WEBVTT

00:08.617 --> 00:11.244
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

00:14.922 --> 00:18.524
‫
‫«قسمت 24»
‫«محاسـبـه‌کردن»

00:22.480 --> 00:30.480
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:30.504 --> 00:34.504
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

00:35.453 --> 00:36.893
‫خشک‌ترین فوریه‌ی تاریخ.

00:36.894 --> 00:39.166
‫- پربارش‌ترین مارسِ 40 سال اخیر.
‫- آره.

00:41.673 --> 00:46.326
‫بعدش اصلا بارونی نیومد
‫ولی ماه مِی سرد بود.

00:47.840 --> 00:51.226
‫و بعد رفت توی
‫گرم‌ترین ژوئنِ تاریخ.

00:52.446 --> 00:56.392
‫- از اون موقع تا الان...
‫- پربارش ترین ماه جولای بوده.

00:57.652 --> 01:00.705
‫پربارش‌ترین و سردترین جولای.

01:02.453 --> 01:05.372
‫
‫با توجه به این‌که آب‌وهوا
‫دقیقا برعکسِ چیزی بود که...

01:05.373 --> 01:08.726
‫
‫ما توی طول سال بهش نیاز داشتیم،

01:09.406 --> 01:12.126
‫
‫برای فرا رسیدنِ یه پاییز
‫قدیمی دعا می‌کردیم،

01:12.127 --> 01:15.013
‫
‫که آفتاب گرم فراوونی داشته باشه.

01:15.607 --> 01:16.826
‫
‫اما نه.

01:16.893 --> 01:22.853
‫
‫ماهِ حیاتیِ برداشت هم از
‫همکاری کردن خودداری کرد.

01:23.027 --> 01:25.793
‫امروز قرار بود آفتابی باشه، نگاه کنین.

01:27.100 --> 01:29.652
‫
‫و حالا کیلب محصولات رو کُشت...

01:29.653 --> 01:31.572
‫
‫تا برای کمباین آماده بشن،

01:31.573 --> 01:33.372
‫
‫و وقت‌مون تنگ بود.

01:37.186 --> 01:39.173
‫
‫هر چی بیشتر توی زمینی که...

01:39.174 --> 01:41.345
‫
‫برای برداشت خیلی مرطوبه، بمونن،

01:41.346 --> 01:44.133
‫
‫بیشتر خراب می‌شن.

01:44.820 --> 01:46.749
‫باید زیر 15 باشه.

01:47.319 --> 01:48.985
‫18.4

01:48.986 --> 01:49.866
‫ریدم توش.

01:51.786 --> 01:53.985
‫احتمالا روی 9 خوب باشه.

01:54.113 --> 01:55.772
‫18.3

01:57.213 --> 01:59.006
‫باید کمتر از 9 باشه.

01:59.073 --> 02:00.900
‫17.5

02:01.046 --> 02:02.172
‫گندش بزنن.

02:02.246 --> 02:04.152
‫سلام، شما هم
‫تست رطوبت انجام دادین؟

02:04.186 --> 02:05.986
‫از همین الانشم
‫حس می‌کنم که مرطوبه.

02:06.006 --> 02:07.252
‫18.6

02:07.253 --> 02:10.326
‫امسال سال خیلی مزخرفیه.
‫اصلا خشک نمی‌شه.

02:11.299 --> 02:13.272
‫- چنده؟
‫- 17درصد.

02:14.732 --> 02:18.852
‫فکر کنم رکورد این‌که چند بار می‌تونم یه
‫مزرعه رو تست رطوبت بگیرم رو شکوندم.

02:21.140 --> 02:23.525
‫تست رطوبت، تست رطوبت،
‫بازم تست رطوبت.

02:23.526 --> 02:25.579
‫بعدش بازم یه تست رطوبت دیگه.

02:30.267 --> 02:33.628
‫به آخر روز می‌رسی و می‌گی:
‫«امروز می‌شه؟ نه، امروزم نمی‌شه.»

02:33.833 --> 02:35.159
‫
‫برای افزایش فشارِ رومون،

02:35.160 --> 02:41.717
‫
‫حالا اندی کاتو هم نگرانِ
‫عملکرد مزرعه گندم وحشیش بود.

02:42.147 --> 02:43.780
‫- صبحت بخیر.
‫- حالت چطوره؟

02:44.546 --> 02:47.285
‫
‫چون نگران این بود که
‫شاید با کود نیتروژن...

02:47.286 --> 02:50.339
‫
‫بیش از حد محتاطانه عمل کرده باشه.

02:50.753 --> 02:52.705
‫فکر نمی‌کنم اینجا رو
‫خوب عمل کرده باشیم.

02:52.706 --> 02:56.865
‫توی این زمین مقدار بسیار
‫ناچیزی نیتروژن استفاده کردیم،

02:56.866 --> 02:58.679
‫شاید حدود 11 کیلوگرم.

02:58.919 --> 03:00.839
‫توی اون یکی زمینِ
‫اونجا چقدر استفاده کردید؟

03:00.840 --> 03:02.359
‫- نمی‌دونم.
‫- شاید چند صد کیلو؟

03:02.360 --> 03:03.865
‫- کیلب می‌دونه.
‫- آره.

03:03.866 --> 03:05.852
‫پس چند صد کیلو
‫توی اون یکی و 11 تا...

03:05.853 --> 03:08.906
‫نمی‌دونم ولی حدس
‫می‌زنم همون حدودها باشه.

03:08.953 --> 03:12.319
‫ولی فکر کنم توی این زمین
‫تعادلش رو درست برقرار نکردیم.

03:12.407 --> 03:13.652
‫کمی کم‌کاری کردیم.

03:13.653 --> 03:16.932
‫یه مقدار کمی کمبود انرژی داره.

03:20.040 --> 03:25.112
‫
‫بعد از دست روی دست
‫گذاشتن توی روزهای ناامیدکننده،

03:25.153 --> 03:29.332
‫
‫بالاخره شرایط رو به بهبودی رفت.

03:30.126 --> 03:31.679
‫صداش که بهتره.

03:33.580 --> 03:34.979
‫جو دوسر...

03:35.380 --> 03:37.826
‫باید زیر 15% باشه.

03:39.486 --> 03:41.186
‫حالا شد 15%!

03:42.026 --> 03:43.646
‫پس تا زمانی که
‫«سایمون» برسه اینجا،

03:43.647 --> 03:45.360
‫آماده برداشت می‌شه.

03:46.365 --> 03:50.432
‫
‫مثل همیشه، چارلی موقع
‫برداشت به مسافرت رفته بود.

03:50.473 --> 03:53.272
‫
‫بدین معنا بود که حالا
‫دیگه کاملا کیلب رئیسه.

03:53.272 --> 03:56.945
‫
‫پس درحالی‌که منتظر
‫رسیدن کمباین بودیم،

03:57.166 --> 03:59.378
‫
‫منو به دفترش احضار کرد...

03:59.379 --> 04:03.426
‫
‫برای چیزی که به گفته
‫اون، یه جلسه‌ی مهمه.

04:08.399 --> 04:09.443
‫سلام، چطوری؟

04:09.493 --> 04:10.940
‫پس این...

04:11.800 --> 04:13.439
‫به دفتر من خوش اومدی!

04:13.440 --> 04:15.706
‫خب، چند وقته که اینجایی؟

04:15.966 --> 04:17.986
‫از وقتی که منو مدیر مزرعه کردی.

04:18.106 --> 04:20.619
‫- اون که چند ماه پیش بود.
‫- همین‌طوره!

04:20.813 --> 04:22.432
‫فقط یه مقدار جا خالی کردم و...

04:22.433 --> 04:24.260
‫کی دکوراسیون داخلیت رو انجام داده؟

04:24.261 --> 04:27.119
‫- «نیکی هاسلم»؟
‫- نه خودم!
‫ (Nicky Haslam مجری و طراح
‫دکوراسیون معروف بریتانیایی)

04:27.573 --> 04:29.186
‫دفتر کاره دیگه!

04:30.966 --> 04:33.371
‫- این که دفتر کار نیست!
‫- خوبه که!

04:33.372 --> 04:35.832
‫این میز رو توی سوله‌یِ
‫قدیمیِ اون پشت پیدا کردم.

04:35.833 --> 04:39.133
‫و این یکی که اینجاست
‫هم مثل یه کمد با چند تا...

04:39.193 --> 04:41.506
‫آره، وضع برق‌کشیش زیاد خوب نیست.

04:42.266 --> 04:44.079
‫تخمی‌ترین دفتریه که تا حالا دیدم.

04:44.080 --> 04:45.436
‫نیست! خشکه!

04:45.437 --> 04:46.871
‫ولی یه ماشین
‫لباس‌شویی هم داری.

04:46.872 --> 04:48.701
‫آره، یه خشک‌کن هم دارم.

04:48.853 --> 04:50.292
‫بگذریم، مهم‌تر از این‌ها،

04:50.293 --> 04:52.293
‫چارلی رفته آمریکا.

04:52.346 --> 04:53.252
‫- می‌دونم.
‫- آره.

04:53.253 --> 04:55.040
‫خب برداشت نزدیکه،
‫مشخصه که در می‌ره.

04:55.041 --> 04:55.705
‫
‫- دقیقا.
‫خب برداشت نزدیکه،
‫مشخصه که در می‌ره.

04:55.707 --> 04:57.600
‫- آره، رفته. اما...
‫- آره.

04:57.680 --> 04:58.679
‫حالا به عنوان مدیر مزرعه،

04:58.680 --> 05:00.759
‫من مسئول سلامت و ایمنی
‫توی این مزرعه هستم.

05:00.760 --> 05:02.112
‫وای خدایا.

05:02.153 --> 05:03.366
‫10 دقیقه بیشتر نمی‌شه.

05:03.367 --> 05:04.858
‫باید این پرونده رو برات مرور کنم.

05:04.859 --> 05:05.840
‫- چیه این؟
‫- اگه می‌خوای بخونش.

05:05.841 --> 05:08.894
‫تمام ارزیابی‌های خطری
‫که نوشتم رو بخون.

05:09.092 --> 05:11.045
‫- ارزیابی خطر انجام دادی؟
‫- آره.

05:11.046 --> 05:12.331
‫مجبورم، چون گردن منه.

05:12.332 --> 05:14.999
‫اگه تو به خودت آسیبی بزنی،
‫می‌دونی تقصیرش گردن کیه؟

05:15.099 --> 05:16.798
‫من، من باید برم زندان.

05:16.799 --> 05:18.732
‫و این قیافه بدرد زندان نمی‌خوره.

05:18.786 --> 05:20.939
‫چند روز پیش داشتیم
‫سنگ حمل می‌کردیم...

05:20.940 --> 05:22.293
‫- ...برای پارکینگ، آره؟
‫- آره.

05:22.294 --> 05:24.653
‫چی شد وقتی که
‫می‌خواستی حرکت کنی؟

05:24.779 --> 05:27.366
‫- اوه، تریلر رفت بالا.
‫- آره.

05:27.426 --> 05:29.739
‫- همین خیلی خطرناکه.
‫- چرا خطرناکه؟

05:29.740 --> 05:32.391
‫- به‌خاطر کابل‌های برق بالاسرت.
‫- کابلی نبود اونچا که.

05:32.392 --> 05:34.091
‫باشه نبود، ولی اگه بود...

05:34.092 --> 05:35.378
‫خب نیست.

05:35.493 --> 05:38.845
‫ممکن بود بخوری به‌شون
‫و خودت یا یکی دیگه رو بکشی.

05:38.846 --> 05:39.766
‫ولی کابلی نیست.

05:39.840 --> 05:41.420
‫راه صحیح خروج از تراکتور وقتی که...

05:41.421 --> 05:43.886
‫با کابل برق برخورد کردی رو می‌دونی؟

05:44.766 --> 05:45.313
‫نه.

05:45.314 --> 05:49.345
‫راه صحیح خروج از تراکتور
‫اگر خورده باشی به کابل برق،

05:49.346 --> 05:51.431
‫چون الکتریسیته از درون
‫تراکتورت منتقل می‌شه،

05:51.432 --> 05:52.799
‫اینه که جهش خرگوشی کنی.

05:52.800 --> 05:54.098
‫در رو باز می‌کنی،

05:54.099 --> 05:57.098
‫پاتو می‌ذاری روی اولین پله،
‫و تا جایی که می‌تونی می‌پری.

05:57.099 --> 05:58.999
‫- نمی‌تونم پرش خرگوشی کنم.
‫- احتمالا پات می‌شکنه.

05:59.000 --> 06:01.506
‫و زانوهام نمی‌تون...

06:01.646 --> 06:02.839
‫داخلش می‌شینم،

06:02.840 --> 06:04.319
‫چون تایرهای پلاستیکی
‫از من حفاظت می‌کنن.

06:04.320 --> 06:06.759
‫ولی نمی‌تونی بهم
‫زنگ بزنی چون آنتن نداری.

06:06.760 --> 06:07.553
‫چرا ندارم؟

06:07.554 --> 06:10.179
‫چون الکتریسیته
‫سیگنالت رو مختل می‌کنه.

06:10.179 --> 06:12.345
‫خب مردم بعد مدتی دلتنگم می‌شن.

06:12.346 --> 06:13.846
‫من که نه.

06:15.440 --> 06:18.052
‫بگذریم، برنامه «سه کلمه چیه»
‫رو داری روی گوشیت؟
‫ (What3words سیستم مختصات جغرافیایی که
‫هر محدوده 3 متری را در 3 کلمه ذخیره می‌کند)

06:18.052 --> 06:18.959
‫- آره.
‫- خوبه.

06:18.960 --> 06:22.186
‫در صورت رخداد حادثه‌، می‌تونی
‫سه کلمه اختصاصی رو بگی،

06:22.187 --> 06:23.214
‫و می‌فهمم که کجایی.

06:23.215 --> 06:24.822
‫سه‌کلمه‌چیه رو درک نمی‌کنم.

06:24.823 --> 06:26.560
‫فکر می‌کردم خودت
‫باید کلمات رو انتخاب کنی.

06:26.561 --> 06:27.252
‫
‫- نه.
‫فکر می‌کردم خودت
‫باید کلمات رو انتخاب کنی.

06:27.253 --> 06:28.286
‫چون نوشته:

06:28.287 --> 06:30.599
‫
‫«شما برای هر جایی که هستید،
‫سه کلمه انتخاب می‌کنید.»

06:30.600 --> 06:32.953
‫ولی اگه اینو برات بفرستم،

06:32.953 --> 06:36.619
‫تو از کجا می‌دونی من چه
‫سه کلمه‌ای رو انتخاب کردم؟

06:37.013 --> 06:39.013
‫این یکیو دیگه گرمش می‌کنم.

06:39.800 --> 06:42.200
‫نه واقعا... قول می‌دم!

06:42.266 --> 06:43.199
‫- در اصل...
‫- قول می‌دم...

06:43.200 --> 06:44.240
‫حقیقتا...

06:44.241 --> 06:46.311
‫نصبش کردم و نوشته بود...

06:46.312 --> 06:47.900
‫حالا هر چی...

06:47.901 --> 06:49.374
‫گردو، تافی، گربه.

06:49.375 --> 06:50.248
‫
‫- آره.
‫گردو، تافی، گربه.

06:50.293 --> 06:52.034
‫خب من نمی‌خوام
‫این کلمه‌ها باشه.

06:52.035 --> 06:53.701
‫یکی دیگه انتخاب‌شون کرده.

06:53.702 --> 06:54.180
‫
‫- آره.
‫یکی دیگه انتخاب‌شون کرده.

06:54.181 --> 06:55.958
‫خب، من خوشم نمی‌اد.

06:55.959 --> 06:56.999
‫من ستون‌های روزنامه می‌نویسم.

06:57.000 --> 06:58.954
‫هیچ‌کسی براشون
‫کلمه‌ها رو انتخاب نمی‌کنه.

06:58.954 --> 07:00.106
‫من انتخاب می‌کنم.

07:00.107 --> 07:02.599
‫خب اون شخصی که این
‫برنامه سه‌کلمه‌چیه رو نوشته،

07:02.600 --> 07:04.292
‫کلمه‌ها رو برای هر
‫جایی انتخاب کرده.

07:04.293 --> 07:05.733
‫به هر حال دارمش.

07:05.734 --> 07:06.507
‫خوبه.

07:06.606 --> 07:08.727
‫خیلی‌خب، تصادفی باز می‌کنم.

07:09.179 --> 07:11.264
‫
‫«سیگار کشیدن به هنگام
‫سوخت‌گیری ممنوع»؟

07:11.265 --> 07:12.225
‫- نه.
‫«سیگار کشیدن به هنگام
‫سوخت‌گیری ممنوع»؟

07:12.226 --> 07:14.019
‫ای وای نمی‌دونستم.

07:14.060 --> 07:17.140
‫همیشه وقتی بنزین می‌زدم
‫یه سگارم آتیش می‌کردم.

07:17.141 --> 07:18.333
‫همیشه!

07:18.393 --> 07:19.765
‫کاش می‌کردی.

07:24.598 --> 07:26.239
‫
‫چند ساعت بعد،

07:26.240 --> 07:29.152
‫
‫کیلب با سایمون و
‫کمباینش ملاقات کرد،

07:29.153 --> 07:31.951
‫
‫تا جوی رو برداشت کنه که
‫توی زمینی کاشته بود...

07:31.953 --> 07:34.200
‫
‫که کلزاها رشد نکرده بودن.

07:34.880 --> 07:36.926
‫
‫بیسیم داری، سایمون؟

07:37.393 --> 07:38.840
‫
‫آره، دارم.

07:40.540 --> 07:44.220
‫
‫و حدس می‌زدم که
‫امیدواره همه‌ش رو...

07:44.221 --> 07:46.493
‫
‫بدون کمک من انجام بده.

07:47.600 --> 07:50.996
‫فکر کنم امیدواره که من
‫پیداش نکنم اما می‌کنم.

07:51.373 --> 07:53.926
‫سپس کمکِ خودم
‫رو بهش ارائه می‌کنم.

07:54.119 --> 07:56.192
‫و خوش‌حال خواهد شد.

07:57.639 --> 08:00.419
‫
‫خبر خوب! اومدم برای کمک!

08:00.499 --> 08:02.079
‫وای نه...

08:03.567 --> 08:04.987
‫
‫می‌تونی این تریلر رو برداری،

08:04.988 --> 08:07.273
‫
‫منم اون یکی رو برمی‌دارم، باشه؟

08:07.539 --> 08:09.719
‫
‫تریلری که کیلب می‌خواست
‫تا من استفاده کنم،

08:09.720 --> 08:11.505
‫
‫تا نصفش پر بود.

08:11.560 --> 08:13.760
‫
‫پس باید وصلش می‌کردم،

08:13.780 --> 08:16.512
‫
‫و بعدش به پر کردنش ادامه می‌دادم.

08:18.900 --> 08:20.496
‫حقیقتا...

08:20.560 --> 08:24.063
‫هنوز نمی‌دونم چطور
‫یه تریلر رو متصل کنم.

08:24.682 --> 08:25.402
‫بالا.

08:25.403 --> 08:26.329
‫بیشتر.

08:27.886 --> 08:29.508
‫- الان درسته؟
‫- نه.

08:29.646 --> 08:31.513
‫از اهرم کنترل استفاده کن.

08:31.593 --> 08:34.472
‫هیدرولیک‌ها رو قفلش کن
‫روی دکمه کوچیک،

08:34.753 --> 08:36.473
‫به هیدرولیک‌ها نیاز داری.

08:36.800 --> 08:38.692
‫از اون [دکمه] کوچیکش استفاده کن.

08:39.533 --> 08:40.973
‫قفله یا بازه؟

08:41.033 --> 08:43.712
‫- نمی‌دونم.
‫- روی دکمه کوچیک قفل شده؟

08:43.746 --> 08:44.739
‫چی؟

08:46.206 --> 08:47.472
‫آماده‌این؟

08:48.233 --> 08:49.612
‫یه کم برو جلوتر.

08:49.613 --> 08:51.006
‫چی؟ عقب؟

08:51.200 --> 08:53.920
‫یه کمی باید بری جلو. واای!

08:53.993 --> 08:57.125
‫چطور می‌تونن یه جت جنگنده
‫رو سوخت‌گیری کنن،

08:57.127 --> 08:59.366
‫اونم وسط هوا
‫توی ارتفاع 30,000 پا،

08:59.367 --> 09:02.038
‫و هنوز که هنوزه،
‫کشاورزها راه آسون‌تری...

09:02.039 --> 09:04.092
‫- ...براش اختراع نکردن.
‫- نه، بازم رفتی جلو که.

09:04.093 --> 09:06.606
‫باید برم جلو خب!

09:06.840 --> 09:09.300
‫- اووه پشمام!
‫- آررره!

09:09.673 --> 09:11.512
‫حالا شد یه چیزی!

09:11.833 --> 09:14.312
‫فقط سه ساعت بیشتر طول نکشید.

09:14.659 --> 09:16.212
‫خب، اینم از این.

09:16.386 --> 09:19.032
‫می‌خوای قبل از حرکت
‫هیدرولیک‌هات رو تست کنی؟

09:19.079 --> 09:20.758
‫چطور امتحان‌شون کنم؟

09:20.759 --> 09:22.392
‫باید هیدرولیک‌ها رو باز کنی و...

09:22.393 --> 09:24.399
‫بازشون کردم خب!
‫[نامفهوم]

09:24.573 --> 09:26.172
‫البته فکر کنم.

09:28.840 --> 09:29.960
‫بیارش پایین.

09:30.040 --> 09:31.793
‫نه، نه، بیارش پایین.

09:37.799 --> 09:39.609
‫ای کصخل!

09:44.372 --> 09:46.079
‫حقیقتا دیگه...

09:46.279 --> 09:47.464
‫نمی‌تونم تحملش کنم.

09:47.465 --> 09:48.932
‫یه بیل و چند تا گونی بهش بده.

09:48.933 --> 09:50.665
‫ما که قدیما با دانش‌آموزها
‫این کارو می‌کردیم.

09:50.666 --> 09:52.385
‫مجبورشون می‌کردیم
‫دوباره با بیل بارش بزنن.

09:52.386 --> 09:53.685
‫
‫- نه!
‫مجبورشون می‌کردیم
‫دوباره با بیل بارش بزنن.

09:54.100 --> 09:55.159
‫چیزم تو روحت!

09:55.160 --> 09:56.893
‫خب، پس این می‌شه بالا.

09:56.894 --> 09:58.353
‫نه، وایسا!

10:00.540 --> 10:01.753
‫ریدم.

10:02.413 --> 10:04.500
‫می‌شه توافق کنیم که...

10:04.553 --> 10:06.605
‫از الان به بعد،
‫خودت وصلش می‌کنی.

10:06.606 --> 10:08.673
‫وقتی که اون لوله‌ها
‫رو وصل می‌کنی،

10:08.674 --> 10:10.238
‫می‌شه همیشه ثابت باشن؟

10:10.239 --> 10:11.719
‫آره، این کاریه که همیشه می‌کنم.

10:11.720 --> 10:13.632
‫ولی اولا تراکتور تو مزخرفه.

10:13.633 --> 10:16.406
‫دوما، تو بلد نیستی
‫باهاش رانندگی کنی.

10:16.553 --> 10:17.499
‫تقصیر من نیست که!

10:17.500 --> 10:20.272
‫خب هست، هر وقت سوارش
‫می‌شی، دکمه اشتباهی رو می‌زنه.

10:20.273 --> 10:22.999
‫به‌خاطر اینه که
‫هر بار سوارش می‌شم،

10:23.093 --> 10:26.005
‫هر دکمه کار متفاوتی انجام می‌ده.
‫با این که دیگه موافقی؟

10:26.006 --> 10:28.339
‫آره، چون تراکتور تخمیه.

10:29.399 --> 10:31.546
‫
‫خوشبختانه،
‫اون هفته پسرخونده‌م...

10:31.547 --> 10:34.305
‫
‫داشت توی مزرعه
‫کار یاد می‌گرفت،

10:34.306 --> 10:36.246
‫
‫پس اون لذت بیل زدن...

10:36.247 --> 10:40.105
‫
‫جوهای ریخته شده‌ی
‫من رو تجربه کرد.

10:40.889 --> 10:42.062
‫برو تا بریم.

10:42.159 --> 10:43.583
‫وارد می‌شیم.

10:44.206 --> 10:46.134
‫
‫درحالی‌که من به
‫سمت سایمون رفتم،

10:46.135 --> 10:48.360
‫
‫تا بقیه بارش رو خالی کنم.

10:48.779 --> 10:50.366
‫خب، حالا بیا خرابش نکنیم.

10:50.367 --> 10:52.720
‫جرمی، گند نزن بهش.

11:02.926 --> 11:05.652
‫اضطراب داره.
‫مشخصه دست پاچه‌ست.

11:06.172 --> 11:09.212
‫
‫یه کم برو سمت چپ،
‫برو چپ! برو چپ!

11:10.952 --> 11:12.959
‫اون همه‌ش ریخت بیرون.
‫نگاه چقدر...

11:12.992 --> 11:14.834
‫
‫همه‌شو ریختی بیرون که.

11:15.095 --> 11:15.954
‫
‫چی؟

11:16.019 --> 11:18.092
‫
‫حالا دیگه چه اشتباهی کردم؟

11:18.193 --> 11:20.719
‫
‫همین الان کلی از بارتو
‫از سمت چپت ریختی بیرون.

11:20.720 --> 11:22.473
‫
‫خیلی به کمباین نزدیک بودی.

11:22.786 --> 11:26.213
‫وای نمی‌فهمم.
‫هیچی‌شو نمی‌فهمم.

11:32.193 --> 11:34.765
‫
‫وقتی که زمانِ
‫دریافت بار دومم رسید،

11:34.766 --> 11:39.006
‫
‫سایمون یه حرکتِ
‫نسبتا تحقیرآمیز زد.

11:43.270 --> 11:45.425
‫در حالی که ثابت
‫وایسادم دارم بار می‌زنم.

11:45.426 --> 11:47.960
‫می‌دونم که می‌تونید توی خونه
‫ببینید و دارید بهم می‌خندید،

11:47.961 --> 11:50.332
‫اما نکته مهمش اینه که:

11:50.471 --> 11:53.003
‫کیلب اینجا نیست که ببینه.

12:01.479 --> 12:06.126
‫
‫اما با وجود این‌که مهارت‌های برداشتی
‫که قبلا داشتم رو از دست داده بودم،

12:06.127 --> 12:11.279
‫
‫اون روز موفق شدیم که هر
‫دو مزرعه جو رو برداشت کنیم،

12:11.393 --> 12:13.426
‫
‫و به سوله منتقل کنیم.

12:14.279 --> 12:15.939
‫تا چشت دراد «مک اسکاتلند».
‫(شعبه مک‌دونالد در اسکاتلند)

12:15.940 --> 12:19.153
‫حالا می‌تونیم فرنیِ
‫مک چیپینگ نورتونی بخوریم.

12:21.413 --> 12:22.420
‫
‫هر چند،

12:22.421 --> 12:25.320
‫
‫نتونستیم لذت طبیعی
‫برداشت رو بچشیم،

12:25.321 --> 12:27.048
‫
‫چون یه بار دیگه،

12:27.049 --> 12:30.454
‫
‫آب‌وهوا چهره‌ی
‫زشتش رو نمایان کرد.

12:31.233 --> 12:33.299
‫خب حالا می‌ریم توی سایت «Met Office».
‫(سرویس آب‌وهوای ملی بریتانیا)

12:33.300 --> 12:35.839
‫می‌گن که ساعت 10
‫امشب بارون می‌اد.

12:35.926 --> 12:38.119
‫مال من که می‌گه ساعت 9.

12:38.452 --> 12:40.479
‫این برنامه‌ی خاص «Doom» رو داری؟
‫(برنامه ارزیابی آب‌وهوا)

12:40.480 --> 12:41.879
‫این همون نروژیه‌ست؟

12:41.880 --> 12:44.320
‫- کدوم یکیه؟
‫- امروز بارون داریم.

12:44.400 --> 12:46.419
‫آره، من داشتم برنامه‌
‫BBC Met Office رو نگاه می‌کردم.

12:46.420 --> 12:48.078
‫اون نروژیه خیلی خوبه.

12:48.079 --> 12:48.753
‫آره.

12:48.754 --> 12:51.007
‫همه‌شون می‌گن که ساعت 10.

12:51.008 --> 12:53.147
‫- ساعت 10؟
‫ساعت 10.

12:53.680 --> 12:55.432
‫پشمام، اینو ببینین.

12:55.433 --> 12:56.879
‫داره می‌اد برامون.

12:56.880 --> 13:00.520
‫و قراره به‌طور قرونِ
‫وسطایی کون‌مون بذاره.
‫(دوره‌ای معروف به خشونت،
‫خون‌ریزی و شکنجه‌های وحشتناک)

13:01.060 --> 13:04.613
‫
‫هر برنامه‌ای می‌گفت
‫که باد و باران در راهه،

13:04.613 --> 13:08.233
‫
‫کیلب یه تصمیمِ آخرِ عصرونه‌ای گرفت.

13:08.813 --> 13:11.613
‫به نظرم برای کار بعدی،
‫اول این زمین رو تموم کنیم،

13:11.614 --> 13:13.525
‫- ...چون به هر حال اینجاییم.
‫- بالاخره تو مدیر مزرعه‌ای.

13:13.526 --> 13:16.098
‫و بعدش بریم سراغ
‫زمین کشاورزی وحشی.

13:16.099 --> 13:16.805
‫
‫- باشه.
‫و بعدش بریم سراغ
‫زمین کشاورزی وحشی.

13:16.805 --> 13:18.092
‫خب این اندی رو
‫خوش‌حال می‌کنه.

13:18.093 --> 13:18.532
‫
‫- آره.
‫خب این اندی رو
‫خوش‌حال می‌کنه.

13:18.532 --> 13:19.692
‫و اون رو درو می‌کنیم.

13:19.693 --> 13:21.719
‫فکر می‌کنم مشکلی
‫که اندی نگران اونه،

13:21.720 --> 13:24.200
‫گندم ما که در برابر
‫آب‌وهوا چیزیش نمی‌شه.

13:24.201 --> 13:25.568
‫یه کم ضربه می‌خوره،

13:25.569 --> 13:26.986
‫قبل از این‌که کیفیت
‫آردش رو از دست بده.

13:26.987 --> 13:27.707
‫
‫- آره.
‫قبل از این‌که کیفیت
‫آردش رو از دست بده.

13:27.707 --> 13:29.660
‫منظورت اینه که
‫قبل از این‌که بشه...

13:29.727 --> 13:31.720
‫می‌شه ازش نون درست
‫کرد نه این‌که بشه غذای گاو.

13:31.721 --> 13:32.314
‫
‫- دقیقا.
‫می‌شه ازش نون درست
‫کرد نه این‌که بشه غذای گاو.

13:32.314 --> 13:33.485
‫یا غذای مرغ.

13:33.486 --> 13:35.293
‫مشکلی که فکر می‌کنم
‫اون نگرانشه...

13:35.294 --> 13:37.811
‫اینه که این یه گونه قدیمیه،

13:37.812 --> 13:40.598
‫نگران اینه که کیفیتِ
‫آردسازیش رو از دست بده.

13:40.686 --> 13:41.945
‫که ممکنه توی آب‌وهوای بد رخ بده.

13:41.946 --> 13:43.212
‫
‫- آره.
‫که ممکنه توی آب‌وهوای بد رخ بده.

13:46.567 --> 13:48.130
‫
‫اندی پیش‌بینی کرده بود که...

13:48.131 --> 13:51.245
‫
‫چون در مورد کود
‫بسیار محتاطانه عمل کرده،

13:51.246 --> 13:55.738
‫
‫زمینش محصول زیادی تولید نمی‌کنه.

13:56.133 --> 13:58.326
‫
‫و اشتباه نکرده بود.

13:59.880 --> 14:00.926
‫آخه...

14:01.080 --> 14:02.759
‫یک سومِ زمین...

14:02.886 --> 14:05.839
‫و کمتر از نصفِ تریلر پر شده.

14:05.986 --> 14:08.285
‫خب، این زمینو که به
‫راحتی تمومش می‌کنیم.

14:08.286 --> 14:09.306
‫آره.

14:10.512 --> 14:12.405
‫خیلی کمه، مگه نه؟

14:12.679 --> 14:13.972
‫ارزش درو داره؟

14:13.973 --> 14:14.765
‫آره.

14:14.766 --> 14:15.932
‫فقط داری سخت‌گیری می‌کنی.

14:15.933 --> 14:18.211
‫تمام سال در مورد این‌که کسی
‫زمینت رو دزدیده، سخت‌گیر بودی.

14:18.212 --> 14:21.198
‫خب، نباید اجازه می‌دادی یکی
‫دیگه توی زمین من کاشت کنه.

14:21.380 --> 14:23.959
‫تو همیشه منفی‌گرا هستی،
‫پس منم به حرفت گوش نمی‌دم.

14:23.960 --> 14:26.432
‫چون من همیشه هوای
‫رفیقِ دانکستری‌مون رو دارم.

14:26.433 --> 14:28.712
‫- دانکستری؟
‫- اسم‌مون همینه.

14:28.772 --> 14:30.272
‫- خدای بزرگ!
‫- اون اهل دانیه...
‫(دانکستر)

14:30.273 --> 14:32.553
‫- شرط می‌بندم عضو یه
‫فرقه‌ای چیزی هستی!
‫- ...منم اهل دانی هستم.

14:33.066 --> 14:35.513
‫دانکستر به دنیا...

14:35.679 --> 14:38.425
‫«کوین کیگان» و «دایانا ریگ» رو داده،
‫ (Diana Rigg بازیگر انگلیسی،
‫نقشِ اولنا تایرل در GOT)

14:38.426 --> 14:41.179
‫و حالا داریم کشاورزی رو نجات می‌دیم.

14:41.320 --> 14:42.860
‫نمی‌خوام آدم مزخرفی باشم،

14:42.861 --> 14:45.245
‫ولی اصلا نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

14:45.246 --> 14:47.693
‫- کوین کیگان رو نمی‌شناسی؟
‫- نه!

14:48.119 --> 14:49.252
‫نخست وزیر بوده؟

14:49.253 --> 14:52.093
‫نه، کاپیتان فوتبال بوده.
‫ (Kevin Keegan بازیکن سابق انگلستانی
‫برنده توپ طلا در 1978 و 1979)

14:53.694 --> 15:05.726
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

15:08.432 --> 15:11.632
‫
‫کارِ بدون وقفه، تا خودِ شب،

15:11.633 --> 15:16.433
‫
‫گندمِ اندی رو درست قبل
‫از اومدن بارون، درو کردیم.

15:20.559 --> 15:22.263
‫
‫و روز بعد،

15:22.264 --> 15:25.318
‫
‫این ترکیبِ عصر جدید از گندم و لوبیا،

15:25.320 --> 15:27.400
‫
‫رفت تا آسیاب بشه.

15:29.646 --> 15:33.719
‫
‫این یعنی این‌که می‌تونیم توجه‌مون
‫رو به بچه‌ی دردسرساز جلب کنیم...

15:33.799 --> 15:35.906
‫
‫کلزا.

15:38.526 --> 15:41.523
‫حالا، فقط بیاید به
‫خودمون یادآوری کنیم...

15:41.832 --> 15:44.300
‫یه ضرب‌المثلی هست که می‌گه:
‫«اگه کلزاتون رو طبق زمان‌بندیِ...

15:44.301 --> 15:47.606
‫
‫برنامه 'مورتون شو' نکاشتید...
‫(Moreton Show)

15:47.813 --> 15:49.226
‫که یه برنامه‌ی کشاورزی
‫در اطراف اینجاست،

15:49.227 --> 15:50.546
‫که می‌شه اوایل ماه سپتامبر،

15:50.547 --> 15:52.905
‫
‫...نکارش چون خیلی دیر کردی.»

15:52.906 --> 15:55.645
‫ما کلزامون رو طبق
‫برنامه‌ی مورتون نکاشتیم.

15:55.646 --> 15:57.911
‫به کیلب توصیه کردیم که نکاره.

15:57.913 --> 16:00.136
‫با این وجود اونم رفت کاشت.

16:00.233 --> 16:02.296
‫بیشترش خراب شدن.

16:02.692 --> 16:05.792
‫این زمین خراب نشد.

16:05.880 --> 16:07.892
‫منتظریم ببینیم حجم محصول چقدره.

16:07.893 --> 16:10.625
‫چند تا زمین ازش داریم؟
‫2 تا زمین داریم، مگه نه؟

16:10.626 --> 16:13.966
‫معمولا حدود 100 هکتار می‌کاریم، آره؟

16:13.967 --> 16:15.559
‫- کلزا دیگه؟
‫- آره، کلزا.

16:15.560 --> 16:17.599
‫و امسال 20 هکتارش گیرمون اومد.

16:17.720 --> 16:19.412
‫آره، چقدرش خراب شد؟

16:19.413 --> 16:21.040
‫فقط یه زمین، 80 هکتار.

16:21.041 --> 16:23.625
‫- نه، دو تا زمین خراب شدن.
‫- نه، یه زمین.

16:24.640 --> 16:26.299
‫عذرخواهی کن.

16:27.939 --> 16:30.378
‫عذر می‌خوام که تو
‫محصول اشتباهی کاشتی.

16:30.380 --> 16:31.312
‫نه، عذرخواهی کن.

16:31.313 --> 16:33.012
‫ببخشید که اشتباهت
‫بزرگ‌تر از اون چیزیه که بود.

16:33.013 --> 16:34.038
‫یه دقیقه آدم خوبی باش.

16:34.039 --> 16:36.659
‫- کارت خیلی خوب بوده.
‫- ممنونم.

16:38.712 --> 16:39.423
‫اینم از این.

16:39.424 --> 16:40.683
‫باید چند باشه؟

16:40.684 --> 16:42.200
‫کمتر از 9.

16:43.978 --> 16:45.018
‫12!

16:45.093 --> 16:47.445
‫فکر کنم دو ساعت دیگه
‫بتونیم شروع کنیم.

16:48.860 --> 16:50.839
‫پس، چند ساعت بعد،

16:50.840 --> 16:54.633
‫
‫برگشتیم تا یه تست
‫رطوبت دیگه انجام بدیم.

16:54.713 --> 16:57.358
‫- امروز صبح چند بود؟
‫- 12% بود.

16:57.359 --> 16:58.899
‫باید کمتر 9 باشه.

16:58.900 --> 17:00.020
‫
‫- آره.
‫باید کمتر 9 باشه.

17:00.313 --> 17:02.999
‫از سال‌هایی که کشاورزی
‫کرده‌ام چیز زیادی به یاد ندارم،

17:03.000 --> 17:06.024
‫ولی تنها چیزی که به یاد دارم،
‫و اینم توی تلویزیون بود،

17:06.025 --> 17:08.024
‫چارلی بهم گفت که...

17:08.025 --> 17:09.332
‫یه پیمانکار،

17:09.333 --> 17:11.120
‫مثل کیلب یا سایمون،
‫همیشه می‌گن که:

17:11.121 --> 17:12.978
‫
‫«اوه خوبه، نگران رطوبت نباش.»

17:12.979 --> 17:14.121
‫و چارلی گفت که:

17:14.122 --> 17:16.722
‫
‫«هرگز اجازه نده که...

17:16.723 --> 17:18.172
‫
‫دروش کنن، اگه زیادی مرطوبه.

17:18.173 --> 17:20.439
‫
‫هرگز نذار این کارو بکنن.»

17:20.647 --> 17:22.080
‫پس اگه بالای 9 باشه،

17:22.081 --> 17:25.080
‫نباید بذارم دروش کنه.

17:28.479 --> 17:29.526
‫چنده؟

17:29.819 --> 17:31.439
‫10 هست، پس هنوز مرطوبه.

17:31.440 --> 17:32.693
‫حالا دیگه تصمیم‌گیری با توئه،

17:32.694 --> 17:34.459
‫چون بهم گفتی که:
‫«من فقط یه پیمانکارم»

17:34.460 --> 17:36.199
‫خب، چی‌کار کنیم؟

17:36.406 --> 17:38.592
‫می‌خوای همین امروز
‫با رطوبت 10% دروش کنم،

17:38.593 --> 17:40.318
‫یه مقداری هم پول
‫برای خشک کردنش بدیم؟

17:40.319 --> 17:42.718
‫یا تا آخر هفته صبر کنیم
‫که گندم‌مون هم آماده بشه؟

17:42.719 --> 17:46.279
‫اگه «عدد هاگبرگ» گندم‌مون کم بشه،
‫کیفیت آردسازی رو از دست می‌دیم.
‫ (Hagberg استانداردی برای تعیین آسیب
‫جوانه‌ی محصول که بر کیفیت نان تاثیر داره)

17:46.280 --> 17:49.472
‫آخرین چیزی که می‌خوایم اینه که وقتی
‫گندم‌مون آماده شد، این رو درو کنیم.

17:49.473 --> 17:50.879
‫خب تصمیم با توئه، چه می‌فرمایی.

17:50.880 --> 17:54.366
‫الان می‌گی: «تو فقط
‫یه پیمانکاری، نه، نه، نه.»

17:54.707 --> 17:56.386
‫یالا دیگه، دستور بده.

17:58.293 --> 18:00.039
‫چارلی گفت که برداشتش نکن...

18:00.040 --> 18:01.300
‫آره، می‌دونم چارلی چی گفته.

18:01.301 --> 18:03.173
‫ولی الان تصمیمش با توئه.

18:03.286 --> 18:05.287
‫دستور بده دیگه.
‫تا اون موقع سایمون رو می‌اریم...

18:05.288 --> 18:07.085
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم وقتی
‫که همه‌ش داری زر می‌زنی.

18:07.086 --> 18:09.127
‫باشه، قبوله، دهنمو می‌بندم.

18:09.240 --> 18:11.200
‫[ادای جرمی]
‫«من فقط یه پیمانکارم.»

18:11.473 --> 18:12.720
‫پس احتمالا...

18:12.721 --> 18:14.199
‫در کل 5 یا 6 ساعت...

18:14.200 --> 18:16.313
‫وقت می‌بره تا کلزا رو درو کنیم.

18:16.314 --> 18:16.906
‫
‫- آره.
‫وقت می‌بره تا کلزا رو درو کنیم.

18:16.907 --> 18:18.160
‫و گندم...

18:18.206 --> 18:19.960
‫تا عصر چهارشنبه آماده می‌شه.

18:19.961 --> 18:23.613
‫تضمین می‌کنم که گندم
‫عصر چهارشنبه آماده‌ست.

18:24.146 --> 18:25.506
‫تصمیمت چیه؟

18:26.360 --> 18:29.618
‫باورم نمی‌شه که
‫چارلی رفته مسافرت.

18:29.619 --> 18:30.838
‫می‌شه لطفا یه تصمیم بگیری؟

18:30.839 --> 18:33.918
‫- نمی‌تونم تصمیم بگیرم...
‫- پس من به‌جات می‌گیرم، درو می‌کنیم.

18:34.000 --> 18:36.112
‫- آماده‌ای؟
‫- چارلی گفت این کارو نکنیم.

18:36.113 --> 18:38.426
‫دارم به سایمون زنگ می‌زنم.
‫انجامش می‌دیم.

18:44.340 --> 18:45.760
‫
‫وقتی سایمون رسید،

18:45.761 --> 18:49.173
‫
‫رفتم سراغ قارچ‌ها،

18:50.006 --> 18:53.079
‫
‫کیلب رو درحالی رها کردم که
‫با نگرانی منتظر بود تا بدونه...

18:53.080 --> 18:57.306
‫
‫قمارِ کلزاش موفقیت‌آمیز بوده یا نه.

18:59.339 --> 19:01.072
‫
‫سایمون، صدامو داری؟

19:01.393 --> 19:02.539
‫
‫آره، دارمت.

19:02.593 --> 19:04.073
‫
‫وضعیت خوبه؟

19:04.199 --> 19:06.506
‫آره، خب، آره.

19:06.566 --> 19:08.819
‫
‫فقط یک چهارم مخزن پر شده.

19:09.066 --> 19:10.686
‫یک چهارم؟

19:10.819 --> 19:15.712
‫در حال حاضر نوشته
‫یک چهارم تن در هر هکتار.

19:17.193 --> 19:18.673
‫ریدم توش.

19:20.200 --> 19:23.913
‫
‫خیلی از این گیاه‌ها اصلا غلافی ندارن.
‫(غلافی که دانه روغنی درون‌شه)

19:24.033 --> 19:27.506
‫
‫مشکل کلزا همینه:
‫محصولِ بی‌ثباتیه.

19:38.480 --> 19:43.813
‫
‫وقتی که اون‌ها توی دومین و
‫آخرین زمینِ کلزا بودن، برگشتم.

19:44.686 --> 19:45.907
‫چطور بود؟

19:45.908 --> 19:48.340
‫- به‌طرز شوکه‌کننده‌ای بد بود.
‫- چقدر بد بود؟

19:48.386 --> 19:49.580
‫خیلی بد.

19:49.687 --> 19:51.706
‫نه، حجم خروجی چقدر بود؟

19:51.766 --> 19:55.332
‫به طور متوسط
‫300 کیلوگرم در هکتار.

19:55.633 --> 19:56.799
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

19:56.800 --> 19:58.372
‫برداشت زمین اول
‫هنوزم توی تریلره؟

19:58.373 --> 20:00.974
‫آره، اگه جات بودم
‫نمی‌رفتم یه نگاهی بندازم.

20:01.366 --> 20:03.320
‫حقیقتا نرو.

20:07.832 --> 20:09.672
‫- حالا فهمیدی چی گفتم؟
‫- آره.

20:09.739 --> 20:11.992
‫- 25 جریب؟
‫- آره.

20:12.079 --> 20:13.412
‫گوه توش.

20:15.313 --> 20:16.346
‫
‫یه بار دیگه،

20:16.347 --> 20:20.619
‫
‫این آب‌وهوا بود که
‫مشت کشنده رو زده بود.

20:21.132 --> 20:22.699
‫این یه ساقه‌ی کلزاست.

20:22.912 --> 20:23.898
‫اون همه غلاف کجا رفتن؟

20:23.899 --> 20:25.965
‫پشمام، اصلا غلافی نداره.

20:26.020 --> 20:28.407
‫و اگه پشت سرتو ببینی.

20:29.073 --> 20:29.787
‫می‌بینیش؟

20:29.788 --> 20:32.518
‫جایی که کمی کم‌پشت‌تره،
‫باد همه‌شون رو می‌بره.

20:32.519 --> 20:35.632
‫خیلی شکننده شده،
‫و طوفان و باد هم می‌اد،

20:35.633 --> 20:38.593
‫کلزایی که می‌خوایم رو از بین می‌بره.

20:38.819 --> 20:40.059
‫حقیقتا...

20:40.193 --> 20:42.639
‫من اعصابم خرده،
‫تو هم اعصابت خرده.

20:42.640 --> 20:44.926
‫می‌تونم ببینم که
‫چقدر اعصابت خرده.

20:45.273 --> 20:46.973
‫دیگه خسته شدم.

20:47.719 --> 20:49.900
‫خب من معمولا مسخره‌ت می‌کردم،
‫(مسخره با طعنه)

20:49.901 --> 20:52.761
‫و می‌گفتم که بهت
‫گفتیم که نباید کلزا بکاری.

20:52.899 --> 20:54.485
‫الان حس و حال‌شو ندارم.

20:54.560 --> 20:56.466
‫خب، می‌دونی...

20:58.726 --> 20:59.779
‫غصه نخور.

20:59.780 --> 21:01.320
‫وای دیگه بسمه.

21:01.487 --> 21:02.052
‫چی؟

21:02.053 --> 21:04.492
‫خب، اون همه زمان
‫و تلاش و پول خرج کردی.

21:04.493 --> 21:06.945
‫می‌دونم این پول من نیست.
‫آره، خودت می‌دونی دیگه.

21:06.946 --> 21:09.175
‫اون بخش «او-آره»ـش
‫یه جوکه و همین.
‫ (oo-ar عبارتی بی‌معنی که کشاورزها برای
‫توصیف زمین و محصولات استفاده می‌کنند)

21:09.176 --> 21:10.615
‫ولی هنوزم...

21:10.740 --> 21:13.109
‫هنوزم نمی‌خوام که
‫این‌قدر بد انجام بشه.

21:13.242 --> 21:14.515
‫می‌فهمی که؟

21:16.573 --> 21:18.270
‫یه آبجو به حساب من.

21:21.027 --> 21:22.430
‫هعی رفیق.

21:24.280 --> 21:26.600
‫- اذیت‌کننده‌ست، مگه نه؟
‫- آره.

21:28.419 --> 21:30.792
‫- توی این مشکل کنار همیم دیگه، آره؟
‫- آره.

21:30.900 --> 21:32.325
‫می‌رم تریلر رو بیارم.

21:32.326 --> 21:34.239
‫این بارو خالی می‌کنم و دوباره
‫همین‌جا می‌بینمت، باشه؟

21:34.240 --> 21:35.546
‫
‫- باشه.
‫این بارو خالی می‌کنم و دوباره
‫همین‌جا می‌بینمت، باشه؟

21:46.667 --> 21:48.160
‫
‫وقتی که کلزا رو تخلیه کردیم،

21:48.161 --> 21:50.486
‫
‫یه توقف بین برداشت‌مون وجود داشت،

21:50.487 --> 21:51.947
‫
‫پس رفتم به لندن،

21:51.948 --> 21:54.620
‫
‫تا نوه‌ی جدیدم رو ببینم...

21:55.726 --> 21:58.153
‫
‫و کیلب رو مسئول خوک‌هایی که...

21:58.154 --> 22:00.999
‫
‫هم‌اکنون بسیار باردار بودند، کردم.

22:11.159 --> 22:12.863
‫زایمانش خیلی نزدیکه.

22:13.225 --> 22:15.832
‫شدیدا نزدیکه، فکر کنم امشب؟

22:18.166 --> 22:19.686
‫آرامش می‌خواد.

22:21.793 --> 22:25.842
‫مثل رفتن به مرکز
‫زایمان با زنت می‌مونه.

22:28.819 --> 22:30.440
‫دست‌شو بگیری...

22:31.980 --> 22:33.640
‫پشتش رو ماساژ بدی.

22:35.220 --> 22:37.226
‫دور گوش‌هاش رو بخارونی.

22:38.366 --> 22:40.326
‫حالت خوبه، آره.

22:41.059 --> 22:42.579
‫آره، خوبی.

22:48.693 --> 22:50.229
‫آرومش کنی.

22:55.319 --> 22:59.409
‫
‫روز بعد، بچه‌خوک‌ها
‫کم کم ظاهر شدند.

23:04.466 --> 23:05.906
‫
‫خیلی هم.

23:10.686 --> 23:13.639
‫
‫در واقع این‌قدر زیاد بودن که...

23:16.253 --> 23:19.446
‫
‫که دیلوینِ دامپزشک باید می‌اومد...

23:19.613 --> 23:22.339
‫
‫تا کمی مهندسی اجتماعی انجام بده.

23:22.340 --> 23:23.952
‫16 تا اینجاست.

23:23.953 --> 23:25.519
‫آره، خیلیه.

23:25.893 --> 23:28.832
‫بیشتر از 12 تا رو
‫به سختی می‌تونه بزرگ کنه.

23:28.833 --> 23:30.700
‫- آره.
‫- 12 13 تا.

23:30.701 --> 23:32.174
‫به نظرم بهترین کار اینه که...

23:32.175 --> 23:33.931
‫کوچیک‌ترها رو برداریم،

23:33.933 --> 23:36.014
‫و بذاریم‌شون اونجا.

23:36.539 --> 23:37.879
‫اونی که داره اون
‫بیرون زایمان می‌کنه.

23:37.880 --> 23:38.986
‫
‫- آره.
‫اونی که داره اون
‫بیرون زایمان می‌کنه.

23:39.093 --> 23:40.306
‫می‌ذاریم‌شون اونجا.

23:40.307 --> 23:42.159
‫این‌طوری شانس زنده موندن دارن.

23:42.160 --> 23:43.220
‫
‫- آره.
‫این‌طوری شانس زنده موندن دارن.

23:43.826 --> 23:45.106
‫نگاه‌ش کن.

23:45.447 --> 23:46.734
‫آره، نگاه‌ش کنین.

23:46.735 --> 23:48.474
‫- ریزه میزه‌ان.
‫- خیلی کوچیکن.

23:48.475 --> 23:50.333
‫آره خیلی هم.

23:51.686 --> 23:53.473
‫نگاه، مامانشم من.

24:06.366 --> 24:08.679
‫اون که داره خوب غذا می‌خوره.

24:14.433 --> 24:17.010
‫دیدنش خیلی شگفت‌انگیزه، نه؟

24:23.299 --> 24:24.266
‫
‫وقتی که برگشتم،

24:24.267 --> 24:26.912
‫
‫من و لیزا با عجله
‫به شهر خوک‌ها رفتیم،

24:26.913 --> 24:30.146
‫
‫تا به ورودی‌های
‫جدید سلامی کنیم.

24:32.666 --> 24:34.486
‫فوق‌العاده‌ست!

24:34.626 --> 24:36.879
‫اندازه اون یکیو ببین.

24:37.333 --> 24:39.899
‫از همین الانش سنگینن!

24:40.213 --> 24:41.720
‫و اینم از تو.

24:41.993 --> 24:43.599
‫حسابی شیر می‌خوری.

24:44.459 --> 24:46.059
‫پشمام خدایا!

24:46.372 --> 24:47.798
‫کلی هم اینجاست!

24:47.799 --> 24:49.306
‫آفرین!

24:49.426 --> 24:52.439
‫دیگه بهت نمی‌گیم
‫«خوک ناامیدکننده».

24:52.519 --> 24:53.893
‫توی ماه مارس،

24:53.894 --> 24:56.426
‫- ناامید فقط سه تا به دنیا آورد.
‫- درسته.

24:56.427 --> 24:58.312
‫این بار، 11 تا!

24:58.313 --> 24:59.000
‫
‫- نه!
‫این بار، 11 تا!

24:59.001 --> 24:59.686
‫آره!

24:59.686 --> 25:01.492
‫- ناامید!
‫- 11 تا!

25:01.493 --> 25:05.112
‫تعداد کل خوک‌هایی
‫که توی مارس داشتیم،

25:05.113 --> 25:06.633
‫28 تا بچه‌خوک بود.

25:06.634 --> 25:07.226
‫
‫- آره.
‫28 تا بچه‌خوک بود.

25:07.227 --> 25:08.440
‫این بار...

25:08.441 --> 25:09.599
‫53 تا!

25:09.600 --> 25:12.154
‫فکر کنم به‌خاطر اینه که
‫حسابی از این تپه بالا پایین می‌رن.

25:12.155 --> 25:13.879
‫به نظر من به‌خاطر
‫جنگله که خوش‌حالن.

25:13.880 --> 25:15.272
‫همین‌طوره.

25:15.273 --> 25:18.020
‫اما، مهم‌ترین چیز برای من اینه،

25:18.021 --> 25:19.159
‫حلقه خوک‌هام رو که دیدی؟

25:19.160 --> 25:20.019
‫
‫- آره.
‫حلقه خوک‌هام رو که دیدی؟

25:20.020 --> 25:21.806
‫آیا جواب داد؟

25:22.586 --> 25:23.866
‫بار قبل،

25:23.867 --> 25:27.146
‫28% اون‌ها توسط
‫مادرهاشون له شدن.

25:27.246 --> 25:28.300
‫این بار...

25:28.301 --> 25:29.799
‫13%

25:29.866 --> 25:31.586
‫وای خیلی خوبه.

25:31.586 --> 25:32.812
‫عالیه.

25:32.906 --> 25:33.872
‫سلام.

25:33.873 --> 25:36.366
‫رفیق! دیدی چقدر بچه‌خوک داریم؟

25:36.366 --> 25:38.645
‫دیدم؟ من اینجا بودم و
‫به زایمان‌شون کمک کردم.

25:38.646 --> 25:40.833
‫البته یه چیزی بهت بگم.
‫از اعتراف بهش متنفرم.

25:40.834 --> 25:41.920
‫آره؟

25:42.599 --> 25:43.926
‫حلقه کلارکسون؟

25:44.026 --> 25:45.058
‫کار کرد!

25:45.059 --> 25:45.979
‫آره.

25:46.587 --> 25:50.646
‫همین الانم می‌تونی ببینی که
‫داره به حلقه فشار می‌اره،

25:50.646 --> 25:53.486
‫و بچه‌خوک‌ها می‌تونن
‫از پشتش رد بشن.

25:53.746 --> 25:56.193
‫واقعا فوق‌العاده‌ست.

26:02.300 --> 26:05.212
‫
‫سپس باید از مامایی
‫خوک‌ها دست می‌کشیدیم،

26:05.213 --> 26:08.753
‫
‫چون زمانِ برداشت جو رسیده بود.

26:11.326 --> 26:13.943
‫
‫و همون‌طور که چارلی نگران بود...

26:14.003 --> 26:16.399
‫می‌دونی که یه کمی دیر کاشتیمش؟

26:16.400 --> 26:16.870
‫آره.

26:16.871 --> 26:20.062
‫حالا داره تمام این
‫جوونه‌های کوچیک رو می‌زنه.

26:20.220 --> 26:21.897
‫و اون‌هایی که دیر بالغ می‌شن،

26:21.898 --> 26:24.141
‫موقع برداشت مشکل ساز می‌شن.

26:25.067 --> 26:27.606
‫
‫نشونه‌هایی وجود داشت
‫که آب‌وهوای نامنظم...

26:27.606 --> 26:30.653
‫
‫این محصول رو هم خراب کرده بود.

26:32.020 --> 26:34.060
‫این جو هست و مشکلی
‫که داریم اینه... ببینین...

26:34.061 --> 26:35.866
‫دونه‌های سبز رو ببینین.

26:35.867 --> 26:37.640
‫یه دونه سبز اونجاست.

26:38.800 --> 26:40.679
‫نباید این‌طوری می‌بود.

26:46.353 --> 26:50.943
‫
‫گندم زمستونه، نفر بعدی
‫توی صف کوتاه کردن مو بود.

27:00.226 --> 27:02.040
‫صبحونه، ناهار و شام.

27:06.997 --> 27:12.117
‫
‫و سپس، کیلب به سراغِ
‫آخرین محصول بزرگ رفت...

27:12.840 --> 27:14.480
‫
‫♪ گندم نی‌رشته ♪

27:14.866 --> 27:16.340
‫
‫♪ داریم می‌ایم ♪

27:19.886 --> 27:24.859
‫
‫...جایی که با کمک
‫راننده‌ی کمباین، متحد شد.

27:27.453 --> 27:28.940
‫- خوبی رفیق؟
‫- چطوری؟

27:29.400 --> 27:31.543
‫- آره.
‫- خوبه.

27:32.646 --> 27:33.839
‫آره، نمی‌تونی...

27:33.840 --> 27:35.472
‫اون چیزهای لامصب،
‫نمی‌خوای که...

27:35.473 --> 27:38.419
‫بهتر بود اگه بتونی...
‫[نامفهوم]

27:38.473 --> 27:39.613
‫آره، مشکلی نیست، نگرانش نباش.

27:39.614 --> 27:42.512
‫- فکر کردم که سوار
‫می‌شم و تو رو می‌بینم.
‫- آره، مشکلی نیست.

27:43.040 --> 27:44.407
‫[وِردهای هاگوارتزی]

27:44.408 --> 27:47.293
‫تو باید...حتی وقت گوزیدن هم نداری.

27:47.295 --> 27:50.759
‫هنوز نمی‌دونن چطور بیان داخل،
‫از کجا بیان داخل، مگه نه؟

27:50.760 --> 27:53.998
‫هنوز نمی‌تونیم بقیه‌ش رو
‫تخلیه کنیم توی این تریلر.

27:53.999 --> 27:55.953
‫هنوز داره خشک می‌شه و از این‌ها.

27:55.954 --> 27:58.260
‫فقط رفت رومانی، مگه نه؟

27:58.473 --> 28:00.359
‫- ببخشید؟
‫- همه‌ش تقصیر «خانم هستینگ»ــه.
‫ (Mrs Hasting شخصیتی در
‫سریال Pretty Little Liars)

28:00.360 --> 28:03.766
‫سایمون هنوز اونجاست.

28:03.767 --> 28:08.502
‫[جملات قصار و عرفانی جرالد]

28:09.959 --> 28:11.931
‫آره، کشاورزی بود دیگه، نه؟

28:11.932 --> 28:12.999
‫آره.

28:16.973 --> 28:21.990
‫
‫یک کیلبِ خسته چند
‫روز بعد کارشو تموم کرد.

28:22.257 --> 28:25.036
‫
‫اما وقت خیلی کمی
‫برای استراحت بود...

28:25.127 --> 28:26.030
‫سلام!

28:26.327 --> 28:28.846
‫
‫...چون چارلی برگشته بود.

28:29.000 --> 28:30.320
‫برنزه نشدی که.

28:30.400 --> 28:31.952
‫دست و پاهات هنوز سالمه.

28:31.953 --> 28:33.666
‫صحیح و سالم اینجام.

28:33.706 --> 28:38.026
‫
‫و بلافاصله می‌خواست
‫در جریان محصولات قرار بگیره.

28:38.119 --> 28:39.744
‫- جو بهاره رو تخلیه کردم.
‫- خوبه.

28:39.745 --> 28:41.438
‫امیدوارم برای
‫مالت‌سازی خوب باشه.

28:41.439 --> 28:42.358
‫
‫- آره.
‫امیدوارم برای
‫مالت‌سازی خوب باشه.

28:42.359 --> 28:44.599
‫این چیزیه که بیشتر از
‫همه منو نگران می‌کنه.

28:44.680 --> 28:45.926
‫گندم نی‌رشته...

28:45.927 --> 28:47.772
‫که باید به درجه‌ی ماکارونی برسه.

28:47.773 --> 28:48.353
‫
‫- آره.
‫که باید به درجه‌ی ماکارونی برسه.

28:48.353 --> 28:51.039
‫چون کانادا دوباره متشنج شده.
‫هواش خیلی گرمه.
‫(اشاره به آتش‌سوزی‌های
‫طبیعی در 4 سال گذشته)

28:51.040 --> 28:54.373
‫- پس قیمت نی‌رشته خوبه.
‫- قیمتش چقدره؟

28:55.573 --> 28:56.812
‫واقعا خوبه.

28:56.980 --> 28:58.759
‫- هر تن 500 600 پوند.
‫- آره، خوبه.

28:58.760 --> 29:00.346
‫تو برو اون‌طرفش.

29:01.199 --> 29:04.351
‫
‫درحالی‌که چارلی و کیلب
‫داشتن نمونه جمع‌آوری می‌کردن،

29:04.352 --> 29:07.525
‫
‫تا به کیفیت محصولی که
‫برداشت کردیم پی ببرن،

29:07.527 --> 29:10.352
‫
‫من داشتم آخرین
‫ذره‌های درآمد حاصل از...

29:10.353 --> 29:12.685
‫
‫کشاورزی غیر زراعی
‫رو جمع‌آوری می‌کردم،

29:12.686 --> 29:14.966
‫
‫با یک جریان درآمد غیرمنتظره...

29:14.967 --> 29:16.799
‫
‫از محصولی که طبق معمول...

29:16.800 --> 29:19.426
‫
‫نحس‌ترین محصول‌مونه.

29:19.599 --> 29:20.933
‫بشینین، بشینین.

29:21.039 --> 29:23.065
‫
‫سیب‌زمینی.

29:24.186 --> 29:26.492
‫آریا، نه، روی سیب‌زمینی‌هام نه!

29:26.493 --> 29:28.845
‫از رو سیب‌زمینی‌هام برو اون‌ور!

29:28.846 --> 29:31.506
‫نه، ای کودن.
‫برو اون‌طرفی.

29:31.599 --> 29:34.254
‫
‫در اصل، لیزا یکی از زمین‌هایی که...

29:34.255 --> 29:36.698
‫
‫برای خردل اختصاص داده بودم رو...

29:36.699 --> 29:38.885
‫
‫در اختیار گرفته بود و
‫سیب‌زمینی کاشته بود،

29:38.886 --> 29:41.450
‫
‫چون می‌خواست
‫یه بار دیگه شانسش رو...

29:41.451 --> 29:43.876
‫
‫توی ساختن چیپس امتحان کنه.

29:43.973 --> 29:47.185
‫می‌دونی مردم انگلستان
‫سالانه چقدر چیپس می‌خورن؟

29:47.187 --> 29:48.773
‫- نه.
‫6 میلیارد.

29:48.820 --> 29:51.790
‫- 6 میلیارد بسته چیپس؟
‫- بسته.

29:51.833 --> 29:53.624
‫پس بگو چرا «لینکر» این‌قدر پولداره.
‫ (Gary Lineker بازیکن فوتبال معروف
‫سابق و سفیر برند چیپس Walkers)

29:53.625 --> 29:55.110
‫
‫- آره، دقیقا.
‫پس بگو چرا «لینکر» این‌قدر پولداره.
‫ (Gary Lineker بازیکن فوتبال معروف
‫سابق و سفیر برند چیپس Walkers)

29:55.212 --> 29:57.924
‫
‫همه‌ی این‌ها خیلی
‫هیجان‌انگیز به نظر می‌رسید.

29:58.000 --> 30:00.878
‫
‫اما بررسی وضعیت مالی‌مون...

30:00.879 --> 30:05.372
‫
‫باعث شد تا یه دوره مسابقه‌ی دیگه
‫از ریاضیات Diddly Squat ایجاد بشه.

30:05.546 --> 30:08.493
‫پس 50 تن داریم. می‌شه...

30:09.520 --> 30:12.953
‫خب، یک تن می‌شه
‫هزار کیلو، مگه نه؟

30:12.953 --> 30:13.979
‫درسته؟

30:14.166 --> 30:15.679
‫یه تن چقدره؟

30:15.720 --> 30:18.238
‫
‫- هزار کیلوگرم.
‫- هزار کیلو، یک تنه.

30:18.239 --> 30:19.039
‫خب.

30:19.239 --> 30:21.812
‫پس می‌شه نیم میلیون گرم...

30:21.813 --> 30:25.092
‫تقسیم بر 120.

30:25.246 --> 30:27.035
‫پس باید...

30:27.267 --> 30:28.107
‫- 4 میلیون؟
‫- 4,000.

30:28.108 --> 30:31.412
‫نه، 4,200 بسته چیپس
‫از اینجا گیرت می‌اد.

30:31.413 --> 30:33.200
‫آخه چطور... نه!

30:33.201 --> 30:35.627
‫یک تن می‌شه یک میلیون گرم.

30:35.799 --> 30:36.994
‫پس می‌شه 50 میلیون.

30:36.995 --> 30:39.759
‫- شاید اعشارم رو اشتباه گذاشتم.
‫- فکر کنم که همین‌طوره.

30:39.760 --> 30:41.972
‫- 400,000 بسته چیپس.
‫- نه!

30:41.973 --> 30:43.859
‫می‌شه 4,160,000.

30:43.860 --> 30:45.627
‫لیزا، طرح‌های تجاریِ
‫تو از منم بدتره که.

30:45.628 --> 30:46.313
‫
‫- نه، نه.
‫لیزا، طرح‌های تجاریِ
‫تو از منم بدتره که.

30:46.314 --> 30:48.278
‫- خب بذار اعداد ارقام خردل رو ببینیم.
‫- حساب‌شون نکرده‌ام.

30:48.279 --> 30:50.652
‫- پس چطور می‌دونی که قراره...
‫- توی ذهنمه...

30:50.653 --> 30:54.065
‫
‫در نهایت، به توافق
‫رسیدیم که سیب‌زمینی‌ها...

30:54.066 --> 30:56.526
‫
‫یه مقداری پول در می‌ارن.

30:57.219 --> 31:00.198
‫
‫و سپس با تریلرم راه افتادم،

31:00.200 --> 31:04.886
‫
‫تا زمین‌های خردلی که لیزا
‫در اختیار نداشت رو درو کنم.

31:07.910 --> 31:10.910
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:11.280 --> 31:13.376
‫این خیلی باریکه.

31:17.670 --> 31:21.332
‫فکر کنم دقیقا
‫به اندازه‌ی تراکتور باشه،

31:21.333 --> 31:22.237
‫اما...

31:22.238 --> 31:24.837
‫تریلر رو چه کنم؟

31:38.570 --> 31:39.780
‫ریدم توش.

31:46.393 --> 31:48.817
‫حالا باید چه غلطی کنم؟

31:54.586 --> 31:56.012
‫خب، چطور می‌خوایم
‫کمباین رو ببریم داخل؟

31:56.013 --> 31:57.359
‫چطور می‌خوای تراکتور رو در بیاری؟

31:57.360 --> 32:00.326
‫- من می‌تونم از سر راه بردارمش.
‫- برو دیگه، می‌تونی جابه‌جاش کنی؟

32:00.378 --> 32:03.471
‫چون سر این یکی
‫دیگه بدجوری هنگ کردم.

32:08.505 --> 32:09.900
‫این کارو نکن!

32:11.686 --> 32:12.783
‫آها...

32:15.820 --> 32:18.363
‫این کار به ذهنم نرسیده بود.

32:19.886 --> 32:22.506
‫اصلا به ذهنم نرسید.

32:26.493 --> 32:27.800
‫تخمی!

32:31.139 --> 32:32.460
‫تف توش.

32:34.039 --> 32:36.392
‫بعضی‌ها راننده‌ی خوش‌دستن،
‫بعضی‌هام راننده‌ی کص‌دستن.

32:36.392 --> 32:38.085
‫و تو از اون کص‌دست‌هاشی.

32:38.087 --> 32:39.880
‫نه، یادم رفت که
‫می‌تونم ببرمش بالا.

32:39.881 --> 32:41.026
‫این‌طوری رد می‌شد.

32:41.027 --> 32:41.605
‫
‫- آره.
‫این‌طوری رد می‌شد.

32:41.606 --> 32:42.872
‫ولی یادم رفت.

32:42.873 --> 32:46.105
‫از همه مهم‌تر، چطور
‫می‌خوایم اونو ازش رد کنیم؟

32:49.570 --> 32:54.175
‫
‫مشکل کاشت محصول توی
‫زمینی که معمولا کشاورزی نمی‌شه،

32:54.176 --> 32:56.272
‫
‫و من باید اینو متوجه می‌شدم،

32:56.273 --> 32:57.892
‫
‫اینه که هیچ‌کدوم از دروازه‌ها...

32:57.893 --> 33:01.833
‫
‫برای ماشین‌آلات مدرن طراحی نشده‌ان.

33:03.260 --> 33:06.273
‫
‫پس سایمون و کیلب، مجبور شدن
‫که یه مسیر انحرافی طولانی...

33:06.274 --> 33:08.566
‫
‫و آزادهنده رو طی کنن.

33:08.760 --> 33:10.280
‫خدای بزرگ.

33:11.479 --> 33:12.520
‫آره.

33:13.533 --> 33:17.339
‫
‫و بعدش برای ورود به
‫زمین اصلی خردل‌ها،

33:17.340 --> 33:20.560
‫
‫مجبور شدیم یکی از
‫حصارها رو بشکونیم.

33:25.293 --> 33:27.516
‫خب، الان اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

33:28.753 --> 33:31.879
‫
‫این زمینی بود که 5 ماه پیش،

33:31.880 --> 33:36.712
‫
‫کیلب کمتر از مهارت‌های
‫کاشت من حال کرده بود.

33:36.713 --> 33:38.293
‫نگاه، از اینجا بذرپاشی رو شروع کردی،

33:38.294 --> 33:39.739
‫و اگه بیای این‌طرف.

33:39.740 --> 33:41.599
‫یه تیکه بزرگ!

33:42.059 --> 33:43.813
‫عه نگاه، یه تیکه دیگه!

33:45.026 --> 33:46.519
‫
‫اما حالا اینجا بودیم،

33:46.520 --> 33:50.713
‫
‫برای من، نتایج بسیار
‫چشمگیر به نظر می‌رسید.

33:55.180 --> 33:58.770
‫
‫پس وقتی سایمون
‫برداشت رو تموم کرد،

33:58.979 --> 34:00.512
‫
‫تریلرم رو آوردم،

34:00.513 --> 34:03.591
‫
‫آماده برای دریافت بار.

34:07.660 --> 34:09.160
‫فنش روشن شد.

34:09.293 --> 34:13.020
‫و اینم از خردل!
‫ایناهاش، ببینین!

34:13.186 --> 34:14.779
‫کلی خردل!

34:21.705 --> 34:22.900
‫همه‌ش همین؟

34:26.080 --> 34:27.260
‫خیلی‌خب...

34:33.419 --> 34:36.876
‫حدس می‌زنم بهتره
‫سفارش قایق تندرو رو لغو کنم.

34:37.299 --> 34:40.885
‫
‫با دوباره تنظیم کردن انتظارات مالیم،

34:40.886 --> 34:44.558
‫
‫دست به کار شدم تا
‫همین یه ذره دونه رو...

34:44.559 --> 34:47.345
‫
‫به یک خردلِ خوشمزه تبدیل کنم.

34:47.426 --> 34:49.105
‫کاری که تا الان انجام دادم،

34:49.106 --> 34:54.119
‫اینه که 1.3 لیتر روغن گیاهی
‫ریختم توی این.

34:54.200 --> 34:55.760
‫حالا می‌خوام...

34:55.761 --> 34:57.292
‫برای 40 تا شیشه خردل،

34:57.293 --> 35:02.206
‫... 2.2 لیتر سرکه سیب اضافه کنم.

35:03.600 --> 35:06.126
‫حالا می‌فهمم چرا «جیمز مِی»
‫تصمیم گرفت برنامه آشپزی اجرا کنه.

35:06.127 --> 35:07.407
‫فقط می‌شینی و...

35:07.408 --> 35:09.714
‫چیز میز می‌ریزی تو شیشه‌ها.

35:11.928 --> 35:13.501
‫آب زنبور.

35:14.186 --> 35:15.574
‫شراب سیب!

35:15.873 --> 35:18.926
‫آه! 400 میلی‌لیتر.

35:19.466 --> 35:21.732
‫فکر کنم شراب سیب زیادی ریختم،
‫ولی مشکلی نیست.

35:21.733 --> 35:24.619
‫شکر قهوه‌ای روشن و نرم.
‫(بیشتر مورد استفاده
‫در پخت کیک و پودینگ)

35:25.193 --> 35:28.640
‫برای هم‌ زدن، ظاهرا
‫باید وحشیانه هم بزنم.

35:28.873 --> 35:30.973
‫به یه سرپوش نیاز دارم.

35:31.367 --> 35:33.000
‫ظاهرا این یه سرپوشه.

35:38.412 --> 35:40.800
‫حالا دونه‌های خردلم...

35:40.957 --> 35:42.425
‫باید خرد بشن،

35:42.426 --> 35:44.919
‫تا اون چیزهای داخلش بیاد بیرون.

35:44.920 --> 35:47.652
‫و من یه خردل خردکن دارم.

35:47.653 --> 35:50.373
‫فقط دونه‌ها رو می‌ریزی توی...

35:56.326 --> 35:58.080
‫
‫باید سرشو باز کنی.

35:58.212 --> 36:00.184
‫(A Thousand Yard Stare)

36:10.240 --> 36:12.480
‫چرا باید این لامصبو...[براش بذارن]

36:13.080 --> 36:14.340
‫نگاه‌شون کن.

36:23.699 --> 36:28.325
‫مواظب باشید و درب
‫خردل خردکن‌تون رو بردارید.

36:28.659 --> 36:31.412
‫بریزیدش توی ظرف بالایی.

36:34.160 --> 36:36.013
‫اینم از این.
‫عالیه.

36:36.013 --> 36:37.013
‫آماده؟

36:42.759 --> 36:44.760
‫خب، زیاد فرقی نکرد با قبلش.

36:44.761 --> 36:46.800
‫ولی قطعا خرد شدن.

36:49.772 --> 36:51.652
‫و همش می‌زنیم.

36:52.199 --> 36:56.125
‫
‫وقتی که خردل آماده شده
‫ریخته شد توی شیشه‌ها،

36:56.126 --> 37:00.066
‫
‫همه‌ی... 36 تاشون رو بردم...

37:00.067 --> 37:02.119
‫به فروشگاه مزرعه.

37:04.953 --> 37:06.638
‫- کی فکرشو می‌کرد!
‫- نظاره کن!

37:06.639 --> 37:08.025
‫
‫«دانه‌ی تندِ جرمی»

37:08.026 --> 37:09.346
‫خب، مشخصه که دونه‌ی خردله.

37:09.347 --> 37:11.084
‫نوشته خردلِ شراب سیب و عسل.

37:11.085 --> 37:13.418
‫- روش سیب کشیده.
‫- این‌ها که گیلاسن.

37:13.419 --> 37:16.105
‫«دانه‌ی تند جرمی»
‫با عکس گیلاس دو طرفش.

37:16.200 --> 37:17.980
‫آره، نمی‌دونم چرا.

37:18.480 --> 37:19.739
‫این سیبه؟

37:19.740 --> 37:22.159
‫می‌تونه سیب هم باشه.
‫آره، سیب هستن.

37:22.160 --> 37:23.693
‫و قیمتش 6 پونده.

37:23.759 --> 37:25.779
‫ولی باید توضیح بدیم که...

37:25.926 --> 37:27.318
‫نه، برای این سایز...

37:27.319 --> 37:28.046
‫نه...

37:28.047 --> 37:29.679
‫این یکیو دیگه واقعا
‫حساب کتاب کردم.

37:29.680 --> 37:30.972
‫6 پوند.

37:31.339 --> 37:33.600
‫7 پوند هم توی سایتِ
‫«دیلسفورد» می‌فروشیم.
‫ (سایت فروش محصولات ارگانیک کشاورزی)

37:33.726 --> 37:36.772
‫این خیلی کوچیکه.
‫باشه، 6 پوند، 5.5 پوند؟

37:36.853 --> 37:38.006
‫نه، 6 پونده!

37:38.007 --> 37:39.272
‫اگه می‌خوای ضرر
‫کنی بده 5.5 پوند.

37:39.273 --> 37:40.939
‫- 6 پونده.
‫- باشه.

37:41.013 --> 37:42.840
‫- قسم می‌خورم 6 پونده.
‫- باشه.

37:42.841 --> 37:44.680
‫قرار بود که...پرورش بدیم...

37:46.932 --> 37:49.192
‫اون توپ‌های کریسمس
‫تولید محلی‌ان؟

37:53.886 --> 37:54.905
‫
‫صبح روز بعد،

37:54.906 --> 37:58.291
‫
‫چارلی با چند خبر
‫مهم به دیدنم اومد،

37:58.293 --> 38:01.320
‫
‫چون نتایج آزمایش‌های
‫کیفی محصولات‌مون رو...

38:01.321 --> 38:03.279
‫
‫دریافت کرده بود.

38:03.420 --> 38:04.640
‫صبح بخیر، جرمی.

38:04.813 --> 38:06.220
‫چارلی، چطوری؟

38:06.419 --> 38:07.899
‫
‫و راستشو بخواین...

38:07.900 --> 38:10.227
‫
‫خیلی مضطرب بودم.

38:11.113 --> 38:13.952
‫گندمِ آسیاب...
‫گندم زمستونه همون گندم آسیابه.

38:13.953 --> 38:15.558
‫آره، به درجه مناسب رسید.

38:15.559 --> 38:18.152
‫گندم نی‌رشته‌تون بی‌نظیره.

38:18.153 --> 38:20.259
‫- اوه!
‫- در برخی موارد.

38:20.920 --> 38:24.006
‫و در مورد بقیه موارد
‫خیلی بی‌نظیر نیست.

38:25.506 --> 38:27.280
‫15% رطوبت.

38:27.733 --> 38:29.245
‫- کاملا دقیق.
‫- آره.

38:29.246 --> 38:31.572
‫- پروتئین: 15.4
‫- خب.

38:31.573 --> 38:33.320
‫- عالیه.
‫- آره.

38:33.613 --> 38:34.706
‫عدد هاگبرگ:

38:34.707 --> 38:36.524
‫باید 250 می‌بود.

38:36.526 --> 38:38.600
‫133 هست.

38:41.164 --> 38:42.083
‫پس...

38:42.083 --> 38:45.123
‫یعنی در این حد خمیرش
‫کشسانی خواهد بود.

38:45.240 --> 38:46.980
‫کشش‌پذیری زیادی بهش می‌ده.

38:46.981 --> 38:48.812
‫پس می‌شه یه خمیر کشدار.

38:48.813 --> 38:50.051
‫ماکارونی رو دیدی...

38:50.052 --> 38:53.280
‫دلم می‌خواد وانمود کنم
‫که معنیش رو می‌دونم.

38:55.060 --> 38:56.832
‫غیرقابل استفاده‌ست.

38:57.192 --> 39:00.719
‫پس نمی‌تونیم ازش
‫ماکارونی درست کنیم.

39:01.587 --> 39:04.453
‫پس باید بریزیمش
‫جلوی گاوهایی که نداریم.

39:04.679 --> 39:05.519
‫آره.

39:07.100 --> 39:09.052
‫چند تن داریم ازش؟

39:09.053 --> 39:10.860
‫تقریبا 150 تن.

39:12.513 --> 39:13.799
‫150 تن...

39:13.800 --> 39:16.299
‫و باید 400 پوند برای
‫هر تن می‌گرفتیم.

39:16.300 --> 39:16.900
‫آره.

39:16.901 --> 39:18.698
‫می‌شه 60,000 پوند.

39:18.699 --> 39:20.539
‫و در واقع قراره...

39:20.540 --> 39:21.699
‫چقدر گیرمون می‌اد؟

39:21.700 --> 39:24.926
‫احتمالا با قیمت گندم خوراکی،
‫هر تن 175 تا.

39:26.559 --> 39:28.606
‫26,250

39:28.607 --> 39:32.893
‫پس 33,750 پوند از دست دادیم.

39:32.960 --> 39:33.933
‫پس...

39:34.093 --> 39:36.840
‫33,750 پوند.

39:38.406 --> 39:39.880
‫چون بارون اومد.

39:41.712 --> 39:43.725
‫متاسفانه هنوز تموم نشده.

39:43.753 --> 39:44.966
‫چی؟ بدترم می‌شه؟

39:44.967 --> 39:46.980
‫نتایج جو رو دریافت کردیم.

39:48.093 --> 39:49.000
‫خب...

39:49.333 --> 39:50.640
‫جو...

39:51.226 --> 39:53.238
‫خب، جوونه نمی‌زنه.

39:53.240 --> 39:56.573
‫چون مقداریش، همون‌طور که می‌گن، مُرده.

39:56.933 --> 39:59.325
‫پس جوانه‌زنی لازم رو نداره.

39:59.326 --> 40:00.566
‫خب این یعنی چی؟

40:00.567 --> 40:03.727
‫یعنی نمی‌تونی ازش برای
‫جو مالت‌سازی استفاده کنی.

40:05.527 --> 40:07.100
‫کیرم توش!

40:07.920 --> 40:09.900
‫پس چطور می‌خوایم آبجو بسازیم؟

40:13.792 --> 40:15.825
‫و دوباره، یه لحظه
‫آبجو رو فراموش کنیم،

40:15.826 --> 40:18.799
‫اگه می‌فروختیمش
‫چقدر به‌دست می‌آوردیم؟

40:18.927 --> 40:21.806
‫تقریبا 180 تن جو داریم.

40:22.046 --> 40:24.093
‫و به چه قیمتی...[فروخته می‌شه؟]

40:24.413 --> 40:26.353
‫235

40:26.406 --> 40:27.718
‫- یک تن؟
‫- آره.

40:27.719 --> 40:30.299
‫پس می‌شه 42,000 پوند،

40:30.300 --> 40:32.106
‫اگه می‌تونستیم برای
‫کارخونه هاوکستون بفرستیمش.

40:32.107 --> 40:32.985
‫
‫- آره.
‫اگه می‌تونستیم برای
‫کارخونه هاوکستون بفرستیمش.

40:33.067 --> 40:34.547
‫و چقدر قراره بفروشیم.؟

40:34.548 --> 40:35.920
‫160

40:37.119 --> 40:38.980
‫بازم به عنوان خوراک دام؟

40:39.419 --> 40:42.560
‫- 28,000، پس...
‫- 14,000 تا از دست دادیم.

40:42.879 --> 40:44.512
‫14,000

40:44.886 --> 40:47.739
‫پس 14,000 پوند
‫روی جو ضرر کردیم.

40:48.073 --> 40:49.566
‫- 30,000
‫- 34,000

40:49.567 --> 40:53.607
‫34,000 پوند روی گندم ماکارونی.

40:54.827 --> 40:56.113
‫مشکل‌مون جوئه.

40:56.166 --> 40:58.925
‫مشکل بزرگی هم هست.
‫باید به آبجوسازی زنگ بزنم.

40:58.926 --> 41:00.180
‫گندم نی‌رشته‌ت...

41:00.181 --> 41:02.673
‫مگر این‌که بتونیم
‫کمی بهبود ببخشیمش،

41:02.674 --> 41:06.034
‫که ممکنه توی بازار هم بهتر بشه،
‫بعضی وقت‌ها می‌شه،

41:06.199 --> 41:07.406
‫عملا...

41:07.407 --> 41:08.506
‫خوراک دامه.

41:08.580 --> 41:11.853
‫اما هنوز کاملا ازش ناامید نشده‌ام.

41:12.386 --> 41:15.025
‫وای همه‌ش خبرهای وحشتناکیه.

41:15.026 --> 41:16.532
‫پس ما... من...

41:16.613 --> 41:17.540
‫آره.

41:17.659 --> 41:19.999
‫امسال از این کارم لذت نمی‌برم.

41:23.600 --> 41:27.398
‫
‫برای خوشحال کردن خودم
‫بعد از این پیش‌بینی وحشتناک،

41:27.399 --> 41:32.045
‫
‫تصمیم گرفتم که وقتشه که یه
‫سورپرایز خوب برای لیزا داشته باشم.

41:32.112 --> 41:34.539
‫
‫پس توی یه روز آفتابی
‫و دوست داشتنی،

41:34.540 --> 41:37.052
‫
‫رفتیم تا «تیم» رو ببینیم،

41:37.120 --> 41:38.780
‫
‫همون گاودارمون.

41:41.386 --> 41:42.500
‫دنبالم بیا.

41:43.653 --> 41:46.226
‫- از یه کم پیاده‌روی خوشم می‌اد.
‫- می‌دونم.

41:49.766 --> 41:50.660
‫نه!

41:52.206 --> 41:53.439
‫فلفل!

41:53.440 --> 41:55.793
‫- اوووی! امکان نداره!
‫- آره.

41:56.193 --> 41:58.720
‫- یه ساله که ندیدیمش.
‫- البته که آره، قیافه شو ببنی.

41:58.721 --> 42:01.427
‫- و سورپرایز اصلی؟
‫- خب؟

42:01.519 --> 42:04.074
‫اون بچه‌ی فلفله.

42:05.639 --> 42:07.076
‫نمی‌فهمم آخه.

42:07.139 --> 42:08.756
‫فلفل باردار شده.

42:09.586 --> 42:11.320
‫این بچه‌ی فلفله!

42:11.520 --> 42:12.720
‫کوچولوی...

42:14.713 --> 42:17.693
‫- تو نازترین چیز کوچولویی!
‫- چقدر تو شیرینی!

42:17.806 --> 42:21.039
‫Diddly Pepper کوچولو رو ببین!

42:21.473 --> 42:23.886
‫گوساله واقعا خوشگلیه.

42:24.606 --> 42:25.959
‫نگاه چیز کوچولوش رو...

42:25.967 --> 42:28.500
‫چهره‌ی کوچولوی
‫سربالای مامان‌شو داره!

42:30.120 --> 42:31.027
‫آفرین فلفل!

42:31.028 --> 42:33.333
‫تو هم فوق‌العاده به نظر می‌رسی.

42:34.753 --> 42:37.313
‫نه، چون وقتی به چارلی گفتم:

42:37.413 --> 42:39.695
‫
‫«چه اتفاقی برای فلفل می‌افته؟»
‫وقتی که همه مادرها...

42:39.696 --> 42:41.462
‫
‫«می‌تونیم برگردونیم‌شون پیش تیم؟»
‫اونم گفت:

42:41.463 --> 42:44.759
‫
‫«من باشم سوالی نمی‌پرسم که
‫دلت نمی‌خواد جواب‌شو بشنوی.»

42:44.759 --> 42:46.732
‫سورپرایز منو وقتی تصور کن...

42:46.839 --> 42:49.192
‫چقدر شده؟
‫9 ماه بعد؟

42:49.699 --> 42:52.485
‫این بهترین سورپرایزی بود
‫که می‌تونستی بهم بدی.

42:53.513 --> 42:54.512
‫تیم!

42:55.753 --> 42:57.879
‫چطوری همچین کاری کردی آخه؟

42:57.880 --> 42:59.512
‫همون گاو نری که پیشت بود.

42:59.513 --> 43:00.692
‫- نه!
‫- همون گاو نر؟

43:00.693 --> 43:02.578
‫- «مایسترو»؟
‫- آره مایسترو.
‫(یعنی استاد)

43:02.579 --> 43:04.985
‫- «دل شکسته»؟
‫- «استادِ دل شکسته».
‫(Breakheart Maestro)

43:04.986 --> 43:07.818
‫منظورت اینه ما آوردیمش
‫اینجا و فورا حامله شد؟

43:07.819 --> 43:09.525
‫آره، تقریبا یه ماه بعدش.

43:09.526 --> 43:11.480
‫حقیقتش یه کم بی‌ادبیه، تیم.

43:11.481 --> 43:13.159
‫از آکسفوردشر خوشش نمی‌اومد، آره؟

43:13.160 --> 43:14.619
‫از آکسفوردشر خوشش نمی‌اومد!

43:14.620 --> 43:16.753
‫برگشت به «نورث‌همپتون‌شر»
‫(شهرستانی در مرکز بریتانیا)

43:16.754 --> 43:18.345
‫فقط از اونجا...
‫[خوشش نمی‌اومد]

43:18.346 --> 43:20.999
‫از شورای منطقه آکسفورد
‫خوشش نمی‌اومد.

43:21.000 --> 43:22.992
‫- آره، یه گوساله ماده کوچولو داره.
‫- فوق‌العاده‌ست.

43:22.993 --> 43:25.332
‫و «رز» و «هری»
‫اسم‌شو گذاشتن «تاباتا».
‫(Tabatha)

43:25.333 --> 43:27.865
‫- تاباتا؟
‫- یا «تبی» به طور خلاصه.
‫(Tabby)

43:27.866 --> 43:29.440
‫خیلی یونیک و خاصه.

43:29.460 --> 43:30.579
‫واقعا؟
‫- آره.

43:30.579 --> 43:33.259
‫فلفل و تبی!

43:33.287 --> 43:36.319
‫- خیلی خوشگلن.
‫- و مامان خیلی خوبی هم هست.

43:36.413 --> 43:39.226
‫- خیلی خوش‌حالم.
‫- منم همین‌طور.

43:41.213 --> 43:44.053
‫الان همه چی ریدمانه،
‫البته یه جز اون‌.

43:44.480 --> 43:46.060
‫فوق‌العاده‌ست.

43:47.706 --> 43:51.232
‫مشهورترین گاو جهان،
‫حالا مامان شده.

44:03.586 --> 44:04.610
‫
‫یک هفته بعد،

44:04.611 --> 44:08.123
‫
‫تمام نتایج حاصل از برداشت، رسید،

44:09.353 --> 44:14.560
‫
‫که به معنای فرا رسیدنِ
‫زمانِ فینالِ بزرگ وایت‌برد بود.

44:15.020 --> 44:16.160
‫خب، اینم از این.

44:16.161 --> 44:17.401
‫لحظه‌ی بزرگیه.

44:17.739 --> 44:20.285
‫
‫من و کیلب توی دفتر ملاقات کردیم،

44:20.286 --> 44:22.740
‫
‫تا بفهمیم کی برنده شده.

44:24.059 --> 44:25.040
‫خب...

44:25.547 --> 44:29.993
‫با کشاورزیِ زمین‌های
‫غیر زراعیِ مزرعه...

44:32.220 --> 44:35.785
‫27,614 پوند درآوردم.

44:35.786 --> 44:36.719
‫سود خالص؟

44:36.720 --> 44:38.172
‫- سود خالص.
‫- پشمام.

44:38.172 --> 44:40.672
‫کار خیلی زیادی نیاز داشت،

44:40.746 --> 44:43.199
‫برای پولی که نمی‌شه باهاش...

44:43.200 --> 44:44.711
‫یه «مینی کانتری‌من» بخری.
‫(Mini Countryman)

44:44.713 --> 44:46.683
‫می‌تونستم با دم کردنِ
‫قهوه برای مردم...

44:46.684 --> 44:50.217
‫ توی «ایستگاه پدینگتون»،
‫بیشتر از این پول در بیارم.
‫ (Paddington ایستگاه مترو در لندن و
‫صحنه فیلم‌برداری در هر پاتر و پدینگتون)

44:50.653 --> 44:52.292
‫- ولی...
‫- ولی هنوز سوده دیگه.

44:52.293 --> 44:55.220
‫بهتر از اونی که
‫فکر می‌کردم، کار کردی.

44:55.293 --> 44:56.412
‫گاوها رو ببین.

44:56.413 --> 44:58.653
‫گاوها، حقیقتا...

44:58.719 --> 45:01.439
‫این، به عنوان یه گاودار،

45:01.599 --> 45:03.012
‫فوق‌العاده‌ست.

45:03.019 --> 45:04.393
‫چند تا گاو بود؟

45:04.566 --> 45:05.866
‫این از فروش 5 تا بود.

45:05.867 --> 45:07.565
‫هر گاو 5,000 پوند!

45:07.566 --> 45:10.532
‫الان یه کشاورز معمولیِ
‫گوشتِ گاو از یه گاو چاق،

45:10.533 --> 45:12.186
‫شاید 1,800 پوند در بیاره.

45:12.186 --> 45:15.019
‫اینم به‌خاطر داشتن ون برگره.

45:15.020 --> 45:16.345
‫آره، یه محل فروش براشون داشتیم.

45:16.346 --> 45:17.146
‫
‫- آره.
‫آره، یه محل فروش براشون داشتیم.

45:17.147 --> 45:18.654
‫قارچ...

45:18.840 --> 45:19.853
‫اینو ببین.

45:19.940 --> 45:22.953
‫قطعا باید بیشتر رو قارچ کار کنیم.

45:23.039 --> 45:24.545
‫- اینو ببین.
‫- نه این‌که بیشتر قارچ بخوریم ها!
‫(ماشروم = ماده مخدر)

45:24.546 --> 45:26.806
‫نزدیک به 7,000 پوند سود از قارچ‌ها.

45:26.807 --> 45:28.205
‫ایده خیلی خوبی بود.

45:28.206 --> 45:29.692
‫بزها...

45:29.939 --> 45:31.606
‫- می‌خوای نگه‌شون داری؟
‫- آره، صددرصد.

45:31.607 --> 45:33.079
‫باید سلاخی‌شون کنی.

45:33.159 --> 45:34.559
‫یعنی چی «سلاخی‌شون کنی»؟

45:34.560 --> 45:35.506
‫باید بکشی‌شون،
‫و بخوری‌شون.

45:35.507 --> 45:36.839
‫
‫- نه!
‫باید بکشی‌شون،
‫و بخوری‌شون.

45:36.905 --> 45:38.799
‫- نه!
‫- 29 تا بز نَرن.

45:38.800 --> 45:41.271
‫- هیچ‌کاری نمی‌تونی باهاشون بکنی.
‫- نه، دوست‌شون دارم.

45:41.272 --> 45:44.373
‫- گزنه، یه فاجعه‌ی کامل.
‫- آره، دیگه این کارو نمی‌کنیم.

45:44.473 --> 45:46.280
‫گوشت گوزن...

45:46.439 --> 45:47.652
‫به نظرم باید ادامه‌ش بدیم،

45:47.653 --> 45:50.632
‫چون گوزن‌های زیادی
‫این اطراف هست.

45:50.633 --> 45:53.000
‫خب نتیجه نهاییش اینه که...

45:53.220 --> 45:54.719
‫حداقل پولی از دست نداده.

45:54.720 --> 45:57.147
‫27,614 پوند سود کردی،

45:57.148 --> 45:58.273
‫ولی کار زیادی داشت.

45:58.274 --> 45:59.732
‫- سلام.
‫- چطوری، چارلی؟

45:59.733 --> 46:02.166
‫- سلام، چطورید؟
‫- داریم حساب کتاب می‌کنیم.

46:02.167 --> 46:03.192
‫خیلی خوبه.

46:03.193 --> 46:04.633
‫اینو ببین.

46:05.086 --> 46:08.145
‫30% سود از کشاورزی غیر زراعی.

46:08.159 --> 46:10.040
‫می‌شه 50%.

46:10.886 --> 46:12.439
‫- نه.
‫- آره.

46:13.106 --> 46:15.392
‫- چرا؟
‫- چون 27,000 پوند سود کردی...

46:15.393 --> 46:16.793
‫و خرجت...

46:16.913 --> 46:18.925
‫- 53 تا.
‫- ...زیر 54 تا بوده.

46:18.926 --> 46:20.046
‫پس...

46:20.678 --> 46:22.285
‫اگه 1 پوند بهم بدی،

46:22.286 --> 46:23.905
‫من 1.5 پوند بهت پس می‌دم.

46:23.906 --> 46:26.412
‫این دقیقا چیزیه که رخ داده.

46:27.912 --> 46:29.779
‫- عه...
‫- من که خیلی گیج شدم.

46:29.780 --> 46:32.066
‫من که نفهمیدم، بگذریم.

46:32.206 --> 46:34.152
‫پول از دست ندادیم.
‫همینش مهمه!

46:34.153 --> 46:36.372
‫- سود هم کرده!
‫- سود کردم، به هر حال.

46:36.373 --> 46:38.133
‫
‫با بررسی جدول من،

46:38.134 --> 46:40.107
‫
‫حالا نوبت چارلی بود...

46:40.108 --> 46:42.633
‫
‫ تا به کیلب بگه
‫که چطور کار کرده.

46:42.798 --> 46:44.592
‫خب، قلم سبز یا قرمز؟

46:44.679 --> 46:47.792
‫اول قرمز رو بردار.
‫[نامفهوم]

46:48.060 --> 46:49.420
‫خب، پیمانکارها،

46:49.421 --> 46:51.847
‫دست‌مزد تو، دست‌مزد سایمون،

46:51.848 --> 46:53.419
‫و سایر استخدام‌ها.

46:53.592 --> 46:57.899
‫46,279 پوند.

46:58.726 --> 46:59.585
‫خب.

46:59.746 --> 47:02.259
‫پس هزینه کلت می‌شه...

47:02.399 --> 47:04.365
‫183,000

47:04.366 --> 47:07.360
‫- 100...
‫- 183,011 پوند.

47:07.361 --> 47:08.733
‫0 1 1

47:09.180 --> 47:10.059
‫180؟

47:10.060 --> 47:10.800
‫پس این همه...

47:10.801 --> 47:13.879
‫دیوونه‌کننده‌ست فکر کردن به این‌که
‫برای پرورش غذا باید این‌قدر خرج کنی.

47:13.880 --> 47:15.719
‫این همه هزینه، به سادگی...

47:15.720 --> 47:18.133
‫می‌دونم و بعدش...

47:18.200 --> 47:20.958
‫الان قلبم واقعا
‫داره تپ تپ می‌زنه.

47:20.986 --> 47:22.499
‫- مال منم.
‫- خب، کلزا.

47:22.500 --> 47:24.199
‫- ماژیک سبز، آره؟
‫- ماژیک سبز.

47:24.253 --> 47:26.726
‫کلزا در واقع...
‫بیشتر از این بود...

47:26.727 --> 47:29.959
‫10,172 پوند.

47:30.180 --> 47:33.532
‫پس مثل این‌که در مورد
‫کاشت کلزا حق با تو بوده.

47:33.533 --> 47:34.718
‫هم درست و هم غلط.

47:34.719 --> 47:37.445
‫یکی از زمین‌ها
‫خیلی خیلی بد بود، آره؟

47:37.446 --> 47:38.592
‫اما خوشبختانه،

47:38.593 --> 47:40.858
‫و از «Berry Hill South»
‫بابتش تشکر می‌کنم،
‫(نام یکی از زمین‌ها)

47:40.859 --> 47:42.765
‫برداشت خیلی خوبی ازش کردیم.

47:42.766 --> 47:44.566
‫و حجم برداشت...

47:44.639 --> 47:45.632
‫خیلی زیاد بود.

47:45.633 --> 47:47.433
‫اونی که وضعش خراب بود...

47:47.434 --> 47:49.286
‫برداشت خوبی داشت.
‫و زمینی که به نظر می‌رسید...

47:49.287 --> 47:52.119
‫ولی اگه کلزا نکاشته بودی،

47:52.199 --> 47:53.799
‫یه چیز دیگه می‌کاشتی،

47:53.800 --> 47:55.693
‫که حتی از این هم سوداورتر بود.

47:55.694 --> 47:56.600
‫
‫- آره.
‫که حتی از این هم سوداورتر بود.

47:56.820 --> 48:00.058
‫ولی خوشبختانه، هزینه‌هام رو
‫جبران کردم و کمی هم سود کردم.

48:00.059 --> 48:00.859
‫آره سود کردی.

48:00.860 --> 48:02.246
‫باشه، خوبه.
‫خیلی‌خب.

48:02.653 --> 48:04.585
‫- بعدی چیه؟
‫- گندم.

48:04.586 --> 48:05.499
‫گندم.

48:05.500 --> 48:07.673
‫خبر خوب:
‫آسیاب شد.

48:07.860 --> 48:08.960
‫و ما... آره.

48:09.020 --> 48:10.320
‫آره، گندم زمستونه...

48:10.321 --> 48:12.719
‫- پس شد نون، شد غذای انسان.
‫- شد نونِ گندم.

48:12.720 --> 48:16.520
‫93,204 پوند.

48:16.893 --> 48:20.299
‫و می‌شه 250 پوند در هر تن.

48:21.227 --> 48:22.705
‫یالا، ادامه بده.

48:22.760 --> 48:24.899
‫- جو دوسر، آسیاب شد.
‫- خب.

48:24.900 --> 48:25.906
‫و کی فکرشو می‌کرد،

48:25.907 --> 48:29.179
‫امسال یه فاجعه‌ی واقعی توی سراسر
‫اروپای شمالی درمورد جو وجود داشته.

48:29.180 --> 48:31.398
‫عجب بدشانسی برای فنلاندی‌ها.
‫(از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان
‫جو دوسر در جهان است)

48:31.399 --> 48:35.159
‫26,835 پوند.

48:35.300 --> 48:36.853
‫بعدش می‌رسیم به بذر علف،

48:36.854 --> 48:39.460
‫که توی زمین بالایی علوفه‌هات بود.

48:39.572 --> 48:42.765
‫4,890

48:42.879 --> 48:44.579
‫چند بار برداشت کردی آخرش؟

48:44.580 --> 48:45.500
‫
‫- 3 تا.
‫چند بار برداشت کردی آخرش؟

48:45.565 --> 48:46.638
‫3 تا برداشت؟

48:46.639 --> 48:48.199
‫ولی هیچی یونجه درست نکرد.

48:48.200 --> 48:50.592
‫پس نمی‌تونیم هیچی‌شو
‫به «آماندا هولدن» بفروشیم.

48:50.593 --> 48:51.979
‫نه، متاسفانه.

48:51.980 --> 48:54.192
‫- زمین اندی کاتو چی؟
‫- کشاورزی وحشی.

48:54.193 --> 48:57.640
‫7,206 پوند.

48:57.820 --> 48:59.673
‫به خوبی بهترین
‫زمین‌های گندم ما نیست،

48:59.674 --> 49:00.919
‫اما از بدترین‌مون بهتره.

49:00.920 --> 49:02.299
‫پس سود هم کرده.

49:02.299 --> 49:03.979
‫اگه گندم زمستونه بود، الان...

49:03.980 --> 49:06.659
‫نه، نه، اگه می‌شه.

49:06.966 --> 49:08.640
‫بیاید مثبت باشیم.

49:08.846 --> 49:11.847
‫خب، اگر به روش تو
‫کشاورزی می‌کردیم،

49:11.848 --> 49:14.001
‫ممکن بود درآمد
‫بیشتری کسب کنی.

49:14.060 --> 49:15.758
‫ولی پولی از دست ندادیم.

49:15.759 --> 49:17.253
‫و ممکنه که،

49:17.360 --> 49:18.279
‫و امیدوارم که...

49:18.280 --> 49:20.092
‫خاک رو بهبود بخشیدیم.

49:20.093 --> 49:21.567
‫و این چیزیه که من...

49:21.568 --> 49:23.440
‫نمی‌خوام جوری
‫به نظر برسم که...

49:23.441 --> 49:25.819
‫عین چند تا فضیلت فروشِ
‫احمقِ توی اینستاگرام باشم،

49:25.820 --> 49:28.320
‫اما من به خاک اهمیت می‌دم.
‫پس اون...

49:29.486 --> 49:30.486
‫خوبه.

49:30.712 --> 49:32.679
‫گندم نی‌رشته؟ ماکارونی؟

49:35.973 --> 49:37.752
‫فکر نمی‌کردی به نتیجه برسه، نه؟

49:37.753 --> 49:39.559
‫نه و رسید.

49:39.826 --> 49:41.552
‫- جدی؟
‫- خب...

49:41.599 --> 49:44.485
‫به عدد هاگبرگ 170 رسید،

49:44.533 --> 49:46.986
‫چون امسال خیلی سال سختی بود،

49:47.059 --> 49:47.660
‫می‌دونین دیگه...

49:47.660 --> 49:50.565
‫ما با «متیو» کار کرده‌ایم،
‫اونا آسیابش کردن و آرد ساختن.

49:50.566 --> 49:52.519
‫پس ازش ماکارونی درست می‌شه.

49:52.626 --> 49:54.705
‫- آره!
‫- خبر خوبیه!

49:54.706 --> 49:57.499
‫پس گندم‌مون هم آسیاب شد.

49:58.206 --> 50:02.646
‫60,165 پوند.

50:02.647 --> 50:05.620
‫- می‌خوایم که...
‫- 60,000...

50:06.692 --> 50:08.440
‫1 6 5

50:08.546 --> 50:10.906
‫1 6 5!

50:11.287 --> 50:13.754
‫مثل یه عدد رندِ خوبه، مگه نه؟

50:13.755 --> 50:14.674
‫نگاه‌ش کنین!

50:14.675 --> 50:16.253
‫خدایا!

50:16.254 --> 50:17.458
‫- عالیه!
‫- هر چند...

50:17.459 --> 50:18.920
‫جو بهاره...

50:19.214 --> 50:20.373
‫بفرما اینم از این.

50:21.000 --> 50:23.072
‫ازش نمی‌تونیم آبجوی
‫هاوکستون بسازیم که، نه؟

50:23.073 --> 50:26.546
‫با کیفیت‌ترین خوراکِ دامه!

50:27.840 --> 50:31.259
‫25,526

50:31.326 --> 50:34.000
‫ولی اگه می‌تونستیم
‫ازش مالت بسازیم،

50:34.001 --> 50:36.192
‫60,000 پوند در می‌آوردیم؟

50:36.193 --> 50:38.239
‫تقریبا دو برابرش.

50:38.993 --> 50:39.919
‫خب.

50:40.020 --> 50:42.359
‫حالا می‌شه جمع بزنیم؟
‫اصل قضیه اینه.

50:42.360 --> 50:45.645
‫- خب، قلم سبز، گوشه پایین راست.
‫- باید 27,600 رو شکست بدی.

50:45.646 --> 50:47.226
‫پس 200...

50:48.359 --> 50:49.439
‫چی؟!

50:49.693 --> 50:53.606
‫و 27,998.
‫(227,998)

50:54.547 --> 50:56.660
‫پس مجموعت می‌شه...

50:56.661 --> 50:58.305
‫44,000...

50:58.306 --> 50:59.499
‫وای شکستم داد که.

50:59.500 --> 51:01.693
‫44,987

51:02.519 --> 51:03.699
‫خب، اینم از این.

51:05.253 --> 51:06.460
‫تبریک می‌گم.

51:06.580 --> 51:08.605
‫اولین سالی که
‫مدیر مزرعه بودی...

51:08.606 --> 51:10.585
‫و قشنگ گذاشتی درم.

51:10.586 --> 51:11.872
‫ولی ما یه تیمیم.

51:11.932 --> 51:15.171
‫پس اگه این دو تا رو
‫جمع کنیم...40، 50...

51:15.272 --> 51:16.352
‫72.5

51:16.353 --> 51:18.413
‫- 72
‫- 72,000 پوند.

51:18.414 --> 51:20.852
‫- خب این اخه خیلی...
‫- هزار جریب مزرعه!

51:20.853 --> 51:22.980
‫می‌شه هر جریب 72 پوند.

51:23.919 --> 51:25.259
‫پس امروز باید بریم میخونه.

51:25.260 --> 51:27.280
‫ولی کیلب، همون‌طور که می‌دونی،

51:27.380 --> 51:29.700
‫مزارع همیشه
‫پول لازم دارن، مگه نه؟

51:29.701 --> 51:31.632
‫و ما دوره‌ی سال آینده
‫رو شروع کرده‌ایم.

51:31.633 --> 51:34.779
‫پس در واقع، من به همه‌ش
‫نیاز دارم برای خرید بذر،

51:34.780 --> 51:36.598
‫- ...کود و سم شیمیایی.
‫- چی؟

51:36.599 --> 51:37.052
‫پس...

51:37.053 --> 51:38.792
‫پس نمی‌تونیم بریم میخونه؟
‫- نه.

51:38.793 --> 51:42.419
‫- یعنی تا پنیِ آخرشو نیاز داری؟
‫- تا پنیِ آخرش.

51:42.560 --> 51:43.760
‫بذر و کود و سم،

51:43.761 --> 51:47.199
‫این حتی هزینه قراردادها
‫رو هم پوشش نمی‌ده.

51:48.393 --> 51:50.673
‫پس یه آبجو به حساب من برا تو.

51:51.493 --> 51:52.965
‫یه چیز دیگه بهت بگم.

51:52.986 --> 51:54.847
‫اگه من زمین‌های غیر زراعی
‫رو کشاورزی نمی‌کردم،

51:54.848 --> 51:56.939
‫- اون‌وقت توی دردسر بودیم.
‫- آره.

51:58.006 --> 51:59.672
‫یه چیز دیگه این‌که...

51:59.673 --> 52:01.007
‫دوباره...

52:01.008 --> 52:04.875
‫من توی موقعیت خوش‌شانسی‌ام
‫که راه‌های درآمد دیگه‌ای هم دارم.

52:05.332 --> 52:08.799
‫ولی اگه یه کشاورز
‫معمولی باشی و این...

52:08.800 --> 52:10.800
‫تنها شغل تمام وقتت باشه،

52:10.913 --> 52:14.800
‫اگه دو سال پول در نیاری...

52:15.106 --> 52:16.558
‫دهن آسفالته.

52:16.559 --> 52:17.725
‫واقعا سخته.

52:17.726 --> 52:21.366
‫به دلیل نوساناتی که
‫توی قیمت گندم دیدیم،

52:21.453 --> 52:23.226
‫و توی قیمت کود هم...

52:23.227 --> 52:24.032
‫
‫- آره.
‫و توی قیمت کود هم...

52:24.106 --> 52:26.899
‫نمی‌دونی اصلا کجای کاری.
‫نمی‌تونی برنامه بریزی.

52:26.900 --> 52:30.253
‫واقعا یه پروانه می‌تونه
‫توی چین بال بزنه...
‫(اثر پروانه‌ای)

52:30.254 --> 52:31.686
‫و تو ورشکست بشی.

52:31.753 --> 52:33.759
‫این‌قدر احمقانه‌ست.

52:34.212 --> 52:37.920
‫قبلا این‌طور بود که
‫از نظر یارانه کمکی...

52:37.921 --> 52:40.408
‫یه درآمد نسبتا ثابتی داشتی،
‫که اون‌هام دارن قطع می‌شن.

52:40.409 --> 52:41.080
‫واقعا سخته که...

52:41.081 --> 52:43.741
‫من دوست دارم فکر کنم
‫که آینده کشاورزی برای...

52:43.742 --> 52:46.062
‫ نسل‌های جوونی که در راهن،
‫روشن و مشخص باشه.

52:46.063 --> 52:47.468
‫مخصوصا من!
‫من 25 سالمه.

52:47.469 --> 52:50.839
‫احتمالا 60 تا برداشت دیگه داشته باشم.
‫- چطور؟ چطور؟ چطور؟

52:50.939 --> 52:53.398
‫نمی‌دونم!
‫جدی نمی‌دونم.

52:53.399 --> 52:54.898
‫- چطور؟
‫- ولی می‌خوام مثبت بمونم...

52:54.899 --> 52:57.226
‫...چون عاشق کارمم.

53:00.239 --> 53:01.517
‫باید دوباره با رئیس جمهور حرف بزنم.

53:01.518 --> 53:02.891
‫نخست وزیر، ببخشید.

53:03.978 --> 53:05.060
‫تف بهش!

53:06.107 --> 53:07.320
‫رئیس جمهور!

53:09.520 --> 53:10.787
‫
‫سخت بود،

53:10.788 --> 53:13.725
‫
‫که هر پنی که درآورده
‫بودیم رو به چارلی بدیم،

53:13.726 --> 53:17.446
‫
‫تا بذر و کود بخره برای سال بعد.

53:17.520 --> 53:19.606
‫
‫ [موسیقی: ?Where Do The Children Play
‫از Cat Stevens]

53:19.720 --> 53:22.853
‫
‫چون این یعنی این‌که
‫این همه تلاش کردیم...

53:22.953 --> 53:25.306
‫
‫تا اصلا چیزی به دست نیاریم.

53:25.793 --> 53:28.237
‫♪ Well I think it's fine ♪
‫♪ فکر کنم مشکلی نداشته باشه ♪

53:29.686 --> 53:32.306
‫♪ Building jumbo planes ♪
‫♪ ساختن یه هواپیمای بزرگ ♪

53:33.986 --> 53:36.839
‫♪ Or taking a ride ♪
‫♪ یا سوار شدن بر... ♪

53:37.333 --> 53:39.686
‫♪ On a cosmic train ♪
‫♪ بر یه قطار کیهانی ♪

53:42.359 --> 53:45.486
‫♪ I know we've come a long way ♪
‫♪ می‌دونم که راه درازی رو پیمودیم ♪

53:46.080 --> 53:49.279
‫♪ We're changing day to day ♪
‫♪ هر روز تغییر می‌کنیم ♪

53:49.693 --> 53:57.760
‫But tell me ♪
‫♪ where do the children play
‫♪ ولی بهم بگو
‫بچه‌ها کجا بازی می‌کنن؟ ♪

53:59.546 --> 54:02.160
‫♪ When you crack the sky ♪
‫♪ وقتی آسمون رو می‌شکافی ♪

54:03.000 --> 54:05.853
‫♪ Scrapers fill the air ♪
‫♪ آسمون‌خراش‌ها هوا رو پر می‌کنن ♪

54:06.867 --> 54:09.739
‫♪ But will you keep on building higher ♪
‫♪ ولی تو می‌ری بالاتر ♪

54:09.739 --> 54:12.533
‫♪ Til there's no more room up there? ♪
‫♪ تا اونجایی که دیگه جایی اون بالا نباشه؟ ♪

54:13.600 --> 54:16.560
‫♪ I know we've come a long way ♪
‫♪ می‌دونم که راه درازی رو پیمودیم ♪

54:17.128 --> 54:20.639
‫♪ We're changing day to day ♪
‫♪ هر روز تغییر می‌کنیم ♪

54:20.640 --> 54:28.217
‫But tell me ♪
‫♪ where do the children play
‫♪ ولی بهم بگو
‫بچه‌ها کجا بازی می‌کنن؟ ♪

54:33.563 --> 54:38.229
‫
‫آره، یه سال پر فراز و نشیب دیگه.

54:39.386 --> 54:41.705
‫
‫ولی، همون‌طور که الان مرسومه،

54:41.706 --> 54:46.213
‫
‫تیم Diddly Squat جمع شده
‫تا گذر از امسالش رو علامت بزنه،

54:47.473 --> 54:49.525
‫
‫یا یه تفریح توی جنگل،

54:49.526 --> 54:53.080
‫
‫در کنار یکی از دستاوردهای کمترِ من.

54:54.246 --> 54:56.073
‫سد هنوز ساختش تموم نشده.

54:56.074 --> 54:57.353
‫نگاش کن آخه!

54:58.186 --> 55:00.433
‫- می‌دونی که حتی پسرفت هم کردیم.
‫- می‌خواستم همینو بگم.

55:00.434 --> 55:02.718
‫- اصلا شروعش هم کردین؟
‫- عجب افتضاحیه.

55:02.719 --> 55:04.746
‫واقعا مایه شرمساریه،
‫با جفت‌تونم.

55:04.747 --> 55:07.333
‫انگار دو تا بچه داشتن
‫اونجا بازی می‌کردن، نه؟

55:07.334 --> 55:08.660
‫- آره
‫- چی؟

55:10.786 --> 55:12.559
‫دقیقا همین‌طوره.

55:15.553 --> 55:17.663
‫سگ‌ها هنوز آموزش ندیدن.

55:17.713 --> 55:20.416
‫- چقدر کثیفی!
‫- نه، برو اون‌ور!

55:21.766 --> 55:23.780
‫چند روز پیش داشتم فکر می‌کردم.

55:24.573 --> 55:26.244
‫کشاورزها گله و شکایت می‌کنن.

55:26.330 --> 55:28.100
‫بیشتر با دلیل خوب.

55:29.019 --> 55:30.103
‫خیلی سخته.

55:30.104 --> 55:31.769
‫پول زیادی نمی‌گیرن.

55:31.913 --> 55:35.026
‫برای آسیب رسوندن به محیط زیست
‫توسط همه سرزنش می‌شن.

55:35.140 --> 55:39.179
‫چرا دارن تلاش می‌کنن که
‫این صنعت رو زنده نگاه دارن؟

55:39.419 --> 55:40.858
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

55:40.859 --> 55:44.326
‫و بعد یادم اومد که
‫چهار سال پیش گفتی:

55:44.473 --> 55:46.813
‫
‫«کشاورزی، یه سبک زندگیه.»

55:46.986 --> 55:48.792
‫- تو هم موافقی؟
‫- آره.

55:49.366 --> 55:51.126
‫یادتونه توی سال اول گفتم:

55:51.127 --> 55:52.913
‫«باید برگردم لندن؟

55:52.980 --> 55:54.599
‫یا همین‌جا بمونم؟»

55:54.793 --> 55:56.272
‫حتی به ذهنمم نرسید...نه!

55:56.273 --> 55:57.604
‫
‫- ای تف توش!
‫حتی به مغزمم نرسید...نه!

56:00.547 --> 56:02.679
‫حالا حتی به ذهنمم نرسید.

56:02.679 --> 56:05.446
‫خب باید سه‌شنبه بعدی برم لندن...

56:05.479 --> 56:06.719
‫از همین الان استرس دارم ،

56:06.720 --> 56:09.279
‫و سعی می‌کنم
‫بهونه‌ای برای نرفتن پیدا کنم.

56:09.386 --> 56:10.819
‫یادته وقتی رفته بودی آفریقا؟

56:10.820 --> 56:11.351
‫آره.

56:11.353 --> 56:12.386
‫متنفرم از اعتراف بهش.

56:12.387 --> 56:13.112
‫
‫- خب.
‫متنفرم از اعتراف بهش.

56:13.239 --> 56:15.206
‫یه جواریی دلم برات تنگ شده بود.

56:17.073 --> 56:19.633
‫اینو که گفتی، الان
‫هواپیماها سقوط می‌کنن!

56:19.634 --> 56:21.487
‫وقتی که گفتی:
‫«یه جورایی»...

56:21.866 --> 56:22.345
‫واقعا؟

56:22.346 --> 56:25.439
‫به عنوان یه شخص دلتنگش شدم،
‫نه به‌ خاطر کمکش توی مزرعه که.

56:25.440 --> 56:27.060
‫- چی‌می‌خوای کیلب؟
‫- اون فنجون‌های کوچیک چایی‌مون...

56:27.061 --> 56:30.220
‫گپ‌هایی که می‌زدیم،
‫غذاهایی آخر هفته بیرون می‌خوردیم،

56:30.221 --> 56:31.672
‫و چرت و پرت گفتن‌هامون.

56:31.673 --> 56:33.745
‫گپ‌های کشاورزی و...

56:34.079 --> 56:35.839
‫به این جامعه در اطرافت نیاز داری.

56:35.840 --> 56:37.347
‫به این نوع از...

56:37.348 --> 56:39.179
‫وگرنه خیلی تنها و خلوته...

56:39.180 --> 56:39.767
‫همین‌طوره.

56:39.768 --> 56:42.448
‫و همین سال‌های معمولی رو داریم،

56:42.449 --> 56:43.412
‫سختی‌ها،

56:43.418 --> 56:44.507
‫آب‌وهوای بد،

56:44.508 --> 56:46.000
‫ناامیدی‌ها،

56:46.088 --> 56:48.194
‫مرگ خوک‌ها که وحشتناک بود.

56:48.195 --> 56:49.539
‫بارونس و غیره.

56:49.540 --> 56:52.639
‫ولی، بذارید این‌طوری بهش نگاه کنیم...

56:53.133 --> 56:55.719
‫من برای اولین بار پدربزرگ شدم،

56:55.720 --> 56:57.593
‫از زمانی که آخرین بار اینجا بودیم.

56:57.660 --> 56:59.799
‫تو بازم بابا شدی.

57:00.120 --> 57:01.480
‫و تو...

57:01.766 --> 57:03.206
‫جی- داگ...
‫(G-Dog)

57:03.207 --> 57:04.752
‫سرطان رو شکست دادی.

57:04.753 --> 57:05.633
‫آره.

57:05.766 --> 57:07.152
‫می‌تونیم به سلامتیش بنوشیم.

57:07.153 --> 57:08.120
‫- به سلامتی.
‫- آفرین، رفیق.

57:08.121 --> 57:10.626
‫- آفرین، تبریک می‌گم.
‫- به سلامتی، ممنون.

57:10.627 --> 57:11.674
‫تبریک می‌گم.

57:11.675 --> 57:12.888
‫ازت ممنونم.

57:13.093 --> 57:14.933
‫- و از تو هم ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

57:15.033 --> 57:16.400
‫ممنون از همه‌تون...

57:16.401 --> 57:18.891
‫برای کمک‌تون به تبدیل این
‫شغل به بهترین شغل جهان.

57:18.893 --> 57:21.419
‫می‌خوام از همگی تشکر کنم،

57:21.419 --> 57:24.672
‫تمام تیم فیلم‌برداری
‫و تمام رفقام که اینجان.

57:24.740 --> 57:28.579
‫همه‌ی شما که به من
‫و خونواده‌م لطف داشتید.

57:29.726 --> 57:31.239
‫خیلی ازتون ممنونم.

57:31.306 --> 57:34.045
‫- جرالد، فوق‌العاده بود.
‫- همیشه برای تو همین‌جاییم.

57:34.266 --> 57:34.859
‫خوبه.

57:34.860 --> 57:36.133
‫به سلامتی!

57:36.220 --> 57:37.626
‫به سلامتی، بچه‌ها.

57:37.650 --> 57:42.650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

57:43.147 --> 57:46.800
‫
‫شما تماشا...[کرده‌اید]

57:48.613 --> 57:51.186
‫
‫«آلن»

57:52.847 --> 57:55.514
‫
‫«آریا» و «سانسا»

57:56.607 --> 57:58.960
‫
‫«اندی»

58:01.827 --> 58:04.358
‫
‫«جرالد کبیر»

58:09.047 --> 58:11.360
‫
‫«چارلی خندان»

58:15.287 --> 58:17.434
‫
‫«لیزا»

58:25.853 --> 58:28.323
‫
‫«کیلب»

58:33.973 --> 58:37.202
‫
‫و «جرمی»

58:39.976 --> 58:45.247
‫
‫در...
‫«مزرعه کلارکسون»

58:45.608 --> 58:50.439
‫
‫♪ Papa would do whatever he could ♪
‫♪ بابابزرگ هر کاری که می‌تونست انجام می‌داد ♪

58:50.440 --> 58:52.800
‫
‫♪ Preach a little gospel ♪
‫♪ کمی انجیل رو موعظه می‌کرد ♪

58:53.080 --> 58:57.337
‫
‫♪ Sell a couple bottles of Doctor Good ♪
‫♪ چند تا بطری شراب دکتر گود می‌فروخت ♪

58:58.126 --> 59:00.792
‫
‫♪ Gypsies, tramps, and thieves ♪
‫♪ کولی‌ها، گداها و دزدها ♪

59:00.793 --> 59:02.692
‫
‫We'd hear it from ♪
‫♪ the people of the town
‫♪ ما این‌ها رو از
‫مردم شهر می‌شنیدیم ♪

59:02.693 --> 59:06.705
‫
‫They'd call us gypsies ♪
‫♪ tramps, and thieves
‫♪ اون‌ها به ما می‌گفتن
‫کولی‌ها، گداها و دزدها ♪

59:06.706 --> 59:10.160
‫
‫But every night all the men ♪
‫♪ would come around
‫♪ ولی هر شب تمام مردها می‌اومدن ♪

59:10.566 --> 59:12.800
‫♪ And lay their money down ♪
‫♪ و پول‌شون رو می‌ذاشتن وسط ♪

59:12.801 --> 59:18.683
‫
‫«امیدوارم لذت برده باشین»
‫«به یادِ تمام یارانمان در راه آزادی...»
