WEBVTT

00:00.593 --> 00:07.593
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:08.617 --> 00:11.236
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

00:11.237 --> 00:13.483
‫
‫«قسمت 23»
‫

00:13.484 --> 00:18.477
‫
‫«قسمت 23»
‫«پارکینگ»

00:20.410 --> 00:25.656
‫
‫ [موسیقی: The Seeker از The Who]

00:27.880 --> 00:30.450
‫
‫♪ I've looked under chairs ♪
‫♪ زیر صندلی‌ها رو نگاه کردم ♪

00:30.636 --> 00:32.963
‫
‫♪ I've looked under tables ♪
‫♪ زیر میزها رو نگاه کردم ♪

00:33.200 --> 00:37.800
‫
‫I've tried to find the key ♪
‫♪ to fifty million fables
‫♪ سعی کردم کلید پنجاه
‫میلیون افسانه رو پیدا کنم ♪

00:37.801 --> 00:39.623
‫
‫♪ به من می‌گن جوینده ♪
‫همان‌طور که گرمای تابستون
‫بر Diddly Squat فرود اومد...

00:42.081 --> 00:45.075
‫
‫♪ I've been searching low and high ♪
‫♪ همه جا رو گشتم ♪

00:45.076 --> 00:46.922
‫
‫چارلی به دفترش برگشت،

00:46.923 --> 00:49.290
‫
‫تا برای ساخت پارکینگ جدید
‫برای فروشگاه، قیمت بگیره.

00:50.127 --> 00:52.954
‫
‫♪ I won't get to get what I'm after ♪
‫♪ نمی‌تونم به چیزی که دنبالشم برسم ♪

00:53.040 --> 00:55.340
‫
‫♪ تا روزی که بمیرم ♪
‫حالا دیگه شدیدا برامون ضروری بود،

00:57.486 --> 00:59.259
‫
‫از اونجایی که بازدیدکنندگان
‫تابستونی از راه رسیده بودن،

00:59.260 --> 01:02.224
‫
‫و ساعت‌ها اونجا وقت می‌گذروندند،

01:02.226 --> 01:04.798
‫
‫همبرگرهایی که با گوشت گاوهامون
‫درست شده بود رو می‌خوردن...

01:04.799 --> 01:06.505
‫
‫- خیلی ممنون.
‫همبرگرهایی که با گوشت گاوهامون
‫درست شده بود رو می‌خوردن...

01:06.586 --> 01:10.199
‫
‫و نه تنها آبجو هاوکستونِ
‫من رو می‌نوشیدن...

01:10.200 --> 01:11.314
‫ممنون.

01:11.680 --> 01:15.793
‫اما همچنین شراب سیب هاوکستونِ
‫جدید کیلب رو هم سرو می‌کردن.
‫«ویژه!»
‫«شراب سیب کیلب از راه رسید»

01:15.933 --> 01:17.306
‫- بفرمایید، لذت ببرید.
‫- خیلی ممنون، جناب.

01:18.200 --> 01:19.793
‫«کیلب برای نخست‌وزیری»
‫و من؟

01:20.721 --> 01:22.139
‫آررره!

01:22.240 --> 01:25.594
‫وای این‌ها رو ببین!
‫چقدر چشم‌نوازن!

01:26.227 --> 01:30.439
‫
‫خب حالا دیگه پادشاه قارچ
‫توی چیپینگ نورتون بودم،

01:30.533 --> 01:36.712
‫
‫هر روز به تعدادی از مغازه‌ها و
‫میخونه‌های توی منطقه تحویل می‌دادم.

01:38.339 --> 01:40.323
‫سرمون خیلی شلوغه!

01:41.532 --> 01:45.539
‫
‫قارچ چیزی بود که برای
‫ناهار تیم فیلم‌برداری تهیه کردم.

01:45.600 --> 01:47.205
‫
‫هر روز.

01:48.206 --> 01:50.078
‫
‫برای یه ماه!

01:51.046 --> 01:53.698
‫
‫و اون‌ها تموم چیزی هستن که
‫می‌تونستم در موردش صحبت کنم.

01:53.699 --> 01:56.599
‫ظاهرا کیسه‌ها رو از جایی که الان
‫دارن رشد می‌کنن، بیرون می‌اری،

01:56.600 --> 01:59.319
‫وقتی که دیگه رشدشون متوقف شد.
‫فکر کنم سه تا دوره رشد دارن.

01:59.320 --> 01:59.894
‫
‫- خب.
‫وقتی که دیگه رشدشون متوقف شد.
‫فکر کنم سه تا دوره رشد دارن.

01:59.895 --> 02:02.313
‫و می‌اری‌شون بیرون.

02:02.560 --> 02:05.105
‫و هنوز به رشد خودشون ادامه می‌دن.

02:05.106 --> 02:07.199
‫ولی کیسه‌های جدید رو می‌ذاری داخل.

02:07.239 --> 02:08.606
‫که این‌طور.

02:09.630 --> 02:14.630
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:15.280 --> 02:18.392
‫
‫اما توقفی در جریان
‫کارهامون در راه بود،

02:18.393 --> 02:22.065
‫
‫چون همون‌طور که بسیار
‫جذاب به «آنی» توضیح دادم،

02:22.066 --> 02:25.379
‫
‫کیسه‌هایی که در ابتدا
‫خریده بودم، مصرف شدن،

02:25.380 --> 02:27.919
‫
‫و باید خارج می‌شدن،

02:28.086 --> 02:31.819
‫
‫تا بتونم با چند تا
‫جدید جایگزین‌شون کنم.

02:32.786 --> 02:35.019
‫بیا بذاریم‌شون این‌طرفش،

02:35.020 --> 02:37.079
‫تا هنوز انرژی داریم،

02:37.166 --> 02:39.078
‫چون وقتی نوبت
‫کیسه‌های آخری برسه،

02:39.079 --> 02:41.072
‫لازم نیست که تا اون ته راه بریم.

02:41.073 --> 02:43.939
‫- آره، فهمیدم.
‫- پس بذاریم‌شون اون‌طرفش.

02:44.105 --> 02:45.805
‫- سلام، چارلی.
‫- سلام.

02:46.020 --> 02:48.460
‫- حالت چطوره؟
‫- خیلی خوبم.

02:48.606 --> 02:50.719
‫- این‌طور به نظر نمی‌اد.
‫- خب...

02:50.765 --> 02:52.811
‫متاسفانه خبر خوبی ندارم.

02:52.813 --> 02:54.880
‫عجب سورپرایزی.

02:56.560 --> 02:57.560
‫خب...

02:59.120 --> 03:01.539
‫برای ساخت پارکینگ 3 تا قیمت گرفتم.

03:01.540 --> 03:02.287
‫خب؟

03:02.653 --> 03:04.186
‫اولیش...

03:04.347 --> 03:06.194
‫حدودای...

03:06.507 --> 03:08.012
‫67 تاست،
‫(67,000)

03:08.013 --> 03:09.353
‫به‌علاوه‌ی...

03:09.400 --> 03:11.093
‫- چی؟
‫- خب... نه...

03:11.094 --> 03:13.119
‫به‌علاوه مبالغی غیرقطعی،

03:13.120 --> 03:15.985
‫مثلا برای فلان کار،
‫چون کاملا مطمئن نیستن.

03:15.986 --> 03:17.900
‫بعدی 80 تاست،

03:18.000 --> 03:19.680
‫به‌علاوه یه مقدار دیگه.

03:19.913 --> 03:21.753
‫- و بعدی...
‫- 80,000 پوند؟

03:21.753 --> 03:25.899
‫و بعدی که به نظر
‫من واقعا کامل‌ترینه،

03:25.900 --> 03:28.260
‫چون که شامل ورودیِ
‫جدید بزرگ‌راه هم می‌شه...

03:28.261 --> 03:32.541
‫- خب؟
‫- 94,127 پوند.

03:35.013 --> 03:36.398
‫برای یه پارکینگ؟

03:36.399 --> 03:37.612
‫برای یه پارکینگ و ورودی جدید.

03:37.613 --> 03:41.113
‫- و خودمون هم تموم
‫سنگش رو تامین می‌کنیم؟
‫- تمام سنگش با خودمونه.

03:41.313 --> 03:43.158
‫[نامفهوم]

03:43.159 --> 03:45.592
‫- ولی ما فراهمش می‌کنیم که.
‫- هزینه‌ای برامون نداره.

03:45.593 --> 03:48.132
‫و قیمت سنگ وحشتناکه.

03:48.193 --> 03:49.312
‫ولی سنگ که داریم!

03:49.313 --> 03:51.639
‫آره داریم! به اندازه
‫50,000 پوند سنگ داریم.

03:51.640 --> 03:53.519
‫تقریبا همین‌قدر داریم.

03:53.520 --> 03:56.186
‫- 97,000 پوند؟
‫- 94,000 پوند.

03:56.187 --> 03:57.407
‫نود و...؟

03:57.560 --> 03:59.760
‫حتی منم پشمام ریخته.

04:00.013 --> 04:01.913
‫90 تا؟ برو بابا.

04:02.080 --> 04:05.200
‫من فکر می‌کردم که
‫در بدترین حالت ممکن،

04:05.201 --> 04:07.779
‫یه پارکینگ که حتی سنگش
‫رو هم خودمون تامین کنیم،

04:07.780 --> 04:10.233
‫- ...20,000 پوند بشه؟
‫- آره.

04:11.013 --> 04:13.133
‫چرا خودمون انجامش ندیم؟

04:13.340 --> 04:15.286
‫نه جدی، مگه چقدر می‌تونه
‫سخت باشه ساختنش؟
‫ (?How hard can it be
‫سوال معروف جرمی)

04:15.287 --> 04:16.479
‫می‌دونم که اینو قبلا هم گفتم،

04:16.480 --> 04:18.245
‫ولی واقعا، ساختن یه
‫پارکینگ این‌قدر سخته؟

04:18.246 --> 04:21.713
‫- خاک رو جابه‌جا می‌کنیم.
‫- آره، خاک رو لایه‌برداری می‌کنیم،

04:22.780 --> 04:26.320
‫ورق پلاستیکی می‌کشیم روش تا
‫علف‌های هرز توش رشد نکنه و الی آخر.

04:26.321 --> 04:26.939
‫
‫- آره.
‫ورق پلاستیکی می‌کشیم روش تا
‫علف‌های هرز توش رشد نکنه و الی آخر.

04:26.940 --> 04:28.306
‫تنهایی خیلی طول می‌کشه.

04:28.307 --> 04:31.306
‫آره، ولی این مسئله مهمیه.

04:31.799 --> 04:34.039
‫- سنگ‌های خودمون.
‫- آره.

04:34.080 --> 04:35.912
‫- سنگ‌ها رو منتقل می‌کنیم.
‫- و بعدش کمی شن می‌گیرم.

04:35.913 --> 04:38.593
‫پس باید یه بولدوزر و...

04:38.739 --> 04:40.158
‫یه غلتک استخدام کنیم.

04:40.160 --> 04:41.946
‫کیلب.

04:43.106 --> 04:44.138
‫یه فنجون چای هم می‌خوای؟

04:44.139 --> 04:46.532
‫نه جدی می‌گم،
‫این مسئله خیلی مهمیه.

04:46.533 --> 04:48.292
‫ببخشید عزیزم،
‫یه لحظه دیگه می‌ام پیشت.

04:48.345 --> 04:48.799
‫خب...

04:48.800 --> 04:50.080
‫باید خودمون انجامش بدیم.

04:50.081 --> 04:51.332
‫باید شروع کنم و
‫خودم انجامش بدم.

04:51.333 --> 04:54.759
‫خب من یه کمی
‫نگران این موضوعم، اما...

04:54.760 --> 04:56.679
‫تو همیشه نگرانی، چارلی.

04:56.680 --> 04:59.413
‫ولی این بار،
‫واقعا فکر می‌کنم که...

04:59.414 --> 05:02.107
‫خودمون می‌تونیم انجامش بدیم.

05:03.379 --> 05:07.606
‫
‫بعد از این‌که لیزا بهم کمک
‫کرد تا کیسه‌ها رو بار بزنم...

05:09.432 --> 05:10.892
‫ای تو روحش!

05:11.760 --> 05:14.412
‫
‫...اون‌ها رو به باغچه‌یِ
‫کمپوست‌ جدیدمون بردیم،
‫(پسماندهای آلی تجزیه شده که
‫به عنوان کود استفاده می‌شود)

05:14.413 --> 05:17.012
‫
‫چون اگه بذاریم‌شون روی اون،

05:17.013 --> 05:21.031
‫
‫احتمالش بود که قارچ‌ها
‫به رشد خودشون ادامه بدن.

05:21.032 --> 05:23.938
‫می‌خوای من بیارم‌شون
‫بیرون و تو ببری‌شون؟

05:24.392 --> 05:26.272
‫- این‌طوری خوبه؟
‫- نه، جداگونه انجامش می‌دیم.

05:26.280 --> 05:27.532
‫حله.

05:27.693 --> 05:28.925
‫واقعا؟

05:31.080 --> 05:32.160
‫خدایا!

05:33.066 --> 05:35.239
‫فکر کنم هر بار
‫چند تا ببرم بهتره.

05:35.320 --> 05:38.099
‫وگرنه تا شب همین‌ جاییم.

05:40.052 --> 05:41.480
‫کلِ روز...

05:41.685 --> 05:43.092
‫کلِ شب.

05:54.703 --> 05:58.723
‫باید فرو ببریم‌شون داخل خاک
‫یا همین‌طوری بذاریم باشه؟

06:14.426 --> 06:16.199
‫یه ایمیل برام اومد.

06:17.620 --> 06:20.072
‫با دستکش کار نمی‌کنه، صبر کن.

06:20.227 --> 06:21.786
‫درش می‌ارم.

06:22.093 --> 06:24.418
‫از سمت افراد آزمایش‌کننده قارچه.

06:24.419 --> 06:25.720
‫عه؟!

06:26.160 --> 06:27.160
‫خب؟

06:27.599 --> 06:29.119
‫وای خدا.

06:29.920 --> 06:32.399
‫
‫«قبل از این‌که قارچ‌های
‫خشک شده فروخته شوند...»

06:32.400 --> 06:34.406
‫همون قارچ یال شیر تو رو می‌گه،

06:34.493 --> 06:38.406
‫
‫«آزمایش فعالیت باکتریایی و آب...

06:38.407 --> 06:42.199
‫
‫باید از طریق سازمان علومِ
‫معتبر UKAS UK انجام بشه،
‫(سازمان اعتباردهی بریتانیا، برای
‫تایید و صدور گواهی، آزمایش‌ها و...)

06:42.200 --> 06:44.793
‫
‫تا مشخص بشه که آب و باکتری‌ها...»

06:46.840 --> 06:49.252
‫
‫با دونستن طرز فکر لیزا
‫در قبال کاغذبازی‌ها،

06:49.253 --> 06:52.372
‫
‫گذاشتم به خالی
‫کردن قارچ‌ها ادامه بده،

06:52.373 --> 06:57.399
‫
‫و خودم اقدام به پُر
‫کردن فرم‌های لازم کردم.

06:58.259 --> 07:00.792
‫
‫«تاریخ انقضای مورد انتظارِ
‫پیشنهادی از جمله تاریخ تولید؟»

07:00.793 --> 07:02.313
‫یک ماه.

07:02.553 --> 07:05.819
‫
‫ «CCP این محصول چیه؟»

07:08.987 --> 07:10.468
‫CCP؟

07:10.526 --> 07:14.812
‫
‫ «CCP چیست؟»
‫اینجا نوشته «حزب کمونیست چین.»
‫ (Chinese Communist Party)

07:14.859 --> 07:15.939
‫چی؟

07:16.626 --> 07:22.012
‫
‫«معیار کنترل‌کننده‌ی
‫کلوستریدیوم بوتولینوم چیست؟»

07:22.259 --> 07:23.918
‫نمی‌دونم!

07:23.919 --> 07:26.498
‫
‫(باکتریِ تولیدکننده‌ی سمِ کشنده‌ی بوتولینوم،
‫در بوتاکس، اکثر خاک‌ها و سطوح موادغذایی)

07:26.586 --> 07:29.760
‫
‫با تکمیل فرم‌ها به بهترین
‫شکلی که می‌تونستم،

07:29.761 --> 07:32.421
‫
‫و بسته‌بندی یک نمونه...

07:35.541 --> 07:36.960
‫اینم از این.

07:37.759 --> 07:41.614
‫
‫...همه چیز رو فرستادم برای پلیسِ قارچ.

07:41.699 --> 07:42.985
‫عالیه!

07:44.260 --> 07:49.119
‫
‫سپس، بعد از این‌که من و لیزا
‫پناهگاه قارچ‌ها رو ضدعفونی کردیم،

07:49.179 --> 07:51.952
‫
‫و اون رو با کیسه‌های جدید پر کردیم...

07:51.973 --> 07:53.392
‫و قراره همین کارو ادامه بدیم؟

07:53.393 --> 07:55.345
‫معلومه که آره!

07:57.486 --> 08:01.399
‫
‫...منتظر روزی موندیم
‫تا مغازه بسته باشه،

08:01.479 --> 08:05.899
‫
‫انتقام جویانِ Diddly Squat
‫رو جمع کردیم،

08:06.253 --> 08:11.599
‫
‫و شروع به ساخت پارکینگِ
‫ارزون قیمت‌مون کردیم.

08:11.806 --> 08:14.299
‫خب، همه جمع بشید.

08:14.366 --> 08:17.099
‫- دیدی که از قبل علف‌هاش رو زدیم؟
‫- آره، دیدم.

08:17.100 --> 08:19.180
‫اندازه‌گیری خاصی برای
‫فضای یه ماشین وجود داره؟

08:19.181 --> 08:22.719
‫آره، هست.
‫باید 2.4 در 4.8 باشه.

08:22.720 --> 08:24.720
‫- 4.8 متر؟
‫- طولش.

08:24.721 --> 08:26.887
‫پس 74 تا جا پارک داری، آره؟

08:26.888 --> 08:28.760
‫محل افراد معلول سایز متفاوتی داره.

08:28.761 --> 08:31.240
‫6 در 3 متر هستن.

08:31.241 --> 08:33.719
‫و اگه افراد معلول بیشتری بیان،
‫می‌تونن برن اینجا.

08:33.719 --> 08:35.818
‫- این آسفالته دیگه.
‫- آره، باشه.

08:35.819 --> 08:38.811
‫- پس برای ولیچرهاشون خوبه.
‫- یه ورودی دیگه هم داریم.

08:38.813 --> 08:40.932
‫یه ورودی دیگه و
‫یه قفسه دوچرخه دارید.

08:40.932 --> 08:42.405
‫پارکینگ دوچرخه؟
‫(جرمی از دوچرخه‌سوارها متنفره)

08:42.406 --> 08:44.106
‫خب برای موتورها هم هست.

08:44.107 --> 08:47.405
‫چرا یه تابلو نزنیم که:
‫«ورود دوچرخه‌سوارها ممنوع»؟

08:47.406 --> 08:50.139
‫- من که موافقم، ایده خوبیه.
‫- منم موافقم.

08:50.140 --> 08:53.211
‫یه سوال فقط،
‫چقدر طول می‌کشه؟

08:53.212 --> 08:55.952
‫چون الان توی ماه جولای هستیم.
‫فقط از نظر زمان‌بندی من...

08:55.953 --> 08:57.665
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- یک ماه.

08:57.666 --> 08:59.161
‫یه ماه که نمی‌شه!

08:59.162 --> 09:01.814
‫20 روز، ساختش 20 روز
‫می‌شه دیگه، نه؟

09:01.867 --> 09:04.311
‫5 روز در هفته و شنبه‌ها
‫هم که نمی‌ایم چون مغازه بازه.

09:04.312 --> 09:06.918
‫یک‌شنبه‌ها هم که باید برم کلیسا!

09:08.039 --> 09:10.278
‫باید توی دو روز بسازیمش.

09:10.279 --> 09:11.432
‫- نه، نمی‌شه.
‫- می‌شه.

09:11.433 --> 09:13.519
‫نه! بسه دیگه.

09:13.986 --> 09:15.759
‫- نمی‌تونم بفهمم که چی...
‫- نه! بسه دیگه.

09:15.760 --> 09:17.065
‫رئیس، آروم بگیر!

09:17.066 --> 09:19.733
‫چه مرگشه این؟ 2 روز آخه!

09:22.633 --> 09:24.719
‫
‫برای رسیدن به مهلتِ دو روزه‌ی من،

09:24.720 --> 09:28.305
‫
‫اول از همه باید تمامِ
‫خاک رویی رو برمی‌داشتیم.

09:28.306 --> 09:31.325
‫
‫پس کیلب با بیلش دست به کار شد.

09:31.379 --> 09:33.005
‫یه کم برو عقب، برو.

09:33.006 --> 09:37.720
‫
‫من خودم رو مسئولِ
‫کامیون تخلیه خاک کردم.

09:38.020 --> 09:38.880
‫خب حالا وایسا.

09:38.881 --> 09:40.966
‫اهرم راست رو ول کن
‫و از چپی استفاده کن.

09:40.967 --> 09:45.746
‫
‫و لیزا یه دوره فشرده در مورد
‫نحوه‌ی کار با بیل 14 تنی گذروند.

09:45.854 --> 09:48.826
‫ببرش بالا، اون دنده‌عقبته.
‫حالا بیار پایین.

09:50.932 --> 09:52.519
‫واقعا زدی تو خال.

09:52.520 --> 09:54.299
‫آره، ممنون آلن.

09:55.853 --> 10:00.612
‫
‫قطعا اون آلن رو به عنوانِ
‫مربی نسبت به من ترجیح می‌داد.

10:01.000 --> 10:02.993
‫بهتره بیلت رو جابه‌جا کنی.

10:03.433 --> 10:04.573
‫لیزا؟

10:04.860 --> 10:06.072
‫- لیزا؟
‫- بله؟

10:06.073 --> 10:09.599
‫اگه کلِ بیلت رو 3 فوت
‫بیاری جلوتر، کمک می‌کنه.

10:09.793 --> 10:11.505
‫- لیزا؟
‫- بله!

10:12.533 --> 10:15.036
‫نه، خیلی چیزی بار نزدی.

10:15.206 --> 10:18.839
‫می‌خوای کل بعد از ظهر رو
‫همون جا وایسی و غر بزنی؟

10:18.906 --> 10:21.893
‫تو و اون لباس ایمنیت
‫می‌تونین سیکتیر کنین.

10:24.986 --> 10:28.759
‫
‫صبح روز دوم و نهایی رسید،

10:28.833 --> 10:32.951
‫
‫تقریبا بیشتر خاک رویی
‫رو برداشته بودیم،

10:32.953 --> 10:36.639
‫
‫و شروع به نصب
‫ورقه‌های پلاستیکی کردیم.

10:36.639 --> 10:39.465
‫
‫بنابراین مطمئن بودم
‫که تا زمانی که...

10:39.466 --> 10:41.553
‫
‫مغازه دوباره فردا صبح باز بشه،

10:41.554 --> 10:43.914
‫
‫همه چیز رو انجام خواهیم داد.

10:45.840 --> 10:48.466
‫
‫♪ I'm a digger driver ♪
‫♪ من راننده بیلم ♪

10:52.613 --> 10:53.733
‫آلن؟

10:53.873 --> 10:56.539
‫- کِی به سنگ‌ها نیاز داری؟
‫- همین الان.

10:56.540 --> 10:58.380
‫- الان؟
‫- هر چه زودتر.

10:58.381 --> 11:00.206
‫چون اگه بارون بیاد...

11:01.880 --> 11:03.812
‫
‫با گذاشتن لیزا روی کامیون کمپرسی،

11:03.813 --> 11:08.533
‫
‫من و کیلب با عجله
‫به معدن Diddly Squat رفتیم.

11:10.159 --> 11:11.880
‫فقط برای یادآوری به همه،

11:11.881 --> 11:14.845
‫سنگی که الان کیلب داره بار می‌زنه،

11:14.846 --> 11:18.246
‫سنگیه که برای ساختن
‫جاده خاکی مزرعه حفر کردیم،

11:18.326 --> 11:21.325
‫که شورا گفت
‫نمی‌تونیم داشته باشیم.

11:21.412 --> 11:23.625
‫نکته مثبتش اینه که
‫کلی سنگ اضافه آوردیم،

11:23.626 --> 11:25.192
‫که می‌تونیم برای ساخت
‫پارکینگ استفاده کنیم،

11:25.193 --> 11:27.592
‫که اینو هم گفتن
‫نمی‌تونیم داشته باشیم.

11:28.746 --> 11:31.299
‫امروز زمان خوبی می‌شه، کیلب.

11:31.760 --> 11:33.492
‫
‫تقریبا پر شد؟

11:33.560 --> 11:35.880
‫آره، تخمیِ بی‌حوصله.

11:38.373 --> 11:40.919
‫
‫هی کیلب، یه ایده دارم.

11:41.086 --> 11:41.979
‫چیه؟

11:42.093 --> 11:44.419
‫
‫یکیو لازم داریم که
‫تراکتور تو رو برونه.

11:44.626 --> 11:48.233
‫
‫من توی بیل بمونم
‫و بار بزنم که آسون‌تره.

11:48.440 --> 11:50.960
‫حدس بزن کی
‫همین الان از راه رسید؟

11:53.080 --> 11:55.793
‫
‫خب، لیزا و آلن، دارم می‌ام.

11:56.279 --> 11:57.853
‫
‫آره، وارد شو رفیق.

11:57.854 --> 11:59.607
‫
‫بیا، بیا.

12:00.140 --> 12:01.927
‫
‫خوبه، عالیه.

12:01.947 --> 12:04.939
‫
‫تخته گاز برو و
‫یکی دیگه برام بیار.

12:04.999 --> 12:08.293
‫
‫یه سورپرایز خوب در مورد این‌که
‫کی تراکتور بعدی رو می‌رونه، داریم.

12:17.373 --> 12:19.312
‫هی جرالد!

12:21.518 --> 12:24.000
‫ارتش کامل Diddly Squat امروز بیرونه.

12:24.001 --> 12:25.359
‫خوشم می‌اد.

12:32.286 --> 12:34.279
‫
‫جرالد، این بهترین
‫دنده‌عقبی بود که...

12:34.280 --> 12:36.986
‫تابه‌حال توی این
‫مزرعه دیدم، رفیق.

12:39.840 --> 12:40.360
‫
‫آره.

12:40.361 --> 12:47.039
‫
‫[مکالمه بین خلبان U-2 آمریکایی و برج
‫پدافند اتحاد جماهیر شوروی در سال 1960]

12:47.297 --> 12:50.857
‫
‫[آخرین مکالمه رادیویی دی‌.بی. کوپر
‫در عصرِ چهارشنبه 24 نوامبر 1971]

12:57.137 --> 12:58.719
‫
‫سلام، شنیدی؟

12:58.720 --> 13:00.806
‫
‫آره، دریافت شد جرالد.
‫چه خبر؟

13:00.973 --> 13:04.133
‫نه، فقط دارن می‌پرسن
‫که چقدر طول می‌کشه...

13:04.134 --> 13:05.919
‫این همه خاک رو جابه‌جا کنم.

13:05.920 --> 13:11.260
‫
‫[بازگویی سخنان بین هیتلر و معشوقه‌اش، پشت
‫درب بسته‌ی پناهگاهش در عصرِ 30 آپریل 1945]

13:12.100 --> 13:14.359
‫
‫کل هفته همین‌جوره،
‫ولی همه چیز درست می‌شه.

13:14.360 --> 13:18.580
‫
‫وقتی کارو شروع کنیم، درست می‌شه.
‫سورپرایز می‌شی که چه چیزهایی در جریانه.

13:18.639 --> 13:23.259
‫معلوم شد که آلن می‌تونه
‫مثل بلبل به زبان جرالد حرف بزنه.

13:23.285 --> 13:26.278
‫دو تاشون می‌تونن
‫خیلی خوب با هم حرف بزنن.

13:26.279 --> 13:27.971
‫[نامفهوم]

13:28.040 --> 13:29.489
‫و رفیق‌های خیلی خوبی هم هستن.

13:29.490 --> 13:32.190
‫آلن، وقتی که جرالد مریض بود،

13:32.191 --> 13:35.011
‫رفیق خیلی خوبی بوده براش.

13:35.953 --> 13:39.000
‫سالیانِ ساله که
‫همدیگه رو می‌شناسن.

13:41.473 --> 13:42.560
‫
‫توی پارکینگ،

13:42.561 --> 13:47.419
‫
‫لیزا، هم‌اکنون از دستگاهی استفاده
‫می‌کرد که خیلی دوستش داشت.

13:47.420 --> 13:48.966
‫
‫(همچیون ویبراتور جنسی)

13:49.120 --> 13:50.465
‫اوووف آره!

13:50.466 --> 13:52.186
‫آره، معرکه‌ست!

13:52.553 --> 13:53.553
‫اووف!

13:55.866 --> 13:57.446
‫آروم‌تر برو!

13:57.693 --> 13:59.933
‫آروم‌تر؟ ببخشید، باشه.

13:59.992 --> 14:01.891
‫نمی‌خوام آروم برم.

14:08.867 --> 14:09.640
‫
‫با این حال،

14:09.641 --> 14:13.707
‫
‫به همون اندازه که لیزا روی
‫صندلی کابینش از زندگی لذت می‌برد،

14:13.759 --> 14:17.032
‫
‫باید بگم که، اما من نه.

14:20.240 --> 14:22.200
‫
‫و فقط من نبودم.

14:22.600 --> 14:24.400
‫اوه لعنتی!

14:24.513 --> 14:27.079
‫مطمئن نیستم که جرالد چقدر
‫دیگه می‌تونه این کارو انجام بده.

14:27.080 --> 14:29.826
‫خیلی چاله چوله داره
‫و خسته‌کننده‌ست.

14:30.486 --> 14:32.218
‫حالت خوبه؟
‫چون به‌خاطر چاله چوله‌ها...

14:32.219 --> 14:34.458
‫نه، امروز دیگه بیشتر از
‫این نمی‌تونم ادامه بدم.

14:34.460 --> 14:36.626
‫- تیکه آخرش این‌طوری بود.
‫- آره.

14:36.700 --> 14:38.467
‫انجامش می‌دیم.
‫نمی‌دونم چطور...

14:38.468 --> 14:39.807
‫ولی انجامش می‌دیم.

14:44.553 --> 14:48.279
‫
‫با رفتن جرالد، بهترین
‫تلاش خودمون رو کردیم.

14:48.393 --> 14:52.639
‫
‫ولی حالا فقط یک تریلر داشتیم
‫که اگه راستشو بخواین...

14:52.833 --> 14:55.379
‫
‫یه کمی زیادی کوچیک بود.

14:57.639 --> 15:02.726
‫
‫پس خیلی زود فهمیدم که
‫قراره مهلتم رو از دست بدیم.

15:04.167 --> 15:08.120
‫کیلب، در واقع قرار نیست
‫امروز کارو تموم کنیم، مگه نه؟

15:09.792 --> 15:12.425
‫
‫نه، همه‌ش رو نمی‌تونی، نه.

15:13.240 --> 15:14.440
‫کیر توش!

15:15.960 --> 15:20.133
‫خب، نمی‌تونیم سنگ‌ها رو
‫وقتی که مغازه بازه، منتقل کنیم،

15:20.240 --> 15:24.393
‫چون... نمی‌دونم،
‫6 تا بچه رو در روز زیر می‌گیریم.

15:25.985 --> 15:28.403
‫و این قطعا تو اخبار پخش می‌شه،
‫می‌دونم که می‌شه.

15:28.404 --> 15:30.798
‫
‫(اشاره به زیرگرفته شدن 6 بچه و والدین
‫ توسط یک خودروی تسلا در West Sussex)

15:30.799 --> 15:32.738
‫
‫با فرا رسیدن شب،
‫(جرمی از ماشین‌ برقی،
‫ به‌خصوص Tesla متنفره)

15:32.739 --> 15:35.532
‫
‫پهپادمون نشون داد که
‫ما شجاعانه کار کردیم،

15:35.533 --> 15:39.099
‫
‫اما ممکنه حق با آلن بوده باشه.

15:40.527 --> 15:43.410
‫هفته دیگه همین‌جا هستیم دیگه، نه؟

15:43.539 --> 15:44.430
‫ها!

15:54.399 --> 15:58.552
‫
‫از اونجایی که فروشگاه
‫تا 5 روز دیگه بسته نمی‌شه،

15:58.553 --> 16:02.745
‫
‫از این زمان استفاده کردم تا
‫به یه سری مسائل مهم‌تر رسیدگی کنم.

16:02.746 --> 16:05.206
‫
‫کار اول: خوک‌ها.

16:06.187 --> 16:10.713
‫
‫ساوها قرار بود که تا
‫چند هفته دیگه زایمان کنن.

16:11.079 --> 16:14.065
‫
‫و نگران از مرگ بچه‌خوک‌های قبلی...

16:14.066 --> 16:17.325
‫
‫که به دلیل له شدن مرده بودند...

16:17.493 --> 16:19.186
‫کسی نشسته روت؟

16:19.372 --> 16:22.393
‫وای همین الان
‫نشست رو یکی دیگه!

16:23.400 --> 16:28.006
‫
‫...با کسایی که خونه خوک‌ها رو
‫طراحی کرده بودن، جلسه‌ای گرفتم.

16:28.173 --> 16:31.926
‫خب ما 14 تا خوک از دست دادیم،

16:32.000 --> 16:33.846
‫از 34 تا.

16:34.013 --> 16:36.406
‫خب، مرگ و میر بالا.

16:36.566 --> 16:38.326
‫و یه فکری داشتم...

16:38.399 --> 16:42.559
‫بچه‌خوک‌ها تمایل دارن که
‫به این شکل در کناره‌ها دراز بکشن.

16:42.659 --> 16:43.904
‫ولی وقتی خوکِ «گنده‌بک»...
‫(همون قهرمان)

16:43.905 --> 16:46.498
‫که به یه دلیلی
‫بهش می‌گیم گنده‌بک،

16:46.499 --> 16:48.799
‫...به این شکل دراز می‌کشه.

16:48.800 --> 16:49.779
‫این پشتشه.

16:49.780 --> 16:52.038
‫- آره.
‫- گرفتین منظورم رو؟

16:52.246 --> 16:55.112
‫و زیرش له می‌شن.

16:55.339 --> 16:58.705
‫باید اون رو از دیوار آلونک دور کنید،

16:58.780 --> 17:00.126
‫- دورش کنید...
‫- دقیقا.

17:00.127 --> 17:02.233
‫پس من یه فکری به ذهنم رسید.

17:02.312 --> 17:05.471
‫چی می‌شد اگه
‫یه بخش این شکلی داشت،

17:05.473 --> 17:07.340
‫تا بچه‌خوک‌ها بتونن اینجا دراز بکشن،

17:07.341 --> 17:09.286
‫و مامان‌شون اونجا دراز بکشه.

17:09.287 --> 17:10.994
‫اگه به دیواره کناری فشار بیاره...

17:10.995 --> 17:12.299
‫
‫- آره.
‫اگه به دیواره کناری فشار بیاره...

17:12.380 --> 17:15.552
‫دیگه بچه‌خوک‌ها له نمی‌شن.

17:15.553 --> 17:16.079
‫خوبه.

17:16.080 --> 17:17.711
‫به نظرتون شدنیه؟

17:17.712 --> 17:19.353
‫خب کاری که می‌شه کرد...

17:19.354 --> 17:21.625
‫اگه این دیواره کناری آلونک باشه،

17:21.626 --> 17:24.219
‫می‌شه یه حلقه به
‫این شکل نصب کرد.

17:24.806 --> 17:27.313
‫و پایه‌هاش به این
‫شکل می‌اد روی زمین.

17:27.600 --> 17:28.733
‫مثل یه نرده.

17:28.800 --> 17:30.866
‫- یا همچین چیزی.
‫- عملا یه حلقه‌ست.

17:30.867 --> 17:33.746
‫و روی آلونکی که الان
‫داری هم قابل نصبه.

17:33.879 --> 17:35.739
‫عالی می‌شه.

17:36.513 --> 17:38.372
‫
‫با اعزام مرد‌های خوکی،

17:38.373 --> 17:43.805
‫
‫سپس تمرکزم رو معطوف به طرح
‫بعدیِ کشاورزیِ غیر زراعیم کردم:

17:44.359 --> 17:46.505
‫
‫«بامبی»
‫ (Bambi نام گوزنی در انیمیشنی
‫به همین نام، تولید والت دیزنی)

17:46.526 --> 17:50.893
‫
‫در سال‌های اخیر،
‫Diddly Squat مملو از گوزن شده.

17:50.947 --> 17:54.519
‫
‫و از اونجایی که آسیب زیادی
‫به درخت‌های جوون می‌زنن،

17:54.520 --> 17:57.392
‫
‫ما، همراه با دیگر
‫زمین‌دارها و کشاورز‌ها،

17:57.393 --> 17:59.320
‫
‫از سوی دولت خواسته شده بودیم،

17:59.321 --> 18:01.966
‫
‫تا تعداد اون‌ها رو کاهش بدیم.

18:03.519 --> 18:06.532
‫
‫بنابراین با «هیو»،
‫یک شکارچی محلی، تماس گرفتم،

18:06.533 --> 18:11.306
‫
‫که اتفاقا رئیسِ
‫«انجمن گوزن‌ها» نیز هست.

18:12.780 --> 18:16.074
‫مدیریت تعداد گوزن‌ها توی
‫این کشور بر عهده ماست.

18:16.075 --> 18:20.912
‫و بخشی از نقش ما آموزش
‫افراد برای مدیریت صحیح گوزن‌ها...

18:20.913 --> 18:23.100
‫با بالاترین استانداردهای رفاهی است.

18:23.101 --> 18:27.052
‫و واقعیت اینه که الان
‫جمعیت گوزن‌ها خیلی زیاد شده.

18:27.053 --> 18:28.278
‫آره، همین‌طوره.

18:28.279 --> 18:31.459
‫که همین‌طوره و مردم دارن
‫درخت‌هایی مثل این می‌کارن،

18:31.460 --> 18:31.952
‫
‫- آره.
‫که همین‌طوره و مردم دارن
‫درخت‌هایی مثل این می‌کارن،

18:31.952 --> 18:33.765
‫و بعد گوزن‌ها می‌خورنش.

18:33.833 --> 18:35.480
‫خب به نظر من...

18:35.481 --> 18:37.993
‫داستانی که باید گفته بشه...

18:38.033 --> 18:42.233
‫اینه که، اگه می‌خواید
‫به یه گوزن شلیک کنید،

18:42.460 --> 18:45.353
‫به دلایل کاملا درستیه،

18:45.580 --> 18:47.933
‫همراه با این واقعیته که...

18:47.934 --> 18:49.279
‫شما فقط در صورتی
‫این کارو می‌کنی...

18:49.286 --> 18:52.166
‫که کاملا مطمئن باشید که...

18:52.167 --> 18:55.099
‫می‌تونید این کارو
‫تا حد امکان انسانی انجام بدید.

18:55.473 --> 18:59.501
‫
‫«چدلینگتون»

18:59.501 --> 19:00.573
‫
‫توی مزرعه،

19:00.574 --> 19:04.500
‫
‫هیو نشونم داد که چطور یه
‫اسلحه شکاری رو سر هم کنم.

19:05.053 --> 19:08.553
‫این قراره مردونه‌ترین چیزی باشه که
‫تابه‌حال توی تلویزیون نشون داده شده.

19:18.593 --> 19:20.519
‫
‫با سر هم شدن اسلحه،

19:20.520 --> 19:23.920
‫
‫رفتیم برای تمرین تیراندازی.

19:24.279 --> 19:26.585
‫سیبل‌ها چقدر فاصله دارن؟

19:27.459 --> 19:30.632
‫احتمالا حدود 100 یارد.
‫(حدود 91 متر)

19:30.726 --> 19:32.271
‫- نه بیشتره.
‫- 90 یارد؟

19:32.272 --> 19:34.818
‫نه، بیشتره، برای فیلم‌مون هم
‫که شده بگو: «بیشتر از این‌هاست.»

19:34.819 --> 19:37.252
‫- شرمنده.
‫- فاصله‌شون 300 یارده؟

19:37.253 --> 19:39.171
‫دست کم همینه.
‫به همراه بادمخالف خیلی قوی.

19:39.172 --> 19:41.391
‫آره، 300 یارد با بادمخالفِ قوی.

19:41.392 --> 19:42.432
‫باید خیلی خوب
‫باشی تا بتونی بزنیش.

19:42.433 --> 19:45.806
‫به سختی می‌تونم انگشتمو
‫توی این تندباد بالا نگه دارم.

19:47.026 --> 19:49.298
‫
‫درحالی که برای
‫تمرینم آماده می‌شدیم،

19:49.299 --> 19:54.485
‫
‫هیو بیشتر در مورد نیاز به
‫مدیریت خوب گوزن‌ها توضیح داد.

19:54.713 --> 19:57.151
‫جایی که جمعیتِ بیش
‫از حد گوزن وجود داره،

19:57.153 --> 20:02.519
‫وزن بدن گوزن‌ها خیلی کمتر
‫از میانگینیه که باید باشن.

20:02.593 --> 20:04.480
‫و زمانی که به درستی مدیریت بشن،

20:04.481 --> 20:06.645
‫- ...وزن بدن‌شون بیشتر می‌شه.
‫- یعنی داری می‌گی که لاغرن؟

20:06.646 --> 20:09.758
‫آره، وزن‌شون کمتر از
‫اون چیزیه که باید باشن.

20:09.760 --> 20:12.867
‫خب وقتی جمعیت بسیار
‫متراکمی داشته باشی،

20:12.868 --> 20:15.719
‫مشکل غذا و رفاه ایجاد می‌شه.

20:15.886 --> 20:19.438
‫و دنیای عجیبیه، این که الان
‫توش زندگی می‌کنیم، چون که...

20:19.439 --> 20:21.052
‫ازدیاد جمعیت گوزن‌ها رو داریم.

20:21.053 --> 20:22.059
‫
‫- آره.
‫ازدیاد جمعیت گوزن‌ها رو داریم.

20:22.206 --> 20:24.399
‫تنها روش واقع‌بینانه...

20:24.593 --> 20:27.653
‫برای کاهش تعداد گوزن‌ها با تفنگه.

20:27.732 --> 20:29.425
‫و اگه می‌خوای یه گوزن رو بکشی،

20:29.426 --> 20:30.792
‫مجبوری بخوریش.

20:30.793 --> 20:33.778
‫- یعنی احمقانه‌ست اگه نخوریش.
‫- قطعا، آره.

20:33.939 --> 20:35.753
‫یا همون‌طور که مدت‌ها
‫هست پیشنهاد کردی،

20:35.761 --> 20:37.919
‫اونو به مدارس و
‫بیمارستان‌ها اهدا کنیم.

20:38.107 --> 20:39.652
‫و هنوز...

20:40.480 --> 20:42.999
‫اگه بخوام یه گوزن رو
‫توی تلویزیون بکشم،

20:43.167 --> 20:45.386
‫همه‌شون دیوونه
‫می‌شن، حتی اگر...
‫(گروه‌های محیط زیست)

20:45.387 --> 20:47.759
‫به دلایل خوب زیادی باشه.

20:47.760 --> 20:49.527
‫دلیلی برای انجام ندادنش نیست.

20:49.528 --> 20:50.393
‫
‫- آره.
‫دلیلی برای انجام ندادنش نیست.

20:50.467 --> 20:52.579
‫سختیش اینه که باید
‫مردم رو آموزش بدیم...

20:52.580 --> 20:55.620
‫که چرا همه‌ی
‫این‌ها باید اتفاق بیوفته.

20:55.621 --> 20:57.281
‫برای خود گوزن‌ها خوبه.

20:57.367 --> 20:58.918
‫برای درخت‌ها خوبه.

20:58.919 --> 21:00.745
‫- آره.
‫- و غذای رایگانه.

21:00.746 --> 21:02.040
‫قطعا، آره.

21:02.586 --> 21:05.886
‫خب اگه راه موثرتری وجود داشت،

21:06.026 --> 21:08.479
‫برای مدیریت جمعیت گوزن‌هامون،

21:08.539 --> 21:09.870
‫ما انجامش می‌دادیم.

21:11.112 --> 21:13.879
‫
‫سپس کارو شروع کردیم.

21:13.933 --> 21:16.132
‫خب، می‌زنیم داخلش.

21:17.666 --> 21:22.042
‫
‫با من که به روی مربع‌های قرمز روی
‫سیبل‌های کاغذی، نشونه رفته‌ام.

21:22.043 --> 21:22.897
‫خب.

21:23.157 --> 21:24.723
‫می‌تونی شلیک کنی.

21:29.627 --> 21:30.695
‫یه نگاه بنداز.

21:30.747 --> 21:33.913
‫حدس می‌زنم هدفت
‫چپی بود نه وسطی.

21:34.953 --> 21:36.480
‫زدم تو خال!

21:37.580 --> 21:38.694
‫خب...

21:40.933 --> 21:42.786
‫برای اثبات این‌که شانس نبوده،

21:42.787 --> 21:44.806
‫- خب؟
‫- ...باید دوباره بزنی.

21:45.053 --> 21:46.593
‫
‫و از قرار معلوم...

21:46.594 --> 21:47.746
‫
‫زدم.

21:49.787 --> 21:51.143
‫این یکی حتی بهترم بود.

21:52.199 --> 21:52.816
‫کجا خورد؟

21:52.817 --> 21:55.810
‫این بار حتی نزدیک‌تر
‫به وسطش هم زدی.

21:57.560 --> 21:59.639
‫حالا به چی شلیک می‌کنم؟
‫به قلب گوزن؟

21:59.640 --> 22:02.319
‫آره، به اون دیسک نارنجی.

22:02.473 --> 22:05.432
‫اون جاییه که باید نشونه بگیری،

22:05.653 --> 22:07.646
‫وقتی که فردا بریم شکار.

22:08.924 --> 22:10.303
‫یا خدا!

22:10.439 --> 22:13.217
‫می‌خوای حالا به
‫«مونتجک» شلیک کنی؟
‫(گوزن فریادکش که در جنوب
‫شرقی آسیا زندگی می‌کند)

22:17.020 --> 22:21.026
‫گفتنش برام دردناک،
‫ولی 5 تا از 5 تا رو زدی!

22:23.953 --> 22:27.819
‫- یه چیزی پیدا کردم که توش خوبم!
‫- خیلی خوب بود!

22:30.539 --> 22:32.759
‫
‫سپیده‌دمِ صبح روز بعد،

22:32.760 --> 22:37.333
‫
‫من و «رابرت دنیرو»،
‫در جستجوی گوزن، به راه افتادیم.
‫ (اشاره به فیلم The Deer Hunter
‫با بازی رابرت دنیرو، سال 1978)

22:39.587 --> 22:42.297
‫چیزی که مشکل‌سازه، باده.

22:42.440 --> 22:43.917
‫باد نمی‌وزه که.

22:45.767 --> 22:47.412
‫- بفرما.
‫- شوخی می‌کنی.

22:47.452 --> 22:49.919
‫از یه مغازه خریدیش، مگه نه؟

22:49.920 --> 22:53.202
‫یارو بهت گفته: «این بهت
‫می‌گه باد کدوم طرفی می‌وزه.»

22:53.326 --> 22:54.566
‫خب کاری که می‌کنیم اینه،

22:54.567 --> 22:56.639
‫خیلی سریع این گوشه
‫رو یه نگاه می‌اندازیم،

22:56.640 --> 22:58.254
‫باز از لبه‌ش می‌ریم بیرون،

22:58.255 --> 23:00.355
‫از لبه‌ش خمیده می‌ریم
‫تا برسیم به اتاقک شکار.

23:00.356 --> 23:00.928
‫
‫- باشه.
‫از لبه‌ش خمیده می‌ریم
‫تا برسیم به اتاقک شکار.

23:00.929 --> 23:03.809
‫اگه از توی جنگل‌ بریم ساکت‌تره.
‫[نامفهوم]

23:04.649 --> 23:07.152
‫
‫درحالی که اطراف‌مون
‫رو بررسی می‌کردیم،

23:07.153 --> 23:11.119
‫
‫ناگهان یه شانس خودشو نشون داد.

23:11.853 --> 23:13.419
‫نر هست.

23:15.133 --> 23:16.133
‫حالا...

23:26.240 --> 23:27.492
‫اگه می‌خوای شلیک کنی...

23:27.493 --> 23:30.279
‫نه، صاف داره بهم نگاه می‌کنه.

23:31.706 --> 23:33.812
‫- حالا می‌تونی بزنیش.
‫- آره.

23:35.760 --> 23:38.220
‫هدف خیلی آسونیه.

23:39.520 --> 23:40.846
‫شلیک کن.

23:43.866 --> 23:45.490
‫باشه، می‌زنم.

23:46.346 --> 23:48.803
‫الان موقعیتش خوبه.

23:49.479 --> 23:51.146
‫هر وقت آماده بودی.

23:51.660 --> 23:53.080
‫آره، دارمش.

23:53.999 --> 23:55.293
‫شلیک کن.

23:56.400 --> 23:58.860
‫رفت توی علف‌های بلند.

23:59.686 --> 24:01.499
‫اون دید‌مون.

24:01.832 --> 24:03.732
‫مُچ‌مون رو گرفت.

24:06.813 --> 24:10.359
‫
‫آقای دنیر و دو دل‌ترین تیرانداز جهان...

24:10.359 --> 24:11.852
‫
‫به پیش رفتند،

24:11.853 --> 24:16.133
‫
‫تا این‌که به نقطه دید مناسبی رسیدیم.

24:18.593 --> 24:19.873
‫اگر اون بالا باشیم،

24:19.874 --> 24:22.213
‫خارج از دید و محدوده‌یِ
‫حس بویایی‌شون هستیم.

24:22.253 --> 24:23.666
‫واقعا؟

24:24.369 --> 24:27.837
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:39.259 --> 24:43.632
‫
‫سپس، بعد از یک
‫انتظار کوتاهِ غیرمنتظره...

24:49.052 --> 24:50.503
‫دیدمش.

24:55.473 --> 24:56.676
‫شلیک کن.

24:57.843 --> 24:59.559
‫شکار خیلی خوبیه.

24:59.633 --> 25:00.680
‫باشه.

25:15.053 --> 25:17.603
‫- کسی هات‌داگ می‌خواد؟
‫- قطعا.

25:17.657 --> 25:19.640
‫می‌خوام که امتحانش کنید،

25:19.641 --> 25:21.790
‫نظرتون رو بهم بگید.

25:22.050 --> 25:25.250
‫- این‌که سوسیس گیاهی نیست؟
‫- نه، گیاهی نیست.

25:26.433 --> 25:27.893
‫خوشت اومد؟

25:28.240 --> 25:29.552
‫گوشتش خوبه؟

25:29.620 --> 25:32.320
‫چیزی که الان دارید
‫می‌خورید، بامبیه.

25:35.387 --> 25:36.754
‫گوشت گوزنه.

25:37.353 --> 25:40.119
‫گوشت گوزن،
‫گوشت فوق‌العاده خوبیه.

25:40.120 --> 25:42.172
‫- خیلی خوبه.
‫- آره.

25:42.173 --> 25:43.578
‫- آمریکایی هستی، آره؟
‫- آره.

25:43.579 --> 25:45.757
‫
‫[با لهجه آمریکایی]
‫یکی دیگه می‌خوای؟

25:46.977 --> 25:48.545
‫- شماره دو!
‫- آره.

25:48.653 --> 25:50.519
‫
‫پس تعدادی درخت نجات دادیم،

25:50.520 --> 25:51.733
‫
‫و در نتیجه،

25:51.734 --> 25:56.239
‫
‫یک ناهار سالم و ارزان
‫برای جمعیت فراهم کردیم،

25:56.319 --> 25:58.079
‫
‫که منو خوش‌حال کرد.

25:59.453 --> 26:02.439
‫
‫اما نه به اندازه‌ای که
‫فرداش خوش‌حال بودم،

26:02.440 --> 26:04.212
‫
‫وقتی که مغازه دوباره بسته شد،

26:04.213 --> 26:08.000
‫
‫و می‌تونیم کار روی
‫پارکینگ رو از سر بگیریم.

26:08.366 --> 26:11.719
‫باید سطل کوچیک بذاری روش
‫برای حفر کانال اونجا، فهمیدی؟

26:11.812 --> 26:15.305
‫
‫لیزا یه راست رفت سراغ غلتک.

26:15.526 --> 26:17.073
‫وای آره، جام خوبه.

26:17.332 --> 26:18.432
‫عالی‌ام.

26:19.659 --> 26:23.959
‫
‫و آلن کار حفر کانالِ
‫تخلیه آب رو به من داد.

26:24.086 --> 26:26.126
‫خب، باید...

26:26.239 --> 26:30.692
‫کاری کنم زنجیرهام دو طرفِ
‫این گودال کوچیک قرار بگیره،

26:30.939 --> 26:33.152
‫تا بتونم یه کانال توش حفر کنم.

26:33.153 --> 26:36.026
‫حالا باید به پهلو بچرخم، چطور...

26:39.103 --> 26:42.463
‫اون یکی که گیر کرد.
‫چرا اون یکی... وای نه اینم...

26:45.899 --> 26:47.819
‫
‫بعد از کلی وقت تلف کردن...

26:48.500 --> 26:49.490
‫موفق شدم.

26:49.491 --> 26:51.596
‫دور موتور بیشتری نیاز دارم.

26:51.733 --> 26:56.119
‫
‫...بالاخره خودم رو در
‫موقعیت حفر کانال قرار دادم.

26:58.406 --> 26:59.766
‫آررره!

27:01.339 --> 27:05.906
‫وای دست از سرم بردار!
‫ولم کن دیگه!

27:07.892 --> 27:08.979
‫سلام؟

27:11.147 --> 27:12.285
‫خب؟

27:13.893 --> 27:15.439
‫چی می‌شه؟

27:20.093 --> 27:21.266
‫چرا؟

27:24.247 --> 27:26.167
‫پشمام.

27:31.223 --> 27:31.945
‫
‫چطوری رفیق؟

27:31.946 --> 27:33.664
‫امم خب...

27:33.665 --> 27:36.518
‫خبر بد رو می‌خوای یا خبر بد رو؟

27:36.986 --> 27:39.505
‫
‫امممم... خبر بد رو.

27:39.506 --> 27:41.886
‫شراب سیب‌ها دارن منفجر می‌شن.

27:42.053 --> 27:43.339
‫
‫چی؟

27:44.386 --> 27:47.845
‫
‫بلافاصله، من و کیلب
‫رفتیم تا ببینیم که آیا «ریک»...

27:47.846 --> 27:49.559
‫
‫آبجوسازمون،

27:49.619 --> 27:52.405
‫
‫...می‌دونه چه مشکلی
‫پیش اومده یا نه.

27:53.573 --> 27:54.725
‫خب...

27:55.660 --> 27:57.732
‫نظری داری؟

27:57.845 --> 28:00.390
‫خب، اول از همه،
‫چند مورد آسیب دیدن؟

28:00.391 --> 28:02.798
‫حرف از چند تا بطریه؟

28:03.093 --> 28:04.259
‫هزاران تا.

28:04.793 --> 28:06.532
‫چند هزار تا بطری.

28:09.913 --> 28:11.842
‫آره، مشکل جدیه.
‫خیلی هم جدیه.

28:11.843 --> 28:14.549
‫- چون فکر کنم یه نفر مجروح شده، نه؟
‫- آره، یه نفر توی «داربی‌شر.»
‫ (Derbyshire شهرستانی در میدلند
‫شرقی و در جوار مزرعه کلارکسون)

28:14.550 --> 28:16.560
‫یه نفر توی داربی‌شر
‫انگشتش رو بریده باهاش.

28:16.561 --> 28:20.021
‫ممکنه درپوش‌ها به اندازی
‫کافی خوب نبوده باشن.

28:20.053 --> 28:23.746
‫ممکنه مقداری
‫میکروارگانیسم توش باشه،
‫(جاندارانی کوچک که با چشم
‫غیر مسلح دیده نمی‌شوند)

28:23.747 --> 28:24.972
‫که داره قند رو می‌خوره.

28:24.973 --> 28:26.706
‫پس ممکنه که...

28:26.920 --> 28:29.932
‫هنوز تخمیر توی
‫بطری‌ها اتفاق بیوفته،

28:29.932 --> 28:31.299
‫حتی اگه به فروش رفته باشن؟

28:31.300 --> 28:31.845
‫
‫- آره.
‫حتی اگه به فروش رفته باشن؟

28:31.846 --> 28:33.093
‫احتمالش زیاده.

28:33.094 --> 28:36.164
‫شاید محتمل‌ترین دلیلش باشه.

28:36.166 --> 28:37.713
‫یه دونه‌شو اینجا دارین؟

28:37.714 --> 28:40.325
‫می‌تونم یکیش رو الان پیدا کنم.

28:41.280 --> 28:42.526
‫بازش کن.

28:42.686 --> 28:44.919
‫
‫سپس با باز کردن
‫یه بطری، آزمایش کردیم،

28:44.920 --> 28:48.919
‫
‫تا بتونیم بفهمیم که چه هشداری
‫باید به مشتری‌هامون بدیم.

28:48.960 --> 28:50.407
‫توی سطل بازش کن.

28:50.408 --> 28:52.239
‫کیلب، بذارش توی سطل.

28:52.240 --> 28:54.067
‫واقعا این‌قدر باید مراقب باشی؟

28:54.068 --> 28:55.760
‫من باشم، آره.

28:59.693 --> 29:01.040
‫به گا رفته.

29:02.513 --> 29:05.519
‫- پس الان که سرش باز شده امنه؟
‫- آره، الان بی‌خطره.

29:07.313 --> 29:09.340
‫ته بطری...

29:09.432 --> 29:10.640
‫یه رسوب سفید وجود داره.

29:10.641 --> 29:13.341
‫[نامفهوم]
‫حتی می‌شه توی
‫دوربین هم دیدش.

29:13.492 --> 29:16.800
‫پس این رسوب، ریک،

29:17.027 --> 29:20.494
‫نشون دهنده‌ی اینه
‫که  این بطری هم خرابه؟

29:20.495 --> 29:22.199
‫- آره.
‫- آره؟

29:22.279 --> 29:26.526
‫و میزان انفجاری شدن اون...

29:26.779 --> 29:28.926
‫بستگی به این
‫داره که چقدر قند...

29:28.927 --> 29:32.407
‫توسط اون میکروارگانیسمِ
‫ته بطری خورده شده.

29:32.408 --> 29:34.545
‫این رسوب ته بطری
‫داره قند رو می‌خوره؟

29:34.546 --> 29:36.706
‫آره، داره شیرینیش رو می‌بلعه.

29:36.707 --> 29:39.047
‫پس تبدیل می‌شه
‫به شراب سیب خشک.

29:39.048 --> 29:40.285
‫خشک‌تر از اون چیزی
‫که باید باشه می‌شه.

29:40.286 --> 29:43.511
‫و همچنین به قول خودت، تبدیل به
‫یه «نارنجک دستی میلز» می‌شه؟
‫(خانواده‌ی نارنجک‌های دستی،
‫ طراحی توسط ویلیام میلز در WWII)

29:43.512 --> 29:45.179
‫
‫- آره.
‫و همچنین به قول خودت، تبدیل به
‫یه «نارنجک دستی میلز» می‌شه؟
‫(خانواده‌ی نارنجک‌های دستی،
‫ طراحی توسط ویلیام میلز در WWII)

29:45.180 --> 29:49.240
‫ ‫«کیرم توش! ‫عجب آبجوی خوبیه»
‫کار بعدی این بود ‫که در اسرع وقت

29:49.241 --> 29:52.126
‫
‫یک پیام هشدار به
‫عموم مردم برسونیم.

29:52.413 --> 29:56.919
‫
‫و چون زمانی برای تماس با یه
‫شرکت روابط عمومی حرفه‌ای نبود،

29:56.920 --> 30:00.133
‫
‫خبرش رو خودم پخش کردم.

30:02.433 --> 30:04.326
‫خب چیزی که نوشتم اینه:

30:04.366 --> 30:07.546
‫
‫«فاک، فاک، فاک،
‫فاک، فاک، فاک...

30:07.659 --> 30:11.585
‫
‫یه ریدمان بزرگ به بار آوردیم و
‫در نتیجه احتمال کمی وجود داره که...

30:11.586 --> 30:13.799
‫
‫بعضی از بطری‌های شراب
‫سیب هاکستون‌مون،

30:13.800 --> 30:15.319
‫با حروف بزرگ
‫روش نوشتم «سیب»،

30:15.320 --> 30:17.767
‫
‫هیچ راه ساده‌‌تری
‫برای گفتنش نیست،

30:17.768 --> 30:19.232
‫
‫ممکنه منفجر شوند.

30:19.233 --> 30:21.800
‫
‫اگه روی درب بطری
‫کدِ L3160 نوشته،

30:21.801 --> 30:23.219
‫
‫زیر آب بازش کنید،

30:23.220 --> 30:24.585
‫
‫بریزیدش دور،

30:24.586 --> 30:26.426
‫
‫و با ما تماس بگیرید.»

30:30.133 --> 30:32.505
‫
‫- «خیلی شرمنده بابتش.»
‫- توجه همه رو جلب می‌کنه.

30:32.506 --> 30:34.319
‫خب، توییتش کردم.

30:35.040 --> 30:37.592
‫دیگه باید دست‌هات رو توی
‫دفتر مدیر ببری بالا و بگی:

30:37.593 --> 30:39.273
‫«قربان، داشتم سیگار می‌کشیدم.»

30:39.274 --> 30:41.274
‫قبل از این‌که گیر بیوفتی.

30:44.259 --> 30:47.551
‫
‫«سایدرگیت»،
‫وقتِ ارزشمندی رو گرفته بود،
‫(رسوایی شراب‌ها)

30:47.552 --> 30:52.305
‫
‫پس با عجله برگشتم تا
‫وظیفه حفر کانالم رو از سر بگیرم.

30:52.886 --> 30:55.659
‫یالا، یالا، یالا.

30:56.425 --> 30:58.285
‫وای محض رضای خدا!

31:00.633 --> 31:01.639
‫باشه.

31:02.499 --> 31:03.099
‫آره.

31:03.100 --> 31:05.092
‫اگه راستشو بخواین، نمی‌تونست
‫توی روزی بدتر از این رخ بده.

31:05.093 --> 31:07.806
‫ولی عیبی نداره.
‫نیم ساعت دیگه می‌بینمت، بای.

31:09.433 --> 31:11.439
‫- حالا داریم کجا می‌ریم؟
‫- پیش خوک‌ها.

31:11.440 --> 31:12.972
‫حلقه آلونک‌ها رو آوردن.

31:12.973 --> 31:15.271
‫ولی باید پارکینگ مغازه رو بسازیم!

31:15.272 --> 31:17.664
‫- می‌دونم، کیلب.
‫- قراره...

31:17.665 --> 31:19.279
‫ولی حلقه آلونک‌ها
‫همین الان رسیدن،

31:19.279 --> 31:20.738
‫پس باید نصب بشن،

31:20.739 --> 31:23.905
‫چون تا 20 دقیقه دیگه
‫خوک‌ها زایمان می‌کنن.

31:27.119 --> 31:29.226
‫می‌دونی بدون اجازه
‫ایده منو ثبت کرده؟

31:29.320 --> 31:31.852
‫- چی شد؟
‫- اون ایده منو ثبت کرده.

31:31.920 --> 31:34.626
‫و اسم‌شو گذاشته:
‫«حلقه کلارکسون.»

31:37.000 --> 31:38.099
‫حلقه‌ها.

31:38.473 --> 31:41.026
‫- حلقه‌ها رسیدن، آره.
‫- رسیدن!

31:41.667 --> 31:44.419
‫محکم‌تر از اون چیزی
‫هستن که فکر می‌کردم.

31:45.832 --> 31:46.572
‫سلام، خوکولی.

31:46.573 --> 31:49.145
‫نگاه، گنده‌بکه که!
‫سلام گنده‌بک.

31:49.285 --> 31:51.185
‫حالت چطوره عزیزم؟

31:51.280 --> 31:53.525
‫پس خوک مادر توی...

31:53.526 --> 31:54.505
‫توی حلقه‌ست.

31:54.506 --> 31:55.745
‫و بعد بچه‌خوک‌ها...

31:55.746 --> 32:00.539
‫پشتش یه منطقه امن
‫بزرگ به اندازه بچه‌خوک‌ها داره.

32:00.600 --> 32:02.972
‫- حال می‌کنی باهاش یا نه؟
‫- واقعا خوبن، آره!

32:02.972 --> 32:04.173
‫باید بذاریم‌شون داخل،

32:04.174 --> 32:06.834
‫چون هنوز یه پارکینگ
‫برای ساخت داریم.

32:07.580 --> 32:08.847
‫بیا داخل، بیا داخل.

32:09.293 --> 32:10.093
‫وایسا.

32:10.240 --> 32:12.639
‫فقط یه کم بلندش کن الان.

32:18.499 --> 32:19.499
‫عالیه.

32:19.659 --> 32:20.816
‫انجام شد.

32:21.106 --> 32:23.212
‫واقعا امیدوارم جواب بده.

32:24.060 --> 32:25.146
‫خوبه، ممنون.

32:25.147 --> 32:26.993
‫- خیلی خیلی ممنونم.
‫- موفق باشی توی دور دوم.

32:26.994 --> 32:28.580
‫- خواهش می‌کنم.
‫- آره، می‌دونم.

32:28.686 --> 32:30.080
‫این بار بی‌صبرانه منتظرشم.

32:30.081 --> 32:32.492
‫بار قبل خیلی دلخراش بود.

32:32.833 --> 32:34.892
‫
‫وقتی که حلقه خوک‌ها رو نصب کردیم،

32:34.893 --> 32:37.712
‫
‫فضای مجازی رو
‫چک کردم و طبق انتظار،

32:37.713 --> 32:40.292
‫
‫چند تا از مشتری‌های شراب‌مون...

32:40.293 --> 32:42.685
‫
‫داشتن نظرات‌شون رو
‫به اشتراک می‌ذاشتن.

32:42.813 --> 32:45.405
‫
‫«این تموم چیزیه که از
‫شراب هاوکستونم مونده.»

32:45.440 --> 32:48.033
‫
‫«شراب‌های انفجاری؟»

32:48.053 --> 32:51.093
‫
‫«جلیقه‌های ضدگلوله
‫هاوکستون به‌زودی.»

32:51.103 --> 32:53.465
‫‫«رفتم توی دفترم تا یه جعبه‌شون ‫رو بردارم، 11 تاش منفجر شد!»
‫کیلب کـ**ـری!

32:53.466 --> 32:55.799
‫
‫خیلی دست کــ**ــریت درد نکنه! خدایا!

32:55.800 --> 32:56.926
‫*@$!/}

32:57.926 --> 33:02.899
‫
‫پیام روابط عمومی من حتی
‫به اخبار عصرانه هم رسیده بود.

33:03.319 --> 33:05.319
‫اکنون، مزرعه آکسفوردشر
‫جرمی کلارکسون،

33:05.320 --> 33:07.719
‫برخی از بطری‌های
‫شراب سیبش رو فراخوانده،

33:07.720 --> 33:09.739
‫هشدار داده که ممکنه منفجر بشن.

33:09.779 --> 33:13.012
‫او به هر کسی که خرید کرده، توصیه
‫می‌کنه که اون رو زیر آب باز کنند و...

33:13.013 --> 33:17.446
‫
‫در کنارِ دیگر خبرهای مهم روز.

33:17.580 --> 33:21.260
‫عروسک‌های غول‌پیکر، امروز عصر
‫در خیابان «Gosport High» رژه رفتند.

33:21.280 --> 33:24.320
‫«فرح»، روباه پنج متری،
‫در سطح شهر چرخانده شد...

33:28.880 --> 33:32.147
‫
‫بعد از این همه حواس پرتی،
‫اجتناب‌ناپذیر بود که...

33:32.148 --> 33:33.800
‫
‫که در پایان روز کاری،

33:33.801 --> 33:37.300
‫
‫هنوز ساخت پارکینگ
‫تموم نشده باشه.

33:37.780 --> 33:38.927
‫ادامه بده.

33:39.267 --> 33:42.386
‫هنوزم ضخیمه.
‫باید خیلی خیلی نازک باشه.

33:42.826 --> 33:45.945
‫
‫پس تصمیم گرفتم
‫که کارو فردا ادامه بدیم،

33:45.946 --> 33:49.259
‫
‫حتی اگر مغازه برای فروش باز باشه.

33:49.260 --> 33:50.420
‫همینه.

33:53.966 --> 33:56.759
‫
‫صبح روز بعد،
‫من و لیزا به اونجا رفتیم،

33:56.760 --> 33:58.540
‫
‫و توی مسیر در مورد این‌که...

33:58.541 --> 34:02.693
‫
‫چقدر اون از ساخت پارکینگ
‫لذت می‌بره، بحث کردیم.

34:02.993 --> 34:05.819
‫خب تو ایرلندی هستی،
‫و منم...

34:05.820 --> 34:08.192
‫از خودم در نمی‌ارم اینو،
‫اما ساختن توی خون‌تونه.
‫(کلیشه‌ای درباره مهاجرت ایرلندی‌ها
‫برای کار و به ویژه بنایی به بریتانیا)

34:08.193 --> 34:10.799
‫اگه منو «لیام» صدا کنی،
‫صددرصد سوار ماشین‌آلات می‌شم.
‫(نام پسرانه ایرلندی)

34:10.800 --> 34:13.246
‫خودم رو به عنوان یه بنای
‫ایرلندی به نام لیام معرفی می‌کنم.

34:13.247 --> 34:14.879
‫این منو خوش‌حال می‌کنه.

34:15.367 --> 34:17.913
‫- پشمام!
‫- این... چی شده؟

34:18.013 --> 34:19.387
‫خب عهم...

34:19.500 --> 34:20.605
‫همه توش پارک کردن.

34:20.606 --> 34:21.913
‫ای کیر توش!

34:29.346 --> 34:31.619
‫به بچه‌ها نگفته بودی که
‫نذارن مردم توش پارک کنن؟

34:31.620 --> 34:33.380
‫نه، به ذهنم نرسید.

34:37.946 --> 34:39.296
‫ریدم توش.

34:42.880 --> 34:44.753
‫خیلی سخته ساختن یه پارکینگ...

34:44.754 --> 34:47.720
‫ وقتی که ازش به عنوان
‫پارکینگ استفاده می‌شه.

34:49.939 --> 34:51.096
‫صبح بخیر.

34:52.666 --> 34:54.150
‫می‌دونم، می‌دونم!

34:54.226 --> 34:56.598
‫- آره، ببین، چطور می‌خوایم کار کنیم؟
‫- نمی‌دونم... چه صف طویلی...

34:56.600 --> 34:58.566
‫- فقط می‌تونم بگم...
‫- نگاه، یارو همین الان رفت داخل.

34:58.567 --> 35:01.940
‫- باورنکردنیه، نگاه، نگاه.
‫- در مورد مغازه چی فکر می‌کردن؟

35:02.020 --> 35:04.627
‫اگه کسی توی این پارکینگ پارک کرده،

35:04.628 --> 35:06.439
‫می‌خوام سنگ ریزه پخش کنم،

35:06.440 --> 35:09.193
‫پس اگه مشکلی ندارید
‫به پارکینگ سرریز منتقلش کنید.
‫(پارکینگ اضطراری)

35:09.193 --> 35:11.039
‫5 دقیقه وقت دارید،

35:11.040 --> 35:15.013
‫وگرنه من شروع می‌کنم و
‫ماشین‌تون آسیب جانبی می‌بینه.

35:15.866 --> 35:17.407
‫کسی نیست؟

35:18.700 --> 35:21.366
‫کسی دیگه اینجا پارک کرده؟

35:21.593 --> 35:22.732
‫جدی هیچکی؟

35:22.733 --> 35:25.692
‫پس این همه ماشینِ
‫تخمی از کجا اومده؟

35:25.906 --> 35:27.106
‫این چیه؟

35:27.280 --> 35:29.532
‫نمی‌دونم، یکی سوار این اومد اینجا.

35:29.533 --> 35:32.926
‫- ربطی به ما که نداره؟
‫- نه، ربطی نداره.

35:33.393 --> 35:36.192
‫
‫طبیعتا، می‌خواستم که جابه‌جا بشن،

35:36.193 --> 35:39.553
‫
‫ولی آلن به سرعت کنجکاو شد.

35:39.699 --> 35:40.426
‫کارت چیه؟

35:40.427 --> 35:42.493
‫هوادهی، یه متر
‫زمین رو حفر می‌کنیم،

35:42.494 --> 35:44.591
‫اون رو با فشار هوا
‫300 PSI منفجر می‌کنیم.

35:44.593 --> 35:45.693
‫بعدش جلبک دریای
‫تزریق می‌کنیم توش،

35:45.694 --> 35:47.612
‫که از شناور شدنش
‫زیر زمین جلوگیری می‌کنه.

35:47.613 --> 35:50.625
‫برای «کاخ باکینگهام» انجام دادیم.
‫با «باغ سلطنتی» قرارداد داریم.
‫(محل زندگی خانواده سلطنتی)

35:50.626 --> 35:53.460
‫
‫کلماتِ «باکینگهام»
‫و «کاخ» رو فهمیدم،

35:53.461 --> 35:56.828
‫
‫اما در مورد بقیه‌ش،
‫کاملا گیج شده بودم.

35:56.829 --> 35:59.792
‫یه لایه 6 فوتی از خاک رس داریم.
‫اینو چی‌کار می‌کنی؟

35:59.793 --> 36:02.139
‫خاک رس هیچ مشکلی نیست.
‫همه جای کشور کار می‌کنیم.

36:02.140 --> 36:03.665
‫پس چطوری انجامش می‌دی؟

36:03.666 --> 36:05.952
‫شکاف‌ها رو می‌بینی...

36:06.233 --> 36:10.452
‫
‫آلن گفت که باید ازش
‫بخوام که اواخر روز برگرده.

36:10.453 --> 36:12.292
‫می‌تونم یه کارت ویزیت به‌تون بدم؟
‫مشکلی نداره؟

36:12.293 --> 36:13.239
‫
‫- آره.
‫می‌تونم یه کارت ویزیت به‌تون بدم؟
‫مشکلی نداره؟

36:13.286 --> 36:15.666
‫
‫پس بدون این‌که بدونم چرا،

36:15.667 --> 36:17.020
‫
‫منم درخواست کردم.

36:17.079 --> 36:19.707
‫خب عالیه، کارتت رو دارم.
‫ممنون بابتش.

36:19.800 --> 36:21.207
‫می‌شه ماشین‌تون رو جابه‌جا کنید؟

36:21.208 --> 36:23.052
‫چون باید روی پارکینگ کار کنیم.

36:23.053 --> 36:25.798
‫سلام، شرمنده، باید مقداری
‫کار روی پارکینگ انجام بدیم.

36:25.799 --> 36:27.766
‫کسی دیگه اینجا پارک کرده؟

36:27.939 --> 36:28.805
‫نه، اونجا پارک کردین؟

36:28.805 --> 36:30.800
‫
‫از اونجایی که نمی‌تونستیم
‫کار رو تا زمانی که...

36:30.801 --> 36:33.152
‫
‫لیزا پارکینگ رو
‫خالی کنه، شروع کنیم،

36:33.153 --> 36:37.673
‫
‫رفتم تا ببینم وضع
‫کیسه‌های جدید قارچ چطوره.

36:47.000 --> 36:50.080
‫چرا این کارو با من می‌کنی آخه؟

36:50.446 --> 36:54.526
‫یه بار دیگه، وارد چاه پولِ
‫کوچیک قارچیم می‌شم.

37:01.319 --> 37:03.139
‫این نگران‌کننده‌ست.

37:03.640 --> 37:05.379
‫شبیه به کپکه.

37:05.519 --> 37:07.599
‫واقعا کپکه، نگاه.

37:08.159 --> 37:09.639
‫و اینجام کپکه.

37:09.920 --> 37:11.920
‫کپک! کپک!

37:12.786 --> 37:14.666
‫اینم کپک زده، ببینین.

37:14.899 --> 37:16.579
‫اینم کپک زده.

37:17.273 --> 37:18.720
‫وای نه.

37:21.273 --> 37:23.260
‫پس حتی با وجود این‌که
‫تمامِ این منطقه رو...

37:23.261 --> 37:26.033
‫قبل از آوردن کیسه‌های
‫جدید، ضدعفونی کردیم،

37:26.186 --> 37:30.219
‫مشخصه که یه جوری مقداری
‫از محصولات قبلی باقی مونده بوده.

37:30.847 --> 37:32.127
‫ریدم توش!

37:32.533 --> 37:34.540
‫و این فنیه که...

37:34.713 --> 37:38.432
‫هوا رو در جریان نگه می‌داره
‫تا جلوی کپک رو بگیره.

37:42.479 --> 37:44.836
‫یا عمه‌ی مقدسم!

37:45.613 --> 37:47.256
‫داخلشو ببینین.

37:50.773 --> 37:51.856
‫خدا!

37:52.206 --> 37:53.736
‫الان بالا می‌ارم!

37:54.319 --> 37:56.159
‫وای بوش بده!

37:59.766 --> 38:03.719
‫
‫وقتی که محصولات آلوده رو خارج کردم،

38:04.026 --> 38:06.492
‫
‫ضررمون رو حساب کردم.

38:07.999 --> 38:12.072
‫68 تا کیسه اینجا دارم که...

38:12.252 --> 38:15.405
‫کاملا مشخصه که خراب شدن،
‫پر از کپکن.

38:15.646 --> 38:18.772
‫و 68 تا کیسه ضربدر 17...

38:18.773 --> 38:22.732
‫می‌شه 1,156 پوند ضرر.

38:23.119 --> 38:24.426
‫به‌علاوه...

38:24.599 --> 38:27.325
‫هر کیسه برامون...

38:27.546 --> 38:30.806
‫به طور متوسط، حدود
‫2 کیلوگرم قارچ تولید می‌کرد،

38:30.807 --> 38:33.400
‫که به قیمتِ...

38:33.526 --> 38:35.992
‫16 پوند... 32 پوند می‌فروختم.

38:36.426 --> 38:39.519
‫پس این یه فاجعه‌ی اقتصادیه.

38:48.753 --> 38:51.526
‫روز وحشتناکی دارم!

38:54.233 --> 38:57.160
‫نمی‌تونم رهاش کنم توی طبیعت.

39:00.493 --> 39:02.732
‫با این لامصب باید...[چی‌کار کنم؟]

39:04.700 --> 39:08.438
‫
‫به این نتیجه رسیدم که تنها
‫راه حل برای لوله‌ی آلوده...

39:08.439 --> 39:13.232
‫
‫الگو گرفتن از فیلم «Goodfellas»ــه.
‫(فیلم درام-جنایی به کارگردانی
‫اسکورسیزی، محصول 1990)

39:14.919 --> 39:17.120
‫خیلی‌خب، از خاک رویی عبور کردیم.

39:17.121 --> 39:18.893
‫الان وارد خاک رس شدیم.

39:19.299 --> 39:22.384
‫خاکش نمی‌کنم تا زمانی که...

39:22.385 --> 39:25.432
‫نوکِ «خانه اپرای سیدنی» رو ببینم.
‫(که توی نیم‌کره جنوبیه)

39:28.080 --> 39:30.043
‫آهک زنده.
‫ (کلسیم اکسید CaO،
‫ماده‌ای قلیایی و خورنده)

39:30.219 --> 39:31.626
‫اصلا نمی‌دونم که
‫این چی‌کار می‌کنه،

39:31.627 --> 39:34.759
‫ولی دیدم که «جو پشی»
‫ازش استفاده کرده.
‫ (Joe Pesci بازیگر آمریکایی، معروف
‫به‌خاطر بازی در فیلم‌های گانگستری)

39:36.833 --> 39:38.200
‫
‫برای محکم‌کاری،

39:38.201 --> 39:41.432
‫
‫سپس فیلتری که به
‫همون اندازه کپک زده بود رو...

39:41.433 --> 39:44.306
‫
‫بیشتر از یک مایل دورتر، دفن کردم.

39:54.920 --> 39:56.873
‫چیز کیری!

39:58.940 --> 40:00.060
‫نه.

40:04.539 --> 40:07.099
‫دنیا به لطف من جاش امنه.

40:08.473 --> 40:10.552
‫
‫تا زمانی که تجهیزات رو دفن کردم،

40:10.560 --> 40:12.746
‫حموم کردم، موهام رو ضدعفونی کردم،

40:12.747 --> 40:14.365
‫
‫و لباس جدید پوشیدم،

40:14.366 --> 40:18.813
‫
‫مردی با ماشین‌ِ نامفهوم، بازگشت...

40:20.406 --> 40:22.480
‫
‫و شروع به کار کرد.

40:36.713 --> 40:39.459
‫
‫اولش فکر کردم دارن
‫«شکست هیدرولیکی» می‌کنن،
‫(تکنیک حفر یا استخراج از چاه که با
‫مایع فشرده، صخره‌ها رو می‌شکنند)

40:39.460 --> 40:41.080
‫
‫ولی بالاخره،

40:41.081 --> 40:43.633
‫
‫دوزاریم افتاد.

40:46.020 --> 40:48.523
‫یه سوراخ حفر کردن اونجا،

40:48.826 --> 40:50.666
‫هوا رو با فشار واردش کردن،

40:50.880 --> 40:55.919
‫که باعث می‌شه ترک‌ها
‫تا 6 متر توی سنگ پیش برن.

40:55.999 --> 40:59.685
‫بعدش اونو با جلبک دریایی
‫پر می‌کنن تا باز بمونه.

41:02.040 --> 41:05.039
‫و سپس آب، نه فقط
‫امروز بلکه تا همیشه،

41:05.040 --> 41:07.032
‫از توی خاک رس هم عبور می‌کنه.

41:07.033 --> 41:11.619
‫چون این سیلابِ اینجا،
‫بلای زندگی‌مون بوده.

41:14.883 --> 41:17.200
‫عجب ضربه‌ای!

41:17.352 --> 41:19.805
‫- دیوونه‌کننده‌ست!
‫- عالیه، دوباره نگاه کن.

41:19.880 --> 41:21.592
‫می‌شه من منفجرش کنم؟

41:23.786 --> 41:25.079
‫اینو داشته باشین.

41:32.440 --> 41:35.593
‫
‫بعد از این‌که کارگذاری
‫جلبک‌ دریایی تموم شد،

41:35.593 --> 41:38.806
‫
‫کیلب رفت تا یه حادثه رخ بده.

41:43.292 --> 41:44.978
‫حالا زد شیشه رو هم ترکوند!

41:44.980 --> 41:47.140
‫ای احمق!

41:47.466 --> 41:49.539
‫این دیگه چی بود؟

41:52.880 --> 41:54.720
‫کسی دیگه هم اینو دید؟

41:54.766 --> 41:56.847
‫- نه، صداشو شنیدیم.
‫- صداشو شنیدیم.

41:56.848 --> 41:57.820
‫باورنکردینه!

41:59.360 --> 42:03.166
‫
‫سپس مدتی به آرومی
‫همدیگه رو مسخره کردیم...

42:03.233 --> 42:05.193
‫چرا این‌طوری پخشش نمی‌کنی؟

42:05.194 --> 42:07.032
‫ببین آلن چه می‌کنه.

42:07.312 --> 42:09.492
‫- آره؟ نگاه کن.
‫- آماده؟

42:09.927 --> 42:11.019
‫مثل اون بپاش.

42:11.019 --> 42:13.993
‫حالا بذار من یه چیزی نشونت بدم.
‫آماده‌ای؟ آماده؟

42:14.139 --> 42:15.892
‫- عجب کودنی هستی!
‫- پنجره!

42:15.893 --> 42:17.232
‫عجب احمقیه.

42:19.227 --> 42:20.699
‫
‫تا بالاخره،

42:20.700 --> 42:25.239
‫
‫پارکینگ ارزون قیمتِ
‫Diddly Squat ساخته شد!

42:26.873 --> 42:29.125
‫به نظرم کار تیمیِ
‫خیلی خوبی انجام دادیم.

42:29.126 --> 42:30.047
‫آره!

42:30.147 --> 42:31.380
‫بدک نیست.

42:37.812 --> 42:42.145
‫
‫روز بعد، جرالد رو پس از این‌که
‫کارشو تموم کرد، رسوندم خونه،

42:42.146 --> 42:44.200
‫
‫و توی مسیر...

42:44.519 --> 42:47.599
‫
‫با تمام شایعات محلی آشنا شدم.

42:48.279 --> 42:50.805
‫دیدن «نِیت» که
‫همچین کاری کرده.

42:50.806 --> 42:55.218
‫به بوتاکس کردن روی
‫چشم‌هاش و گونه‌هاش ادامه می‌ده.

42:55.219 --> 42:57.412
‫به آسونی همچین کاری کرده.
‫[نامفهوم]

42:57.413 --> 42:58.771
‫همین‌طوره، آره.

42:58.772 --> 43:00.713
‫البته اطراف «لینهم» زندگی می‌کنه.
‫ (Lyneham روستایی در ویلتشر)

43:00.714 --> 43:01.537
‫آره اطرافش.

43:01.538 --> 43:04.778
‫هر کسی با یه اره برقی می‌ره اونجا.

43:04.779 --> 43:07.899
‫می‌بُرنش و یه پولی به جیب می‌زنن.

43:07.900 --> 43:08.859
‫آره.

43:09.006 --> 43:11.032
‫این تنها تفاوتش با «سایمون»ــه،

43:11.033 --> 43:13.673
‫می‌تونه کاری کنه که...حس کنه...
‫[نامفهوم]

43:13.674 --> 43:15.479
‫...مشروب قدیمی، آره.

43:15.480 --> 43:17.380
‫آره، می‌دونم، منم نه.

43:19.200 --> 43:22.959
‫
‫با رسوندن اون،
‫رفتم تا بزها رو بار بزنم،

43:23.506 --> 43:27.413
‫
‫چون یه طرح تجاری جدید داشتم.

43:28.440 --> 43:31.849
‫خب، من بزها رو خریدم تا...

43:32.013 --> 43:33.640
‫تا انبوهی از بوته‌ها
‫رو پاک‌سازی کنن،

43:33.641 --> 43:35.839
‫که دستگاه قادر به انجامش نبود،

43:35.840 --> 43:37.127
‫چون محلش خیلی شیب‌داره،

43:37.128 --> 43:39.159
‫که درست پایینِ این تپه‌ست.

43:39.253 --> 43:40.320
‫ولی...

43:40.360 --> 43:42.605
‫هنوز اون‌قدری بزرگ
‫نیستن که انجامش بدن.

43:42.606 --> 43:45.046
‫پس این طرح چطوره؟

43:45.186 --> 43:47.179
‫اجاره‌شون می‌دم.

43:47.526 --> 43:49.405
‫حالا دیگه شدن بزهای آویس.
‫(شرکت اجاره خودرو)

43:49.406 --> 43:52.426
‫می‌رن توی مزارع همسایه
‫و همه چیزو پاک می‌کنن،

43:52.426 --> 43:53.960
‫بوته‌ها و غیره،

43:54.060 --> 43:55.772
‫و برام پول در می‌ارن.

43:56.093 --> 43:59.285
‫و بزرگ‌تر می‌شن
‫و سپس، سال آینده...

43:59.286 --> 44:01.013
‫می‌ارم‌شون اونجا،

44:01.093 --> 44:03.172
‫و شروع به کار می‌کنن.

44:03.999 --> 44:05.057
‫
‫اولین مشتریم دوستی بود که...

44:05.118 --> 44:06.305
‫«چدلینگتون»
‫«لطفا آرام برانید»
‫که یه تیکه زمین
‫کنار زمینِ من داشت.

44:09.391 --> 44:11.137
‫این کار همیشه کمی خجالت‌آوره،

44:11.138 --> 44:14.311
‫چون قبلا فکر می‌کردم که
‫این تیکه زمینِ اینجا مال منه،

44:14.312 --> 44:15.792
‫اما نیست!

44:16.298 --> 44:17.865
‫
‫هر چند، مجبور شدم تا بیام اینجا،

44:17.866 --> 44:20.905
‫
‫تا با وکیل اراضیِ دوستم ملاقات کنم.

44:30.073 --> 44:32.580
‫خب یه کم دیر کردم، سلام؟

44:34.340 --> 44:35.492
‫سلام؟

44:37.212 --> 44:38.332
‫سلام.

44:39.186 --> 44:40.926
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

44:41.779 --> 44:44.799
‫خب منم اینجا دنبال مشتری هستم.

44:44.873 --> 44:45.925
‫چی؟

44:46.219 --> 44:47.605
‫پس تویی؟

44:50.393 --> 44:52.679
‫چطور قراره سر قیمت چونه بزنیم؟

44:52.680 --> 44:55.173
‫خب، متوجهم که اینجا
‫یه تضاد جزئی وجود داره.

44:55.227 --> 44:56.859
‫جزئی؟!

44:57.813 --> 44:59.925
‫خب چقدر؟
‫باشه پس، چارلی.

44:59.926 --> 45:03.046
‫صاحب بی‌نام این مزرعه...

45:03.198 --> 45:05.825
‫چقدر بابت بزها به من می‌ده؟

45:05.932 --> 45:07.525
‫بهت پول بده؟

45:08.100 --> 45:09.592
‫آخه این همه
‫جنگل شگفت‌انگیز رو ببین.

45:09.593 --> 45:13.132
‫درخت و بوته‌ها...
‫این همه ارزش که جلوته،

45:13.133 --> 45:14.573
‫جلوی چشماته!

45:14.619 --> 45:17.272
‫چطوره بگیم «صفر»؟

45:17.446 --> 45:18.733
‫نه! صفر نه!

45:18.734 --> 45:21.826
‫بیا این‌طرفِ حصار.
‫بیا این‌ور.

45:23.853 --> 45:26.959
‫- حالا چقدر؟
‫- خب ارزش زیادی نداره که، نه؟

45:27.853 --> 45:30.045
‫خب این... فقط یه خرده...

45:30.046 --> 45:31.399
‫اصلا ارزشی نداره.

45:31.400 --> 45:33.880
‫نه، هیچی.
‫خب چقدر باید بهم بده؟

45:33.881 --> 45:38.707
‫باید برای هر بز
‫روزی 5 یا 6 پنی بده.

45:38.938 --> 45:40.725
‫- پنی؟
‫- در روز، هر بز.

45:40.726 --> 45:42.165
‫به زودی زیادم می‌شه.

45:42.440 --> 45:44.480
‫20... وای نه.

45:45.160 --> 45:47.386
‫فکر نکنم بتونیم اینو قبول کنیم.

45:48.880 --> 45:51.286
‫عجب وضعیت مسخره‌ایه!

45:51.287 --> 45:54.227
‫- مشکلش چیه؟
‫- خوشبختانه...

45:54.926 --> 45:56.166
‫یه جورایی...

45:56.167 --> 45:57.760
‫ارزشی که اون‌ها...

45:57.761 --> 46:04.683
‫با خوردن زالزالک مهاجم و آلوبخارا...
‫[به وجود می‌ارن]

46:04.759 --> 46:05.536
‫خب.

46:05.537 --> 46:07.564
‫- چون که این...
‫- برو سر اصل مطلب.

46:07.565 --> 46:09.159
‫خب این علفزار گل‌های
‫وحشی بهتری می‌سازه براش.

46:09.160 --> 46:11.191
‫- الان طرف کی هستی؟
‫- تو.

46:11.192 --> 46:12.280
‫درسته.

46:14.046 --> 46:15.419
‫پس در واقع...

46:15.419 --> 46:17.552
‫پس من یه علفزار
‫بهتر براش می‌سازم.

46:17.553 --> 46:21.453
‫- آره، که یعنی [دولت]
‫بهش پول بیشتری می‌ده.
‫- و اون برای هر بز 5 پنی می‌ده؟

46:21.519 --> 46:23.732
‫که 29 تا بز داریم.

46:23.799 --> 46:25.185
‫برای 12 هفته؟

46:25.526 --> 46:28.079
‫- می‌شه 121 پوند.
‫- قبوله.

46:33.393 --> 46:34.890
‫بیاید بزها.

46:35.186 --> 46:39.572
‫
‫در حال حاضر، آغوشم حتی
‫برای همین 121 پوند هم باز بود،

46:39.573 --> 46:42.098
‫
‫چون توی دنیای قارچ‌ها،

46:42.099 --> 46:46.065
‫
‫جریان درآمدم ضربه شدیدی
‫توسط کپک خورده بود.

46:46.147 --> 46:47.947
‫
‫که یعنی به‌طرز آزاردهنده‌ای،

46:47.948 --> 46:50.799
‫
‫کسب‌وکار پودر یال شیرِ لیزا،

46:50.800 --> 46:54.333
‫
‫ناگهان مهم شده بود.

46:56.253 --> 46:58.559
‫200 تا؟ یا 20 گرم بود؟

46:58.560 --> 47:00.813
‫هر کیسه 20 گرم.

47:01.599 --> 47:04.065
‫
‫امروز روزی بود که
‫نتایج نمونه آزمایشی...

47:04.066 --> 47:06.165
‫
‫که فرستاده بودم
‫رو دریافت کردیم.

47:06.226 --> 47:08.392
‫
‫و با فرض این‌که همه چیز خوبه،

47:08.393 --> 47:13.212
‫
‫لیزا چندین کیلوگرم پودر
‫آماده برای فروش داشت.

47:13.999 --> 47:15.352
‫اینم از این.

47:15.966 --> 47:18.978
‫«پودر قارچ درجه یک جرمی»

47:19.166 --> 47:20.880
‫اگه بهش باور نداری،
‫چرا داری می‌فروشیش؟

47:20.881 --> 47:23.765
‫- هنوزم بهش باور ندارم.
‫- می‌دونی چقدر ازش پول در می‌اریم؟

47:23.766 --> 47:25.794
‫اینو چقدر می‌فروشی؟

47:27.293 --> 47:28.833
‫9 پوند؟

47:29.193 --> 47:32.460
‫که به اندازه 10 تا فنجون قهوه‌ست.

47:32.706 --> 47:35.032
‫خب وایسا، بذار... بیارمش...

47:36.226 --> 47:37.712
‫دریافتش کردم.

47:37.713 --> 47:39.632
‫می‌شه عینکت رو بدی؟

47:41.312 --> 47:44.179
‫ولی اگه فقط قارچ
‫معمولی پرورش بدیم...

47:44.800 --> 47:45.833
‫خدایا، چقدر کوری.

47:45.833 --> 47:47.446
‫اون‌ها...

47:47.693 --> 47:51.732
‫
‫«لیزا، نمونه‌های آزمایشی
‫رو پس گرفته‌ام. رد شدن.»

47:51.973 --> 47:53.326
‫وایسا ببینم.

47:54.919 --> 47:57.809
‫
‫«نمونه‌های آزمایشی رو پس گرفته‌ام.

47:58.639 --> 48:02.878
‫
‫که معمولا نشون‌ می‌ده که
‫یا کیفیت قارچ‌ها خوب نبوده،

48:02.880 --> 48:06.872
‫
‫یا این‌که قبل از فرایند خشک‌کردن،
‫به اندازه کافی تمیز نشده‌اند.

48:06.939 --> 48:09.079
‫
‫شما باید به استانداردهای
‫بهداشتِ تمیز کردن...

48:09.080 --> 48:11.153
‫
‫در حین تهیه‌ی
‫محصول نهایی، توجه کنید.

48:11.154 --> 48:14.013
‫
‫یعنی همون شستن دست‌ها،
‫و تمیز بودن ظروف و...

48:14.226 --> 48:16.119
‫
‫اگر قراره این محصول به فروش برسه،

48:16.120 --> 48:18.451
‫
‫باید مراحل آماده‌سازی
‫رو دوباره بررسی کنید.

48:18.452 --> 48:20.719
‫یادته در مورد رنگ‌های
‫مختلف می‌پرسیدی؟

48:20.720 --> 48:21.832
‫فکر کنم مشکل همینه.

48:21.833 --> 48:23.666
‫فکر می‌کنم پوسته
‫بعضی‌هاشون رو...

48:23.667 --> 48:26.720
‫وقتی خشک‌شون می‌کردم،
‫بُریدم، واقعا ببخشید.

48:27.512 --> 48:29.060
‫کیر توش.

48:29.061 --> 48:30.846
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

48:31.973 --> 48:35.866
‫و این فقط کمی از
‫مقداریه که ساختیم.

48:36.060 --> 48:38.212
‫این همه سختی
‫کشیدیم و شکست خورد.

48:38.213 --> 48:40.619
‫پس تمامِ این‌ها بدرد نمی‌خوره.

48:45.299 --> 48:48.386
‫
‫مشکل قارچ‌ها ضربه تلخی بود،

48:48.387 --> 48:50.686
‫
‫مخصوصا حالا که
‫توی آگوست هستیم،

48:50.686 --> 48:54.999
‫
‫چون داشتیم به پایانِ
‫سال زراعی نزدیک می‌شدیم.

48:55.812 --> 48:58.725
‫
‫و به همین دلیل،
‫نتیجه‌ی مسابقه‌ی...

48:58.726 --> 49:00.791
‫
‫بین من و کیلب هم می‌رسید.

49:01.140 --> 49:04.359
‫- بعدش استخدام خوک نر رو داری.
‫- نه، ادامه نده دیگه.

49:04.739 --> 49:07.232
‫
‫من هر کاری که به ذهنم
‫می‌رسید رو امتحان کرده بودم،

49:07.233 --> 49:10.432
‫
‫تا با کشاورزی غیر زراعی پول در بیارم.

49:10.513 --> 49:11.593
‫آره!

49:11.940 --> 49:13.879
‫
‫بعضی از ایده‌هام جواب داد.

49:13.880 --> 49:16.446
‫- امکان نداره!
‫- چرا داره!

49:16.520 --> 49:18.473
‫پشماااام!

49:18.586 --> 49:20.180
‫باورنکردنیه!

49:22.080 --> 49:24.006
‫عالی نیستن؟

49:24.146 --> 49:25.546
‫کلی سوسیس.

49:25.547 --> 49:26.973
‫یا خدا!

49:26.999 --> 49:30.285
‫وای این برای جدولم خیلی خوبه.

49:30.360 --> 49:32.360
‫
‫و بعضی‌هاش نه.

49:32.900 --> 49:34.260
‫سلام!

49:34.986 --> 49:36.012
‫پشمام!

49:39.952 --> 49:43.872
‫
‫ولی به زودی می‌فهمیم که
‫عددهای بزرگ چه شکلی هستن،

49:43.873 --> 49:46.059
‫
‫چون وقتِ برداشته،

49:47.066 --> 49:50.166
‫
‫تمرکز از روی من برداشته می‌شه،

49:51.406 --> 49:54.652
‫
‫و بر روی کیلب و محصولات
‫معطوف می‌شه.

49:58.491 --> 50:00.104
‫
‫« در قسمت بعد»

50:00.279 --> 50:03.259
‫امسال سال مزخرفیه.
‫اصلا خشک نمی‌شن.

50:03.586 --> 50:04.779
‫اینم از این!

50:07.260 --> 50:09.762
‫- یک چهارمش پُره.
‫- همه‌ش همین؟

50:10.893 --> 50:12.453
‫وای خدا!

50:12.779 --> 50:15.040
‫اندازه اون یکیو ببین!

50:15.300 --> 50:21.730
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

50:21.754 --> 50:41.754
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
