WEBVTT

00:02.600 --> 00:05.170
‫«مزرعه‌ی کلارکسون»

00:05.190 --> 00:12.460
‫قسمت سی‌ام: «ریخت‌وپاش»

00:14.000 --> 00:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:25.024 --> 00:32.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:33.070 --> 00:36.070
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

00:38.720 --> 00:41.400
‫به اواسط ماه ژوئیه رسیده بودیم.

00:42.920 --> 00:45.630
‫و محصولات هم زیر آسمون آبی

00:45.720 --> 00:48.560
‫به‌خوبی درحال رشد بودن.

00:50.010 --> 00:52.930
‫کم‌کم باید آستین‌ها رو بالا می‌زدیم

00:53.040 --> 00:56.240
‫که آماده‌ی برداشت بشیم.

00:57.080 --> 00:59.960
‫♪ کسی راهش رو بلده؟
‫حتماً یه راهی هست ♪

01:00.120 --> 01:02.800
‫♪ برای رسیدن به موفقیت ♪

01:05.600 --> 01:07.695
‫البته، فعلاً درگیری‌های دیگه‌ای داشتم

01:07.720 --> 01:11.600
‫و باید تدارکات راه‌اندازی کافه رو می‌چیدم.

01:14.120 --> 01:15.120
‫خب، رفیق.

01:15.280 --> 01:18.000
‫- کار زیاد داریم.
‫- بله.

01:18.494 --> 01:21.174
‫می‌خوام تا عید اینجا رو باز کنم

01:21.440 --> 01:22.920
‫- یعنی آخر ماه اوت.
‫- باشه.

01:23.120 --> 01:25.400
‫پس شیش هفته‌ای وقت داریم.

01:25.735 --> 01:26.655
‫یه‌سری کارها هست.

01:26.680 --> 01:28.775
‫- قرار نیست همه‌کار انجام بدیم.
‫- درستـه.

01:28.800 --> 01:30.095
‫اول، کارهای مهم‌تر.

01:30.120 --> 01:31.960
‫مثلاً، همین‌که روش وایستادیم.

01:32.160 --> 01:33.655
‫- کف رو تعمیر کنیم.
‫- می‌خوام خوب دربیاد.

01:33.680 --> 01:34.520
‫خیالت تخت.

01:34.720 --> 01:37.335
‫این بیرونش خیلی قشنگـه.

01:37.360 --> 01:38.440
‫بله.

01:39.200 --> 01:41.240
‫کار بعدی‌مون تأمین آب آشامیدنی بود.

01:41.400 --> 01:44.320
‫کارشناس‌ها گفته بودن اگه از آب فعلی بخوریم

01:44.480 --> 01:47.760
‫اون‌قدر بالا می‌آریم که بمیریم.

01:48.040 --> 01:49.175
‫چاه آب اینجاست.

01:49.200 --> 01:50.455
‫بله، این پایینـه.

01:50.480 --> 01:53.560
‫می‌گن این آب سَمیـه.

01:53.720 --> 01:56.015
‫آره... آبش پُر از مریضیـه.

01:56.040 --> 01:57.049
‫- آره.
‫- آشامیدنی نیست.

01:57.080 --> 01:59.375
‫باید قبل‌از راه‌اندازی،
‫مشکل آب رو حل کنیم.

01:59.400 --> 02:00.480
‫آره، نمی‌شه خوردش.

02:01.379 --> 02:03.394
‫آلِن گفت به‌جاش

02:03.618 --> 02:08.073
‫می‌تونیم سراغ منبع کنار جاده بریم
‫که به مزرعه آب می‌رسونه.

02:08.560 --> 02:10.455
‫منبع آب اونجاست.

02:10.480 --> 02:11.885
‫- عع، اینجاست؟
‫- آره.

02:12.224 --> 02:14.005
‫پس مسیرش طولانی نیست.

02:14.160 --> 02:15.720
‫نه، دو دقیقه راهـه.

02:15.920 --> 02:18.480
‫- مستراح ازکارافتاده هم هست.
‫- آره.

02:18.640 --> 02:20.414
- ‫درست روبه‌روی منبع پروپان.
‫- (گاز پروپان به‌شدت اشتعال‌زا و خطرناکـه.)

02:22.360 --> 02:25.165
‫بعداز رسیدگی به کارهای داخلی

02:25.190 --> 02:27.360
‫دیوار کاذب و یه بار کوچیک.

02:28.320 --> 02:29.431
‫دکور اون بار عوض بشه.

02:29.456 --> 02:30.455
‫بله.

02:30.480 --> 02:33.200
‫رفتیم سراغ اصل مطلب.

02:33.400 --> 02:35.720
‫اوه اوه، می‌خوای قیمت بگیری؟

02:35.920 --> 02:38.480
‫جای نگرانی نداره.
‫مثل آب‌خوردنـه.

02:38.640 --> 02:40.135
‫«مثل آب‌خوردن» چقدر خرج داره؟

02:40.160 --> 02:41.680
‫خب... حالا بگیم

02:42.000 --> 02:45.415
‫۱۰ تا ۱۵هزارتا واسه کف اینجا می‌ندازه.

02:45.440 --> 02:46.350
‫خب.

02:46.400 --> 02:47.640
‫- دیگه؟
‫- آب.

02:47.800 --> 02:50.480
‫منبع آب هم دو روزی وقت‌مون رو می‌گیره.

02:50.640 --> 02:53.535
‫هزارتا هم واسه راه‌اندازی آب آشامیدنی.

02:53.560 --> 02:55.440
‫- عع، چه خوب.
‫- قیمت خوبیـه، نه؟

02:55.640 --> 02:58.640
‫- دیگه؟
‫- دیوار کاذب و بار طبقه‌ی بالا.

02:58.830 --> 03:02.340
‫اون دو قلم حدوداً پنج‌هزارتا درمی‌آد.

03:02.629 --> 03:03.554
‫اون کاری نداره.

03:03.579 --> 03:05.645
‫- دیگه؟
‫- بار طبقه‌ی پایین.

03:05.837 --> 03:06.855
‫داستانِ اون فرق می‌کنه.

03:06.880 --> 03:08.615
‫- یعنی چقدر؟
‫- یه بار خوشگل بخوای

03:08.640 --> 03:09.874
‫توی خرج می‌افتی.

03:09.920 --> 03:12.039
‫- اگه شیش‌هفت‌هزارتا خرج کنی
‫- می‌خوام خوب بشه دیگه.

03:12.064 --> 03:13.148
‫- چاره‌ای نیست.
‫- آره.

03:13.173 --> 03:16.767
‫پس بین ۲۰ و ۲۵ درمی‌آد.

03:16.880 --> 03:19.040
‫- آره، ۲۵هزارتا.
‫- یعنی این کافه دیگه

03:19.219 --> 03:20.819
‫بعدش راه می‌افته. آره.

03:26.920 --> 03:31.040
‫درحالی‌که کارکنان آلِن
‫مشغول کنده‌کاری کف بودن

03:33.600 --> 03:36.880
‫ما رفتیم سراغ کارهای دیگه.

03:37.200 --> 03:40.760
‫و یه چهره‌ی آشنا دیدیم.

03:41.280 --> 03:42.320
‫جی‌داگ!

03:42.585 --> 03:43.609
‫جِرمی!

03:44.040 --> 03:45.066
‫آلِن!

03:45.200 --> 03:46.680
‫فرمانده هم هست که!

03:47.165 --> 03:48.939
‫با موهات چی‌کار کردی، مَرد؟

03:49.720 --> 03:52.040
‫باز رفتی پیش رضا آرایشگر؟

03:52.520 --> 03:55.080
‫نه بابا. رفتم یه جای خوب.

03:55.240 --> 03:57.575
‫جون تو!

03:57.600 --> 03:59.320
‫- پشت‌سرت رو دست نزد؟
‫- نه.

03:59.520 --> 04:02.375
‫گفتم بالای سرم رو صفا بده و کوتاه کنه.

04:02.400 --> 04:04.495
‫- می‌گیری چی می‌گم؟
‫- آره.

04:04.520 --> 04:07.840
‫گفتم یه‌جوری بزنه که جَوون‌تر به نظر بیام.

04:08.040 --> 04:10.520
‫خوب شد دیدمت.
‫می‌خوام اینجا

04:10.805 --> 04:11.885
‫خب؟

04:11.960 --> 04:13.840
‫اینجا بازسازی بشه.

04:14.000 --> 04:17.375
‫حیفـه که.
‫این دیوار قدیمیـه، ولی هنوز سرپاست.

04:17.400 --> 04:18.361
‫یادت می‌آد که

04:18.752 --> 04:21.579
‫دتالغ رأس الغول سبار عاثی.

04:21.760 --> 04:23.520
‫ظاهرش گول‌زننده‌ست.

04:23.720 --> 04:26.080
‫از چادلینگتون تا اینجا راه زیادیـه.

04:26.240 --> 04:28.655
‫آخه همه‌ی مصالح توی انبار لب ساحلـه.

04:28.680 --> 04:30.240
‫البته می‌تونم درستش کنم.

04:30.600 --> 04:32.920
‫اول باید سوراخش کنم تا بهت بگم.

04:33.400 --> 04:36.560
‫آخه نمی‌شه که من هم باشم.
‫می‌شه؟

04:38.840 --> 04:41.057
‫آره. کاملاً حق با توئـه.

04:42.080 --> 04:43.695
‫خلاصه، باید اینجا رو درست کنیم.

04:43.720 --> 04:44.600
‫آره.

04:44.625 --> 04:45.735
‫می‌ریم تا پایین، بعدش برمی‌گردیم.

04:45.760 --> 04:46.895
‫- باشه.
‫- فعلاً.

04:46.920 --> 04:48.320
‫- حلـه.
‫- زود می‌آیم.

04:51.320 --> 04:53.680
‫کافه همچنان درحال بازسازی بود.

04:54.960 --> 04:58.400
‫من هم رفتم سراغ تهیه‌ی غذا.

04:59.280 --> 05:02.360
‫«اِندگیم» کم‌کم داشت
‫خط تولید خودش رو راه می‌نداخت

05:02.520 --> 05:05.360
‫ولی نمی‌شد تا اون موقع صبر کرد.

05:05.520 --> 05:09.160
‫پس واسه اولین بار رفتم به جمعه‌بازار گاوها

05:09.320 --> 05:11.480
‫تا چندتا گاو بخرم.

05:14.756 --> 05:15.796
‫- الو؟
‫- چارلی؟

05:15.880 --> 05:16.680
‫سلام.

05:16.840 --> 05:20.360
‫به نظرت چندتا گاو بخرم، خوبـه؟

05:20.520 --> 05:23.960
‫شیش‌هفت‌تا می‌خوایم.
‫یا هشت‌تا.

05:24.120 --> 05:26.615
‫باشه.
‫پس هشت‌تا می‌گیرم.

05:26.640 --> 05:28.649
‫گاو جَوون باشه دیگه؟

05:28.763 --> 05:32.880
‫نه، جَوونِ جَوون هم نباشه.

05:33.040 --> 05:36.440
‫یه چیزی بخر که کارش رو زود تموم کنیم.

05:38.320 --> 05:41.640
‫حقیقتاً منظورت رو نفهمیدم.
‫الان چی می‌گی؟

05:42.240 --> 05:46.426
‫یه گاو پُرگوشت می‌خوایم که مثلاً

05:46.451 --> 05:49.920
‫- تا ذبحش دو ماه مونده باشه.
‫- صحیح.

05:49.977 --> 05:53.417
‫- چون...
‫- پس گاو پُرگوشت آماده‌ی ذبحـه

05:54.320 --> 05:56.375
‫- آره.
‫- ولی گاو جَوون هنوز مونده

05:56.400 --> 05:58.600
‫- که ذبح بشه؟
‫- درستـه.

05:58.800 --> 06:00.440
‫- باشه. دمت گرم.
‫- موفق باشی.

06:00.600 --> 06:01.680
‫خدافظ.

06:03.760 --> 06:07.215
‫باز هم منظور چارلی رو کامل نفهمیدم

06:07.240 --> 06:09.120
‫ولی جای نگرانی نبود

06:09.760 --> 06:12.918
‫چون هَریِت هم باهام اومد

06:13.040 --> 06:14.560
‫و نذاشت تنها باشم.

06:15.360 --> 06:16.735
‫پس قهوه‌خور نیستی.

06:16.760 --> 06:17.815
‫نه، فقط چایی.

06:17.840 --> 06:19.615
‫جالبـه اهل یورکشایری،
‫ولی چایی نمی‌خوری.

06:19.640 --> 06:20.960
‫چایی هم می‌خورم.

06:21.120 --> 06:22.600
‫بحث‌مون رو...

06:22.625 --> 06:25.080
‫با نژادهای مختلف گاوها شروع کردیم.

06:25.280 --> 06:27.360
‫نژاد «شاروله» و «آنگوس».
‫- آره.

06:27.520 --> 06:29.040
‫- خوبـن؟
‫- آره.

06:29.200 --> 06:31.895
‫- روی زمین بایر و مرتفع رشد کردن.
‫- آره.

06:31.920 --> 06:34.182
‫این یعنی توی ارتفاع پایین مشکل ندارن.

06:34.560 --> 06:38.314
‫باید همین‌ها که توی ارتفاع بودن رو بخری،
‫نه بر‌عکسش.

06:38.400 --> 06:42.240
‫مثلاً اگه گوسفندی بخری
‫که توی ارتفاع زیاد رشد کرده

06:42.400 --> 06:43.495
‫می‌تونه پایین‌تر زندگی کنه.

06:43.520 --> 06:45.055
‫ولی اگه گوسفندِ ارتفاعات کم باشه...

06:45.080 --> 06:47.040
‫نباید ببریش ارتفاعات بالاتر.

06:48.040 --> 06:50.200
‫- چرا؟
‫- چون می‌میره.

06:50.360 --> 06:52.440
‫به اون ارتفاع عادت نداره.

06:52.735 --> 06:54.055
‫چون فشار هوا کمتر می‌شه؟

06:54.194 --> 06:56.674
‫آره. بهش عادت نداره و می‌میره.

06:56.720 --> 07:00.520
‫بهتره گاوهای ارتفاعِ پایین نخری.

07:01.038 --> 07:03.360
‫- «آبی بلژیکی». درباره‌شون خونده بودم.
‫- آره.

07:03.520 --> 07:06.240
‫هفته‌ی پیش بود.
‫نوشته بود یه ایرادی دارن.

07:06.383 --> 07:07.703
‫چه ایرادی؟

07:07.855 --> 07:08.975
‫توی مجله‌ی «تایمز» نوشته بود.

07:11.440 --> 07:14.375
‫حتماً منظورش بیماری «تب برفکی»ـه.

07:14.400 --> 07:15.660
‫البته، مختص گاوهای بلژیکی نیست.

07:15.760 --> 07:16.704
‫پیداش کردم.

07:16.827 --> 07:20.107
‫معروفـن به «گاوهای اِکس‌لارج».

07:20.240 --> 07:23.840
‫«این گاوهای خارجیِ عضلانی

07:24.440 --> 07:28.280
‫به‌تدریج جانشین گاوهای انگلیسی می‌شوند.

07:28.480 --> 07:31.480
‫وزن آن‌ها برابر با ۱۹۷ تکه‌سنگ است

07:31.640 --> 07:33.880
‫که تفاوتی با یک کرگدن کوچک ندارد

07:34.040 --> 07:35.760
‫و با هدف فرآوریِ گوشت پرورش می‌یابند.

07:35.960 --> 07:38.040
‫همچنین، گاوهای بلژیکی در موارد زیادی

07:38.240 --> 07:40.320
‫سابقه‌ی حمله‌ی وحشیانه داشته‌اند.

07:40.721 --> 07:43.200
‫دیود بلانکِت، وزیر سابق که نابیناست،

07:43.400 --> 07:45.200
‫از سه دنده‌ی شکسته رنج می‌برد.»

07:45.360 --> 07:49.040
‫«او در تلاش برای نجات
‫سگِ راهنمای خود از دست یک گاو بلژیکی...»

07:49.240 --> 07:52.440
‫«از این نژادهای گنده‌ی اروپایی بود
‫و ممکن بود کشته بشم.»

07:52.640 --> 07:54.400
‫پس این بلژیکی‌ها خطری‌ان.

07:54.600 --> 07:57.320
‫تو که درهرصورت نمی‌خریدیشون.

07:57.520 --> 08:01.560
‫بعدش به آغل گاوها رفتیم
‫تا باهاشون ملاقات نزدیک داشته باشیم.

08:01.880 --> 08:02.920
‫- صبح به‌خیر.
‫- سلام.

08:04.120 --> 08:05.560
‫از تبلیغات‌تون خوشم اومد.

08:05.760 --> 08:07.400
‫«گوسفندشویی سیار»

08:08.720 --> 08:10.560
‫«روش‌های جدید کودپاشی»

08:13.163 --> 08:14.199
‫So...

08:15.415 --> 08:17.055
‫پشتش رو می‌بینی؟

08:17.080 --> 08:18.600
‫باید دنبال همچین چیزی باشی.

08:18.760 --> 08:21.200
‫پشتش باید این‌طوری صاف باشه.

08:21.400 --> 08:23.935
‫پس نباید استخون فقرات
‫یا استخون دیگه‌ای دیده بشه.

08:23.960 --> 08:28.320
‫از این شکم‌گنده‌ها نگیر.
‫اون‌ها مزخرفـن.

08:28.432 --> 08:29.367
‫آره، عین خودت.

08:29.440 --> 08:31.400
‫نباید شکم‌شون قُلمبه باشه.

08:31.560 --> 08:33.560
‫باید ماهیچه‌ای به نظر بیان.

08:33.760 --> 08:34.695
‫- مثلاً این؟
‫- آره.

08:34.720 --> 08:36.125
‫گوشت از همین‌جاهاش درمی‌آد.

08:36.150 --> 08:37.960
‫باید محاسبه کنی

08:37.986 --> 08:40.040
‫که نسبت گوشت به چربی چقدره.

08:42.480 --> 08:44.600
‫با کمک هَریِت

08:44.800 --> 08:48.699
‫فهرستی از گاوهای موردنظرم تهیه کردم
‫و امیدوار بودم چارلی هم خوشش بیاد.

08:48.880 --> 08:50.000
‫سه، شیش...

08:50.160 --> 08:52.360
‫و بعد نوبت به آموزش تعیین قیمت

08:52.385 --> 08:53.945
‫توی مزایده رسید.

08:54.801 --> 08:56.095
‫باید آنی تصمیم بگیری.

08:56.120 --> 08:58.935
‫مثلاً، اگه طرف از ۱۲۰۰ پوند شروع کرد

08:58.960 --> 09:01.560
‫چیزی پیشنهاد نده،
‫وگرنه یکی دیگه می‌برش بالاتر.

09:01.720 --> 09:03.680
‫- کی می‌بره؟
‫- خریدارهای دیگه.

09:03.880 --> 09:06.809
‫چون همون اول می‌فهمن
‫که فلان گاو رو می‌خوای.

09:06.840 --> 09:08.800
‫تا آخرین دقیقه‌ها صبر کن
‫و بعد پیشنهادت رو بده.

09:08.960 --> 09:10.320
‫از کجا بفهمم رسیدیم به آخرش؟

09:10.480 --> 09:12.855
‫وقتی خیلی روی یه قیمت بمونه

09:12.880 --> 09:14.994
‫می‌فهمی که قرار نیست بالاتر بره.

09:15.045 --> 09:16.561
‫اونجاست که این‌طوری می‌کنی...

09:17.653 --> 09:18.674
‫چطوری؟

09:19.760 --> 09:20.765
‫این‌طوری؟

09:21.946 --> 09:25.400
‫- ابرو بالا بدم؟
‫- روی گاوی که نمی‌خوای، پیشنهاد نده.

09:25.560 --> 09:27.960
‫الکی ابروهات رو این‌طوری کنی،
‫طرف جدی می‌گیره.

09:28.120 --> 09:32.720
‫پس نه دستت رو بالا ببر
‫و نه بینی‌ت رو بخارون.

09:33.520 --> 09:34.455
‫اگه بخارونم، یعنی...؟

09:34.480 --> 09:36.095
‫فکر می‌کنه می‌خوای بخریش.

09:36.120 --> 09:36.920
‫فهمیدم.

09:37.080 --> 09:39.720
‫وگرنه با ۲۰تا گاو اشتباه برمی‌گردی مزرعه.

09:49.280 --> 09:51.037
‫خانم‌ها و آقایان،
‫مزایده رو شروع می‌کنیم.

09:51.062 --> 09:52.862
‫- اون تلویزیون رو می‌بینی؟
‫- آره.

09:52.900 --> 09:55.171
‫اون بهت می‌گه کدوم شماره تویـی.

09:55.560 --> 09:57.520
‫خوبـه. این به درد می‌خوره.

09:57.960 --> 10:00.840
‫و این آخرین چیزی بود
‫که توی مزایده فهمیدم.

10:01.040 --> 10:04.800
‫بعداز اون فقط دلال بود
‫که پشت‌سر هم بهش وحی می‌شد.

10:05.000 --> 10:08.280
‫۱۰۹۰، ۱۰۸۰، ۱۰۸۰، ۱۰۶۰، ۱۰۶۰ پیشنهاد شد

10:08.440 --> 10:09.560
‫۱۱۰۰ پیشنهاد شد

10:09.720 --> 10:11.800
‫۱۱۲۰، ۱۱۲۰، ۱۱۳۰، ۱۱۳۰، ۱۱۴۰ پیشنهاد شد

10:11.960 --> 10:14.960
‫۱۱۴۰، ۱۱۵۰، ۱۱۵۰، ۱۱۶۰، ۱۱۶۰، ۱۱۷۰ پیشنهاد شد

10:15.160 --> 10:18.040
‫۱۱۸۰، ۱۱۸۵ پیشنهاد شد
‫رسیدیم به ۱۲۱۰

10:18.200 --> 10:22.520
‫۱۲۱۵، ۱۲۲۰
‫۱۲۲۵ فروخته شد به آقای؟

10:23.680 --> 10:24.800
‫یه کلمه نفهمیدم.

10:26.680 --> 10:29.864
‫- یعنی یه کلمه‌ها.
‫- ۱۲۲۵ پوند فروخته شد.

10:30.000 --> 10:31.600
‫۱۱۶۰ پیشنهاد به شهر یوتاکستر

10:31.760 --> 10:33.680
‫۱۱۶۰ پیشنهاد شد

10:33.840 --> 10:36.000
‫به نظرت با زنش هم همین‌طوری حرف می‌زنه؟

10:36.160 --> 10:37.640
‫نمی‌دونم. باید از زنش بپرسی.

10:37.800 --> 10:40.480
‫«عزیزم، ظرررف سالاد رررو بده»

10:40.505 --> 10:42.636
‫«بچه‌ها، برررین مشق‌تون رررو بنویسین»

10:42.680 --> 10:44.935
‫«می‌رررم دست‌شویی برررینم
‫بعدش کونم رررو می‌شورررم»

10:44.960 --> 10:47.535
‫«بعد برررمی‌گررردم غذام رررو می‌خورررم»

10:47.560 --> 10:50.095
‫«بعدش پایتخت رررو تماشا می‌کنم
‫و می‌رررم می‌خوابم...»

10:50.120 --> 10:52.320
‫۴۰ پیشنهاد شد.
‫۱۲۴۰ فروخته شد.

10:53.440 --> 10:54.920
‫آها، این‌ها خوبـن.

10:55.120 --> 10:57.080
‫۱۳۲۰ پیشنهاد شد

10:57.280 --> 10:59.920
‫۱۳۵۰، ۱۳۵۰، ۱۳۵۰

11:01.520 --> 11:02.680
‫داری پیشنهاد می‌دی؟

11:02.840 --> 11:04.600
‫۱۰۰ پیشنهاد شد.
‫الان ۱۶۰۰ داریم.

11:04.760 --> 11:07.480
‫۱۶۱۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰ پیشنهاد شد.

11:07.640 --> 11:10.040
‫۱۶۲۰ می‌ره بالا.
‫خانوم پیشنهاد داد.

11:10.200 --> 11:11.400
‫۱۶۲۰ فروخته شد.

11:11.560 --> 11:13.760
‫خریدیمشون.

11:14.120 --> 11:16.280
‫- الان خریدی؟
‫- آره.

11:16.575 --> 11:17.415
‫آخه...

11:17.440 --> 11:20.160
‫دوتا رو با قیمت ۱۶۲۰ پوند خریدی.

11:20.800 --> 11:22.640
‫شماره‌ی ۲۳۴، ۱۶۲۰ پوند.

11:22.702 --> 11:23.805
‫چطوری پیشنهاد دادی؟

11:23.840 --> 11:25.973
‫ناخن‌های پات رو تکون می‌دادی که فهمید؟

11:26.080 --> 11:27.840
‫والا من هیچی ندیدم.
‫اوه. به‌به.

11:28.480 --> 11:30.080
‫این هم خیلی خوبـه.

11:31.160 --> 11:34.720
‫دیگه تصمیم گرفتم خودم دست‌به‌کار بشم

11:34.880 --> 11:36.640
‫بذار خودم پیشنهاد بدم.

11:36.840 --> 11:39.120
‫و خریدن رو تجربه کنم.

11:39.320 --> 11:41.680
‫۱۱۲۰، ۱۱۳۰

11:41.840 --> 11:43.160
‫۱۱۳۰ پیشنهاد شد

11:43.320 --> 11:44.640
‫ببینم چی‌کار می‌کنی.

11:44.800 --> 11:46.160
‫۱۱۵۰

11:46.320 --> 11:48.400
‫- ۱۱۵۰ شد
‫- ۱۱۵۰ پیشنهاد شد

11:48.560 --> 11:51.320
‫دستت رو بیار پایین.

11:51.480 --> 11:53.360
‫تقریباً دو بار. تقریباً دو بار.

11:53.800 --> 11:56.480
‫- خریدمش؟
‫- دو بار هم خریدیش.

11:56.640 --> 11:58.640
‫خودت پیشنهادت رو زدی.

11:58.966 --> 11:59.988
‫ریدم.

12:01.720 --> 12:03.400
‫۷۰، ۷۰، ۷۰ پیشنهاد شد...

12:03.560 --> 12:06.480
‫ولی باز هم ادامه دادم.

12:06.640 --> 12:08.560
‫۱۲۷۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

12:08.760 --> 12:11.080
‫گاو خوشگلیـه.
‫خوشم اومد.

12:11.280 --> 12:13.895
‫۱۰، ۹، ۱۰، ۲۰ پیشنهاد شد.
‫۴۰، ۵۰، ۹۵۰ فروخته شد.

12:13.920 --> 12:15.742
‫و ۶۰...

12:15.800 --> 12:16.838
‫خریدمشون؟

12:16.960 --> 12:17.800
‫آره.

12:19.240 --> 12:20.680
‫۲۰، ۸۰، ۹۰ پیشنهاد شد

12:20.880 --> 12:22.960
‫۹۰، ۹۰، ۱۰۰، ۱۰۰ پیشنهاد شد...

12:23.295 --> 12:24.935
‫بالاخره

12:24.960 --> 12:27.640
‫۱۲۶۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

12:28.600 --> 12:32.320
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

12:32.480 --> 12:33.280
‫هشت‌تا خریدی.

12:33.480 --> 12:35.400
‫- پس تمومـه.
‫- تمومـه.

12:36.440 --> 12:39.960
‫پول پرداخت شد و گاوها بار شدن

12:40.120 --> 12:43.800
‫و از هَریِت آخرین سؤال رو پرسیدم.

12:44.335 --> 12:46.455
‫یکی از گاوها رو که خریدم

12:46.480 --> 12:50.160
‫- یه یارویی اومد بهم ۴۰ پوند داد.
‫- آها.

12:50.320 --> 12:52.280
‫- چرا این کار رو کرد؟
‫- بهش می‌گن «پول خوش‌شانسی».

12:53.280 --> 12:54.600
‫وقتی گاو کسی رو می‌خری

12:54.760 --> 12:57.440
‫بهت پول خوش‌شانسی می‌دن
‫که تشویق به خرید گاو بشی.

12:57.775 --> 12:59.575
‫یعنی این پول مال منـه؟

12:59.600 --> 13:01.720
‫- آره. بدون مالیات.
‫- دمش گرم.

13:02.200 --> 13:04.600
‫دیگه باید مالیات بدم،
‫چون علنی پخش شد.

13:04.673 --> 13:07.273
‫- مأمور مالیات داره من رو می‌بینه.
‫- بهش پس می‌دیم.

13:08.160 --> 13:11.560
‫بعداز خدافظی با همشهری‌مون

13:11.720 --> 13:13.560
‫- مراقب خودت باش.
‫- می‌بینمت.

13:15.960 --> 13:19.200
‫با گاوهای جدیدم برگشتم به مزرعه

13:19.360 --> 13:20.920
‫بیاین بیرون.

13:21.920 --> 13:26.705
‫و منتظر بودم چارلی بیاد
‫و سلیقه‌م رو تحسین کنه.

13:27.280 --> 13:28.360
‫حال کن.

13:29.320 --> 13:31.855
‫اون دوتا لیموزین‌ها خوبـن.
‫پُرگوشتـن.

13:31.880 --> 13:33.834
‫- زود ذبح می‌شن.
‫- اون دوتا رو هَریِت خرید.

13:34.440 --> 13:37.240
‫- بقیه رو کی خرید؟
‫- بنده.

13:37.960 --> 13:39.560
‫این یکی باحال نیست؟

13:40.000 --> 13:42.800
‫نه، اصلاً.
‫هیچی دُنبه نداره. خشکـه.

13:43.095 --> 13:44.123
‫عع.

13:44.280 --> 13:45.280
‫اون یکی چی؟

13:45.440 --> 13:46.360
‫اون هم همینـه.

13:46.520 --> 13:47.615
‫چشـه؟

13:47.658 --> 13:48.935
‫نسبتاً کوچیکـن.

13:48.960 --> 13:52.078
‫استخون‌بندی‌شون خوبـه، ولی وزنی ندارن.

13:52.600 --> 13:53.535
‫ای بابا.

13:53.560 --> 13:54.895
‫گاو چاق هم داشتن که.

13:54.920 --> 13:57.855
‫- گفتی چاق نگیرم که.
‫- پای تلفن گفتم چاق بگیر.

13:57.880 --> 14:01.240
‫گفتی چاق و سن‌بالا نباشه،
‫جَوون بگیرم.

14:01.400 --> 14:05.078
‫گفتم اون‌قدر آماده باشن
‫که یه ماه دیگه ذبح بشن.

14:05.120 --> 14:07.320
‫یعنی اگه پُرگوشت باشن، زودتر ذبح می‌شن؟

14:07.800 --> 14:09.520
‫ای بابا.
‫پس اشتباه کردم؟

14:09.973 --> 14:11.973
‫نظر خودت چیـه؟

14:12.440 --> 14:14.120
‫اگه خوش‌شانس باشیم

14:14.280 --> 14:16.520
‫می‌تونیم قهوه‌ای‌ها رو
‫تا آخر اوت ذبح کنیم.

14:18.000 --> 14:20.120
‫این یکی رو تا شیش ماه دیگه.

14:20.280 --> 14:22.480
‫شیش ماه؟ شوخی نکن!

14:23.440 --> 14:27.680
‫چارلی گفت واسه این‌که زودتر آماده بشن

14:27.840 --> 14:31.880
‫باید براشون یه رژیم غذایی تُپل بچینیم.

14:32.360 --> 14:33.840
‫باید غذاشون رو عوض کنی.

14:34.320 --> 14:35.120
‫باشه.

14:35.440 --> 14:37.880
‫قراره همه‌تون رو چاق‌وچله کنیم!

14:40.400 --> 14:43.040
‫چارلی رفت سراغ رژیم غذایی

14:43.200 --> 14:45.120
‫و من هم برگشتم به «ویندمیل»

14:47.000 --> 14:49.984
‫تا با سو و رِیچل ملاقات کنم.

14:50.360 --> 14:53.295
‫اینجا رو به چشم یه دستگاه ببین.

14:53.320 --> 14:56.695
‫قراره چیز خوبی ازش دربیاریم.

14:56.720 --> 14:59.895
‫تخصص‌شون طراحی داخلی
‫کافه‌های منطقه‌ی کاتسوولده

14:59.920 --> 15:03.960
‫و حالا نوبت به کافه‌ی من رسیده بود.

15:04.215 --> 15:07.575
‫مسئله‌ی اصلی اینـه که
‫می‌خوام اینجا پنج‌هفته‌ای آماده بشه.

15:09.480 --> 15:11.154
‫خب، این زمان کمیـه.

15:11.360 --> 15:13.800
‫زمان ایده‌آلی نیست،
‫ولی تلاش‌مون رو می‌کنیم.

15:14.000 --> 15:18.320
‫سو توضیح داد
‫که عملکرد کافه باید چجوری باشه.

15:18.840 --> 15:22.720
‫قراره میانگین ۱۵۰ نفر این طبقه باشن

15:22.880 --> 15:24.015
‫و ۱۰۰ نفر هم طبقه‌ی بالا.

15:24.040 --> 15:25.015
‫آره.

15:25.040 --> 15:27.000
‫- سه‌چهار بار در روز.
‫- آره.

15:27.097 --> 15:29.775
‫قراره غذا دائماً از آشپزخونه بیاد

15:29.800 --> 15:33.120
‫پس باید دستگاه پیشرفته‌ای داشته باشیم

15:33.280 --> 15:35.760
‫که کارکنان و مشتری‌ها تکلیف‌شون مشخص باشه

15:36.106 --> 15:37.746
‫و بعد هرکسی بره پیِ کار خودش.

15:38.680 --> 15:40.720
‫آشپزخونه رو هم نشونشون دادم

15:40.874 --> 15:44.916
‫و فهمیدم آشپزخونه‌ی چندان مجهزی ندارم.

15:45.375 --> 15:48.855
‫اگه قراره به اون‌همه آدم
‫غذا و نوشیدنی بدیم

15:48.880 --> 15:51.120
‫این قسمت باید بازسازی بشه.

15:51.320 --> 15:53.720
‫یه اجاق شیش‌شعله.
‫یه منقل بزرگ.

15:54.055 --> 15:55.815
‫یه منقل دیواری خوب می‌شه.

15:55.840 --> 15:57.360
‫منقل دیواری عالیـه.

15:57.560 --> 16:01.240
‫از این‌ها هم یکی دیگه
‫اون‌طرف آشپزخونه می‌خوایم.

16:01.400 --> 16:02.680
‫پس دوتا از این‌ها؟

16:02.779 --> 16:05.000
‫- چند هست؟
‫- این یه اَبَر اُجاقـه.

16:05.160 --> 16:07.327
‫- چنده؟
‫- شاید هفت‌هزارتا.

16:07.563 --> 16:09.855
‫- واسه یه اُجاق؟
‫- آخه اُجاق خیلی خوبیـه.

16:09.880 --> 16:11.815
‫آدم چطوری دلش می‌آد هفت‌هزارتا

16:11.840 --> 16:13.611
‫- واسه اُجاق بده؟
‫- وسیله‌ی موردعلاقه‌ی آشپزهاست.

16:14.000 --> 16:16.200
‫به نظرتون خرج اینجا کلاً چقدر می‌شه؟

16:16.840 --> 16:19.080
‫اگه قراره نونوار کنیم

16:19.840 --> 16:21.912
‫- ۷۵ تا ۱۰۰هزارتا می‌شه.
‫- خیلی می‌شه.

16:22.640 --> 16:24.255
‫ببخشین، گوش‌هام ضعیف شده...

16:24.280 --> 16:26.975
‫بله! می‌دونم غافل‌گیر شدی.

16:27.000 --> 16:29.295
‫- آخه ۷۵ تا ۱۰۰ ...؟
‫- گوش‌هات بَدموقع ضعیف شد.

16:29.320 --> 16:31.680
‫مطمئنـم «۱۰۰هزارتا» رو شنیدم.

16:32.041 --> 16:35.040
‫اگه بعضی‌ها رو کارکرده بخری،
‫قیمت نصف می‌شه.

16:35.240 --> 16:38.320
‫- نصف نمی‌شه.
‫- ۳۵ تا ۴۰ درصد کم می‌شه.

16:39.600 --> 16:42.135
‫اگه دستگاه کارکرده و مارک عالی نگیریم...

16:42.160 --> 16:45.575
‫یعنی این‌طوری آخر هفته‌ها
‫می‌تونیم گوشت گاو بپزیم؟

16:45.600 --> 16:46.525
‫آره.

16:46.657 --> 16:48.251
‫اینجا چی بذاریم؟

16:49.040 --> 16:50.815
‫- اینجا رو نگه می‌داریم.
‫- اینجا انبار غذاست، آره.

16:50.840 --> 16:52.695
‫- عع، انبار غذاست؟
‫- آره.

16:52.720 --> 16:55.095
‫وای، کف زمین رو ببین.
‫چقدر کثیفـه.

16:55.120 --> 16:57.895
‫این کثیفی صد سال عمرشـه.

16:57.920 --> 17:00.335
‫واقعاً کثیفـه.
‫توی فریز رو ببین؛ خیلی بَده.

17:00.360 --> 17:01.400
‫حالم بَد شد.

17:01.561 --> 17:03.576
‫باید این دیوارهای کثیف رو تزئین کنیم.

17:03.640 --> 17:05.335
‫هزینه‌ش کمـه و نتیجه هم زیبا می‌شه.

17:05.360 --> 17:06.535
‫باید فریز رو عوض کنی.

17:06.560 --> 17:09.480
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

17:10.440 --> 17:11.800
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

17:12.000 --> 17:15.575
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

17:15.600 --> 17:17.815
‫میزوصندلی اضافه
‫و لیوان‌ها رو می‌ذاریم اینجا.

17:17.840 --> 17:19.535
‫فکر فروشگاه رو از سرت بیرون کن.

17:19.560 --> 17:22.575
‫شما به یه انبار نیاز داری.

17:22.600 --> 17:25.040
‫- انبارِ چی؟
‫- دستمال و پارچه...

17:25.200 --> 17:26.880
‫ظروف اضافه، مواد خشک...

17:27.040 --> 17:30.295
‫میلیون‌ها لیوان، دستمال توالت...

17:30.320 --> 17:31.520
‫و میلیون‌ها چیز دیگه.

17:31.680 --> 17:32.960
‫باید انبار داشته باشی.

17:33.120 --> 17:35.215
‫- هیشکی از پشت‌صحنه‌ی کافه‌ها خبر نداره.
‫- نه والا.

17:35.240 --> 17:38.255
‫همه فقط یه پیشخدمت می‌بینن
‫که براشون نوشیدنی می‌ریزه.

17:38.280 --> 17:39.878
‫اون فقط یه‌درصد ماجراست.

17:40.560 --> 17:41.615
‫و بقیه‌ش هم...

17:41.640 --> 17:43.415
‫ای وای.
‫لیسا من رو...

17:43.440 --> 17:44.775
‫برق از سرش می‌پره!

17:44.923 --> 17:46.043
‫ریدم.

17:46.520 --> 17:48.720
‫چطوری می‌خوای بهش بگی؟
‫آخه فکر نکنم...

17:49.240 --> 17:50.720
‫به همون روش همیشگی.

17:50.880 --> 17:54.160
‫یه راه‌حل پیدا می‌کنم و بهش می‌گم.

17:54.680 --> 17:56.360
‫اگه فقط مسئله رو بهش بگم

17:56.520 --> 17:59.520
‫من رو به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کنه.

18:01.480 --> 18:05.320
‫این فاجعه رو موقتاً گذاشتم کنار

18:05.880 --> 18:07.480
‫و رفتم پیش آلِن

18:08.040 --> 18:08.975
‫اوه اوه.

18:09.000 --> 18:10.918
‫یا خدا!

18:11.920 --> 18:15.400
‫که بهم پیام داده بود
‫منبع گنداب چاه پُر شده

18:16.600 --> 18:18.360
‫و خراب.

18:19.040 --> 18:21.000
‫- سلام، دوستان!
‫- مخلصـم!

18:21.200 --> 18:22.200
‫خسته نباشین.

18:23.074 --> 18:24.529
‫این‌ها دیگه چیـه؟

18:24.554 --> 18:25.994
‫تیکه‌های منبع فایبرگلاسـه.

18:26.240 --> 18:28.398
‫این‌ها ریزش کرده.

18:28.800 --> 18:30.506
‫برو خودت ببین چه خبره، جِرمی.

18:30.880 --> 18:32.040
‫اون پایین رو ببین.

18:33.720 --> 18:35.000
‫اوه اوه!

18:35.160 --> 18:36.236
‫دقیقا!

18:47.800 --> 18:49.480
‫- افتضاحـه.
‫- خدایا...

18:51.080 --> 18:52.080
‫پاره شدم.

18:53.120 --> 18:56.160
‫علت اصلی این بو، روغنـه.

18:57.160 --> 18:58.834
‫این بوی چربیـه.

18:58.880 --> 19:00.800
‫بوی تیز مال چربیـه؟

19:00.903 --> 19:03.383
‫- روغن؟
‫- این‌که بوی گُه خالص می‌ده.

19:03.408 --> 19:05.840
‫همون چربی‌ها باعث ریزش شده.

19:06.000 --> 19:07.685
‫- یعنی حجمش؟
‫- وزنش زیاد شده و ریخته.

19:07.889 --> 19:09.840
‫اون روغن باعث می‌شه گُه از آب جدا بمونه.

19:10.000 --> 19:11.840
‫- داره می‌کِشه بالا؟
‫- آره.

19:12.000 --> 19:13.760
‫- می‌ره توی مخزن شما؟
‫- آره.

19:13.920 --> 19:17.080
‫باید لوله‌های جدید براش بذاریم که کار کنه.

19:17.754 --> 19:18.795
‫باشه.

19:19.742 --> 19:22.295
‫ناگفته نمونه که
‫لوله‌کشی‌ها مال دهه ۶۰ یا ۷۰ـه.

19:22.320 --> 19:23.560
‫تا حالا تمیز نشده بوده.

19:23.720 --> 19:25.975
‫یعنی این‌همه سال
‫داشته روغن و گُه جمع می‌کرده.

19:26.000 --> 19:27.440
‫از دهه‌ی ۸۰ که کافه راه افتاده.

19:27.600 --> 19:29.055
‫ولی مخزن از قبل بوده.

19:29.080 --> 19:30.640
‫- ۵۰ سال آزگار.
‫- آره.

19:30.923 --> 19:34.815
‫عع، یکی گوشی‌ش رو جا گذاشته.

19:34.840 --> 19:37.320
‫- شاید هنوز کار کنه.
‫- می‌گه شاید کار کنه!

19:37.480 --> 19:38.847
‫تلفن نو، بخور پلو.

19:39.038 --> 19:41.067
‫یا خودِ خدا.

19:42.280 --> 19:44.480
‫نه.
‫باور نمی‌کنم.

19:45.040 --> 19:46.040
‫آخه چطوری؟

19:46.200 --> 19:48.520
‫یه انسان رفته بود اون پایین؟

19:48.545 --> 19:49.480
‫بله!

19:49.505 --> 19:51.705
‫- چطوری نفس می‌کِشه؟
‫- فردا قراره بره تعطیلات.

19:53.800 --> 19:56.215
‫یه سفر می‌ره یونان.

19:56.240 --> 19:58.200
‫- ولی مشکل اینـه که...
‫- می‌ره یونان!

19:58.360 --> 20:01.120
‫تا یه هفته‌ی دیگه بوی گُلاب می‌ده.

20:01.281 --> 20:03.441
‫یعنی بین این‌همه شغل توی دنیا

20:03.832 --> 20:05.647
‫این بابا علاقه‌ش این بوده.

20:05.672 --> 20:07.561
‫زندگی همه‌مون همین‌طور قهوه‌ایـه، داداش.

20:08.800 --> 20:10.200
‫سلام. خوبـی؟

20:10.360 --> 20:11.560
‫از شما بهترم.

20:11.729 --> 20:13.095
‫می‌ری پایین؟

20:13.120 --> 20:14.560
‫خدا رو شکر که جا نمی‌شم.

20:14.979 --> 20:16.139
‫باورنکردنیـه.

20:16.520 --> 20:19.440
‫بچه‌ها، واقعاً کارِتون درستـه.
‫دمتون گرم.

20:22.836 --> 20:24.156
‫بفرما، رئیس.

20:24.192 --> 20:25.735
‫روزهای بعدی

20:25.760 --> 20:29.480
‫کارهای کافه با سرعت مطلوبی پیش می‌رفت.

20:35.560 --> 20:38.320
‫فعلاً که اینجا مثل آشغال‌دونیـه.

20:43.440 --> 20:46.080
‫و در این بین

20:46.240 --> 20:48.200
‫سو دنبال یه آشپز می‌گشت.

20:48.360 --> 20:50.000
‫واسه آشپزی...

20:50.200 --> 20:52.480
‫لیسا هم داشت میزوصندلی می‌خرید.

20:53.400 --> 20:56.270
‫میزهای بیستروی فرانسوی رو خیلی دوست دارم.

20:56.600 --> 20:59.735
‫این هم پایه‌ی قشنگیـه.
‫می‌تونیم یه گوی براق روش بذاریم.

20:59.902 --> 21:01.702
‫به‌به، چقدر متنوع!

21:01.960 --> 21:03.840
‫اینجا رو!

21:04.720 --> 21:08.960
‫من هم مشغول آماده‌کردن غذای گاوها بودم

21:11.440 --> 21:15.400
‫و باید می‌رفتم به آبجوسازی «هاکستون».

21:16.240 --> 21:17.855
‫وزن‌شون چقدره؟

21:17.880 --> 21:19.000
‫تقریباً یک‌تُن.

21:19.904 --> 21:21.944
‫آقای مارکِ آبجوساز

21:22.040 --> 21:24.360
‫واسه گاوها مواد مغذی آماده کرد.

21:26.000 --> 21:28.120
‫توی این جعبه‌ها

21:28.760 --> 21:30.630
‫دونه‌های جو هست.

21:30.960 --> 21:33.363
‫مواد مصرف‌شده‌ی آبجوسازیـه.

21:34.120 --> 21:36.280
‫هرکدوم نیم‌تُن دارن.

21:37.440 --> 21:40.360
‫این‌ها رو می‌دیم به گاوها بخورن.

21:40.615 --> 21:41.975
‫چرخه‌ی جالبی داره.

21:42.040 --> 21:44.960
‫غذای مصرف‌شده رو می‌دیم به گاوها

21:45.120 --> 21:47.760
‫گاوها تُپل می‌شن و می‌رینن روی زمین

21:47.960 --> 21:51.137
‫جو روی اون زمین رشد می‌کنه
‫و می‌آد اینجا که آبجو بشه.

21:51.800 --> 21:53.240
‫هیچی هدر نمی‌ره.

21:53.440 --> 21:56.405
‫گرتا تونبرگِ مناطق محروم، منـم. ‫(گرتا
تونبرگ: فعال محیط‌زیست، اهل سوئد.)

21:59.800 --> 22:03.160
‫توی مزرعه، با کِیلب، آشپز دوم، همراه شدم

22:03.320 --> 22:07.400
‫تا با هم غذای پُروپیمون گاوها رو درست کنیم.

22:08.055 --> 22:10.504
‫این رو با جو قاطی می‌کنیم.

22:10.529 --> 22:13.040
‫همون جوهای بَدی که سال پیش فروش نرفت.

22:13.200 --> 22:15.280
‫- باید لوله‌ای دربیان.
‫- آره. لوله‌ای.

22:15.440 --> 22:16.840
‫- بعدش شیره‌ی چغندر
‫- آره.

22:16.865 --> 22:18.209
‫که یه‌کم شیرین بشه.

22:18.240 --> 22:20.215
‫- اون‌طوری راحت‌تر می‌خورن.
‫- آره.

22:20.240 --> 22:24.590
‫و در آخر، تفاله‌های سبزیجاتی
‫که ازشون روغن گرفتیم.

22:24.615 --> 22:25.561
‫خوبـه.

22:25.586 --> 22:27.640
‫یا نظرت چیـه که

22:27.840 --> 22:31.000
‫هرروز براشون غذا از رستوران سفارش بدیم؟

22:33.360 --> 22:36.655
‫برای ترکیب غذاها با هم

22:36.680 --> 22:40.405
‫چارلی یه مخلوط‌کن غول‌پیکر سفارش داد.

22:41.000 --> 22:42.175
‫سلام، داداش.
‫روزت به‌خیر.

22:42.200 --> 22:43.400
‫سلام. احوال شما؟
‫جِیمز هستم.

22:43.560 --> 22:46.200
‫- سلام. جِرمی‌ام. خوبـی شما؟
‫- سلام. ممنون. جِیمز هستم.

22:46.400 --> 22:48.200
‫پس یه جاروبرقی بزرگ داره.

22:48.400 --> 22:50.280
‫جو رو می‌کِشه داخل

22:50.920 --> 22:53.680
‫همه‌ی غذاها رو می‌بلعه
‫و اون وسط قاطی‌شون می‌کنه.

22:53.840 --> 22:55.013
‫اون‌تو قاطی می‌کنه؟

22:55.038 --> 22:55.920
‫آره.

22:56.080 --> 22:58.560
‫بعدش مواد معدنی و شیره رو اضافه می‌کنم.

23:05.720 --> 23:07.520
‫چقدر لذت‌بخشـه.

23:08.064 --> 23:09.572
‫دوست دارم تا فردا جارو کنم.

23:14.680 --> 23:16.480
‫- راهش رو باز کنم؟
‫- زحمتت.

23:18.280 --> 23:21.560
‫آشپزی با کامیون مخلوط‌کن چه حالی می‌ده!

23:22.360 --> 23:23.520
‫گوردون رمزی

23:23.720 --> 23:25.600
‫مارکو پیِر وایت

23:25.800 --> 23:28.440
‫آنگوس اِستِیک‌هاوس...
‫هیچ‌کدوم این کار رو بلد نیستن.

23:33.792 --> 23:34.812
‫این هم از این.

23:35.760 --> 23:36.784
‫غذای گاو.

23:39.280 --> 23:41.720
‫کمی بعد که وقت غذادادن رسید

23:41.880 --> 23:43.960
‫دونه‌های جو رو هم اضافه کردیم.

23:44.120 --> 23:46.000
‫این‌طوری می‌پاشی روشون.

23:46.880 --> 23:48.640
‫و شام سرو شد.

23:52.440 --> 23:53.720
‫بیاین، دوستان!

23:53.880 --> 23:54.880
‫غذا آوردم براتون.

23:55.960 --> 23:58.320
‫بزن روشن شی!

23:59.040 --> 24:00.074
‫می‌بینی؟

24:00.600 --> 24:02.480
‫آفرین. مثل مَرد بخورین.

24:02.640 --> 24:04.120
‫می‌بینی؟

24:04.320 --> 24:06.640
‫خوب شد شیره هم ریختیم.

24:06.800 --> 24:09.400
‫از همین‌الان دارن چاق می‌شن.

24:09.693 --> 24:10.687
‫دارن عشق می‌کنن.

24:10.880 --> 24:12.160
‫آره. مشخصـه.

24:19.280 --> 24:20.520
‫توی کافه

24:20.545 --> 24:24.499
‫زمین محکمی نبود که بشه روش پا گذاشت.

24:27.560 --> 24:30.171
‫من هم با همراه و دوست موردعلاقه‌م

24:30.200 --> 24:32.200
‫رفتم بوته‌های اضافه رو قطع کنم.

24:34.640 --> 24:36.240
‫باریکلا!

24:38.440 --> 24:41.880
‫صداش به روحم آرامش می‌ده.

24:42.720 --> 24:44.000
‫بنواز.

24:47.240 --> 24:51.800
‫متأسفانه سو و رِیچِل صدام زدن
‫و جلسه‌ی تراپی‌م زود تموم شد.

24:52.360 --> 24:55.160
‫گفتن فوراً برم دیدن‌شون.

24:56.160 --> 24:58.240
‫خب، اولین مورد

24:58.640 --> 25:01.760
‫تزئین تراس پُشتی با میزهای چتریـه.

25:02.120 --> 25:05.360
‫مجبور شدیم ۴۰ دقیقه پیش سفارش بدیم

25:05.520 --> 25:08.080
‫که عقب نمونیم.

25:08.240 --> 25:10.655
‫حالا چقدر شد؟
‫از این چتر بزرگ‌هاست دیگه؟

25:10.680 --> 25:13.640
‫آره. سه‌تا چتر بزرگ
‫که کل تراس رو پوشش بده.

25:13.800 --> 25:14.720
‫خب.

25:14.880 --> 25:16.855
‫تقریباً ۴۰ هزار پوند شد.

25:16.880 --> 25:18.280
‫که شامل سیستم الکتریکی

25:18.318 --> 25:19.615
‫نورپردازی

25:20.280 --> 25:23.175
‫موندگاری بالا و آماده‌سازی
‫فاز سه‌مرحله‌ای هم داره.

25:23.200 --> 25:26.175
‫به آلِن هم خبر دادیم،
‫ولی واسه نصبش برنامه نریختیم.

25:26.200 --> 25:28.240
‫شرمنده. اجازه بدین.

25:29.120 --> 25:31.415
‫۴۰هزارتا واسه چندتا چتر؟

25:31.440 --> 25:32.560
‫- آره.
‫- بزرگـن. هشت متر ارتفاع.

25:32.660 --> 25:35.280
‫۴۰هزارپوند واسه چتر؟

25:35.440 --> 25:36.240
‫آره.

25:36.440 --> 25:40.415
‫اگه هوا بارونی باشه و چتر نباشه،
‫کسی روی تراس غذا نمی‌خوره.

25:40.440 --> 25:42.306
‫نه، می‌دونم که چتر لازمـه

25:42.360 --> 25:46.160
‫ولی حقیقتاً این مبلغ دیوونگیـه.

25:46.680 --> 25:49.040
‫می‌خواستیم یه‌جوری نشه که...

25:49.200 --> 25:51.800
‫می‌شد ارزون‌تر هم دربیاد

25:51.960 --> 25:54.032
‫مثلاً اگه سایه‌بون می‌ذاشتیم.

25:54.057 --> 25:57.403
‫- آره.
‫- ولی با توجه به اندازه‌ی تراس

25:57.440 --> 26:00.040
‫احتمالاً ۵۰تا سایه‌بون می‌خوایم.

26:00.200 --> 26:02.575
‫اون‌وقت تراس مثل
‫دریایی از سایه‌بون‌ها می‌شه.

26:02.600 --> 26:05.744
‫تازه شکل میزها طوریـه
‫که سایه‌بون وسط می‌افته

26:05.769 --> 26:08.095
‫و یه عده دور میز می‌رن زیر نورش.

26:08.120 --> 26:09.975
‫اگه بارون بیاد که دیگه دردسره.

26:10.000 --> 26:12.480
‫مثلاً ما خیس نمی‌شیم، ولی تو چرا.

26:12.596 --> 26:14.735
‫- نمی‌شه.
‫- چطور به این نقطه از زندگی رسیدم؟

26:14.760 --> 26:17.255
‫اگه زیر یه سایه‌بون بوده باشی،
‫می‌دونی چی می‌گم.

26:17.280 --> 26:20.033
‫نه. فقط باورم نمی‌شه که توی ۶۴ سالگی‌م

26:20.058 --> 26:22.855
‫یه‌نفر خیلی جدی بهم گفت:

26:22.880 --> 26:25.640
‫«چترها برات ۴۰هزارتا آب می‌خوره.»

26:25.800 --> 26:28.255
‫- باهاش می‌شه چندتا پراید خرید.
‫- یعنی فکر کردی

26:28.280 --> 26:31.240
‫خرید کافه بالاترین هزینه‌ت می‌شه؟

26:31.265 --> 26:34.055
‫گفتم بار رو بازسازی می‌کنم و تمام.

26:34.080 --> 26:37.120
‫اتفاقاً اون بار
‫تنها چیزیـه که بازسازی نمی‌خواد.

26:37.824 --> 26:38.839
‫عع...

26:38.960 --> 26:40.937
‫هنوز هزینه‌ی میزوصندلی‌ها رو نگفتیم.

26:41.560 --> 26:43.838
‫- آره.
‫- سلیقه‌ی لیسا حرف نداره.

26:44.320 --> 26:46.000
‫- خوش‌سلیقه‌ست.
‫- حالا چقدر شد؟

26:46.305 --> 26:47.825
‫- ۴۰هزارتا.
‫- آره.

26:49.400 --> 26:52.120
‫پس با چترها مشکلی نداری؟

26:54.800 --> 26:57.160
‫یه ساعت بهم وقت بدین.

26:57.320 --> 26:58.440
‫باشه.

27:00.360 --> 27:03.335
‫بودجه که سر به فلک کشیده بود.

27:03.522 --> 27:06.722
‫رفتم ببینم آلِن چی‌کار می‌کنه.

27:08.491 --> 27:10.495
‫- چقدر اینجا خوب شده.
‫- خوشت اومد؟

27:10.520 --> 27:12.480
‫اصلاً سُر نمی‌خوری.

27:12.640 --> 27:14.255
‫یعنی دیگه سُر نمی‌خوریم؟

27:14.280 --> 27:16.520
‫نه. مگه این‌که خیلی عصبانی بشی.

27:17.960 --> 27:21.040
‫منظره‌ی قشنگیـه، ولی بگو ببینم
‫اول خبر بد رو بدم یا خبر خوب؟

27:22.200 --> 27:23.080
‫چی؟

27:23.240 --> 27:25.040
‫هزینه دوبرابر شد، برادر.

27:26.120 --> 27:29.560
‫- هزینه‌ی چی؟
‫- این. به‌خاطر اینجاش دوبرابر شد.

27:30.480 --> 27:32.080
‫- چی؟
‫- آره. شرمنده.

27:32.600 --> 27:35.360
‫- گرفتی ما رو؟
‫- نه. جایی‌ت رو نگرفتم.

27:35.960 --> 27:39.200
‫از ۲۰هزارتا رسیدیم به ۴۰هزارتا.

27:40.040 --> 27:43.015
‫چاره‌ای نداریم.
‫گفتن سطح ضدلغزنده باشه.

27:43.040 --> 27:45.200
‫بدون این‌ها نمی‌شه.

27:45.880 --> 27:47.840
‫- همچین چیزی باید دوبرابرش کنه؟
‫- آره.

27:48.040 --> 27:48.975
‫- البته تقریباً
‫- به‌خاطر این؟

27:49.000 --> 27:50.295
‫باید ۱۶هزار تا اضافه بشه

27:50.320 --> 27:52.520
‫اُجرت هم حساب می‌شه.

27:52.680 --> 27:55.440
‫تیغ زیادی هم واسه بُرش لازم داریم.

27:55.640 --> 27:56.800
‫خب پس

27:57.000 --> 27:58.954
‫پس وضعیت چترها هم مشخص شد.
‫می‌دونی که...

27:59.040 --> 28:00.335
‫آره. چترها رو بیخیال.

28:00.360 --> 28:01.426
‫ولی نظرت درباره‌ی

28:01.520 --> 28:05.360
‫اون سایه‌بون‌هایی که
‫از دیوار ساختمون‌ها بیرون می‌آد، چیـه؟

28:06.360 --> 28:09.840
‫اگه بتونیم از اونجا...
‫بذار نشونت بدم.

28:10.000 --> 28:11.680
‫اگه سایه‌بون‌ها رو

28:12.640 --> 28:16.280
‫از بین طاق دَر و ناودون

28:16.800 --> 28:18.320
‫- بیاریم جلو...
‫- خب.

28:18.600 --> 28:20.240
‫یه شیب هم بهشون بدیم...

28:20.400 --> 28:24.600
‫نه. بره بالا بهتره.
‫یه میله می‌ذارم که ببرش بالا.

28:24.800 --> 28:26.055
‫اتفاقاً

28:26.080 --> 28:28.735
‫توی کافه‌ی «تری هورس‌شوز»
‫از این خیمه‌ها گذاشتن.

28:28.760 --> 28:29.720
‫جداً؟

28:30.282 --> 28:32.282
‫پس بگیم بیان نظرشون رو بدن.

28:32.483 --> 28:33.490
‫آره.

28:35.000 --> 28:38.975
‫راه‌اندازی کافه فقط با ۲۵هزار پوند

28:39.000 --> 28:42.360
‫رؤیایی بیش نبود.

28:43.200 --> 28:45.575
‫ولی فکرکردن بهش هم سودی نداشت

28:45.600 --> 28:49.480
‫چون درگیری‌های دیگه‌ای توی مزرعه داشتم

28:49.640 --> 28:51.720
‫که باید بهشون رسیدگی می‌کردم.

28:52.160 --> 28:55.320
‫بچه‌خوک‌های جدیدی از راه رسیده بودن.

28:57.840 --> 28:59.600
‫شگفتا!

28:59.760 --> 29:01.640
‫- همه‌شون زنده موندن؟
‫- قشنگ یه ارتشـن.

29:01.800 --> 29:03.255
‫یک، دو

29:03.975 --> 29:06.135
‫- سه، چهار، پنج
‫- نمی‌شه شمردشون.

29:06.169 --> 29:08.849
‫شیش، هفت، هشت، نه
‫و یکی هم اونجاست که می‌شه دَه‌تا.

29:09.259 --> 29:11.680
‫- بدون تلفات.
‫- چقدر زیبا.

29:12.125 --> 29:14.720
‫ببین چجوری توی هم می‌لولن.
‫جیگرشونو بخورم.

29:14.880 --> 29:15.975
‫ولی دَم مامانه گرم.

29:16.000 --> 29:18.760
‫چه خبر خوبی.
‫خوش‌حال شدم.

29:19.640 --> 29:22.440
‫بعد رفتیم سراغ ریچارد هَم.

29:22.525 --> 29:26.920
‫دیلوینِ دامپزشک واسه‌ش
‫یه راه‌حل خوب ارائه داد.

29:28.440 --> 29:30.080
‫قضیه اینـه که

29:30.280 --> 29:33.855
‫ریچارد هَم بزرگ شده
‫و ممکنـه بره سراغ خواهرهاش

29:33.880 --> 29:35.110
‫پس باید برش‌گردونیم پیش پسرها.

29:35.135 --> 29:35.935
‫خوبـه.

29:35.960 --> 29:39.600
‫ولی دیلوین می‌گه
‫اگه یه‌هو بذاریمش پیش پسرها

29:39.865 --> 29:41.305
‫این‌قدر می‌زننش که بمیره.

29:41.360 --> 29:42.335
‫آخِی.

29:42.360 --> 29:44.360
‫گفت تنها راه دیگه

29:44.779 --> 29:46.691
‫اینـه که یه آغل کوچیک بسازیم،
‫مثل اینی که ساختم

29:46.807 --> 29:47.775
‫و بعدش

29:47.800 --> 29:51.280
‫اون رو با کوچیک‌ترین پسر بفرستیم اونجا.

29:51.480 --> 29:54.280
‫یه هفته با هم هستن
‫و دوتا رفیقِ شفیق می‌شن

29:54.440 --> 29:57.320
‫بعدش برمی‌گردن پیش پسرها
‫و احتمالاً همه‌چی خوب پیش می‌ره.

29:57.480 --> 29:58.400
‫خوبـه.

29:58.600 --> 29:59.800
‫آماده‌ای، ریچارد؟

29:59.960 --> 30:01.177
‫اینجاست.

30:01.920 --> 30:03.440
‫آفرین، کِیلب.

30:06.200 --> 30:08.520
‫حالا هَم وارد شد.

30:08.720 --> 30:10.080
‫بذار ببینم...

30:10.360 --> 30:11.240
‫چیزیش نمی‌شه.

30:11.400 --> 30:13.560
‫این دوتا قراره با هم رفیق بشن.

30:13.617 --> 30:15.817
‫یه هفته بعدش برمی‌گردن پیش پسرها

30:16.120 --> 30:19.080
‫و رفیقش دیگه ازش محافظت می‌کنه.

30:19.720 --> 30:20.735
‫دقت کردین ریچارد هَم

30:20.760 --> 30:23.015
‫- چه بچه‌مثبت و گوگولیـه؟
‫- آره.

30:23.040 --> 30:25.575
‫هنوز نه تجربه‌ی عرق‌خوری داره
‫و نه تجربه‌ی دعوا.

30:25.600 --> 30:26.935
‫چشم‌های ریزش رو خیلی دوست دارم.

30:26.960 --> 30:28.360
‫ولی به‌زودی تجربه می‌کنه.

30:29.160 --> 30:30.600
‫ظاهراً کنار هم خوش‌حالـن.

30:31.240 --> 30:33.680
‫فکر کنم اون یکی هم خوش‌ذاتـه.

30:34.483 --> 30:35.509
‫عع...

30:35.920 --> 30:38.320
‫- اوه! یه‌هو چی شد؟
‫- چه خبره...؟

30:38.800 --> 30:39.640
‫ای وای!

30:39.800 --> 30:40.960
‫ریچارد!

30:41.680 --> 30:44.200
‫- تکون نمی‌خوره!
‫- اون داداشتـه!

30:44.720 --> 30:48.666
‫باید از ریچارد محافظت کنه، نه این‌که...

30:49.160 --> 30:52.560
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم!

30:53.160 --> 30:54.440
‫به ما دروغ گفتن.

30:55.440 --> 30:56.840
‫خوک‌ها فریاد نمی‌زنند.

30:57.920 --> 30:59.640
‫بالاخره تموم شد.

31:00.015 --> 31:01.855
‫ببین، جِرمی

31:01.880 --> 31:04.400
‫اگه بره پیش پسرها
‫دسته‌جمعی بهش تجاوز می‌کنن.

31:04.560 --> 31:06.200
‫خب پیش دخترها هم نمی‌شه بره.

31:06.360 --> 31:08.400
‫خدا رو شکر که حامله نمی‌شه.

31:08.560 --> 31:10.335
‫الان مشکلی رو حل نکردیم.

31:10.360 --> 31:11.615
‫باید به دیلوین زنگ بزنم.

31:11.640 --> 31:14.480
‫- چی می‌خوای بگی؟
‫- می‌گم «الان چی‌کار کنم؟»

31:14.680 --> 31:17.480
‫اصطلاح «گوساله‌ی خنثی» رو شنیدین؟

31:17.775 --> 31:18.575
‫نه.

31:18.600 --> 31:22.040
‫قضیه اینـه که اگه گاو یه دوقلو بزاد

31:22.240 --> 31:24.320
‫ و یکی‌شون پسر و اون یکی دختر باشه

31:24.480 --> 31:25.920
‫دختره که می‌آد بیرون

31:26.080 --> 31:28.000
‫نمی‌دونه جنسیتش چیـه.

31:28.640 --> 31:30.880
‫منظورم اینـه که این پسر

31:31.040 --> 31:33.600
‫دُمش رو داد کنار،
‫چون فکر می‌کرد دختره.

31:33.760 --> 31:37.280
‫شاید ریچارد هَم ترنس باشه.

31:37.720 --> 31:39.920
‫دیگه خوک‌ها هم ترنس دارن؟

31:41.210 --> 31:44.328
‫احساس می‌کنم توی جلسه‌ی
‫حزب کارگران نشستم.

31:44.360 --> 31:45.295
‫گوش نمی‌دی.

31:45.320 --> 31:47.470
‫می‌شه یه روز
‫مثل یه کشاورز معمولی زندگی کنیم؟

31:47.520 --> 31:49.293
‫- بَد نمی‌گه‌ها.
‫- باور کن جدی می‌گم!

31:49.320 --> 31:50.280
‫معمولاً این‌طوریـه.

31:50.480 --> 31:52.135
‫یه‌بار توی یه زمین کار می‌کردم...

31:52.160 --> 31:54.135
‫همین‌طور که استاد کوپر نُطق می‌کردن

31:54.160 --> 31:55.495
‫هم دودول داشت و هم واژن.

31:55.520 --> 31:58.685
‫ریچارد باز هم از کاشانه‌ی خود فرار کرد

31:58.716 --> 32:02.246
‫و رفت پیش برادرها و پسرخاله‌هاش.

32:02.440 --> 32:05.640
‫من هم به دیلوین زنگ زدم.

32:06.080 --> 32:07.240
‫همون طور که گفتی

32:07.800 --> 32:08.975
‫انجامش دادم.

32:09.000 --> 32:12.120
‫گوشه‌ی آغل پسرها
‫یه آغل کوچیک واسه‌ش ساختم

32:12.280 --> 32:13.975
‫یه خوک دیگه رو هم بردم

32:14.000 --> 32:16.800
‫و گذاشتم با هم باشن.

32:16.960 --> 32:18.360
‫- خب؟
‫- و هنوز یه دقیقه نشده بود

32:18.520 --> 32:21.600
‫که خوک دیگه وحشیانه بهش تجاوز کرد.

32:22.257 --> 32:23.336
‫صحیح.

32:23.800 --> 32:27.375
‫کنجکاوی‌های دوران نوجَوونیـه دیگه.

32:27.400 --> 32:28.575
‫طبیعیـه که...

32:28.600 --> 32:29.760
‫نه. ببین...

32:29.920 --> 32:31.855
‫نوجَوون‌های شهر شما رو نمی‌دونم

32:31.880 --> 32:34.335
‫ولی توی یورکشایر از این چیزها نداریم.

32:34.360 --> 32:37.326
‫حتی تا حالا به ذهنم خطور نکرده.

32:37.800 --> 32:40.960
‫حالا ریچارد هَم رفته پیش بقیه‌ی پسرها.

32:41.120 --> 32:42.735
‫داره کتک می‌خوره یا نه؟

32:42.760 --> 32:44.695
‫نه. هنوز نه.

32:44.720 --> 32:46.760
‫اگه من باشم

32:46.920 --> 32:48.880
‫صبر می‌کنم ببینم
‫توی گروه بزرگ‌تر چی‌کار می‌کنه.

32:49.040 --> 32:52.600
‫اگه باهاشون مشکلی نداشته باشه،
‫تمومـه دیگه.

32:52.935 --> 32:53.735
‫باشه.

32:53.760 --> 32:56.160
‫- دمت گرم. ممنون. خدافظ.
‫- قربونت. خدافظ.

32:59.680 --> 33:04.080
‫خوشبختانه، کار بعدی‌م با بُزها بود

33:04.240 --> 33:06.125
‫که سرراست و بی‌شیله‌پیله بودن.

33:07.440 --> 33:10.960
‫چند هفته‌ی اخیر رو با حصار نامرئیِ مرتع

33:11.120 --> 33:14.760
‫تمرین می‌کردن و حسابی مشغول بودن.

33:15.550 --> 33:18.070
‫این هم از مرتع.

33:18.600 --> 33:19.760
‫الان اینجان.

33:19.920 --> 33:20.948
‫می‌بینین؟

33:21.360 --> 33:25.760
‫نگاه مرگبار ایلان ماسک
‫نمی‌ذاره از محدوده خارج بشن.

33:27.200 --> 33:28.255
‫بفرمایید، بُزها.

33:28.280 --> 33:29.960
‫- آماده‌ای؟
‫- بله.

33:30.920 --> 33:33.080
‫حالا که حسابی حرف‌گوش‌کن شده بودن

33:33.180 --> 33:37.165
‫وقتش رسیده بود کاری رو انجام بدن
‫که واسه همون خریده بودمشون.

33:37.190 --> 33:38.257
‫همین‌طور بیاین.

33:39.440 --> 33:40.560
‫بیاین.

33:40.720 --> 33:42.375
‫یعنی پاکسازی بوته‌ها

33:42.400 --> 33:45.600
‫در نقاط غیرقابل‌دسترس مزرعه.

33:46.640 --> 33:48.640
‫ظاهراً بُزها روی تپه‌ها راحتـن.

33:48.840 --> 33:50.480
‫ویژگی‌شون همینـه دیگه!

33:52.320 --> 33:53.400
‫این هم از این.

33:53.600 --> 33:56.800
‫عملیات پاکسازی رو جایی شروع می‌کنیم
‫که نمی‌شه حصار واقعی گذاشت.

33:57.400 --> 33:58.440
‫نگاهشون کن.

33:58.600 --> 34:01.440
‫- حسابی گشنه شونـه.
‫- اینجا بهشت بُزهاست.

34:03.935 --> 34:05.615
‫قراره چه مساحتی رو پوشش بدن؟

34:05.640 --> 34:06.935
‫- خب...
‫- نرم‌افزار رو ببین.

34:06.960 --> 34:09.417
‫- من ندارمش.
‫- من دارم.

34:10.240 --> 34:12.600
‫تقریباً چهارهزارمترمربع.

34:12.813 --> 34:14.320
‫همون نیم‌هکتار.

34:14.480 --> 34:18.040
‫وقتی یه نقطه رو تموم می‌کنن

34:18.237 --> 34:19.325
‫باید سریع ببریمشون یه جای دیگه.

34:19.350 --> 34:21.066
‫بهش می‌گن «چرای فشرده‌ی کوتاه‌مدت».

34:23.680 --> 34:26.695
‫ما خریدیمشون که همین بوته‌ها رو درو کنن.

34:26.720 --> 34:28.920
‫اون هم در عرض پنج دقیقه.

34:29.080 --> 34:31.680
‫اون بوته‌هه کارش تمومـه.

34:32.520 --> 34:33.960
‫عالیـه.

34:40.120 --> 34:42.800
‫جدا از ماجرای چاق‌کردن گاوها

34:42.960 --> 34:46.720
‫فعلاً کار دیگه‌ای با حیوون‌ها نداشتیم.

34:48.880 --> 34:52.160
‫به‌جاش، تمرکزم رو روی کافه گذاشتم

34:52.360 --> 34:54.720
‫و یه هو ایده‌ی خفنی به ذهنم رسید.

34:54.920 --> 34:58.120
‫بین ۱۰ تا ۱۵ میل زده بیرون.

34:59.480 --> 35:02.840
‫واسه این‌که کافه‌م رو
‫به مضمون «کشاورزی» آغشته کنم

35:03.000 --> 35:05.920
‫تصمیم گرفتم یه تراکتور قدیمی رو
‫از سقف آویزون کنم.

35:07.960 --> 35:11.228
‫ولی اول باید دستی روش می‌کِشیدم.

35:12.742 --> 35:14.280
‫تراکتور رو برداشتم

35:14.880 --> 35:17.735
‫و حالا باید یه تغییراتی توش بدم.

35:17.760 --> 35:20.000
‫به نظرم، آدم باید همچین کاری رو

35:20.160 --> 35:23.360
‫به یه مَرد کوچیک
‫توی یه روستای دورافتاده بسپره.

35:23.720 --> 35:29.080
‫واسه همین اومدم به روستایی
‫که صدها کیلومتر از تمدن به دوره.

35:29.720 --> 35:31.280
‫جایی که مَردی کوچیک زندگی می‌کنه

35:31.840 --> 35:33.800
‫و قراره کار ما رو راه بندازه.

35:35.600 --> 35:36.881
‫خود خودشـه.

35:37.870 --> 35:38.895
‫رفیق!

35:38.920 --> 35:41.120
‫سلام! خوش اومدی.

35:41.800 --> 35:43.800
‫دستگاه... همینـه؟

35:44.000 --> 35:44.880
‫آره.

35:45.040 --> 35:46.680
‫- این‌که مدل ۳۵ـه.
‫- می‌دونم.

35:46.800 --> 35:48.480
‫چه تراکتور مشتی‌ای.

35:48.790 --> 35:51.656
‫البته این واسه امثال شما
‫آخرِ تکنولوژیـه، نه؟

35:52.320 --> 35:54.040
‫- خب دستگاه خوبیـه دیگه!
‫- همشهری‌هات ببیننش، می‌گن

35:54.200 --> 35:56.775
‫«وای! احتراق داخلی داره!»

35:56.800 --> 35:58.495
‫- از این بدترش هم داریم.
‫- «اینجاش رو ببین!»

35:58.520 --> 36:01.323
‫بدتر از این‌هاش هنوز استرداد می‌شه.
‫ما که مردم ولز نیستیم.

36:02.040 --> 36:03.375
‫- اینجا جزو ولزه دیگه.
‫- کی گفته؟

36:03.400 --> 36:06.840
‫چهار ساعت پیش از مرز اِم۵ رد شدم.

36:07.000 --> 36:08.935
‫- اونجا مرز نیست...
‫- خیلی هم هست!

36:08.960 --> 36:10.280
‫- نیست.
‫- هست.

36:10.365 --> 36:12.535
‫تصورت اینـه که ولزی‌ها
‫این‌طرف مرز وایستادن

36:12.560 --> 36:13.811
‫و اون‌طرف انگلیسی‌ها با تیروکمون آماده‌ان.

36:13.836 --> 36:14.822
‫دقیقاً همینـه.

36:15.120 --> 36:19.920
‫بعداز این‌که
‫بحث تاریخی‌سیاسی‌مون به پایان رسید

36:20.080 --> 36:22.120
‫برگشتیم به تراکتورم.

36:22.520 --> 36:25.640
‫باید زیر ۷۵۰ کیلو بشه

36:25.665 --> 36:27.625
‫وگرنه سقف کافه می‌آد پایین.

36:27.960 --> 36:30.920
‫اگه بخوایم دل‌وروده‌ش رو بریزیم بیرون

36:30.954 --> 36:32.009
‫همه‌چی‌ش رو دربیاریم...

36:32.160 --> 36:36.680
‫و می‌خوام بدنه و گِل‌گیرها رنگ بشه.

36:37.080 --> 36:38.375
‫کجاهاش رنگ بشه؟

36:38.400 --> 36:39.400
‫هرجا که قرمزه.

36:39.560 --> 36:42.360
‫آها. پس این قسمت‌ها هیچی.

36:42.520 --> 36:43.320
‫اون‌ها هیچی.

36:43.520 --> 36:45.520
‫به نظرم رنگ متالیک بزن.

36:46.040 --> 36:47.600
‫- مشکی؟
‫- منظورم رو فهمیدی؟

36:47.920 --> 36:49.280
‫اون متالیکـه؟

36:49.760 --> 36:51.695
‫- آره. متالیکـه.
‫- توی دهات شما متالیکـه؟

36:51.720 --> 36:52.775
‫- آره!
‫- خوبـه.

36:52.800 --> 36:54.680
‫چی می‌گی، مَرد؟

36:54.840 --> 36:57.520
‫دهات من و تو نداره که.

36:58.215 --> 37:00.455
‫می‌تونی تا قبل‌از جشن پانتومیم تحویل بدی؟

37:00.480 --> 37:02.120
‫یعنی می‌خوای...

37:03.440 --> 37:05.335
‫کِی قراره بری سوئیندون؟

37:05.360 --> 37:07.560
‫- قرار نیست برم...
‫- دروغ نگو.

37:13.358 --> 37:15.340
‫- راستی تو هم توی سریال هستی‌ها.
‫- چجوری هستم؟

37:15.374 --> 37:16.854
‫نقش بزرگی داری.

37:16.920 --> 37:19.240
‫وقتی کاری نکردم، چجوری توش هستم؟

37:19.400 --> 37:21.840
‫کار که کردی.
‫فقط هنوز خبر نداری.

37:22.440 --> 37:26.600
‫نقش بسیار پُررنگ و جالبی داری.

37:26.760 --> 37:30.319
‫پُررنگ و یه‌کم... خجالت‌آور.
‫(ریچارد هَم = ریچارد هَموند)

37:30.914 --> 37:31.948
‫که این‌طور.

37:32.360 --> 37:33.855
‫تراکتور رو که آوردیم پایین

37:33.893 --> 37:37.813
‫رفتیم سراغ موضوعی که همیشه ازش متنفرم.

37:38.320 --> 37:40.600
‫خب بریم سراغ هزینه‌ها.

37:40.760 --> 37:42.120
‫- بریم.
‫- چرک کف دست.

37:42.280 --> 37:45.560
‫هزینه‌ی همه‌چی توی کافه‌م دوبرابر شد.

37:45.720 --> 37:47.680
‫- خوبـه. پس ما هم می‌کِشیم بالا.
‫- آره.

37:47.880 --> 37:51.840
‫الان بحث صدها هزار پونده
‫یا میلیون‌ها؟

37:51.935 --> 37:53.030
‫دَه‌ها هزار پوند.

37:53.169 --> 37:55.249
‫- دَ‌ه‌ها؟
‫- تقریباً ۲۰هزارتا.

37:55.400 --> 37:59.055
‫واسه رنگش ۲۰هزارتا؟
‫چی؟

37:59.080 --> 38:01.440
‫آره. باید لختش کنیم
‫و دَم‌ودستگاهش رو دربیاریم.

38:01.465 --> 38:02.655
‫با ابزار خاص انجام می‌شه.

38:02.680 --> 38:03.800
‫کاش خودم انجامش می‌دادم.

38:03.960 --> 38:06.720
‫۲۰هزارتا واسه رنگ تراکتور؟

38:06.920 --> 38:11.040
‫حالا که حساب بانکی‌ت داره
‫از همه‌طرف پاره می‌شه

38:11.200 --> 38:12.440
‫بیا ادامه بدیم.

38:12.600 --> 38:16.375
‫تسلیم نشو. هرچی بیشتر
‫از حسابت کار بِکشی، مقاوم‌تر می‌شه

38:16.400 --> 38:19.160
‫و بالاخره اون‌قدر سرسخت می‌شه
‫که نتونی هیچ پولی ازش دربیاری.

38:19.320 --> 38:21.600
‫فعلاً حسابت ضعیف و شل‌و‌ولـه.

38:21.800 --> 38:24.520
‫- چرت‌وپرت نگو. صبر کن.
‫- آسیب‌پذیره.

38:24.727 --> 38:27.487
‫اگه تخفیف ندی، می‌آم مراسم پانتومیم
‫ردیف جلو می‌شینم.

38:27.600 --> 38:28.655
‫قرار نیست پانتومیم برم.

38:28.680 --> 38:31.183
‫اونجا نمایشت در نقش باتِنز رو ‫اون‌قدر نقد می‌کنم که پاره شی.
‫(باتِنز یکی از شخصیت‌های نمایشنامه‌ی پانتومیم «سیندرلا»ست.)

38:31.320 --> 38:33.480
‫پانتومیم نمی‌رم.
‫رنگش چقدر درمی‌آد؟

38:33.680 --> 38:37.240
‫رنگش حداقل لیتری سه‌هزارتا درمی‌آد.

38:37.680 --> 38:39.710
‫- هر لیتر؟
‫- هر لیتر واسه رنگ‌زدن.

38:39.748 --> 38:41.840
‫قبل‌از این‌که راه بیُفتم، چرا نگفتی

38:42.000 --> 38:45.895
‫هزینه‌ش قراره از تولید ناخالص
‫کشورهای اروپایی هم بیشتر بشه؟

38:45.920 --> 38:47.000
‫اگه می‌گفتم، نمی‌اومدی.

38:47.160 --> 38:49.080
‫- بله که نمی‌اومدم.
‫- حالا اومدی و تراکتورت هم آوردی.

38:49.144 --> 38:52.744
‫دیگه راه فراری نیست.

38:53.000 --> 38:56.240
‫یه‌کم بیشتر هم می‌خوام بگیرم که...

38:56.265 --> 38:59.440
‫اگه یه کشاورز معمولی بودم

38:59.600 --> 39:01.440
‫انصافاً ۲۰هزارتا ازم نمی‌گرفتی.

39:01.640 --> 39:04.640
‫کدوم کشاورز معمولی‌ای
‫تراکتورش رو رنگ می‌کنه، دیوانه؟

39:06.632 --> 39:07.668
‫همم...

39:10.320 --> 39:13.960
‫فقط پنج هفته تا راه‌اندازی وقت داشتیم

39:14.120 --> 39:17.360
‫و چاره‌ای جز موافقت با شرایط باتِنز نداشتم.

39:18.807 --> 39:20.527
‫حداقل، خبر خوب این بود که

39:20.640 --> 39:23.280
‫سو و رِیچِل برام یه آشپز پیدا کرده بودن.

39:24.665 --> 39:26.945
‫اسمش نیک بود و مثل خودشون

39:27.040 --> 39:31.760
‫تجربه‌ی زیادی توی راه‌اندازی کافه‌ها داشت.

39:32.900 --> 39:35.580
‫- تا حالا چندتا کافه راه انداختی؟
‫- دَه‌تا.

39:35.960 --> 39:38.120
‫- توی استراتفورد هم کافه داری؟
‫- بله.

39:38.345 --> 39:40.375
‫مشکلی نداری همه‌ش در رفت‌وآمد باشی؟

39:40.400 --> 39:43.360
‫نه بابا. مشکلی نیست.
‫من فقط

39:43.520 --> 39:45.240
‫ناظر کیفیِ اون کافه‌ام.

39:45.440 --> 39:46.375
‫درحال‌حاضر...

39:46.400 --> 39:50.040
‫متأسفانه، نیک گفت راه‌اندازی کافه‌ی من

39:50.200 --> 39:54.240
‫سخت‌تر از کافه‌هاییـه
‫که تا حالا توشون بوده.

39:54.920 --> 39:57.040
‫چیزی که من رو می‌ترسونه

39:57.354 --> 39:59.874
‫اولین مکالمه‌ایـه که با هم داشتیم.

39:59.920 --> 40:02.920
‫شما ۱۷ تا گاو داری که
‫می‌خوای توی کافه بفروشی.

40:03.080 --> 40:04.765
‫مشکل اینـه که چطوری بفروشیم؟

40:04.954 --> 40:05.967
‫یعنی چی؟

40:06.600 --> 40:08.960
‫نمی‌تونیم همه‌ی
‫اندام گاو رو یه‌جا بفروشیم.

40:09.520 --> 40:12.160
‫خب چرا نتونیم... عع...

40:12.666 --> 40:16.801
‫اگه قراره در روز به ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر غذا بدی

40:17.160 --> 40:18.320
‫نمی‌شه که

40:18.480 --> 40:21.680
‫- ۲۰ وعده قلم گاو داشته باشیم...
‫- یعنی قلوه و زبون گاو نمی‌زنی؟

40:21.840 --> 40:25.200
‫۲۰ وعده هم... این‌طوری صدتا
‫سفارش مختلف روی دست‌مون می‌مونه

40:25.225 --> 40:27.385
‫که عملاً غیرممکنـه.

40:27.680 --> 40:31.895
‫پس هر وعده باید
‫فقط یه قسمت از گاو رو بفروشیم.

40:31.920 --> 40:33.640
‫حالا با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنین؟

40:33.800 --> 40:37.000
‫صبر کن. خدایا...
‫سرم داره گیج می‌ره.

40:37.160 --> 40:40.600
‫پس اگه یه گاو ذبح‌شده رو ببریم پیش قصاب...

40:40.800 --> 40:43.920
‫من قسمت‌های خاصی از گاو رو
‫به‌مقدار زیاد می‌خوام

40:43.974 --> 40:45.854
‫اون هم واسه یه مدت محدود.

40:46.120 --> 40:48.280
‫مثلاً، یه هفته گوشت دُنبه سرو می‌کنیم

40:48.440 --> 40:50.640
‫پس اون هفته فقط گوشت دُنبه می‌خوام.

40:50.800 --> 40:53.720
‫هفته‌ی بعدی‌ش منوی غذا رو عوض می‌کنیم.

40:53.880 --> 40:56.360
‫مثلاً می‌تونیم
‫چنجه‌ی آرام‌پز گاو رو سرو کنیم.

40:56.560 --> 40:59.800
‫پس اون هفته فقط فیله‌گوشت می‌خوام.

41:00.680 --> 41:03.040
‫عملکرد آشپزخونه باید ساده و رَوون باشه.

41:03.600 --> 41:05.815
‫غذا باید سریع به مشتری داده بشه

41:05.840 --> 41:08.920
‫هم برای جلب رضایتش
‫و هم برای سودآوری کار شما.

41:09.080 --> 41:11.318
‫- که بتونیم...
‫- باید به‌موقع غذا بدی تا محبوب بشی.

41:11.840 --> 41:14.920
‫واقعاً دارم نگران می‌شم.
‫فکر کردم اگه

41:15.120 --> 41:18.272
‫مثلاً، از ۵۰ تا کشاورز گوشت گاو بگیریم

41:18.297 --> 41:19.175
‫خب؟

41:19.335 --> 41:22.375
‫می‌تونیم به ۵۰ هزار نفر غذا بدیم.

41:22.400 --> 41:26.000
‫ولی قراره فقط یه تیکه از گاو رو برداریم.

41:26.800 --> 41:29.840
‫توی مزرعه، گوشت‌ها رو با مخلوط‌کن
‫قاطی می‌کنیم و برگر درست می‌شه.

41:30.000 --> 41:32.485
‫- درستـه.
‫- فیله‌گوشت و همه‌چی با هم قاطی می‌شه.

41:32.520 --> 41:35.120
‫این روش واسه کافه‌رستوران کارساز نیست.

41:35.320 --> 41:38.120
‫هیچ صاحب کافه‌ای
‫گوشت‌ها رو با هم قاطی نمی‌کنه.

41:38.280 --> 41:39.880
‫- اشتباه محضـه.
‫- ریدم.

41:41.040 --> 41:44.295
‫با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنی؟

41:44.320 --> 41:45.370
‫موضوع اینـه که...

41:46.040 --> 41:48.600
‫در واقع، این بیشتر مشکل شماست
‫تا مشکل من

41:49.160 --> 41:53.960
‫چون ایده‌ی شما بوده که گوشت گاو سرو کنی.

41:54.160 --> 41:58.499
‫ایده‌ی من بوده، ولی از هیچی‌ش خبر نداشتم.

41:59.120 --> 42:00.240
‫مشخصـه.

42:00.440 --> 42:05.520
‫این‌که بخوای
‫سرتاپای گاوها رو توی کافه بفروشی

42:06.200 --> 42:07.360
‫جواب نمی‌ده.

42:10.240 --> 42:12.175
‫یادتونـه دو هفته پیش

42:12.200 --> 42:15.440
‫سو و رِیچِل یه مشکل بزرگ واسه‌م تراشیدن؟

42:15.640 --> 42:17.760
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

42:18.800 --> 42:20.000
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

42:20.200 --> 42:23.440
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

42:23.640 --> 42:28.080
‫حالا نیک هم
‫یه مشکل بسیار بزرگ‌تر داد به دستم.

42:30.560 --> 42:33.240
‫باید هرچه سریع‌تر به مسائل رسیدگی می‌کردم

42:33.800 --> 42:35.360
‫ولی وقت کافی نداشتم.

42:36.093 --> 42:37.135
‫برین. زود باشین.

42:37.160 --> 42:40.775
‫باید برمی‌گشتم به مزرعه
‫که وزن گاوها رو بگیرم.

42:41.000 --> 42:43.320
‫ترازو هم آماده‌ست.

42:43.423 --> 42:47.263
‫باید مطمئن می‌شدم که چاق‌تر شدن.

42:47.480 --> 42:49.480
‫شروعش رو زدم. ببین.

42:49.880 --> 42:52.000
‫وزن ایده‌آل واسه ذبح چقدره؟

42:52.053 --> 42:54.960
‫- تقریباً ۶۵۰ کیلو.
‫- خب.

42:55.720 --> 42:56.841
‫شروع می‌کنیم.

42:57.133 --> 42:57.933
‫راه برو.

43:00.165 --> 43:04.880
‫- شماره‌ش چنده؟
‫- ۱۰۵۳۸۶

43:05.280 --> 43:06.520
‫وزنش هم

43:06.720 --> 43:08.920
‫۴۶۸ کیلوئـه.

43:09.032 --> 43:10.840
‫- کمتر شده.
‫- چی؟

43:11.545 --> 43:13.745
‫هرچی بیشتر وزن‌شون رو گرفتم

43:13.770 --> 43:16.120
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه.

43:16.280 --> 43:17.520
‫وزنش؟

43:17.720 --> 43:18.600
‫۴۶۲ کیلو.

43:18.760 --> 43:20.960
‫دو کیلو کم کرده.

43:21.120 --> 43:22.240
‫پشمام.

43:22.265 --> 43:23.272
‫برو.

43:25.040 --> 43:27.320
‫۴۷۲ کیلو.

43:27.520 --> 43:30.000
‫این یکی چهار کیلو کم کرده.

43:30.200 --> 43:32.480
‫چرا دارن وزن کم می‌کنن؟

43:34.230 --> 43:35.154
‫خوبـه.

43:35.211 --> 43:37.051
‫۴۹۰ کیلو.

43:37.080 --> 43:38.920
‫این یک کیلو اضافه کرده.

43:39.090 --> 43:41.690
‫۵۰ روز گذشته و یک کیلو چاق شده.

43:41.840 --> 43:43.240
‫چه وضعشـه؟

43:43.618 --> 43:46.018
‫- ۷ کیلو کم کرده؟
‫- این یکی ۱۴ کیلو!

43:49.725 --> 43:50.735
‫برو.

43:51.480 --> 43:53.400
‫حالاحالاها کسی این‌ها رو نمی‌خوره.

43:53.425 --> 43:54.960
‫نه. اوضاع خیتـه.

43:56.880 --> 43:58.440
‫باهاتون چی‌کار کنیم؟

44:02.160 --> 44:05.800
‫حتماً فهمیدن که اگه چاق بشن،
‫به قتل می‌رسن.

44:07.480 --> 44:09.440
‫واسه همین به خودشون گرسنگی می‌دن.

44:12.160 --> 44:13.188
‫ریدم.

44:14.160 --> 44:17.879
‫بعدش فهمیدم که مشکل دقیقاً همون «ریدن»ـه.

44:18.240 --> 44:22.960
‫دیلوین گفت این غذای ویژه،
‫اون‌ها رو اسهال کرده.

44:23.880 --> 44:26.695
‫غذاشون بیش از حد مغذیـه

44:26.720 --> 44:28.760
‫و بدون جذب، فقط دفع می‌شه.

44:28.960 --> 44:31.215
‫من هم با فسنجون این‌طوری می‌شم.

44:31.240 --> 44:32.975
‫این غذا براشون فایده نداره

44:33.000 --> 44:34.580
‫چون به همون شکل ازشون خارج می‌شه.

44:38.000 --> 44:39.815
‫نزدیک دوره‌ی برداشت بود

44:39.840 --> 44:41.520
‫و رفتیم سری به محصولات بزنیم.

44:42.120 --> 44:44.800
‫اونجا هم وضعیت فاجعه‌بار بود.

44:45.320 --> 44:46.480
‫ای وای.

44:47.200 --> 44:48.360
‫- لیسه‌ست؟
‫- اوه اوه.

44:48.560 --> 44:49.560
‫نه.

44:49.720 --> 44:51.480
‫- اصلاً خوب نیست.
‫- اصلاً.

44:51.640 --> 44:53.520
‫توی گندمت سیخک افتاده.

44:54.360 --> 44:58.200
‫یه قارچ توهم‌زاست که روی گندم رشد می‌کنه.

44:58.524 --> 45:00.844
‫خدایا بسـه دیگه.

45:02.200 --> 45:04.415
‫کِیلب و چارلی رو گذاشتم

45:04.440 --> 45:06.975
‫تا به ماجرای اِل‌اِس‌دی زمین گندم

45:07.000 --> 45:08.840
‫و گرسنگی گاوها رسیدگی کنن

45:09.480 --> 45:11.520
‫و خودم برگشتم به کافه

45:12.560 --> 45:16.030
‫تا رو به افق بشینم و گذر عمر ببینم

45:16.360 --> 45:18.600
‫و به مشکلاتم فکر کنم.

45:26.800 --> 45:30.120
‫و کم‌کم یه ایده‌ی خفن به ذهنم رسید.

45:35.720 --> 45:36.640
‫خیمه!

45:37.120 --> 45:38.295
‫باید فوراً

45:38.320 --> 45:42.320
‫به آقای ویلمن
‫از برنامه‌ی «گرند تور» زنگ می‌زدم.

45:42.470 --> 45:44.350
‫من «رِج» صداش می‌زنم.
‫نپرسین چرا.

45:44.520 --> 45:45.800
‫- الو؟
‫- رِج.

45:46.400 --> 45:47.320
‫جان؟

45:47.480 --> 45:48.520
‫عع...

45:48.960 --> 45:50.920
‫اون خیمه‌ی بزرگ «گرند تور» رو یادتـه؟

45:51.960 --> 45:53.000
‫آره.

45:53.160 --> 45:55.320
‫می‌دونی کجاست؟

45:56.320 --> 45:58.015
‫توی یه انباره.

45:58.040 --> 46:00.640
‫جمعش کردیم توی یه انبار.

46:01.360 --> 46:03.240
‫نمی‌شه بندازیمش دور.

46:05.440 --> 46:09.120
‫اگه خیمه رو توی فضای جلوی کافه پهن کنیم

46:09.280 --> 46:12.200
‫هم واسه فروشگاه لیسا جا داریم

46:12.360 --> 46:16.080
‫و هم واسه قصاب و برگرفروشی آنی.

46:16.240 --> 46:20.735
‫یعنی می‌تونم گوشت‌های
‫اضافه‌ی گاو رو اونجا بفروشم.

46:20.760 --> 46:23.920
‫می‌تونیم مواد اضافه رو
‫همون روز به این قسمت بفرستیم.

46:24.120 --> 46:26.440
‫- آره.
‫- پس وقتی گوشت‌های گاو رو می‌آرن

46:26.600 --> 46:28.099
‫می‌تونیم همه‌جاش رو استفاده کنیم.

46:28.560 --> 46:30.040
‫ایده‌ی خیلی خوبیـه.

46:30.200 --> 46:31.280
‫- ایده‌ی من؟
‫- بله.

46:31.480 --> 46:32.680
‫عالی می‌شه.

46:36.007 --> 46:39.299
‫«دو روز بعد»

46:44.440 --> 46:45.800
‫خیمه از راه رسید!

46:49.253 --> 46:51.200
‫چه خیمه‌ی گنده‌ای!

46:52.400 --> 46:53.480
‫یا خدا.

46:53.680 --> 46:54.880
‫کل خیمه همینـه؟

46:55.040 --> 46:57.640
‫- نه. یه بار دیگه هم داره می‌آد.
‫- شوخی می‌کنی؟

47:00.360 --> 47:02.000
‫بیا. بیا.

47:09.120 --> 47:11.640
‫چهار هفته به راه‌اندازی مونده بود

47:11.800 --> 47:14.226
‫و تازه مشکل رو حل کردیم.

47:20.467 --> 47:22.135
‫«در قسمت بعدی»

47:22.160 --> 47:23.560
‫بنازم!

47:26.511 --> 47:27.508
‫راه می‌افتیم.

47:27.533 --> 47:28.537
‫ببینیم چی می‌شه.

47:28.760 --> 47:32.053
‫نظرت درباره‌ی یه لوستر با شاخ گوزن
‫توی پذیرایی چیـه؟

47:33.143 --> 47:53.143
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
