WEBVTT

00:00.238 --> 00:10.238
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.762 --> 00:16.070
[در یاد و خاطره]
[کامار د لوس ریز]

00:18.113 --> 00:19.285
«آنچه گذشت»

00:19.913 --> 00:23.205
‫هی، دوست دارم فکر کنم
‫که من... ما پیشرفت کردیم.

00:26.142 --> 00:28.600
‫- فاگی!
‫- چرا؟ آخه چرا؟

00:32.517 --> 00:34.277
‫می‌خوای با دردویل؟ چیکار کنی؟

00:34.683 --> 00:36.017
‫من دیگه اون آدم سابق نیستم.

00:36.100 --> 00:39.642
‫به خودم قول دادم
‫بذارم قانون کارشو بکنه.

00:39.725 --> 00:41.225
‫مراقب خودت باش، مت.

00:42.767 --> 00:44.350
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، نه؟

00:44.433 --> 00:46.558
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم
‫یه گپ کوچولو بزنیم؟

00:46.642 --> 00:48.975
‫پس اگه پا کج بذاری، من اونجا خواهم بود.

00:49.058 --> 00:52.475
‫اگه بخوای برگردی به کارای قدیمیت،

00:52.558 --> 00:54.517
‫عواقبش پای خودته.

00:54.600 --> 00:56.517
‫ویلسون فیسک

00:56.600 --> 00:58.558
‫صد و دوازدهمین شهردار
‫نیویورک، انتخاب شده.

00:58.642 --> 00:59.642
‫برنده شد.

01:08.725 --> 01:10.433
‫قربان، بذارید چشمتون رو یه دستی بکشم.

01:29.647 --> 01:30.981
‫ممنون، نیویورک.

01:32.443 --> 01:35.026
‫من و ونسا، از ته دل ازتون تشکر می‌کنیم.

01:36.040 --> 01:39.831
‫خیلی افتخار می‌کنم که امشب به عنوان
‫شهردار دارم باهاتون حرف می‌زنم.

01:40.142 --> 01:42.267
‫شروع سال جدید،

01:42.350 --> 01:45.970
‫و مهم‌تر از همه، یه دوران
‫جدید برای بهترین شهر دنیا.

01:47.183 --> 01:52.017
‫این شهر داغونه. جرم و
‫جنایت، فقر، یه حس ناامنی،

01:52.100 --> 01:55.433
‫انگار هر لحظه ممکنه همه چی بترکه.

01:56.183 --> 01:59.392
‫ولی نیویورکی‌ها سرسختن.
‫بلدیم از پس خودمون بربیایم.

01:59.475 --> 02:03.017
‫ما نیازی به یه یاغی مسلح
‫که یه جمجمه رو سینه‌شه نداریم

02:03.100 --> 02:06.683
‫یا یه مرد که لباس عنکبوتی می‌پوشه.

02:06.767 --> 02:09.808
‫یا یه یارو که شاخ شیطون
‫سرشه تا نجاتمون بده. نه.

02:09.892 --> 02:12.292
‫ما دوباره بهترین خواهیم شد.

02:12.975 --> 02:14.159
‫فیسک، شهردار؟

02:14.183 --> 02:16.159
‫- من... من نمی‌تونم باور کنم.
‫- من یه قول بهتون دادم.

02:16.183 --> 02:18.975
‫می‌خوای چیکار کنی، بری
‫بوستون؟ تو که از سلتیکس متنفری.

02:19.058 --> 02:20.784
‫- قصد دارم بهش عمل کنم.
‫- داری این یارو رو می‌شنوی؟

02:20.808 --> 02:22.683
‫می‌شنوم؟ من عاشقشم.

02:23.308 --> 02:24.933
‫و اون اینه که حاکمیت قانون

02:25.017 --> 02:27.142
‫به شهر نیویورک برمی‌گرده.

02:27.975 --> 02:30.892
‫این چیزیه که من به شهر
‫نیویورک تحویل می‌دم.

02:31.725 --> 02:36.058
‫شهری که منو به دنیا آورد،
‫انتخابم کرد. شهری که عاشقشم.

02:37.225 --> 02:40.225
‫شب خوش و سال نو مبارک.

02:40.308 --> 02:43.017
‫من که بهت گفتم کجا بودم.

02:43.683 --> 02:46.142
‫یه سری کار داشتم وقتم گرفته شد.

02:47.600 --> 02:49.534
‫- نه، نه.
‫- تو که چیزی همرات نیست.

02:49.558 --> 02:50.743
‫من... هیچی، هیچی ندارم.

02:50.767 --> 02:51.826
‫داری چه غلطی می‌کنی، نیکی؟

02:51.850 --> 02:53.493
‫- سعی داری از دست ما در بری؟
‫- من باید برم.

02:53.517 --> 02:55.784
‫من فرار نکردم، داداش.
‫فقط، می‌دونی، سرم شلوغ بود.

02:55.808 --> 02:57.576
‫- فکر کنم داشتی از دستمون در می‌رفتی.
‫- نه، نه، نه، داداش.

02:57.600 --> 02:58.683
‫فقط داشتم کار خودمو می‌کردم.

02:58.767 --> 03:00.701
‫- هی.
‫- به نظر که اینطوره.

03:00.725 --> 03:02.267
‫هی، هی.

03:02.767 --> 03:05.183
‫- هی! آروم بگیرین!
‫- من چیزی ندارم.

03:06.017 --> 03:07.892
‫هی رفیق، این به تو ربطی نداره.

03:07.975 --> 03:10.392
‫هی! دارین یه آدمی رو می‌زنین
‫که نمی‌تونه از خودش دفاع کنه.

03:10.475 --> 03:12.142
‫- به من مربوطه.
‫- باشه، باشه.

03:12.225 --> 03:13.225
‫گفتم دخالت نکن.

03:18.600 --> 03:19.600
‫ولش کن.

03:23.350 --> 03:24.350
‫هی!

03:24.933 --> 03:25.933
‫نه.

03:41.811 --> 03:42.662
‫نه!

03:52.392 --> 03:54.808
‫پلیس نیویورک. از جات جم نخور.

04:07.952 --> 04:14.952
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:15.976 --> 04:19.976
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali Master

05:28.632 --> 05:35.736
‫« دردویل: تولدی دوباره »
« قسمت دوم: ظاهر قضیه »

05:44.041 --> 05:46.081
‫نظرت درباره غیب شدن دردویل چیه؟

05:48.392 --> 05:51.475
‫دردویل؟ خیلی وقته
‫اسمشو نشنیدم، داداش.

05:52.433 --> 05:54.183
‫دلمم براش تنگ نشده. یه دلقکه.

05:54.267 --> 05:57.350
‫می‌دونی، کی بهش نیاز داره؟ دردسرش
‫بیشتر از فایدشه. خدا رو شکر که رفت.

05:57.933 --> 05:59.975
‫قوی‌ها وظیفه دارن از
‫ضعیف‌ها محافظت کنن؟

06:00.058 --> 06:01.951
‫آره، دارن، ولی یه
‫جورایی نق‌نقو هم هستن.

06:01.975 --> 06:04.433
‫بعدشم میفتن به جون ضعیف‌ها.

06:04.517 --> 06:06.606
‫رئیس آتش‌نشانی کارتر ساعت ۱۰ میاد.

06:06.610 --> 06:09.475
‫می‌تونیم اینجا ببینیمش
‫یا تو ایستگاه آتش‌نشانی.

06:10.058 --> 06:14.475
‫ایستگاه آتش‌نشانی. کارتر
‫معروفه به شک و تردید،

06:14.558 --> 06:16.100
‫پس بهتره من برم پیشش.

06:16.183 --> 06:19.225
‫دقیقاً همین فکرو کردم. بعدش،
‫شیش تا ملاقات دیگه داریم.

06:19.308 --> 06:23.683
‫یه بار دیگه به کمیسر
‫گالو زنگ زدم. سومین باره.

06:25.975 --> 06:27.933
‫فکر می‌کنی این میز چند سالشه؟

06:29.225 --> 06:30.850
‫ببخشید؟

06:31.736 --> 06:35.277
‫فکر می‌کنی این میز چند
‫وقته اینجاست؟ خیلی قدیمیه.

06:37.225 --> 06:38.600
‫ونسا با یه نگاه می‌فهمید.

06:41.808 --> 06:45.100
‫آدم فکر می‌کنه. یعنی فیورلو
‫لاگواردیا اینجا می‌نشسته؟

06:46.058 --> 06:49.517
‫می‌دونی، اون قهرمان پدرم بود.

06:50.475 --> 06:51.850
‫نه، نمی‌دونستم.

06:59.683 --> 07:01.808
‫پدرم به مردای زیادی احترام نمی‌ذاشت.

07:02.350 --> 07:04.100
‫خب، در واقع به هیچکس.

07:06.267 --> 07:08.225
‫به جز لاگواردیا.

07:11.225 --> 07:15.267
‫سرسختیش. اینکه جلوی
‫تالار تامانی وایساد.

07:16.558 --> 07:19.100
‫فیورلو لاگواردیا، اون این شهرو ساخت.

07:23.958 --> 07:25.333
‫قربان...

07:25.393 --> 07:27.060
‫آره، من... ببخشید. بله.

07:27.065 --> 07:28.578
‫اوم...

07:32.683 --> 07:38.850
‫واقعاً مشتاقم که دادستان
‫بخش هاچبرگ رو ملاقات کنم.

07:40.142 --> 07:43.600
‫این دیدارهای معارفه
‫رو نمی‌شه عقب انداخت؟

07:44.725 --> 07:49.100
‫این چند روز اول خیلی مهمه.
‫ظاهر قضیه خیلی اهمیت داره.

07:49.183 --> 07:52.600
‫برقراری ارتباط راهیه که باهاش لحن
‫صحبتمون رو با افراد ذی‌نفعی تنظیم می‌کنیم

07:52.683 --> 07:55.100
‫که می‌تونن برنامه‌هات
‫رو به باد بدن یا موفق کنن.

07:55.183 --> 07:58.725
‫و بیا روراست باشیم، خیلی از
‫این آدما از ته دل ازت متنفرن.

08:06.933 --> 08:08.808
‫بهش عادت دارم.

08:10.017 --> 08:12.642
‫و یه چیز دیگه هم هست.

08:13.808 --> 08:19.933
‫ببخشید اگه دارم وارد حریم
‫شخصیت میشم. همسرت...

08:21.822 --> 08:23.017
‫ونسا چشه؟

08:25.517 --> 08:30.892
‫اوم، خب. سخنرانی افتتاحیه
‫بهتر از انتظار جواب داد،

08:30.975 --> 08:33.142
‫مخصوصاً بین رأی‌دهنده‌های جوون‌تر.

08:34.517 --> 08:39.933
‫اما، مقاومت ونسا در
‫برابر شرکت تو این داستان

08:40.017 --> 08:43.100
‫داره به شما ضربه می‌زنه،
‫اونم پیش رأی‌دهنده‌های سنتی‌تر.

08:45.558 --> 08:46.558
‫می‌فهمم.

08:56.892 --> 09:00.350
‫اوم، الان وقت مناسبی نیست،

09:00.933 --> 09:06.100
‫ولی من و همسرم، ما
‫کارهایی داریم که باید انجام بدیم.

09:07.808 --> 09:11.058
‫می‌تونی یه کم بهمون فرصت بدی؟

09:12.558 --> 09:14.267
‫حتماً، قربان.

09:29.000 --> 09:31.678
‫خب، خبر خوب اینه که تو
‫بازداشتگاهه. داره هوشیار میشه

09:31.683 --> 09:34.600
‫و برگشته به دنیای زنده‌ها.
‫البته منتظر معجزه هم نباش.

09:34.683 --> 09:37.642
‫الکل خونش 0.15 بوده و
‫دو بار سابقه داره، پس...

09:37.725 --> 09:39.409
‫می‌دونی این چقدر طول می‌کشه؟

09:39.433 --> 09:41.159
‫چون امیدوار بودم برسم سر کار

09:41.183 --> 09:42.993
‫و نمی‌تونم یه شیفت دیگه رو از دست بدم.

09:43.017 --> 09:44.659
‫حالا ببین چی میشه، قاتل پلیس.

09:46.187 --> 09:48.328
‫تو قراره یه اعتراف‌نامه امضا کنی.

09:48.433 --> 09:50.350
‫می‌دونی چیه؟ من...

09:50.433 --> 09:52.284
‫به یه همکار گفته بودم حال
‫یکی از موکلاشون رو بپرسم.

09:52.308 --> 09:54.908
‫بذار برم اینکارو بکنم. اوم، اگه
‫خبری شد بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

09:54.975 --> 09:56.767
‫- باشه.
‫- ممنون.

10:07.308 --> 10:08.308
‫مرسی.

10:14.392 --> 10:15.392
‫هکتور آیالا؟

10:20.933 --> 10:22.387
‫این یاروها کوک‌ت کردن؟

10:24.058 --> 10:25.683
‫- مگه فرقی هم می‌کنه؟
‫- آره.

10:26.683 --> 10:28.142
‫می‌کنه. واسه من مهمه.

10:29.225 --> 10:31.475
‫من وکیلم. اسمم متیوئه.

10:31.558 --> 10:32.808
‫تو وکیل تسخیری هستی؟

10:32.892 --> 10:35.058
‫نه. من وکیل مدافعم. دفتر خودمو دارم.

10:35.142 --> 10:36.742
‫من که بهت زنگ نزدم. چجوری اومدی اینجا؟

10:36.808 --> 10:38.683
‫می‌دونی، میگن تو یه پلیس رو کشتی؟

10:39.183 --> 10:41.517
‫من فقط سعی داشتم به یه نفر کمک کنم.

10:42.183 --> 10:43.642
‫خب، اونا اینجوری نمیگن.

10:44.600 --> 10:47.183
‫میگن تو رفتی سمت دو تا مأمور رو سکو...

10:47.267 --> 10:50.767
‫نه بابا. اون حرومزاده‌ها رو
‫سکو هیچوقت نگفتن پلیسن.

10:51.475 --> 10:52.600
‫هیچی نگفتن.

10:52.683 --> 10:55.225
‫ببین، من فقط می‌خواستم جلوی
‫یه کتک‌کاری رو بگیرم، باشه؟

10:55.767 --> 10:57.201
‫پس چه اتفاقی افتاد واسه مأموری که...

10:57.225 --> 10:59.058
‫یکیشون موقع حمله به
‫من پاش گیر کرد افتاد.

10:59.142 --> 11:00.892
‫ببین، من هلش ندادم، قسم می‌خورم.

11:00.975 --> 11:02.975
‫نمی‌خواستم کسی رو
‫بکشم. من مچین آدمی نیستم.

11:03.058 --> 11:05.058
‫و مطمئناً نمی‌دونستم

11:05.142 --> 11:06.142
‫قطار داره میاد.

11:06.642 --> 11:08.576
‫یعنی، یه لحظه اونجا بود،

11:08.600 --> 11:10.350
‫و بعد... غیبش زد.

11:14.783 --> 11:17.231
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

11:20.475 --> 11:22.835
‫نه بابا. هیچی.

11:26.892 --> 11:29.892
‫هنوز حسابی گیجی، مطمئنم.
‫همه چی یه کم تار و مبهمه.

11:30.725 --> 11:32.034
‫باید قبل از دادگاه مقدماتی

11:32.058 --> 11:33.058
‫چند بار دیگه مرورش کنیم.

11:33.142 --> 11:35.534
‫ولی فعلاً، همین کافیه.
‫ من پول وکیل ندارم.

11:35.558 --> 11:38.100
‫نگران اون نباش. خودم
‫می‌خوام وکالتت رو قبول کنم.

11:41.308 --> 11:42.600
‫خیالت راحت باشه، هکتور.

11:43.308 --> 11:44.308
‫صبر کن ببینم.

11:45.933 --> 11:47.027
‫تو نابینایی؟

11:56.475 --> 11:57.475
‫خفه شو!

11:59.433 --> 12:02.017
‫وقتی رسیدیم به مرکز سالمندان،
‫چند کلمه‌ای حرف می‌زنی،

12:02.100 --> 12:05.017
‫و بعد می‌خوان کلید
‫منطقه رو بهت تقدیم کنن.

12:05.100 --> 12:07.475
‫من که الان شهردارم. چرا
‫به کلید بروکلین نیاز دارم؟

12:07.558 --> 12:10.058
‫چه خوشت بیاد چه نیاد، مناطق
‫حومه پایگاه رأی تو هستن.

12:10.142 --> 12:11.308
‫مخصوصاً استاتن آیلند.

12:11.392 --> 12:13.475
‫استاتن رو داشته باشی،
‫منهتن رو نمی‌خوای.

12:14.017 --> 12:15.933
‫ببخشید.

12:16.017 --> 12:19.142
‫این شهر خرابه. من گفتم درستش می‌کنم.

12:19.225 --> 12:21.243
‫قربان، صد روز اول برای جا افتادنه،

12:21.267 --> 12:23.058
‫اینکه خوب برید تو حس و حال دفتر.

12:23.642 --> 12:26.433
‫الان هر کار بزرگی بکنین،
‫دارین رو خودت نشونه می‌ذارین.

12:26.517 --> 12:29.100
‫خوبه. نشونه‌ها توجه رو
‫جلب می‌کنن به مشکلات.

12:29.933 --> 12:31.600
‫شما منو استخدام کردین چون می‌دونم

12:31.683 --> 12:33.933
‫سیاست تو نیویورک چجوری کار می‌کنه...

12:34.017 --> 12:37.558
‫و الان، همه چی درباره حفظ وضع موجوده.

12:37.642 --> 12:40.558
‫پس توصیه‌ت به شهردار
‫تازه منصوب شده نیویورک

12:40.642 --> 12:42.534
‫اینه که هیچ کاری نکنه.

12:42.539 --> 12:43.892
‫اینجا چه خبره؟

12:43.975 --> 12:45.183
‫یه گودال بزرگه.

12:45.267 --> 12:46.808
‫تا یه دقیقه دیگه از کنارش رد می‌شیم.

12:51.058 --> 12:52.433
‫هی. هی، داری چیکار می‌کنی؟

12:54.683 --> 12:57.767
‫اوه... قربان، توصیه می‌کنم
‫هر کاری می‌خواین بکنین...

12:57.850 --> 12:59.826
‫لعنتی. چرا جلوشو نگرفتی؟

12:59.850 --> 13:02.142
‫اینش کار توئه، نه من.

13:04.267 --> 13:06.433
‫سرکارگر. سرکارگر کیه؟

13:06.517 --> 13:09.683
‫آره. چی شده؟ هی، تو شهرداری.

13:10.308 --> 13:11.600
‫- بله.
‫- چه خبرا؟

13:11.683 --> 13:14.267
‫می‌خوام هر کاری می‌کنین رو
‫ول کنین و این گودال رو پر کنین.

13:14.350 --> 13:16.725
‫تجهیزات و نیروی انسانیش رو دارین.

13:16.808 --> 13:18.568
‫هی، شرمنده قربان. کاغذبازی اداریه.

13:18.642 --> 13:20.475
‫منتظر تأیید مجوزیم.

13:20.558 --> 13:22.058
‫فرض کن تأیید شده.

13:22.142 --> 13:24.517
‫چشم قربان. بچه‌ها، گودال!

13:24.600 --> 13:27.100
‫بجنبین. همین الان! زود باشین!

13:27.183 --> 13:28.703
‫- اومدم.
‫- مایکی،

13:28.767 --> 13:30.183
‫هی، دوباره کارمون راه افتاد.

13:30.267 --> 13:31.850
‫- بریم.
‫- چشم قربان.

13:33.142 --> 13:35.142
‫ترافیک خیلی زیاده. باشه؟

13:35.642 --> 13:38.100
‫- عجله کنین.
‫- بله. پر کردن یه گودال مثل این،

13:38.183 --> 13:39.892
‫که علم موشکی نیست.

13:39.975 --> 13:42.350
‫یادتونه بهتون گفتم
‫کارا رو راه میندازم؟

13:42.433 --> 13:44.392
‫خب، الان دارم راه میندازم.

13:44.475 --> 13:46.350
‫آره!

13:47.475 --> 13:48.475
‫عاشقتم داداش.

13:49.933 --> 13:52.100
‫فکر کنم منظورت از ظاهر قضیه همین بود.

13:52.892 --> 13:55.683
‫بله، شهردار فیسک. دقیقاً همین بود.

13:55.767 --> 13:56.927
‫- قربان؟
‫- بله.

13:56.975 --> 13:59.642
‫حرکت خیلی توپی بود،
‫می‌دونی، پر کردن اون گودال.

13:59.725 --> 14:00.850
‫اوه، ممنون، دنیل.

14:04.600 --> 14:07.767
‫فرستادمت دنبال یه رانندگی در
‫حال مستی، با یه قتل پلیس برگشتی؟

14:07.850 --> 14:09.826
‫با این همه کاری که این
‫شرکت الان رو سرش ریخته؟

14:09.850 --> 14:11.618
‫پلیسا تو ایستگاه داشتن
‫تا سر حد مرگ می‌زدنش.

14:11.642 --> 14:12.701
‫می‌خواستی چیکار کنم؟

14:12.725 --> 14:14.725
‫احتمالاً تا آخر هفته زنده نمی‌موند.

14:15.690 --> 14:17.743
‫و، اگه بخوای بدونی،
‫فکر کنم شاید بی‌گناه باشه.

14:17.767 --> 14:19.576
‫به زور از پس پرونده‌های فعلیت برمیای.

14:19.600 --> 14:21.409
‫- باید وکیل دوم باشم.
‫ - یه پرونده پر سر و صدا مثل این

14:21.433 --> 14:23.326
‫- بدترین چیز تو دنیا نیست.
‫- دقیقاً برعکس چیزیه

14:23.350 --> 14:24.534
‫که این شرکت الان نیاز داره.

14:24.558 --> 14:28.058
‫باشه، همکار قدیمیم تو میدتاون
‫گزارش پلیس رو بهم داد.

14:28.142 --> 14:31.558
‫اون پلیس دیگه گفته قربانی‌ای در
‫کار نبوده. گفته حمله بدون تحریک بوده.

14:31.642 --> 14:33.642
‫اوم... خب، موکل ما میگه بوده.

14:33.725 --> 14:35.392
‫«اون گفت، این گفت.»

14:36.058 --> 14:37.475
‫مت، اگه این پرونده رو قبول کنی،

14:37.558 --> 14:39.933
‫به نظر میاد داری علیه
‫کل پلیس نیویورک وایمیستی.

14:40.017 --> 14:43.058
‫کیرستن، چی بهت گفتم که راضی
‫شدی از دفتر دادستانی بیای اینجا؟

14:44.267 --> 14:46.267
‫گفتی من نابغه‌ام، که البته درسته.

14:47.171 --> 14:49.629
‫آره درسته. دیگه چی؟

14:50.767 --> 14:52.308
‫گفتی پرونده‌های سخت رو قبول می‌کنیم.

14:52.392 --> 14:54.767
‫و کار ما اینجا مقابله
‫با پرونده‌های غیرممکنه.

15:04.767 --> 15:05.767
‫باشه.

15:06.267 --> 15:07.267
‫ممنون.

15:07.350 --> 15:09.850
‫فقط نیاز دارم آرنی جای
‫منو تو اظهارات راجرز بگیره.

15:09.933 --> 15:11.308
‫عالیه. ممنونم.

15:13.142 --> 15:15.725
‫با زن هکتور صحبت کن، و
‫می‌خوام اون شاهدی رو پیدا کنی

15:15.808 --> 15:17.350
‫که هکتور رو سکو نجاتش داده.

15:21.225 --> 15:22.475
‫من حرفشو باور دارم، چری.

15:24.392 --> 15:25.808
‫باشه.

15:26.808 --> 15:28.534
‫پس می‌خوای اون یارو رو رو سکو پیدا کنم؟

15:28.558 --> 15:29.600
‫آره.

15:29.683 --> 15:31.142
‫چقدر می‌خوای فشار بیارم؟

15:31.725 --> 15:33.225
‫هر چقدر که لازمه...

15:34.558 --> 15:36.225
‫و یه کم درباره هکتور برام تحقیق کن.

15:37.017 --> 15:39.392
‫یه چیزی تو داستانش هست که جور در نمیاد.

15:39.475 --> 15:42.392
‫صبر کن. بی‌گناهه یا
‫داستانش جور در نمیاد؟

15:42.475 --> 15:43.892
‫اوم...

15:43.975 --> 15:45.017
‫هر دو.

15:47.017 --> 15:49.159
‫اوناهاش. آقای مرداک.
‫آقای مرداک. اینجا.

15:49.183 --> 15:51.118
‫چرا از یه قاتل پلیس
‫دفاع می‌کنین، آقای مرداک؟

15:51.142 --> 15:52.826
‫- شما ضد پلیس هستین؟
‫- موکل من بی‌گناهه،

15:52.850 --> 15:54.826
‫و منتظر روز دادگاهش هستیم. خیلی ممنون.

15:54.850 --> 15:56.600
‫خانواده آیالا درباره این چی میگن؟

15:56.683 --> 15:57.951
‫- ممنون.
‫- فعلاً همین.

15:57.975 --> 15:59.951
‫نگران آبروی شرکتتون نیستین؟

15:59.975 --> 16:03.056
‫چه حسی دارین که می‌دونین شهردار
‫فیسک این پرونده رو از نزدیک دنبال می‌کنه؟

16:22.100 --> 16:24.683
‫دراکار نویر، عطر مورد
‫علاقه نیروهای برتر نیویورک.

16:26.017 --> 16:27.892
‫پلیس نیویورک پشت خودی‌هاشه.

16:34.517 --> 16:36.600
‫اون عوضی همونیه که همکارمو کشت.

16:38.017 --> 16:39.058
‫چطوری هکتور؟

16:39.642 --> 16:41.243
‫-خیلی بد، مت.
‫- باشه. دووم بیار.

16:41.267 --> 16:43.517
‫همونطور که گفتم، این
‫اولین قدم یه مسیر طولانیه.

16:43.600 --> 16:44.600
‫زنت اینجاست؟

16:46.267 --> 16:47.267
‫نه.

16:51.892 --> 16:53.892
‫- تف‌توش.
‫- چی شده؟

16:54.892 --> 16:55.975
‫عقابه اومده.

16:56.558 --> 16:57.600
‫هاکبرگ؟

16:57.683 --> 16:59.225
‫اوهوم.

17:04.100 --> 17:06.683
‫مدعی‌العموم ایالت
‫نیویورک علیه هکتور آیالا

17:06.767 --> 17:09.017
‫متهم به قتل عمد درجه یک، درجه دو،

17:09.100 --> 17:10.683
‫و آدم‌کشی درجه یک.

17:10.767 --> 17:13.201
‫بنجامین هاچبرگ،
‫عالیجناب، نماینده مردم

17:13.225 --> 17:15.909
‫- ایالت نیویورک.
‫- مت مرداک وکیل مدافع، عالیجناب.

17:15.933 --> 17:17.852
‫از قرائت کیفرخواست صرف
‫نظر می‌کنیم، نه از حقوق.

17:17.856 --> 17:19.284
‫ با توجه به جدی بودن اتهامات،

17:19.308 --> 17:22.183
‫دادستانی درخواست می‌کنه متهم
‫بدون قرار وثیقه بازداشت بمونه.

17:22.267 --> 17:23.486
‫عالیجناب، وکیل مدافع
‫درخواست می‌کنه...

17:23.490 --> 17:25.142
‫درخواست دادستانی پذیرفته شد.

17:25.933 --> 17:29.058
‫- اوم... عالیجناب، اگه اجازه بدین...
‫- گفتم قرار وثیقه رد شد.

17:30.308 --> 17:32.850
‫آقای آیالا یه کهنه سرباز
‫مفتخره. هیچ سابقه‌ای نداره.

17:32.933 --> 17:35.600
‫15 سال حسابدار رسمی
‫بوده. ایشون ستون جامعه‌شه.

17:35.683 --> 17:38.642
‫همچنین متهمه به قتل
‫یه افسر پلیس نیویورک.

17:38.725 --> 17:40.808
‫- پرونده بعدی، لطفاً.
‫- متشکرم، عالیجناب.

17:42.710 --> 17:44.877
‫- خیالم راحت باشه، آره؟
‫- درست میشه.

17:55.767 --> 17:58.350
‫می‌دونی، باید می‌فهمیدم
‫که یه نقشه‌ای تو سرته،

17:58.433 --> 18:00.017
‫وقتی اون شب شماره‌ت رو بهم دادی.

18:00.100 --> 18:01.392
‫من خبرنگارم داداش.

18:02.642 --> 18:06.433
‫تازه، می‌تونیم اینجا به عنوان
‫دوست‌هایی با منافع سیاسی حال کنیم.

18:06.517 --> 18:08.223
‫تو به من دسترسی به اون میدی، منم بهش

18:08.227 --> 18:09.933
‫یه خط مستقیم به جمعیت زیر 30 سال میدم.

18:10.017 --> 18:12.558
‫و بعد کی میشه یه قهرمان
‫تمام عیار با دو تا شست؟

18:12.642 --> 18:13.850
‫من.

18:13.933 --> 18:15.433
‫گوشیت.

18:16.100 --> 18:17.142
‫چی؟ کص نگو.

18:17.225 --> 18:19.267
‫شرط این سطح از دسترسیه.

18:20.308 --> 18:23.392
‫دارم از خودم محافظت
‫می‌کنم. که پست نذاری.

18:25.142 --> 18:26.713
‫منصفانه‌ست.

18:28.225 --> 18:32.142
‫ببین، اون تو آروم بازی کن، باشه؟
‫دارم یه لطفی رو جبران می‌کنم.

18:32.725 --> 18:34.475
‫صبر کن، فکر کردم گفتی آدم اونی.

18:35.100 --> 18:37.558
‫هستم. شاید یه کم بزرگش کرده باشم.

18:38.392 --> 18:39.392
‫واو.

18:39.933 --> 18:43.100
‫نمی‌تونم بفهمم خنگی یا زرنگ.

18:43.183 --> 18:46.308
‫خب، شاید من... نمی‌دونم چی هستم.

18:49.767 --> 18:50.892
‫پنج دقیقه وقت داری.

18:59.975 --> 19:04.100
‫باید بگم، پوشش خبری
‫شما از کمپین من عالی بود.

19:04.183 --> 19:07.808
‫و بی‌خودی نیست که شما یکی از
‫اولین کسایی بودین که منو جدی گرفتین.

19:09.517 --> 19:12.308
‫بی‌بی. مخفف چیزیه؟ بئاتریس؟ بتی؟

19:12.392 --> 19:15.308
‫فقط بی‌بی. اسم عموم رو روم گذاشتن.

19:17.433 --> 19:18.433
‫بن یوریک.

19:21.058 --> 19:22.058
‫آره.

19:23.058 --> 19:24.058
‫می‌شناختمش.

19:26.100 --> 19:28.017
‫خبرنگار خوبی بود.

19:34.850 --> 19:38.100
‫سه بار جداگانه از کمیسر
‫گالو درباره شما پرسیدم.

19:39.225 --> 19:40.225
‫هر بار...

19:41.433 --> 19:42.433
‫هیچی.

19:43.267 --> 19:44.558
‫حتی یه کلمه.

19:44.642 --> 19:45.933
‫همین منو به فکر انداخته.

19:47.517 --> 19:49.100
‫حتماً یه داستانی پشتشه.

19:50.767 --> 19:51.767
‫و هست؟

19:53.600 --> 19:57.058
‫یکی از منابعم تو پلیس نیویورک
‫میگه گالو الان آماده استعفاست.

19:57.933 --> 20:00.142
‫یعنی، گالو یه کمیسر پلیس سرشناسه.

20:00.225 --> 20:02.683
‫شاید محبوب‌ترینی که این
‫شهر تا حالا به خودش دیده.

20:03.183 --> 20:05.725
‫این شما رو تو یه دردسر حسابی میندازه.

20:06.392 --> 20:09.475
‫اینکه رده‌های مختلف پلیس نیویورک
‫قصد دارن پشت رفیقشون وایسن

20:09.558 --> 20:11.308
‫و علیه شما اعتراض کنن، جناب شهردار.

20:11.392 --> 20:14.017
‫یعنی، نیروی پلیس که همین
‫الانشم به شدت کم نیرو داره،

20:14.100 --> 20:16.392
‫و شما یاغی‌ها رو دارین
‫که جاشونو پر می‌کنن.

20:20.225 --> 20:23.392
‫اگه پلیس‌ها رو از دست
‫بدین، شهر رو از دست دادین.

20:25.683 --> 20:26.850
‫ممنون، خانم یورک.

20:31.267 --> 20:33.808
‫فقط یه سؤال دیگه درباره خانم فیسک.

20:35.517 --> 20:37.475
‫متأسفم، ولی وقتم تموم شده.

20:37.855 --> 20:39.063
‫از این طرف، لطفاً.

20:46.433 --> 20:48.517
‫ممنون، جناب شهردار. من...

20:49.558 --> 20:51.058
‫امیدوارم به زودی دوباره صحبت کنیم.

20:57.892 --> 21:01.892
‫قربان، واقعاً متأسفم. قرار نبود
‫درباره همسرتون سؤال کنه. من...

21:01.975 --> 21:03.225
‫اشکالی نداره، دنیل.

21:04.267 --> 21:09.308
‫حس می‌کنم این خانم جوون
‫عادت داره دست کم گرفته بشه.

21:11.683 --> 21:12.808
‫از این استفاده می‌کنیم.

21:15.933 --> 21:19.975
‫رویارویی با تروماهای گذشته
‫می‌تونه منجر به ایجاد مهارت‌ها

21:20.058 --> 21:23.017
‫و تکنیک‌هایی برای یافتن آرامش
‫بشه. همونطور که کتاب میگه،

21:23.808 --> 21:26.933
‫«شناسایی کن، بازجویی کن، رها کن.»

21:27.600 --> 21:30.100
‫خب، درباره کتاب بعدیتون چیزی نمی‌گین؟

21:31.017 --> 21:33.475
‫اخیراً خیلی به شخصیت‌های
‫فرافکنی شده فکر می‌کنم.

21:34.017 --> 21:36.725
‫اینکه چطور یه نسخه
‫دستچین شده از خودمون رو

21:36.808 --> 21:41.392
‫مثلاً از طریق فیلترهای شبکه‌های
‫اجتماعی یا نقاب‌ها نشون می‌دیم.

21:41.933 --> 21:45.517
‫هوم. جالبه. شاید حتی به موقع باشه.

21:46.142 --> 21:48.975
‫ممکنه. هنوز تو مراحل اولیه‌ست،

21:49.058 --> 21:51.683
‫ولی، اوم، حتماً یه نسخه
‫پیش‌چاپ بهتون می‌دم.

21:51.767 --> 21:54.725
‫ممنون. و مرسی که امروز اومدین.

21:54.808 --> 21:56.100
‫خواهش می‌کنم.

22:02.892 --> 22:05.517
‫خیلی ممنون که اومدین. واقعاً قدردانم.

22:08.100 --> 22:09.808
‫من... من عاشق کارهاتونم.

22:10.517 --> 22:11.517
‫ممنون.

22:14.392 --> 22:16.392
‫دکتر گلن، من نیاز... نیاز به کمک دارم.

22:17.892 --> 22:20.725
‫شما... شما مراجع جدید قبول می‌کنین؟

22:24.308 --> 22:28.100
‫همیشه می‌تونم برنامه‌م
‫رو جابجا کنم. اینم ایمیلم.

22:30.350 --> 22:32.267
‫مطمئنم می‌تونیم یه کاریش بکنیم.

22:32.350 --> 22:34.433
‫ممنون. واقعاً.

22:39.475 --> 22:40.475
‫میشه لطفاً...؟

22:40.975 --> 22:41.975
‫البته.

22:49.767 --> 22:50.767
‫مرسی.

22:52.558 --> 22:53.558
‫نه، من ممنونم.

23:03.017 --> 23:05.308
‫خیلی قشنگه. واقعاً، خیلی ممنون.

23:05.392 --> 23:07.850
‫مرسی بچه‌ها، باشه؟ می‌بینمتون.

23:09.574 --> 23:16.574
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:18.558 --> 23:20.350
‫عزیزم، باید برم به این رسیدگی کنم.

23:31.558 --> 23:32.995
‫چه حرکت باکلاسی، اومدن به

23:32.999 --> 23:34.933
‫مراسم تشییع پلیس بعد از تموم شدنش.

23:35.900 --> 23:39.525
‫نمی‌خواستم حواس‌ها رو از
‫مراسم پرت کنم، جناب کمیسر.

23:40.767 --> 23:42.308
‫ولی باید باهاتون صحبت می‌کردم.

23:43.017 --> 23:46.558
‫عجبم که یه آدمی مثل شما چه
‫حسی داره وقتی میاد همچین جایی.

23:47.308 --> 23:50.058
‫اصلاً می‌تونی احساس
‫گناه یا پشیمونی کنی؟

23:50.767 --> 23:51.767
‫گناه؟

23:53.308 --> 23:55.225
‫من افسر شاناهان رو نکشتم.

23:55.308 --> 23:57.475
‫شاید اونو نه، ولی خیلیای دیگه رو چرا.

23:58.142 --> 24:03.267
‫هنوزم برام با عقل جور در نمیادش،
‫این قضیه شهردار شدنت.

24:04.600 --> 24:06.892
‫یعنی امپراتوری جنایی‌ت
‫رو ول کردی که چی بشه؟

24:06.975 --> 24:10.225
‫که پول و قدرت کمتری داشته باشی؟

24:11.142 --> 24:15.415
‫که بیای جلوی یه ایتالیایی حرومزاده
‫تو قبرستون خم و راست شی؟

24:17.933 --> 24:21.371
‫چجوری می‌خوایم این مسئله رو حل کنیم؟

24:21.777 --> 24:24.283
‫تو... تو می‌دونی ساموئل ونس کی بود؟

24:24.600 --> 24:25.725
‫نه، البته که نمی‌دونی.

24:25.808 --> 24:30.433
‫شهردار ونس سال 1874 شهردار
‫نیویورک بود. یک ماه خدمت کرد.

24:31.308 --> 24:35.929
‫مأموریت شخصی منه که مطمئن
‫شم دوره تو از اون کوتاه‌تره.

24:37.975 --> 24:39.725
‫دستت برام رو شده، فیسک.

24:39.808 --> 24:44.451
‫تو... تو یه شهردار که عاشق
‫شهرشه نیستی. تو یه بچه ننه‌ای

24:45.017 --> 24:46.808
‫که می‌خواد همه دوستش داشته باشن،

24:47.354 --> 24:50.413
‫یه هیولا که سعی داره
‫میراثش رو بازنویسی کنه.

24:51.142 --> 24:52.183
‫خب، حدس بزن چی میشه؟

24:53.850 --> 24:54.850
‫دیگه خیلی دیره.

24:55.558 --> 24:57.392
‫زمانی لات، همیشه لات.

25:00.142 --> 25:01.767
‫می‌بینمت، کینگ‌پین.

25:15.475 --> 25:19.475
‫شوهرت بهت نیاز داره، سولداد.
‫مهمه که تو دادگاه دیده بشی.

25:20.433 --> 25:21.767
‫می‌تونم یه چیزی از جفتتون بپرسم؟

25:21.850 --> 25:25.183
‫ما روزنامه‌ها رو خوندیم،
‫اخبار و همه چی رو دیدیم.

25:25.267 --> 25:26.350
‫میشه رک باشین؟

25:26.975 --> 25:28.517
‫شوهر من شانسی داره؟

25:29.308 --> 25:31.142
‫یه پلیس نیویورک مرده.

25:31.225 --> 25:33.933
‫و هر وقت این اتفاق می‌افته،
‫یه ماشین بزرگ روشن میشه

25:34.017 --> 25:35.824
‫تا بفهمه چی اشتباه پیش رفته.

25:35.828 --> 25:37.475
‫و هر کی پلیس رو کشته رو مجازات کنه.

25:38.433 --> 25:41.725
‫مجازاتش کنه، اونم شدید. و
‫این ماشین دکمه خاموش نداره.

25:42.224 --> 25:44.308
‫فقط میره و میره تا یکی تاوان پس بده.

25:45.225 --> 25:48.517
‫ولی مت مرداک و این خانوم اینجا

25:48.600 --> 25:51.475
‫دو تا از بهترین وکیلایی
‫هستن که تا حالا دیدم، پس.

25:51.558 --> 25:54.409
‫حالا، اگه می‌تونم کت و شلوار
‫هکتور رو واسه دادگاه بدین بهم؟

25:55.683 --> 25:57.558
‫باشه، رو تخته. می‌تونم جمعش کنم.

25:57.642 --> 25:59.875
‫نه، نه، نه، نه. شما دو
‫تا بمونین و حرف بزنین.

26:05.675 --> 26:08.725
‫سولداد، هر چیزی که بین تو و هکتور هست،

26:09.475 --> 26:12.683
‫واقعاً امیدوارم بتونی کنار
‫بذاریش. اون بهت نیاز داره.

26:12.767 --> 26:14.808
‫به من نیاز داره، یا نیاز
‫داره تو دادگاه ظاهر شم؟

26:16.600 --> 26:18.808
‫دادگاه‌ها به اندازه حقایق،
‫درباره احساساتم هستن.

26:20.100 --> 26:23.600
‫هیئت منصفه یه جور احساس
‫می‌کنه اگه تو کنارش باشی

26:23.683 --> 26:25.683
‫و یه جور دیگه اگه غایب باشی.

26:27.558 --> 26:28.838
‫باید برم سر کار.

26:31.975 --> 26:33.465
‫شما ازدواج کردین؟

26:34.267 --> 26:35.267
‫نه، نکردم.

26:36.308 --> 26:37.975
‫وقتی اول با هم آشنا میشین،

26:38.600 --> 26:42.725
‫همه چیز به نظر باز و
‫آزاده. هر چیزی ممکنه.

26:43.350 --> 26:47.225
‫کم کم، این حس از بین میره.

26:47.308 --> 26:48.642
‫چیزا عوض شدن.

26:49.225 --> 26:51.642
‫هکتور... دیگه اون مردی
‫نیست که باهاش ازدواج کردم.

26:54.683 --> 26:57.017
‫همه اینا به یه سؤال ختم میشه.

26:57.100 --> 26:59.558
‫می‌خوای این مرد بقیه
‫عمرش رو تو زندون بگذرونه؟

27:01.350 --> 27:02.784
‫داری منو می‌بری اروپای شرقی؟

27:02.808 --> 27:04.528
‫آره. من مشکلی ندارم.

27:04.558 --> 27:05.600
‫چطوره...

27:05.683 --> 27:07.443
‫اوم...

27:08.017 --> 27:09.017
‫بلیز؟

27:09.100 --> 27:11.058
‫بلیز؟ بلیز رو دوست دارم.

27:11.767 --> 27:15.183
‫جواهر قلب حوضه کارائیب.

27:15.267 --> 27:17.225
‫عالیه. آره. هوای شور دریا...

27:17.308 --> 27:18.850
‫شن‌های گرم زیر انگشتای پامون.

27:18.933 --> 27:21.725
‫دو تا مای تای تو دستمون.

27:22.392 --> 27:26.808
‫آره، خوب به نظر میاد.
‫خب، این خیالپردازی ما...

27:28.308 --> 27:30.308
‫بعد از مای تای‌ها چی میشه؟

27:30.392 --> 27:33.350
‫اوه، اوم، احتمالاتش بی‌نهایته.

27:33.433 --> 27:35.142
‫- عه، جدی؟
‫- اوهوم.

27:35.225 --> 27:38.600
‫شاید، اوم، بعداً، بتونم یه
‫نمونه‌ش رو بهت نشون بدم.

27:38.683 --> 27:40.886
‫صورتحساب رو میارین لطفاً؟

27:42.475 --> 27:43.517
‫ببخشید.

27:44.267 --> 27:45.326
‫موبایل چریه.

27:45.350 --> 27:47.743
‫اشکالی نداره؟ من... فکر نکنم
‫زنگ بزنه مگه اینکه مهم باشه.

27:47.767 --> 27:49.118
‫- جواب بده.
‫- آره. دو ثانیه طول می‌کشه.

27:49.142 --> 27:50.342
‫بعداً جبران می‌کنی.

27:50.767 --> 27:53.392
‫- با سودش، قول میدم.
‫- منم می‌گیرم.

27:53.475 --> 27:55.933
‫چری، بگو ببینم. حدس بزن چی پیدا کردم.

28:09.600 --> 28:11.808
‫ببر سفید؟ جدی؟

28:11.892 --> 28:13.267
‫داشتی درباره من تحقیق می‌کردی؟

28:13.350 --> 28:15.267
‫ساعت‌ها حرف زدیم و فراموش کردی بهم بگی

28:15.350 --> 28:16.725
‫که شب‌ها یاغی میشی؟

28:16.808 --> 28:19.892
‫من لباس مخصوص یا طلسمم رو نپوشیده بودم.

28:19.975 --> 28:22.017
‫هیچ قدرت اضافه‌ای نداشتم. ربطی نداره.

28:22.100 --> 28:23.392
‫ربط داره.

28:24.558 --> 28:26.440
‫هویتت رو پنهان می‌کنی و میری بیرون

28:26.445 --> 28:27.725
‫و مسائل رو اونجوری که
‫خودت می‌خوای حل می‌کنی.

28:27.808 --> 28:29.728
‫ما داریم سعی می‌کنیم این رو به
‫عنوان یه اتفاق یه‌باره جا بندازیم.

28:29.767 --> 28:31.576
‫بعد می‌فهمم شب‌ها میری
‫بیرون دنبال دردسر می‌گردی.

28:31.600 --> 28:33.017
‫من دنبال دردسر نمی‌گردم.

28:34.850 --> 28:36.392
‫یکی باید از خیابون‌ها محافظت کنه.

28:37.100 --> 28:39.756
‫مردم دارن ناپدید میشن.
‫هیچکس هم انگار براش مهم نیست.

28:39.975 --> 28:41.767
‫اینجوری نیست که دردویل
‫هنوز این اطراف باشه.

28:45.558 --> 28:48.725
‫اگه من تونستم اینو بفهمم، مطمئن
‫باش دفتر دادستانی هم می‌تونه.

28:49.308 --> 28:52.225
‫بذار بفهمن. مردم به
‫یه قهرمان نیاز دارن.

28:53.350 --> 28:56.392
‫من هر شب اون بیرونم، جونم
‫رو به خطر میندازم براشون.

28:56.475 --> 28:58.350
‫زنت با این انتخابت موافقه؟

29:01.142 --> 29:02.642
‫این یه پرونده سخته، هکتور.

29:03.392 --> 29:04.642
‫یه پلیس مرده.

29:05.183 --> 29:08.017
‫و تنها راهی که می‌تونم برنده بشم اینه
‫که هر راهی که ممکنه ببازم رو بدونم.

29:11.142 --> 29:12.142
‫حق با توئه.

29:13.100 --> 29:15.864
‫حق با توئه. متأسفم. باید بهت می‌گفتم.

29:16.797 --> 29:19.392
‫حالت خوبه؟ به نظر میاد درد داری.

29:19.475 --> 29:21.642
‫هوم.

29:22.308 --> 29:24.100
‫زندان رایکرز آیلند تفریح نیست.

29:25.058 --> 29:28.850
‫کتک خوردن برای همه یکسانه.
‫نگهبان‌ها و زندانی‌ها یکی هستن.

29:29.517 --> 29:32.357
‫باشه، دووم بیار، خب؟ چند تا تماس
‫می‌گیرم، ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

29:36.475 --> 29:37.915
‫20 دقیقه‌ست منتظره.

29:38.892 --> 29:40.683
‫بله. آره. بفرستش تو.

29:43.902 --> 29:45.326
‫خب، به نظر میاد خیلی سرت شلوغه،

29:45.350 --> 29:47.142
‫پس میرم سر اصل مطلب.

29:47.725 --> 29:51.975
‫من از سمتم استعفا می‌دم،
‫از امشب ساعت 12 شب.

29:52.058 --> 29:53.808
‫و به دلیل تداخل‌های
‫پیش‌بینی نشده برنامه،

29:53.892 --> 29:57.100
‫نمی‌تونم بمونم تا به انتقال کمک کنم.

29:57.558 --> 29:59.850
‫ولی به یه کمیسر پلیس جدید نیاز داری،

29:59.933 --> 30:03.475
‫و... و حدس بزن چی؟ به
‫کلی پلیس جدید هم نیاز داری.

30:05.350 --> 30:06.350
‫خداحافظ، فیسک.

30:07.100 --> 30:08.808
‫قبل از اینکه بری، فقط یه چیز.

30:13.488 --> 30:16.738
‫تو اصالتاً اهل فیلادلفیا هستی.

30:17.308 --> 30:19.058
‫- درسته.
‫- و می‌دونی که،

30:19.892 --> 30:22.392
‫ساندویچ‌های پنیر
‫استیک فیلی حرف ندارن.

30:22.475 --> 30:25.142
‫آقای کشمن، اسم اون مغازه‌هه
‫که دوست داریم چی بود؟

30:25.225 --> 30:26.475
‫جنوز، جناب شهردار.

30:26.558 --> 30:29.183
‫آره، جنوز، درسته. ولی
‫اون مورد علاقه توئه.

30:29.267 --> 30:30.517
‫من... من...

30:31.308 --> 30:36.973
‫فکر کنم بهترینش یکیه که من پیدا
‫کردم. در واقع یه کم خارج شهره.

30:38.767 --> 30:40.808
‫دی‌آنجلو تو کینگ آو پروشیا.

30:41.975 --> 30:46.267
‫آقای کشمن لطف کرد رفت
‫اونجا یکی برای ناهار من گرفت.

30:46.767 --> 30:48.683
‫خیلی خوشمزه بود.

30:51.058 --> 30:53.350
‫مفهوم سازش...

30:54.642 --> 30:56.850
‫خیلی وقته تو ذهنمه.

30:58.350 --> 31:02.433
‫پس یه سری پیشنهادات سازش دارم.

31:05.392 --> 31:09.975
‫در خصوص افزایش حقوق نیروی پلیست،

31:11.183 --> 31:12.183
‫صفر.

31:13.850 --> 31:18.350
‫و وقتی نوبت به حداقل
‫اضافه‌کاری میرسه...

31:21.517 --> 31:22.517
‫هیچی.

31:24.142 --> 31:26.142
‫و... و...

31:26.225 --> 31:29.267
‫- افزایش کلاس کارآموزی.
‫- آره، آره.

31:30.017 --> 31:31.350
‫اونم خبری نیست.

31:32.267 --> 31:35.225
‫خب چی میگی، جناب
‫کمیسر؟ معامله‌مون جوره؟

31:40.267 --> 31:42.767
‫باشه. نه، می‌مونم.

31:45.183 --> 31:47.058
‫مواظب باش چی آرزو می‌کنی.

31:51.731 --> 31:53.939
‫خوب بازی کردین.

31:54.225 --> 31:55.225
‫نه.

31:56.892 --> 31:58.683
‫اکثر مردا ضعیفن.

32:00.142 --> 32:04.725
‫هر مردی رو میشه با یه تیکه کاغذ خام کرد.

32:06.142 --> 32:08.725
‫فکر می‌کرد می‌تونه اون
‫بچه رو مخفی نگه داره.

32:10.933 --> 32:13.058
‫ساندویچه افتضاح بود.

32:14.100 --> 32:16.683
‫سابقه هکتور به عنوان ببر
‫سفید ربطی به این پرونده نداره.

32:16.767 --> 32:18.183
‫وکیل مدافع درخواست رد مدرک رو داره.

32:18.267 --> 32:20.975
‫این دیگه خیلی پرویه،
‫مرداک. اون یارو یه یاغیه.

32:21.058 --> 32:22.743
‫که گردنبند جادوییش همراهش نبود.

32:22.767 --> 32:24.909
‫یا لباس ببر سفید تنش نبود موقع حادثه.

32:24.933 --> 32:27.042
‫اجازه استفاده از این جور
‫اطلاعات کاملاً تحریک‌آمیز

32:27.046 --> 32:28.975
‫باعث پیش‌داوری ناعادلانه
‫هیئت منصفه میشه.

32:29.058 --> 32:32.058
‫دقیقاً با استاندارد «بیشتر
‫مضره تا مفید» مطابقت داره.

32:32.142 --> 32:34.808
‫چرت و پرت نگو. مستقیماً
‫به قلب پرونده مربوطه.

32:34.892 --> 32:36.808
‫نشون میده یه الگوی رفتاری وجود داره

32:36.892 --> 32:38.701
‫- که هکتور آیالا رو وادار کرده...
‫- لطفاً.

32:38.725 --> 32:39.808
‫افسر شاناهان رو

32:39.892 --> 32:42.034
‫- رو اون سکوی مترو، بکشه.
‫- عالیجناب، هیئت منصفه قراره

32:42.058 --> 32:44.298
‫درباره اتفاقات تراژیک یه
‫شب خاص تصمیم بگیره.

32:44.350 --> 32:46.558
‫دادرسی باید نه بر اساس لباس موکل من،

32:47.100 --> 32:49.308
‫بلکه بر اساس اتفاقات
‫اون شب روی سکو باشه.

32:53.350 --> 32:55.784
‫ببین... من... من می‌فهمم.
‫واقعاً. این غریزه رو درک می‌کنم

32:55.808 --> 32:57.618
‫که بخوای همه چی رو
‫به عنوان مدرک قبول کنی.

32:57.642 --> 32:59.867
‫ولی درست نیست، و با احترام،

32:59.871 --> 33:02.653
‫این کاری نیست که
‫شما اونجا باید انجام بدین.

33:08.475 --> 33:09.642
‫- باشه.
‫- وای خدای من.

33:09.725 --> 33:11.350
‫من درخواست رو قبول می‌کنم.

33:11.433 --> 33:14.142
‫به دادستانی دستور داده میشه
‫هیچ بحثی نکنه یا مدرکی

33:14.225 --> 33:15.975
‫درباره زندگی هکتور
‫آیالا به عنوان ببر سفید

33:16.058 --> 33:17.493
‫یا هر عمل قانون‌شکنانه‌ای، ارائه نده.

33:17.517 --> 33:19.100
‫این خیلی مزخرفه، جری.

33:19.183 --> 33:20.183
‫متشکرم، عالیجناب.

33:20.267 --> 33:22.558
‫وقتی ما جوون بودیم و
‫آبی‌پوش‌ها رو می‌دیدی،

33:23.017 --> 33:24.475
‫به اون دکمه‌های برنجی نگاه می‌کردی.

33:25.225 --> 33:27.558
‫یه چیزی می‌گفت، یه
‫معنایی داشت، می‌دونی؟

33:27.642 --> 33:29.808
‫ولی الان هیچی از اینا
‫نیست. دیگه احترامی نمونده.

33:31.811 --> 33:36.220
‫زندان‌ها شدن در گردون.
‫دست پلیس‌ها بسته‌ست.

33:36.225 --> 33:39.183
‫حس می‌کنم هیشکی مسئولیت‌پذیر نیست،

33:39.267 --> 33:43.475
‫و من خسته شدم از اینکه همش بترسم.

34:00.558 --> 34:01.683
‫شاهد رو پیدا کردی؟

34:02.267 --> 34:04.225
‫پیدا کردن روح‌ها سخته، متی.

34:04.892 --> 34:07.142
‫مگه واسه همین استخدامت نکردم؟

34:07.892 --> 34:10.725
‫دوران روح‌گیری من
‫خیلی وقته تموم شده، رفیق.

34:11.308 --> 34:14.808
‫هیچی پیدا نمی‌کنیم که نشون
‫بده یارو داره راست میگه.

34:16.058 --> 34:17.642
‫به جز اینکه واقعاً راست میگه.

34:19.308 --> 34:24.058
‫می‌دونم این پرونده برات
‫شخصیه. واسه همینم خطرناکه.

34:26.475 --> 34:29.225
‫داری میگی قضاوتم به خاطر
‫اینکه هکتور کیه مخدوش شده؟

34:30.402 --> 34:32.652
‫به خاطر اینکه تو کی هستی.

34:33.392 --> 34:34.933
‫- به خاطر اینکه کی بودی.
‫- نه بابا.

34:35.475 --> 34:38.933
‫- این پرونده درباره هکتور آیالاست.
‫- باشه.

34:39.725 --> 34:42.725
‫بیا فرض کنیم تو درست میگی
‫و من اشتباه می‌کنم. فرضاً...

34:42.808 --> 34:45.350
‫ولی فرضی نیست، چری، مگه نه؟

34:46.308 --> 34:48.267
‫هست؟

34:48.350 --> 34:50.475
‫می‌دونی که من می‌دونم
‫داشت راست می‌گفت.

34:50.558 --> 34:53.225
‫و هر دومون می‌دونیم اگه
‫نتونی ثابتش کنی فایده نداره.

34:54.392 --> 34:55.600
‫و اگه بخوای بدونی،

34:56.225 --> 34:58.808
‫من مت مرداکی که امسال دیدم رو دوست دارم.

34:59.350 --> 35:01.558
‫اون یارویی که رفت بیرون
‫و راه خودشو پیدا کرد،

35:01.642 --> 35:03.267
‫از هلز کیچن اومد بیرون، یه...

35:04.433 --> 35:06.642
‫کت و شلوار معمولی می‌پوشه.
‫و داره کارای خوبی می‌کنه.

35:41.183 --> 35:42.863
‫«اینک بره خدا.

35:42.892 --> 35:45.975
‫اینک او که گناهان جهان را برمی‌دارد.

35:46.058 --> 35:48.892
‫خوشا به حال آنان که
‫به شام بره دعوت شده‌اند.

35:49.475 --> 35:52.975
‫خداوندا، من لایق آن نیستم
‫که زیر سقف من بیایی،

35:53.058 --> 35:56.308
‫اما فقط یک کلام بگو و
‫جان من شفا خواهد یافت.»

36:02.392 --> 36:05.642
‫اوم، بالاخره همه کاغذبازی‌هام
‫تموم شد. من دیگه کارم تمومه.

36:12.392 --> 36:14.850
‫دارم میرم خونه.

37:23.600 --> 37:24.743
‫هدر زنگ می‌زنه.

37:27.808 --> 37:29.475
‫- سلام.
‫- سلام. اوم...

37:29.558 --> 37:32.808
‫نمی‌تونم امشب بیام رستوران.
‫دارم با یه مراجع جدید ملاقات می‌کنم.

37:32.892 --> 37:33.975
‫بندازیمش عقب؟

37:37.433 --> 37:38.909
‫فقط یه فرصت از دست رفته.

37:38.933 --> 37:40.100
‫آره، خوبه.

37:40.183 --> 37:41.267
‫مرسی.

37:46.725 --> 37:49.267
‫اینا واقعاً لازم نیستن.
‫جزو ملزومات دفتره.

37:53.142 --> 37:54.975
‫از رازداریتون ممنونیم.

38:01.183 --> 38:03.017
‫آقا؟ خانم.

38:06.600 --> 38:10.683
‫دکتر گلن، اجازه بدین شهردار
‫و خانم فیسک رو معرفی کنم.

38:16.183 --> 38:19.100
‫خب معمولاً دوست دارم
‫با چند تا سؤال شروع کنم.

38:20.308 --> 38:23.975
‫چی باعث شد بیاین مشاوره، و می‌خواین
‫چی از این جلسات به دست بیارین؟

38:26.605 --> 38:29.063
‫ونسا، چرا تو شروع نمی‌کنی؟

38:32.053 --> 38:37.257
‫من و شوهرم این چند سال اخیر
‫خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتیم.

38:40.892 --> 38:44.470
‫تا همین اواخر، ما یه کسب و
‫کار پیچیده رو اداره می‌کردیم.

38:44.725 --> 38:46.975
‫بعد ویلسون رفت.

38:49.142 --> 38:50.683
‫در واقع، غیب شد.

38:52.642 --> 38:54.892
‫کنجکاوم بیشتر درباره‌ش بشنوم.

38:56.142 --> 38:57.142
‫ویلسون؟

39:00.225 --> 39:02.308
‫یه یاغی بهم حمله کرد.

39:04.725 --> 39:08.308
‫پروسه... بهبودی، خیلی پیچیده بود.

39:12.142 --> 39:14.225
‫نمی‌تونستم با ونسا در تماس باشم.

39:14.308 --> 39:16.433
‫نمی‌تونستم باهاش ارتباط داشته باشم.

39:16.975 --> 39:18.100
‫به نفع همه بود.

39:19.350 --> 39:21.308
‫به نفع تو هم بود، ونسا؟

39:22.642 --> 39:24.642
‫- فکر کنم از یه جهاتی، بود...
‫-  از یه جهاتی...

39:30.225 --> 39:31.850
‫من... من کسب و کار رو به دست گرفتم.

39:32.850 --> 39:33.850
‫شکوفا شد.

39:35.267 --> 39:37.642
‫هیچوقت اینقدر سودآور نبود.

39:38.475 --> 39:42.839
‫و رابطه بین مدیریت و کارگرها...

39:43.767 --> 39:45.808
‫قوی بود. و رضایت‌بخش.

39:46.725 --> 39:47.808
‫برای هر دو طرف.

39:48.925 --> 39:52.572
‫ولی غیبت شوهرتون برای
‫خود شما رضایت‌بخش بود؟

39:55.392 --> 39:56.392
‫من... اوم...

39:59.642 --> 40:00.725
‫تنها بودم.

40:03.933 --> 40:06.642
‫دلم برای ویلسون تنگ شده بود.

40:11.183 --> 40:15.267
‫بعد که برگشت واقعاً
‫نمی‌دونستم چه حسی بهش دارم.

40:19.642 --> 40:22.263
‫چرا اینجاییم؟

40:25.350 --> 40:27.852
‫چون انگار چاره دیگه‌ای نداریم.

40:30.392 --> 40:32.578
‫دوست دارم جواب تو ررو هم بدونم، ویلسون.

40:36.017 --> 40:38.308
‫من اینجام چون نمی‌خوام زنمو از دست بدم.

40:45.392 --> 40:47.284
‫- چی شده؟
‫- پیداش کردم.

40:47.308 --> 40:48.826
‫باشه، میام اونجا.

40:48.850 --> 40:50.975
‫- الان می‌خوایم اینکارو بکنیم؟
‫- آره.

40:51.058 --> 40:54.517
‫خیابون 185 غربی،
‫پلاک 950، آپارتمان 30.

40:54.600 --> 40:55.850
‫جلوی در می‌بینمت.

40:57.683 --> 40:58.683
‫به چری زنگ بزن.

41:00.725 --> 41:01.725
‫- مت.
‫- سلام،

41:01.808 --> 41:03.892
‫نیاز دارم برونی سمت
‫پارک فورت تریون. زود.

41:13.058 --> 41:14.058
‫کیه؟

41:14.850 --> 41:16.725
‫اسمم متیو مرداکه. من وکیلم.

41:17.308 --> 41:20.475
‫نماینده هکتور آیالام، مردی
‫که تو ایستگاه مترو نجاتت داد.

41:24.017 --> 41:25.600
‫ببین، می‌دونم منو می‌شناسی،

41:26.267 --> 41:27.517
‫و می‌دونم ترسیدی.

41:28.433 --> 41:30.517
‫ولی اومدم کمکت کنم.
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

41:35.517 --> 41:38.017
‫- . ممنون. درو ببند.
‫- اسمت چیه؟

41:38.100 --> 41:39.683
‫- نیکی تورس.
‫- نیکی.

41:40.267 --> 41:42.975
‫تو شاهد کلیدی دفاع من از هکتور آیالایی.

41:43.058 --> 41:44.808
‫رک بگم، تو تنها کسی هستی

41:44.892 --> 41:46.868
‫که بین اون و حبس ابد پشت سر هم وایساده.

41:46.892 --> 41:48.534
‫نمی‌تونم داداش. اگه
‫علیه پلیسا حرف بزنم،

41:48.558 --> 41:49.618
‫خیلی برام بد میشه.

41:49.642 --> 41:51.642
‫الانشم برات بده. پیدات کردن.

41:51.725 --> 41:53.965
‫دارن میان بکشنت. باید
‫همین الان با من بیای.

41:56.975 --> 41:58.451
‫لعنتی، رسیدن. نیکی، حدود

41:58.475 --> 41:59.534
‫20 ثانیه وقت داری قبل اینکه بیان تو.

41:59.558 --> 42:01.004
‫ببین داداش، من اصلاً
‫نمی‌دونم تو کی هستی.

42:01.008 --> 42:01.868
‫ده ثانیه. دارن میان.

42:01.892 --> 42:04.225
‫- از کجا بدونم تو...
‫- از پله اضطراری برو. زود باش.

42:04.308 --> 42:06.600
‫پلیس نیویورک. باز کنید.

42:08.517 --> 42:10.100
‫نیکی. یه نفر تو پارک فورت تریون دارم.

42:10.183 --> 42:12.265
‫پیدات می‌کنه. می‌برتت جای امن.

42:15.225 --> 42:16.600
‫پلیس نیویورک. باز کنید.

42:29.600 --> 42:30.600
‫تو وکیله‌ای.

42:31.058 --> 42:34.558
‫اگه دنبال مردی می‌گردین که
‫هکتور آیالا تو سکوی مترو نجاتش داد،

42:34.642 --> 42:35.892
‫متأسفانه، دیگه اینجا نیست.

42:39.642 --> 42:40.808
‫برو کنار.

42:41.475 --> 42:42.475
‫گفتم برو کنار!

42:47.808 --> 42:49.517
‫- کجا رفته؟
‫- اینجا نیست.

42:58.433 --> 42:59.975
‫- کجا رفته؟
‫- ببین داداش،

43:00.058 --> 43:02.308
‫من مشکل بینایی دارم. وگرنه
‫خیلی دوست داشتم کمک کنم.

43:27.850 --> 43:29.142
‫انجامش بده.

43:29.225 --> 43:30.350
‫اون وکیله.

43:30.433 --> 43:32.392
‫- خودم انجامش میدم.
‫- نه، اینکارو نکن.

43:33.225 --> 43:34.865
‫اینکارو نکن. نمی‌خوای اینکارو بکنی.

43:35.870 --> 44:05.870
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

44:19.875 --> 44:26.031
‫[ترانه‌ی Get Free از The Vines ]
