1
00:00:00,990 --> 00:00:03,990
‫حدود هزار سال پیش

2
00:00:05,210 --> 00:00:09,060
‫من این‌جا چی‌کار می‌کنم؟

3
00:00:11,560 --> 00:00:14,240
‫این‌جا یه برهوته.

4
00:00:15,600 --> 00:00:17,830
‫همیشه همین‌طوری بوده؟

5
00:00:20,780 --> 00:00:23,060
‫دشمن من کجاست؟

6
00:00:23,500 --> 00:00:27,510
‫دیگه هیچ دشمنی وجود نداره، کلواتس.

7
00:00:28,290 --> 00:00:30,640
‫همه‌چیز تموم شده.

8
00:00:31,380 --> 00:00:32,620
‫تو کی هستی؟

9
00:00:33,020 --> 00:00:35,630
‫من ارباب هیولاهای تاریک غربم.

10
00:00:36,570 --> 00:00:39,400
‫زاوتیر توهمات.

11
00:00:39,420 --> 00:00:54,420
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

12
00:00:54,450 --> 00:00:58,450
SorenA :ترجمه و زیرنویس

13
00:02:09,450 --> 00:02:12,000
‫کلواتس

14
00:02:11,990 --> 00:02:15,490
‫قسمت ۳:
‫افسانه قهرمان و روستای پیدایش

15
00:02:12,690 --> 00:02:15,060
‫هی! هی!

16
00:02:15,490 --> 00:02:16,490
‫کلن!

17
00:02:16,490 --> 00:02:19,120
‫امروز هم دوباره با اونا می‌رم خونه.

18
00:02:20,090 --> 00:02:21,650
‫نه، نه صبر کن!

19
00:02:21,650 --> 00:02:22,950
‫یه هیولای تاریک اون‌جا بود!

20
00:02:22,950 --> 00:02:25,000
‫و فقط یه هیولای معمولی نبود...

21
00:02:23,640 --> 00:02:26,480
‫من علاقه‌ای به تئوری‌بافی ندارم.

22
00:02:26,480 --> 00:02:28,970
‫وقتی همه‌چیز رو فهمیدی،
‫بهم بگو قضیه از چه قراره.

23
00:02:28,970 --> 00:02:30,690
‫ببخشید، آلیسا.

24
00:02:30,690 --> 00:02:32,030
‫ما قرضش می‌گیریم.

25
00:02:32,030 --> 00:02:33,550
‫خداحافظ.

26
00:02:35,010 --> 00:02:36,920
‫فاز اونا چیه؟

27
00:02:38,680 --> 00:02:42,090
‫تنها فرصتم برای مخفیانه حرف زدن باهاش،
‫تو مسیر رفت‌وبرگشت مدرسه‌ست.

28
00:02:42,560 --> 00:02:44,640
‫وقتی از طریق خون تاریک حرف می‌زنیم،

29
00:02:44,640 --> 00:02:47,480
‫به خودش بستگی داره
‫که بخواد جواب بده یا نه.

30
00:02:47,770 --> 00:02:51,520
‫خیلی عجیبه که می‌بینم
‫داره با آدما می‌جوشه.

31
00:02:51,520 --> 00:02:54,050
‫یعنی هدف دیگه‌ای داره؟

32
00:02:55,450 --> 00:02:57,880
‫با فکر کردن بهش به جایی نمی‌رسم!

33
00:02:57,880 --> 00:03:02,000
‫باشه، خودم سر درمی‌آرم.

34
00:03:02,960 --> 00:03:05,710
‫بقیه دانش‌آموزا هم به همون اندازه عجیبن.

35
00:03:05,710 --> 00:03:08,260
‫نیتن داره اخراج می‌شه؟

36
00:03:06,210 --> 00:03:08,270
‫از هیولای تاریک که بگذریم،

37
00:03:08,260 --> 00:03:09,530
‫آره.

38
00:03:08,270 --> 00:03:11,850
‫امروز صبح بهمون گفتن
‫که نیتن از حال رفته.

39
00:03:09,530 --> 00:03:11,840
‫کارش خیلی دیوانه‌وار بود.

40
00:03:12,450 --> 00:03:15,350
‫ولی انگار هیچ‌کس از این قضیه ناراحت نیست.

41
00:03:16,250 --> 00:03:18,600
‫این‌جا همچین جاییه.

42
00:03:19,130 --> 00:03:22,100
‫یعنی همچین اتفاقی نادر نیست؟

43
00:03:22,670 --> 00:03:25,020
‫هی، می‌تونم یه سؤال بپرسم؟

44
00:03:25,020 --> 00:03:27,240
‫به‌جز نیتن کسای دیگه‌ای هم بودن که...

45
00:03:27,240 --> 00:03:28,360
‫هی، صبر کن!

46
00:03:28,610 --> 00:03:31,000
‫شنیدم اون با نیتن بوده.

47
00:03:31,000 --> 00:03:32,420
‫مثل اون دوقلوها.

48
00:03:32,420 --> 00:03:35,690
‫اه. پس اونم یه
‫آدم وحشیه. چندش‌آوره.

49
00:03:35,690 --> 00:03:38,780
‫طوری باهام رفتار می‌کنن انگار
‫عضو یه گروه خلافکارم.

50
00:03:43,370 --> 00:03:47,410
‫خب... حدس می‌زنم
‫قرار نیست چیزی بهم بگن.

51
00:03:47,410 --> 00:03:48,250
‫هی.

52
00:03:47,410 --> 00:03:48,250
‫هی.

53
00:03:49,710 --> 00:03:52,160
‫اوه، شماهایین.

54
00:03:52,160 --> 00:03:55,770
‫امم... لئون و تایگل؟

55
00:03:58,250 --> 00:04:00,010
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

56
00:03:58,250 --> 00:04:00,010
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

57
00:04:03,170 --> 00:04:04,300
‫خب؟

58
00:04:04,300 --> 00:04:06,140
‫درباره نیتن فرانکه.

59
00:04:06,410 --> 00:04:09,110
‫شنیدم امروز داره از مدرسه می‌ره.

60
00:04:09,350 --> 00:04:10,440
‫امروز؟

61
00:04:10,770 --> 00:04:13,680
‫تحقیق روی جادو کار خطرناکیه.

62
00:04:13,680 --> 00:04:18,570
‫یادگیری جادو و جادوگر شدن
‫دقیقاً همین‌قدر خاصه.

63
00:04:18,570 --> 00:04:22,520
‫مخصوصاً تو این کشور، که ارتششون
‫به قدرت جادویی وابسته‌ست.

64
00:04:22,520 --> 00:04:24,090
‫اگه بتونی این‌جا جادوگر بشی،

65
00:04:24,090 --> 00:04:27,960
‫به‌محض فارغ‌التحصیلی می‌تونی
‫تبدیل به یه افسر عالی‌رتبه تو ارتش بشی.

66
00:04:28,310 --> 00:04:30,840
‫برای همین اومدیم این‌جا!

67
00:04:30,840 --> 00:04:33,250
‫ما برای بازی کردن نیومدیم.

68
00:04:33,250 --> 00:04:35,810
‫اومدیم تا تو زمینه جادو
‫به بالاترین سطح برسیم!

69
00:04:35,810 --> 00:04:38,510
‫اتفاقاً، همچین محیطی
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خوایم.

70
00:04:38,510 --> 00:04:42,560
‫می‌خوایم به بالاترین سطح برسیم
‫و به یه شخص خاص درس عبرت بدیم.

71
00:04:43,230 --> 00:04:46,120
‫تو چی، دختر هایدنی؟

72
00:04:46,120 --> 00:04:49,320
‫تو هم به دلیل مشابهی
‫اومدی این‌جا، نه؟

73
00:04:49,650 --> 00:04:52,540
‫به نظرمون خیلی قوی هستی.

74
00:04:52,540 --> 00:04:54,180
‫حتی با این‌که نمی‌تونی از جادو استفاده کنی.

75
00:04:54,180 --> 00:04:57,870
‫هیچ آدم عادی‌ای نمی‌تونه با چوب و لگد
‫با یه هیولای تاریک بجنگه.

76
00:04:58,130 --> 00:05:00,750
‫می‌خوای با ما همکاری کنی؟

77
00:04:58,130 --> 00:05:00,750
‫می‌خوای با ما همکاری کنی؟

78
00:05:02,240 --> 00:05:05,460
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم چطور نشان به دست بیاریم،
‫به هر قیمتی که شده.

79
00:05:05,460 --> 00:05:09,140
‫و تو هم این‌جایی تا رازهای جادو رو
‫با خودت برگردونی، درسته؟

80
00:05:09,140 --> 00:05:12,770
‫وگرنه، این‌قدر تو قلمروی دشمن
‫جلو نمی‌اومدی.

81
00:05:13,160 --> 00:05:15,510
‫هدف منم دقیقاً همینه.

82
00:05:15,510 --> 00:05:18,520
‫اتاق مخفی درل به همین ختم می‌شه.

83
00:05:18,520 --> 00:05:21,870
‫یعنی هدف ساراسا
‫و ادیسون هم همینه؟

84
00:05:21,870 --> 00:05:23,130
‫اونا که بی‌خطر به نظر می‌رسیدن.

85
00:05:23,130 --> 00:05:25,400
‫بهشون نمی‌خوره
‫ نقشه‌ای تو سرشون باشه...

86
00:05:25,900 --> 00:05:28,150
‫شما چه کاری می‌تونین برام بکنین؟

87
00:05:28,150 --> 00:05:29,970
‫ما می‌تونیم اطلاعات جمع کنیم.

88
00:05:29,970 --> 00:05:33,410
‫کارایی هست که ما می‌تونیم بکنیم
‫ولی یه دختر خوب نمی‌تونه.

89
00:05:33,410 --> 00:05:37,320
‫و کارایی هم هست که فقط
‫یه دختر خوب می‌تونه بکنه، نه؟

90
00:05:37,320 --> 00:05:41,990
‫پس هر دو طرف اطلاعاتمون رو به اشتراک می‌ذاریم
‫و هرچه زودتر به جواب می‌رسیم.

91
00:05:41,990 --> 00:05:43,960
‫می‌تونین تضمین کنین که با
‫ اطلاعات من فرار نمی‌کنین؟

92
00:05:44,350 --> 00:05:45,620
‫هیچ تضمینی نیست.

93
00:05:45,620 --> 00:05:48,840
‫ما فقط داریم از همدیگه استفاده می‌کنیم،
‫تا هر وقت که دووم بیاره.

94
00:05:49,310 --> 00:05:52,560
‫اونا مغرور و خشنن،
‫ولی دروغگو نیستن.

95
00:05:53,290 --> 00:05:56,570
‫اگه بتونم هر وقت خواستم این اتحاد رو
‫به هم بزنم، ایده بدی نیست.

96
00:05:57,210 --> 00:05:58,340
‫پایه‌ام.

97
00:05:58,340 --> 00:05:59,640
‫خوبه.

98
00:05:58,340 --> 00:05:59,640
‫خوبه.

99
00:05:59,640 --> 00:06:01,650
‫اگه چیزی فهمیدین
‫فوراً بهم بگین.

100
00:06:01,650 --> 00:06:03,720
‫و اگه یه هیولای تاریک
‫دیگه دیدین، خبرم کنین.

101
00:06:03,960 --> 00:06:06,840
‫اگه فکر کنم به آدمای بیشتری
‫نیاز دارم، می‌آم پیشتون.

102
00:06:06,840 --> 00:06:08,520
‫آره، می‌تونی رومون حساب کنی.

103
00:06:08,520 --> 00:06:11,220
‫تو هم اگه چیزی فهمیدی
‫فوراً بهمون بگو.

104
00:06:11,730 --> 00:06:12,730
‫حتماً!

105
00:06:20,180 --> 00:06:22,490
‫قلبت رو به درد می‌آره؟

106
00:06:22,980 --> 00:06:25,980
‫کلمات کلیسای الدز،
‫کلمات خدا هستن.

107
00:06:26,400 --> 00:06:29,370
‫اگه کلمات توآی باستان،
‫که تو متون مقدس ثبت شدن،

108
00:06:29,370 --> 00:06:31,700
‫بهمون می‌گن که دنبال جادو بریم...

109
00:06:32,130 --> 00:06:36,970
‫پس انجام این کار، وظیفه
‫مردم دان هستش.

110
00:06:36,970 --> 00:06:40,720
‫اون فقط شانس آورده که زنده‌ست.

111
00:06:41,580 --> 00:06:46,970
‫ولی دوست ندارم ببینم آینده
‫یه مرد جوون به پایان می‌رسه.

112
00:06:47,760 --> 00:06:51,230
‫همه‌چیز همون‌طوره که خدا می‌خواد.

113
00:06:58,770 --> 00:07:01,180
‫هیچ شانسی ندارم...

114
00:07:02,050 --> 00:07:04,650
‫هیچ‌کس جواب سؤالام رو نمی‌ده.

115
00:07:04,650 --> 00:07:07,410
‫خیلی عجیبه که
‫برای هیچ‌کس مهم نیست

116
00:07:07,410 --> 00:07:10,340
‫که یه انسان
‫تبدیل به یه هیولای تاریک شده.

117
00:07:11,930 --> 00:07:14,600
‫فکر کنم باید از یکی دیگه بپرسم.

118
00:07:14,970 --> 00:07:16,370
‫مثلاً یه معلم؟

119
00:07:16,700 --> 00:07:19,970
‫اون یارو که از اسلین اومده؟ نه، اصلاً.

120
00:07:21,190 --> 00:07:25,390
‫اگه بفهمه من کیم، دلم نمی‌خواد
‫مجبور بشم به یه بهونه فکر کنم.

121
00:07:25,930 --> 00:07:28,370
‫این سنگ‌ها باستانی‌ان...

122
00:07:28,990 --> 00:07:34,130
‫راستی، نگفته بودن که این‌جا رو
‫روی یه خرابه باستانی ساختن؟

123
00:07:37,780 --> 00:07:39,300
‫یه جورایی ازش خوشم می‌آد...

124
00:07:39,300 --> 00:07:42,810
‫این حس تکیه دادن به
‫یه چیز خزه‌بسته و باستانی...

125
00:07:56,200 --> 00:07:58,370
‫از پشت بهم خنجر زدن؟!

126
00:07:58,370 --> 00:08:00,370
‫ولی چرا؟

127
00:08:00,910 --> 00:08:02,240
‫پروفسور...

128
00:08:03,920 --> 00:08:07,830
‫همه دارن نادیده‌ام می‌گیرن!
‫فکر کنم دارن بهم زور می‌گن!

129
00:08:07,830 --> 00:08:09,470
‫می‌شه لطفاً کمکم کنین، پروفسور؟

130
00:08:09,470 --> 00:08:11,560
‫ترسناکه! ترسناکه! ترسناکه!

131
00:08:13,460 --> 00:08:17,900
‫خـ-خب... تو چی می‌خوای کمکت کنم؟

132
00:08:17,900 --> 00:08:19,930
‫معلومه دیگه، زورگویی.

133
00:08:19,930 --> 00:08:21,950
‫آره اونم دوباره!!

134
00:08:22,290 --> 00:08:25,680
‫همه دارن بدجنسی می‌کنن
‫و جواب سؤالام رو نمی‌دن.

135
00:08:26,020 --> 00:08:28,490
‫«چه بلایی سر نیتن اومد؟»

136
00:08:28,490 --> 00:08:30,700
‫«چطوری می‌شه یه نشان به دست آورد؟»

137
00:08:30,700 --> 00:08:32,860
‫«یه هیولای تاریک دیدین؟»

138
00:08:32,860 --> 00:08:34,210
‫یا...

139
00:08:34,460 --> 00:08:37,420
‫«می‌دونین کجا می‌تونم
‫اتاق مخفی درل رو پیدا کنم؟»

140
00:08:37,420 --> 00:08:39,170
‫همین الان لو دادی!

141
00:08:39,170 --> 00:08:43,310
‫که سؤال آخر رو واقعاً
‫از همه نپرسیدی، درسته؟

142
00:08:43,310 --> 00:08:44,930
‫آخری شوخی بود.

143
00:08:45,510 --> 00:08:49,180
‫اون‌قدر احمق نیستم که راه بیفتم
‫و هدف واقعیم رو به همه بگم.

144
00:08:49,850 --> 00:08:52,900
‫دارم تظاهر می‌کنم که فقط یه دانش‌آموزم

145
00:08:52,900 --> 00:08:56,410
‫که به جادو علاقه داره
‫و نگران نیتنه.

146
00:08:56,410 --> 00:09:00,450
‫فکر نمی‌کنم قرار باشه
‫این رو به من بگی.

147
00:09:00,710 --> 00:09:06,420
‫خب، تو از قبل می‌دونی من کیم،
‫ولی به مدرسه چیزی نگفتی.

148
00:09:07,230 --> 00:09:10,530
‫به‌عبارت دیگه، تو
‫طرف اون سه تا پادشاهی هستی.

149
00:09:10,530 --> 00:09:14,740
‫این مدرسه تو یه سرزمین مقدسه
‫و امپراتور نمی‌تونه کنترلش کنه،

150
00:09:14,740 --> 00:09:16,850
‫برای همین تو رو به‌عنوان جاسوس بویلات
‫فرستاده این‌جا.

151
00:09:17,220 --> 00:09:18,650
‫اشتباه می‌کنم؟

152
00:09:18,650 --> 00:09:23,370
‫اشتباه نمی‌کنی،
‫ولی من هنوزم دشمنتم.

153
00:09:23,370 --> 00:09:25,600
‫قرار نیست کمکت کنم.

154
00:09:27,120 --> 00:09:29,380
‫حتی اگه من پیشنهاد کمک بدم؟

155
00:09:31,160 --> 00:09:33,530
‫من می‌دونم امپراتور چی می‌خواد.

156
00:09:33,850 --> 00:09:36,640
‫وقتی همه داشتن درباره‌اش حرف می‌زدن،
‫من اون‌جا بودم.

157
00:09:37,550 --> 00:09:41,950
امپراتور می‌خواد ما پیداش کنیم تا
‫ارتشش رو بفرسته این‌جا. .

158
00:09:41,950 --> 00:09:43,970
و بتونه تو لحظه آخر بدزدتش

159
00:09:44,360 --> 00:09:49,330
‫ما رو فقط به‌عنوان یه بهونه فرستاد این‌جا
‫تا بتونه از ارتشش تو سرزمین مقدس استفاده کنه.

160
00:09:49,580 --> 00:09:52,700
‫و دلیل این‌که هنوز
‫این کار رو نکرده اینه که

161
00:09:52,700 --> 00:09:55,820
‫واقعاً رازهای این‌جا رو
‫نمی‌دونه.

162
00:09:55,820 --> 00:10:01,460
‫منتظره اسلین یا هایدن،
‫یا شایدم تو، پیداشون کنین.

163
00:10:01,970 --> 00:10:03,130
‫اشتباه می‌کنم؟

164
00:10:05,720 --> 00:10:09,790
‫اگه بویلات به این‌جا حمله کنه،
‫اسلین همین‌جوری ساکت نمی‌شینه.

165
00:10:09,790 --> 00:10:13,850
‫مطمئنم که از همین الان
‫یه ارتش قدرتمند و آماده دارن.

166
00:10:14,380 --> 00:10:17,090
‫در هر صورت، این‌جا
‫تبدیل به میدون جنگ می‌شه.

167
00:10:17,570 --> 00:10:20,350
‫و بعضی از دانش‌آموزا می‌میرن.

168
00:10:20,890 --> 00:10:23,700
‫به‌عنوان یه قهرمان، می‌خوام جلوی این کار رو بگیرم.

169
00:10:23,700 --> 00:10:26,960
‫و می‌خوای من چی‌کار کنم؟

170
00:10:26,960 --> 00:10:30,350
‫بهترین گزینه‌ای که داریم اینه که هر رازی
‫که این‌جا داره رو پیدا کنیم

171
00:10:30,350 --> 00:10:32,570
‫و قبل از رسیدن ارتش
‫از بین ببریمشون.

172
00:10:32,570 --> 00:10:34,700
‫این‌طوری دیگه بهونه‌ای برای حمله ندارن.

173
00:10:35,090 --> 00:10:37,730
‫تو می‌تونی گزارش بدی
‫که رازها رو پیدا کردی.

174
00:10:37,730 --> 00:10:39,950
‫منم می‌تونم از بچه‌ها محافظت کنم.

175
00:10:39,950 --> 00:10:44,590
‫بهم وقت می‌دی
‫که به امپراتور بگم، مگه نه؟

176
00:10:44,590 --> 00:10:48,180
‫آره. وقتی پیداشون کردم،
‫اول به تو می‌گم.

177
00:10:48,850 --> 00:10:52,690
‫راستی، من از همین الان دارم
‫با اون دوقلوهای اسلینی همکاری می‌کنم.

178
00:10:53,140 --> 00:10:56,640
‫به اسمم به‌عنوان یه قهرمان قسم می‌خورم که بهشون نمی‌گم
‫چیزایی که فهمیدم رو از کجا یاد گرفتم.

179
00:10:56,640 --> 00:10:58,090
‫بهتره نگی.

180
00:10:58,310 --> 00:11:03,470
‫و قول می‌دم که اگه جنگی شد،
‫بهت آسیبی نرسونم.

181
00:11:03,470 --> 00:11:06,720
‫یعنی اگه کمکت نکنم،
‫بهم آسیب می‌رسونی!

182
00:11:06,720 --> 00:11:10,360
‫تو رسماً داری ازم باج‌گیری می‌کنی!

183
00:11:12,710 --> 00:11:14,610
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

184
00:11:14,990 --> 00:11:16,120
‫چی؟

185
00:11:17,330 --> 00:11:21,280
‫چرا الان تبدیل به یه دختر کوچولوی هایدنی شدی؟

186
00:11:23,560 --> 00:11:25,190
‫حدس می‌زدم برات سؤال بشه.

187
00:11:26,500 --> 00:11:29,760
‫پایتخت اسلین،
‫اسلبورگ

188
00:11:29,760 --> 00:11:33,760
‫قلعه الدن

189
00:11:36,980 --> 00:11:39,820
‫رود و میکوئل مردان بااستعدادی هستن.

190
00:11:39,820 --> 00:11:45,170
‫اما رئیس رومین، کاردینال
‫کلیسای الدز، مرد محتاطیه.

191
00:11:47,000 --> 00:11:50,170
‫من برم، سرورم؟

192
00:11:50,170 --> 00:11:51,940
‫هنوز نه، شمشیرزن مقدس.

193
00:11:52,140 --> 00:11:56,570
‫اقدام خیلی سریع، مشکلاتی با کلیسای الدز
‫ایجاد می‌کنه که بهشون نیازی نداریم.

194
00:11:56,970 --> 00:12:01,080
‫بدون مدرکی از وجود شرارت در اون‌جا،
‫نمی‌تونیم وارد اون سرزمین مقدس بشیم.

195
00:12:02,010 --> 00:12:05,840
‫حداقل تا زمانی که
‫پاپ فعلی زنده‌ست.

196
00:12:06,050 --> 00:12:12,640
‫از اون‌چه که شنیدم، پاپ بعدی
‫قراره رئیس سولسین باشه.

197
00:12:13,150 --> 00:12:16,050
‫الرو رومین.

198
00:12:16,650 --> 00:12:19,570
‫اگه اون این نقش رو به عهده بگیره،
‫اون‌جا از دسترس ما خارج می‌شه.

199
00:12:19,570 --> 00:12:21,250
‫پس کاری که الان می‌تونیم بکنیم اینه که...

200
00:12:24,300 --> 00:12:28,900
‫شمشیرزن مقدس اوون کوآث،
‫این دستور رو بهت می‌دم.

201
00:12:28,900 --> 00:12:31,690
‫۵۰۰ سرباز رو ببر به هایدن!

202
00:12:32,030 --> 00:12:35,330
‫کوه لونا رو تو غیاب
‫اربابش تصرف کن!

203
00:12:37,950 --> 00:12:41,080
‫هایدن
‫پایتخت، هایدرات

204
00:12:41,080 --> 00:12:43,960
‫پناهگاه سلطنتی
‫«کوشک مهتابی»

205
00:12:44,470 --> 00:12:46,960
‫لو... نا!

206
00:12:46,960 --> 00:12:48,970
‫فوق‌العاده‌ست، سرورم لونا!

207
00:12:48,970 --> 00:12:50,460
‫درسته!

208
00:12:50,460 --> 00:12:52,800
‫این‌که خوندن یاد گرفتین خیلی عالیه،

209
00:12:52,800 --> 00:12:55,820
‫ولی می‌تونین بلوک‌ها رو هم
‫تو هوا معلق نگه دارین!

210
00:12:55,820 --> 00:12:59,090
‫می‌دونستم استعداد جادویی داره، ولی...

211
00:12:59,090 --> 00:13:01,060
‫خیلی قویه.

212
00:13:02,300 --> 00:13:04,970
‫روی تخت سلطنت، نام پادشاهانی
‫حک شده که

213
00:13:04,970 --> 00:13:08,740
‫مراسم نام‌گذاری رو گذروندن
‫و نام واقعی خودشون رو دریافت کردن.

214
00:13:09,380 --> 00:13:13,240
‫اون هنوز مراسم نام‌گذاری رو
‫نگذرونده،

215
00:13:13,240 --> 00:13:17,840
‫ولی کلمه «لونا» بالای نام
‫پادشاه قبلی حک شده.

216
00:13:19,210 --> 00:13:23,300
‫این حتماً به خاطر کلنه،
‫که این اسم رو بهش داد.

217
00:13:23,300 --> 00:13:26,620
‫ارباب من واقعاً شگفت‌انگیزه!

218
00:13:27,520 --> 00:13:28,980
‫ما!

219
00:13:30,230 --> 00:13:34,340
‫خب چطوری می‌شه یه نشان به دست آورد، پروفسور؟

220
00:13:34,570 --> 00:13:37,480
‫می‌دونین کجا این اتفاق می‌افته،
‫یا همچین چیزی؟

221
00:13:37,480 --> 00:13:40,720
‫اگه می‌دونستم، تا الان
‫به امپراتور گفته بودم.

222
00:13:41,160 --> 00:13:44,450
‫وقتی کریستالم رو گرفتم،

223
00:13:44,450 --> 00:13:47,150
‫خاطرات قبل و بعدش رو
‫کاملاً فراموش کردم.

224
00:13:47,350 --> 00:13:50,510
‫مطمئنم برای بقیه دانش‌آموزایی
‫هم که نشان دارن همین‌طوره.

225
00:13:50,510 --> 00:13:56,580
‫فقط می‌دونم که شامل یه آزمونه،
‫و افراد برگزیده یه وحی الهی دریافت می‌کنن.

226
00:13:56,580 --> 00:13:57,570
‫یه وحی الهی؟

227
00:13:57,950 --> 00:14:01,510
‫بهت وحی می‌شه که
‫تو رو به سمت یه آزمون راهنمایی می‌کنه.

228
00:14:01,510 --> 00:14:04,030
‫صبر کن، منظورت اینه که...؟

229
00:14:04,290 --> 00:14:06,130
‫آره، درسته.

230
00:14:06,130 --> 00:14:11,550
‫دقیقاً مثل روستای پیدایش
‫تو افسانه قهرمانه.

231
00:14:11,020 --> 00:14:13,290
‫تو اسلادا این‌طوریه؟

232
00:14:13,290 --> 00:14:14,930
‫آره!

233
00:14:28,970 --> 00:14:30,620
‫پس داشتن تعقیبمون می‌کردن؟

234
00:14:30,620 --> 00:14:32,760
‫دیروز هم داشت همین کار رو می‌کرد.

235
00:14:32,760 --> 00:14:34,730
‫چطوری این کار رو کردی؟

236
00:14:34,730 --> 00:14:36,690
‫اونا نسخه‌های جعلی ما هستن؟

237
00:14:36,690 --> 00:14:38,070
‫این جادوئه؟

238
00:14:38,070 --> 00:14:40,260
‫نه، اونا سایه‌ان.

239
00:14:40,260 --> 00:14:41,250
‫سایه؟

240
00:14:41,250 --> 00:14:43,740
‫وقتی وارد یه سایه دیگه بشن
‫ناپدید می‌شن.

241
00:14:44,240 --> 00:14:47,750
‫و وقتی این اتفاق بیفته،
‫فکر می‌کنه گُممون کرده.

242
00:14:47,750 --> 00:14:49,400
‫هوشمندانه‌ست.

243
00:14:49,400 --> 00:14:52,110
‫تقریباً مثل زاوتیر توهمات،
‫ارباب غرب.

244
00:14:52,110 --> 00:14:54,850
‫منم می‌تونم انجامش بدم.

245
00:14:54,850 --> 00:14:58,920
‫و همین‌طور یه مانع سایه‌ای بسازم
‫که دید رو از بیرون مسدود می‌کنه.

246
00:14:59,390 --> 00:15:03,170
‫ولی چرا تعقیبمون می‌کنه؟

247
00:15:03,170 --> 00:15:06,130
‫برام مهم نیست کیه.

248
00:15:06,540 --> 00:15:07,930
‫مهم‌تر از اون...

249
00:15:07,930 --> 00:15:10,970
‫من این مانع رو برای تو ساختم.

250
00:15:10,970 --> 00:15:13,170
‫پس چرا شروع نمی‌کنی،

251
00:15:13,170 --> 00:15:15,640
‫شمن اورگایتی هم‌صحبت با خدا،

252
00:15:15,640 --> 00:15:17,970
‫ساراسا رو ایرا رافوکا؟

253
00:15:18,360 --> 00:15:21,530
‫اوه، پس می‌دونستی.

254
00:15:22,720 --> 00:15:25,890
‫درسته. من شمن هم‌صحبت با خدا هستم.

255
00:15:25,890 --> 00:15:27,760
‫ملکه بعدی اورگایت‌ها.

256
00:15:27,760 --> 00:15:29,660
‫مـ-ملکه؟!

257
00:15:30,290 --> 00:15:31,700
‫هی، ادی.

258
00:15:31,700 --> 00:15:33,440
‫سر هر چیزی این‌قدر هول نکن.

259
00:15:34,770 --> 00:15:38,600
‫الان زاوتیر، خدای
‫اورگایت‌ها رو احضار می‌کنم.

260
00:15:38,970 --> 00:15:40,130
‫حالا...

261
00:15:47,260 --> 00:15:51,190
‫ایـ-این...
‫ارباب هیولاهای تاریک غربه.

262
00:15:51,450 --> 00:15:53,750
‫زاوتیر توهمات؟!

263
00:15:54,330 --> 00:15:56,170
‫سال‌های زیادی گذشته،

264
00:15:56,170 --> 00:15:57,790
‫ارباب هیولاهای تاریک جنوب،

265
00:15:57,790 --> 00:15:59,910
‫کلواتس مهتاب.

266
00:16:00,880 --> 00:16:03,850
‫شمن فعلیت خیلی کوچولوعه،

267
00:16:03,850 --> 00:16:05,160
‫پیرزن خرفت.

268
00:16:05,610 --> 00:16:08,570
‫ساکت باش، جوون.

269
00:16:14,930 --> 00:16:15,790
‫خب، حالا...

270
00:16:16,040 --> 00:16:18,050
‫نوبت توئه.

271
00:16:18,540 --> 00:16:21,320
‫تا کی می‌خوای پنهان بمونی،

272
00:16:21,320 --> 00:16:24,700
‫راثول لاجوردی،
‫ارباب هیولاهای تاریک شرق؟

273
00:16:25,020 --> 00:16:27,140
‫نه، من، امم...

274
00:16:25,520 --> 00:16:27,130
‫ساکت باش، ادی.

275
00:16:27,130 --> 00:16:28,280
‫فقط بگیر بخواب.

276
00:16:28,280 --> 00:16:29,640
‫من حرف می‌زنم.

277
00:16:29,640 --> 00:16:30,600
‫صـ-صبر کن!

278
00:16:30,600 --> 00:16:31,880
‫من آماده نیستم...

279
00:16:31,070 --> 00:16:31,880
‫خفه شو.

280
00:16:32,450 --> 00:16:34,320
‫من می‌آم بیرون، و همینی
‫که هست.

281
00:16:37,460 --> 00:16:41,190
‫من این‌جام، ارباب غرب،
‫ارباب جنوب.

282
00:16:41,190 --> 00:16:44,320
‫تو یه موجود جمعی و یه انگلی.

283
00:16:44,320 --> 00:16:47,690
‫فقط با نگاه کردن بهش
‫می‌تونستم این قضیه رو بفهمم.

284
00:16:48,080 --> 00:16:52,380
‫خب، من برای تفریح به
‫موجودات مختلفی می‌چسبم.

285
00:16:52,380 --> 00:16:54,450
‫اینم یکیشه.

286
00:16:54,650 --> 00:16:57,070
‫این‌جا خارج از قلمروی منه،

287
00:16:57,070 --> 00:17:01,210
‫ولی به‌راحتی می‌تونم سه-چهار تا
‫از خودم رو بفرستم بیرون.

288
00:17:01,210 --> 00:17:05,550
‫کلواتس، چطوری از
‫قلمروت اومدی بیرون؟

289
00:17:05,550 --> 00:17:08,600
‫اون بدنت رو حسابی
‫کوچیک کردی، نه؟

290
00:17:09,200 --> 00:17:13,260
‫مطمئنم دلیلی داره که
‫ما رو احضار کردی.

291
00:17:13,530 --> 00:17:14,820
‫درسته.

292
00:17:14,820 --> 00:17:18,290
‫ارباب هیولاهای تاریک شمال،
‫وردین آتش‌سوز.

293
00:17:18,640 --> 00:17:24,610
‫من مطمئنم که اون داره با یه گروه
‫از آدما روی یه نقشه‌ای کار می‌کنه.

294
00:17:24,820 --> 00:17:28,070
‫و این‌که اونم یه آواتار
‫از خون تاریک این‌جا داره.

295
00:17:28,410 --> 00:17:32,400
‫برای همین تو هم این‌جایی.

296
00:17:32,400 --> 00:17:35,810
‫آره. فکر کنم منم یه چیز
‫شومی حس کردم.

297
00:17:35,810 --> 00:17:38,630
‫حس بدی داشتم، برای همین اومدم.

298
00:17:38,630 --> 00:17:44,110
‫درباره اتفاقی که برای کلواتس
‫و هایدن افتاده هم شنیده بودم.

299
00:17:44,110 --> 00:17:45,850
‫خب، چی‌کار کنیم؟

300
00:17:45,850 --> 00:17:47,660
‫پیداش کنیم و به حرف بیاریمش؟

301
00:17:47,660 --> 00:17:51,000
‫اون از اونایی نیست که به حرف زدن متوسل بشه.

302
00:17:51,000 --> 00:17:55,060
‫ولی می‌تونیم بفهمیم دنبال چیه
‫و در موردش قضاوت کنیم.

303
00:17:55,060 --> 00:17:57,230
‫«قضاوت» یکم سخته.

304
00:17:57,510 --> 00:18:01,510
‫ما اربابان هیولاهای تاریک
‫نمی‌تونیم قلمرومون رو ترک کنیم.

305
00:18:01,510 --> 00:18:05,260
‫ولی می‌تونیم بفهمیم دنبال
‫چیه و نابودش کنیم.

306
00:18:05,260 --> 00:18:06,530
‫دنبال چیه؟

307
00:18:06,530 --> 00:18:09,280
‫حتماً ربطی به
‫افسانه قهرمان داره.

308
00:18:09,280 --> 00:18:10,350
‫به‌احتمال زیاد.

309
00:18:10,650 --> 00:18:12,300
‫آره، در مورد اون.

310
00:18:12,300 --> 00:18:15,860
‫من واقعاً چیز زیادی درباره
‫افسانه قهرمان نمی‌دونم.

311
00:18:15,860 --> 00:18:18,290
‫ممنون می‌شم اگه
‫یه خلاصه سریع بهم بگی.

312
00:18:18,520 --> 00:18:20,320
‫قصدش رو هم داشتم.

313
00:18:20,320 --> 00:18:22,630
‫همه‌چیز رو بهت می‌گم

314
00:18:22,630 --> 00:18:27,360
‫که قبل از نابودی
‫پیشینیانت اتفاق افتاد.

315
00:18:28,670 --> 00:18:30,240
‫افسانه قهرمان.

316
00:18:28,930 --> 00:18:30,430
‫افسانه قهرمان

317
00:18:30,240 --> 00:18:34,190
‫فصل ۱: معبد.

318
00:18:30,430 --> 00:18:34,180
‫فصل ۱
‫معبد

319
00:18:36,080 --> 00:18:38,410
‫بیداری بر روی یک محراب سنگی.

320
00:18:38,750 --> 00:18:43,890
‫قهرمان به نور نگاه می‌کند
‫و سرنوشت خود را می‌فهمد.

321
00:18:44,880 --> 00:18:48,410
‫فصل ۲: روستای پیدایش.

322
00:18:45,190 --> 00:18:48,400
‫فصل ۲
‫روستای پیدایش

323
00:18:49,050 --> 00:18:54,160
‫در آنجا قهرمان وحی الهی دریافت می‌کند
‫و راهنمایی می‌شود.

324
00:18:54,760 --> 00:18:58,670
‫او آزمونی را پشت سر می‌گذارد
‫و قدرتش بیدار می‌شود.

325
00:18:59,700 --> 00:19:02,910
‫فصل ۳: کوره.

326
00:18:59,960 --> 00:19:02,920
‫فصل ۳
‫کوره

327
00:19:03,170 --> 00:19:07,010
‫شمشیر در شعله‌هایی که
‫قدرت خدا را در خود دارند، ساخته می‌شود.

328
00:19:07,270 --> 00:19:12,840
‫نام آن رگالیا است و تبدیل به
‫سلاح نهایی قهرمان می‌شود.

329
00:19:13,460 --> 00:19:17,020
‫فصل ۴: آسمان‌ها و زمین.

330
00:19:14,140 --> 00:19:17,020
‫فصل ۴:
‫آسمان‌ها و زمین

331
00:19:17,390 --> 00:19:22,610
‫او هیولاهای تاریک بسیاری را می‌کشد
‫و جان‌های زیادی را نجات می‌دهد.

332
00:19:22,610 --> 00:19:25,650
‫او بر فراز تپه‌ای از اجساد می‌ایستد،

333
00:19:25,650 --> 00:19:28,240
‫و به آن‌سوی قله‌ها خیره می‌شود.

334
00:19:29,590 --> 00:19:33,010
‫فصل پایانی: افق‌های جدید.

335
00:19:29,590 --> 00:19:33,330
‫فصل پایانی:
‫افق‌های جدید

336
00:19:33,550 --> 00:19:38,600
‫او چهار ارباب هیولای تاریک را شکست می‌دهد
‫و مردم را راهنمایی می‌کند.

337
00:19:38,600 --> 00:19:40,210
‫به آن‌سوی غشا.

338
00:19:40,390 --> 00:19:42,270
‫اعمال خدا.

339
00:19:42,750 --> 00:19:45,060
‫او دنیا را پس می‌گیرد.

340
00:19:47,960 --> 00:19:51,920
‫بیدار شو، قهرمان. کلمات خدا رو بشنو.

341
00:19:51,920 --> 00:19:54,290
‫زمان بیداری حقیقی...

342
00:19:54,930 --> 00:19:57,970
‫همون‌طور که می‌دونی، کلش همینه.

343
00:19:57,970 --> 00:19:59,590
‫چیز دیگه‌ای توش نیست.

344
00:19:59,890 --> 00:20:05,850
‫داستان روستای پیدایش
‫به‌عنوان یه افسانه خیلی معروفه،

345
00:20:05,850 --> 00:20:09,570
‫ولی کلمه «جادو» اصلاً
‫تو داستان نیومده.

346
00:20:09,770 --> 00:20:13,820
‫ولی در مورد بخش
‫کوره هم همین‌طوره.

347
00:20:13,820 --> 00:20:16,000
‫تو متن هیچ‌چیزی درباره هایدن نیست،

348
00:20:16,000 --> 00:20:18,630
‫یا این‌که رگالیا چطوری ساخته می‌شه،
‫ولی اونا واقعی‌ان.

349
00:20:19,490 --> 00:20:23,090
‫احتمالاً تو هر سرزمینی
‫یه کتاب یا همچین چیزی هست

350
00:20:23,090 --> 00:20:26,130
‫که جزئیاتی رو داره
‫که تو متن اصلی نیست.

351
00:20:26,130 --> 00:20:29,490
‫درست مثل «کتاب توآ»
‫که کلن پیداش کرد.

352
00:20:29,810 --> 00:20:33,300
‫یعنی برای هر فصل یه کتاب وجود داره؟

353
00:20:34,450 --> 00:20:38,930
‫اگه درل همیشه دنبال کتاب بوده
‫و نه کوره...

354
00:20:38,930 --> 00:20:42,530
‫یعنی از همون اول
‫درباره کتاب می‌دونسته؟

355
00:20:43,660 --> 00:20:47,560
‫ممکنه از قبل یه کتاب دیگه رو دیده باشه؟

356
00:20:48,300 --> 00:20:49,720
‫و اگه اون کتاب مال این سرزمین بوده...

357
00:20:49,720 --> 00:20:50,760
‫از فصل دوم...

358
00:20:50,760 --> 00:20:52,990
‫کتاب روستای پیدایش؟

359
00:20:53,330 --> 00:20:54,550
‫قهرمان؟

360
00:20:54,550 --> 00:20:57,660
‫وحی الهی... آزمون...

361
00:20:57,660 --> 00:21:01,290
‫اگه می‌شد خوند
‫و فهمیدش، بعد شبیه‌سازیش کرد...

362
00:21:02,410 --> 00:21:05,130
‫فکر کنم می‌دونم اتاق مخفی چیه.

363
00:21:08,130 --> 00:21:09,540
‫صبر کن!

364
00:21:09,790 --> 00:21:11,790
‫این منصفانه نیست!

365
00:21:12,010 --> 00:21:15,460
‫کلن ارتباطش رو باهام قطع کرد، لعنتی!

366
00:21:15,460 --> 00:21:16,970
‫می‌خوام همین الان بهش بگم، ولی...

367
00:21:23,330 --> 00:21:26,090
‫اون دانش‌آموز شماره ۳ مدرسه‌ست...

368
00:21:33,810 --> 00:21:35,260
‫یه حلزون؟

369
00:21:39,620 --> 00:21:41,160
‫چی؟

370
00:21:41,450 --> 00:21:45,000
‫می‌تونم تصویر خودم رو
‫تو لجنش ببینم...

371
00:21:49,240 --> 00:21:51,420
‫اون چی بود؟

372
00:21:56,320 --> 00:21:57,970
‫یه چیزی درست نیست...

373
00:22:01,480 --> 00:22:03,970
‫چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟

374
00:22:03,970 --> 00:22:09,280
‫این‌جا چه خبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره؟!

375
00:22:09,300 --> 00:22:19,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
