WEBVTT

00:04.359 --> 00:09.373
‫«چهار هفته مانده به افتتاحیه‌ی عید ساحلی»

00:10.800 --> 00:13.080
‫خب، مجوز نوشیدنی الکلی.

00:13.200 --> 00:17.400
‫این می‌گه ما به شورای
‫آکسفوردشایر غربی درخواست دادیم

00:17.520 --> 00:19.680
‫که از محیط اینجا استفاده کنیم.

00:19.800 --> 00:21.440
‫و نقشه‌کشی جدید رو بهشون بدیم.

00:21.560 --> 00:23.320
‫- مثل بار طبقه‌ی اول.
‫- آره.

00:23.440 --> 00:25.720
‫باید تا بیست‌وهفتم اوت...

00:25.840 --> 00:27.537
‫- اینجا کامل راه بیُفته.
‫- آره.

00:28.640 --> 00:31.720
‫یعنی اون تاریخ بهمون مجوز می‌دن.

00:31.840 --> 00:33.040
‫بله.

00:33.160 --> 00:34.240
‫اینجاست که تو می‌گی:

00:34.360 --> 00:38.720
‫«تا قبل‌از بیست‌وهفتم چی‌کار کنیم؟»

00:41.548 --> 00:43.988
‫به نظرت، اینجا تا قبلش راه می‌افته؟

00:44.680 --> 00:46.360
‫- نه.
‫- تا این تاریخ؟

00:46.480 --> 00:47.960
‫این تاریخ بعداز عید می‌شه.

00:48.080 --> 00:48.920
‫نه بابا.

00:48.945 --> 00:50.265
‫- آره بابا.
‫- خدایی؟

00:50.374 --> 00:51.311
‫بله.

00:52.605 --> 00:54.840
‫- عید ساحلی روزِ...
‫- بیست‌وپنجمـه.

00:54.960 --> 00:56.209
‫- آره.
‫- ای وای.

00:58.480 --> 00:59.632
‫فکر کردم می‌افته هفته‌ی بعدش.

00:59.680 --> 01:00.520
‫نه.

01:00.545 --> 01:03.792
‫حالا یه هفته کمتر هم وقت داریم.

01:04.480 --> 01:07.160
‫فکر کردم عید می‌افته به سی‌ویکم،
‫نه بیست‌وپنجم.

01:07.280 --> 01:09.200
‫می‌دونم.
‫آره.

01:11.902 --> 01:14.099
‫«سه هفته مانده به افتتاحیه‌ی عید ساحلی»

01:14.600 --> 01:19.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:19.617 --> 01:22.640
‫الان فهمیدم که روز افتتاحیهِ‌ی اینجا

01:22.665 --> 01:24.603
‫قراره یه هفته زودتر باشه.

01:25.403 --> 01:28.600
‫عید ساحلی همیشه
‫توی آخرین هفته‌ی ماه اوت‌ـه

01:28.625 --> 01:29.840
‫ولی این دفعه نه.

01:29.960 --> 01:31.400
‫امسال یه هفته زودتره.

01:31.510 --> 01:32.481
‫بخشکی شانس.

01:32.520 --> 01:33.800
‫واقعاً شرمنده‌ام.

01:33.863 --> 01:35.503
‫پوزش.
‫معذرت.

01:40.080 --> 01:42.849
‫همه‌ی کسانی که
‫توی افتتاحیه‌ی کافه نقش داشتن

01:42.874 --> 01:45.640
‫همین‌طوریش با سرعت پیش می‌رفتن.

01:45.760 --> 01:49.074
‫ولی حالا مجبور بودن
‫سرعت‌شون رو دوبرابر کنن

01:49.099 --> 01:52.000
‫چون من بلد نبودم تقویم رو درست بخونم.

01:52.120 --> 01:54.640
‫یا خدا.
‫چقدر وَن اینجاست!

01:56.440 --> 01:59.619
‫شاید کی‌یِر استارمر ‫درکی از طبقه‌ی کارگر
نداشته باشه ‫(نخست‌وزیر فعلی بریتانیا)

01:59.720 --> 02:02.640
‫ولی من می‌بینم چقدر زحمت می‌کِشن.

02:07.000 --> 02:14.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:15.000 --> 02:18.000
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

02:24.444 --> 02:30.651
‫قسمت سی‌ویکم: «لحظه‌ای برای سر خاراندن»

02:37.240 --> 02:40.640
‫کِیلب هم توی مزرعه زمان زیادی نداشت

02:40.760 --> 02:44.106
‫چون وقت برداشت محصول رسیده بود.

02:44.880 --> 02:48.320
‫ولی فعلاً توی دفترش مشغول بود

02:48.354 --> 02:50.400
‫تا شرایط هوا مناسب بشه.

02:51.600 --> 02:53.800
‫اگه هفته‌ی دیگه هوا خوب باشه...

02:53.840 --> 02:55.840
‫بذار ببینم هوا چطوری می‌شه.
‫اگه خوب باشه

02:55.960 --> 02:57.864
‫می‌ریم سراغ برداشت جو.

02:58.400 --> 03:00.840
‫گوشی‌م پُر شده از نرم‌افزارهای هواشناسی.

03:02.640 --> 03:05.015
‫تصادفی یکی‌شون رو انتخاب می‌کنم.

03:05.040 --> 03:08.043
‫همه‌شون رو پیش‌فرض روی
‫مصر تنظیم می‌کنم. هواش خوبـه.

03:08.224 --> 03:09.840
‫دوشنبه خوبـه.

03:09.960 --> 03:13.460
‫سه‌شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه بارونیـه.

03:14.320 --> 03:15.560
‫ای بابا.

03:17.120 --> 03:19.080
‫یه زنگ به چارلی می‌زنم.

03:20.480 --> 03:22.040
‫- چارلی؟
‫- جان؟

03:22.160 --> 03:23.880
‫داشتم برنامه می‌ریختم.

03:24.000 --> 03:27.840
‫هفته‌ی بعدی که واسه برداشت جالب نیست.

03:29.120 --> 03:31.760
‫- آب‌وهواش رو دیدی؟
‫- آره.

03:31.880 --> 03:33.240
‫تقریباً هر روز بارونیـه.

03:33.360 --> 03:35.167
‫ما... هفت...

03:35.880 --> 03:38.893
‫آره، می شه.
‫... جو.

03:38.920 --> 03:42.171
‫چون اون هفته...

03:42.200 --> 03:44.280
‫واسه همین هفته‌ی بعدش...

03:46.720 --> 03:50.640
‫آنتن کلاً پرید...
‫باید این دفتر رو عوض کنم.

03:52.080 --> 03:55.160
‫هرجای مزرعه قدم بزنم، آنتن دارم

03:55.280 --> 03:58.560
‫ولی تا وارد دفتر می‌شم، یه خال می‌شه.

04:07.135 --> 04:08.655
‫الان تکلیف چیـه؟

04:08.680 --> 04:10.281
‫فکر کنم باید کار خودم رو بکنم.

04:10.760 --> 04:12.186
‫اصلاً چرا بهش زنگ زدم؟

04:12.680 --> 04:15.200
‫خودم مدیر مزرعه‌ام.
‫مگه همه‌کاره نیستم؟

04:17.720 --> 04:20.560
‫از اون‌طرف، من داشتم می‌رفتم کافه.

04:20.680 --> 04:24.451
‫و هنوز نرسیده، غافل‌گیر شدم.

04:25.080 --> 04:27.240
‫یعنی چی؟
‫چی شده؟

04:28.680 --> 04:30.577
‫تنها ورودی همینـه.

04:31.040 --> 04:32.080
‫من...

04:33.520 --> 04:34.880
‫دارن چی‌کار می‌کنن؟

04:36.325 --> 04:39.965
‫سلام، رفیق.
‫اینچا تا کِی بسته‌ست؟

04:40.200 --> 04:41.815
‫دقیق نمی‌دونم.

04:41.840 --> 04:44.440
‫اونجا که نوشته تا بیست‌وسوم.
‫باز هم معلوم نیست.

04:44.560 --> 04:45.760
‫امروز روز اول منـه.

04:45.841 --> 04:48.761
‫تا همون روزی که ما می‌خوایم کافه باز کنیم؟

04:48.920 --> 04:51.880
‫نمی‌دونم والا.
‫من مأمورم و معذور.

04:52.000 --> 04:53.480
‫آروم. آروم.

04:53.600 --> 04:56.760
‫توی کافه یه مشکل دیگه داشتیم.

04:56.880 --> 04:57.880
‫همم...

04:58.000 --> 05:02.318
‫سایه‌بون‌هایی که به‌جای
‫چترهای گرون سفارش داده بودم.

05:03.203 --> 05:04.218
‫عع...

05:06.241 --> 05:07.411
‫ای بابا.

05:08.400 --> 05:11.320
‫اینجا رو به‌شدت تاریک کرده.

05:22.600 --> 05:23.680
‫آخ آخ.

05:23.800 --> 05:26.800
‫چه اشتباه پُرخرجی کردم.

05:28.880 --> 05:30.840
‫و باز بحث پول شد

05:30.865 --> 05:35.105
‫و جناب عزرائیل با لبی خندان اومد پیشم.

05:35.320 --> 05:36.430
‫عع...

05:36.840 --> 05:38.040
‫وای‌فای

05:38.226 --> 05:39.816
‫باید اشتراک بخریم.

05:40.360 --> 05:41.693
‫بسته‌ی ماهانه

05:41.960 --> 05:43.440
‫می‌شه هزار پوند.

05:44.720 --> 05:47.680
‫- یک گیگ...
‫- ماهی هزار پوند؟

05:47.705 --> 05:49.545
‫آره، اگه قرارداد سالانه ببندیم.

05:49.760 --> 05:50.840
‫یا خدا.

05:52.266 --> 05:53.786
‫پارک‌بان‌ها هم هستن.

05:53.840 --> 05:55.520
‫- خب؟
‫- شیش نفرن

05:55.544 --> 05:58.504
‫که روزانه نفری ۲۰۰ پوند می‌گیرن
‫و کلاً می‌شه روزی ۱۲۰۰ پوند.

05:58.720 --> 06:00.520
‫یعنی ماهی تقریباً ۴۰هزار پوند.

06:00.640 --> 06:03.110
‫- این مسخره‌ست.
‫- آره. منطقی نیست.

06:05.160 --> 06:09.240
‫اگه می‌خوای نظر واقعی من رو بدونی

06:10.640 --> 06:12.200
‫باید بگم از مرز رد شدیم.

06:12.320 --> 06:14.428
‫همم...

06:14.754 --> 06:16.024
‫دعا کن مشتری داشته باشیم.

06:17.680 --> 06:20.590
‫هنوز یه مسئله‌ی دیگه مونده بود.

06:21.000 --> 06:22.280
‫- جاده‌سازی.
‫- آره.

06:22.400 --> 06:24.655
‫تابلویی که بیرون گذاشتن

06:24.680 --> 06:27.320
‫- می‌گه تا بیست‌وسوم درگیرن.
‫- بله.

06:27.440 --> 06:29.360
‫ما هم همون روز باز می‌کنیم.

06:29.385 --> 06:31.216
‫پس کسی قرار نیست بیاد کافه.

06:31.336 --> 06:33.815
‫حالا من باهاشون حرف می‌زنم.

06:33.840 --> 06:36.200
‫معلوم نیست چرا

06:36.310 --> 06:38.377
‫خیابون این پشت رو هم بستن.

06:38.402 --> 06:39.580
‫آره. دقیقاً.

06:39.605 --> 06:41.175
‫پس باهاشون حرف می‌زنی؟

06:41.200 --> 06:43.960
‫- آره.
‫- مسئولیت خیمه با خودمـه

06:43.985 --> 06:45.481
‫و یه کاریش می‌کنم.

06:45.520 --> 06:47.280
‫اون اتاق قشنگ تاریک شده.

06:47.400 --> 06:49.535
‫چراغ‌ها که روشنـه، پس نمی‌شه بگی...

06:49.560 --> 06:50.615
‫چراغ‌ها بله.

06:50.640 --> 06:53.200
‫ولی اون اتاق نور طبیعی داشت.

06:54.320 --> 06:55.640
‫این چراغ‌ها هم همچین...

06:57.120 --> 06:58.895
‫واقعاً از همچین چیزی خوشت می‌آد؟

07:00.720 --> 07:01.739
‫آخه...

07:02.605 --> 07:03.675
‫ببین...

07:04.240 --> 07:07.160
‫حالا همچین قشنگ هم نیستن.

07:07.280 --> 07:10.400
‫بااین‌که معمولاً از این چیزها خوشم می‌آد.

07:10.520 --> 07:13.400
‫«حالا همچین قشنگ هم نیستن.»

07:15.848 --> 07:19.891
‫«هفده روز مانده به افتتاحیه»
‫♪ نمی‌دونم چِم شده بود ♪

07:20.360 --> 07:23.800
‫زمان خیلی کمی باقی مونده بود

07:23.920 --> 07:26.440
‫و حتی نمی‌شد سرمون رو بخارونیم.

07:28.360 --> 07:30.880
‫و چون هوای مرطوب
‫مناسبِ برداشت محصول نبود

07:31.000 --> 07:32.160
‫کِیلب باهام اومد

07:32.222 --> 07:36.262
‫تا در کنار مارکِ آبجوساز،
‫بار قدیمی رو تخریب کنیم.

07:36.440 --> 07:38.400
‫سکه‌ها مال من.

07:38.520 --> 07:39.880
‫♪ اومدم اینجا ♪

07:40.000 --> 07:44.920
‫♪ که بفهمم چِم شده ♪

07:45.040 --> 07:47.400
‫♪ آره... آره... ♪

07:47.520 --> 07:51.160
‫♪ نمی‌دونم چِم شده بود ♪

07:53.280 --> 07:54.240
‫♪ تلاشم رو کردم که... ♪

07:54.360 --> 07:56.007
‫نه، لیسا!

07:56.440 --> 07:58.040
‫جون عزیزت اون کار رو نکن!

08:00.480 --> 08:03.080
‫هم‌زمان با تیکه‌تیکه‌شدن بار

08:04.685 --> 08:07.125
‫قلب تپنده‌ی کافه، یعنی آشپزخونه

08:07.360 --> 08:09.720
‫داشت کم‌کم سرجمع می‌شد.

08:09.840 --> 08:13.720
‫♪ از دنده‌ی چپ بلند شدم و حوصله نداشتم ♪

08:13.840 --> 08:17.800
‫♪ اون‌قدر از زندگی کشیده بودم
‫که مغزم از هم پاشیده بود ♪

08:17.920 --> 08:19.920
‫به‌به. خوشم اومد.

08:20.040 --> 08:24.320
‫♪ نمی‌دونم چِم شده بود ♪

08:25.320 --> 08:27.760
‫و توی مزرعه‌های اطراف

08:29.560 --> 08:33.120
‫همکاران کشاورز داشتن حیوون‌ها رو
‫آماده‌ی ارسال می‌کردن

08:33.240 --> 08:35.600
‫که برن به آشپزخونه.

08:35.720 --> 08:37.920
‫هوشش.
‫هوشش.

08:50.160 --> 08:52.840
‫چند روز بعد که هوا خوب شد...

08:52.960 --> 08:55.440
‫- اینجا؟
‫- آره. بریم همین‌جا.

08:55.560 --> 08:58.200
‫زمین‌ها آماده‌ی برداشت بودن.

08:58.320 --> 08:59.160
‫دوبار از زیر...

08:59.280 --> 09:02.520
‫و بااین‌که کار توی کافه زیاد بود

09:02.640 --> 09:04.400
‫نمی‌خواستم برداشت رو از دست بدم.

09:05.640 --> 09:07.451
‫باید رطوبت زیر ۱۵ باشه؟

09:07.476 --> 09:11.200
‫- آره. ما ۱۴/۵ می‌خوایم.
‫- درستـه؛ ۱۴/۵.

09:15.360 --> 09:16.691
‫- آزمایش کنیم؟
‫- آره.

09:16.960 --> 09:18.131
‫شروع شد.

09:18.430 --> 09:21.030
‫باید زیر ۱۴/۵ باشه.

09:23.677 --> 09:26.157
‫۱۵/۶ شد.
‫این هم خوبـه.

09:26.240 --> 09:28.000
‫خب، من می‌رم کافه.

09:28.120 --> 09:29.880
‫من باز هم آزمایش می‌گیرم
‫و بهت خبر می‌دم.

09:30.000 --> 09:31.400
‫به‌محض این‌که خشک بود، خبر بده.

09:31.520 --> 09:33.354
‫- قول می‌دی؟
‫- آره.

09:34.455 --> 09:35.815
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- باشه.

09:35.840 --> 09:37.319
‫گوشی‌م بی‌صدا نیست.

09:40.720 --> 09:43.339
‫به‌محض ورود به کافه

09:43.586 --> 09:49.017
‫مارک من رو کشید کنار تا بهم
‫پمپ‌های پیشرفته‌ی آبجو رو نشون بده.

09:49.440 --> 09:51.560
‫- این‌ها هیجان‌زده‌ت کرده، مارک؟
‫- آره. خیلی.

09:52.986 --> 09:56.080
‫دارم می‌بینم!
‫ریش‌هات داره تکون می‌خوره!

09:56.162 --> 09:57.082
‫آخه این‌ها...

09:57.163 --> 09:59.295
‫- پس هشت مدل آبجو داره.
‫- آره.

09:59.320 --> 10:01.280
‫- چهارتاش توی این یکیـه.
‫- چهارتاش هم این یکی.

10:01.400 --> 10:02.897
‫حالا چه مزایایی داره؟

10:03.144 --> 10:06.640
‫معمولاً هفته‌ای یه‌بار
‫باید لوله‌ی پمپ‌ها رو تمیز کنیم.

10:06.760 --> 10:07.640
‫آره.

10:07.760 --> 10:10.215
‫ولی این دستگاه

10:10.240 --> 10:13.480
‫می‌گه بین چهار تا شیش هفته
‫نیازی به اون کار نیست.

10:13.695 --> 10:14.815
‫تصور کن چقدر آبجو می‌تونیم ذخیره کنیم.

10:14.840 --> 10:16.400
‫- پس آبجو ذخیره می‌کنه؟
‫- بله.

10:16.615 --> 10:18.535
‫این لوله‌ها چند متره؟

10:18.560 --> 10:21.480
‫توی بار ۴/۵ متر داره و اینجا شیش متره.

10:21.537 --> 10:22.840
‫خوشبختانه، بلند نیست.

10:22.960 --> 10:24.600
‫- لوله‌های باریک‌تر هم داریم.
‫- یعنی واسه پمپ‌های معمولی...

10:24.720 --> 10:27.280
‫موقع تمیزکاریِ معمولی‌ها،
‫هر هفته هشت لوله آبجو هدر می‌رفت.

10:27.400 --> 10:28.440
‫دقیقاً.

10:28.560 --> 10:30.640
‫یعنی هفته‌ای ۴۰ لیوان بزرگ.

10:30.760 --> 10:31.960
‫ولی با این‌ها...

10:32.080 --> 10:35.080
‫- دیگه نیازی نیست...
‫- ماهی یه‌بار اون‌قدر از دست می‌دیم؟

10:35.218 --> 10:36.218
‫آره.

10:36.415 --> 10:37.815
‫مارک از دیدن

10:37.840 --> 10:41.680
‫آبگرمکن‌های بوتان خیلی هیجان‌زده شده بود.

10:41.800 --> 10:44.240
‫ولی وقتی نیکِ سرآشپز بهم زنگ زد

10:44.264 --> 10:46.304
‫من یکی سر از پا نمی‌شناختم.

10:46.520 --> 10:51.106
‫می‌خواست نسخه‌ی اولیه‌ی
‫منوی غذاهای انگلیسی‌مون رو نشون بده.

10:51.440 --> 10:53.400
‫سوسیس و ترشی...
‫ترشی تخم‌مرغ!

10:53.520 --> 10:54.560
‫آره.

10:54.680 --> 10:55.760
‫خوشم اومد.

10:55.880 --> 10:59.432
‫جیگر مرغ.
‫ کالباس خوک و ترشی سبزیحات.

10:59.480 --> 11:00.588
‫بِیکن خوک.

11:00.613 --> 11:03.360
‫بیکن خوک. خوراک سیب‌زمینی.
‫سُس پیازحعفری و ...

11:03.480 --> 11:06.769
‫- خیلی سخته که بخوان...
‫- فقط با خوندن اسم‌هاشون راست کردم.

11:07.626 --> 11:08.666
‫خیلی هیجان‌زده‌ام!

11:13.309 --> 11:18.720
‫«۱۱ قبل‌ازظهر»
‫۱۴/۳.

11:18.840 --> 11:20.320
‫دیگه وقتشـه.

11:20.440 --> 11:21.720
‫به سایمون زنگ بزنم.

11:23.806 --> 11:28.765
‫«مزرعه‌ی جوی شماره ۱»

11:30.880 --> 11:31.960
‫راه می‌افتیم.

11:34.040 --> 11:35.958
‫- ببینیم چی می‌شه.
‫- برداشت شماره ۱۸۴.

11:39.973 --> 11:42.693
‫گاریِ جِرمی رو لازم داریم.

11:42.880 --> 11:44.080
‫نه. ولش کن.

11:45.680 --> 11:47.295
‫بذار توی کافه باشه.
‫بهش نگفتم.

11:47.320 --> 11:49.000
‫البته خودش گفت که بگم.

11:49.120 --> 11:50.240
‫پس نمی‌آد؟

11:50.360 --> 11:51.480
‫نه.

11:51.600 --> 11:52.800
‫شاید بیاد.

11:52.920 --> 11:54.640
‫وقتی نیست، کار راحت‌تره.

11:59.480 --> 12:01.280
‫اولین برداشت آماده‌ست!

12:21.528 --> 12:25.601
‫«مزرعه‌ی جوی شماره ۲»

12:31.567 --> 12:34.280
‫آخ آخ. چند وقت دیگه باز هوا سرد می‌شه.

12:34.400 --> 12:36.440
‫امسال تابستون کوتاهی داشتیم، نه؟

12:36.560 --> 12:38.240
‫کلاً چهار روز گرم بود.

12:38.303 --> 12:40.662
‫- اون‌قدرها هم بَد نبود.
‫- چی؟

12:41.022 --> 12:42.060
‫چی شده؟

12:45.720 --> 12:47.400
‫کِیلب لاشی!

12:47.520 --> 12:49.142
‫مسخره‌م می‌کنه؟

12:56.906 --> 13:00.961
‫هر هکتار میانگین ۷/۷ تُن داره.

13:01.840 --> 13:04.007
‫- خیلی خوبـه.
‫- آره.

13:12.920 --> 13:16.680
‫می‌کُشمش.
‫کون سالم براش نمی‌ذارم!

13:18.480 --> 13:21.120
‫بهترین روز واسه برداشت محصولـه.

13:23.760 --> 13:26.076
‫کدوم گوریـه؟

13:26.760 --> 13:28.001
‫اونجاست.

13:28.240 --> 13:29.280
‫دیدمش.

13:38.952 --> 13:40.112
‫اوه...

13:49.422 --> 13:51.280
‫چطوری، رفیق؟

13:51.400 --> 13:54.078
‫یه نصیحت پدرانه برات دارم.

13:54.680 --> 13:57.064
‫اگه می‌خوای واسه برداشت من رو بپیچونی

13:57.150 --> 14:00.480
‫توی اینستاگرام از خودت عکس نذار، ابله.

14:00.940 --> 14:03.340
‫آخ آخ. حواسم نبود.

14:03.760 --> 14:06.518
‫توی اینستا چی‌کار می‌کردی؟
‫مگه توی کافه کار نیست؟

14:07.280 --> 14:08.790
‫چی‌کار می‌کنی؟

14:09.120 --> 14:10.672
‫نبوغم توی چشمت!

14:16.640 --> 14:20.563
‫آسان‌بَر مخصوصِ کشاورزها.
‫حالا گوش کن...

14:20.960 --> 14:22.321
‫خیلی ازت ناراحتـم.

14:22.346 --> 14:24.415
‫می‌خواستم بهت بگم،
‫ولی قبلش خواستم یه‌کم پیش برم

14:24.440 --> 14:27.000
‫- ببینم مشکلی نیست.
‫- یه زمین کامل پیش رفتی!

14:27.034 --> 14:28.874
‫آره، تقریباً ۸۰ کیلومتر رفتیم.

14:29.032 --> 14:29.920
‫بدون من!

14:30.040 --> 14:31.440
‫- آره.
‫- کِی می‌خواستی بهم بگی؟

14:31.560 --> 14:33.011
‫وقتی کارم تموم شد.

14:36.040 --> 14:38.800
‫پسره‌ی جقی من رو اسگل می‌کنه.

14:40.605 --> 14:43.005
‫از خیانت کِیلب که بگذریم

14:43.030 --> 14:46.320
‫حداقل خوش‌حال بودم که اونجام.

14:51.960 --> 14:53.960
‫این تراکتور قدش بلندتره و بهتره.

14:54.080 --> 14:57.960
‫راحت می‌تونم ببینم چه خبره.

15:00.080 --> 15:01.200
‫عع!

15:04.440 --> 15:09.240
‫جوی کشت‌شده رو آوردیم
‫که توی انبار سنگی جدیدمون ذخیره کنیم.

15:11.531 --> 15:15.371
‫اوه.
‫حصار روبه‌رو نمی‌ذاره راحت پارک کنم.

15:16.440 --> 15:17.720
‫ای وای.

15:24.920 --> 15:26.800
‫ورودی کوچیکی داره.

15:30.819 --> 15:32.142
‫ریدم.

15:32.480 --> 15:33.960
‫به چی خورد؟

15:38.120 --> 15:41.200
‫شرایط اضطراری پیش اومده و برخورد داشتیم.

15:41.320 --> 15:43.800
‫آسان‌بَر من هم داره...

15:43.920 --> 15:46.567
‫خدایا رحم کن!

15:48.480 --> 15:49.320
‫عع...

15:53.640 --> 15:55.840
‫مادرتو!

15:57.600 --> 16:02.440
‫اولین روزیـه که دارم از انبار استفاده می‌کنم
‫و کِیلب حصار رو جمع نکرده.

16:02.540 --> 16:04.754
‫به‌خاطر این نمی‌شه تکون خورد.

16:05.249 --> 16:06.729
‫کله‌نارنجیِ کون‌گشاد!

16:06.840 --> 16:08.960
‫این سگ‌مصب رو جمع می‌کردی.

16:10.040 --> 16:11.520
‫یه کار بلد نیست انجام بده.

16:33.720 --> 16:34.680
‫خب.

16:37.720 --> 16:38.640
‫عجب.

16:40.040 --> 16:41.640
‫کی می‌ره کنار؟

16:45.360 --> 16:47.240
‫جدی می‌گم.

16:47.293 --> 16:48.830
‫- چی شده؟
‫- خیلی عصبانی‌ام.

16:48.855 --> 16:50.514
‫- چرا؟
‫- بدجور عصبانی‌ام.

16:50.539 --> 16:51.655
‫- چی شده؟
‫- آخه

16:51.680 --> 16:53.760
‫چرا حصار رو جمع نکردی؟

16:53.880 --> 16:56.120
‫باید جمعش کنی، کِیلب!

16:56.335 --> 16:58.855
‫خب دو روز پیش گذاشتیمش
‫که وزن گاوها رو بگیریم.

16:58.880 --> 17:01.720
‫می‌دونم، ولی وقتی می‌خوام
‫با همچین تراکتوری دنده‌عقب برم...

17:01.840 --> 17:03.360
‫الان خوردم به دیوار.

17:03.480 --> 17:06.280
‫با ۶۳ سال سن،
‫خودم حصار رو جمع کردم.

17:06.418 --> 17:10.251
‫تنهایی جابه‌جاش کردم
‫که این صاحب‌مُرده بره توی انبار.

17:11.000 --> 17:12.339
‫آخه من...

17:13.120 --> 17:14.160
‫جدی می‌گم.

17:14.280 --> 17:16.800
‫در اصل باید جو رو
‫توی آغل حیوون‌ها خالی می‌کردیم

17:16.920 --> 17:20.280
‫چون تا چند روز دیگه اونجا هم پُر می‌شه.

17:20.400 --> 17:22.506
‫خب واسه همین اون حصار رو جمع نکردیم.

17:22.531 --> 17:24.320
‫این لامصب به‌زور اونجا جا می‌شه.

17:24.345 --> 17:25.745
‫باید با این فرمون بچرخی.

17:25.960 --> 17:28.120
‫تراکتور فسقلی خودت رو
‫با این مقایسه می‌کنی؟

17:28.145 --> 17:30.121
‫پس نباید تراکتور گنده می‌خریدی.

17:31.160 --> 17:34.291
‫شما باید امروز حصار رو جمع می‌کردی
‫که راه باز بشه

17:34.316 --> 17:36.251
‫و بتونیم از انبار استفاده کنیم.

17:36.760 --> 17:37.880
‫الان می‌رم جمعش کنم.

17:39.840 --> 17:42.441
‫چه غروری داره این پسر.

17:42.840 --> 17:44.316
‫دهه‌هفتادی‌های لامصب.

17:49.800 --> 17:52.360
‫شنیدین بگه «ببخشید»؟
‫نه، من هم نشنیدم.

17:56.800 --> 17:57.880
‫خیلی کسخلـه.

18:05.840 --> 18:07.880
‫اگه چیز دیگه‌ای مزاحم بود، خبرم کنین.

18:09.080 --> 18:10.960
‫اوه، برم اون شاخه رو بردارم.

18:12.080 --> 18:13.360
‫باز داستان نشه.

18:20.040 --> 18:21.828
‫بقیه‌ی روز هم

18:21.853 --> 18:25.225
‫نمایشی از همراهی انسان و ماشین‌آلات

18:25.329 --> 18:26.767
‫در ناهماهنگی کامل بود.

18:28.670 --> 18:29.855
‫ریدم.

18:31.560 --> 18:33.040
‫هنوز یه روزه نصب شده.

18:33.160 --> 18:35.000
‫یه پات رو بیار پایین.

18:35.120 --> 18:37.160
‫آخ! درش بیار!

18:37.280 --> 18:39.015
‫- باشه باشه.
‫- درش بیار سگ‌مصب رو!

18:39.040 --> 18:41.670
‫- برو بالا.
‫- ریدم توی این آسان‌بَر!

18:41.746 --> 18:45.251
‫- فکر کنم خرابـه.
‫- آره. به هیچ دردی نمی‌خوره.

18:50.800 --> 18:54.880
‫بهترین موقع از سال
‫واسه‌م به بدترین روز تبدیل شد.

18:58.280 --> 19:01.466
‫ناراحت بودم که با کِیلب اون‌طوری حرف زدم

19:02.303 --> 19:05.062
‫و سر حصار روش قاطی کردم.

19:05.543 --> 19:08.783
‫این اتفاقات باید در اصل من رو می‌خندوند

19:09.160 --> 19:10.960
‫ولی فقط باعث ناراحتی‌م شد.

19:14.000 --> 19:19.106
‫در واقع، هم‌زمانیِ برداشت محصول
‫و کارهای کافه

19:19.480 --> 19:21.840
‫برام یه‌کم زیادی بود.

19:28.200 --> 19:29.760
‫خیلی خسته‌ام.

19:34.308 --> 19:35.188
‫چیـه؟

19:35.280 --> 19:38.560
‫ساندویچ... واسه تو.

19:42.800 --> 19:45.720
‫نکن. نکن.
‫دست نزن!

19:45.840 --> 19:47.560
‫نزدیک بود پام رو قطع کنه.

19:49.560 --> 19:51.160
‫لیسا درست کرده؟

19:51.280 --> 19:52.160
‫آره.

19:52.280 --> 19:53.320
‫سپاس.

19:56.440 --> 19:57.480
‫همم.

19:59.440 --> 20:01.320
‫آزمایش رطوبت گرفتی؟

20:01.440 --> 20:04.120
‫آخرین برداشت ۱۳/۲ بود.
‫خشک.

20:04.240 --> 20:06.040
‫- پس داره خشک‌تر می‌شه.
‫- آره.

20:08.880 --> 20:12.320
‫همین‌طور تا عصر ادامه دادیم

20:13.840 --> 20:15.600
‫و ناهماهنگیِ بین انسان و ماشین

20:15.720 --> 20:19.280
‫با تاریکیِ شب بیشتر شد.

20:20.727 --> 20:24.013
‫لیسا زحمت کشید برام ساندویچ گوشت آورد.

20:24.701 --> 20:27.101
‫عع...
‫اوه... کمک.

20:27.160 --> 20:29.800
‫عع، چیزه...

20:29.920 --> 20:33.720
‫باید برم. یه پهپاد رفت توی کُمباین.

20:33.840 --> 20:36.280
‫یه پهپاد همین‌الان رفت توی کُمباین.

20:38.960 --> 20:39.992
‫عع...

20:40.960 --> 20:42.169
‫عع...

20:43.270 --> 20:44.394
‫خدایا...

20:47.880 --> 20:50.853
‫نکنه امروز صبح یادم رفت به زاغی سلام کنم؟ ‫(سلام کردن یا احترام
گذاشتن به یه زاغیِ تنها ‫یه خرافه‌ست که می‌گن بدشانسی رو دور می‌کنه.)

20:55.120 --> 20:58.360
‫طبق انتظارمون، اون شب بارون اومد

20:58.480 --> 21:02.200
‫و فرداش خبری از برداشت نبود.

21:06.640 --> 21:09.720
‫پس دوتایی رفتیم کافه.

21:11.436 --> 21:14.018
‫«چهارده روز مانده به افتتاحیه»

21:14.063 --> 21:15.068
‫ببرین اونجا.

21:17.360 --> 21:20.280
‫کار تا دل‌تون بخواد، ریخته بود

21:20.400 --> 21:23.925
‫ولی ما رفتیم سراغ یکی از واجب‌هاش.

21:23.950 --> 21:26.140
‫جاش رو با دستگاه مشخص کن.
‫ما از اون‌طرف برمی‌داریم.

21:27.200 --> 21:30.080
‫منبع آب‌مون هم جور شد.

21:30.200 --> 21:31.560
‫آره. آفرین!

21:35.720 --> 21:38.160
‫آلِن با یکی از همسایه‌ها هماهنگ کرده بود

21:38.280 --> 21:40.920
‫تا به منبع آبش دسترسی داشته باشه.

21:41.040 --> 21:42.760
‫همین بغل رو دور بزنی،
‫سریع می‌رسی بهش.

21:42.880 --> 21:44.080
‫آره. شیلنگ می‌رسه.

21:44.200 --> 21:46.360
‫و بعدش بچه‌ها زحمت کشیدن

21:48.200 --> 21:51.760
‫و یه شیلنگ یک‌کیلومتری به کافه زدن.

21:54.710 --> 21:57.137
‫این منبع آبـه.

21:57.560 --> 22:01.440
‫ظاهراً که آبش تمیز و خوبـه.

22:01.560 --> 22:02.567
‫عالیـه.

22:03.440 --> 22:06.320
‫در نتیجه، بچه‌های آلِن حسابی مشغول بودن.

22:06.440 --> 22:08.160
‫اونجا رو تمیز کن، داریل.

22:08.280 --> 22:09.720
‫کِیلب، نظرت چیـه که...

22:09.840 --> 22:12.015
‫من و کِیلب هم رفتیم

22:12.040 --> 22:14.960
‫سراغ خُرده‌کاری‌های داخلی.

22:15.089 --> 22:17.409
‫باید نزدیک این دیواره باشه، نه؟

22:17.520 --> 22:18.967
‫- درستـه؟ ‫- آره. ‫«کلوپ کشاورزها»

22:19.480 --> 22:20.400
‫زنجیرش کو؟

22:20.520 --> 22:22.080
‫همین وسط می‌زنیم.

22:23.822 --> 22:24.984
‫خوبـه.

22:25.320 --> 22:27.040
‫ردش موند.

22:27.160 --> 22:28.960
‫آره، ولی زنجیرش نیست...

22:29.080 --> 22:31.407
‫آره. باید همون وسط باشه.

22:31.760 --> 22:33.280
‫- شکستیش؟
‫- آره.

22:37.634 --> 22:38.575
‫شکست.

22:38.600 --> 22:40.840
‫می‌دونم.
‫صداش رو شنیدم.

22:42.400 --> 22:44.360
‫- روشنش کن.
‫- آماده‌ای؟

22:46.440 --> 22:47.640
‫خوبـه که فقط فلِشه شکست...

22:47.674 --> 22:48.952
‫اصلاً هم خوب نیست.

22:53.626 --> 22:56.150
‫خدا رو شکر که

22:56.283 --> 23:01.080
‫از ما نخواستن
‫خیمه‌ی «گرند تور» رو برپا کنیم.

23:04.160 --> 23:07.040
‫به‌جاش، کارکنان حرفه‌ای سریع برپا کردنش

23:07.160 --> 23:10.920
‫و آماده شده بود که توش پُر بشه.

23:12.480 --> 23:16.720
‫این خیمه توی قطب شمال بوده،
‫توی بیابون‌های کالیفرنیا بوده

23:16.840 --> 23:19.440
‫ژوهانسبورگ، روتردام...

23:19.465 --> 23:22.265
‫همه‌جای دنیا رفته و حالا اینجاست.

23:23.640 --> 23:24.680
‫سلام.

23:24.800 --> 23:27.440
‫بزرگـه، نه؟
‫بزرگ‌تر از چیزی که یادمـه.

23:27.560 --> 23:28.480
‫خیلی بزرگـه.

23:28.600 --> 23:30.880
‫- فقط فعلاً خالیـه.
‫- آره.

23:31.384 --> 23:32.520
‫آروم!

23:32.640 --> 23:34.386
‫کم‌کم کارهای قصابی

23:34.411 --> 23:37.905
‫و افتتاحیه‌ش توی خیمه داشت شروع می‌شد.

23:38.120 --> 23:41.120
‫قرار بود اسمش رو بذاریم «هاپس اَند چاپس».

23:43.880 --> 23:47.200
‫دیگه وقتش رسیده بود با دیوید آشنا بشیم...

23:47.320 --> 23:49.560
‫- گوشت موردعلاقه‌مـه.
‫- تولیدش...

23:49.680 --> 23:52.280
‫که قرار بود گوشت کافه رو تأمین کنه.

23:53.520 --> 23:55.232
‫به نظرم، میز رو وسط بذاریم

23:55.257 --> 23:58.017
‫مثلاً یه گوشت راسته‌ی گاو یا فیله هم باشه

23:58.523 --> 24:00.419
‫که بُرش خورده یا شبیه اِستیکـه

24:00.920 --> 24:03.495
‫و با اَداواَطوار سرو بشه.
‫مشتری‌ها عاشق اَدابازیِ پیشخدمت‌هان.

24:03.520 --> 24:06.480
‫خب، نحوه‌ی تزئین سینی غذا...

24:06.515 --> 24:09.490
‫از بِرند «آستروترف» هم
‫واسه تزئین استفاده می‌کنن، نه؟

24:09.600 --> 24:12.880
‫آره، ولی شخصاً ازش استفاده نمی‌کنم.

24:12.980 --> 24:15.218
‫می‌تونی خیلی راحت از کلم‌پیچ استفاده کنی.

24:15.840 --> 24:17.160
‫هر روز کلم‌پیچ.

24:17.280 --> 24:20.333
‫لابه‌لای گوشت می‌ذاری
‫و باعث می‌شه گوشت توچشم باشه.

24:20.760 --> 24:22.118
‫- گوشت رو بهتر نشون می‌ده.
‫- اتفاقاً...

24:22.520 --> 24:24.940
‫بالاخره کلم‌پیچ‌هامون قابل‌استفاده شد.

24:25.240 --> 24:27.575
‫بعدش رسیدیم به موضوعی مهم

24:27.600 --> 24:30.874
‫که کم‌کم داشت آزاردهنده می‌شد.

24:31.800 --> 24:35.312
‫- حمایت از تولید ملی.
‫- آره.

24:35.840 --> 24:39.760
‫وقتی این مورد رو واسه‌م فرستادی،
‫یه‌کم برام...

24:39.880 --> 24:41.080
‫کلاً این قانون رو گذاشتم

24:41.200 --> 24:44.167
‫که فقط محصولات داخلی رو می‌فروشیم

24:44.434 --> 24:47.215
‫- و خبری از کوکاکولا یا قهوه نیست.
‫- درستـه.

24:47.240 --> 24:50.000
‫ولی هرچی زمان می‌گذره

24:50.234 --> 24:52.851
‫می‌بینم کار سختیـه.

24:53.320 --> 24:55.800
‫- متوجهـم.
‫- نمی‌شه عرق جین با تونیک داشته باشیم

24:55.920 --> 24:57.520
‫چون تونیک از گنه‌گنه ساخته می‌شه.

24:57.640 --> 25:00.800
‫جین با لیمو هم نمی‌شه،
‫چون لیمو نیست.

25:00.920 --> 25:02.040
‫جین و پرتقال هم تعطیل.

25:02.160 --> 25:04.087
‫فقط می‌مونه جین و آب

25:04.560 --> 25:06.961
‫که ظاهراً خیلی‌ها دوست ندارن.

25:07.280 --> 25:09.840
‫- پس باید یه چیز مربوط به گوشت باشه.
‫- دقیقاً.

25:09.960 --> 25:11.131
‫- فلفل.
‫- فلفل سیاه؟

25:11.312 --> 25:14.600
‫فلفل توی اکثر غذاهای گوشتی هست.

25:14.720 --> 25:17.680
‫فلفل سیاه خودش دنیایی از دردسره.

25:17.800 --> 25:20.400
‫ای کاش یکی توی این کشور بود

25:20.520 --> 25:21.960
‫که فلفل سیاه پرورش بده

25:22.080 --> 25:23.862
‫و ما هم بخریم.

25:24.120 --> 25:26.139
‫ولی درحال‌حاضر کسی نیست، پس...

25:26.680 --> 25:29.316
‫- مواد نگهدارنده چی؟
‫- آره. اون هم...

25:29.826 --> 25:32.186
‫این یکی خیلی سخت شد.

25:32.240 --> 25:36.200
‫اگه استفاده نکنیم،
‫گوشت بوی گند می‌گیره، نه؟

25:36.320 --> 25:39.360
‫هرچی بگذره، گوشت اُکسید می‌شه.

25:39.480 --> 25:42.880
‫و بعدش نهایتاً سه‌روز می‌تونی نگهش داری.

25:43.000 --> 25:45.600
‫این مدت واسه برگرفروشی‌تون مشکلی نداره

25:45.720 --> 25:48.095
‫چون سریع تموم می‌شه.

25:48.120 --> 25:50.360
‫ولی توی قصابی، داستانش فرق داره.

25:50.548 --> 25:52.375
‫گوشت‌ها کم‌کم...

25:52.400 --> 25:54.440
‫پس اگه مواد نگهدارنده نزنیم،
‫کم‌کم...

25:54.560 --> 25:55.640
‫- بله.
‫- قهوه‌ای می‌شه.

25:55.760 --> 25:59.293
‫مثلاً می‌فروشینش به مشتری

25:59.680 --> 26:01.680
‫و پس‌فرداش که دَر یخچالش رو باز می‌کنه

26:03.080 --> 26:04.480
‫می‌گه «یا خدا».

26:04.600 --> 26:05.880
‫- «این چیـه؟»
‫- «یه جسد خریدم؟»

26:06.000 --> 26:06.840
‫آره.

26:06.960 --> 26:09.480
‫مواد نگهدارنده هم توی انگلیس تولید نمی‌شن.

26:10.680 --> 26:13.160
‫پس کار خیلی سخت شد.

26:14.280 --> 26:17.160
‫همه دوست دارن توی اینستاگرام
‫اینفلوئنسر بشن

26:17.280 --> 26:19.120
‫و هیشکی به فکر...

26:20.520 --> 26:21.560
‫نیازهای بقیه نیست.

26:21.680 --> 26:23.120
‫به فکر مواد نگهدارنده نیست.

26:24.520 --> 26:26.175
‫- خیلی آینده‌نگر نیستن...
‫- به نظرم

26:26.200 --> 26:28.320
‫دیگه اینفلوئنسرها کافی‌ان.

26:29.369 --> 26:31.449
‫- الان تولیدکننده‌ی گوشت می‌خوایم.
‫- دقیقاً.

26:34.360 --> 26:37.680
‫مکالمه‌م با دیوید خیلی نگران‌کننده بود

26:37.800 --> 26:40.600
‫و زمان کافی واسه پیداکردن راه‌حل نداشتم.

26:40.720 --> 26:45.720
‫هرچی جلوتر می‌رفتم، بقیه چپ‌وراست

26:45.810 --> 26:48.192
‫ازم سؤال‌های بیشتری می‌پرسیدن.

26:48.600 --> 26:50.375
‫باید با شما و چارلی درباره‌ی

26:50.400 --> 26:53.240
‫فرایند تأمین غذا صحبت کنم.

26:53.360 --> 26:55.000
‫آخه فقط گوشت گاو و خوک نیست.

26:55.120 --> 26:58.160
‫آرد، شکر، سیب‌زمینی، سبزیجات...

26:58.280 --> 27:00.680
‫از صندلی‌ها راضی‌ای؟
‫منظورم این چوبی‌ها نیست.

27:00.800 --> 27:03.800
‫- ما از اون طناب‌دارها خوشمون می‌آد.
‫- عع...

27:03.825 --> 27:05.440
‫می‌خوای دورِ اینجا پرچین بذاری؟

27:05.560 --> 27:07.400
‫- آره.
‫- چقدر بره توی عمق زمین؟

27:09.190 --> 27:10.950
‫آخه چرا یه کانتینر دیگه

27:10.985 --> 27:13.865
‫- لازم دارین؟
‫- باید وسایل اضافه رو بذاریم توش دیگه.

27:14.080 --> 27:17.840
‫می‌خوای اینجا شبیه اسکله‌ی چابهار بشه؟

27:17.960 --> 27:19.760
‫دستگاه الکتروشوک بگیریم؟

27:21.040 --> 27:23.720
‫- مشکل تأمین برق هم داریم.
‫- چطور؟

27:23.840 --> 27:25.440
‫باید درباره‌ی عرق جین حرف بزنیم.

27:25.560 --> 27:26.640
‫- جین؟
‫- آره.

27:26.760 --> 27:30.400
‫نظرت درباره‌ی یه لوستر با شاخ گوزن
‫توی پذیرایی چیـه؟

27:30.520 --> 27:34.200
‫کی مسئول امنیت داخلی آشپزخونه‌ست؟

27:34.426 --> 27:35.535
‫جان؟

27:35.560 --> 27:38.120
‫نیمکت‌های پیک‌نیک توی
‫دو اندازه‌ی متفاوت باشه؟

27:38.240 --> 27:41.960
‫- شاید هم خوب نباشه.
‫- باید فضای یه باغ رو تداعی کنیم.

27:42.080 --> 27:45.200
‫چرخشی هم دارن که دونه‌ای ۵۴۰ پونده.

27:45.320 --> 27:48.400
‫خوبیِ این مدل‌ها اینـه که...

27:48.520 --> 27:50.840
‫وقتی از همه سمت سؤال پرتاب می‌شه

27:50.960 --> 27:53.160
‫آدم نمی‌تونه روی هیچ‌کدوم تمرکز کنه.

27:53.280 --> 27:57.760
‫مثلاً طرف می‌پرسه:
‫«کفِ اینجا رو چی‌کار کنم؟»

27:57.880 --> 28:01.760
‫تا می‌آم جوابش رو بدم، مارک می‌گه:
‫«یه کانتینر جدید می‌خوام.»

28:03.626 --> 28:07.062
‫واسه این‌که از شر این سؤالات خلاص بشم

28:08.040 --> 28:11.800
‫خودم رو مشغول به یکی از
‫پُرسروصداترین کارها کردم.

28:18.720 --> 28:21.600
‫حذف درخت‌های مُرده و خطرناک

28:21.720 --> 28:23.920
‫از پاتوق لواط.

28:29.200 --> 28:33.400
‫درخت‌ها که قطع شد،
‫رفتم سراغ اَره‌ی کنترلی.

28:33.520 --> 28:34.520
‫شروع می‌کنیم.

28:35.520 --> 28:37.120
‫آفرین!

28:37.240 --> 28:40.560
‫دومین دستگاه موردعلاقه‌م توی دنیا.

28:43.560 --> 28:46.080
‫بله، درست شنیدین.

28:46.200 --> 28:50.840
‫حالا یه دستگاه جدید
‫واسه عشق‌وحال پیدا کرده بودم.

28:54.680 --> 28:56.480
‫- آماده‌ای، کِیلب؟
‫- آره.

28:56.600 --> 29:00.800
‫معرفی می‌کنم: «درخت‌خور».

29:07.080 --> 29:08.720
‫بنازم!

29:09.920 --> 29:11.424
‫باید یکی از این‌ها بخری.

29:11.960 --> 29:13.200
‫چه صدایی می‌ده!

29:18.973 --> 29:20.649
‫بعدی کجاست؟

29:21.160 --> 29:22.480
‫یکی اینجاست.

29:24.040 --> 29:28.880
‫دوتا گربه دبلغ عاقی حخاب...

29:32.072 --> 29:35.115
‫تا حالا این‌قدر
‫توی زندگی‌م ارضا نشده بودم.

29:37.335 --> 29:39.855
‫اگه خیلی بره توی زمین

29:39.880 --> 29:41.960
‫دیگه نمی‌چرخه.
‫درستـه، کِیلب؟

29:43.960 --> 29:46.080
‫بعداز این‌که کارم با درخت‌ها تموم شد

29:46.105 --> 29:49.106
‫رفتم سراغ یه چوب‌کاری دیگه.

29:49.680 --> 29:53.280
‫ولی این یکی ظرافت زیادی می‌طلبید.

29:55.920 --> 29:57.600
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

29:57.815 --> 29:59.135
‫کل سقف رو این‌شکلی می‌کنم.

29:59.160 --> 30:00.615
‫یعنی بعدش چراغ‌ریز می‌ذاری؟

30:00.640 --> 30:02.480
‫چراغ‌ریزها از لابه‌لاشون رد می‌شه.

30:03.997 --> 30:05.640
‫- چراغ‌ها که...
‫- ریدم.

30:05.665 --> 30:06.505
‫آخ، تکون خوردی.

30:06.760 --> 30:10.502
‫کسی از بین خانوم‌ها این رو پیشنهاد داده؟

30:15.360 --> 30:16.320
‫چه مرگشـه؟

30:16.354 --> 30:17.409
‫پس الان...

30:20.776 --> 30:21.856
‫خاک‌اَره بود؟

30:21.920 --> 30:23.760
‫خاک‌اَره چشم‌هام رو کور کرد.

30:23.785 --> 30:25.345
‫مَته‌ی چند می‌خوای؟

30:27.440 --> 30:30.152
‫- خب، شروع می‌کنیم.
‫- صاف بگیر.

30:33.000 --> 30:35.176
‫مثل میکِل آنژ شدم. ‫(نقاش،
مجسمه‌ساز و معمار معروف ایتالیایی)

30:35.480 --> 30:36.800
‫خوب شد، جِرمی.

30:38.360 --> 30:41.200
‫- ای وای!
‫- بر پدرت لعنت!

30:47.486 --> 30:51.320
‫«چهار روز مانده به افتتاحیه»
‫چیزی به روز افتتاحیه نمونده بود

30:51.440 --> 30:54.640
‫و شن‌های ساعت داشت تموم می‌شد

30:54.760 --> 30:56.954
‫و هشدار می‌داد.

30:57.360 --> 31:00.300
‫هوا هم واسه خودش گرم‌وسرد می‌شد

31:00.680 --> 31:03.840
‫و من و کِیلب از فرصت استفاده کردیم

31:03.865 --> 31:05.605
‫تا روزهای گرم، برداشت محصول کنیم.

31:06.320 --> 31:07.990
‫- لوازم رو آوردی؟
‫- آره.

31:08.400 --> 31:11.400
‫اون روز هوا خوب به نظر می‌رسید.

31:12.647 --> 31:13.647
‫گوش بده.

31:13.920 --> 31:16.280
‫اول حدس بزن.

31:20.240 --> 31:22.160
‫- ۱۵/۴.
‫- خب.

31:22.280 --> 31:24.120
‫من هم گوش کنم.

31:28.360 --> 31:30.000
‫من می‌گم ۱۵/۷.

31:33.200 --> 31:35.600
‫اوه. پشمام.

31:35.720 --> 31:37.600
‫به خانوم‌ها و آقایون بیننده نشون ندیم.

31:37.720 --> 31:39.040
‫آره.
‫تو چند گفتی؟ ۱۴؟

31:39.160 --> 31:40.455
‫من گفتم ۱۴/۱.

31:40.480 --> 31:42.455
‫- آره. من هم گفتم ۱۴، پس...
‫- هر دومون...

31:42.480 --> 31:45.160
‫- دقیق گفتیم.
‫- ببینید: ۱۴/۱.

31:45.280 --> 31:46.160
‫زدیم تو خال.

31:46.280 --> 31:47.935
‫اصلاً نیازی به دستگاه نداشتیم.

31:47.960 --> 31:51.880
‫همین امروز صبح حس کردم
‫هوا چقدر خشکـه.

31:52.000 --> 31:53.520
‫بریم سراغ تراکتورها.

31:54.864 --> 32:00.116
‫برگشتم به مزرعه ‫و دوباره سوار «شاهین هزاره» شدم. ‫(«شاهین هزاره»
اسم یه فضاپیمای معروف ‫توی مجموعه داستان‌های «جنگ‌های ستاره‌ای»ـه.)

32:01.131 --> 32:02.428
‫کولر روشنـه.

32:03.240 --> 32:05.560
‫این‌قدر بی‌صداست که انگار روی هوایـی.

32:07.533 --> 32:08.569
‫بعله.

32:11.720 --> 32:14.800
‫بفرما. خطای «خدمات» می‌ده؛
‫از اون قرمزهاش.

32:14.881 --> 32:17.841
‫خطای زرد «دسته صندلی» هم می‌ده.

32:18.000 --> 32:21.400
‫اون علامت آبی
‫که چشمک می‌زنه هم یا از روغنشـه

32:21.520 --> 32:23.560
‫و یا کولرش.
‫نمی‌دونم.

32:23.680 --> 32:25.320
‫خطای «دسته صندلی».

32:26.400 --> 32:27.720
‫شانس رو ببین.

32:28.960 --> 32:30.600
‫خفه شو دیگه!

32:32.440 --> 32:36.000
‫توی خرید این تراکتور بدجور تِر زدم.

32:36.120 --> 32:39.560
‫همون تراکتور نقره‌ای‌م رو برمی‌گردونم

32:39.680 --> 32:42.040
‫که از این بهتر هم هست.

32:43.920 --> 32:47.040
‫برنامه این بود که
‫جوی باقی‌مونده رو جمع کنیم.

32:48.480 --> 32:51.320
‫ولی خیلی زود ناامید شدیم

32:51.440 --> 32:55.960
‫چون جوهای اون زمین همگی خراب شده بودن.

32:59.400 --> 33:00.480
‫می‌بینین تو رو خدا؟

33:01.729 --> 33:02.990
‫آخه...

33:03.655 --> 33:05.135
‫اون‌ها همه باید جو باشن

33:05.160 --> 33:07.952
‫ولی سرسبز شدن.

33:08.141 --> 33:09.847
‫افتضاحـه.

33:17.729 --> 33:21.289
‫چارلی گفته بود
‫که به‌خاطر آب‌وهوای بَد امسال

33:21.400 --> 33:24.760
‫اگه هر هکتار پنج تُن گیرمون بیاد،
‫حسابی بُرد کردیم.

33:26.600 --> 33:28.520
‫ولی هرچی بیشتر گذشت

33:29.640 --> 33:33.080
‫فهمیدیم که همون‌قدر هم گیرمون نمی‌آد.

33:34.920 --> 33:37.314
‫بگم چقدر بار زدیم؟

33:37.960 --> 33:39.280
‫نه، نگو.

33:40.360 --> 33:41.798
‫۰/۹ تُن.

33:42.280 --> 33:44.771
‫۱/۹ تُن، هر هکتار؟

33:45.160 --> 33:47.952
‫نه. می‌گم ۰/۹.

33:48.680 --> 33:50.680
‫ای وای.

33:50.800 --> 33:51.965
‫واسه همین...

33:53.080 --> 33:55.704
‫واسه همین تراکتورم همه‌ش داره بوق می‌زنه.

33:56.240 --> 33:58.640
‫داره می‌گه:
‫«وقت‌تون رو با این کار هدر ندین.»

33:58.665 --> 34:00.345
‫«هیچ محصولی پرورش ندادین.»

34:08.200 --> 34:09.800
‫فردا هم هوا خوب بود

34:09.920 --> 34:12.672
‫و ما تا عصر

34:14.160 --> 34:15.840
‫به برداشت ادامه دادیم.

34:19.520 --> 34:22.920
‫ولی این رفت‌وآمد بین کافه و مزرعه

34:24.240 --> 34:27.000
‫داشت من رو از پا درمی‌آورد.

34:29.840 --> 34:33.960
‫توی دَه روز گذشته

34:35.234 --> 34:36.984
‫کلاً چند ساعت خوابیدم.

34:39.280 --> 34:40.640
‫پاره شدم.

34:42.000 --> 34:43.720
‫دو روز همه‌ش برداشت کردیم.

34:47.440 --> 34:49.360
‫حالا برمی‌گردیم به کافه.

34:57.960 --> 34:58.960
‫این رو می‌بندم.

34:59.080 --> 35:00.560
‫گوشی هم بی‌صدا می‌کنم.

35:03.146 --> 35:04.826
‫دیگه ولم کنین.

35:13.920 --> 35:17.080
‫گرچه این استراحت کوتاه بود.

35:18.030 --> 35:22.080
‫«دو روز مانده به افتتاحیه»
‫چون روز بعد، با اولین تماس

35:22.200 --> 35:25.960
‫دوباره وارد چرخه‌ی اضطراب و نگرانی شدم.

35:28.960 --> 35:30.440
‫چطوری، آنی؟

35:30.560 --> 35:31.920
‫تازه از کافه دراومدم.

35:32.040 --> 35:33.820
‫- سلام.
‫- اوضاع خوبـه؟

35:34.120 --> 35:38.120
‫همه مضطربـن.
‫داریم به آخر کار می‌رسیم.

35:38.240 --> 35:40.360
‫توالت‌ها به‌موقع تموم نمی‌شن.

35:40.480 --> 35:44.440
‫وقتی هم برسن،
‫باید موقتاً روی جرثقیل باشن.

35:44.560 --> 35:47.160
‫اگه اینجا پُر از ماشین باشه هم
‫نمی‌شه بیارنشون داخل.

35:47.242 --> 35:50.322
‫خودِ لوله‌کشی یه روز زمان می‌بره.

35:50.480 --> 35:54.380
‫همه به توالت دسترسی ندارن.
‫فقط دوتا توی کافه هست...

35:54.880 --> 35:57.400
‫دوتا توی کافه‌ست
‫و توی خیمه هیچی نداریم.

35:57.425 --> 36:00.345
‫یعنی خیلی‌ها اذیت می‌شن.

36:00.560 --> 36:03.695
‫باشه. نه. باشه. آره.
‫حلش می‌کنم...

36:03.720 --> 36:06.680
‫- دیگه چه مشکلی داریم؟
‫- عع...

36:06.800 --> 36:08.400
‫هنوز برق‌کار واسه خیمه نیومده.

36:08.520 --> 36:11.360
‫دیروز توی خیمه یه‌هو فیوز پرید.

36:11.480 --> 36:13.560
‫همه هنوز درگیر کافه‌ان.

36:30.830 --> 36:34.005
‫مسئله اینـه که هیچی تموم نشده.

36:34.040 --> 36:35.607
‫همه هنوز درگیرن.

36:36.040 --> 36:40.520
‫سیم‌کشی، سیستم صدا، برق‌کشی...

36:40.640 --> 36:42.720
‫هنوز یه تابلو به دیوار نزدیم.
‫هنوز...

36:42.840 --> 36:45.440
‫نجاری... نازک‌کاری...
‫هیچی تموم نشده.

36:46.840 --> 36:47.960
‫زمین تمیز نشده.

36:47.985 --> 36:49.945
‫حالاحالاها کار داریم.

36:52.920 --> 36:54.560
‫اولویت‌ها مشخص بودن.

36:54.680 --> 36:58.360
‫اول این‌که بازسازی بار تموم بشه.

36:58.480 --> 37:02.565
‫دوم، برق‌کارها کارشون با آشپزخونه تموم بشه

37:03.040 --> 37:05.560
‫تا نیک بتونه مواد غذایی رو آماده کنه.

37:06.960 --> 37:12.000
‫و سوم، نازک‌کارها کار رو تموم کنن و برن

37:12.120 --> 37:16.880
‫تا سو و رِیچِل بتونن این ساختمون رو
‫شبیه یه کافه کنن.

37:19.520 --> 37:23.920
‫اگه همه‌ی میزها
‫با ارتفاع کم و این‌طوری صاف باشن

37:24.040 --> 37:26.120
‫اینجا مثل سالن پذیرایی می‌شه.

37:26.240 --> 37:27.600
‫واسه همین این میز رو آوردیم اینجا.

37:27.720 --> 37:31.000
‫لیوان‌ها اینجا برق می‌زنن
‫و شیک به نظر می‌رسن

37:31.025 --> 37:34.185
‫و اینجا مثل جایی می‌شه که
‫طرف با مادرش می‌آد غذا بخوره.

37:34.400 --> 37:37.680
‫وقتی از اینجا بار رو نگاه می‌کنی،
‫می‌خوای شلوغ و پُرسروصدا ببینی دیگه.

37:37.800 --> 37:39.280
‫- آره.
‫- مثلاً یه‌عده اونجا وایستادن.

37:39.305 --> 37:40.375
‫حتی سگ رو ببینن.

37:40.400 --> 37:41.680
‫یه‌عده اونجا وایستادن
‫و یه سگ هم کف زمینـه.

37:41.800 --> 37:44.280
‫توی اون سالن هم ارتفاع بالا و پایین داریم.

37:48.480 --> 37:53.600
‫توی ۲۴ ساعت بعدش،
‫کار با سرعت سرسام‌آوری پیش رفت.

37:56.160 --> 37:57.800
‫یه‌کم بیا جلو.

37:57.929 --> 38:01.849
‫اولش مربعِ بی‌گوشه درمی‌آریم
‫و تراکتور که اومد، مربع با گوشه‌های تیز.

38:03.920 --> 38:05.360
‫داریم آماده می‌شیم.

38:11.800 --> 38:14.760
‫ولی کار برق‌کارها توی آشپزخونه

38:14.880 --> 38:17.011
‫خیلی سخت بود.

38:17.360 --> 38:20.360
‫به نظرتون کِی کار آشپزخونه تمومـه؟

38:20.480 --> 38:21.560
‫- امروز.
‫- امروز.

38:21.680 --> 38:23.000
‫- صددرصد؟
‫- بله.

38:23.120 --> 38:25.640
‫یعنی واقعنِ واقعاً...
‫دارم بهشون می‌گم، نیک.

38:25.665 --> 38:26.619
‫دارم می‌گم.

38:33.360 --> 38:36.080
‫یه روز خسته‌کننده‌ی دیگه به پایان رسید

38:36.295 --> 38:37.895
‫و من توی دلم دعا می‌کردم

38:37.920 --> 38:41.360
‫که بارون بیاد تا برداشت محصول نکنیم.

38:42.800 --> 38:44.200
‫ولی بارون نیومد.

38:44.320 --> 38:46.360
‫من هم رفتم به مزرعه

38:46.800 --> 38:48.683
‫و لامبورگینی رو راه انداختم.

38:51.360 --> 38:53.000
‫خسته‌ام.

38:54.760 --> 38:55.880
‫ببخشید.

38:56.000 --> 38:57.240
‫راه‌اندازی کافه

38:59.200 --> 39:01.600
‫و هم‌زمان برداشت محصول...

39:06.240 --> 39:07.320
‫آره.

39:12.320 --> 39:14.000
‫به کجا رسیدیم، سایمون؟

39:15.186 --> 39:17.400
‫تقریباً ۸۰ درصد پُر شده.

39:20.840 --> 39:23.040
‫این هم از بار شبانه‌مون.

39:39.000 --> 39:40.099
‫این هم از این.

39:40.840 --> 39:43.040
‫خوبـه که زیاد طول نکشید.

39:45.360 --> 39:46.600
‫ولی کشید...

39:53.758 --> 39:57.280
‫«یک روز مانده به افتتاحیه»
‫و باعث شد فردا صبح

39:58.760 --> 40:01.680
‫کلاً خسته‌وکوفته باشم.

40:03.068 --> 40:05.628
‫همین‌الان آشپزخونه رو تموم کنین.

40:05.720 --> 40:07.110
‫- باشه.
‫- همین‌الان!

40:07.400 --> 40:10.480
‫چقدر دیگه لازم دارین؟
‫گفتن دیشب تمومـه که.

40:10.600 --> 40:12.365
‫یکی‌دو ساعت دیگه.

40:12.800 --> 40:15.840
‫بهم قول دادن دیشب تموم می‌شه.

40:15.960 --> 40:18.371
‫- تا کار شما تموم نشه...
‫- درستـه.

40:18.580 --> 40:21.080
‫نمی‌تونیم آشپزخونه رو راه بندازیم.

40:22.360 --> 40:24.590
‫سیم‌کشی رو ببین تو رو خدا.

40:24.960 --> 40:26.920
‫- شرمنده‌ام.
‫- دیروز قرار شد برن.

40:27.040 --> 40:30.760
‫بهم قول دادن دیشب کارشون تموم می‌شه.

40:30.880 --> 40:33.680
‫قشنگ گفت «امروز کار تمومـه».

40:33.800 --> 40:35.647
‫می‌گن یکی‌دو ساعت دیگه لازم دارن.

40:36.455 --> 40:37.335
‫کی بهتون گفته؟

40:37.360 --> 40:42.201
‫می‌شه بگین دقیقاً کِی تموم می‌شه
‫و دیگه سقف تیکه‌پاره نیست؟

40:42.240 --> 40:43.600
‫دَرودیوار تیکه‌تیکه شده.

40:43.625 --> 40:45.674
‫- آره.
‫- باید غذا آماده کنیم.

40:45.699 --> 40:48.095
‫- مواد باید توی محیط تمیز باشه.
‫- آره. نباید این‌طوری باشه.

40:48.129 --> 40:50.449
‫- نه که این‌طوری...
‫- این‌ها لوازم برق‌کارهاست.

40:50.560 --> 40:53.000
‫می‌دونم. واسه‌مون مهم نیست مال کیـه.
‫می‌گیم باید جمع بشه.

40:53.120 --> 40:54.160
‫آلِن؟

40:54.280 --> 40:55.960
‫همین‌طوریش یه روز رو از دست دادیم.

40:56.080 --> 40:58.800
‫تا ساعت ۱۰ تموم کنین.

40:58.920 --> 41:01.880
‫وضعیت رِیچل و سو هم بهتر از نیک بود.

41:03.160 --> 41:04.502
‫اگه وقت بیشتری داشتیم

41:04.527 --> 41:06.664
‫هم تمیزکاری می‌کردیم
‫و هم میزها رو می‌چیدیم

41:06.689 --> 41:08.845
‫ولی عجله داریم، درستـه؟

41:08.929 --> 41:11.807
‫پس فقط میزها رو می‌چینیم
‫و شماره‌گذاری‌شون می‌کنیم

41:11.832 --> 41:14.672
‫تا مردم بتونن سفارش بدن و تحویل بگیرن.

41:14.880 --> 41:17.356
‫- زمین همین‌طور کثیف بمونه؟
‫- آره.

41:17.760 --> 41:19.535
‫چرا دیروز فیوز پریده؟

41:19.560 --> 41:21.560
‫می‌گن توی خیمه داستان داشتیم.

41:21.680 --> 41:24.960
‫اول ایرادات اینجا رو بگیریم،
‫بعدش می‌ریم سراغ خیمه.

41:25.080 --> 41:28.184
‫- اینجا ۲۰۰ آمپر واسه برق داریم.
‫- توی خیمه کلاً ۵۰ آمپره.

41:28.209 --> 41:29.255
‫آره. باید...

41:29.280 --> 41:31.320
‫نمی‌دونم چرا فیوز می‌پره

41:31.440 --> 41:34.160
‫ولی ظاهراً واسه اینـه که
‫آمپر از ۵۰ به ۱۰ می‌ره و بعد به ۱۰۰.

41:34.185 --> 41:37.167
‫مشکل از اینجاست و به‌زودی درست می‌شه.

41:43.380 --> 41:44.556
‫دکمه رو بزن.

41:50.440 --> 41:53.716
‫برق‌کارها این بار سر حرف‌شون بودن

41:54.428 --> 41:58.108
‫و تا قبل‌از ظهر، از آشپزخونه رفتن

41:58.200 --> 42:00.800
‫تا آشپزها جاشون رو بگیرن.

42:02.388 --> 42:04.268
‫رأس ساعت ۱۱ رفتن، نیک.

42:04.560 --> 42:06.026
‫آره. عالیـه.

42:06.326 --> 42:07.651
‫پیر شدیم.

42:07.676 --> 42:10.076
‫بله، عمرِ گران می‌گذرد.

42:10.400 --> 42:11.680
‫پیازها با من.
‫بریم.

42:11.800 --> 42:14.720
‫و خیلی زود

42:14.745 --> 42:19.305
‫کشاورزهای همکار با محصولات‌شون رسیدن.

42:19.520 --> 42:21.040
‫- تخم‌مرغ؟
‫- تقدیم با عشق.

42:21.160 --> 42:24.135
‫- آقای کاکِلبین اومده بود.
‫- کجا ببرمشون؟

42:24.160 --> 42:25.320
‫توی آشپزخونه.

42:25.440 --> 42:27.520
‫- سلام، اِما. چطوری؟
‫- صبح به‌خیر.

42:27.640 --> 42:29.120
‫اِما محصولات لبنی رو آورده بود.

42:29.240 --> 42:31.680
‫- این شیره؟
‫- آره، شیره.

42:31.800 --> 42:33.434
‫ببریمشون توی یخچال.

42:33.680 --> 42:36.560
‫و ایموجن با سبزیجات از راه رسیده بود.

42:36.680 --> 42:39.080
‫- به‌به!
‫- برات سیب‌زمینی هم آوردم.

42:39.966 --> 42:41.606
‫خبر خوب دارم!

42:41.773 --> 42:45.333
‫اِهِم.
‫واسه‌تون سیب‌زمینی آوردم.

42:45.615 --> 42:47.415
‫عالیـه، رفیق.

42:47.440 --> 42:50.520
‫نیک، به نظرت چند وقت یه‌بار
‫باید همچین باری بیاریم؟

42:50.640 --> 42:54.080
‫وقتی همه‌چی راه بیُفته

42:54.105 --> 42:55.447
‫هفته‌ای حداقل نیم‌تُن بار می‌خوایم.

42:55.472 --> 42:58.500
‫فکر کنم هفته‌ای ۷۵۰ کیلو.

42:58.731 --> 43:00.731
‫ولی واقعاً خوش‌حالـم.

43:01.080 --> 43:02.640
‫یادتـه دو سال پیش

43:02.760 --> 43:06.320
‫بهت گفتم با هم همکاری داشته باشیم؟

43:06.440 --> 43:09.760
‫و حالا داری به بخش
‫رستورانم سیب‌زمینی می‌رسونی.

43:09.880 --> 43:11.360
‫- آره.
‫- واقعاً...

43:11.480 --> 43:13.840
‫عجیب خوش‌حالـم.

43:13.960 --> 43:15.640
‫می‌خوایم از تولید ملی حمایت کنیم.

43:15.760 --> 43:17.440
‫فلفل سیاه انگلیسی هم می‌خوایم.

43:17.465 --> 43:18.400
‫فلفل سیاه انگلیسی؟

43:18.615 --> 43:20.095
‫چقدر هزینه‌ش می‌شه؟
‫۱۰۰ پوند؟

43:20.120 --> 43:23.640
‫- کیلویی ۱۰۰ پوند.
‫- اگه داخلی باشه، بیشتره.

43:23.760 --> 43:26.440
‫پس توی پوره‌ی سیب‌زمینی
‫دیگه خبری از فلفل نیست.

43:26.560 --> 43:27.600
‫- نه، هست.
‫- فقط خیلی کمـه.

43:27.720 --> 43:30.160
‫- اندازه‌ی یه مولکول می‌ریزیم.
‫- این‌قدر.

43:30.280 --> 43:31.080
‫یه کوچولو.

43:32.480 --> 43:33.400
‫شروع می‌کنیم.

43:34.920 --> 43:36.171
‫دل به کار بدین.

43:38.600 --> 43:42.880
‫موقع ناهار، اعضای گروه استخدامی هم اومدن.

43:43.000 --> 43:44.200
‫سلام!

43:44.320 --> 43:46.175
‫و واسه این‌که با فرایند کار آشنا بشن

43:46.200 --> 43:51.165
‫سو و رِیچِل براشون یه سخنرانی ‫متناسب با نسل زِد برگزار کردن. ‫(نسل زد به
کسانی گفته می‌شه ‫که تولدشون حدوداً بین سال‌های ۱۹۹۷ و ۲۰۱۲ میلادی بوده.)

43:52.131 --> 43:56.440
‫می‌خوام طرف لبخند روی لبش باشه
‫و همیشه انرژی مثبت انتقال بده.

43:56.560 --> 43:59.200
‫اعتمادبه‌نفس و روحیه‌ی همکاری داشته باشه.

43:59.225 --> 44:02.985
‫همه‌مون سوار یه قایق هستیم
‫و می‌خوایم موفق بشیم، درستـه؟

44:03.200 --> 44:07.840
‫می‌خوایم حس امنیت داشته باشین
‫تا بتونین کارِتون رو درست انجام بدین.

44:07.960 --> 44:12.445
‫من هم تصمیم گرفتم به‌نوبه‌ی خودم
‫چند کلمه‌ای سخن بگم.

44:13.080 --> 44:15.935
‫حوصله‌ی آدم‌های پَخمه رو ندارم

44:17.160 --> 44:21.382
‫و آدم‌های شلخته و پَلشت.

44:21.960 --> 44:26.320
‫هدف ما حمایت از تولید ملیـه.

44:26.440 --> 44:29.272
‫اگه کسی هوس کوکاکولا کرد،
‫کون لقش.

44:29.560 --> 44:33.000
‫فهمیدین؟
‫همه‌ی خوراکی‌ها محلیـه.

44:33.120 --> 44:35.040
‫ولی این باعث می‌شه گرون‌تر باشه.

44:35.160 --> 44:37.440
‫اگه مشتری سر قیمت باهاتون بحث کرد

44:37.560 --> 44:38.857
‫بهش می‌گین:

44:39.323 --> 44:43.095
‫«ببین، کسخل‌جان. اگه غذای آشغال
‫پُر از خاک‌اَره دوست داری

44:43.120 --> 44:44.160
‫برو اندونزی.

44:44.280 --> 44:47.019
‫ساندویچ کثیف هم سر کوچه‌ست.
‫برو همون‌جا.»

44:47.237 --> 44:48.317
‫عع...

44:50.000 --> 44:51.840
‫همین دیگه.
‫موفق باشین.

44:56.080 --> 45:00.240
‫نیروی کمکی اضافه شده بود
‫و سرعت کار بیشتر شد.

45:01.320 --> 45:02.295
‫بذارین اونجا.

45:03.192 --> 45:06.200
‫♪ ایوانِ طلایی‌رنگ خونه‌م دیگه نیست ♪

45:06.320 --> 45:10.706
‫نصاب‌های سایه‌بون هم اومدن
‫که اشتباه من رو درست کنن.

45:11.360 --> 45:12.680
‫واقعاً شرمنده‌ام.

45:12.800 --> 45:15.000
‫♪ باید از اینجا برم ♪

45:15.120 --> 45:17.400
‫♪ تا شاید بتونم زندگی رو بفهمم ♪

45:18.840 --> 45:21.169
‫صبر کنین.
‫آروم برین.

45:21.594 --> 45:23.946
‫حواس‌تون به زیرش باشه.

45:24.600 --> 45:25.880
‫- خوبـه. خوبـه.
‫- آره.

45:26.000 --> 45:27.280
‫ایول. خوبـه.

45:27.400 --> 45:29.120
‫- عالیـه.
‫- احسنت.

45:32.680 --> 45:34.238
‫تا بعدازظهر اون روز

45:35.435 --> 45:37.555
‫چترهای جدید هم از راه رسیدن

45:37.600 --> 45:40.169
‫و فضای پشت رو
‫شبیه یه تراس واقعی کردن.

45:40.840 --> 45:42.763
‫خیلی خوب شد.

45:43.520 --> 45:47.495
‫و یه‌هو یادم اومد که امضای اصلی این کافه

45:47.920 --> 45:49.580
‫هنوز نرسیده.

45:54.720 --> 45:56.788
‫- الو؟
‫- هَموند؟

45:57.280 --> 45:59.160
‫- چطوری؟
‫- قربونت. تو خوبـی؟

45:59.280 --> 46:01.480
‫فدات. خیلی خوبـم.

46:01.505 --> 46:02.945
‫جالبـه که اینجا آنتن دارم.

46:03.150 --> 46:05.156
‫آخه الان توی هیمالیام...

46:05.627 --> 46:07.107
‫فرمودی کجایـی؟

46:07.160 --> 46:09.798
‫دارم موتورسواری می‌کنم.

46:10.200 --> 46:13.480
‫الان تفریحات تو واسه‌م مهم نیست.

46:13.600 --> 46:15.760
‫- تراکتورم...
‫- سه‌کیلومتر اومدم بالا...

46:15.880 --> 46:18.920
‫- خب الان...
‫- یادتـه یه‌بار ویاگرا خوردی؟

46:19.040 --> 46:21.660
‫تراکتورم کدوم گوریـه؟

46:22.200 --> 46:23.400
‫امروز می‌فرستیش؟

46:23.520 --> 46:27.876
‫خوشبختانه، شاگردهای آقای باتِنز
‫مثل خودش نبودن.

46:28.440 --> 46:31.040
‫و یه ساعت بعد رسیدن.

46:37.440 --> 46:38.476
‫بفرما.

46:38.880 --> 46:40.969
‫به‌به!

46:41.680 --> 46:43.320
‫- رنگ زدی؟
‫- آره.

46:45.390 --> 46:47.127
‫رنگ خورده.

46:47.735 --> 46:48.575
‫حلالشون!

46:48.600 --> 46:51.040
‫اولین باره که
‫ریچارد هَموند یه کار درست انجام داده.

46:51.160 --> 46:54.043
‫البته کار خودش نبوده،
‫چون الان هیمالیاست.

46:54.207 --> 46:55.847
‫شاگردهاش زدن.

46:56.120 --> 46:58.763
‫- خدایی کارشون خوب بوده.
‫- عالیـه!

46:59.213 --> 47:01.213
‫حیفـه که بذاریمش توی کافه.

47:01.400 --> 47:03.373
‫- قراره از سقف آویزون بشه.
‫- می‌دونم، ولی...

47:04.720 --> 47:06.051
‫خیلی خفن شده!

47:06.480 --> 47:09.240
‫هر کافه‌ای از این‌ها نداره.

47:09.360 --> 47:11.680
‫- از سقف بَد نمی‌شه.
‫- ببین، حتی از خودش تبلیغ کرده.

47:11.800 --> 47:14.560
‫- آره.
‫- چقدر این مَرد حقیره.

47:17.680 --> 47:19.780
‫- اونجا رو.
‫- فضا زیاد داریم، نه؟

47:19.805 --> 47:20.605
‫آره بابا.

47:28.125 --> 47:30.546
‫هنوز کار زیادی مونده بود.

47:30.600 --> 47:33.240
‫و تا دیروقت اونجا موندگار بودیم.

47:34.440 --> 47:36.920
‫ولی توی ۴۸ ساعت اخیر

47:37.040 --> 47:41.560
‫این انسان‌های خفن
‫انصافاً معجزه کردن.

47:45.020 --> 47:46.480
‫- همم...
‫- پوره‌سازه.

47:46.600 --> 47:48.360
‫- واسه خُردکردنـه؟
‫- بله.

47:48.480 --> 47:49.881
‫پوره‌ی سیب.

47:50.443 --> 47:51.963
‫به‌به!

47:52.083 --> 47:53.225
‫چقدر زیبا!

47:53.640 --> 47:55.840
‫آریا و سَم هم هستن!

47:56.880 --> 47:57.960
‫و ریچارد هَم!

47:57.994 --> 48:01.394
‫ریچارد هَم با اون چشم کوچیکش!

48:04.160 --> 48:06.440
‫- بسیار عالی!
‫- اونجا رو ببین.

48:06.560 --> 48:08.680
‫بالاخره قصابی راه انداختیم!

48:08.800 --> 48:11.295
‫- گوشت‌ها رو دریاب.
‫- یا خدا.

48:11.320 --> 48:12.720
‫زیبا نیست؟

48:13.428 --> 48:16.348
‫بعدش رفتیم فروشگاه لیسا رو ببینیم.

48:16.840 --> 48:19.327
‫- آفرین!
‫- خوب شده، نه؟

48:19.868 --> 48:20.895
‫- شمع.
‫- صبح‌ها

48:20.920 --> 48:23.720
‫اینجا نون و خامه و این چیزها می‌چینم.

48:23.745 --> 48:25.985
‫بالاخره داری عطرها رو می‌فروشی

48:26.200 --> 48:30.360
‫بدون این‌که
‫شورای غربی آکسفوردشایر بهت گیر بده.

48:34.280 --> 48:36.720
‫- همه بالایـین؟
‫- آره!

48:36.840 --> 48:39.773
‫زحمت‌تون چراغ‌های سقف رو روشن کنین!

48:40.600 --> 48:41.520
‫باید از...

48:44.535 --> 48:46.159
‫مِن الظّلمات اِلی النّور...

48:46.184 --> 48:48.600
‫و این هم نور زیبا!

48:50.320 --> 48:51.438
‫تراکتور هم سر جاشـه.

48:52.285 --> 48:54.874
‫نورپردازی اینجا هم راه افتاد.
‫عالیـه.

48:55.080 --> 48:58.000
‫تا فردا وقت ناهار راه می‌افته دیگه؟

48:58.025 --> 48:59.905
‫- بله.
‫- آره. قطعیـه.

49:00.120 --> 49:03.000
‫البته کف هنوز کثیفـه.

49:03.120 --> 49:04.266
‫خیلی هم کثیفـه.

49:04.339 --> 49:09.135
‫ولی بالاخره اینجا شبیه کافه شد

49:09.160 --> 49:12.386
‫و اونجا هم شبیه رستوران.

49:12.686 --> 49:15.495
‫امیدوارم خودم رو چشم نزنم

49:15.520 --> 49:18.760
‫ولی احساس می‌کنم

49:18.880 --> 49:20.720
‫اینجا تا فردا ظهر

49:22.080 --> 49:23.800
‫آماده‌ست.

49:25.493 --> 49:27.400
‫«در قسمت بعدی»
‫موسیقی رو قطع کنین!

49:30.283 --> 49:31.859
‫پروردگارا...

49:33.520 --> 49:35.040
‫ای وای، نه.

49:35.160 --> 49:37.420
‫برق نداریم. تهویه قطعـه.
‫گاز هم تموم شد.

49:37.920 --> 49:39.000
‫چه خبره؟

49:40.770 --> 50:00.770
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
