1
00:00:02,600 --> 00:00:05,170
‫{\an8}«مزرعه‌ی کلارکسون»

2
00:00:05,190 --> 00:00:12,460
‫{\an8}قسمت سی‌ام: «ریخت‌وپاش»

3
00:00:14,000 --> 00:00:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

4
00:00:25,024 --> 00:00:32,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

5
00:00:33,070 --> 00:00:36,070
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

6
00:00:38,720 --> 00:00:41,400
‫به اواسط ماه ژوئیه رسیده بودیم.

7
00:00:42,920 --> 00:00:45,630
‫و محصولات هم زیر آسمون آبی

8
00:00:45,720 --> 00:00:48,560
‫به‌خوبی درحال رشد بودن.

9
00:00:50,010 --> 00:00:52,930
‫کم‌کم باید آستین‌ها رو بالا می‌زدیم

10
00:00:53,040 --> 00:00:56,240
‫که آماده‌ی برداشت بشیم.

11
00:00:57,080 --> 00:00:59,960
‫♪ کسی راهش رو بلده؟
‫حتماً یه راهی هست ♪

12
00:01:00,120 --> 00:01:02,800
‫♪ برای رسیدن به موفقیت ♪

13
00:01:05,600 --> 00:01:07,695
‫البته، فعلاً درگیری‌های دیگه‌ای داشتم

14
00:01:07,720 --> 00:01:11,600
‫و باید تدارکات راه‌اندازی کافه رو می‌چیدم.

15
00:01:14,120 --> 00:01:15,120
‫خب، رفیق.

16
00:01:15,280 --> 00:01:18,000
‫- کار زیاد داریم.
‫- بله.

17
00:01:18,494 --> 00:01:21,174
‫می‌خوام تا عید اینجا رو باز کنم

18
00:01:21,440 --> 00:01:22,920
‫- یعنی آخر ماه اوت.
‫- باشه.

19
00:01:23,120 --> 00:01:25,400
‫پس شیش هفته‌ای وقت داریم.

20
00:01:25,735 --> 00:01:26,655
‫یه‌سری کارها هست.

21
00:01:26,680 --> 00:01:28,775
‫- قرار نیست همه‌کار انجام بدیم.
‫- درستـه.

22
00:01:28,800 --> 00:01:30,095
‫اول، کارهای مهم‌تر.

23
00:01:30,120 --> 00:01:31,960
‫مثلاً، همین‌که روش وایستادیم.

24
00:01:32,160 --> 00:01:33,655
‫- کف رو تعمیر کنیم.
‫- می‌خوام خوب دربیاد.

25
00:01:33,680 --> 00:01:34,520
‫خیالت تخت.

26
00:01:34,720 --> 00:01:37,335
‫این بیرونش خیلی قشنگـه.

27
00:01:37,360 --> 00:01:38,440
‫بله.

28
00:01:39,200 --> 00:01:41,240
‫کار بعدی‌مون تأمین آب آشامیدنی بود.

29
00:01:41,400 --> 00:01:44,320
‫کارشناس‌ها گفته بودن اگه از آب فعلی بخوریم

30
00:01:44,480 --> 00:01:47,760
‫اون‌قدر بالا می‌آریم که بمیریم.

31
00:01:48,040 --> 00:01:49,175
‫چاه آب اینجاست.

32
00:01:49,200 --> 00:01:50,455
‫بله، این پایینـه.

33
00:01:50,480 --> 00:01:53,560
‫می‌گن این آب سَمیـه.

34
00:01:53,720 --> 00:01:56,015
‫آره... آبش پُر از مریضیـه.

35
00:01:56,040 --> 00:01:57,049
‫- آره.
‫- آشامیدنی نیست.

36
00:01:57,080 --> 00:01:59,375
‫باید قبل‌از راه‌اندازی،
‫مشکل آب رو حل کنیم.

37
00:01:59,400 --> 00:02:00,480
‫آره، نمی‌شه خوردش.

38
00:02:01,379 --> 00:02:03,394
‫آلِن گفت به‌جاش

39
00:02:03,618 --> 00:02:08,073
‫می‌تونیم سراغ منبع کنار جاده بریم
‫که به مزرعه آب می‌رسونه.

40
00:02:08,560 --> 00:02:10,455
‫منبع آب اونجاست.

41
00:02:10,480 --> 00:02:11,885
‫- عع، اینجاست؟
‫- آره.

42
00:02:12,224 --> 00:02:14,005
‫پس مسیرش طولانی نیست.

43
00:02:14,160 --> 00:02:15,720
‫نه، دو دقیقه راهـه.

44
00:02:15,920 --> 00:02:18,480
‫- مستراح ازکارافتاده هم هست.
‫- آره.

45
00:02:18,640 --> 00:02:20,414
- ‫درست روبه‌روی منبع پروپان.
‫{\an8}- (گاز پروپان به‌شدت اشتعال‌زا و خطرناکـه.)

46
00:02:22,360 --> 00:02:25,165
‫بعداز رسیدگی به کارهای داخلی

47
00:02:25,190 --> 00:02:27,360
‫دیوار کاذب و یه بار کوچیک.

48
00:02:28,320 --> 00:02:29,431
‫دکور اون بار عوض بشه.

49
00:02:29,456 --> 00:02:30,455
‫بله.

50
00:02:30,480 --> 00:02:33,200
‫رفتیم سراغ اصل مطلب.

51
00:02:33,400 --> 00:02:35,720
‫اوه اوه، می‌خوای قیمت بگیری؟

52
00:02:35,920 --> 00:02:38,480
‫جای نگرانی نداره.
‫مثل آب‌خوردنـه.

53
00:02:38,640 --> 00:02:40,135
‫«مثل آب‌خوردن» چقدر خرج داره؟

54
00:02:40,160 --> 00:02:41,680
‫خب... حالا بگیم

55
00:02:42,000 --> 00:02:45,415
‫۱۰ تا ۱۵هزارتا واسه کف اینجا می‌ندازه.

56
00:02:45,440 --> 00:02:46,350
‫خب.

57
00:02:46,400 --> 00:02:47,640
‫- دیگه؟
‫- آب.

58
00:02:47,800 --> 00:02:50,480
‫منبع آب هم دو روزی وقت‌مون رو می‌گیره.

59
00:02:50,640 --> 00:02:53,535
‫هزارتا هم واسه راه‌اندازی آب آشامیدنی.

60
00:02:53,560 --> 00:02:55,440
‫- عع، چه خوب.
‫- قیمت خوبیـه، نه؟

61
00:02:55,640 --> 00:02:58,640
‫- دیگه؟
‫- دیوار کاذب و بار طبقه‌ی بالا.

62
00:02:58,830 --> 00:03:02,340
‫اون دو قلم حدوداً پنج‌هزارتا درمی‌آد.

63
00:03:02,629 --> 00:03:03,554
‫اون کاری نداره.

64
00:03:03,579 --> 00:03:05,645
‫- دیگه؟
‫- بار طبقه‌ی پایین.

65
00:03:05,837 --> 00:03:06,855
‫داستانِ اون فرق می‌کنه.

66
00:03:06,880 --> 00:03:08,615
‫- یعنی چقدر؟
‫- یه بار خوشگل بخوای

67
00:03:08,640 --> 00:03:09,874
‫توی خرج می‌افتی.

68
00:03:09,920 --> 00:03:12,039
‫- اگه شیش‌هفت‌هزارتا خرج کنی
‫- می‌خوام خوب بشه دیگه.

69
00:03:12,064 --> 00:03:13,148
‫- چاره‌ای نیست.
‫- آره.

70
00:03:13,173 --> 00:03:16,767
‫پس بین ۲۰ و ۲۵ درمی‌آد.

71
00:03:16,880 --> 00:03:19,040
‫- آره، ۲۵هزارتا.
‫- یعنی این کافه دیگه

72
00:03:19,219 --> 00:03:20,819
‫بعدش راه می‌افته. آره.

73
00:03:26,920 --> 00:03:31,040
‫درحالی‌که کارکنان آلِن
‫مشغول کنده‌کاری کف بودن

74
00:03:33,600 --> 00:03:36,880
‫ما رفتیم سراغ کارهای دیگه.

75
00:03:37,200 --> 00:03:40,760
‫و یه چهره‌ی آشنا دیدیم.

76
00:03:41,280 --> 00:03:42,320
‫جی‌داگ!

77
00:03:42,585 --> 00:03:43,609
‫جِرمی!

78
00:03:44,040 --> 00:03:45,066
‫آلِن!

79
00:03:45,200 --> 00:03:46,680
‫فرمانده هم هست که!

80
00:03:47,165 --> 00:03:48,939
‫با موهات چی‌کار کردی، مَرد؟

81
00:03:49,720 --> 00:03:52,040
‫باز رفتی پیش رضا آرایشگر؟

82
00:03:52,520 --> 00:03:55,080
‫نه بابا. رفتم یه جای خوب.

83
00:03:55,240 --> 00:03:57,575
‫جون تو!

84
00:03:57,600 --> 00:03:59,320
‫- پشت‌سرت رو دست نزد؟
‫- نه.

85
00:03:59,520 --> 00:04:02,375
‫گفتم بالای سرم رو صفا بده و کوتاه کنه.

86
00:04:02,400 --> 00:04:04,495
‫- می‌گیری چی می‌گم؟
‫- آره.

87
00:04:04,520 --> 00:04:07,840
‫گفتم یه‌جوری بزنه که جَوون‌تر به نظر بیام.

88
00:04:08,040 --> 00:04:10,520
‫خوب شد دیدمت.
‫می‌خوام اینجا

89
00:04:10,805 --> 00:04:11,885
‫خب؟

90
00:04:11,960 --> 00:04:13,840
‫اینجا بازسازی بشه.

91
00:04:14,000 --> 00:04:17,375
‫حیفـه که.
‫این دیوار قدیمیـه، ولی هنوز سرپاست.

92
00:04:17,400 --> 00:04:18,361
‫یادت می‌آد که

93
00:04:18,752 --> 00:04:21,579
‫دتالغ رأس الغول سبار عاثی.

94
00:04:21,760 --> 00:04:23,520
‫ظاهرش گول‌زننده‌ست.

95
00:04:23,720 --> 00:04:26,080
‫از چادلینگتون تا اینجا راه زیادیـه.

96
00:04:26,240 --> 00:04:28,655
‫آخه همه‌ی مصالح توی انبار لب ساحلـه.

97
00:04:28,680 --> 00:04:30,240
‫البته می‌تونم درستش کنم.

98
00:04:30,600 --> 00:04:32,920
‫اول باید سوراخش کنم تا بهت بگم.

99
00:04:33,400 --> 00:04:36,560
‫آخه نمی‌شه که من هم باشم.
‫می‌شه؟

100
00:04:38,840 --> 00:04:41,057
‫آره. کاملاً حق با توئـه.

101
00:04:42,080 --> 00:04:43,695
‫خلاصه، باید اینجا رو درست کنیم.

102
00:04:43,720 --> 00:04:44,600
‫آره.

103
00:04:44,625 --> 00:04:45,735
‫می‌ریم تا پایین، بعدش برمی‌گردیم.

104
00:04:45,760 --> 00:04:46,895
‫- باشه.
‫- فعلاً.

105
00:04:46,920 --> 00:04:48,320
‫- حلـه.
‫- زود می‌آیم.

106
00:04:51,320 --> 00:04:53,680
‫کافه همچنان درحال بازسازی بود.

107
00:04:54,960 --> 00:04:58,400
‫من هم رفتم سراغ تهیه‌ی غذا.

108
00:04:59,280 --> 00:05:02,360
‫«اِندگیم» کم‌کم داشت
‫خط تولید خودش رو راه می‌نداخت

109
00:05:02,520 --> 00:05:05,360
‫ولی نمی‌شد تا اون موقع صبر کرد.

110
00:05:05,520 --> 00:05:09,160
‫پس واسه اولین بار رفتم به جمعه‌بازار گاوها

111
00:05:09,320 --> 00:05:11,480
‫تا چندتا گاو بخرم.

112
00:05:14,756 --> 00:05:15,796
‫- الو؟
‫- چارلی؟

113
00:05:15,880 --> 00:05:16,680
‫سلام.

114
00:05:16,840 --> 00:05:20,360
‫به نظرت چندتا گاو بخرم، خوبـه؟

115
00:05:20,520 --> 00:05:23,960
‫شیش‌هفت‌تا می‌خوایم.
‫یا هشت‌تا.

116
00:05:24,120 --> 00:05:26,615
‫باشه.
‫پس هشت‌تا می‌گیرم.

117
00:05:26,640 --> 00:05:28,649
‫گاو جَوون باشه دیگه؟

118
00:05:28,763 --> 00:05:32,880
‫نه، جَوونِ جَوون هم نباشه.

119
00:05:33,040 --> 00:05:36,440
‫یه چیزی بخر که کارش رو زود تموم کنیم.

120
00:05:38,320 --> 00:05:41,640
‫حقیقتاً منظورت رو نفهمیدم.
‫الان چی می‌گی؟

121
00:05:42,240 --> 00:05:46,426
‫یه گاو پُرگوشت می‌خوایم که مثلاً

122
00:05:46,451 --> 00:05:49,920
‫- تا ذبحش دو ماه مونده باشه.
‫- صحیح.

123
00:05:49,977 --> 00:05:53,417
‫- چون...
‫- پس گاو پُرگوشت آماده‌ی ذبحـه

124
00:05:54,320 --> 00:05:56,375
‫- آره.
‫- ولی گاو جَوون هنوز مونده

125
00:05:56,400 --> 00:05:58,600
‫- که ذبح بشه؟
‫- درستـه.

126
00:05:58,800 --> 00:06:00,440
‫- باشه. دمت گرم.
‫- موفق باشی.

127
00:06:00,600 --> 00:06:01,680
‫خدافظ.

128
00:06:03,760 --> 00:06:07,215
‫باز هم منظور چارلی رو کامل نفهمیدم

129
00:06:07,240 --> 00:06:09,120
‫ولی جای نگرانی نبود

130
00:06:09,760 --> 00:06:12,918
‫چون هَریِت هم باهام اومد

131
00:06:13,040 --> 00:06:14,560
‫و نذاشت تنها باشم.

132
00:06:15,360 --> 00:06:16,735
‫پس قهوه‌خور نیستی.

133
00:06:16,760 --> 00:06:17,815
‫نه، فقط چایی.

134
00:06:17,840 --> 00:06:19,615
‫جالبـه اهل یورکشایری،
‫ولی چایی نمی‌خوری.

135
00:06:19,640 --> 00:06:20,960
‫چایی هم می‌خورم.

136
00:06:21,120 --> 00:06:22,600
‫بحث‌مون رو...

137
00:06:22,625 --> 00:06:25,080
‫با نژادهای مختلف گاوها شروع کردیم.

138
00:06:25,280 --> 00:06:27,360
‫نژاد «شاروله» و «آنگوس».
‫- آره.

139
00:06:27,520 --> 00:06:29,040
‫- خوبـن؟
‫- آره.

140
00:06:29,200 --> 00:06:31,895
‫- روی زمین بایر و مرتفع رشد کردن.
‫- آره.

141
00:06:31,920 --> 00:06:34,182
‫این یعنی توی ارتفاع پایین مشکل ندارن.

142
00:06:34,560 --> 00:06:38,314
‫باید همین‌ها که توی ارتفاع بودن رو بخری،
‫نه بر‌عکسش.

143
00:06:38,400 --> 00:06:42,240
‫مثلاً اگه گوسفندی بخری
‫که توی ارتفاع زیاد رشد کرده

144
00:06:42,400 --> 00:06:43,495
‫می‌تونه پایین‌تر زندگی کنه.

145
00:06:43,520 --> 00:06:45,055
‫ولی اگه گوسفندِ ارتفاعات کم باشه...

146
00:06:45,080 --> 00:06:47,040
‫نباید ببریش ارتفاعات بالاتر.

147
00:06:48,040 --> 00:06:50,200
‫- چرا؟
‫- چون می‌میره.

148
00:06:50,360 --> 00:06:52,440
‫به اون ارتفاع عادت نداره.

149
00:06:52,735 --> 00:06:54,055
‫چون فشار هوا کمتر می‌شه؟

150
00:06:54,194 --> 00:06:56,674
‫آره. بهش عادت نداره و می‌میره.

151
00:06:56,720 --> 00:07:00,520
‫بهتره گاوهای ارتفاعِ پایین نخری.

152
00:07:01,038 --> 00:07:03,360
‫- «آبی بلژیکی». درباره‌شون خونده بودم.
‫- آره.

153
00:07:03,520 --> 00:07:06,240
‫هفته‌ی پیش بود.
‫نوشته بود یه ایرادی دارن.

154
00:07:06,383 --> 00:07:07,703
‫چه ایرادی؟

155
00:07:07,855 --> 00:07:08,975
‫توی مجله‌ی «تایمز» نوشته بود.

156
00:07:11,440 --> 00:07:14,375
‫حتماً منظورش بیماری «تب برفکی»ـه.

157
00:07:14,400 --> 00:07:15,660
‫البته، مختص گاوهای بلژیکی نیست.

158
00:07:15,760 --> 00:07:16,704
‫پیداش کردم.

159
00:07:16,827 --> 00:07:20,107
‫معروفـن به «گاوهای اِکس‌لارج».

160
00:07:20,240 --> 00:07:23,840
‫«این گاوهای خارجیِ عضلانی

161
00:07:24,440 --> 00:07:28,280
‫به‌تدریج جانشین گاوهای انگلیسی می‌شوند.

162
00:07:28,480 --> 00:07:31,480
‫وزن آن‌ها برابر با ۱۹۷ تکه‌سنگ است

163
00:07:31,640 --> 00:07:33,880
‫که تفاوتی با یک کرگدن کوچک ندارد

164
00:07:34,040 --> 00:07:35,760
‫و با هدف فرآوریِ گوشت پرورش می‌یابند.

165
00:07:35,960 --> 00:07:38,040
‫همچنین، گاوهای بلژیکی در موارد زیادی

166
00:07:38,240 --> 00:07:40,320
‫سابقه‌ی حمله‌ی وحشیانه داشته‌اند.

167
00:07:40,721 --> 00:07:43,200
‫دیود بلانکِت، وزیر سابق که نابیناست،

168
00:07:43,400 --> 00:07:45,200
‫از سه دنده‌ی شکسته رنج می‌برد.»

169
00:07:45,360 --> 00:07:49,040
‫«او در تلاش برای نجات
‫سگِ راهنمای خود از دست یک گاو بلژیکی...»

170
00:07:49,240 --> 00:07:52,440
‫«از این نژادهای گنده‌ی اروپایی بود
‫و ممکن بود کشته بشم.»

171
00:07:52,640 --> 00:07:54,400
‫پس این بلژیکی‌ها خطری‌ان.

172
00:07:54,600 --> 00:07:57,320
‫تو که درهرصورت نمی‌خریدیشون.

173
00:07:57,520 --> 00:08:01,560
‫بعدش به آغل گاوها رفتیم
‫تا باهاشون ملاقات نزدیک داشته باشیم.

174
00:08:01,880 --> 00:08:02,920
‫- صبح به‌خیر.
‫- سلام.

175
00:08:04,120 --> 00:08:05,560
‫از تبلیغات‌تون خوشم اومد.

176
00:08:05,760 --> 00:08:07,400
‫«گوسفندشویی سیار»

177
00:08:08,720 --> 00:08:10,560
‫«روش‌های جدید کودپاشی»

178
00:08:13,163 --> 00:08:14,199
‫So...

179
00:08:15,415 --> 00:08:17,055
‫پشتش رو می‌بینی؟

180
00:08:17,080 --> 00:08:18,600
‫باید دنبال همچین چیزی باشی.

181
00:08:18,760 --> 00:08:21,200
‫پشتش باید این‌طوری صاف باشه.

182
00:08:21,400 --> 00:08:23,935
‫پس نباید استخون فقرات
‫یا استخون دیگه‌ای دیده بشه.

183
00:08:23,960 --> 00:08:28,320
‫از این شکم‌گنده‌ها نگیر.
‫اون‌ها مزخرفـن.

184
00:08:28,432 --> 00:08:29,367
‫آره، عین خودت.

185
00:08:29,440 --> 00:08:31,400
‫نباید شکم‌شون قُلمبه باشه.

186
00:08:31,560 --> 00:08:33,560
‫باید ماهیچه‌ای به نظر بیان.

187
00:08:33,760 --> 00:08:34,695
‫- مثلاً این؟
‫- آره.

188
00:08:34,720 --> 00:08:36,125
‫گوشت از همین‌جاهاش درمی‌آد.

189
00:08:36,150 --> 00:08:37,960
‫باید محاسبه کنی

190
00:08:37,986 --> 00:08:40,040
‫که نسبت گوشت به چربی چقدره.

191
00:08:42,480 --> 00:08:44,600
‫با کمک هَریِت

192
00:08:44,800 --> 00:08:48,699
‫فهرستی از گاوهای موردنظرم تهیه کردم
‫و امیدوار بودم چارلی هم خوشش بیاد.

193
00:08:48,880 --> 00:08:50,000
‫سه، شیش...

194
00:08:50,160 --> 00:08:52,360
‫و بعد نوبت به آموزش تعیین قیمت

195
00:08:52,385 --> 00:08:53,945
‫توی مزایده رسید.

196
00:08:54,801 --> 00:08:56,095
‫باید آنی تصمیم بگیری.

197
00:08:56,120 --> 00:08:58,935
‫مثلاً، اگه طرف از ۱۲۰۰ پوند شروع کرد

198
00:08:58,960 --> 00:09:01,560
‫چیزی پیشنهاد نده،
‫وگرنه یکی دیگه می‌برش بالاتر.

199
00:09:01,720 --> 00:09:03,680
‫- کی می‌بره؟
‫- خریدارهای دیگه.

200
00:09:03,880 --> 00:09:06,809
‫چون همون اول می‌فهمن
‫که فلان گاو رو می‌خوای.

201
00:09:06,840 --> 00:09:08,800
‫تا آخرین دقیقه‌ها صبر کن
‫و بعد پیشنهادت رو بده.

202
00:09:08,960 --> 00:09:10,320
‫از کجا بفهمم رسیدیم به آخرش؟

203
00:09:10,480 --> 00:09:12,855
‫وقتی خیلی روی یه قیمت بمونه

204
00:09:12,880 --> 00:09:14,994
‫می‌فهمی که قرار نیست بالاتر بره.

205
00:09:15,045 --> 00:09:16,561
‫اونجاست که این‌طوری می‌کنی...

206
00:09:17,653 --> 00:09:18,674
‫چطوری؟

207
00:09:19,760 --> 00:09:20,765
‫این‌طوری؟

208
00:09:21,946 --> 00:09:25,400
‫- ابرو بالا بدم؟
‫- روی گاوی که نمی‌خوای، پیشنهاد نده.

209
00:09:25,560 --> 00:09:27,960
‫الکی ابروهات رو این‌طوری کنی،
‫طرف جدی می‌گیره.

210
00:09:28,120 --> 00:09:32,720
‫پس نه دستت رو بالا ببر
‫و نه بینی‌ت رو بخارون.

211
00:09:33,520 --> 00:09:34,455
‫اگه بخارونم، یعنی...؟

212
00:09:34,480 --> 00:09:36,095
‫فکر می‌کنه می‌خوای بخریش.

213
00:09:36,120 --> 00:09:36,920
‫فهمیدم.

214
00:09:37,080 --> 00:09:39,720
‫وگرنه با ۲۰تا گاو اشتباه برمی‌گردی مزرعه.

215
00:09:49,280 --> 00:09:51,037
‫خانم‌ها و آقایان،
‫مزایده رو شروع می‌کنیم.

216
00:09:51,062 --> 00:09:52,862
‫- اون تلویزیون رو می‌بینی؟
‫- آره.

217
00:09:52,900 --> 00:09:55,171
‫اون بهت می‌گه کدوم شماره تویـی.

218
00:09:55,560 --> 00:09:57,520
‫خوبـه. این به درد می‌خوره.

219
00:09:57,960 --> 00:10:00,840
‫و این آخرین چیزی بود
‫که توی مزایده فهمیدم.

220
00:10:01,040 --> 00:10:04,800
‫بعداز اون فقط دلال بود
‫که پشت‌سر هم بهش وحی می‌شد.

221
00:10:05,000 --> 00:10:08,280
‫۱۰۹۰، ۱۰۸۰، ۱۰۸۰، ۱۰۶۰، ۱۰۶۰ پیشنهاد شد

222
00:10:08,440 --> 00:10:09,560
‫۱۱۰۰ پیشنهاد شد

223
00:10:09,720 --> 00:10:11,800
‫۱۱۲۰، ۱۱۲۰، ۱۱۳۰، ۱۱۳۰، ۱۱۴۰ پیشنهاد شد

224
00:10:11,960 --> 00:10:14,960
‫۱۱۴۰، ۱۱۵۰، ۱۱۵۰، ۱۱۶۰، ۱۱۶۰، ۱۱۷۰ پیشنهاد شد

225
00:10:15,160 --> 00:10:18,040
‫۱۱۸۰، ۱۱۸۵ پیشنهاد شد
‫رسیدیم به ۱۲۱۰

226
00:10:18,200 --> 00:10:22,520
‫۱۲۱۵، ۱۲۲۰
‫۱۲۲۵ فروخته شد به آقای؟

227
00:10:23,680 --> 00:10:24,800
‫یه کلمه نفهمیدم.

228
00:10:26,680 --> 00:10:29,864
‫- یعنی یه کلمه‌ها.
‫- ۱۲۲۵ پوند فروخته شد.

229
00:10:30,000 --> 00:10:31,600
‫۱۱۶۰ پیشنهاد به شهر یوتاکستر

230
00:10:31,760 --> 00:10:33,680
‫۱۱۶۰ پیشنهاد شد

231
00:10:33,840 --> 00:10:36,000
‫به نظرت با زنش هم همین‌طوری حرف می‌زنه؟

232
00:10:36,160 --> 00:10:37,640
‫نمی‌دونم. باید از زنش بپرسی.

233
00:10:37,800 --> 00:10:40,480
‫«عزیزم، ظرررف سالاد رررو بده»

234
00:10:40,505 --> 00:10:42,636
‫«بچه‌ها، برررین مشق‌تون رررو بنویسین»

235
00:10:42,680 --> 00:10:44,935
‫«می‌رررم دست‌شویی برررینم
‫بعدش کونم رررو می‌شورررم»

236
00:10:44,960 --> 00:10:47,535
‫«بعد برررمی‌گررردم غذام رررو می‌خورررم»

237
00:10:47,560 --> 00:10:50,095
‫«بعدش پایتخت رررو تماشا می‌کنم
‫و می‌رررم می‌خوابم...»

238
00:10:50,120 --> 00:10:52,320
‫۴۰ پیشنهاد شد.
‫۱۲۴۰ فروخته شد.

239
00:10:53,440 --> 00:10:54,920
‫آها، این‌ها خوبـن.

240
00:10:55,120 --> 00:10:57,080
‫۱۳۲۰ پیشنهاد شد

241
00:10:57,280 --> 00:10:59,920
‫۱۳۵۰، ۱۳۵۰، ۱۳۵۰

242
00:11:01,520 --> 00:11:02,680
‫داری پیشنهاد می‌دی؟

243
00:11:02,840 --> 00:11:04,600
‫۱۰۰ پیشنهاد شد.
‫الان ۱۶۰۰ داریم.

244
00:11:04,760 --> 00:11:07,480
‫۱۶۱۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰ پیشنهاد شد.

245
00:11:07,640 --> 00:11:10,040
‫۱۶۲۰ می‌ره بالا.
‫خانوم پیشنهاد داد.

246
00:11:10,200 --> 00:11:11,400
‫۱۶۲۰ فروخته شد.

247
00:11:11,560 --> 00:11:13,760
‫خریدیمشون.

248
00:11:14,120 --> 00:11:16,280
‫- الان خریدی؟
‫- آره.

249
00:11:16,575 --> 00:11:17,415
‫آخه...

250
00:11:17,440 --> 00:11:20,160
‫دوتا رو با قیمت ۱۶۲۰ پوند خریدی.

251
00:11:20,800 --> 00:11:22,640
‫شماره‌ی ۲۳۴، ۱۶۲۰ پوند.

252
00:11:22,702 --> 00:11:23,805
‫چطوری پیشنهاد دادی؟

253
00:11:23,840 --> 00:11:25,973
‫ناخن‌های پات رو تکون می‌دادی که فهمید؟

254
00:11:26,080 --> 00:11:27,840
‫والا من هیچی ندیدم.
‫اوه. به‌به.

255
00:11:28,480 --> 00:11:30,080
‫این هم خیلی خوبـه.

256
00:11:31,160 --> 00:11:34,720
‫دیگه تصمیم گرفتم خودم دست‌به‌کار بشم

257
00:11:34,880 --> 00:11:36,640
‫بذار خودم پیشنهاد بدم.

258
00:11:36,840 --> 00:11:39,120
‫و خریدن رو تجربه کنم.

259
00:11:39,320 --> 00:11:41,680
‫۱۱۲۰، ۱۱۳۰

260
00:11:41,840 --> 00:11:43,160
‫۱۱۳۰ پیشنهاد شد

261
00:11:43,320 --> 00:11:44,640
‫ببینم چی‌کار می‌کنی.

262
00:11:44,800 --> 00:11:46,160
‫۱۱۵۰

263
00:11:46,320 --> 00:11:48,400
‫- ۱۱۵۰ شد
‫- ۱۱۵۰ پیشنهاد شد

264
00:11:48,560 --> 00:11:51,320
‫دستت رو بیار پایین.

265
00:11:51,480 --> 00:11:53,360
‫تقریباً دو بار. تقریباً دو بار.

266
00:11:53,800 --> 00:11:56,480
‫- خریدمش؟
‫- دو بار هم خریدیش.

267
00:11:56,640 --> 00:11:58,640
‫خودت پیشنهادت رو زدی.

268
00:11:58,966 --> 00:11:59,988
‫ریدم.

269
00:12:01,720 --> 00:12:03,400
‫۷۰، ۷۰، ۷۰ پیشنهاد شد...

270
00:12:03,560 --> 00:12:06,480
‫ولی باز هم ادامه دادم.

271
00:12:06,640 --> 00:12:08,560
‫۱۲۷۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

272
00:12:08,760 --> 00:12:11,080
‫گاو خوشگلیـه.
‫خوشم اومد.

273
00:12:11,280 --> 00:12:13,895
‫۱۰، ۹، ۱۰، ۲۰ پیشنهاد شد.
‫۴۰، ۵۰، ۹۵۰ فروخته شد.

274
00:12:13,920 --> 00:12:15,742
‫و ۶۰...

275
00:12:15,800 --> 00:12:16,838
‫خریدمشون؟

276
00:12:16,960 --> 00:12:17,800
‫آره.

277
00:12:19,240 --> 00:12:20,680
‫۲۰، ۸۰، ۹۰ پیشنهاد شد

278
00:12:20,880 --> 00:12:22,960
‫۹۰، ۹۰، ۱۰۰، ۱۰۰ پیشنهاد شد...

279
00:12:23,295 --> 00:12:24,935
‫بالاخره

280
00:12:24,960 --> 00:12:27,640
‫۱۲۶۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

281
00:12:28,600 --> 00:12:32,320
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

282
00:12:32,480 --> 00:12:33,280
‫هشت‌تا خریدی.

283
00:12:33,480 --> 00:12:35,400
‫- پس تمومـه.
‫- تمومـه.

284
00:12:36,440 --> 00:12:39,960
‫پول پرداخت شد و گاوها بار شدن

285
00:12:40,120 --> 00:12:43,800
‫و از هَریِت آخرین سؤال رو پرسیدم.

286
00:12:44,335 --> 00:12:46,455
‫یکی از گاوها رو که خریدم

287
00:12:46,480 --> 00:12:50,160
‫- یه یارویی اومد بهم ۴۰ پوند داد.
‫- آها.

288
00:12:50,320 --> 00:12:52,280
‫- چرا این کار رو کرد؟
‫- بهش می‌گن «پول خوش‌شانسی».

289
00:12:53,280 --> 00:12:54,600
‫وقتی گاو کسی رو می‌خری

290
00:12:54,760 --> 00:12:57,440
‫بهت پول خوش‌شانسی می‌دن
‫که تشویق به خرید گاو بشی.

291
00:12:57,775 --> 00:12:59,575
‫یعنی این پول مال منـه؟

292
00:12:59,600 --> 00:13:01,720
‫- آره. بدون مالیات.
‫- دمش گرم.

293
00:13:02,200 --> 00:13:04,600
‫دیگه باید مالیات بدم،
‫چون علنی پخش شد.

294
00:13:04,673 --> 00:13:07,273
‫- مأمور مالیات داره من رو می‌بینه.
‫- بهش پس می‌دیم.

295
00:13:08,160 --> 00:13:11,560
‫بعداز خدافظی با همشهری‌مون

296
00:13:11,720 --> 00:13:13,560
‫- مراقب خودت باش.
‫- می‌بینمت.

297
00:13:15,960 --> 00:13:19,200
‫با گاوهای جدیدم برگشتم به مزرعه

298
00:13:19,360 --> 00:13:20,920
‫بیاین بیرون.

299
00:13:21,920 --> 00:13:26,705
‫و منتظر بودم چارلی بیاد
‫و سلیقه‌م رو تحسین کنه.

300
00:13:27,280 --> 00:13:28,360
‫حال کن.

301
00:13:29,320 --> 00:13:31,855
‫اون دوتا لیموزین‌ها خوبـن.
‫پُرگوشتـن.

302
00:13:31,880 --> 00:13:33,834
‫- زود ذبح می‌شن.
‫- اون دوتا رو هَریِت خرید.

303
00:13:34,440 --> 00:13:37,240
‫- بقیه رو کی خرید؟
‫- بنده.

304
00:13:37,960 --> 00:13:39,560
‫این یکی باحال نیست؟

305
00:13:40,000 --> 00:13:42,800
‫نه، اصلاً.
‫هیچی دُنبه نداره. خشکـه.

306
00:13:43,095 --> 00:13:44,123
‫عع.

307
00:13:44,280 --> 00:13:45,280
‫اون یکی چی؟

308
00:13:45,440 --> 00:13:46,360
‫اون هم همینـه.

309
00:13:46,520 --> 00:13:47,615
‫چشـه؟

310
00:13:47,658 --> 00:13:48,935
‫نسبتاً کوچیکـن.

311
00:13:48,960 --> 00:13:52,078
‫استخون‌بندی‌شون خوبـه، ولی وزنی ندارن.

312
00:13:52,600 --> 00:13:53,535
‫ای بابا.

313
00:13:53,560 --> 00:13:54,895
‫گاو چاق هم داشتن که.

314
00:13:54,920 --> 00:13:57,855
‫- گفتی چاق نگیرم که.
‫- پای تلفن گفتم چاق بگیر.

315
00:13:57,880 --> 00:14:01,240
‫گفتی چاق و سن‌بالا نباشه،
‫جَوون بگیرم.

316
00:14:01,400 --> 00:14:05,078
‫گفتم اون‌قدر آماده باشن
‫که یه ماه دیگه ذبح بشن.

317
00:14:05,120 --> 00:14:07,320
‫یعنی اگه پُرگوشت باشن، زودتر ذبح می‌شن؟

318
00:14:07,800 --> 00:14:09,520
‫ای بابا.
‫پس اشتباه کردم؟

319
00:14:09,973 --> 00:14:11,973
‫نظر خودت چیـه؟

320
00:14:12,440 --> 00:14:14,120
‫اگه خوش‌شانس باشیم

321
00:14:14,280 --> 00:14:16,520
‫می‌تونیم قهوه‌ای‌ها رو
‫تا آخر اوت ذبح کنیم.

322
00:14:18,000 --> 00:14:20,120
‫این یکی رو تا شیش ماه دیگه.

323
00:14:20,280 --> 00:14:22,480
‫شیش ماه؟ شوخی نکن!

324
00:14:23,440 --> 00:14:27,680
‫چارلی گفت واسه این‌که زودتر آماده بشن

325
00:14:27,840 --> 00:14:31,880
‫باید براشون یه رژیم غذایی تُپل بچینیم.

326
00:14:32,360 --> 00:14:33,840
‫باید غذاشون رو عوض کنی.

327
00:14:34,320 --> 00:14:35,120
‫باشه.

328
00:14:35,440 --> 00:14:37,880
‫قراره همه‌تون رو چاق‌وچله کنیم!

329
00:14:40,400 --> 00:14:43,040
‫چارلی رفت سراغ رژیم غذایی

330
00:14:43,200 --> 00:14:45,120
‫و من هم برگشتم به «ویندمیل»

331
00:14:47,000 --> 00:14:49,984
‫تا با سو و رِیچل ملاقات کنم.

332
00:14:50,360 --> 00:14:53,295
‫اینجا رو به چشم یه دستگاه ببین.

333
00:14:53,320 --> 00:14:56,695
‫قراره چیز خوبی ازش دربیاریم.

334
00:14:56,720 --> 00:14:59,895
‫تخصص‌شون طراحی داخلی
‫کافه‌های منطقه‌ی کاتسوولده

335
00:14:59,920 --> 00:15:03,960
‫و حالا نوبت به کافه‌ی من رسیده بود.

336
00:15:04,215 --> 00:15:07,575
‫مسئله‌ی اصلی اینـه که
‫می‌خوام اینجا پنج‌هفته‌ای آماده بشه.

337
00:15:09,480 --> 00:15:11,154
‫خب، این زمان کمیـه.

338
00:15:11,360 --> 00:15:13,800
‫زمان ایده‌آلی نیست،
‫ولی تلاش‌مون رو می‌کنیم.

339
00:15:14,000 --> 00:15:18,320
‫سو توضیح داد
‫که عملکرد کافه باید چجوری باشه.

340
00:15:18,840 --> 00:15:22,720
‫قراره میانگین ۱۵۰ نفر این طبقه باشن

341
00:15:22,880 --> 00:15:24,015
‫و ۱۰۰ نفر هم طبقه‌ی بالا.

342
00:15:24,040 --> 00:15:25,015
‫آره.

343
00:15:25,040 --> 00:15:27,000
‫- سه‌چهار بار در روز.
‫- آره.

344
00:15:27,097 --> 00:15:29,775
‫قراره غذا دائماً از آشپزخونه بیاد

345
00:15:29,800 --> 00:15:33,120
‫پس باید دستگاه پیشرفته‌ای داشته باشیم

346
00:15:33,280 --> 00:15:35,760
‫که کارکنان و مشتری‌ها تکلیف‌شون مشخص باشه

347
00:15:36,106 --> 00:15:37,746
‫و بعد هرکسی بره پیِ کار خودش.

348
00:15:38,680 --> 00:15:40,720
‫آشپزخونه رو هم نشونشون دادم

349
00:15:40,874 --> 00:15:44,916
‫و فهمیدم آشپزخونه‌ی چندان مجهزی ندارم.

350
00:15:45,375 --> 00:15:48,855
‫اگه قراره به اون‌همه آدم
‫غذا و نوشیدنی بدیم

351
00:15:48,880 --> 00:15:51,120
‫این قسمت باید بازسازی بشه.

352
00:15:51,320 --> 00:15:53,720
‫یه اجاق شیش‌شعله.
‫یه منقل بزرگ.

353
00:15:54,055 --> 00:15:55,815
‫یه منقل دیواری خوب می‌شه.

354
00:15:55,840 --> 00:15:57,360
‫منقل دیواری عالیـه.

355
00:15:57,560 --> 00:16:01,240
‫از این‌ها هم یکی دیگه
‫اون‌طرف آشپزخونه می‌خوایم.

356
00:16:01,400 --> 00:16:02,680
‫پس دوتا از این‌ها؟

357
00:16:02,779 --> 00:16:05,000
‫- چند هست؟
‫- این یه اَبَر اُجاقـه.

358
00:16:05,160 --> 00:16:07,327
‫- چنده؟
‫- شاید هفت‌هزارتا.

359
00:16:07,563 --> 00:16:09,855
‫- واسه یه اُجاق؟
‫- آخه اُجاق خیلی خوبیـه.

360
00:16:09,880 --> 00:16:11,815
‫آدم چطوری دلش می‌آد هفت‌هزارتا

361
00:16:11,840 --> 00:16:13,611
‫- واسه اُجاق بده؟
‫- وسیله‌ی موردعلاقه‌ی آشپزهاست.

362
00:16:14,000 --> 00:16:16,200
‫به نظرتون خرج اینجا کلاً چقدر می‌شه؟

363
00:16:16,840 --> 00:16:19,080
‫اگه قراره نونوار کنیم

364
00:16:19,840 --> 00:16:21,912
‫- ۷۵ تا ۱۰۰هزارتا می‌شه.
‫- خیلی می‌شه.

365
00:16:22,640 --> 00:16:24,255
‫ببخشین، گوش‌هام ضعیف شده...

366
00:16:24,280 --> 00:16:26,975
‫بله! می‌دونم غافل‌گیر شدی.

367
00:16:27,000 --> 00:16:29,295
‫- آخه ۷۵ تا ۱۰۰ ...؟
‫- گوش‌هات بَدموقع ضعیف شد.

368
00:16:29,320 --> 00:16:31,680
‫مطمئنـم «۱۰۰هزارتا» رو شنیدم.

369
00:16:32,041 --> 00:16:35,040
‫اگه بعضی‌ها رو کارکرده بخری،
‫قیمت نصف می‌شه.

370
00:16:35,240 --> 00:16:38,320
‫- نصف نمی‌شه.
‫- ۳۵ تا ۴۰ درصد کم می‌شه.

371
00:16:39,600 --> 00:16:42,135
‫اگه دستگاه کارکرده و مارک عالی نگیریم...

372
00:16:42,160 --> 00:16:45,575
‫یعنی این‌طوری آخر هفته‌ها
‫می‌تونیم گوشت گاو بپزیم؟

373
00:16:45,600 --> 00:16:46,525
‫آره.

374
00:16:46,657 --> 00:16:48,251
‫اینجا چی بذاریم؟

375
00:16:49,040 --> 00:16:50,815
‫- اینجا رو نگه می‌داریم.
‫- اینجا انبار غذاست، آره.

376
00:16:50,840 --> 00:16:52,695
‫- عع، انبار غذاست؟
‫- آره.

377
00:16:52,720 --> 00:16:55,095
‫وای، کف زمین رو ببین.
‫چقدر کثیفـه.

378
00:16:55,120 --> 00:16:57,895
‫این کثیفی صد سال عمرشـه.

379
00:16:57,920 --> 00:17:00,335
‫واقعاً کثیفـه.
‫توی فریز رو ببین؛ خیلی بَده.

380
00:17:00,360 --> 00:17:01,400
‫حالم بَد شد.

381
00:17:01,561 --> 00:17:03,576
‫باید این دیوارهای کثیف رو تزئین کنیم.

382
00:17:03,640 --> 00:17:05,335
‫هزینه‌ش کمـه و نتیجه هم زیبا می‌شه.

383
00:17:05,360 --> 00:17:06,535
‫باید فریز رو عوض کنی.

384
00:17:06,560 --> 00:17:09,480
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

385
00:17:10,440 --> 00:17:11,800
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

386
00:17:12,000 --> 00:17:15,575
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

387
00:17:15,600 --> 00:17:17,815
‫میزوصندلی اضافه
‫و لیوان‌ها رو می‌ذاریم اینجا.

388
00:17:17,840 --> 00:17:19,535
‫فکر فروشگاه رو از سرت بیرون کن.

389
00:17:19,560 --> 00:17:22,575
‫شما به یه انبار نیاز داری.

390
00:17:22,600 --> 00:17:25,040
‫- انبارِ چی؟
‫- دستمال و پارچه...

391
00:17:25,200 --> 00:17:26,880
‫ظروف اضافه، مواد خشک...

392
00:17:27,040 --> 00:17:30,295
‫میلیون‌ها لیوان، دستمال توالت...

393
00:17:30,320 --> 00:17:31,520
‫و میلیون‌ها چیز دیگه.

394
00:17:31,680 --> 00:17:32,960
‫باید انبار داشته باشی.

395
00:17:33,120 --> 00:17:35,215
‫- هیشکی از پشت‌صحنه‌ی کافه‌ها خبر نداره.
‫- نه والا.

396
00:17:35,240 --> 00:17:38,255
‫همه فقط یه پیشخدمت می‌بینن
‫که براشون نوشیدنی می‌ریزه.

397
00:17:38,280 --> 00:17:39,878
‫اون فقط یه‌درصد ماجراست.

398
00:17:40,560 --> 00:17:41,615
‫و بقیه‌ش هم...

399
00:17:41,640 --> 00:17:43,415
‫ای وای.
‫لیسا من رو...

400
00:17:43,440 --> 00:17:44,775
‫برق از سرش می‌پره!

401
00:17:44,923 --> 00:17:46,043
‫ریدم.

402
00:17:46,520 --> 00:17:48,720
‫چطوری می‌خوای بهش بگی؟
‫آخه فکر نکنم...

403
00:17:49,240 --> 00:17:50,720
‫به همون روش همیشگی.

404
00:17:50,880 --> 00:17:54,160
‫یه راه‌حل پیدا می‌کنم و بهش می‌گم.

405
00:17:54,680 --> 00:17:56,360
‫اگه فقط مسئله رو بهش بگم

406
00:17:56,520 --> 00:17:59,520
‫من رو به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کنه.

407
00:18:01,480 --> 00:18:05,320
‫این فاجعه رو موقتاً گذاشتم کنار

408
00:18:05,880 --> 00:18:07,480
‫و رفتم پیش آلِن

409
00:18:08,040 --> 00:18:08,975
‫اوه اوه.

410
00:18:09,000 --> 00:18:10,918
‫یا خدا!

411
00:18:11,920 --> 00:18:15,400
‫که بهم پیام داده بود
‫منبع گنداب چاه پُر شده

412
00:18:16,600 --> 00:18:18,360
‫و خراب.

413
00:18:19,040 --> 00:18:21,000
‫- سلام، دوستان!
‫- مخلصـم!

414
00:18:21,200 --> 00:18:22,200
‫خسته نباشین.

415
00:18:23,074 --> 00:18:24,529
‫این‌ها دیگه چیـه؟

416
00:18:24,554 --> 00:18:25,994
‫تیکه‌های منبع فایبرگلاسـه.

417
00:18:26,240 --> 00:18:28,398
‫این‌ها ریزش کرده.

418
00:18:28,800 --> 00:18:30,506
‫برو خودت ببین چه خبره، جِرمی.

419
00:18:30,880 --> 00:18:32,040
‫اون پایین رو ببین.

420
00:18:33,720 --> 00:18:35,000
‫اوه اوه!

421
00:18:35,160 --> 00:18:36,236
‫دقیقا!

422
00:18:47,800 --> 00:18:49,480
‫- افتضاحـه.
‫- خدایا...

423
00:18:51,080 --> 00:18:52,080
‫پاره شدم.

424
00:18:53,120 --> 00:18:56,160
‫علت اصلی این بو، روغنـه.

425
00:18:57,160 --> 00:18:58,834
‫این بوی چربیـه.

426
00:18:58,880 --> 00:19:00,800
‫بوی تیز مال چربیـه؟

427
00:19:00,903 --> 00:19:03,383
‫- روغن؟
‫- این‌که بوی گُه خالص می‌ده.

428
00:19:03,408 --> 00:19:05,840
‫همون چربی‌ها باعث ریزش شده.

429
00:19:06,000 --> 00:19:07,685
‫- یعنی حجمش؟
‫- وزنش زیاد شده و ریخته.

430
00:19:07,889 --> 00:19:09,840
‫اون روغن باعث می‌شه گُه از آب جدا بمونه.

431
00:19:10,000 --> 00:19:11,840
‫- داره می‌کِشه بالا؟
‫- آره.

432
00:19:12,000 --> 00:19:13,760
‫- می‌ره توی مخزن شما؟
‫- آره.

433
00:19:13,920 --> 00:19:17,080
‫باید لوله‌های جدید براش بذاریم که کار کنه.

434
00:19:17,754 --> 00:19:18,795
‫باشه.

435
00:19:19,742 --> 00:19:22,295
‫ناگفته نمونه که
‫لوله‌کشی‌ها مال دهه ۶۰ یا ۷۰ـه.

436
00:19:22,320 --> 00:19:23,560
‫تا حالا تمیز نشده بوده.

437
00:19:23,720 --> 00:19:25,975
‫یعنی این‌همه سال
‫داشته روغن و گُه جمع می‌کرده.

438
00:19:26,000 --> 00:19:27,440
‫از دهه‌ی ۸۰ که کافه راه افتاده.

439
00:19:27,600 --> 00:19:29,055
‫ولی مخزن از قبل بوده.

440
00:19:29,080 --> 00:19:30,640
‫- ۵۰ سال آزگار.
‫- آره.

441
00:19:30,923 --> 00:19:34,815
‫عع، یکی گوشی‌ش رو جا گذاشته.

442
00:19:34,840 --> 00:19:37,320
‫- شاید هنوز کار کنه.
‫- می‌گه شاید کار کنه!

443
00:19:37,480 --> 00:19:38,847
‫تلفن نو، بخور پلو.

444
00:19:39,038 --> 00:19:41,067
‫یا خودِ خدا.

445
00:19:42,280 --> 00:19:44,480
‫نه.
‫باور نمی‌کنم.

446
00:19:45,040 --> 00:19:46,040
‫آخه چطوری؟

447
00:19:46,200 --> 00:19:48,520
‫یه انسان رفته بود اون پایین؟

448
00:19:48,545 --> 00:19:49,480
‫بله!

449
00:19:49,505 --> 00:19:51,705
‫- چطوری نفس می‌کِشه؟
‫- فردا قراره بره تعطیلات.

450
00:19:53,800 --> 00:19:56,215
‫یه سفر می‌ره یونان.

451
00:19:56,240 --> 00:19:58,200
‫- ولی مشکل اینـه که...
‫- می‌ره یونان!

452
00:19:58,360 --> 00:20:01,120
‫تا یه هفته‌ی دیگه بوی گُلاب می‌ده.

453
00:20:01,281 --> 00:20:03,441
‫یعنی بین این‌همه شغل توی دنیا

454
00:20:03,832 --> 00:20:05,647
‫این بابا علاقه‌ش این بوده.

455
00:20:05,672 --> 00:20:07,561
‫زندگی همه‌مون همین‌طور قهوه‌ایـه، داداش.

456
00:20:08,800 --> 00:20:10,200
‫سلام. خوبـی؟

457
00:20:10,360 --> 00:20:11,560
‫از شما بهترم.

458
00:20:11,729 --> 00:20:13,095
‫می‌ری پایین؟

459
00:20:13,120 --> 00:20:14,560
‫خدا رو شکر که جا نمی‌شم.

460
00:20:14,979 --> 00:20:16,139
‫باورنکردنیـه.

461
00:20:16,520 --> 00:20:19,440
‫بچه‌ها، واقعاً کارِتون درستـه.
‫دمتون گرم.

462
00:20:22,836 --> 00:20:24,156
‫بفرما، رئیس.

463
00:20:24,192 --> 00:20:25,735
‫روزهای بعدی

464
00:20:25,760 --> 00:20:29,480
‫کارهای کافه با سرعت مطلوبی پیش می‌رفت.

465
00:20:35,560 --> 00:20:38,320
‫فعلاً که اینجا مثل آشغال‌دونیـه.

466
00:20:43,440 --> 00:20:46,080
‫و در این بین

467
00:20:46,240 --> 00:20:48,200
‫سو دنبال یه آشپز می‌گشت.

468
00:20:48,360 --> 00:20:50,000
‫واسه آشپزی...

469
00:20:50,200 --> 00:20:52,480
‫لیسا هم داشت میزوصندلی می‌خرید.

470
00:20:53,400 --> 00:20:56,270
‫میزهای بیستروی فرانسوی رو خیلی دوست دارم.

471
00:20:56,600 --> 00:20:59,735
‫این هم پایه‌ی قشنگیـه.
‫می‌تونیم یه گوی براق روش بذاریم.

472
00:20:59,902 --> 00:21:01,702
‫به‌به، چقدر متنوع!

473
00:21:01,960 --> 00:21:03,840
‫اینجا رو!

474
00:21:04,720 --> 00:21:08,960
‫من هم مشغول آماده‌کردن غذای گاوها بودم

475
00:21:11,440 --> 00:21:15,400
‫و باید می‌رفتم به آبجوسازی «هاکستون».

476
00:21:16,240 --> 00:21:17,855
‫وزن‌شون چقدره؟

477
00:21:17,880 --> 00:21:19,000
‫تقریباً یک‌تُن.

478
00:21:19,904 --> 00:21:21,944
‫آقای مارکِ آبجوساز

479
00:21:22,040 --> 00:21:24,360
‫واسه گاوها مواد مغذی آماده کرد.

480
00:21:26,000 --> 00:21:28,120
‫توی این جعبه‌ها

481
00:21:28,760 --> 00:21:30,630
‫دونه‌های جو هست.

482
00:21:30,960 --> 00:21:33,363
‫مواد مصرف‌شده‌ی آبجوسازیـه.

483
00:21:34,120 --> 00:21:36,280
‫هرکدوم نیم‌تُن دارن.

484
00:21:37,440 --> 00:21:40,360
‫این‌ها رو می‌دیم به گاوها بخورن.

485
00:21:40,615 --> 00:21:41,975
‫چرخه‌ی جالبی داره.

486
00:21:42,040 --> 00:21:44,960
‫غذای مصرف‌شده رو می‌دیم به گاوها

487
00:21:45,120 --> 00:21:47,760
‫گاوها تُپل می‌شن و می‌رینن روی زمین

488
00:21:47,960 --> 00:21:51,137
‫جو روی اون زمین رشد می‌کنه
‫و می‌آد اینجا که آبجو بشه.

489
00:21:51,800 --> 00:21:53,240
‫هیچی هدر نمی‌ره.

490
00:21:53,440 --> 00:21:56,405
‫گرتا تونبرگِ مناطق محروم، منـم. ‫{\an8}(گرتا
تونبرگ: فعال محیط‌زیست، اهل سوئد.)

491
00:21:59,800 --> 00:22:03,160
‫توی مزرعه، با کِیلب، آشپز دوم، همراه شدم

492
00:22:03,320 --> 00:22:07,400
‫تا با هم غذای پُروپیمون گاوها رو درست کنیم.

493
00:22:08,055 --> 00:22:10,504
‫این رو با جو قاطی می‌کنیم.

494
00:22:10,529 --> 00:22:13,040
‫همون جوهای بَدی که سال پیش فروش نرفت.

495
00:22:13,200 --> 00:22:15,280
‫- باید لوله‌ای دربیان.
‫- آره. لوله‌ای.

496
00:22:15,440 --> 00:22:16,840
‫- بعدش شیره‌ی چغندر
‫- آره.

497
00:22:16,865 --> 00:22:18,209
‫که یه‌کم شیرین بشه.

498
00:22:18,240 --> 00:22:20,215
‫- اون‌طوری راحت‌تر می‌خورن.
‫- آره.

499
00:22:20,240 --> 00:22:24,590
‫و در آخر، تفاله‌های سبزیجاتی
‫که ازشون روغن گرفتیم.

500
00:22:24,615 --> 00:22:25,561
‫خوبـه.

501
00:22:25,586 --> 00:22:27,640
‫یا نظرت چیـه که

502
00:22:27,840 --> 00:22:31,000
‫هرروز براشون غذا از رستوران سفارش بدیم؟

503
00:22:33,360 --> 00:22:36,655
‫برای ترکیب غذاها با هم

504
00:22:36,680 --> 00:22:40,405
‫چارلی یه مخلوط‌کن غول‌پیکر سفارش داد.

505
00:22:41,000 --> 00:22:42,175
‫سلام، داداش.
‫روزت به‌خیر.

506
00:22:42,200 --> 00:22:43,400
‫سلام. احوال شما؟
‫جِیمز هستم.

507
00:22:43,560 --> 00:22:46,200
‫- سلام. جِرمی‌ام. خوبـی شما؟
‫- سلام. ممنون. جِیمز هستم.

508
00:22:46,400 --> 00:22:48,200
‫پس یه جاروبرقی بزرگ داره.

509
00:22:48,400 --> 00:22:50,280
‫جو رو می‌کِشه داخل

510
00:22:50,920 --> 00:22:53,680
‫همه‌ی غذاها رو می‌بلعه
‫و اون وسط قاطی‌شون می‌کنه.

511
00:22:53,840 --> 00:22:55,013
‫اون‌تو قاطی می‌کنه؟

512
00:22:55,038 --> 00:22:55,920
‫آره.

513
00:22:56,080 --> 00:22:58,560
‫بعدش مواد معدنی و شیره رو اضافه می‌کنم.

514
00:23:05,720 --> 00:23:07,520
‫چقدر لذت‌بخشـه.

515
00:23:08,064 --> 00:23:09,572
‫دوست دارم تا فردا جارو کنم.

516
00:23:14,680 --> 00:23:16,480
‫- راهش رو باز کنم؟
‫- زحمتت.

517
00:23:18,280 --> 00:23:21,560
‫آشپزی با کامیون مخلوط‌کن چه حالی می‌ده!

518
00:23:22,360 --> 00:23:23,520
‫گوردون رمزی

519
00:23:23,720 --> 00:23:25,600
‫مارکو پیِر وایت

520
00:23:25,800 --> 00:23:28,440
‫آنگوس اِستِیک‌هاوس...
‫هیچ‌کدوم این کار رو بلد نیستن.

521
00:23:33,792 --> 00:23:34,812
‫این هم از این.

522
00:23:35,760 --> 00:23:36,784
‫غذای گاو.

523
00:23:39,280 --> 00:23:41,720
‫کمی بعد که وقت غذادادن رسید

524
00:23:41,880 --> 00:23:43,960
‫دونه‌های جو رو هم اضافه کردیم.

525
00:23:44,120 --> 00:23:46,000
‫این‌طوری می‌پاشی روشون.

526
00:23:46,880 --> 00:23:48,640
‫و شام سرو شد.

527
00:23:52,440 --> 00:23:53,720
‫بیاین، دوستان!

528
00:23:53,880 --> 00:23:54,880
‫غذا آوردم براتون.

529
00:23:55,960 --> 00:23:58,320
‫بزن روشن شی!

530
00:23:59,040 --> 00:24:00,074
‫می‌بینی؟

531
00:24:00,600 --> 00:24:02,480
‫آفرین. مثل مَرد بخورین.

532
00:24:02,640 --> 00:24:04,120
‫می‌بینی؟

533
00:24:04,320 --> 00:24:06,640
‫خوب شد شیره هم ریختیم.

534
00:24:06,800 --> 00:24:09,400
‫از همین‌الان دارن چاق می‌شن.

535
00:24:09,693 --> 00:24:10,687
‫دارن عشق می‌کنن.

536
00:24:10,880 --> 00:24:12,160
‫آره. مشخصـه.

537
00:24:19,280 --> 00:24:20,520
‫توی کافه

538
00:24:20,545 --> 00:24:24,499
‫زمین محکمی نبود که بشه روش پا گذاشت.

539
00:24:27,560 --> 00:24:30,171
‫من هم با همراه و دوست موردعلاقه‌م

540
00:24:30,200 --> 00:24:32,200
‫رفتم بوته‌های اضافه رو قطع کنم.

541
00:24:34,640 --> 00:24:36,240
‫باریکلا!

542
00:24:38,440 --> 00:24:41,880
‫صداش به روحم آرامش می‌ده.

543
00:24:42,720 --> 00:24:44,000
‫بنواز.

544
00:24:47,240 --> 00:24:51,800
‫متأسفانه سو و رِیچِل صدام زدن
‫و جلسه‌ی تراپی‌م زود تموم شد.

545
00:24:52,360 --> 00:24:55,160
‫گفتن فوراً برم دیدن‌شون.

546
00:24:56,160 --> 00:24:58,240
‫خب، اولین مورد

547
00:24:58,640 --> 00:25:01,760
‫تزئین تراس پُشتی با میزهای چتریـه.

548
00:25:02,120 --> 00:25:05,360
‫مجبور شدیم ۴۰ دقیقه پیش سفارش بدیم

549
00:25:05,520 --> 00:25:08,080
‫که عقب نمونیم.

550
00:25:08,240 --> 00:25:10,655
‫حالا چقدر شد؟
‫از این چتر بزرگ‌هاست دیگه؟

551
00:25:10,680 --> 00:25:13,640
‫آره. سه‌تا چتر بزرگ
‫که کل تراس رو پوشش بده.

552
00:25:13,800 --> 00:25:14,720
‫خب.

553
00:25:14,880 --> 00:25:16,855
‫تقریباً ۴۰ هزار پوند شد.

554
00:25:16,880 --> 00:25:18,280
‫که شامل سیستم الکتریکی

555
00:25:18,318 --> 00:25:19,615
‫نورپردازی

556
00:25:20,280 --> 00:25:23,175
‫موندگاری بالا و آماده‌سازی
‫فاز سه‌مرحله‌ای هم داره.

557
00:25:23,200 --> 00:25:26,175
‫به آلِن هم خبر دادیم،
‫ولی واسه نصبش برنامه نریختیم.

558
00:25:26,200 --> 00:25:28,240
‫شرمنده. اجازه بدین.

559
00:25:29,120 --> 00:25:31,415
‫۴۰هزارتا واسه چندتا چتر؟

560
00:25:31,440 --> 00:25:32,560
‫- آره.
‫- بزرگـن. هشت متر ارتفاع.

561
00:25:32,660 --> 00:25:35,280
‫۴۰هزارپوند واسه چتر؟

562
00:25:35,440 --> 00:25:36,240
‫آره.

563
00:25:36,440 --> 00:25:40,415
‫اگه هوا بارونی باشه و چتر نباشه،
‫کسی روی تراس غذا نمی‌خوره.

564
00:25:40,440 --> 00:25:42,306
‫نه، می‌دونم که چتر لازمـه

565
00:25:42,360 --> 00:25:46,160
‫ولی حقیقتاً این مبلغ دیوونگیـه.

566
00:25:46,680 --> 00:25:49,040
‫می‌خواستیم یه‌جوری نشه که...

567
00:25:49,200 --> 00:25:51,800
‫می‌شد ارزون‌تر هم دربیاد

568
00:25:51,960 --> 00:25:54,032
‫مثلاً اگه سایه‌بون می‌ذاشتیم.

569
00:25:54,057 --> 00:25:57,403
‫- آره.
‫- ولی با توجه به اندازه‌ی تراس

570
00:25:57,440 --> 00:26:00,040
‫احتمالاً ۵۰تا سایه‌بون می‌خوایم.

571
00:26:00,200 --> 00:26:02,575
‫اون‌وقت تراس مثل
‫دریایی از سایه‌بون‌ها می‌شه.

572
00:26:02,600 --> 00:26:05,744
‫تازه شکل میزها طوریـه
‫که سایه‌بون وسط می‌افته

573
00:26:05,769 --> 00:26:08,095
‫و یه عده دور میز می‌رن زیر نورش.

574
00:26:08,120 --> 00:26:09,975
‫اگه بارون بیاد که دیگه دردسره.

575
00:26:10,000 --> 00:26:12,480
‫مثلاً ما خیس نمی‌شیم، ولی تو چرا.

576
00:26:12,596 --> 00:26:14,735
‫- نمی‌شه.
‫- چطور به این نقطه از زندگی رسیدم؟

577
00:26:14,760 --> 00:26:17,255
‫اگه زیر یه سایه‌بون بوده باشی،
‫می‌دونی چی می‌گم.

578
00:26:17,280 --> 00:26:20,033
‫نه. فقط باورم نمی‌شه که توی ۶۴ سالگی‌م

579
00:26:20,058 --> 00:26:22,855
‫یه‌نفر خیلی جدی بهم گفت:

580
00:26:22,880 --> 00:26:25,640
‫«چترها برات ۴۰هزارتا آب می‌خوره.»

581
00:26:25,800 --> 00:26:28,255
‫- باهاش می‌شه چندتا پراید خرید.
‫- یعنی فکر کردی

582
00:26:28,280 --> 00:26:31,240
‫خرید کافه بالاترین هزینه‌ت می‌شه؟

583
00:26:31,265 --> 00:26:34,055
‫گفتم بار رو بازسازی می‌کنم و تمام.

584
00:26:34,080 --> 00:26:37,120
‫اتفاقاً اون بار
‫تنها چیزیـه که بازسازی نمی‌خواد.

585
00:26:37,824 --> 00:26:38,839
‫عع...

586
00:26:38,960 --> 00:26:40,937
‫هنوز هزینه‌ی میزوصندلی‌ها رو نگفتیم.

587
00:26:41,560 --> 00:26:43,838
‫- آره.
‫- سلیقه‌ی لیسا حرف نداره.

588
00:26:44,320 --> 00:26:46,000
‫- خوش‌سلیقه‌ست.
‫- حالا چقدر شد؟

589
00:26:46,305 --> 00:26:47,825
‫- ۴۰هزارتا.
‫- آره.

590
00:26:49,400 --> 00:26:52,120
‫پس با چترها مشکلی نداری؟

591
00:26:54,800 --> 00:26:57,160
‫یه ساعت بهم وقت بدین.

592
00:26:57,320 --> 00:26:58,440
‫باشه.

593
00:27:00,360 --> 00:27:03,335
‫بودجه که سر به فلک کشیده بود.

594
00:27:03,522 --> 00:27:06,722
‫رفتم ببینم آلِن چی‌کار می‌کنه.

595
00:27:08,491 --> 00:27:10,495
‫- چقدر اینجا خوب شده.
‫- خوشت اومد؟

596
00:27:10,520 --> 00:27:12,480
‫اصلاً سُر نمی‌خوری.

597
00:27:12,640 --> 00:27:14,255
‫یعنی دیگه سُر نمی‌خوریم؟

598
00:27:14,280 --> 00:27:16,520
‫نه. مگه این‌که خیلی عصبانی بشی.

599
00:27:17,960 --> 00:27:21,040
‫منظره‌ی قشنگیـه، ولی بگو ببینم
‫اول خبر بد رو بدم یا خبر خوب؟

600
00:27:22,200 --> 00:27:23,080
‫چی؟

601
00:27:23,240 --> 00:27:25,040
‫هزینه دوبرابر شد، برادر.

602
00:27:26,120 --> 00:27:29,560
‫- هزینه‌ی چی؟
‫- این. به‌خاطر اینجاش دوبرابر شد.

603
00:27:30,480 --> 00:27:32,080
‫- چی؟
‫- آره. شرمنده.

604
00:27:32,600 --> 00:27:35,360
‫- گرفتی ما رو؟
‫- نه. جایی‌ت رو نگرفتم.

605
00:27:35,960 --> 00:27:39,200
‫از ۲۰هزارتا رسیدیم به ۴۰هزارتا.

606
00:27:40,040 --> 00:27:43,015
‫چاره‌ای نداریم.
‫گفتن سطح ضدلغزنده باشه.

607
00:27:43,040 --> 00:27:45,200
‫بدون این‌ها نمی‌شه.

608
00:27:45,880 --> 00:27:47,840
‫- همچین چیزی باید دوبرابرش کنه؟
‫- آره.

609
00:27:48,040 --> 00:27:48,975
‫- البته تقریباً
‫- به‌خاطر این؟

610
00:27:49,000 --> 00:27:50,295
‫باید ۱۶هزار تا اضافه بشه

611
00:27:50,320 --> 00:27:52,520
‫اُجرت هم حساب می‌شه.

612
00:27:52,680 --> 00:27:55,440
‫تیغ زیادی هم واسه بُرش لازم داریم.

613
00:27:55,640 --> 00:27:56,800
‫خب پس

614
00:27:57,000 --> 00:27:58,954
‫پس وضعیت چترها هم مشخص شد.
‫می‌دونی که...

615
00:27:59,040 --> 00:28:00,335
‫آره. چترها رو بیخیال.

616
00:28:00,360 --> 00:28:01,426
‫ولی نظرت درباره‌ی

617
00:28:01,520 --> 00:28:05,360
‫اون سایه‌بون‌هایی که
‫از دیوار ساختمون‌ها بیرون می‌آد، چیـه؟

618
00:28:06,360 --> 00:28:09,840
‫اگه بتونیم از اونجا...
‫بذار نشونت بدم.

619
00:28:10,000 --> 00:28:11,680
‫اگه سایه‌بون‌ها رو

620
00:28:12,640 --> 00:28:16,280
‫از بین طاق دَر و ناودون

621
00:28:16,800 --> 00:28:18,320
‫- بیاریم جلو...
‫- خب.

622
00:28:18,600 --> 00:28:20,240
‫یه شیب هم بهشون بدیم...

623
00:28:20,400 --> 00:28:24,600
‫نه. بره بالا بهتره.
‫یه میله می‌ذارم که ببرش بالا.

624
00:28:24,800 --> 00:28:26,055
‫اتفاقاً

625
00:28:26,080 --> 00:28:28,735
‫توی کافه‌ی «تری هورس‌شوز»
‫از این خیمه‌ها گذاشتن.

626
00:28:28,760 --> 00:28:29,720
‫جداً؟

627
00:28:30,282 --> 00:28:32,282
‫پس بگیم بیان نظرشون رو بدن.

628
00:28:32,483 --> 00:28:33,490
‫آره.

629
00:28:35,000 --> 00:28:38,975
‫راه‌اندازی کافه فقط با ۲۵هزار پوند

630
00:28:39,000 --> 00:28:42,360
‫رؤیایی بیش نبود.

631
00:28:43,200 --> 00:28:45,575
‫ولی فکرکردن بهش هم سودی نداشت

632
00:28:45,600 --> 00:28:49,480
‫چون درگیری‌های دیگه‌ای توی مزرعه داشتم

633
00:28:49,640 --> 00:28:51,720
‫که باید بهشون رسیدگی می‌کردم.

634
00:28:52,160 --> 00:28:55,320
‫بچه‌خوک‌های جدیدی از راه رسیده بودن.

635
00:28:57,840 --> 00:28:59,600
‫شگفتا!

636
00:28:59,760 --> 00:29:01,640
‫- همه‌شون زنده موندن؟
‫- قشنگ یه ارتشـن.

637
00:29:01,800 --> 00:29:03,255
‫یک، دو

638
00:29:03,975 --> 00:29:06,135
‫- سه، چهار، پنج
‫- نمی‌شه شمردشون.

639
00:29:06,169 --> 00:29:08,849
‫شیش، هفت، هشت، نه
‫و یکی هم اونجاست که می‌شه دَه‌تا.

640
00:29:09,259 --> 00:29:11,680
‫- بدون تلفات.
‫- چقدر زیبا.

641
00:29:12,125 --> 00:29:14,720
‫ببین چجوری توی هم می‌لولن.
‫جیگرشونو بخورم.

642
00:29:14,880 --> 00:29:15,975
‫ولی دَم مامانه گرم.

643
00:29:16,000 --> 00:29:18,760
‫چه خبر خوبی.
‫خوش‌حال شدم.

644
00:29:19,640 --> 00:29:22,440
‫بعد رفتیم سراغ ریچارد هَم.

645
00:29:22,525 --> 00:29:26,920
‫دیلوینِ دامپزشک واسه‌ش
‫یه راه‌حل خوب ارائه داد.

646
00:29:28,440 --> 00:29:30,080
‫قضیه اینـه که

647
00:29:30,280 --> 00:29:33,855
‫ریچارد هَم بزرگ شده
‫و ممکنـه بره سراغ خواهرهاش

648
00:29:33,880 --> 00:29:35,110
‫پس باید برش‌گردونیم پیش پسرها.

649
00:29:35,135 --> 00:29:35,935
‫خوبـه.

650
00:29:35,960 --> 00:29:39,600
‫ولی دیلوین می‌گه
‫اگه یه‌هو بذاریمش پیش پسرها

651
00:29:39,865 --> 00:29:41,305
‫این‌قدر می‌زننش که بمیره.

652
00:29:41,360 --> 00:29:42,335
‫آخِی.

653
00:29:42,360 --> 00:29:44,360
‫گفت تنها راه دیگه

654
00:29:44,779 --> 00:29:46,691
‫اینـه که یه آغل کوچیک بسازیم،
‫مثل اینی که ساختم

655
00:29:46,807 --> 00:29:47,775
‫و بعدش

656
00:29:47,800 --> 00:29:51,280
‫اون رو با کوچیک‌ترین پسر بفرستیم اونجا.

657
00:29:51,480 --> 00:29:54,280
‫یه هفته با هم هستن
‫و دوتا رفیقِ شفیق می‌شن

658
00:29:54,440 --> 00:29:57,320
‫بعدش برمی‌گردن پیش پسرها
‫و احتمالاً همه‌چی خوب پیش می‌ره.

659
00:29:57,480 --> 00:29:58,400
‫خوبـه.

660
00:29:58,600 --> 00:29:59,800
‫آماده‌ای، ریچارد؟

661
00:29:59,960 --> 00:30:01,177
‫اینجاست.

662
00:30:01,920 --> 00:30:03,440
‫آفرین، کِیلب.

663
00:30:06,200 --> 00:30:08,520
‫حالا هَم وارد شد.

664
00:30:08,720 --> 00:30:10,080
‫بذار ببینم...

665
00:30:10,360 --> 00:30:11,240
‫چیزیش نمی‌شه.

666
00:30:11,400 --> 00:30:13,560
‫این دوتا قراره با هم رفیق بشن.

667
00:30:13,617 --> 00:30:15,817
‫یه هفته بعدش برمی‌گردن پیش پسرها

668
00:30:16,120 --> 00:30:19,080
‫و رفیقش دیگه ازش محافظت می‌کنه.

669
00:30:19,720 --> 00:30:20,735
‫دقت کردین ریچارد هَم

670
00:30:20,760 --> 00:30:23,015
‫- چه بچه‌مثبت و گوگولیـه؟
‫- آره.

671
00:30:23,040 --> 00:30:25,575
‫هنوز نه تجربه‌ی عرق‌خوری داره
‫و نه تجربه‌ی دعوا.

672
00:30:25,600 --> 00:30:26,935
‫چشم‌های ریزش رو خیلی دوست دارم.

673
00:30:26,960 --> 00:30:28,360
‫ولی به‌زودی تجربه می‌کنه.

674
00:30:29,160 --> 00:30:30,600
‫ظاهراً کنار هم خوش‌حالـن.

675
00:30:31,240 --> 00:30:33,680
‫فکر کنم اون یکی هم خوش‌ذاتـه.

676
00:30:34,483 --> 00:30:35,509
‫عع...

677
00:30:35,920 --> 00:30:38,320
‫- اوه! یه‌هو چی شد؟
‫- چه خبره...؟

678
00:30:38,800 --> 00:30:39,640
‫ای وای!

679
00:30:39,800 --> 00:30:40,960
‫ریچارد!

680
00:30:41,680 --> 00:30:44,200
‫- تکون نمی‌خوره!
‫- اون داداشتـه!

681
00:30:44,720 --> 00:30:48,666
‫باید از ریچارد محافظت کنه، نه این‌که...

682
00:30:49,160 --> 00:30:52,560
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم!

683
00:30:53,160 --> 00:30:54,440
‫به ما دروغ گفتن.

684
00:30:55,440 --> 00:30:56,840
‫خوک‌ها فریاد نمی‌زنند.

685
00:30:57,920 --> 00:30:59,640
‫بالاخره تموم شد.

686
00:31:00,015 --> 00:31:01,855
‫ببین، جِرمی

687
00:31:01,880 --> 00:31:04,400
‫اگه بره پیش پسرها
‫دسته‌جمعی بهش تجاوز می‌کنن.

688
00:31:04,560 --> 00:31:06,200
‫خب پیش دخترها هم نمی‌شه بره.

689
00:31:06,360 --> 00:31:08,400
‫خدا رو شکر که حامله نمی‌شه.

690
00:31:08,560 --> 00:31:10,335
‫الان مشکلی رو حل نکردیم.

691
00:31:10,360 --> 00:31:11,615
‫باید به دیلوین زنگ بزنم.

692
00:31:11,640 --> 00:31:14,480
‫- چی می‌خوای بگی؟
‫- می‌گم «الان چی‌کار کنم؟»

693
00:31:14,680 --> 00:31:17,480
‫اصطلاح «گوساله‌ی خنثی» رو شنیدین؟

694
00:31:17,775 --> 00:31:18,575
‫نه.

695
00:31:18,600 --> 00:31:22,040
‫قضیه اینـه که اگه گاو یه دوقلو بزاد

696
00:31:22,240 --> 00:31:24,320
‫ و یکی‌شون پسر و اون یکی دختر باشه

697
00:31:24,480 --> 00:31:25,920
‫دختره که می‌آد بیرون

698
00:31:26,080 --> 00:31:28,000
‫نمی‌دونه جنسیتش چیـه.

699
00:31:28,640 --> 00:31:30,880
‫منظورم اینـه که این پسر

700
00:31:31,040 --> 00:31:33,600
‫دُمش رو داد کنار،
‫چون فکر می‌کرد دختره.

701
00:31:33,760 --> 00:31:37,280
‫شاید ریچارد هَم ترنس باشه.

702
00:31:37,720 --> 00:31:39,920
‫دیگه خوک‌ها هم ترنس دارن؟

703
00:31:41,210 --> 00:31:44,328
‫احساس می‌کنم توی جلسه‌ی
‫حزب کارگران نشستم.

704
00:31:44,360 --> 00:31:45,295
‫گوش نمی‌دی.

705
00:31:45,320 --> 00:31:47,470
‫می‌شه یه روز
‫مثل یه کشاورز معمولی زندگی کنیم؟

706
00:31:47,520 --> 00:31:49,293
‫- بَد نمی‌گه‌ها.
‫- باور کن جدی می‌گم!

707
00:31:49,320 --> 00:31:50,280
‫معمولاً این‌طوریـه.

708
00:31:50,480 --> 00:31:52,135
‫یه‌بار توی یه زمین کار می‌کردم...

709
00:31:52,160 --> 00:31:54,135
‫همین‌طور که استاد کوپر نُطق می‌کردن

710
00:31:54,160 --> 00:31:55,495
‫هم دودول داشت و هم واژن.

711
00:31:55,520 --> 00:31:58,685
‫ریچارد باز هم از کاشانه‌ی خود فرار کرد

712
00:31:58,716 --> 00:32:02,246
‫و رفت پیش برادرها و پسرخاله‌هاش.

713
00:32:02,440 --> 00:32:05,640
‫من هم به دیلوین زنگ زدم.

714
00:32:06,080 --> 00:32:07,240
‫همون طور که گفتی

715
00:32:07,800 --> 00:32:08,975
‫انجامش دادم.

716
00:32:09,000 --> 00:32:12,120
‫گوشه‌ی آغل پسرها
‫یه آغل کوچیک واسه‌ش ساختم

717
00:32:12,280 --> 00:32:13,975
‫یه خوک دیگه رو هم بردم

718
00:32:14,000 --> 00:32:16,800
‫و گذاشتم با هم باشن.

719
00:32:16,960 --> 00:32:18,360
‫- خب؟
‫- و هنوز یه دقیقه نشده بود

720
00:32:18,520 --> 00:32:21,600
‫که خوک دیگه وحشیانه بهش تجاوز کرد.

721
00:32:22,257 --> 00:32:23,336
‫صحیح.

722
00:32:23,800 --> 00:32:27,375
‫کنجکاوی‌های دوران نوجَوونیـه دیگه.

723
00:32:27,400 --> 00:32:28,575
‫طبیعیـه که...

724
00:32:28,600 --> 00:32:29,760
‫نه. ببین...

725
00:32:29,920 --> 00:32:31,855
‫نوجَوون‌های شهر شما رو نمی‌دونم

726
00:32:31,880 --> 00:32:34,335
‫ولی توی یورکشایر از این چیزها نداریم.

727
00:32:34,360 --> 00:32:37,326
‫حتی تا حالا به ذهنم خطور نکرده.

728
00:32:37,800 --> 00:32:40,960
‫حالا ریچارد هَم رفته پیش بقیه‌ی پسرها.

729
00:32:41,120 --> 00:32:42,735
‫داره کتک می‌خوره یا نه؟

730
00:32:42,760 --> 00:32:44,695
‫نه. هنوز نه.

731
00:32:44,720 --> 00:32:46,760
‫اگه من باشم

732
00:32:46,920 --> 00:32:48,880
‫صبر می‌کنم ببینم
‫توی گروه بزرگ‌تر چی‌کار می‌کنه.

733
00:32:49,040 --> 00:32:52,600
‫اگه باهاشون مشکلی نداشته باشه،
‫تمومـه دیگه.

734
00:32:52,935 --> 00:32:53,735
‫باشه.

735
00:32:53,760 --> 00:32:56,160
‫- دمت گرم. ممنون. خدافظ.
‫- قربونت. خدافظ.

736
00:32:59,680 --> 00:33:04,080
‫خوشبختانه، کار بعدی‌م با بُزها بود

737
00:33:04,240 --> 00:33:06,125
‫که سرراست و بی‌شیله‌پیله بودن.

738
00:33:07,440 --> 00:33:10,960
‫چند هفته‌ی اخیر رو با حصار نامرئیِ مرتع

739
00:33:11,120 --> 00:33:14,760
‫تمرین می‌کردن و حسابی مشغول بودن.

740
00:33:15,550 --> 00:33:18,070
‫این هم از مرتع.

741
00:33:18,600 --> 00:33:19,760
‫الان اینجان.

742
00:33:19,920 --> 00:33:20,948
‫می‌بینین؟

743
00:33:21,360 --> 00:33:25,760
‫نگاه مرگبار ایلان ماسک
‫نمی‌ذاره از محدوده خارج بشن.

744
00:33:27,200 --> 00:33:28,255
‫بفرمایید، بُزها.

745
00:33:28,280 --> 00:33:29,960
‫- آماده‌ای؟
‫- بله.

746
00:33:30,920 --> 00:33:33,080
‫حالا که حسابی حرف‌گوش‌کن شده بودن

747
00:33:33,180 --> 00:33:37,165
‫وقتش رسیده بود کاری رو انجام بدن
‫که واسه همون خریده بودمشون.

748
00:33:37,190 --> 00:33:38,257
‫همین‌طور بیاین.

749
00:33:39,440 --> 00:33:40,560
‫بیاین.

750
00:33:40,720 --> 00:33:42,375
‫یعنی پاکسازی بوته‌ها

751
00:33:42,400 --> 00:33:45,600
‫در نقاط غیرقابل‌دسترس مزرعه.

752
00:33:46,640 --> 00:33:48,640
‫ظاهراً بُزها روی تپه‌ها راحتـن.

753
00:33:48,840 --> 00:33:50,480
‫ویژگی‌شون همینـه دیگه!

754
00:33:52,320 --> 00:33:53,400
‫این هم از این.

755
00:33:53,600 --> 00:33:56,800
‫عملیات پاکسازی رو جایی شروع می‌کنیم
‫که نمی‌شه حصار واقعی گذاشت.

756
00:33:57,400 --> 00:33:58,440
‫نگاهشون کن.

757
00:33:58,600 --> 00:34:01,440
‫- حسابی گشنه شونـه.
‫- اینجا بهشت بُزهاست.

758
00:34:03,935 --> 00:34:05,615
‫قراره چه مساحتی رو پوشش بدن؟

759
00:34:05,640 --> 00:34:06,935
‫- خب...
‫- نرم‌افزار رو ببین.

760
00:34:06,960 --> 00:34:09,417
‫- من ندارمش.
‫- من دارم.

761
00:34:10,240 --> 00:34:12,600
‫تقریباً چهارهزارمترمربع.

762
00:34:12,813 --> 00:34:14,320
‫همون نیم‌هکتار.

763
00:34:14,480 --> 00:34:18,040
‫وقتی یه نقطه رو تموم می‌کنن

764
00:34:18,237 --> 00:34:19,325
‫باید سریع ببریمشون یه جای دیگه.

765
00:34:19,350 --> 00:34:21,066
‫بهش می‌گن «چرای فشرده‌ی کوتاه‌مدت».

766
00:34:23,680 --> 00:34:26,695
‫ما خریدیمشون که همین بوته‌ها رو درو کنن.

767
00:34:26,720 --> 00:34:28,920
‫اون هم در عرض پنج دقیقه.

768
00:34:29,080 --> 00:34:31,680
‫اون بوته‌هه کارش تمومـه.

769
00:34:32,520 --> 00:34:33,960
‫عالیـه.

770
00:34:40,120 --> 00:34:42,800
‫جدا از ماجرای چاق‌کردن گاوها

771
00:34:42,960 --> 00:34:46,720
‫فعلاً کار دیگه‌ای با حیوون‌ها نداشتیم.

772
00:34:48,880 --> 00:34:52,160
‫به‌جاش، تمرکزم رو روی کافه گذاشتم

773
00:34:52,360 --> 00:34:54,720
‫و یه هو ایده‌ی خفنی به ذهنم رسید.

774
00:34:54,920 --> 00:34:58,120
‫بین ۱۰ تا ۱۵ میل زده بیرون.

775
00:34:59,480 --> 00:35:02,840
‫واسه این‌که کافه‌م رو
‫به مضمون «کشاورزی» آغشته کنم

776
00:35:03,000 --> 00:35:05,920
‫تصمیم گرفتم یه تراکتور قدیمی رو
‫از سقف آویزون کنم.

777
00:35:07,960 --> 00:35:11,228
‫ولی اول باید دستی روش می‌کِشیدم.

778
00:35:12,742 --> 00:35:14,280
‫تراکتور رو برداشتم

779
00:35:14,880 --> 00:35:17,735
‫و حالا باید یه تغییراتی توش بدم.

780
00:35:17,760 --> 00:35:20,000
‫به نظرم، آدم باید همچین کاری رو

781
00:35:20,160 --> 00:35:23,360
‫به یه مَرد کوچیک
‫توی یه روستای دورافتاده بسپره.

782
00:35:23,720 --> 00:35:29,080
‫واسه همین اومدم به روستایی
‫که صدها کیلومتر از تمدن به دوره.

783
00:35:29,720 --> 00:35:31,280
‫جایی که مَردی کوچیک زندگی می‌کنه

784
00:35:31,840 --> 00:35:33,800
‫و قراره کار ما رو راه بندازه.

785
00:35:35,600 --> 00:35:36,881
‫خود خودشـه.

786
00:35:37,870 --> 00:35:38,895
‫رفیق!

787
00:35:38,920 --> 00:35:41,120
‫سلام! خوش اومدی.

788
00:35:41,800 --> 00:35:43,800
‫دستگاه... همینـه؟

789
00:35:44,000 --> 00:35:44,880
‫آره.

790
00:35:45,040 --> 00:35:46,680
‫- این‌که مدل ۳۵ـه.
‫- می‌دونم.

791
00:35:46,800 --> 00:35:48,480
‫چه تراکتور مشتی‌ای.

792
00:35:48,790 --> 00:35:51,656
‫البته این واسه امثال شما
‫آخرِ تکنولوژیـه، نه؟

793
00:35:52,320 --> 00:35:54,040
‫- خب دستگاه خوبیـه دیگه!
‫- همشهری‌هات ببیننش، می‌گن

794
00:35:54,200 --> 00:35:56,775
‫«وای! احتراق داخلی داره!»

795
00:35:56,800 --> 00:35:58,495
‫- از این بدترش هم داریم.
‫- «اینجاش رو ببین!»

796
00:35:58,520 --> 00:36:01,323
‫بدتر از این‌هاش هنوز استرداد می‌شه.
‫ما که مردم ولز نیستیم.

797
00:36:02,040 --> 00:36:03,375
‫- اینجا جزو ولزه دیگه.
‫- کی گفته؟

798
00:36:03,400 --> 00:36:06,840
‫چهار ساعت پیش از مرز اِم۵ رد شدم.

799
00:36:07,000 --> 00:36:08,935
‫- اونجا مرز نیست...
‫- خیلی هم هست!

800
00:36:08,960 --> 00:36:10,280
‫- نیست.
‫- هست.

801
00:36:10,365 --> 00:36:12,535
‫تصورت اینـه که ولزی‌ها
‫این‌طرف مرز وایستادن

802
00:36:12,560 --> 00:36:13,811
‫و اون‌طرف انگلیسی‌ها با تیروکمون آماده‌ان.

803
00:36:13,836 --> 00:36:14,822
‫دقیقاً همینـه.

804
00:36:15,120 --> 00:36:19,920
‫بعداز این‌که
‫بحث تاریخی‌سیاسی‌مون به پایان رسید

805
00:36:20,080 --> 00:36:22,120
‫برگشتیم به تراکتورم.

806
00:36:22,520 --> 00:36:25,640
‫باید زیر ۷۵۰ کیلو بشه

807
00:36:25,665 --> 00:36:27,625
‫وگرنه سقف کافه می‌آد پایین.

808
00:36:27,960 --> 00:36:30,920
‫اگه بخوایم دل‌وروده‌ش رو بریزیم بیرون

809
00:36:30,954 --> 00:36:32,009
‫همه‌چی‌ش رو دربیاریم...

810
00:36:32,160 --> 00:36:36,680
‫و می‌خوام بدنه و گِل‌گیرها رنگ بشه.

811
00:36:37,080 --> 00:36:38,375
‫کجاهاش رنگ بشه؟

812
00:36:38,400 --> 00:36:39,400
‫هرجا که قرمزه.

813
00:36:39,560 --> 00:36:42,360
‫آها. پس این قسمت‌ها هیچی.

814
00:36:42,520 --> 00:36:43,320
‫اون‌ها هیچی.

815
00:36:43,520 --> 00:36:45,520
‫به نظرم رنگ متالیک بزن.

816
00:36:46,040 --> 00:36:47,600
‫- مشکی؟
‫- منظورم رو فهمیدی؟

817
00:36:47,920 --> 00:36:49,280
‫اون متالیکـه؟

818
00:36:49,760 --> 00:36:51,695
‫- آره. متالیکـه.
‫- توی دهات شما متالیکـه؟

819
00:36:51,720 --> 00:36:52,775
‫- آره!
‫- خوبـه.

820
00:36:52,800 --> 00:36:54,680
‫چی می‌گی، مَرد؟

821
00:36:54,840 --> 00:36:57,520
‫دهات من و تو نداره که.

822
00:36:58,215 --> 00:37:00,455
‫می‌تونی تا قبل‌از جشن پانتومیم تحویل بدی؟

823
00:37:00,480 --> 00:37:02,120
‫یعنی می‌خوای...

824
00:37:03,440 --> 00:37:05,335
‫کِی قراره بری سوئیندون؟

825
00:37:05,360 --> 00:37:07,560
‫- قرار نیست برم...
‫- دروغ نگو.

826
00:37:13,358 --> 00:37:15,340
‫- راستی تو هم توی سریال هستی‌ها.
‫- چجوری هستم؟

827
00:37:15,374 --> 00:37:16,854
‫نقش بزرگی داری.

828
00:37:16,920 --> 00:37:19,240
‫وقتی کاری نکردم، چجوری توش هستم؟

829
00:37:19,400 --> 00:37:21,840
‫کار که کردی.
‫فقط هنوز خبر نداری.

830
00:37:22,440 --> 00:37:26,600
‫نقش بسیار پُررنگ و جالبی داری.

831
00:37:26,760 --> 00:37:30,319
‫پُررنگ و یه‌کم... خجالت‌آور.
‫{\an8}(ریچارد هَم = ریچارد هَموند)

832
00:37:30,914 --> 00:37:31,948
‫که این‌طور.

833
00:37:32,360 --> 00:37:33,855
‫تراکتور رو که آوردیم پایین

834
00:37:33,893 --> 00:37:37,813
‫رفتیم سراغ موضوعی که همیشه ازش متنفرم.

835
00:37:38,320 --> 00:37:40,600
‫خب بریم سراغ هزینه‌ها.

836
00:37:40,760 --> 00:37:42,120
‫- بریم.
‫- چرک کف دست.

837
00:37:42,280 --> 00:37:45,560
‫هزینه‌ی همه‌چی توی کافه‌م دوبرابر شد.

838
00:37:45,720 --> 00:37:47,680
‫- خوبـه. پس ما هم می‌کِشیم بالا.
‫- آره.

839
00:37:47,880 --> 00:37:51,840
‫الان بحث صدها هزار پونده
‫یا میلیون‌ها؟

840
00:37:51,935 --> 00:37:53,030
‫دَه‌ها هزار پوند.

841
00:37:53,169 --> 00:37:55,249
‫- دَ‌ه‌ها؟
‫- تقریباً ۲۰هزارتا.

842
00:37:55,400 --> 00:37:59,055
‫واسه رنگش ۲۰هزارتا؟
‫چی؟

843
00:37:59,080 --> 00:38:01,440
‫آره. باید لختش کنیم
‫و دَم‌ودستگاهش رو دربیاریم.

844
00:38:01,465 --> 00:38:02,655
‫با ابزار خاص انجام می‌شه.

845
00:38:02,680 --> 00:38:03,800
‫کاش خودم انجامش می‌دادم.

846
00:38:03,960 --> 00:38:06,720
‫۲۰هزارتا واسه رنگ تراکتور؟

847
00:38:06,920 --> 00:38:11,040
‫حالا که حساب بانکی‌ت داره
‫از همه‌طرف پاره می‌شه

848
00:38:11,200 --> 00:38:12,440
‫بیا ادامه بدیم.

849
00:38:12,600 --> 00:38:16,375
‫تسلیم نشو. هرچی بیشتر
‫از حسابت کار بِکشی، مقاوم‌تر می‌شه

850
00:38:16,400 --> 00:38:19,160
‫و بالاخره اون‌قدر سرسخت می‌شه
‫که نتونی هیچ پولی ازش دربیاری.

851
00:38:19,320 --> 00:38:21,600
‫فعلاً حسابت ضعیف و شل‌و‌ولـه.

852
00:38:21,800 --> 00:38:24,520
‫- چرت‌وپرت نگو. صبر کن.
‫- آسیب‌پذیره.

853
00:38:24,727 --> 00:38:27,487
‫اگه تخفیف ندی، می‌آم مراسم پانتومیم
‫ردیف جلو می‌شینم.

854
00:38:27,600 --> 00:38:28,655
‫قرار نیست پانتومیم برم.

855
00:38:28,680 --> 00:38:31,183
‫اونجا نمایشت در نقش باتِنز رو ‫اون‌قدر نقد می‌کنم که پاره شی.
‫{\an8}(باتِنز یکی از شخصیت‌های نمایشنامه‌ی پانتومیم «سیندرلا»ست.)

856
00:38:31,320 --> 00:38:33,480
‫پانتومیم نمی‌رم.
‫رنگش چقدر درمی‌آد؟

857
00:38:33,680 --> 00:38:37,240
‫رنگش حداقل لیتری سه‌هزارتا درمی‌آد.

858
00:38:37,680 --> 00:38:39,710
‫- هر لیتر؟
‫- هر لیتر واسه رنگ‌زدن.

859
00:38:39,748 --> 00:38:41,840
‫قبل‌از این‌که راه بیُفتم، چرا نگفتی

860
00:38:42,000 --> 00:38:45,895
‫هزینه‌ش قراره از تولید ناخالص
‫کشورهای اروپایی هم بیشتر بشه؟

861
00:38:45,920 --> 00:38:47,000
‫اگه می‌گفتم، نمی‌اومدی.

862
00:38:47,160 --> 00:38:49,080
‫- بله که نمی‌اومدم.
‫- حالا اومدی و تراکتورت هم آوردی.

863
00:38:49,144 --> 00:38:52,744
‫دیگه راه فراری نیست.

864
00:38:53,000 --> 00:38:56,240
‫یه‌کم بیشتر هم می‌خوام بگیرم که...

865
00:38:56,265 --> 00:38:59,440
‫اگه یه کشاورز معمولی بودم

866
00:38:59,600 --> 00:39:01,440
‫انصافاً ۲۰هزارتا ازم نمی‌گرفتی.

867
00:39:01,640 --> 00:39:04,640
‫کدوم کشاورز معمولی‌ای
‫تراکتورش رو رنگ می‌کنه، دیوانه؟

868
00:39:06,632 --> 00:39:07,668
‫همم...

869
00:39:10,320 --> 00:39:13,960
‫فقط پنج هفته تا راه‌اندازی وقت داشتیم

870
00:39:14,120 --> 00:39:17,360
‫و چاره‌ای جز موافقت با شرایط باتِنز نداشتم.

871
00:39:18,807 --> 00:39:20,527
‫حداقل، خبر خوب این بود که

872
00:39:20,640 --> 00:39:23,280
‫سو و رِیچِل برام یه آشپز پیدا کرده بودن.

873
00:39:24,665 --> 00:39:26,945
‫اسمش نیک بود و مثل خودشون

874
00:39:27,040 --> 00:39:31,760
‫تجربه‌ی زیادی توی راه‌اندازی کافه‌ها داشت.

875
00:39:32,900 --> 00:39:35,580
‫- تا حالا چندتا کافه راه انداختی؟
‫- دَه‌تا.

876
00:39:35,960 --> 00:39:38,120
‫- توی استراتفورد هم کافه داری؟
‫- بله.

877
00:39:38,345 --> 00:39:40,375
‫مشکلی نداری همه‌ش در رفت‌وآمد باشی؟

878
00:39:40,400 --> 00:39:43,360
‫نه بابا. مشکلی نیست.
‫من فقط

879
00:39:43,520 --> 00:39:45,240
‫ناظر کیفیِ اون کافه‌ام.

880
00:39:45,440 --> 00:39:46,375
‫درحال‌حاضر...

881
00:39:46,400 --> 00:39:50,040
‫متأسفانه، نیک گفت راه‌اندازی کافه‌ی من

882
00:39:50,200 --> 00:39:54,240
‫سخت‌تر از کافه‌هاییـه
‫که تا حالا توشون بوده.

883
00:39:54,920 --> 00:39:57,040
‫چیزی که من رو می‌ترسونه

884
00:39:57,354 --> 00:39:59,874
‫اولین مکالمه‌ایـه که با هم داشتیم.

885
00:39:59,920 --> 00:40:02,920
‫شما ۱۷ تا گاو داری که
‫می‌خوای توی کافه بفروشی.

886
00:40:03,080 --> 00:40:04,765
‫مشکل اینـه که چطوری بفروشیم؟

887
00:40:04,954 --> 00:40:05,967
‫یعنی چی؟

888
00:40:06,600 --> 00:40:08,960
‫نمی‌تونیم همه‌ی
‫اندام گاو رو یه‌جا بفروشیم.

889
00:40:09,520 --> 00:40:12,160
‫خب چرا نتونیم... عع...

890
00:40:12,666 --> 00:40:16,801
‫اگه قراره در روز به ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر غذا بدی

891
00:40:17,160 --> 00:40:18,320
‫نمی‌شه که

892
00:40:18,480 --> 00:40:21,680
‫- ۲۰ وعده قلم گاو داشته باشیم...
‫- یعنی قلوه و زبون گاو نمی‌زنی؟

893
00:40:21,840 --> 00:40:25,200
‫۲۰ وعده هم... این‌طوری صدتا
‫سفارش مختلف روی دست‌مون می‌مونه

894
00:40:25,225 --> 00:40:27,385
‫که عملاً غیرممکنـه.

895
00:40:27,680 --> 00:40:31,895
‫پس هر وعده باید
‫فقط یه قسمت از گاو رو بفروشیم.

896
00:40:31,920 --> 00:40:33,640
‫حالا با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنین؟

897
00:40:33,800 --> 00:40:37,000
‫صبر کن. خدایا...
‫سرم داره گیج می‌ره.

898
00:40:37,160 --> 00:40:40,600
‫پس اگه یه گاو ذبح‌شده رو ببریم پیش قصاب...

899
00:40:40,800 --> 00:40:43,920
‫من قسمت‌های خاصی از گاو رو
‫به‌مقدار زیاد می‌خوام

900
00:40:43,974 --> 00:40:45,854
‫اون هم واسه یه مدت محدود.

901
00:40:46,120 --> 00:40:48,280
‫مثلاً، یه هفته گوشت دُنبه سرو می‌کنیم

902
00:40:48,440 --> 00:40:50,640
‫پس اون هفته فقط گوشت دُنبه می‌خوام.

903
00:40:50,800 --> 00:40:53,720
‫هفته‌ی بعدی‌ش منوی غذا رو عوض می‌کنیم.

904
00:40:53,880 --> 00:40:56,360
‫مثلاً می‌تونیم
‫چنجه‌ی آرام‌پز گاو رو سرو کنیم.

905
00:40:56,560 --> 00:40:59,800
‫پس اون هفته فقط فیله‌گوشت می‌خوام.

906
00:41:00,680 --> 00:41:03,040
‫عملکرد آشپزخونه باید ساده و رَوون باشه.

907
00:41:03,600 --> 00:41:05,815
‫غذا باید سریع به مشتری داده بشه

908
00:41:05,840 --> 00:41:08,920
‫هم برای جلب رضایتش
‫و هم برای سودآوری کار شما.

909
00:41:09,080 --> 00:41:11,318
‫- که بتونیم...
‫- باید به‌موقع غذا بدی تا محبوب بشی.

910
00:41:11,840 --> 00:41:14,920
‫واقعاً دارم نگران می‌شم.
‫فکر کردم اگه

911
00:41:15,120 --> 00:41:18,272
‫مثلاً، از ۵۰ تا کشاورز گوشت گاو بگیریم

912
00:41:18,297 --> 00:41:19,175
‫خب؟

913
00:41:19,335 --> 00:41:22,375
‫می‌تونیم به ۵۰ هزار نفر غذا بدیم.

914
00:41:22,400 --> 00:41:26,000
‫ولی قراره فقط یه تیکه از گاو رو برداریم.

915
00:41:26,800 --> 00:41:29,840
‫توی مزرعه، گوشت‌ها رو با مخلوط‌کن
‫قاطی می‌کنیم و برگر درست می‌شه.

916
00:41:30,000 --> 00:41:32,485
‫- درستـه.
‫- فیله‌گوشت و همه‌چی با هم قاطی می‌شه.

917
00:41:32,520 --> 00:41:35,120
‫این روش واسه کافه‌رستوران کارساز نیست.

918
00:41:35,320 --> 00:41:38,120
‫هیچ صاحب کافه‌ای
‫گوشت‌ها رو با هم قاطی نمی‌کنه.

919
00:41:38,280 --> 00:41:39,880
‫- اشتباه محضـه.
‫- ریدم.

920
00:41:41,040 --> 00:41:44,295
‫با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنی؟

921
00:41:44,320 --> 00:41:45,370
‫موضوع اینـه که...

922
00:41:46,040 --> 00:41:48,600
‫در واقع، این بیشتر مشکل شماست
‫تا مشکل من

923
00:41:49,160 --> 00:41:53,960
‫چون ایده‌ی شما بوده که گوشت گاو سرو کنی.

924
00:41:54,160 --> 00:41:58,499
‫ایده‌ی من بوده، ولی از هیچی‌ش خبر نداشتم.

925
00:41:59,120 --> 00:42:00,240
‫مشخصـه.

926
00:42:00,440 --> 00:42:05,520
‫این‌که بخوای
‫سرتاپای گاوها رو توی کافه بفروشی

927
00:42:06,200 --> 00:42:07,360
‫جواب نمی‌ده.

928
00:42:10,240 --> 00:42:12,175
‫یادتونـه دو هفته پیش

929
00:42:12,200 --> 00:42:15,440
‫سو و رِیچِل یه مشکل بزرگ واسه‌م تراشیدن؟

930
00:42:15,640 --> 00:42:17,760
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

931
00:42:18,800 --> 00:42:20,000
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

932
00:42:20,200 --> 00:42:23,440
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

933
00:42:23,640 --> 00:42:28,080
‫حالا نیک هم
‫یه مشکل بسیار بزرگ‌تر داد به دستم.

934
00:42:30,560 --> 00:42:33,240
‫باید هرچه سریع‌تر به مسائل رسیدگی می‌کردم

935
00:42:33,800 --> 00:42:35,360
‫ولی وقت کافی نداشتم.

936
00:42:36,093 --> 00:42:37,135
‫برین. زود باشین.

937
00:42:37,160 --> 00:42:40,775
‫باید برمی‌گشتم به مزرعه
‫که وزن گاوها رو بگیرم.

938
00:42:41,000 --> 00:42:43,320
‫ترازو هم آماده‌ست.

939
00:42:43,423 --> 00:42:47,263
‫باید مطمئن می‌شدم که چاق‌تر شدن.

940
00:42:47,480 --> 00:42:49,480
‫شروعش رو زدم. ببین.

941
00:42:49,880 --> 00:42:52,000
‫وزن ایده‌آل واسه ذبح چقدره؟

942
00:42:52,053 --> 00:42:54,960
‫- تقریباً ۶۵۰ کیلو.
‫- خب.

943
00:42:55,720 --> 00:42:56,841
‫شروع می‌کنیم.

944
00:42:57,133 --> 00:42:57,933
‫راه برو.

945
00:43:00,165 --> 00:43:04,880
‫- شماره‌ش چنده؟
‫- ۱۰۵۳۸۶

946
00:43:05,280 --> 00:43:06,520
‫وزنش هم

947
00:43:06,720 --> 00:43:08,920
‫۴۶۸ کیلوئـه.

948
00:43:09,032 --> 00:43:10,840
‫- کمتر شده.
‫- چی؟

949
00:43:11,545 --> 00:43:13,745
‫هرچی بیشتر وزن‌شون رو گرفتم

950
00:43:13,770 --> 00:43:16,120
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه.

951
00:43:16,280 --> 00:43:17,520
‫وزنش؟

952
00:43:17,720 --> 00:43:18,600
‫۴۶۲ کیلو.

953
00:43:18,760 --> 00:43:20,960
‫دو کیلو کم کرده.

954
00:43:21,120 --> 00:43:22,240
‫پشمام.

955
00:43:22,265 --> 00:43:23,272
‫برو.

956
00:43:25,040 --> 00:43:27,320
‫۴۷۲ کیلو.

957
00:43:27,520 --> 00:43:30,000
‫این یکی چهار کیلو کم کرده.

958
00:43:30,200 --> 00:43:32,480
‫چرا دارن وزن کم می‌کنن؟

959
00:43:34,230 --> 00:43:35,154
‫خوبـه.

960
00:43:35,211 --> 00:43:37,051
‫۴۹۰ کیلو.

961
00:43:37,080 --> 00:43:38,920
‫این یک کیلو اضافه کرده.

962
00:43:39,090 --> 00:43:41,690
‫۵۰ روز گذشته و یک کیلو چاق شده.

963
00:43:41,840 --> 00:43:43,240
‫چه وضعشـه؟

964
00:43:43,618 --> 00:43:46,018
‫- ۷ کیلو کم کرده؟
‫- این یکی ۱۴ کیلو!

965
00:43:49,725 --> 00:43:50,735
‫برو.

966
00:43:51,480 --> 00:43:53,400
‫حالاحالاها کسی این‌ها رو نمی‌خوره.

967
00:43:53,425 --> 00:43:54,960
‫نه. اوضاع خیتـه.

968
00:43:56,880 --> 00:43:58,440
‫باهاتون چی‌کار کنیم؟

969
00:44:02,160 --> 00:44:05,800
‫حتماً فهمیدن که اگه چاق بشن،
‫به قتل می‌رسن.

970
00:44:07,480 --> 00:44:09,440
‫واسه همین به خودشون گرسنگی می‌دن.

971
00:44:12,160 --> 00:44:13,188
‫ریدم.

972
00:44:14,160 --> 00:44:17,879
‫بعدش فهمیدم که مشکل دقیقاً همون «ریدن»ـه.

973
00:44:18,240 --> 00:44:22,960
‫دیلوین گفت این غذای ویژه،
‫اون‌ها رو اسهال کرده.

974
00:44:23,880 --> 00:44:26,695
‫غذاشون بیش از حد مغذیـه

975
00:44:26,720 --> 00:44:28,760
‫و بدون جذب، فقط دفع می‌شه.

976
00:44:28,960 --> 00:44:31,215
‫من هم با فسنجون این‌طوری می‌شم.

977
00:44:31,240 --> 00:44:32,975
‫این غذا براشون فایده نداره

978
00:44:33,000 --> 00:44:34,580
‫چون به همون شکل ازشون خارج می‌شه.

979
00:44:38,000 --> 00:44:39,815
‫نزدیک دوره‌ی برداشت بود

980
00:44:39,840 --> 00:44:41,520
‫و رفتیم سری به محصولات بزنیم.

981
00:44:42,120 --> 00:44:44,800
‫اونجا هم وضعیت فاجعه‌بار بود.

982
00:44:45,320 --> 00:44:46,480
‫ای وای.

983
00:44:47,200 --> 00:44:48,360
‫- لیسه‌ست؟
‫- اوه اوه.

984
00:44:48,560 --> 00:44:49,560
‫نه.

985
00:44:49,720 --> 00:44:51,480
‫- اصلاً خوب نیست.
‫- اصلاً.

986
00:44:51,640 --> 00:44:53,520
‫توی گندمت سیخک افتاده.

987
00:44:54,360 --> 00:44:58,200
‫یه قارچ توهم‌زاست که روی گندم رشد می‌کنه.

988
00:44:58,524 --> 00:45:00,844
‫خدایا بسـه دیگه.

989
00:45:02,200 --> 00:45:04,415
‫کِیلب و چارلی رو گذاشتم

990
00:45:04,440 --> 00:45:06,975
‫تا به ماجرای اِل‌اِس‌دی زمین گندم

991
00:45:07,000 --> 00:45:08,840
‫و گرسنگی گاوها رسیدگی کنن

992
00:45:09,480 --> 00:45:11,520
‫و خودم برگشتم به کافه

993
00:45:12,560 --> 00:45:16,030
‫تا رو به افق بشینم و گذر عمر ببینم

994
00:45:16,360 --> 00:45:18,600
‫و به مشکلاتم فکر کنم.

995
00:45:26,800 --> 00:45:30,120
‫و کم‌کم یه ایده‌ی خفن به ذهنم رسید.

996
00:45:35,720 --> 00:45:36,640
‫خیمه!

997
00:45:37,120 --> 00:45:38,295
‫باید فوراً

998
00:45:38,320 --> 00:45:42,320
‫به آقای ویلمن
‫از برنامه‌ی «گرند تور» زنگ می‌زدم.

999
00:45:42,470 --> 00:45:44,350
‫من «رِج» صداش می‌زنم.
‫نپرسین چرا.

1000
00:45:44,520 --> 00:45:45,800
‫- الو؟
‫- رِج.

1001
00:45:46,400 --> 00:45:47,320
‫جان؟

1002
00:45:47,480 --> 00:45:48,520
‫عع...

1003
00:45:48,960 --> 00:45:50,920
‫اون خیمه‌ی بزرگ «گرند تور» رو یادتـه؟

1004
00:45:51,960 --> 00:45:53,000
‫آره.

1005
00:45:53,160 --> 00:45:55,320
‫می‌دونی کجاست؟

1006
00:45:56,320 --> 00:45:58,015
‫توی یه انباره.

1007
00:45:58,040 --> 00:46:00,640
‫جمعش کردیم توی یه انبار.

1008
00:46:01,360 --> 00:46:03,240
‫نمی‌شه بندازیمش دور.

1009
00:46:05,440 --> 00:46:09,120
‫اگه خیمه رو توی فضای جلوی کافه پهن کنیم

1010
00:46:09,280 --> 00:46:12,200
‫هم واسه فروشگاه لیسا جا داریم

1011
00:46:12,360 --> 00:46:16,080
‫و هم واسه قصاب و برگرفروشی آنی.

1012
00:46:16,240 --> 00:46:20,735
‫یعنی می‌تونم گوشت‌های
‫اضافه‌ی گاو رو اونجا بفروشم.

1013
00:46:20,760 --> 00:46:23,920
‫می‌تونیم مواد اضافه رو
‫همون روز به این قسمت بفرستیم.

1014
00:46:24,120 --> 00:46:26,440
‫- آره.
‫- پس وقتی گوشت‌های گاو رو می‌آرن

1015
00:46:26,600 --> 00:46:28,099
‫می‌تونیم همه‌جاش رو استفاده کنیم.

1016
00:46:28,560 --> 00:46:30,040
‫ایده‌ی خیلی خوبیـه.

1017
00:46:30,200 --> 00:46:31,280
‫- ایده‌ی من؟
‫- بله.

1018
00:46:31,480 --> 00:46:32,680
‫عالی می‌شه.

1019
00:46:36,007 --> 00:46:39,299
‫{\an8}«دو روز بعد»

1020
00:46:44,440 --> 00:46:45,800
‫خیمه از راه رسید!

1021
00:46:49,253 --> 00:46:51,200
‫چه خیمه‌ی گنده‌ای!

1022
00:46:52,400 --> 00:46:53,480
‫یا خدا.

1023
00:46:53,680 --> 00:46:54,880
‫کل خیمه همینـه؟

1024
00:46:55,040 --> 00:46:57,640
‫- نه. یه بار دیگه هم داره می‌آد.
‫- شوخی می‌کنی؟

1025
00:47:00,360 --> 00:47:02,000
‫بیا. بیا.

1026
00:47:09,120 --> 00:47:11,640
‫چهار هفته به راه‌اندازی مونده بود

1027
00:47:11,800 --> 00:47:14,226
‫و تازه مشکل رو حل کردیم.

1028
00:47:20,467 --> 00:47:22,135
‫{\an8}«در قسمت بعدی»

1029
00:47:22,160 --> 00:47:23,560
‫بنازم!

1030
00:47:26,511 --> 00:47:27,508
‫راه می‌افتیم.

1031
00:47:27,533 --> 00:47:28,537
‫ببینیم چی می‌شه.

1032
00:47:28,760 --> 00:47:32,053
‫نظرت درباره‌ی یه لوستر با شاخ گوزن
‫توی پذیرایی چیـه؟

1033
00:47:33,143 --> 00:47:53,143
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
