1
00:00:00,593 --> 00:00:07,593
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,617 --> 00:00:11,236
‫<font color="#87DB2D">
‫«مزرعه کلارکسون»
‫<font color="#ff8c10">

3
00:00:11,237 --> 00:00:13,483
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 23»
‫<font color="#ff8c10">

4
00:00:13,484 --> 00:00:18,477
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 23»
‫«پارکینگ»

5
00:00:20,410 --> 00:00:25,656
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: The Seeker از The Who]

6
00:00:27,880 --> 00:00:30,450
‫<i>
‫♪ I've looked under chairs ♪
‫♪ زیر صندلی‌ها رو نگاه کردم ♪

7
00:00:30,636 --> 00:00:32,963
‫<i>
‫♪ I've looked under tables ♪
‫♪ زیر میزها رو نگاه کردم ♪

8
00:00:33,200 --> 00:00:37,800
‫<i>
‫I've tried to find the key ♪
‫♪ to fifty million fables
‫♪ سعی کردم کلید پنجاه
‫میلیون افسانه رو پیدا کنم ♪

9
00:00:37,801 --> 00:00:39,623
‫<i>
‫♪ به من می‌گن جوینده ♪
‫همان‌طور که گرمای تابستون
‫بر Diddly Squat فرود اومد...

10
00:00:42,081 --> 00:00:45,075
‫<i>
‫♪ I've been searching low and high ♪
‫♪ همه جا رو گشتم ♪

11
00:00:45,076 --> 00:00:46,922
‫<i>
‫چارلی به دفترش برگشت،

12
00:00:46,923 --> 00:00:49,290
‫<i>
‫تا برای ساخت پارکینگ جدید
‫برای فروشگاه، قیمت بگیره.

13
00:00:50,127 --> 00:00:52,954
‫<i>
‫♪ I won't get to get what I'm after ♪
‫♪ نمی‌تونم به چیزی که دنبالشم برسم ♪

14
00:00:53,040 --> 00:00:55,340
‫<i>
‫♪ تا روزی که بمیرم ♪
‫حالا دیگه شدیدا برامون ضروری بود،

15
00:00:57,486 --> 00:00:59,259
‫<i>
‫از اونجایی که بازدیدکنندگان
‫تابستونی از راه رسیده بودن،

16
00:00:59,260 --> 00:01:02,224
‫<i>
‫و ساعت‌ها اونجا وقت می‌گذروندند،

17
00:01:02,226 --> 00:01:04,798
‫<i>
‫همبرگرهایی که با گوشت گاوهامون
‫درست شده بود رو می‌خوردن...

18
00:01:04,799 --> 00:01:06,505
‫<font color="#ffd306">
‫- خیلی ممنون.</font>
‫<i>همبرگرهایی که با گوشت گاوهامون
‫درست شده بود رو می‌خوردن...

19
00:01:06,586 --> 00:01:10,199
‫<i>
‫و نه تنها آبجو هاوکستونِ
‫من رو می‌نوشیدن...

20
00:01:10,200 --> 00:01:11,314
‫ممنون.

21
00:01:11,680 --> 00:01:15,793
‫اما همچنین شراب سیب هاوکستونِ
‫جدید کیلب رو هم سرو می‌کردن.
‫«ویژه!»
‫«شراب سیب کیلب از راه رسید»

22
00:01:15,933 --> 00:01:17,306
‫- بفرمایید، لذت ببرید.
‫- خیلی ممنون، جناب.

23
00:01:18,200 --> 00:01:19,793
‫«کیلب برای نخست‌وزیری»
‫و من؟

24
00:01:20,721 --> 00:01:22,139
‫آررره!

25
00:01:22,240 --> 00:01:25,594
‫وای این‌ها رو ببین!
‫چقدر چشم‌نوازن!

26
00:01:26,227 --> 00:01:30,439
‫<i>
‫خب حالا دیگه پادشاه قارچ
‫توی چیپینگ نورتون بودم،

27
00:01:30,533 --> 00:01:36,712
‫<i>
‫هر روز به تعدادی از مغازه‌ها و
‫میخونه‌های توی منطقه تحویل می‌دادم.

28
00:01:38,339 --> 00:01:40,323
‫سرمون خیلی شلوغه!

29
00:01:41,532 --> 00:01:45,539
‫<i>
‫قارچ چیزی بود که برای
‫ناهار تیم فیلم‌برداری تهیه کردم.

30
00:01:45,600 --> 00:01:47,205
‫<i>
‫هر روز.

31
00:01:48,206 --> 00:01:50,078
‫<i>
‫برای یه ماه!

32
00:01:51,046 --> 00:01:53,698
‫<i>
‫و اون‌ها تموم چیزی هستن که
‫می‌تونستم در موردش صحبت کنم.

33
00:01:53,699 --> 00:01:56,599
‫ظاهرا کیسه‌ها رو از جایی که الان
‫دارن رشد می‌کنن، بیرون می‌اری،

34
00:01:56,600 --> 00:01:59,319
‫وقتی که دیگه رشدشون متوقف شد.
‫فکر کنم سه تا دوره رشد دارن.

35
00:01:59,320 --> 00:01:59,894
‫<font color="#ffd306">
‫- خب.</font>
‫وقتی که دیگه رشدشون متوقف شد.
‫فکر کنم سه تا دوره رشد دارن.

36
00:01:59,895 --> 00:02:02,313
‫و می‌اری‌شون بیرون.

37
00:02:02,560 --> 00:02:05,105
‫و هنوز به رشد خودشون ادامه می‌دن.

38
00:02:05,106 --> 00:02:07,199
‫ولی کیسه‌های جدید رو می‌ذاری داخل.

39
00:02:07,239 --> 00:02:08,606
‫که این‌طور.

40
00:02:09,630 --> 00:02:14,630
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

41
00:02:15,280 --> 00:02:18,392
‫<i>
‫اما توقفی در جریان
‫کارهامون در راه بود،

42
00:02:18,393 --> 00:02:22,065
‫<i>
‫چون همون‌طور که بسیار
‫جذاب به «آنی» توضیح دادم،

43
00:02:22,066 --> 00:02:25,379
‫<i>
‫کیسه‌هایی که در ابتدا
‫خریده بودم، مصرف شدن،

44
00:02:25,380 --> 00:02:27,919
‫<i>
‫و باید خارج می‌شدن،

45
00:02:28,086 --> 00:02:31,819
‫<i>
‫تا بتونم با چند تا
‫جدید جایگزین‌شون کنم.

46
00:02:32,786 --> 00:02:35,019
‫بیا بذاریم‌شون این‌طرفش،

47
00:02:35,020 --> 00:02:37,079
‫تا هنوز انرژی داریم،

48
00:02:37,166 --> 00:02:39,078
‫چون وقتی نوبت
‫کیسه‌های آخری برسه،

49
00:02:39,079 --> 00:02:41,072
‫لازم نیست که تا اون ته راه بریم.

50
00:02:41,073 --> 00:02:43,939
‫- آره، فهمیدم.
‫- پس بذاریم‌شون اون‌طرفش.

51
00:02:44,105 --> 00:02:45,805
‫- سلام، چارلی.
‫- سلام.

52
00:02:46,020 --> 00:02:48,460
‫- حالت چطوره؟
‫- خیلی خوبم.

53
00:02:48,606 --> 00:02:50,719
‫- این‌طور به نظر نمی‌اد.
‫- خب...

54
00:02:50,765 --> 00:02:52,811
‫متاسفانه خبر خوبی ندارم.

55
00:02:52,813 --> 00:02:54,880
‫عجب سورپرایزی.

56
00:02:56,560 --> 00:02:57,560
‫خب...

57
00:02:59,120 --> 00:03:01,539
‫برای ساخت پارکینگ 3 تا قیمت گرفتم.

58
00:03:01,540 --> 00:03:02,287
‫خب؟

59
00:03:02,653 --> 00:03:04,186
‫اولیش...

60
00:03:04,347 --> 00:03:06,194
‫حدودای...

61
00:03:06,507 --> 00:03:08,012
‫67 تاست،
‫(67,000)

62
00:03:08,013 --> 00:03:09,353
‫به‌علاوه‌ی...

63
00:03:09,400 --> 00:03:11,093
‫- چی؟
‫- خب... نه...

64
00:03:11,094 --> 00:03:13,119
‫به‌علاوه مبالغی غیرقطعی،

65
00:03:13,120 --> 00:03:15,985
‫مثلا برای فلان کار،
‫چون کاملا مطمئن نیستن.

66
00:03:15,986 --> 00:03:17,900
‫بعدی 80 تاست،

67
00:03:18,000 --> 00:03:19,680
‫به‌علاوه یه مقدار دیگه.

68
00:03:19,913 --> 00:03:21,753
‫- و بعدی...
‫- 80,000 پوند؟

69
00:03:21,753 --> 00:03:25,899
‫و بعدی که به نظر
‫من واقعا کامل‌ترینه،

70
00:03:25,900 --> 00:03:28,260
‫چون که شامل ورودیِ
‫جدید بزرگ‌راه هم می‌شه...

71
00:03:28,261 --> 00:03:32,541
‫- خب؟
‫- 94,127 پوند.

72
00:03:35,013 --> 00:03:36,398
‫برای یه پارکینگ؟

73
00:03:36,399 --> 00:03:37,612
‫برای یه پارکینگ و ورودی جدید.

74
00:03:37,613 --> 00:03:41,113
‫- و خودمون هم تموم
‫سنگش رو تامین می‌کنیم؟<font color="#ffd306">
‫- تمام سنگش با خودمونه.

75
00:03:41,313 --> 00:03:43,158
‫[نامفهوم]

76
00:03:43,159 --> 00:03:45,592
‫- ولی ما فراهمش می‌کنیم که.
‫- هزینه‌ای برامون نداره.

77
00:03:45,593 --> 00:03:48,132
‫و قیمت سنگ وحشتناکه.

78
00:03:48,193 --> 00:03:49,312
‫ولی سنگ که داریم!

79
00:03:49,313 --> 00:03:51,639
‫آره داریم! به اندازه
‫50,000 پوند سنگ داریم.

80
00:03:51,640 --> 00:03:53,519
‫تقریبا همین‌قدر داریم.

81
00:03:53,520 --> 00:03:56,186
‫- 97,000 پوند؟
‫- 94,000 پوند.

82
00:03:56,187 --> 00:03:57,407
‫نود و...؟

83
00:03:57,560 --> 00:03:59,760
‫حتی منم پشمام ریخته.

84
00:04:00,013 --> 00:04:01,913
‫90 تا؟ برو بابا.

85
00:04:02,080 --> 00:04:05,200
‫من فکر می‌کردم که
‫در بدترین حالت ممکن،

86
00:04:05,201 --> 00:04:07,779
‫یه پارکینگ که حتی سنگش
‫رو هم خودمون تامین کنیم،

87
00:04:07,780 --> 00:04:10,233
‫- ...20,000 پوند بشه؟
‫- آره.

88
00:04:11,013 --> 00:04:13,133
‫چرا خودمون انجامش ندیم؟

89
00:04:13,340 --> 00:04:15,286
‫نه جدی، مگه چقدر می‌تونه
‫سخت باشه ساختنش؟<font color="#ff8c10">
‫ (?How hard can it be
‫سوال معروف جرمی)

90
00:04:15,287 --> 00:04:16,479
‫می‌دونم که اینو قبلا هم گفتم،

91
00:04:16,480 --> 00:04:18,245
‫ولی واقعا، ساختن یه
‫پارکینگ این‌قدر سخته؟

92
00:04:18,246 --> 00:04:21,713
‫- خاک رو جابه‌جا می‌کنیم.
‫- آره، خاک رو لایه‌برداری می‌کنیم،

93
00:04:22,780 --> 00:04:26,320
‫ورق پلاستیکی می‌کشیم روش تا
‫علف‌های هرز توش رشد نکنه و الی آخر.

94
00:04:26,321 --> 00:04:26,939
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫ورق پلاستیکی می‌کشیم روش تا
‫علف‌های هرز توش رشد نکنه و الی آخر.

95
00:04:26,940 --> 00:04:28,306
‫تنهایی خیلی طول می‌کشه.

96
00:04:28,307 --> 00:04:31,306
‫آره، ولی این مسئله مهمیه.

97
00:04:31,799 --> 00:04:34,039
‫- سنگ‌های خودمون.
‫- آره.

98
00:04:34,080 --> 00:04:35,912
‫- سنگ‌ها رو منتقل می‌کنیم.
‫- و بعدش کمی شن می‌گیرم.

99
00:04:35,913 --> 00:04:38,593
‫پس باید یه بولدوزر و...

100
00:04:38,739 --> 00:04:40,158
‫یه غلتک استخدام کنیم.

101
00:04:40,160 --> 00:04:41,946
‫کیلب.

102
00:04:43,106 --> 00:04:44,138
‫یه فنجون چای هم می‌خوای؟

103
00:04:44,139 --> 00:04:46,532
‫نه جدی می‌گم،
‫این مسئله خیلی مهمیه.

104
00:04:46,533 --> 00:04:48,292
‫ببخشید عزیزم،
‫یه لحظه دیگه می‌ام پیشت.

105
00:04:48,345 --> 00:04:48,799
‫خب...

106
00:04:48,800 --> 00:04:50,080
‫باید خودمون انجامش بدیم.

107
00:04:50,081 --> 00:04:51,332
‫باید شروع کنم و
‫خودم انجامش بدم.

108
00:04:51,333 --> 00:04:54,759
‫خب من یه کمی
‫نگران این موضوعم، اما...

109
00:04:54,760 --> 00:04:56,679
‫تو همیشه نگرانی، چارلی.

110
00:04:56,680 --> 00:04:59,413
‫ولی این بار،
‫واقعا فکر می‌کنم که...

111
00:04:59,414 --> 00:05:02,107
‫خودمون می‌تونیم انجامش بدیم.

112
00:05:03,379 --> 00:05:07,606
‫<i>
‫بعد از این‌که لیزا بهم کمک
‫کرد تا کیسه‌ها رو بار بزنم...

113
00:05:09,432 --> 00:05:10,892
‫ای تو روحش!

114
00:05:11,760 --> 00:05:14,412
‫<i>
‫...اون‌ها رو به باغچه‌یِ
‫کمپوست‌ جدیدمون بردیم،</i><font color="#ff8c10">
‫(پسماندهای آلی تجزیه شده که
‫به عنوان کود استفاده می‌شود)

115
00:05:14,413 --> 00:05:17,012
‫<i>
‫چون اگه بذاریم‌شون روی اون،

116
00:05:17,013 --> 00:05:21,031
‫<i>
‫احتمالش بود که قارچ‌ها
‫به رشد خودشون ادامه بدن.

117
00:05:21,032 --> 00:05:23,938
‫می‌خوای من بیارم‌شون
‫بیرون و تو ببری‌شون؟

118
00:05:24,392 --> 00:05:26,272
‫- این‌طوری خوبه؟
‫- نه، جداگونه انجامش می‌دیم.

119
00:05:26,280 --> 00:05:27,532
‫حله.

120
00:05:27,693 --> 00:05:28,925
‫واقعا؟

121
00:05:31,080 --> 00:05:32,160
‫خدایا!

122
00:05:33,066 --> 00:05:35,239
‫فکر کنم هر بار
‫چند تا ببرم بهتره.

123
00:05:35,320 --> 00:05:38,099
‫وگرنه تا شب همین‌ جاییم.

124
00:05:40,052 --> 00:05:41,480
‫کلِ روز...

125
00:05:41,685 --> 00:05:43,092
‫کلِ شب.

126
00:05:54,703 --> 00:05:58,723
‫باید فرو ببریم‌شون داخل خاک
‫یا همین‌طوری بذاریم باشه؟

127
00:06:14,426 --> 00:06:16,199
‫یه ایمیل برام اومد.

128
00:06:17,620 --> 00:06:20,072
‫با دستکش کار نمی‌کنه، صبر کن.

129
00:06:20,227 --> 00:06:21,786
‫درش می‌ارم.

130
00:06:22,093 --> 00:06:24,418
‫از سمت افراد آزمایش‌کننده قارچه.

131
00:06:24,419 --> 00:06:25,720
‫عه؟!

132
00:06:26,160 --> 00:06:27,160
‫خب؟

133
00:06:27,599 --> 00:06:29,119
‫وای خدا.

134
00:06:29,920 --> 00:06:32,399
‫<i><font color="#ffd306">
‫«قبل از این‌که قارچ‌های
‫خشک شده فروخته شوند...»

135
00:06:32,400 --> 00:06:34,406
‫همون قارچ یال شیر تو رو می‌گه،

136
00:06:34,493 --> 00:06:38,406
‫<i><font color="#ffd306">
‫«آزمایش فعالیت باکتریایی و آب...

137
00:06:38,407 --> 00:06:42,199
‫<i><font color="#ffd306">
‫باید از طریق سازمان علومِ
‫معتبر UKAS UK انجام بشه،</i></font><font color="#ff8c10">
‫(سازمان اعتباردهی بریتانیا، برای
‫تایید و صدور گواهی، آزمایش‌ها و...)

138
00:06:42,200 --> 00:06:44,793
‫<i><font color="#ffd306">
‫تا مشخص بشه که آب و باکتری‌ها...»

139
00:06:46,840 --> 00:06:49,252
‫<i>
‫با دونستن طرز فکر لیزا
‫در قبال کاغذبازی‌ها،

140
00:06:49,253 --> 00:06:52,372
‫<i>
‫گذاشتم به خالی
‫کردن قارچ‌ها ادامه بده،

141
00:06:52,373 --> 00:06:57,399
‫<i>
‫و خودم اقدام به پُر
‫کردن فرم‌های لازم کردم.

142
00:06:58,259 --> 00:07:00,792
‫<i><font color="#ffd306">
‫«تاریخ انقضای مورد انتظارِ
‫پیشنهادی از جمله تاریخ تولید؟»

143
00:07:00,793 --> 00:07:02,313
‫یک ماه.

144
00:07:02,553 --> 00:07:05,819
‫<i><font color="#ffd306">
‫ «CCP این محصول چیه؟»

145
00:07:08,987 --> 00:07:10,468
‫CCP؟

146
00:07:10,526 --> 00:07:14,812
‫<i><font color="#ffd306">
‫ «CCP چیست؟»</font></i>
‫اینجا نوشته «حزب کمونیست چین.»
‫ (Chinese Communist Party)

147
00:07:14,859 --> 00:07:15,939
‫چی؟

148
00:07:16,626 --> 00:07:22,012
‫<i><font color="#ffd306">
‫«معیار کنترل‌کننده‌ی
‫کلوستریدیوم بوتولینوم چیست؟»

149
00:07:22,259 --> 00:07:23,918
‫نمی‌دونم!

150
00:07:23,919 --> 00:07:26,498
‫<font color="#ff8c10">
‫(باکتریِ تولیدکننده‌ی سمِ کشنده‌ی بوتولینوم،
‫در بوتاکس، اکثر خاک‌ها و سطوح موادغذایی)

151
00:07:26,586 --> 00:07:29,760
‫<i>
‫با تکمیل فرم‌ها به بهترین
‫شکلی که می‌تونستم،

152
00:07:29,761 --> 00:07:32,421
‫<i>
‫و بسته‌بندی یک نمونه...

153
00:07:35,541 --> 00:07:36,960
‫اینم از این.

154
00:07:37,759 --> 00:07:41,614
‫<i>
‫...همه چیز رو فرستادم برای پلیسِ قارچ.

155
00:07:41,699 --> 00:07:42,985
‫عالیه!

156
00:07:44,260 --> 00:07:49,119
‫<i>
‫سپس، بعد از این‌که من و لیزا
‫پناهگاه قارچ‌ها رو ضدعفونی کردیم،

157
00:07:49,179 --> 00:07:51,952
‫<i>
‫و اون رو با کیسه‌های جدید پر کردیم...

158
00:07:51,973 --> 00:07:53,392
‫و قراره همین کارو ادامه بدیم؟

159
00:07:53,393 --> 00:07:55,345
‫معلومه که آره!

160
00:07:57,486 --> 00:08:01,399
‫<i>
‫...منتظر روزی موندیم
‫تا مغازه بسته باشه،

161
00:08:01,479 --> 00:08:05,899
‫<i>
‫انتقام جویانِ Diddly Squat
‫رو جمع کردیم،

162
00:08:06,253 --> 00:08:11,599
‫<i>
‫و شروع به ساخت پارکینگِ
‫ارزون قیمت‌مون کردیم.

163
00:08:11,806 --> 00:08:14,299
‫خب، همه جمع بشید.

164
00:08:14,366 --> 00:08:17,099
‫- دیدی که از قبل علف‌هاش رو زدیم؟
‫- آره، دیدم.

165
00:08:17,100 --> 00:08:19,180
‫اندازه‌گیری خاصی برای
‫فضای یه ماشین وجود داره؟

166
00:08:19,181 --> 00:08:22,719
‫آره، هست.
‫باید 2.4 در 4.8 باشه.

167
00:08:22,720 --> 00:08:24,720
‫- 4.8 متر؟
‫- طولش.

168
00:08:24,721 --> 00:08:26,887
‫پس 74 تا جا پارک داری، آره؟

169
00:08:26,888 --> 00:08:28,760
‫محل افراد معلول سایز متفاوتی داره.

170
00:08:28,761 --> 00:08:31,240
‫6 در 3 متر هستن.

171
00:08:31,241 --> 00:08:33,719
‫و اگه افراد معلول بیشتری بیان،
‫می‌تونن برن اینجا.

172
00:08:33,719 --> 00:08:35,818
‫- این آسفالته دیگه.
‫- آره، باشه.

173
00:08:35,819 --> 00:08:38,811
‫- پس برای ولیچرهاشون خوبه.
‫- یه ورودی دیگه هم داریم.

174
00:08:38,813 --> 00:08:40,932
‫یه ورودی دیگه و
‫یه قفسه دوچرخه دارید.

175
00:08:40,932 --> 00:08:42,405
‫پارکینگ دوچرخه؟<font color="#ff8c10">
‫(جرمی از دوچرخه‌سوارها متنفره)

176
00:08:42,406 --> 00:08:44,106
‫خب برای موتورها هم هست.

177
00:08:44,107 --> 00:08:47,405
‫چرا یه تابلو نزنیم که:
‫«ورود دوچرخه‌سوارها ممنوع»؟

178
00:08:47,406 --> 00:08:50,139
‫- من که موافقم، ایده خوبیه.
‫- منم موافقم.

179
00:08:50,140 --> 00:08:53,211
‫یه سوال فقط،
‫چقدر طول می‌کشه؟

180
00:08:53,212 --> 00:08:55,952
‫چون الان توی ماه جولای هستیم.
‫فقط از نظر زمان‌بندی من...

181
00:08:55,953 --> 00:08:57,665
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- یک ماه.

182
00:08:57,666 --> 00:08:59,161
‫یه ماه که نمی‌شه!

183
00:08:59,162 --> 00:09:01,814
‫20 روز، ساختش 20 روز
‫می‌شه دیگه، نه؟

184
00:09:01,867 --> 00:09:04,311
‫5 روز در هفته و شنبه‌ها
‫هم که نمی‌ایم چون مغازه بازه.

185
00:09:04,312 --> 00:09:06,918
‫یک‌شنبه‌ها هم که باید برم کلیسا!

186
00:09:08,039 --> 00:09:10,278
‫باید توی دو روز بسازیمش.

187
00:09:10,279 --> 00:09:11,432
‫- نه، نمی‌شه.
‫- می‌شه.

188
00:09:11,433 --> 00:09:13,519
‫نه! بسه دیگه.

189
00:09:13,986 --> 00:09:15,759
‫- نمی‌تونم بفهمم که چی...
‫- نه! بسه دیگه.

190
00:09:15,760 --> 00:09:17,065
‫رئیس، آروم بگیر!

191
00:09:17,066 --> 00:09:19,733
‫چه مرگشه این؟ 2 روز آخه!

192
00:09:22,633 --> 00:09:24,719
‫<i>
‫برای رسیدن به مهلتِ دو روزه‌ی من،

193
00:09:24,720 --> 00:09:28,305
‫<i>
‫اول از همه باید تمامِ
‫خاک رویی رو برمی‌داشتیم.

194
00:09:28,306 --> 00:09:31,325
‫<i>
‫پس کیلب با بیلش دست به کار شد.

195
00:09:31,379 --> 00:09:33,005
‫یه کم برو عقب، برو.

196
00:09:33,006 --> 00:09:37,720
‫<i>
‫من خودم رو مسئولِ
‫کامیون تخلیه خاک کردم.

197
00:09:38,020 --> 00:09:38,880
‫خب حالا وایسا.

198
00:09:38,881 --> 00:09:40,966
‫اهرم راست رو ول کن
‫و از چپی استفاده کن.

199
00:09:40,967 --> 00:09:45,746
‫<i>
‫و لیزا یه دوره فشرده در مورد
‫نحوه‌ی کار با بیل 14 تنی گذروند.

200
00:09:45,854 --> 00:09:48,826
‫ببرش بالا، اون دنده‌عقبته.
‫حالا بیار پایین.

201
00:09:50,932 --> 00:09:52,519
‫واقعا زدی تو خال.

202
00:09:52,520 --> 00:09:54,299
‫آره، ممنون آلن.

203
00:09:55,853 --> 00:10:00,612
‫<i>
‫قطعا اون آلن رو به عنوانِ
‫مربی نسبت به من ترجیح می‌داد.

204
00:10:01,000 --> 00:10:02,993
‫بهتره بیلت رو جابه‌جا کنی.

205
00:10:03,433 --> 00:10:04,573
‫لیزا؟

206
00:10:04,860 --> 00:10:06,072
‫- لیزا؟
‫- بله؟

207
00:10:06,073 --> 00:10:09,599
‫اگه کلِ بیلت رو 3 فوت
‫بیاری جلوتر، کمک می‌کنه.

208
00:10:09,793 --> 00:10:11,505
‫- لیزا؟
‫- بله!

209
00:10:12,533 --> 00:10:15,036
‫نه، خیلی چیزی بار نزدی.

210
00:10:15,206 --> 00:10:18,839
‫می‌خوای کل بعد از ظهر رو
‫همون جا وایسی و غر بزنی؟

211
00:10:18,906 --> 00:10:21,893
‫تو و اون لباس ایمنیت
‫می‌تونین سیکتیر کنین.

212
00:10:24,986 --> 00:10:28,759
‫<i>
‫صبح روز دوم و نهایی رسید،

213
00:10:28,833 --> 00:10:32,951
‫<i>
‫تقریبا بیشتر خاک رویی
‫رو برداشته بودیم،

214
00:10:32,953 --> 00:10:36,639
‫<i>
‫و شروع به نصب
‫ورقه‌های پلاستیکی کردیم.

215
00:10:36,639 --> 00:10:39,465
‫<i>
‫بنابراین مطمئن بودم
‫که تا زمانی که...

216
00:10:39,466 --> 00:10:41,553
‫<i>
‫مغازه دوباره فردا صبح باز بشه،

217
00:10:41,554 --> 00:10:43,914
‫<i>
‫همه چیز رو انجام خواهیم داد.

218
00:10:45,840 --> 00:10:48,466
‫<i>
‫♪ I'm a digger driver ♪
‫♪ من راننده بیلم ♪

219
00:10:52,613 --> 00:10:53,733
‫آلن؟

220
00:10:53,873 --> 00:10:56,539
‫- کِی به سنگ‌ها نیاز داری؟
‫- همین الان.

221
00:10:56,540 --> 00:10:58,380
‫- الان؟
‫- هر چه زودتر.

222
00:10:58,381 --> 00:11:00,206
‫چون اگه بارون بیاد...

223
00:11:01,880 --> 00:11:03,812
‫<i>
‫با گذاشتن لیزا روی کامیون کمپرسی،

224
00:11:03,813 --> 00:11:08,533
‫<i>
‫من و کیلب با عجله
‫به معدن Diddly Squat رفتیم.

225
00:11:10,159 --> 00:11:11,880
‫فقط برای یادآوری به همه،

226
00:11:11,881 --> 00:11:14,845
‫سنگی که الان کیلب داره بار می‌زنه،

227
00:11:14,846 --> 00:11:18,246
‫سنگیه که برای ساختن
‫جاده خاکی مزرعه حفر کردیم،

228
00:11:18,326 --> 00:11:21,325
‫که شورا گفت
‫نمی‌تونیم داشته باشیم.

229
00:11:21,412 --> 00:11:23,625
‫نکته مثبتش اینه که
‫کلی سنگ اضافه آوردیم،

230
00:11:23,626 --> 00:11:25,192
‫که می‌تونیم برای ساخت
‫پارکینگ استفاده کنیم،

231
00:11:25,193 --> 00:11:27,592
‫که اینو هم گفتن
‫نمی‌تونیم داشته باشیم.

232
00:11:28,746 --> 00:11:31,299
‫امروز زمان خوبی می‌شه، کیلب.

233
00:11:31,760 --> 00:11:33,492
‫<i>
‫تقریبا پر شد؟

234
00:11:33,560 --> 00:11:35,880
‫آره، تخمیِ بی‌حوصله.

235
00:11:38,373 --> 00:11:40,919
‫<i>
‫هی کیلب، یه ایده دارم.

236
00:11:41,086 --> 00:11:41,979
‫چیه؟

237
00:11:42,093 --> 00:11:44,419
‫<i>
‫یکیو لازم داریم که
‫تراکتور تو رو برونه.

238
00:11:44,626 --> 00:11:48,233
‫<i>
‫من توی بیل بمونم
‫و بار بزنم که آسون‌تره.

239
00:11:48,440 --> 00:11:50,960
‫حدس بزن کی
‫همین الان از راه رسید؟

240
00:11:53,080 --> 00:11:55,793
‫<i>
‫خب، لیزا و آلن، دارم می‌ام.

241
00:11:56,279 --> 00:11:57,853
‫<i>
‫آره، وارد شو رفیق.

242
00:11:57,854 --> 00:11:59,607
‫<i>
‫بیا، بیا.

243
00:12:00,140 --> 00:12:01,927
‫<i>
‫خوبه، عالیه.

244
00:12:01,947 --> 00:12:04,939
‫<i>
‫تخته گاز برو و
‫یکی دیگه برام بیار.

245
00:12:04,999 --> 00:12:08,293
‫<i>
‫یه سورپرایز خوب در مورد این‌که
‫کی تراکتور بعدی رو می‌رونه، داریم.

246
00:12:17,373 --> 00:12:19,312
‫هی جرالد!

247
00:12:21,518 --> 00:12:24,000
‫ارتش کامل Diddly Squat امروز بیرونه.

248
00:12:24,001 --> 00:12:25,359
‫خوشم می‌اد.

249
00:12:32,286 --> 00:12:34,279
‫<i>
‫جرالد، این بهترین
‫دنده‌عقبی بود که...

250
00:12:34,280 --> 00:12:36,986
‫تابه‌حال توی این
‫مزرعه دیدم، رفیق.

251
00:12:39,840 --> 00:12:40,360
‫<i>
‫آره.

252
00:12:40,361 --> 00:12:47,039
‫<i>
‫[مکالمه بین خلبان U-2 آمریکایی و برج
‫پدافند اتحاد جماهیر شوروی در سال 1960]

253
00:12:47,297 --> 00:12:50,857
‫<i>
‫[آخرین مکالمه رادیویی دی‌.بی. کوپر
‫در عصرِ چهارشنبه 24 نوامبر 1971]

254
00:12:57,137 --> 00:12:58,719
‫<i>
‫سلام، شنیدی؟

255
00:12:58,720 --> 00:13:00,806
‫<i>
‫آره، دریافت شد جرالد.
‫چه خبر؟

256
00:13:00,973 --> 00:13:04,133
‫نه، فقط دارن می‌پرسن
‫که چقدر طول می‌کشه...

257
00:13:04,134 --> 00:13:05,919
‫این همه خاک رو جابه‌جا کنم.

258
00:13:05,920 --> 00:13:11,260
‫<i>
‫[بازگویی سخنان بین هیتلر و معشوقه‌اش، پشت
‫درب بسته‌ی پناهگاهش در عصرِ 30 آپریل 1945]

259
00:13:12,100 --> 00:13:14,359
‫<i>
‫کل هفته همین‌جوره،
‫ولی همه چیز درست می‌شه.

260
00:13:14,360 --> 00:13:18,580
‫<i>
‫وقتی کارو شروع کنیم، درست می‌شه.
‫سورپرایز می‌شی که چه چیزهایی در جریانه.

261
00:13:18,639 --> 00:13:23,259
‫معلوم شد که آلن می‌تونه
‫مثل بلبل به زبان جرالد حرف بزنه.

262
00:13:23,285 --> 00:13:26,278
‫دو تاشون می‌تونن
‫خیلی خوب با هم حرف بزنن.

263
00:13:26,279 --> 00:13:27,971
‫[نامفهوم]

264
00:13:28,040 --> 00:13:29,489
‫و رفیق‌های خیلی خوبی هم هستن.

265
00:13:29,490 --> 00:13:32,190
‫آلن، وقتی که جرالد مریض بود،

266
00:13:32,191 --> 00:13:35,011
‫رفیق خیلی خوبی بوده براش.

267
00:13:35,953 --> 00:13:39,000
‫سالیانِ ساله که
‫همدیگه رو می‌شناسن.

268
00:13:41,473 --> 00:13:42,560
‫<i>
‫توی پارکینگ،

269
00:13:42,561 --> 00:13:47,419
‫<i>
‫لیزا، هم‌اکنون از دستگاهی استفاده
‫می‌کرد که خیلی دوستش داشت.

270
00:13:47,420 --> 00:13:48,966
‫<font color="#ff8c10">
‫(همچیون ویبراتور جنسی)

271
00:13:49,120 --> 00:13:50,465
‫اوووف آره!

272
00:13:50,466 --> 00:13:52,186
‫آره، معرکه‌ست!

273
00:13:52,553 --> 00:13:53,553
‫اووف!

274
00:13:55,866 --> 00:13:57,446
‫آروم‌تر برو!

275
00:13:57,693 --> 00:13:59,933
‫آروم‌تر؟ ببخشید، باشه.

276
00:13:59,992 --> 00:14:01,891
‫نمی‌خوام آروم برم.

277
00:14:08,867 --> 00:14:09,640
‫<i>
‫با این حال،

278
00:14:09,641 --> 00:14:13,707
‫<i>
‫به همون اندازه که لیزا روی
‫صندلی کابینش از زندگی لذت می‌برد،

279
00:14:13,759 --> 00:14:17,032
‫<i>
‫باید بگم که، اما من نه.

280
00:14:20,240 --> 00:14:22,200
‫<i>
‫و فقط من نبودم.

281
00:14:22,600 --> 00:14:24,400
‫اوه لعنتی!

282
00:14:24,513 --> 00:14:27,079
‫مطمئن نیستم که جرالد چقدر
‫دیگه می‌تونه این کارو انجام بده.

283
00:14:27,080 --> 00:14:29,826
‫خیلی چاله چوله داره
‫و خسته‌کننده‌ست.

284
00:14:30,486 --> 00:14:32,218
‫حالت خوبه؟
‫چون به‌خاطر چاله چوله‌ها...

285
00:14:32,219 --> 00:14:34,458
‫نه، امروز دیگه بیشتر از
‫این نمی‌تونم ادامه بدم.

286
00:14:34,460 --> 00:14:36,626
‫- تیکه آخرش این‌طوری بود.
‫- آره.

287
00:14:36,700 --> 00:14:38,467
‫انجامش می‌دیم.
‫نمی‌دونم چطور...

288
00:14:38,468 --> 00:14:39,807
‫ولی انجامش می‌دیم.

289
00:14:44,553 --> 00:14:48,279
‫<i>
‫با رفتن جرالد، بهترین
‫تلاش خودمون رو کردیم.

290
00:14:48,393 --> 00:14:52,639
‫<i>
‫ولی حالا فقط یک تریلر داشتیم
‫که اگه راستشو بخواین...

291
00:14:52,833 --> 00:14:55,379
‫<i>
‫یه کمی زیادی کوچیک بود.

292
00:14:57,639 --> 00:15:02,726
‫<i>
‫پس خیلی زود فهمیدم که
‫قراره مهلتم رو از دست بدیم.

293
00:15:04,167 --> 00:15:08,120
‫کیلب، در واقع قرار نیست
‫امروز کارو تموم کنیم، مگه نه؟

294
00:15:09,792 --> 00:15:12,425
‫<i>
‫نه، همه‌ش رو نمی‌تونی، نه.

295
00:15:13,240 --> 00:15:14,440
‫کیر توش!

296
00:15:15,960 --> 00:15:20,133
‫خب، نمی‌تونیم سنگ‌ها رو
‫وقتی که مغازه بازه، منتقل کنیم،

297
00:15:20,240 --> 00:15:24,393
‫چون... نمی‌دونم،
‫6 تا بچه رو در روز زیر می‌گیریم.

298
00:15:25,985 --> 00:15:28,403
‫و این قطعا تو اخبار پخش می‌شه،
‫می‌دونم که می‌شه.

299
00:15:28,404 --> 00:15:30,798
‫<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به زیرگرفته شدن 6 بچه و والدین
‫ توسط یک خودروی تسلا در West Sussex)

300
00:15:30,799 --> 00:15:32,738
‫<i>
‫با فرا رسیدن شب،</i><font color="#ff8c10">
‫(جرمی از ماشین‌ برقی،
‫ به‌خصوص Tesla متنفره)

301
00:15:32,739 --> 00:15:35,532
‫<i>
‫پهپادمون نشون داد که
‫ما شجاعانه کار کردیم،

302
00:15:35,533 --> 00:15:39,099
‫<i>
‫اما ممکنه حق با آلن بوده باشه.

303
00:15:40,527 --> 00:15:43,410
‫هفته دیگه همین‌جا هستیم دیگه، نه؟

304
00:15:43,539 --> 00:15:44,430
‫ها!

305
00:15:54,399 --> 00:15:58,552
‫<i>
‫از اونجایی که فروشگاه
‫تا 5 روز دیگه بسته نمی‌شه،

306
00:15:58,553 --> 00:16:02,745
‫<i>
‫از این زمان استفاده کردم تا
‫به یه سری مسائل مهم‌تر رسیدگی کنم.

307
00:16:02,746 --> 00:16:05,206
‫<i>
‫کار اول: خوک‌ها.

308
00:16:06,187 --> 00:16:10,713
‫<i>
‫ساوها قرار بود که تا
‫چند هفته دیگه زایمان کنن.

309
00:16:11,079 --> 00:16:14,065
‫<i>
‫و نگران از مرگ بچه‌خوک‌های قبلی...

310
00:16:14,066 --> 00:16:17,325
‫<i>
‫که به دلیل له شدن مرده بودند...

311
00:16:17,493 --> 00:16:19,186
‫کسی نشسته روت؟

312
00:16:19,372 --> 00:16:22,393
‫وای همین الان
‫نشست رو یکی دیگه!

313
00:16:23,400 --> 00:16:28,006
‫<i>
‫...با کسایی که خونه خوک‌ها رو
‫طراحی کرده بودن، جلسه‌ای گرفتم.

314
00:16:28,173 --> 00:16:31,926
‫خب ما 14 تا خوک از دست دادیم،

315
00:16:32,000 --> 00:16:33,846
‫از 34 تا.

316
00:16:34,013 --> 00:16:36,406
‫خب، مرگ و میر بالا.

317
00:16:36,566 --> 00:16:38,326
‫و یه فکری داشتم...

318
00:16:38,399 --> 00:16:42,559
‫بچه‌خوک‌ها تمایل دارن که
‫به این شکل در کناره‌ها دراز بکشن.

319
00:16:42,659 --> 00:16:43,904
‫ولی وقتی خوکِ «گنده‌بک»...
‫(همون قهرمان)

320
00:16:43,905 --> 00:16:46,498
‫که به یه دلیلی
‫بهش می‌گیم گنده‌بک،

321
00:16:46,499 --> 00:16:48,799
‫...به این شکل دراز می‌کشه.

322
00:16:48,800 --> 00:16:49,779
‫این پشتشه.

323
00:16:49,780 --> 00:16:52,038
‫- آره.
‫- گرفتین منظورم رو؟

324
00:16:52,246 --> 00:16:55,112
‫و زیرش له می‌شن.

325
00:16:55,339 --> 00:16:58,705
‫باید اون رو از دیوار آلونک دور کنید،

326
00:16:58,780 --> 00:17:00,126
‫- دورش کنید...
‫- دقیقا.

327
00:17:00,127 --> 00:17:02,233
‫پس من یه فکری به ذهنم رسید.

328
00:17:02,312 --> 00:17:05,471
‫چی می‌شد اگه
‫یه بخش این شکلی داشت،

329
00:17:05,473 --> 00:17:07,340
‫تا بچه‌خوک‌ها بتونن اینجا دراز بکشن،

330
00:17:07,341 --> 00:17:09,286
‫و مامان‌شون اونجا دراز بکشه.

331
00:17:09,287 --> 00:17:10,994
‫اگه به دیواره کناری فشار بیاره...

332
00:17:10,995 --> 00:17:12,299
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫اگه به دیواره کناری فشار بیاره...

333
00:17:12,380 --> 00:17:15,552
‫دیگه بچه‌خوک‌ها له نمی‌شن.

334
00:17:15,553 --> 00:17:16,079
‫خوبه.

335
00:17:16,080 --> 00:17:17,711
‫به نظرتون شدنیه؟

336
00:17:17,712 --> 00:17:19,353
‫خب کاری که می‌شه کرد...

337
00:17:19,354 --> 00:17:21,625
‫اگه این دیواره کناری آلونک باشه،

338
00:17:21,626 --> 00:17:24,219
‫می‌شه یه حلقه به
‫این شکل نصب کرد.

339
00:17:24,806 --> 00:17:27,313
‫و پایه‌هاش به این
‫شکل می‌اد روی زمین.

340
00:17:27,600 --> 00:17:28,733
‫مثل یه نرده.

341
00:17:28,800 --> 00:17:30,866
‫- یا همچین چیزی.
‫- عملا یه حلقه‌ست.

342
00:17:30,867 --> 00:17:33,746
‫و روی آلونکی که الان
‫داری هم قابل نصبه.

343
00:17:33,879 --> 00:17:35,739
‫عالی می‌شه.

344
00:17:36,513 --> 00:17:38,372
‫<i>
‫با اعزام مرد‌های خوکی،

345
00:17:38,373 --> 00:17:43,805
‫<i>
‫سپس تمرکزم رو معطوف به طرح
‫بعدیِ کشاورزیِ غیر زراعیم کردم:

346
00:17:44,359 --> 00:17:46,505
‫<i>
‫«بامبی»</i><font color="#ff8c10">
‫ (Bambi نام گوزنی در انیمیشنی
‫به همین نام، تولید والت دیزنی)

347
00:17:46,526 --> 00:17:50,893
‫<i>
‫در سال‌های اخیر،
‫Diddly Squat مملو از گوزن شده.

348
00:17:50,947 --> 00:17:54,519
‫<i>
‫و از اونجایی که آسیب زیادی
‫به درخت‌های جوون می‌زنن،

349
00:17:54,520 --> 00:17:57,392
‫<i>
‫ما، همراه با دیگر
‫زمین‌دارها و کشاورز‌ها،

350
00:17:57,393 --> 00:17:59,320
‫<i>
‫از سوی دولت خواسته شده بودیم،

351
00:17:59,321 --> 00:18:01,966
‫<i>
‫تا تعداد اون‌ها رو کاهش بدیم.

352
00:18:03,519 --> 00:18:06,532
‫<i>
‫بنابراین با «هیو»،
‫یک شکارچی محلی، تماس گرفتم،

353
00:18:06,533 --> 00:18:11,306
‫<i>
‫که اتفاقا رئیسِ
‫«انجمن گوزن‌ها» نیز هست.

354
00:18:12,780 --> 00:18:16,074
‫مدیریت تعداد گوزن‌ها توی
‫این کشور بر عهده ماست.

355
00:18:16,075 --> 00:18:20,912
‫و بخشی از نقش ما آموزش
‫افراد برای مدیریت صحیح گوزن‌ها...

356
00:18:20,913 --> 00:18:23,100
‫با بالاترین استانداردهای رفاهی است.

357
00:18:23,101 --> 00:18:27,052
‫و واقعیت اینه که الان
‫جمعیت گوزن‌ها خیلی زیاد شده.

358
00:18:27,053 --> 00:18:28,278
‫آره، همین‌طوره.

359
00:18:28,279 --> 00:18:31,459
‫که همین‌طوره و مردم دارن
‫درخت‌هایی مثل این می‌کارن،

360
00:18:31,460 --> 00:18:31,952
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫که همین‌طوره و مردم دارن
‫درخت‌هایی مثل این می‌کارن،

361
00:18:31,952 --> 00:18:33,765
‫و بعد گوزن‌ها می‌خورنش.

362
00:18:33,833 --> 00:18:35,480
‫خب به نظر من...

363
00:18:35,481 --> 00:18:37,993
‫داستانی که باید گفته بشه...

364
00:18:38,033 --> 00:18:42,233
‫اینه که، اگه می‌خواید
‫به یه گوزن شلیک کنید،

365
00:18:42,460 --> 00:18:45,353
‫به دلایل کاملا درستیه،

366
00:18:45,580 --> 00:18:47,933
‫همراه با این واقعیته که...

367
00:18:47,934 --> 00:18:49,279
‫شما فقط در صورتی
‫این کارو می‌کنی...

368
00:18:49,286 --> 00:18:52,166
‫که کاملا مطمئن باشید که...

369
00:18:52,167 --> 00:18:55,099
‫می‌تونید این کارو
‫تا حد امکان انسانی انجام بدید.

370
00:18:55,473 --> 00:18:59,501
‫<font color="#ffe017">
‫«چدلینگتون»

371
00:18:59,501 --> 00:19:00,573
‫<i>
‫توی مزرعه،

372
00:19:00,574 --> 00:19:04,500
‫<i>
‫هیو نشونم داد که چطور یه
‫اسلحه شکاری رو سر هم کنم.

373
00:19:05,053 --> 00:19:08,553
‫این قراره مردونه‌ترین چیزی باشه که
‫تابه‌حال توی تلویزیون نشون داده شده.

374
00:19:18,593 --> 00:19:20,519
‫<i>
‫با سر هم شدن اسلحه،

375
00:19:20,520 --> 00:19:23,920
‫<i>
‫رفتیم برای تمرین تیراندازی.

376
00:19:24,279 --> 00:19:26,585
‫سیبل‌ها چقدر فاصله دارن؟

377
00:19:27,459 --> 00:19:30,632
‫احتمالا حدود 100 یارد.<font color="#ff8c10">
‫(حدود 91 متر)

378
00:19:30,726 --> 00:19:32,271
‫- نه بیشتره.
‫- 90 یارد؟

379
00:19:32,272 --> 00:19:34,818
‫نه، بیشتره، برای فیلم‌مون هم
‫که شده بگو: «بیشتر از این‌هاست.»

380
00:19:34,819 --> 00:19:37,252
‫- شرمنده.
‫- فاصله‌شون 300 یارده؟

381
00:19:37,253 --> 00:19:39,171
‫دست کم همینه.
‫به همراه بادمخالف خیلی قوی.

382
00:19:39,172 --> 00:19:41,391
‫آره، 300 یارد با بادمخالفِ قوی.

383
00:19:41,392 --> 00:19:42,432
‫باید خیلی خوب
‫باشی تا بتونی بزنیش.

384
00:19:42,433 --> 00:19:45,806
‫به سختی می‌تونم انگشتمو
‫توی این تندباد بالا نگه دارم.

385
00:19:47,026 --> 00:19:49,298
‫<i>
‫درحالی که برای
‫تمرینم آماده می‌شدیم،

386
00:19:49,299 --> 00:19:54,485
‫<i>
‫هیو بیشتر در مورد نیاز به
‫مدیریت خوب گوزن‌ها توضیح داد.

387
00:19:54,713 --> 00:19:57,151
‫جایی که جمعیتِ بیش
‫از حد گوزن وجود داره،

388
00:19:57,153 --> 00:20:02,519
‫وزن بدن گوزن‌ها خیلی کمتر
‫از میانگینیه که باید باشن.

389
00:20:02,593 --> 00:20:04,480
‫و زمانی که به درستی مدیریت بشن،

390
00:20:04,481 --> 00:20:06,645
‫- ...وزن بدن‌شون بیشتر می‌شه.
‫- یعنی داری می‌گی که لاغرن؟

391
00:20:06,646 --> 00:20:09,758
‫آره، وزن‌شون کمتر از
‫اون چیزیه که باید باشن.

392
00:20:09,760 --> 00:20:12,867
‫خب وقتی جمعیت بسیار
‫متراکمی داشته باشی،

393
00:20:12,868 --> 00:20:15,719
‫مشکل غذا و رفاه ایجاد می‌شه.

394
00:20:15,886 --> 00:20:19,438
‫و دنیای عجیبیه، این که الان
‫توش زندگی می‌کنیم، چون که...

395
00:20:19,439 --> 00:20:21,052
‫ازدیاد جمعیت گوزن‌ها رو داریم.

396
00:20:21,053 --> 00:20:22,059
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫ازدیاد جمعیت گوزن‌ها رو داریم.

397
00:20:22,206 --> 00:20:24,399
‫تنها روش واقع‌بینانه...

398
00:20:24,593 --> 00:20:27,653
‫برای کاهش تعداد گوزن‌ها با تفنگه.

399
00:20:27,732 --> 00:20:29,425
‫و اگه می‌خوای یه گوزن رو بکشی،

400
00:20:29,426 --> 00:20:30,792
‫مجبوری بخوریش.

401
00:20:30,793 --> 00:20:33,778
‫- یعنی احمقانه‌ست اگه نخوریش.
‫- قطعا، آره.

402
00:20:33,939 --> 00:20:35,753
‫یا همون‌طور که مدت‌ها
‫هست پیشنهاد کردی،

403
00:20:35,761 --> 00:20:37,919
‫اونو به مدارس و
‫بیمارستان‌ها اهدا کنیم.

404
00:20:38,107 --> 00:20:39,652
‫و هنوز...

405
00:20:40,480 --> 00:20:42,999
‫اگه بخوام یه گوزن رو
‫توی تلویزیون بکشم،

406
00:20:43,167 --> 00:20:45,386
‫همه‌شون دیوونه
‫می‌شن، حتی اگر...<font color="#ff8c10">
‫(گروه‌های محیط زیست)

407
00:20:45,387 --> 00:20:47,759
‫به دلایل خوب زیادی باشه.

408
00:20:47,760 --> 00:20:49,527
‫دلیلی برای انجام ندادنش نیست.

409
00:20:49,528 --> 00:20:50,393
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫دلیلی برای انجام ندادنش نیست.

410
00:20:50,467 --> 00:20:52,579
‫سختیش اینه که باید
‫مردم رو آموزش بدیم...

411
00:20:52,580 --> 00:20:55,620
‫که چرا همه‌ی
‫این‌ها باید اتفاق بیوفته.

412
00:20:55,621 --> 00:20:57,281
‫برای خود گوزن‌ها خوبه.

413
00:20:57,367 --> 00:20:58,918
‫برای درخت‌ها خوبه.

414
00:20:58,919 --> 00:21:00,745
‫- آره.
‫- و غذای رایگانه.

415
00:21:00,746 --> 00:21:02,040
‫قطعا، آره.

416
00:21:02,586 --> 00:21:05,886
‫خب اگه راه موثرتری وجود داشت،

417
00:21:06,026 --> 00:21:08,479
‫برای مدیریت جمعیت گوزن‌هامون،

418
00:21:08,539 --> 00:21:09,870
‫ما انجامش می‌دادیم.

419
00:21:11,112 --> 00:21:13,879
‫<i>
‫سپس کارو شروع کردیم.

420
00:21:13,933 --> 00:21:16,132
‫خب، می‌زنیم داخلش.

421
00:21:17,666 --> 00:21:22,042
‫<i>
‫با من که به روی مربع‌های قرمز روی
‫سیبل‌های کاغذی، نشونه رفته‌ام.

422
00:21:22,043 --> 00:21:22,897
‫خب.

423
00:21:23,157 --> 00:21:24,723
‫می‌تونی شلیک کنی.

424
00:21:29,627 --> 00:21:30,695
‫یه نگاه بنداز.

425
00:21:30,747 --> 00:21:33,913
‫حدس می‌زنم هدفت
‫چپی بود نه وسطی.

426
00:21:34,953 --> 00:21:36,480
‫زدم تو خال!

427
00:21:37,580 --> 00:21:38,694
‫خب...

428
00:21:40,933 --> 00:21:42,786
‫برای اثبات این‌که شانس نبوده،

429
00:21:42,787 --> 00:21:44,806
‫- خب؟
‫- ...باید دوباره بزنی.

430
00:21:45,053 --> 00:21:46,593
‫<i>
‫و از قرار معلوم...

431
00:21:46,594 --> 00:21:47,746
‫<i>
‫زدم.

432
00:21:49,787 --> 00:21:51,143
‫این یکی حتی بهترم بود.

433
00:21:52,199 --> 00:21:52,816
‫کجا خورد؟

434
00:21:52,817 --> 00:21:55,810
‫این بار حتی نزدیک‌تر
‫به وسطش هم زدی.

435
00:21:57,560 --> 00:21:59,639
‫حالا به چی شلیک می‌کنم؟
‫به قلب گوزن؟

436
00:21:59,640 --> 00:22:02,319
‫آره، به اون دیسک نارنجی.

437
00:22:02,473 --> 00:22:05,432
‫اون جاییه که باید نشونه بگیری،

438
00:22:05,653 --> 00:22:07,646
‫وقتی که فردا بریم شکار.

439
00:22:08,924 --> 00:22:10,303
‫یا خدا!

440
00:22:10,439 --> 00:22:13,217
‫می‌خوای حالا به
‫«مونتجک» شلیک کنی؟<font color="#ff8c10">
‫(گوزن فریادکش که در جنوب
‫شرقی آسیا زندگی می‌کند)

441
00:22:17,020 --> 00:22:21,026
‫گفتنش برام دردناک،
‫ولی 5 تا از 5 تا رو زدی!

442
00:22:23,953 --> 00:22:27,819
‫- یه چیزی پیدا کردم که توش خوبم!
‫- خیلی خوب بود!

443
00:22:30,539 --> 00:22:32,759
‫<i>
‫سپیده‌دمِ صبح روز بعد،

444
00:22:32,760 --> 00:22:37,333
‫<i>
‫من و «رابرت دنیرو»،
‫در جستجوی گوزن، به راه افتادیم.</i><font color="#ff8c10">
‫ (اشاره به فیلم The Deer Hunter
‫با بازی رابرت دنیرو، سال 1978)

445
00:22:39,587 --> 00:22:42,297
‫چیزی که مشکل‌سازه، باده.

446
00:22:42,440 --> 00:22:43,917
‫باد نمی‌وزه که.

447
00:22:45,767 --> 00:22:47,412
‫- بفرما.
‫- شوخی می‌کنی.

448
00:22:47,452 --> 00:22:49,919
‫از یه مغازه خریدیش، مگه نه؟

449
00:22:49,920 --> 00:22:53,202
‫یارو بهت گفته: «این بهت
‫می‌گه باد کدوم طرفی می‌وزه.»

450
00:22:53,326 --> 00:22:54,566
‫خب کاری که می‌کنیم اینه،

451
00:22:54,567 --> 00:22:56,639
‫خیلی سریع این گوشه
‫رو یه نگاه می‌اندازیم،

452
00:22:56,640 --> 00:22:58,254
‫باز از لبه‌ش می‌ریم بیرون،

453
00:22:58,255 --> 00:23:00,355
‫از لبه‌ش خمیده می‌ریم
‫تا برسیم به اتاقک شکار.

454
00:23:00,356 --> 00:23:00,928
‫<font color="#ffd306">
‫- باشه.</font>
‫از لبه‌ش خمیده می‌ریم
‫تا برسیم به اتاقک شکار.

455
00:23:00,929 --> 00:23:03,809
‫اگه از توی جنگل‌ بریم ساکت‌تره.
‫[نامفهوم]

456
00:23:04,649 --> 00:23:07,152
‫<i>
‫درحالی که اطراف‌مون
‫رو بررسی می‌کردیم،

457
00:23:07,153 --> 00:23:11,119
‫<i>
‫ناگهان یه شانس خودشو نشون داد.

458
00:23:11,853 --> 00:23:13,419
‫نر هست.

459
00:23:15,133 --> 00:23:16,133
‫حالا...

460
00:23:26,240 --> 00:23:27,492
‫اگه می‌خوای شلیک کنی...

461
00:23:27,493 --> 00:23:30,279
‫نه، صاف داره بهم نگاه می‌کنه.

462
00:23:31,706 --> 00:23:33,812
‫- حالا می‌تونی بزنیش.
‫- آره.

463
00:23:35,760 --> 00:23:38,220
‫هدف خیلی آسونیه.

464
00:23:39,520 --> 00:23:40,846
‫شلیک کن.

465
00:23:43,866 --> 00:23:45,490
‫باشه، می‌زنم.

466
00:23:46,346 --> 00:23:48,803
‫الان موقعیتش خوبه.

467
00:23:49,479 --> 00:23:51,146
‫هر وقت آماده بودی.

468
00:23:51,660 --> 00:23:53,080
‫آره، دارمش.

469
00:23:53,999 --> 00:23:55,293
‫شلیک کن.

470
00:23:56,400 --> 00:23:58,860
‫رفت توی علف‌های بلند.

471
00:23:59,686 --> 00:24:01,499
‫اون دید‌مون.

472
00:24:01,832 --> 00:24:03,732
‫مُچ‌مون رو گرفت.

473
00:24:06,813 --> 00:24:10,359
‫<i>
‫آقای دنیر و دو دل‌ترین تیرانداز جهان...

474
00:24:10,359 --> 00:24:11,852
‫<i>
‫به پیش رفتند،

475
00:24:11,853 --> 00:24:16,133
‫<i>
‫تا این‌که به نقطه دید مناسبی رسیدیم.

476
00:24:18,593 --> 00:24:19,873
‫اگر اون بالا باشیم،

477
00:24:19,874 --> 00:24:22,213
‫خارج از دید و محدوده‌یِ
‫حس بویایی‌شون هستیم.

478
00:24:22,253 --> 00:24:23,666
‫واقعا؟

479
00:24:24,369 --> 00:24:27,837
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

480
00:24:39,259 --> 00:24:43,632
‫<i>
‫سپس، بعد از یک
‫انتظار کوتاهِ غیرمنتظره...

481
00:24:49,052 --> 00:24:50,503
‫دیدمش.

482
00:24:55,473 --> 00:24:56,676
‫شلیک کن.

483
00:24:57,843 --> 00:24:59,559
‫شکار خیلی خوبیه.

484
00:24:59,633 --> 00:25:00,680
‫باشه.

485
00:25:15,053 --> 00:25:17,603
‫- کسی هات‌داگ می‌خواد؟
‫- قطعا.

486
00:25:17,657 --> 00:25:19,640
‫می‌خوام که امتحانش کنید،

487
00:25:19,641 --> 00:25:21,790
‫نظرتون رو بهم بگید.

488
00:25:22,050 --> 00:25:25,250
‫- این‌که سوسیس گیاهی نیست؟
‫- نه، گیاهی نیست.

489
00:25:26,433 --> 00:25:27,893
‫خوشت اومد؟

490
00:25:28,240 --> 00:25:29,552
‫گوشتش خوبه؟

491
00:25:29,620 --> 00:25:32,320
‫چیزی که الان دارید
‫می‌خورید، بامبیه.

492
00:25:35,387 --> 00:25:36,754
‫گوشت گوزنه.

493
00:25:37,353 --> 00:25:40,119
‫گوشت گوزن،
‫گوشت فوق‌العاده خوبیه.

494
00:25:40,120 --> 00:25:42,172
‫- خیلی خوبه.
‫- آره.

495
00:25:42,173 --> 00:25:43,578
‫- آمریکایی هستی، آره؟
‫- آره.

496
00:25:43,579 --> 00:25:45,757
‫<font color="#ffe017">
‫[با لهجه آمریکایی]</font>
‫یکی دیگه می‌خوای؟

497
00:25:46,977 --> 00:25:48,545
‫- شماره دو!
‫- آره.

498
00:25:48,653 --> 00:25:50,519
‫<i>
‫پس تعدادی درخت نجات دادیم،

499
00:25:50,520 --> 00:25:51,733
‫<i>
‫و در نتیجه،

500
00:25:51,734 --> 00:25:56,239
‫<i>
‫یک ناهار سالم و ارزان
‫برای جمعیت فراهم کردیم،

501
00:25:56,319 --> 00:25:58,079
‫<i>
‫که منو خوش‌حال کرد.

502
00:25:59,453 --> 00:26:02,439
‫<i>
‫اما نه به اندازه‌ای که
‫فرداش خوش‌حال بودم،

503
00:26:02,440 --> 00:26:04,212
‫<i>
‫وقتی که مغازه دوباره بسته شد،

504
00:26:04,213 --> 00:26:08,000
‫<i>
‫و می‌تونیم کار روی
‫پارکینگ رو از سر بگیریم.

505
00:26:08,366 --> 00:26:11,719
‫باید سطل کوچیک بذاری روش
‫برای حفر کانال اونجا، فهمیدی؟

506
00:26:11,812 --> 00:26:15,305
‫<i>
‫لیزا یه راست رفت سراغ غلتک.

507
00:26:15,526 --> 00:26:17,073
‫وای آره، جام خوبه.

508
00:26:17,332 --> 00:26:18,432
‫عالی‌ام.

509
00:26:19,659 --> 00:26:23,959
‫<i>
‫و آلن کار حفر کانالِ
‫تخلیه آب رو به من داد.

510
00:26:24,086 --> 00:26:26,126
‫خب، باید...

511
00:26:26,239 --> 00:26:30,692
‫کاری کنم زنجیرهام دو طرفِ
‫این گودال کوچیک قرار بگیره،

512
00:26:30,939 --> 00:26:33,152
‫تا بتونم یه کانال توش حفر کنم.

513
00:26:33,153 --> 00:26:36,026
‫حالا باید به پهلو بچرخم، چطور...

514
00:26:39,103 --> 00:26:42,463
‫اون یکی که گیر کرد.
‫چرا اون یکی... وای نه اینم...

515
00:26:45,899 --> 00:26:47,819
‫<i>
‫بعد از کلی وقت تلف کردن...

516
00:26:48,500 --> 00:26:49,490
‫موفق شدم.

517
00:26:49,491 --> 00:26:51,596
‫دور موتور بیشتری نیاز دارم.

518
00:26:51,733 --> 00:26:56,119
‫<i>
‫...بالاخره خودم رو در
‫موقعیت حفر کانال قرار دادم.

519
00:26:58,406 --> 00:26:59,766
‫آررره!

520
00:27:01,339 --> 00:27:05,906
‫وای دست از سرم بردار!
‫ولم کن دیگه!

521
00:27:07,892 --> 00:27:08,979
‫سلام؟

522
00:27:11,147 --> 00:27:12,285
‫خب؟

523
00:27:13,893 --> 00:27:15,439
‫چی می‌شه؟

524
00:27:20,093 --> 00:27:21,266
‫چرا؟

525
00:27:24,247 --> 00:27:26,167
‫پشمام.

526
00:27:31,223 --> 00:27:31,945
‫<i>
‫چطوری رفیق؟

527
00:27:31,946 --> 00:27:33,664
‫امم خب...

528
00:27:33,665 --> 00:27:36,518
‫خبر بد رو می‌خوای یا خبر بد رو؟

529
00:27:36,986 --> 00:27:39,505
‫<i>
‫امممم... خبر بد رو.

530
00:27:39,506 --> 00:27:41,886
‫شراب سیب‌ها دارن منفجر می‌شن.

531
00:27:42,053 --> 00:27:43,339
‫<i>
‫چی؟

532
00:27:44,386 --> 00:27:47,845
‫<i>
‫بلافاصله، من و کیلب
‫رفتیم تا ببینیم که آیا «ریک»...

533
00:27:47,846 --> 00:27:49,559
‫<i>
‫آبجوسازمون،

534
00:27:49,619 --> 00:27:52,405
‫<i>
‫...می‌دونه چه مشکلی
‫پیش اومده یا نه.

535
00:27:53,573 --> 00:27:54,725
‫خب...

536
00:27:55,660 --> 00:27:57,732
‫نظری داری؟

537
00:27:57,845 --> 00:28:00,390
‫خب، اول از همه،
‫چند مورد آسیب دیدن؟

538
00:28:00,391 --> 00:28:02,798
‫حرف از چند تا بطریه؟

539
00:28:03,093 --> 00:28:04,259
‫هزاران تا.

540
00:28:04,793 --> 00:28:06,532
‫چند هزار تا بطری.

541
00:28:09,913 --> 00:28:11,842
‫آره، مشکل جدیه.
‫خیلی هم جدیه.

542
00:28:11,843 --> 00:28:14,549
‫- چون فکر کنم یه نفر مجروح شده، نه؟
‫- آره، یه نفر توی «داربی‌شر.»<font color="#ff8c10">
‫ (Derbyshire شهرستانی در میدلند
‫شرقی و در جوار مزرعه کلارکسون)

543
00:28:14,550 --> 00:28:16,560
‫یه نفر توی داربی‌شر
‫انگشتش رو بریده باهاش.

544
00:28:16,561 --> 00:28:20,021
‫ممکنه درپوش‌ها به اندازی
‫کافی خوب نبوده باشن.

545
00:28:20,053 --> 00:28:23,746
‫ممکنه مقداری
‫میکروارگانیسم توش باشه،<font color="#ff8c10">
‫(جاندارانی کوچک که با چشم
‫غیر مسلح دیده نمی‌شوند)

546
00:28:23,747 --> 00:28:24,972
‫که داره قند رو می‌خوره.

547
00:28:24,973 --> 00:28:26,706
‫پس ممکنه که...

548
00:28:26,920 --> 00:28:29,932
‫هنوز تخمیر توی
‫بطری‌ها اتفاق بیوفته،

549
00:28:29,932 --> 00:28:31,299
‫حتی اگه به فروش رفته باشن؟

550
00:28:31,300 --> 00:28:31,845
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫حتی اگه به فروش رفته باشن؟

551
00:28:31,846 --> 00:28:33,093
‫احتمالش زیاده.

552
00:28:33,094 --> 00:28:36,164
‫شاید محتمل‌ترین دلیلش باشه.

553
00:28:36,166 --> 00:28:37,713
‫یه دونه‌شو اینجا دارین؟

554
00:28:37,714 --> 00:28:40,325
‫می‌تونم یکیش رو الان پیدا کنم.

555
00:28:41,280 --> 00:28:42,526
‫بازش کن.

556
00:28:42,686 --> 00:28:44,919
‫<i>
‫سپس با باز کردن
‫یه بطری، آزمایش کردیم،

557
00:28:44,920 --> 00:28:48,919
‫<i>
‫تا بتونیم بفهمیم که چه هشداری
‫باید به مشتری‌هامون بدیم.

558
00:28:48,960 --> 00:28:50,407
‫توی سطل بازش کن.

559
00:28:50,408 --> 00:28:52,239
‫کیلب، بذارش توی سطل.

560
00:28:52,240 --> 00:28:54,067
‫واقعا این‌قدر باید مراقب باشی؟

561
00:28:54,068 --> 00:28:55,760
‫من باشم، آره.

562
00:28:59,693 --> 00:29:01,040
‫به گا رفته.

563
00:29:02,513 --> 00:29:05,519
‫- پس الان که سرش باز شده امنه؟
‫- آره، الان بی‌خطره.

564
00:29:07,313 --> 00:29:09,340
‫ته بطری...

565
00:29:09,432 --> 00:29:10,640
‫یه رسوب سفید وجود داره.

566
00:29:10,641 --> 00:29:13,341
‫[نامفهوم]
‫حتی می‌شه توی
‫دوربین هم دیدش.

567
00:29:13,492 --> 00:29:16,800
‫پس این رسوب، ریک،

568
00:29:17,027 --> 00:29:20,494
‫نشون دهنده‌ی اینه
‫که  این بطری هم خرابه؟

569
00:29:20,495 --> 00:29:22,199
‫- آره.
‫- آره؟

570
00:29:22,279 --> 00:29:26,526
‫و میزان انفجاری شدن اون...

571
00:29:26,779 --> 00:29:28,926
‫بستگی به این
‫داره که چقدر قند...

572
00:29:28,927 --> 00:29:32,407
‫توسط اون میکروارگانیسمِ
‫ته بطری خورده شده.

573
00:29:32,408 --> 00:29:34,545
‫این رسوب ته بطری
‫داره قند رو می‌خوره؟

574
00:29:34,546 --> 00:29:36,706
‫آره، داره شیرینیش رو می‌بلعه.

575
00:29:36,707 --> 00:29:39,047
‫پس تبدیل می‌شه
‫به شراب سیب خشک.

576
00:29:39,048 --> 00:29:40,285
‫خشک‌تر از اون چیزی
‫که باید باشه می‌شه.

577
00:29:40,286 --> 00:29:43,511
‫و همچنین به قول خودت، تبدیل به
‫یه «نارنجک دستی میلز» می‌شه؟<font color="#ff8c10">
‫(خانواده‌ی نارنجک‌های دستی،
‫ طراحی توسط ویلیام میلز در WWII)

578
00:29:43,512 --> 00:29:45,179
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫و همچنین به قول خودت، تبدیل به
‫یه «نارنجک دستی میلز» می‌شه؟<font color="#ff8c10">
‫(خانواده‌ی نارنجک‌های دستی،
‫ طراحی توسط ویلیام میلز در WWII)

579
00:29:45,180 --> 00:29:49,240
‫ ‫«کیرم توش! ‫عجب آبجوی خوبیه»
‫کار بعدی این بود ‫که در اسرع وقت

580
00:29:49,241 --> 00:29:52,126
‫<i>
‫یک پیام هشدار به
‫عموم مردم برسونیم.

581
00:29:52,413 --> 00:29:56,919
‫<i>
‫و چون زمانی برای تماس با یه
‫شرکت روابط عمومی حرفه‌ای نبود،

582
00:29:56,920 --> 00:30:00,133
‫<i>
‫خبرش رو خودم پخش کردم.

583
00:30:02,433 --> 00:30:04,326
‫خب چیزی که نوشتم اینه:

584
00:30:04,366 --> 00:30:07,546
‫<i><font color="#ffd306">
‫«فاک، فاک، فاک،
‫فاک، فاک، فاک...

585
00:30:07,659 --> 00:30:11,585
‫<i><font color="#ffd306">
‫یه ریدمان بزرگ به بار آوردیم و
‫در نتیجه احتمال کمی وجود داره که...

586
00:30:11,586 --> 00:30:13,799
‫<i><font color="#ffd306">
‫بعضی از بطری‌های شراب
‫سیب هاکستون‌مون،

587
00:30:13,800 --> 00:30:15,319
‫با حروف بزرگ
‫روش نوشتم «سیب»،

588
00:30:15,320 --> 00:30:17,767
‫<i><font color="#ffd306">
‫هیچ راه ساده‌‌تری
‫برای گفتنش نیست،

589
00:30:17,768 --> 00:30:19,232
‫<i><font color="#ffd306">
‫ممکنه منفجر شوند.

590
00:30:19,233 --> 00:30:21,800
‫<i><font color="#ffd306">
‫اگه روی درب بطری
‫کدِ L3160 نوشته،

591
00:30:21,801 --> 00:30:23,219
‫<i><font color="#ffd306">
‫زیر آب بازش کنید،

592
00:30:23,220 --> 00:30:24,585
‫<i><font color="#ffd306">
‫بریزیدش دور،

593
00:30:24,586 --> 00:30:26,426
‫<i><font color="#ffd306">
‫و با ما تماس بگیرید.»

594
00:30:30,133 --> 00:30:32,505
‫<i><font color="#ffd306">
‫- «خیلی شرمنده بابتش.»</i></font>
‫- توجه همه رو جلب می‌کنه.

595
00:30:32,506 --> 00:30:34,319
‫خب، توییتش کردم.

596
00:30:35,040 --> 00:30:37,592
‫دیگه باید دست‌هات رو توی
‫دفتر مدیر ببری بالا و بگی:

597
00:30:37,593 --> 00:30:39,273
‫«قربان، داشتم سیگار می‌کشیدم.»

598
00:30:39,274 --> 00:30:41,274
‫قبل از این‌که گیر بیوفتی.

599
00:30:44,259 --> 00:30:47,551
‫<i>
‫«سایدرگیت»،
‫وقتِ ارزشمندی رو گرفته بود،
‫(رسوایی شراب‌ها)

600
00:30:47,552 --> 00:30:52,305
‫<i>
‫پس با عجله برگشتم تا
‫وظیفه حفر کانالم رو از سر بگیرم.

601
00:30:52,886 --> 00:30:55,659
‫یالا، یالا، یالا.

602
00:30:56,425 --> 00:30:58,285
‫وای محض رضای خدا!

603
00:31:00,633 --> 00:31:01,639
‫باشه.

604
00:31:02,499 --> 00:31:03,099
‫آره.

605
00:31:03,100 --> 00:31:05,092
‫اگه راستشو بخواین، نمی‌تونست
‫توی روزی بدتر از این رخ بده.

606
00:31:05,093 --> 00:31:07,806
‫ولی عیبی نداره.
‫نیم ساعت دیگه می‌بینمت، بای.

607
00:31:09,433 --> 00:31:11,439
‫- حالا داریم کجا می‌ریم؟
‫- پیش خوک‌ها.

608
00:31:11,440 --> 00:31:12,972
‫حلقه آلونک‌ها رو آوردن.

609
00:31:12,973 --> 00:31:15,271
‫ولی باید پارکینگ مغازه رو بسازیم!

610
00:31:15,272 --> 00:31:17,664
‫- می‌دونم، کیلب.
‫- قراره...

611
00:31:17,665 --> 00:31:19,279
‫ولی حلقه آلونک‌ها
‫همین الان رسیدن،

612
00:31:19,279 --> 00:31:20,738
‫پس باید نصب بشن،

613
00:31:20,739 --> 00:31:23,905
‫چون تا 20 دقیقه دیگه
‫خوک‌ها زایمان می‌کنن.

614
00:31:27,119 --> 00:31:29,226
‫می‌دونی بدون اجازه
‫ایده منو ثبت کرده؟

615
00:31:29,320 --> 00:31:31,852
‫- چی شد؟
‫- اون ایده منو ثبت کرده.

616
00:31:31,920 --> 00:31:34,626
‫و اسم‌شو گذاشته:
‫«حلقه کلارکسون.»

617
00:31:37,000 --> 00:31:38,099
‫حلقه‌ها.

618
00:31:38,473 --> 00:31:41,026
‫- حلقه‌ها رسیدن، آره.
‫- رسیدن!

619
00:31:41,667 --> 00:31:44,419
‫محکم‌تر از اون چیزی
‫هستن که فکر می‌کردم.

620
00:31:45,832 --> 00:31:46,572
‫سلام، خوکولی.

621
00:31:46,573 --> 00:31:49,145
‫نگاه، گنده‌بکه که!
‫سلام گنده‌بک.

622
00:31:49,285 --> 00:31:51,185
‫حالت چطوره عزیزم؟

623
00:31:51,280 --> 00:31:53,525
‫پس خوک مادر توی...

624
00:31:53,526 --> 00:31:54,505
‫توی حلقه‌ست.

625
00:31:54,506 --> 00:31:55,745
‫و بعد بچه‌خوک‌ها...

626
00:31:55,746 --> 00:32:00,539
‫پشتش یه منطقه امن
‫بزرگ به اندازه بچه‌خوک‌ها داره.

627
00:32:00,600 --> 00:32:02,972
‫- حال می‌کنی باهاش یا نه؟
‫- واقعا خوبن، آره!

628
00:32:02,972 --> 00:32:04,173
‫باید بذاریم‌شون داخل،

629
00:32:04,174 --> 00:32:06,834
‫چون هنوز یه پارکینگ
‫برای ساخت داریم.

630
00:32:07,580 --> 00:32:08,847
‫بیا داخل، بیا داخل.

631
00:32:09,293 --> 00:32:10,093
‫وایسا.

632
00:32:10,240 --> 00:32:12,639
‫فقط یه کم بلندش کن الان.

633
00:32:18,499 --> 00:32:19,499
‫عالیه.

634
00:32:19,659 --> 00:32:20,816
‫انجام شد.

635
00:32:21,106 --> 00:32:23,212
‫واقعا امیدوارم جواب بده.

636
00:32:24,060 --> 00:32:25,146
‫خوبه، ممنون.

637
00:32:25,147 --> 00:32:26,993
‫- خیلی خیلی ممنونم.
‫- موفق باشی توی دور دوم.

638
00:32:26,994 --> 00:32:28,580
‫- خواهش می‌کنم.
‫- آره، می‌دونم.

639
00:32:28,686 --> 00:32:30,080
‫این بار بی‌صبرانه منتظرشم.

640
00:32:30,081 --> 00:32:32,492
‫بار قبل خیلی دلخراش بود.

641
00:32:32,833 --> 00:32:34,892
‫<i>
‫وقتی که حلقه خوک‌ها رو نصب کردیم،

642
00:32:34,893 --> 00:32:37,712
‫<i>
‫فضای مجازی رو
‫چک کردم و طبق انتظار،

643
00:32:37,713 --> 00:32:40,292
‫<i>
‫چند تا از مشتری‌های شراب‌مون...

644
00:32:40,293 --> 00:32:42,685
‫<i>
‫داشتن نظرات‌شون رو
‫به اشتراک می‌ذاشتن.

645
00:32:42,813 --> 00:32:45,405
‫<font color="#ffd306">
‫«این تموم چیزیه که از
‫شراب هاوکستونم مونده.»

646
00:32:45,440 --> 00:32:48,033
‫<font color="#ffd306">
‫«شراب‌های انفجاری؟»

647
00:32:48,053 --> 00:32:51,093
‫<font color="#ffd306">
‫«جلیقه‌های ضدگلوله
‫هاوکستون به‌زودی.»

648
00:32:51,103 --> 00:32:53,465
‫‫«رفتم توی دفترم تا یه جعبه‌شون ‫رو بردارم، 11 تاش منفجر شد!»
‫کیلب کـ**ـری!

649
00:32:53,466 --> 00:32:55,799
‫<i><font color="#ffd306">
‫خیلی دست کــ**ــریت درد نکنه! خدایا!

650
00:32:55,800 --> 00:32:56,926
‫*@$!/}

651
00:32:57,926 --> 00:33:02,899
‫<i><font color="#8aff67">
‫پیام روابط عمومی من حتی
‫به اخبار عصرانه هم رسیده بود.

652
00:33:03,319 --> 00:33:05,319
‫اکنون، مزرعه آکسفوردشر
‫جرمی کلارکسون،

653
00:33:05,320 --> 00:33:07,719
‫برخی از بطری‌های
‫شراب سیبش رو فراخوانده،

654
00:33:07,720 --> 00:33:09,739
‫هشدار داده که ممکنه منفجر بشن.

655
00:33:09,779 --> 00:33:13,012
‫او به هر کسی که خرید کرده، توصیه
‫می‌کنه که اون رو زیر آب باز کنند و...

656
00:33:13,013 --> 00:33:17,446
‫<i>
‫در کنارِ دیگر خبرهای مهم روز.

657
00:33:17,580 --> 00:33:21,260
‫عروسک‌های غول‌پیکر، امروز عصر
‫در خیابان «Gosport High» رژه رفتند.

658
00:33:21,280 --> 00:33:24,320
‫«فرح»، روباه پنج متری،
‫در سطح شهر چرخانده شد...

659
00:33:28,880 --> 00:33:32,147
‫<i>
‫بعد از این همه حواس پرتی،
‫اجتناب‌ناپذیر بود که...

660
00:33:32,148 --> 00:33:33,800
‫<i>
‫که در پایان روز کاری،

661
00:33:33,801 --> 00:33:37,300
‫<i>
‫هنوز ساخت پارکینگ
‫تموم نشده باشه.

662
00:33:37,780 --> 00:33:38,927
‫ادامه بده.

663
00:33:39,267 --> 00:33:42,386
‫هنوزم ضخیمه.
‫باید خیلی خیلی نازک باشه.

664
00:33:42,826 --> 00:33:45,945
‫<i>
‫پس تصمیم گرفتم
‫که کارو فردا ادامه بدیم،

665
00:33:45,946 --> 00:33:49,259
‫<i>
‫حتی اگر مغازه برای فروش باز باشه.

666
00:33:49,260 --> 00:33:50,420
‫همینه.

667
00:33:53,966 --> 00:33:56,759
‫<i>
‫صبح روز بعد،
‫من و لیزا به اونجا رفتیم،

668
00:33:56,760 --> 00:33:58,540
‫<i>
‫و توی مسیر در مورد این‌که...

669
00:33:58,541 --> 00:34:02,693
‫<i>
‫چقدر اون از ساخت پارکینگ
‫لذت می‌بره، بحث کردیم.

670
00:34:02,993 --> 00:34:05,819
‫خب تو ایرلندی هستی،
‫و منم...

671
00:34:05,820 --> 00:34:08,192
‫از خودم در نمی‌ارم اینو،
‫اما ساختن توی خون‌تونه.<font color="#ff8c10">
‫(کلیشه‌ای درباره مهاجرت ایرلندی‌ها
‫برای کار و به ویژه بنایی به بریتانیا)

672
00:34:08,193 --> 00:34:10,799
‫اگه منو «لیام» صدا کنی،
‫صددرصد سوار ماشین‌آلات می‌شم.<font color="#ff8c10">
‫(نام پسرانه ایرلندی)

673
00:34:10,800 --> 00:34:13,246
‫خودم رو به عنوان یه بنای
‫ایرلندی به نام لیام معرفی می‌کنم.

674
00:34:13,247 --> 00:34:14,879
‫این منو خوش‌حال می‌کنه.

675
00:34:15,367 --> 00:34:17,913
‫- پشمام!
‫- این... چی شده؟

676
00:34:18,013 --> 00:34:19,387
‫خب عهم...

677
00:34:19,500 --> 00:34:20,605
‫همه توش پارک کردن.

678
00:34:20,606 --> 00:34:21,913
‫ای کیر توش!

679
00:34:29,346 --> 00:34:31,619
‫به بچه‌ها نگفته بودی که
‫نذارن مردم توش پارک کنن؟

680
00:34:31,620 --> 00:34:33,380
‫نه، به ذهنم نرسید.

681
00:34:37,946 --> 00:34:39,296
‫ریدم توش.

682
00:34:42,880 --> 00:34:44,753
‫خیلی سخته ساختن یه پارکینگ...

683
00:34:44,754 --> 00:34:47,720
‫ وقتی که ازش به عنوان
‫پارکینگ استفاده می‌شه.

684
00:34:49,939 --> 00:34:51,096
‫صبح بخیر.

685
00:34:52,666 --> 00:34:54,150
‫می‌دونم، می‌دونم!

686
00:34:54,226 --> 00:34:56,598
‫- آره، ببین، چطور می‌خوایم کار کنیم؟
‫- نمی‌دونم... چه صف طویلی...

687
00:34:56,600 --> 00:34:58,566
‫- فقط می‌تونم بگم...
‫- نگاه، یارو همین الان رفت داخل.

688
00:34:58,567 --> 00:35:01,940
‫- باورنکردنیه، نگاه، نگاه.
‫- در مورد مغازه چی فکر می‌کردن؟

689
00:35:02,020 --> 00:35:04,627
‫اگه کسی توی این پارکینگ پارک کرده،

690
00:35:04,628 --> 00:35:06,439
‫می‌خوام سنگ ریزه پخش کنم،

691
00:35:06,440 --> 00:35:09,193
‫پس اگه مشکلی ندارید
‫به پارکینگ سرریز منتقلش کنید.<font color="#ff8c10">
‫(پارکینگ اضطراری)

692
00:35:09,193 --> 00:35:11,039
‫5 دقیقه وقت دارید،

693
00:35:11,040 --> 00:35:15,013
‫وگرنه من شروع می‌کنم و
‫ماشین‌تون آسیب جانبی می‌بینه.

694
00:35:15,866 --> 00:35:17,407
‫کسی نیست؟

695
00:35:18,700 --> 00:35:21,366
‫کسی دیگه اینجا پارک کرده؟

696
00:35:21,593 --> 00:35:22,732
‫جدی هیچکی؟

697
00:35:22,733 --> 00:35:25,692
‫پس این همه ماشینِ
‫تخمی از کجا اومده؟

698
00:35:25,906 --> 00:35:27,106
‫این چیه؟

699
00:35:27,280 --> 00:35:29,532
‫نمی‌دونم، یکی سوار این اومد اینجا.

700
00:35:29,533 --> 00:35:32,926
‫- ربطی به ما که نداره؟
‫- نه، ربطی نداره.

701
00:35:33,393 --> 00:35:36,192
‫<i>
‫طبیعتا، می‌خواستم که جابه‌جا بشن،

702
00:35:36,193 --> 00:35:39,553
‫<i>
‫ولی آلن به سرعت کنجکاو شد.

703
00:35:39,699 --> 00:35:40,426
‫کارت چیه؟

704
00:35:40,427 --> 00:35:42,493
‫هوادهی، یه متر
‫زمین رو حفر می‌کنیم،

705
00:35:42,494 --> 00:35:44,591
‫اون رو با فشار هوا
‫300 PSI منفجر می‌کنیم.

706
00:35:44,593 --> 00:35:45,693
‫بعدش جلبک دریای
‫تزریق می‌کنیم توش،

707
00:35:45,694 --> 00:35:47,612
‫که از شناور شدنش
‫زیر زمین جلوگیری می‌کنه.

708
00:35:47,613 --> 00:35:50,625
‫برای «کاخ باکینگهام» انجام دادیم.
‫با «باغ سلطنتی» قرارداد داریم.<font color="#ff8c10">
‫(محل زندگی خانواده سلطنتی)

709
00:35:50,626 --> 00:35:53,460
‫<i>
‫کلماتِ «باکینگهام»
‫و «کاخ» رو فهمیدم،

710
00:35:53,461 --> 00:35:56,828
‫<i>
‫اما در مورد بقیه‌ش،
‫کاملا گیج شده بودم.

711
00:35:56,829 --> 00:35:59,792
‫یه لایه 6 فوتی از خاک رس داریم.
‫اینو چی‌کار می‌کنی؟

712
00:35:59,793 --> 00:36:02,139
‫خاک رس هیچ مشکلی نیست.
‫همه جای کشور کار می‌کنیم.

713
00:36:02,140 --> 00:36:03,665
‫پس چطوری انجامش می‌دی؟

714
00:36:03,666 --> 00:36:05,952
‫شکاف‌ها رو می‌بینی...

715
00:36:06,233 --> 00:36:10,452
‫<i>
‫آلن گفت که باید ازش
‫بخوام که اواخر روز برگرده.

716
00:36:10,453 --> 00:36:12,292
‫می‌تونم یه کارت ویزیت به‌تون بدم؟
‫مشکلی نداره؟

717
00:36:12,293 --> 00:36:13,239
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫می‌تونم یه کارت ویزیت به‌تون بدم؟
‫مشکلی نداره؟

718
00:36:13,286 --> 00:36:15,666
‫<i>
‫پس بدون این‌که بدونم چرا،

719
00:36:15,667 --> 00:36:17,020
‫<i>
‫منم درخواست کردم.

720
00:36:17,079 --> 00:36:19,707
‫خب عالیه، کارتت رو دارم.
‫ممنون بابتش.

721
00:36:19,800 --> 00:36:21,207
‫می‌شه ماشین‌تون رو جابه‌جا کنید؟

722
00:36:21,208 --> 00:36:23,052
‫چون باید روی پارکینگ کار کنیم.

723
00:36:23,053 --> 00:36:25,798
‫سلام، شرمنده، باید مقداری
‫کار روی پارکینگ انجام بدیم.

724
00:36:25,799 --> 00:36:27,766
‫کسی دیگه اینجا پارک کرده؟

725
00:36:27,939 --> 00:36:28,805
‫نه، اونجا پارک کردین؟

726
00:36:28,805 --> 00:36:30,800
‫<i>
‫از اونجایی که نمی‌تونستیم
‫کار رو تا زمانی که...

727
00:36:30,801 --> 00:36:33,152
‫<i>
‫لیزا پارکینگ رو
‫خالی کنه، شروع کنیم،

728
00:36:33,153 --> 00:36:37,673
‫<i>
‫رفتم تا ببینم وضع
‫کیسه‌های جدید قارچ چطوره.

729
00:36:47,000 --> 00:36:50,080
‫چرا این کارو با من می‌کنی آخه؟

730
00:36:50,446 --> 00:36:54,526
‫یه بار دیگه، وارد چاه پولِ
‫کوچیک قارچیم می‌شم.

731
00:37:01,319 --> 00:37:03,139
‫این نگران‌کننده‌ست.

732
00:37:03,640 --> 00:37:05,379
‫شبیه به کپکه.

733
00:37:05,519 --> 00:37:07,599
‫واقعا کپکه، نگاه.

734
00:37:08,159 --> 00:37:09,639
‫و اینجام کپکه.

735
00:37:09,920 --> 00:37:11,920
‫کپک! کپک!

736
00:37:12,786 --> 00:37:14,666
‫اینم کپک زده، ببینین.

737
00:37:14,899 --> 00:37:16,579
‫اینم کپک زده.

738
00:37:17,273 --> 00:37:18,720
‫وای نه.

739
00:37:21,273 --> 00:37:23,260
‫پس حتی با وجود این‌که
‫تمامِ این منطقه رو...

740
00:37:23,261 --> 00:37:26,033
‫قبل از آوردن کیسه‌های
‫جدید، ضدعفونی کردیم،

741
00:37:26,186 --> 00:37:30,219
‫مشخصه که یه جوری مقداری
‫از محصولات قبلی باقی مونده بوده.

742
00:37:30,847 --> 00:37:32,127
‫ریدم توش!

743
00:37:32,533 --> 00:37:34,540
‫و این فنیه که...

744
00:37:34,713 --> 00:37:38,432
‫هوا رو در جریان نگه می‌داره
‫تا جلوی کپک رو بگیره.

745
00:37:42,479 --> 00:37:44,836
‫یا عمه‌ی مقدسم!

746
00:37:45,613 --> 00:37:47,256
‫داخلشو ببینین.

747
00:37:50,773 --> 00:37:51,856
‫خدا!

748
00:37:52,206 --> 00:37:53,736
‫الان بالا می‌ارم!

749
00:37:54,319 --> 00:37:56,159
‫وای بوش بده!

750
00:37:59,766 --> 00:38:03,719
‫<i>
‫وقتی که محصولات آلوده رو خارج کردم،

751
00:38:04,026 --> 00:38:06,492
‫<i>
‫ضررمون رو حساب کردم.

752
00:38:07,999 --> 00:38:12,072
‫68 تا کیسه اینجا دارم که...

753
00:38:12,252 --> 00:38:15,405
‫کاملا مشخصه که خراب شدن،
‫پر از کپکن.

754
00:38:15,646 --> 00:38:18,772
‫و 68 تا کیسه ضربدر 17...

755
00:38:18,773 --> 00:38:22,732
‫می‌شه 1,156 پوند ضرر.

756
00:38:23,119 --> 00:38:24,426
‫به‌علاوه...

757
00:38:24,599 --> 00:38:27,325
‫هر کیسه برامون...

758
00:38:27,546 --> 00:38:30,806
‫به طور متوسط، حدود
‫2 کیلوگرم قارچ تولید می‌کرد،

759
00:38:30,807 --> 00:38:33,400
‫که به قیمتِ...

760
00:38:33,526 --> 00:38:35,992
‫16 پوند... 32 پوند می‌فروختم.

761
00:38:36,426 --> 00:38:39,519
‫پس این یه فاجعه‌ی اقتصادیه.

762
00:38:48,753 --> 00:38:51,526
‫روز وحشتناکی دارم!

763
00:38:54,233 --> 00:38:57,160
‫نمی‌تونم رهاش کنم توی طبیعت.

764
00:39:00,493 --> 00:39:02,732
‫با این لامصب باید...[چی‌کار کنم؟]

765
00:39:04,700 --> 00:39:08,438
‫<i>
‫به این نتیجه رسیدم که تنها
‫راه حل برای لوله‌ی آلوده...

766
00:39:08,439 --> 00:39:13,232
‫<i>
‫الگو گرفتن از فیلم «Goodfellas»ــه.</i><font color="#ff8c10">
‫(فیلم درام-جنایی به کارگردانی
‫اسکورسیزی، محصول 1990)

767
00:39:14,919 --> 00:39:17,120
‫خیلی‌خب، از خاک رویی عبور کردیم.

768
00:39:17,121 --> 00:39:18,893
‫الان وارد خاک رس شدیم.

769
00:39:19,299 --> 00:39:22,384
‫خاکش نمی‌کنم تا زمانی که...

770
00:39:22,385 --> 00:39:25,432
‫نوکِ «خانه اپرای سیدنی» رو ببینم.<font color="#ff8c10">
‫(که توی نیم‌کره جنوبیه)

771
00:39:28,080 --> 00:39:30,043
‫آهک زنده.<font color="#ff8c10">
‫ (کلسیم اکسید CaO،
‫ماده‌ای قلیایی و خورنده)

772
00:39:30,219 --> 00:39:31,626
‫اصلا نمی‌دونم که
‫این چی‌کار می‌کنه،

773
00:39:31,627 --> 00:39:34,759
‫ولی دیدم که «جو پشی»
‫ازش استفاده کرده.<font color="#ff8c10">
‫ (Joe Pesci بازیگر آمریکایی، معروف
‫به‌خاطر بازی در فیلم‌های گانگستری)

774
00:39:36,833 --> 00:39:38,200
‫<i>
‫برای محکم‌کاری،

775
00:39:38,201 --> 00:39:41,432
‫<i>
‫سپس فیلتری که به
‫همون اندازه کپک زده بود رو...

776
00:39:41,433 --> 00:39:44,306
‫<i>
‫بیشتر از یک مایل دورتر، دفن کردم.

777
00:39:54,920 --> 00:39:56,873
‫چیز کیری!

778
00:39:58,940 --> 00:40:00,060
‫نه.

779
00:40:04,539 --> 00:40:07,099
‫دنیا به لطف من جاش امنه.

780
00:40:08,473 --> 00:40:10,552
‫<i>
‫تا زمانی که تجهیزات رو دفن کردم،

781
00:40:10,560 --> 00:40:12,746
‫حموم کردم، موهام رو ضدعفونی کردم،

782
00:40:12,747 --> 00:40:14,365
‫<i>
‫و لباس جدید پوشیدم،

783
00:40:14,366 --> 00:40:18,813
‫<i>
‫مردی با ماشین‌ِ نامفهوم، بازگشت...

784
00:40:20,406 --> 00:40:22,480
‫<i>
‫و شروع به کار کرد.

785
00:40:36,713 --> 00:40:39,459
‫<i>
‫اولش فکر کردم دارن
‫«شکست هیدرولیکی» می‌کنن،</i><font color="#ff8c10">
‫(تکنیک حفر یا استخراج از چاه که با
‫مایع فشرده، صخره‌ها رو می‌شکنند)

786
00:40:39,460 --> 00:40:41,080
‫<i>
‫ولی بالاخره،

787
00:40:41,081 --> 00:40:43,633
‫<i>
‫دوزاریم افتاد.

788
00:40:46,020 --> 00:40:48,523
‫یه سوراخ حفر کردن اونجا،

789
00:40:48,826 --> 00:40:50,666
‫هوا رو با فشار واردش کردن،

790
00:40:50,880 --> 00:40:55,919
‫که باعث می‌شه ترک‌ها
‫تا 6 متر توی سنگ پیش برن.

791
00:40:55,999 --> 00:40:59,685
‫بعدش اونو با جلبک دریایی
‫پر می‌کنن تا باز بمونه.

792
00:41:02,040 --> 00:41:05,039
‫و سپس آب، نه فقط
‫امروز بلکه تا همیشه،

793
00:41:05,040 --> 00:41:07,032
‫از توی خاک رس هم عبور می‌کنه.

794
00:41:07,033 --> 00:41:11,619
‫چون این سیلابِ اینجا،
‫بلای زندگی‌مون بوده.

795
00:41:14,883 --> 00:41:17,200
‫عجب ضربه‌ای!

796
00:41:17,352 --> 00:41:19,805
‫- دیوونه‌کننده‌ست!
‫- عالیه، دوباره نگاه کن.

797
00:41:19,880 --> 00:41:21,592
‫می‌شه من منفجرش کنم؟

798
00:41:23,786 --> 00:41:25,079
‫اینو داشته باشین.

799
00:41:32,440 --> 00:41:35,593
‫<i>
‫بعد از این‌که کارگذاری
‫جلبک‌ دریایی تموم شد،

800
00:41:35,593 --> 00:41:38,806
‫<i>
‫کیلب رفت تا یه حادثه رخ بده.

801
00:41:43,292 --> 00:41:44,978
‫حالا زد شیشه رو هم ترکوند!

802
00:41:44,980 --> 00:41:47,140
‫ای احمق!

803
00:41:47,466 --> 00:41:49,539
‫این دیگه چی بود؟

804
00:41:52,880 --> 00:41:54,720
‫کسی دیگه هم اینو دید؟

805
00:41:54,766 --> 00:41:56,847
‫- نه، صداشو شنیدیم.
‫- صداشو شنیدیم.

806
00:41:56,848 --> 00:41:57,820
‫باورنکردینه!

807
00:41:59,360 --> 00:42:03,166
‫<i>
‫سپس مدتی به آرومی
‫همدیگه رو مسخره کردیم...

808
00:42:03,233 --> 00:42:05,193
‫چرا این‌طوری پخشش نمی‌کنی؟

809
00:42:05,194 --> 00:42:07,032
‫ببین آلن چه می‌کنه.

810
00:42:07,312 --> 00:42:09,492
‫- آره؟ نگاه کن.
‫- آماده؟

811
00:42:09,927 --> 00:42:11,019
‫مثل اون بپاش.

812
00:42:11,019 --> 00:42:13,993
‫حالا بذار من یه چیزی نشونت بدم.
‫آماده‌ای؟ آماده؟

813
00:42:14,139 --> 00:42:15,892
‫- عجب کودنی هستی!
‫- پنجره!

814
00:42:15,893 --> 00:42:17,232
‫عجب احمقیه.

815
00:42:19,227 --> 00:42:20,699
‫<i>
‫تا بالاخره،

816
00:42:20,700 --> 00:42:25,239
‫<i>
‫پارکینگ ارزون قیمتِ
‫Diddly Squat ساخته شد!

817
00:42:26,873 --> 00:42:29,125
‫به نظرم کار تیمیِ
‫خیلی خوبی انجام دادیم.

818
00:42:29,126 --> 00:42:30,047
‫آره!

819
00:42:30,147 --> 00:42:31,380
‫بدک نیست.

820
00:42:37,812 --> 00:42:42,145
‫<i>
‫روز بعد، جرالد رو پس از این‌که
‫کارشو تموم کرد، رسوندم خونه،

821
00:42:42,146 --> 00:42:44,200
‫<i>
‫و توی مسیر...

822
00:42:44,519 --> 00:42:47,599
‫<i>
‫با تمام شایعات محلی آشنا شدم.

823
00:42:48,279 --> 00:42:50,805
‫دیدن «نِیت» که
‫همچین کاری کرده.

824
00:42:50,806 --> 00:42:55,218
‫به بوتاکس کردن روی
‫چشم‌هاش و گونه‌هاش ادامه می‌ده.

825
00:42:55,219 --> 00:42:57,412
‫به آسونی همچین کاری کرده.
‫[نامفهوم]

826
00:42:57,413 --> 00:42:58,771
‫همین‌طوره، آره.

827
00:42:58,772 --> 00:43:00,713
‫البته اطراف «لینهم» زندگی می‌کنه.<font color="#ff8c10">
‫ (Lyneham روستایی در ویلتشر)

828
00:43:00,714 --> 00:43:01,537
‫آره اطرافش.

829
00:43:01,538 --> 00:43:04,778
‫هر کسی با یه اره برقی می‌ره اونجا.

830
00:43:04,779 --> 00:43:07,899
‫می‌بُرنش و یه پولی به جیب می‌زنن.

831
00:43:07,900 --> 00:43:08,859
‫آره.

832
00:43:09,006 --> 00:43:11,032
‫این تنها تفاوتش با «سایمون»ــه،

833
00:43:11,033 --> 00:43:13,673
‫می‌تونه کاری کنه که...حس کنه...
‫[نامفهوم]

834
00:43:13,674 --> 00:43:15,479
‫...مشروب قدیمی، آره.

835
00:43:15,480 --> 00:43:17,380
‫آره، می‌دونم، منم نه.

836
00:43:19,200 --> 00:43:22,959
‫<i>
‫با رسوندن اون،
‫رفتم تا بزها رو بار بزنم،

837
00:43:23,506 --> 00:43:27,413
‫<i>
‫چون یه طرح تجاری جدید داشتم.

838
00:43:28,440 --> 00:43:31,849
‫خب، من بزها رو خریدم تا...

839
00:43:32,013 --> 00:43:33,640
‫تا انبوهی از بوته‌ها
‫رو پاک‌سازی کنن،

840
00:43:33,641 --> 00:43:35,839
‫که دستگاه قادر به انجامش نبود،

841
00:43:35,840 --> 00:43:37,127
‫چون محلش خیلی شیب‌داره،

842
00:43:37,128 --> 00:43:39,159
‫که درست پایینِ این تپه‌ست.

843
00:43:39,253 --> 00:43:40,320
‫ولی...

844
00:43:40,360 --> 00:43:42,605
‫هنوز اون‌قدری بزرگ
‫نیستن که انجامش بدن.

845
00:43:42,606 --> 00:43:45,046
‫پس این طرح چطوره؟

846
00:43:45,186 --> 00:43:47,179
‫اجاره‌شون می‌دم.

847
00:43:47,526 --> 00:43:49,405
‫حالا دیگه شدن بزهای آویس.<font color="#ff8c10">
‫(شرکت اجاره خودرو)

848
00:43:49,406 --> 00:43:52,426
‫می‌رن توی مزارع همسایه
‫و همه چیزو پاک می‌کنن،

849
00:43:52,426 --> 00:43:53,960
‫بوته‌ها و غیره،

850
00:43:54,060 --> 00:43:55,772
‫و برام پول در می‌ارن.

851
00:43:56,093 --> 00:43:59,285
‫و بزرگ‌تر می‌شن
‫و سپس، سال آینده...

852
00:43:59,286 --> 00:44:01,013
‫می‌ارم‌شون اونجا،

853
00:44:01,093 --> 00:44:03,172
‫و شروع به کار می‌کنن.

854
00:44:03,999 --> 00:44:05,057
‫<i>
‫اولین مشتریم دوستی بود که...

855
00:44:05,118 --> 00:44:06,305
‫«چدلینگتون»
‫«لطفا آرام برانید»
‫که یه تیکه زمین
‫کنار زمینِ من داشت.

856
00:44:09,391 --> 00:44:11,137
‫این کار همیشه کمی خجالت‌آوره،

857
00:44:11,138 --> 00:44:14,311
‫چون قبلا فکر می‌کردم که
‫این تیکه زمینِ اینجا مال منه،

858
00:44:14,312 --> 00:44:15,792
‫اما نیست!

859
00:44:16,298 --> 00:44:17,865
‫<i>
‫هر چند، مجبور شدم تا بیام اینجا،

860
00:44:17,866 --> 00:44:20,905
‫<i>
‫تا با وکیل اراضیِ دوستم ملاقات کنم.

861
00:44:30,073 --> 00:44:32,580
‫خب یه کم دیر کردم، سلام؟

862
00:44:34,340 --> 00:44:35,492
‫سلام؟

863
00:44:37,212 --> 00:44:38,332
‫سلام.

864
00:44:39,186 --> 00:44:40,926
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

865
00:44:41,779 --> 00:44:44,799
‫خب منم اینجا دنبال مشتری هستم.

866
00:44:44,873 --> 00:44:45,925
‫چی؟

867
00:44:46,219 --> 00:44:47,605
‫پس تویی؟

868
00:44:50,393 --> 00:44:52,679
‫چطور قراره سر قیمت چونه بزنیم؟

869
00:44:52,680 --> 00:44:55,173
‫خب، متوجهم که اینجا
‫یه تضاد جزئی وجود داره.

870
00:44:55,227 --> 00:44:56,859
‫جزئی؟!

871
00:44:57,813 --> 00:44:59,925
‫خب چقدر؟
‫باشه پس، چارلی.

872
00:44:59,926 --> 00:45:03,046
‫صاحب بی‌نام این مزرعه...

873
00:45:03,198 --> 00:45:05,825
‫چقدر بابت بزها به من می‌ده؟

874
00:45:05,932 --> 00:45:07,525
‫بهت پول بده؟

875
00:45:08,100 --> 00:45:09,592
‫آخه این همه
‫جنگل شگفت‌انگیز رو ببین.

876
00:45:09,593 --> 00:45:13,132
‫درخت و بوته‌ها...
‫این همه ارزش که جلوته،

877
00:45:13,133 --> 00:45:14,573
‫جلوی چشماته!

878
00:45:14,619 --> 00:45:17,272
‫چطوره بگیم «صفر»؟

879
00:45:17,446 --> 00:45:18,733
‫نه! صفر نه!

880
00:45:18,734 --> 00:45:21,826
‫بیا این‌طرفِ حصار.
‫بیا این‌ور.

881
00:45:23,853 --> 00:45:26,959
‫- حالا چقدر؟
‫- خب ارزش زیادی نداره که، نه؟

882
00:45:27,853 --> 00:45:30,045
‫خب این... فقط یه خرده...

883
00:45:30,046 --> 00:45:31,399
‫اصلا ارزشی نداره.

884
00:45:31,400 --> 00:45:33,880
‫نه، هیچی.
‫خب چقدر باید بهم بده؟

885
00:45:33,881 --> 00:45:38,707
‫باید برای هر بز
‫روزی 5 یا 6 پنی بده.

886
00:45:38,938 --> 00:45:40,725
‫- پنی؟
‫- در روز، هر بز.

887
00:45:40,726 --> 00:45:42,165
‫به زودی زیادم می‌شه.

888
00:45:42,440 --> 00:45:44,480
‫20... وای نه.

889
00:45:45,160 --> 00:45:47,386
‫فکر نکنم بتونیم اینو قبول کنیم.

890
00:45:48,880 --> 00:45:51,286
‫عجب وضعیت مسخره‌ایه!

891
00:45:51,287 --> 00:45:54,227
‫- مشکلش چیه؟
‫- خوشبختانه...

892
00:45:54,926 --> 00:45:56,166
‫یه جورایی...

893
00:45:56,167 --> 00:45:57,760
‫ارزشی که اون‌ها...

894
00:45:57,761 --> 00:46:04,683
‫با خوردن زالزالک مهاجم و آلوبخارا...
‫[به وجود می‌ارن]

895
00:46:04,759 --> 00:46:05,536
‫خب.

896
00:46:05,537 --> 00:46:07,564
‫- چون که این...
‫- برو سر اصل مطلب.

897
00:46:07,565 --> 00:46:09,159
‫خب این علفزار گل‌های
‫وحشی بهتری می‌سازه براش.

898
00:46:09,160 --> 00:46:11,191
‫- الان طرف کی هستی؟
‫- تو.

899
00:46:11,192 --> 00:46:12,280
‫درسته.

900
00:46:14,046 --> 00:46:15,419
‫پس در واقع...

901
00:46:15,419 --> 00:46:17,552
‫پس من یه علفزار
‫بهتر براش می‌سازم.

902
00:46:17,553 --> 00:46:21,453
‫- آره، که یعنی [دولت]
‫بهش پول بیشتری می‌ده.<font color="#ffd306">
‫- و اون برای هر بز 5 پنی می‌ده؟

903
00:46:21,519 --> 00:46:23,732
‫که 29 تا بز داریم.

904
00:46:23,799 --> 00:46:25,185
‫برای 12 هفته؟

905
00:46:25,526 --> 00:46:28,079
‫- می‌شه 121 پوند.
‫- قبوله.

906
00:46:33,393 --> 00:46:34,890
‫بیاید بزها.

907
00:46:35,186 --> 00:46:39,572
‫<i>
‫در حال حاضر، آغوشم حتی
‫برای همین 121 پوند هم باز بود،

908
00:46:39,573 --> 00:46:42,098
‫<i>
‫چون توی دنیای قارچ‌ها،

909
00:46:42,099 --> 00:46:46,065
‫<i>
‫جریان درآمدم ضربه شدیدی
‫توسط کپک خورده بود.

910
00:46:46,147 --> 00:46:47,947
‫<i>
‫که یعنی به‌طرز آزاردهنده‌ای،

911
00:46:47,948 --> 00:46:50,799
‫<i>
‫کسب‌وکار پودر یال شیرِ لیزا،

912
00:46:50,800 --> 00:46:54,333
‫<i>
‫ناگهان مهم شده بود.

913
00:46:56,253 --> 00:46:58,559
‫200 تا؟ یا 20 گرم بود؟

914
00:46:58,560 --> 00:47:00,813
‫هر کیسه 20 گرم.

915
00:47:01,599 --> 00:47:04,065
‫<i>
‫امروز روزی بود که
‫نتایج نمونه آزمایشی...

916
00:47:04,066 --> 00:47:06,165
‫<i>
‫که فرستاده بودم
‫رو دریافت کردیم.

917
00:47:06,226 --> 00:47:08,392
‫<i>
‫و با فرض این‌که همه چیز خوبه،

918
00:47:08,393 --> 00:47:13,212
‫<i>
‫لیزا چندین کیلوگرم پودر
‫آماده برای فروش داشت.

919
00:47:13,999 --> 00:47:15,352
‫اینم از این.

920
00:47:15,966 --> 00:47:18,978
‫«پودر قارچ درجه یک جرمی»

921
00:47:19,166 --> 00:47:20,880
‫اگه بهش باور نداری،
‫چرا داری می‌فروشیش؟

922
00:47:20,881 --> 00:47:23,765
‫- هنوزم بهش باور ندارم.
‫- می‌دونی چقدر ازش پول در می‌اریم؟

923
00:47:23,766 --> 00:47:25,794
‫اینو چقدر می‌فروشی؟

924
00:47:27,293 --> 00:47:28,833
‫9 پوند؟

925
00:47:29,193 --> 00:47:32,460
‫که به اندازه 10 تا فنجون قهوه‌ست.

926
00:47:32,706 --> 00:47:35,032
‫خب وایسا، بذار... بیارمش...

927
00:47:36,226 --> 00:47:37,712
‫دریافتش کردم.

928
00:47:37,713 --> 00:47:39,632
‫می‌شه عینکت رو بدی؟

929
00:47:41,312 --> 00:47:44,179
‫ولی اگه فقط قارچ
‫معمولی پرورش بدیم...

930
00:47:44,800 --> 00:47:45,833
‫خدایا، چقدر کوری.

931
00:47:45,833 --> 00:47:47,446
‫اون‌ها...

932
00:47:47,693 --> 00:47:51,732
‫<i><font color="#ffd306">
‫«لیزا، نمونه‌های آزمایشی
‫رو پس گرفته‌ام. رد شدن.»

933
00:47:51,973 --> 00:47:53,326
‫وایسا ببینم.

934
00:47:54,919 --> 00:47:57,809
‫<i><font color="#ffd306">
‫«نمونه‌های آزمایشی رو پس گرفته‌ام.

935
00:47:58,639 --> 00:48:02,878
‫<i><font color="#ffd306">
‫که معمولا نشون‌ می‌ده که
‫یا کیفیت قارچ‌ها خوب نبوده،

936
00:48:02,880 --> 00:48:06,872
‫<i><font color="#ffd306">
‫یا این‌که قبل از فرایند خشک‌کردن،
‫به اندازه کافی تمیز نشده‌اند.

937
00:48:06,939 --> 00:48:09,079
‫<i><font color="#ffd306">
‫شما باید به استانداردهای
‫بهداشتِ تمیز کردن...

938
00:48:09,080 --> 00:48:11,153
‫<i><font color="#ffd306">
‫در حین تهیه‌ی
‫محصول نهایی، توجه کنید.

939
00:48:11,154 --> 00:48:14,013
‫<i><font color="#ffd306">
‫یعنی همون شستن دست‌ها،
‫و تمیز بودن ظروف و...

940
00:48:14,226 --> 00:48:16,119
‫<i><font color="#ffd306">
‫اگر قراره این محصول به فروش برسه،

941
00:48:16,120 --> 00:48:18,451
‫<i><font color="#ffd306">
‫باید مراحل آماده‌سازی
‫رو دوباره بررسی کنید.

942
00:48:18,452 --> 00:48:20,719
‫یادته در مورد رنگ‌های
‫مختلف می‌پرسیدی؟

943
00:48:20,720 --> 00:48:21,832
‫فکر کنم مشکل همینه.

944
00:48:21,833 --> 00:48:23,666
‫فکر می‌کنم پوسته
‫بعضی‌هاشون رو...

945
00:48:23,667 --> 00:48:26,720
‫وقتی خشک‌شون می‌کردم،
‫بُریدم، واقعا ببخشید.

946
00:48:27,512 --> 00:48:29,060
‫کیر توش.

947
00:48:29,061 --> 00:48:30,846
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

948
00:48:31,973 --> 00:48:35,866
‫و این فقط کمی از
‫مقداریه که ساختیم.

949
00:48:36,060 --> 00:48:38,212
‫این همه سختی
‫کشیدیم و شکست خورد.

950
00:48:38,213 --> 00:48:40,619
‫پس تمامِ این‌ها بدرد نمی‌خوره.

951
00:48:45,299 --> 00:48:48,386
‫<i>
‫مشکل قارچ‌ها ضربه تلخی بود،

952
00:48:48,387 --> 00:48:50,686
‫<i>
‫مخصوصا حالا که
‫توی آگوست هستیم،

953
00:48:50,686 --> 00:48:54,999
‫<i>
‫چون داشتیم به پایانِ
‫سال زراعی نزدیک می‌شدیم.

954
00:48:55,812 --> 00:48:58,725
‫<i>
‫و به همین دلیل،
‫نتیجه‌ی مسابقه‌ی...

955
00:48:58,726 --> 00:49:00,791
‫<i>
‫بین من و کیلب هم می‌رسید.

956
00:49:01,140 --> 00:49:04,359
‫- بعدش استخدام خوک نر رو داری.
‫- نه، ادامه نده دیگه.

957
00:49:04,739 --> 00:49:07,232
‫<i>
‫من هر کاری که به ذهنم
‫می‌رسید رو امتحان کرده بودم،

958
00:49:07,233 --> 00:49:10,432
‫<i>
‫تا با کشاورزی غیر زراعی پول در بیارم.

959
00:49:10,513 --> 00:49:11,593
‫آره!

960
00:49:11,940 --> 00:49:13,879
‫<i>
‫بعضی از ایده‌هام جواب داد.

961
00:49:13,880 --> 00:49:16,446
‫- امکان نداره!
‫- چرا داره!

962
00:49:16,520 --> 00:49:18,473
‫پشماااام!

963
00:49:18,586 --> 00:49:20,180
‫باورنکردنیه!

964
00:49:22,080 --> 00:49:24,006
‫عالی نیستن؟

965
00:49:24,146 --> 00:49:25,546
‫کلی سوسیس.

966
00:49:25,547 --> 00:49:26,973
‫یا خدا!

967
00:49:26,999 --> 00:49:30,285
‫وای این برای جدولم خیلی خوبه.

968
00:49:30,360 --> 00:49:32,360
‫<i>
‫و بعضی‌هاش نه.

969
00:49:32,900 --> 00:49:34,260
‫سلام!

970
00:49:34,986 --> 00:49:36,012
‫پشمام!

971
00:49:39,952 --> 00:49:43,872
‫<i>
‫ولی به زودی می‌فهمیم که
‫عددهای بزرگ چه شکلی هستن،

972
00:49:43,873 --> 00:49:46,059
‫<i>
‫چون وقتِ برداشته،

973
00:49:47,066 --> 00:49:50,166
‫<i>
‫تمرکز از روی من برداشته می‌شه،

974
00:49:51,406 --> 00:49:54,652
‫<i>
‫و بر روی کیلب و محصولات
‫معطوف می‌شه.

975
00:49:58,491 --> 00:50:00,104
‫<font color="#ffe017">
‫« در قسمت بعد»

976
00:50:00,279 --> 00:50:03,259
‫امسال سال مزخرفیه.
‫اصلا خشک نمی‌شن.

977
00:50:03,586 --> 00:50:04,779
‫اینم از این!

978
00:50:07,260 --> 00:50:09,762
‫- یک چهارمش پُره.
‫- همه‌ش همین؟

979
00:50:10,893 --> 00:50:12,453
‫وای خدا!

980
00:50:12,779 --> 00:50:15,040
‫اندازه اون یکیو ببین!

981
00:50:15,300 --> 00:50:21,730
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

982
00:50:21,754 --> 00:50:41,754
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
