1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,570 --> 00:00:14,860
دائمون‌های قلمروی سایه

3
00:00:15,500 --> 00:00:18,780
‫♪ تمام دردهایی که کشیدم... ♪

4
00:00:22,290 --> 00:00:27,150
‫♪ توی رگ‌ هام جاری شده ♪

5
00:00:29,090 --> 00:00:32,290
‫♪ و از قلبم عبور کردن ♪

6
00:00:35,970 --> 00:00:39,390
‫♪ وقتی فراموشش میکنم، برمیگرده... ♪

7
00:00:39,390 --> 00:00:40,500
‫♪ به مغزم ♪

8
00:00:40,500 --> 00:00:42,540
‫♪ گمونم اونقدرا هم بد نیست ♪

9
00:00:42,540 --> 00:00:45,570
‫♪ ولی نسیم کوچیکی هست... ♪

10
00:00:45,570 --> 00:00:50,070
‫♪ از رنجش و اندوه ♪

11
00:00:50,070 --> 00:00:53,910
‫♪ فقط بذار همین رو داشته باشم ♪

12
00:00:54,360 --> 00:00:57,500
‫♪ من بی‌ اراده‌م ♪

13
00:00:57,500 --> 00:01:01,090
‫♪ تمام کلمات و اشک‌ هام... ♪

14
00:01:01,090 --> 00:01:04,790
‫♪ و این پرهایی که از احساساتم رشد کردن... ♪

15
00:01:04,790 --> 00:01:07,880
‫♪ همه رو روی دوشم میذارم ♪

16
00:01:07,880 --> 00:01:11,030
‫♪ خب، بعداً می‌بینمت ♪

17
00:01:11,030 --> 00:01:14,850
‫♪ همه رو همینجا میذارم ♪

18
00:01:15,000 --> 00:01:16,000
‫♪ نمیترسم ♪

19
00:01:16,000 --> 00:01:18,000
‫♪ اون بالا توی آسمون... ♪

20
00:01:18,000 --> 00:01:21,000
‫♪ به رقص این پرها توی باد نگاه کن... ♪

21
00:01:21,000 --> 00:01:25,000
‫♪ و همراهشون برو ♪

22
00:01:32,000 --> 00:01:35,500
‫اولین باری که حس کردم
‫کسی قصد جونم رو کرده...

23
00:01:36,290 --> 00:01:40,370
‫یکم قبل از اون بود که
‫والدینم روستا رو ترک کنن.

24
00:01:41,360 --> 00:01:43,080
‫احتمالاً یه راهزن بود.

25
00:01:43,650 --> 00:01:46,000
‫در اعماق کوهستان بودم،
‫و با پدر شکار میکردم...

26
00:01:46,490 --> 00:01:49,380
‫که نزدیک بود کشته بشم.

27
00:01:50,440 --> 00:01:53,630
‫«توی این دنیا به وجودت نیازی نیست.»

28
00:01:54,630 --> 00:01:56,390
‫اون هالهٔ انکار قدرتمند.

29
00:01:59,400 --> 00:02:02,830
‫حس کردم که به تک‌ تک منافذ بدنم نفوذ کرد...

30
00:02:03,590 --> 00:02:09,130
‫پوستم رو شکافت،
‫و مستقیم توی گوشتم فرو رفت.

31
00:02:25,030 --> 00:02:26,090
‫یورو!

32
00:02:27,240 --> 00:02:28,210
‫یورو!

33
00:02:29,210 --> 00:02:31,600
‫حالت خوبه؟
‫زخمی شدی؟

34
00:02:33,110 --> 00:02:36,420
‫این... خون اونه.

35
00:02:36,420 --> 00:02:37,870
‫متاسفم.

36
00:02:38,410 --> 00:02:40,510
‫نباید چشم ازت برمیداشتم.

37
00:02:42,030 --> 00:02:45,140
‫چی... این دیگه چیه؟

38
00:02:46,280 --> 00:02:48,890
‫یورو، این رو یادت باشه.

39
00:02:49,280 --> 00:02:51,020
‫این «قصد کشتن»ـه.

40
00:02:54,450 --> 00:02:57,570
‫احتمالاً توی آینده هم تجربه‌ش میکنی. نه...

41
00:02:58,250 --> 00:03:02,570
‫تا وقتی زنده‌ ای، احتمالاً بارها
‫و بارها به سمتت پرتاب میشه.

42
00:03:03,010 --> 00:03:07,460
‫در برابر کسایی که اون رو
‫سمتت نشونه میرن، تردید نکن.

43
00:03:29,920 --> 00:03:32,150
‫یکم آروم شدی، یورو؟

44
00:03:34,560 --> 00:03:38,080
‫امشب رو توی کوه میمونیم،
‫و بعد به روستا برمیگردیم.

45
00:03:38,510 --> 00:03:40,950
‫وقت داری تا آروم بشی.

46
00:03:40,950 --> 00:03:45,820
‫عمیق نفس بکش،
‫و آروم اون رو بیرون بده.

47
00:03:47,780 --> 00:03:52,960
‫همینطوره.
‫اضطرابت رو با نفست بیرون بده.

48
00:03:53,430 --> 00:03:57,290
‫لحظاتی هست که ترس میتونه تو رو بکشه.

49
00:03:57,760 --> 00:04:03,460
‫مخصوصاً برای شکارچی هایی مثل ما
‫که برای جونمون با جانوران میجنگیم.

50
00:04:04,460 --> 00:04:09,350
‫آروم باش، موقعیت رو تحلیل کن،
‫و تصمیم بگیر چه کاری باید انجام بدی.

51
00:04:09,350 --> 00:04:14,410
‫همیشه فکر کن چطور میتونی از وسایل
‫دم دستت برای زنده موندن استفاده کنی.

52
00:04:16,630 --> 00:04:20,900
‫مرگ درست جایی ضربه میزنه
‫که ترس ما رو آسیب‌ پذیر میکنه.

53
00:04:25,570 --> 00:04:27,070
‫گوش کن، یورو.

54
00:04:27,460 --> 00:04:30,620
‫به اهالی روستا نگو که
‫یه راهزن به تو حمله کرده.

55
00:04:30,970 --> 00:04:35,740
‫چرا؟ ممکنه همدست های اون راهزن
‫به روستا حمله کنن.

56
00:04:35,740 --> 00:04:38,240
‫باید به بقیه بگیم.

57
00:04:38,240 --> 00:04:41,260
‫نه، اونا به روستای ما حمله نمیکنن.

58
00:04:42,560 --> 00:04:44,040
‫به کسی چیزی نگو.

59
00:04:44,040 --> 00:04:47,510
‫وقتی به دهکده برگشتیم،
‫مثل همیشه رفتار کن.

60
00:04:47,760 --> 00:04:50,230
‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

61
00:04:51,700 --> 00:04:53,250
‫خونسرد باش.

62
00:05:02,170 --> 00:05:03,500
‫مینه-سان!

63
00:05:04,690 --> 00:05:05,920
‫برگشتیم.

64
00:05:05,920 --> 00:05:07,110
‫خوشحالیم که برگشتید.

65
00:05:07,500 --> 00:05:11,580
‫وقتی شنیدیم که دیشب برنگشتید، نگران شدیم.

66
00:05:11,580 --> 00:05:12,890
‫ببخشید.

67
00:05:12,890 --> 00:05:15,870
‫شکارمون رو تا عمق کوهستان دنبال کردیم.

68
00:05:16,270 --> 00:05:20,510
‫چون یورو همراهم بود، جانب احتیاط رو
‫رعایت کردیم و شب رو اونجا موندیم.

69
00:05:20,810 --> 00:05:23,870
‫شب رو اونجا موندید،
‫و دست خالی برگشتید؟

70
00:05:23,870 --> 00:05:25,990
‫این از شما بعیده.

71
00:05:27,710 --> 00:05:29,480
‫پیش میاد دیگه.

72
00:05:32,360 --> 00:05:33,380
‫مینه-سان!

73
00:05:35,390 --> 00:05:37,710
‫برگشتیم، کیوکا-سان.

74
00:05:37,710 --> 00:05:40,730
‫خوبه. یورو همراهتونه.

75
00:05:40,730 --> 00:05:43,830
‫وقتی برنگشتید خیلی نگران شدیم.

76
00:05:45,920 --> 00:05:48,780
‫توی کوهستان اتفاقی افتاد؟

77
00:05:49,410 --> 00:05:51,000
‫نه، هیچی.

78
00:05:51,000 --> 00:05:53,510
‫فقط شکارمون رو زیادی دنبال کردیم.

79
00:05:58,510 --> 00:06:00,430
‫آسیب دیدی؟

80
00:06:03,750 --> 00:06:05,880
‫خون موشیه که شام خوردیم.

81
00:06:06,200 --> 00:06:07,950
‫وای، خیلی گرسنمه.

82
00:06:07,950 --> 00:06:10,510
‫اون موش که اصلاً سیرمون نکرد.

83
00:06:10,950 --> 00:06:13,120
‫ناگیسا کجاست؟
‫پیش آساست؟

84
00:06:13,120 --> 00:06:15,270
‫آره، داخله.

85
00:06:15,270 --> 00:06:16,150
‫باشه.

86
00:06:16,150 --> 00:06:19,000
‫یورو، بیا صبحونه رو با هم بخوریم.

87
00:06:19,000 --> 00:06:19,760
‫باشه.

88
00:06:22,300 --> 00:06:23,340
‫ناگیسا.

89
00:06:24,780 --> 00:06:26,360
‫برگشتیم، مادر.

90
00:06:26,660 --> 00:06:28,470
‫خوش برگشتید.

91
00:06:28,470 --> 00:06:30,430
‫خیلی نگران شدم که برنگشتید.

92
00:06:30,430 --> 00:06:31,360
‫ببخشید.

93
00:06:31,870 --> 00:06:33,390
‫ببخشید، آسا.

94
00:06:33,390 --> 00:06:36,770
‫خیلی توی کوهستان پیش رفتیم و دیر برگشتیم.

95
00:06:36,770 --> 00:06:38,290
‫آسیب دیدید؟

96
00:06:38,290 --> 00:06:40,120
‫حالت خوبه، برادر؟

97
00:06:40,120 --> 00:06:42,870
‫اتفاقی نیفتاد.
‫حالم کاملاً خوبه.

98
00:06:43,320 --> 00:06:44,590
‫اتفاقی نیفتاد.

99
00:06:45,640 --> 00:06:50,280
‫بابا... انقدر نگران بودم که
‫نتونستم موقع کمپ بخوابم.

100
00:06:50,280 --> 00:06:52,620
‫یکم خسته‌م.

101
00:06:53,500 --> 00:06:54,500
.برادر

102
00:06:55,550 --> 00:06:58,180
‫مراقب خودت باش.

103
00:07:08,580 --> 00:07:12,420
‫نزدیک بود بگیرمش.
‫خیلی بزرگ بود.

104
00:07:12,420 --> 00:07:13,560
‫ناگیسا.

105
00:07:13,560 --> 00:07:16,160
‫مطمئنم دفعه بعد میتونی بگیریش.

106
00:07:16,980 --> 00:07:18,090
‫آره.

107
00:07:18,090 --> 00:07:20,560
‫آره. بی‌ صبرانه منتظرشم.

108
00:07:29,710 --> 00:07:36,460
‫مدت کوتاهی پس از اون، پدر و مادر
‫بدون من و آسا دهکده رو ترک کردن.

109
00:07:37,150 --> 00:07:41,690
‫یا اینطور فکر میکردم.
‫در واقع من تنها کسی بودم که جا موند.

110
00:07:42,470 --> 00:07:47,030
‫پدر و مادر با آسا از دهکده فرار کردن.

111
00:07:47,450 --> 00:07:54,030
‫دختری که فکر میکردم خواهرمه،
‫و ده سال با اون زندگی کردم، یه شیاد بود.

112
00:07:54,980 --> 00:07:59,590
‫به مدت ده سال اهالی دهکده
‫هیگاشی به من دروغ گفتن.

113
00:08:00,680 --> 00:08:04,440
‫یا اینطور که «آسای» واقعی خودخوانده میگفت.

114
00:08:05,170 --> 00:08:07,950
‫به گفته‌ اون...

115
00:08:08,800 --> 00:08:12,180
‫من یک بار مُردم.

116
00:08:13,120 --> 00:08:15,600
‫توسط یه قاتل از دهکده هیگاشی کشته شدم.

117
00:08:19,430 --> 00:08:21,940
آسا و شکست

118
00:08:19,430 --> 00:08:21,940
قسمت هفتم

119
00:08:23,070 --> 00:08:27,570
‫ما از دهکده هیگاشی فرار کردیم،
‫و از دست تعقیب‌ کنندگان گریختیم.

120
00:08:27,570 --> 00:08:30,100
‫بعدش خاندان کاگموری ما رو پناه داد.

121
00:08:30,100 --> 00:08:35,840
‫فکر کردیم اوضاع آروم شده،
‫ولی بعدش پدر و مادر ناپدید شدن.

122
00:08:35,840 --> 00:08:39,800
‫سال گذشته، وقتی پونزده ساله بودم،
‫توسط یه قاتل اسیر شدم.

123
00:08:40,210 --> 00:08:45,220
‫در اون زمان کشته شدم،
‫و قدرت شکست رو به دست آوردم.

124
00:08:54,750 --> 00:09:01,000
‫این قدرت شیطانه که در مرز میان
‫سرزمین مردگان و دنیای ما زندگی میکنه.

125
00:09:07,570 --> 00:09:11,120
‫شیطانی که دیدم قدرت شکست داشت.

126
00:09:14,410 --> 00:09:17,620
‫اوه؟ گوشتی تازه از راه رسیده.

127
00:09:19,160 --> 00:09:20,640
‫ها؟

128
00:09:22,990 --> 00:09:25,810
‫توسط قاتل دهکده هیگاشی زخمی شدم و...

129
00:09:25,810 --> 00:09:27,370
‫تو مُردی.

130
00:09:28,820 --> 00:09:32,360
‫تو یک بار مُردی.

131
00:09:33,740 --> 00:09:35,610
‫پس اینجا جهنمه؟

132
00:09:36,050 --> 00:09:40,020
‫گمون نکنم اینجا شبیه بهشت باشه.

133
00:09:40,020 --> 00:09:40,970
‫وایسا.

134
00:09:40,970 --> 00:09:47,410
‫چرا فکر میکنی که بعد از مرگ،
‫مستقیم به جهنم میری؟

135
00:09:48,000 --> 00:09:52,000
‫توی دنیای خودت،
‫چجور زندگی‌ ای داشتی؟

136
00:09:54,080 --> 00:09:59,200
‫اینجا مرز میان سرزمین مردگان و دنیای توئه.

137
00:10:02,930 --> 00:10:06,430
‫بذار ببینم... کجاست؟

138
00:10:12,300 --> 00:10:14,630
‫همینجاست. خودشه.

139
00:10:15,450 --> 00:10:20,760
‫در کشور شما، این مکان به اسم
‫یوموتسو هیراساکا شناخته میشه.

140
00:10:22,970 --> 00:10:25,450
‫درست همونطوریه که پدر گفت.

141
00:10:26,000 --> 00:10:28,000
‫طبق افسانه‌ دهکده...

142
00:10:28,000 --> 00:10:31,000
‫«دوقلوهای نر و ماده‌ ای که توی
‫دهکده‌ شرقی، قبل و بعد از سپیده‌ دم...

143
00:10:31,000 --> 00:10:38,500
‫توی روزی که طول روز و شب برابره به قلمرو سایه
‫سفر میکنن تا به اهریمن‌ ها فرمان برانن.»

144
00:10:38,670 --> 00:10:42,420
‫روایات شفاهی همیشه با گذشت زمان تحریف میشن.

145
00:10:42,420 --> 00:10:45,920
‫اگه بخوام دقیق بگم :
‫«درست قبل از قلمرو سایه»‌ست.

146
00:10:47,080 --> 00:10:52,160
‫مردم دهکده هیگاشی واقعاً
‫سعی کردن من رو بکشن.

147
00:10:52,650 --> 00:10:56,080
‫خب، تا نمیری نمیتونی به اینجا بیای.

148
00:10:56,580 --> 00:10:58,950
‫خب، حالا چیکار میکنی؟

149
00:10:58,950 --> 00:10:59,800
‫چی؟

150
00:11:00,310 --> 00:11:04,130
‫انسان‌ هایی که به اینجا میان،
‫دو راه پیش رو دارن.

151
00:11:04,560 --> 00:11:08,230
‫یا مرده باقی بمونن یا من رو قبول کنن.

152
00:11:08,600 --> 00:11:12,370
‫اگه میخوای بمیری،
‫به سادگی از اون مسیر سقوط کن.

153
00:11:13,000 --> 00:11:15,500
‫اگه میخوای زنده بمونی...

154
00:11:15,660 --> 00:11:19,860
‫من رو، قدرت شکست رو قبول کن،
‫و به دنیای زندگان برگرد.

155
00:11:20,610 --> 00:11:22,440
‫به کار میاد.

156
00:11:22,440 --> 00:11:24,530
‫تا وقتی که بتونی اون رو ببینی...

157
00:11:24,530 --> 00:11:28,760
‫میتونی توی میدان نبرد،
‫سر فرمانده دشمن رو از بدنش «جدا» کنی.

158
00:11:28,760 --> 00:11:32,630
‫میتونی به تنهایی به جنگ‌ ها پایان بدی.

159
00:11:32,890 --> 00:11:36,310
‫بسته به اون دوره،
‫میتونی به یه قهرمان تبدیل بشی.

160
00:11:36,770 --> 00:11:39,840
‫راه‌ های زیاد دیگه ای هم
‫برای استفاده از اون هست.

161
00:11:40,260 --> 00:11:45,090
‫ولی در عوض، کسایی که میخوان
‫از تو استفاده کنن، دورت جمع میشن.

162
00:11:45,500 --> 00:11:48,730
‫ممکنه جهنمی واقعی رو تجربه کنی.

163
00:11:48,730 --> 00:11:53,010
‫شاید فکر کنی که مرگ برات بهتره.

164
00:11:53,520 --> 00:11:56,230
‫شاید جهنم شخصی من
‫از همین حالا شروع شده.

165
00:11:57,520 --> 00:12:01,860
‫پدر و مادرم ربوده شدن.
‫نمیدونم چه بلایی سرشون اومده.

166
00:12:02,710 --> 00:12:06,680
‫به خاطر اینکه من به دنیا اومدم، اونا...

167
00:12:08,630 --> 00:12:12,340
‫وایسا! برادرم قبلاً اینجا اومده؟

168
00:12:12,340 --> 00:12:14,080
‫کشته شده؟

169
00:12:14,500 --> 00:12:16,170
‫نمیدونم.

170
00:12:16,170 --> 00:12:20,090
‫وقتی بمیره، به جایی میره که سیل هست.

171
00:12:20,530 --> 00:12:22,760
‫اون اینجا نبوده.

172
00:12:23,750 --> 00:12:27,990
‫نمیدونم چه بلایی سر برادرت اومده.

173
00:12:34,210 --> 00:12:36,150
‫من نمیتونم بمیرم.

174
00:12:37,170 --> 00:12:39,730
‫ما برادرم رو توی دهکده جا گذاشتیم.

175
00:12:40,210 --> 00:12:42,260
‫نمیدونم هنوز زنده‌ست یا نه.

176
00:12:42,840 --> 00:12:45,580
‫شاید مثل من کشته شده باشه.

177
00:12:45,580 --> 00:12:47,520
‫باید برم نجاتش بدم.

178
00:12:48,330 --> 00:12:50,580
‫هنوز نمیتونم بمیرم!

179
00:12:51,120 --> 00:12:54,990
‫انتخاب کن.
‫زندگی یا مرگ.

180
00:13:02,250 --> 00:13:04,760
‫چشم‌ های زیبایی داری.

181
00:13:05,210 --> 00:13:08,930
‫هنگام پیشروی فقط به جلو نگاه کن.
‫به عقب برنگرد.

182
00:13:20,390 --> 00:13:23,030
‫هی، اون دیگه زنده نمیشه!

183
00:13:23,030 --> 00:13:24,520
‫ولی...

184
00:13:24,520 --> 00:13:26,410
‫اونا اولین دوقلوها توی ۴۰۰ سال اخیرن!

185
00:13:26,410 --> 00:13:27,930
‫بالاخره به دنیا اومدن!

186
00:13:27,930 --> 00:13:31,510
‫شاید اون یه طعمه‌ست که
‫خاندان کاگموری تدارک دیده.

187
00:13:31,510 --> 00:13:34,670
‫من این دختر رو توی روستا دیدم.
‫مطمئنم خودشه.

188
00:13:34,670 --> 00:13:38,310
‫آره، سال‌ ها پیش، وقتی بچه بود.

189
00:13:38,310 --> 00:13:40,910
‫اون هم توی یه سلول تاریک.

190
00:13:40,910 --> 00:13:43,280
‫محاله صورتش رو درست دیده باشی.

191
00:13:43,280 --> 00:13:45,040
‫میدونم خودشه.

192
00:13:45,040 --> 00:13:47,110
‫پس ما توی زنده کردنش شکست خوردیم.

193
00:13:47,110 --> 00:13:49,400
‫دیگه نمیتونیم قدرت شکست رو به دست بیاریم.

194
00:13:49,400 --> 00:13:51,490
‫هنوز سیل رو داریم.

195
00:13:51,490 --> 00:13:54,790
‫سیل برای کنترل دنیای زیرین
‫بیش از حد قدرتمنده.

196
00:13:54,790 --> 00:13:59,820
‫برادرش کاملاً توسط روستا شستشوی مغزی شده،
‫پس از ما اطاعت میکنه.

197
00:13:59,820 --> 00:14:01,600
‫باید بکشیمش و...

198
00:14:22,230 --> 00:14:23,580
‫آسا رو پیدا کردی؟

199
00:14:24,340 --> 00:14:25,590
‫کجا؟

200
00:14:26,960 --> 00:14:28,280
‫آسا!

201
00:14:29,450 --> 00:14:30,520
‫آسا!

202
00:14:40,320 --> 00:14:42,110
‫آسا، احمق.

203
00:14:43,630 --> 00:14:48,210
‫کشتن رو باید به آدم‌ های ناجوری مثل ما بسپاری.

204
00:14:49,080 --> 00:14:50,820
‫متأسفم، گبی‌-چان.

205
00:14:51,330 --> 00:14:55,490
‫من انتخاب نکردم که دوقلوی برگزیده باشم...

206
00:14:56,060 --> 00:14:58,700
‫ولی حالا دارم مسیری که
‫انتخاب کردم رو دنبال میکنم.

207
00:15:00,320 --> 00:15:02,330
‫خودم دست‌ هام رو آلوده میکنم.

208
00:15:05,970 --> 00:15:07,890
‫متأسفم، برادر.

209
00:15:08,760 --> 00:15:13,800
‫آسای بی‌ نقص، کوچولو، دوست‌ داشتنی،
‫و معصومی که میشناختی...

210
00:15:14,610 --> 00:15:18,450
‫دیگه وجود نداره.

211
00:15:27,670 --> 00:15:29,820
‫اونا گاو و اسب بودن؟

212
00:15:30,380 --> 00:15:32,900
‫فکر کنم مثل کله‌ گاوی و کله‌ اسبی باشه؟

213
00:15:32,900 --> 00:15:35,660
‫قدیمی هستن ولی خوب نگهداری شدن.

214
00:15:36,120 --> 00:15:38,490
‫حتماً خیلی محبوب بودن.

215
00:15:47,950 --> 00:15:50,990
‫ای بابا، گشنمه.

216
00:15:50,990 --> 00:15:53,300
‫نمیدونم برای صبحونه چی داریم.

217
00:16:00,890 --> 00:16:03,170
‫صبح بخیر.

218
00:16:03,720 --> 00:16:05,850
‫کسی خونه هست؟

219
00:16:05,850 --> 00:16:09,690
‫صبح بخیر، خاندان کاگموری.

220
00:16:09,690 --> 00:16:12,430
‫ها؟ باید این زنگ رو بزنم؟

221
00:16:12,800 --> 00:16:15,350
‫مگه آدم‌ های پولدار نگهبان ندارن که دم در وایسه؟

222
00:16:16,930 --> 00:16:17,960
‫شما کی هستید؟

223
00:16:18,210 --> 00:16:20,080
‫اوه، اینجایید.

224
00:16:20,890 --> 00:16:23,250
‫سلام، خاندان کاگموری.

225
00:16:23,250 --> 00:16:25,890
‫ببخشید، میدونم که زوده.

226
00:16:25,890 --> 00:16:27,960
‫اسمم تادرا ریوئه.

227
00:16:28,310 --> 00:16:30,970
‫دنبال یورو اومدم.

228
00:16:32,040 --> 00:16:33,470
‫کسی از خاندان تادرا؟

229
00:16:34,020 --> 00:16:34,990
‫درا-سان؟

230
00:16:35,820 --> 00:16:38,210
‫ظاهراً دنبال آقای برادر اومده.

231
00:16:38,210 --> 00:16:40,980
‫درا کلاً از یادم رفته بود.

232
00:16:40,980 --> 00:16:42,560
‫چیکار کنیم؟

233
00:16:42,560 --> 00:16:46,720
‫آه، درسته.
‫وقتی رفتیم بهش نگفتیم.

234
00:16:47,340 --> 00:16:49,480
‫من به خاندان کاگموری اعتماد دارم.

235
00:16:49,480 --> 00:16:51,360
‫اونا خیلی دردسرن.

236
00:16:51,360 --> 00:16:54,610
‫راستش، ترجیح میدم درگیرشون نشم.

237
00:16:55,500 --> 00:16:59,930
‫بهتره حرف‌ های هر دو طرف رو همزمان بشنویم.

238
00:17:01,820 --> 00:17:05,320
‫میشه از درا-سان بخوای به اینجا بیاد؟

239
00:17:05,320 --> 00:17:07,110
‫خیلی خب.

240
00:17:07,110 --> 00:17:09,330
‫آکیو، دم ورودی بیارش.

241
00:17:09,630 --> 00:17:10,750
‫بله قربان.

242
00:17:10,750 --> 00:17:12,710
‫این دفعه کسی رو نکشی.

243
00:17:12,710 --> 00:17:15,590
‫نمیکشم. گفتم که معذرت میخوام.

244
00:17:17,890 --> 00:17:19,570
‫صبح بخیر، جین.

245
00:17:20,820 --> 00:17:24,390
‫عمارت خیلی به‌ هم‌ ریخته‌ست.
‫اتفاقی افتاده؟

246
00:17:24,390 --> 00:17:27,320
‫صبح بخیر، آسوما-سان.

247
00:17:27,320 --> 00:17:32,080
‫تعدادی از شیطان گردان‌ های غریبه
‫وارد عمارت شدن و به آشوب کشیدنش.

248
00:17:32,080 --> 00:17:34,400
‫خب، حتماً شرایط سختی بوده.

249
00:17:34,690 --> 00:17:37,970
‫با این حال، با وجود این همه هیاهو کمکی نکردی.

250
00:17:37,970 --> 00:17:39,520
‫داشتی چیکار میکردی؟

251
00:17:39,520 --> 00:17:41,030
‫خواب بودم.

252
00:17:41,770 --> 00:17:45,540
‫با اون شنوایی تیزت،
‫صدای هیاهو رو نشنیدی؟

253
00:17:45,860 --> 00:17:50,380
‫اوه، اینجا چه خبره؟
‫اینا چیه، جین-کون؟

254
00:17:50,380 --> 00:17:52,300
‫صبح بخیر، هاگوره-کون.

255
00:17:52,300 --> 00:17:54,730
‫صبح بخیر، آسوما-کون.

256
00:17:54,730 --> 00:17:58,240
‫اینجا چی شده؟
‫زلزله اومده؟

257
00:17:58,240 --> 00:18:03,380
‫تعدادی از شیطان گردان‌ های غریبه که
‫دنبال دوقلوها بودن، به عمارت حمله کردن.

258
00:18:03,380 --> 00:18:05,360
‫چی؟ آسا-چان حالش خوبه؟

259
00:18:05,360 --> 00:18:08,240
‫عذر میخوام که باعث دردسر شدم.
‫حالم خوبه.

260
00:18:08,240 --> 00:18:11,040
‫آه، خدا رو شکر.

261
00:18:11,040 --> 00:18:14,220
‫وایسا، دوقلوها؟
‫منظورت اینه که...

262
00:18:14,680 --> 00:18:16,380
‫برادرش هم اینجاست.

263
00:18:17,280 --> 00:18:21,360
‫برادرت رو پیدا کردی؟
‫خیلی عالیه، آسا-چان.

264
00:18:21,360 --> 00:18:27,280
‫یورو-کون، درسته؟
‫درباره‌ت شنیده بودم... از آسا-چان...

265
00:18:27,990 --> 00:18:30,710
‫اینا شیاطین برادرم هستن،
‫«راست» و «چپ».

266
00:18:30,710 --> 00:18:32,150
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

267
00:18:33,210 --> 00:18:37,000
‫ببخشید که نتونستم وقتی توی
‫دردسر افتادی کمک کنم، جین-کون.

268
00:18:37,000 --> 00:18:39,500
‫بعد از مهلت تحویل کارم از پا افتادم.

269
00:18:39,510 --> 00:18:42,290
‫اصلاً اینطور نیست.
‫خسته نباشی که به مهلت تحویل کارت رسیدی.

270
00:18:42,290 --> 00:18:43,930
‫اوضاع بده.

271
00:18:43,930 --> 00:18:48,010
‫ما دور عمارت حفاظ داشتیم
‫تا افراد غریبه رو دور نگه داریم.

272
00:18:48,010 --> 00:18:50,690
‫آدم تعجب میکنه که کِی و چطور وارد شدن.

273
00:18:51,090 --> 00:18:56,440
‫ما دوباره از اونایی که گرفتیم...
‫شکنجه... بازجویی میکنیم.

274
00:18:56,440 --> 00:19:01,050
‫لعنتی، این افتضاحه.
‫دیگه عمارت امن نیست.

275
00:19:01,050 --> 00:19:02,940
‫دیگه نمیتونم با خیال راحت استراحت کنم.

276
00:19:04,500 --> 00:19:06,200
‫اون ماشین باباست.

277
00:19:06,710 --> 00:19:08,740
‫ارباب برگشته.

278
00:19:20,440 --> 00:19:22,160
‫سلام، قربان.

279
00:19:22,160 --> 00:19:25,390
‫هی. به نظر میاد توی دردسر افتادید.

280
00:19:25,390 --> 00:19:28,510
‫سلام و صبح بخیر.

281
00:19:29,400 --> 00:19:31,050
‫ارباب، این...؟

282
00:19:31,390 --> 00:19:33,600
‫من تادرا ریو هستم.

283
00:19:33,600 --> 00:19:36,450
‫همدیگه رو دیدیم،
‫برای همین رسوندمش.

284
00:19:36,450 --> 00:19:38,000
‫اون اهل خاندان تادراست.

285
00:19:38,000 --> 00:19:40,320
‫ظاهراً محافظ یورو-کون هست.

286
00:19:40,320 --> 00:19:42,050
‫خوبی، یورو؟

287
00:19:42,050 --> 00:19:45,290
‫آه، پس تو یورو-کونی.

288
00:19:45,290 --> 00:19:48,680
‫من کاگموری گونزو، رئیس خاندان هستم.
‫از آشناییت خوشبختم.

289
00:19:48,990 --> 00:19:50,870
‫در مورد شما دو تا شنیدم.

290
00:19:50,870 --> 00:19:53,140
‫شیاطین تو واقعاً تحسین‌ برانگیزن.

291
00:19:53,870 --> 00:19:57,250
‫خاندان تادرا، ملازمان دهکده هیگاشی.

292
00:19:57,250 --> 00:20:00,170
‫اونا رابط بین دهکده هیگاشی،
‫و دنیای بیرون هستن.

293
00:20:00,690 --> 00:20:06,220
‫اونا قبیله‌ محتاطی هستن که
‫تا حالا خودشون رو به ما نشون ندادن.

294
00:20:06,840 --> 00:20:11,140
‫پس یکی‌شون وسط قلمرو دشمن،
‫بی‌ دفاع چیکار میکنه؟

295
00:20:11,520 --> 00:20:14,940
‫نکنه کاگموری‌ ها و درا
‫دارن با هم همکاری میکنن؟

296
00:20:14,940 --> 00:20:15,900
‫نه.

297
00:20:16,380 --> 00:20:21,150
‫حس میکنم پیرمرد و جین
‫واقعاً میخوان اون رو بکشن.

298
00:20:21,720 --> 00:20:25,650
‫خاندان تادرا چه بلایی سر کاگموری‌ ها آورده؟

299
00:20:25,960 --> 00:20:27,180
‫درا-سان.

300
00:20:27,180 --> 00:20:28,330
‫چی شده؟

301
00:20:28,330 --> 00:20:34,410
‫اون بهم گفت اگه بمیرم،
‫قدرت «سیل» رو به دست میارم.

302
00:20:34,760 --> 00:20:36,540
‫تو در موردش میدونستی، مگه نه؟

303
00:20:37,030 --> 00:20:39,290
‫راست و چپ، شما هم چرا بهم نگفتید؟

304
00:20:40,720 --> 00:20:44,840
‫من فقط افسانه‌ دهکده رو شنیدم.
‫از جزئیاتش خبر ندارم.

305
00:20:44,840 --> 00:20:48,700
‫ولی تو برادر مهربون و دلسوزی هستی.

306
00:20:48,700 --> 00:20:51,160
‫اگه کسی بلایی سر آسا-چان میاورد،
‫و ازت باج‌ گیری میکرد...

307
00:20:51,160 --> 00:20:53,060
‫تو جونت رو فدا میکردی.

308
00:20:53,660 --> 00:20:59,350
‫اینکه بدونی میتونی یک‌ بار بمیری و مشکلی پیش نیاد،
‫باعث میشه بی‌ محابا عمل کنی.

309
00:20:59,790 --> 00:21:01,570
‫این طرز فکر خطرناکیه.

310
00:21:01,570 --> 00:21:05,520
‫هیچ تضمینی نیست که دوباره زنده بشی.

311
00:21:05,520 --> 00:21:11,700
‫یادت میاد گفتیم شما اولین دوقلوهای
‫دهکده هیگاشی توی ۴۰۰ سال اخیرید؟

312
00:21:12,060 --> 00:21:15,070
‫یکی از دوقلوهای قبلی دوباره زنده نشد.

313
00:21:22,880 --> 00:21:26,670
‫خیلی خب. این حرفی نیست
‫که بشه همینطور سرپایی زد.

314
00:21:27,010 --> 00:21:29,400
‫یورو-کون، گرسنته؟

315
00:21:29,400 --> 00:21:30,050
‫چی؟

316
00:21:30,590 --> 00:21:33,330
‫الان که فکرش رو میکنم،
‫از دیشب چیزی نخوردم.

317
00:21:33,330 --> 00:21:37,560
‫پس بیا موقع صبحونه حرف بزنیم.

318
00:21:37,560 --> 00:21:38,440
‫هی!

319
00:21:39,510 --> 00:21:42,060
‫به همه بگید صبحونه آماده کنن!

320
00:21:42,060 --> 00:21:43,490
‫چشم قربان!

321
00:21:43,490 --> 00:21:46,160
‫نگران نباش، مسمومت نمیکنم.

322
00:21:47,680 --> 00:21:50,630
‫خوبه. بابت غذا ممنون.

323
00:21:51,500 --> 00:21:54,000
‫صبحونه با برادر!

324
00:21:54,020 --> 00:22:04,020
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

325
00:22:06,500 --> 00:22:09,500
‫♪ چشم ازم برندار... ♪

326
00:22:09,500 --> 00:22:14,290
‫♪ تا نتونم برم ♪

327
00:22:19,100 --> 00:22:21,710
‫♪ بغلم کن... ♪

328
00:22:22,270 --> 00:22:27,160
‫♪ تا زیر گریه نزنم ♪

329
00:22:30,440 --> 00:22:33,520
‫♪ باد موافقی می‌وزه ♪

330
00:22:33,520 --> 00:22:42,960
‫♪ تاری از ستون فقراتم پایین میره ♪
‫♪ و وقتی به جریان خونم میرسه... ♪

331
00:22:44,670 --> 00:22:46,130
‫♪ آه ♪

332
00:22:46,130 --> 00:22:56,250
‫♪ بال‌ هایی پیدا کردم که
‫شاید بذارن دوباره پرواز کنم ♪

333
00:22:56,790 --> 00:22:58,870
‫♪ شاید ♪

334
00:22:59,000 --> 00:23:06,000
‫♪ اگه هنوز آشیانه رو ترک نکردی... ♪

335
00:23:06,000 --> 00:23:12,500
‫♪ اون‌ وقت میتونیم با هم پرواز کنیم ♪

336
00:23:26,590 --> 00:23:27,870
پیش‌نمایش قسمت بعدی

337
00:23:28,000 --> 00:23:31,000
‫من هاگوره هیکارو هستم.
‫یه مانگاکام.

338
00:23:31,000 --> 00:23:33,500
‫مانگاکا دیگه چیه؟

339
00:23:33,500 --> 00:23:37,000
‫هر بار که دوقلوها به دنیا میان،
‫دنیا به آشوب کشیده میشه.

340
00:23:37,080 --> 00:23:40,080
قسمت هشتم

341
00:23:37,080 --> 00:23:40,080
‫سوءظن و یقین
