WEBVTT

00:00.990 --> 00:03.990
‫حدود هزار سال پیش

00:05.210 --> 00:09.060
‫من این‌جا چی‌کار می‌کنم؟

00:11.560 --> 00:14.240
‫این‌جا یه برهوته.

00:15.600 --> 00:17.830
‫همیشه همین‌طوری بوده؟

00:20.780 --> 00:23.060
‫دشمن من کجاست؟

00:23.500 --> 00:27.510
‫دیگه هیچ دشمنی وجود نداره، کلواتس.

00:28.290 --> 00:30.640
‫همه‌چیز تموم شده.

00:31.380 --> 00:32.620
‫تو کی هستی؟

00:33.020 --> 00:35.630
‫من ارباب هیولاهای تاریک غربم.

00:36.570 --> 00:39.400
‫زاوتیر توهمات.

00:39.420 --> 00:54.420
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:54.450 --> 00:58.450
SorenA :ترجمه و زیرنویس

02:09.450 --> 02:12.000
‫کلواتس

02:11.990 --> 02:15.490
‫قسمت ۳:
‫افسانه قهرمان و روستای پیدایش

02:12.690 --> 02:15.060
‫هی! هی!

02:15.490 --> 02:16.490
‫کلن!

02:16.490 --> 02:19.120
‫امروز هم دوباره با اونا می‌رم خونه.

02:20.090 --> 02:21.650
‫نه، نه صبر کن!

02:21.650 --> 02:22.950
‫یه هیولای تاریک اون‌جا بود!

02:22.950 --> 02:25.000
‫و فقط یه هیولای معمولی نبود...

02:23.640 --> 02:26.480
‫من علاقه‌ای به تئوری‌بافی ندارم.

02:26.480 --> 02:28.970
‫وقتی همه‌چیز رو فهمیدی،
‫بهم بگو قضیه از چه قراره.

02:28.970 --> 02:30.690
‫ببخشید، آلیسا.

02:30.690 --> 02:32.030
‫ما قرضش می‌گیریم.

02:32.030 --> 02:33.550
‫خداحافظ.

02:35.010 --> 02:36.920
‫فاز اونا چیه؟

02:38.680 --> 02:42.090
‫تنها فرصتم برای مخفیانه حرف زدن باهاش،
‫تو مسیر رفت‌وبرگشت مدرسه‌ست.

02:42.560 --> 02:44.640
‫وقتی از طریق خون تاریک حرف می‌زنیم،

02:44.640 --> 02:47.480
‫به خودش بستگی داره
‫که بخواد جواب بده یا نه.

02:47.770 --> 02:51.520
‫خیلی عجیبه که می‌بینم
‫داره با آدما می‌جوشه.

02:51.520 --> 02:54.050
‫یعنی هدف دیگه‌ای داره؟

02:55.450 --> 02:57.880
‫با فکر کردن بهش به جایی نمی‌رسم!

02:57.880 --> 03:02.000
‫باشه، خودم سر درمی‌آرم.

03:02.960 --> 03:05.710
‫بقیه دانش‌آموزا هم به همون اندازه عجیبن.

03:05.710 --> 03:08.260
‫نیتن داره اخراج می‌شه؟

03:06.210 --> 03:08.270
‫از هیولای تاریک که بگذریم،

03:08.260 --> 03:09.530
‫آره.

03:08.270 --> 03:11.850
‫امروز صبح بهمون گفتن
‫که نیتن از حال رفته.

03:09.530 --> 03:11.840
‫کارش خیلی دیوانه‌وار بود.

03:12.450 --> 03:15.350
‫ولی انگار هیچ‌کس از این قضیه ناراحت نیست.

03:16.250 --> 03:18.600
‫این‌جا همچین جاییه.

03:19.130 --> 03:22.100
‫یعنی همچین اتفاقی نادر نیست؟

03:22.670 --> 03:25.020
‫هی، می‌تونم یه سؤال بپرسم؟

03:25.020 --> 03:27.240
‫به‌جز نیتن کسای دیگه‌ای هم بودن که...

03:27.240 --> 03:28.360
‫هی، صبر کن!

03:28.610 --> 03:31.000
‫شنیدم اون با نیتن بوده.

03:31.000 --> 03:32.420
‫مثل اون دوقلوها.

03:32.420 --> 03:35.690
‫اه. پس اونم یه
‫آدم وحشیه. چندش‌آوره.

03:35.690 --> 03:38.780
‫طوری باهام رفتار می‌کنن انگار
‫عضو یه گروه خلافکارم.

03:43.370 --> 03:47.410
‫خب... حدس می‌زنم
‫قرار نیست چیزی بهم بگن.

03:47.410 --> 03:48.250
‫هی.

03:49.710 --> 03:52.160
‫اوه، شماهایین.

03:52.160 --> 03:55.770
‫امم... لئون و تایگل؟

03:58.250 --> 04:00.010
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

04:03.170 --> 04:04.300
‫خب؟

04:04.300 --> 04:06.140
‫درباره نیتن فرانکه.

04:06.410 --> 04:09.110
‫شنیدم امروز داره از مدرسه می‌ره.

04:09.350 --> 04:10.440
‫امروز؟

04:10.770 --> 04:13.680
‫تحقیق روی جادو کار خطرناکیه.

04:13.680 --> 04:18.570
‫یادگیری جادو و جادوگر شدن
‫دقیقاً همین‌قدر خاصه.

04:18.570 --> 04:22.520
‫مخصوصاً تو این کشور، که ارتششون
‫به قدرت جادویی وابسته‌ست.

04:22.520 --> 04:24.090
‫اگه بتونی این‌جا جادوگر بشی،

04:24.090 --> 04:27.960
‫به‌محض فارغ‌التحصیلی می‌تونی
‫تبدیل به یه افسر عالی‌رتبه تو ارتش بشی.

04:28.310 --> 04:30.840
‫برای همین اومدیم این‌جا!

04:30.840 --> 04:33.250
‫ما برای بازی کردن نیومدیم.

04:33.250 --> 04:35.810
‫اومدیم تا تو زمینه جادو
‫به بالاترین سطح برسیم!

04:35.810 --> 04:38.510
‫اتفاقاً، همچین محیطی
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خوایم.

04:38.510 --> 04:42.560
‫می‌خوایم به بالاترین سطح برسیم
‫و به یه شخص خاص درس عبرت بدیم.

04:43.230 --> 04:46.120
‫تو چی، دختر هایدنی؟

04:46.120 --> 04:49.320
‫تو هم به دلیل مشابهی
‫اومدی این‌جا، نه؟

04:49.650 --> 04:52.540
‫به نظرمون خیلی قوی هستی.

04:52.540 --> 04:54.180
‫حتی با این‌که نمی‌تونی از جادو استفاده کنی.

04:54.180 --> 04:57.870
‫هیچ آدم عادی‌ای نمی‌تونه با چوب و لگد
‫با یه هیولای تاریک بجنگه.

04:58.130 --> 05:00.750
‫می‌خوای با ما همکاری کنی؟

05:02.240 --> 05:05.460
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم چطور نشان به دست بیاریم،
‫به هر قیمتی که شده.

05:05.460 --> 05:09.140
‫و تو هم این‌جایی تا رازهای جادو رو
‫با خودت برگردونی، درسته؟

05:09.140 --> 05:12.770
‫وگرنه، این‌قدر تو قلمروی دشمن
‫جلو نمی‌اومدی.

05:13.160 --> 05:15.510
‫هدف منم دقیقاً همینه.

05:15.510 --> 05:18.520
‫اتاق مخفی درل به همین ختم می‌شه.

05:18.520 --> 05:21.870
‫یعنی هدف ساراسا
‫و ادیسون هم همینه؟

05:21.870 --> 05:23.130
‫اونا که بی‌خطر به نظر می‌رسیدن.

05:23.130 --> 05:25.400
‫بهشون نمی‌خوره
‫ نقشه‌ای تو سرشون باشه...

05:25.900 --> 05:28.150
‫شما چه کاری می‌تونین برام بکنین؟

05:28.150 --> 05:29.970
‫ما می‌تونیم اطلاعات جمع کنیم.

05:29.970 --> 05:33.410
‫کارایی هست که ما می‌تونیم بکنیم
‫ولی یه دختر خوب نمی‌تونه.

05:33.410 --> 05:37.320
‫و کارایی هم هست که فقط
‫یه دختر خوب می‌تونه بکنه، نه؟

05:37.320 --> 05:41.990
‫پس هر دو طرف اطلاعاتمون رو به اشتراک می‌ذاریم
‫و هرچه زودتر به جواب می‌رسیم.

05:41.990 --> 05:43.960
‫می‌تونین تضمین کنین که با
‫ اطلاعات من فرار نمی‌کنین؟

05:44.350 --> 05:45.620
‫هیچ تضمینی نیست.

05:45.620 --> 05:48.840
‫ما فقط داریم از همدیگه استفاده می‌کنیم،
‫تا هر وقت که دووم بیاره.

05:49.310 --> 05:52.560
‫اونا مغرور و خشنن،
‫ولی دروغگو نیستن.

05:53.290 --> 05:56.570
‫اگه بتونم هر وقت خواستم این اتحاد رو
‫به هم بزنم، ایده بدی نیست.

05:57.210 --> 05:58.340
‫پایه‌ام.

05:58.340 --> 05:59.640
‫خوبه.

05:59.640 --> 06:01.650
‫اگه چیزی فهمیدین
‫فوراً بهم بگین.

06:01.650 --> 06:03.720
‫و اگه یه هیولای تاریک
‫دیگه دیدین، خبرم کنین.

06:03.960 --> 06:06.840
‫اگه فکر کنم به آدمای بیشتری
‫نیاز دارم، می‌آم پیشتون.

06:06.840 --> 06:08.520
‫آره، می‌تونی رومون حساب کنی.

06:08.520 --> 06:11.220
‫تو هم اگه چیزی فهمیدی
‫فوراً بهمون بگو.

06:11.730 --> 06:12.730
‫حتماً!

06:20.180 --> 06:22.490
‫قلبت رو به درد می‌آره؟

06:22.980 --> 06:25.980
‫کلمات کلیسای الدز،
‫کلمات خدا هستن.

06:26.400 --> 06:29.370
‫اگه کلمات توآی باستان،
‫که تو متون مقدس ثبت شدن،

06:29.370 --> 06:31.700
‫بهمون می‌گن که دنبال جادو بریم...

06:32.130 --> 06:36.970
‫پس انجام این کار، وظیفه
‫مردم دان هستش.

06:36.970 --> 06:40.720
‫اون فقط شانس آورده که زنده‌ست.

06:41.580 --> 06:46.970
‫ولی دوست ندارم ببینم آینده
‫یه مرد جوون به پایان می‌رسه.

06:47.760 --> 06:51.230
‫همه‌چیز همون‌طوره که خدا می‌خواد.

06:58.770 --> 07:01.180
‫هیچ شانسی ندارم...

07:02.050 --> 07:04.650
‫هیچ‌کس جواب سؤالام رو نمی‌ده.

07:04.650 --> 07:07.410
‫خیلی عجیبه که
‫برای هیچ‌کس مهم نیست

07:07.410 --> 07:10.340
‫که یه انسان
‫تبدیل به یه هیولای تاریک شده.

07:11.930 --> 07:14.600
‫فکر کنم باید از یکی دیگه بپرسم.

07:14.970 --> 07:16.370
‫مثلاً یه معلم؟

07:16.700 --> 07:19.970
‫اون یارو که از اسلین اومده؟ نه، اصلاً.

07:21.190 --> 07:25.390
‫اگه بفهمه من کیم، دلم نمی‌خواد
‫مجبور بشم به یه بهونه فکر کنم.

07:25.930 --> 07:28.370
‫این سنگ‌ها باستانی‌ان...

07:28.990 --> 07:34.130
‫راستی، نگفته بودن که این‌جا رو
‫روی یه خرابه باستانی ساختن؟

07:37.780 --> 07:39.300
‫یه جورایی ازش خوشم می‌آد...

07:39.300 --> 07:42.810
‫این حس تکیه دادن به
‫یه چیز خزه‌بسته و باستانی...

07:56.200 --> 07:58.370
‫از پشت بهم خنجر زدن؟!

07:58.370 --> 08:00.370
‫ولی چرا؟

08:00.910 --> 08:02.240
‫پروفسور...

08:03.920 --> 08:07.830
‫همه دارن نادیده‌ام می‌گیرن!
‫فکر کنم دارن بهم زور می‌گن!

08:07.830 --> 08:09.470
‫می‌شه لطفاً کمکم کنین، پروفسور؟

08:09.470 --> 08:11.560
‫ترسناکه! ترسناکه! ترسناکه!

08:13.460 --> 08:17.900
‫خـ-خب... تو چی می‌خوای کمکت کنم؟

08:17.900 --> 08:19.930
‫معلومه دیگه، زورگویی.

08:19.930 --> 08:21.950
‫آره اونم دوباره!!

08:22.290 --> 08:25.680
‫همه دارن بدجنسی می‌کنن
‫و جواب سؤالام رو نمی‌دن.

08:26.020 --> 08:28.490
‫«چه بلایی سر نیتن اومد؟»

08:28.490 --> 08:30.700
‫«چطوری می‌شه یه نشان به دست آورد؟»

08:30.700 --> 08:32.860
‫«یه هیولای تاریک دیدین؟»

08:32.860 --> 08:34.210
‫یا...

08:34.460 --> 08:37.420
‫«می‌دونین کجا می‌تونم
‫اتاق مخفی درل رو پیدا کنم؟»

08:37.420 --> 08:39.170
‫همین الان لو دادی!

08:39.170 --> 08:43.310
‫که سؤال آخر رو واقعاً
‫از همه نپرسیدی، درسته؟

08:43.310 --> 08:44.930
‫آخری شوخی بود.

08:45.510 --> 08:49.180
‫اون‌قدر احمق نیستم که راه بیفتم
‫و هدف واقعیم رو به همه بگم.

08:49.850 --> 08:52.900
‫دارم تظاهر می‌کنم که فقط یه دانش‌آموزم

08:52.900 --> 08:56.410
‫که به جادو علاقه داره
‫و نگران نیتنه.

08:56.410 --> 09:00.450
‫فکر نمی‌کنم قرار باشه
‫این رو به من بگی.

09:00.710 --> 09:06.420
‫خب، تو از قبل می‌دونی من کیم،
‫ولی به مدرسه چیزی نگفتی.

09:07.230 --> 09:10.530
‫به‌عبارت دیگه، تو
‫طرف اون سه تا پادشاهی هستی.

09:10.530 --> 09:14.740
‫این مدرسه تو یه سرزمین مقدسه
‫و امپراتور نمی‌تونه کنترلش کنه،

09:14.740 --> 09:16.850
‫برای همین تو رو به‌عنوان جاسوس بویلات
‫فرستاده این‌جا.

09:17.220 --> 09:18.650
‫اشتباه می‌کنم؟

09:18.650 --> 09:23.370
‫اشتباه نمی‌کنی،
‫ولی من هنوزم دشمنتم.

09:23.370 --> 09:25.600
‫قرار نیست کمکت کنم.

09:27.120 --> 09:29.380
‫حتی اگه من پیشنهاد کمک بدم؟

09:31.160 --> 09:33.530
‫من می‌دونم امپراتور چی می‌خواد.

09:33.850 --> 09:36.640
‫وقتی همه داشتن درباره‌اش حرف می‌زدن،
‫من اون‌جا بودم.

09:37.550 --> 09:41.950
امپراتور می‌خواد ما پیداش کنیم تا
‫ارتشش رو بفرسته این‌جا. .

09:41.950 --> 09:43.970
و بتونه تو لحظه آخر بدزدتش

09:44.360 --> 09:49.330
‫ما رو فقط به‌عنوان یه بهونه فرستاد این‌جا
‫تا بتونه از ارتشش تو سرزمین مقدس استفاده کنه.

09:49.580 --> 09:52.700
‫و دلیل این‌که هنوز
‫این کار رو نکرده اینه که

09:52.700 --> 09:55.820
‫واقعاً رازهای این‌جا رو
‫نمی‌دونه.

09:55.820 --> 10:01.460
‫منتظره اسلین یا هایدن،
‫یا شایدم تو، پیداشون کنین.

10:01.970 --> 10:03.130
‫اشتباه می‌کنم؟

10:05.720 --> 10:09.790
‫اگه بویلات به این‌جا حمله کنه،
‫اسلین همین‌جوری ساکت نمی‌شینه.

10:09.790 --> 10:13.850
‫مطمئنم که از همین الان
‫یه ارتش قدرتمند و آماده دارن.

10:14.380 --> 10:17.090
‫در هر صورت، این‌جا
‫تبدیل به میدون جنگ می‌شه.

10:17.570 --> 10:20.350
‫و بعضی از دانش‌آموزا می‌میرن.

10:20.890 --> 10:23.700
‫به‌عنوان یه قهرمان، می‌خوام جلوی این کار رو بگیرم.

10:23.700 --> 10:26.960
‫و می‌خوای من چی‌کار کنم؟

10:26.960 --> 10:30.350
‫بهترین گزینه‌ای که داریم اینه که هر رازی
‫که این‌جا داره رو پیدا کنیم

10:30.350 --> 10:32.570
‫و قبل از رسیدن ارتش
‫از بین ببریمشون.

10:32.570 --> 10:34.700
‫این‌طوری دیگه بهونه‌ای برای حمله ندارن.

10:35.090 --> 10:37.730
‫تو می‌تونی گزارش بدی
‫که رازها رو پیدا کردی.

10:37.730 --> 10:39.950
‫منم می‌تونم از بچه‌ها محافظت کنم.

10:39.950 --> 10:44.590
‫بهم وقت می‌دی
‫که به امپراتور بگم، مگه نه؟

10:44.590 --> 10:48.180
‫آره. وقتی پیداشون کردم،
‫اول به تو می‌گم.

10:48.850 --> 10:52.690
‫راستی، من از همین الان دارم
‫با اون دوقلوهای اسلینی همکاری می‌کنم.

10:53.140 --> 10:56.640
‫به اسمم به‌عنوان یه قهرمان قسم می‌خورم که بهشون نمی‌گم
‫چیزایی که فهمیدم رو از کجا یاد گرفتم.

10:56.640 --> 10:58.090
‫بهتره نگی.

10:58.310 --> 11:03.470
‫و قول می‌دم که اگه جنگی شد،
‫بهت آسیبی نرسونم.

11:03.470 --> 11:06.720
‫یعنی اگه کمکت نکنم،
‫بهم آسیب می‌رسونی!

11:06.720 --> 11:10.360
‫تو رسماً داری ازم باج‌گیری می‌کنی!

11:12.710 --> 11:14.610
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

11:14.990 --> 11:16.120
‫چی؟

11:17.330 --> 11:21.280
‫چرا الان تبدیل به یه دختر کوچولوی هایدنی شدی؟

11:23.560 --> 11:25.190
‫حدس می‌زدم برات سؤال بشه.

11:26.500 --> 11:29.760
‫پایتخت اسلین،
‫اسلبورگ

11:29.760 --> 11:33.760
‫قلعه الدن

11:36.980 --> 11:39.820
‫رود و میکوئل مردان بااستعدادی هستن.

11:39.820 --> 11:45.170
‫اما رئیس رومین، کاردینال
‫کلیسای الدز، مرد محتاطیه.

11:47.000 --> 11:50.170
‫من برم، سرورم؟

11:50.170 --> 11:51.940
‫هنوز نه، شمشیرزن مقدس.

11:52.140 --> 11:56.570
‫اقدام خیلی سریع، مشکلاتی با کلیسای الدز
‫ایجاد می‌کنه که بهشون نیازی نداریم.

11:56.970 --> 12:01.080
‫بدون مدرکی از وجود شرارت در اون‌جا،
‫نمی‌تونیم وارد اون سرزمین مقدس بشیم.

12:02.010 --> 12:05.840
‫حداقل تا زمانی که
‫پاپ فعلی زنده‌ست.

12:06.050 --> 12:12.640
‫از اون‌چه که شنیدم، پاپ بعدی
‫قراره رئیس سولسین باشه.

12:13.150 --> 12:16.050
‫الرو رومین.

12:16.650 --> 12:19.570
‫اگه اون این نقش رو به عهده بگیره،
‫اون‌جا از دسترس ما خارج می‌شه.

12:19.570 --> 12:21.250
‫پس کاری که الان می‌تونیم بکنیم اینه که...

12:24.300 --> 12:28.900
‫شمشیرزن مقدس اوون کوآث،
‫این دستور رو بهت می‌دم.

12:28.900 --> 12:31.690
‫۵۰۰ سرباز رو ببر به هایدن!

12:32.030 --> 12:35.330
‫کوه لونا رو تو غیاب
‫اربابش تصرف کن!

12:37.950 --> 12:41.080
‫هایدن
‫پایتخت، هایدرات

12:41.080 --> 12:43.960
‫پناهگاه سلطنتی
‫«کوشک مهتابی»

12:44.470 --> 12:46.960
‫لو... نا!

12:46.960 --> 12:48.970
‫فوق‌العاده‌ست، سرورم لونا!

12:48.970 --> 12:50.460
‫درسته!

12:50.460 --> 12:52.800
‫این‌که خوندن یاد گرفتین خیلی عالیه،

12:52.800 --> 12:55.820
‫ولی می‌تونین بلوک‌ها رو هم
‫تو هوا معلق نگه دارین!

12:55.820 --> 12:59.090
‫می‌دونستم استعداد جادویی داره، ولی...

12:59.090 --> 13:01.060
‫خیلی قویه.

13:02.300 --> 13:04.970
‫روی تخت سلطنت، نام پادشاهانی
‫حک شده که

13:04.970 --> 13:08.740
‫مراسم نام‌گذاری رو گذروندن
‫و نام واقعی خودشون رو دریافت کردن.

13:09.380 --> 13:13.240
‫اون هنوز مراسم نام‌گذاری رو
‫نگذرونده،

13:13.240 --> 13:17.840
‫ولی کلمه «لونا» بالای نام
‫پادشاه قبلی حک شده.

13:19.210 --> 13:23.300
‫این حتماً به خاطر کلنه،
‫که این اسم رو بهش داد.

13:23.300 --> 13:26.620
‫ارباب من واقعاً شگفت‌انگیزه!

13:27.520 --> 13:28.980
‫ما!

13:30.230 --> 13:34.340
‫خب چطوری می‌شه یه نشان به دست آورد، پروفسور؟

13:34.570 --> 13:37.480
‫می‌دونین کجا این اتفاق می‌افته،
‫یا همچین چیزی؟

13:37.480 --> 13:40.720
‫اگه می‌دونستم، تا الان
‫به امپراتور گفته بودم.

13:41.160 --> 13:44.450
‫وقتی کریستالم رو گرفتم،

13:44.450 --> 13:47.150
‫خاطرات قبل و بعدش رو
‫کاملاً فراموش کردم.

13:47.350 --> 13:50.510
‫مطمئنم برای بقیه دانش‌آموزایی
‫هم که نشان دارن همین‌طوره.

13:50.510 --> 13:56.580
‫فقط می‌دونم که شامل یه آزمونه،
‫و افراد برگزیده یه وحی الهی دریافت می‌کنن.

13:56.580 --> 13:57.570
‫یه وحی الهی؟

13:57.950 --> 14:01.510
‫بهت وحی می‌شه که
‫تو رو به سمت یه آزمون راهنمایی می‌کنه.

14:01.510 --> 14:04.030
‫صبر کن، منظورت اینه که...؟

14:04.290 --> 14:06.130
‫آره، درسته.

14:06.130 --> 14:11.550
‫دقیقاً مثل روستای پیدایش
‫تو افسانه قهرمانه.

14:11.020 --> 14:13.290
‫تو اسلادا این‌طوریه؟

14:13.290 --> 14:14.930
‫آره!

14:28.970 --> 14:30.620
‫پس داشتن تعقیبمون می‌کردن؟

14:30.620 --> 14:32.760
‫دیروز هم داشت همین کار رو می‌کرد.

14:32.760 --> 14:34.730
‫چطوری این کار رو کردی؟

14:34.730 --> 14:36.690
‫اونا نسخه‌های جعلی ما هستن؟

14:36.690 --> 14:38.070
‫این جادوئه؟

14:38.070 --> 14:40.260
‫نه، اونا سایه‌ان.

14:40.260 --> 14:41.250
‫سایه؟

14:41.250 --> 14:43.740
‫وقتی وارد یه سایه دیگه بشن
‫ناپدید می‌شن.

14:44.240 --> 14:47.750
‫و وقتی این اتفاق بیفته،
‫فکر می‌کنه گُممون کرده.

14:47.750 --> 14:49.400
‫هوشمندانه‌ست.

14:49.400 --> 14:52.110
‫تقریباً مثل زاوتیر توهمات،
‫ارباب غرب.

14:52.110 --> 14:54.850
‫منم می‌تونم انجامش بدم.

14:54.850 --> 14:58.920
‫و همین‌طور یه مانع سایه‌ای بسازم
‫که دید رو از بیرون مسدود می‌کنه.

14:59.390 --> 15:03.170
‫ولی چرا تعقیبمون می‌کنه؟

15:03.170 --> 15:06.130
‫برام مهم نیست کیه.

15:06.540 --> 15:07.930
‫مهم‌تر از اون...

15:07.930 --> 15:10.970
‫من این مانع رو برای تو ساختم.

15:10.970 --> 15:13.170
‫پس چرا شروع نمی‌کنی،

15:13.170 --> 15:15.640
‫شمن اورگایتی هم‌صحبت با خدا،

15:15.640 --> 15:17.970
‫ساراسا رو ایرا رافوکا؟

15:18.360 --> 15:21.530
‫اوه، پس می‌دونستی.

15:22.720 --> 15:25.890
‫درسته. من شمن هم‌صحبت با خدا هستم.

15:25.890 --> 15:27.760
‫ملکه بعدی اورگایت‌ها.

15:27.760 --> 15:29.660
‫مـ-ملکه؟!

15:30.290 --> 15:31.700
‫هی، ادی.

15:31.700 --> 15:33.440
‫سر هر چیزی این‌قدر هول نکن.

15:34.770 --> 15:38.600
‫الان زاوتیر، خدای
‫اورگایت‌ها رو احضار می‌کنم.

15:38.970 --> 15:40.130
‫حالا...

15:47.260 --> 15:51.190
‫ایـ-این...
‫ارباب هیولاهای تاریک غربه.

15:51.450 --> 15:53.750
‫زاوتیر توهمات؟!

15:54.330 --> 15:56.170
‫سال‌های زیادی گذشته،

15:56.170 --> 15:57.790
‫ارباب هیولاهای تاریک جنوب،

15:57.790 --> 15:59.910
‫کلواتس مهتاب.

16:00.880 --> 16:03.850
‫شمن فعلیت خیلی کوچولوعه،

16:03.850 --> 16:05.160
‫پیرزن خرفت.

16:05.610 --> 16:08.570
‫ساکت باش، جوون.

16:14.930 --> 16:15.790
‫خب، حالا...

16:16.040 --> 16:18.050
‫نوبت توئه.

16:18.540 --> 16:21.320
‫تا کی می‌خوای پنهان بمونی،

16:21.320 --> 16:24.700
‫راثول لاجوردی،
‫ارباب هیولاهای تاریک شرق؟

16:25.020 --> 16:27.140
‫نه، من، امم...

16:25.520 --> 16:27.130
‫ساکت باش، ادی.

16:27.130 --> 16:28.280
‫فقط بگیر بخواب.

16:28.280 --> 16:29.640
‫من حرف می‌زنم.

16:29.640 --> 16:30.600
‫صـ-صبر کن!

16:30.600 --> 16:31.880
‫من آماده نیستم...

16:31.070 --> 16:31.880
‫خفه شو.

16:32.450 --> 16:34.320
‫من می‌آم بیرون، و همینی
‫که هست.

16:37.460 --> 16:41.190
‫من این‌جام، ارباب غرب،
‫ارباب جنوب.

16:41.190 --> 16:44.320
‫تو یه موجود جمعی و یه انگلی.

16:44.320 --> 16:47.690
‫فقط با نگاه کردن بهش
‫می‌تونستم این قضیه رو بفهمم.

16:48.080 --> 16:52.380
‫خب، من برای تفریح به
‫موجودات مختلفی می‌چسبم.

16:52.380 --> 16:54.450
‫اینم یکیشه.

16:54.650 --> 16:57.070
‫این‌جا خارج از قلمروی منه،

16:57.070 --> 17:01.210
‫ولی به‌راحتی می‌تونم سه-چهار تا
‫از خودم رو بفرستم بیرون.

17:01.210 --> 17:05.550
‫کلواتس، چطوری از
‫قلمروت اومدی بیرون؟

17:05.550 --> 17:08.600
‫اون بدنت رو حسابی
‫کوچیک کردی، نه؟

17:09.200 --> 17:13.260
‫مطمئنم دلیلی داره که
‫ما رو احضار کردی.

17:13.530 --> 17:14.820
‫درسته.

17:14.820 --> 17:18.290
‫ارباب هیولاهای تاریک شمال،
‫وردین آتش‌سوز.

17:18.640 --> 17:24.610
‫من مطمئنم که اون داره با یه گروه
‫از آدما روی یه نقشه‌ای کار می‌کنه.

17:24.820 --> 17:28.070
‫و این‌که اونم یه آواتار
‫از خون تاریک این‌جا داره.

17:28.410 --> 17:32.400
‫برای همین تو هم این‌جایی.

17:32.400 --> 17:35.810
‫آره. فکر کنم منم یه چیز
‫شومی حس کردم.

17:35.810 --> 17:38.630
‫حس بدی داشتم، برای همین اومدم.

17:38.630 --> 17:44.110
‫درباره اتفاقی که برای کلواتس
‫و هایدن افتاده هم شنیده بودم.

17:44.110 --> 17:45.850
‫خب، چی‌کار کنیم؟

17:45.850 --> 17:47.660
‫پیداش کنیم و به حرف بیاریمش؟

17:47.660 --> 17:51.000
‫اون از اونایی نیست که به حرف زدن متوسل بشه.

17:51.000 --> 17:55.060
‫ولی می‌تونیم بفهمیم دنبال چیه
‫و در موردش قضاوت کنیم.

17:55.060 --> 17:57.230
‫«قضاوت» یکم سخته.

17:57.510 --> 18:01.510
‫ما اربابان هیولاهای تاریک
‫نمی‌تونیم قلمرومون رو ترک کنیم.

18:01.510 --> 18:05.260
‫ولی می‌تونیم بفهمیم دنبال
‫چیه و نابودش کنیم.

18:05.260 --> 18:06.530
‫دنبال چیه؟

18:06.530 --> 18:09.280
‫حتماً ربطی به
‫افسانه قهرمان داره.

18:09.280 --> 18:10.350
‫به‌احتمال زیاد.

18:10.650 --> 18:12.300
‫آره، در مورد اون.

18:12.300 --> 18:15.860
‫من واقعاً چیز زیادی درباره
‫افسانه قهرمان نمی‌دونم.

18:15.860 --> 18:18.290
‫ممنون می‌شم اگه
‫یه خلاصه سریع بهم بگی.

18:18.520 --> 18:20.320
‫قصدش رو هم داشتم.

18:20.320 --> 18:22.630
‫همه‌چیز رو بهت می‌گم

18:22.630 --> 18:27.360
‫که قبل از نابودی
‫پیشینیانت اتفاق افتاد.

18:28.670 --> 18:30.240
‫افسانه قهرمان.

18:28.930 --> 18:30.430
‫افسانه قهرمان

18:30.240 --> 18:34.190
‫فصل ۱: معبد.

18:30.430 --> 18:34.180
‫فصل ۱
‫معبد

18:36.080 --> 18:38.410
‫بیداری بر روی یک محراب سنگی.

18:38.750 --> 18:43.890
‫قهرمان به نور نگاه می‌کند
‫و سرنوشت خود را می‌فهمد.

18:44.880 --> 18:48.410
‫فصل ۲: روستای پیدایش.

18:45.190 --> 18:48.400
‫فصل ۲
‫روستای پیدایش

18:49.050 --> 18:54.160
‫در آنجا قهرمان وحی الهی دریافت می‌کند
‫و راهنمایی می‌شود.

18:54.760 --> 18:58.670
‫او آزمونی را پشت سر می‌گذارد
‫و قدرتش بیدار می‌شود.

18:59.700 --> 19:02.910
‫فصل ۳: کوره.

18:59.960 --> 19:02.920
‫فصل ۳
‫کوره

19:03.170 --> 19:07.010
‫شمشیر در شعله‌هایی که
‫قدرت خدا را در خود دارند، ساخته می‌شود.

19:07.270 --> 19:12.840
‫نام آن رگالیا است و تبدیل به
‫سلاح نهایی قهرمان می‌شود.

19:13.460 --> 19:17.020
‫فصل ۴: آسمان‌ها و زمین.

19:14.140 --> 19:17.020
‫فصل ۴:
‫آسمان‌ها و زمین

19:17.390 --> 19:22.610
‫او هیولاهای تاریک بسیاری را می‌کشد
‫و جان‌های زیادی را نجات می‌دهد.

19:22.610 --> 19:25.650
‫او بر فراز تپه‌ای از اجساد می‌ایستد،

19:25.650 --> 19:28.240
‫و به آن‌سوی قله‌ها خیره می‌شود.

19:29.590 --> 19:33.010
‫فصل پایانی: افق‌های جدید.

19:29.590 --> 19:33.330
‫فصل پایانی:
‫افق‌های جدید

19:33.550 --> 19:38.600
‫او چهار ارباب هیولای تاریک را شکست می‌دهد
‫و مردم را راهنمایی می‌کند.

19:38.600 --> 19:40.210
‫به آن‌سوی غشا.

19:40.390 --> 19:42.270
‫اعمال خدا.

19:42.750 --> 19:45.060
‫او دنیا را پس می‌گیرد.

19:47.960 --> 19:51.920
‫بیدار شو، قهرمان. کلمات خدا رو بشنو.

19:51.920 --> 19:54.290
‫زمان بیداری حقیقی...

19:54.930 --> 19:57.970
‫همون‌طور که می‌دونی، کلش همینه.

19:57.970 --> 19:59.590
‫چیز دیگه‌ای توش نیست.

19:59.890 --> 20:05.850
‫داستان روستای پیدایش
‫به‌عنوان یه افسانه خیلی معروفه،

20:05.850 --> 20:09.570
‫ولی کلمه «جادو» اصلاً
‫تو داستان نیومده.

20:09.770 --> 20:13.820
‫ولی در مورد بخش
‫کوره هم همین‌طوره.

20:13.820 --> 20:16.000
‫تو متن هیچ‌چیزی درباره هایدن نیست،

20:16.000 --> 20:18.630
‫یا این‌که رگالیا چطوری ساخته می‌شه،
‫ولی اونا واقعی‌ان.

20:19.490 --> 20:23.090
‫احتمالاً تو هر سرزمینی
‫یه کتاب یا همچین چیزی هست

20:23.090 --> 20:26.130
‫که جزئیاتی رو داره
‫که تو متن اصلی نیست.

20:26.130 --> 20:29.490
‫درست مثل «کتاب توآ»
‫که کلن پیداش کرد.

20:29.810 --> 20:33.300
‫یعنی برای هر فصل یه کتاب وجود داره؟

20:34.450 --> 20:38.930
‫اگه درل همیشه دنبال کتاب بوده
‫و نه کوره...

20:38.930 --> 20:42.530
‫یعنی از همون اول
‫درباره کتاب می‌دونسته؟

20:43.660 --> 20:47.560
‫ممکنه از قبل یه کتاب دیگه رو دیده باشه؟

20:48.300 --> 20:49.720
‫و اگه اون کتاب مال این سرزمین بوده...

20:49.720 --> 20:50.760
‫از فصل دوم...

20:50.760 --> 20:52.990
‫کتاب روستای پیدایش؟

20:53.330 --> 20:54.550
‫قهرمان؟

20:54.550 --> 20:57.660
‫وحی الهی... آزمون...

20:57.660 --> 21:01.290
‫اگه می‌شد خوند
‫و فهمیدش، بعد شبیه‌سازیش کرد...

21:02.410 --> 21:05.130
‫فکر کنم می‌دونم اتاق مخفی چیه.

21:08.130 --> 21:09.540
‫صبر کن!

21:09.790 --> 21:11.790
‫این منصفانه نیست!

21:12.010 --> 21:15.460
‫کلن ارتباطش رو باهام قطع کرد، لعنتی!

21:15.460 --> 21:16.970
‫می‌خوام همین الان بهش بگم، ولی...

21:23.330 --> 21:26.090
‫اون دانش‌آموز شماره ۳ مدرسه‌ست...

21:33.810 --> 21:35.260
‫یه حلزون؟

21:39.620 --> 21:41.160
‫چی؟

21:41.450 --> 21:45.000
‫می‌تونم تصویر خودم رو
‫تو لجنش ببینم...

21:49.240 --> 21:51.420
‫اون چی بود؟

21:56.320 --> 21:57.970
‫یه چیزی درست نیست...

22:01.480 --> 22:03.970
‫چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟

22:03.970 --> 22:09.280
‫این‌جا چه خبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره؟!

22:09.300 --> 22:19.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
