1
00:00:02,619 --> 00:00:05,186
‫{\an8}«مزرعه‌ی کلارکسون»

2
00:00:05,196 --> 00:00:12,460
‫{\an8}قسمت سی‌ودوم (پایان فصل): «صاحب‌خانه‌بازی»

3
00:00:12,800 --> 00:00:18,800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

4
00:00:19,208 --> 00:00:23,081
‫{\an8}«جمعه؛ روز اول عید ساحلی»

5
00:00:24,462 --> 00:00:28,796
‫{\an8}«۱۰ قبل‌ازظهر؛ دو ساعت مانده به افتتاحیه»

6
00:00:29,656 --> 00:00:31,536
‫- صبح به‌خیر، جِرمی!
‫- صبح به‌خیر. به کجا رسیدیم؟

7
00:00:31,640 --> 00:00:32,920
‫بالاخره شبیه کافه شد!

8
00:00:33,165 --> 00:00:34,925
‫- کافه شد!
‫- کافه شد.

9
00:00:34,950 --> 00:00:36,277
‫هیجان‌انگیزه، نه؟

10
00:00:36,601 --> 00:00:38,000
‫منوی غذا آماده‌ست.
‫می‌خوای ببینی؟

11
00:00:38,025 --> 00:00:40,905
‫آره.
‫چی داریم؟

12
00:00:41,280 --> 00:00:45,000
‫جیگر مرغ، کباب خوک با ترشی سبزیجات،
‫قارچ سوخاری با سُس سیر...

13
00:00:45,200 --> 00:00:48,560
‫سوسیس ویژه...
‫خوراک سوسیس...

14
00:00:48,720 --> 00:00:51,680
‫خورش گوشت بره...
‫پوره‌ی سیب، چیزکیک ویژه...

15
00:00:52,200 --> 00:00:53,400
‫خوشمان آمد.

16
00:00:54,720 --> 00:00:55,720
‫صبح به‌خیر، عزیزان.

17
00:00:55,911 --> 00:00:57,831
‫به‌به! چه بویی.

18
00:00:57,880 --> 00:01:00,040
‫- سلام، جِرمی. چطوری؟
‫- قربانت. تو خوبـی؟

19
00:01:00,335 --> 00:01:02,575
‫بعداز دو روز کار فشرده

20
00:01:02,600 --> 00:01:04,750
‫حال‌وهوای همه

21
00:01:05,102 --> 00:01:08,043
‫خوش‌وخرم بود.

22
00:01:08,415 --> 00:01:09,215
‫صبح به‌خیر.

23
00:01:09,240 --> 00:01:10,773
‫سلام. سلام.
‫همه آماده‌ایـن؟

24
00:01:10,880 --> 00:01:12,363
‫- بله. کاملاً.
‫- قطعاً.

25
00:01:12,809 --> 00:01:14,169
‫- این خوراک سیب‌زمینیـه؟
‫- بله.

26
00:01:14,320 --> 00:01:15,360
‫عاشق این‌هام.

27
00:01:15,560 --> 00:01:18,040
‫همگی خسته نباشید.
‫آفرین.

28
00:01:18,840 --> 00:01:20,000
‫صبح به‌خیر، دوستان!

29
00:01:20,640 --> 00:01:22,080
‫نون تازه امروز صبح رسید.

30
00:01:22,280 --> 00:01:23,259
‫به‌به.

31
00:01:23,320 --> 00:01:24,773
‫تخم‌مرغ‌ها هم رسید.

32
00:01:25,160 --> 00:01:27,440
‫همه‌چی داره به‌موقع جور می‌شه.

33
00:01:27,465 --> 00:01:28,880
‫همیشه همین‌طوریـه.

34
00:01:29,046 --> 00:01:31,495
‫می‌تونستم با استرس
‫بدوم این‌ور و اون‌ور و بگم:

35
00:01:31,520 --> 00:01:32,535
‫«این کار رو بکن!
‫اون کار رو نکن!»

36
00:01:32,560 --> 00:01:36,280
‫ولی در حقیقت هرکس
‫خودش می‌دونه باید چی‌کار کنه.

37
00:01:36,760 --> 00:01:39,000
‫دارن عالی پیش می‌رن.

38
00:01:39,160 --> 00:01:39,960
‫درستـه.

39
00:01:41,040 --> 00:01:44,120
‫بعداز قدم‌زنیِ شاهانه‌م

40
00:01:44,650 --> 00:01:50,320
‫{\an8}«۱۰:۴۵ قبل‌از‌ظهر؛ یک ساعت و ۱۵ دقیقه مانده به افتتاحیه» ‫{\an6}من
و کِیلب رفتیم سراغ کاری که ‫بی‌صبرانه انتظارش رو می‌کشیدم.

41
00:01:50,800 --> 00:01:51,840
‫این رو کجا ببندم؟

42
00:01:52,000 --> 00:01:54,080
‫ولش کن. پیچیده‌ست.
‫من هم دیروز بهش توجه نکردم.

43
00:01:55,360 --> 00:01:58,281
‫انتخاب اسم جدید برای کافه.

44
00:02:01,680 --> 00:02:03,520
‫باید پایین‌تر از تابلو باشم

45
00:02:03,545 --> 00:02:05,425
‫می‌خوام از لای چوب ردش کنم.

46
00:02:10,720 --> 00:02:12,720
‫پس توی قابش جا نمی‌افته.

47
00:02:12,832 --> 00:02:15,443
‫از بالاش جا می‌افته، ولی از پایین...

48
00:02:15,567 --> 00:02:17,440
‫- جا نمی‌خوره.
‫- آره.

49
00:02:17,526 --> 00:02:19,640
‫{\an8}«کافه‌ی سگِ کشاورز»
‫همچین جالب نشد.

50
00:02:19,857 --> 00:02:21,417
‫آره، ولی هنوز کارمون تموم نشده.

51
00:02:21,442 --> 00:02:23,552
‫- بیا تابلوی اون‌طرف هم نصب کنیم.
‫- باشه.

52
00:02:24,862 --> 00:02:26,375
‫یه مشکل با این تابلو داریم.

53
00:02:26,400 --> 00:02:29,280
‫لیسا چند روز پیش متوجهش شد.

54
00:02:30,752 --> 00:02:33,195
‫می‌گه این شبیه یه چیز دراز و خاصـه.

55
00:02:34,032 --> 00:02:35,142
‫والا...

56
00:02:35,480 --> 00:02:38,160
‫فقط لیسا به این چیزها دقت می‌کنه.

57
00:02:38,360 --> 00:02:39,160
‫بده.

58
00:02:43,040 --> 00:02:44,560
‫کار انجام شد.

59
00:02:44,760 --> 00:02:48,400
‫البته نصفه‌نیمه انجام شد،
‫ولی عیب نداره.

60
00:02:48,920 --> 00:02:51,175
‫باحال شد، نه؟
‫عکسش خوبـه.

61
00:02:51,200 --> 00:02:53,855
‫آره، خوبـه. حسابی فکر کردیم
‫که توی جای خالی « ـــ کشاورز» چی بنویسیم.

62
00:02:53,880 --> 00:02:54,680
‫آره.

63
00:02:54,840 --> 00:02:57,335
‫هیچی وفادارتر از سگ یه کشاورز نیست.

64
00:02:57,360 --> 00:03:00,080
‫بهترین دوست انسان، سگـه.

65
00:03:00,240 --> 00:03:03,120
‫- البته سگ تو فرق داره.
‫- سگ‌های ما لاشی‌ان.

66
00:03:04,840 --> 00:03:07,480
‫بعدش چندتا تابلوی دیگه نصب کردیم.

67
00:03:07,840 --> 00:03:09,680
‫- می‌بینی دستم کجاست؟
‫- نه.

68
00:03:09,880 --> 00:03:10,840
‫این هم از این.

69
00:03:11,000 --> 00:03:17,280
‫داشتیم از این کارها می‌کردیم ‫{\an8}«فهرست افراد ممنوع‌الورود»
‫چارلی از راه رسید ‫و نکته‌ی ظریفی رو بهمون یادآور شد.

70
00:03:17,480 --> 00:03:19,520
‫- عع...
‫- چی شده؟

71
00:03:19,680 --> 00:03:20,960
‫قیمت‌ها رو نزدین.

72
00:03:22,481 --> 00:03:23,526
‫عع.

73
00:03:25,360 --> 00:03:26,520
‫برآورد هزینه.

74
00:03:27,160 --> 00:03:29,280
‫- مگه انجام نشده؟
‫- نه‌خیر.

75
00:03:29,760 --> 00:03:31,400
‫شوخی‌ت گرفته؟

76
00:03:31,560 --> 00:03:34,040
‫۴۰ دقیقه‌ی دیگه باز می‌کنیم.

77
00:03:35,367 --> 00:03:37,887
‫چارلی رفت که این مشکل رو حل کنه.

78
00:03:38,040 --> 00:03:41,440
‫و بعد که دیدم مشکلات بیشتری توی راهـه

79
00:03:42,000 --> 00:03:45,760
‫سطح اضطراب من دوباره سر به فلک کشید.

80
00:03:46,095 --> 00:03:48,415
‫رِیچِل، ظروف سلف‌سرویس کجا می‌ره؟

81
00:03:48,582 --> 00:03:51,422
‫مشکل اینـه که می‌خوایم این اتاق

82
00:03:51,480 --> 00:03:53,855
‫هم غذاخوری خصوصی باشه
‫و هم اتاق سلف‌سرویس.

83
00:03:53,880 --> 00:03:55,680
‫خب نمی‌شه که اینجا بمونه.

84
00:03:55,705 --> 00:03:57,914
‫آخه سنگینـه و نمی‌شه جابه‌جاش کرد.

85
00:03:58,256 --> 00:03:59,334
‫چرخ داره دیگه.

86
00:04:02,720 --> 00:04:04,480
‫این چهارپایه‌ها خوب نیستن.

87
00:04:05,680 --> 00:04:07,520
‫- اصلاً نمی‌چرخن.
‫- بله.

88
00:04:07,680 --> 00:04:10,040
‫هم قیافه ندارن و هم خیلی بالائـن.

89
00:04:10,200 --> 00:04:13,560
‫باید حتماً مستقیم روش بشینی
‫که باعث می‌شه بار از عقب دیده نشه.

90
00:04:17,400 --> 00:04:19,680
‫هویج جزو سبزیجات امروزه

91
00:04:19,705 --> 00:04:21,215
‫و لوبیا هم می‌خوام

92
00:04:21,240 --> 00:04:22,560
‫- جناب سرآشپز.
‫- باشه.

93
00:04:22,760 --> 00:04:24,080
‫این‌ها دیگه چیـه؟

94
00:04:24,280 --> 00:04:25,760
‫- لوازم خیمه‌ست؟
‫- آره.

95
00:04:25,920 --> 00:04:26,760
‫مال خیمه‌ست.

96
00:04:26,960 --> 00:04:28,920
‫اینجا چی‌کار می‌کنن؟

97
00:04:29,960 --> 00:04:32,320
‫خدایا، این‌ها چیـه؟

98
00:04:33,360 --> 00:04:36,000
‫اینجا سطل آشغال ممنوعـه.

99
00:04:36,160 --> 00:04:37,960
‫این‌ها چه مرگشون شده؟

100
00:04:39,561 --> 00:04:41,127
‫موسیقی رو قطع کنین!

101
00:04:41,480 --> 00:04:43,640
‫پخش موسیقی کلاً ممنوعـه!

102
00:04:45,400 --> 00:04:48,912
‫توی محیط به این قشنگی،
‫سطل آشغال گذاشتن.

103
00:04:51,305 --> 00:04:54,914
‫{\an8}«۲۰ دقیقه مانده به افتتاحیه»
‫{\an6}قیمت‌ها برآورد شد.

104
00:04:55,200 --> 00:04:56,080
‫فقط...

105
00:04:56,240 --> 00:04:57,840
‫توش سود هم داره دیگه؟

106
00:04:58,000 --> 00:05:00,695
‫قطعاً از هزینه‌ی خرید بیشتره، ولی...

107
00:05:00,720 --> 00:05:02,453
‫می‌دونی که حساب‌کتابم خوب نیست.

108
00:05:02,520 --> 00:05:03,520
‫آخه... این...

109
00:05:04,720 --> 00:05:05,960
‫مطمئنـی؟

110
00:05:06,880 --> 00:05:09,320
‫کار من اینجا پول‌خرج‌کردنـه، چارلی.

111
00:05:09,480 --> 00:05:10,600
‫یه ماهـه کارم همینـه.

112
00:05:12,600 --> 00:05:14,200
‫رِیچِل، قیمت‌ها رسید.

113
00:05:14,720 --> 00:05:16,960
‫خب... ای وای.

114
00:05:17,120 --> 00:05:18,440
‫خودِ چارلی این رو بهم داد.

115
00:05:18,600 --> 00:05:19,760
‫باشه پس.

116
00:05:22,280 --> 00:05:23,680
‫همین‌طوریش هم دیر شده.

117
00:05:24,160 --> 00:05:26,560
‫یه ربع به دوازده.
‫عالیـه.

118
00:05:30,400 --> 00:05:31,560
‫ادامه بدین.

119
00:05:32,840 --> 00:05:35,400
‫این وسط، لیسا هم مشغول بود.

120
00:05:35,840 --> 00:05:37,415
‫دارم خُرده‌کاری‌ها رو انجام می‌دم.

121
00:05:37,440 --> 00:05:38,480
‫کارهای جزئی و قشنگ.

122
00:05:38,640 --> 00:05:41,480
‫پارچه‌های کتان رو به هم می‌دوزم.

123
00:05:41,640 --> 00:05:43,495
‫چندتا تابلوی دیگه باید آویزون کنم.

124
00:05:43,520 --> 00:05:45,800
‫چندتا حوله هم اونجا بذارم...

125
00:05:45,960 --> 00:05:48,440
‫همین خُرده‌کاری‌هاست،
‫ولی مشکلی نیست.

126
00:05:48,640 --> 00:05:50,720
‫این بالا فقط یه چهارپایه داریم؟

127
00:05:50,920 --> 00:05:53,495
‫همه‌چی داره جابه‌جا می‌شه،
‫ولی کار بچه‌های ما نیست.

128
00:05:53,520 --> 00:05:55,320
‫این‌جا صدتا میز ریخته.

129
00:05:56,160 --> 00:05:57,560
‫این دیگه چیـه؟

130
00:05:58,240 --> 00:05:59,680
‫برچسب‌های عرق جین.

131
00:05:59,840 --> 00:06:01,560
‫- خب...
‫- این‌ها دست کِوین بود.

132
00:06:01,585 --> 00:06:03,225
‫- دَه دقیقه مونده، پس...
‫- آره.

133
00:06:03,840 --> 00:06:06,920
‫کی... می‌شه...
‫الان آدم لازم دارم.

134
00:06:07,205 --> 00:06:08,325
‫پیشخدمت‌ها کجان؟

135
00:06:08,400 --> 00:06:10,160
‫دارن آموزش می‌بینن.

136
00:06:10,377 --> 00:06:12,175
‫می‌دونیم افتتاحیه الانـه

137
00:06:12,200 --> 00:06:14,240
‫واسه همین دارن بهشون
‫نکات ضروری رو توضیح می‌دن.

138
00:06:14,440 --> 00:06:16,160
‫جاروبرقی کجاست؟

139
00:06:17,000 --> 00:06:19,520
‫باید یه لگد به تخم‌هاش بزنم
‫تا خالی بشم.

140
00:06:26,640 --> 00:06:27,440
‫اوه اوه.

141
00:06:31,800 --> 00:06:32,960
‫وقت ندارم.

142
00:06:33,400 --> 00:06:36,000
‫کون لقش. وقت این کار رو ندارم.
‫یکی دیگه نصبش کنه.

143
00:06:36,095 --> 00:06:37,518
‫{\an8}«۱۱:۵۷ قبل‌ازظهر»

144
00:06:37,543 --> 00:06:40,459
‫{\an8}«۱۱:۵۸ قبل‌ازظهر»

145
00:06:40,560 --> 00:06:43,200
‫شروع کنین.
‫باید سریع آماده بشن.

146
00:06:48,093 --> 00:06:50,506
‫{\an8}«۱۱:۵۹ قبل‌ازظهر»

147
00:06:50,531 --> 00:06:53,160
‫{\an8}«۱۲ ظهر»
‫{\an6}سلام، دوستان.

148
00:06:53,392 --> 00:06:55,240
‫بار اینجاست.
‫بفرمایید نوشیدنی.

149
00:06:58,520 --> 00:06:59,800
‫سلام. احوال شما؟

150
00:07:00,186 --> 00:07:02,840
‫خوش اومدین.
‫واسه دو نفر؟ داخل یا بیرون؟

151
00:07:03,040 --> 00:07:04,640
‫سلام، دوستان. حال‌تون چطوره؟

152
00:07:06,400 --> 00:07:07,800
‫شوخی‌ت گرفته؟

153
00:07:07,893 --> 00:07:08,973
‫چی شد؟

154
00:07:09,200 --> 00:07:10,880
‫گاز قطع شد.

155
00:07:13,400 --> 00:07:14,720
‫تهویه هم قطعـه.

156
00:07:14,920 --> 00:07:16,680
‫این نباید اینجا بمونه.

157
00:07:17,840 --> 00:07:19,160
‫از همون اول دارم می‌گم.

158
00:07:20,120 --> 00:07:22,920
‫برق نداریم. تهویه قطعـه.
‫گاز هم همین‌طور.

159
00:07:23,520 --> 00:07:25,080
‫- چی؟
‫- تهویه یه‌هو قطع شد

160
00:07:25,105 --> 00:07:27,345
‫که باعث شد گاز هم قطع بشه...

161
00:07:27,640 --> 00:07:29,000
‫- شنیدی؟
‫- آره.

162
00:07:30,200 --> 00:07:31,440
‫- ببخشید.
‫- ببخشید.

163
00:07:34,560 --> 00:07:36,520
‫برق که قطع نشده.

164
00:07:36,680 --> 00:07:40,440
‫سیستم گاز اینجا به تهویه وصلـه.

165
00:07:40,571 --> 00:07:41,975
‫وقتی تهویه قطع می‌شه...

166
00:07:42,000 --> 00:07:44,640
‫- گاز هم قطع می‌شه.
‫- قطعیِ خودکار داره.

167
00:07:44,840 --> 00:07:46,920
‫کریس، اینجا برق نیست، داداش.

168
00:07:48,160 --> 00:07:49,240
‫همه با هم اومدین؟

169
00:07:58,040 --> 00:07:59,000
‫خب راه افتاد.

170
00:07:59,400 --> 00:08:01,280
‫خوبـه.
‫مشکل چی بود، کریس؟

171
00:08:02,645 --> 00:08:05,215
‫قطع شد.
‫تهویه قطع شد.

172
00:08:05,240 --> 00:08:06,560
‫- دوباره قطع شد؟
‫- آره.

173
00:08:07,600 --> 00:08:08,520
‫ای وای.

174
00:08:09,240 --> 00:08:11,840
‫از این‌طرف تشریف بیارین.

175
00:08:12,040 --> 00:08:13,480
‫- چند نفرین؟
‫- دو نفر با یه بچه.

176
00:08:13,640 --> 00:08:15,960
‫دو نفر با یه بچه؟
‫خوبـه. عالیـه.

177
00:08:16,140 --> 00:08:18,180
‫ترانک از بالا وصل شده...

178
00:08:18,283 --> 00:08:20,360
‫کلید سمت راست رو می‌بینی؟

179
00:08:20,520 --> 00:08:22,600
‫- آره.
‫- جدا نصب شده؟

180
00:08:26,480 --> 00:08:27,840
‫پس اشتباه نصب شده.

181
00:08:28,760 --> 00:08:30,080
‫سلام. نفر بعدی کیـه؟

182
00:08:34,678 --> 00:08:35,918
‫کاری ازت برنمی‌آد؟

183
00:08:36,315 --> 00:08:37,935
‫ازش سر در نمی‌آرم...

184
00:08:39,560 --> 00:08:41,720
‫کار متخصصـه.

185
00:08:45,600 --> 00:08:47,840
‫بهتون گفتن که هنوز غذا نداریم؟

186
00:08:48,000 --> 00:08:50,200
‫یه مشکلی توی آشپزخونه پیش اومده.

187
00:08:50,400 --> 00:08:52,000
‫نمی‌دونم واضح می‌بینی یا نه؟

188
00:08:52,160 --> 00:08:54,240
‫این کلید جداکننده‌ست.

189
00:08:54,400 --> 00:08:56,960
‫خب.
‫یکی از تهویه‌ها رو روشن کن.

190
00:08:58,244 --> 00:08:59,172
‫خب.

191
00:08:59,360 --> 00:09:02,680
‫حالا کلید پایینی رو خاموش کن
‫و دوباره روشن کن.

192
00:09:02,840 --> 00:09:04,840
‫- خب.
‫- الان باید گاز داشته باشین.

193
00:09:05,000 --> 00:09:07,720
‫باید باشه، ولی هنوز هم نیست.
‫کلید برگشت سر جاش.

194
00:09:07,880 --> 00:09:09,320
‫خب پس...

195
00:09:09,520 --> 00:09:11,480
‫متأسفانه نمی‌تونم بیام اونجا.

196
00:09:11,505 --> 00:09:12,878
‫باشه. ممنون.
‫خدافظ.

197
00:09:13,880 --> 00:09:15,200
‫طرف این‌کاره‌ست‌ها.

198
00:09:15,400 --> 00:09:17,720
‫ولی الان بیرون از شهره.

199
00:09:20,440 --> 00:09:21,360
‫ای خدا.

200
00:09:23,520 --> 00:09:26,120
‫بعدش گفتن آنی

201
00:09:26,280 --> 00:09:28,160
‫توی خیمه باهام کار فوری داره.

202
00:09:29,775 --> 00:09:32,455
‫خنک‌کننده‌ها از کار افتادن
‫و نصف آبجوها رو نمی‌تونم سرو کنم.

203
00:09:32,622 --> 00:09:33,455
‫چی؟

204
00:09:33,480 --> 00:09:35,320
‫نصف آبجوهای هاکستون رو نمی‌تونم سرو کنم

205
00:09:35,480 --> 00:09:36,916
‫چون اکثر خنک‌کننده‌ها کار نمی‌کنن.

206
00:09:36,960 --> 00:09:38,920
‫دارم از یه دونه خنک‌کننده استفاده می‌کنم.

207
00:09:38,958 --> 00:09:39,918
‫- مارک کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

208
00:09:40,240 --> 00:09:41,920
‫- سلام، جِرمی.
‫- خیمه‌ی جدید مبارک!

209
00:09:42,080 --> 00:09:45,240
‫قربان شما.
‫فعلاً مشکل زیاد ریخته سرمون.

210
00:09:45,525 --> 00:09:46,765
‫بگو چی شده.

211
00:09:46,880 --> 00:09:49,720
‫- خنک‌کننده‌ها مشکل‌دار شدن.
‫- می‌دونم. همه دارن بهم می‌گن.

212
00:09:49,880 --> 00:09:51,680
‫الان راه‌حل چیـه؟

213
00:09:51,840 --> 00:09:55,840
‫با برانسویک حرف زدم.
‫توی راهـه. داره می‌آد.

214
00:09:56,000 --> 00:09:58,125
‫از کجا می‌آد؟
‫چقدر طول می‌کِشه؟

215
00:09:58,160 --> 00:10:00,200
‫- دو ساعت راهـه.
‫- ای ریدم...

216
00:10:00,400 --> 00:10:01,415
‫فعلاً چی داریم؟

217
00:10:01,440 --> 00:10:03,920
‫طعم سیب دارم و آبجوی کم‌الکل.
‫باید حجمش رو کم کنیم.

218
00:10:04,089 --> 00:10:07,249
‫آخه هر لیوانی که پُر می‌کنم،
‫یه لیوان کامل هم هدر می‌ره.

219
00:10:12,693 --> 00:10:18,685
‫{\an8}«۱۲:۵۵ بعدازظهر»

220
00:10:22,880 --> 00:10:25,440
‫امروز عملاً ناهار نداریم.

221
00:10:25,960 --> 00:10:28,720
‫به سو و رِیچِل هم گفتم
‫و چاره‌ای نیست.

222
00:10:28,880 --> 00:10:31,040
‫تا ساعت ۵:۳۰ غذا نداریم.

223
00:10:31,200 --> 00:10:32,160
‫غذا نداریم؟

224
00:10:32,320 --> 00:10:34,600
‫از الان تا ۵:۳۰ غذا نداریم.

225
00:10:39,573 --> 00:10:40,855
‫یعنی ناهار نداریم؟

226
00:10:40,880 --> 00:10:42,640
‫- نه.
‫- قطعاً نداریم.

227
00:10:44,400 --> 00:10:46,080
‫خب می‌گیم برن خیمه.

228
00:10:46,240 --> 00:10:47,175
‫درهرصورت راضی‌ان.

229
00:10:47,200 --> 00:10:49,089
‫موقع ورود، بهشون گفتم که شاید غذا نرسه

230
00:10:49,114 --> 00:10:50,560
‫ولی توی باغ غذا زیاده.

231
00:10:50,720 --> 00:10:52,615
‫می‌تونن از منظره هم لذت ببرن.

232
00:10:52,640 --> 00:10:56,320
‫بیرون داره شُرشُر بارون می‌آد.

233
00:10:56,480 --> 00:10:58,000
‫هیشکی نمی‌تونه توی باغ بشینه.

234
00:11:05,640 --> 00:11:07,455
‫خنک‌کننده‌های اون‌طرف هم کار نمی‌کنن.

235
00:11:07,480 --> 00:11:08,800
‫نمی‌دونم چی شده.

236
00:11:08,825 --> 00:11:10,785
‫نه اونجا کار می‌کنن و نه اینجا.

237
00:11:15,040 --> 00:11:16,415
‫- سلام، بچه‌ها!
‫- سلام.

238
00:11:16,440 --> 00:11:18,200
‫سیب‌زمینی‌ها خیلی خوش‌مزه‌ان.

239
00:11:23,706 --> 00:11:24,965
‫باشه.

240
00:11:25,502 --> 00:11:29,799
‫{\an8}«۱:۴۵ بعدازظهر»

241
00:11:35,320 --> 00:11:39,200
‫توی دفترم قایم شدم و داشتم
‫نظرات منفی مشتری‌ها رو تصور می‌کردم.

242
00:11:39,360 --> 00:11:41,560
‫چارلی و کریس برق‌کار هم

243
00:11:41,720 --> 00:11:45,840
‫علت قطعی تهویه‌ها رو پیدا کردن.

244
00:11:46,720 --> 00:11:48,655
‫- ردیف سمت چپ.
‫- خب؟

245
00:11:48,680 --> 00:11:50,600
‫بالا، بالا، بالا... همونـه.

246
00:11:50,760 --> 00:11:51,840
‫- این؟
‫- آره.

247
00:11:53,842 --> 00:11:54,802
‫خب، امتحان کن.

248
00:11:56,360 --> 00:11:57,160
‫آره.

249
00:11:57,668 --> 00:11:59,520
‫چی شد، کریس؟
‫درست شد؟

250
00:11:59,545 --> 00:12:04,720
‫آره. سماور برقی و تُستر صنعتی
‫به مدار تهویه وصل بود

251
00:12:04,920 --> 00:12:06,480
‫و فیوزش داغ کرد.

252
00:12:07,440 --> 00:12:08,695
‫حداقل این نیشِش بازه.

253
00:12:08,720 --> 00:12:09,560
‫مشکل حل شد.

254
00:12:11,520 --> 00:12:14,280
‫۲۰۹: سه‌تا سوسیس،
‫یه بِیکن خوک و یه کیک پای.

255
00:12:15,680 --> 00:12:16,760
‫سریع باشین.
‫آفرین.

256
00:12:18,320 --> 00:12:20,483
‫پای و سوسیس.
‫پیش‌غذا نداره.

257
00:12:22,040 --> 00:12:24,160
‫قارچ سوخاری با سُس سیر هم کنارش.
‫عالی.

258
00:12:24,720 --> 00:12:26,520
‫سفارش آماده‌ست!
‫ممنون.

259
00:12:26,680 --> 00:12:29,080
‫ساعت ۲ که شد

260
00:12:29,240 --> 00:12:31,320
‫اولین وعده‌های غذا سرو شدن.

261
00:12:33,000 --> 00:12:35,680
‫خوش اومدین. آبجو بخورین.
‫غذاهای خوش‌مزه داریم.

262
00:12:35,880 --> 00:12:37,280
‫و به این تابلو توجه کنین.

263
00:12:37,305 --> 00:12:39,360
‫هر خوراکی‌ای که اینجا میل می‌کنین

264
00:12:39,520 --> 00:12:42,120
‫تولید کشاورزهای خودمونـه.

265
00:12:42,720 --> 00:12:44,120
‫برین حالش رو ببرین.

266
00:12:44,320 --> 00:12:46,440
‫از اینجا، نه از زیر.

267
00:12:46,600 --> 00:12:50,080
‫مارِک آبجوساز هم
‫خنک‌کننده‌ها رو راه انداخت.

268
00:12:50,280 --> 00:12:52,160
‫رفقا، چی میل دارین؟

269
00:12:52,600 --> 00:12:53,600
‫آبجوی کم‌الکل؟

270
00:12:53,760 --> 00:12:56,615
‫توی محوطه، جِرالد داشت کِیلب رو

271
00:12:56,640 --> 00:12:59,158
‫با یه بازی آکسفوردشایری قدیمی
‫به نام «عمه سالی»

272
00:12:59,567 --> 00:13:00,807
‫آشنا می‌کرد.

273
00:13:01,800 --> 00:13:03,160
‫عمراً اگه بتونی!

274
00:13:05,240 --> 00:13:07,360
‫برو بشین.
‫الانـه که پشم‌هات بریزه.

275
00:13:07,520 --> 00:13:09,240
‫وقتی صاف خورد بهش، می‌فهمی.

276
00:13:13,771 --> 00:13:14,996
‫آره!

277
00:13:15,676 --> 00:13:16,655
‫آفرین.

278
00:13:18,766 --> 00:13:22,240
‫{\an8}«۷:۰۰ عصر»
‫عصر که شد

279
00:13:22,440 --> 00:13:26,920
‫من هم مثل بقیه خسته‌وکوفته بودم.

280
00:13:30,960 --> 00:13:33,560
‫فقط می‌خواستم بخوابم

281
00:13:33,720 --> 00:13:35,160
‫ولی نمی‌شد.

282
00:13:36,320 --> 00:13:39,120
‫چون برداشت شبانه‌ی محصول،
‫انتظارم رو می‌کِشید.

283
00:13:57,280 --> 00:13:58,600
‫واسه امشب بسـه.

284
00:13:58,800 --> 00:14:01,640
‫باشه، دوستان.
‫خیلی ممنون.

285
00:14:10,257 --> 00:14:12,845
‫{\an8}«شنبه؛ روز دوم عید ساحلی»

286
00:14:12,870 --> 00:14:14,800
‫بعداز چند ساعت پوست‌کندن

287
00:14:14,960 --> 00:14:17,215
‫برگشتم به کافه و دیدم

288
00:14:17,240 --> 00:14:20,240
‫فضا واقعاً رنگ‌وبوی عید به خودش گرفته.

289
00:14:24,320 --> 00:14:25,360
‫بر پدرت.

290
00:14:27,360 --> 00:14:31,685
‫ولی حداقل امیدوار بودیم
‫وضعیت آشپزخونه خوب پیش بره

291
00:14:31,710 --> 00:14:33,760
‫چون منوی غذای اون روز فرق داشت.

292
00:14:36,360 --> 00:14:40,240
‫می‌خواستیم گوشت سلف‌سرویس رو رونمایی کنیم.

293
00:14:42,735 --> 00:14:43,655
‫گوشت یورکشایری.

294
00:14:43,736 --> 00:14:46,695
‫بله، گوشت‌های یورکی آماده‌ان.

295
00:14:46,720 --> 00:14:48,280
‫مشتری‌ها عاشقشون می‌شن.

296
00:14:48,655 --> 00:14:50,175
‫آشپزخونه رو که دور زدم

297
00:14:50,200 --> 00:14:53,560
‫رفتم دفتر ببینم چارلی چی می‌گه.

298
00:14:54,240 --> 00:14:55,280
‫صبح به‌خیر.

299
00:14:55,480 --> 00:14:57,080
‫سلام، چارلی.
‫چه خبر؟

300
00:14:57,240 --> 00:14:58,960
‫چه هوای مرطوبی.

301
00:14:59,120 --> 00:15:00,699
‫اتفاقاً دارم آب‌وهوا رو نگاه می‌کنم.

302
00:15:00,760 --> 00:15:02,240
‫دارم نمودار دیروز رو می‌بینم.

303
00:15:02,400 --> 00:15:03,640
‫- عع...
‫- آره. شرمنده.

304
00:15:03,665 --> 00:15:06,860
‫ورود به دفتر من فرایند سختی داره.

305
00:15:07,840 --> 00:15:10,640
‫دوتا پیشخدمت استعفا دادن.

306
00:15:10,680 --> 00:15:13,520
‫یه ظرف‌شور هم رفت.
‫اون هم بعداز یه روز.

307
00:15:13,720 --> 00:15:15,440
‫- فقط یه روز؟
‫- آره.

308
00:15:15,920 --> 00:15:19,320
‫چراغ‌ها هنوز چشمک می‌زنن...
‫و بله الان هم چشمک زد.

309
00:15:19,480 --> 00:15:21,400
‫- ای بابا.
‫- و باز برگشتن.

310
00:15:21,560 --> 00:15:24,160
‫تازه ژنراتور هم داریم.

311
00:15:24,320 --> 00:15:25,678
‫- خب کار نمی‌کنه.
‫- چرا، کار می‌کنه.

312
00:15:25,748 --> 00:15:28,087
‫این هم مدرکش.

313
00:15:28,160 --> 00:15:30,800
‫چراغ‌ها...
‫بله، باز رفت.

314
00:15:31,320 --> 00:15:32,600
‫و باز برگشت.

315
00:15:34,280 --> 00:15:35,680
‫پس هنوز با برق داستان داریم.

316
00:15:35,840 --> 00:15:39,040
‫- بله.
‫- نشتی هم که داریم.

317
00:15:39,240 --> 00:15:41,920
‫چی؟ کدوم نشتی؟
‫کسی به من نگفته بود!

318
00:15:46,600 --> 00:15:47,720
‫پروردگارا.

319
00:15:47,822 --> 00:15:49,125
‫خوبـه که این‌طرفـه.

320
00:15:49,150 --> 00:15:51,320
‫- کجاش خوبـه، چارلی؟
‫- حداقل روی نقاشی نریخته.

321
00:15:51,480 --> 00:15:54,440
‫راست می‌گی.
‫خدا رو شکر روی نقاشی نریخته.

322
00:15:55,480 --> 00:15:56,925
‫- آره.
‫- این نشتی اصلاً کوچیک نیست.

323
00:15:57,640 --> 00:15:58,575
‫از نقطه‌ی اتصال سقفـه.

324
00:15:58,600 --> 00:16:00,800
‫- آره. آلِن داره می‌آد.
‫- آلِن داره می‌آد؟

325
00:16:03,280 --> 00:16:06,240
‫خوشبختانه، بارون زود بند اومد

326
00:16:07,280 --> 00:16:10,240
‫و ظرف‌شور جدیدمون هم شروع به کار کرد.

327
00:16:10,440 --> 00:16:12,400
‫ظرف‌شویی هم واسه خودش داستانیـه.

328
00:16:13,280 --> 00:16:15,840
‫آب گوشت آماده‌ست.
‫هویج هم آماده‌ست.

329
00:16:16,040 --> 00:16:17,720
‫- خوبـه.
‫- همه‌چی خوبـه.

330
00:16:17,920 --> 00:16:18,855
‫ببخشین معطل شدین.

331
00:16:18,880 --> 00:16:21,240
‫و کافه‌رستوران رو

332
00:16:21,428 --> 00:16:22,777
‫رأس ساعت باز کردیم.

333
00:16:23,120 --> 00:16:24,760
‫بار اینجاست.
‫بفرمایید نوشیدنی.

334
00:16:24,960 --> 00:16:27,000
‫امروز سلف‌سرویس گوشتـه.

335
00:16:27,600 --> 00:16:29,160
‫نفری ۲۰ پوند.

336
00:16:29,360 --> 00:16:33,760
‫خانوم‌ها و آقایان عزیز،
‫سلف‌سرویس آماده‌ست.

337
00:16:36,840 --> 00:16:39,320
‫پنیر گُل‌کلم اونجاست.
‫کلوچه‌های یورکشایری، سیب‌زمینی

338
00:16:39,520 --> 00:16:40,320
‫و انواع سبزیجات و سُس‌ها

339
00:16:40,480 --> 00:16:42,280
‫و البته آب گوشت.

340
00:16:43,080 --> 00:16:47,440
‫برق ساختمون مشکلی نداشت
‫و سفارش‌ها پشت‌سرهم می‌اومد.

341
00:16:48,120 --> 00:16:49,400
‫این هم از این.

342
00:16:49,560 --> 00:16:51,040
‫و تازه بعداز دو روز

343
00:16:51,200 --> 00:16:53,720
‫یه نفس راحت کشیدم.

344
00:16:53,880 --> 00:16:54,982
‫بسیار عالی!

345
00:16:56,480 --> 00:17:00,200
‫ولی یه موضوع مهم رو فراموش کرده بودم:

346
00:17:01,800 --> 00:17:03,280
‫«کنترل حجم مواد غذایی»

347
00:17:04,520 --> 00:17:06,320
‫کلم تموم کردیم؟

348
00:17:06,520 --> 00:17:08,680
‫- اینجا نداریم.
‫- تموم کردیم.

349
00:17:09,200 --> 00:17:12,161
‫فکر کردیم تا ساعت ۶ می‌تونیم غذا بدیم.

350
00:17:12,720 --> 00:17:16,040
‫ولی آشپزخونه ساعت ۴ به مشکل خورد.

351
00:17:16,720 --> 00:17:19,720
‫۲۵ تا ۳۰ نفر دیگه رو می‌آریم

352
00:17:19,880 --> 00:17:22,000
‫و بعدش دیگه غذایی نداریم.

353
00:17:25,160 --> 00:17:26,295
‫جسارتاً، باید عرض کنم که

354
00:17:26,320 --> 00:17:28,695
‫غذایی واسه سرو کردن باقی نمونده.

355
00:17:28,720 --> 00:17:29,680
‫تموم شد.

356
00:17:36,328 --> 00:17:38,840
‫خوشبختانه، حداقل کافه سرپا بود.

357
00:17:40,240 --> 00:17:42,720
‫ولی یه ساعت بعد...

358
00:17:44,280 --> 00:17:45,760
‫هیچی نمی‌آد.

359
00:17:46,240 --> 00:17:49,200
‫- آب نداریم؟
‫- نه.

360
00:17:49,400 --> 00:17:51,720
‫آب داخل ساختمون قطع شده.

361
00:17:51,880 --> 00:17:54,800
‫اگه برین بین درخت‌ها،
‫توالت‌های سیار رو می‌بینین.

362
00:17:55,520 --> 00:17:58,240
‫امیدوار بودم یه مشکل جزئی باشه

363
00:17:58,400 --> 00:18:00,295
‫ولی لوله‌کش‌مون سریع فهمید

364
00:18:00,320 --> 00:18:03,080
‫که مشکل از روستای پایین تپه‌ست.

365
00:18:04,680 --> 00:18:05,615
‫بهم گفتن

366
00:18:05,640 --> 00:18:08,041
‫شیلنگ آب از روستای آستال می‌آد اینجا.
‫درستـه؟

367
00:18:08,080 --> 00:18:09,480
‫- بله. درستـه.
‫- از ناحیه‌ی وورشام؟

368
00:18:09,707 --> 00:18:12,587
‫- آره.
‫- پس احتمالاً قضیه اینـه که

369
00:18:12,680 --> 00:18:15,240
‫اهالی روستا، منابع آب‌شون رو باز کردن

370
00:18:15,440 --> 00:18:18,200
‫مثلاً دوش حموم یا شیر ظرف‌شویی...

371
00:18:18,329 --> 00:18:20,710
‫و فشار آب واسه رسیدن به بالای تپه کم شده.

372
00:18:21,160 --> 00:18:21,960
‫پس

373
00:18:23,040 --> 00:18:25,240
‫قرار نیست فشار برگرده؟

374
00:18:25,920 --> 00:18:27,680
‫فعلاً نه.

375
00:18:27,840 --> 00:18:30,668
‫راه‌حل دائمی نداره؟

376
00:18:32,760 --> 00:18:37,388
‫فکر نکنم منبع آب دیگه‌ای این اطراف باشه.

377
00:18:37,880 --> 00:18:40,360
‫ای بابا.
‫آقا ممنون. لطف کردی.

378
00:18:41,468 --> 00:18:42,988
‫دوستان، شرمنده‌ام.

379
00:18:43,800 --> 00:18:46,720
‫هزاران بار عذرخواهـم بابت فاجعه‌های امروز.

380
00:18:47,200 --> 00:18:49,880
‫حلش می‌کنیم.
‫من حلش می‌کنم.

381
00:18:50,040 --> 00:18:52,960
‫نمی‌دونم چطوری، ولی حلش می‌کنم.

382
00:18:54,110 --> 00:18:55,830
‫شرمنده. معذرت می‌خوام.

383
00:18:56,000 --> 00:18:56,960
‫فدای سرتون.

384
00:18:57,257 --> 00:19:01,480
‫بعدش سو و رِیچِل من رو
‫به طبقه‌ی بالا احضار کردن

385
00:19:02,040 --> 00:19:03,960
‫و هرچی به ذهن‌شون رسید، گفتن.

386
00:19:04,400 --> 00:19:08,360
‫ما به‌اندازه‌ی موهای سرمون
‫کافه راه انداختیم

387
00:19:08,640 --> 00:19:12,400
‫ولی این ساختمون اصلاً مناسب این کار نیست.

388
00:19:12,600 --> 00:19:17,960
‫مشکلات اون‌قدر زیاده
‫که نمی‌تونیم به جایی برسیم.

389
00:19:18,160 --> 00:19:21,440
‫مشکل آب‌رسانی، قطعی گاز، نبود توالت

390
00:19:21,600 --> 00:19:24,520
‫نشتی سقف، عذاب‌کشیدن کارکنان...

391
00:19:24,720 --> 00:19:25,935
‫همه خسته شدن.

392
00:19:25,960 --> 00:19:28,287
‫اگه بهشون بگیم برن استراحت کنن،
‫اتاق استراحت هم نداریم.

393
00:19:28,360 --> 00:19:31,335
‫همه می‌رن توی توالت‌های سیار.
‫شرایط اصلاً خوب نیست.

394
00:19:31,360 --> 00:19:33,640
‫همه دوستت دارن،
‫واسه همین می‌خوان اینجا کار کنن.

395
00:19:33,724 --> 00:19:36,084
‫ماجرای «غذای محلی» هم هیجان‌زده‌شون کرده.

396
00:19:36,482 --> 00:19:39,202
‫همه می‌خوان این کافه پیشرفت کنه

397
00:19:39,240 --> 00:19:41,120
‫- ولی دارن ۱۴ ساعت در روز کار می‌کنن.
‫- به زودی زده می‌شن.

398
00:19:41,280 --> 00:19:44,560
‫نه‌خیر. برو بابا.
‫من با کارکنان مشکلی ندارم.

399
00:19:44,640 --> 00:19:46,720
‫هیچ مشکلی با هیچ‌کدوم ندارم.

400
00:19:46,880 --> 00:19:49,160
‫همه‌شون عالی‌ان
‫و همیشه لبخند روی لب‌هاشونـه.

401
00:19:49,360 --> 00:19:52,600
‫چیزی نمونده که آشپزخونه منفجر بشه.
‫آشپزها خیلی شاکی‌ان.

402
00:19:54,080 --> 00:19:56,840
‫به نظرم یه سر به آشپزخونه بزن.

403
00:19:57,000 --> 00:19:58,320
‫- همین‌الان بودم.
‫- پس برگرد.

404
00:19:58,394 --> 00:19:59,847
‫ازشون تشکر کردم.

405
00:19:59,872 --> 00:20:00,807
‫برگرد پیش‌شون.

406
00:20:00,880 --> 00:20:02,495
‫- چی؟
‫- توصیه‌ی من اینـه که برگردی.

407
00:20:02,520 --> 00:20:05,160
‫می‌خوای یه مدیر جدید بیارم
‫یا می‌خوای برگردم پیش اون‌ها؟

408
00:20:05,320 --> 00:20:07,240
‫- مدیر جدید، لطفاً.
‫- یا می‌خوای مشکل نشتی رو بگیرم؟

409
00:20:07,400 --> 00:20:10,000
‫یا می‌خوای مشکل پارکینگ رو برطرف کنم؟

410
00:20:10,131 --> 00:20:11,826
‫یا می‌خوای به ماجرای همسایه‌ها رسیدگی کنم؟

411
00:20:11,880 --> 00:20:13,400
‫می‌خوای برم پیش شورا؟

412
00:20:13,600 --> 00:20:16,455
‫کار زیاد دارم و به همه‌شون رسیدگی می‌کنم.
‫ممنون.

413
00:20:16,480 --> 00:20:18,560
‫خوبـه. بریم رسیدگی کنیم.

414
00:20:18,720 --> 00:20:19,680
‫بریم.

415
00:20:23,000 --> 00:20:24,920
‫نه واسه مستراح‌های داخلی آب داشتیم

416
00:20:24,945 --> 00:20:26,825
‫و نه واسه ظرف‌شویی.

417
00:20:27,302 --> 00:20:29,582
‫نمی‌تونستیم ادامه بدیم.

418
00:20:30,718 --> 00:20:34,120
‫ساعت شیش که شد،
‫مجبور شدیم ببندیم.

419
00:20:34,600 --> 00:20:37,240
‫خانوم‌ها و آقایون، کافه تعطیل شد.
‫ممنون از شما.

420
00:20:42,320 --> 00:20:43,920
‫واقعاً شرمنده‌ام.

421
00:20:44,880 --> 00:20:46,880
‫خدانگهدار.
‫ممنون که تشریف آوردین.

422
00:20:47,600 --> 00:20:49,480
‫کافه داشت خالی می‌شد

423
00:20:49,680 --> 00:20:51,440
‫و نیک داشت تلفن‌بازی می‌کرد

424
00:20:51,600 --> 00:20:55,360
‫تا بتونه واسه فردا گوشت محلی بخره.

425
00:20:55,655 --> 00:20:58,695
‫۴۰ کیلو شقه‌ی گوشت گاو
‫و ۴۰ کیلو شقه‌ی گوشت خوک.

426
00:20:58,720 --> 00:21:00,680
‫از هرکدوم ۴۰ کیلو.

427
00:21:00,840 --> 00:21:03,600
‫این‌قدر اِشکال نداره؟
‫موجوده؟

428
00:21:04,080 --> 00:21:06,139
‫و از دیدگاه تخصصیِ اون

429
00:21:06,196 --> 00:21:09,040
‫فاجعه‌ی سلف‌سرویس امروز

430
00:21:09,200 --> 00:21:12,480
‫نشون داد که من چقدر بی‌برنامه کار می‌کنم.

431
00:21:13,081 --> 00:21:17,200
‫دیگه همه‌مون داریم می‌فهمیم برنامه‌ی جِرمی

432
00:21:17,360 --> 00:21:19,680
‫بااین‌که نیت خیلی خوبی داره

433
00:21:19,840 --> 00:21:21,975
‫به‌خاطر دانش کمش
‫از مدیریت کافه‌ها، بی‌فایده‌ست.

434
00:21:22,000 --> 00:21:26,440
‫داریم می‌بینیم که
‫منابع تأمین‌کننده‌ی غذایی‌ش

435
00:21:26,640 --> 00:21:28,600
‫اصلاً منظم کار نمی‌کنن.

436
00:21:28,760 --> 00:21:30,840
‫جِرمی متوجه نیست که

437
00:21:30,905 --> 00:21:33,825
‫کلی‌فروش‌ها واسه همچین روزی وجود دارن.

438
00:21:34,186 --> 00:21:36,139
‫اون‌ها نقش واسطه‌ی

439
00:21:36,164 --> 00:21:38,444
‫بین تولیدکننده
‫و مصرف‌کننده‌ی نهایی رو دارن.

440
00:21:38,680 --> 00:21:40,240
‫وقتی مستقیماً با یه تولیدکننده در ارتباطـیم

441
00:21:40,266 --> 00:21:43,586
‫مشکل زمان تأمین غذا به وجود می‌آد.

442
00:21:43,937 --> 00:21:45,897
‫شاید طرف اون هفته نتونه
‫چیزی به ما تحویل بده.

443
00:21:46,010 --> 00:21:48,130
‫شاید لوبیاهاش دو هفته‌ی دیگه آماده بشه.

444
00:21:48,280 --> 00:21:50,413
‫کلی‌فروش‌ها کارشون اینـه که
‫سریع می‌رن سراغ یکی دیگه.

445
00:21:52,560 --> 00:21:56,200
‫می‌خواستم به نیک ثابت کنم که اشتباه می‌کنه

446
00:21:56,360 --> 00:21:57,920
‫ولی این کار زمان زیادی می‌طلبید.

447
00:21:58,596 --> 00:22:00,519
‫فعلاً چاره این بود که شبانه

448
00:22:00,544 --> 00:22:03,640
‫آب از روستا بردارم
‫که فشار هم بیشتر می‌شد.

449
00:22:03,800 --> 00:22:05,800
‫شاید این‌طوری می‌تونستیم

450
00:22:05,960 --> 00:22:09,400
‫بازگشایی متفاوتی
‫برای عید یکشنبه داشته باشیم.

451
00:22:15,613 --> 00:22:22,259
‫{\an8}«یکشنبه؛ روز سوم عید ساحلی»
‫{\an9}عع... ‫{\an8}«۱۰:۱۲ قبل‌ازظهر»

452
00:22:22,440 --> 00:22:24,240
‫خب، گزارش وضعیت.

453
00:22:24,800 --> 00:22:27,520
‫عع... فعلاً که دَووم آوردیم.

454
00:22:28,320 --> 00:22:31,200
‫فهمیدیم اگه مستراح‌ها رو تعطیل کنیم

455
00:22:31,360 --> 00:22:36,840
‫و به‌جای لیوان شیشه‌ای،
‫از لیوان پلاستیکی استفاده بشه

456
00:22:37,000 --> 00:22:41,575
‫آب کافی داریم که بتونیم
‫شیش ساعت غذا سرو کنیم. ساعت ۱۲ تا ۶.

457
00:22:41,600 --> 00:22:43,680
‫این از این.

458
00:22:43,840 --> 00:22:44,720
‫عع...

459
00:22:44,880 --> 00:22:49,320
‫سو و رِیچِل که کافه رو به‌زیبایی طراحی کردن

460
00:22:49,480 --> 00:22:51,320
‫دیگه اینجا نیستن.

461
00:22:51,800 --> 00:22:53,880
‫الان صبح یکشنبه‌ست.

462
00:22:55,720 --> 00:22:57,840
‫و تونستم

463
00:22:58,000 --> 00:22:59,680
‫یه مسئول جدید واسه ورودی پیدا کنم

464
00:22:59,840 --> 00:23:03,640
‫که ناظم یه مدرسه‌ست.

465
00:23:05,080 --> 00:23:06,400
‫این هم از این.

466
00:23:07,440 --> 00:23:10,320
‫خبر خوب اینـه که این‌ها فیله‌ی خوکـه.

467
00:23:10,480 --> 00:23:13,320
‫نیک هم گوشت بیشتری تهیه کرد

468
00:23:13,480 --> 00:23:17,200
‫ولی به‌جای این‌که
‫سلف‌سرویس از ساعت ۱۲ شروع بشه

469
00:23:17,400 --> 00:23:22,200
‫گفت تا ساعت ۳ نمی‌تونه غذایی بده.

470
00:23:22,891 --> 00:23:26,720
‫{\an8}«۱۱:۰۶ قبل‌ازظهر» ‫اتفاقاً خیلی خانم
خوبیـه. ‫صبح به‌خیر، جِرمی. چطوری؟

471
00:23:26,880 --> 00:23:30,160
‫- حقیقتش...
‫- من دیگه نیستم. دیگه نیستم...

472
00:23:31,160 --> 00:23:33,800
‫باشه پس اسکوییزی اینجا با من می‌مونه

473
00:23:33,960 --> 00:23:36,040
‫تو هم با کاترین کار کن.

474
00:23:37,600 --> 00:23:38,640
‫ساعت ۳؟

475
00:23:39,880 --> 00:23:42,760
‫می‌شه بگی چرا؟

476
00:23:42,920 --> 00:23:46,400
‫بعضی‌ها از چندصد کیلومتر اون‌طرف‌تر
‫اومدن اینجا.

477
00:23:46,443 --> 00:23:47,658
‫از اولش واسه‌ت می‌گم:

478
00:23:47,800 --> 00:23:51,280
‫دیروز ساعت ۷ عصر آب قطع شد.

479
00:23:51,440 --> 00:23:53,360
‫می‌دونم. اون مشکل برطرف شد.

480
00:23:53,560 --> 00:23:54,800
‫مستراح‌ها رو هم بستیم.

481
00:23:54,960 --> 00:23:58,080
‫توی بار هم لیوان پلاستیکی گذاشتیم
‫که چیزی نشوریم.

482
00:23:58,240 --> 00:24:01,960
‫غذای امروز سروقت آماده نمی‌شه.

483
00:24:02,160 --> 00:24:05,040
‫- سبزیجات ازقبل بلانچ شدن.
‫- خب.

484
00:24:05,200 --> 00:24:06,640
‫- دیشب بلانچ شدن.
‫- درستـه.

485
00:24:06,800 --> 00:24:08,880
‫- با بخارپز بلانچ شدن.
‫- درستـه.

486
00:24:09,040 --> 00:24:12,720
‫پنیر گُل‌کلم هم سوخته.

487
00:24:13,280 --> 00:24:16,120
‫بخشی از کلوچه‌های
‫یورکشایری هم خیلی زود آماده شدن.

488
00:24:16,280 --> 00:24:18,600
‫- پس آماده‌ان؟
‫- یه‌کم غذا داریم.

489
00:24:18,760 --> 00:24:21,920
‫ولی واسه ۴۵۰ نفر نداریم.

490
00:24:22,748 --> 00:24:25,628
‫یعنی امروز کلاً
‫سه ساعت پذیرایی ازت برمی‌آد؟

491
00:24:25,935 --> 00:24:27,215
‫- نه.
‫- از ساعت ۳ تا ۶؟

492
00:24:27,240 --> 00:24:28,880
‫بحث توانایی من نیست.

493
00:24:29,040 --> 00:24:31,840
‫وضعیت آشپزخونه طوریـه که...

494
00:24:31,897 --> 00:24:34,120
‫- باشه.
‫- کاریش نمی‌شه کرد.

495
00:24:34,280 --> 00:24:35,160
‫باشه.

496
00:24:42,360 --> 00:24:45,843
‫خوشبختانه، نیک گفت
‫اگه کلوچه‌ها رو بیخیال بشه

497
00:24:46,360 --> 00:24:50,040
‫می‌تونه از ساعت ۱ شروع کنه.

498
00:24:50,495 --> 00:24:52,280
‫چی شد؟
‫سبزیجات پخته می‌خوایم.

499
00:24:52,440 --> 00:24:55,720
‫کدوسبزها باید آب‌پز بشه.
‫سیب‌زمینی‌ها گرم بشه.

500
00:24:55,880 --> 00:24:56,918
‫آره.

501
00:24:56,943 --> 00:24:58,121
‫{\an8}«۱۲:۵۹ بعدازظهر»

502
00:24:58,146 --> 00:25:00,615
‫{\an8}«۱:۰۰ بعدازظهر»
‫{\an6}بله، مغازه باز است!

503
00:25:00,640 --> 00:25:02,360
‫ایول!

504
00:25:02,520 --> 00:25:04,320
‫ایشون خانوم کلِر هستن.

505
00:25:04,520 --> 00:25:06,680
‫ناظم مدرسه‌ان.

506
00:25:06,705 --> 00:25:08,985
‫امروز توی کنترل جمعیت کمکمون می‌کنن.

507
00:25:09,280 --> 00:25:12,560
‫اگه بچه‌های خوبی نباشین،
‫با خط‌کش فلزی تنبیه می‌شین.

508
00:25:12,729 --> 00:25:14,647
‫- باید روی یه پا وایستین.
‫- دقیقاً.

509
00:25:17,240 --> 00:25:19,683
‫حالا مواد غذایی تحت‌کنترل بود...

510
00:25:20,363 --> 00:25:21,763
‫دنده‌ی گاو و خوک داریم.

511
00:25:21,800 --> 00:25:24,680
‫می‌تونین از هرکدوم یکی بردارین
‫و یا دوتا از یه وعده بردارین.

512
00:25:25,360 --> 00:25:28,640
‫و خانوم براون هم جمعیت رو هدایت می‌کرد.

513
00:25:28,840 --> 00:25:30,760
‫دو نفری که می‌خواستن با هم برن، کجان؟

514
00:25:30,960 --> 00:25:32,200
‫یه‌لحظه صبر کن.
‫الان می‌آم.

515
00:25:32,360 --> 00:25:33,840
‫- سلام، خانوم براون.
‫- سلام.

516
00:25:34,040 --> 00:25:35,849
‫خونواده‌ی پنج‌نفره کجان؟

517
00:25:35,920 --> 00:25:39,440
‫ما هم تونستیم اولین سلف‌سرویس
‫بدون مشکل رو برگزار کنیم.

518
00:25:39,640 --> 00:25:40,840
‫این هم از این.

519
00:25:41,760 --> 00:25:44,160
‫ولی نمی‌شد انکار کرد

520
00:25:44,320 --> 00:25:48,160
‫که این آخر هفته به‌شدت افتضاح بود.

521
00:25:48,242 --> 00:25:53,160
‫{\an8}«مستراح در دسترس نیست. ‫به پارکینگ مراجعه بفرمایید.»
‫جناب عزرائیل هم این رو ‫دائماً بهم یادآوری می‌کرد.

522
00:25:53,600 --> 00:25:57,320
‫به عقب که نگاه کنیم،
‫یه مواردی بوده.

523
00:25:57,480 --> 00:25:59,520
‫می‌دونی، مثلاً...

524
00:25:59,961 --> 00:26:01,521
‫بذار چند روز آینده رو هم بگذرونیم

525
00:26:01,546 --> 00:26:03,866
‫و سه‌شنبه یه جلسه‌ی کلی بگیریم.

526
00:26:04,160 --> 00:26:07,480
‫می‌دونی که... چیز...
‫می‌دونی...

527
00:26:07,640 --> 00:26:09,320
‫دیگه کار از کار گذشته

528
00:26:09,345 --> 00:26:11,065
‫ولی اساساً

529
00:26:11,600 --> 00:26:13,240
‫می‌شه گفت

530
00:26:15,430 --> 00:26:17,563
‫یکی‌دو هفته‌ای زود شروع کردیم.

531
00:26:26,664 --> 00:26:28,064
‫شرمنده. من...

532
00:26:28,125 --> 00:26:30,925
‫می‌خواستم بگم «می‌شنوم چی می‌گی»،
‫ولی حقیقتاً هیچی نشنیدم.

533
00:26:30,974 --> 00:26:32,734
‫نه... می‌دونستم نمی‌شنوی...

534
00:26:32,914 --> 00:26:34,434
‫مشخص بود که نمی‌شنوی.

535
00:26:34,459 --> 00:26:35,379
‫آخه...

536
00:26:36,200 --> 00:26:37,960
‫- کلاً واضح بود.
‫- آره.

537
00:26:38,006 --> 00:26:38,980
‫عع...

538
00:26:39,320 --> 00:26:40,920
‫ولی قبلاً هم گفته بودم

539
00:26:41,080 --> 00:26:42,680
‫که وقتی اینجا رو باز کنیم

540
00:26:42,840 --> 00:26:47,560
‫بالا‌پایین‌هایی خواهیم داشت.

541
00:26:48,040 --> 00:26:49,695
‫ولی انصافاً فکر نمی‌کردم

542
00:26:49,720 --> 00:26:51,980
‫در این حد باشه.

543
00:26:52,040 --> 00:26:54,240
‫- آره. همه‌چی از هم پاشید.
‫- بله.

544
00:26:54,371 --> 00:26:57,240
‫روز اول و دیروز فاجعه بودن.

545
00:26:57,400 --> 00:26:59,160
‫دیگه نمی‌خوام تجربه‌شون کنم.

546
00:27:00,790 --> 00:27:01,950
‫بر پدرتون.

547
00:27:05,480 --> 00:27:09,720
‫اوضاع کافه به یه تار مو بند بود،
‫ولی این تنها مشکل من نبود.

548
00:27:12,920 --> 00:27:17,560
‫یه دردسر دیگه هم توی مزرعه داشتیم.

549
00:27:18,040 --> 00:27:20,127
‫آخرهای ماه اوت

550
00:27:20,280 --> 00:27:23,120
‫زمان برداشت گندم دوروم‌ـه.

551
00:27:23,320 --> 00:27:25,560
‫یعنی باارزش‌ترین محصول‌مون.

552
00:27:26,880 --> 00:27:29,040
‫ولی به‌خاطر وضعیت نامنظم آب‌وهوا

553
00:27:29,200 --> 00:27:33,320
‫گندم‌ها داشتن کیفیت‌شون از دست می‌دادن.

554
00:27:34,120 --> 00:27:37,022
‫این بالاست، مارک. ‫یه
سنگ افتاده. ‫{\an8}«۲۹ اوت»

555
00:27:37,560 --> 00:27:40,801
‫فعلاً به کمبودهای کافه رسیدگی می‌کردیم.
‫{\an8}«۳۰ اوت»

556
00:27:40,901 --> 00:27:43,680
‫{\an8}«۱ سپتامبر» ‫اگه تونستی این‌ها
رو ببری داخل، ‫جایزه داری.

557
00:27:43,781 --> 00:27:47,026
‫{\an8}«۲ سپتامبر»
‫همه‌ش منتظر یه روز گرم‌وخشک بودیم.

558
00:27:47,280 --> 00:27:49,560
‫۲۷/۴ شد.
‫بالاست.

559
00:27:50,160 --> 00:27:52,920
‫دو هفته‌ی کامل گذشت

560
00:27:54,240 --> 00:27:56,640
‫و هنوز وقتش نشده بود.

561
00:27:57,000 --> 00:28:00,760
‫به چارلی گفتم بیاد
‫که یه جلسه‌ی فوری بذاریم.

562
00:28:01,516 --> 00:28:03,196
‫بارها بهت گفتم

563
00:28:03,600 --> 00:28:08,040
‫گندم برای آسیاب‌شدن باید
‫سه ویژگی داشته باشه

564
00:28:08,240 --> 00:28:10,440
‫مخصوصاً واسه خمیر پاستا.

565
00:28:10,600 --> 00:28:11,920
‫یکی‌ش میزان پروتئین گندمـه.

566
00:28:12,440 --> 00:28:13,960
‫یکی حجم پیمانه‌ست.

567
00:28:14,160 --> 00:28:16,360
‫و مهم‌ترینش میزان آنزیم آلفا-آمیلازـه.

568
00:28:16,760 --> 00:28:19,640
‫یه شماره داره که

569
00:28:19,800 --> 00:28:22,540
‫اگه گندم خیلی بمونه،
‫می‌آد پایین.

570
00:28:22,565 --> 00:28:24,920
‫- از منابع بذر تغذیه می‌کنه.
‫- یعنی دیگه خمیر پاستا نمی‌شه.

571
00:28:25,080 --> 00:28:26,169
‫بله، نمی‌شه.

572
00:28:26,280 --> 00:28:28,120
‫- ۳۲ هکتار گندم.
‫- آره.

573
00:28:28,272 --> 00:28:30,032
‫تازه باارزش‌ترین محصول‌مونـه.

574
00:28:30,240 --> 00:28:33,640
‫توی چند سال اخیر،
‫مهم‌ترین محصول بوده.

575
00:28:33,840 --> 00:28:36,160
‫پس عملاً هیچی.

576
00:28:36,320 --> 00:28:39,680
‫ببین... می‌دونی که من چقدر مثبت‌اندیشـم.

577
00:28:39,753 --> 00:28:41,513
‫نه والا، نمی‌دونم.

578
00:28:41,760 --> 00:28:44,600
‫من... منظورم اینـه که فایده نداره.

579
00:28:45,280 --> 00:28:46,880
‫اگه گندم‌ها رو درو کنیم...

580
00:28:47,080 --> 00:28:47,960
‫خب.

581
00:28:48,120 --> 00:28:52,160
‫- و ببریم آزمایشگاه.
‫- آره. بدیم بررسی کنن.

582
00:28:52,320 --> 00:28:55,400
‫اون موقع دیگه می‌فهمیم.
‫ولی باید دست بجنبونیم.

583
00:28:55,493 --> 00:28:56,333
‫دقیقاً.

584
00:28:56,704 --> 00:28:59,504
‫کِیلب با رطوبت‌سنجش اومد.

585
00:29:00,800 --> 00:29:01,840
‫- چطوری، رفیق؟
‫- سلام.

586
00:29:01,865 --> 00:29:03,185
‫- روز به‌خیر.
‫- چطوری؟

587
00:29:03,520 --> 00:29:05,400
‫- بیا بشین.
‫- بشین. صندلی هست.

588
00:29:06,040 --> 00:29:07,960
‫- چه خبر؟
‫- ریده شده توی همه‌ش.

589
00:29:08,440 --> 00:29:11,156
‫امروز آزمایش رطوبت گرفتم:
‫۲۷/۲ شد.

590
00:29:11,240 --> 00:29:12,095
‫۲۷/۲؟

591
00:29:12,120 --> 00:29:14,760
‫گندم‌ها مثل پاستیل شدن.

592
00:29:15,280 --> 00:29:17,007
‫۲۷/۲ خیلی بالاست.

593
00:29:17,140 --> 00:29:18,895
‫- انگار توی رودخونه رشد کردن.
‫- دستگاه رو می‌گرفتی زیر شیر آب دیگه.

594
00:29:18,920 --> 00:29:21,840
‫آره. بعد می‌گه:
‫«آب خیس است.»

595
00:29:22,049 --> 00:29:26,609
‫آخرین باری که برداشت این‌قدر طول کشید،
‫کِی بود؟

596
00:29:26,800 --> 00:29:28,000
‫واسه من که اولین باره.

597
00:29:28,160 --> 00:29:29,611
‫خب، تو سِنی نداری.

598
00:29:30,080 --> 00:29:32,615
‫یکی گفت آخرین بار،
‫۷۰ سال پیش این‌جوری شد.

599
00:29:32,640 --> 00:29:36,240
‫یعنی تقریباً واسه همه اولین باره.

600
00:29:36,657 --> 00:29:38,257
‫حالا چاره چیـه؟

601
00:29:38,560 --> 00:29:41,160
‫باید زودتر کُمباین کنیم که...

602
00:29:41,320 --> 00:29:42,255
‫ببریمشون آزمایشگاه.

603
00:29:42,280 --> 00:29:44,840
‫- حداقل آنزیم‌ها پایین‌تر نیاد.
‫- آره.

604
00:29:44,865 --> 00:29:46,760
‫- وگرنه باید هزینه‌ی خشکوندن گندم بدیم.
‫- آره.

605
00:29:46,785 --> 00:29:50,920
‫ولی اگه گندم به درد نخوره،
‫دیگه چرا باید هزینه بدیم؟

606
00:29:51,177 --> 00:29:53,057
‫مثلاً تا آزمایش نشه، نمی‌دونیم.

607
00:29:53,160 --> 00:29:54,760
‫- مهم همون آزمایشـه.
‫- آره.

608
00:29:59,248 --> 00:30:03,168
‫آخرش تصمیم گرفتیم
‫در اسرع وقت برداشت کنیم.

609
00:30:03,280 --> 00:30:05,760
‫ولی واسه این‌که دستگاه کُمباین آسیب نبینه

610
00:30:05,960 --> 00:30:09,680
‫باید صبر می‌کردیم تا آب گندم‌ها

611
00:30:10,120 --> 00:30:11,840
‫کمتر بشه.

612
00:30:13,154 --> 00:30:14,296
‫همین‌طوری بیا.

613
00:30:14,792 --> 00:30:17,880
‫ترجیح می‌دادم
‫اوقاتم رو با خوابیدن سپری کنم..

614
00:30:18,480 --> 00:30:19,560
‫اوه.

615
00:30:19,720 --> 00:30:22,640
‫ولی مزرعه هنوز کار زیاد داشت.

616
00:30:22,817 --> 00:30:26,560
‫مثلاً دسته‌ی جدید خوک‌ها رو
‫بفرستیم به کشتارگاه.

617
00:30:26,960 --> 00:30:28,560
‫سوار شین، دخترها.

618
00:30:30,531 --> 00:30:33,161
‫ممنون که در هتل «دیدلی اسکوات»
‫اقامت داشتید.

619
00:30:33,880 --> 00:30:34,960
‫برو ببینم!

620
00:30:37,417 --> 00:30:39,657
‫حالا باید تصمیمی می‌گرفتم

621
00:30:39,744 --> 00:30:41,316
‫که دلم نمی‌خواست.

622
00:30:41,800 --> 00:30:43,758
‫«سرنوشت ریچارد هَم»

623
00:30:45,280 --> 00:30:47,400
‫چی‌کار کنیم با تو؟

624
00:30:48,760 --> 00:30:49,560
‫هـا؟

625
00:30:50,840 --> 00:30:53,840
‫اگه این هم باهاشون بره

626
00:30:54,480 --> 00:30:55,560
‫کُشته می‌شه

627
00:30:56,560 --> 00:30:58,120
‫و در ازاش

628
00:30:58,560 --> 00:31:01,440
‫نهایتاً یه سوسیس کوکتل می‌گیریم.

629
00:31:01,880 --> 00:31:03,121
‫اگه بمونه هم

630
00:31:03,520 --> 00:31:04,600
‫باید بی‌دلیل

631
00:31:05,040 --> 00:31:06,120
‫غذاش بدیم.

632
00:31:06,560 --> 00:31:08,120
‫این هم منطقی نیست.

633
00:31:14,480 --> 00:31:17,360
‫ولی یه‌هو یه ایده به ذهنم رسید.

634
00:31:18,040 --> 00:31:19,080
‫صبر کن بینم.

635
00:31:22,360 --> 00:31:23,600
‫واسه ماده‌خوک‌های بعدی

636
00:31:23,625 --> 00:31:26,345
‫می‌خوایم تلقیح مصنوعی انجام بدیم

637
00:31:26,640 --> 00:31:27,880
‫که بچه‌دار بشن.

638
00:31:29,360 --> 00:31:32,600
‫ولی اول باید بزنه بالا
‫تا آماده‌ی لقاح بشن.

639
00:31:32,760 --> 00:31:37,080
‫و اگه خوک نَر اطراف‌شون نباشه،
‫نمی‌زنه بالا.

640
00:31:39,520 --> 00:31:41,240
‫پس این رو به‌عنوان

641
00:31:42,120 --> 00:31:44,040
‫«مَرد مزرعه» نگه می‌داریم

642
00:31:44,720 --> 00:31:46,800
‫که خانوم‌ها رو تحریک کنه.

643
00:31:49,280 --> 00:31:50,737
‫پس می‌شه «مالَنده». ‫{\an8}(«مالَنده» در اصل یه شغل شریف توی صنعت پورنـه ‫و به کسی نسبت داده
می‌شه که توی پشت‌صحنه‌ی فیلم‌ها، ‫وظیفه‌ی راست نگه داشتن آلت تناسلی بازیگر مَرد رو داره.)

644
00:31:53,320 --> 00:31:56,175
‫- ریچارد هَم، مالَنده‌ی کبیر.
‫- چی‌کار می‌کنی اونجا؟

645
00:31:56,392 --> 00:31:57,992
‫- چی؟
‫- استخاره می‌گیری؟

646
00:31:58,120 --> 00:31:58,920
‫نه...

647
00:31:59,360 --> 00:32:01,360
‫یه تصمیم خفن گرفتم.

648
00:32:01,920 --> 00:32:03,840
‫- نه بابا؟
‫- لیسا، مطمئنـم خوشت می‌آد.

649
00:32:04,299 --> 00:32:05,760
‫این رو نگه می‌داریم

650
00:32:06,360 --> 00:32:08,000
‫و می‌شه مالَنده‌ی مزرعه.

651
00:32:09,160 --> 00:32:10,055
‫باشه.

652
00:32:10,080 --> 00:32:12,240
‫- این مزرعه به چه درجه‌ای رسیده؟
‫- خدا می‌دونه.

653
00:32:12,440 --> 00:32:14,600
‫داشِ خودمـی، ریچارد هَم.

654
00:32:15,520 --> 00:32:17,263
‫می‌شی هیو هَفنرِ مزرعه. ‫{\an8}(هیو هَفنر مالک مجله‌ی
معروف «پلِی‌بوی» بود ‫که محتوای جنسی زیادی هم داشت.)

655
00:32:22,129 --> 00:32:25,889
‫روز برداشت فرا رسید.

656
00:32:26,560 --> 00:32:28,120
‫روز برداشت گندم دوروم.

657
00:32:28,440 --> 00:32:29,480
‫شروع می‌کنیم.

658
00:32:36,400 --> 00:32:38,040
‫جِرمی، من آماده‌ام.

659
00:32:39,600 --> 00:32:41,240
‫آروم برو. آروم.

660
00:32:44,360 --> 00:32:46,240
‫ادامه بده.

661
00:32:49,160 --> 00:32:51,520
‫من پُر شدم.
‫می‌رم خالی کنم.

662
00:32:54,200 --> 00:32:55,280
‫بااین‌که مضطرب بودیم

663
00:32:55,305 --> 00:32:58,185
‫که نتیجه‌ی آزمایش گندم‌ها چی می‌شه

664
00:32:58,640 --> 00:33:03,280
‫حداقل خوش‌حال شدیم که دیدیم
‫راننده‌ی ذخیره‌ی دیدلی اسکوات

665
00:33:03,440 --> 00:33:06,160
‫برگشته سر کار.

666
00:33:10,680 --> 00:33:11,800
‫سایمون؟

667
00:33:11,834 --> 00:33:15,912
‫افقتا ذی بلرسغ حنوخ باری؟

668
00:33:17,247 --> 00:33:22,095
‫طراز لفاعثی جحاندر کلی
‫ولا تق زیابدر طخه!

669
00:33:22,345 --> 00:33:24,615
‫تراکتور رو خاموش کن.
‫می‌آم ببینم چی شده.

670
00:33:25,160 --> 00:33:29,040
‫هر سال یه‌سری مراسم هست
‫که آدم بی‌صبرانه منتظرشـه.

671
00:33:29,086 --> 00:33:33,015
‫مثلاً کریسمس و عید پاک

672
00:33:33,040 --> 00:33:34,680
‫و البته زمان برداشت محصول

673
00:33:35,120 --> 00:33:38,600
‫که همه با شنیدن صدای جِرالد از پشت بی‌سیم

674
00:33:39,040 --> 00:33:40,720
‫مستفیض می‌شیم.

675
00:33:42,240 --> 00:33:45,480
‫باور کنین این رو
‫از کریسمس هم بیشتر دوست دارم.

676
00:34:02,864 --> 00:34:05,680
‫فرداش هم مشغول برداشت بودیم.

677
00:34:09,120 --> 00:34:11,800
‫ولی دیگه صبرم لبریز شد

678
00:34:11,960 --> 00:34:15,320
‫و کار رو کنار گذاشتم
‫و همراه‌با چارلی

679
00:34:15,480 --> 00:34:18,920
‫رفتم آزمایشگاه
‫تا یه نمونه از گندم‌ها رو بررسی کنم

680
00:34:19,080 --> 00:34:21,960
‫و ببینم ازش خمیر پاستا درمی‌آد یا نه.

681
00:34:22,640 --> 00:34:24,120
‫عملاً یه بسته گندم خراب داریم.

682
00:34:24,320 --> 00:34:26,480
‫آره. گندم دوروم و یه‌کم قارچ‌زدگی.

683
00:34:26,760 --> 00:34:28,320
‫پس هرکی این رو بخوره، می‌میره.

684
00:34:28,345 --> 00:34:30,225
‫به آزمایشگاه که رسیدیم، چیزی نگو.

685
00:34:30,308 --> 00:34:33,440
‫- درهرصورت آنزیمش پایینـه دیگه.
‫- آره، پایینـه.

686
00:34:33,600 --> 00:34:35,960
‫فقط مهم شماره‌ی آنزیمـه.

687
00:34:36,120 --> 00:34:37,600
‫باید چند باشه؟

688
00:34:37,760 --> 00:34:39,960
‫باید بالای ۲۵۰ باشه.

689
00:34:40,640 --> 00:34:44,200
‫خیلی واسه‌مون مهم بود که شماره بالا باشه

690
00:34:44,400 --> 00:34:48,080
‫چون چارلی نتیجه‌ی برداشت
‫بقیه‌ی محصولات رو بهم نشون داد

691
00:34:48,760 --> 00:34:50,880
‫و اصلاً خوب نبود.

692
00:34:51,440 --> 00:34:52,575
‫حجم برداشت‌مون

693
00:34:53,080 --> 00:34:54,160
‫افتضاح بود.

694
00:34:54,960 --> 00:34:57,360
‫پس اون‌قدری که می‌خواستیم، نشد.

695
00:34:57,520 --> 00:35:00,640
‫ولی جو و گندم‌های
‫آسیاب‌شده‌ی معمولی‌مون...

696
00:35:00,800 --> 00:35:02,320
‫- باکیفیتـن.
‫- همه‌ش باکیفیتـه.

697
00:35:02,480 --> 00:35:06,261
‫- همون چُس‌مثقال منظورتـه؟
‫- اتفاقاً...

698
00:35:06,286 --> 00:35:09,166
‫چُس‌مثقال گندم باکیفیت داریم

699
00:35:09,280 --> 00:35:12,335
‫و حتی کمتر از اون، جوی باکیفیت داریم.

700
00:35:12,360 --> 00:35:13,320
‫راست می‌گی.

701
00:35:14,504 --> 00:35:16,904
‫فکر کن جراح قلب بودی

702
00:35:17,000 --> 00:35:20,640
‫و هر عملت وابسته به شرایط آب‌وهوا بود.

703
00:35:20,800 --> 00:35:22,800
‫- می‌فهمم...
‫- یا حداقل نتیجه‌ش...

704
00:35:23,120 --> 00:35:25,440
‫- اصلاً هر شغلی.
‫- حالا ما هم...

705
00:35:25,465 --> 00:35:27,120
‫آخه ما درست پیش رفتیم.

706
00:35:27,280 --> 00:35:28,480
‫- مشکلی نبود.
‫- درستـه.

707
00:35:36,960 --> 00:35:38,080
‫عع، بِرتی اینجاست.

708
00:35:39,160 --> 00:35:40,043
‫سلام، جِرمی.

709
00:35:40,200 --> 00:35:41,415
‫- حال و احوال؟
‫- قربونت. تو خوبـی؟

710
00:35:41,440 --> 00:35:43,720
‫- چطوری؟
‫- خوبـم. ممنون.

711
00:35:45,360 --> 00:35:46,280
‫گندم پاستا.

712
00:35:46,440 --> 00:35:47,240
‫صحیح.

713
00:35:48,430 --> 00:35:50,470
‫می‌خوام ببینم آنزیمش چنده.

714
00:35:50,680 --> 00:35:52,120
‫برداشت کِی تموم شد؟

715
00:35:52,280 --> 00:35:53,720
‫- عع...
‫- عع... فردا؟

716
00:35:54,360 --> 00:35:55,720
‫- هنوز داریم برداشت می‌کنیم.
‫- تموم نشده؟

717
00:35:55,908 --> 00:35:57,708
‫- نه، فقط...
‫- دارن الان برداشت می‌کنن.

718
00:35:57,840 --> 00:35:58,640
‫آها. فهمیدم.

719
00:35:58,882 --> 00:36:02,362
‫اوضاع همه‌چی خرابـه
‫و احتمالاً این هم فرقی نکنه.

720
00:36:02,960 --> 00:36:06,280
‫منفی‌بافی نکن، مَرد.
‫مثبت باش.

721
00:36:06,440 --> 00:36:07,680
‫- باشه.
‫- چقدر طول می‌کِشه؟

722
00:36:07,830 --> 00:36:09,470
‫پنج دقیقه‌ای می‌شه.

723
00:36:09,680 --> 00:36:11,680
‫- باشه.
‫- آزمایش می‌کنیم.

724
00:36:11,840 --> 00:36:13,360
‫- ایشالا که خیره.
‫- قربونت.

725
00:36:13,520 --> 00:36:15,080
‫- ممنون، بِرتی. می‌بینمت.
‫- فعلاً.

726
00:36:18,720 --> 00:36:21,400
‫امسال سال جالبی واسه کشاورزی نبود.

727
00:36:21,560 --> 00:36:22,960
‫جدی می‌گم، چارلی.

728
00:36:23,160 --> 00:36:25,680
‫واقعاً غافل‌گیری بَدی واسه آخر سال بود.

729
00:36:25,840 --> 00:36:28,280
‫سرنوشت ۲۵هزار پوند
‫به جواب این آزمایش بسته‌ست.

730
00:36:28,440 --> 00:36:30,000
‫- درستـه.
‫- به این دقت کن.

731
00:36:30,160 --> 00:36:33,360
‫اگه نتیجه مثبت باشه،
‫۲۵هزارتا گیرمون می‌آد.

732
00:36:33,960 --> 00:36:34,800
‫بله.

733
00:36:34,960 --> 00:36:38,040
‫گیر من که نمی‌آد.
‫گیر تو می‌آد و سریع خرجش می‌کنی.

734
00:36:39,080 --> 00:36:39,920
‫ولی...

735
00:36:41,040 --> 00:36:43,015
‫- اگه جواب منفی باشه...
‫- باید...

736
00:36:43,040 --> 00:36:46,480
‫من بهت ۲۵هزارتا بدهکار می‌شم.

737
00:36:46,640 --> 00:36:47,520
‫آره.

738
00:36:49,680 --> 00:36:51,640
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن این پول مال من نیست
‫و مال شرکت فیلم‌سازیـه.

739
00:36:51,800 --> 00:36:52,971
‫نه‌خیر، مال منـه.

740
00:36:53,041 --> 00:36:54,921
‫- مال توئـه!
‫- بله!

741
00:36:55,120 --> 00:36:58,360
‫مزرعه‌ی دیدلی اسکوات باید...

742
00:36:59,280 --> 00:37:01,800
‫- خرج کنه.
‫- کمبود رو جبران کنه

743
00:37:02,120 --> 00:37:03,760
‫تا کشاورزی سال بعد تأمین بشه.

744
00:37:13,680 --> 00:37:16,440
‫پنج دقیقه شد دَه دقیقه.

745
00:37:16,640 --> 00:37:19,600
‫ولی بالاخره بِرتی برگشت.

746
00:37:21,640 --> 00:37:22,440
‫خب.

747
00:37:23,200 --> 00:37:25,000
‫چیزه...

748
00:37:25,331 --> 00:37:27,333
‫یه‌کم بیشتر طول کِشید، چون...

749
00:37:27,400 --> 00:37:29,640
‫مجبور شدیم دو بار آزمایش بگیریم.

750
00:37:29,800 --> 00:37:31,880
‫هر دو بار منفی بود.

751
00:37:32,080 --> 00:37:33,880
‫- یعنی اون‌قدر پایین بود...
‫- شماره‌ش چند بود؟

752
00:37:34,040 --> 00:37:36,480
‫آزمایش موفقیت‌آمیز نبود
‫و حتی شماره نشون نداد.

753
00:37:37,400 --> 00:37:39,200
‫مورد خیلی کمیابیـه.

754
00:37:39,360 --> 00:37:42,961
‫این گندم رو نمی‌شه آسیاب کرد.

755
00:37:43,320 --> 00:37:46,560
‫متأسفانه، فاجعه‌ی بزرگیـه، ولی...

756
00:37:47,280 --> 00:37:48,120
‫آره.

757
00:37:49,560 --> 00:37:50,720
‫آخ زندگی.

758
00:37:51,720 --> 00:37:54,520
‫واقعاً متأسفـم.
‫ما هم گندم‌لازم بودیم.

759
00:37:56,600 --> 00:37:57,560
‫چه ضدحالی.

760
00:37:57,720 --> 00:37:59,460
‫- من هم ناامید شدم.
‫- آره.

761
00:38:00,440 --> 00:38:01,499
‫متأسفـم.

762
00:38:02,760 --> 00:38:04,360
‫ممنون. لطف کردی.

763
00:38:04,520 --> 00:38:05,320
‫قربونت.

764
00:38:18,440 --> 00:38:21,400
‫به‌سوی انبار روانه می‌شویم.

765
00:38:23,400 --> 00:38:26,160
‫خب، خودم بهش بگم یا تو می‌گی؟

766
00:38:29,040 --> 00:38:31,040
‫چی شد، دوستان؟

767
00:38:33,080 --> 00:38:35,280
‫نتیجه‌ی آزمایش آنزیم‌...

768
00:38:35,440 --> 00:38:37,280
‫- چی شد؟
‫- پایین‌تر از صفر.

769
00:38:37,737 --> 00:38:38,897
‫- چی؟
‫- پایین‌تر از صفر.

770
00:38:39,000 --> 00:38:41,640
‫یعنی هیچی؟ منفیِ صفر؟

771
00:38:42,392 --> 00:38:43,910
‫- آره.
‫- حتی دستگاه نتونسته بخونه.

772
00:38:44,200 --> 00:38:45,080
‫پشمام.

773
00:38:49,000 --> 00:38:49,840
‫ای بابا.

774
00:38:50,520 --> 00:38:51,320
‫ریدم.

775
00:38:52,560 --> 00:38:54,560
‫۲۵هزارتا ضرر خالص.

776
00:38:55,040 --> 00:38:56,720
‫بدبختی‌ها پشت‌سرهم می‌آن.

777
00:38:56,880 --> 00:39:00,040
‫آره. الان جِرالد داره
‫عَن خالص برداشت می‌کنه.

778
00:39:00,500 --> 00:39:07,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

779
00:39:08,000 --> 00:39:11,000
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

780
00:39:11,600 --> 00:39:12,920
‫حداقل داریم برداشت می‌کنیم.

781
00:39:13,192 --> 00:39:14,605
‫حداقل زندگی ادامه داره.

782
00:39:18,539 --> 00:39:20,099
‫هعی خدا.

783
00:39:24,680 --> 00:39:29,480
‫متأسفانه، فقط ما نبودیم
‫که چنین ضرری متحمل شدیم.

784
00:39:31,720 --> 00:39:35,640
‫تقریباً همه‌ی کشاورزهای کشور
‫غم‌زده شده بودن

785
00:39:36,129 --> 00:39:41,209
‫چون سال ۲۰۲۴ به هیچ‌کس رحم نکرد.

786
00:39:42,408 --> 00:39:48,238
‫{\an8}«امسال سالی جهنمی بود؛
‫واکنش کشاورزان به دومین سال پُرضرر در تاریخچه‌ی کشاورزی کشور»

787
00:39:48,360 --> 00:39:50,232
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.
‫انگار عذاب خدا بوده.

788
00:39:50,280 --> 00:39:53,880
‫غلات زمستونی همه‌شون زرد شدن
‫و زیر آب موندن.

789
00:39:54,320 --> 00:39:56,600
‫اگه تا دو هفته‌ی دیگه بارون بند نیاد

790
00:39:56,800 --> 00:40:00,680
‫هشت کیلومتر از زمین‌هامون نابود می‌شه.

791
00:40:01,680 --> 00:40:04,440
‫حجم برداشت محصولات سال جاری
‫یکی از بدترین‌ها در تاریخ بوده.

792
00:40:04,600 --> 00:40:06,361
‫سپتامبر امسال یکی از خیس‌ترین ماه‌ها بود

793
00:40:06,386 --> 00:40:08,440
‫و چنین حجم بارشی از سال ۱۸۳۶ ثبت نشده بود.

794
00:40:08,600 --> 00:40:11,497
‫گزارش‌ها حاکی بر این است
‫که امسال یکی از بدترین برداشت‌ها

795
00:40:11,560 --> 00:40:13,400
‫از ابتدای تاریخ رسمی کشاورزی بوده.

796
00:40:13,600 --> 00:40:15,520
‫مردم دارن کُمباین‌هاشون رو می‌فروشن

797
00:40:15,680 --> 00:40:17,240
‫چون نون ندارن بخورن.

798
00:40:20,320 --> 00:40:22,720
‫دوست ندارم این رو بگم، ولی

799
00:40:22,880 --> 00:40:25,680
‫خوشبختانه، من درآمد اصلی‌م رو
‫از مزرعه درنمی‌آرم.

800
00:40:26,200 --> 00:40:27,360
‫بااین‌حال

801
00:40:27,920 --> 00:40:31,600
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست
‫که آدم این‌قدر زحمت بِکشه

802
00:40:34,080 --> 00:40:37,708
‫و به‌خاطر شرایط آب‌وهوا ضرر کنه.

803
00:40:40,120 --> 00:40:44,040
‫ولی یه‌هو یاد حرف سایمون افتادم

804
00:40:44,200 --> 00:40:47,920
‫که یکی از روزهای برداشت بهم زد.

805
00:40:48,640 --> 00:40:52,080
‫ببین، جِرمی، کشاورز بودن یعنی

806
00:40:52,240 --> 00:40:55,120
‫اگه می‌خوای آخر کار دیوونه نشی

807
00:40:55,320 --> 00:40:58,190
‫نباید سؤالاتی بپرسی
‫که از جواب‌شون می‌ترسی.

808
00:40:58,676 --> 00:41:01,236
‫سعی کن همیشه روی سال بعدی تمرکز کنی.

809
00:41:02,760 --> 00:41:05,693
‫این عبارت زیبا و بسیار مثبت

810
00:41:05,800 --> 00:41:08,560
‫همون چیزیـه که به کشاورزها روحیه می‌ده

811
00:41:08,760 --> 00:41:10,003
‫تا تسلیم نشن

812
00:41:10,360 --> 00:41:11,840
‫با شرایط وفق پیدا کنن

813
00:41:12,000 --> 00:41:13,520
‫و کار خودشون رو انجام بدن

814
00:41:14,320 --> 00:41:15,800
‫تا به نتیجه برسن.

815
00:41:16,240 --> 00:41:18,440
‫گوشت گاو، بره، غاز، بوقلمون...

816
00:41:18,640 --> 00:41:20,000
‫- گوشت خوک.
‫- گوشت خوک.

817
00:41:20,200 --> 00:41:21,880
‫سیب‌زمینی، میوه‌های نرم...

818
00:41:22,840 --> 00:41:26,320
‫و فهمیدم من هم باید
‫به این عبارت تکیه کنم.

819
00:41:28,120 --> 00:41:29,240
‫تسلیم نمی‌شیم

820
00:41:29,400 --> 00:41:34,360
‫چون معتقدیـم سال بعدی
‫بَدتر از این نمی‌شه.

821
00:41:41,080 --> 00:41:42,040
‫ولی فعلاً

822
00:41:42,200 --> 00:41:44,655
‫خونواده‌ی دیدلی اسکوات
‫لیاقت این رو داشت

823
00:41:44,680 --> 00:41:47,040
‫که یه ناهار دورهمی
‫واسه آخر فصل داشته باشه.

824
00:41:47,200 --> 00:41:50,640
‫و امسال دیگه خودمون کافه داشتیم.

825
00:41:51,120 --> 00:41:52,520
‫- شما منتظریـن، بچه‌ها؟
‫- بله!

826
00:41:52,720 --> 00:41:53,960
‫چی بزنم؟

827
00:41:54,120 --> 00:41:55,440
‫ولی متأسفانه

828
00:41:55,640 --> 00:41:56,855
‫نمی‌تونستیم بریم اونجا

829
00:41:56,880 --> 00:42:00,640
‫چون بااین‌که اوضاعش بهتر شده بود

830
00:42:00,800 --> 00:42:02,520
‫ولی همه‌ش یه کاری واسه انجام‌دادن بود.

831
00:42:03,760 --> 00:42:05,840
‫ای وای.
‫این که خرابـه.

832
00:42:05,964 --> 00:42:07,044
‫یه چیزی واسه تعمیرکردن.

833
00:42:07,280 --> 00:42:11,440
‫نه، می‌دونم.
‫آخه خنک‌کننده‌ی اونجا هم کار نمی‌کنه.

834
00:42:11,640 --> 00:42:13,480
‫یه چیزی واسه نگرانی.

835
00:42:13,680 --> 00:42:15,954
‫- منظورت از «کُنج» نقطه‌ی انطباق پشت بومـه؟
‫- بله.

836
00:42:16,000 --> 00:42:16,906
‫چقدر می‌شه؟

837
00:42:16,960 --> 00:42:19,481
‫حداقل سه‌هزارتا می‌شه.

838
00:42:20,639 --> 00:42:22,325
‫اون یارو که دیروز افتاد پایین رو یادتـه؟

839
00:42:22,360 --> 00:42:24,200
‫آره.
‫نگو که شکایت کرده.

840
00:42:24,360 --> 00:42:27,640
‫نه. نه.
‫دیشب ساعت ۸:۳۰ از اتاق عمل دراومد.

841
00:42:28,920 --> 00:42:31,280
‫مُچ پاش رو بخیه زدن.

842
00:42:32,200 --> 00:42:35,280
‫به‌جاش رفتیم کافه‌ی یه‌نفر دیگه.

843
00:42:37,448 --> 00:42:41,060
‫احتمالاً الان توی آشپزخونه آشوبـه،
‫ولی برام مهم نیست.

844
00:42:41,360 --> 00:42:43,815
‫فکر کنم آب باز قطع شده.
‫برام مهم نیست.

845
00:42:43,840 --> 00:42:44,840
‫دست شما درد نکنه.

846
00:42:45,173 --> 00:42:47,280
‫- کِی فهمیدی؟
‫- آخ، نپرس.

847
00:42:49,240 --> 00:42:51,855
‫خب، همه‌مون موافقـیم که افتتاحیه‌مون

848
00:42:51,880 --> 00:42:52,815
‫اصلاً تعریفی نداشت.

849
00:42:52,840 --> 00:42:55,415
‫البته تو توی راه‌اندازی خیمه ترکوندی

850
00:42:55,440 --> 00:42:56,680
‫ولی کافه فاجعه بود.

851
00:42:57,800 --> 00:43:00,120
‫- ولی دیگه راه افتاد.
‫- آره.

852
00:43:00,280 --> 00:43:02,916
‫- خسته نباشید، دوستان. ما تونستیم.
‫- آره.

853
00:43:03,520 --> 00:43:04,815
‫به موفقیت «سگِ کشاورز».

854
00:43:04,840 --> 00:43:06,535
‫- به موفقیت «سگِ کشاورز»!
‫- به موفقیت «سگِ کشاورز»!

855
00:43:06,560 --> 00:43:07,680
‫- عالی.
‫- و به سلامتی کشاورزها.

856
00:43:08,013 --> 00:43:10,316
‫- و کشاورزهایی که حمایت کردن.
‫- ایشالا مستدام باشه.

857
00:43:10,965 --> 00:43:12,760
‫مُردم از گشنگی.

858
00:43:13,695 --> 00:43:15,415
‫ای وای.
‫این‌ها تولید داخلی نیستن، نه؟

859
00:43:15,480 --> 00:43:17,068
‫میگو داره.
‫این قطعاً از هند اومده.

860
00:43:17,480 --> 00:43:18,575
‫لطفاً واسه یه‌روز...

861
00:43:18,600 --> 00:43:20,775
‫- باشه. حالا یه‌روز غذای بیگانه می‌خوریم.
‫- فقط یه‌روزه، رفیق.

862
00:43:20,819 --> 00:43:22,139
‫فوقش این ماهیـه خارجیـه.

863
00:43:22,720 --> 00:43:23,960
‫باید دل‌وردوه‌ی ماهی رو هم بخوری؟

864
00:43:23,992 --> 00:43:25,160
‫آره. همه‌جاش.

865
00:43:25,760 --> 00:43:26,960
‫حتی دل‌وروده؟

866
00:43:30,120 --> 00:43:32,895
‫- چی شده؟
‫- مزه‌ی ماهی می‌ده.

867
00:43:33,005 --> 00:43:34,965
‫خب...!

868
00:43:35,040 --> 00:43:36,600
‫می‌خواستی مزه‌ی چی بده؟

869
00:43:36,800 --> 00:43:38,775
‫فهمیدین یکشنبه عصر چی برنده شدم؟

870
00:43:38,800 --> 00:43:39,640
‫چی؟

871
00:43:39,800 --> 00:43:41,840
‫فهمیدین یکشنبه عصر چی برنده شدم؟

872
00:43:42,280 --> 00:43:44,055
‫چی نوشته؟«مسابقات دیوارچینی»!
‫اِوا!

873
00:43:44,080 --> 00:43:45,640
‫- جدی می‌گی؟
‫- آفرین!

874
00:43:45,840 --> 00:43:47,600
‫- اول شدم.
‫- برنده‌ی مسابقات دیوارچینی شدی!

875
00:43:47,660 --> 00:43:48,560
‫آره.

876
00:43:48,760 --> 00:43:53,080
‫«ازطرف اتحادیه‌ی ورزشی اروپا»

877
00:43:53,929 --> 00:43:55,555
‫سلطان جِرالد کوپِر!

878
00:43:57,000 --> 00:43:59,200
‫خیلی ممنون.
‫تشکر.

879
00:44:00,640 --> 00:44:03,640
‫بعدش رفتیم سر یه موضوع جدی‌تر.

880
00:44:03,800 --> 00:44:08,440
‫تمام این مدت که آلِن داشت
‫واسه کافه زحمت می‌کِشید

881
00:44:08,640 --> 00:44:12,074
‫هم‌زمان منتظر نوبت عمل قلبش بوده.

882
00:44:12,131 --> 00:44:13,855
‫- سه‌شنبه وقت عمل داری؟
‫- عع، سه‌شنبه‌ست؟

883
00:44:13,880 --> 00:44:16,440
‫آره. سه‌شنبه می‌رم بیمارستان.

884
00:44:17,771 --> 00:44:19,491
‫«جراحی بای‌پس سرخرگ کرونری»

885
00:44:19,840 --> 00:44:20,858
‫و باید ازت آزمایش بگیرن

886
00:44:20,883 --> 00:44:23,200
‫- که سکته کردی یا نه.
‫- آره. یه بار سکته کردم.

887
00:44:23,400 --> 00:44:25,680
‫- سال پیش بود که...
‫- چی؟

888
00:44:26,120 --> 00:44:27,120
‫جِرالد عمل کرد...؟

889
00:44:27,145 --> 00:44:29,485
‫- آره.
‫- و حالش هم خوب شد.

890
00:44:29,695 --> 00:44:30,495
‫آره. خوب شده.

891
00:44:30,520 --> 00:44:32,499
‫- پس امسال رو با تو...
‫- دقیقاً.

892
00:44:33,520 --> 00:44:35,215
‫ایشالا که عملت خوب پیش می‌ره...

893
00:44:35,306 --> 00:44:38,306
‫آره. صدالبته.
‫عمل خیلی رایجی هست.

894
00:44:38,400 --> 00:44:40,160
‫رایجـه، ولی فکر کنم باز هم اضطراب داری.

895
00:44:40,320 --> 00:44:41,240
‫آره بابا.

896
00:44:41,400 --> 00:44:42,775
‫حتی نمی‌خوام درباره‌ش فکر کنم.

897
00:44:42,800 --> 00:44:44,320
‫واسه همین همه‌ش می‌رم سر کار
‫که حواسم پرت بشه.

898
00:44:44,480 --> 00:44:46,840
‫البته پزشک‌ها گفتن استراحت کنم.

899
00:44:46,891 --> 00:44:48,535
‫ولی موقع استراحت
‫همه‌ش به عمل فکر می‌کنم.

900
00:44:48,560 --> 00:44:50,600
‫آره دیگه.
‫فکروذکرت همون می‌شه.

901
00:44:51,200 --> 00:44:52,360
‫خب، آلِن.

902
00:44:52,520 --> 00:44:54,520
‫می‌دونم. آره.

903
00:44:54,960 --> 00:44:56,495
‫- چیزی نمی‌شه.
‫- موفق باشی، مَرد.

904
00:44:56,520 --> 00:44:57,815
‫- مخلصـم.
‫- به سلامتی آلِن.

905
00:44:57,840 --> 00:44:59,240
‫اگه بهتر نشی، خودم می‌کُشمت.

906
00:44:59,400 --> 00:45:00,720
‫چیزی نمی‌شه.
‫جراحم حرفه‌ایـه.

907
00:45:00,880 --> 00:45:02,520
‫اون کافه بدون تو راه نمی‌افتاد.

908
00:45:02,756 --> 00:45:03,556
‫شرمنده می‌کنی.

909
00:45:03,678 --> 00:45:05,318
‫می‌خوایم روی یه سالنش اسم تو رو بذاریم.

910
00:45:05,392 --> 00:45:06,392
‫عع!

911
00:45:07,440 --> 00:45:10,160
‫منظورم این نیست
‫که خدایی نکرده کاریت می‌شه.

912
00:45:10,320 --> 00:45:11,640
‫نه بابا. فهمیدم.

913
00:45:11,840 --> 00:45:14,200
‫درهرصورت، اسم تو رو می‌ذاریم:
‫«سالن آلِن تاون‌سِند».

914
00:45:14,360 --> 00:45:15,840
‫نظرت چیـه، جِرالد؟

915
00:45:16,440 --> 00:45:18,520
‫«چوب‌های جِرالد» هم ثبت کردیم.

916
00:45:18,614 --> 00:45:20,414
‫ولی  سالن آلِن تاون‌سِند هم می‌ذاریم.

917
00:45:20,720 --> 00:45:22,920
‫- آره!
‫- عالیـه.

918
00:45:23,034 --> 00:45:25,594
‫من یه ناسوس دارم. خودم
‫باز زنده‌ش می‌کنم. نگران نباشین.

919
00:45:27,240 --> 00:45:28,120
‫ناسوس؟

920
00:45:28,280 --> 00:45:29,440
‫ناسوس!

921
00:45:29,640 --> 00:45:31,960
‫بهش ناسوس می‌زنم
‫تا دوباره هوا وارد بدنش بشه.

922
00:45:32,120 --> 00:45:33,480
‫دمت گرم!

923
00:45:33,640 --> 00:45:35,840
‫ازت ممنونـم، داداش.
‫رفاقت یعنی همین.

924
00:45:36,000 --> 00:45:38,560
‫هر دفعه پنچر بشه،
‫دوباره بادش می‌کنم.

925
00:45:39,720 --> 00:45:42,123
‫- بس کن، جِرالد.
‫- چِش شده؟

926
00:45:54,501 --> 00:46:14,501
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
