WEBVTT

00:12.355 --> 00:13.287
‫« آنچه گذشت »

00:13.292 --> 00:14.582
‫ممنون نیویورک.

00:14.583 --> 00:17.166
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

00:17.167 --> 00:21.749
‫مقاومت ونسا در برابر شرکت تو این داستان داره به
‫شما ضربه می‌زنه، اونم پیش رأی‌دهنده‌های سنتی‌تر.

00:21.750 --> 00:24.957
‫من و همسرم، ما کارهایی
‫داریم که باید انجام بدیم.

00:24.958 --> 00:29.291
‫دکتر گلن، اجازه بدید شهردار
‫و خانم فیسک رو معرفی کنم.

00:29.292 --> 00:31.624
‫هکتور آیالا؟ میدونی،
‫میگن تو یه پلیس رو کشتی؟

00:31.625 --> 00:33.624
‫ببین، من هلش ندادم، قسم میخورم.

00:33.625 --> 00:35.041
‫من هنوز میخوام وکیلت باشم.

00:35.042 --> 00:36.707
‫هکتور... دیگه اون مردی
‫نیست که باهاش ازدواج کردم.

00:36.708 --> 00:37.791
‫ببر سفید؟

00:37.792 --> 00:38.874
‫فراموش کردی بهم بگی

00:38.875 --> 00:41.749
‫- که شب‌ها نقاب میزنی و قهرمان بازی درمیاری؟
‫- یکی باید از خیابون‌ها محافظت کنه.

00:41.750 --> 00:44.457
‫میخوام شاهدی رو که هکتور
‫توی سکو نجات داد پیدا کنی.

00:45.291 --> 00:47.749
‫نیکی. تو تنها کسی هستی که بین

00:47.750 --> 00:49.291
‫هکتور و حبس ابد پشت سر هم ایستادی.

00:49.292 --> 00:50.582
‫کجاست؟

00:50.583 --> 00:52.167
‫متأسفانه، دیگه اینجا نیست.

00:53.750 --> 00:54.916
‫نمیخوای این کارو بکنی.

01:07.667 --> 01:08.667
‫ممنون.

01:14.542 --> 01:16.667
‫برات غذا آوردن؟

01:18.667 --> 01:19.667
‫نه.

01:29.583 --> 01:32.583
‫لوکیو یه ساحله نزدیک جایی
‫که من تو پورتوریکو بزرگ شدم.

01:33.667 --> 01:36.082
‫به نظر من، قشنگ‌ترین جای دنیاست.

01:36.083 --> 01:41.292
‫شن‌های سفید، درخت‌های نخل، و کوکی‌ها.

01:42.250 --> 01:43.812
‫یه نوع قورباغه درختی کوچیکه.

01:44.417 --> 01:46.832
‫قور قور نمیکنه. اسم خودش رو میخونه.

01:52.958 --> 01:56.291
‫میخندم چون توریست‌ها، مرد،

01:56.292 --> 01:59.452
‫فکر میکنن پر سر و صدا و آزاردهنده‌ست،

02:00.083 --> 02:03.624
‫ولی برای ما بوریکواها،
‫مرد، یه صدای جادوییه.

02:05.708 --> 02:10.250
‫و کوکی، تا آخر عمرش یه جفت
‫داره، درسته؟ پس، هر غروب...

02:13.583 --> 02:18.583
‫هزاران تا از این قورباغه‌ها شروع
‫میکنن به صدا زدن تنها عشق زندگیشون.

02:22.833 --> 02:24.290
‫این موسیقی جزیره‌ست.

02:26.875 --> 02:30.023
‫تو دوباره اون ساحل رو
‫میبینی، هکتور. قول میدم.

02:30.708 --> 02:33.125
‫و دوباره به خانواده‌ت ملحق میشی.

02:36.934 --> 02:48.134
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:48.158 --> 02:55.158
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:56.182 --> 03:00.182
مـــتـــرجـــمیـــــن
.:: صادق هاشمی و علی مستر  ::.

04:02.373 --> 04:09.389
‫« دردویل: تولدی دوباره »
‫« قسمت سوم »

04:42.292 --> 04:43.292
‫هی، چه خبره؟

04:46.042 --> 04:49.041
‫آروم باش. این یه کار راحته.

04:49.042 --> 04:50.542
‫هیچکس قهرمان بازی درنمیاره.

04:57.874 --> 04:59.958
‫عصر بخیر، آقایون.

05:00.042 --> 05:02.623
‫اوه! هوا سرده، نه؟

05:04.125 --> 05:07.416
‫میتونم زحمت بدم سوییچ این
‫ماشین خوشگل رو بهم بدید؟

05:07.417 --> 05:09.332
‫- بفرمایید.
‫- خیلی ممنون.

05:09.333 --> 05:13.540
‫و، کیف پولاتون هم،
‫حالا که دستتون اومده.

05:17.958 --> 05:19.333
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

05:22.958 --> 05:24.166
‫تو هم همینطور، سوزان.

05:24.167 --> 05:25.957
‫میدونی این کامیون مال کیه؟

05:28.125 --> 05:29.500
‫خیلی سرسختی، آره؟

05:30.116 --> 05:31.324
‫آره.

05:33.315 --> 05:35.131
‫احمق کوچولوی بیچاره.

05:45.333 --> 05:48.749
‫پشت سرم رو نگاه میکنم، ولی
‫من تو شهر بزرگ شدم. نمیترسم،

05:48.750 --> 05:50.874
‫ولی اگه کسی به حریم خصوصیم تجاوز کنه،

05:50.875 --> 05:55.291
‫هیچ مشکلی ندارم که اسلحه‌م
‫رو بذارم رو سرش. همین.

05:55.292 --> 05:57.791
‫ شب‌های طولانی و تاریکی داریم اینجا، مرد.

05:57.792 --> 06:01.291
‫خوب علیه بد، بد علیه بد، خوب علیه خوب.

06:01.292 --> 06:03.957
‫نیویورک دووم میاره؟ نمیدونم.

06:03.958 --> 06:06.500
‫از من جواب میخوای؟ من ندارم، متأسفم.

06:27.792 --> 06:31.708
‫شنیدم سه‌لتی فروید بیکن
‫قراره دوباره حراج بشه.

06:34.125 --> 06:35.250
‫اون زرده.

06:37.583 --> 06:38.833
‫یادته.

06:40.083 --> 06:41.125
‫یادمه.

06:42.792 --> 06:46.203
‫میتونم دویست میلیون رو از
‫طریق اون فروش پولشویی کنم.

06:46.708 --> 06:50.541
‫میدونم که اینکه فقط
‫بشینی کنار دردناکه،

06:50.542 --> 06:53.833
‫ولی من دنبال اهداف بزرگتری هستم.

06:56.125 --> 06:57.169
‫مثلاً؟

06:58.208 --> 07:00.416
‫ببخشید که مزاحم شدم، قربان،

07:00.417 --> 07:04.416
‫ولی خواسته بودید در مورد هر اتفاقی که
‫نزدیک بندر رد هوک میفته بهتون خبر بدم.

07:04.417 --> 07:05.541
‫- بله.
‫- آره.

07:05.542 --> 07:08.916
‫دیشب، یه قتل دوگانه اتفاق
‫افتاد کمتر از یک کیلومتر از بندر.

07:08.917 --> 07:11.624
‫ظاهراً یه دزدی ماشین که بد پیش رفته.

07:11.625 --> 07:15.499
‫واقعاً کمکی نمیکنه که اونجا
‫رو به عنوان یه مقصد بفروشیم.

07:15.500 --> 07:18.333
‫باید تماس‌های لازم رو بگیریم...

07:19.208 --> 07:23.625
‫و رئیس گالو رو تشویقش کنیم
‫که اولویتش رو روی این بذاره.

07:25.875 --> 07:27.369
‫آره، میتونیم سعی کنیم.

07:32.083 --> 07:35.874
‫اونا بدرفتاری میکنن چون
‫کسی بالای سر میز نیست.

07:35.875 --> 07:41.100
‫بدون حضور تو یا من
‫اونجا، به جون هم میفتن.

07:42.042 --> 07:43.417
‫اونا موش هستن.

07:44.583 --> 07:48.374
‫موش‌های ته بشکه. بذار همدیگه رو بکشن.

07:48.375 --> 07:51.582
‫ و وقتی کارشون با هم تموم شد،

07:51.583 --> 07:54.460
‫هر کی که زنده موند میاد سراغ تو.

07:58.542 --> 08:04.875
‫اون دنیا، اون جور خشونت،
‫دشمنی‌های خونی بی‌اهمیت...

08:09.116 --> 08:10.448
‫هیچ کدومش به ما مربوط نیست.

08:53.042 --> 08:55.750
‫آره، باشه. الان میام اونجا.

09:01.833 --> 09:04.124
‫میدونی که تو خونه نیازی به
‫این عینک‌ها نداری، درسته؟

09:04.125 --> 09:06.374
‫ببخشید، با من بودید؟

09:06.375 --> 09:07.500
‫کی اونجاست؟

09:10.417 --> 09:12.877
‫پس، تو یه وکیل نابینایی
‫که میتونه مبارزه کنه.

09:15.167 --> 09:16.721
‫افسر پاول.

09:19.708 --> 09:22.207
‫میدونی، مرداک، شرط میبندم
‫قاضی کوپر علاقه‌مند باشه بشنوه

09:22.208 --> 09:24.332
‫که تو داری تو تحقیقات پلیس دخالت میکنی.

09:24.333 --> 09:25.832
‫فکر کنم منظورت اخاذیه.

09:25.833 --> 09:29.167
‫دقیقاً اخلاقی به نظر نمیرسه. شرط
‫میبندم تو رو از پرونده بندازه بیرون.

09:29.958 --> 09:31.541
‫خب، حداقل من زندان نمیرم.

09:31.542 --> 09:33.374
‫دستکاری شاهد جرم جدیه.

09:33.375 --> 09:36.333
‫حالا، شاید شانس بیاری، و دادستان
‫فقط یه بزه کوچیک بهت انتساب بده...

09:37.025 --> 09:38.025
‫ولی شک دارم.

09:41.292 --> 09:42.875
‫تو دادگاه میبینمت، افسر.

10:04.208 --> 10:08.042
‫فکر کنم مفهوم خونه امن
‫رو اشتباه متوجه شدی.

10:08.417 --> 10:10.249
‫احتمالاً زیر نظرمون دارن.

10:10.250 --> 10:12.333
‫میگه آرومش میکنه یا یه همچین چیزی.

10:13.375 --> 10:14.625
‫این واسه همینه.

10:15.250 --> 10:19.833
‫هی! چری کولا، برگشتی، مرد. بالاخره.

10:22.542 --> 10:25.832
‫همینه؟ بابا بیخیال.

10:25.833 --> 10:29.041
‫اولاً، این یه مهمونی
‫نیست. من رفیقت نیستم.

10:29.042 --> 10:32.207
‫و این فقط برای اینه که بتونم تو رو
‫بدون عرق و بالا آوردن ببرم پای شهادت.

10:32.208 --> 10:35.250
‫آروم باش. هواتو دارم. هی.

10:42.125 --> 10:45.874
‫چند وقته که با پلیس
‫نیویورک هستید، افسر پاول؟

10:45.875 --> 10:47.208
‫کمی بیشتر از 15 سال.

10:47.958 --> 10:49.166
‫ و تو این 15 سال،

10:49.167 --> 10:52.749
‫چند تا تقدیرنامه برای
‫عملکرد عالی دریافت کردید؟

10:52.750 --> 10:56.042
‫ سه تا. یکی برای درستکاری
‫و دو تا برای خدمت به جامعه.

10:56.792 --> 11:00.541
‫میشه گفت برای افسری
‫با سابقه شما غیرعادی بود

11:00.542 --> 11:02.207
‫که شب سال نو کار کنید؟

11:02.208 --> 11:04.124
‫ خب، من داوطلب شدم.

11:04.125 --> 11:07.832
‫خیلی از بچه‌های پاسگاه ما
‫خانواده دارن، میدونید، بچه دارن،

11:07.833 --> 11:10.249
‫و بچه‌های من بزرگ
‫شدن. مال کل هم همینطور.

11:10.250 --> 11:13.582
‫کل، افسر شاناهان، همکارتون؟

11:13.583 --> 11:16.457
‫آره. ما رو فرستادن واشنگتن هایتس،

11:16.458 --> 11:19.207
‫و خیلی از بچه‌ها رو فرستادن
‫تایمز اسکوئر برای مراسم توپ.

11:19.208 --> 11:23.082
‫شما و افسر شاناهان اون
‫شب خیلی درگیری داشتید؟

11:23.083 --> 11:25.041
‫ ما هیچ درگیری نداشتیم

11:25.042 --> 11:27.541
‫تا اینکه رسیدیم به سکوی 168ام.

11:27.542 --> 11:29.583
‫ اونجا چه اتفاقی افتاد؟

11:30.375 --> 11:32.832
‫خب، ما داشتیم یه گشت
‫معمولی رو تموم می‌کردیم.

11:32.833 --> 11:34.875
‫میدونید، اونجا مثل شهر ارواح بود،

11:35.000 --> 11:37.582
‫و... متهم، یهو از هیچ‌جا پیداش شد.

11:37.583 --> 11:40.291
‫یه نگاه وحشی تو چشماش بود،
‫و وقتی به اندازه کافی پلیس باشی،

11:40.292 --> 11:43.291
‫میفهمی اون نگاه چه معنی میده،
‫و شروع کرد به دویدن به سمت ما.

11:45.417 --> 11:47.499
‫به متهم گفتید وایسه؟

11:48.708 --> 11:50.042
‫بله، چندین بار.

11:52.375 --> 11:53.667
‫واکنش نشون نده، هکتور.

11:55.708 --> 11:57.499
‫داد زدیم و نشان‌هامون رو نشون دادیم،

11:57.500 --> 12:00.082
‫ولی اون همینطور میومد جلو.
‫شروع کرد به کتک زدن ما، و بعد...

12:00.083 --> 12:02.375
‫حس کردم کل اونو از روی من کشید.

12:03.125 --> 12:06.500
‫بعدش یهو دیدم یارو کل رو
‫گرفت و هلش داد جلوی قطار.

12:09.167 --> 12:10.167
‫انگار هیچی نبود.

12:10.917 --> 12:12.082
‫ انگار هیچی نبود؟

12:12.083 --> 12:13.666
‫اعتراض. هدایت شاهد.

12:13.667 --> 12:15.583
‫پذیرفته شد.

12:18.042 --> 12:22.042
‫افسر پاول، میدونم این چقدر برات سخته.

12:22.708 --> 12:25.833
‫من و کل شاناهان، هشت سال همکار بودیم.

12:26.625 --> 12:30.082
‫میدونید، این یعنی هشت
‫سال آبجو خوردن و بچه‌داری،

12:30.083 --> 12:32.416
‫و فقط حرف زدن از
‫اینکه نیکس چقدر افتضاحه.

12:34.542 --> 12:36.792
‫کل شاناهان بهترین دوستم بود.

12:38.167 --> 12:39.667
‫و حالا همه اینا تموم شده.

12:41.750 --> 12:43.207
‫ سوال دیگه‌ای ندارم.

12:49.958 --> 12:51.417
‫افسر پاول، صبح بخیر، ام...

12:52.000 --> 12:53.499
‫بهم گفتن چشمتون کبود شده.

12:53.500 --> 12:55.916
‫- امیدوارم همه چیز خوب باشه.
‫- آره، نگران نباش.

12:55.917 --> 12:58.041
‫میدونید، تو بوکس یه چیزی میگن.

12:58.042 --> 13:00.416
‫بهترین درمان برای چشم
‫کبود دست‌های سریعه.

13:00.417 --> 13:01.832
‫- اعتراض.
‫- پذیرفته شد.

13:01.833 --> 13:03.624
‫بس کنید، آقای مرداک.

13:03.625 --> 13:06.166
‫افسر پاول، فقط میخوام مطمئن
‫شم یه چیزی رو درست فهمیدم.

13:06.167 --> 13:08.874
‫شما شهادت دادید که قبل از
‫اینکه موکل من به ایستگاه برسه،

13:08.875 --> 13:10.292
‫اونجا مثل شهر ارواح بود.

13:11.167 --> 13:12.166
‫آره.

13:12.167 --> 13:14.874
‫یعنی شما و همکارتون تنها روی سکو بودید.

13:14.875 --> 13:16.124
‫ بله.

13:16.125 --> 13:17.749
‫خب، زبان گاهی اوقات عجیب میشه

13:17.750 --> 13:19.832
‫پس فقط میخوام مطمئن شم
‫داریم یه چیز رو میگیم اینجا.

13:19.833 --> 13:22.749
‫منظورتون از «تنها»، اینه که فقط
‫شما دو نفر بودید، هیچکس دیگه؟

13:22.750 --> 13:25.457
‫- درسته.
‫- هیچ مسافری منتظر قطار نبود؟

13:25.807 --> 13:26.974
‫نه.

13:27.833 --> 13:29.833
‫هیچ نوازنده خیابونی‌ای گیتار نمیزد؟

13:30.708 --> 13:33.207
‫- نه.
‫- باشه. پس شما تنها بودید.

13:33.208 --> 13:34.500
‫نه نوازنده خیابونی نه مسافر.

13:35.458 --> 13:38.416
‫که یعنی قطعاً هیچ خبرچین محرمانه‌ای هم

13:38.417 --> 13:39.874
‫- نبود که شما بزنیدش.
‫- اعتراض!

13:39.875 --> 13:42.499
‫امیدوارم پایه و اساس محکمی
‫برای این داشته باشید، آقای مرداک.

13:42.500 --> 13:43.666
‫بله، دارم، عالیجناب.

13:43.667 --> 13:45.707
‫افسار کوتاه، اگه منظورمو میفهمید.

13:45.708 --> 13:50.152
‫افسر پاول، بیایید اینطوری امتحان کنیم. تا
‫حالا با مردی به اسم نیکی تورس آشنا شدید؟

13:54.833 --> 13:56.124
‫هرگز اسمشو نشنیدم.

13:56.125 --> 13:59.832
‫عجیبه، چون تا جایی که من میدونم،
‫نیکی تورس یه خبرچین محرمانه‌ست

13:59.833 --> 14:01.207
‫که قبلاً با پلیس نیویورک کار میکرده.

14:01.208 --> 14:04.500
‫در واقع، قبلاً مستقیماً با شما
‫و افسر شاناهان کار می‌کرده.

14:06.917 --> 14:09.457
‫افسر پاول، آیا شما و افسر شاناهان

14:09.458 --> 14:12.667
‫یه قرار ملاقات از پیش تعیین شده با
‫نیکی تورس روی اون سکو اون شب داشتید؟

14:20.958 --> 14:22.417
‫بهت گفتم، نمیشناسمش.

14:23.917 --> 14:25.333
‫آره. اینو گفتی.

14:27.250 --> 14:28.375
‫ممنون.

14:33.708 --> 14:35.583
‫تورس نمیتونه شهادت بده.

14:50.500 --> 14:51.667
‫ تقریباً آماده‌ست.

14:52.375 --> 14:54.832
‫داره چیکار میکنه؟ باید نگران باشم؟

14:55.283 --> 14:56.408
‫آره.

14:56.500 --> 14:58.082
‫هی، قول دادی امنیتم تأمینه.

14:58.083 --> 15:00.499
‫اگه از دید دور بمونی
‫چیزیت نمیشه. بیا بریم.

15:17.000 --> 15:19.500
‫خیره شدن به درها باعث نمیشه زودتر برسن.

15:20.375 --> 15:22.083
‫کی گفته من به درها نگاه میکنم؟

15:22.708 --> 15:24.208
‫میان.

15:39.125 --> 15:40.374
‫همه بایستید.

15:40.375 --> 15:43.832
‫دادگاه عالی ایالت نیویورک،
‫بخش 20 در حال برگزاریه.

15:43.833 --> 15:46.250
‫قاضی محترم فیتزجرالد
‫کوپر ریاست میکنه.

16:04.833 --> 16:07.125
‫- خوبی؟
‫- آره.

16:27.791 --> 16:29.583
‫آقای مرداک، شاهدتون رو صدا کنید.

16:31.792 --> 16:34.708
‫فقط یه لحظه دیگه، عالیجناب.

16:40.333 --> 16:41.332
‫صبح بخیر، افسر.

16:41.333 --> 16:42.792
‫از ون بیا بیرون، عوضی.

16:45.000 --> 16:46.083
‫کجاست؟

16:49.125 --> 16:50.125
‫بازش کن.

16:58.583 --> 16:59.791
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

16:59.792 --> 17:01.000
‫ بجنب! بریم!

17:06.417 --> 17:07.625
‫اومدن.

17:15.250 --> 17:16.583
‫زمان‌بندی عالی بود، رفیق.

17:23.792 --> 17:25.791
‫میشه اسمتون رو برای ثبت در پرونده بگید؟

17:26.275 --> 17:28.941
‫آره. اسمم نیکی تورسه.

17:29.125 --> 17:30.833
‫و کجا زندگی می‌کنید، آقای تورس؟

17:31.750 --> 17:32.875
‫ واشنگتن هایتس.

17:33.708 --> 17:36.042
‫پس به ایستگاه مترو
‫خیابون 168ام نزدیکید؟

17:36.625 --> 17:38.542
‫آره، چهار تا کوچه با خونه‌م فاصله داره.

17:39.292 --> 17:40.953
‫الان کجا کار می‌کنید؟

17:41.542 --> 17:44.124
‫فعلاً بین دو تا شغلم.

17:44.324 --> 17:46.741
‫درسته، چند سال سختی رو گذروندید؟

17:47.417 --> 17:49.750
‫ هجده ماه پیش، به جرم
‫خرید و فروش مواد دستگیر شدم.

17:50.542 --> 17:54.208
‫می‌دونستم نباید این کارو می‌کردم،
‫ولی یه بچه دارم. به پول نیاز داشتم.

17:54.875 --> 17:57.250
‫پس داشتید به حبس محکوم می‌شدید.

17:57.917 --> 17:59.958
‫چی شد که اون پرونده بسته شد؟

18:01.292 --> 18:02.749
‫بسته شد.

18:03.167 --> 18:04.792
‫می‌تونید به هیئت منصفه بگید چرا؟

18:06.000 --> 18:09.083
‫ به پلیس‌ها گفتم
‫گاهی بهشون کمک می‌کنم.

18:09.958 --> 18:13.625
‫و منظورتون از «کمک»،
‫اینه که خبرچین محرمانه شدید؟

18:15.208 --> 18:16.208
‫آره.

18:17.042 --> 18:20.166
‫آقای تورس، شب سال
‫نو همین کار رو می‌کردید؟

18:20.167 --> 18:23.583
‫داشتید به افسر شاناهان
‫و پاول اطلاعات می‌دادید؟

18:36.958 --> 18:38.458
‫یادتون باشه که سوگند خوردید.

18:42.667 --> 18:44.833
‫نه. تمام شب خونه بودم.

18:46.917 --> 18:48.291
‫ببخشید، من گیج شدم.

18:48.292 --> 18:49.999
‫قبلاً خیلی واضح گفتید که

18:50.000 --> 18:52.457
‫در واقع توی ایستگاه مترو خیابون
‫168ام بودید و کتک می‌خوردید

18:52.458 --> 18:54.207
‫- که هکتور آیالا نجاتتون داد.
‫- اعتراض.

18:54.208 --> 18:55.374
‫- اعتراض!
‫- پذیرفته شد.

18:55.375 --> 18:56.999
‫اون خودشو به خطر انداخت، مگه نه؟

18:57.000 --> 18:58.958
‫- مت! مت!
‫- وکیل، بس کنید!

19:06.583 --> 19:08.458
‫خب، این مزخرفه.

19:09.333 --> 19:12.119
‫تمومش کن. خب،
‫تصمیمتون چیه، آقای مرداک؟

19:13.066 --> 19:14.608
‫شاهد رو پس می‌گیرم، جناب قاضی.

19:15.875 --> 19:17.792
‫آقای تورس، شما مرخصید.

19:49.000 --> 19:50.791
‫شهردار 30 دقیقه دیر کرده.

19:50.792 --> 19:52.291
‫به ما ملحق نمیشه.

19:52.292 --> 19:54.874
‫حالا، تیراندازی دو روز پیش توی بندر

19:54.875 --> 19:57.792
‫فقط آخرین مورد از یه سری
‫اشتباهات پر سر و صداست.

19:58.667 --> 20:02.874
‫دزدی کامیون‌ها، خشونت
‫توی اسکله‌ها، جنگ بین باندها...

20:02.875 --> 20:06.124
‫اینا تیترهایی هستن که روی
‫صفحه اول اگزمینر چاپ شدن.

20:06.125 --> 20:07.708
‫همه اینا امروز تموم میشه.

20:08.333 --> 20:10.875
‫ما از تو دستور نمی‌گیریم،
‫پسر. اینجوری کار نمی‌کنه.

20:11.750 --> 20:13.250
‫لوکا.

20:14.667 --> 20:16.667
‫این چیزیه که به ویکتور بدهکارید.

20:18.333 --> 20:19.417
‫غرامت.

20:25.750 --> 20:28.416
‫1.8 به نظر خوب میاد.

20:28.417 --> 20:30.166
‫عقلت رو از دست دادی؟

20:30.167 --> 20:32.041
‫شاید دفعه بعد، آدم‌هایی رو استخدام
‫کن که بلدن چطور یه کامیون رو بدزدن!

20:32.042 --> 20:33.957
‫شاید تو نباید یه مشت عوضی
‫ماشه به دست استخدام می‌کردی.

20:33.958 --> 20:35.999
‫بسه! دارید حرف منو ثابت می‌کنید.

20:36.000 --> 20:40.499
‫همه این دعواها، خونریزی‌ها، هرج
‫و مرج... داره جلوی کار رو می‌گیره.

20:40.500 --> 20:43.333
‫1.8 پیشنهادمون اینه.

20:44.792 --> 20:46.624
‫آره؟ من یه ایده بهتر دارم.

20:46.625 --> 20:49.416
‫چطوره صفر دلار به ویکتور
‫بدم، و تو بری به فیسک بگی

20:49.417 --> 20:52.082
‫اگه حرفی داره به من
‫بزنه، خودش بیاد بهم بگه؟

20:52.083 --> 20:54.583
‫من از پادوی شهردار دستور نمی‌گیرم!

20:56.458 --> 21:00.292
‫من برای شهردار کار نمی‌کنم.
‫من برای رئیس کار می‌کنم.

21:03.500 --> 21:05.457
‫پس وقتی آماده‌ش کردیم حالش خوب بود.

21:05.458 --> 21:07.707
‫اون یه مزاحم حال به هم
‫زنه، ولی حالش خوب بود.

21:07.708 --> 21:09.041
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

21:09.042 --> 21:12.207
‫شاید پلیس‌ها رفتن سراغش،
‫یا بچه‌ش رو تهدید کردن.

21:12.208 --> 21:14.957
‫یا شاید از اول هم طرف ما نبود.

21:14.958 --> 21:16.916
‫ پس بدون نیکی چی داریم؟

21:17.250 --> 21:20.999
‫هیچی. کل دفاعیه‌مون رفت تو چاه.

21:22.417 --> 21:24.082
‫ شاید یه ردی روی کاغذ باشه،

21:24.083 --> 21:30.124
‫یه جور فرم ثبت نام خبرچین یا
‫سابقه پرداخت‌ها یا یه همچین چیزی؟

21:30.125 --> 21:32.457
‫اگه اینو پیدا کنیم، می‌تونیم دوباره به
‫عنوان شاهد متخاصم احضارش کنیم.

21:32.458 --> 21:34.916
‫من دنبالش گشتم. هیچی نیست.

21:34.917 --> 21:37.707
‫پاول همه چیز رو نقدی انجام
‫داده، هیچی تو دفترها ثبت نکرده.

21:37.708 --> 21:38.999
‫برای اونا شهادت داده؟

21:39.000 --> 21:41.833
‫- پرونده‌ای هست که بتونیم گیرش بندازیم؟
‫- چیزی پیدا نکردم.

21:42.792 --> 21:44.750
‫اون بی‌گناهه. می‌بریمش پای شهادت.

21:45.875 --> 21:48.333
‫بذار داستان خودش رو بگه. حقیقت رو.

21:50.141 --> 21:52.850
‫و امیدواریم هیئت منصفه اونو
‫همونجوری ببینن که ما می‌بینیم.

21:54.667 --> 21:55.750
‫تنها راهیه که داریم.

21:57.375 --> 21:59.208
‫به بوربون خیلی بیشتری نیاز داریم.

22:06.333 --> 22:08.917
‫کاری که داری می‌کنی، جواب نمیده.

22:10.042 --> 22:11.042
‫مشاوره؟

22:15.875 --> 22:16.917
‫بهم بگو.

22:24.083 --> 22:25.791
‫باک رو فرستادم پیش لوکا

22:25.792 --> 22:29.708
‫تا بهش بگه به ویکتور 1.8 میلیون
‫غرامت بده برای دزدی کامیون.

22:32.375 --> 22:34.958
‫نذار به جایی برسیم که
‫دیگه بهت اعتماد نداشته باشم.

22:42.708 --> 22:45.041
‫خوشم نمیاد ببینم همه
‫چیز داره از هم می‌پاشه.

22:48.375 --> 22:51.790
‫درک می‌کنم. می‌خواستی صلح رو حفظ کنی.

22:53.167 --> 22:55.667
‫گاهی وقت‌ها، صلح باید شکسته بشه،

22:56.500 --> 22:58.708
‫و هرج و مرج باید حکمفرما بشه،

22:59.333 --> 23:02.875
‫فقط برای یه لحظه، تا
‫یه نظم قوی‌تر ساخته بشه.

23:03.500 --> 23:06.874
‫این همون چیزیه؟ هرج و
‫مرج قبل از یه صلح قوی‌تر؟

23:06.875 --> 23:09.041
‫یا کفاره‌ی منه؟ برای کاری که کردم.

23:09.042 --> 23:11.374
‫نه. داری برای آدام تنبیهم می‌کنی.

23:11.375 --> 23:14.208
‫- من برای هیچی تنبیهت نمی‌کنم!
‫- داری منو کنار می‌ذاری.

23:21.250 --> 23:22.750
‫ممنون از صبرتون.

23:23.917 --> 23:26.541
‫خب، کجا بودیم؟

23:27.565 --> 23:34.565
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:36.333 --> 23:39.667
‫آقای آیالا، چند وقت یک بار
‫میرید ایستگاه مترو خیابون 168ام؟

23:40.375 --> 23:43.082
‫چند بار در هفته. به آپارتمان نزدیکه.

23:43.083 --> 23:44.624
‫شب سال نو اونجا بودید؟

23:44.625 --> 23:45.791
‫بله.

23:45.792 --> 23:48.208
‫میشه لطفاً برامون توضیح
‫بدید اون شب چه اتفاقی افتاد؟

23:48.792 --> 23:52.166
‫آره، من از «لا بودگا» یکم گل خریدم

23:52.167 --> 23:54.624
‫و داشتم به سمت ایستگاه می‌رفتم.

23:54.625 --> 23:56.333
‫آقای آیالا داشتین کجا می‌رفتین؟

24:00.458 --> 24:01.874
‫آقای آیالا؟

24:01.875 --> 24:07.542
‫من و همسرم با خواهرم
‫و خواهرزاده‌م زندگی می‌کنیم.

24:08.625 --> 24:11.393
‫من و سولِداد همیشه رویای این رو داشتیم
‫که خونۀ خودمون رو داشته باشیم؛

24:11.401 --> 24:14.208
‫و من بالاخره
‫به اندازه کافی پول جمع کرده بودم.

24:15.875 --> 24:19.750
‫پول یه آپارتمان کوچیک
‫تو برانکس جنوبی رو داده بودم.

24:20.500 --> 24:23.875
‫خیلی بزرگ نیست، ولی مال خودمونه.

24:24.833 --> 24:28.124
‫می‌خواستم گل‌ها رو برای روز بعد بذارم اونجا.

24:28.125 --> 24:30.500
‫چون می‌خواستین همسرتون رو غافلگیر کنین.

24:31.500 --> 24:32.999
‫بله.

24:33.000 --> 24:36.499
‫خیلی خب، پس شما داشتین
‫به سمت ایستگاه می‌رفتین.

24:36.500 --> 24:37.583
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

24:38.333 --> 24:39.332
‫صدای فریاد شنیدم.

24:39.333 --> 24:41.708
‫به نظر میومد یکی تو دردسر افتاده،
‫پس دویدم...

24:42.327 --> 24:43.577
‫تا ببینم چه خبره.

24:44.208 --> 24:45.208
‫چی دیدین؟

24:45.792 --> 24:47.291
‫دیدم یه مرد داره کتک می‌خوره.

24:47.292 --> 24:48.832
‫مرده رو می‌شناختین؟

24:48.833 --> 24:51.791
‫نه. و تا دیروز توی دادگاه دوباره ندیدمش.

24:51.792 --> 24:53.666
‫و الان می‌دونم که اسمش نیکی تورسه.

24:56.375 --> 24:58.249
‫اونایی که داشتن کتک می‌زدن چی؟

24:58.250 --> 25:00.166
‫- اونا رو می‌شناختین؟
‫- نه.

25:00.167 --> 25:03.042
‫می‌دونستین که اونا مامور پلیس هستن؟

25:03.625 --> 25:07.541
‫نه. نه، من فریاد زدم که تمومش کنن
‫ولی اونا گوش نکردن.

25:07.542 --> 25:09.416
‫پس دویدم که کمک کنم.

25:09.417 --> 25:11.374
‫و بعدش همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

25:11.375 --> 25:13.916
‫سعی کردم جداشون کنم،
‫و اونا شروع کردن به کتک زدن من

25:13.925 --> 25:15.307
‫و من سعی کردم باهاشون مبارزه کنم

25:15.323 --> 25:17.958
‫و بعدش یهویی، یکی از اونا سر خورد
‫و افتاد روی ریل.

25:20.208 --> 25:21.333
‫من فقط سعی داشتم کمک کنم.

25:22.167 --> 25:24.249
‫نمی‌خواستم کسی آسیب ببینه.

25:24.250 --> 25:25.683
‫می‌تونستین راهتون رو بکشین و برین.

25:26.958 --> 25:28.374
‫مشکل رو نادیده بگیرین.

25:28.375 --> 25:31.167
‫تصمیم گرفتین امنیت خودتون رو
‫به خطر بندازین تا به یه غریبه کمک کنین.

25:31.763 --> 25:33.263
‫این اولین بارتون نبود، مگه نه؟

25:36.125 --> 25:38.249
‫- متوجه نیستم.
‫- خب، منظورم اینه که

25:38.250 --> 25:40.749
‫شما قبلا هم خودتون رو تو خطر انداختین.
‫اونم بارها.

25:40.750 --> 25:42.667
‫سوال اینه که چرا؟

25:43.375 --> 25:44.416
‫چون اون تو دردسر افتاده بود.

25:44.417 --> 25:46.666
‫شما اون شب دخالت کردین،
‫چون شما یه قهرمانین.

25:46.667 --> 25:47.749
‫مت، این کار رو نکن.

25:47.750 --> 25:49.166
‫مت، نکن.

25:49.167 --> 25:51.957
‫آقای آیالا، با بله یا خیر جواب بدین.
‫آیا شما یاغی ببر سفید هستین؟

25:51.958 --> 25:53.457
‫- اعتراض دارم آقای قاضی!
‫- نظم!

25:53.458 --> 25:55.332
‫- بله یا نه؟ آقای آیالا؟
‫- نظم رو رعایت کنین!

25:57.750 --> 25:59.750
‫نظم رو تو دادگاه من رعایت کنین!

26:03.542 --> 26:05.792
‫جفتتون بیاین دفتر من، الان.

26:14.833 --> 26:17.624
‫پسرجون تو یه کثافت دغل‌کاری، می‌دونستی؟

26:17.625 --> 26:20.249
‫دقیقا همونجایی که هستی نشستی
‫و من رو گمراه کردی.

26:20.250 --> 26:22.082
‫بهم شکایت کردی،

26:22.083 --> 26:24.082
‫من رو فریب دادی تا نذارم
‫اطلاعات درز پیدا کنن،

26:24.083 --> 26:26.999
‫درباره این که چی درسته
‫و چی غلطه برام نطق کردی

26:27.000 --> 26:30.332
‫و الان، پررو پررو اومدی
‫دادگاه من رو به سخره می‌گیری؟

26:30.333 --> 26:31.749
‫قصدم این نبود جناب قاضی.

26:31.750 --> 26:34.082
‫اونا یجوری دستشون به شاهد اصلی من رسید.
‫مجبور شدم.

26:34.083 --> 26:37.249
‫پس اون سخنرانی بلندمرتبه‌ت دربارۀ
‫«جهت دادن نامنصفانه هیئت‌منصفه» چی شد؟

26:37.250 --> 26:39.124
‫شخصیت دوم هکتور برای این پرونده حیاتیه.

26:39.125 --> 26:41.416
‫کاری که به عنوان ببر سفید انجام داده،
‫نشون‌دهندۀ قدرت شخصیتشه.

26:41.417 --> 26:42.916
‫- خدای من.
‫- من حق این رو دارم...

26:42.917 --> 26:45.249
‫توی دفتر مرداک و همکاران
‫بخش دورویی هم دارین؟

26:45.250 --> 26:46.583
‫خیلی خب، تمومش کنین!
‫جفتتون تمومش کنین.

26:48.125 --> 26:51.417
‫می‌تونم این رو از صورت‌جلسه پاک کنم
‫ولی دیگه فایده‌ای نداره.

26:52.208 --> 26:53.666
‫می‌تونم بگم تو محاکمه اشتباه شده،

26:53.667 --> 26:56.042
‫اما دیگه خبرش درز کرده،
‫پس میشه گفت که کار از کار گذشته.

26:57.593 --> 26:59.332
‫من رو تو موقعیت خیلی سختی
‫قرار دادی آقای مرداک.

26:59.333 --> 27:01.249
‫قصد بی‌احترامی
‫به دادگاه رو نداشتم آقای قاضی.

27:01.250 --> 27:02.417
‫بذار واضح بگم.

27:03.292 --> 27:05.749
‫تو به‌زور این دروازه رو باز کردی آقای مرداک.
‫که یعنی...

27:05.750 --> 27:08.624
‫آره. فصل شکار موکل من شده. متوجهم.

27:08.625 --> 27:10.125
‫خب، حرفم تمومه.

27:11.125 --> 27:12.249
‫ممنون آقای قاضی.

27:12.250 --> 27:13.833
‫آم...

27:14.792 --> 27:17.291
‫من بالای یه هرمی نشستم

27:17.292 --> 27:19.332
‫که از بیشتر از 500تا
‫معاون دادستان تشکیل شده.

27:19.333 --> 27:21.457
‫امکان نداره وارد یه دادگاه چه بسا کوچیک بشی

27:21.458 --> 27:23.291
‫و یکیشون نیفته دنبالت.

27:23.292 --> 27:24.725
‫امیدوارم ارزشش رو داشته بوده باشه.

27:26.042 --> 27:29.582
‫فکر نمی‌کنم آقای آیالا منصفانه محاکمه بشه.

27:29.583 --> 27:32.082
‫می‌دونین چرا؟ اون اهل پورتو ریکوئه.

27:32.083 --> 27:33.666
‫باعث میشه تک بیفته.

27:33.667 --> 27:37.374
‫اگه مدارک کافی دارین، باید بره زندان.

27:37.375 --> 27:40.667
‫ولی منصفانه محاکمه‌ش کنین،
‫که بعید می‌دونم اتفاق بیفته.

27:49.708 --> 27:51.125
‫باید اول ازم اجازه می‌گرفتی.

27:53.667 --> 27:54.667
‫می‌دونم.

27:57.333 --> 27:58.875
‫راز تو نبود که بخوای برملاش کنی.

28:01.875 --> 28:04.167
‫فقط سعی دارم جلوی زندان رفتنت رو بگیرم.

28:04.750 --> 28:07.000
‫داشتیم می‌باختیم
‫و من باید یه حرکت بزرگ می‌زدم.

28:11.417 --> 28:14.000
‫می‌دونی هکتور، اگه تبرئه بشی،

28:15.167 --> 28:16.875
‫روزهای ببر سفید بودنت به سر رسیده.

28:18.292 --> 28:22.792
‫می‌دونی دیگه؟
‫دیگه نمی‌تونی... اون لباس رو بپوشی.

28:25.333 --> 28:26.833
‫فکر نکنم متوجه باشی.

28:27.875 --> 28:31.542
‫ببر سفید بودن چیزی فراتر از
‫پوشیدن یه لباس ساده‌ست.

28:33.167 --> 28:34.333
‫شخصیت منه.

28:37.750 --> 28:38.750
‫یه رسالته.

28:40.375 --> 28:43.792
‫من اون رو انتخاب نکردم.
‫اون من رو انتخاب کرد.

28:44.833 --> 28:46.999
‫با اینکه ازم بخوای دیگه نفس نکشم فرقی نداره.

28:49.375 --> 28:50.875
‫راه‌های دیگه‌ای برای کمک کردن هست.

28:52.093 --> 28:53.526
‫راه‌های دیگه‌ای برای تاثیر گذاشتن.

28:55.083 --> 28:56.958
‫راه‌هایی که نیازی به نقاب ندارن.

28:57.792 --> 29:00.667
‫الان باید به خانواده‌ت فکر کنی.
‫اون‌ها بهت نیاز دارن.

29:01.583 --> 29:02.624
‫و اگه نظر من رو بخوای،

29:02.625 --> 29:06.375
‫فکر کنم از اینکه چقدر دلت برای ببر سفید بودن
‫تنگ نمیشه غافلگیر بشی.

29:12.208 --> 29:14.707
‫تازه پسرمون رو برای یه بازی رسونده بودیم.

29:14.708 --> 29:15.875
‫داشتیم به خونه می‌رفتیم

29:16.458 --> 29:21.374
‫و یه شاسی بلند از تابلوی ایست رد میشه
‫و مستقیم می‌کوبه به ما.

29:21.375 --> 29:23.250
‫موتور ماشین آتیش گرفت.

29:24.250 --> 29:26.792
‫سعی کردم در ماشین رو باز کنم،
‫اما گیر کرده بود.

29:27.542 --> 29:29.250
‫فکر کردم که مطمئنا می‌میریم.

29:30.125 --> 29:33.041
‫تا اینکه یهویی،
‫دیدم یه نفر داره می‌دوه سمت ما.

29:33.042 --> 29:34.625
‫ببر سفید بود.

29:37.792 --> 29:39.083
‫اون جونمون رو نجات داد.

29:40.167 --> 29:42.082
‫چند هفته قبل،
‫داشتم از سر کار برمی‌گشتم.

29:42.083 --> 29:45.250
‫دیروقت بود و باید از یه کوچه‌ای
‫میانبر می‌زدم تا به خونه برم.

29:45.875 --> 29:49.458
‫و یه یارویی سعی کرد من رو بگیره.
‫فریاد زدم،

29:50.083 --> 29:51.624
‫اما دیدم که طرف یه چاقو داره.

29:51.625 --> 29:53.333
‫خیلی ترسیده بودم.

29:54.292 --> 29:58.208
‫اگه ببر سفید اونجا نبود،
‫نمی‌دونم چه اتفاقی برام می‌افتاد.

29:59.167 --> 30:02.624
‫و حالا بیاین از یک شخص بی‌تعصب بشنویم.

30:02.625 --> 30:06.791
‫این یه گزارش پلیسه که توسط
‫افسر لوکاس بارلو نوشته شده.

30:06.792 --> 30:10.082
‫«در شب دوم اکتبر
‫در ساعت 2:8 بامداد

30:10.083 --> 30:12.624
‫به یک تماس دزدی نافرجام پاسخ دادم.

30:12.625 --> 30:16.041
‫وقتی به صحنه رسیدم،
‫مظنون در یک کوچه پنهان شده بود

30:16.042 --> 30:20.041
‫و قبل از اینکه بتوانم اسلحه‌م را دربیاورم،
‫او بدون تحریک به من حمله‌ور شد.

30:20.042 --> 30:24.124
‫با هم درگیر شدیم.
‫و بعد، ببر سفید ظاهر شد.

30:24.125 --> 30:26.541
‫اون مداخله کرد، مظنون را از من جدا کرد،

30:26.542 --> 30:29.667
‫بعد به من در از پا در آوردن
‫و دستگیر کردن مظنون کمک کرد.»

30:32.458 --> 30:34.125
‫گزارشات بیشتری از پلیس.

30:34.792 --> 30:38.207
‫افسر رِیِز، افسر وانگ،

30:38.208 --> 30:41.625
‫افسر مورالز، افسر گرنت...

30:42.375 --> 30:45.582
‫تمام این‌ها، نسخه‌های متفاوتی
‫از یک داستان رو بیان می‌کنن

30:45.583 --> 30:48.667
‫و این، داستان مردی نیست
‫که با پلیس پدرکشتگی داره.

30:49.792 --> 30:52.541
‫در حقیقت، فکر می‌کنم
‫خیلی از کسانی که در این اتاق هستن

30:52.542 --> 30:54.708
‫ببر سفید رو متحد خودشون می‌دونن.

30:56.875 --> 30:59.083
‫آقای آیالا،
‫بیاین دربارۀ آقا و خانم برگوس صحبت کنیم.

30:59.792 --> 31:02.804
‫چرا زندگی خودتون رو به خطر انداختین
‫و به سمت یه ماشین در حال سوختن دویدین

31:02.828 --> 31:03.950
‫تا دوتا غریبه رو نجات بدین؟

31:04.424 --> 31:05.799
‫چون کار درست همینه.

31:06.667 --> 31:08.332
‫جیانا مورنو چطور؟

31:08.333 --> 31:10.625
‫دوباره خودتون رو تو خطر انداختین. چرا؟

31:12.682 --> 31:14.057
‫چون کار درست همینه.

31:14.833 --> 31:16.749
‫و وقتی دیدین افسر بارلو تو دردسر افتاده

31:16.750 --> 31:20.500
‫دویدین تا کمکش کنین، در حالی که
‫اگه کس دیگه‌ای بود فرار می‌کرد. چرا؟

31:22.958 --> 31:24.417
‫چون کار درست همینه.

31:27.625 --> 31:30.041
‫پلیس گفت که هکتور بهشون حمله کرد،

31:30.042 --> 31:32.708
‫که یهویی پیداش شد.
‫این چیزیه که اونا گفتن.

31:33.583 --> 31:36.667
‫اما چرا هکتور، ببر سفید...

31:38.333 --> 31:40.479
‫چرا اون باید بدون طلسمی

31:40.503 --> 31:43.500
‫که بهش قدرت و زور خارق‌العاده میده
‫همچین کاری بکنه؟

31:44.083 --> 31:47.875
‫آیا یکی از شما
‫با یک دست بسته وارد نبرد می‌شین؟

31:50.458 --> 31:51.583
‫من که نمیشم.

31:53.833 --> 31:57.917
‫هر شب، هکتور آیالا از خونه بیرون میره
‫و زندگیش رو به خطر میندازه

31:58.833 --> 32:02.083
‫تا محله‌ش رو در امان نگه‌داره،
‫تا از جامعه‌ای که توشه محافظت کنه.

32:03.542 --> 32:04.750
‫پس از خودتون بپرسین،

32:05.836 --> 32:07.753
‫آیا این شبیه مردیه

32:09.042 --> 32:11.500
‫که یه افسر پلیس رو با خونسردی تمام می‌کشه؟

32:12.333 --> 32:14.916
‫اون یه مرد درست‌کاره.

32:14.917 --> 32:16.707
‫جامعه این رو میگه.

32:16.708 --> 32:19.708
‫خود پلیس‌ها این رو میگن.

32:21.417 --> 32:24.125
‫این نقاب نیست که شخصیت اون رو تعریف می‌کنه.

32:25.125 --> 32:28.708
‫و چه هکتور آیالا
‫لباس یه ببر سفید رو بپوشه چه نپوشه،

32:30.458 --> 32:31.750
‫یه قهرمانه.

32:35.458 --> 32:36.583
‫ممنون.

32:42.417 --> 32:46.749
‫می‌دونین، هر روز صبح، من از خواب بیدار میشم،
‫همسرم رو می‌بوسم، به بچه‌هام زنگ می‌زنم،

32:46.750 --> 32:49.707
‫میرم سر کار
‫تا به مردم این شهر بزرگ خدمت کنم،

32:49.708 --> 32:51.207
‫هر یکشنبه به کلیسا میرم،

32:51.208 --> 32:54.082
‫روی همون نیمکت همیشگیم می‌شینم،
‫به قصبه‌م پول میدم،

32:54.083 --> 32:56.541
‫بعدش با ماشین
‫به کویینز میرم تا مادرم رو ببینم.

32:56.542 --> 32:59.083
‫آیا این باعث میشه من آدم خوبی باشم؟

33:00.292 --> 33:01.999
‫این سوال انحرافی بود.

33:02.000 --> 33:04.749
‫می‌بینین، رک بگم، یه پیش‌شرط غلطه.

33:04.750 --> 33:07.249
‫آدمای خوب می‌تونن کار بد انجام بدن.

33:07.250 --> 33:09.999
‫و آدمای بد می‌تونن کار خوب انجام بدن.

33:10.000 --> 33:13.041
‫انسان‌ها... همۀ ما.

33:13.042 --> 33:18.332
‫ما پیچیده و سردرنیاوردنی هستیم،
‫قادر به انجام کار خوب و کار بدیم.

33:18.333 --> 33:22.541
‫بله، هکتور آیالا ممکنه
‫چندتا کار خوب انجام داده باشه.

33:22.542 --> 33:25.667
‫اما باعث میشه که نتونه کار بد انجام بده؟

33:27.762 --> 33:29.137
‫معلومه که نه.

33:34.917 --> 33:38.332
‫می‌دونین وقتی قطار به یه شخص اصابت می‌کنه
‫چه اتفاقی میفته؟

33:38.333 --> 33:42.166
‫وقتی 100 تن فولاد بهت برخورد می‌کنه،

33:42.167 --> 33:46.874
‫همه استخونات درهم می‌شکنن،
‫همه اعضای بدنت بیرون می‌پاشن،

33:46.875 --> 33:50.291
‫بدنت مثل یه بادکنک سیرک
‫که پر از خونه مچاله میشه.

33:50.292 --> 33:53.375
‫اما نکتۀ جالب اینجاست که هنوز زنده‌ای.

33:54.708 --> 33:57.582
‫تا وقتی که قطار رو از روت برنداشتن نمی‌میری

33:57.583 --> 34:00.374
‫و بعدش بدنت منفجر میشه.

34:00.375 --> 34:03.874
‫و این دقیقا همون اتفاقیه
‫که برای افسر شاناهان افتاد

34:03.875 --> 34:07.624
‫وقتی که هکتور آیالا اون رو هل داد جلوی قطار.

34:07.625 --> 34:10.291
‫اما باید مشکلی
‫با این قضیه نداشته باشیم، درسته؟

34:10.292 --> 34:13.125
‫چون چندتا کار خوب واسه مردم انجام داده.

34:14.875 --> 34:17.375
‫چون «کار درست همین بود».

34:19.792 --> 34:20.917
‫اطرافتون رو نگاه کنین.

34:21.625 --> 34:26.457
‫این آقایون و خانم‌هایی که اینجا نشستن،
‫مجریان قانون هستن.

34:26.458 --> 34:30.499
‫اونا قسم خوردن که حتی در مواجهه با خطر،
‫از دیگران محافظت کنن.

34:30.500 --> 34:34.707
‫و هر روز خدا،
‫این مردها و زنان شجاع میرن سر کار

34:34.708 --> 34:38.249
‫تا به مردم این شهر خدمت کنن،
‫تا به شما خدمت کنن، تا به من خدمت کنن،

34:38.250 --> 34:42.133
‫و تمام این کارها رو
‫بدون نقاب زدن انجام میدن.

34:43.958 --> 34:48.333
‫اگه تنها نیت هکتور انجام کار خوب
‫برای جامعه‌ش بود، پس چرا پنهان میشه؟

34:49.625 --> 34:51.167
‫چون آخرین بار که چک کردم،

34:52.625 --> 34:54.708
‫قهرمان‌های واقعی نیازی به پنهان شدن ندارن.

35:53.667 --> 35:54.792
‫سلام.

35:55.500 --> 35:56.542
‫سلام.

35:58.292 --> 35:59.833
‫حالت خوبه؟

36:11.958 --> 36:13.499
‫هیئت منصفه به نتیجه‌ای رسیدن؟

36:13.500 --> 36:14.833
‫بله جناب قاضی.

36:16.097 --> 36:17.638
‫میشه متهم بایسته؟

36:22.542 --> 36:25.541
‫در مورد پروندۀ
‫«مدعی‌العموم دربرابر هکتور آیالا»

36:25.542 --> 36:28.082
‫در رابطه با اتهام قتل عمد با نیت قبلی،

36:28.083 --> 36:29.875
‫از نظر هیئت منصفه، متهم...

36:34.708 --> 36:36.333
‫بی‌گناهه.

36:37.333 --> 36:39.666
‫در رابطه با اتهام قتل عمد بدون نیت قبلی،

36:39.667 --> 36:42.792
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

36:44.375 --> 36:47.207
‫در رابطه با اتهام قتل غیرعمد درجۀ اول،

36:47.208 --> 36:50.124
‫از نظر هیئت منصفه، متهم بی‌گناهه.

36:53.458 --> 36:54.917
‫پرونده مختومه شد.

36:59.792 --> 37:01.292
‫تبریک میگم رفیق.

37:02.292 --> 37:05.167
‫آقای آیالا، شما آزادین.

37:06.083 --> 37:07.375
‫ممنون جناب قاضی. ممنون.

37:11.000 --> 37:13.083
‫- ممنون.
‫- تبریک میگم هکتور.

37:16.833 --> 37:19.166
‫از همه ممنونم. ممنون.

37:19.167 --> 37:20.951
‫آقای مرداک، جوابتون به شهردار فیسک

37:20.959 --> 37:22.999
‫که شما و تمام یاغی‌ها رو
‫پلیس‌کش خطاب کرده چیه؟

37:23.000 --> 37:25.332
‫ما ممنونیم که عدالت اجرا شد.

37:25.333 --> 37:28.083
‫در حال حاضر صحبت دیگه‌ای ندارم. ممنون.

37:28.107 --> 37:31.354
‫«هکتور آیالا بی‌گناه شناخته شد»
‫«یاغی ببر سفید آزاد شد»

37:37.625 --> 37:38.791
‫دنیل.

37:38.792 --> 37:39.875
‫بله قربان؟

37:40.417 --> 37:42.374
‫رفیق خبرنگارت تو بی‌بی...

37:42.375 --> 37:45.499
‫با نهایت احترام قربان،
‫ما توی خبرگزاری تایمز آدم داریم.

37:45.500 --> 37:47.083
‫بهش بگو دوباره می‌خوام ببینمش.

37:48.042 --> 37:49.250
‫حتما.

37:59.625 --> 38:01.125
‫آدم عاشق مردی میشه که آشپزی بلده.

38:01.792 --> 38:04.124
‫و یه نفره تو جای عمومی
‫غذا خوردن یکم افسرده‌کننده‌ست.

38:04.125 --> 38:06.375
‫همون رو بگو.

38:07.333 --> 38:10.249
‫پس این دور پیروزی مت مرداکه؟

38:10.250 --> 38:13.832
‫پروندۀ آیالا رو بردی
‫و حالا داری از غنایم لذت می‌بری؟

38:13.833 --> 38:16.458
‫هنوز نه. یه چیزی کمه.

38:17.500 --> 38:20.041
‫من و شریک قدیمیم،

38:20.042 --> 38:22.541
‫همین که از دانشکده حقوق دراومدیم،
‫اونقدری فقیر بودیم

38:22.542 --> 38:26.917
‫که هرچی پول داشتیم روی هم گذاشتیم
‫و یه بطری اداری شراب اومِلوِنی گرفتیم.

38:28.458 --> 38:30.917
‫فقط وقتی بازش می‌کردیم که پرونده رو ببریم.

38:31.542 --> 38:34.416
‫ناگفته نماند که اولین بطری
‫تا مدت زیادی تموم نشد.

38:37.875 --> 38:40.083
‫فقط یه یادآور کوچیک که...

38:41.250 --> 38:44.125
‫هر از گاهی، سیستم قضایی کار می‌کنه.

38:47.583 --> 38:51.250
‫داری دربارۀ دوستت
‫فاگی نلسون صحبت می‌کنی، درسته؟

38:55.000 --> 38:56.083
‫آره.

38:57.708 --> 38:59.608
‫برام سوال بود که
‫کی می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی.

39:02.292 --> 39:03.833
‫کار راحتی نیست.

39:04.792 --> 39:08.708
‫اون واقعا می‌دونست که چطور
‫از لحظات خوب لذت ببره.

39:11.875 --> 39:13.083
‫خب پس،

39:14.917 --> 39:16.708
‫به افتخار مردی که آشپزی می‌کنه،

39:18.792 --> 39:19.958
‫یه پروندۀ برنده شده

39:20.500 --> 39:23.292
‫و فاگی نلسون.

39:25.250 --> 39:27.875
‫خدا همه‌شون رو تو گودی کف دستش نگه‌داره.

39:37.292 --> 39:41.500
‫حکم نهایی آیالا یه اشتباه قضایی مطلقه.

39:42.417 --> 39:45.624
‫خب قربان، دادگاه و هیئت منصفه
‫اون رو بی‌گناه اعلام کردن.

39:45.625 --> 39:50.042
‫دادگاه‌ها شکست می‌خورن.
‫هیئت منصفه اشتباه می‌کنه.
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم.

39:53.417 --> 39:56.832
‫و الان، یه یاغی نقاب‌دار،

39:56.833 --> 40:00.042
‫یه قاتل،
‫اجازه داره تو خیابون‌ها پرسه بزنه

40:01.167 --> 40:04.875
‫در حالی که
‫یه افسر باتجربه پلیس نیویورک مرده.

40:20.250 --> 40:23.166
‫این یاغی‌ها تهدیدی بر

40:23.167 --> 40:28.625
‫تمامی جوامعی که
‫با حاکمیت قانون اداره میشن هستن.

40:32.333 --> 40:36.167
‫مردی که نقاب می‌زنه تا صورتش رو بپوشونه...

40:38.500 --> 40:39.667
‫یه ترسوئه.

40:44.250 --> 40:46.958
‫این یاغی‌ها قهرمان نیستن.

40:55.292 --> 40:56.875
‫و من برای شهردار شدن قولی دادم،

40:58.250 --> 41:02.875
‫و تبرئه هکتور آیالا ایجاب می‌کنه
‫که به قولم عمل کنم.

41:12.417 --> 41:14.042
‫حاکمیت قانون باید پیروز بشه.

41:15.354 --> 41:35.354
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
