WEBVTT

00:02.650 --> 00:05.200
‫«مزرعه‌ی کلارکسون»

00:05.220 --> 00:12.490
‫قسمت بیست‌ونهم: «گهی زین به پشت»

00:14.000 --> 00:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:26.720 --> 00:29.200
‫به اواسط ماه مه رسیده بودیم...

00:31.280 --> 00:35.760
‫و بااین‌که اوضاع مزرعه‌ی
‫دیدلی اسکوات خوب به نظر می‌رسید...

00:36.640 --> 00:41.310
‫ولی رؤیای خرید و بازگشایی کافه تا روز عید...

00:41.920 --> 00:43.680
‫داشت از بین می‌رفت.

00:46.280 --> 00:50.840
‫دفترم مثل اتاق جنگ «وینستون چرچیل» شده بود.

00:51.000 --> 00:52.640
‫این هم کافه‌ی «کوچ اَند هورسز».

00:52.800 --> 00:55.440
‫ولی به‌جای نقشه‌ی جنگ...

00:55.470 --> 00:58.990
‫روی دیوار اتاقم تصاویر
‫مسافرخونه‌های محلی بود...

00:59.320 --> 01:00.880
‫که به فروش گذاشته شده بودن.

01:02.960 --> 01:06.120
‫همه‌شون یه مشکلی دارن.

01:06.640 --> 01:09.600
‫این رستوران «کوایت وومن»ـه
‫که در اصل کافه نیست.

01:09.630 --> 01:13.510
‫همچین چیزی نمی‌خوام.
‫«باکسینگ هیر» هم یه‌کم کوچیکـه.

01:13.800 --> 01:16.860
‫«مریماوث» یه‌کم بزرگـه.
‫دیگه چی؟

01:16.960 --> 01:19.350
‫رستوران «دوک» هم جاده‌ی بَدی داره...

01:19.600 --> 01:24.440
‫هیچ‌کدوم حتی به‌خوبی کافه‌ی «ویندمیل» نمی‌شن.

01:25.280 --> 01:29.560
‫یعنی می‌ارزه اون‌همه پول رو...

01:30.440 --> 01:32.720
‫روی مرکز لواط خرج کنم؟

01:32.880 --> 01:36.120
‫باید به مردم بگم «بفرمایید از
‫این میوه‌ها میل کنید...

01:36.150 --> 01:39.750
‫به اون دو نفر توجه نکنید.
‫بذارید کارشون رو بکنن.»

01:40.800 --> 01:42.400
‫نمی‌شه آقا.

01:42.600 --> 01:45.040
‫اگه بتونیم شورای ناحیه‌ی غربی
‫آکسفوردشایر رو متقاعد کنیم...

01:45.920 --> 01:49.320
‫که منطقه‌ی پیک‌نیک رو جمع کنه...

01:49.680 --> 01:51.320
‫عالی می‌شه.

01:52.000 --> 01:54.070
‫ولی از اون شورا بخاری بلند نمی‌شه.

01:57.760 --> 02:01.560
‫مجبور شدم از «چارلی» بخوام
‫دنبال یه راه‌حل بگرده.

02:05.320 --> 02:09.390
‫و روزهای بعدی رو مشغول کشاورزی شدم.

02:16.280 --> 02:19.040
‫♪ تنها و دل‌شکسته‌ام ♪

02:19.760 --> 02:22.440
‫♪ و در تاریکی غرق شدم ♪

02:23.320 --> 02:26.160
‫♪ فقط به یک چیز فکر می‌کنم ♪

02:26.800 --> 02:28.600
‫♪ «اون زن کجاست؟» بهم بگو ♪

02:29.600 --> 02:32.600
‫- یعنی چون کاپوت الکتریکیـه...
‫- بله.

02:32.630 --> 02:34.140
‫- و ترمز دستی هم الکتریکیـه...
‫- بله.

02:34.160 --> 02:36.400
‫- دستگاه یه باتری اضافه داره؟
‫- بله.

02:36.600 --> 02:39.200
‫- و اشتباه از همین بود؟
‫- دقیقاً.

02:40.080 --> 02:43.120
‫بیشتر کارها مثل سابق بود.

02:47.800 --> 02:49.680
‫ولی این موقع از سال...

02:49.880 --> 02:53.680
‫همیشه یه کار هست که بی‌صبرانه منتظرشـم.

02:59.080 --> 03:00.900
‫روز موعود فرا رسید!

03:00.920 --> 03:02.480
‫قراره برین اردو، گاوهای عزیز.

03:03.240 --> 03:05.540
‫همه‌ش زمستون پشت زمستون بوده...

03:05.560 --> 03:07.420
‫و یه‌هو شده تابستون.

03:07.450 --> 03:08.690
‫- آره. عجیبـه.
‫- بهاری در کار نبود.

03:08.840 --> 03:09.680
‫- نه به بهار.
‫- فقط تابستون!

03:10.120 --> 03:11.560
‫- بفرمایید داخل.
‫- زود باشین.

03:11.760 --> 03:12.800
‫سوار شین.

03:13.200 --> 03:15.240
‫امروز روز آزادیـه!

03:17.670 --> 03:19.990
‫به‌به... منظره رو داشته باش!

03:20.040 --> 03:22.720
‫واقعاً بی‌نقصـه.
‫خوش‌حالـم که توی انگلیس زندگی می‌کنم.

03:22.880 --> 03:24.920
‫اونجا رو ببین.
‫اینجا رو.

03:26.200 --> 03:28.160
‫جالبـه که...

03:28.320 --> 03:32.600
‫«کِیلب» می‌گه اگه امروز
‫گاوها رو اینجا ول نکنیم...

03:32.760 --> 03:35.440
‫چمن‌ها در آینده براشون زیادی بلند می‌شه.

03:36.160 --> 03:37.880
‫اصلاً منظورش رو نمی‌فهمم.

03:38.440 --> 03:40.600
‫چطوری چمن واسه‌شون زیادی بلند می‌شه؟

03:41.200 --> 03:42.560
‫«جی‌داگ»!

03:44.320 --> 03:46.840
‫خوش‌حالـم می‌بینم «جی‌داگ» مشغول کاره.

03:47.380 --> 03:49.060
‫- آماده‌ای؟
‫- چجورم.

03:50.680 --> 03:51.720
‫خب، گاوهای عزیز.

03:52.920 --> 03:55.560
‫شاد باشید.
‫لبخندتون مُسری می‌شه.

03:55.720 --> 03:57.880
‫- زود باشین!
‫- داره می‌آد. باریکلا!

04:01.880 --> 04:03.000
‫آدم حظ می‌کنه.

04:03.300 --> 04:04.340
‫آخ این صدا...

04:04.360 --> 04:05.380
‫گوش کن. گوش کن.

04:12.640 --> 04:14.760
‫انتظار داشتم برن وسط برقصن...

04:14.920 --> 04:16.920
‫ولی همین هم خوبـه.

04:19.040 --> 04:20.320
‫به مزرعه که برگشتم...

04:20.480 --> 04:21.800
‫مستقیم بیا.

04:22.420 --> 04:23.540
‫خوبـه!

04:23.640 --> 04:26.020
‫از «کِیلب» خواستم داستان چمن‌ها رو توضیح بده.

04:26.880 --> 04:29.640
‫آخه چرا گاوها چمن بلند نمی‌خورن؟

04:29.800 --> 04:33.120
‫ببین، گوسفندها چمن این‌قدری دوست دارن.

04:33.280 --> 04:35.020
‫گاوها هم این‌قدری، چون می‌تونن
‫زبون‌شون رو راحت دورش بچرخونن...

04:35.040 --> 04:36.960
‫و بِکشن بیرون تا مواد مغذی‌ش رو جذب کنن.

04:37.120 --> 04:40.280
‫اگه چمن این‌قدر بلند بشه،
‫مواد مغذی می‌آن پایین.

04:40.440 --> 04:43.750
‫بالای چمن سفت می‌شه و مواد مغذی نداره.

04:43.770 --> 04:45.970
‫گاو این رو می‌فهمه.
‫گرفتی چی می‌گم؟

04:46.110 --> 04:49.390
‫آره خب.
‫گاون دیگه. می‌فهمن.

04:49.670 --> 04:52.280
‫سلام! سلام!

04:52.410 --> 04:54.570
‫آخرین گاوها رو که آزاد کردیم...

04:55.330 --> 04:56.920
‫این هم از این!

05:00.040 --> 05:02.760
‫رفتیم سراغ آزادسازی بُزها.

05:06.550 --> 05:09.840
‫البته قبلش به سخنرانی انگیزشی نیاز داشتن.

05:10.240 --> 05:14.440
‫می‌خوایم به‌جای حصار الکتریکی...

05:14.960 --> 05:18.000
‫واسه تک‌تک‌تون یه قلاده‌ی الکتریکی بذاریم.

05:19.280 --> 05:22.940
‫و اگه از محدوده‌ی تعیین‌شده خارج بشین...

05:23.160 --> 05:25.560
‫اول بهتون هشدار داده می‌شه...

05:25.720 --> 05:27.440
‫که از مرز رد نشین.

05:27.600 --> 05:30.640
‫اگه بی‌اعتنا به مسیر ادامه بدین...

05:30.800 --> 05:33.280
‫بهتون شوک الکتریکی وارد می‌شه.

05:33.760 --> 05:37.080
‫پیسنهاد می‌کنم بعداز شنیدن هشدار...

05:37.280 --> 05:40.880
‫برگردین به منطقه‌ای که من تعیین کردم.

05:41.600 --> 05:42.680
‫شیرفهم شد؟

05:45.130 --> 05:46.370
‫ظاهراً شد.

05:51.320 --> 05:52.320
‫عجب!

05:53.560 --> 05:55.000
‫تکون نخور.

05:55.600 --> 05:58.120
‫- تونستی یکی ببندی؟
‫- آره.

05:58.720 --> 06:01.680
‫لباسم رو نخور.
‫لباسم رو نخور.

06:03.080 --> 06:06.400
‫قلاده‌ها رو که بستیم، راهیِ مرتع بُزها شدیم.

06:06.560 --> 06:09.520
‫توی راه، واسه «لیسا» توضیح علمی دادم...

06:09.720 --> 06:11.800
‫که قلاده‌ها چطور کار می‌کنن.

06:12.200 --> 06:15.040
‫- به یه ماهواره وصل می‌شن.
‫- جداً؟

06:15.200 --> 06:18.040
‫من واسه ماهواره تعیین می‌کنم
‫که حدومرز اون‌ها کجاست.

06:18.200 --> 06:21.520
‫و اگه اون‌ها از مرز رد بشن، بهشون...

06:21.550 --> 06:22.710
‫ای ریدم...

06:23.640 --> 06:26.280
‫این اون درخته‌ست که کاشته شد.

06:26.800 --> 06:28.400
‫دقیقاً همون‌جاییـه که باید بریم.

06:29.120 --> 06:30.320
‫مَصبتو شکر.

06:31.400 --> 06:33.800
‫- کدوم درخت؟
‫- «جیل» رو یادته؟

06:33.960 --> 06:35.190
‫آها. آره.

06:35.880 --> 06:38.480
‫بذار به شما هم بگم.
‫یه همسایه داریم که...

06:39.080 --> 06:40.540
‫دوتا سگ لابرادور دوست‌داشتنی داشت.

06:40.560 --> 06:44.340
‫خانوم مهربونیـه و دوتا سگ دوست‌داشتنی داشت.
‫اسکوتر حرکتی سوار می‌شد.

06:44.360 --> 06:47.300
‫و هر روز از مسیر پیاده‌ها رفت‌وآمد داشت.

06:47.320 --> 06:48.400
‫فکر کنم چهار بار در روز.

06:48.560 --> 06:52.400
‫یکی از سگ‌هاش مُرد
‫و ازم خواست اگه می‌شه جسدش رو...

06:53.080 --> 06:54.960
‫توی مزرعه‌ی من خاک کنه؛
‫چون سگش اونجا رو دوست داشت.

06:55.120 --> 06:58.600
‫قبول کردم و اون هم روی قبرش یه درخت کاشت.

06:59.520 --> 07:01.100
‫دقیقاً جایی که...

07:01.120 --> 07:02.000
‫ای خدا...

07:04.880 --> 07:07.560
‫جای مناسبی نیست.
‫بُزها درخته رو می‌خورن.

07:07.720 --> 07:09.520
‫مطمئنـم می‌خورنش.

07:11.360 --> 07:12.640
‫آروم باش، «جِرمی».

07:14.640 --> 07:15.720
‫لعنت بهت.

07:16.920 --> 07:20.800
‫توی مدرسه حتی درس پرورشی دارن...

07:21.600 --> 07:23.340
‫ولی درس این رو ندارن که...

07:23.360 --> 07:26.560
‫بگه وقتی یه‌نفر سگش رو
‫توی مزرعه‌تون دفن کرده...

07:26.720 --> 07:30.800
‫چطوری باید قبرش رو جابه‌جا کنین.

07:32.280 --> 07:33.840
‫همم...

07:36.480 --> 07:39.120
‫ولی قبلش باید از مغزم کار می‌کشیدم...

07:39.150 --> 07:41.350
‫تا قلاده‌ی بُزها رو فعال کنم.

07:41.640 --> 07:44.160
‫باید یه نرم‌افزار دانلود می‌کردم...

07:44.320 --> 07:48.440
‫که قلاده‌های خورشیدی رو به ماهواره وصل کنه.

07:48.800 --> 07:53.720
‫و بعد منطقه‌ی مجاز رو باهاش تعیین کنم.

07:53.880 --> 07:56.040
‫تا اینجا می‌آریمش.

07:56.200 --> 07:57.000
‫- خوبـه؟
‫- آره.

07:57.200 --> 08:00.320
‫کارم با نرم‌افزار که تموم شد...

08:00.690 --> 08:02.700
‫«لیزی» بُزچران از راه رسید.

08:02.720 --> 08:03.940
‫- سلام، «لیزی».
‫- سلام.

08:03.960 --> 08:05.640
‫- سلام. چطورین؟
‫- از این قلاده‌ها دیدی؟

08:05.840 --> 08:08.440
‫درباره‌شون شنیدم، ولی تا حالا استفاده نکردم.

08:08.600 --> 08:10.280
‫کنجکاوم ببینم امروز چی می‌شه.

08:10.440 --> 08:12.120
‫- ازشون استفاده نمی‌کنی؟
‫- نه.

08:12.320 --> 08:13.700
‫یکی باید همیشه بالا سرشون باشه.
‫مثل وضعیت الانِ شما.

08:13.720 --> 08:16.080
‫آره، دقیقاً.
‫من هم کنجکاوم که...

08:16.240 --> 08:19.440
‫آخه با نرم‌افزار و ماهواره
‫و این‌ها حال نمی‌کنم.

08:19.640 --> 08:21.720
‫آره. به‌زودی می‌فهمیم چطوری کار می‌کنن.

08:21.880 --> 08:22.680
‫آره.

08:22.710 --> 08:24.260
‫می‌دونین که بُزها ذاتاً کنجکاون.

08:24.280 --> 08:26.060
‫- دقیقاً.
‫- زیاد یه‌جا نمی‌مونن.

08:26.080 --> 08:28.040
‫- شروع شد. ببینین.
‫- داره می‌ره.

08:28.640 --> 08:30.600
‫باید صدا بده دیگه.
‫شما می‌شنوین؟

08:30.930 --> 08:31.970
‫این هم از این.

08:33.920 --> 08:35.520
‫با همچین صدایی دیوونه می‌شم.

08:36.600 --> 08:40.540
‫احساس می‌کنم یه دلقک ترسناک
‫داره با لبخند بهم نزدیک می‌شه.

08:42.270 --> 08:44.670
‫- صبر کن. صبر کن.
‫- هنوز شوک نزده.

08:44.720 --> 08:45.920
‫- آها!
‫- الان زد!

08:46.080 --> 08:47.430
‫- برگشت.
‫- مشخصـه خوشش نیومد.

08:47.480 --> 08:49.440
‫جالبـه. باریکلا.

08:52.040 --> 08:55.560
‫بعداز این‌که «ایلان ماسک»
‫بُزها رو به قلاده بست...

08:54.550 --> 08:55.560
‫(توضیح بیشتر: ایلان ماسک، میلیاردر معروف، همچنین به این معروفـه که
‫با قدرت و پول زیادش برای دیگران حدومرز تعیین می‌کنه؛ یا حداقل باور عموم بر اینـه.
‫کلارکسون داره به ماسک تیکه می‌ندازه و اون رو به یه دیکتاتور تشبیه می‌کنه.)

08:57.200 --> 09:00.580
‫و گاوها هم با علف تازه عشق کردن...

09:00.640 --> 09:03.680
‫دیگه کاری برای انجام‌دادن نداشتم.

09:04.450 --> 09:07.010
‫تا این‌که یه تماس از عزرائیل دریافت کردم...

09:09.530 --> 09:12.730
‫و چشم‌هام سیاهی رفت.

09:13.680 --> 09:17.120
‫آقای عزرائیل فرمودن فوراً باید من رو ببینن.

09:17.320 --> 09:19.680
‫یه خبر مهم دارم.

09:20.880 --> 09:22.200
‫خدا به‌خیر کنه.

09:22.360 --> 09:23.440
‫کافه‌ی «ویندمیل»...

09:23.880 --> 09:27.000
‫پریروز بعداز صحبت با تو،
‫رفتم پیش «نیل» و حرف زدیم.

09:27.030 --> 09:30.310
‫«نیل وارنر» رو می‌گه که مشاور ماست.

09:30.640 --> 09:34.630
‫بعدش «نیل» به شورای آکسفوردشایر زنگ زد.

09:34.800 --> 09:38.600
‫اون‌ها هم گفتن می‌تونن قراردادی که...

09:38.760 --> 09:41.260
‫پیک‌نیک رو مجُاز کرده، حذف کنن.

09:43.360 --> 09:45.900
‫- شورای ناحیه‌ی غربی آکسفوردشایر...
‫- بله.

09:45.920 --> 09:47.620
‫گفت می‌تونه پیک‌نیک عمومی رو جمع کنه؟

09:47.640 --> 09:50.400
‫گفتن خوش‌حال می‌شن که این کار رو بکنن.

09:52.680 --> 09:53.980
‫- می‌دونم عجیبـه.
‫- خبر دارن مشتری منـم؟

09:54.000 --> 09:55.800
‫آره بابا.
‫گفتن...

09:56.000 --> 09:56.940
‫اتفاقاً خیلی خنده‌دار بود.

09:56.960 --> 09:59.840
‫گفتن «ما نمی‌خوایم ایشون رو ببینیم.
‫فقط بگین چی می‌خواید.»

09:59.940 --> 10:02.260
‫یعنی پشت تلفن خیلی راحت گفتن «حذف می‌کنیم»؟

10:02.280 --> 10:03.550
‫دارن کاغذ‌بازی‌هاش رو انجام می‌دن.

10:03.730 --> 10:04.530
‫چی؟

10:04.640 --> 10:06.120
‫خیلی باحالـه، نه؟

10:06.250 --> 10:07.810
‫صبر کن بینم...

10:08.320 --> 10:11.770
‫چهار سال متوالی می‌گفتن «نه. نمی‌شه.»

10:12.040 --> 10:14.540
‫و حالا که همچین پیشنهاد جسورانه‌ای دادیم...

10:14.560 --> 10:16.130
‫می‌گن «باشه. مشکلی نیست.»؟

10:16.400 --> 10:17.840
‫عع... آخه...

10:18.000 --> 10:19.740
‫می‌دونم اونجا محل لواطـه و می‌خوان...

10:19.760 --> 10:22.700
‫آخه حتی توی آکسفوردشایر غربی هم
‫جای خیلی معروفیـه.

10:22.800 --> 10:24.240
‫واسه همین مشکلی ندارن که...

10:24.400 --> 10:25.960
‫عجب بابا عجب.

10:26.440 --> 10:29.080
‫- پس الان می‌تونیم بخریمش؟
‫- آره.

10:29.440 --> 10:31.360
‫- «چارلی»، این خبر عالیـه.
‫- می‌دونم.

10:31.520 --> 10:32.840
‫نشونه‌ی خوبیـه.

10:33.000 --> 10:34.000
‫حالا به نظرم...

10:34.720 --> 10:37.390
‫اولش نگران بودم که وقتی بخریش...

10:37.520 --> 10:39.420
‫منظورم کافه‌ی «ویندمیل»ـه.

10:39.440 --> 10:42.420
‫مجبور بودیم مستراح عمومی بسازیم.

10:42.440 --> 10:44.020
‫- مستراح عمومی...
‫- با سوراخ‌های آماده...

10:44.040 --> 10:46.060
‫روی دَرودیوار واسه برادران زحمت‌کش.

10:46.080 --> 10:47.440
‫من که مخالف این بودم.

10:47.640 --> 10:48.840
‫باورم نمی‌شه...

10:49.040 --> 10:53.000
‫امروز صبح که با «لیسا» و گاوها بودم،
‫بهش گفتم...

10:53.840 --> 10:55.820
‫«احساس می‌کنم امروز روز خوبیـه.»

10:55.840 --> 10:58.880
‫ولی عمراً فکر نمی‌کردم این‌قدر خوب باشه.

10:59.320 --> 11:00.600
‫خیلی خوبـه واقعاً.

11:03.370 --> 11:06.530
‫حقیقتاً... دیگه... زبان قاصره.

11:08.440 --> 11:12.000
‫کاغذبازی‌ها رو سپردم به «چارلی»...

11:13.800 --> 11:16.200
‫و برگشتم به اصل خویش: خاک.

11:16.360 --> 11:19.960
‫حالا دیگه تراکتور لامبورگینی‌م
‫مثل مَرد کار می‌کرد.

11:20.580 --> 11:25.520
‫البته هر لحظه ممکن بود چشم بخورم.

11:26.120 --> 11:28.520
‫می‌خوام واسه سومین بار...

11:28.680 --> 11:32.360
‫تلاش کنم و بذر نفرین‌شده‌ی جی‌اِس۴ رو بکارم.

11:32.760 --> 11:35.240
‫قبلاً هم گفتم که این بذر...

11:35.400 --> 11:39.400
‫خوراک گاو و گوسفند هم هست...

11:39.560 --> 11:41.640
‫ولی کاربرد اصلی‌ش...

11:41.840 --> 11:44.360
‫تزریق نیتروژن به خاکـه.

11:46.680 --> 11:50.730
‫سر زمین جی‌اِس۴، مدیر مزرعه بهم ملحق شد...

11:51.480 --> 11:56.400
‫تا ایشون مسیریاب
‫ماهواره‌ایِ تعمیرشده رو راه بندازه.

11:58.600 --> 12:01.620
‫- با این گزینه، مکان‌یابت رو فعال می‌کنی.
‫- خب.

12:01.640 --> 12:05.240
‫ولی فعلاً می‌آیم اینجا.

12:05.400 --> 12:07.100
‫- نام مشتری: «مزرعه‌ی کلارکسون».
‫- عع، منـم!

12:07.120 --> 12:09.900
‫- برات یه پروفایل ساختم...
‫- دیدلی اسکوات!

12:09.920 --> 12:11.340
‫نام مزرعه: «مزرعه‌ی تیلور».
‫این اشتباهـه.

12:11.360 --> 12:12.630
‫آره. بزن روش.

12:13.880 --> 12:15.460
‫باید براش مشخص کنم توی چه زمینی‌ام؟

12:15.480 --> 12:17.280
‫- آره.
‫- شکل زمین من رو می‌دونه؟

12:17.440 --> 12:20.160
‫فعلاً نه. باید یه‌بار باهاش بری.

12:20.320 --> 12:22.100
‫- بعدش ذخیره می‌کنه؟
‫- آره.

12:22.120 --> 12:24.820
‫یعنی یه سال بعد هم روشنش کنیم،
‫می‌فهمه کدوم زمینـه؟

12:24.840 --> 12:26.170
‫- آره.
‫- باریکلا!

12:26.330 --> 12:29.790
‫حالا خیش رو بذار زمین.

12:32.320 --> 12:33.480
‫درستـه.

12:33.510 --> 12:36.040
‫- الان حالت خودکارش فعالـه؟
‫- آره.

12:36.240 --> 12:38.560
‫همین‌طور مستقیم برو
‫اون گزینه رو بزن.

12:38.720 --> 12:40.680
‫وقتی گزینه‌هه سفید شد، بزن روش.

12:40.840 --> 12:41.960
‫الان سفید می‌شه.

12:42.160 --> 12:43.920
‫حالا اون رو بزن.
‫بزنش.

12:44.080 --> 12:47.160
‫چرا نعره کشید؟
‫داریم یک‌میلیون کیلومتر بر ساعت می‌ریم!

12:49.710 --> 12:52.420
‫- چرا این‌قدر سریع می‌ره؟
‫- چی‌کارش کردی؟

12:52.440 --> 12:54.720
‫دکمه قرمزه رو بزن.

12:54.920 --> 12:56.820
‫- کدوم دکمه‌ی قرمز؟
‫- به فرمون دست نزن.

12:56.840 --> 12:58.540
‫کدوم دکمه رو می‌گی؟

13:00.760 --> 13:01.680
‫پشمام.

13:04.390 --> 13:07.990
‫- چرا داره ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت می‌ره؟
‫- به‌خدا نمی‌دونم!

13:08.160 --> 13:09.400
‫نگهش دار!

13:10.890 --> 13:12.210
‫چه مرگش شده؟

13:13.480 --> 13:15.920
‫یه‌هو چی شد؟
‫قلبم اومد توی دهنم!

13:16.080 --> 13:18.600
‫والا من هم کنارتـم.
‫ریدم به خودم!

13:19.080 --> 13:21.640
‫این کسایی که ماشین‌های تسلا رو می‌خرن...

13:20.660 --> 13:21.660
‫(شرکت تسلا از متعلقات ایلان ماسک‌ـه.)

13:21.800 --> 13:24.520
‫و می‌زنن به دل جاده
‫و می‌شینن فیلم تماشا می‌کنن...

13:24.680 --> 13:26.480
‫- واسه‌شون سؤال هم می‌شه که چرا تصادف می‌کنن؟
‫- تصادف می‌کنن.

13:26.640 --> 13:29.480
‫فناوری امروزی به درد نمی‌خوره، عزیز من.

13:31.080 --> 13:34.880
‫بعدش متوجه شدم منـم که به درد نمی‌خورم...

13:35.040 --> 13:39.360
‫چون سرعتم رو روی ۵۰ کیلومتر...

13:39.520 --> 13:41.290
‫تنظیم کرده بودم.

13:43.320 --> 13:45.280
‫بذار روی ۱۲ کیلومتر.

13:45.480 --> 13:47.800
‫دوازده.
‫یه‌بار دیگه می‌ریم.

13:48.000 --> 13:50.080
‫- تظاهر کن دفعه‌ی اول‌مونه.
‫- باشه.

13:52.390 --> 13:53.800
‫فرمون فعال شد.

13:54.000 --> 13:56.040
‫حالا خودش می‌ره.

13:56.140 --> 13:58.280
‫- مستقیم نیست‌ها.
‫- خودش داره می‌برت.

13:58.440 --> 14:00.880
‫- می‌بینی؟
‫- فرمون که تکون نمی‌خوره.

14:01.080 --> 14:03.800
‫تکون نمی‌خوره، ولی محورها رو کنترل می‌کنه.

14:03.960 --> 14:04.760
‫چی؟

14:05.320 --> 14:07.920
‫یعنی فرمون دیگه بهش وصل نیست؟

14:08.120 --> 14:10.040
‫وصلـه، ولی اون پایین کار خودش رو می‌کنه.

14:11.200 --> 14:13.200
‫جل‌الخالق.

14:14.480 --> 14:16.480
‫سه، دو، یک.
‫بده بالا.

14:17.400 --> 14:20.080
‫آفرین.
‫حالا دور بزن...

14:20.280 --> 14:22.720
‫تا تراکتورت موازی با اون خط بشه.

14:26.120 --> 14:27.920
‫حالا خیش رو بیار پایین.

14:29.480 --> 14:32.360
‫برو جلو.
‫به فرمون دست نزن.

14:32.520 --> 14:33.800
‫آروم برو جلو.

14:33.960 --> 14:36.080
‫اون گزینه که سفید شد، بزن روش.

14:36.240 --> 14:37.600
‫الان سفید می‌شه.

14:37.760 --> 14:38.800
‫فرمون رو ببین.

14:39.380 --> 14:41.100
‫اوه، خودش رفت روی خط بعدی!

14:41.240 --> 14:45.800
‫خودش بدون استفاده از گوش‌خیز،
‫قشنگ تنظیم می‌کنه.

14:49.560 --> 14:53.260
‫پس فقط لازمـه بشینم اینجا و به صفحه نگاه کنم.

14:53.280 --> 14:54.980
‫آره، ولی حواست باشه تراکتور من اونجاست.

14:55.000 --> 14:56.880
‫- نزنی بهش.
‫- حلـه.

14:58.560 --> 15:03.520
‫«چارلی» زمانی رسید که
‫«کِیلب» من رو توی تراکتور تنها گذاشت.

15:03.920 --> 15:04.840
‫چطوری، رفیق؟

15:05.640 --> 15:06.880
‫سیستم فعال شد.

15:08.240 --> 15:09.760
‫می‌بینی؟ خودش داره می‌ره.

15:11.050 --> 15:12.810
‫فهمیدم چجوریـه.

15:13.480 --> 15:16.680
‫دیگه توی دیدلی اسکوات
‫جایی برای اشتباهات خنده‌دار نیست.

15:18.670 --> 15:21.340
‫اگه می‌خواین بخندین،
‫از این به بعد برین سریال «پایتخت» ببینین.

15:21.360 --> 15:22.560
‫هار هار!

15:25.840 --> 15:28.240
‫بهش افتخار می‌کنم.
‫لحظه‌ی زیباییـه، مگه نه؟

15:28.400 --> 15:29.920
‫اگه نتیجه بده، آره.

15:30.640 --> 15:34.800
‫برای نتیجه باید چند هفته‌ای صبر می‌کردیم.

15:37.770 --> 15:43.800
‫مسئله‌ی مهم دیگه‌ای وجود داشت
‫که توی چند روز آینده باید حل می‌شد.

15:44.440 --> 15:47.120
‫راه‌اندازی یه کافه...

15:47.150 --> 15:50.200
‫نیازمند منبع زیادی از گوشت بود که یعنی...

15:50.800 --> 15:52.240
‫باید یه گاو نَر می‌خریدم.

15:52.440 --> 15:55.000
‫- الان می‌ریم پیشِ...
‫- پیشِ «بن ویلسون».

15:55.200 --> 15:59.160
‫و می‌دونستم که باید چی‌کار کنم.

15:59.870 --> 16:03.560
‫می‌خوام گاوهای شاخ‌کوتاه‌مون رو...

16:04.400 --> 16:07.600
‫با یه گاو نَر گنده جفت بندازم...

16:07.760 --> 16:11.400
‫تا نتیجه‌ش یه گاو گوشتالو بشه...

16:11.560 --> 16:13.040
‫و توی رستوران بفروشمش.

16:13.200 --> 16:14.520
‫ایده‌ی من اینـه.

16:14.720 --> 16:16.260
‫- خوبـه.
‫- ببین...

16:16.280 --> 16:18.560
‫- ما یه گله گاو گرون‌قیمت داریم.
‫- درستـه.

16:18.760 --> 16:21.440
‫گاوهامون مرسدس بنز دنیای ماشین‌هان.

16:21.600 --> 16:23.400
‫- گاوهای خیلی خوبی‌ان.
‫- آره. عالی‌ان.

16:23.600 --> 16:28.400
‫ولی نمی‌دونم فرق بین گوشت گاو نژاد اصیل...

16:28.560 --> 16:30.280
‫با نژاد الکی چیـه.

16:30.440 --> 16:32.180
‫آره... می‌فهمم چی می‌گی.

16:32.200 --> 16:35.080
‫یعنی می‌خوایم چیزی تولید کنیم که...

16:35.840 --> 16:39.480
‫یه گوشت خوب، خونگی و محلی می‌خوام.

16:39.640 --> 16:43.080
‫ولی نیازی نیست حتماً از یه گاو مرسدس بنز باشه.

16:43.490 --> 16:46.400
‫یه گاو با مارک کیا هم خوبـه.

16:47.080 --> 16:48.010
‫گاوهای کیا هم خوبـن.

16:48.040 --> 16:50.400
‫ماشین‌های کیا خدایی خوبـن.
‫مشکلی باهاشون ندارم.

16:51.960 --> 16:55.880
‫به‌محض رسیدن به گاوداری،
‫سؤالی برام پیش اومد...

16:55.910 --> 16:58.750
‫که احتمالاً باید قبل‌از رسیدن می‌پرسیدم.

16:59.080 --> 17:01.760
‫راستی یه گاو نَر چنده؟

17:01.920 --> 17:04.080
‫اینجا بین چهار تا پنج هزار پونده.

17:04.240 --> 17:05.440
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه بابا.

17:05.640 --> 17:09.400
‫اومدی جای گرون‌ترین...
‫مگه یه گاو کیا نمی‌خوای؟

17:10.280 --> 17:14.160
‫خب الان اومدی توی فروشگاه گاوهای بنتلی.

17:14.520 --> 17:17.640
‫یعنی قراره مرسدس رو بندازیم به بنتلی...

17:17.800 --> 17:19.120
‫تا کیا ازش دربیاد.

17:23.160 --> 17:25.680
‫«اولیور رید»، مسئول گاوداری...

17:25.840 --> 17:28.590
‫گاوهایی که برای فروش
‫گذاشته بود رو بهمون نشون داد.

17:29.560 --> 17:32.160
‫این‌ها ۱۸ماهه تا دوساله‌ان.

17:32.320 --> 17:34.080
‫- یعنی آماده‌ان؟
‫- بله. آماده‌ان که...

17:34.280 --> 17:36.320
‫- پس باید یکی از این‌ها رو بخریم؟
‫- بله.

17:36.860 --> 17:39.120
‫ولی قبل‌از شروع معامله...

17:39.280 --> 17:42.400
‫«اولیور» بهمون نشون داد که بعداز رشد کامل...

17:42.500 --> 17:44.140
‫گاومون چه شکلی می‌شه.

17:45.000 --> 17:47.920
‫یا خدا!
‫ماشالا!

17:49.680 --> 17:53.040
‫به این می‌گن «گاو نَر».

17:53.960 --> 17:56.030
‫۱۲۰۰ کیلو وزنشـه.

17:56.310 --> 17:58.940
‫پس خودش یک‌تُن وزن داره...

17:58.960 --> 18:02.000
‫و ۲۰۰ کیلو هم وزن خایه‌هاشـه.

18:03.640 --> 18:05.820
‫- رام شده؟
‫- بله.

18:05.840 --> 18:06.640
‫آرومـه.

18:06.800 --> 18:10.500
‫ولی باز هم ترجیح می‌دم
‫باهاش چشم‌توچشم نشم.

18:10.920 --> 18:13.420
‫- می‌خوای یه کم باهاش بچرخی؟
‫- دوست داری باهاش راه بری؟

18:16.110 --> 18:17.140
‫باشه.

18:17.160 --> 18:19.380
‫اگه یک‌ونیم تُن وزنشـه...

18:19.400 --> 18:21.440
‫یعنی دارم یه مخزن نفتی رو راه می‌برم.

18:22.760 --> 18:27.160
‫اون‌طوری عطسه نکن.
‫آره. من هم از اسپانیایی‌ها خوشم نمی‌آد.

18:26.170 --> 18:27.170
‫(توضیح بیشتر: اسپانیایی‌ها برگزارکنندگان اصلی مسابقات گاوبازی هستن.)

18:28.200 --> 18:30.440
‫تا حالا توی مسابقات گاوبازی نبودم.
‫چطوریـه؟

18:30.710 --> 18:32.790
‫واقعاً گنده‌ای!

18:32.840 --> 18:36.080
‫وای! خیلی گنده‌ای!

18:37.760 --> 18:38.870
‫ماشالا.

18:39.480 --> 18:42.520
‫جلوش احساس شرمندگی می‌کنم.

18:43.140 --> 18:45.880
‫خودت هم با استرس اونجا وایستادی.

18:46.040 --> 18:46.840
‫من...

18:47.040 --> 18:50.560
‫آخه روبه‌روش وایستادم و واقعاً گنده‌ست!

18:50.760 --> 18:52.400
‫و باشکوه!

18:52.560 --> 18:53.840
‫آره. موافقـم.

18:54.360 --> 18:56.730
‫بله. برش‌گردونین توی پارکینگ.

18:59.080 --> 19:03.320
‫بعدش رفتیم سراغ جَوون‌ها که یکی‌شون رو بخریم.

19:04.160 --> 19:07.180
‫- واسه جوجه‌کشی می‌خواین یا تولید گوشت؟
‫- تولید گوشت.

19:07.250 --> 19:08.370
‫گوشت.

19:09.520 --> 19:11.340
‫- کدوم یکی؟ اون؟
‫- اسمش «اِندگیم»ـه.

19:10.590 --> 19:11.340
‫(به‌معنای «پایان بازی» یا «پایان‌دهنده‌ی بازی»)

19:11.440 --> 19:12.600
‫- «اِندگیم»؟
‫- بله.

19:12.760 --> 19:15.200
‫وزنش کمتره، ولی پَت‌وپهنـه.

19:15.400 --> 19:16.480
‫اون یکی.

19:16.520 --> 19:17.640
‫پس این از همه پهن‌تره؟

19:17.670 --> 19:20.710
‫جَوون‌تر هم هست.
‫یکی از جَوون‌ترین‌هامونـه.

19:21.220 --> 19:24.600
‫خوشم اومد.
‫چنده؟

19:25.440 --> 19:26.600
‫شیش‌ونیم.

19:27.200 --> 19:30.320
‫- تو گفتی کمتره که.
‫- آره. گفتم.

19:31.720 --> 19:33.090
‫شما چی رقمی گفتی؟

19:33.150 --> 19:36.520
‫حدوداً ۳۰ درصد کمتر گفتم.

19:37.780 --> 19:38.780
‫اوه.

19:40.080 --> 19:42.730
‫می‌خوایم از یه اسکاتلندی تخفیف بگیریم.
‫عالی شد.

19:41.740 --> 19:42.750
‫(توضیح بیشتر: اسکاتلندی‌ها، توی کلیشه‌های اجتماع، شبیه اصفهانی‌ها هستن؛
‫ازاین‌حیث که خسیس یا به‌شدت صرفه‌جوئن.)

19:43.160 --> 19:44.770
‫فکر کنم کوچیک‌ترینش رو برمی‌داریم.

19:45.220 --> 19:48.040
‫به نظرم این گزینه‌ی بهتریـه.

19:48.240 --> 19:50.120
‫این توی مزرعه عالی می‌شه.

19:50.280 --> 19:52.050
‫از تراکتور جدیدم هم بهتره.

19:52.080 --> 19:54.320
‫- تراکتورت چه مارکیـه؟
‫- لامبورگینی.

19:54.480 --> 19:55.520
‫اوه.

19:55.810 --> 19:57.320
‫فقط برو سراغ تراکتورهای فندت.

19:57.480 --> 19:59.360
‫«کِیلب» یه فندت داره و می‌گه خوب نیست.

19:59.560 --> 20:00.560
‫عجب.

20:01.360 --> 20:04.320
‫همین «کِیلب» اون روز داشت
‫حصارچینی شما رو مسخره می‌کرد.

20:04.920 --> 20:06.280
‫- چی؟
‫- حصاری که واسه خوک‌هات گذاشتی.

20:06.680 --> 20:07.480
‫خب.

20:07.680 --> 20:09.600
‫اون روز اون‌طرف جاده دروازه گذاشته بود...

20:09.760 --> 20:11.640
‫ولی علامت‌ها رو چپه نصب کرد.

20:12.160 --> 20:15.200
‫شرمنده، لطفاً یه بار دیگه بلندتر بگو.

20:15.400 --> 20:19.840
‫اون روز اون‌طرف جاده دروازه گذاشته بود،
‫ولی علامت‌ها رو چپه نصب کرد.

20:20.510 --> 20:21.430
‫عجب...

20:23.080 --> 20:26.360
‫- یه کار از «کِیلب کوپر» خواستم...
‫- بله.

20:26.520 --> 20:30.660
‫اون‌وقت اون ابله علامت‌ها رو چپه نصب کرده؟

20:31.720 --> 20:35.200
‫خوب شد که الان همه‌مون می‌دونیم.

20:35.360 --> 20:38.160
‫- این سوژه رو واسه روز مبادا نگه می دارم.
‫- آره؟

20:38.320 --> 20:41.430
‫و یه‌روز که اصلاً انتظارش رو نداره...

20:42.040 --> 20:43.840
‫بحثش رو می‌کِشم وسط.

20:44.680 --> 20:50.260
‫فقط امیدوارم به‌خاطر اشتباه اون،
‫من جریمه ندم.

20:50.280 --> 20:51.860
‫خب دیگه، من می رم اون طرف هوا بخورم...

20:51.880 --> 20:54.200
‫شما دوتا صحبت کنین.
‫من چونه‌زدن بلد نیستم.

20:54.360 --> 20:56.520
‫- موقع چونه‌زنی سرم گیج می‌ره.
‫- آخه ما...

20:56.720 --> 20:58.240
‫اوف...

20:59.800 --> 21:02.810
‫نظرت با پنج‌هزارتا چیـه؟

21:04.640 --> 21:09.240
‫می‌دونم که شیش‌هزارتا واسه خرید یه کرگدن...

21:09.300 --> 21:10.420
‫پول زیادیـه.

21:10.440 --> 21:13.660
‫ولی قطعاً برامون سود داره.

21:13.680 --> 21:16.880
‫تا سالیان سال...

21:17.040 --> 21:18.400
‫برامون استیک و گوشت برگر...

21:19.920 --> 21:21.600
‫تولید می‌کنه.

21:22.080 --> 21:25.840
‫کمِ کمش پنج‌ونیم.

21:28.680 --> 21:30.360
‫گوشت زیادی روی دستت مونده‌ها.

21:30.720 --> 21:31.880
‫پنج می‌دی؟

21:32.030 --> 21:34.830
‫پنج‌ونیم بهت می‌دمش.

21:35.160 --> 21:38.360
‫به شرط این که وقتی برات آوردمش،
‫بهم یه ظرف عسل ناب بدی.

21:38.560 --> 21:40.640
‫قبولـه. هستم.

21:43.360 --> 21:45.360
‫داشتیم سر پنج توافق می‌کردیم.

21:45.390 --> 21:46.950
‫عع، زود اومدم؟

21:47.600 --> 21:50.000
‫پس عملاً ریدم توی معامله‌ی خودم.

21:50.200 --> 21:52.100
‫- هنوز داشتین حرف می‌زدین؟
‫- داشتم ادامه می‌دادم...

21:52.120 --> 21:53.800
‫حالا نتیجه که نمی‌داد.

21:55.560 --> 21:57.380
‫- پس خودت می‌آریش؟
‫- آره.

21:57.400 --> 21:58.960
‫- خودت می‌آریش؟
‫- بله. بله.

21:59.170 --> 22:01.210
‫قراره بیای به دیدلی اسکوات، «اِندگیم» عزیز.

22:03.080 --> 22:04.840
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

22:05.000 --> 22:06.000
‫خوبـه.

22:09.200 --> 22:11.320
‫حالا که یه حیوون گنده خریده بودم...

22:11.480 --> 22:15.000
‫برگشتم به مزرعه که حیوون‌کوچیکه رو ببینم.

22:17.550 --> 22:22.970
‫و به «لیسا» توضیح دادم
‫که می‌خوام سبک زندگی اون رو تغییر بدم.

22:23.800 --> 22:25.400
‫مجبور شدم «ریچارد هَم» رو...

22:25.600 --> 22:29.560
‫قاطی دخترها بذارم، چون پسرها اذیتش می‌کنن.

22:29.720 --> 22:31.960
‫- گذاشتمش پیش بانوان.
‫- آره.

22:32.120 --> 22:34.040
‫ظاهراً باهاش مهربون‌ترن.

22:34.200 --> 22:35.850
‫فکر کنم همه‌شون خواهر‌هاش
‫و دخترخاله‌هاش باشن.

22:35.870 --> 22:37.730
‫- باهاش کاری ندارن.
‫- بعضی‌هاشون، آره.

22:38.160 --> 22:41.000
‫- خیلی گوگولیـه.
‫- کوچولو موچولوئـه.

22:41.750 --> 22:44.810
‫«ریچارد هَم»؟
‫«ریچارد هَم»؟

22:44.920 --> 22:47.440
‫به این می‌گن «تغذیه‌ی هدفمند خوک‌ها».

22:47.600 --> 22:48.520
‫نه، فکر کنم... اوه...

22:48.680 --> 22:51.040
‫نه. ببین.
‫زود باش، «ریچارد هَم».

22:51.480 --> 22:53.600
‫هیچی نخورد.
‫پشت‌سرت رو ببین!

22:53.760 --> 22:55.440
‫همه رو از دست داد.

22:56.800 --> 22:58.080
‫داره یکی برمی‌داره.

22:58.760 --> 23:00.920
‫یه لقمه زیرش بود که روش پا گذاشت.

23:01.080 --> 23:03.410
‫از دست تو، «ریچارد هَم»!

23:04.680 --> 23:08.240
‫هنوز یه لقمه هم نخورده!

23:10.120 --> 23:11.540
‫آفرین! فکر کنم یکی برداشت!

23:11.560 --> 23:13.560
‫- ای وای، دختره بهش حمله کرد!
‫- دارن بهش زور می‌گن.

23:14.120 --> 23:16.720
‫این‌ها هم باهاش بدرفتاری می‌کنن.
‫تأثیر گشنگی روی همه یکیـه.

23:16.880 --> 23:19.000
‫تغذیه‌ی هدفمند هم کار سختیـه.

23:24.080 --> 23:26.160
‫نمی‌خواستم شکست بخورم.

23:26.650 --> 23:29.010
‫واسه همین فرداش برگشتم به میدون جنگ...

23:29.800 --> 23:31.240
‫می‌رم دیدنِ «ریچارد».

23:31.720 --> 23:34.720
‫یه راه‌حل جسورانه‌تر پیدا کرده بودم.

23:39.950 --> 23:42.230
‫خب، «ریچارد هَم».

23:42.820 --> 23:45.300
‫ببین برات چی آوردم!

23:45.600 --> 23:49.200
‫دولت بریتانیا مجوزش رو صادر کرده
‫و می‌تونی از این‌ها بخوری.

23:51.040 --> 23:51.920
‫«ریچارد هَم»؟

23:53.200 --> 23:54.240
‫«ریچارد هَم»؟

23:55.320 --> 23:58.400
‫زود باش دیگه. اگه غذا نخوری،
‫هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شی.

23:59.320 --> 24:01.320
‫یه هویج آبدار می‌خوری؟

24:02.520 --> 24:05.000
‫نظرت چیـه، «ریچارد»؟

24:14.400 --> 24:15.640
‫براش یه آغل ساختم...

24:16.960 --> 24:20.730
‫که از خواهرها و دخترخاله‌هاش در امان باشه.

24:21.210 --> 24:24.960
‫توش هم پُر از غذاهای خوش‌مزه کردم،
‫ولی فرار کرد.

24:25.680 --> 24:26.760
‫«ریچارد»؟

24:27.270 --> 24:29.240
‫ببین این هویجـه؛ بخورش.

24:29.400 --> 24:30.640
‫بخور.

24:30.800 --> 24:32.560
‫خواهرهات خوردن.

24:34.240 --> 24:35.320
‫«ریچارد»!

24:35.880 --> 24:37.800
‫سیب‌زمینی دوست داری؟

24:40.550 --> 24:42.190
‫بیا دیگه، «ریچارد».
‫جون عزیزت!

24:43.360 --> 24:46.640
‫از هم‌اسم خودت هم رواعصاب‌تری.

24:52.120 --> 24:56.120
‫عملیات ویژه‌ی تغذیه‌ی «ریچارد»
‫نیازمند تفکر بیشتری بود...

24:57.040 --> 24:59.280
‫و فعلاً گذاشتمش کنار.

25:07.440 --> 25:08.960
‫آخه صبح روز بعدش...

25:09.120 --> 25:13.360
‫باید برای شرف‌یابی
‫گاو نَر جدیدم آماده می‌شدیم.

25:16.240 --> 25:17.520
‫- آماده‌ای، «لیسا»؟
‫- اووو...

25:18.720 --> 25:20.320
‫چه سیاه خوشگلـی!

25:21.280 --> 25:23.740
‫- اومد.
‫- هوشش...

25:24.040 --> 25:25.080
‫چه خفنـه!

25:27.690 --> 25:29.480
‫عع، یه‌کم کوچیکـه!

25:29.640 --> 25:32.160
‫- هنوز بچه‌ست.
‫- بچه‌ست؟

25:32.560 --> 25:35.640
‫- نمی‌دونستم. اسمش چیـه؟
‫- «اِندگیم».

25:35.800 --> 25:37.320
‫کوتاه‌تر چی صداش کنیم؟

25:37.520 --> 25:39.040
‫همون «اِندگیم».

25:39.090 --> 25:40.330
‫سلام، «اِندگیم»!

25:40.920 --> 25:44.640
‫واسه خودش پهلوونیـه.
‫ظاهرش رو خیلی دوست دارم.

25:48.960 --> 25:53.440
‫همه‌چی توی مزرعه داشت خوب پیش می‌رفت.

25:55.120 --> 25:58.720
‫قبل‌از این‌که «اِندگیم» رو
‫بین گاوهای ماده بفرستیم...

25:58.880 --> 26:02.120
‫چند روزی لازم داشت
‫که به آلونک جدیدش عادت کنه...

26:03.920 --> 26:07.280
‫و بااین‌که هوا بس ناجوانمردانه
‫گرم‌وخشک بود...

26:07.440 --> 26:10.520
‫تونستیم همه‌ی بذرها رو بکاریم.

26:12.480 --> 26:16.840
‫یه پروژه‌ی جدید هم
‫توی دیدلی اسکوات در شُرف آغاز بود.

26:17.000 --> 26:20.800
‫عطرهای دست‌ساز «لیسا».

26:22.480 --> 26:25.280
‫عالیـه. بوش بهت می‌آد.

26:25.440 --> 26:28.120
‫- اوف! عجب بویی!
‫- این زنونه‌ست یا مردونه؟

26:28.280 --> 26:30.040
‫فرقی نداره.
‫یکسان‌دستی داره.

26:30.480 --> 26:31.840
‫- چی‌چی داره؟
‫- یکسان‌دستی.

26:32.000 --> 26:34.910
‫- منظورت «زنونه‌مردونه»ست؟
‫- دیگه از این واژه استفاده نمی‌شه.

26:34.940 --> 26:37.600
‫چرا نشه؟ یکسان‌دستی یعنی
‫هم‌زمان از دو دست استفاده کنی.

26:38.120 --> 26:40.360
‫یکسان‌دستی منظورش همه‌ی جنسیت‌ها و...

26:40.390 --> 26:42.280
‫زنونه‌مردونه یعنی...

26:42.310 --> 26:44.540
‫شما هر جنسی هستی، این عطر رو بزن.

26:44.560 --> 26:45.720
‫- نه، ببین...
‫- نمی‌شه که...

26:45.750 --> 26:47.260
‫یکسان‌دستی همچین معنایی نداره.

26:47.280 --> 26:49.360
‫قوز چه ربطی به شقیقه داره؟

26:50.000 --> 26:51.020
‫راستی...

26:51.050 --> 26:53.840
‫چه موادی از مزرعه‌ی دیدلی اسکوات توش ریختی؟

26:54.000 --> 26:56.360
‫- یه‌عالمه.
‫- نه. جداً چقدر ریختی؟

26:56.520 --> 26:57.660
‫می‌گم که یه‌عالمه.

26:57.680 --> 26:59.880
‫تقریباً همه‌ی این‌ها.

27:00.040 --> 27:02.540
‫- فقط وانیل نزدم.
‫- درستـه.

27:02.560 --> 27:06.460
‫عصاره‌ی نارنج هم نمی‌زنیم.
‫روغن پرتقال هم بوی شیرین داره.

27:06.480 --> 27:08.220
‫- که اون هم نمی‌زنیم.
‫- این‌ها رو کلاً نزدیم.

27:08.240 --> 27:10.600
‫- بقیه‌شون خوب بودن.
‫- خب چرا... «لیسا» جان...

27:13.600 --> 27:14.640
‫روز بعد...

27:14.800 --> 27:17.790
‫قرار بود به «کِیلب» کمک کنم
‫یه گله خوک دیگه رو...

27:17.820 --> 27:19.400
‫بفرسته کشتارگاه.

27:19.600 --> 27:20.740
‫- راه بیُفت، سلطان.
‫- برو.

27:20.770 --> 27:22.230
‫- سریع باش.
‫- راه برو.

27:22.360 --> 27:26.360
‫ولی «لیسا» من رو نگه داشت
‫که با هم عطر بسازیم.

27:26.480 --> 27:27.960
‫الان دهنه‌ش کجاست؟

27:28.580 --> 27:31.260
‫این دفعه یه رایحه‌ی جدید ساختیم...

27:31.290 --> 27:33.680
‫که «لیسا» اسمش رو گذاشت رایحه‌ی «خیس».

27:34.520 --> 27:36.260
‫- صبر کن بینم.
‫- وقتی می‌زنی، خوش‌بو می‌شه.

27:36.280 --> 27:37.740
‫- اَه اَه...
‫- هنوز پاشِ اول بود.

27:37.760 --> 27:39.980
‫- حالم به هم خورد.
‫- خب هنوز پاشِ اولـه.

27:40.000 --> 27:41.680
‫ولی نباید این‌طوری بشه.

27:41.840 --> 27:43.300
‫- مشکل چی بوده؟
‫- نمی‌دونم.

27:43.320 --> 27:46.260
‫بوش عین روغن‌موتور رنج روور منـه.

27:46.280 --> 27:48.530
‫- مارک کاسپین.
‫- بذار یه‌کم بگذره.

27:49.420 --> 27:51.780
‫- خیلی عجیبـه.
‫- چطوری، «کِیلب»؟

27:51.800 --> 27:53.740
‫- صبح به‌خیر.
‫- اون دوتا خوک‌ها رو هم فرستادی؟

27:53.760 --> 27:55.860
‫اون باحاله رو هم فرستادی؟

27:55.880 --> 27:58.400
‫دوتا پسر فرستادم که یکی‌شون اون اسگله بود.

27:58.600 --> 28:00.080
‫و دَه‌تا دختر.

28:00.240 --> 28:01.980
‫- طفلی‌ها.
‫- پس دَه‌تا دختر...

28:02.000 --> 28:03.220
‫- همه رفتن.
‫- دوتا پسر.

28:03.240 --> 28:04.180
‫- آره.
‫- خوبـه.

28:04.200 --> 28:06.200
‫البته جمعاً شدن ۱۳ تا.

28:06.360 --> 28:09.060
‫یه خوک هم توی انبار بود.

28:09.440 --> 28:11.040
‫- نگو که خوک من رو بردی؟
‫- چی؟

28:11.240 --> 28:14.820
‫«پیگ‌میلی» رو بردی؟
‫نه! اون حیوون خونگی‌م بود!

28:14.840 --> 28:16.910
‫مگه «پیگ‌میلی» پیش خودت نبود؟

28:17.200 --> 28:18.680
‫بمیرم براش.
‫خیلی گوگولی بود.

28:18.990 --> 28:20.670
‫تا الان دیگه سوسیس شده.

28:23.050 --> 28:25.890
‫حالا اینجا باغ‌وحش که نیست؛ مزرعه‌ست.

28:26.160 --> 28:28.860
‫فقط می‌خواستم جداگانه بهش غذا بدم
‫چون بقیه نمی‌ذاشتن بخوره.

28:28.880 --> 28:30.570
‫الان که بردمش، چاق‌وچله بود.
‫نگران نباش.

28:30.860 --> 28:32.710
‫- اِشکال نداره.
‫- کاش قبلش می‌گفتی.

28:32.740 --> 28:34.140
‫شرمنده، ولی «کِیلب» اشتباهی نکرده.

28:34.160 --> 28:36.840
‫اگه چیزی می‌گفتم هم باز می‌بردینش.

28:37.040 --> 28:38.540
‫ساکت باشین!

28:38.560 --> 28:41.240
‫- شاخم رو آوردن.
‫- شاخ؟

28:41.470 --> 28:44.310
‫شاخ‌های گوزن که ازم خواسته بودی.

28:45.660 --> 28:47.160
‫- شاخ گوزن خواسته بودم؟
‫- بله.

28:49.280 --> 28:51.160
‫کِی همچین چیزی خواستم؟

28:51.840 --> 28:56.160
‫درهرصورت، چند لحظه‌ی بعد شاخ‌ها از راه رسیدن.

28:56.360 --> 28:58.560
‫- من شاخ گوزن نخواستم.
‫- تو...

28:58.960 --> 29:01.020
‫اون روز داشتیم می‌گفتیم
‫چی‌ها توی مزرعه به درد می‌خوره.

29:01.040 --> 29:03.360
‫تو گفتی فقط از فروشگاه
‫لوازم مزرعه خرید می‌کنی.

29:03.520 --> 29:05.020
‫شاخ گوزن زرد که از مزرعه‌ست.

29:05.040 --> 29:07.760
‫- این از مزرعه‌ست؟
‫- نه، این یکی نیست، ولی...

29:09.640 --> 29:12.440
‫حالا اون گوزن رو بیخیال.
‫ولی جداً خوشگل نیستن؟

29:12.800 --> 29:15.120
‫مال همین حوالیـه دیگه؟

29:15.280 --> 29:18.880
‫آره، مال همین اطرافـه.

29:19.320 --> 29:21.340
‫البته زمانی که زنده بوده.
‫خوشگل نیستن؟

29:21.400 --> 29:22.680
‫مثل شاخ گوزن شمالیـه‌ها.

29:23.160 --> 29:25.240
‫- نه، گوزن زرده.
‫- این هم مال گوزن کاناداییـه.

29:25.850 --> 29:27.140
‫و این...

29:27.520 --> 29:30.330
‫- مال حوالی کاناداست، نه اینجا.
‫- این جایزه‌تـه.

29:30.520 --> 29:33.360
‫- خیلی قشنگـه.
‫- پس هم شاخ داریم و هم...

29:33.560 --> 29:36.580
‫یه عطر بسیار خوش‌بو و دل‌پذیر به نام «خیس».

29:36.600 --> 29:38.620
‫- «خیس». آره.
‫- یعنی بوش بَده؟

29:38.640 --> 29:41.440
‫- بوی اِتانول می‌ده.
‫- ولی کم‌کم بهتر می‌شه.

29:41.600 --> 29:42.960
‫وقتی می‌زنی، کم‌کم خوب می‌شه.

29:43.110 --> 29:44.890
‫ولی توی عطرفروشی نمی‌شه به مشتری بگی...

29:44.920 --> 29:46.280
‫- یا خدا!
‫- دقیقاً.

29:46.310 --> 29:47.800
‫بدجور تیزه.

29:50.520 --> 29:52.620
‫همین‌طور که درگیر خرید گاو نَر...

29:52.640 --> 29:55.860
‫غذادادن به «ریچارد هَم» و ساخت عطر بودم...

29:55.880 --> 29:57.680
‫که زندگی هر کشاورزی هم همینـه...

29:57.880 --> 30:00.800
‫نقشه‌بردارها هم کافه رو بررسی می‌کردن.

30:02.120 --> 30:05.600
‫و بعد «چارلی» با گزارش نهایی اومد پیشم.

30:06.000 --> 30:08.880
‫قراره کارشناسی کامل بشه.
‫این تازه نصف گزارشـه.

30:09.220 --> 30:10.020
‫جدی می‌گی؟

30:10.040 --> 30:10.880
‫بلی...

30:12.680 --> 30:13.600
‫خیلی...

30:15.080 --> 30:16.320
‫حجم داره.

30:16.480 --> 30:18.700
‫به نظرت چقدر طول می‌کِشه که کافه رو بخریم؟

30:18.720 --> 30:21.590
‫اگه خدا بخواد، تا آخر هفته خریدیمش.

30:22.160 --> 30:24.940
‫- پس نهایتاً ۴۸ ساعت دیگه؟
‫- آره.

30:25.400 --> 30:28.240
‫و حالا برام رمان فرستادن که بخونم؟

30:28.400 --> 30:30.560
‫- بله.
‫- باز چه ایرادی پیدا کردن؟

30:30.720 --> 30:32.900
‫به این نتیجه رسیدن که...

30:32.920 --> 30:34.120
‫سقف...

30:35.400 --> 30:36.920
‫مشکل داره.

30:37.480 --> 30:41.680
‫و گفتن ۱۵۰ هزار پوند بابت تعمیرش می‌گیرن.

30:43.420 --> 30:46.060
‫- ۱۵۰ هزار پوند؟
‫- بله.

30:46.080 --> 30:49.400
‫- واسه سقف؟
‫- فکر کنم باید...

30:49.710 --> 30:51.630
‫من و این‌همه خوشبختی محالـه.

30:51.880 --> 30:54.520
‫ظاهراً لوله‌کشی مستراح‌ها هم مشکل داره...

30:54.680 --> 30:57.360
‫و اگه تعداد مشتری‌ها زیاد بشن، دردسر می‌شه.

30:57.560 --> 30:58.500
‫گفتن...

30:58.520 --> 31:00.580
‫خب راه‌حل‌شون برای مستراح‌ها چیـه؟

31:00.600 --> 31:02.420
‫جاشون رو عوض کنیم و از نو بسازیم.

31:02.440 --> 31:05.200
‫می‌گن حدوداً ۱۰۰ هزار پوند خرج داره.

31:05.720 --> 31:07.280
‫واسه مستراح؟

31:08.080 --> 31:11.100
‫مگه می‌خوان مستراح هوشمند ژاپنی بذارن...

31:11.120 --> 31:12.800
‫که کون طرف رو واسه‌ش بشوره؟

31:13.370 --> 31:14.210
‫برو بابا.

31:15.800 --> 31:18.040
‫- هنوز مونده.
‫- پنبه‌ی نسوز و یه‌مشت خزعبل دیگه.

31:18.440 --> 31:19.440
‫ایمنی آتش؟

31:20.440 --> 31:22.160
‫مگه چوب هم جزو ایمنی آتش حساب می‌شه؟

31:22.360 --> 31:25.080
‫- بله.
‫- نه. اصلاً نخواستیم.

31:25.330 --> 31:27.810
‫- حقوق برابر؟
‫- اصل کاری اینـه.

31:27.960 --> 31:29.760
‫می‌دونستم این یکی چشمت رو می‌گیره.

31:29.920 --> 31:34.080
‫«درحال‌حاضر هیچ مکان
‫مشخصی در منطقه‌ی پارکینگ...

31:34.680 --> 31:35.880
‫وجود ندارد.»

31:37.080 --> 31:38.800
‫مکان مشخص واسه کی‌ها؟

31:39.450 --> 31:42.580
‫فکر کنم منظورشون افراد ناتوان و کم‌توانـه...

31:42.600 --> 31:44.760
‫آها. فکر کردم «برابری نژادی» رو می‌گن!

31:45.160 --> 31:47.500
‫- برابری توی همه‌چی هست.
‫- واقعاً هست؟ چی بگم.

31:47.520 --> 31:48.580
‫خب خلاصه‌ش کنیم.

31:48.600 --> 31:52.390
‫پس ۱۰۰ هزارتا واسه مستراح...

31:52.440 --> 31:53.640
‫و ۱۵۰ هزارتا واسه سقف.

31:53.980 --> 31:56.340
‫در نتیجه، کون لق کارشناس‌ها...

31:56.360 --> 31:59.240
‫چون همیشه از خونه‌ها ایراد می‌گیرن.

32:00.280 --> 32:03.000
‫البته این خونه نیست؛ کافه‌ست.

32:06.960 --> 32:07.880
‫اصلاً بامزه نبود.

32:08.040 --> 32:09.140
‫آخه خیلی جو می‌دن.

32:09.160 --> 32:11.780
‫یه‌جوری می‌گن انگار ساختمون قراره...

32:11.800 --> 32:13.800
‫تا دَه دقیقه‌ی دیگه ریزش کنه.

32:13.960 --> 32:15.200
‫چون این‌طوری...

32:15.560 --> 32:17.560
‫اگه واقعاً ریزش کنه،
‫نمی‌تونی ازشون شکایت کنی.

32:17.720 --> 32:21.260
‫- یعنی می‌خوان گندکاری خودشون رو جمع کنن.
‫- عع...

32:21.280 --> 32:23.360
‫پس این کاغذها مستقیم می‌ره سطل زباله.

32:23.560 --> 32:26.320
‫خودم می‌ذارمشون توی پوشه.
‫یه پوشه دارم.

32:26.520 --> 32:29.360
‫خب من باید برم.
‫ممنون، «چارلی».

32:31.560 --> 32:35.760
‫توجه زیادم به جزئیات،
‫اون جلسه رو هم ختم‌به‌خیر کرد.

32:36.100 --> 32:37.900
‫بعدش رفتم سراغ «آلن»...

32:37.920 --> 32:42.920
‫که مشغول ساخت طویله‌ی جدیدم
‫با سنگ‌های زیبای کاتسولد بود.

32:43.520 --> 32:45.160
‫- حال‌واحول؟
‫- قربونت.

32:45.560 --> 32:47.560
‫- راضی‌ای؟
‫- چجورم.

32:47.720 --> 32:51.200
‫از فرصت استفاده کردم و ازش چیزی پرسیدم...

32:51.360 --> 32:53.560
‫که همیشه واسه‌م سؤال شده بود.

32:53.720 --> 32:57.280
‫وقتی یه دیوار بزرگ و دراز این‌شکلی می‌زنین...

32:57.680 --> 33:00.200
‫این سنگ بزرگ‌ها که بهش می‌گن «جامپر»...

33:00.230 --> 33:01.150
‫آره.

33:02.120 --> 33:04.640
‫با جامپرها مشکلی ندارم‌ها...

33:04.800 --> 33:06.740
‫فقط نمی‌دونم کاربردشون چیـه.

33:06.760 --> 33:09.340
‫ببین، وقتی به این نقطه می‌رسیم...

33:09.920 --> 33:12.000
‫دوتا دوتا دوتا آجر می‌ذاریم.

33:12.170 --> 33:15.410
‫بعد یه جامپر می‌ندازی تنگش
‫و کنارش یه سه‌تایی و چهارتایی می‌ذاری.

33:15.560 --> 33:17.100
‫سه‌دو تا؟ شیش تا.

33:17.120 --> 33:18.700
‫پس سه تا دو می‌ذاریم که بشه شیش.

33:18.720 --> 33:21.310
‫ولی اگه به‌جاش جامپر بذاری،
‫داستان عوض می‌شه.

33:21.520 --> 33:23.660
‫اگه مثلاً شیش اینچ جا بذارم...

33:23.680 --> 33:25.300
‫و هشت اینچ کنارش فضا باشه...

33:25.320 --> 33:27.660
‫باید یه جامپر باشه که معادله رو عوض کنه.

33:27.680 --> 33:29.400
‫جامپر کار رو راحت می‌کنه.

33:30.160 --> 33:32.960
‫با یه خط صاف
‫نمی‌تونیم جامپر بذاریم دیگه، نه؟

33:34.240 --> 33:35.040
‫جان؟

33:36.000 --> 33:38.920
‫بعداز توضیحات مفصل و واضح درباره‌ی جامپر...

33:40.240 --> 33:43.440
‫از «کِیلب» و «چارلی» کمک خواستم
‫که «اِندگیم» رو سوار کنن...

33:43.600 --> 33:47.400
‫تا بره با دوست‌دخترهای جدیدش صفا کنه.

33:50.400 --> 33:52.720
‫الان می‌گن «چه دقیق پارک کردی!».

33:53.840 --> 33:54.640
‫آماده‌ایـن؟

33:55.520 --> 33:56.960
‫الان می‌گن.

33:57.120 --> 33:58.840
‫- بیا عقب‌تر.
‫- ای ریدم...

34:03.160 --> 34:04.480
‫خوبـه خوبـه.

34:07.400 --> 34:08.830
‫این واسه تنبیه گاوه.

34:10.160 --> 34:11.720
‫«گاندولف» اومد.

34:10.950 --> 34:11.720
‫(گاندولف یه پیرمرد توی مجموعه داستان‌های «ارباب حلقه‌ها»ست که عصای بلندی داره.)

34:12.400 --> 34:14.280
‫می‌خوای دَر رو نگه داری؟

34:14.480 --> 34:17.440
‫فکر کردم کار راحتیـه، ولی...

34:17.880 --> 34:18.840
‫نبود.

34:19.000 --> 34:20.120
‫- بیا.
‫- زود باش، «اِندگیم».

34:24.440 --> 34:25.680
‫- اوهو!
‫- بسم الله.

34:27.640 --> 34:29.040
‫- اوه!
‫- عجب...

34:33.500 --> 34:35.560
‫- اصلاً کون لقش!
‫- نه...

34:35.720 --> 34:36.600
‫نه!

34:37.670 --> 34:40.500
‫فکر کنم به خودم ریدم.

34:40.840 --> 34:42.740
‫یه چیز لازم داریم... آره...

34:42.760 --> 34:44.970
‫آقا من غلط کردم.

34:45.640 --> 34:48.840
‫تا حالا مسابقه‌ی گاوبازی نرفتم
‫و نمی‌خوام هم برم.

34:54.410 --> 34:56.200
‫بذار چند دقیقه آروم بشه.

34:56.360 --> 34:58.960
‫این بشر زیادی گنده‌ست.

34:59.920 --> 35:01.040
‫هــوف.

35:01.510 --> 35:03.470
‫- اگه شما می‌تونین، پولش رو می‌دم‌ها.
‫- نه. ممنون.

35:05.440 --> 35:06.920
‫وقتی کله‌ش رو این‌طوری می‌کنه...

35:07.080 --> 35:09.000
‫آره... دارم می‌بینمش.

35:09.160 --> 35:11.600
‫تازه هنوز بچه‌ست.

35:13.800 --> 35:17.100
‫دَه دقیقه بعد که دیگه واقعاً آروم شد...

35:17.440 --> 35:19.180
‫باریکلا. برو.

35:19.200 --> 35:21.800
‫بالاخره به واگن هدایتش کردیم.

35:21.960 --> 35:25.520
‫- برو، رفیق.
‫- باریکلا، «اِندگیم».

35:28.520 --> 35:32.020
‫توی مرتع، خانم‌گاوها
‫داشتن زندگی‌شون رو می‌کردن...

35:32.040 --> 35:36.800
‫و تیم شجاع فیلم‌برداری هم
‫اون‌طرف حصار منتظر بود.

35:37.430 --> 35:40.040
‫ما هم آماده بودیم که هیولا رو آزاد کنیم.

35:43.000 --> 35:44.860
‫اگه یه‌وقت هم‌جنس‌باز باشه چی؟

35:44.880 --> 35:46.580
‫هنوز جَوونـه. وقت زیاد داره.

35:46.600 --> 35:48.260
‫- اگه هم‌جنس بخواد چی؟
‫- احتمالش هست.

35:48.280 --> 35:50.050
‫- ما باز هم دوستش داریم.
‫- الان سال ۲۰۲۴ هستیم.

35:49.200 --> 35:50.050
‫(توضیح بیشتر: چارلی عمداً از جمله‌ی معروفی استفاده می‌کنه که توی آثار سینمایی و تلویزیونی نسل جدید (مرتبط با جامعه‌ی اِل‌جی‌بی‌تی) زیاد شنیده می‌شه: «هرچی باشی، ما باز هم دوستت داریم.»
‫این جمله بین مخاطب‌ها همیشه جنجال‌برانگیز بوده، چون از نظر بعضی‌ها، مکاتب اخلاق رو زیر سؤال می‌بره.)

35:50.080 --> 35:52.940
‫باشه، ولی من دیگه دوستش ندارم،
‫چون شیش‌هزار پوند واسه‌م آب خورده.

35:52.960 --> 35:54.250
‫البته اگه هم‌جنس‌باز باشه.

35:54.840 --> 35:57.520
‫- تا حالا گاو هم‌جنس‌باز داشتی؟
‫- آره بابا.

35:57.960 --> 36:00.510
‫اگه ذبحش کنی، می‌تونی
‫تقریباً هشت‌هزار پوند گوشت ازش دربیاری.

36:01.680 --> 36:02.880
‫- آماده‌ایـن؟
‫- آره.

36:03.760 --> 36:05.210
‫سلطان وارد حرم‌سرا می‌شود.

36:05.800 --> 36:07.040
‫زود باش، «اِندگیم».

36:08.360 --> 36:09.840
‫داره اشتباه می‌ره.

36:12.560 --> 36:13.680
‫«اِندگیم» جان؟

36:13.840 --> 36:15.280
‫واکنشش تا الان خوب بوده.

36:15.440 --> 36:17.260
‫مثل کسخل‌ها داره دور خودش می‌چرخه.

36:17.280 --> 36:19.420
‫حداقل آرومـه و داره اطرافش رو نگاه می‌کنه.

36:19.440 --> 36:20.710
‫حتی اون هفت‌تا خانوم هم توجه نمی‌کنن.

36:20.980 --> 36:21.980
‫راست می‌گی.

36:23.440 --> 36:24.500
‫اوه، راه افتاد.

36:24.520 --> 36:26.460
‫تازه فهمید آزاده.

36:26.480 --> 36:28.900
‫- حداقل از آزادی‌ش راضیـه.
‫- خانوم‌ها رو.

36:28.920 --> 36:30.920
‫- اوه پسره رو دیدن.
‫- همه‌شون دارن نگاه می‌کنن.

36:31.440 --> 36:33.080
‫پیداش کردن.
‫اوه، گازش رو گرفت.

36:33.240 --> 36:35.360
‫ماشالا!

36:38.800 --> 36:40.390
‫دارن لاس می‌زنن.

36:41.880 --> 36:43.240
‫عع، اون‌ها افتادن دنبالش!

36:43.560 --> 36:44.580
‫آره!

36:47.780 --> 36:48.780
‫نه، ممنون!

36:48.800 --> 36:50.600
‫چرا برعکس شد؟

36:51.080 --> 36:52.540
‫بیاین این بالا!

36:52.560 --> 36:53.520
‫نه بابا. همین‌جا خوبـه.

36:55.760 --> 36:59.520
‫همه می‌دونن سکس لازمـه،
‫فقط نمی‌دونن چطوری انجامش بدن.

37:00.440 --> 37:02.460
‫مثل پسرهای نوجَوون می‌مونه، نه؟

37:02.480 --> 37:04.640
‫- سنش هم کمه...
‫- همه‌شون نوجَوونـن.

37:04.700 --> 37:07.120
‫یه‌جوری دنبال همـن که انگار مجلس رقصـه.

37:08.040 --> 37:09.560
‫زود باش دیگه، «اِندگیم».

37:10.240 --> 37:11.820
‫وارد عمل شو، پسر.

37:11.840 --> 37:14.360
‫نه! این برعکسـه!
‫دارین اشتباه می‌زنین!

37:16.720 --> 37:18.800
‫چرا خانومه پرید روی آقاهه؟

37:19.200 --> 37:20.480
‫باز هم اشتباهـه.

37:20.640 --> 37:23.200
‫حسابی زده بالا.
‫نمی‌تونه کنترل کنه.

37:24.360 --> 37:26.140
‫دختره می‌خواد بپره روی اون.

37:27.560 --> 37:30.770
‫شبیه داستان‌های جنبش «می تو» شد.

37:29.780 --> 37:30.780
‫(جنبش «می تو» یا «من هم» با هدف حمایت از زنان آسیب‌دیده از فرهنگ تجاوز
‫و محکوم‌کردن عمل تجاوز جنسی تشکیل شد.)

37:32.280 --> 37:33.360
‫«می تو» دیگه چیـه؟

37:33.960 --> 37:36.040
‫- خودت می‌دونی چیـه دیگه.
‫- نه والا.

37:36.200 --> 37:37.440
‫«هشتگ می تو» نشنیدی؟

37:38.760 --> 37:40.640
‫بگو که شنیدی.

37:42.560 --> 37:44.300
‫- وبسایت پورنـه؟
‫- نه بابا.

37:44.320 --> 37:47.100
‫- نه. یه‌جورهایی برعکسشـه.
‫- دقیقاً برعکسشـه!

37:47.120 --> 37:50.800
‫من که نمی‌فهمم.
‫اصلاً چرا پرسیدم؟

37:50.920 --> 37:53.720
‫عع، باز برعکس شد

37:59.680 --> 38:02.280
‫اون شب اصلاً خوابم نبرد.

38:02.920 --> 38:05.160
‫همه‌ش نگران کافه بودم.

38:06.320 --> 38:09.520
‫صبح روز بعد، قبل‌از امضای سند...

38:09.680 --> 38:12.360
‫تصمیم گرفتم از چند نفر...

38:12.520 --> 38:14.520
‫که قبلاً کافه‌چی بودن...

38:14.680 --> 38:18.440
‫مشورت بگیرم که بعداً پشیمون نشم.

38:19.760 --> 38:21.120
‫صبح به‌خیر. خودتـی؟

38:21.280 --> 38:25.560
‫و با یکی از دوست‌های قدیمی و خوبم شروع کردم.

38:26.230 --> 38:28.190
‫خب توصیه‌ای داری؟

38:28.400 --> 38:31.520
‫از هر کافه‌چی‌ای بپرسی،
‫بهت می‌گه که مشتری‌ها دزدی می‌کنن.

38:31.800 --> 38:35.000
‫نمکدونت رو کِش می‌رن.
‫قاشق‌چنگالت رو کِش می‌رن.

38:35.480 --> 38:36.960
‫حتی شاید بشقاب‌ها رو کِش برن.

38:37.120 --> 38:39.840
‫هر تابلویی روی دیوار خوششون بیاد، کِش می‌رن.

38:40.680 --> 38:43.060
‫مسلماً، رانندگی حین مستی مشکل بزرگیـه.

38:43.080 --> 38:44.340
‫توی شهرهای کوچیک.

38:44.360 --> 38:46.280
‫بله. واسه همین شما باید...

38:46.440 --> 38:48.840
‫توی یه مرکز تفریحی بزرگ...

38:49.000 --> 38:51.340
‫کافه راه بندازی که مردم
‫با پای پیاده برن خونه‌هاشون.

38:51.360 --> 38:52.820
‫یا مثلاً با تاکسی برن.

38:52.840 --> 38:55.400
‫نه، ما وسط جنگلیـم. مرکز تفریحی نداریم.

38:56.360 --> 38:58.520
‫نزدیک‌ترین تمدن
‫از ما هفت‌هشت کیلومتر فاصله داره.

38:59.080 --> 39:01.260
‫خب اگه خوش‌شانس باشی...

39:01.280 --> 39:03.720
‫شاید قوانین رانندگی در حین مستی رو عوض کنن.

39:04.020 --> 39:06.860
‫اولش فکر می‌کنی
‫داری هفته‌ای ۵۰ هزارتا درمی‌آری...

39:07.080 --> 39:09.760
‫ولی یه‌هو می‌بینی
‫داشتی هفته‌ای دَه‌هزارتا ضرر می‌کردی.

39:09.960 --> 39:11.140
‫استخدام کارکنان هم...

39:11.160 --> 39:14.540
‫این‌روزها خیلی سخت شده.

39:14.560 --> 39:16.320
‫آخه دیگه کسی در طول روز اون‌قدر کار نمی‌کنه.

39:16.480 --> 39:18.600
‫معمولاً کافه‌ها کارکنان خارجی استخدام می‌کنن.

39:18.800 --> 39:22.440
‫پس اگه بریتانیا از اروپا جدا نشه،
‫واسه شما هم مشکلی پیش نمی‌آد.

39:22.840 --> 39:25.200
‫هزینه‌ی قبوض...

39:25.400 --> 39:26.880
‫حقوق کارکنان...

39:27.040 --> 39:28.300
‫هزینه‌ی مواد غذایی...

39:28.320 --> 39:30.680
‫هزینه‌ی دکوراسیون...

39:30.880 --> 39:33.440
‫هزینه‌ی بیمه...
‫مالیات...

39:34.040 --> 39:36.160
‫وام‌های قرض‌الحسنه...

39:36.560 --> 39:38.800
‫هزینه‌ی کاه‌گل بوم هم داشتم...

39:38.960 --> 39:40.460
‫هزینه‌ی جاده‌سازی اطراف...

39:40.480 --> 39:42.720
‫هزینه‌ی تعمیر پارکینگ...

39:43.280 --> 39:46.000
‫هزینه‌ی استخدام کارکنان...
‫فکر کنم این رو گفتم...

39:48.800 --> 39:49.820
‫فرداش...

39:49.840 --> 39:53.800
‫بعداز شنیدن توصیه‌های بسیار مثبت دوستانم...

39:54.520 --> 39:56.120
‫یه تصمیم مهم گرفتم.

39:58.080 --> 39:59.560
‫می‌دونین این گُل مال کیـه؟

40:01.600 --> 40:02.600
‫مال منـه.

40:03.840 --> 40:04.920
‫این درخت.

40:06.040 --> 40:06.880
‫مال منـه.

40:09.240 --> 40:10.080
‫اون گُلدون؟

40:11.000 --> 40:12.080
‫مال منـه.

40:12.520 --> 40:13.440
‫این کافه؟

40:15.800 --> 40:16.840
‫مال بنده‌ست!

40:18.720 --> 40:20.000
‫این هم کلید‌هاش!

40:21.770 --> 40:23.970
‫خریدمش!

40:27.120 --> 40:30.800
‫دلیل خوش‌حالی‌م این بود که
‫حالا با این کافه...

40:32.960 --> 40:36.040
‫می‌تونستم کشاورزها رو دوباره با هم متحد کنم.

40:40.640 --> 40:43.800
‫و این بار اتحادی بهتر و بزرگ‌تر.

40:45.920 --> 40:49.300
‫به‌جای این‌که خریدهای کافه‌مون...

40:49.320 --> 40:51.940
‫از قصاب‌ها، شراب‌فروش‌ها...

40:52.260 --> 40:53.520
‫و کلی‌فروش‌ها باشه...

40:53.680 --> 40:55.900
‫همه‌چی رو از زمین‌های خودمون تهیه می‌کنیم...

40:56.080 --> 40:58.360
‫تا حداقل به نفع کشاورز باشه، نه کلی‌فروش.

40:58.560 --> 41:00.680
‫خیلی خوب می‌شه.
‫آره.

41:00.780 --> 41:01.820
‫همه‌چی تولید انگلیس باشه.

41:01.840 --> 41:04.540
‫می‌تونیم از اقصی‌نقاط جهان وارد کنیم...

41:04.560 --> 41:05.900
‫ولی این کار رو نمی‌کنیم.

41:05.920 --> 41:07.860
‫دیگه خبری از قهوه و کوکاکولا نیست.

41:07.880 --> 41:11.250
‫اگه محصولی توی خاک ما رشد نکرده،
‫ما باهاش کاری نداریم.

41:11.480 --> 41:15.020
‫اگه یه برنامه بذاریم،
‫مثلاً شما ماه ژانویه و فوریه رو تأمین کنی.

41:15.040 --> 41:16.910
‫شما ماه مه.

41:17.040 --> 41:17.840
‫- می‌گیرین چی می‌گم؟
‫- آره.

41:17.930 --> 41:19.760
‫- کامیون و مارچوبه‌ها با تو.
‫- باشه.

41:20.440 --> 41:22.400
‫- گوشت گوسفند و بوقلمون با تو.
‫- با من، آره.

41:22.600 --> 41:23.720
‫شیر و خامه.

41:23.920 --> 41:25.680
‫- آره.
‫- گوشت خوک.

41:25.880 --> 41:28.760
‫- گوشت گاو و بره با شما؟
‫- بله.

41:28.960 --> 41:31.240
‫سیب‌زمینی، میوه‌های نرم،
‫توت‌فرنگی، تمشک، انگور قرمز، انگور سیاه...

41:31.430 --> 41:34.030
‫توت سیاه، مارچوبه و کنگر فرنگی.

41:34.140 --> 41:35.980
‫- ریواس هم می‌زنین؟
‫- یه‌کم، بله.

41:36.000 --> 41:38.280
‫گوشت گاو، بره، غاز و بوقلمون.

41:38.480 --> 41:39.560
‫گوجه چی شد؟

41:39.760 --> 41:40.700
‫ما گوجه هم می‌زنیم.

41:40.720 --> 41:41.960
‫- جداً؟
‫- بله.

41:42.100 --> 41:43.620
‫- سال پیش واسه‌ت تعمیرات کردم.
‫- آره. یادمه.

41:44.000 --> 41:45.620
‫ولی هنوز پولم رو ندادی.

41:45.640 --> 41:46.960
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

41:49.640 --> 41:51.000
‫احساس خوبی به این قضیه دارم.

41:51.200 --> 41:53.060
‫بالاخره می‌تونیم همکاری کنیم.

41:53.080 --> 41:54.460
‫این شد یه چیزی.

41:55.160 --> 41:56.440
‫ایول!

42:08.820 --> 42:28.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
