1
00:00:08,617 --> 00:00:11,244
‫<font color="#87DB2D">
‫«مزرعه کلارکسون»
‫<font color="#ff8c10">

2
00:00:14,922 --> 00:00:18,524
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 24»
‫«محاسـبـه‌کردن»

3
00:00:22,480 --> 00:00:30,480
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

4
00:00:30,504 --> 00:00:34,504
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

5
00:00:35,453 --> 00:00:36,893
‫خشک‌ترین فوریه‌ی تاریخ.

6
00:00:36,894 --> 00:00:39,166
‫- پربارش‌ترین مارسِ 40 سال اخیر.
‫- آره.

7
00:00:41,673 --> 00:00:46,326
‫بعدش اصلا بارونی نیومد
‫ولی ماه مِی سرد بود.

8
00:00:47,840 --> 00:00:51,226
‫و بعد رفت توی
‫گرم‌ترین ژوئنِ تاریخ.

9
00:00:52,446 --> 00:00:56,392
‫- از اون موقع تا الان...
‫- پربارش ترین ماه جولای بوده.

10
00:00:57,652 --> 00:01:00,705
‫پربارش‌ترین و سردترین جولای.

11
00:01:02,453 --> 00:01:05,372
‫<i>
‫با توجه به این‌که آب‌وهوا
‫دقیقا برعکسِ چیزی بود که...

12
00:01:05,373 --> 00:01:08,726
‫<i>
‫ما توی طول سال بهش نیاز داشتیم،

13
00:01:09,406 --> 00:01:12,126
‫<i>
‫برای فرا رسیدنِ یه پاییز
‫قدیمی دعا می‌کردیم،

14
00:01:12,127 --> 00:01:15,013
‫<i>
‫که آفتاب گرم فراوونی داشته باشه.

15
00:01:15,607 --> 00:01:16,826
‫<i>
‫اما نه.

16
00:01:16,893 --> 00:01:22,853
‫<i>
‫ماهِ حیاتیِ برداشت هم از
‫همکاری کردن خودداری کرد.

17
00:01:23,027 --> 00:01:25,793
‫امروز قرار بود آفتابی باشه، نگاه کنین.

18
00:01:27,100 --> 00:01:29,652
‫<i>
‫و حالا کیلب محصولات رو کُشت...

19
00:01:29,653 --> 00:01:31,572
‫<i>
‫تا برای کمباین آماده بشن،

20
00:01:31,573 --> 00:01:33,372
‫<i>
‫و وقت‌مون تنگ بود.

21
00:01:37,186 --> 00:01:39,173
‫<i>
‫هر چی بیشتر توی زمینی که...

22
00:01:39,174 --> 00:01:41,345
‫<i>
‫برای برداشت خیلی مرطوبه، بمونن،

23
00:01:41,346 --> 00:01:44,133
‫<i>
‫بیشتر خراب می‌شن.

24
00:01:44,820 --> 00:01:46,749
‫باید زیر 15 باشه.

25
00:01:47,319 --> 00:01:48,985
‫18.4

26
00:01:48,986 --> 00:01:49,866
‫ریدم توش.

27
00:01:51,786 --> 00:01:53,985
‫احتمالا روی 9 خوب باشه.

28
00:01:54,113 --> 00:01:55,772
‫18.3

29
00:01:57,213 --> 00:01:59,006
‫باید کمتر از 9 باشه.

30
00:01:59,073 --> 00:02:00,900
‫17.5

31
00:02:01,046 --> 00:02:02,172
‫گندش بزنن.

32
00:02:02,246 --> 00:02:04,152
‫سلام، شما هم
‫تست رطوبت انجام دادین؟

33
00:02:04,186 --> 00:02:05,986
‫از همین الانشم
‫حس می‌کنم که مرطوبه.

34
00:02:06,006 --> 00:02:07,252
‫18.6

35
00:02:07,253 --> 00:02:10,326
‫امسال سال خیلی مزخرفیه.
‫اصلا خشک نمی‌شه.

36
00:02:11,299 --> 00:02:13,272
‫- چنده؟
‫- 17درصد.

37
00:02:14,732 --> 00:02:18,852
‫فکر کنم رکورد این‌که چند بار می‌تونم یه
‫مزرعه رو تست رطوبت بگیرم رو شکوندم.

38
00:02:21,140 --> 00:02:23,525
‫تست رطوبت، تست رطوبت،
‫بازم تست رطوبت.

39
00:02:23,526 --> 00:02:25,579
‫بعدش بازم یه تست رطوبت دیگه.

40
00:02:30,267 --> 00:02:33,628
‫به آخر روز می‌رسی و می‌گی:
‫«امروز می‌شه؟ نه، امروزم نمی‌شه.»

41
00:02:33,833 --> 00:02:35,159
‫<i>
‫برای افزایش فشارِ رومون،

42
00:02:35,160 --> 00:02:41,717
‫<i>
‫حالا اندی کاتو هم نگرانِ
‫عملکرد مزرعه گندم وحشیش بود.

43
00:02:42,147 --> 00:02:43,780
‫- صبحت بخیر.
‫- حالت چطوره؟

44
00:02:44,546 --> 00:02:47,285
‫<i>
‫چون نگران این بود که
‫شاید با کود نیتروژن...

45
00:02:47,286 --> 00:02:50,339
‫<i>
‫بیش از حد محتاطانه عمل کرده باشه.

46
00:02:50,753 --> 00:02:52,705
‫فکر نمی‌کنم اینجا رو
‫خوب عمل کرده باشیم.

47
00:02:52,706 --> 00:02:56,865
‫توی این زمین مقدار بسیار
‫ناچیزی نیتروژن استفاده کردیم،

48
00:02:56,866 --> 00:02:58,679
‫شاید حدود 11 کیلوگرم.

49
00:02:58,919 --> 00:03:00,839
‫توی اون یکی زمینِ
‫اونجا چقدر استفاده کردید؟

50
00:03:00,840 --> 00:03:02,359
‫- نمی‌دونم.
‫- شاید چند صد کیلو؟

51
00:03:02,360 --> 00:03:03,865
‫- کیلب می‌دونه.
‫- آره.

52
00:03:03,866 --> 00:03:05,852
‫پس چند صد کیلو
‫توی اون یکی و 11 تا...

53
00:03:05,853 --> 00:03:08,906
‫نمی‌دونم ولی حدس
‫می‌زنم همون حدودها باشه.

54
00:03:08,953 --> 00:03:12,319
‫ولی فکر کنم توی این زمین
‫تعادلش رو درست برقرار نکردیم.

55
00:03:12,407 --> 00:03:13,652
‫کمی کم‌کاری کردیم.

56
00:03:13,653 --> 00:03:16,932
‫یه مقدار کمی کمبود انرژی داره.

57
00:03:20,040 --> 00:03:25,112
‫<i>
‫بعد از دست روی دست
‫گذاشتن توی روزهای ناامیدکننده،

58
00:03:25,153 --> 00:03:29,332
‫<i>
‫بالاخره شرایط رو به بهبودی رفت.

59
00:03:30,126 --> 00:03:31,679
‫صداش که بهتره.

60
00:03:33,580 --> 00:03:34,979
‫جو دوسر...

61
00:03:35,380 --> 00:03:37,826
‫باید زیر 15% باشه.

62
00:03:39,486 --> 00:03:41,186
‫حالا شد 15%!

63
00:03:42,026 --> 00:03:43,646
‫پس تا زمانی که
‫«سایمون» برسه اینجا،

64
00:03:43,647 --> 00:03:45,360
‫آماده برداشت می‌شه.

65
00:03:46,365 --> 00:03:50,432
‫<i>
‫مثل همیشه، چارلی موقع
‫برداشت به مسافرت رفته بود.

66
00:03:50,473 --> 00:03:53,272
‫<i>
‫بدین معنا بود که حالا
‫دیگه کاملا کیلب رئیسه.

67
00:03:53,272 --> 00:03:56,945
‫<i>
‫پس درحالی‌که منتظر
‫رسیدن کمباین بودیم،

68
00:03:57,166 --> 00:03:59,378
‫<i>
‫منو به دفترش احضار کرد...

69
00:03:59,379 --> 00:04:03,426
‫<i>
‫برای چیزی که به گفته
‫اون، یه جلسه‌ی مهمه.

70
00:04:08,399 --> 00:04:09,443
‫سلام، چطوری؟

71
00:04:09,493 --> 00:04:10,940
‫پس این...

72
00:04:11,800 --> 00:04:13,439
‫به دفتر من خوش اومدی!

73
00:04:13,440 --> 00:04:15,706
‫خب، چند وقته که اینجایی؟

74
00:04:15,966 --> 00:04:17,986
‫از وقتی که منو مدیر مزرعه کردی.

75
00:04:18,106 --> 00:04:20,619
‫- اون که چند ماه پیش بود.
‫- همین‌طوره!

76
00:04:20,813 --> 00:04:22,432
‫فقط یه مقدار جا خالی کردم و...

77
00:04:22,433 --> 00:04:24,260
‫کی دکوراسیون داخلیت رو انجام داده؟

78
00:04:24,261 --> 00:04:27,119
‫- «نیکی هاسلم»؟
‫- نه خودم!<font color="#ff8c10">
‫ (Nicky Haslam مجری و طراح
‫دکوراسیون معروف بریتانیایی)

79
00:04:27,573 --> 00:04:29,186
‫دفتر کاره دیگه!

80
00:04:30,966 --> 00:04:33,371
‫- این که دفتر کار نیست!
‫- خوبه که!

81
00:04:33,372 --> 00:04:35,832
‫این میز رو توی سوله‌یِ
‫قدیمیِ اون پشت پیدا کردم.

82
00:04:35,833 --> 00:04:39,133
‫و این یکی که اینجاست
‫هم مثل یه کمد با چند تا...

83
00:04:39,193 --> 00:04:41,506
‫آره، وضع برق‌کشیش زیاد خوب نیست.

84
00:04:42,266 --> 00:04:44,079
‫تخمی‌ترین دفتریه که تا حالا دیدم.

85
00:04:44,080 --> 00:04:45,436
‫نیست! خشکه!

86
00:04:45,437 --> 00:04:46,871
‫ولی یه ماشین
‫لباس‌شویی هم داری.

87
00:04:46,872 --> 00:04:48,701
‫آره، یه خشک‌کن هم دارم.

88
00:04:48,853 --> 00:04:50,292
‫بگذریم، مهم‌تر از این‌ها،

89
00:04:50,293 --> 00:04:52,293
‫چارلی رفته آمریکا.

90
00:04:52,346 --> 00:04:53,252
‫- می‌دونم.
‫- آره.

91
00:04:53,253 --> 00:04:55,040
‫خب برداشت نزدیکه،
‫مشخصه که در می‌ره.

92
00:04:55,041 --> 00:04:55,705
‫<font color="#ffd306">
‫- دقیقا.</font>
‫خب برداشت نزدیکه،
‫مشخصه که در می‌ره.

93
00:04:55,707 --> 00:04:57,600
‫- آره، رفته. اما...
‫- آره.

94
00:04:57,680 --> 00:04:58,679
‫حالا به عنوان مدیر مزرعه،

95
00:04:58,680 --> 00:05:00,759
‫من مسئول سلامت و ایمنی
‫توی این مزرعه هستم.

96
00:05:00,760 --> 00:05:02,112
‫وای خدایا.

97
00:05:02,153 --> 00:05:03,366
‫10 دقیقه بیشتر نمی‌شه.

98
00:05:03,367 --> 00:05:04,858
‫باید این پرونده رو برات مرور کنم.

99
00:05:04,859 --> 00:05:05,840
‫- چیه این؟
‫- اگه می‌خوای بخونش.

100
00:05:05,841 --> 00:05:08,894
‫تمام ارزیابی‌های خطری
‫که نوشتم رو بخون.

101
00:05:09,092 --> 00:05:11,045
‫- ارزیابی خطر انجام دادی؟
‫- آره.

102
00:05:11,046 --> 00:05:12,331
‫مجبورم، چون گردن منه.

103
00:05:12,332 --> 00:05:14,999
‫اگه تو به خودت آسیبی بزنی،
‫می‌دونی تقصیرش گردن کیه؟

104
00:05:15,099 --> 00:05:16,798
‫من، من باید برم زندان.

105
00:05:16,799 --> 00:05:18,732
‫و این قیافه بدرد زندان نمی‌خوره.

106
00:05:18,786 --> 00:05:20,939
‫چند روز پیش داشتیم
‫سنگ حمل می‌کردیم...

107
00:05:20,940 --> 00:05:22,293
‫- ...برای پارکینگ، آره؟
‫- آره.

108
00:05:22,294 --> 00:05:24,653
‫چی شد وقتی که
‫می‌خواستی حرکت کنی؟

109
00:05:24,779 --> 00:05:27,366
‫- اوه، تریلر رفت بالا.
‫- آره.

110
00:05:27,426 --> 00:05:29,739
‫- همین خیلی خطرناکه.
‫- چرا خطرناکه؟

111
00:05:29,740 --> 00:05:32,391
‫- به‌خاطر کابل‌های برق بالاسرت.
‫- کابلی نبود اونچا که.

112
00:05:32,392 --> 00:05:34,091
‫باشه نبود، ولی اگه بود...

113
00:05:34,092 --> 00:05:35,378
‫خب نیست.

114
00:05:35,493 --> 00:05:38,845
‫ممکن بود بخوری به‌شون
‫و خودت یا یکی دیگه رو بکشی.

115
00:05:38,846 --> 00:05:39,766
‫ولی کابلی نیست.

116
00:05:39,840 --> 00:05:41,420
‫راه صحیح خروج از تراکتور وقتی که...

117
00:05:41,421 --> 00:05:43,886
‫با کابل برق برخورد کردی رو می‌دونی؟

118
00:05:44,766 --> 00:05:45,313
‫نه.

119
00:05:45,314 --> 00:05:49,345
‫راه صحیح خروج از تراکتور
‫اگر خورده باشی به کابل برق،

120
00:05:49,346 --> 00:05:51,431
‫چون الکتریسیته از درون
‫تراکتورت منتقل می‌شه،

121
00:05:51,432 --> 00:05:52,799
‫اینه که جهش خرگوشی کنی.

122
00:05:52,800 --> 00:05:54,098
‫در رو باز می‌کنی،

123
00:05:54,099 --> 00:05:57,098
‫پاتو می‌ذاری روی اولین پله،
‫و تا جایی که می‌تونی می‌پری.

124
00:05:57,099 --> 00:05:58,999
‫- نمی‌تونم پرش خرگوشی کنم.
‫- احتمالا پات می‌شکنه.

125
00:05:59,000 --> 00:06:01,506
‫و زانوهام نمی‌تون...

126
00:06:01,646 --> 00:06:02,839
‫داخلش می‌شینم،

127
00:06:02,840 --> 00:06:04,319
‫چون تایرهای پلاستیکی
‫از من حفاظت می‌کنن.

128
00:06:04,320 --> 00:06:06,759
‫ولی نمی‌تونی بهم
‫زنگ بزنی چون آنتن نداری.

129
00:06:06,760 --> 00:06:07,553
‫چرا ندارم؟

130
00:06:07,554 --> 00:06:10,179
‫چون الکتریسیته
‫سیگنالت رو مختل می‌کنه.

131
00:06:10,179 --> 00:06:12,345
‫خب مردم بعد مدتی دلتنگم می‌شن.

132
00:06:12,346 --> 00:06:13,846
‫من که نه.

133
00:06:15,440 --> 00:06:18,052
‫بگذریم، برنامه «سه کلمه چیه»
‫رو داری روی گوشیت؟<font color="#ff8c10">
‫ (What3words سیستم مختصات جغرافیایی که
‫هر محدوده 3 متری را در 3 کلمه ذخیره می‌کند)

134
00:06:18,052 --> 00:06:18,959
‫- آره.
‫- خوبه.

135
00:06:18,960 --> 00:06:22,186
‫در صورت رخداد حادثه‌، می‌تونی
‫سه کلمه اختصاصی رو بگی،

136
00:06:22,187 --> 00:06:23,214
‫و می‌فهمم که کجایی.

137
00:06:23,215 --> 00:06:24,822
‫سه‌کلمه‌چیه رو درک نمی‌کنم.

138
00:06:24,823 --> 00:06:26,560
‫فکر می‌کردم خودت
‫باید کلمات رو انتخاب کنی.

139
00:06:26,561 --> 00:06:27,252
‫<font color="#ffd306">
‫- نه.</font>
‫فکر می‌کردم خودت
‫باید کلمات رو انتخاب کنی.

140
00:06:27,253 --> 00:06:28,286
‫چون نوشته:

141
00:06:28,287 --> 00:06:30,599
‫<i><font color="#ffd306">
‫«شما برای هر جایی که هستید،
‫سه کلمه انتخاب می‌کنید.»

142
00:06:30,600 --> 00:06:32,953
‫ولی اگه اینو برات بفرستم،

143
00:06:32,953 --> 00:06:36,619
‫تو از کجا می‌دونی من چه
‫سه کلمه‌ای رو انتخاب کردم؟

144
00:06:37,013 --> 00:06:39,013
‫این یکیو دیگه گرمش می‌کنم.

145
00:06:39,800 --> 00:06:42,200
‫نه واقعا... قول می‌دم!

146
00:06:42,266 --> 00:06:43,199
‫- در اصل...
‫- قول می‌دم...

147
00:06:43,200 --> 00:06:44,240
‫حقیقتا...

148
00:06:44,241 --> 00:06:46,311
‫نصبش کردم و نوشته بود...

149
00:06:46,312 --> 00:06:47,900
‫حالا هر چی...

150
00:06:47,901 --> 00:06:49,374
‫گردو، تافی، گربه.

151
00:06:49,375 --> 00:06:50,248
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫گردو، تافی، گربه.

152
00:06:50,293 --> 00:06:52,034
‫خب من نمی‌خوام
‫این کلمه‌ها باشه.

153
00:06:52,035 --> 00:06:53,701
‫یکی دیگه انتخاب‌شون کرده.

154
00:06:53,702 --> 00:06:54,180
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫یکی دیگه انتخاب‌شون کرده.

155
00:06:54,181 --> 00:06:55,958
‫خب، من خوشم نمی‌اد.

156
00:06:55,959 --> 00:06:56,999
‫من ستون‌های روزنامه می‌نویسم.

157
00:06:57,000 --> 00:06:58,954
‫هیچ‌کسی براشون
‫کلمه‌ها رو انتخاب نمی‌کنه.

158
00:06:58,954 --> 00:07:00,106
‫من انتخاب می‌کنم.

159
00:07:00,107 --> 00:07:02,599
‫خب اون شخصی که این
‫برنامه سه‌کلمه‌چیه رو نوشته،

160
00:07:02,600 --> 00:07:04,292
‫کلمه‌ها رو برای هر
‫جایی انتخاب کرده.

161
00:07:04,293 --> 00:07:05,733
‫به هر حال دارمش.

162
00:07:05,734 --> 00:07:06,507
‫خوبه.

163
00:07:06,606 --> 00:07:08,727
‫خیلی‌خب، تصادفی باز می‌کنم.

164
00:07:09,179 --> 00:07:11,264
‫<i><font color="#ffd306">
‫«سیگار کشیدن به هنگام
‫سوخت‌گیری ممنوع»؟

165
00:07:11,265 --> 00:07:12,225
‫- نه.<i><font color="#ffd306">
‫«سیگار کشیدن به هنگام
‫سوخت‌گیری ممنوع»؟

166
00:07:12,226 --> 00:07:14,019
‫ای وای نمی‌دونستم.

167
00:07:14,060 --> 00:07:17,140
‫همیشه وقتی بنزین می‌زدم
‫یه سگارم آتیش می‌کردم.

168
00:07:17,141 --> 00:07:18,333
‫همیشه!

169
00:07:18,393 --> 00:07:19,765
‫کاش می‌کردی.

170
00:07:24,598 --> 00:07:26,239
‫<i>
‫چند ساعت بعد،

171
00:07:26,240 --> 00:07:29,152
‫<i>
‫کیلب با سایمون و
‫کمباینش ملاقات کرد،

172
00:07:29,153 --> 00:07:31,951
‫<i>
‫تا جوی رو برداشت کنه که
‫توی زمینی کاشته بود...

173
00:07:31,953 --> 00:07:34,200
‫<i>
‫که کلزاها رشد نکرده بودن.

174
00:07:34,880 --> 00:07:36,926
‫<i>
‫بیسیم داری، سایمون؟

175
00:07:37,393 --> 00:07:38,840
‫<i>
‫آره، دارم.

176
00:07:40,540 --> 00:07:44,220
‫<i>
‫و حدس می‌زدم که
‫امیدواره همه‌ش رو...

177
00:07:44,221 --> 00:07:46,493
‫<i>
‫بدون کمک من انجام بده.

178
00:07:47,600 --> 00:07:50,996
‫فکر کنم امیدواره که من
‫پیداش نکنم اما می‌کنم.

179
00:07:51,373 --> 00:07:53,926
‫سپس کمکِ خودم
‫رو بهش ارائه می‌کنم.

180
00:07:54,119 --> 00:07:56,192
‫و خوش‌حال خواهد شد.

181
00:07:57,639 --> 00:08:00,419
‫<i>
‫خبر خوب! اومدم برای کمک!

182
00:08:00,499 --> 00:08:02,079
‫وای نه...

183
00:08:03,567 --> 00:08:04,987
‫<i>
‫می‌تونی این تریلر رو برداری،

184
00:08:04,988 --> 00:08:07,273
‫<i>
‫منم اون یکی رو برمی‌دارم، باشه؟

185
00:08:07,539 --> 00:08:09,719
‫<i>
‫تریلری که کیلب می‌خواست
‫تا من استفاده کنم،

186
00:08:09,720 --> 00:08:11,505
‫<i>
‫تا نصفش پر بود.

187
00:08:11,560 --> 00:08:13,760
‫<i>
‫پس باید وصلش می‌کردم،

188
00:08:13,780 --> 00:08:16,512
‫<i>
‫و بعدش به پر کردنش ادامه می‌دادم.

189
00:08:18,900 --> 00:08:20,496
‫حقیقتا...

190
00:08:20,560 --> 00:08:24,063
‫هنوز نمی‌دونم چطور
‫یه تریلر رو متصل کنم.

191
00:08:24,682 --> 00:08:25,402
‫بالا.

192
00:08:25,403 --> 00:08:26,329
‫بیشتر.

193
00:08:27,886 --> 00:08:29,508
‫- الان درسته؟
‫- نه.

194
00:08:29,646 --> 00:08:31,513
‫از اهرم کنترل استفاده کن.

195
00:08:31,593 --> 00:08:34,472
‫هیدرولیک‌ها رو قفلش کن
‫روی دکمه کوچیک،

196
00:08:34,753 --> 00:08:36,473
‫به هیدرولیک‌ها نیاز داری.

197
00:08:36,800 --> 00:08:38,692
‫از اون [دکمه] کوچیکش استفاده کن.

198
00:08:39,533 --> 00:08:40,973
‫قفله یا بازه؟

199
00:08:41,033 --> 00:08:43,712
‫- نمی‌دونم.
‫- روی دکمه کوچیک قفل شده؟

200
00:08:43,746 --> 00:08:44,739
‫چی؟

201
00:08:46,206 --> 00:08:47,472
‫آماده‌این؟

202
00:08:48,233 --> 00:08:49,612
‫یه کم برو جلوتر.

203
00:08:49,613 --> 00:08:51,006
‫چی؟ عقب؟

204
00:08:51,200 --> 00:08:53,920
‫یه کمی باید بری جلو. واای!

205
00:08:53,993 --> 00:08:57,125
‫چطور می‌تونن یه جت جنگنده
‫رو سوخت‌گیری کنن،

206
00:08:57,127 --> 00:08:59,366
‫اونم وسط هوا
‫توی ارتفاع 30,000 پا،

207
00:08:59,367 --> 00:09:02,038
‫و هنوز که هنوزه،
‫کشاورزها راه آسون‌تری...

208
00:09:02,039 --> 00:09:04,092
‫- ...براش اختراع نکردن.
‫- نه، بازم رفتی جلو که.

209
00:09:04,093 --> 00:09:06,606
‫باید برم جلو خب!

210
00:09:06,840 --> 00:09:09,300
‫- اووه پشمام!
‫- آررره!

211
00:09:09,673 --> 00:09:11,512
‫حالا شد یه چیزی!

212
00:09:11,833 --> 00:09:14,312
‫فقط سه ساعت بیشتر طول نکشید.

213
00:09:14,659 --> 00:09:16,212
‫خب، اینم از این.

214
00:09:16,386 --> 00:09:19,032
‫می‌خوای قبل از حرکت
‫هیدرولیک‌هات رو تست کنی؟

215
00:09:19,079 --> 00:09:20,758
‫چطور امتحان‌شون کنم؟

216
00:09:20,759 --> 00:09:22,392
‫باید هیدرولیک‌ها رو باز کنی و...

217
00:09:22,393 --> 00:09:24,399
‫بازشون کردم خب!
‫[نامفهوم]

218
00:09:24,573 --> 00:09:26,172
‫البته فکر کنم.

219
00:09:28,840 --> 00:09:29,960
‫بیارش پایین.

220
00:09:30,040 --> 00:09:31,793
‫نه، نه، بیارش پایین.

221
00:09:37,799 --> 00:09:39,609
‫ای کصخل!

222
00:09:44,372 --> 00:09:46,079
‫حقیقتا دیگه...

223
00:09:46,279 --> 00:09:47,464
‫نمی‌تونم تحملش کنم.

224
00:09:47,465 --> 00:09:48,932
‫یه بیل و چند تا گونی بهش بده.

225
00:09:48,933 --> 00:09:50,665
‫ما که قدیما با دانش‌آموزها
‫این کارو می‌کردیم.

226
00:09:50,666 --> 00:09:52,385
‫مجبورشون می‌کردیم
‫دوباره با بیل بارش بزنن.

227
00:09:52,386 --> 00:09:53,685
‫<font color="#ffd306"><b>
‫- نه!</b></font>
‫مجبورشون می‌کردیم
‫دوباره با بیل بارش بزنن.

228
00:09:54,100 --> 00:09:55,159
‫چیزم تو روحت!

229
00:09:55,160 --> 00:09:56,893
‫خب، پس این می‌شه بالا.

230
00:09:56,894 --> 00:09:58,353
‫نه، وایسا!

231
00:10:00,540 --> 00:10:01,753
‫ریدم.

232
00:10:02,413 --> 00:10:04,500
‫می‌شه توافق کنیم که...

233
00:10:04,553 --> 00:10:06,605
‫از الان به بعد،
‫خودت وصلش می‌کنی.

234
00:10:06,606 --> 00:10:08,673
‫وقتی که اون لوله‌ها
‫رو وصل می‌کنی،

235
00:10:08,674 --> 00:10:10,238
‫می‌شه همیشه ثابت باشن؟

236
00:10:10,239 --> 00:10:11,719
‫آره، این کاریه که همیشه می‌کنم.

237
00:10:11,720 --> 00:10:13,632
‫ولی اولا تراکتور تو مزخرفه.

238
00:10:13,633 --> 00:10:16,406
‫دوما، تو بلد نیستی
‫باهاش رانندگی کنی.

239
00:10:16,553 --> 00:10:17,499
‫تقصیر من نیست که!

240
00:10:17,500 --> 00:10:20,272
‫خب هست، هر وقت سوارش
‫می‌شی، دکمه اشتباهی رو می‌زنه.

241
00:10:20,273 --> 00:10:22,999
‫به‌خاطر اینه که
‫هر بار سوارش می‌شم،

242
00:10:23,093 --> 00:10:26,005
‫هر دکمه کار متفاوتی انجام می‌ده.
‫با این که دیگه موافقی؟

243
00:10:26,006 --> 00:10:28,339
‫آره، چون تراکتور تخمیه.

244
00:10:29,399 --> 00:10:31,546
‫<i>
‫خوشبختانه،
‫اون هفته پسرخونده‌م...

245
00:10:31,547 --> 00:10:34,305
‫<i>
‫داشت توی مزرعه
‫کار یاد می‌گرفت،

246
00:10:34,306 --> 00:10:36,246
‫<i>
‫پس اون لذت بیل زدن...

247
00:10:36,247 --> 00:10:40,105
‫<i>
‫جوهای ریخته شده‌ی
‫من رو تجربه کرد.

248
00:10:40,889 --> 00:10:42,062
‫برو تا بریم.

249
00:10:42,159 --> 00:10:43,583
‫وارد می‌شیم.

250
00:10:44,206 --> 00:10:46,134
‫<i>
‫درحالی‌که من به
‫سمت سایمون رفتم،

251
00:10:46,135 --> 00:10:48,360
‫<i>
‫تا بقیه بارش رو خالی کنم.

252
00:10:48,779 --> 00:10:50,366
‫خب، حالا بیا خرابش نکنیم.

253
00:10:50,367 --> 00:10:52,720
‫جرمی، گند نزن بهش.

254
00:11:02,926 --> 00:11:05,652
‫اضطراب داره.
‫مشخصه دست پاچه‌ست.

255
00:11:06,172 --> 00:11:09,212
‫<i>
‫یه کم برو سمت چپ،
‫برو چپ! برو چپ!

256
00:11:10,952 --> 00:11:12,959
‫اون همه‌ش ریخت بیرون.
‫نگاه چقدر...

257
00:11:12,992 --> 00:11:14,834
‫<i>
‫همه‌شو ریختی بیرون که.

258
00:11:15,095 --> 00:11:15,954
‫<i>
‫چی؟

259
00:11:16,019 --> 00:11:18,092
‫<i>
‫حالا دیگه چه اشتباهی کردم؟

260
00:11:18,193 --> 00:11:20,719
‫<i>
‫همین الان کلی از بارتو
‫از سمت چپت ریختی بیرون.

261
00:11:20,720 --> 00:11:22,473
‫<i>
‫خیلی به کمباین نزدیک بودی.

262
00:11:22,786 --> 00:11:26,213
‫وای نمی‌فهمم.
‫هیچی‌شو نمی‌فهمم.

263
00:11:32,193 --> 00:11:34,765
‫<i>
‫وقتی که زمانِ
‫دریافت بار دومم رسید،

264
00:11:34,766 --> 00:11:39,006
‫<i>
‫سایمون یه حرکتِ
‫نسبتا تحقیرآمیز زد.

265
00:11:43,270 --> 00:11:45,425
‫در حالی که ثابت
‫وایسادم دارم بار می‌زنم.

266
00:11:45,426 --> 00:11:47,960
‫می‌دونم که می‌تونید توی خونه
‫ببینید و دارید بهم می‌خندید،

267
00:11:47,961 --> 00:11:50,332
‫اما نکته مهمش اینه که:

268
00:11:50,471 --> 00:11:53,003
‫کیلب اینجا نیست که ببینه.

269
00:12:01,479 --> 00:12:06,126
‫<i>
‫اما با وجود این‌که مهارت‌های برداشتی
‫که قبلا داشتم رو از دست داده بودم،

270
00:12:06,127 --> 00:12:11,279
‫<i>
‫اون روز موفق شدیم که هر
‫دو مزرعه جو رو برداشت کنیم،

271
00:12:11,393 --> 00:12:13,426
‫<i>
‫و به سوله منتقل کنیم.

272
00:12:14,279 --> 00:12:15,939
‫تا چشت دراد «مک اسکاتلند».<font color="#ff8c10">
‫(شعبه مک‌دونالد در اسکاتلند)

273
00:12:15,940 --> 00:12:19,153
‫حالا می‌تونیم فرنیِ
‫مک چیپینگ نورتونی بخوریم.

274
00:12:21,413 --> 00:12:22,420
‫<i>
‫هر چند،

275
00:12:22,421 --> 00:12:25,320
‫<i>
‫نتونستیم لذت طبیعی
‫برداشت رو بچشیم،

276
00:12:25,321 --> 00:12:27,048
‫<i>
‫چون یه بار دیگه،

277
00:12:27,049 --> 00:12:30,454
‫<i>
‫آب‌وهوا چهره‌ی
‫زشتش رو نمایان کرد.

278
00:12:31,233 --> 00:12:33,299
‫خب حالا می‌ریم توی سایت «Met Office».<font color="#ff8c10">
‫(سرویس آب‌وهوای ملی بریتانیا)

279
00:12:33,300 --> 00:12:35,839
‫می‌گن که ساعت 10
‫امشب بارون می‌اد.

280
00:12:35,926 --> 00:12:38,119
‫مال من که می‌گه ساعت 9.

281
00:12:38,452 --> 00:12:40,479
‫این برنامه‌ی خاص «Doom» رو داری؟<font color="#ff8c10">
‫(برنامه ارزیابی آب‌وهوا)

282
00:12:40,480 --> 00:12:41,879
‫این همون نروژیه‌ست؟

283
00:12:41,880 --> 00:12:44,320
‫- کدوم یکیه؟
‫- امروز بارون داریم.

284
00:12:44,400 --> 00:12:46,419
‫آره، من داشتم برنامه‌
‫BBC Met Office رو نگاه می‌کردم.

285
00:12:46,420 --> 00:12:48,078
‫اون نروژیه خیلی خوبه.

286
00:12:48,079 --> 00:12:48,753
‫آره.

287
00:12:48,754 --> 00:12:51,007
‫همه‌شون می‌گن که ساعت 10.

288
00:12:51,008 --> 00:12:53,147
‫- ساعت 10؟
‫ساعت 10.

289
00:12:53,680 --> 00:12:55,432
‫پشمام، اینو ببینین.

290
00:12:55,433 --> 00:12:56,879
‫داره می‌اد برامون.

291
00:12:56,880 --> 00:13:00,520
‫و قراره به‌طور قرونِ
‫وسطایی کون‌مون بذاره.<font color="#ff8c10">
‫(دوره‌ای معروف به خشونت،
‫خون‌ریزی و شکنجه‌های وحشتناک)

292
00:13:01,060 --> 00:13:04,613
‫<i>
‫هر برنامه‌ای می‌گفت
‫که باد و باران در راهه،

293
00:13:04,613 --> 00:13:08,233
‫<i>
‫کیلب یه تصمیمِ آخرِ عصرونه‌ای گرفت.

294
00:13:08,813 --> 00:13:11,613
‫به نظرم برای کار بعدی،
‫اول این زمین رو تموم کنیم،

295
00:13:11,614 --> 00:13:13,525
‫- ...چون به هر حال اینجاییم.
‫- بالاخره تو مدیر مزرعه‌ای.

296
00:13:13,526 --> 00:13:16,098
‫و بعدش بریم سراغ
‫زمین کشاورزی وحشی.

297
00:13:16,099 --> 00:13:16,805
‫<font color="#ffd306">
‫- باشه.</font>
‫و بعدش بریم سراغ
‫زمین کشاورزی وحشی.

298
00:13:16,805 --> 00:13:18,092
‫خب این اندی رو
‫خوش‌حال می‌کنه.

299
00:13:18,093 --> 00:13:18,532
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫خب این اندی رو
‫خوش‌حال می‌کنه.

300
00:13:18,532 --> 00:13:19,692
‫و اون رو درو می‌کنیم.

301
00:13:19,693 --> 00:13:21,719
‫فکر می‌کنم مشکلی
‫که اندی نگران اونه،

302
00:13:21,720 --> 00:13:24,200
‫گندم ما که در برابر
‫آب‌وهوا چیزیش نمی‌شه.

303
00:13:24,201 --> 00:13:25,568
‫یه کم ضربه می‌خوره،

304
00:13:25,569 --> 00:13:26,986
‫قبل از این‌که کیفیت
‫آردش رو از دست بده.

305
00:13:26,987 --> 00:13:27,707
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫قبل از این‌که کیفیت
‫آردش رو از دست بده.

306
00:13:27,707 --> 00:13:29,660
‫منظورت اینه که
‫قبل از این‌که بشه...

307
00:13:29,727 --> 00:13:31,720
‫می‌شه ازش نون درست
‫کرد نه این‌که بشه غذای گاو.

308
00:13:31,721 --> 00:13:32,314
‫<font color="#ffd306">
‫- دقیقا.</font>
‫می‌شه ازش نون درست
‫کرد نه این‌که بشه غذای گاو.

309
00:13:32,314 --> 00:13:33,485
‫یا غذای مرغ.

310
00:13:33,486 --> 00:13:35,293
‫مشکلی که فکر می‌کنم
‫اون نگرانشه...

311
00:13:35,294 --> 00:13:37,811
‫اینه که این یه گونه قدیمیه،

312
00:13:37,812 --> 00:13:40,598
‫نگران اینه که کیفیتِ
‫آردسازیش رو از دست بده.

313
00:13:40,686 --> 00:13:41,945
‫که ممکنه توی آب‌وهوای بد رخ بده.

314
00:13:41,946 --> 00:13:43,212
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫که ممکنه توی آب‌وهوای بد رخ بده.

315
00:13:46,567 --> 00:13:48,130
‫<i>
‫اندی پیش‌بینی کرده بود که...

316
00:13:48,131 --> 00:13:51,245
‫<i>
‫چون در مورد کود
‫بسیار محتاطانه عمل کرده،

317
00:13:51,246 --> 00:13:55,738
‫<i>
‫زمینش محصول زیادی تولید نمی‌کنه.

318
00:13:56,133 --> 00:13:58,326
‫<i>
‫و اشتباه نکرده بود.

319
00:13:59,880 --> 00:14:00,926
‫آخه...

320
00:14:01,080 --> 00:14:02,759
‫یک سومِ زمین...

321
00:14:02,886 --> 00:14:05,839
‫و کمتر از نصفِ تریلر پر شده.

322
00:14:05,986 --> 00:14:08,285
‫خب، این زمینو که به
‫راحتی تمومش می‌کنیم.

323
00:14:08,286 --> 00:14:09,306
‫آره.

324
00:14:10,512 --> 00:14:12,405
‫خیلی کمه، مگه نه؟

325
00:14:12,679 --> 00:14:13,972
‫ارزش درو داره؟

326
00:14:13,973 --> 00:14:14,765
‫آره.

327
00:14:14,766 --> 00:14:15,932
‫فقط داری سخت‌گیری می‌کنی.

328
00:14:15,933 --> 00:14:18,211
‫تمام سال در مورد این‌که کسی
‫زمینت رو دزدیده، سخت‌گیر بودی.

329
00:14:18,212 --> 00:14:21,198
‫خب، نباید اجازه می‌دادی یکی
‫دیگه توی زمین من کاشت کنه.

330
00:14:21,380 --> 00:14:23,959
‫تو همیشه منفی‌گرا هستی،
‫پس منم به حرفت گوش نمی‌دم.

331
00:14:23,960 --> 00:14:26,432
‫چون من همیشه هوای
‫رفیقِ دانکستری‌مون رو دارم.

332
00:14:26,433 --> 00:14:28,712
‫- دانکستری؟
‫- اسم‌مون همینه.

333
00:14:28,772 --> 00:14:30,272
‫- خدای بزرگ!<font color="#ffd306">
‫- اون اهل دانیه...
‫(دانکستر)

334
00:14:30,273 --> 00:14:32,553
‫- شرط می‌بندم عضو یه
‫فرقه‌ای چیزی هستی!<font color="#ffd306">
‫- ...منم اهل دانی هستم.

335
00:14:33,066 --> 00:14:35,513
‫دانکستر به دنیا...

336
00:14:35,679 --> 00:14:38,425
‫«کوین کیگان» و «دایانا ریگ» رو داده،<font color="#ff8c10">
‫ (Diana Rigg بازیگر انگلیسی،
‫نقشِ اولنا تایرل در GOT)

337
00:14:38,426 --> 00:14:41,179
‫و حالا داریم کشاورزی رو نجات می‌دیم.

338
00:14:41,320 --> 00:14:42,860
‫نمی‌خوام آدم مزخرفی باشم،

339
00:14:42,861 --> 00:14:45,245
‫ولی اصلا نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

340
00:14:45,246 --> 00:14:47,693
‫- کوین کیگان رو نمی‌شناسی؟
‫- نه!

341
00:14:48,119 --> 00:14:49,252
‫نخست وزیر بوده؟

342
00:14:49,253 --> 00:14:52,093
‫نه، کاپیتان فوتبال بوده.<font color="#ff8c10">
‫ (Kevin Keegan بازیکن سابق انگلستانی
‫برنده توپ طلا در 1978 و 1979)

343
00:14:53,694 --> 00:15:05,726
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

344
00:15:08,432 --> 00:15:11,632
‫<i>
‫کارِ بدون وقفه، تا خودِ شب،

345
00:15:11,633 --> 00:15:16,433
‫<i>
‫گندمِ اندی رو درست قبل
‫از اومدن بارون، درو کردیم.

346
00:15:20,559 --> 00:15:22,263
‫<i>
‫و روز بعد،

347
00:15:22,264 --> 00:15:25,318
‫<i>
‫این ترکیبِ عصر جدید از گندم و لوبیا،

348
00:15:25,320 --> 00:15:27,400
‫<i>
‫رفت تا آسیاب بشه.

349
00:15:29,646 --> 00:15:33,719
‫<i>
‫این یعنی این‌که می‌تونیم توجه‌مون
‫رو به بچه‌ی دردسرساز جلب کنیم...

350
00:15:33,799 --> 00:15:35,906
‫<i>
‫کلزا.

351
00:15:38,526 --> 00:15:41,523
‫حالا، فقط بیاید به
‫خودمون یادآوری کنیم...

352
00:15:41,832 --> 00:15:44,300
‫یه ضرب‌المثلی هست که می‌گه:<i><font color="#ffd306">
‫«اگه کلزاتون رو طبق زمان‌بندیِ...

353
00:15:44,301 --> 00:15:47,606
‫<i><font color="#ffd306">
‫برنامه 'مورتون شو' نکاشتید...
‫(Moreton Show)

354
00:15:47,813 --> 00:15:49,226
‫که یه برنامه‌ی کشاورزی
‫در اطراف اینجاست،

355
00:15:49,227 --> 00:15:50,546
‫که می‌شه اوایل ماه سپتامبر،

356
00:15:50,547 --> 00:15:52,905
‫<i><font color="#ffd306">
‫...نکارش چون خیلی دیر کردی.»

357
00:15:52,906 --> 00:15:55,645
‫ما کلزامون رو طبق
‫برنامه‌ی مورتون نکاشتیم.

358
00:15:55,646 --> 00:15:57,911
‫به کیلب توصیه کردیم که نکاره.

359
00:15:57,913 --> 00:16:00,136
‫با این وجود اونم رفت کاشت.

360
00:16:00,233 --> 00:16:02,296
‫بیشترش خراب شدن.

361
00:16:02,692 --> 00:16:05,792
‫این زمین خراب نشد.

362
00:16:05,880 --> 00:16:07,892
‫منتظریم ببینیم حجم محصول چقدره.

363
00:16:07,893 --> 00:16:10,625
‫چند تا زمین ازش داریم؟
‫2 تا زمین داریم، مگه نه؟

364
00:16:10,626 --> 00:16:13,966
‫معمولا حدود 100 هکتار می‌کاریم، آره؟

365
00:16:13,967 --> 00:16:15,559
‫- کلزا دیگه؟
‫- آره، کلزا.

366
00:16:15,560 --> 00:16:17,599
‫و امسال 20 هکتارش گیرمون اومد.

367
00:16:17,720 --> 00:16:19,412
‫آره، چقدرش خراب شد؟

368
00:16:19,413 --> 00:16:21,040
‫فقط یه زمین، 80 هکتار.

369
00:16:21,041 --> 00:16:23,625
‫- نه، دو تا زمین خراب شدن.
‫- نه، یه زمین.

370
00:16:24,640 --> 00:16:26,299
‫عذرخواهی کن.

371
00:16:27,939 --> 00:16:30,378
‫عذر می‌خوام که تو
‫محصول اشتباهی کاشتی.

372
00:16:30,380 --> 00:16:31,312
‫نه، عذرخواهی کن.

373
00:16:31,313 --> 00:16:33,012
‫ببخشید که اشتباهت
‫بزرگ‌تر از اون چیزیه که بود.

374
00:16:33,013 --> 00:16:34,038
‫یه دقیقه آدم خوبی باش.

375
00:16:34,039 --> 00:16:36,659
‫- کارت خیلی خوب بوده.
‫- ممنونم.

376
00:16:38,712 --> 00:16:39,423
‫اینم از این.

377
00:16:39,424 --> 00:16:40,683
‫باید چند باشه؟

378
00:16:40,684 --> 00:16:42,200
‫کمتر از 9.

379
00:16:43,978 --> 00:16:45,018
‫12!

380
00:16:45,093 --> 00:16:47,445
‫فکر کنم دو ساعت دیگه
‫بتونیم شروع کنیم.

381
00:16:48,860 --> 00:16:50,839
‫پس، چند ساعت بعد،

382
00:16:50,840 --> 00:16:54,633
‫<i>
‫برگشتیم تا یه تست
‫رطوبت دیگه انجام بدیم.

383
00:16:54,713 --> 00:16:57,358
‫- امروز صبح چند بود؟
‫- 12% بود.

384
00:16:57,359 --> 00:16:58,899
‫باید کمتر 9 باشه.

385
00:16:58,900 --> 00:17:00,020
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫باید کمتر 9 باشه.

386
00:17:00,313 --> 00:17:02,999
‫از سال‌هایی که کشاورزی
‫کرده‌ام چیز زیادی به یاد ندارم،

387
00:17:03,000 --> 00:17:06,024
‫ولی تنها چیزی که به یاد دارم،
‫و اینم توی تلویزیون بود،

388
00:17:06,025 --> 00:17:08,024
‫چارلی بهم گفت که...

389
00:17:08,025 --> 00:17:09,332
‫یه پیمانکار،

390
00:17:09,333 --> 00:17:11,120
‫مثل کیلب یا سایمون،
‫همیشه می‌گن که:

391
00:17:11,121 --> 00:17:12,978
‫<i><font color="#ffd306">
‫«اوه خوبه، نگران رطوبت نباش.»

392
00:17:12,979 --> 00:17:14,121
‫و چارلی گفت که:

393
00:17:14,122 --> 00:17:16,722
‫<i><font color="#ffd306">
‫«هرگز اجازه نده که...

394
00:17:16,723 --> 00:17:18,172
‫<i><font color="#ffd306">
‫دروش کنن، اگه زیادی مرطوبه.

395
00:17:18,173 --> 00:17:20,439
‫<i><font color="#ffd306">
‫هرگز نذار این کارو بکنن.»

396
00:17:20,647 --> 00:17:22,080
‫پس اگه بالای 9 باشه،

397
00:17:22,081 --> 00:17:25,080
‫نباید بذارم دروش کنه.

398
00:17:28,479 --> 00:17:29,526
‫چنده؟

399
00:17:29,819 --> 00:17:31,439
‫10 هست، پس هنوز مرطوبه.

400
00:17:31,440 --> 00:17:32,693
‫حالا دیگه تصمیم‌گیری با توئه،

401
00:17:32,694 --> 00:17:34,459
‫چون بهم گفتی که:
‫«من فقط یه پیمانکارم»

402
00:17:34,460 --> 00:17:36,199
‫خب، چی‌کار کنیم؟

403
00:17:36,406 --> 00:17:38,592
‫می‌خوای همین امروز
‫با رطوبت 10% دروش کنم،

404
00:17:38,593 --> 00:17:40,318
‫یه مقداری هم پول
‫برای خشک کردنش بدیم؟

405
00:17:40,319 --> 00:17:42,718
‫یا تا آخر هفته صبر کنیم
‫که گندم‌مون هم آماده بشه؟

406
00:17:42,719 --> 00:17:46,279
‫اگه «عدد هاگبرگ» گندم‌مون کم بشه،
‫کیفیت آردسازی رو از دست می‌دیم.<font color="#ff8c10">
‫ (Hagberg استانداردی برای تعیین آسیب
‫جوانه‌ی محصول که بر کیفیت نان تاثیر داره)

407
00:17:46,280 --> 00:17:49,472
‫آخرین چیزی که می‌خوایم اینه که وقتی
‫گندم‌مون آماده شد، این رو درو کنیم.

408
00:17:49,473 --> 00:17:50,879
‫خب تصمیم با توئه، چه می‌فرمایی.

409
00:17:50,880 --> 00:17:54,366
‫الان می‌گی: «تو فقط
‫یه پیمانکاری، نه، نه، نه.»

410
00:17:54,707 --> 00:17:56,386
‫یالا دیگه، دستور بده.

411
00:17:58,293 --> 00:18:00,039
‫چارلی گفت که برداشتش نکن...

412
00:18:00,040 --> 00:18:01,300
‫آره، می‌دونم چارلی چی گفته.

413
00:18:01,301 --> 00:18:03,173
‫ولی الان تصمیمش با توئه.

414
00:18:03,286 --> 00:18:05,287
‫دستور بده دیگه.
‫تا اون موقع سایمون رو می‌اریم...

415
00:18:05,288 --> 00:18:07,085
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم وقتی
‫که همه‌ش داری زر می‌زنی.

416
00:18:07,086 --> 00:18:09,127
‫باشه، قبوله، دهنمو می‌بندم.

417
00:18:09,240 --> 00:18:11,200
‫[ادای جرمی]
‫«من فقط یه پیمانکارم.»

418
00:18:11,473 --> 00:18:12,720
‫پس احتمالا...

419
00:18:12,721 --> 00:18:14,199
‫در کل 5 یا 6 ساعت...

420
00:18:14,200 --> 00:18:16,313
‫وقت می‌بره تا کلزا رو درو کنیم.

421
00:18:16,314 --> 00:18:16,906
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫وقت می‌بره تا کلزا رو درو کنیم.

422
00:18:16,907 --> 00:18:18,160
‫و گندم...

423
00:18:18,206 --> 00:18:19,960
‫تا عصر چهارشنبه آماده می‌شه.

424
00:18:19,961 --> 00:18:23,613
‫تضمین می‌کنم که گندم
‫عصر چهارشنبه آماده‌ست.

425
00:18:24,146 --> 00:18:25,506
‫تصمیمت چیه؟

426
00:18:26,360 --> 00:18:29,618
‫باورم نمی‌شه که
‫چارلی رفته مسافرت.

427
00:18:29,619 --> 00:18:30,838
‫می‌شه لطفا یه تصمیم بگیری؟

428
00:18:30,839 --> 00:18:33,918
‫- نمی‌تونم تصمیم بگیرم...
‫- پس من به‌جات می‌گیرم، درو می‌کنیم.

429
00:18:34,000 --> 00:18:36,112
‫- آماده‌ای؟
‫- چارلی گفت این کارو نکنیم.

430
00:18:36,113 --> 00:18:38,426
‫دارم به سایمون زنگ می‌زنم.
‫انجامش می‌دیم.

431
00:18:44,340 --> 00:18:45,760
‫<i>
‫وقتی سایمون رسید،

432
00:18:45,761 --> 00:18:49,173
‫<i>
‫رفتم سراغ قارچ‌ها،

433
00:18:50,006 --> 00:18:53,079
‫<i>
‫کیلب رو درحالی رها کردم که
‫با نگرانی منتظر بود تا بدونه...

434
00:18:53,080 --> 00:18:57,306
‫<i>
‫قمارِ کلزاش موفقیت‌آمیز بوده یا نه.

435
00:18:59,339 --> 00:19:01,072
‫<i>
‫سایمون، صدامو داری؟

436
00:19:01,393 --> 00:19:02,539
‫<i>
‫آره، دارمت.

437
00:19:02,593 --> 00:19:04,073
‫<i>
‫وضعیت خوبه؟

438
00:19:04,199 --> 00:19:06,506
‫آره، خب، آره.

439
00:19:06,566 --> 00:19:08,819
‫<i>
‫فقط یک چهارم مخزن پر شده.

440
00:19:09,066 --> 00:19:10,686
‫یک چهارم؟

441
00:19:10,819 --> 00:19:15,712
‫در حال حاضر نوشته
‫یک چهارم تن در هر هکتار.

442
00:19:17,193 --> 00:19:18,673
‫ریدم توش.

443
00:19:20,200 --> 00:19:23,913
‫<i>
‫خیلی از این گیاه‌ها اصلا غلافی ندارن.<font color="#ff8c10">
‫(غلافی که دانه روغنی درون‌شه)

444
00:19:24,033 --> 00:19:27,506
‫<i>
‫مشکل کلزا همینه:
‫محصولِ بی‌ثباتیه.

445
00:19:38,480 --> 00:19:43,813
‫<i>
‫وقتی که اون‌ها توی دومین و
‫آخرین زمینِ کلزا بودن، برگشتم.

446
00:19:44,686 --> 00:19:45,907
‫چطور بود؟

447
00:19:45,908 --> 00:19:48,340
‫- به‌طرز شوکه‌کننده‌ای بد بود.
‫- چقدر بد بود؟

448
00:19:48,386 --> 00:19:49,580
‫خیلی بد.

449
00:19:49,687 --> 00:19:51,706
‫نه، حجم خروجی چقدر بود؟

450
00:19:51,766 --> 00:19:55,332
‫به طور متوسط
‫300 کیلوگرم در هکتار.

451
00:19:55,633 --> 00:19:56,799
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

452
00:19:56,800 --> 00:19:58,372
‫برداشت زمین اول
‫هنوزم توی تریلره؟

453
00:19:58,373 --> 00:20:00,974
‫آره، اگه جات بودم
‫نمی‌رفتم یه نگاهی بندازم.

454
00:20:01,366 --> 00:20:03,320
‫حقیقتا نرو.

455
00:20:07,832 --> 00:20:09,672
‫- حالا فهمیدی چی گفتم؟
‫- آره.

456
00:20:09,739 --> 00:20:11,992
‫- 25 جریب؟
‫- آره.

457
00:20:12,079 --> 00:20:13,412
‫گوه توش.

458
00:20:15,313 --> 00:20:16,346
‫<i>
‫یه بار دیگه،

459
00:20:16,347 --> 00:20:20,619
‫<i>
‫این آب‌وهوا بود که
‫مشت کشنده رو زده بود.

460
00:20:21,132 --> 00:20:22,699
‫این یه ساقه‌ی کلزاست.

461
00:20:22,912 --> 00:20:23,898
‫اون همه غلاف کجا رفتن؟

462
00:20:23,899 --> 00:20:25,965
‫پشمام، اصلا غلافی نداره.

463
00:20:26,020 --> 00:20:28,407
‫و اگه پشت سرتو ببینی.

464
00:20:29,073 --> 00:20:29,787
‫می‌بینیش؟

465
00:20:29,788 --> 00:20:32,518
‫جایی که کمی کم‌پشت‌تره،
‫باد همه‌شون رو می‌بره.

466
00:20:32,519 --> 00:20:35,632
‫خیلی شکننده شده،
‫و طوفان و باد هم می‌اد،

467
00:20:35,633 --> 00:20:38,593
‫کلزایی که می‌خوایم رو از بین می‌بره.

468
00:20:38,819 --> 00:20:40,059
‫حقیقتا...

469
00:20:40,193 --> 00:20:42,639
‫من اعصابم خرده،
‫تو هم اعصابت خرده.

470
00:20:42,640 --> 00:20:44,926
‫می‌تونم ببینم که
‫چقدر اعصابت خرده.

471
00:20:45,273 --> 00:20:46,973
‫دیگه خسته شدم.

472
00:20:47,719 --> 00:20:49,900
‫خب من معمولا مسخره‌ت می‌کردم،
‫(مسخره با طعنه)

473
00:20:49,901 --> 00:20:52,761
‫و می‌گفتم که بهت
‫گفتیم که نباید کلزا بکاری.

474
00:20:52,899 --> 00:20:54,485
‫الان حس و حال‌شو ندارم.

475
00:20:54,560 --> 00:20:56,466
‫خب، می‌دونی...

476
00:20:58,726 --> 00:20:59,779
‫غصه نخور.

477
00:20:59,780 --> 00:21:01,320
‫وای دیگه بسمه.

478
00:21:01,487 --> 00:21:02,052
‫چی؟

479
00:21:02,053 --> 00:21:04,492
‫خب، اون همه زمان
‫و تلاش و پول خرج کردی.

480
00:21:04,493 --> 00:21:06,945
‫می‌دونم این پول من نیست.
‫آره، خودت می‌دونی دیگه.

481
00:21:06,946 --> 00:21:09,175
‫اون بخش «او-آره»ـش
‫یه جوکه و همین.<font color="#ff8c10">
‫ (oo-ar عبارتی بی‌معنی که کشاورزها برای
‫توصیف زمین و محصولات استفاده می‌کنند)

482
00:21:09,176 --> 00:21:10,615
‫ولی هنوزم...

483
00:21:10,740 --> 00:21:13,109
‫هنوزم نمی‌خوام که
‫این‌قدر بد انجام بشه.

484
00:21:13,242 --> 00:21:14,515
‫می‌فهمی که؟

485
00:21:16,573 --> 00:21:18,270
‫یه آبجو به حساب من.

486
00:21:21,027 --> 00:21:22,430
‫هعی رفیق.

487
00:21:24,280 --> 00:21:26,600
‫- اذیت‌کننده‌ست، مگه نه؟
‫- آره.

488
00:21:28,419 --> 00:21:30,792
‫- توی این مشکل کنار همیم دیگه، آره؟
‫- آره.

489
00:21:30,900 --> 00:21:32,325
‫می‌رم تریلر رو بیارم.

490
00:21:32,326 --> 00:21:34,239
‫این بارو خالی می‌کنم و دوباره
‫همین‌جا می‌بینمت، باشه؟

491
00:21:34,240 --> 00:21:35,546
‫<font color="#ffd306">
‫- باشه.</font>
‫این بارو خالی می‌کنم و دوباره
‫همین‌جا می‌بینمت، باشه؟

492
00:21:46,667 --> 00:21:48,160
‫<i>
‫وقتی که کلزا رو تخلیه کردیم،

493
00:21:48,161 --> 00:21:50,486
‫<i>
‫یه توقف بین برداشت‌مون وجود داشت،

494
00:21:50,487 --> 00:21:51,947
‫<i>
‫پس رفتم به لندن،

495
00:21:51,948 --> 00:21:54,620
‫<i>
‫تا نوه‌ی جدیدم رو ببینم...

496
00:21:55,726 --> 00:21:58,153
‫<i>
‫و کیلب رو مسئول خوک‌هایی که...

497
00:21:58,154 --> 00:22:00,999
‫<i>
‫هم‌اکنون بسیار باردار بودند، کردم.

498
00:22:11,159 --> 00:22:12,863
‫زایمانش خیلی نزدیکه.

499
00:22:13,225 --> 00:22:15,832
‫شدیدا نزدیکه، فکر کنم امشب؟

500
00:22:18,166 --> 00:22:19,686
‫آرامش می‌خواد.

501
00:22:21,793 --> 00:22:25,842
‫مثل رفتن به مرکز
‫زایمان با زنت می‌مونه.

502
00:22:28,819 --> 00:22:30,440
‫دست‌شو بگیری...

503
00:22:31,980 --> 00:22:33,640
‫پشتش رو ماساژ بدی.

504
00:22:35,220 --> 00:22:37,226
‫دور گوش‌هاش رو بخارونی.

505
00:22:38,366 --> 00:22:40,326
‫حالت خوبه، آره.

506
00:22:41,059 --> 00:22:42,579
‫آره، خوبی.

507
00:22:48,693 --> 00:22:50,229
‫آرومش کنی.

508
00:22:55,319 --> 00:22:59,409
‫<i>
‫روز بعد، بچه‌خوک‌ها
‫کم کم ظاهر شدند.

509
00:23:04,466 --> 00:23:05,906
‫<i>
‫خیلی هم.

510
00:23:10,686 --> 00:23:13,639
‫<i>
‫در واقع این‌قدر زیاد بودن که...

511
00:23:16,253 --> 00:23:19,446
‫<i>
‫که دیلوینِ دامپزشک باید می‌اومد...

512
00:23:19,613 --> 00:23:22,339
‫<i>
‫تا کمی مهندسی اجتماعی انجام بده.

513
00:23:22,340 --> 00:23:23,952
‫16 تا اینجاست.

514
00:23:23,953 --> 00:23:25,519
‫آره، خیلیه.

515
00:23:25,893 --> 00:23:28,832
‫بیشتر از 12 تا رو
‫به سختی می‌تونه بزرگ کنه.

516
00:23:28,833 --> 00:23:30,700
‫- آره.
‫- 12 13 تا.

517
00:23:30,701 --> 00:23:32,174
‫به نظرم بهترین کار اینه که...

518
00:23:32,175 --> 00:23:33,931
‫کوچیک‌ترها رو برداریم،

519
00:23:33,933 --> 00:23:36,014
‫و بذاریم‌شون اونجا.

520
00:23:36,539 --> 00:23:37,879
‫اونی که داره اون
‫بیرون زایمان می‌کنه.

521
00:23:37,880 --> 00:23:38,986
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫اونی که داره اون
‫بیرون زایمان می‌کنه.

522
00:23:39,093 --> 00:23:40,306
‫می‌ذاریم‌شون اونجا.

523
00:23:40,307 --> 00:23:42,159
‫این‌طوری شانس زنده موندن دارن.

524
00:23:42,160 --> 00:23:43,220
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫این‌طوری شانس زنده موندن دارن.

525
00:23:43,826 --> 00:23:45,106
‫نگاه‌ش کن.

526
00:23:45,447 --> 00:23:46,734
‫آره، نگاه‌ش کنین.

527
00:23:46,735 --> 00:23:48,474
‫- ریزه میزه‌ان.
‫- خیلی کوچیکن.

528
00:23:48,475 --> 00:23:50,333
‫آره خیلی هم.

529
00:23:51,686 --> 00:23:53,473
‫نگاه، مامانشم من.

530
00:24:06,366 --> 00:24:08,679
‫اون که داره خوب غذا می‌خوره.

531
00:24:14,433 --> 00:24:17,010
‫دیدنش خیلی شگفت‌انگیزه، نه؟

532
00:24:23,299 --> 00:24:24,266
‫<i>
‫وقتی که برگشتم،

533
00:24:24,267 --> 00:24:26,912
‫<i>
‫من و لیزا با عجله
‫به شهر خوک‌ها رفتیم،

534
00:24:26,913 --> 00:24:30,146
‫<i>
‫تا به ورودی‌های
‫جدید سلامی کنیم.

535
00:24:32,666 --> 00:24:34,486
‫فوق‌العاده‌ست!

536
00:24:34,626 --> 00:24:36,879
‫اندازه اون یکیو ببین.

537
00:24:37,333 --> 00:24:39,899
‫از همین الانش سنگینن!

538
00:24:40,213 --> 00:24:41,720
‫و اینم از تو.

539
00:24:41,993 --> 00:24:43,599
‫حسابی شیر می‌خوری.

540
00:24:44,459 --> 00:24:46,059
‫پشمام خدایا!

541
00:24:46,372 --> 00:24:47,798
‫کلی هم اینجاست!

542
00:24:47,799 --> 00:24:49,306
‫آفرین!

543
00:24:49,426 --> 00:24:52,439
‫دیگه بهت نمی‌گیم
‫«خوک ناامیدکننده».

544
00:24:52,519 --> 00:24:53,893
‫توی ماه مارس،

545
00:24:53,894 --> 00:24:56,426
‫- ناامید فقط سه تا به دنیا آورد.
‫- درسته.

546
00:24:56,427 --> 00:24:58,312
‫این بار، 11 تا!

547
00:24:58,313 --> 00:24:59,000
‫<font color="#ffd306">
‫- نه!</font>
‫این بار، 11 تا!

548
00:24:59,001 --> 00:24:59,686
‫آره!

549
00:24:59,686 --> 00:25:01,492
‫- ناامید!
‫- 11 تا!

550
00:25:01,493 --> 00:25:05,112
‫تعداد کل خوک‌هایی
‫که توی مارس داشتیم،

551
00:25:05,113 --> 00:25:06,633
‫28 تا بچه‌خوک بود.

552
00:25:06,634 --> 00:25:07,226
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫28 تا بچه‌خوک بود.

553
00:25:07,227 --> 00:25:08,440
‫این بار...

554
00:25:08,441 --> 00:25:09,599
‫53 تا!

555
00:25:09,600 --> 00:25:12,154
‫فکر کنم به‌خاطر اینه که
‫حسابی از این تپه بالا پایین می‌رن.

556
00:25:12,155 --> 00:25:13,879
‫به نظر من به‌خاطر
‫جنگله که خوش‌حالن.

557
00:25:13,880 --> 00:25:15,272
‫همین‌طوره.

558
00:25:15,273 --> 00:25:18,020
‫اما، مهم‌ترین چیز برای من اینه،

559
00:25:18,021 --> 00:25:19,159
‫حلقه خوک‌هام رو که دیدی؟

560
00:25:19,160 --> 00:25:20,019
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫حلقه خوک‌هام رو که دیدی؟

561
00:25:20,020 --> 00:25:21,806
‫آیا جواب داد؟

562
00:25:22,586 --> 00:25:23,866
‫بار قبل،

563
00:25:23,867 --> 00:25:27,146
‫28% اون‌ها توسط
‫مادرهاشون له شدن.

564
00:25:27,246 --> 00:25:28,300
‫این بار...

565
00:25:28,301 --> 00:25:29,799
‫13%

566
00:25:29,866 --> 00:25:31,586
‫وای خیلی خوبه.

567
00:25:31,586 --> 00:25:32,812
‫عالیه.

568
00:25:32,906 --> 00:25:33,872
‫سلام.

569
00:25:33,873 --> 00:25:36,366
‫رفیق! دیدی چقدر بچه‌خوک داریم؟

570
00:25:36,366 --> 00:25:38,645
‫دیدم؟ من اینجا بودم و
‫به زایمان‌شون کمک کردم.

571
00:25:38,646 --> 00:25:40,833
‫البته یه چیزی بهت بگم.
‫از اعتراف بهش متنفرم.

572
00:25:40,834 --> 00:25:41,920
‫آره؟

573
00:25:42,599 --> 00:25:43,926
‫حلقه کلارکسون؟

574
00:25:44,026 --> 00:25:45,058
‫کار کرد!

575
00:25:45,059 --> 00:25:45,979
‫آره.

576
00:25:46,587 --> 00:25:50,646
‫همین الانم می‌تونی ببینی که
‫داره به حلقه فشار می‌اره،

577
00:25:50,646 --> 00:25:53,486
‫و بچه‌خوک‌ها می‌تونن
‫از پشتش رد بشن.

578
00:25:53,746 --> 00:25:56,193
‫واقعا فوق‌العاده‌ست.

579
00:26:02,300 --> 00:26:05,212
‫<i>
‫سپس باید از مامایی
‫خوک‌ها دست می‌کشیدیم،

580
00:26:05,213 --> 00:26:08,753
‫<i>
‫چون زمانِ برداشت جو رسیده بود.

581
00:26:11,326 --> 00:26:13,943
‫<i>
‫و همون‌طور که چارلی نگران بود...

582
00:26:14,003 --> 00:26:16,399
‫می‌دونی که یه کمی دیر کاشتیمش؟

583
00:26:16,400 --> 00:26:16,870
‫آره.

584
00:26:16,871 --> 00:26:20,062
‫حالا داره تمام این
‫جوونه‌های کوچیک رو می‌زنه.

585
00:26:20,220 --> 00:26:21,897
‫و اون‌هایی که دیر بالغ می‌شن،

586
00:26:21,898 --> 00:26:24,141
‫موقع برداشت مشکل ساز می‌شن.

587
00:26:25,067 --> 00:26:27,606
‫<i>
‫نشونه‌هایی وجود داشت
‫که آب‌وهوای نامنظم...

588
00:26:27,606 --> 00:26:30,653
‫<i>
‫این محصول رو هم خراب کرده بود.

589
00:26:32,020 --> 00:26:34,060
‫این جو هست و مشکلی
‫که داریم اینه... ببینین...

590
00:26:34,061 --> 00:26:35,866
‫دونه‌های سبز رو ببینین.

591
00:26:35,867 --> 00:26:37,640
‫یه دونه سبز اونجاست.

592
00:26:38,800 --> 00:26:40,679
‫نباید این‌طوری می‌بود.

593
00:26:46,353 --> 00:26:50,943
‫<i>
‫گندم زمستونه، نفر بعدی
‫توی صف کوتاه کردن مو بود.

594
00:27:00,226 --> 00:27:02,040
‫صبحونه، ناهار و شام.

595
00:27:06,997 --> 00:27:12,117
‫<i>
‫و سپس، کیلب به سراغِ
‫آخرین محصول بزرگ رفت...

596
00:27:12,840 --> 00:27:14,480
‫<i>
‫♪ گندم نی‌رشته ♪

597
00:27:14,866 --> 00:27:16,340
‫<i>
‫♪ داریم می‌ایم ♪

598
00:27:19,886 --> 00:27:24,859
‫<i>
‫...جایی که با کمک
‫راننده‌ی کمباین، متحد شد.

599
00:27:27,453 --> 00:27:28,940
‫- خوبی رفیق؟
‫- چطوری؟

600
00:27:29,400 --> 00:27:31,543
‫- آره.
‫- خوبه.

601
00:27:32,646 --> 00:27:33,839
‫آره، نمی‌تونی...

602
00:27:33,840 --> 00:27:35,472
‫اون چیزهای لامصب،
‫نمی‌خوای که...

603
00:27:35,473 --> 00:27:38,419
‫بهتر بود اگه بتونی...
‫[نامفهوم]

604
00:27:38,473 --> 00:27:39,613
‫آره، مشکلی نیست، نگرانش نباش.

605
00:27:39,614 --> 00:27:42,512
‫- فکر کردم که سوار
‫می‌شم و تو رو می‌بینم.<font color="#ffd306">
‫- آره، مشکلی نیست.

606
00:27:43,040 --> 00:27:44,407
‫[وِردهای هاگوارتزی]

607
00:27:44,408 --> 00:27:47,293
‫تو باید...حتی وقت گوزیدن هم نداری.

608
00:27:47,295 --> 00:27:50,759
‫هنوز نمی‌دونن چطور بیان داخل،
‫از کجا بیان داخل، مگه نه؟

609
00:27:50,760 --> 00:27:53,998
‫هنوز نمی‌تونیم بقیه‌ش رو
‫تخلیه کنیم توی این تریلر.

610
00:27:53,999 --> 00:27:55,953
‫هنوز داره خشک می‌شه و از این‌ها.

611
00:27:55,954 --> 00:27:58,260
‫فقط رفت رومانی، مگه نه؟

612
00:27:58,473 --> 00:28:00,359
‫- ببخشید؟
‫- همه‌ش تقصیر «خانم هستینگ»ــه.<font color="#ff8c10">
‫ (Mrs Hasting شخصیتی در
‫سریال Pretty Little Liars)

613
00:28:00,360 --> 00:28:03,766
‫سایمون هنوز اونجاست.

614
00:28:03,767 --> 00:28:08,502
‫[جملات قصار و عرفانی جرالد]

615
00:28:09,959 --> 00:28:11,931
‫آره، کشاورزی بود دیگه، نه؟

616
00:28:11,932 --> 00:28:12,999
‫آره.

617
00:28:16,973 --> 00:28:21,990
‫<i>
‫یک کیلبِ خسته چند
‫روز بعد کارشو تموم کرد.

618
00:28:22,257 --> 00:28:25,036
‫<i>
‫اما وقت خیلی کمی
‫برای استراحت بود...

619
00:28:25,127 --> 00:28:26,030
‫سلام!

620
00:28:26,327 --> 00:28:28,846
‫<i>
‫...چون چارلی برگشته بود.

621
00:28:29,000 --> 00:28:30,320
‫برنزه نشدی که.

622
00:28:30,400 --> 00:28:31,952
‫دست و پاهات هنوز سالمه.

623
00:28:31,953 --> 00:28:33,666
‫صحیح و سالم اینجام.

624
00:28:33,706 --> 00:28:38,026
‫<i>
‫و بلافاصله می‌خواست
‫در جریان محصولات قرار بگیره.

625
00:28:38,119 --> 00:28:39,744
‫- جو بهاره رو تخلیه کردم.
‫- خوبه.

626
00:28:39,745 --> 00:28:41,438
‫امیدوارم برای
‫مالت‌سازی خوب باشه.

627
00:28:41,439 --> 00:28:42,358
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫امیدوارم برای
‫مالت‌سازی خوب باشه.

628
00:28:42,359 --> 00:28:44,599
‫این چیزیه که بیشتر از
‫همه منو نگران می‌کنه.

629
00:28:44,680 --> 00:28:45,926
‫گندم نی‌رشته...

630
00:28:45,927 --> 00:28:47,772
‫که باید به درجه‌ی ماکارونی برسه.

631
00:28:47,773 --> 00:28:48,353
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫که باید به درجه‌ی ماکارونی برسه.

632
00:28:48,353 --> 00:28:51,039
‫چون کانادا دوباره متشنج شده.
‫هواش خیلی گرمه.<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به آتش‌سوزی‌های
‫طبیعی در 4 سال گذشته)

633
00:28:51,040 --> 00:28:54,373
‫- پس قیمت نی‌رشته خوبه.
‫- قیمتش چقدره؟

634
00:28:55,573 --> 00:28:56,812
‫واقعا خوبه.

635
00:28:56,980 --> 00:28:58,759
‫- هر تن 500 600 پوند.
‫- آره، خوبه.

636
00:28:58,760 --> 00:29:00,346
‫تو برو اون‌طرفش.

637
00:29:01,199 --> 00:29:04,351
‫<i>
‫درحالی‌که چارلی و کیلب
‫داشتن نمونه جمع‌آوری می‌کردن،

638
00:29:04,352 --> 00:29:07,525
‫<i>
‫تا به کیفیت محصولی که
‫برداشت کردیم پی ببرن،

639
00:29:07,527 --> 00:29:10,352
‫<i>
‫من داشتم آخرین
‫ذره‌های درآمد حاصل از...

640
00:29:10,353 --> 00:29:12,685
‫<i>
‫کشاورزی غیر زراعی
‫رو جمع‌آوری می‌کردم،

641
00:29:12,686 --> 00:29:14,966
‫<i>
‫با یک جریان درآمد غیرمنتظره...

642
00:29:14,967 --> 00:29:16,799
‫<i>
‫از محصولی که طبق معمول...

643
00:29:16,800 --> 00:29:19,426
‫<i>
‫نحس‌ترین محصول‌مونه.

644
00:29:19,599 --> 00:29:20,933
‫بشینین، بشینین.

645
00:29:21,039 --> 00:29:23,065
‫<i>
‫سیب‌زمینی.

646
00:29:24,186 --> 00:29:26,492
‫آریا، نه، روی سیب‌زمینی‌هام نه!

647
00:29:26,493 --> 00:29:28,845
‫از رو سیب‌زمینی‌هام برو اون‌ور!

648
00:29:28,846 --> 00:29:31,506
‫نه، ای کودن.
‫برو اون‌طرفی.

649
00:29:31,599 --> 00:29:34,254
‫<i>
‫در اصل، لیزا یکی از زمین‌هایی که...

650
00:29:34,255 --> 00:29:36,698
‫<i>
‫برای خردل اختصاص داده بودم رو...

651
00:29:36,699 --> 00:29:38,885
‫<i>
‫در اختیار گرفته بود و
‫سیب‌زمینی کاشته بود،

652
00:29:38,886 --> 00:29:41,450
‫<i>
‫چون می‌خواست
‫یه بار دیگه شانسش رو...

653
00:29:41,451 --> 00:29:43,876
‫<i>
‫توی ساختن چیپس امتحان کنه.

654
00:29:43,973 --> 00:29:47,185
‫می‌دونی مردم انگلستان
‫سالانه چقدر چیپس می‌خورن؟

655
00:29:47,187 --> 00:29:48,773
‫- نه.
‫6 میلیارد.

656
00:29:48,820 --> 00:29:51,790
‫- 6 میلیارد بسته چیپس؟
‫- بسته.

657
00:29:51,833 --> 00:29:53,624
‫پس بگو چرا «لینکر» این‌قدر پولداره.<font color="#ff8c10">
‫ (Gary Lineker بازیکن فوتبال معروف
‫سابق و سفیر برند چیپس Walkers)

658
00:29:53,625 --> 00:29:55,110
‫<font color="#ffd306">
‫- آره، دقیقا.</font>
‫پس بگو چرا «لینکر» این‌قدر پولداره.<font color="#ff8c10">
‫ (Gary Lineker بازیکن فوتبال معروف
‫سابق و سفیر برند چیپس Walkers)

659
00:29:55,212 --> 00:29:57,924
‫<i>
‫همه‌ی این‌ها خیلی
‫هیجان‌انگیز به نظر می‌رسید.

660
00:29:58,000 --> 00:30:00,878
‫<i>
‫اما بررسی وضعیت مالی‌مون...

661
00:30:00,879 --> 00:30:05,372
‫<i>
‫باعث شد تا یه دوره مسابقه‌ی دیگه
‫از ریاضیات Diddly Squat ایجاد بشه.

662
00:30:05,546 --> 00:30:08,493
‫پس 50 تن داریم. می‌شه...

663
00:30:09,520 --> 00:30:12,953
‫خب، یک تن می‌شه
‫هزار کیلو، مگه نه؟

664
00:30:12,953 --> 00:30:13,979
‫درسته؟

665
00:30:14,166 --> 00:30:15,679
‫یه تن چقدره؟

666
00:30:15,720 --> 00:30:18,238
‫<i>
‫- هزار کیلوگرم.</i>
‫- هزار کیلو، یک تنه.

667
00:30:18,239 --> 00:30:19,039
‫خب.

668
00:30:19,239 --> 00:30:21,812
‫پس می‌شه نیم میلیون گرم...

669
00:30:21,813 --> 00:30:25,092
‫تقسیم بر 120.

670
00:30:25,246 --> 00:30:27,035
‫پس باید...

671
00:30:27,267 --> 00:30:28,107
‫- 4 میلیون؟
‫- 4,000.

672
00:30:28,108 --> 00:30:31,412
‫نه، 4,200 بسته چیپس
‫از اینجا گیرت می‌اد.

673
00:30:31,413 --> 00:30:33,200
‫آخه چطور... نه!

674
00:30:33,201 --> 00:30:35,627
‫یک تن می‌شه یک میلیون گرم.

675
00:30:35,799 --> 00:30:36,994
‫پس می‌شه 50 میلیون.

676
00:30:36,995 --> 00:30:39,759
‫- شاید اعشارم رو اشتباه گذاشتم.
‫- فکر کنم که همین‌طوره.

677
00:30:39,760 --> 00:30:41,972
‫- 400,000 بسته چیپس.
‫- نه!

678
00:30:41,973 --> 00:30:43,859
‫می‌شه 4,160,000.

679
00:30:43,860 --> 00:30:45,627
‫لیزا، طرح‌های تجاریِ
‫تو از منم بدتره که.

680
00:30:45,628 --> 00:30:46,313
‫<font color="#ffd306">
‫- نه، نه.</font>
‫لیزا، طرح‌های تجاریِ
‫تو از منم بدتره که.

681
00:30:46,314 --> 00:30:48,278
‫- خب بذار اعداد ارقام خردل رو ببینیم.
‫- حساب‌شون نکرده‌ام.

682
00:30:48,279 --> 00:30:50,652
‫- پس چطور می‌دونی که قراره...
‫- توی ذهنمه...

683
00:30:50,653 --> 00:30:54,065
‫<i>
‫در نهایت، به توافق
‫رسیدیم که سیب‌زمینی‌ها...

684
00:30:54,066 --> 00:30:56,526
‫<i>
‫یه مقداری پول در می‌ارن.

685
00:30:57,219 --> 00:31:00,198
‫<i>
‫و سپس با تریلرم راه افتادم،

686
00:31:00,200 --> 00:31:04,886
‫<i>
‫تا زمین‌های خردلی که لیزا
‫در اختیار نداشت رو درو کنم.

687
00:31:07,910 --> 00:31:10,910
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

688
00:31:11,280 --> 00:31:13,376
‫این خیلی باریکه.

689
00:31:17,670 --> 00:31:21,332
‫فکر کنم دقیقا
‫به اندازه‌ی تراکتور باشه،

690
00:31:21,333 --> 00:31:22,237
‫اما...

691
00:31:22,238 --> 00:31:24,837
‫تریلر رو چه کنم؟

692
00:31:38,570 --> 00:31:39,780
‫ریدم توش.

693
00:31:46,393 --> 00:31:48,817
‫حالا باید چه غلطی کنم؟

694
00:31:54,586 --> 00:31:56,012
‫خب، چطور می‌خوایم
‫کمباین رو ببریم داخل؟

695
00:31:56,013 --> 00:31:57,359
‫چطور می‌خوای تراکتور رو در بیاری؟

696
00:31:57,360 --> 00:32:00,326
‫- من می‌تونم از سر راه بردارمش.
‫- برو دیگه، می‌تونی جابه‌جاش کنی؟

697
00:32:00,378 --> 00:32:03,471
‫چون سر این یکی
‫دیگه بدجوری هنگ کردم.

698
00:32:08,505 --> 00:32:09,900
‫این کارو نکن!

699
00:32:11,686 --> 00:32:12,783
‫آها...

700
00:32:15,820 --> 00:32:18,363
‫این کار به ذهنم نرسیده بود.

701
00:32:19,886 --> 00:32:22,506
‫اصلا به ذهنم نرسید.

702
00:32:26,493 --> 00:32:27,800
‫تخمی!

703
00:32:31,139 --> 00:32:32,460
‫تف توش.

704
00:32:34,039 --> 00:32:36,392
‫بعضی‌ها راننده‌ی خوش‌دستن،
‫بعضی‌هام راننده‌ی کص‌دستن.

705
00:32:36,392 --> 00:32:38,085
‫و تو از اون کص‌دست‌هاشی.

706
00:32:38,087 --> 00:32:39,880
‫نه، یادم رفت که
‫می‌تونم ببرمش بالا.

707
00:32:39,881 --> 00:32:41,026
‫این‌طوری رد می‌شد.

708
00:32:41,027 --> 00:32:41,605
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫این‌طوری رد می‌شد.

709
00:32:41,606 --> 00:32:42,872
‫ولی یادم رفت.

710
00:32:42,873 --> 00:32:46,105
‫از همه مهم‌تر، چطور
‫می‌خوایم اونو ازش رد کنیم؟

711
00:32:49,570 --> 00:32:54,175
‫<i>
‫مشکل کاشت محصول توی
‫زمینی که معمولا کشاورزی نمی‌شه،

712
00:32:54,176 --> 00:32:56,272
‫<i>
‫و من باید اینو متوجه می‌شدم،

713
00:32:56,273 --> 00:32:57,892
‫<i>
‫اینه که هیچ‌کدوم از دروازه‌ها...

714
00:32:57,893 --> 00:33:01,833
‫<i>
‫برای ماشین‌آلات مدرن طراحی نشده‌ان.

715
00:33:03,260 --> 00:33:06,273
‫<i>
‫پس سایمون و کیلب، مجبور شدن
‫که یه مسیر انحرافی طولانی...

716
00:33:06,274 --> 00:33:08,566
‫<i>
‫و آزادهنده رو طی کنن.

717
00:33:08,760 --> 00:33:10,280
‫خدای بزرگ.

718
00:33:11,479 --> 00:33:12,520
‫آره.

719
00:33:13,533 --> 00:33:17,339
‫<i>
‫و بعدش برای ورود به
‫زمین اصلی خردل‌ها،

720
00:33:17,340 --> 00:33:20,560
‫<i>
‫مجبور شدیم یکی از
‫حصارها رو بشکونیم.

721
00:33:25,293 --> 00:33:27,516
‫خب، الان اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

722
00:33:28,753 --> 00:33:31,879
‫<i>
‫این زمینی بود که 5 ماه پیش،

723
00:33:31,880 --> 00:33:36,712
‫<i>
‫کیلب کمتر از مهارت‌های
‫کاشت من حال کرده بود.

724
00:33:36,713 --> 00:33:38,293
‫نگاه، از اینجا بذرپاشی رو شروع کردی،

725
00:33:38,294 --> 00:33:39,739
‫و اگه بیای این‌طرف.

726
00:33:39,740 --> 00:33:41,599
‫یه تیکه بزرگ!

727
00:33:42,059 --> 00:33:43,813
‫عه نگاه، یه تیکه دیگه!

728
00:33:45,026 --> 00:33:46,519
‫<i>
‫اما حالا اینجا بودیم،

729
00:33:46,520 --> 00:33:50,713
‫<i>
‫برای من، نتایج بسیار
‫چشمگیر به نظر می‌رسید.

730
00:33:55,180 --> 00:33:58,770
‫<i>
‫پس وقتی سایمون
‫برداشت رو تموم کرد،

731
00:33:58,979 --> 00:34:00,512
‫<i>
‫تریلرم رو آوردم،

732
00:34:00,513 --> 00:34:03,591
‫<i>
‫آماده برای دریافت بار.

733
00:34:07,660 --> 00:34:09,160
‫فنش روشن شد.

734
00:34:09,293 --> 00:34:13,020
‫و اینم از خردل!
‫ایناهاش، ببینین!

735
00:34:13,186 --> 00:34:14,779
‫کلی خردل!

736
00:34:21,705 --> 00:34:22,900
‫همه‌ش همین؟

737
00:34:26,080 --> 00:34:27,260
‫خیلی‌خب...

738
00:34:33,419 --> 00:34:36,876
‫حدس می‌زنم بهتره
‫سفارش قایق تندرو رو لغو کنم.

739
00:34:37,299 --> 00:34:40,885
‫<i>
‫با دوباره تنظیم کردن انتظارات مالیم،

740
00:34:40,886 --> 00:34:44,558
‫<i>
‫دست به کار شدم تا
‫همین یه ذره دونه رو...

741
00:34:44,559 --> 00:34:47,345
‫<i>
‫به یک خردلِ خوشمزه تبدیل کنم.

742
00:34:47,426 --> 00:34:49,105
‫کاری که تا الان انجام دادم،

743
00:34:49,106 --> 00:34:54,119
‫اینه که 1.3 لیتر روغن گیاهی
‫ریختم توی این.

744
00:34:54,200 --> 00:34:55,760
‫حالا می‌خوام...

745
00:34:55,761 --> 00:34:57,292
‫برای 40 تا شیشه خردل،

746
00:34:57,293 --> 00:35:02,206
‫... 2.2 لیتر سرکه سیب اضافه کنم.

747
00:35:03,600 --> 00:35:06,126
‫حالا می‌فهمم چرا «جیمز مِی»
‫تصمیم گرفت برنامه آشپزی اجرا کنه.

748
00:35:06,127 --> 00:35:07,407
‫فقط می‌شینی و...

749
00:35:07,408 --> 00:35:09,714
‫چیز میز می‌ریزی تو شیشه‌ها.

750
00:35:11,928 --> 00:35:13,501
‫آب زنبور.

751
00:35:14,186 --> 00:35:15,574
‫شراب سیب!

752
00:35:15,873 --> 00:35:18,926
‫آه! 400 میلی‌لیتر.

753
00:35:19,466 --> 00:35:21,732
‫فکر کنم شراب سیب زیادی ریختم،
‫ولی مشکلی نیست.

754
00:35:21,733 --> 00:35:24,619
‫شکر قهوه‌ای روشن و نرم.<font color="#ff8c10">
‫(بیشتر مورد استفاده
‫در پخت کیک و پودینگ)

755
00:35:25,193 --> 00:35:28,640
‫برای هم‌ زدن، ظاهرا
‫باید وحشیانه هم بزنم.

756
00:35:28,873 --> 00:35:30,973
‫به یه سرپوش نیاز دارم.

757
00:35:31,367 --> 00:35:33,000
‫ظاهرا این یه سرپوشه.

758
00:35:38,412 --> 00:35:40,800
‫حالا دونه‌های خردلم...

759
00:35:40,957 --> 00:35:42,425
‫باید خرد بشن،

760
00:35:42,426 --> 00:35:44,919
‫تا اون چیزهای داخلش بیاد بیرون.

761
00:35:44,920 --> 00:35:47,652
‫و من یه خردل خردکن دارم.

762
00:35:47,653 --> 00:35:50,373
‫فقط دونه‌ها رو می‌ریزی توی...

763
00:35:56,326 --> 00:35:58,080
‫<i>
‫باید سرشو باز کنی.

764
00:35:58,212 --> 00:36:00,184
‫(A Thousand Yard Stare)

765
00:36:10,240 --> 00:36:12,480
‫چرا باید این لامصبو...[براش بذارن]

766
00:36:13,080 --> 00:36:14,340
‫نگاه‌شون کن.

767
00:36:23,699 --> 00:36:28,325
‫مواظب باشید و درب
‫خردل خردکن‌تون رو بردارید.

768
00:36:28,659 --> 00:36:31,412
‫بریزیدش توی ظرف بالایی.

769
00:36:34,160 --> 00:36:36,013
‫اینم از این.
‫عالیه.

770
00:36:36,013 --> 00:36:37,013
‫آماده؟

771
00:36:42,759 --> 00:36:44,760
‫خب، زیاد فرقی نکرد با قبلش.

772
00:36:44,761 --> 00:36:46,800
‫ولی قطعا خرد شدن.

773
00:36:49,772 --> 00:36:51,652
‫و همش می‌زنیم.

774
00:36:52,199 --> 00:36:56,125
‫<i>
‫وقتی که خردل آماده شده
‫ریخته شد توی شیشه‌ها،

775
00:36:56,126 --> 00:37:00,066
‫<i>
‫همه‌ی... 36 تاشون رو بردم...

776
00:37:00,067 --> 00:37:02,119
‫به فروشگاه مزرعه.

777
00:37:04,953 --> 00:37:06,638
‫- کی فکرشو می‌کرد!
‫- نظاره کن!

778
00:37:06,639 --> 00:37:08,025
‫<i><font color="#ffd306">
‫«دانه‌ی تندِ جرمی»

779
00:37:08,026 --> 00:37:09,346
‫خب، مشخصه که دونه‌ی خردله.

780
00:37:09,347 --> 00:37:11,084
‫نوشته خردلِ شراب سیب و عسل.

781
00:37:11,085 --> 00:37:13,418
‫- روش سیب کشیده.
‫- این‌ها که گیلاسن.

782
00:37:13,419 --> 00:37:16,105
‫«دانه‌ی تند جرمی»
‫با عکس گیلاس دو طرفش.

783
00:37:16,200 --> 00:37:17,980
‫آره، نمی‌دونم چرا.

784
00:37:18,480 --> 00:37:19,739
‫این سیبه؟

785
00:37:19,740 --> 00:37:22,159
‫می‌تونه سیب هم باشه.
‫آره، سیب هستن.

786
00:37:22,160 --> 00:37:23,693
‫و قیمتش 6 پونده.

787
00:37:23,759 --> 00:37:25,779
‫ولی باید توضیح بدیم که...

788
00:37:25,926 --> 00:37:27,318
‫نه، برای این سایز...

789
00:37:27,319 --> 00:37:28,046
‫نه...

790
00:37:28,047 --> 00:37:29,679
‫این یکیو دیگه واقعا
‫حساب کتاب کردم.

791
00:37:29,680 --> 00:37:30,972
‫6 پوند.

792
00:37:31,339 --> 00:37:33,600
‫7 پوند هم توی سایتِ
‫«دیلسفورد» می‌فروشیم.<font color="#ff8c10">
‫ (سایت فروش محصولات ارگانیک کشاورزی)

793
00:37:33,726 --> 00:37:36,772
‫این خیلی کوچیکه.
‫باشه، 6 پوند، 5.5 پوند؟

794
00:37:36,853 --> 00:37:38,006
‫نه، 6 پونده!

795
00:37:38,007 --> 00:37:39,272
‫اگه می‌خوای ضرر
‫کنی بده 5.5 پوند.

796
00:37:39,273 --> 00:37:40,939
‫- 6 پونده.
‫- باشه.

797
00:37:41,013 --> 00:37:42,840
‫- قسم می‌خورم 6 پونده.
‫- باشه.

798
00:37:42,841 --> 00:37:44,680
‫قرار بود که...پرورش بدیم...

799
00:37:46,932 --> 00:37:49,192
‫اون توپ‌های کریسمس
‫تولید محلی‌ان؟

800
00:37:53,886 --> 00:37:54,905
‫<i>
‫صبح روز بعد،

801
00:37:54,906 --> 00:37:58,291
‫<i>
‫چارلی با چند خبر
‫مهم به دیدنم اومد،

802
00:37:58,293 --> 00:38:01,320
‫<i>
‫چون نتایج آزمایش‌های
‫کیفی محصولات‌مون رو...

803
00:38:01,321 --> 00:38:03,279
‫<i>
‫دریافت کرده بود.

804
00:38:03,420 --> 00:38:04,640
‫صبح بخیر، جرمی.

805
00:38:04,813 --> 00:38:06,220
‫چارلی، چطوری؟

806
00:38:06,419 --> 00:38:07,899
‫<i>
‫و راستشو بخواین...

807
00:38:07,900 --> 00:38:10,227
‫<i>
‫خیلی مضطرب بودم.

808
00:38:11,113 --> 00:38:13,952
‫گندمِ آسیاب...
‫گندم زمستونه همون گندم آسیابه.

809
00:38:13,953 --> 00:38:15,558
‫آره، به درجه مناسب رسید.

810
00:38:15,559 --> 00:38:18,152
‫گندم نی‌رشته‌تون بی‌نظیره.

811
00:38:18,153 --> 00:38:20,259
‫- اوه!
‫- در برخی موارد.

812
00:38:20,920 --> 00:38:24,006
‫و در مورد بقیه موارد
‫خیلی بی‌نظیر نیست.

813
00:38:25,506 --> 00:38:27,280
‫15% رطوبت.

814
00:38:27,733 --> 00:38:29,245
‫- کاملا دقیق.
‫- آره.

815
00:38:29,246 --> 00:38:31,572
‫- پروتئین: 15.4
‫- خب.

816
00:38:31,573 --> 00:38:33,320
‫- عالیه.
‫- آره.

817
00:38:33,613 --> 00:38:34,706
‫عدد هاگبرگ:

818
00:38:34,707 --> 00:38:36,524
‫باید 250 می‌بود.

819
00:38:36,526 --> 00:38:38,600
‫133 هست.

820
00:38:41,164 --> 00:38:42,083
‫پس...

821
00:38:42,083 --> 00:38:45,123
‫یعنی در این حد خمیرش
‫کشسانی خواهد بود.

822
00:38:45,240 --> 00:38:46,980
‫کشش‌پذیری زیادی بهش می‌ده.

823
00:38:46,981 --> 00:38:48,812
‫پس می‌شه یه خمیر کشدار.

824
00:38:48,813 --> 00:38:50,051
‫ماکارونی رو دیدی...

825
00:38:50,052 --> 00:38:53,280
‫دلم می‌خواد وانمود کنم
‫که معنیش رو می‌دونم.

826
00:38:55,060 --> 00:38:56,832
‫غیرقابل استفاده‌ست.

827
00:38:57,192 --> 00:39:00,719
‫پس نمی‌تونیم ازش
‫ماکارونی درست کنیم.

828
00:39:01,587 --> 00:39:04,453
‫پس باید بریزیمش
‫جلوی گاوهایی که نداریم.

829
00:39:04,679 --> 00:39:05,519
‫آره.

830
00:39:07,100 --> 00:39:09,052
‫چند تن داریم ازش؟

831
00:39:09,053 --> 00:39:10,860
‫تقریبا 150 تن.

832
00:39:12,513 --> 00:39:13,799
‫150 تن...

833
00:39:13,800 --> 00:39:16,299
‫و باید 400 پوند برای
‫هر تن می‌گرفتیم.

834
00:39:16,300 --> 00:39:16,900
‫آره.

835
00:39:16,901 --> 00:39:18,698
‫می‌شه 60,000 پوند.

836
00:39:18,699 --> 00:39:20,539
‫و در واقع قراره...

837
00:39:20,540 --> 00:39:21,699
‫چقدر گیرمون می‌اد؟

838
00:39:21,700 --> 00:39:24,926
‫احتمالا با قیمت گندم خوراکی،
‫هر تن 175 تا.

839
00:39:26,559 --> 00:39:28,606
‫26,250

840
00:39:28,607 --> 00:39:32,893
‫پس 33,750 پوند از دست دادیم.

841
00:39:32,960 --> 00:39:33,933
‫پس...

842
00:39:34,093 --> 00:39:36,840
‫33,750 پوند.

843
00:39:38,406 --> 00:39:39,880
‫چون بارون اومد.

844
00:39:41,712 --> 00:39:43,725
‫متاسفانه هنوز تموم نشده.

845
00:39:43,753 --> 00:39:44,966
‫چی؟ بدترم می‌شه؟

846
00:39:44,967 --> 00:39:46,980
‫نتایج جو رو دریافت کردیم.

847
00:39:48,093 --> 00:39:49,000
‫خب...

848
00:39:49,333 --> 00:39:50,640
‫جو...

849
00:39:51,226 --> 00:39:53,238
‫خب، جوونه نمی‌زنه.

850
00:39:53,240 --> 00:39:56,573
‫چون مقداریش، همون‌طور که می‌گن، مُرده.

851
00:39:56,933 --> 00:39:59,325
‫پس جوانه‌زنی لازم رو نداره.

852
00:39:59,326 --> 00:40:00,566
‫خب این یعنی چی؟

853
00:40:00,567 --> 00:40:03,727
‫یعنی نمی‌تونی ازش برای
‫جو مالت‌سازی استفاده کنی.

854
00:40:05,527 --> 00:40:07,100
‫کیرم توش!

855
00:40:07,920 --> 00:40:09,900
‫پس چطور می‌خوایم آبجو بسازیم؟

856
00:40:13,792 --> 00:40:15,825
‫و دوباره، یه لحظه
‫آبجو رو فراموش کنیم،

857
00:40:15,826 --> 00:40:18,799
‫اگه می‌فروختیمش
‫چقدر به‌دست می‌آوردیم؟

858
00:40:18,927 --> 00:40:21,806
‫تقریبا 180 تن جو داریم.

859
00:40:22,046 --> 00:40:24,093
‫و به چه قیمتی...[فروخته می‌شه؟]

860
00:40:24,413 --> 00:40:26,353
‫235

861
00:40:26,406 --> 00:40:27,718
‫- یک تن؟
‫- آره.

862
00:40:27,719 --> 00:40:30,299
‫پس می‌شه 42,000 پوند،

863
00:40:30,300 --> 00:40:32,106
‫اگه می‌تونستیم برای
‫کارخونه هاوکستون بفرستیمش.

864
00:40:32,107 --> 00:40:32,985
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫اگه می‌تونستیم برای
‫کارخونه هاوکستون بفرستیمش.

865
00:40:33,067 --> 00:40:34,547
‫و چقدر قراره بفروشیم.؟

866
00:40:34,548 --> 00:40:35,920
‫160

867
00:40:37,119 --> 00:40:38,980
‫بازم به عنوان خوراک دام؟

868
00:40:39,419 --> 00:40:42,560
‫- 28,000، پس...
‫- 14,000 تا از دست دادیم.

869
00:40:42,879 --> 00:40:44,512
‫14,000

870
00:40:44,886 --> 00:40:47,739
‫پس 14,000 پوند
‫روی جو ضرر کردیم.

871
00:40:48,073 --> 00:40:49,566
‫- 30,000
‫- 34,000

872
00:40:49,567 --> 00:40:53,607
‫34,000 پوند روی گندم ماکارونی.

873
00:40:54,827 --> 00:40:56,113
‫مشکل‌مون جوئه.

874
00:40:56,166 --> 00:40:58,925
‫مشکل بزرگی هم هست.
‫باید به آبجوسازی زنگ بزنم.

875
00:40:58,926 --> 00:41:00,180
‫گندم نی‌رشته‌ت...

876
00:41:00,181 --> 00:41:02,673
‫مگر این‌که بتونیم
‫کمی بهبود ببخشیمش،

877
00:41:02,674 --> 00:41:06,034
‫که ممکنه توی بازار هم بهتر بشه،
‫بعضی وقت‌ها می‌شه،

878
00:41:06,199 --> 00:41:07,406
‫عملا...

879
00:41:07,407 --> 00:41:08,506
‫خوراک دامه.

880
00:41:08,580 --> 00:41:11,853
‫اما هنوز کاملا ازش ناامید نشده‌ام.

881
00:41:12,386 --> 00:41:15,025
‫وای همه‌ش خبرهای وحشتناکیه.

882
00:41:15,026 --> 00:41:16,532
‫پس ما... من...

883
00:41:16,613 --> 00:41:17,540
‫آره.

884
00:41:17,659 --> 00:41:19,999
‫امسال از این کارم لذت نمی‌برم.

885
00:41:23,600 --> 00:41:27,398
‫<i>
‫برای خوشحال کردن خودم
‫بعد از این پیش‌بینی وحشتناک،

886
00:41:27,399 --> 00:41:32,045
‫<i>
‫تصمیم گرفتم که وقتشه که یه
‫سورپرایز خوب برای لیزا داشته باشم.

887
00:41:32,112 --> 00:41:34,539
‫<i>
‫پس توی یه روز آفتابی
‫و دوست داشتنی،

888
00:41:34,540 --> 00:41:37,052
‫<i>
‫رفتیم تا «تیم» رو ببینیم،

889
00:41:37,120 --> 00:41:38,780
‫<i>
‫همون گاودارمون.

890
00:41:41,386 --> 00:41:42,500
‫دنبالم بیا.

891
00:41:43,653 --> 00:41:46,226
‫- از یه کم پیاده‌روی خوشم می‌اد.
‫- می‌دونم.

892
00:41:49,766 --> 00:41:50,660
‫نه!

893
00:41:52,206 --> 00:41:53,439
‫فلفل!

894
00:41:53,440 --> 00:41:55,793
‫- اوووی! امکان نداره!
‫- آره.

895
00:41:56,193 --> 00:41:58,720
‫- یه ساله که ندیدیمش.
‫- البته که آره، قیافه شو ببنی.

896
00:41:58,721 --> 00:42:01,427
‫- و سورپرایز اصلی؟
‫- خب؟

897
00:42:01,519 --> 00:42:04,074
‫اون بچه‌ی فلفله.

898
00:42:05,639 --> 00:42:07,076
‫نمی‌فهمم آخه.

899
00:42:07,139 --> 00:42:08,756
‫فلفل باردار شده.

900
00:42:09,586 --> 00:42:11,320
‫این بچه‌ی فلفله!

901
00:42:11,520 --> 00:42:12,720
‫کوچولوی...

902
00:42:14,713 --> 00:42:17,693
‫- تو نازترین چیز کوچولویی!
‫- چقدر تو شیرینی!

903
00:42:17,806 --> 00:42:21,039
‫Diddly Pepper کوچولو رو ببین!

904
00:42:21,473 --> 00:42:23,886
‫گوساله واقعا خوشگلیه.

905
00:42:24,606 --> 00:42:25,959
‫نگاه چیز کوچولوش رو...

906
00:42:25,967 --> 00:42:28,500
‫چهره‌ی کوچولوی
‫سربالای مامان‌شو داره!

907
00:42:30,120 --> 00:42:31,027
‫آفرین فلفل!

908
00:42:31,028 --> 00:42:33,333
‫تو هم فوق‌العاده به نظر می‌رسی.

909
00:42:34,753 --> 00:42:37,313
‫نه، چون وقتی به چارلی گفتم:

910
00:42:37,413 --> 00:42:39,695
‫<i><font color="#ffd306">
‫«چه اتفاقی برای فلفل می‌افته؟»</i></font>
‫وقتی که همه مادرها...

911
00:42:39,696 --> 00:42:41,462
‫<i><font color="#ffd306">
‫«می‌تونیم برگردونیم‌شون پیش تیم؟»</i></font>
‫اونم گفت:

912
00:42:41,463 --> 00:42:44,759
‫<i><font color="#ffd306">
‫«من باشم سوالی نمی‌پرسم که
‫دلت نمی‌خواد جواب‌شو بشنوی.»

913
00:42:44,759 --> 00:42:46,732
‫سورپرایز منو وقتی تصور کن...

914
00:42:46,839 --> 00:42:49,192
‫چقدر شده؟
‫9 ماه بعد؟

915
00:42:49,699 --> 00:42:52,485
‫این بهترین سورپرایزی بود
‫که می‌تونستی بهم بدی.

916
00:42:53,513 --> 00:42:54,512
‫تیم!

917
00:42:55,753 --> 00:42:57,879
‫چطوری همچین کاری کردی آخه؟

918
00:42:57,880 --> 00:42:59,512
‫همون گاو نری که پیشت بود.

919
00:42:59,513 --> 00:43:00,692
‫- نه!
‫- همون گاو نر؟

920
00:43:00,693 --> 00:43:02,578
‫- «مایسترو»؟
‫- آره مایسترو.
‫(یعنی استاد)

921
00:43:02,579 --> 00:43:04,985
‫- «دل شکسته»؟
‫- «استادِ دل شکسته».
‫(Breakheart Maestro)

922
00:43:04,986 --> 00:43:07,818
‫منظورت اینه ما آوردیمش
‫اینجا و فورا حامله شد؟

923
00:43:07,819 --> 00:43:09,525
‫آره، تقریبا یه ماه بعدش.

924
00:43:09,526 --> 00:43:11,480
‫حقیقتش یه کم بی‌ادبیه، تیم.

925
00:43:11,481 --> 00:43:13,159
‫از آکسفوردشر خوشش نمی‌اومد، آره؟

926
00:43:13,160 --> 00:43:14,619
‫از آکسفوردشر خوشش نمی‌اومد!

927
00:43:14,620 --> 00:43:16,753
‫برگشت به «نورث‌همپتون‌شر»<font color="#ff8c10">
‫(شهرستانی در مرکز بریتانیا)

928
00:43:16,754 --> 00:43:18,345
‫فقط از اونجا...
‫[خوشش نمی‌اومد]

929
00:43:18,346 --> 00:43:20,999
‫از شورای منطقه آکسفورد
‫خوشش نمی‌اومد.

930
00:43:21,000 --> 00:43:22,992
‫- آره، یه گوساله ماده کوچولو داره.
‫- فوق‌العاده‌ست.

931
00:43:22,993 --> 00:43:25,332
‫و «رز» و «هری»
‫اسم‌شو گذاشتن «تاباتا».
‫(Tabatha)

932
00:43:25,333 --> 00:43:27,865
‫- تاباتا؟
‫- یا «تبی» به طور خلاصه.
‫(Tabby)

933
00:43:27,866 --> 00:43:29,440
‫خیلی یونیک و خاصه.

934
00:43:29,460 --> 00:43:30,579
‫واقعا؟
‫- آره.

935
00:43:30,579 --> 00:43:33,259
‫فلفل و تبی!

936
00:43:33,287 --> 00:43:36,319
‫- خیلی خوشگلن.
‫- و مامان خیلی خوبی هم هست.

937
00:43:36,413 --> 00:43:39,226
‫- خیلی خوش‌حالم.
‫- منم همین‌طور.

938
00:43:41,213 --> 00:43:44,053
‫الان همه چی ریدمانه،
‫البته یه جز اون‌.

939
00:43:44,480 --> 00:43:46,060
‫فوق‌العاده‌ست.

940
00:43:47,706 --> 00:43:51,232
‫مشهورترین گاو جهان،
‫حالا مامان شده.

941
00:44:03,586 --> 00:44:04,610
‫<i>
‫یک هفته بعد،

942
00:44:04,611 --> 00:44:08,123
‫<i>
‫تمام نتایج حاصل از برداشت، رسید،

943
00:44:09,353 --> 00:44:14,560
‫<i>
‫که به معنای فرا رسیدنِ
‫زمانِ فینالِ بزرگ وایت‌برد بود.

944
00:44:15,020 --> 00:44:16,160
‫خب، اینم از این.

945
00:44:16,161 --> 00:44:17,401
‫لحظه‌ی بزرگیه.

946
00:44:17,739 --> 00:44:20,285
‫<i>
‫من و کیلب توی دفتر ملاقات کردیم،

947
00:44:20,286 --> 00:44:22,740
‫<i>
‫تا بفهمیم کی برنده شده.

948
00:44:24,059 --> 00:44:25,040
‫خب...

949
00:44:25,547 --> 00:44:29,993
‫با کشاورزیِ زمین‌های
‫غیر زراعیِ مزرعه...

950
00:44:32,220 --> 00:44:35,785
‫27,614 پوند درآوردم.

951
00:44:35,786 --> 00:44:36,719
‫سود خالص؟

952
00:44:36,720 --> 00:44:38,172
‫- سود خالص.
‫- پشمام.

953
00:44:38,172 --> 00:44:40,672
‫کار خیلی زیادی نیاز داشت،

954
00:44:40,746 --> 00:44:43,199
‫برای پولی که نمی‌شه باهاش...

955
00:44:43,200 --> 00:44:44,711
‫یه «مینی کانتری‌من» بخری.
‫(Mini Countryman)

956
00:44:44,713 --> 00:44:46,683
‫می‌تونستم با دم کردنِ
‫قهوه برای مردم...

957
00:44:46,684 --> 00:44:50,217
‫ توی «ایستگاه پدینگتون»،
‫بیشتر از این پول در بیارم.<font color="#ff8c10">
‫ (Paddington ایستگاه مترو در لندن و
‫صحنه فیلم‌برداری در هر پاتر و پدینگتون)

958
00:44:50,653 --> 00:44:52,292
‫- ولی...
‫- ولی هنوز سوده دیگه.

959
00:44:52,293 --> 00:44:55,220
‫بهتر از اونی که
‫فکر می‌کردم، کار کردی.

960
00:44:55,293 --> 00:44:56,412
‫گاوها رو ببین.

961
00:44:56,413 --> 00:44:58,653
‫گاوها، حقیقتا...

962
00:44:58,719 --> 00:45:01,439
‫این، به عنوان یه گاودار،

963
00:45:01,599 --> 00:45:03,012
‫فوق‌العاده‌ست.

964
00:45:03,019 --> 00:45:04,393
‫چند تا گاو بود؟

965
00:45:04,566 --> 00:45:05,866
‫این از فروش 5 تا بود.

966
00:45:05,867 --> 00:45:07,565
‫هر گاو 5,000 پوند!

967
00:45:07,566 --> 00:45:10,532
‫الان یه کشاورز معمولیِ
‫گوشتِ گاو از یه گاو چاق،

968
00:45:10,533 --> 00:45:12,186
‫شاید 1,800 پوند در بیاره.

969
00:45:12,186 --> 00:45:15,019
‫اینم به‌خاطر داشتن ون برگره.

970
00:45:15,020 --> 00:45:16,345
‫آره، یه محل فروش براشون داشتیم.

971
00:45:16,346 --> 00:45:17,146
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫آره، یه محل فروش براشون داشتیم.

972
00:45:17,147 --> 00:45:18,654
‫قارچ...

973
00:45:18,840 --> 00:45:19,853
‫اینو ببین.

974
00:45:19,940 --> 00:45:22,953
‫قطعا باید بیشتر رو قارچ کار کنیم.

975
00:45:23,039 --> 00:45:24,545
‫- اینو ببین.
‫- نه این‌که بیشتر قارچ بخوریم ها!
‫(ماشروم = ماده مخدر)

976
00:45:24,546 --> 00:45:26,806
‫نزدیک به 7,000 پوند سود از قارچ‌ها.

977
00:45:26,807 --> 00:45:28,205
‫ایده خیلی خوبی بود.

978
00:45:28,206 --> 00:45:29,692
‫بزها...

979
00:45:29,939 --> 00:45:31,606
‫- می‌خوای نگه‌شون داری؟
‫- آره، صددرصد.

980
00:45:31,607 --> 00:45:33,079
‫باید سلاخی‌شون کنی.

981
00:45:33,159 --> 00:45:34,559
‫یعنی چی «سلاخی‌شون کنی»؟

982
00:45:34,560 --> 00:45:35,506
‫باید بکشی‌شون،
‫و بخوری‌شون.

983
00:45:35,507 --> 00:45:36,839
‫<font color="#ffd306">
‫- نه!</font>
‫باید بکشی‌شون،
‫و بخوری‌شون.

984
00:45:36,905 --> 00:45:38,799
‫- نه!
‫- 29 تا بز نَرن.

985
00:45:38,800 --> 00:45:41,271
‫- هیچ‌کاری نمی‌تونی باهاشون بکنی.
‫- نه، دوست‌شون دارم.

986
00:45:41,272 --> 00:45:44,373
‫- گزنه، یه فاجعه‌ی کامل.
‫- آره، دیگه این کارو نمی‌کنیم.

987
00:45:44,473 --> 00:45:46,280
‫گوشت گوزن...

988
00:45:46,439 --> 00:45:47,652
‫به نظرم باید ادامه‌ش بدیم،

989
00:45:47,653 --> 00:45:50,632
‫چون گوزن‌های زیادی
‫این اطراف هست.

990
00:45:50,633 --> 00:45:53,000
‫خب نتیجه نهاییش اینه که...

991
00:45:53,220 --> 00:45:54,719
‫حداقل پولی از دست نداده.

992
00:45:54,720 --> 00:45:57,147
‫27,614 پوند سود کردی،

993
00:45:57,148 --> 00:45:58,273
‫ولی کار زیادی داشت.

994
00:45:58,274 --> 00:45:59,732
‫- سلام.
‫- چطوری، چارلی؟

995
00:45:59,733 --> 00:46:02,166
‫- سلام، چطورید؟
‫- داریم حساب کتاب می‌کنیم.

996
00:46:02,167 --> 00:46:03,192
‫خیلی خوبه.

997
00:46:03,193 --> 00:46:04,633
‫اینو ببین.

998
00:46:05,086 --> 00:46:08,145
‫30% سود از کشاورزی غیر زراعی.

999
00:46:08,159 --> 00:46:10,040
‫می‌شه 50%.

1000
00:46:10,886 --> 00:46:12,439
‫- نه.
‫- آره.

1001
00:46:13,106 --> 00:46:15,392
‫- چرا؟
‫- چون 27,000 پوند سود کردی...

1002
00:46:15,393 --> 00:46:16,793
‫و خرجت...

1003
00:46:16,913 --> 00:46:18,925
‫- 53 تا.
‫- ...زیر 54 تا بوده.

1004
00:46:18,926 --> 00:46:20,046
‫پس...

1005
00:46:20,678 --> 00:46:22,285
‫اگه 1 پوند بهم بدی،

1006
00:46:22,286 --> 00:46:23,905
‫من 1.5 پوند بهت پس می‌دم.

1007
00:46:23,906 --> 00:46:26,412
‫این دقیقا چیزیه که رخ داده.

1008
00:46:27,912 --> 00:46:29,779
‫- عه...
‫- من که خیلی گیج شدم.

1009
00:46:29,780 --> 00:46:32,066
‫من که نفهمیدم، بگذریم.

1010
00:46:32,206 --> 00:46:34,152
‫پول از دست ندادیم.
‫همینش مهمه!

1011
00:46:34,153 --> 00:46:36,372
‫- سود هم کرده!
‫- سود کردم، به هر حال.

1012
00:46:36,373 --> 00:46:38,133
‫<i>
‫با بررسی جدول من،

1013
00:46:38,134 --> 00:46:40,107
‫<i>
‫حالا نوبت چارلی بود...

1014
00:46:40,108 --> 00:46:42,633
‫<i>
‫ تا به کیلب بگه
‫که چطور کار کرده.

1015
00:46:42,798 --> 00:46:44,592
‫خب، قلم سبز یا قرمز؟

1016
00:46:44,679 --> 00:46:47,792
‫اول قرمز رو بردار.
‫[نامفهوم]

1017
00:46:48,060 --> 00:46:49,420
‫خب، پیمانکارها،

1018
00:46:49,421 --> 00:46:51,847
‫دست‌مزد تو، دست‌مزد سایمون،

1019
00:46:51,848 --> 00:46:53,419
‫و سایر استخدام‌ها.

1020
00:46:53,592 --> 00:46:57,899
‫46,279 پوند.

1021
00:46:58,726 --> 00:46:59,585
‫خب.

1022
00:46:59,746 --> 00:47:02,259
‫پس هزینه کلت می‌شه...

1023
00:47:02,399 --> 00:47:04,365
‫183,000

1024
00:47:04,366 --> 00:47:07,360
‫- 100...
‫- 183,011 پوند.

1025
00:47:07,361 --> 00:47:08,733
‫0 1 1

1026
00:47:09,180 --> 00:47:10,059
‫180؟

1027
00:47:10,060 --> 00:47:10,800
‫پس این همه...

1028
00:47:10,801 --> 00:47:13,879
‫دیوونه‌کننده‌ست فکر کردن به این‌که
‫برای پرورش غذا باید این‌قدر خرج کنی.

1029
00:47:13,880 --> 00:47:15,719
‫این همه هزینه، به سادگی...

1030
00:47:15,720 --> 00:47:18,133
‫می‌دونم و بعدش...

1031
00:47:18,200 --> 00:47:20,958
‫الان قلبم واقعا
‫داره تپ تپ می‌زنه.

1032
00:47:20,986 --> 00:47:22,499
‫- مال منم.
‫- خب، کلزا.

1033
00:47:22,500 --> 00:47:24,199
‫- ماژیک سبز، آره؟
‫- ماژیک سبز.

1034
00:47:24,253 --> 00:47:26,726
‫کلزا در واقع...
‫بیشتر از این بود...

1035
00:47:26,727 --> 00:47:29,959
‫10,172 پوند.

1036
00:47:30,180 --> 00:47:33,532
‫پس مثل این‌که در مورد
‫کاشت کلزا حق با تو بوده.

1037
00:47:33,533 --> 00:47:34,718
‫هم درست و هم غلط.

1038
00:47:34,719 --> 00:47:37,445
‫یکی از زمین‌ها
‫خیلی خیلی بد بود، آره؟

1039
00:47:37,446 --> 00:47:38,592
‫اما خوشبختانه،

1040
00:47:38,593 --> 00:47:40,858
‫و از «Berry Hill South»
‫بابتش تشکر می‌کنم،<font color="#ff8c10">
‫(نام یکی از زمین‌ها)

1041
00:47:40,859 --> 00:47:42,765
‫برداشت خیلی خوبی ازش کردیم.

1042
00:47:42,766 --> 00:47:44,566
‫و حجم برداشت...

1043
00:47:44,639 --> 00:47:45,632
‫خیلی زیاد بود.

1044
00:47:45,633 --> 00:47:47,433
‫اونی که وضعش خراب بود...

1045
00:47:47,434 --> 00:47:49,286
‫برداشت خوبی داشت.
‫و زمینی که به نظر می‌رسید...

1046
00:47:49,287 --> 00:47:52,119
‫ولی اگه کلزا نکاشته بودی،

1047
00:47:52,199 --> 00:47:53,799
‫یه چیز دیگه می‌کاشتی،

1048
00:47:53,800 --> 00:47:55,693
‫که حتی از این هم سوداورتر بود.

1049
00:47:55,694 --> 00:47:56,600
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫که حتی از این هم سوداورتر بود.

1050
00:47:56,820 --> 00:48:00,058
‫ولی خوشبختانه، هزینه‌هام رو
‫جبران کردم و کمی هم سود کردم.

1051
00:48:00,059 --> 00:48:00,859
‫آره سود کردی.

1052
00:48:00,860 --> 00:48:02,246
‫باشه، خوبه.
‫خیلی‌خب.

1053
00:48:02,653 --> 00:48:04,585
‫- بعدی چیه؟
‫- گندم.

1054
00:48:04,586 --> 00:48:05,499
‫گندم.

1055
00:48:05,500 --> 00:48:07,673
‫خبر خوب:
‫آسیاب شد.

1056
00:48:07,860 --> 00:48:08,960
‫و ما... آره.

1057
00:48:09,020 --> 00:48:10,320
‫آره، گندم زمستونه...

1058
00:48:10,321 --> 00:48:12,719
‫- پس شد نون، شد غذای انسان.
‫- شد نونِ گندم.

1059
00:48:12,720 --> 00:48:16,520
‫93,204 پوند.

1060
00:48:16,893 --> 00:48:20,299
‫و می‌شه 250 پوند در هر تن.

1061
00:48:21,227 --> 00:48:22,705
‫یالا، ادامه بده.

1062
00:48:22,760 --> 00:48:24,899
‫- جو دوسر، آسیاب شد.
‫- خب.

1063
00:48:24,900 --> 00:48:25,906
‫و کی فکرشو می‌کرد،

1064
00:48:25,907 --> 00:48:29,179
‫امسال یه فاجعه‌ی واقعی توی سراسر
‫اروپای شمالی درمورد جو وجود داشته.

1065
00:48:29,180 --> 00:48:31,398
‫عجب بدشانسی برای فنلاندی‌ها.<font color="#ff8c10">
‫(از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان
‫جو دوسر در جهان است)

1066
00:48:31,399 --> 00:48:35,159
‫26,835 پوند.

1067
00:48:35,300 --> 00:48:36,853
‫بعدش می‌رسیم به بذر علف،

1068
00:48:36,854 --> 00:48:39,460
‫که توی زمین بالایی علوفه‌هات بود.

1069
00:48:39,572 --> 00:48:42,765
‫4,890

1070
00:48:42,879 --> 00:48:44,579
‫چند بار برداشت کردی آخرش؟

1071
00:48:44,580 --> 00:48:45,500
‫<font color="#ffd306">
‫- 3 تا.</font>
‫چند بار برداشت کردی آخرش؟

1072
00:48:45,565 --> 00:48:46,638
‫3 تا برداشت؟

1073
00:48:46,639 --> 00:48:48,199
‫ولی هیچی یونجه درست نکرد.

1074
00:48:48,200 --> 00:48:50,592
‫پس نمی‌تونیم هیچی‌شو
‫به «آماندا هولدن» بفروشیم.

1075
00:48:50,593 --> 00:48:51,979
‫نه، متاسفانه.

1076
00:48:51,980 --> 00:48:54,192
‫- زمین اندی کاتو چی؟
‫- کشاورزی وحشی.

1077
00:48:54,193 --> 00:48:57,640
‫7,206 پوند.

1078
00:48:57,820 --> 00:48:59,673
‫به خوبی بهترین
‫زمین‌های گندم ما نیست،

1079
00:48:59,674 --> 00:49:00,919
‫اما از بدترین‌مون بهتره.

1080
00:49:00,920 --> 00:49:02,299
‫پس سود هم کرده.

1081
00:49:02,299 --> 00:49:03,979
‫اگه گندم زمستونه بود، الان...

1082
00:49:03,980 --> 00:49:06,659
‫نه، نه، اگه می‌شه.

1083
00:49:06,966 --> 00:49:08,640
‫بیاید مثبت باشیم.

1084
00:49:08,846 --> 00:49:11,847
‫خب، اگر به روش تو
‫کشاورزی می‌کردیم،

1085
00:49:11,848 --> 00:49:14,001
‫ممکن بود درآمد
‫بیشتری کسب کنی.

1086
00:49:14,060 --> 00:49:15,758
‫ولی پولی از دست ندادیم.

1087
00:49:15,759 --> 00:49:17,253
‫و ممکنه که،

1088
00:49:17,360 --> 00:49:18,279
‫و امیدوارم که...

1089
00:49:18,280 --> 00:49:20,092
‫خاک رو بهبود بخشیدیم.

1090
00:49:20,093 --> 00:49:21,567
‫و این چیزیه که من...

1091
00:49:21,568 --> 00:49:23,440
‫نمی‌خوام جوری
‫به نظر برسم که...

1092
00:49:23,441 --> 00:49:25,819
‫عین چند تا فضیلت فروشِ
‫احمقِ توی اینستاگرام باشم،

1093
00:49:25,820 --> 00:49:28,320
‫اما من به خاک اهمیت می‌دم.
‫پس اون...

1094
00:49:29,486 --> 00:49:30,486
‫خوبه.

1095
00:49:30,712 --> 00:49:32,679
‫گندم نی‌رشته؟ ماکارونی؟

1096
00:49:35,973 --> 00:49:37,752
‫فکر نمی‌کردی به نتیجه برسه، نه؟

1097
00:49:37,753 --> 00:49:39,559
‫نه و رسید.

1098
00:49:39,826 --> 00:49:41,552
‫- جدی؟
‫- خب...

1099
00:49:41,599 --> 00:49:44,485
‫به عدد هاگبرگ 170 رسید،

1100
00:49:44,533 --> 00:49:46,986
‫چون امسال خیلی سال سختی بود،

1101
00:49:47,059 --> 00:49:47,660
‫می‌دونین دیگه...

1102
00:49:47,660 --> 00:49:50,565
‫ما با «متیو» کار کرده‌ایم،
‫اونا آسیابش کردن و آرد ساختن.

1103
00:49:50,566 --> 00:49:52,519
‫پس ازش ماکارونی درست می‌شه.

1104
00:49:52,626 --> 00:49:54,705
‫- آره!
‫- خبر خوبیه!

1105
00:49:54,706 --> 00:49:57,499
‫پس گندم‌مون هم آسیاب شد.

1106
00:49:58,206 --> 00:50:02,646
‫60,165 پوند.

1107
00:50:02,647 --> 00:50:05,620
‫- می‌خوایم که...
‫- 60,000...

1108
00:50:06,692 --> 00:50:08,440
‫1 6 5

1109
00:50:08,546 --> 00:50:10,906
‫1 6 5!

1110
00:50:11,287 --> 00:50:13,754
‫مثل یه عدد رندِ خوبه، مگه نه؟

1111
00:50:13,755 --> 00:50:14,674
‫نگاه‌ش کنین!

1112
00:50:14,675 --> 00:50:16,253
‫خدایا!

1113
00:50:16,254 --> 00:50:17,458
‫- عالیه!
‫- هر چند...

1114
00:50:17,459 --> 00:50:18,920
‫جو بهاره...

1115
00:50:19,214 --> 00:50:20,373
‫بفرما اینم از این.

1116
00:50:21,000 --> 00:50:23,072
‫ازش نمی‌تونیم آبجوی
‫هاوکستون بسازیم که، نه؟

1117
00:50:23,073 --> 00:50:26,546
‫با کیفیت‌ترین خوراکِ دامه!

1118
00:50:27,840 --> 00:50:31,259
‫25,526

1119
00:50:31,326 --> 00:50:34,000
‫ولی اگه می‌تونستیم
‫ازش مالت بسازیم،

1120
00:50:34,001 --> 00:50:36,192
‫60,000 پوند در می‌آوردیم؟

1121
00:50:36,193 --> 00:50:38,239
‫تقریبا دو برابرش.

1122
00:50:38,993 --> 00:50:39,919
‫خب.

1123
00:50:40,020 --> 00:50:42,359
‫حالا می‌شه جمع بزنیم؟
‫اصل قضیه اینه.

1124
00:50:42,360 --> 00:50:45,645
‫- خب، قلم سبز، گوشه پایین راست.
‫- باید 27,600 رو شکست بدی.

1125
00:50:45,646 --> 00:50:47,226
‫پس 200...

1126
00:50:48,359 --> 00:50:49,439
‫چی؟!

1127
00:50:49,693 --> 00:50:53,606
‫و 27,998.
‫(227,998)

1128
00:50:54,547 --> 00:50:56,660
‫پس مجموعت می‌شه...

1129
00:50:56,661 --> 00:50:58,305
‫44,000...

1130
00:50:58,306 --> 00:50:59,499
‫وای شکستم داد که.

1131
00:50:59,500 --> 00:51:01,693
‫44,987

1132
00:51:02,519 --> 00:51:03,699
‫خب، اینم از این.

1133
00:51:05,253 --> 00:51:06,460
‫تبریک می‌گم.

1134
00:51:06,580 --> 00:51:08,605
‫اولین سالی که
‫مدیر مزرعه بودی...

1135
00:51:08,606 --> 00:51:10,585
‫و قشنگ گذاشتی درم.

1136
00:51:10,586 --> 00:51:11,872
‫ولی ما یه تیمیم.

1137
00:51:11,932 --> 00:51:15,171
‫پس اگه این دو تا رو
‫جمع کنیم...40، 50...

1138
00:51:15,272 --> 00:51:16,352
‫72.5

1139
00:51:16,353 --> 00:51:18,413
‫- 72
‫- 72,000 پوند.

1140
00:51:18,414 --> 00:51:20,852
‫- خب این اخه خیلی...
‫- هزار جریب مزرعه!

1141
00:51:20,853 --> 00:51:22,980
‫می‌شه هر جریب 72 پوند.

1142
00:51:23,919 --> 00:51:25,259
‫پس امروز باید بریم میخونه.

1143
00:51:25,260 --> 00:51:27,280
‫ولی کیلب، همون‌طور که می‌دونی،

1144
00:51:27,380 --> 00:51:29,700
‫مزارع همیشه
‫پول لازم دارن، مگه نه؟

1145
00:51:29,701 --> 00:51:31,632
‫و ما دوره‌ی سال آینده
‫رو شروع کرده‌ایم.

1146
00:51:31,633 --> 00:51:34,779
‫پس در واقع، من به همه‌ش
‫نیاز دارم برای خرید بذر،

1147
00:51:34,780 --> 00:51:36,598
‫- ...کود و سم شیمیایی.
‫- چی؟

1148
00:51:36,599 --> 00:51:37,052
‫پس...

1149
00:51:37,053 --> 00:51:38,792
‫پس نمی‌تونیم بریم میخونه؟
‫- نه.

1150
00:51:38,793 --> 00:51:42,419
‫- یعنی تا پنیِ آخرشو نیاز داری؟
‫- تا پنیِ آخرش.

1151
00:51:42,560 --> 00:51:43,760
‫بذر و کود و سم،

1152
00:51:43,761 --> 00:51:47,199
‫این حتی هزینه قراردادها
‫رو هم پوشش نمی‌ده.

1153
00:51:48,393 --> 00:51:50,673
‫پس یه آبجو به حساب من برا تو.

1154
00:51:51,493 --> 00:51:52,965
‫یه چیز دیگه بهت بگم.

1155
00:51:52,986 --> 00:51:54,847
‫اگه من زمین‌های غیر زراعی
‫رو کشاورزی نمی‌کردم،

1156
00:51:54,848 --> 00:51:56,939
‫- اون‌وقت توی دردسر بودیم.
‫- آره.

1157
00:51:58,006 --> 00:51:59,672
‫یه چیز دیگه این‌که...

1158
00:51:59,673 --> 00:52:01,007
‫دوباره...

1159
00:52:01,008 --> 00:52:04,875
‫من توی موقعیت خوش‌شانسی‌ام
‫که راه‌های درآمد دیگه‌ای هم دارم.

1160
00:52:05,332 --> 00:52:08,799
‫ولی اگه یه کشاورز
‫معمولی باشی و این...

1161
00:52:08,800 --> 00:52:10,800
‫تنها شغل تمام وقتت باشه،

1162
00:52:10,913 --> 00:52:14,800
‫اگه دو سال پول در نیاری...

1163
00:52:15,106 --> 00:52:16,558
‫دهن آسفالته.

1164
00:52:16,559 --> 00:52:17,725
‫واقعا سخته.

1165
00:52:17,726 --> 00:52:21,366
‫به دلیل نوساناتی که
‫توی قیمت گندم دیدیم،

1166
00:52:21,453 --> 00:52:23,226
‫و توی قیمت کود هم...

1167
00:52:23,227 --> 00:52:24,032
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫و توی قیمت کود هم...

1168
00:52:24,106 --> 00:52:26,899
‫نمی‌دونی اصلا کجای کاری.
‫نمی‌تونی برنامه بریزی.

1169
00:52:26,900 --> 00:52:30,253
‫واقعا یه پروانه می‌تونه
‫توی چین بال بزنه...
‫(اثر پروانه‌ای)

1170
00:52:30,254 --> 00:52:31,686
‫و تو ورشکست بشی.

1171
00:52:31,753 --> 00:52:33,759
‫این‌قدر احمقانه‌ست.

1172
00:52:34,212 --> 00:52:37,920
‫قبلا این‌طور بود که
‫از نظر یارانه کمکی...

1173
00:52:37,921 --> 00:52:40,408
‫یه درآمد نسبتا ثابتی داشتی،
‫که اون‌هام دارن قطع می‌شن.

1174
00:52:40,409 --> 00:52:41,080
‫واقعا سخته که...

1175
00:52:41,081 --> 00:52:43,741
‫من دوست دارم فکر کنم
‫که آینده کشاورزی برای...

1176
00:52:43,742 --> 00:52:46,062
‫ نسل‌های جوونی که در راهن،
‫روشن و مشخص باشه.

1177
00:52:46,063 --> 00:52:47,468
‫مخصوصا من!
‫من 25 سالمه.

1178
00:52:47,469 --> 00:52:50,839
‫احتمالا 60 تا برداشت دیگه داشته باشم.
‫- چطور؟ چطور؟ چطور؟

1179
00:52:50,939 --> 00:52:53,398
‫نمی‌دونم!
‫جدی نمی‌دونم.

1180
00:52:53,399 --> 00:52:54,898
‫- چطور؟
‫- ولی می‌خوام مثبت بمونم...

1181
00:52:54,899 --> 00:52:57,226
‫...چون عاشق کارمم.

1182
00:53:00,239 --> 00:53:01,517
‫باید دوباره با رئیس جمهور حرف بزنم.

1183
00:53:01,518 --> 00:53:02,891
‫نخست وزیر، ببخشید.

1184
00:53:03,978 --> 00:53:05,060
‫تف بهش!

1185
00:53:06,107 --> 00:53:07,320
‫رئیس جمهور!

1186
00:53:09,520 --> 00:53:10,787
‫<i>
‫سخت بود،

1187
00:53:10,788 --> 00:53:13,725
‫<i>
‫که هر پنی که درآورده
‫بودیم رو به چارلی بدیم،

1188
00:53:13,726 --> 00:53:17,446
‫<i>
‫تا بذر و کود بخره برای سال بعد.

1189
00:53:17,520 --> 00:53:19,606
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: ?Where Do The Children Play
‫از Cat Stevens]

1190
00:53:19,720 --> 00:53:22,853
‫<i>
‫چون این یعنی این‌که
‫این همه تلاش کردیم...

1191
00:53:22,953 --> 00:53:25,306
‫<i>
‫تا اصلا چیزی به دست نیاریم.

1192
00:53:25,793 --> 00:53:28,237
‫<i>♪ Well I think it's fine ♪</i><i>
‫♪ فکر کنم مشکلی نداشته باشه ♪

1193
00:53:29,686 --> 00:53:32,306
‫<i>♪ Building jumbo planes ♪
‫♪ ساختن یه هواپیمای بزرگ ♪</i>

1194
00:53:33,986 --> 00:53:36,839
‫<i>♪ Or taking a ride ♪
‫♪ یا سوار شدن بر... ♪</i>

1195
00:53:37,333 --> 00:53:39,686
‫<i>♪ On a cosmic train ♪
‫♪ بر یه قطار کیهانی ♪</i>

1196
00:53:42,359 --> 00:53:45,486
‫<i>♪ I know we've come a long way ♪
‫♪ می‌دونم که راه درازی رو پیمودیم ♪</i>

1197
00:53:46,080 --> 00:53:49,279
‫<i>♪ We're changing day to day ♪
‫♪ هر روز تغییر می‌کنیم ♪</i>

1198
00:53:49,693 --> 00:53:57,760
‫But tell me ♪
‫♪ where do the children play
‫♪ ولی بهم بگو
‫بچه‌ها کجا بازی می‌کنن؟ ♪

1199
00:53:59,546 --> 00:54:02,160
‫<i>♪ When you crack the sky ♪
‫♪ وقتی آسمون رو می‌شکافی ♪</i>

1200
00:54:03,000 --> 00:54:05,853
‫<i>♪ Scrapers fill the air ♪
‫♪ آسمون‌خراش‌ها هوا رو پر می‌کنن ♪</i>

1201
00:54:06,867 --> 00:54:09,739
‫<i>♪ But will you keep on building higher ♪
‫♪ ولی تو می‌ری بالاتر ♪</i>

1202
00:54:09,739 --> 00:54:12,533
‫<i>♪ Til there's no more room up there? ♪
‫♪ تا اونجایی که دیگه جایی اون بالا نباشه؟ ♪</i>

1203
00:54:13,600 --> 00:54:16,560
‫<i>♪ I know we've come a long way ♪
‫♪ می‌دونم که راه درازی رو پیمودیم ♪</i>

1204
00:54:17,128 --> 00:54:20,639
‫<i>♪ We're changing day to day ♪
‫♪ هر روز تغییر می‌کنیم ♪</i>

1205
00:54:20,640 --> 00:54:28,217
‫But tell me ♪
‫♪ where do the children play
‫♪ ولی بهم بگو
‫بچه‌ها کجا بازی می‌کنن؟ ♪

1206
00:54:33,563 --> 00:54:38,229
‫<i>
‫آره، یه سال پر فراز و نشیب دیگه.

1207
00:54:39,386 --> 00:54:41,705
‫<i>
‫ولی، همون‌طور که الان مرسومه،

1208
00:54:41,706 --> 00:54:46,213
‫<i>
‫تیم Diddly Squat جمع شده
‫تا گذر از امسالش رو علامت بزنه،

1209
00:54:47,473 --> 00:54:49,525
‫<i>
‫یا یه تفریح توی جنگل،

1210
00:54:49,526 --> 00:54:53,080
‫<i>
‫در کنار یکی از دستاوردهای کمترِ من.

1211
00:54:54,246 --> 00:54:56,073
‫سد هنوز ساختش تموم نشده.

1212
00:54:56,074 --> 00:54:57,353
‫نگاش کن آخه!

1213
00:54:58,186 --> 00:55:00,433
‫- می‌دونی که حتی پسرفت هم کردیم.
‫- می‌خواستم همینو بگم.

1214
00:55:00,434 --> 00:55:02,718
‫- اصلا شروعش هم کردین؟
‫- عجب افتضاحیه.

1215
00:55:02,719 --> 00:55:04,746
‫واقعا مایه شرمساریه،
‫با جفت‌تونم.

1216
00:55:04,747 --> 00:55:07,333
‫انگار دو تا بچه داشتن
‫اونجا بازی می‌کردن، نه؟

1217
00:55:07,334 --> 00:55:08,660
‫- آره
‫- چی؟

1218
00:55:10,786 --> 00:55:12,559
‫دقیقا همین‌طوره.

1219
00:55:15,553 --> 00:55:17,663
‫سگ‌ها هنوز آموزش ندیدن.

1220
00:55:17,713 --> 00:55:20,416
‫- چقدر کثیفی!
‫- نه، برو اون‌ور!

1221
00:55:21,766 --> 00:55:23,780
‫چند روز پیش داشتم فکر می‌کردم.

1222
00:55:24,573 --> 00:55:26,244
‫کشاورزها گله و شکایت می‌کنن.

1223
00:55:26,330 --> 00:55:28,100
‫بیشتر با دلیل خوب.

1224
00:55:29,019 --> 00:55:30,103
‫خیلی سخته.

1225
00:55:30,104 --> 00:55:31,769
‫پول زیادی نمی‌گیرن.

1226
00:55:31,913 --> 00:55:35,026
‫برای آسیب رسوندن به محیط زیست
‫توسط همه سرزنش می‌شن.

1227
00:55:35,140 --> 00:55:39,179
‫چرا دارن تلاش می‌کنن که
‫این صنعت رو زنده نگاه دارن؟

1228
00:55:39,419 --> 00:55:40,858
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

1229
00:55:40,859 --> 00:55:44,326
‫و بعد یادم اومد که
‫چهار سال پیش گفتی:

1230
00:55:44,473 --> 00:55:46,813
‫<i><font color="#ffd306">
‫«کشاورزی، یه سبک زندگیه.»

1231
00:55:46,986 --> 00:55:48,792
‫- تو هم موافقی؟
‫- آره.

1232
00:55:49,366 --> 00:55:51,126
‫یادتونه توی سال اول گفتم:

1233
00:55:51,127 --> 00:55:52,913
‫«باید برگردم لندن؟

1234
00:55:52,980 --> 00:55:54,599
‫یا همین‌جا بمونم؟»

1235
00:55:54,793 --> 00:55:56,272
‫حتی به ذهنمم نرسید...نه!

1236
00:55:56,273 --> 00:55:57,604
‫<font color="#ffd306">
‫- ای تف توش!</font>
‫حتی به مغزمم نرسید...نه!

1237
00:56:00,547 --> 00:56:02,679
‫حالا حتی به ذهنمم نرسید.

1238
00:56:02,679 --> 00:56:05,446
‫خب باید سه‌شنبه بعدی برم لندن...

1239
00:56:05,479 --> 00:56:06,719
‫از همین الان استرس دارم ،

1240
00:56:06,720 --> 00:56:09,279
‫و سعی می‌کنم
‫بهونه‌ای برای نرفتن پیدا کنم.

1241
00:56:09,386 --> 00:56:10,819
‫یادته وقتی رفته بودی آفریقا؟

1242
00:56:10,820 --> 00:56:11,351
‫آره.

1243
00:56:11,353 --> 00:56:12,386
‫متنفرم از اعتراف بهش.

1244
00:56:12,387 --> 00:56:13,112
‫<font color="#ffd306">
‫- خب.</font>
‫متنفرم از اعتراف بهش.

1245
00:56:13,239 --> 00:56:15,206
‫یه جواریی دلم برات تنگ شده بود.

1246
00:56:17,073 --> 00:56:19,633
‫اینو که گفتی، الان
‫هواپیماها سقوط می‌کنن!

1247
00:56:19,634 --> 00:56:21,487
‫وقتی که گفتی:<i><font color="#ffd306">
‫«یه جورایی»...

1248
00:56:21,866 --> 00:56:22,345
‫واقعا؟

1249
00:56:22,346 --> 00:56:25,439
‫به عنوان یه شخص دلتنگش شدم،
‫نه به‌ خاطر کمکش توی مزرعه که.

1250
00:56:25,440 --> 00:56:27,060
‫- چی‌می‌خوای کیلب؟
‫- اون فنجون‌های کوچیک چایی‌مون...

1251
00:56:27,061 --> 00:56:30,220
‫گپ‌هایی که می‌زدیم،
‫غذاهایی آخر هفته بیرون می‌خوردیم،

1252
00:56:30,221 --> 00:56:31,672
‫و چرت و پرت گفتن‌هامون.

1253
00:56:31,673 --> 00:56:33,745
‫گپ‌های کشاورزی و...

1254
00:56:34,079 --> 00:56:35,839
‫به این جامعه در اطرافت نیاز داری.

1255
00:56:35,840 --> 00:56:37,347
‫به این نوع از...

1256
00:56:37,348 --> 00:56:39,179
‫وگرنه خیلی تنها و خلوته...

1257
00:56:39,180 --> 00:56:39,767
‫همین‌طوره.

1258
00:56:39,768 --> 00:56:42,448
‫و همین سال‌های معمولی رو داریم،

1259
00:56:42,449 --> 00:56:43,412
‫سختی‌ها،

1260
00:56:43,418 --> 00:56:44,507
‫آب‌وهوای بد،

1261
00:56:44,508 --> 00:56:46,000
‫ناامیدی‌ها،

1262
00:56:46,088 --> 00:56:48,194
‫مرگ خوک‌ها که وحشتناک بود.

1263
00:56:48,195 --> 00:56:49,539
‫بارونس و غیره.

1264
00:56:49,540 --> 00:56:52,639
‫ولی، بذارید این‌طوری بهش نگاه کنیم...

1265
00:56:53,133 --> 00:56:55,719
‫من برای اولین بار پدربزرگ شدم،

1266
00:56:55,720 --> 00:56:57,593
‫از زمانی که آخرین بار اینجا بودیم.

1267
00:56:57,660 --> 00:56:59,799
‫تو بازم بابا شدی.

1268
00:57:00,120 --> 00:57:01,480
‫و تو...

1269
00:57:01,766 --> 00:57:03,206
‫جی- داگ...
‫(G-Dog)

1270
00:57:03,207 --> 00:57:04,752
‫سرطان رو شکست دادی.

1271
00:57:04,753 --> 00:57:05,633
‫آره.

1272
00:57:05,766 --> 00:57:07,152
‫می‌تونیم به سلامتیش بنوشیم.

1273
00:57:07,153 --> 00:57:08,120
‫- به سلامتی.
‫- آفرین، رفیق.

1274
00:57:08,121 --> 00:57:10,626
‫- آفرین، تبریک می‌گم.
‫- به سلامتی، ممنون.

1275
00:57:10,627 --> 00:57:11,674
‫تبریک می‌گم.

1276
00:57:11,675 --> 00:57:12,888
‫ازت ممنونم.

1277
00:57:13,093 --> 00:57:14,933
‫- و از تو هم ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

1278
00:57:15,033 --> 00:57:16,400
‫ممنون از همه‌تون...

1279
00:57:16,401 --> 00:57:18,891
‫برای کمک‌تون به تبدیل این
‫شغل به بهترین شغل جهان.

1280
00:57:18,893 --> 00:57:21,419
‫می‌خوام از همگی تشکر کنم،

1281
00:57:21,419 --> 00:57:24,672
‫تمام تیم فیلم‌برداری
‫و تمام رفقام که اینجان.

1282
00:57:24,740 --> 00:57:28,579
‫همه‌ی شما که به من
‫و خونواده‌م لطف داشتید.

1283
00:57:29,726 --> 00:57:31,239
‫خیلی ازتون ممنونم.

1284
00:57:31,306 --> 00:57:34,045
‫- جرالد، فوق‌العاده بود.
‫- همیشه برای تو همین‌جاییم.

1285
00:57:34,266 --> 00:57:34,859
‫خوبه.

1286
00:57:34,860 --> 00:57:36,133
‫به سلامتی!

1287
00:57:36,220 --> 00:57:37,626
‫به سلامتی، بچه‌ها.

1288
00:57:37,650 --> 00:57:42,650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1289
00:57:43,147 --> 00:57:46,800
‫<font color="#ffd306">
‫شما تماشا...[کرده‌اید]

1290
00:57:48,613 --> 00:57:51,186
‫<font color="#ffd306">
‫«آلن»

1291
00:57:52,847 --> 00:57:55,514
‫<font color="#ffd306">
‫«آریا» و «سانسا»

1292
00:57:56,607 --> 00:57:58,960
‫<font color="#ffd306">
‫«اندی»

1293
00:58:01,827 --> 00:58:04,358
‫<font color="#ffd306">
‫«جرالد کبیر»

1294
00:58:09,047 --> 00:58:11,360
‫<font color="#ffd306">
‫«چارلی خندان»

1295
00:58:15,287 --> 00:58:17,434
‫<font color="#ffd306">
‫«لیزا»

1296
00:58:25,853 --> 00:58:28,323
‫<font color="#ffd306">
‫«کیلب»

1297
00:58:33,973 --> 00:58:37,202
‫<font color="#ffd306">
‫و «جرمی»

1298
00:58:39,976 --> 00:58:45,247
‫<font color="#ffd306">
‫در...
‫«مزرعه کلارکسون»

1299
00:58:45,608 --> 00:58:50,439
‫<i>
‫♪ Papa would do whatever he could ♪
‫♪ بابابزرگ هر کاری که می‌تونست انجام می‌داد ♪

1300
00:58:50,440 --> 00:58:52,800
‫<i>
‫♪ Preach a little gospel ♪
‫♪ کمی انجیل رو موعظه می‌کرد ♪

1301
00:58:53,080 --> 00:58:57,337
‫<i>
‫♪ Sell a couple bottles of Doctor Good ♪
‫♪ چند تا بطری شراب دکتر گود می‌فروخت ♪

1302
00:58:58,126 --> 00:59:00,792
‫<i>
‫♪ Gypsies, tramps, and thieves ♪
‫♪ کولی‌ها، گداها و دزدها ♪

1303
00:59:00,793 --> 00:59:02,692
‫<i>
‫We'd hear it from ♪
‫♪ the people of the town
‫♪ ما این‌ها رو از
‫مردم شهر می‌شنیدیم ♪

1304
00:59:02,693 --> 00:59:06,705
‫<i>
‫They'd call us gypsies ♪
‫♪ tramps, and thieves
‫♪ اون‌ها به ما می‌گفتن
‫کولی‌ها، گداها و دزدها ♪

1305
00:59:06,706 --> 00:59:10,160
‫<i>
‫But every night all the men ♪
‫♪ would come around
‫♪ ولی هر شب تمام مردها می‌اومدن ♪

1306
00:59:10,566 --> 00:59:12,800
‫<i>♪ And lay their money down ♪
‫♪ و پول‌شون رو می‌ذاشتن وسط ♪</i>

1307
00:59:12,801 --> 00:59:18,683
‫<font color="#8aff67">
‫«امیدوارم لذت برده باشین»</font><font color="#ff2121">
‫«به یادِ تمام یارانمان در راه آزادی...»
