WEBVTT

00:08.650 --> 00:11.243
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

00:11.244 --> 00:13.490
‫
‫«قسمت 21»
‫

00:13.491 --> 00:18.510
‫
‫«قسمت 21»
‫«درمان»

00:19.534 --> 00:24.396
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.420 --> 00:28.420
ترجمه و تنظیم
AfshinSubs

00:28.553 --> 00:30.896
‫
‫هم‌اکنون اوایل آپریل بود،

00:31.803 --> 00:34.480
‫
‫ [موسیقی: Short Change Hero
‫از The Heavy]

00:34.756 --> 00:37.368
‫
‫و بعد از بدبختی مرگ خوک‌ها،

00:37.369 --> 00:39.762
‫
‫رسیدن بهار...

00:39.763 --> 00:42.909
‫
‫به همه روحیه‌ای که
‫بسیار لازم بود رو داد.

00:44.560 --> 00:49.043
‫
‫♪ I can't see where you're comin' from ♪
‫♪ نمی‌تونم ببینم از کجا اومدی ♪

00:50.179 --> 00:52.299
‫- نگاه خیلی خوبه!
‫- آره.

00:52.880 --> 00:53.813
‫خوک، خوک، خوک.

00:53.813 --> 00:56.993
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

00:58.360 --> 01:00.060
‫
‫♪ This ain't no place for no better man ♪
‫♪ اینجا جایی برای آدم خوب‌ها نیست ♪

01:01.460 --> 01:02.719
‫
‫حالا می‌تونستیم برگردیم
‫سراغ کاشت محصولات...

01:02.894 --> 01:03.934
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

01:04.720 --> 01:06.016
‫
‫و پرورش و تولید غذا.

01:06.387 --> 01:08.280
‫
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

01:08.787 --> 01:10.559
‫
‫پس لامبو رو آتیش کردم،

01:10.560 --> 01:13.600
‫
‫چون یه ایده‌ی فکری دیگه
‫برای کشاورزی غیر زراعی داشتم.

01:14.280 --> 01:17.320
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

01:17.775 --> 01:19.611
‫
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

01:20.317 --> 01:23.009
‫
‫ (ترجمه موسیقی از سایتِ musixmatch.com)

01:27.183 --> 01:28.603
‫همه جای مزرعه،

01:28.604 --> 01:29.959
‫همچین تیکه زمین‌هایی هست،

01:29.960 --> 01:31.697
‫یه جریب اینجا،
‫دو جریب اونجا و غیره،

01:31.698 --> 01:33.120
‫که طی سال‌ها،

01:33.265 --> 01:35.603
‫بیشتر توش ذرت می‌کاشتم،

01:35.604 --> 01:37.399
‫که برای «پرندگان آوازخوان» عالیه،
‫(گونه‌ای از پرندگان که برای
‫ارتباط با هم‌نوع‌شان آواز می‌خوانند)

01:37.400 --> 01:40.785
‫غذای خوبیه براشون و
‫جایی برای پنهان شدن‌شونه.

01:40.786 --> 01:42.086
‫همچنین...

01:42.306 --> 01:45.679
‫برای قرقاول‌هایی که موقع کریسمس
‫شکار می‌کنم هم خیلی مفیده،

01:45.680 --> 01:47.415
‫ولی خب بگذریم ازش.

01:48.340 --> 01:51.307
‫ولی به‌جای ذرت،

01:51.399 --> 01:53.826
‫چیزی که می‌خوام اینجا بکارم...

01:54.233 --> 01:55.772
‫«خردل»ــه.
‫(نوعی ادویه زرد رنگ، سلاح شیمیاییِ
‫خردل هیچ ربطی به این گیاه ندارد)

01:55.773 --> 01:57.666
‫هنوز هم برای پرندگان آوازخوان خوبه.

01:57.667 --> 01:59.992
‫عاشق خوردنش و
‫قایم شدن درونش هستن.

02:00.292 --> 02:01.400
‫و بعدش...

02:01.401 --> 02:03.378
‫می‌تونم تبدیلش کنم به «خردل انگلیسی»،
‫(خردلی که بیشتر به رنگ قهوه‌ای است)

02:03.379 --> 02:05.065
‫که می‌تونم توی فروشگاه بفروشمش،

02:05.066 --> 02:08.999
‫و توی ون برگر به عنوانِ
‫سسِ کنارِ گوشت خوک.

02:11.299 --> 02:12.479
‫طبق حساب کتابم،

02:12.480 --> 02:15.599
‫همین تیکه زمینِ اینجا قراره...

02:15.600 --> 02:18.880
‫40,000 شیشه خردل تولید کنه.

02:21.232 --> 02:23.199
‫تنها مشکلش اینه که...

02:23.200 --> 02:26.192
‫تمامِ حساب کتاب‌هایی که...

02:26.193 --> 02:28.039
‫در چهار سال گذشته
‫توی مزرعه انجام داده‌ام،

02:28.040 --> 02:30.280
‫اشتباه از آب در اومدن.

02:32.453 --> 02:36.546
‫
‫در همین حال، کیلب توی
‫یکی دیگه از زمین‌ها مشغول بود،

02:36.766 --> 02:39.419
‫
‫از اونجایی که خاک بالاخره
‫به اندازه کافی خشک بود...

02:39.420 --> 02:42.539
‫
‫تا بتونه گندم نی‌رشته‌ش رو بکاره.

02:43.400 --> 02:47.879
‫الان گندم زمستونه تقریبا
‫340 پوند در هر تن قیمتشه،

02:47.880 --> 02:50.759
‫که در اصل همون نون و خمیر شما و غیره‌ست.

02:50.760 --> 02:53.080
‫ولی این گندم یه محصول بهاره‌ست،

02:53.081 --> 02:55.178
‫و در اصل ماکارونی شماست.

02:55.179 --> 02:57.300
‫و قیمت حدود 500 پوند در هر تنه،

02:57.301 --> 03:00.301
‫پس تفاوت بزرگی بین این دو تاست.

03:03.866 --> 03:06.739
‫فکر کنم به‌خاطر بارونِ مارس
‫حدود یه ماهه که تاخیر دارم.

03:06.740 --> 03:08.412
‫اصلا بارون بند نمی‌اومد.

03:08.413 --> 03:10.511
‫امیدوارم که،
‫دعا می‌کنم...

03:10.513 --> 03:12.894
‫که روی حجم خروجی تاثیری نداشته باشه،

03:12.895 --> 03:14.319
‫و مشکلی پیش نمی‌اد.

03:15.033 --> 03:17.846
‫
‫حال می‌ده، مگه نه؟
‫تراکتورها باز دارن کار می‌کنن.

03:17.847 --> 03:20.319
‫
‫آره، همین‌طوره.
‫خوشم می‌اد.

03:21.607 --> 03:25.200
‫و می‌ره بالا.

03:27.226 --> 03:30.000
‫و می‌ره پایین.

03:30.600 --> 03:33.759
‫اولین بارم که شخم‌زنی کردم رو یادمه،

03:33.760 --> 03:35.540
‫چهار سال پیش بود؟

03:39.127 --> 03:40.300
‫حالا ببینین.

03:41.919 --> 03:43.360
‫دارم یاد می‌گیرم.

03:47.543 --> 03:48.720
‫
‫اما روز بعد،

03:48.721 --> 03:52.310
‫
‫وقتی که برگشتم
‫تا دونه‌های خردل رو بکارم...

03:53.400 --> 03:55.715
‫خب، دارم خردل می‌کارم.

03:56.020 --> 03:58.086
‫کاریه که دارم می‌کنم.

03:58.240 --> 04:02.806
‫
‫...با دردسر شماره یکم مواجه شدم.

04:03.999 --> 04:05.705
‫ای ریدم توش!

04:06.139 --> 04:10.245
‫مطلقا نمی‌تونم نشانه‌گذارم رو ببینم.

04:10.546 --> 04:13.419
‫خب آخه چطوری باید...؟

04:14.840 --> 04:18.139
‫قبلا اینو میلیون‌ها بار
‫توضیح داده‌ام، ولی اون...

04:19.886 --> 04:21.320
‫سوسک فلزی کوچیکی که...

04:21.321 --> 04:23.239
‫روی زمین می‌کشمش،

04:23.240 --> 04:25.599
‫3 متر با چپِ تراکتور فاصله داره،

04:25.600 --> 04:27.672
‫پس وقتی دور بزنم و برگردم،

04:27.673 --> 04:30.186
‫اگه خطی که این می‌سازه...

04:30.579 --> 04:32.272
‫وسطِ کاپوتم نگه دارم،

04:32.273 --> 04:36.232
‫این‌طوری می‌فهمم که 3 متر با جایی
‫که قبلا بذرپاشی کردم فاصله دارم.

04:36.793 --> 04:39.400
‫مشکل اینه که اصلا خطی نمی‌اندازه.

04:39.401 --> 04:40.640
‫واقعا هیچی.

04:44.080 --> 04:45.820
‫فقط حدس می‌زنم
‫که کجاها رو کاشته‌ام.

04:45.821 --> 04:47.954
‫اصلا هیچ ایده‌ای ازش ندارم.

04:51.092 --> 04:54.205
‫
‫خیلی سخت و آزاردهنده بود.

04:54.207 --> 04:55.033
‫
‫اما...

04:55.034 --> 04:58.359
‫
‫حداقل زمانی که سوار تراکتور بودم،
‫فضای ذهنی پیدا کردم...
‫(مشغله ذهنی نداشتم)

04:58.360 --> 05:02.675
‫
‫تا بتونم راه‌های جدیدی
‫برای کشاورزیِ غیر زراعی بیابم.

05:04.366 --> 05:06.459
‫
‫و خیلی زود، یه ایده به ذهنم رسید،

05:06.460 --> 05:09.586
‫
‫که مشتاق بودم
‫با چارلی در میون بذارم.

05:10.300 --> 05:12.013
‫قارچ.

05:12.699 --> 05:13.719
‫قارچ؟

05:13.720 --> 05:15.213
‫قارچ.

05:16.526 --> 05:18.065
‫باشه، خوبه.

05:19.166 --> 05:20.313
‫چرا؟

05:20.413 --> 05:21.753
‫خیلی کار ریخته سرمون.

05:21.754 --> 05:25.932
‫آره، کلی کار داریم.
‫ولی این یکی شدیدا آسونه.

05:25.933 --> 05:28.725
‫داشتم بررسیش می‌کردم.
‫یه طرح تجاری ریخته‌ام.

05:28.726 --> 05:30.252
‫طرح تجاری ریختی؟

05:30.253 --> 05:32.320
‫200 تا بلوک می‌گیریم.

05:32.321 --> 05:34.052
‫...کیسه، خب؟

05:34.053 --> 05:37.113
‫- «کیسه‌ی کِشت»؟
‫- آره، همین.
‫(بسته‌هایی که درون آن از قبل دانه گیاه
‫و مواد لازم برای رشد آن قرار داده شده)

05:37.420 --> 05:40.052
‫و بار اولی که رشد می‌کنن،
‫توی دو هفته،

05:40.053 --> 05:44.252
‫1.2 کیلوگرم قارچ به دست می‌آریم.

05:44.585 --> 05:45.319
‫خب.

05:45.320 --> 05:48.192
‫که می‌تونیم به قیمتِ...

05:48.193 --> 05:51.532
‫24 پوند به ازای هر کیلوگرم بفروشیم،
‫اگه «قارچ صدفی خاکستری» باشند،
‫(قارچی که کلاهی صدفی
‫یا بادبزن شکل و پهن دارد)

05:51.533 --> 05:53.839
‫و در «فلاشِ» اول،
‫ (Flush مرحله‌ای که خوشه‌ای از قارچ‌ها
‫با هم رشد می‌کنند و بالغ می‌شوند)

05:53.840 --> 05:55.566
‫سودمون...

05:55.673 --> 05:58.378
‫- «توی فلاش اول؟» فلاش چیه؟
‫- می‌شه دو هفته.

05:58.380 --> 06:00.012
‫دو هفته؟ پس می‌شه اولین دوره‌ی رشد.

06:00.013 --> 06:02.158
‫- اولین دوره‌ی رشد، دو هفته‌ست.
‫- دو هفته.

06:02.159 --> 06:05.212
‫[سودمون] 3,620 پونده.

06:06.233 --> 06:07.219
‫خب.

06:07.579 --> 06:08.412
‫خیلی خوبه.

06:08.413 --> 06:10.320
‫آره، خیلی خوبه.

06:10.586 --> 06:11.793
‫تقریبا خیلی خیلی خوبه.

06:11.794 --> 06:14.919
‫این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.

06:14.920 --> 06:15.380
‫
‫- آره.
‫این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.

06:15.381 --> 06:16.632
‫که توش...

06:16.633 --> 06:18.982
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

06:18.983 --> 06:19.735
‫
‫- آره.
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

06:19.842 --> 06:21.734
‫بار دومی که رشد می‌کنن...

06:21.735 --> 06:23.685
‫پس بیشتر از یه بار
‫می‌تونی برداشت کنی.

06:23.686 --> 06:26.319
‫بار دومی که رشد کنن، فقط...

06:26.320 --> 06:28.525
‫350 گرم در هر کیسه گیرت می‌اد.

06:28.526 --> 06:32.066
‫پس از 1.2 کیلوگرم
‫به 350 گرم کاهش پیدا می‌کنه.

06:32.067 --> 06:34.519
‫ولی لازم نیست کیسه رو دوباره بخری.

06:34.520 --> 06:38.999
‫پس سودمون از 3,620 به
‫2,135 پوند کاهش پیدا می‌کنه.

06:39.000 --> 06:39.887
‫خب.

06:40.260 --> 06:41.213
‫- همم؟
‫- آره، آره.

06:41.214 --> 06:44.627
‫- ولی هنوزم خیلی خوبه.
‫- پس شد 5,700 پوند و...؟

06:44.628 --> 06:49.114
‫و بعدش رشد سوم رو داریم
‫که بازم می‌شه 2,100 پوند.

06:49.600 --> 06:51.752
‫بعدش دیگه تمومه،
‫کیسه‌هات تموم می‌شن.

06:51.753 --> 06:53.960
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

06:53.961 --> 06:55.839
‫
‫- آره.
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

06:55.927 --> 06:57.714
‫باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

06:57.715 --> 06:58.379
‫
‫- آره.
‫باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

06:58.380 --> 06:59.987
‫به برق هم نیاز داری؟

07:00.087 --> 07:00.720
‫آره.

07:00.720 --> 07:02.626
‫فقط یه ذره برای یه بخاری کوچیک.

07:02.627 --> 07:03.112
‫
‫- آره.
‫فقط یه ذره برای یه بخاری کوچیک.

07:03.113 --> 07:04.825
‫شاید برق خیلی نیاز نداشته باشی، ولی...

07:04.826 --> 07:06.193
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.

07:06.194 --> 07:07.074
‫
‫- آره.
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.

07:07.306 --> 07:09.826
‫- خودت برداشت‌شون می‌کنی؟
‫- آره.

07:09.827 --> 07:11.951
‫- کجا می‌فروشی‌شون؟
‫- توی فروشگاه.

07:11.952 --> 07:15.258
‫- گفتی که سودمون 8,000 پونده.
‫- آره، قفسه چوبی می‌سازیم.

07:15.260 --> 07:17.245
‫- «آلن» رو می‌ارم تا...
‫- آها، پس هزینه‌های بیشتری داره.

07:17.246 --> 07:19.185
‫خب، البته که هزینه هم داره!

07:19.186 --> 07:20.839
‫پنکه مه‌پاش: 40 پوند.

07:20.840 --> 07:23.052
‫فنِ استخراج هوا برای دریچه: 400 پوند.

07:23.053 --> 07:25.865
‫چراغ اتاق رشد: 60 پوند.

07:25.866 --> 07:27.746
‫مه‌پاش اولتراسونیک: 160 پوند.

07:27.747 --> 07:30.186
‫جاروی آبی برای تمیزکردن: 95 پوند.

07:30.187 --> 07:32.659
‫- جمع: 455 پوند.
‫- که عالیه.

07:32.660 --> 07:35.899
‫ولی همه‌شون با برق
‫کار می‌کنن که اونجا نداریش.

07:36.193 --> 07:38.606
‫ولی واقعا از این ایده خوشم اومد.

07:38.900 --> 07:40.679
‫- جدی؟
‫- به نظرم خیلی خوبه.

07:40.680 --> 07:41.960
‫بیا حساب کتاب‌هام رو ببین.

07:41.960 --> 07:45.213
‫حساب کتابتو که بررسی نمی‌کنم.
‫معلم ریاضی که نیستم.

07:46.173 --> 07:51.199
‫دیگه دارم توی برنامه‌ریزیِ
‫هزینه‌ها کمی بهتر می‌شم.
‫[نامفهوم]

07:51.200 --> 07:52.749
‫قبل از این‌که بخوام
‫کاری کنم [حساب کتاب می‌کنم]،

07:52.750 --> 07:55.148
‫به جای این‌که بعدش
‫بفهمم چی‌کار کرده‌ام.

07:56.240 --> 07:57.812
‫
‫جلسه‌ی قارچ تموم شد،

07:57.813 --> 08:01.512
‫
‫بعدش چارلی اصرار کرد
‫که تولد بچه‌خوک‌ها رو...

08:01.512 --> 08:03.947
‫
‫در سایت پلیسِ خوکِ دولت ثبت کنیم.

08:04.007 --> 08:05.652
‫
‫و این به معنای به کارگیریِ...

08:05.653 --> 08:09.900
‫
‫تمامِ اعضای تیم ریاضیاتِ Diddly Squat بود.

08:11.453 --> 08:13.390
‫خب، درنهایت چند تا بچه‌خوک مُردن؟

08:13.720 --> 08:16.099
‫- 2 تا از خوک اولی.
‫- 3 تا از خوک اولی.

08:16.100 --> 08:17.879
‫- 3 تا از خوک اولی.
‫- نه، 10 تا به دنیا آورد.

08:17.880 --> 08:19.039
‫- 5 تا.
‫- 5.

08:19.040 --> 08:22.632
‫ساو دومی، که همین‌جا بود،
‫10 تا داشت، نشست روی 2 تاشون.

08:22.633 --> 08:24.613
‫ولی فقط 7 تا ازشون باقی‌مونده.

08:24.773 --> 08:28.512
‫- مطمئنی که 8 تا نداره؟
‫- آره، چند روز پیش شمردم، 8 تا بودن.

08:29.493 --> 08:31.299
‫عمرا بتونیم انجامش بدیم.

08:31.299 --> 08:33.806
‫یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

08:33.807 --> 08:35.139
‫
‫- 2 تا.
‫یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

08:38.040 --> 08:41.505
‫
‫متاسفانه، مجبور شدم
‫کلاس ریاضی رو زودتر ترک کنم،

08:41.506 --> 08:44.119
‫
‫چون قرار گذاشته بودم که به آلنِ بنا...

08:44.120 --> 08:48.726
‫
‫مکانی که برای عملیات پرورش قارچم
‫اختصاص داده بودم رو نشون بدم.

08:51.200 --> 08:53.172
‫خب، تولید قارچ.

08:53.173 --> 08:56.006
‫این مکان هست که
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.

08:56.153 --> 08:58.799
‫- خوب نیست، نه.
‫- فکر کنم این تلمبه خونه‌ی قدیمی...

08:58.800 --> 08:59.920
‫- ...برای مزرعه‌ست.
‫- آره.

08:59.921 --> 09:02.919
‫- برای 150 سال پیشه؟
‫- ایستگاه پمپاژ «ویکتوریایی»، آره.
‫ (Victorian era دوره اوج انقلاب
‫صنعتی در بریتانیا، 1837-1901)

09:02.920 --> 09:03.879
‫خدای بزرگ!

09:03.960 --> 09:06.499
‫- کار تعمیرِ آسون برای شما.
‫- لعنتی!

09:06.919 --> 09:08.079
‫اصلا امکان نداره.

09:08.080 --> 09:11.146
‫و تاسیسات عالی برای پرورش قارچ.

09:11.220 --> 09:11.973
‫نه.

09:11.974 --> 09:14.205
‫- منظورت چیه که «نه»؟
‫- خطرناکه!

09:14.206 --> 09:16.838
‫- چیش خطرناکه؟
‫- خب لامصب می‌ریزه رو سر کسی.

09:16.839 --> 09:17.758
‫نمی‌ریزه!

09:17.759 --> 09:18.980
‫پس برو بپر روش!

09:19.053 --> 09:21.792
‫اون «طاق آهنگی» قدیمی رو ببین،
‫خاک ریخته‌ان بالاش.
‫(طاقی که از حرکت دو قوس بر
‫دو دیوار موازی ساخته می‌شود)

09:21.793 --> 09:24.306
‫هر کسی هر وزنی
‫روش بذاره، فرو می‌ریزه.

09:24.307 --> 09:25.200
‫آره، نمی‌تونیم.

09:25.201 --> 09:29.205
‫آیا با پلِ «میدنهد برونل» آشنایی داری؟
‫ (پلی طاقی، طراحی توسط برونل در 1839،
‫که میدنهد و بارک‌شر را به یکدیگر متصل می‌کند)

09:29.206 --> 09:30.112
‫کی؟

09:30.113 --> 09:32.446
‫نه رفیق، ببین پوسیده.

09:33.000 --> 09:34.273
‫- نه، خب...
‫- آره، ولی...

09:34.274 --> 09:37.319
‫- خرابش نکن دیگه.
‫- ولی خیلی زود فرو می‌ریزه.

09:37.326 --> 09:39.228
‫- می‌ریزه توی این رودخونه.
‫- ولی این...

09:39.229 --> 09:42.119
‫به تموم اون طاق‌هایِ
‫کلیساهای قرن 12ام نگاه کن!

09:42.120 --> 09:44.085
‫و کلی کثافت همه‌جا
‫توی دست و پامونه.

09:44.086 --> 09:45.519
‫اشتباه برداشت نکن،
‫می‌تونم انجامش بدم.

09:45.520 --> 09:48.006
‫فقط خیلی خرج می‌بره.

09:48.220 --> 09:50.532
‫هیچ‌وقت این‌قدر موج منفی نشنیده بودم.

09:50.533 --> 09:51.240
‫لعنتی.

09:51.241 --> 09:54.821
‫تا آخر عمرمون قارچ پرورش می‌دیم
‫ولی هنوزم پولی درنمی‌اریم.

09:54.886 --> 09:56.766
‫- خیلی‌خب، بی‌خیال پس.
‫- شرمنده، رئیس.

09:58.313 --> 10:01.339
‫
‫سپس بردمش به یه مکانِ زاپاس:

10:01.340 --> 10:04.146
‫
‫یک پناهگاه زیرزمینی
‫در نوک بالایی مزرعه...

10:04.147 --> 10:08.120
‫
‫در زمینی که زمانی فرودگاه بوده.

10:08.806 --> 10:10.939
‫شخصا فکر می‌کنم که این
‫یه پناهگاه حمله هوایی بوده.

10:10.940 --> 10:13.240
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.

10:13.241 --> 10:14.113
‫
‫- آره.
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.

10:14.273 --> 10:15.420
‫خب ببینیمش.

10:15.806 --> 10:18.672
‫- چیزی که بهت می‌گفتم...
‫- قراره تاسیسات پرورش قارچ باشه.

10:18.673 --> 10:21.539
‫- ولی اینجارو ببین.
‫- ولی مشکل اینه که
‫امنیت‌مون نیاز به تقویت داره.

10:21.540 --> 10:23.859
‫- خب، جرالد کجاست؟
‫- یه تابلو می‌ذارم... آره، دقیقا.

10:23.860 --> 10:25.706
‫- حالش داره بهتر می‌شه.
‫- آره.

10:25.707 --> 10:28.189
‫- چون داره «پرتودرمانی» می‌کنه.
‫- آره.
‫(درمان بیماری با استفاده از پرتوهایِ
‫نافذ مانند ایکس، امواج آلفا، بتا و گاما)

10:28.313 --> 10:30.105
‫نور لازم داریم.

10:30.499 --> 10:32.106
‫
‫«خانه»

10:32.413 --> 10:34.326
‫- این بتنه؟
‫- آره.

10:34.327 --> 10:36.080
‫آره، می‌تونی تیرچه‌ها رو ببینی.

10:36.187 --> 10:37.187
‫آره.

10:37.679 --> 10:40.574
‫خب، بدبین بودن و زیاده‌روی کردن.
‫بتنش باید این‌قدر ضخامتش باشه.

10:40.575 --> 10:41.986
‫حتما انجامش دادن.

10:42.300 --> 10:45.240
‫مشخصه که خیلی
‫از تلمبه خونه بزرگ‌تره.

10:45.280 --> 10:46.400
‫- دسترسی بهش آسونه.
‫- آره.

10:46.401 --> 10:48.879
‫- نیازی به مجوز ساخت‌وساز نداره.
‫- نه، از قبل همین‌جا بوده.

10:48.880 --> 10:50.094
‫پس گوش کن...

10:50.095 --> 10:51.538
‫خیلی که نمی‌خوای خرج کنی؟

10:51.539 --> 10:53.360
‫- نمی‌دونم.
‫- نه!

10:53.486 --> 10:55.278
‫- نه!
‫- زیاد خرج نمی‌بره؟

10:55.415 --> 10:56.839
‫حدس احتمالیت چقدره؟

10:56.840 --> 11:00.063
‫تو... همیشه همین کارو باهام می‌کنی.

11:00.520 --> 11:01.319
‫لعنت بهت.

11:01.320 --> 11:04.638
‫خب، این یکی از اون چیزهاست
‫که یه جورایی طبیعیه...

11:04.639 --> 11:07.159
‫که از یه بنا بپرسی:
‫«فلان چیز چقدر...[خرج می‌بره؟]»

11:07.160 --> 11:09.180
‫آره، ولی من فقط دو دقیقه‌ست که دیدمش.

11:09.181 --> 11:11.438
‫بیا مثلا بگیم که می‌تونیم
‫با زیر 10 هزارتا انجامش بدیم.

11:11.439 --> 11:12.319
‫عه!

11:12.399 --> 11:13.760
‫قیمت خوبیه!
‫(مفته)

11:13.761 --> 11:14.712
‫خوبه.

11:14.713 --> 11:18.006
‫آره، می‌تونیم راحت توی
‫یه هفته بسازیمش، مگه نه؟

11:18.672 --> 11:21.579
‫
‫- تا حالا نشنیده‌ام که بناها بگن:
‫- آره، واسه‌ت راه‌اندازیش می‌کنیم.

11:21.580 --> 11:23.999
‫
‫...«می‌تونم این کارو توی یه هفته
‫و با کمتر از ده هزارتا انجامش بدم.»

11:24.000 --> 11:25.719
‫- هیچکس تا حالا اینو نشنیده.
‫- باشه، گوش کن.

11:25.720 --> 11:28.645
‫تا زمانی که من کارو شروع کنم،
‫می‌تونی توی فروشگاه تبلیغش رو بکنی.

11:28.646 --> 11:30.560
‫این‌قدر سریع کار می‌کنم.

11:33.073 --> 11:35.329
‫
‫همان‌طور که آلن برای تهیه وسایل رفت،

11:35.330 --> 11:38.990
‫
‫من هم کار روی یه ایده فکریِ
‫دیگه‌ام رو شروع کردم.

11:39.105 --> 11:40.916
‫
‫«گزنه»
‫(گیاهی که سطح زیر برگ‌هایش
‫دارای کرک‌هایی گزنده است)

11:40.979 --> 11:44.526
‫
‫رسما تمام جنگل با اون‌ها فرش شده بود.

11:46.247 --> 11:50.719
‫
‫و منم تصمیم گرفتم که ازشون
‫برای تهیه سوپ استفاده کنم.

11:52.260 --> 11:54.340
‫خوبی، «لوکا»؟
‫- اوضاع چطوره؟

11:54.506 --> 11:57.899
‫
‫لوکا چاقویِ سوئیسیِ Diddly Squatــه.
‫(همه کاره‌ست)

11:57.900 --> 11:59.792
‫
‫راننده‌ی مسابقه‌ست،

11:59.792 --> 12:01.739
‫
‫توی فروشگاه مزرعه کار می‌کنه،

12:01.740 --> 12:06.292
‫
‫و از یک خاندانِ آشپزیِ معروف ایرلندیه.

12:07.906 --> 12:09.579
‫خب، سوپ گزنه.

12:09.679 --> 12:12.525
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

12:12.526 --> 12:13.138
‫
‫- آره.
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

12:13.139 --> 12:16.532
‫بهترین چیزی بود که
‫تابه‌حال گذاشتم توی دهنم.

12:16.880 --> 12:18.479
‫حیرت‌آور بود.

12:18.787 --> 12:20.540
‫تمام مواد اولیه که نیاز داریم همین‌جاست.

12:20.541 --> 12:22.959
‫سیب‌زمینی، پیاز،
‫که همین‌جا داریم‌شون.

12:22.960 --> 12:24.498
‫دیگه چی نیاز داری؟

12:24.499 --> 12:27.800
‫گزنه داریم، پیاز داریم، سیب‌زمینی داریم.

12:28.007 --> 12:29.292
‫نمک، فلفل،

12:29.293 --> 12:31.646
‫آب مرغ، خامه و کره.

12:31.707 --> 12:33.186
‫- و همین؟
‫- آره.

12:36.366 --> 12:38.359
‫
‫وقتی لوکا پخت‌وپزش رو تموم کرد،

12:38.360 --> 12:42.339
‫
‫حالا فقط یه نفر رو
‫با ذائقه‌ی پیچیده نیاز داشتم...

12:42.340 --> 12:44.012
‫
‫تا طعم‌شو بچشه.

12:44.987 --> 12:47.853
‫- تا حالا سوپ گزنه نخوردی؟
‫- تا حالا نخورده‌ام.

12:47.926 --> 12:49.839
‫آخه رنگ‌شو ببین.

12:50.000 --> 12:52.239
‫رنگش باورنکردنیه.

12:52.239 --> 12:55.852
‫سوپ غلیظی هم هست،
‫پس با کمی خمیرترش، عالی می‌شه.

12:57.373 --> 12:58.653
‫خدایا، چقدر خوبه.

12:58.654 --> 12:59.244
‫پشمام!

12:59.245 --> 13:01.452
‫خیلی خوبه، مگه نه؟

13:01.453 --> 13:03.893
‫رفیق، آشپزی هم بلدیا!

13:04.319 --> 13:05.359
‫Wow!

13:05.432 --> 13:07.392
‫و نکته جالبش اینه که...

13:07.393 --> 13:09.125
‫هیچکی نمی‌دونه گزنه چه طعمی داره.

13:09.126 --> 13:10.779
‫چه طعمی داره؟

13:10.780 --> 13:12.587
‫ولی می‌دونی که گزنه‌ست.

13:12.627 --> 13:15.598
‫توی ته‌مزه‌ش باید کمی
‫طعم گزنه‌ مانند رو بچشی.

13:15.599 --> 13:16.913
‫عالیه.

13:17.619 --> 13:19.419
‫باید اینو توی مغازه بفروشی.

13:19.420 --> 13:20.546
‫آره، این...

13:20.800 --> 13:23.759
‫این تنها چیزیه که من رو
‫در مورد جدول‌مون نگران می‌کنه.

13:23.760 --> 13:25.586
‫اگه کلی از این بسازین...

13:26.266 --> 13:28.826
‫باید اینو توی مغازه بفروشیم.

13:29.066 --> 13:32.312
‫این قراره اتفاق بزرگ بعدی‌مون باشه.

13:32.572 --> 13:34.279
‫می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

13:34.280 --> 13:35.405
‫
‫- نه، نمی‌ری!
‫می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

13:38.358 --> 13:40.185
‫
‫با تکمیلِ مزه کردن،

13:40.186 --> 13:44.045
‫
‫دستگاه مخصوص برداشت اجاره کردم،

13:44.046 --> 13:46.806
‫
‫و رفتم به درون جنگل.

13:49.220 --> 13:51.236
‫اینو یافتم،

13:51.659 --> 13:54.816
‫که برای برداشت چای استفاده می‌شه.

13:57.879 --> 14:01.099
‫اساسا مثل پرچین‌زن هست.

14:01.959 --> 14:02.959
‫آره؟

14:03.806 --> 14:05.139
‫این یه پره هست که...

14:05.140 --> 14:07.992
‫برگ‌ها رو هل می‌ده به داخل کیسه.

14:07.992 --> 14:09.132
‫و بعدش...

14:09.193 --> 14:11.199
‫اگه یه آدم فضایی بیاد،

14:11.393 --> 14:15.026
‫می‌تونم یه حرکتِ
‫«سیگورنی ویور»ــیی روش بزنم.
‫(بازیگر آمریکایی، بازی در فیلم‌های
‫ Aliens و Avatar و Ghostbusters)

14:15.946 --> 14:16.746
‫خب.

14:19.006 --> 14:20.320
‫درو می‌کنیم!

14:26.226 --> 14:27.546
‫وای نه.

14:27.880 --> 14:31.693
‫کاری که کردم اینه که
‫کیسه دستگاهم رو درو کردم.

14:31.780 --> 14:34.833
‫قاعدتا نباید همچین اتفاقی می‌افتاد.

14:34.913 --> 14:35.880
‫وای خدا.

14:37.107 --> 14:39.473
‫وای خدا، خورد تو صورتم.

14:46.926 --> 14:50.576
‫خب، گیر کردم به درخت
‫و کیسه‌ام گیر کرده توی...

14:51.286 --> 14:52.846
‫ای لعنت بهش!

14:57.567 --> 14:58.927
‫لعنتی.

15:03.373 --> 15:04.733
‫ای تو روحش.

15:10.566 --> 15:11.799
‫
‫به درو ادامه دادم،

15:11.800 --> 15:15.263
‫
‫تا زمانی که دیگه بدن پیرم کم آورد.

15:15.626 --> 15:17.120
‫وای کمرم!

15:19.706 --> 15:23.886
‫و بعدش، با غنیمتم به مزرعه برگشتم...

15:23.986 --> 15:24.993
‫عالیه.

15:25.319 --> 15:27.380
‫صدها تا برگ چیدم.

15:28.199 --> 15:31.132
‫
‫...جایی که مشخص شد،
‫یه مشکلی وجود داره.

15:32.393 --> 15:36.746
‫
‫لوکا گفته بود که فقط گزنه‌هایِ
‫جوون و شیرین رو می‌خواد.

15:36.959 --> 15:40.585
‫
‫ولی دستگاه من اینو نمی‌فهمید.

15:41.260 --> 15:44.940
‫فکر کنم علف و تمشک و...

15:44.941 --> 15:47.599
‫درخت و ساختمون درو کرده.

15:47.700 --> 15:50.239
‫بهترین راه برای چیدن گزنه...

15:50.240 --> 15:52.780
‫اینه که چند تا جوون
‫از فروشگاه مزرعه بیاری.

15:53.659 --> 15:56.452
‫به نظرت بچه‌های تویِ
‫فروشگاه می‌رن گزنه بچینن؟

15:56.453 --> 15:58.173
‫آره، حتما.

15:58.811 --> 16:00.271
‫ساعتی 8.50 پوند به‌شون بده.

16:00.272 --> 16:01.812
‫ولی این‌طوری خرجم می‌ره بالا.

16:01.813 --> 16:04.851
‫پس برای ساخت 200 تا شیشه،

16:04.852 --> 16:07.592
‫باید 38 پوند برای کره خرج کنیم.

16:07.593 --> 16:08.359
‫خب.

16:08.360 --> 16:10.599
‫77 پوند روی خامه.

16:10.600 --> 16:11.325
‫درسته.

16:11.326 --> 16:13.759
‫گزنه‌ها رایگانن، که خب...

16:14.040 --> 16:17.935
‫اما نه اگه مجبور باشم
‫به کسی پول بدم تا بره بچینه.

16:18.047 --> 16:20.599
‫سیب‌زمینی، 6.40 پوند.

16:20.600 --> 16:24.826
‫آب مرغ که از
‫سوپرمارکت گرفتیم: 67 پوند.

16:24.827 --> 16:27.305
‫و ظرف‌ها 120 پوند.

16:27.379 --> 16:28.878
‫برچسب‌ها می‌شه 50 پوند.

16:28.880 --> 16:31.325
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

16:31.326 --> 16:32.219
‫
‫- به آسونی.
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

16:32.219 --> 16:34.019
‫- نظرت همینه؟
‫- آره، چجورشم.

16:34.093 --> 16:38.005
‫
‫متاسفانه، قبل از این‌که فرصتی برای
‫تکمیل حساب کتاب‌مون داشته باشیم،

16:38.006 --> 16:41.152
‫
‫آقای قوانین و مقررات وارد شدند...

16:41.213 --> 16:42.012
‫سلام.

16:42.013 --> 16:45.826
‫
‫...تا مشارکت خسته‌کننده‌یِ
‫معمولش رو انجام بده.

16:46.160 --> 16:49.412
‫مجوز بهداشت محیطی رو گرفته؟
‫(بهداشت مواد غذایی،
‫آشامیدنی، ایمنی و محیط)

16:49.472 --> 16:50.625
‫- لوکا؟
‫- بله؟

16:50.626 --> 16:52.513
‫مجوز بهداشت محیطی داری؟

16:52.514 --> 16:54.145
‫
‫- مجوز.
‫مجوز بهداشت محیطی داری؟

16:54.146 --> 16:55.186
‫آره، آره.

16:55.680 --> 16:56.639
‫انگار که...

16:56.640 --> 16:59.916
‫انگار عین لیزا داره می‌گه: «آره آره.»

17:00.373 --> 17:04.480
‫توی ایرلند یادتون می‌دن که چطور بگید:
‫«آره آره»، وقتی که منظورتون «نه» هست؟

17:04.481 --> 17:07.731
‫قانع شدم که توی ایرلند درس‌هایِ
‫واقعی هست که یاد می‌دن:

17:07.732 --> 17:10.753
‫
‫«وقتی کسی ازتون سوالی
‫می‌پرسه و پاسخش 'نه' است،

17:10.753 --> 17:13.085
‫
‫- ...بگید 'آره' اما این‌طوری بگید.»
‫- دو بار بگید!

17:13.086 --> 17:15.332
‫- «آره آره»
‫- «آره آره»

17:15.333 --> 17:17.025
‫واقعا مجوزش رو داری یا نه؟

17:17.026 --> 17:18.786
‫عه، آره نه، در حقیقت....

17:18.787 --> 17:22.380
‫«آره نه!»، خب پس انواعش هم وجود داره!

17:22.533 --> 17:24.119
‫چی توی سوپ گزنه‌تون می‌ریزید؟

17:24.119 --> 17:25.572
‫کره، خامه...

17:25.573 --> 17:26.686
‫آره، داریم...

17:26.687 --> 17:29.065
‫خب باید برچسب تاریخ انقضا روش بذارید.

17:29.066 --> 17:29.945
‫
‫- آره.
‫خب باید برچسب تاریخ انقضا روش بذارید.

17:30.119 --> 17:32.332
‫- بهش فکر نکردی نه؟
‫- آره آره.

17:32.397 --> 17:33.644
‫آره نه.

17:33.800 --> 17:34.832
‫آره آره.

17:34.926 --> 17:36.319
‫دارم یاد می‌گیرم.

17:37.720 --> 17:41.238
‫
‫با ترکِ لوکا برای ادامه‌ی کارِ سوپ،

17:41.239 --> 17:45.125
‫
‫به مزرعه‌ی گندم و لوبیای وحشی رفتم،

17:45.126 --> 17:48.506
‫
‫تا با اندی کاتو کلاس شیمی برگزار کنیم.

17:49.533 --> 17:51.753
‫این «آزمایش بریکس»ــه،
‫ (Brix آزمایشی برای تعیین
‫میزان شکر در یک محلول)

17:51.866 --> 17:53.865
‫که مقدار قند توی هر گیاهی که...

17:53.866 --> 17:57.159
‫آزمایش کنیم رو اندازه‌گیری می‌کنه.

17:57.339 --> 18:00.472
‫خب کاری که قراره بکنیم
‫اینه که مقداری برگ جمع کنیم،

18:00.646 --> 18:02.118
‫بذاریمش توی دستگاه سیر خردکن،

18:02.119 --> 18:05.826
‫یه کم مایعش رو بریزیم روی
‫اون لنز و ببینیم چی می‌گه.

18:06.400 --> 18:07.479
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

18:07.480 --> 18:10.365
‫وقتی فکر می‌کردم یه کشاورز
‫می‌شم، هرگز فکر نمی‌کردم که:

18:10.366 --> 18:14.385
‫«عه قطعا به یه سیر خردکن
‫و یه میکروسکوپ نیاز دارم.»

18:15.466 --> 18:18.405
‫مقداری برگ بچین، بیشتر از
‫اونی نیاز داری که فکر می‌کنی.

18:19.186 --> 18:20.445
‫خب.

18:21.420 --> 18:22.420
‫اینم از این.

18:23.019 --> 18:24.640
‫برگشتیم به دوران مدرسه.

18:24.706 --> 18:25.852
‫هر روز یه روزِ مدرسه‌ست.
‫(روز یادگیریه)

18:25.853 --> 18:28.472
‫خب از داخل اون به سمت خورشید نگاه کن.

18:28.526 --> 18:32.126
‫و باید یه قسمت آبی و یه سفید ببینی.

18:33.766 --> 18:36.031
‫یه کم بالاتر از 5.
‫من که می‌گم 6.

18:36.032 --> 18:37.059
‫6

18:37.393 --> 18:39.546
‫این میزان از بریکس
‫یعنی این‌که گیاه‌ها...

18:39.547 --> 18:42.079
‫تمام مواد مغذی مورد
‫نیازشون رو دریافت نکرده‌ان.

18:42.186 --> 18:43.673
‫پس باید «آزمایش شیره گیاه» انجام بدیم،

18:43.674 --> 18:46.159
‫که مثل آزمایش خون برای گیاه‌هاست.

18:46.445 --> 18:49.325
‫و نکته‌ش اینه که فقط گیاه‌هایِ
‫خوب و خوشگل رو نچینی.

18:49.326 --> 18:51.712
‫فقط توی یه خط مستقیم راه برو
‫و هر چی که اومد جلوت رو بچین.

18:51.713 --> 18:52.812
‫گرفتم.

18:54.959 --> 18:55.812
‫خوبه؟

18:55.939 --> 18:57.800
‫عالیه، این‌ها رو می‌برم آزمایشگاه.

19:00.673 --> 19:02.412
‫
‫وقتی که نتایج آزمایش‌ها برگشت،

19:02.413 --> 19:05.971
‫
‫من دوباره رفته بودم
‫برای فیلم‌برداری «گرند تور».

19:05.972 --> 19:10.819
‫
‫پس چارلی و کیلب باید
‫در مورد نتایج با اندی بحث می‌کردن.

19:12.119 --> 19:14.172
‫نتایج آزمایش نشون می‌ده که...

19:14.833 --> 19:16.186
‫رونمایی کن.

19:18.513 --> 19:21.673
‫آبی یعنی خوبه، سبز خوبه، قرمز بده.

19:22.066 --> 19:24.026
‫- منیزیم.
‫- منیزیم.

19:24.459 --> 19:25.440
‫پس...

19:26.179 --> 19:28.405
‫برای این‌که محصولات به نوعی...

19:28.406 --> 19:29.845
‫- متعادل بشن.
‫- ...متعادل بشن.

19:29.846 --> 19:31.765
‫باید مقداری منیزیم بپاشیم روشون.

19:31.766 --> 19:35.826
‫خوشبختانه، می‌تونیم
‫اون رو به شکلی ساده بپاشیم.

19:37.106 --> 19:38.558
‫«نمک اپسوم»
‫ (Epsom or Bath salt با فرمول MgSO4
‫مورد استفاده در پزشکی و کشاورزی)

19:38.559 --> 19:40.440
‫- «نمک حمام»
‫- «نمک حمام»
‫ (Bath Salts)

19:40.693 --> 19:41.838
‫به معنی واقعی کلمه.

19:41.839 --> 19:44.199
‫ولی من فکر می‌کردم
‫چیزی روشون نمی‌پاشیم.

19:44.200 --> 19:45.487
‫فکر می‌کردم می‌ذاریم همین‌طوری بمونه.

19:45.488 --> 19:48.918
‫نه، نمی‌تونیم همین‌طور رهاش کنیم،
‫چون نمی‌تونیم امیدوار باشیم که...

19:48.919 --> 19:52.478
‫که خاک در شرایطی باشه که
‫بتونه تمام مواد لازم گیاه رو تامین کنه.

19:52.478 --> 19:54.574
‫و در صورت کمبود،

19:54.575 --> 19:56.210
‫از یه محصولِ مغذیِ
‫طبیعی استفاده می‌کنیم،

19:56.212 --> 19:57.685
‫در این مورد مثل نمک حمام،

19:57.686 --> 20:00.108
‫- تا بپاشیم روشون، گرفتی؟
‫- فهمیدم.

20:01.360 --> 20:03.706
‫
‫مطمئن نیستم که فهمیده باشه،

20:03.706 --> 20:09.893
‫
‫با توجه به میزان غرهایی که
‫هنگام استفاده از نمک حمام می‌زد.

20:11.419 --> 20:12.983
‫گندم من بهتره.

20:13.059 --> 20:14.799
‫چرا این‌قدر تکه تکه‌ست.

20:14.800 --> 20:17.296
‫اینجاش خیلی سبزه و اونجاش...[نیست]

20:17.866 --> 20:19.579
‫و اینجاش خیلی کم‌پشته.

20:19.653 --> 20:23.699
‫
‫غرهایی که حتی پس از
‫پایان کارش هم ادامه داشت.

20:23.846 --> 20:24.846
‫خوب بود؟

20:25.626 --> 20:28.492
‫یعنی اون می‌اد و به من می‌گه...

20:28.493 --> 20:31.045
‫به عنوان یه کشاورز، چی‌کار کنم،
‫به تو می‌گه که چی‌کار کنی.

20:31.046 --> 20:34.280
‫من که نمی‌رم به خونه‌ش و بهش
‫بگم برای فلان آهنگ، گیتار نیاز داری.

20:34.281 --> 20:35.919
‫فکر نکنم که داره به‌مون
‫می‌گه که «چی‌کار کنیم».

20:35.920 --> 20:39.480
‫به نظرم داره پیش‌زمینه‌یِ
‫ایده‌هاش رو به‌مون می‌ده،

20:39.481 --> 20:41.238
‫و این‌که چطور می‌خوان
‫محصول پرورش بدن.

20:41.239 --> 20:42.274
‫رو مخمه.

20:42.313 --> 20:44.320
‫به‌خاطر اینه که راه و روشش
‫برای انجام کارها متفاوته؟

20:44.321 --> 20:46.208
‫به عنوان یه کشاورز
‫از تغییر خوشم نمی‌اد.

20:46.209 --> 20:48.354
‫فکر کنم تمام کشاورزها
‫از تغییر خوش‌شون نیاد.

20:48.519 --> 20:50.227
‫حالا دیگه از این زمین متنفرم.

20:50.228 --> 20:53.078
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:53.079 --> 20:55.479
‫
‫وقتی که از سفرِ فیلم‌برداریم برگشتم،

20:55.480 --> 20:59.406
‫
‫تصمیم گرفتم که باید
‫تعمیرات سد رو ادامه بدیم.

20:59.440 --> 21:02.725
‫
‫و برای توقف جر و بحثی
‫که معمولا ایجاد می‌کنه،

21:02.726 --> 21:06.292
‫
‫من و کیلب گفتیم که باید «تغییر کنیم».

21:06.746 --> 21:08.845
‫- یادت باشه وقتی اینو تنت کنی...
‫- خب؟

21:08.846 --> 21:10.192
‫...دیگه می‌شیم کارگر ساختمونی.

21:10.193 --> 21:12.319
‫- خب، دیگه کشاورز نیستیم.
‫- دقیقا.

21:12.673 --> 21:14.533
‫پس الان کاملا در امنیتم.

21:14.626 --> 21:15.846
‫یه فنجون چای می‌خوای؟

21:15.847 --> 21:17.280
‫- وقت چاییه؟
‫- آره.

21:17.386 --> 21:18.886
‫ساعت دهه، وقت چایه.

21:19.245 --> 21:20.073
‫خب.

21:20.340 --> 21:21.979
‫خیلی‌خب، وقت چای، حالا چی؟

21:21.979 --> 21:23.485
‫یه سیگار می‌کشیم.

21:23.660 --> 21:26.153
‫بعدش باز چای می‌زنیم
‫وقتی که سیگارو کشیدیم؟

21:26.200 --> 21:29.019
‫نه، نه، توی وقت چایت سیگار نمی‌کشی.

21:29.127 --> 21:31.478
‫اول چای و بعد که کارو دوباره
‫شروع کردی سیگارت رو می‌کشی.

21:31.479 --> 21:34.879
‫پس تمام کارگرهای ساختمونی به دلیل گفتنِ
‫این‌ها از دست‌مون خیلی عصبانی می‌شن.

21:34.960 --> 21:36.886
‫فکر نمی‌کنم، فکر کنم
‫می‌فهمن و درک می‌کنن.

21:36.886 --> 21:38.960
‫دقیقا می‌دونن که دارن چی‌کار می‌کنن.

21:40.986 --> 21:45.332
‫
‫کار اول‌مون ریختنِ مقداری
‫خاک رس در کنار سد بود.

21:46.053 --> 21:47.813
‫وای خدای بزرگ!

21:55.232 --> 21:56.112
‫چیه؟

21:57.386 --> 21:58.226
‫چیه؟

21:59.253 --> 22:01.313
‫فقط یه ذره از خاک رس رفت داخلش.

22:01.427 --> 22:02.780
‫یه ذره؟

22:04.380 --> 22:07.787
‫- بهتره در موردش بحث کنیم.
‫- با یه فنجون چای؟

22:21.113 --> 22:23.177
‫فردا کیو داریم؟ «وست بروم»؟
‫ (West Brom باشگاه فوتبال
‫با 1 قهرمانی در لیگ انگستان)

22:23.178 --> 22:23.840
‫نه.

22:23.913 --> 22:24.918
‫کی؟ «چلسی»؟
‫ (Chelsea با 6 قهرمانی لیگ انگستان
‫ و 2 قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا)

22:24.920 --> 22:26.280
‫نه، «برنتفورد».
‫ (Brentford تاسیس 1889)

22:26.479 --> 22:28.519
‫- این بازیو می‌بازین.
‫- آره می‌دونم.

22:28.633 --> 22:30.099
‫فکر کنم ممکنه سقوط کنیم.

22:30.099 --> 22:32.659
‫فکر کنم با «ورکسام» روبه‌رو بشیم.
‫ (Wrexham قدیمی‌ترین تیم در ولز)

22:32.819 --> 22:35.598
‫تو هم می‌تونی به‌شون ملحق بشی.
‫برای شهرتش... «رایان رینولدز».
‫ (بازیگر نقش Deadpool)

22:35.599 --> 22:37.811
‫گور پدرش، حالا دیگه
‫تیم چدلینگتون رو داریم.

22:37.812 --> 22:40.439
‫شنبه شب باهاش توی میخونه بودم.

22:40.546 --> 22:42.392
‫تازه بُردن. شنبه بازی رو بُردن.

22:42.393 --> 22:44.960
‫یارو اومد پیشم و گفت:
‫«می‌تونم توی مچ‌اندازی شکستت بدم.»

22:44.961 --> 22:46.525
‫- عه دیدمش.
‫- جدی؟

22:46.526 --> 22:48.625
‫
‫- «آره آره، شکستت می‌دم.»
‫- ولی تو شکستش دادی.

22:48.626 --> 22:51.373
‫منم گفتم:
‫«باشه اگه من ببرم،
‫تو برام یه آبجو می‌گیری.»

22:51.473 --> 22:53.733
‫
‫«اگه تو منو ببری
‫من یکی برات می‌خرم.»

22:56.763 --> 23:00.919
‫یکیو می‌شناسم که با
‫خواهرِ نامادریش ازدواج کرده،

23:01.012 --> 23:04.645
‫که فکر کنم الان خودش دایی خودشه.

23:05.119 --> 23:08.112
‫آره، الان خودش دایی خودشه.

23:16.653 --> 23:18.043
‫- تموم شد؟
‫- آره.

23:18.146 --> 23:19.539
‫بریم یه نخ بکشیم.

23:21.812 --> 23:25.845
‫
‫کار بعدی راه‌اندازی لیزر برای
‫به دست آوردن ارتفاع‌ مناسب بود،

23:25.846 --> 23:27.438
‫
‫و بعدش برداشتن لوله...

23:27.439 --> 23:28.679
‫نه، وای!

23:28.813 --> 23:31.472
‫
‫...تا بتونیم خاک رس رو بریزیم.

23:31.979 --> 23:32.899
‫آره.

23:33.453 --> 23:35.200
‫
‫اما قبل از این‌که بتونیم انجامش بدیم،

23:35.201 --> 23:38.813
‫
‫باید سطحِ آب برکه رو کاهش می‌دادیم.

23:39.313 --> 23:40.739
‫مشکلی که داریم اینه که...

23:40.740 --> 23:42.093
‫اون لوله‌ی سرریزه،

23:42.094 --> 23:44.059
‫که می‌تونین اونجا ببینینش،

23:44.086 --> 23:45.393
‫و مشخصه که مسدود شده،

23:45.394 --> 23:49.293
‫چون به سختی چیزی
‫از اون ته‌ش می‌اد بیرون.

23:49.912 --> 23:52.338
‫اگه بتونیم اون رو با
‫چند تا میله تمیزش کنیم،

23:52.339 --> 23:54.545
‫باعث می‌شه کلی آب تخلیه بشه،

23:54.547 --> 23:59.006
‫که میزان آب عبوری از
‫محل سد رو کاهش می‌ده.

23:59.507 --> 24:04.333
‫
‫این بدین معنا بود که کیلب باید
‫لباس گیمپ دیگه‌ای رو به تن می‌کرد.

24:05.780 --> 24:08.693
‫- عمیقه.
‫- فقط گل و لایه، چیزی نیست.

24:08.780 --> 24:10.980
‫فقط 7 فوت عمق داره.

24:12.573 --> 24:15.603
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫کار فاصلاب انجام بدم.

24:18.596 --> 24:19.880
‫اینم از این.

24:20.153 --> 24:22.336
‫داره سریع‌تر تخلیه می‌شه؟

24:23.466 --> 24:25.599
‫نه، تقریبا هیچ تفاوتی ایجاد نکرد.

24:25.600 --> 24:28.199
‫هنوز مسدوده داخلش، رفیق.

24:29.380 --> 24:32.706
‫
‫سعی کردیم از اون ته‌ش راه‌شو باز کنیم.

24:37.433 --> 24:39.709
‫
‫اما اینم جواب نداد.

24:39.792 --> 24:40.840
‫نه.

24:41.459 --> 24:44.626
‫
‫پس فقط یه کار می‌تونستیم بکنیم.

24:52.033 --> 24:55.359
‫چی می‌شه اگه یه کپسولِ
‫آتش‌نشانی خالی کنیم توش؟

24:55.506 --> 24:56.506
‫جواب نمی‌ده، می‌شه؟

24:56.507 --> 24:59.293
‫شدیدا فشارش رو زیاد می‌کنه، مگه نه؟

24:59.393 --> 25:01.933
‫آره، ولی فکر نکنم...
‫کپسول آتش‌نشانی؟

25:02.060 --> 25:02.820
‫هی!

25:02.860 --> 25:05.732
‫یادته اون پمپ رو خریدم برای آبیاری؟

25:05.733 --> 25:06.665
‫برای برکه قزل‌آلا!

25:06.666 --> 25:08.205
‫آره، برای برکه قزل‌آلا بود.

25:08.206 --> 25:11.252
‫یادته خریدمش و بدرد نخور بود؟

25:11.253 --> 25:12.665
‫- خب زیادی قوی بود.
‫- آره.

25:12.666 --> 25:14.679
‫اگه با اون آب بپاشیم توش.

25:14.680 --> 25:16.365
‫همه چیزو شوت می‌کنه بیرون.

25:16.366 --> 25:17.286
‫آره.

25:18.033 --> 25:18.960
‫دیدین...

25:18.961 --> 25:22.746
‫اگه فقط یه لحظه وقت
‫بذارید برای یه فنجون قهوه.

25:22.820 --> 25:24.540
‫تقریبا 18 تا امروز خوردیم.

25:35.720 --> 25:37.110
‫بکن توش.

25:37.320 --> 25:39.460
‫- لعنت بهش!
‫- خوبه.

25:44.157 --> 25:45.360
‫ریدم توش.

25:45.446 --> 25:48.079
‫اون طرفش رو در بیار،
‫بذار هوا از اون سرش بره بیرون،

25:48.080 --> 25:49.317
‫شاید بعدش بتونم درش بیارم.

25:49.318 --> 25:52.344
‫- خب چرا فقط این چیز کوچیکو...؟
‫- پیچ کوچیک بالاش رو باز کن.

25:52.847 --> 25:55.560
‫ای کیر توش!

25:56.266 --> 25:57.730
‫دوباره امتحان کنیم.

26:10.099 --> 26:11.512
‫نمی‌شه.

26:14.573 --> 26:17.311
‫خب فکر نکنم بتونیم کاری کنیم.

26:17.380 --> 26:18.697
‫آره، همین‌طوره.

26:19.140 --> 26:19.924
‫خب...

26:19.925 --> 26:23.210
‫پس تمام کاری که امروز انجام دادیم...

26:23.386 --> 26:24.797
‫هیچیه.

26:27.426 --> 26:29.729
‫منو از توی این چیز بیار بیرون.

26:30.153 --> 26:32.056
‫نه، وایسا، تازه برگشتیم به عقب.

26:32.100 --> 26:37.006
‫لوله سیاه بزرگ رو از توی کانال درآوردیم،

26:37.306 --> 26:39.712
‫و همون‌جا رهاش کردیم.

26:41.246 --> 26:42.239
‫ساعت چنده؟

26:42.240 --> 26:43.251
‫پنج، پنج و نیم.

26:43.252 --> 26:45.805
‫خدایا، کارگر ساختمونیم
‫و هنوز داریم کار می‌کنیم؟

26:45.806 --> 26:47.252
‫نکته خوبی بود.

26:47.300 --> 26:49.586
‫باید 3 ساعت پیش تموم می‌کردیم.

26:50.013 --> 26:51.120
‫بریم.

26:54.519 --> 26:55.452
‫
‫روز بعد...

26:55.453 --> 26:57.911
‫
‫من و کیلب دوباره کشاورز شدیم،

26:57.913 --> 27:03.112
‫
‫و رفتیم برای قدم زدن
‫توی یکی از مزارع جو.

27:03.679 --> 27:05.032
‫همه‌ی این...

27:05.060 --> 27:07.185
‫- خب؟
‫- ...می‌شه آبجو.

27:07.472 --> 27:09.119
‫امسال خوب به نظر می‌رسن، نه؟

27:09.173 --> 27:11.673
‫چند جریب جو بهاره کاشتیم؟

27:11.674 --> 27:14.033
‫اینجا؟ تقریبا 300 تن جو گیرت می‌اد.

27:14.033 --> 27:15.851
‫پس 300 تن جو بهاره.

27:15.853 --> 27:17.439
‫به واحد «پاینت» چقدر می‌شه؟
‫ (Pint واحد حجم در حدود نیم لیتر،
‫نام لیوانی بزرگ برای نوشیدن آبجو)

27:17.440 --> 27:18.786
‫خیلی زیاد.

27:19.266 --> 27:22.186
‫- اون دیگه از کجا اومده؟
‫- نمی‌دونم.

27:22.327 --> 27:23.460
‫ولی نمی‌خواد که اونجا باشه.

27:23.461 --> 27:25.332
‫می‌خوای اون یکی رو ببری بیرون؟

27:26.380 --> 27:28.964
‫- اگه بخوره به تیغه‌های کمباین...
‫- آره.

27:29.806 --> 27:32.232
‫سنگ‌های خونگی‌مون.
‫(مثل حیوون خونگی)

27:32.306 --> 27:33.565
‫اسم سنگ من «رونالد»ــه.

27:33.566 --> 27:34.979
‫مال من اسمش «دونالد»ــه.

27:35.613 --> 27:36.700
‫بگذریم.

27:39.280 --> 27:40.220
‫چیه؟

27:40.286 --> 27:41.320
‫خب...

27:41.673 --> 27:43.240
‫بازم یه تیکه‌شو از دست دادی.

27:43.346 --> 27:45.358
‫درسته که یه کم کم‌پشت‌تره، ولی...

27:45.360 --> 27:48.112
‫فکر کردم بعد از سال گذشته
‫با اون «قاچ کون کیلب»...
‫ (Kaleb's Crack)

27:48.113 --> 27:49.167
‫بی‌خیال دیگه!

27:49.168 --> 27:53.707
‫تقریبا 60 تا پاینت «هاوکستون» از دست رفت.
‫(برند آبجوی تولید جرمی کلارکسون)

27:53.913 --> 27:56.299
‫تو که نباید اینو به من بگی که.

27:56.300 --> 27:56.725
‫
‫- چی؟
‫تو که نباید اینو به من بگی که.

27:56.726 --> 27:59.039
‫تو نمی‌تونی اینو به من بگی.

27:59.233 --> 28:01.699
‫- واقعا؟ چرا؟
‫- زمینِ «Louse» رو دیدی؟

28:01.753 --> 28:04.393
‫- نه اخیرا.
‫- به نظر یه سر باید بریم.

28:05.426 --> 28:08.026
‫خیلی‌خب، هم‌اکنون آزادی، سنگ.

28:09.246 --> 28:11.079
‫
‫سپس کیلب منو به زمین Louse برد،

28:11.080 --> 28:14.319
‫
‫زمینی که توش خردل کاشته بودم،

28:14.440 --> 28:16.086
‫
‫و کوبید توی سرم.

28:16.806 --> 28:18.439
‫خب ببین، از اینجا
‫شروع کردی به بذرپاشی.

28:18.440 --> 28:20.260
‫از اینجا شروع کردیم، آره؟
‫خط‌های خوبی داره.

28:20.261 --> 28:23.593
‫می‌تونی ببینی که
‫خردل‌ها دارن رشد می‌کنن.

28:23.899 --> 28:25.592
‫و یه کم بیای جلوتر.

28:27.006 --> 28:28.792
‫یه تیکه‌ی بزرگ!

28:28.966 --> 28:30.807
‫ولی نگران این نباش.
‫فقط ادامه بده.

28:30.966 --> 28:32.972
‫خط‌های خوشگل اینجا، ببین.

28:33.899 --> 28:35.692
‫عه ببین یه تیکه دیگه.

28:36.146 --> 28:39.245
‫و بعدش:
‫«ای لعنت بهش، بهتر که
‫این تیکه رو هم از دست دادم.

28:39.246 --> 28:40.919
‫
‫بذرپاشی این تیکه چه بدردی می‌خوره؟»

28:40.960 --> 28:43.219
‫تقصیر اون بازوهایِ
‫لامصب بود که می‌ان بیرون.

28:43.220 --> 28:45.393
‫یعنی اگه یه «گوش‌خیزک»
‫توی این زمین راه می‌رفت،
‫(حشره‌ای با دو قلاب
‫انبرک مانند در انتهای شکم)

28:45.394 --> 28:48.040
‫رد مشخص‌تری از
‫خودش به جا می‌ذاشت.

28:48.133 --> 28:50.211
‫وقتی که انجامش می‌دادم،
‫می‌دونستم [این‌طوری می‌شه.]

28:50.213 --> 28:52.326
‫ولی فکر می‌کردم روی
‫هر بخشش دو بار می‌رم،

28:52.327 --> 28:54.593
‫به جای این‌که چند
‫ تیکه رو جا بندازم.

28:56.833 --> 28:58.446
‫خب ریدی دیگه.

29:02.640 --> 29:07.200
‫
‫خوشبختانه، پروژه سوپم موفق‌تر بود.

29:07.646 --> 29:11.706
‫
‫لوکا چند تا جوون جمع
‫کرده بود تا گزنه بچینن،

29:12.413 --> 29:14.526
‫
‫مقدار زیادیش رو پختن،

29:14.573 --> 29:18.863
‫
‫و به مسائل مربوط به
‫«تاریخ انقضا»ی چارلی رسیدگی کرد.

29:18.979 --> 29:23.590
‫
‫اما بعدش، وقتی که نشستم
‫تا درنهایت قیمت رو بررسی کنم،

29:23.653 --> 29:26.419
‫
‫همه چیز یه کمی اشتباه پیش رفت.

29:35.393 --> 29:36.880
‫خدایا این که...

29:39.860 --> 29:41.380
‫خدایا!

29:42.366 --> 29:43.685
‫
‫رفتم به سمت فروشگاه،

29:43.686 --> 29:48.019
‫
‫با دونستن این‌که باید چاپ‌لوسی لیزا رو بکنم.

29:50.400 --> 29:52.149
‫- سلام!
‫- ببین چی آوردم.

29:52.200 --> 29:54.299
‫- آب جنگلی!
‫- وای خدایا.

29:54.300 --> 29:56.280
‫سوپ گزنه سرد!

29:56.359 --> 29:57.399
‫Wow.

29:58.106 --> 29:59.745
‫«آب جنگلی»، عاشق اسمشم.

29:59.746 --> 30:03.126
‫آره، آب جنگلی.
‫خنک و خوشمزه.

30:03.127 --> 30:03.927
‫Wow.

30:03.928 --> 30:04.695
‫آره.

30:04.746 --> 30:07.426
‫تنها مشکل جزئی که داره اینه که...

30:07.513 --> 30:10.579
‫باید مشتری‌ها رو متقاعد کنی که...

30:10.779 --> 30:13.252
‫که گزنه بذارند توی دهن‌شون...

30:13.493 --> 30:17.439
‫و 10 پوند برای همچین سعادتی پول بدن.

30:17.506 --> 30:18.566
‫چرا 10 پوند؟

30:18.686 --> 30:19.613
‫10 پوند.

30:19.687 --> 30:20.669
‫چرا؟

30:20.780 --> 30:22.283
‫حساب کتاب کردم.

30:22.433 --> 30:23.873
‫چرا قبل از این‌که انجامش
‫بدی حساب کتاب نمی‌کنی؟

30:23.874 --> 30:25.679
‫قبلش حساب کتاب کردم.

30:25.733 --> 30:26.693
‫ولی...

30:26.840 --> 30:28.213
‫برای برداشت‌شون...

30:28.213 --> 30:30.553
‫باید بچه‌ها رو استخدام می‌کردیم.

30:30.606 --> 30:32.633
‫8 ساعت کار کردن،

30:32.686 --> 30:36.566
‫گزنه‌ها رو چیدن، برگ‌های بالایی
‫رو جدا کردن و بعد شستنش.

30:36.619 --> 30:39.192
‫و فقط به اندازه‌ی 80 لیوان تولید کردن.

30:39.193 --> 30:41.405
‫پس فکر کردی بچه‌ها مفت کار می‌کنن؟

30:41.453 --> 30:42.990
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم
‫از بچه‌ها استفاده کنم.

30:42.991 --> 30:45.550
‫فکر می‌کردم بتونم
‫با دستگاه انجامش بدم،

30:45.551 --> 30:46.850
‫ولی جواب نداد.

30:46.886 --> 30:48.572
‫باید کمی سرش ضرر کنی.

30:48.573 --> 30:50.219
‫ضرر نمی‌کنم!

30:50.319 --> 30:53.066
‫خب پس اصلا فروش نمی‌رن.
‫باید کم و زیادش کنی.

30:53.107 --> 30:55.187
‫و یه مشکل دیگه هم هست.

30:55.367 --> 30:57.800
‫- می‌تونم تاریخ انقضا رو ببینم.
‫- آره.

30:57.879 --> 30:59.626
‫سه روز تاریخ مصرف داره.

30:59.627 --> 31:03.166
‫و روز تولید هم به عنوان روز اول
‫حساب می‌شه که دیروز بود.

31:03.166 --> 31:05.299
‫پس امروز روز دومه.

31:05.367 --> 31:08.012
‫و باید تا پایان ساعتِ
‫کاری فردا فروخته بشن.

31:08.013 --> 31:09.719
‫خب می‌دونی که امروز مغازه بسته‌ست.

31:09.719 --> 31:11.199
‫- چی؟
‫- موجودی.

31:11.293 --> 31:12.346
‫شمارشِ موجودی می‌کنم.

31:12.347 --> 31:14.712
‫می‌دونی که من
‫چهارشنبه‌ها شمارش می‌کنم.

31:16.079 --> 31:18.365
‫خب این حدول شمارش موجودیمه.
‫ببین دارم شمارش می‌کنم.

31:18.366 --> 31:21.126
‫آره، می‌دونم ولی 80 تا
‫از این‌ها برای فروش دارم.

31:21.127 --> 31:22.872
‫بهتره کنار جاده وایسی بفروشی.

31:22.906 --> 31:24.425
‫سعی کن 10 پوند بفروشیش.

31:24.426 --> 31:26.078
‫نه، 10 پوند فروش نمی‌ره.

31:26.080 --> 31:27.678
‫پس 9.99 پوند بفروش.

31:27.679 --> 31:30.219
‫می‌تونم به عنوان هدیه بدم‌شون.

31:30.220 --> 31:32.719
‫نه، لطفا سعی کن؟

31:37.432 --> 31:41.052
‫
‫با حسی مثل کاندیدهای «کارآموز»
‫که توی هفته اول اخراج می‌شن،
‫ ( برنامه بریتانیایی با استایل کسب‌وکار)

31:41.053 --> 31:43.326
‫
‫از اونجا رفتم.

31:44.800 --> 31:47.679
‫
‫و روز بعد، وقتی که فروشگاه باز شد،

31:47.680 --> 31:52.826
‫
‫شمارش معکوس تاریخ
‫انقضای سوپ گزنه شروع شد.

31:53.093 --> 31:55.346
‫
‫«10 صبح»

32:01.210 --> 32:03.430
‫
‫«12 ظهر»

32:07.130 --> 32:09.357
‫
‫«2 بعد از ظهر»

32:10.070 --> 32:13.110
‫سوپ گزنه‌ست با قیمت 9.99 پوند.

32:13.146 --> 32:14.579
‫جدی می‌گی؟

32:15.053 --> 32:17.053
‫
‫«5 بعد از ظهر»

32:17.193 --> 32:21.240
‫
‫در زمان بستن مغازه،
‫لیزا اصلا خوش‌حال نبود.

32:22.172 --> 32:24.960
‫مسخره‌ست، هیچ‌کاری
‫نمی‌تونم بکنم با این‌ها.

32:24.961 --> 32:27.194
‫و از قبل برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

32:27.246 --> 32:28.966
‫هیچ هشداری بهم نمی‌ده.

32:29.133 --> 32:31.886
‫فقط این سوپ‌ها رو...

32:31.946 --> 32:33.752
‫با اون چهره‌یِ احمقانه‌ش
‫روشون برای من می‌اره،

32:33.753 --> 32:36.018
‫قیمت‌شو می‌ذاره 10 تا و می‌گه:
‫«بفروش‌شون.»

32:36.019 --> 32:37.899
‫و منصفانه نیست، احمقانه‌ست.

32:37.900 --> 32:39.680
‫یه جورایی مغازه رو
‫احمقانه جلوه می‌ده که...

32:39.681 --> 32:42.607
‫داره این‌ها رو 10 پوند
‫می‌فروشه تا واسه خودش...

32:46.080 --> 32:48.119
‫
‫با پروژه‌ی سوپ گزنه‌م که...

32:48.120 --> 32:52.972
‫
‫که باعث وخیم‌تر شدن اوضاع
‫در جبهه اقتصادی و داخلی شد،

32:53.039 --> 32:55.739
‫
‫تصمیم گرفتم که رهاش کنم،

32:55.873 --> 32:59.153
‫
‫و روی پروژه قارچ‌ها تمرکز کنم.

33:02.126 --> 33:04.936
‫
‫آلن، برق رو به پناهگاه رسوند،

33:04.960 --> 33:07.880
‫
‫تجهیزات لازم رو نصب کرد...

33:07.881 --> 33:09.173
‫و اینو ببین.

33:09.453 --> 33:12.166
‫برای «سلامت و ایمنی».
‫خیلی غیرعادیه.

33:13.113 --> 33:14.919
‫- چیه این؟
‫- برای این‌که سقفو نگه داره.

33:14.920 --> 33:17.126
‫- «رول بار»ــه.
‫- آره همینه!
‫ (Roll cage اسکلتی که درون خودروهای
‫اسپرت برای ایمنی راننده نصب می‌شود)

33:17.166 --> 33:21.186
‫
‫...و زمانی که «والتر وایت»
‫همه چیز رو ضدعفونی کرد،
‫ (Walter White نام کاراکتری
‫ در سریال Breaking Bad)

33:21.186 --> 33:25.279
‫
‫آماده بودیم تا اولین
‫محموله رو دریافت کنیم.

33:28.560 --> 33:30.419
‫شما آدم‌های قارچی هستین؟

33:30.420 --> 33:32.416
‫آره، مردهای قارچی هستیم.

33:34.707 --> 33:35.879
‫وای خدایا، جرمی.

33:35.880 --> 33:38.525
‫- پشمام.
‫- یا موسی!

33:38.526 --> 33:41.539
‫فقط چند تا کیسه برای شما.

33:41.540 --> 33:44.506
‫خب، چند نوع قارچه؟

33:44.647 --> 33:46.247
‫سه نوع قارچ.

33:46.248 --> 33:47.167
‫که چی هستن؟

33:47.168 --> 33:48.507
‫«صدف خاکستری»،

33:48.508 --> 33:49.687
‫«شاه‌بلوط خال‌دار»،
‫(قارچی که لایه بیرونی آن خال‌دار است و
‫طعمی و بویی مانند مارچوبه و بامبو دارد)

33:49.688 --> 33:51.229
‫و «یال شیر».
‫(قارچی با خارهای بلند و طعم
‫و بویی مانند شاه‌میگو یا خرچنگ)

33:51.230 --> 33:52.114
‫چی؟

33:52.227 --> 33:54.239
‫- استیک خوبی ازش در می‌اد.
‫- با یال شیر؟

33:54.240 --> 33:55.000
‫آره.

33:55.001 --> 33:57.252
‫- قاچش می‌کنید...
‫- گاوها استیک خوبی می‌سازن.

33:57.253 --> 33:59.213
‫قارچ هم همین‌طور، آره.

33:59.305 --> 34:00.372
‫چی داره می‌گه؟

34:00.373 --> 34:01.905
‫- استیکِ قارچ؟
‫- آره!

34:01.906 --> 34:03.320
‫مسخره‌ست.

34:03.518 --> 34:06.298
‫چی داخل این کیسه‌هاست؟

34:06.499 --> 34:10.319
‫تقریبا ترکیبی از هر چیزیه که
‫به صورت محلی در دسترس‌مون بوده.

34:10.320 --> 34:12.606
‫خب می‌ریم به چوب‌بری‌های محلی،

34:12.640 --> 34:15.925
‫هر کسی که چیزی تولید
‫می‌کنه که «ماده آلی زائد» داره،
‫(ماده‌ای از ترکیبات آلی که از بقایایِ
‫گیاهان، جانوان و غیره به‌دست می‌اید)

34:15.926 --> 34:17.246
‫می‌ریم و جمع‌آوریش می‌کنیم.

34:17.310 --> 34:19.558
‫چطور قارچ‌ها می‌دونن
‫که تویش رشد کنن؟

34:19.559 --> 34:21.851
‫یا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن؟

34:21.852 --> 34:24.152
‫تقریبا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن.

34:24.153 --> 34:26.439
‫مثلا قارچ صدفی می‌تونی
‫توی پارچه رشدش بدی.

34:26.440 --> 34:28.513
‫مردم توی کلاه و لباس
‫و کفش رشدش دادن.

34:28.514 --> 34:29.640
‫- کلاه؟
‫- هر چیزی.

34:29.641 --> 34:31.479
‫- البته برداشت کمی داره.
‫- آره.

34:31.533 --> 34:32.879
‫- کلاه؟!
‫- آره.

34:32.880 --> 34:34.379
‫خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

34:34.380 --> 34:35.227
‫
‫- آره.
‫خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

34:43.299 --> 34:44.579
‫هنوزم هست.

34:46.913 --> 34:48.099
‫خیلی هم هست.

34:48.200 --> 34:49.487
‫لعنت بهش.

34:50.793 --> 34:53.926
‫نگرفتم چی شد، همه این‌ها
‫رو که نمی‌بریم داخل، مگه نه؟

34:55.393 --> 34:57.173
‫فکر کنم زیادی خریدم.

35:02.200 --> 35:04.120
‫قطعا زیادی خریدم.

35:06.553 --> 35:07.433
‫خدایا.

35:07.434 --> 35:10.392
‫قراره از «سینزبوریز» هم
‫بیشتر قارچ داشته باشی.
‫ (شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای در بریتانیا)

35:10.393 --> 35:12.440
‫- نگاه کن!
‫- این‌قدر غر نزن!

35:15.340 --> 35:17.219
‫
‫همین‌طور که قفسه‌ها رو پر می‌کردیم،

35:17.220 --> 35:22.600
‫
‫به درون یه درس زیست‌شناسیِ
‫واقعا شگفت‌انگیز کشیده شدم.

35:22.853 --> 35:26.839
‫قارچ فقط اندام تناسلیِ «میسیلیوم» هست.
‫ (Mycelium شبکه‌ای از رشته‌های
‫درهم‌پیچیده که ریشه‌ی قارچ هستند)

35:26.840 --> 35:29.026
‫نمی‌دونم این کلمه‌ای
‫که هِی می‌گی چیه.

35:29.027 --> 35:30.152
‫میسیلیوم.

35:30.153 --> 35:31.679
‫میسیلیوم یه موجود زنده‌ست.

35:31.680 --> 35:33.479
‫قارچ هم اندام تناسلی برای تکثیرشه.

35:33.480 --> 35:36.900
‫اندام تناسلی برای تکثیر میسیلیوم...

35:36.901 --> 35:37.939
‫- ...قارچه؟
‫- آره.

35:37.940 --> 35:40.133
‫پس قارچ می‌شه کیر.

35:40.160 --> 35:41.200
‫قارچ مثل کیرشه.

35:41.201 --> 35:44.578
‫تمام هدف زندگیش
‫اینه که میوه(ثمر) بده،

35:44.579 --> 35:47.366
‫تا جایی که ممکنه «هاگ»
‫آزاد کنه و بعد بمیره.

35:47.433 --> 35:50.198
‫پس وقتی که یه گیاه‌خوار
‫ببینم که داره قارچ می‌خوره،

35:50.199 --> 35:51.560
‫می‌تونم بگم:

35:51.635 --> 35:55.128
‫- «در واقع داری یه کیر گنده می‌خوری.»
‫- [می‌تونی بگی:] «اون کیرو از دهنت در بیار.»

35:55.129 --> 35:56.001
‫آره!

35:56.317 --> 35:57.443
‫قطعا می‌تونی بگی!

35:57.443 --> 35:59.303
‫میسیلیوم چه شکلیه؟

35:59.347 --> 36:00.440
‫یه موجود زنده‌ست.

36:00.441 --> 36:02.008
‫- موجود زنده‌ست؟
‫- آره.

36:02.009 --> 36:03.840
‫پس مثل من.

36:03.886 --> 36:05.886
‫- مثل ما، دقیقا.
‫- آره.

36:06.433 --> 36:10.228
‫در حقیقت، ما خیلی خیلی
‫نزدیک به میسیلیوم هستیم.
‫(وابسته هستیم)

36:10.653 --> 36:12.752
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای روی این سیاره.

36:12.753 --> 36:13.933
‫- چی؟
‫- آره.

36:14.453 --> 36:18.346
‫به عنوان انسان هنوز یه لایه
‫میسیلیوم در سراسر بدن‌مون داریم.

36:18.426 --> 36:19.399
‫چی؟

36:19.440 --> 36:21.172
‫یعنی می‌تونی روی من قارچ رشد بدی؟
‫ (مشابه سکانسی در سریال Hannibal)

36:21.173 --> 36:23.159
‫قطعا می‌تونیم روت قارچ پرورش بدیم.

36:23.160 --> 36:24.846
‫البته اول باید بکشیمت،

36:24.846 --> 36:27.346
‫- ...ولی می‌تونیم روت پرورش بدیم.
‫- ولی می‌تونید؟

36:27.880 --> 36:30.645
‫
‫همان‌طور که جلوی کیسه‌ها
‫رو ضدعفونی می‌کردیم،

36:30.646 --> 36:34.739
‫
‫درس زیست‌شناسیم حتی عجیب‌تر هم شد.

36:35.233 --> 36:37.433
‫ولی میسیلیوم...

36:37.620 --> 36:39.692
‫روی «DNA» کجاست؟
‫(ساختاری درون هسته سلول‌ها،
‫دارای دستورالعمل‌های ژنتیک)

36:39.746 --> 36:42.346
‫مثل دایناسورهاست یا مثل ما؟

36:42.493 --> 36:43.999
‫براش تئوری های مختلفی وجود داره.

36:44.000 --> 36:47.205
‫یکی از مطرح‌ترین‌هاش
‫می‌گه که در واقع از فضا می‌اد.

36:47.206 --> 36:49.286
‫این چیزیه که بهش معتقدند.

36:49.693 --> 36:53.319
‫ساختارهایی مشابه میسیلیوم
‫رو روی شهاب‌سنگ‌ها...

36:53.426 --> 36:55.532
‫و تکه زباله‌های فضایی پیدا کردن.

36:55.533 --> 36:56.406
‫خب...

36:56.759 --> 36:59.364
‫این یعنی قارچ‌ها کیرهای فضایی هستن.

36:59.365 --> 37:00.119
‫آره.

37:00.220 --> 37:02.964
‫با همین اسم توی
‫فروشگاه می‌فروشم‌شون.

37:03.053 --> 37:05.472
‫«کیرهای فضایی درجه یک جرمی»

37:05.473 --> 37:07.504
‫حتی به‌شون برچسب
‫قارچ هم نمی‌زنه! فقط...

37:07.505 --> 37:09.506
‫«کیرهای فضایی»

37:11.166 --> 37:15.486
‫
‫با ایجاد برش‌هایی در کیسه‌ها
‫برای رشد کیرهای فضایی،

37:15.487 --> 37:18.413
‫
‫رطوبت‌ساز رو روشن کردیم،

37:19.059 --> 37:21.992
‫
‫و گذاشتیم جادو آغاز شود.

37:23.486 --> 37:24.400
‫کار خوبیه.

37:24.519 --> 37:26.599
‫- آره، خوب به نظر‌ می‌رسه.
‫- خیلی‌خب.

37:33.146 --> 37:35.016
‫
‫پناهگاه رو با خوش‌حالی از اینکه...

37:35.017 --> 37:38.428
‫
‫مردهای قارچی از دم و دستگاهِ
‫من راضی بودند، ترک کردم.

37:39.886 --> 37:43.912
‫
‫و روز بعد، مشغول به
‫ساختن یه آغل شدم،

37:44.573 --> 37:47.745
‫
‫برای تعدادی ورودی‌هایِ
‫جدیدِ Diddly Squat.

37:48.066 --> 37:50.159
‫یه هفته‌شونه.
‫سن‌شون یه هفته‌ست.

37:50.160 --> 37:51.132
‫وای!

37:51.399 --> 37:54.899
‫
‫خیلی مشتاقِ این رویداد بودم.

37:55.112 --> 37:56.579
‫
‫اما کیلب...

37:56.673 --> 37:58.166
‫
‫خیلی کمتر.

37:58.733 --> 38:00.579
‫نگاه چقدر از فضای سوله رو گرفته.

38:00.580 --> 38:01.125
‫
‫- آره.
‫نگاه چقدر از فضای سوله رو گرفته.

38:01.126 --> 38:02.785
‫نگاه چقدر از فضای رو گرفته.

38:02.786 --> 38:03.720
‫گوش کن کیلب.

38:03.721 --> 38:05.571
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

38:05.572 --> 38:06.559
‫
‫- بگو.
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

38:06.933 --> 38:08.546
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

38:08.547 --> 38:09.318
‫
‫- آره.
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

38:09.319 --> 38:12.732
‫
‫- خودم خبر دارم.
‫قراره با یارانه‌هایِ
‫زیست محیطی جایگزین بشن.

38:12.733 --> 38:13.359
‫آره.

38:13.360 --> 38:15.780
‫مواردی مثل استفاده از بزها...

38:15.781 --> 38:17.906
‫برای ایجاد زمین کشاورزی بیشتر.

38:17.926 --> 38:19.293
‫آره، این یارانه‌ها رو دیده‌ام.

38:19.294 --> 38:21.612
‫و بز رو توی اون لیست ندیده‌ام.

38:21.613 --> 38:24.559
‫هر چی بخوای باهات شرط می‌بندم
‫که برای اون بزها کمک مالی می‌گیرم.

38:24.560 --> 38:25.499
‫چون که...

38:25.846 --> 38:28.079
‫چون قراره از بزها...

38:28.080 --> 38:30.918
‫برای کاری استفاده کنم که
‫یه دستگاه معمولا انجام می‌ده،

38:30.919 --> 38:33.839
‫که به عنوان کشاورزیِ
‫زیست محیطی به‌شمار می‌اد.

38:35.466 --> 38:36.573
‫
‫به‌طور خلاصه:

38:36.574 --> 38:39.785
‫
‫نیاز داشتم که تا جایِ
‫ممکن خارها و بوته‌ها رو...

38:39.786 --> 38:42.393
‫
‫از زمین‌های غیر زراعیم پاک کنم.

38:43.079 --> 38:44.199
‫
‫و به‌طرز آزاردهنده‌ای،

38:44.200 --> 38:48.799
‫
‫مناطق زیادی وجود داشت که «WALL-E»،
‫رباتِ خردکنِ دوست داشتنیِ من،
‫ (نام شخصیت و انیمیشنی معروف)

38:48.799 --> 38:51.121
‫
‫نمی‌تونست به‌شون
‫دسترسی پیدا کنه.

38:51.653 --> 38:55.533
‫اون ضخیم‌ترین بوته توی کل مزرعه‌ست،

38:55.533 --> 38:59.311
‫و هیج راهی نداره که
‫بتونم اینو ببرم اونجا.

38:59.851 --> 39:03.003
‫
‫پس ایده‌ی هوشمندانه‌یِ
‫خرید بزها رو داشتم،

39:03.004 --> 39:05.157
‫
‫تا کارو انجام بدن،

39:05.273 --> 39:09.115
‫
‫که کیلب فکر می‌کرد
‫فقط هدر دادنِ پوله.

39:09.186 --> 39:10.488
‫
‫(دیالوگ‌های سریع و زیاد)

39:10.553 --> 39:13.525
‫می‌دونی این 30 تا بز چند بودن؟

39:13.526 --> 39:14.965
‫- [کیلب] چقدر؟
‫- [لیزا] هر کدوم 10 پوند؟
‫- [جرمی] کلا 300 پوند.

39:14.966 --> 39:16.318
‫هر کدوم 10 پوند.

39:16.319 --> 39:17.318
‫10 پوند!

39:17.319 --> 39:19.405
‫باید مجانی می‌دادن بهت.

39:19.559 --> 39:21.211
‫- فقط 10 پونده!
‫- برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

39:21.212 --> 39:23.532
‫- برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

39:23.686 --> 39:25.659
‫ببین چی می‌گم، من
‫می‌تونم ازشون پول در بیارم.

39:25.660 --> 39:28.119
‫یه «باغ وحش اهلی»
‫می‌زنیم توی مغازه.
‫(باغ وحشی که مردم می‌توانند
‫حیوانات اهلی و رام‌شده را نوازش کنند)

39:28.120 --> 39:31.232
‫- 10 پوند به ازای 15 دقیقه با اون‌ها.
‫- داری درباره «مزرعه سرگرمی» حرف می‌زنی!
‫(مزارعی که به هدف تفریح و بدون
‫انتظارِ منبع درآمد ساخته می‌شوند)

39:31.233 --> 39:32.466
‫- خدای بزرگ!
‫- اما ازش پول در می‌ارم.
‫[نامفهوم]

39:32.467 --> 39:34.920
‫یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

39:34.921 --> 39:36.292
‫
‫- نه، نیست.
‫یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

39:36.366 --> 39:38.079
‫بخشِ تو فقط 500 جریبه.

39:38.080 --> 39:39.845
‫بخش منم 500 جریبه،

39:39.846 --> 39:42.759
‫و حدود 490 جریبش پر از بوته‌ست.

39:42.806 --> 39:44.580
‫بزها رو می‌ذاریم توی بوته‌ها،

39:44.581 --> 39:47.067
‫زمین کشاورزی بیشتری می‌سازیم.

39:47.173 --> 39:50.040
‫- نمی‌تونم دستگاهم رو ببرم اونجا!
‫- از دستگاه استفاده کن، تو که عاشقشی!

39:50.041 --> 39:51.040
‫نشونت دادم که،
‫نمی‌تونی بری...

39:51.041 --> 39:53.120
‫با لودر بلندش می‌کنم
‫می‌ذارمش اونجا برات.

39:53.121 --> 39:54.160
‫[نامفهوم]

39:54.161 --> 39:55.905
‫دیگه دیره، بزها دارن می‌ان.

39:55.906 --> 39:57.852
‫فقط حفت‌تون ساکت بشین.

39:57.959 --> 39:59.599
‫باید اینو راه بندازیم.

39:59.680 --> 40:01.226
‫فعلا هنوز شیر می‌خورن.

40:01.226 --> 40:03.133
‫- چند تا بزغاله‌ن؟
‫- 30 تا.

40:03.193 --> 40:05.079
‫باید یادشون بدیم که
‫چطور استفاده کنن ازش.

40:05.080 --> 40:08.011
‫- این دیگه می‌شه «بقای اصلح».
‫- چطور به یه بز یاد می‌دی تا
‫از یه اپلیکیشن استفاده کنه؟
‫(اصطلاحی که می‌گوید گونه‌ی قوی‌تر و
‫مناسب‌تر، زنده می‌ماند، «هربرت اسپنسر»)

40:08.012 --> 40:10.191
‫- یا از اون برنامه کامپیوتری؟
‫- اون که برای استفاده‌ی توئه.

40:10.193 --> 40:13.139
‫تو فقط پودر شیر رو می‌ریزی این بالا.

40:13.320 --> 40:14.939
‫اون شیرخشکه.

40:15.206 --> 40:16.459
‫می‌دونی هر گونیش چقدره؟

40:16.460 --> 40:17.846
‫وای خدا، چقدره؟

40:17.847 --> 40:18.912
‫[نامفهوم]
‫وای خدایا، چقدره؟

40:18.913 --> 40:22.046
‫- حدس بزن هر کیسه چقدره؟
‫- 40 پوند؟ 50 تا؟

40:22.259 --> 40:23.986
‫- نه! نیست؟
‫- 60 پوند؟

40:24.213 --> 40:25.438
‫- 80 پوند؟!
‫- 70 پوند.

40:25.439 --> 40:27.138
‫- 70 پوند؟
‫- این 70 پونده؟!

40:27.140 --> 40:28.140
‫خب...

40:28.650 --> 40:32.098
‫- حالا بازم می‌گی که
‫ازش پول درمی‌اری یا نه؟
‫- چیز گرونیه.

40:32.099 --> 40:34.012
‫دارم زمین می‌سازم.

40:36.006 --> 40:38.839
‫
‫به محض این‌که همه
‫چیز رو آماده کردیم...

40:38.840 --> 40:40.080
‫بزها!

40:40.333 --> 40:43.219
‫
‫«لیزی»، خانوم پرورش‌دهنده بزها از راه رسید.

40:43.220 --> 40:44.466
‫صبح‌تون بخر!

40:44.506 --> 40:46.093
‫خب 30 تا بز.

40:46.094 --> 40:47.879
‫همه‌شون بزغاله‌ن، خدمت شما.

40:47.953 --> 40:50.440
‫خب بیاید این‌طرف.
‫درب شیب‌دار.

40:52.593 --> 40:55.066
‫خدای من! نگاه‌شون کن!

40:56.999 --> 40:58.866
‫
‫اما قبل از این‌که
‫بتونیم پیاده‌شون کنیم،

40:58.867 --> 41:01.892
‫
‫لیزی باید دستگاه شیردهی
‫رو راه‌اندازی می‌کرد.

41:02.099 --> 41:04.225
‫آره، باید نوک پستونک‌ها
‫رو فشار بدی داخل.

41:04.226 --> 41:05.758
‫- آره، اون‌طرفش. یه دونه قرمز...
‫- و بعدش...

41:05.759 --> 41:07.725
‫- و بعد یه دونه سفید.
‫- و بذار داخلش، آره.

41:07.726 --> 41:10.752
‫و بعد همین کار رو
‫اون‌طرف و اونجا انجام می‌دید.

41:10.753 --> 41:12.133
‫خب، اینم از این.

41:12.199 --> 41:14.385
‫می‌توین اون یکی رو وصل کنی؟
‫عالیه.

41:14.387 --> 41:17.526
‫و بعدش فقط باید کیسه‌یِ
‫شیرخشک رو بریزید توی مخزن بالاش.

41:17.566 --> 41:19.585
‫هر کیسه 70 پوند.

41:19.586 --> 41:21.438
‫مثل طلای مایع‌ست.

41:21.439 --> 41:24.199
‫به شدت باید از شیرخشک‌تون محافظت کنید.

41:24.327 --> 41:25.712
‫بریز داخلش پس.

41:25.793 --> 41:27.473
‫کاری که می‌کنه اینه که...

41:27.474 --> 41:29.412
‫مقدار مشخصی شیرخشک رو...

41:29.413 --> 41:31.153
‫به مقدار مشخصی آب اضافه می‌کنه.

41:31.154 --> 41:32.852
‫- پس عرضه و تقاضاست؟
‫- آره.

41:32.853 --> 41:33.632
‫و دائما وصله.

41:33.633 --> 41:35.751
‫به محض این‌که به یه نقطه خاص برسه،

41:35.752 --> 41:37.825
‫به‌طور خودکار دوباره پر می‌شه.

41:37.826 --> 41:39.965
‫و یه پمپ داخلشه دیگه، مگه نه؟

41:39.966 --> 41:40.912
‫نه، پمپ نداره.

41:40.913 --> 41:43.233
‫- پس خودشون باید بمکن؟
‫- آره و به کمک جاذبه.

41:43.234 --> 41:47.692
‫خب باید «لیندا لاولیس» باشن
‫تا این همه مسیر رو بمکن.
‫ (Linda Lovelace پورن‌استار آمریکایی
‫ معروف برای ژانر Deep Throat)

41:47.800 --> 41:50.206
‫و یه کیسه تا کِی جوابه؟

41:50.279 --> 41:53.559
‫با 30 تا بزغاله توی این سن،
‫حداقل یه روز.

41:53.673 --> 41:56.372
‫- خیلی زیاد نمی‌خورن.
‫- یه روز؟

41:56.373 --> 41:58.940
‫یه روز؟ فکر کردم
‫می‌خوای بگی 3 هفته.

41:59.000 --> 42:00.239
‫- خب این خیالِ خامه.
‫- یه روز؟

42:00.240 --> 42:02.846
‫- ما معمولا...
‫- 70 پوند در روز؟

42:02.939 --> 42:06.686
‫می‌تونم ازت یه لطف بزرگ بخوام؟
‫هیچی به کیلب نگو!

42:06.820 --> 42:08.879
‫فرایندیه که لازمه بدونه.

42:08.986 --> 42:10.680
‫
‫با رسیدگی به تمام موارد،

42:10.681 --> 42:13.940
‫
‫حالا نوبتِ جای خوبش رسیده بود.

42:14.526 --> 42:15.692
‫سلام، بزغاله‌ها!

42:15.693 --> 42:18.800
‫- اون‌ها بزرگن.
‫- به Diddly Squat خوش اومدید.

42:19.720 --> 42:20.600
‫بفرمایید.

42:20.601 --> 42:21.772
‫چند سال‌شونه؟

42:21.773 --> 42:23.900
‫دو هفته‌شونه.
‫- دو هفته؟

42:26.726 --> 42:28.160
‫چقدر خوشگلی.

42:31.726 --> 42:34.446
‫آماده؟ خونه جدیدتو ببین!

42:35.987 --> 42:37.827
‫اخته هم شدن؟

42:37.873 --> 42:39.600
‫آره، اخته شدن.

42:40.366 --> 42:42.526
‫حیوون بودن عالیه.

42:42.693 --> 42:45.726
‫«عه مَردی؟ پس تخم‌هاتو می‌کنیم!.»

42:45.853 --> 42:48.819
‫- «ولی ممکنه به‌شون نیاز پیدا کنم؟»
‫- «نه، نداری.»

42:49.733 --> 42:52.316
‫- دو تای آخره، آره؟
‫- اینم از این.

42:53.406 --> 42:54.458
‫خب، نگاه‌شون کن.

42:54.459 --> 42:55.606
‫خیلی بامزه‌ن.

42:55.607 --> 42:56.959
‫و این‌طرف هم دارن غذا می‌خورن.

42:56.960 --> 42:59.419
‫آره، این چیزیه که نیاز دارید.
‫دارن شیر می‌نوشن.

42:59.546 --> 43:01.198
‫و بقای اصلح که نیست؟

43:01.199 --> 43:03.180
‫نه، خودش می‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن.

43:03.181 --> 43:04.359
‫همه‌شون می‌دونن چطور بخورن.

43:04.360 --> 43:07.039
‫چطور جلوی این همه
‫شیر خوردن‌شون رو بگیریم؟

43:07.040 --> 43:09.413
‫چون خیلی گرونه.

43:12.226 --> 43:13.346
‫نظاره کن!

43:13.347 --> 43:14.285
‫بی‌خیال دیگه!

43:14.286 --> 43:15.859
‫این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

43:15.860 --> 43:16.700
‫
‫- آره.
‫این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

43:16.880 --> 43:18.525
‫می‌دونی چقدر شیر می‌خورن، کیلب؟

43:18.526 --> 43:20.359
‫نه، ای خدا...
‫چرا...

43:20.506 --> 43:22.159
‫چرا داری بهش می‌گی؟

43:22.160 --> 43:25.323
‫به نظرت هر هفته
‫چند تا کیسه می‌خورن؟

43:25.393 --> 43:27.588
‫نمی‌دونم، 2 تا کیسه؟

43:27.699 --> 43:28.808
‫7 تا...

43:29.040 --> 43:30.152
‫در هفته.

43:31.159 --> 43:33.479
‫پس برای دو ماه اینجا هستن.

43:33.646 --> 43:35.398
‫معمولا می‌گن که 12 هتفه.
‫(سه ماه)

43:35.400 --> 43:37.013
‫مال ما معمولا...

43:37.014 --> 43:39.238
‫از هفته دهم از شیر می‌گیریم‌شون،

43:39.239 --> 43:40.832
‫البته اگه شروع خوبی داشته باشین.

43:40.833 --> 43:42.733
‫پس ده هفته...

43:42.806 --> 43:44.280
‫و بعدش می‌تونن بوته‌ بخورن؟

43:44.393 --> 43:45.959
‫تقریبا همه چیز می‌خورن.

43:45.960 --> 43:48.652
‫اما آره، اگه بخوای برات
‫مقداری پاک‌سازی هم می‌کنن.

43:48.653 --> 43:50.158
‫قطعا، برای همین نیازشون دارم.

43:50.159 --> 43:53.185
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

43:53.186 --> 43:54.345
‫
‫- خدمت شما.
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

43:54.466 --> 43:55.986
‫و گازوئیل کمتری مصرف می‌کنند.

43:55.987 --> 43:57.946
‫چقدر تو نازی.

43:58.293 --> 43:59.859
‫اومدی برای بوس؟

44:01.473 --> 44:02.569
‫بوس؟

44:06.040 --> 44:09.946
‫
‫با مستقر شدن بزها، حالا باید
‫وینرها رو تفکیک جنسیتی می‌کردیم،

44:09.947 --> 44:11.639
‫
‫که در زبان انگلیسی...

44:11.640 --> 44:16.179
‫
‫یعنی باید خوک‌های نر رو
‫از خواهرهاشون جدا کنیم،

44:16.292 --> 44:20.819
‫
‫چون به این... سِن رسیدن.

44:22.073 --> 44:23.500
‫نرها می‌رن داخل این.
‫
‫متن روی تی‌شرت جرمی:
‫«دارم وینرهام رو تفکیک جنسیتی می‌کنم»

44:23.501 --> 44:24.832
‫پس سه متر بین‌شون فاصله‌ست.

44:24.833 --> 44:26.833
‫بعد ماده‌ها می‌رن داخل این.

44:27.167 --> 44:27.800
‫آره.

44:30.507 --> 44:31.720
‫تفکیک جنسیتی.

44:32.699 --> 44:35.083
‫- تفکیک جنسیتی داره رخ می‌ده؟
‫- نه.

44:35.246 --> 44:36.453
‫خوب پیش رفت.

44:36.686 --> 44:39.079
‫فقط داری پشت سرشون راه می‌ری.

44:39.080 --> 44:43.113
‫نه، دارم برمی‌گدونم‌شون سمتِ
‫تو تا ببریم‌شون توی یه گوشه.

44:44.073 --> 44:46.619
‫نه، نتونستم ببرم‌شون توی یه گوشه.

44:46.846 --> 44:48.286
‫دارن می‌ان.

44:48.732 --> 44:50.019
‫و می‌رن.

44:51.200 --> 44:52.439
‫بیا بیرون خوکولی.

44:52.753 --> 44:53.920
‫بیا بیرون.

44:54.666 --> 44:55.440
‫نه؟

44:55.546 --> 44:57.033
‫بیاین بیرون خوکولی‌ها.

44:57.499 --> 44:59.019
‫بیاین خوکولی‌ها.

44:59.020 --> 45:00.380
‫لعنت بهش!

45:01.973 --> 45:03.086
‫عه آره!

45:03.386 --> 45:04.346
‫آره!

45:04.660 --> 45:05.352
‫وای خدایا!

45:05.353 --> 45:07.838
‫نه، از یه جای باریک رفتن بیرون،

45:07.839 --> 45:09.513
‫و فرار کردن.

45:11.460 --> 45:14.770
‫- من که نمی‌تونم...
‫- چطور وینرها رو تفکیک می‌کنن؟

45:16.239 --> 45:18.652
‫
‫درنهایت، کیلب ظاهر شد،

45:18.759 --> 45:21.352
‫
‫و نشون‌مون داد که
‫چطوری انجام می‌شه.

45:23.125 --> 45:24.560
‫عالی بود.

45:26.693 --> 45:27.680
‫همینه.

45:28.517 --> 45:29.810
‫اونو ببر اون‌طرف.

45:30.052 --> 45:30.852
‫کیلب؟

45:30.853 --> 45:32.143
‫برو تو کارش.

45:33.000 --> 45:34.480
‫پشمام!

45:35.766 --> 45:37.760
‫- قطعا یه پسره دیگه؟
‫- آره.

45:39.520 --> 45:41.939
‫خب، دختر، دختر، دختر.

45:42.239 --> 45:43.400
‫تمومه.

45:45.433 --> 45:46.980
‫
‫در ماه مارس،

45:47.060 --> 45:50.133
‫
‫گفتم که دیگه نمی‌خوام خوک نگهدارم.

45:50.320 --> 45:52.820
‫- همین الان نشست روی یکی دیگه‌شون.
‫- وای ببین!

45:52.893 --> 45:54.992
‫
‫مرگ بچه‌خوک‌ها...

45:55.120 --> 45:57.012
‫
‫خیلی دلخراش بود.

46:05.853 --> 46:07.119
‫
‫اما به جاش،

46:07.120 --> 46:11.819
‫
‫تصمیم گرفتم راهی برای زنده نگه
‫داشتن بچه‌خوک‌های بیشتری پیدا کنم.

46:14.487 --> 46:17.990
‫
‫و سپس، آژاکسِ نر رو
‫دوباره استخدام کردم...

46:18.040 --> 46:19.453
‫سلام، خوک.

46:19.540 --> 46:20.920
‫برگشتی.

46:21.392 --> 46:25.676
‫
‫...تا کارشو با 4 تا خانمِ
‫باقی‌مونده انجام بده.

46:27.820 --> 46:28.600
‫خب.

46:28.601 --> 46:31.043
‫- خیلی خوبه.
‫- تا کی باید نگه‌ش داریم؟

46:31.080 --> 46:32.750
‫- 4 هفته.
‫- 4 هفته.

46:32.819 --> 46:33.332
‫عاشق‌شونم.

46:33.333 --> 46:35.206
‫این‌ها حیوون‌های مورد علاقه‌ی من بودن...

46:35.207 --> 46:37.739
‫که تا‌به‌حال توی مزرعه داشتیم.

46:41.133 --> 46:43.216
‫
‫صبح فوق‌العاده‌ای بود،

46:43.217 --> 46:46.999
‫
‫یادگیری نحوه‌ی تفکیکِ
‫جنسیتی وینرهای پدرسوخته...

46:47.073 --> 46:49.806
‫
‫و خوش‌آمد دوباره‌ای به آژاکس.

46:50.633 --> 46:52.813
‫
‫و سپس، همون بعد از ظهر،

46:52.814 --> 46:56.606
‫درحالی که بیرون و در
‫چمن‌زارهای گل های وحشی بودم،

46:56.793 --> 46:58.900
‫
‫روزم حتی بهترم شد.

47:03.773 --> 47:05.113
‫یه لحظه...

47:05.613 --> 47:06.900
‫امکان نداره.

47:08.373 --> 47:10.073
‫نه! برگشته!

47:10.119 --> 47:11.959
‫جرالد برگشته!

47:12.900 --> 47:15.039
‫باورم نمی‌شه!

47:18.306 --> 47:19.600
‫جرالد!

47:19.727 --> 47:21.260
‫برگشتی!

47:22.072 --> 47:23.931
‫- برگشتی!
‫- سلام.

47:23.933 --> 47:25.299
‫حالت خوبه، جرمی؟

47:25.300 --> 47:27.539
‫از دیدنت خوش‌حالم، رفیق.

47:27.753 --> 47:30.239
‫- حالت چطوره؟
‫- امیدوارم مثل تو خوب باشم.

47:30.240 --> 47:32.723
‫- حال تو چطوره؟
‫- آره، بهترم.

47:33.006 --> 47:34.560
‫و مستقیم برگشتی سر کارت.

47:34.561 --> 47:35.266
‫
‫- آره.
‫و مستقیم برگشتی سر کارت.

47:35.873 --> 47:37.558
‫یالا، تعریف کن برام.

47:37.559 --> 47:40.165
‫چون می‌دونم که
‫حالت خیلی بد بوده، ولی...

47:40.166 --> 47:42.212
‫«شیمی‌درمانی» کردی یا پرتودرمانی؟
‫ (روشی که با ایجاد اختلال در DNA
‫از تکثیر سلول‌ها جلوگیری می‌کنند)

47:42.213 --> 47:43.358
‫پرتوردرمانی.

47:43.359 --> 47:44.357
‫- خب.
‫- آره.

47:44.358 --> 47:47.519
‫- خوب بود؟ چطور بود؟
‫- 37 بار باید می‌رفتم.

47:47.520 --> 47:48.479
‫37 بار؟

47:48.480 --> 47:49.193
‫آره.

47:49.194 --> 47:51.227
‫و کاملا درمان شدی؟
‫مسئله اصلی اینه.

47:51.228 --> 47:53.706
‫خب هنوز خطر کامل دفع نشده.

47:53.707 --> 47:55.919
‫ولی خب... بزنم به تخته.

47:56.606 --> 47:58.626
‫حتی نمی‌تونم تصورش هم بکنم.

47:58.713 --> 48:00.966
‫خب چطوری بود؟
‫«کاتتر» داشتی براش؟
‫ (Catheter لوله‌های پزشکی که برای کارهای
‫مانند تزریق، تخلیه و غیره استفاده می‌شوند)

48:00.967 --> 48:01.852
‫آره.

48:02.179 --> 48:06.259
‫[سخنان رمزنگاری شده با علوم فضایی]

48:06.260 --> 48:07.244
‫...همین‌طور ادامه می‌ده.

48:07.246 --> 48:09.579
‫خودت باید انجامش بدی.
‫من به‌شون می‌گم پاینت...

48:09.579 --> 48:11.742
‫[سخنانی فراتر از دایره‌ی فهم ما]

48:11.743 --> 48:13.237
‫پس اون چیزه اینجاست،

48:13.238 --> 48:14.670
‫مثل یه قارچ بزرگه.

48:14.671 --> 48:17.517
‫وقتی که تکون می‌خوره، تو باید...

48:17.606 --> 48:20.286
‫یه قوری چای یا همچین چیزی داره.

48:20.287 --> 48:22.374
‫و یه پد داره برای...

48:22.375 --> 48:25.440
‫مثل همون مشکی‌ها
‫که یه روز اونجا بود.

48:27.486 --> 48:30.880
‫این بهترین توصیف از درمانِ
‫سرطانه که تابه‌حال شنیده‌ام!

48:30.881 --> 48:31.680
‫آره!

48:34.600 --> 48:37.733
‫نمی‌دونی چقدر همه‌مون
‫دل‌مون برات تنگ شده بود.

48:37.906 --> 48:40.012
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

48:40.020 --> 48:41.160
‫
‫- آره، هست.
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

48:41.433 --> 48:43.639
‫خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

48:43.640 --> 48:44.400
‫
‫- آره.
‫خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

48:44.559 --> 48:46.006
‫پس به همین دلیل...

48:46.720 --> 48:48.600
‫مثل کوتاه کردن چمن‌ها
‫با ماشین چمن‌زنیه، نه؟

48:48.601 --> 48:51.946
‫[سخنانی سنگین‌تر از قدرتِ فهم مغز ناچیز ما]

48:51.947 --> 48:53.285
‫....با برنامه و همه چیز.

48:53.286 --> 48:54.827
‫خب نمی‌تونی.

48:55.246 --> 48:56.405
‫ولی می‌دونی دیگه.

48:56.666 --> 48:59.998
‫خب، فکر می‌کنم که...
‫یعنی خب با... خب نمی‌دونم....

48:59.999 --> 49:00.979
‫آره، ولی...

49:00.980 --> 49:02.833
‫نه، نه، ن، مشکلی نیست.

49:02.900 --> 49:05.380
‫مثل نازلیه که ته آب‌پاشه.

49:05.967 --> 49:09.746
‫
‫ [موسیقی: What Makes A Good Man?
‫از The Glorious Dead]

49:11.546 --> 49:16.000
‫
‫خیلی وقت‌ها، کشاورزی بی‌رحم و سخته.

49:16.680 --> 49:20.839
‫♪ Ain't nothin' wrong
‫with this chemistry ♪

49:20.880 --> 49:24.259
‫
‫اما در این زمان از سال
‫که همه چیز سرزنده...

49:24.372 --> 49:27.160
‫
‫و در حال رشده و سرشار از زندگیه...

49:27.306 --> 49:29.186
‫
‫و همه حال‌شون خوبه...

49:30.587 --> 49:34.239
‫
‫می‌تونه بهترین شغل دنیا باشه.

49:34.240 --> 49:36.040
‫♪ Is another one meant for me ♪

49:36.041 --> 49:38.599
‫♪ To tell me now ♪

49:38.600 --> 49:41.200
‫♪ And show me how ♪

49:41.201 --> 49:43.742
‫♪ To understand ♪

49:43.743 --> 49:46.480
‫♪ What makes a good man? ♪

49:46.481 --> 49:48.920
‫♪ Tell me now... ♪

49:50.040 --> 49:51.438
‫
‫روی سطح زمین،

49:51.439 --> 49:54.299
‫
‫Diddly Squat مکانی
‫سرسبز و شاد بود،

49:54.300 --> 49:56.417
‫
‫همین‌طور که وارد تابستون می‌شدیم.

49:58.420 --> 50:00.020
‫
‫اما زیر زمین...

50:00.393 --> 50:02.633
‫
‫شکلی از حیات فرازمینی...

50:02.634 --> 50:04.520
‫
‫درحال جمع‌آوری یه راتش بود.

50:09.903 --> 50:11.723
‫
‫« در قسمت بعد»

50:11.859 --> 50:14.479
‫می‌تونم توجه‌تون رو به محصولاتِ
‫جدید Diddly Squat جلب کنم؟

50:14.480 --> 50:15.606
‫کیر فضایی می‌فروشین؟

50:15.693 --> 50:16.920
‫
‫«کیر فضایی»
‫«فروش فقط امروز!»

50:16.920 --> 50:19.985
‫نمی‌تونم به زبون بیارم که چقدر خوبه.

50:20.766 --> 50:22.200
‫6.1 کیلوگرم.

50:22.593 --> 50:23.960
‫آماده‌ای؟

50:24.480 --> 50:25.680
‫- کیلب! حالت چطوره؟
‫- حال شما چطوره؟

50:25.681 --> 50:26.840
‫خیلی خوبم، ممنون.

50:26.841 --> 50:46.841
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
