور بود؟

45:49.500 --> 45:50.707
‫می‌دونی...

45:52.208 --> 45:56.082
‫یه سری روان‌رنجور و افسرده‌ی معمولی...

45:56.083 --> 45:59.791
‫به علاوه‌ی یه زوج نسبتاً غیرمعمولی
‫که به مشکل خوردن؟

45:59.792 --> 46:01.916
‫هیچ‌کدومش رو هم نمی‌تونی بهم بگی.

46:01.917 --> 46:05.457
‫خب می‌دونی،
‫می‌تونم هرچی می‌خوای بدونی رو بهت بگم.

46:05.458 --> 46:07.082
‫واقعاً؟

46:07.083 --> 46:09.417
‫فقط باید بعدش بکشمت.

46:10.500 --> 46:13.750
‫می‌دنی، خیلی به این که وارد
‫یه آپارتمان خالی بشم عادت کرده بودم.

46:14.667 --> 46:15.791
‫حالا چی؟

46:15.792 --> 46:18.000
‫حالا نمی‌تونم تصور کنم یه روز اینجا نباشی.

46:20.792 --> 46:21.833
‫جواب خوبی بود.

47:53.125 --> 47:56.416
‫خواهش می‌کنم آقای فیسک.

47:58.458 --> 47:59.583
‫شهردار فیسک.

48:03.042 --> 48:07.917
‫شنیده بودم که بخشش بالاترین حالت عشقه.

48:09.667 --> 48:10.750
‫نمی‌دونم...

48:12.250 --> 48:15.124
‫باهاش موافقی آدام؟

48:22.542 --> 48:24.833
‫خواهش می‌کنم... فیسک!

48:28.917 --> 48:30.000
‫خواهش می‌کنم.

48:30.833 --> 48:33.124
‫خواهش می‌کنم!

48:33.125 --> 48:34.583
‫بذار بیام بیرون!

48:35.607 --> 48:55.607
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
